مقاله ترس از مرگ
مقاله ترس از مرگ |
![]() |
دسته بندی | پژوهش |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 16 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 23 |
مقاله ترس از مرگ
مقدمه:
ترس از مرگ و نگرانی از مرگ مخصوص انسان است. حیوانات درباره مرگ فکر نمیکنند آنچه در حیوانات وجود دارد غریزه فرار از خطر و میل به حفظ حیات حاضر است. به عبارتی در انسان آرزوی خلود و جاویدان ماندن وجود دارد و این آرزو مخصوص انسان است و «نگرانی از مرگ» زاییده میل به خلود است و از آنجا که در نظامات طبیعت هیچ میلی گزاف و بیهوده نیست، میتوان این میل را دلیلی بر بقا بشر پس از مرگ دانست.
...
کم کاری برای آخرت
عامل دیگر برای ترس از مرگ خالی بودن ستون حسنات و پر بودن ستون سیئات نامه اعمال است. در حدیثی میخوانیم که فردی خدمت رسول خدا
صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمد و عرض کرد یا رسول اله من چرا مرگ را دوست
ندارم؟ حضرت فرمود : آیا ثروتی داری؟ عرض کرد: آری. فرمود : چیزی از آنرا
پیش از خود فرستادهای؟ عرض کرد : نه. حضرت فرمود : به همین دلیل است که
مرگ را دوست نداری چون نامه اعمالت خالی از حسنات است.
با توضیحی
که درباره عوامل نگران کننده از مرگ داده شد روشن گردید که مرگ برای یک
انسان مومن که تمام زندگانیش را در راه اطاعت از خداوند متعال صرف نموده و
کارنامه عملش پر از اعمال صالح و نیک است هیچ جای نگرانی ندارد و مرگ برای چنین کسی از عسل هم شیرینتر خواهد بود.
دو کس از مرگ مىترسند، آن کس که آن را به معنى نیستى و فناى مطلق تفسیر مىکند، و آن کس که پروندهاش سیاه و تاریک است!
آنها که نه جزء این دستهاند و نه آن، چرا از مرگ در راه هدفهاى پاک وحشت کنند مگر چیزى از دست مىدهند؟
داستان «آب حیات» با آب و تاب فراوان در همه جا مشهور است.
و نیز از قدیمترین ایام، بشر در جستجوى چیزى به نام «اکسیر جوانى» بوده است، و براى آن افسانهها به هم بافته، و آرزوها در دل پرورانده است.
این همه گفتگو، از یک چیز حکایت مىکند و آن مسأله وحشت آدمى از مرگ، و عشق به ادامه حیات و فرار از پایان زندگى است، همان طور که افسانه «کیمیا» همان ماده شیمیائى مرموزى که چون به مس کم ارزش برسد تبدیل به طلاى پر ارزش مىشود، روشنگر وحشت انسان از فقر اقتصادى، و تلاش و کوشش براى جلب ثروت بیشتر مىباشد.
افسانه اکسیر جوانى نیز منعکس کننده وحشت از پیرى و فرسودگى و بالاخره پایان زندگى و مرگ است.
بیشتر مردم از نام مرگ، مىترسند، از مظاهر آن مىگریزند، از اسم گورستان متنفرند، و با رزق و برق دادن به قبرها مىکوشند ماهیت اصلى آن را به دست فراموشى بسپارند حتى براى فرار دادن افراد از هر چیز خطرناک یا غیر خطرناکى که مىخواهند کسى آن را دستکارى و خراب نکند روى آن مىنویسند «خطر مرگ» ! و در کنار آن هم عکس یکجفت استخوان مرده آدمى به حالت «ضربدر» ! در پشت یک جمجمه که خیره و بى روح به انسان نگاه مىکند قرار مىدهند .
آثار وحشت انسان از مرگ در ادبیات مختلف دنیا فراوان دیده مىشود، تعبیراتى همچون «هیولاى مرگ» ، «سیلى اجل» ، «چنگال موت» و دهها مانند آن همه نشانههاى این وحشت و اضطراب همگانى است.
داستان معروف رؤیاى هارون الرشید که در خواب دیده بود همه دندانهاى او ریخته است و تعبیر خواب کردن آن دو نفر که یکى گفت: «همه کسان تو پیش از تو بمیرند» .
...
معناى توبه
توبه به معناى برگشت است، لذا در قرآن، هم به خداوند نسبت داده شده و هم به انسان. (159)
توبه خدا یعنى برگرداندن لطف و رحمت خود بر بندگان و توبه انسان به معناى
برگشت او از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است و لذا در هر توبه انسان دو
توبه از خدا مىبینیم؛
یکى برگرداندن لطف خودش به بندگان گناهکار است
که با این لطف انسان متوجه بدىهاى خود مىشود و پس از این توجه، انسان نیز
توبه کرده و از افکار و اعمال خودش پشیمان شده و برمىگردد. و دیگرى پذیرش
توبه انسان است که بار دیگر خدا لطف کرده و توبه او را مىپذیرد.
همانند پدرى که لطف مىکند و سرمایهاى را به فرزندش مىبخشد و این فرزند
با همان سرمایه، اجناسى تهیه مىکند، دوباره پدر، آن اجناس را با قیمت چند
برابر از پسرش مىخرد که در واقع یک تجارت و سود فرزند، میان دو لطف پدر
قرار دارد.
بنابراین یک توبه انسان میان دو توبه خدا قرار گرفته است،
بدین ترتیب که ابتدا خداوند توفیق توجه به عیبها را به انسان عطا می
فرماید،
آنگاه انسان پشیمان شده و از آن عیبها و گناهان توبه می کند، و سپس خداوند توبه او را مىپذیرد که این لطفى دیگر است.
قرآن این حقیقت را چنین بیان می فرماید:
«ثمّ تابَ عَلیهِم لِیَتوبُوا اِنّ اللّه هو التَّوابُ الرَّحِیم» (160)
خداوند لطف خودش را بر آنها شامل مىکند و مىفهمند که بد کرده اند، سپس
آن افراد توبه می کنند و بار دیگر خداوند رحیم توبه آنان را پذیرفته و
آنان را می بخشد.