دانلود تحقیق آموزش و پرورش در آینه آمار 24 ص

دانلود آموزش و پرورش در آینه آمار 24 ص تحقیق آموزش و پرورش در آینه آمار 24 ص مقاله آموزش و پرورش در آینه آمار 24 ص آموزش و پرورش در آینه آمار 24 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 35 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 30
دانلود تحقیق آموزش و پرورش در آینه آمار 24 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 30 صفحه

آموزش و پرورش کمیسیون فرهنگیان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان: آموزش و پرورش وزارتخانه ای است با 2/1 میلیون معلم و کارمند و حدود 15 میلیون دانش¬آموز که در بیش از 150 هزار آموزشگاه به تحصیل مشغولند.
(شامل دوره های :آمادگی -ابتدایی- راهنمایی- متوسطه -پیش دانشگاهی - تربیت معلم -اموزش بزرگسالان).
11400 اموزشگاه به صورت غیرانتفاعی وبقیه به شکل دولتی اداره می شوند.
به این ترتیب نظام آموزش و پرورش به شدت متمرکز و تحت کنترل دولت است.
93 تا 95 درصد بودجه جاری وزارتخانه که تنها از سال 83 تا 86 تقریبا دو برابر شده است، صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان می¬شود.
در همین حال کارکنان این وزارتخانه در میان دستگاه های دولتی همچنان پایین ترین حقوق ها را دریافت می کنندو همواره به کمی حقوق ومزایای خود معترضند.
به رغم گذشت بیش از 20 سال از تاسیس نخستین مدارس غیر انتفاعی وتشویق مشارکت های مردمی تنها 3/6 درصد دانش¬آموزان زیر پوشش مدارس غیرانتفاعی تحصیل می کنند واین امار در 15 سال گذشته افزایش نیافته است.
در سال تحصیلی 86- 85 تعداد دانش اموزان مدارس غیر انتفاعی کمتر از یک میلیون نفر بود.
ساختمان وکلاس تعداد ساختمان¬های آموزش و پرورش با کاربری اموزشی، اداری و تربیت معلم و مالکیت دولتی یا استیجاری در مجموع 90 هزار دستگاه است که در انها بیش از120 هزار مدرسه دولتی تشکیل می شود.
670 هزار کلاس درس درتنها 440 هزار اتاق/کلاس برگزار می¬گردد.
حدود 50 درصد ساختمان¬های در اختیار آموزش و پرورش یا به کلی مخروبه¬اند و باید تخریب و نوسازی شوند و یا نیاز به تعمیر اساسی و مقاوم¬سازی دارند.
در سال 85 بودجه¬ای معادل 4 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی به نوسازی و بازسازی مدارس مخروبه اختصاص یافت که قرار است در مدت چهار سال در اختیار سازمان نوسازی و تجهیز مدارس قرار گیرد.
در سال 85، 700میلیون دلار ودر سال جاری 1115 میلیون دلار از این مبلغ، در اختیار اموزش وپرورش قرار گرفت اما به دلیل مقررات دست وپاگیراداری ومشکلات بوروکراتیک، سازمان نوسازی مدارس قادر به جذب این بودجه وساخت وساز وتعمیر مدارس در مقیاس وسیع نیست.
نیروی انسانی حدود 40 در صد کارکنان دولت در وزارت اموزش وپرورش به کار اشتغال دارند.
مجموع شاغلان این وزارتخانه حدود2/1 میلیون نفر است.
تقریبا 700هزار نفر از این تعداد در کلاس های درس به عنوان اموزگار ، دبیر،هنراموز به تدریس مشغولند و400هزارنفر به عنوان کادر اداری مدرسه(مدیر، معاون،دفتردار،سرایدار، متصدی ازمایشگاه وکارگاه، کتابدار ) و کارمند اداری در مناطق وسازمانها وستاد وزارتخانه کار می کنند.
بسیاری از کارکنان اداری دارای رسته اموزشی هستند و اشتغال کارکنان اموزشی در مشاغل اداری وبالعکس به سهولت امکانپذیر است ونیاز به تغییر رسته ندارد.
با امارهای ارائه شده باید با احتیاط برخورد کرد وتناقض های موجود در انها را به عنوان بخشی از نارسایی سیستم پذیرفت.
حدود 332 هزار نفر از کارکنان آموزش و پرورش در مدارس ابتدایی به کار مشغولند، 80 درصد آنها به عنوان معلم یا مدیر- معلم در کلاس درس به تدریس می-پردازند.
45 درصد معلمان دوره ابتدایی مرد و 55 درصد زن هستند.
مدرک تحصیلی کارکنان دوره ابتدایی به شرح


دانلود تحقیق آموزش و پرورش ایران 63 ص

دانلود آموزش و پرورش ایران 63 ص تحقیق آموزش و پرورش ایران 63 ص مقاله آموزش و پرورش ایران 63 ص آموزش و پرورش ایران 63 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 56 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 76
دانلود تحقیق آموزش و پرورش ایران 63 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 76 صفحه

آموزش و پرورش ایران در کشور ما ایران، فراگیرترین نهادی که به امر آموزش و تربیت نیروی انسانی می‌پردازد، وزارت آموزش و پرورش است که نزدیک به یک‌چهارم جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است.
هفته گذشته سال تحصیلی 85- 86، برای حدود 15 میلیون دانش‌آموز مقاطع مختلف، 6 میلیون نفر در مقطع ابتدایی، 4 میلیون و 300هزار نفر در مقطع راهنمایی تحصیلی و 4 میلیون و 600 هزار نفر در مقطع متوسطه و پیش‌دانشگاهی، در کنار1میلیون و , هزار 180معلم آغاز شد.
که بر اساس اعلام خبرگزاری ایلنا در 48 هزار مدرسه و 455 هزار کلاس درسی به امر تحصیل اشتغال دارند.
از میان 15 میلیون دانش‌آموزکشور، یک میلیون و 200هزار نفر اختصاص به نوآموزانی دارد که نخستین سال تحصیلی خود را امسال آغاز کردند.
ر قرن 21 ، در نظام ولایت فقیه، یک چهارم از جوانترین مقطع سنی جمعیت ایران ، در شرایطی به امر تحصیل مشغول است که تصور آن نیز برای انسان مشکل و موجبات حیرت است.
مشکلات کیفی آموزش در ایران ، در کنار کمبودهایی کمی، از قبیل وجود 32هزار مدرسه تخریبی و خطرآفرین و26هزار و 610 مدرسه غیرمقاوم و هزینه های آموزشی و شهریه های سر سام آور و نیز وجود نابسامانیهای از قبیل اعتیاد، مواد دخانی ، مسائل جنسی ، خشونت ، فقر و سوء تغذیه و .
.
.
از جمله آسیبهایی است که جوانترین قشر جامعه ما در معرض آن قرار دارند.
نگارنده در طی 3 مقاله ، 2 بخش را به کمبودهای کمی آموزش و پرورش کشور اختصاص و در بخش سوم به بررسی مشکلات کیفی آموزش در ایران در پرتو کمبودهای کمی آن میپردازم.
بودجه آموزش و پرورش ایران در بخش آموزش و پرورش که در هر کشورى کلید توسعه پایدار و مبناى رشد و پیشرفت جامعه است، ملاحظه مى شود که در ایران همواره به دلیل کثرت نیروى انسانى و گستره وسیع دامنه عملیات آن ، بودجه آموزش و پرورش با کسری مواجه است .
در سال ۸۴ آخرین سال حکومت خاتمی این وزارت خانه با کسرى شدید ۳۳۰۰ میلیارد تومانى مواجه بود و بودجه سال 85 با وجود افزایش تعداد دانش آموزان و بالتبع افزایش نیازها تنها 1700 میلیارد تومان از کسری 3300 تومان را تامین کرده است.
بنابراین هنوز وزارت آموزش و پرورش با کسری بودجه روبرو است.
شایان توجه است درحالی که بودجه وزارت آموزش و پرورش در امسال تنها 15 درصد افزایش داشته است ، بودجه برخی نهادهای مذهبی تا 200 درصد افزایش یافته است! محمدرضا محدث معاون از برنامه‌ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: طی سالهای ‪ ۱۳۷۰‬تا ‪ ۱۳۷۴‬این وزارتخانه از لحاظ اعتباری دوران رکود را گذارند و بدترین دوران سال ‪ ۱۳۸۳‬بود که سهم این وزارت آموزش و پرورشاز تولید ناخالص ملی به ‪۲/۵‬ درصد رسید.
اکنون سهم این وزارتخانه از تولید ناخالص ملی از ‪به 3 درصد ارتقاء یافته است و محمود رشیدی "وزیر" آموزش و پرورش نیز اعلام کرد که بودجه سال 85 آموزش و پرورش را قریب به 6 هزار و 100 میلیارد تومان اعلام کرد.
برای اینکه وضعیت نابسامان آموزش و پرورش کشور مشخص گردد لازم است خاطر نشان خوانندگان محترم سازم که در سال 59 در دوران اولین حکومت منتخب و آزاد ملت که برنامه عدم وابستگی به فروش نفت و کاستن از حجم آن را به اجرا در آورده بود و کشور دچار جنگ نیز میبود


دانلود تحقیق آموزش و پرورش 10 ص

دانلود آموزش و پرورش 10 ص تحقیق آموزش و پرورش 10 ص مقاله آموزش و پرورش 10 ص آموزش و پرورش 10 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 16 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 10
دانلود تحقیق آموزش و پرورش 10 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 10 صفحه

مقدمه : با عنایت به اصول بنیادین انقلاب اسلامی وآرمان های بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران که در قانون اساسی کشور انعکاس یافته وهمچنین با عنایت به منویات مقام معظم رهبری ،قانون اهداف ووظایف وزارت آموزش وپرورش وبا در نظر گرفتن مفاد سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی وسیاست های کلان دولت جمهوری اسلامی وبه منظور تقویت وارتقاء جایگاه و حضور فعال نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه های منطقه ای و بین المللی ، اهداف وخط مشی های وزارت آموزش وپرورش در مبادلات منطقه ای و بین المللی به شرح زیر اعلام می گردد.
اهداف : 1- گسترش وتعمیق ارتباطات ، همکاری هاو مبادلات منطقه ای و بین المللی در حوزه ماموریت های وزارت آموزش وپرورش .
2- شناساندن مبانی،راهبردها ، برنامه ها ودستاوردهای نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی ایران .
3- حضور فعال وبهره گیری از ظرفیت ها ،تجربه ها وهمکاری های مناسب بین المللی درراستای کسب جایگاه اول علمی – آموزشی منطقه.
4 - مشارکت درپاسداری وگسترش فرهنگ ،زبان وادب فارسی در خارج کشور.
5- پاسداری از حق تعلیم وتربیت کودکان جهان در دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی بویژه در مورد دختران وکودکان روستایی 6- توسعه بازار کار آموزشی و فرهنگی در خارج از کشور 7- فراهم نمودن زمینه تعلیم و تربیت مناسب فرزندان ایرانیان خارج از کشور باتاکید بر صیانت فرهنگی آنان 8- همکاری با سازمانهای علمی ، آموزشی و فرهنگی منطقه ای وبین المللی (نظیر آیسسکو و یونسکو ) در راستای اهداف اسلام ومسلمانان 9- توسعه وتقویت فعالیت های کمیسیون ملی آیسسکو در جمهوری اسلامی ایران وگسترش زمینه های همکاری با سازمان آیسسکو و کشورهای عضو خط مشی ها: 1- برقراری ارتباط با نظام های آموزشی دنیا در چارچوب اصول پذیرفته شده.
2- اولویت دادن به کشورهای همسایه و مسلمان در انعقاد موافقت نامه ها،برنامه های مبادلات وتنظیم یادداشت تفاهم علمی ، آموزشی وتربیتی.
3- برقراری ارتباط و همکاری با کشورها،مجامع وسازمان های علمی،آموزشی منطقه ای و بین المللی ای(دولتی و غیر دولتی ) درزمینه اجرای طرح ها، پروژه ها وتحقیقات منطقه ای و بین المللی .
4- معرفی نظام آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران و دستاوردهای آن به کشورهاونهادهای ذیصلاح بین المللی 5- تشویق ،ظرفیت سازی ،حمایت وایجادتسهیلات لازم جهت حضور فعال نمایندگان وزارت آموزش وپرورش وصاحبان اندیشه وآثار علمی،آموزشی وتربیتی در مجامع علمی ،آموزشی و فرهنگی بین المللی.
6- تسهیل شرایط استفاده از نتایج تحقیقات آموزشی منا سب بین المللی در کیفیت بخشی به امور آموزش و پرورش.
7- اشاعه طرح ها وبرنامه های آموزشی – تربیتی و پژوهشی موفق به سایر کشورها ، مجامع وسازمان های بین المللی.
8- فعالیت مؤثر در تهیه واجرای طرح ها وبرنامه های نوین برای ارائه به سازمان های آموزشی بین المللی.
9- مشارکت و همکاری با نهادهای ذیربط برای اشاعه زبان وادبیات فارسی وارائه تصویر درست از فرهنگ وتمدن ایرانی – اسلامی به کشورها.
10- ارتباط سازنده وموثر با مدارس و مراکز آموزشی خارجی مستقر در کشور و نظارت برعملکرد آنان.
11- ارائه خدمات آموزشی و تربیتی به دانش آموزان خارجی پناهنده به کشور در


دانلود تحقیق آموزش بزرگسالان 23 ص

دانلود آموزش بزرگسالان 23 ص تحقیق آموزش بزرگسالان 23 ص مقاله آموزش بزرگسالان 23 ص آموزش بزرگسالان 23 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 19 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 23
دانلود تحقیق آموزش بزرگسالان 23 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 23 صفحه

آموزش بزرگسالان تاریخچه دبیرستانهای مردمی و انجمن‌های آموزش بزرگسالان در زمره قدیمی‌ترین مراکز سازمان یافته ارائه کننده دوره‌های آموزش بزرگسالان درکشور سوئد محسوب می‌گردند.
با اعمال تغییرات ساختاری درحوزه آموزش سوئد طی قرن 19، روند توسعه آمورش بزگسالان تسهیل یافت.
افتتاح نخستین مراکز آموزش متوسطه مردمی ویژه آموزش بزرگسالان در سال 1868 خود مبین این مطلب است.
گفتنی است که سایر مراکز آموزش متوسطه مردمی کشور سوئد در آغاز قرن20 پدیدار شدند.
انجمن‌های آموزش بزرگسالان در کشور سوئد به واسطه توسعه جنش‌های مردمی تشکیل گردید.
ازجمله توسعه جنش‌های مردمی نظیر جنبش‌های مذهبی و جنبش‌های سیاسی می‌توان به نیاز اعضای جنبش به برخورداری از اطلاعات و بالابردن سطح آگاهی افراد از نیروی بالقوه خود اشاره نمود.
گفتنی است که جامعه علمی این نیازها را تامین نموده، جنبش‌های مردمی نظارت بر حوزه آموزش را به دست گرفته و نخستین گروه‌های آموزش بزرگسالان کشور طی سال 1902 شکل گرفت.
علی‌رغم ارائه دوره‌های معمول آموزش بزرگسالان در مدارس ایالتی، طرح توسعه مدارس ویژه آموزش بزرگسالان کشور سوئد طی دهه‌های 60 -1950به اجرا در آمد.
مدارس شبانه ابالتی ویژه بزرگسالان نیز در آوریل سال 1938 تاُسیس گردید.
طی دهه 1950نیز افراد بزرگسال کشور سوئد از امکان حضور در دوره‌های آموزش تکمیلی برخوردار گردیدند.
لازم به ذکر است که مدارس شبانه ابالتی ویژه بزرگسالان ، ابتدا توسط انجمن‌های آموزش بزرگسالان اداره می‌گردید، تا اینکه درسال 1963 مدارس مذکور از امتیازات ایالتی برخوردار گردید.
در این اثنا و با گذر از دوره گذار، توسعه کلیه مدارس شبانه ابالتی ویژه بزرگسالان تحت نظارت شهرداری‌های کشور در آمد.
علاوه بر این دوره‌های آموزش فنی و حرفه‌ای بزرگسالان به صورت دوره‌های آموزشی پاره وقت و توسط مدارس فنی و حرفه‌ای ارائه گردید.
در سال 1967 اقداماتی در خصوص اعمال اصلاحات تدریجی در حوزه آموزش بزرگسالان سوئدی به عمل آمد که از آن جمله می‌توان به پذیرش دانش‌جویان در دوره‌ها ی آموزش ایالتی، ملی و شهری (منطقه‌ای) اشاره نمود.
در نتیجه اعمال چنین اصلاحاتی، مدارس شبانه متوسطه و تکمیلی ایالتی ازفعالیت بازمانده و از سال 1968 تحت نظارت شهرداری‌های کشور فعالیت می‌نمایند.
در سال 1997 گذراندن دوره های آموزش پایه برای افراد بزرگسال کشور الزامی گردیده و با آموزش بزرگسالان تحت نظارت شهرداریهای کشور ادغام گردید.
لازم به ذکر است که دوره‌های آموزش بزرگسالان تحت نظارت شهرداریهای کشور بخشی از سیستم آموزش ایالتی کشور سوئد محسوب می‌گردد.
ازسال 1986 مسئولیت برگزاری و نظارت بر دوره‌های آموزش زبان سوئدی ویژه مهاجرین به شهرداریها ی مناطق مختلف کشور تفویض گردیده است.
چارچوب‌های قانونی طبق قانون مصوب 1975ویژه آموزش بزرگسالان کلیه شهروندان شاغل سوئدی از حق مرخصی بدون حقوق، جهت حضور در دوره‌های آموزشی برخوردارمی‌باشند.
لازم به ذکر است که محدودیت قانون مذکور مشروط بر این است که افراد شاغل بزرگسال سوئدی به همکاری با یک کارفرما طی12-6 ماه گذشته مبادرت نموده باشند.
کلیه افراد شاغل سوئدی هم چنین بدون احتساب موقیت شغلی از حق حضور دردوره‌


دانلود تحقیق آموزش ابتدایی 21 ص

دانلود آموزش ابتدایی 21 ص تحقیق آموزش ابتدایی 21 ص مقاله آموزش ابتدایی 21 ص آموزش ابتدایی 21 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 20
دانلود تحقیق آموزش ابتدایی  21 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 20 صفحه

آموزش ابتدایی ساختار آموزشی مقطع آموزش ابتدایی شامل کودکان گروه سنی بین 6 تا 14 سال می شود.
در مدارس دولتی رایگان این آموزش برای کودکان دختر و پسر اجباری است .
مدارس ابتدایی مؤسسات آموزشی ملی هستند که توسط دولت برای تعلیم و تربیت پسران و دختران از طریق دوره اموزش اجباری 5 ساله ایجاد شده اند .
طول مدت آموزش در این مدارس 8 سال است .
در طول سال تحصیلی92-1991، 6870683 کودک تحت نظر 234154 معلم در 50669 مدرسه ابتدایی آموزش دیده اند .
24/95 در صد کودکان در این رده سنی در مدارس حضور یافتند.
آموزش ابتدایی برای تمامی شهروندان بدون در نظر گرفتن جنسیت آن‌‌‌ها اجباری است و به‌صورت رایگان در مدارس دولتی ارائه می‌‌شود.
مؤسسات آموزشی ابتدایی شامل مدارس آموزش ابتدایی، کلاس‌‌های آموزشی و جبرانی و هم‌چنین مدارس و کلاس‌‌هایی است که برای کودکان با نیاز به آموزش خاص( کودکان استثنایی) تأسیس می‌‌شود.
ساختار مراکز آموزش ابتدایی تعداد معلمان زن تعداد کل معلمان تعداددختران ثبت نامی تعدادکل ثبت نامی تعدادمدارس سال تحصیلی  95740 225852 3225259 6848083 51055 1990  99474 234961 3238599 6878923 50669 1991  100822 235721 3163808 6707725 49974 1992  102391 237943 3092337 6526296 49599 1993  101557 233073 3065485 6466648 48429 1994  101148 231900 3033082 6403300 48038 1995  94550 217131 3013550 6389060 46292 1996  اهداف دراز مدت آموزشی از جمله مهمترین اهداف دراز مدت آموزش ابتدایی هماهنگ با اهداف دراز مدت و اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1- ایجاد دانش‌پایه، مهارت‌‌ها، نگرش‌‌‌ها و عادات لازم برای کودکان ترک به منظور تبدیل به شهروندانی خوب و پرورش آنان در راستای اخلاقیات.
2- آماده سازی کودکان ترک برای زندگی و آموزش در سطوح بالاتر و پرورش آنان در راستای علائق و استعداد‌هایشان.
اهداف کوتاه مدت آموزشی از جمله مهمترین اهداف کوتاه مدت آموزش ابتدایی هماهنگ با اهداف دراز مدت و اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1- خلق محیط آموزشی تحقیقاتی،مولد و مؤثر که به دانش‌آموزان اجازه می‌‌دهد خواسته‌‌‌ها و احساسات خود را بیان کرده،نقاط ضعف و قوت خود و خانواده شان را شناسایی نموده واحساس مسئولیت خود را پرورش دهند.
2- خلق محیط‌های آموزشی و فوق برنامه که برای دانش‌آموزان ابزار لازم برای پیدا کردن دیدی وسیع و جامع نسبت به دنیا را فراهم کند.
3- تهیه برنامه‌‌‌ها برای این‌که دانش‌آموزان را از تکنولوژی‌های اطلاعاتی و مسائل اجتماعی و فرهنگی مطلع ساخته و آنان را افرادی چند بعدی و در حال پیشرفت دائمی در مسائل آکادمیک و اجتماعی و انسآن‌‌هایی با شعور بسازد.
4- وادار ساختن کودکان در فراگیری مهارت‌‌هایی که به آنان توانایی پذیرفته شدن در جامعه و محیط اطراف زندگیشان را می‌‌دهد.
به طورکلی ترمی توان گفت که هدف اصلی مقطع ابتدایی آموزش دانش و مهارتهای اولیه به کودکان،آموزش راه و رسم شهروند خوب بودن وآماده کردن آنها برای زندگی اجتماعی و مقاطع آموزشی بالاتر با درنظر گرفتن علایق،استعدادها و توانائی های دانش آموزان است.
برنامه های آموز


دانلود تحقیق آلمان و آموزش و پرورش در آن 27 ص

دانلود آلمان و آموزش و پرورش در آن 27 ص تحقیق آلمان و آموزش و پرورش در آن 27 ص مقاله آلمان و آموزش و پرورش در آن 27 ص آلمان و آموزش و پرورش در آن 27 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 112 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 27
دانلود تحقیق آلمان و آموزش و پرورش در آن 27 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 27 صفحه

آلمان و آموزش و پرورش در آن نظام آموزشی در آلمان تحصیلات پایه آموزش ابتدایی در اکثر استانها ، باستثناء مدارس برلین و براندِنبرگ (6 سال)، 4 سال بطول میانجامد.
سیستم آموزش در مدارس متوسطه (کلاس 7/5 تا 13/12) به رشته های گوناگون تقسیم میشود و به فارغ التحصیلان هردوره مدرک رسمی اعطاء میگردد.
برنامه تحصیلی هنرستانها (کلاس 11/10 ببالا) به اخذ گواهینامه تحصیلات عمومی میانجامد.
نظام آموزش عمومی و حرفه ای شامل دبیرستانهای عمومی، مدارس ویژه معلولین و عقب افتادگان ذهنی و هنرستانهای تمام وقت و پاره وقت (کلاس 11/10 ببالا) است.
مدارس متوسطه عمومی برای تامیین خدمات آموزش اجباری به 4 گروه تقسیم شده است.
حوزه فعالیت (تک دوره ای یا چند دوره ای بودن) دبیرستانها توسط مراجع استانی تعیین میشود.
تحصیلات متوسطه جزو نظام آموزش اجباری بشمار میرود و برای همگان رایگان است.
کتب و سایر ملزومات بطور رایگان یا بصورت امانتی در بین محصلین توزیع میشود.
از کلاس 10 ببالا، محصلین کم بضاعت از انواع و اقسام مساعدتها (بورسیه) بهره مند میگردند.
تحصیلات عالی مراکز آموزش عالی دولتی و خصوصی به 3 گروه – دانشگاه و مراکز آموزش عالی دانشگاهی (مدارس عالی فنی/ دانشگاههای فنی ، مدارس تربیت معلم )، کالج هنر و موسیقی و دانشگاههای علوم کاربردی - تقسیم میشود.
از دهه 90 میلادی، ساختار برنامه های تحصیلی در مقطع آموزش عالی دستخوش اصلاحات بنیادین شده است.
اصلاحات شامل تجدید نظر در مواردی چون طول مدت تحصیل و تفکیک دوره های حرفه ای از دوره های آکادمیک است.
یکی از اولویتها در برنامه اصلاحات، توسعه دانشگاههای علوم کاربردی جهت پوشش دوره های پژوهشی و تکنولوژیکی است.
با به اجرا درآمدن اصلاحات اخیر در قانون آموزش عالی دولت مرکزی (مصوب 1998 و 2002)، بر دامنه اختیارات مراجع استانی افزوده خواهد شد (جهت انطباق با شرایط جدید،اصلاحات در مقررات محلی از هم اکنون آغاز شده است).
از طریق اعطاء اختیارات تام و دامن زدن به رقابت تنگاتنگ، امید است راندمان مراکز آموزش عالی بمیزان قابل ملاحظه ای بهبود یابد.
ساختار پرسنلی و ضوابط گزینش نیرو نیز مشمول اصلاحات سال 2002 میباشد.
آکادمی های حرفه ای از دیگر انواع مراکز آموزش عالی در کشور بشمار میروند.
این مراکز تابع سیستم دو منظوره فنی و حرفه ای در مقطع آموزش عالی میباشند.
مدرک رسمی دوره ها مشمول مقررات اتحادیه اروپا در خصوص فعالیتهای آموزش عالیست (قطعنامه کنفرانس 1995 وزراء آموزش و پرورش و امور فرهنگی استانها) و به قبول شدگان در آزمون نهایی اعطاء میشود.
مراحل تحصیلی مرحله اول دانشگاهی: دانشگاههای علوم کاربردی (دیپلم عالی/ لیسانس): برگزار کننده دوره های دیپلم عالی در رشته های مهندسی، اقتصاد، مددکاری، مدیریت عمومی و حقوقی و بهداشت و درمان.
مدرک دیپلم عالی به قبول شدگان در آزمون دیپلم عالی (بعنوان مثال، دیپلم عالی مهندسی ).
مدرک رسمی دانشگاههای علوم کاربردی دارای پسوند اِف.
اِچ (مخفف نام مرکز به آلمانی) است.
براساس ضوابط مربوط به زمان دوره ها ، هر دوره رسمی در دانشگاههای علمی و کاربردی باید ظرف 8 نیمسال (2 نیمسال = 1 سال تحصیلی) تکمیل شود (شامل 1 یا 2 ن


دانلود تحقیق چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش بخشید؟ 44 ص

دانلود چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش بخشید؟ 44 ص تحقیق چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش بخشید؟ 44 ص مقاله چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش بخشید؟ 44 ص چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش بخشید؟ 44 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 214 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 43
دانلود تحقیق چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش  بخشید؟  44 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 43 صفحه

 عنوان پژوهش: چگونه می‌توان نظم و انضباط کیفی را در دبستان گسترش بخشید؟
نام: بدرالملوک نام خانوادگی: برادران شماره پرسنلی: 11107475 نام پدر : حسنعلی محل خدمت: آموزش و پرورش منطقه : یازده – دبستان پسرانه مطهری مدرک تحصیلی : دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی آدرس: تهران.
میدان جمهوری، خیابان ارومیه غربی، بین خیابان خوش و رودکی جنب دبستان شهید امامی پلاک 360 طبقه آخر تلفن تماس: 66907901 09126763626 فهرست مطالب عنوان صفحه مقدمه 1 هدف 2 روش 3 توصیف وضعیت موجود 3 جمع‌آوری اطلاعات (شواهد / یک ) 4 تجزیه و تحلیل شواهد یک 12 انتخاب راه جدید موقتی یک 15 اجرا و ارزشیابی طرح 15 جمع آوری اطلاعات شواهد دو 16 تجزیه و تحلیل اطلاعات شواهد دو 22 انتخاب راه جدیدتر و ارزشیابی آن 23 حسن ختام 37 منابع 39 چکیده (کوتاه نوشت) 40 مقدمه: از خدا جوییم توفیق ادب هر کودکی نیاز به یادگیری نظم و انضباط دارد.
خانواده اولین مکانی است که کودک در آنجا یاد می گیرد که چه رفتارهایی مورد قبول و پذیرش و چه رفتارهایی نا مطلوب است.
کودکان باید یاد بگیرند که: کدام دسته از کارها خیر و سالم است و کدام کارها ناسالم و شر هستند.
چرا احترام به حقوق دیگران و حفظ حرمت افراد واجب است؟
و.
.
.
معمولاً کودکانی لوس، بد رفتار،‌خودخواه و نا امن، نامیده می‌شوند که با انضباط ناچیزی پرورش یافته اند و تربیت کودکان با انضباط سخت، کودکانی ترسو را به بار می آورد.
بعد از خانواده مدرسه، مکانی است که بصورت رسمی، مستقیم و غیر مستقیم به پی ریزی مبانی نظم و انضباط می پردازد.
و طی فرآیند تقریباً ده- دوازده ساله نوجوانان و جوانانی را وارد اجتماع می نماید که از آنها انتظار حداقل یک «شهروند خوب» که نظم اجتماعی را رعایت کند را داریم.
در این طرح پژوهشی سعی دارم ضمن بررسی مبانی نظم و انضباط کیفی و ایجابی به جای نظم و انضباط سلبی و تحمیلی راهکارهای عملی دستیابی به این امر خطیر را با توجه به بضاعت فکری و عملی و به استعانت از رب متعال که پرورش دهنده و بهترین نظم دهنده در جهان است را بیان کنیم.
تا ان شاء ا.
.
.
جرقه ای باشد برای روشن کردن مشعل هدایت آینده سازانی که راهنمایی آنها بدست ما سپرده شده است.
ان شاء ا.
.
.
بیان مساله: -مدارس ابتدایی تابع چه قوانین و مقررات انضباطی هستند؟
-دانش آموزان ابتدایی (مخاطبان) از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و .
.
.
دارای چه توانایی‌ها و محدودیت هایی میباشند.
-سیر آموزش انضباط از خانواده و مدرسه چگونه باید طی گردد؟
-چگونه می توانم با طرحی نو انضباط کیفی و درونی با تاکید بر تربیت وجدان در مدرسه را گسترش دهم؟
هدف: -آگاهی از قوانین و مقررات انضباطی که مدارس باید تابع آن باشند.
-آگاهی از توانایی‌ها و محدودیت های مخاطبان که قصد منضبط نمودن آنها را داریم.
-مطالعه و سیر آموزش انضباط از خانواده تا مدرسه.
-ابداع طرح های نو، جهت تقویت انضباط کیفی و درونی با تاکید تربیت وجدان.
روش مطالعه کتابخانه ای.
مشاهده ثبت رفتار، استفاده از مبانی روانشناختی و مقتضیات زمان و شرایط.


دانلود تحقیق پردازش اطلاعات کلامی 23 ص

دانلود پردازش اطلاعات کلامی 23 ص تحقیق پردازش اطلاعات کلامی 23 ص مقاله پردازش اطلاعات کلامی 23 ص پردازش اطلاعات کلامی 23 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 45 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 25
دانلود تحقیق پردازش اطلاعات کلامی 23 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 25 صفحه

موضوع تحقیق : پردازش اطلاعات کلامی استاد راهنما: جناب آقای خواجوی گردآورنده : محمد ریحانی مرکز تربیت امام محمد باقر (ع) بجنورد دی ماه 87 فهرست مطالب خلاقیت توکل ونوجویی 4 سخن آموزگاران 8 وظایف نیمکره ها 11 علم کلام ونوآوری 15 موارد کاربردی در تحلیل اطلاعات 19 نظریه پردازشی 21 یادگیری در قالب پردازش اطلاعات 22 فهرست منابع ومآخذ 24 * خلاقیت، توکل و نوجویی نگاه زبان شناختی و مسأله ذهنیت در بحث زبان شناختی از هر گفتنی که شروع کنیم بحث این است که چه داریم می‌گوییم.
من عرض می‌کنم «در را ببندید».
این در اصل بعد «لوکوشرنی» است.
یعنی وقتی من دارم چیزی را بیان می‌کنم آیا دارم قول می‌دهم؟
آیا دارم وعدهای می‌دهم؟
آیا دارم امر می‌کنم و خط مشی میدهم .
.
.
اما بحث «پرلوکوشرنی» تأثیر آنچه که من می‌گویم روی مخاطب است از جنبه نشاط و امید بخشی.
شما نگاه کنید به گزاره‌هایی که در این حوزه از جنبه هستی شناسی مورد توجه واقع می‌شود چه آثاری را می‌تواند در حوزه تعامل‌های اجتماعی ایجاد کند.
در یکی از تحقیقات مهمی‌که در چند سال گذشته در آمریکای شمالی انجام شد و باعث شد محقق آن دکترای دومی ‌بگیرد این بود که آدمهای موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟
به هر حال آدم موفق نمی‌تواند آدم بینشاط و بیروحی باشد.
آدم موفق نمی‌تواند آدم افسردهای باشد چون افسردگی ضد موفقیت است یک سؤال اصلی این است که آدمهای موفق چه ویژگی‌هایی دارند؟
ایشان روی این حوزه داشت کار می‌کرد.
افراد مختلف را مورد بررسی قرار داد از صنعتگر موفق تا مدیر موفق، معلم و روزنامه نگار موفق.
تحقیقات ایشان ثابت کرد یکی از مهمترین ویژگی‌های انسان‌های موفق که می‌توانند پویایی را تجربه کنند و از رخوت و سستی پرهیز کنند «تصویر سازی‌های مثبت» است یعنی وجود تصویر سازی‌های مثبت می‌تواند عامل بسیار مهمی ‌باشد در ایجاد موفقیت و دوستان می‌دانند ما همیشه در حال تصویر سازی هستیم الان بنده که عرایضم را ادامه می‌دهم صرفاً یک نفر در حال تکلم است اما همه دوستانی که اینجا هستند صرفاً یک گفتار درونی را عملاً تجربه می‌کنند ما حتی در هنگام خواب هم تصویر سازی می‌کنیم، هم کلامی هم تصویری.
مثلاً موقعی که در بخش ناهشیار با خودمان صحبت می‌کنیم و این بخش ناهشیار می‌تواند مؤثر باشد بر ناخود آگاه و ضمیر ناخودآگاه جمعی یا فردی ما نگاه کنیم در حوزه هستی شناسی اسلامی ‌تا چه اندازهای روی تصویر سازی‌های مثبت کار می‌شود؟
در فرمایشات امام رضا (ع) نمونه‌های بسیار زیادی هست «بزرگی انسان به بزرگی اندیشه اوست» وقتی اندیشه وسعت پیدا کرد در گستره وسعت اندیشه جای پای امید، موفقیت و تلاش بسیاری است و پویایی و حرکت از دلش بر می‌آید.
نشاط و ادب ظاهر شما به عنوان یک نمونه ساده اخم کنید و خود را گرفته نشان دهید بعد به پردازش اطلاعات در ذهنتان مراجعه کنید، سپس لبخند بزنید و مقایسه کنید کدام یک از اینها شادی را در شما به وجود خواهد آورد.
تحقیقاً اذعان خواهید کرد که و


دانلود تحقیق هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع مدل های برنامه ریزی آموزشی 33 ص

دانلود هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع مدل های برنامه ریزی آموزشی 33 ص تحقیق هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع مدل های برنامه ریزی آموزشی 33 ص مقاله هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع مدل های برنامه ریزی آموزشی 33 ص هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 26 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 34
دانلود تحقیق هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع مدل های برنامه ریزی آموزشی 33 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 34 صفحه

موضوع: هزینه های آموزش الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی انواع مدل های برنامه ریزی آموزشی استاد راهنما: سرکار خانم دکتر امینه احمدی گردآورنده: بدرالملوک برادران مقدمه: برنامه ریز آموزشی باید مطلع از هزینه های آموزشی (سرمایه ای و جاری) الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی باشد.
توجه برنامه ریز آموزشی به مجموع مخارج (هزینه های سرمایه ای و جاری) که کنترل آن سهل هم نیست ضروری است.
مسئولیت برنامه ریز در پیش بینی مخارج طی پنج یا ده سال آینده با در نظر گرفتن حقوق معلمان کادر اداری، هزینه نگهداری ساختمان و تجهیزات و تجدید وسایل استهلاکی در آزمایشگاه ها و کارگاه ها و .
.
.
نشان می‌دهد که بین هزینه های سرمایه ای و هزینه های جاری رابطه مستقیم وجود دارد.
 با توجه به انواع دیدگاه ها و نگرش هایی که نسبت به برنامه ریزی وجود دارد.
الگوهای عرضه برای برنامه ریزی بطور عام و برنامه ریزی آموزشی به طور خاص نیز متفاوت است.
برنامه ریزی آموزشی دانشی است که از علوم مختلف چون اقتصاد، جمعیت شناسی،‌آمار، علوم تربیتی بهره می گیرد، اصطلاحاً علمی میان رشته ای است، همین امر موجب تفاوت تعریف از این علم می‌شود.
به طوری که تعریف کسانی که بیشتر به تاثیر اقتصاد گرایش دارد با تعریف کسانی که مثلاً به روابط اجتماعی یا تاریخ گرایش دارند متفاوت است.
بر این اساس تفاوت تعریف ها و الگوهای مختلفی برای برنامه ریزی آن عرضه شده است.
 که در این مجموعه به برخی از الگوها و مدل های برنامه ریزی آموزشی اشاره خواهد شد.
واژگان کلیدی: هزینه های آموزشی (Costper student): هزینه های آموزش و پرورش شامل هزینه های جاری و سرمایه ای است.
 هزینه های جاری (Current expenditure): مانند حقوق کارکنان و اداری هزینه های تعمیر و نگهداری ساختمان های آموزشی و اداری- هزینه های مواد مصرفی و همچنین هزینه های کمکی مربوط به چاپ کتاب درسی، هزینه های برگزاری امتحانات فعالیت های فوق برنامه و .
.
.
هزینه های سرمایه ای (Capital expenditure): مانند بهای زمین، ساختمان های آموزشی و اداری وسایل تجهیزات.
آزمایشگاهی و کارگاهی، میز و صندلی وسایل دیداری و شنیداری دیگر کالاهایی که می توان بیش از یک بار مصرف کرد.
الگو یا مدل (Model): مدل به زبان ساده الگویی است به مقیاس کوچک از واقعیت که بر اساس پیش فرض هایی بنا شده است.
 هزینه های آموزشی Cost per student هزینه های آموزش و پرورش شامل هزینه های جاری و سرمایه ای است چون قسمتی از این هزینه ها از محل اعتبارات بخش دولتی و قسمتی دیگر به وسیله بخش خصوصی، یعنی مردم تامین می‌شود از این رو هزینه های آموزشی را می توان بر حسب منبع تامین آنها، به هزینه های بخش دولتی و هزینه های بخش خصوصی تقسیم و آنها را به ترتیب بررسی کرد.
هزینه های بخش دولتی هزینه های بخش دولتی را می توان به سه دسته تقسیم کرد که عبارتند از: -هزینه های جاری مانند حقوق کارکنان و اداری، هزینه های تعمیر و نگهداری ساختمان های آموزشی و اداری، هزینه های مواد مصرفی و همچنین هزینه های کمکی مربوط به چاپ کتاب درسی، هزینه های برگزاری امتحانات، فعالیت های فوق برنامه و .
.
.
-هزینه های سرمایه ای شامل بهای زمین،‌سا


دانلود تحقیق نقش زنان در تغییر الگوی مصرف 12 ص

دانلود نقش زنان در تغییر الگوی مصرف 12 ص تحقیق نقش زنان در تغییر الگوی مصرف 12 ص مقاله نقش زنان در تغییر الگوی مصرف 12 ص نقش زنان در تغییر الگوی مصرف 12 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 9 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 12
دانلود تحقیق نقش زنان در تغییر الگوی مصرف 12 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 12 صفحه

نقش زنان در تغییر الگوی مصرف امروزه بسیاری از زنان می‌دانند که محیط زیست در همه جا مورد بهره‌بردای بیش از حد قرار می‌گیرد و تخریب و آلوده می‌شود، زنان می‌دانند که تخریب لایه ازن تهدیدی زیست‌محیطی برای همه موجودات زنده دنیاست.
زنان از آثار زیان‌آور پرتو خورشید اطّلاع دارند و متوجه تغییر آب و هوا، گرم شدن زمین و شیوع بیمار‌ی‌ها هستند.
در بهار، شاهد برف زمستان و در زمستان، شاهد گرمای تابستان نتایج این رفتار انسانی است.
آنان می‌دانند بدون امنیت زیست محیطی جهانی، امنیت ملی وجود نخواهد داشت.
برای بقا در طبیعت باید از قوانین آن پیروی کرد و برای هماهنگی با طبیعت باید در شیوه‌های زندگی تغییراتی به وجود آورد، باید ارزش‌های طبیعت را درک کرد و به آن احترام گذاشت.
در واقع تغییر الگوی مصرف و روی آوردن به درست مصرف کردن کالاها، انرژی و منابع، بنیادی‌ترین رویکرد برای مقابله با موج مصرف، تخریب محیط‌زیست و آلودگی به‌شمار می‌آید.
امسال که توسط رهبر فرزانه انقلاب، سال پیگیری نوآوری و شکوفایی و اصلاح الگوی مصرف نام نهاده شد، نقش زنان ایرانی در فرهنگ ما با توجه به شرایط ‌زیر بسیار قابل تامل و اثربخش می‌باشد: اگر آگاهی ما انسان‌هایی که بی‌دریغ مصرف می‌کنیم و بی‌رویه مواد زاید و آلوده تولید می‌کنیم در حدی باشد که هر بار از خود بپرسیم مصرف این مواد و انرژی تا چه حد ضروری است؟
و هر مقدار مواد زاید که تولید می‌کنیم، یا هر مقدار انرژی که مصرف می‌کنیم چه اثری بر محیط‌زیست می‌گذارد و چه هزینه‌ای را برای رفع آلودگی ناشی از آن بر ما تحمیل می‌کند و همچنین اگر الگوی مصرف را درست بشناسیم و این الگو را در زندگی خود تعمیم دهیم، شاید بسیاری از مسایل ناشی از ورود آلاینده‌ها به محیط‌زیست حل شود، زیرا فزونی مصرف به معنای فزونی ضایعات و آلودگی محیط‌زیست است.
اگر تصمیم داریم در این زمینه نقش آلوده کننده کمتری داشته باشیم باید الگوی مصرف صحیحی برای خانواده ایرانی تهیه کنیم که در اینجا زن به عنوان همسر، مادر، مدیر برنامه‌ریز خانواده و کسی که نقش اصلی در تنظیم خرید و چگونگی مصرف را به عهده دارد و همچنین به عنوان مربی، فرهنگ ساز نسل آینده و سرانجام به عنوان پیوند دهنده کودکان به خانه و جامعه می‌تواند نقش بسیار مهمی در تغییر الگوی مصرف و در نتیجه کاهش آلودگی داشته باشد.
● راهکارهای کاهش مصرف: ۱) ارتقای سطح آگاهی زنان در زمینه مصرف صحیح: در درجه اول ابزار زنان آگاهی و خودباوری آنهاست.
زنان باید به نقش آموزش دهنده خود در مورد درست مصرف کردن و در نتیجه کاهش ضایعات واقف باشند و بچه‌ها را از کودکی در خانه طوری تربیت کنند که افراد مصرف‌گرا نباشند و این در صورتی ممکن است که زن در زندگی روزمره الگوی صحیحی از مصرف داشته باشد.
برای مثال دانستن میزان گالری مورد نیاز بدن در سنین مختلف کمک به خرید مواد به اندازه نیاز می‌شود.
در موقع رفتن به فروشگاه، داشتن فهرست کالاهای مورد نیاز از خرید بی‌مورد ممانعت به‌عمل می‌آورد.
خرید در یک روز در هفته هم می‌تواند هم از الودگی هوا و هم از خرید زاید ممانعت نماید.
۲) کاهش استفاده از کالاهای یک بار مصرف: در سال ۱۹۹۰ در اتریش، خانواده‌های داوطلب با تغییر الگوی مصرف و کاهش استفاده از


دانلود تحقیق نظریه ژان پیاژه در آموزش 25 ص

دانلود نظریه ژان پیاژه در آموزش 25 ص تحقیق نظریه ژان پیاژه در آموزش 25 ص مقاله نظریه ژان پیاژه در آموزش 25 ص نظریه ژان پیاژه در آموزش 25 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 60 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26
دانلود تحقیق نظریه ژان پیاژه در آموزش 25 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 26 صفحه

موضوع تحقیق : نظریه ژان پیاژه در آموزش فهرست مطالب عنوان صفحه  مقدمه 2  نظریهٔ ژان پیاژه (Jean Piaget) 8  مراحل رشد از دیدگاه نظریه آموزشی پیاژه 10  مرحلهٔ اول رشد ذهنى 10  مرحلهٔ دوم رشد ذهنى 11  مرحلهٔ سوم رشد ذهنى 17  مرحلهٔ چهارم رشد ذهنى 17  منابع 19   مقدمه: ژان پیاژه؛ روانشناس بزرگ معاصر را پایه گذار «معرفت شناسی تکوینی» دانسته اند.
از این رو که او کوشید تا سیر پیدایی و تحول معرفت را در انسان از نخستین روزهای کودکی تا سنین نوجوانی که هنگامه قوام تفکر انتزاعی و در واقع فرجام شکل گیری معرفت است، پی گیرد.
به همین سبب، پیاژه را پیرو آرای کانت در روانشناسی می دانند ساعت پیاژه همانند کلاه بره اش بسیار مشهور است.
این ساعت را از پدربزرگ ساعت سازش به ارث برده است.
ساعت به زنجیری وصل است و در جیب جلیقه اش همواره همراه اوست.
هنگامی که در یک نشست یا همایش، مخاطبش به بیراهه می رود آشکارا به ساعتش نگاه می کند.
او همیشه سر ساعت حاضر می شود و اغلب زودتر از موعد سر جلسات، وعده دیدار ، ایستگاه راه آهن یا فرودگاه حاضر می شود.
برای توجیه این رفتار های وسواس گونه می گوید : «من سه هفته دیر متولد شدم و هیچ گاه نتوانستم آن را جبران کنم» برای پیاژه زمان واقعی هنگامی شروع می شود که وقت را صرف کارهایش، نوشته هایش و کارهای ناتمام و بی وقفه اش می کند و برای تکمیل کارها همواره عجله دارد.
پیاژه تمام مدت، کار می کند.
البته نمی شود گفت، چون کار می کند، بازی نمی کند، زیرا کار نیز نوعی بازی است.
فقط هدف دارد.
هدف پیاژه، ساختن منطق ذهن انسان، منطق زندگی و یافتن پیدایش منطق زندگی است هدفی که مدت های مدیدی است پی می گیرد؛ هدفی که عملاً او را در تمام کارهایش رهبری می کند.
یک انسان عادی چنین هدفی ندارد و به تقاضای بیرونی بیشتر پاسخ می دهد.
البته پیاژه هم به جهان خارج پاسخ می دهد، منتها در محدوده هدفش.
مبحث اساسی او در این کتاب زیست شناسی و شناخت است که کوشیده است همریختی را نشان دهد.
او می گوید: «موجود زنده توانایی پیش بینی و پیش نگری دارد.
پیش نگری های گوناگونی، در جهان جانداران دیده می شود.
برای مثال، غنچه از آمدن گل خبر می دهد و مراحل جنینی از آمدن اندام بزرگسال و جز آن.
من پیش نگری را در گیاهان مطالعه می کنم که در آنها دگرگونی بهتر قابل پیگیری است و امکان تجزیه و تحلیل را در هر گونه ای فراهم می سازد.
شاخه های فرعی در گیاهان سدوم، به زمین می ریزند و از آنها گیاهان جدیدی می رویند.
نهال های جدید رشد می کنند و شاخه ها آماده ریزش می شوند و الی آخر .
گیاهان و جانداران هر کدام پیش نگری هایی دارند که از محیطی به محیط دیگر تغییرات زیادی می یابند.
آنچه برای او بسیار جالب و موضوع مطالعه است، این مسئله، در موجودات زنده ای است که سیستم مغز و اعصاب ندارند.
هنگامی که موجود زنده در برابر موقعیت های بیرونی، رفتار نشان می دهد یا مسئله ای را حل می کند زیرا یافتن راه حل برای یک مسئله مانند رفتار غریزی، با وراثت برنامه ریزی نشده است.
از این هنگام است که روان شناسی آغاز می شود.
ژان پیاژه کودک را به عنوان مدل در حال رشد


دانلود تحقیق نشانه شناسی در فرایند بازیگری 96 ص

دانلود نشانه شناسی در فرایند بازیگری 96 ص تحقیق نشانه شناسی در فرایند بازیگری 96 ص مقاله نشانه شناسی در فرایند بازیگری 96 ص نشانه شناسی در فرایند بازیگری 96 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 69 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 95
دانلود تحقیق نشانه شناسی در فرایند بازیگری 96 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 95 صفحه

چکیده: هدف از این پژوهش استفاده از نشانه شناسی در فرایند بازیگری، به خصوص کنش وی و بازخورد آن در تاویل کنش توسط مخاطبان میباشد.
این مقاله سعی دارد به سوالات زیر پاسخ دهید: 1.
درام، برای انتقال پیامهایش از چه نشانه هایی استفاده میکند و تماشاگران چگونه معناهای آن را در می یابند؟
2.
نشانه شناسی چه علمی است و الگوهای کنشی کدامند؟
3.
چگونه میتوان به یک ساختار سه بعدی از کنش دست یافت؟
4.
و در آخر، تاویل چیست و تاویل کنش به چه شکل صورت می پذیرد؟
در این پژوهش با روش مقایسه نظریه ها و تعمیم آنها به ساختار مختصات سه بعدی کنش دست یافته ام که امیدوارم قابل استفاده کارگردانان،‌ بازیگران و علاقمندان در درک بهتر من و اجرای تئاتری باشد.
نشانه چیست؟
«به گفته امربتو اکو «نشانه تمامی آن چیزهایی است که بر پایه قراردادی اجتماعی و از پیش نهاده، چیزی را به جای چیز دیگری معرفی میکنند.
نشانه شناسی نظریه ای است درباره دروغ» «عناصر یک نمایش دراماتیک- از جمله زبان گفتگوها، دکور، حرکت های بازیگران، لباس، چهره آرایی، زیر و بم صدای بازیگران و بسیاری از نشانه های دیگر هر یک به روش خود به پیدایش معنای آن نمایش یاری میرساند.
هر عنصر نمایش را میتوان نشانه ای Sign دانست که بخشی از معنای کلی یک صحنه، یک رخداد، یا یک لحظه رویداد را در خود دارد.
» نشانه شناسی «نشانه شناسی، شاخه ای از دانش بشری است که موضوعش نشانه ها و چگونگی کاربرد آنها برای ارتباط میان انسان ها و برای انتقال معناست.
» تعریف نشانه شناسی از نظر کرالام عبارت است از: «علمی است که به مطالعه چگونگی تولید معنی در جامعه می پردازد.
بنابراین نشانه شناسی به یک اندازه به مساله فرایند های دلالت و ارتباطات، یعنی به مطالعه شیوه های تولید و مبادله معنی می پردازد.
نشانه شناسی دست کم به شکل آرمانی- یک علم چند رشته ای (multidisciplinary) است که یک هدف عام مشترک، یعنی درک بهتر رفتار معنا دار استان، به آن وحدت می بخشد.
» ساختار گرایی و نشانه شناسی «فردیناند دوسوسور زبان شناس سوئیسی، اولین فردی بود که در قرن حاضر با رویکرد جدیدی به مطالعه زبان پرداخت.
کتابش (دوره زبان شناسی عمومی) در سال 1915 یعنی پس از مرگش منتشر شد.
او معتقد به یک مطالعه ساختاری بود که ابعاد در زمانی (تاریخی) و همزمانی (معاصر) زبان را شامل میشد.
وی میان زبان (langue) و گفتار (parole) تفاوت قائل بود.
تلقی زبان به عنوان یک نظام نشانه شناختی حاصل مطالعات سوسور بود.
در این نظام نشانه شناختی، نشانه زبانی (زبان) بیشتر در اصطلاحات دو گانه ای همچون «دال» و «مدلول» یا «صدات تصویر» و «مفهوم» ارائه گردید.
هر دو وجه نشانه زبانی اختیاری اند.
به همین دلیل، زبان میتواند نظامی خود تنظیم و انتزاعی و مستعد تاویل باشد.
از تاثیر متقابل شباهت ها و تفاوت های میان دال هاست که معنا تولید میشود و برای درک این معنی به یک رویکرد ساختگرا نیاز داریم که در این رویکرد «اجزای» زبان در ارتباط با «کل» در نظر گرفته شوند.
 در نظر ساختگرایان نظام نشانه ای بر چیز های عینی و ایده های ذهنی اولویت دارد و این اولویت جایگاه جهان ملموس مادی و مفهوم معمول حقی


دانلود تحقیق موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم 25 ص

دانلود موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم 25 ص تحقیق موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم 25 ص مقاله موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم 25 ص موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم 25 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 21 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26
دانلود تحقیق موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم  25 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 26 صفحه

موانع توسعه آموزش و پرورش در کشور های جهان سوم چکیده توسعه، فرایندی چند بعدی و به معنای فراهم شدن زمینه‌های لازم برای ظهور ظرفیت‌ها و قابلیتها برای نیل به پیشرفت و افزایش تواناییهای کمی‌و کیفی جامعه تلقی می‌‌شود.
برای آن سه رکن اساسی متصور شده است از‌این رو اصولی چند را برای هدایت آن منظور کرده‌اند در فرایند توسعه نهادهای بسیاری دخیلند، یکی از نهادهای اساسی آموزش و پرورش است.
‌این نهاد به طور مستقیم برفرایند توسعه اجتماعی ـ انسانی تأثیر می‌گذارد.
در‌این مقاله ابتدا به معرفی موانع اساسی توسعه‌ی پایدار، در قالب دو بخش موانع راهبردی و موانع کارکردی پرداخته شد.
در بخش موانع راهبردی به مواردی از قبیل : فقدان نظریه و دکترین مشخص و مناسب در حوزه‌ی برنامه‌ی درسی براساس مبانی علمی‌و تخصصی‏، متمرکز بودن و انعطاف‌ناپذیر بودن نظام برنامه‌ی درسی‏، انطباق یافتن ناقص ساختار و فعالیتهای عمده در فراگرد آموزش یا فرایند پژوهش و عدم اولویت‌گذاری پژوهش در دل آموزش، صنعت محوری در آموزش به جای اطلاعات ـ محوری‏، فشارهای ناشی از همراهی با فرایند جهانی شدن‏، مواجهه با نظریه‌های جدید مربوط به فلسفه‌ی پست مدرنیزم نظیر نظریه سازندگی یادگیری‏، عدم جامعیت برنامه‌ها در آموزش مهارتهای مورد نیاز، عدم تأکید بر روش‌شناسی علمی‏، ضعف و ناتوانی و‌ایجادنگرش منفی نسبت به علوم پایه، قشری‌گری، عدم‌ایجاد تغییرات سازمانی، احساسی و هیجانی عمل کردن جامعه، صنعت و نارسائی آموزش زبان‌انگلیسی اشاره شده است.
در بخش موانع کارکردی به مواردی از قبیل: نظام برنامه‌ی درسی موضوع مدار پاسخ‌محور‎‏، آموزش سنتی، محدودیت در استفاده از فن‌آوری اطلاعات، فقدان جامعیت یادگیری، تأکید افراطی بر امتحانات و ارزشیابی‌های نتیجه مدار و تراکمی، ناکارآمدی واحدهای درسی، فقدان اهتمام لازم در رابطه با خواندن و مطالعه کردن، تأخر فرهنگی در برخی از کتابهای درسی، استبدادزدگی در ارتباط بین معلم و شاگرد پرداخته شد.
و بالاخره، در پایان به ارائه توصیه‌های راهبردی در چند محور اشاره شده است.
مقدمه دو مفهوم از تربیت: از لغت تربیت در معنای علمی آن دو مفهوم می توان استخراج کرد: الف) آموزش: عبارت است از القاء مفاهیم و معانی به فردی دیگر از طریق بیان، تصویر، ایماء و اشاره، استدلال، مقایسه، استنتاج یا تلقین آن از طریق مطالعه، عبرت آموزی، تأمل، تعقل و تدبیر.
معمولاً آموزش ها از سوی معلمی فعال و گاهی هم منفعل صورت می گیرد.
انسان خود می تواند معلم خود باشد و پدیده ها و جریانات می توانند برای ما آموزنده و جهان با همه عظمت برای ما همانند مدرسه ای باشد؛ البته ما می دانیم که تعلیم معنی تربیت را نمی دهد؛ بلکه بخشی از تربیت است.
روش آن متکی به تجربه و تعقل است و در آن انتقال میراث فرهنگی، ارزیابی و نقد و پربار کردن و افزودن آن مطرح است.
ب) پرورش: هدایت و اداره جریان ارتقایی و تکاملی انسان در مراقبت فعال از حیات در حال رشد است و دامنه آن هم ابعاد وجودی انسان را شامل می شود.
این امر توسط مربی است که می تواند والدین و معلم و رهبران اجتماع را شامل گردد، یا فردی که در این زمینه خاص آگاهی و نظر دارد.
کار پرورش به صورت سازندگی یا بازسازی است: انجام و ادامه یک امر براساس پی ری


دانلود تحقیق مهارتهای فرایند تدریس 55 ص

دانلود مهارتهای فرایند تدریس 55 ص تحقیق مهارتهای فرایند تدریس 55 ص مقاله مهارتهای فرایند تدریس 55 ص مهارتهای فرایند تدریس 55 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 37 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 55
دانلود تحقیق مهارتهای فرایند تدریس 55 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 55 صفحه

مهارتهای فرایند تدریس فرایند تدریس مجموعه اعمالی است سنجیده منطقی و پیوسته که به منظور ارائه درس از طرف معلم صورت می گیرد تواناییهای که معلم برای اجرای این اعمال کسب میکند مهارتهای فرایند تدریس نامیده می شوند مهارتهای فرایند تدریس را مطابق نمودار 1/ 3 (زیر) به سه بخش ومرحله کلی میتوان تقسیم کرد : (الف ) مهارتهای قبل از تدریس ، ( ب) مهارت های ضمن تدریس و (ج) مهارتهای پس از تدریس .
الف ب ج نمودار 1/3 – مهارتهای فرایند تدریس) الف – مهارتهای قبل از تدریس .
این بخش به فعالیتها و اقداماتی که معلم پیش از شروع درس انجام میدهد مربوط میگردد معلم قبل از اینکه به مدرسه برود ودر کلاس تدریس کند باید خود را برای این کار آماده و مجهز سازد مهارتهای قبل از تدریس مطابق نمودار 2/3 از اجزاء و مراحل زیر تشکیل میشود طراحی برنامه تدریس: طراحی برنامه تدریس فرایندی است که طی آن برنامه کار معلم در طول تحصیلی مشخص میشود هر معلمی چنانچه بخواهد در کار خود موفق باشد باید برای یک سال تحصیلی برنامه ای مدون و زمان بندی شده تدارک ببیند و تا آنجای که امکان دارد همه چیز را از قبل پیش بینی کند برای طراحی یکسال تحصیلی باید آن را به اجزاء کوچکتر تجزیه کنیم .
واحدهای زمانی یک سال تحصیلی عبارتند از : کل سال تحصیلی که معمولا" نه ماه است و از مهر هرسال شروع میشود و تا پایان خرداد ماه سال بعد ادامه مییابد سه ثلث تحصیلی که هر یک سه ماه بوده و به ترتیب عبارتند از ثلث اول ( مهر – آبان – آذر ) ثلث دوم (دی _ بهمن – اسفند) و ثلث سوم (فروردین – اردیبهشت – خرداد سال بعد )بدیهی است هر ماه نیز از چهار هفته (هفته های اول_دوم _سوم_چهارم)تشکیل شده است .
کوچکترین جزءسال تحصیلی روز و ساعتی است که معلم تدریس می کندزمان بندی یک درس برای یک سال تحصیلی: برای زمان بندی یک درس برای یک سال تحصیلی دو عامل را در نظر می گیریم .
یکی تعدادجلساتی که در هفته به هر درس اختصاص می یابد و دیگری تعداد صفحه های کتاب درسی با رعایت پیچیدگی مفاهیم .
معمولاً وزارت آموزش و پرورش هر سال جدول ساعات درسی را برای کلیه درسها رسماً معین می کند.
مدارس نیز طبق آن جدول برنامه هفتگی درس ها را تهیه و تنظیم می کنند .
معمولا در سها طی جلسات 45دقیقه ای توسط معلمان تدریس می شود.
طرح درس روزانه طرح درس روزانه برنامه ای است مدون و سنجیده که معلم قبل از تدریس برای یک جلسه درس تهیه می کند دلایل زیر داشتن طرح درس روزانه برای معلم را مسلم می دارد: -طرح درس روزانه موجب می شودکه معلم فعا لیتهای ضروری آموزشی را به ترتیب و یکی پس از دیگری ،در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه ای منطقی پیش ببرد و نتایج حاصل از آن را تدریس در مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار دهد.
-احتمالاًدر مراحل اولیه تدریس ،دانشجویان و معلمان تازه کار نمی توانند تمام مراحل تدریس و جز ئیات برنامه آن را بخاطر بسپارند .
داشتن طرح درس ،این مشکل را بر طرف می سازد .
دانشجو و یا معلمی که بدون برنامه و آمادگی قبلی به کلاس می رود ،ممکن است با نا کامی روبر شود .
- چون طرح درس طبق اصول معین تهیه می شود،موجب می گردد که عوامل اصلی جریان تدریس در نظر گرفته شود و فراموش نگردد.


دانلود تحقیق مفهوم برنامه‌ریزی 28 ص

دانلود مفهوم برنامه‌ریزی 28 ص تحقیق مفهوم برنامه‌ریزی 28 ص مقاله مفهوم برنامه‌ریزی 28 ص مفهوم برنامه‌ریزی 28 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 37 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 28
دانلود تحقیق مفهوم برنامه‌ریزی  28 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 28 صفحه

مفهوم برنامه‌ریزی هر کس در زندگی خواست‌هایی داردکه برای رسیدن به آنها طرحی می‌اندازد و تدبیری می‌اندیشد .
خواست‌ها و آرزوهای بعضی‌ها برآورده می‌شوند ، خواستها و آرزوهای بعضی دیگر برآورد نمی‌شود .
خواست‌هایی برآورد می‌شوند که اولاً مطابق با واقعیات ،و دور از تخیلات و رؤیاها هستند .
ثانیاً، طرح‌ها و تدابیر رسیدن به آنها با توجه به منابع ، امکانات ، و محدودیت‌ها تهیه و یا اندیشیده می شوند .
به این ترتیب ، طراحی و نقشه کشیدن برای نیل به هدف‌ها را برنامه ریزی گویند ، نهایت این که بعضی برنامه‌ها واقع بینانه طراحی می شوند و بعضی دیگر حالت آرزویی و خیالی دارند .
برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی وجود دارد که هر یک از آنها بیانگر دیدگاه ویژه تعریف کننده و وابستگی او به حوزه‌ی علم و دانش خود و یا گروه‌های خاص اجتماعی است مثلاً : « برنامه‌ریزی عبارت است از طرح تدابیری که بتوان به احسن وجه ( یا مناسب‌ترین صورت ) ، از منابع موجود ( ممکن الوجود ) برای نیل به هدف‌های مطلوب استفاده کرد .
» یا « برنامه‌ریزی فعالیت مستمری است که نه تنها به مقصد ، بلکه به روش وصول به آن ( مقصد ) و تعیین بهترین مسیر نیز توجه دارد .
» یا « برنامه‌ریزی تدابیر آگاهانه‌ای است که از طرف مقامات دولتی برای تعیین هدف‌های معین ، با توجه به روابط آنها با همدیگر ، و با در نظر گرفتن رشد متناسب و هماهنگ و بسیج همه‌ی امکانات برای رسیدن به این هدف‌ها اتخاذ می‌شود تا رشد اقتصادی و اجتماعی تمام جامعه در یک دوره معینی از آینده تضمین گردد.
» و سرانجام ، « برنامه‌ریزی فراگردی است مداوم ، حساب شده و منطقی ، جهت‌ دار و دورنگر ، به منظور هدایت و ارشاد فعالیت‌های جمعی ، برای رسیدن به هدف‌های مطلوب ».
به این ترتیب ، کار برنامه‌ریزی ، همچنانکه یان تین برگن ، مؤلف کتاب « برنامه‌ریزی مرکزی » متذکر شده است ، مشتمل است بر : (1) پیش بینی و آینده‌نگری است ، و بنابراین سازمان برنامه‌ریزی باید به ابزارهای پیش‌بینی مجهز گردد.
(2) مشخص کردن هدف‌‌ها و یا دادن محتوا به هدف‌هاست .
از آنجائی که غالباً هدف‌های سیاست ( اقتصادی آموزشی و .
.
.
) از دولت و مجلس سرچشمه می‌گیرند ، به عبارت دیگر ، هدف‌ها را دولتمردان ، که سیاست گذاران نامیده می شوند ، تعیین می‌کنند ،‌کار برنامه‌ریزان محتوا بخشیدن به آن هدف‌ها می‌باشد ، گرچه ، در مورد تعیین هدف‌ها میان برنامه‌ریزان اتفاق آرایی وجود ندارد .
عده‌ای بر این باورند که کار برنامه‌ریز بعد از تعیین هدف‌ها به وسیله دولتمردان و سیاست گذاران شروع می‌شود ( مانند راسخ ) ، و عده‌ای دیگر بر این عقیده‌اند که برنامه‌ریزی جدا از تعیین هدف‌ها نیست و برنامه‌ریزان با توجه به طبیعت کارشان و اطلاعاتی که درباره‌ی توقعات و نیازها دارند ، هدف‌ها را نیز باید تعیین کنند .
آنچه واقعیت دارد این است که برنامه‌ریز به کلیه مسؤلان ، دولتمردان، و سیاستگذاران کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری را اتخاذ کنند.
(3) و سرانجام هر برنامه‌ریزی مستلزم هماهنگی میان ابزارها ، عوامل و وسایل مختلف اجرای سیاست است .
مراحل برنامه‌ریزی برنامه‌ریزی ، به طور اعم ، شامل مراحل زیر است : تعیین وتصریح هدف‌(ها) ؛ یعنی پاسخ به این سوال


دانلود تحقیق مشکلات آموزش انشاء 12 ص

دانلود مشکلات آموزش انشاء 12 ص تحقیق مشکلات آموزش انشاء 12 ص مقاله مشکلات آموزش انشاء 12 ص مشکلات آموزش انشاء 12 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 10 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 13
دانلود تحقیق مشکلات آموزش انشاء 12 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 13 صفحه

فهرست مطالب عنوان صفحه مقدمه 1 روشهای آموزش انشاء 3 مشکلات درس انشاء در پایه ی پنجم ابتدائی 5 راهکارهای اصلاح مشکلات درس انشاء 8 منابع 11 درس: زبان تخصصی انگلیسی موضوع تحقیق: مشکلات آموزش درس انشاء به دانش آموزان مقطع ابتدایی سنندج نام استاد: جناب آقای دکتر فهیم نیا نام دانشجو: منیر پاک وجدان مقطع: کارشناسی ارشد رشته: آموزش زبان فارسی مقدمه: یکی از عواملی که در ایجاد ارتباط نقش تعیین کننده دارد مهارت نوشتن و انشاء و نقش آن در ایجاد خلاقیت فکری در انسان مخصوصاً در کودکان دبستانی می باشد.
کسانی که از توانایی نوشتن و نویسندگی خوبی برخوردار هستند، در زمینه ی خلاقیت نیز می توانند موفق شوند چرا که یک نویسنده خوب و یک نوشته خوب باید از همه لحاظ و به همه جوانب موضوع پرداخته باشد اما متأسفانه در جامعه ما افراد معدودی از توانایی نویسندگی و توانایی خلق نوشته خوب و خلاق برخوردارند.
مشکلات زیادی در مدارس ما مخصوصاً در مدارس ابتدایی دست به دست هم داده تا دانش آموزان نتوانند به خلق نوشته ی خوب بپردازند.
از عواملی که باعث ایجاد این مشکلات شده می توان به پایین بودن فرهنگ عمومی مطالعه، توجیه نبودن مسئولین، معلمان و مردم در خصوص ارزش و اهمیت نوشتن و نقش آن در ایجاد خلاقیت فکری دانش آموزان است.
این مسائل و مشکلات در مناطق تک زبانه تا حدودی مورد بررسی قرار گرفته ولی در مناطق دو زبانه در سطح خیلی کمتر به آن پرداخته شده و به نظر محقق، نمود این مشکلات در مقطع ابتدایی و خصوصاً اواخر این دوره بیشتر بوده و از این رو این پژوهش با هدف بررسی مشکلات درس انشا در پایه پنجم ابتدایی در نواحی شهری سنندج انجام شده و از آنجایی که کتاب آموزش زبان فارسی در نواحی شهری سنندج انجام شده و از آنجایی که کتاب زبان فارسی در بالا بردن و ایجاد خلاقیت توانایی نوشتن، نقش تعیین کننده دارد به نقش کتاب (بخوانیم- بنویسیم) در کاهش یا بروز این مشکلات در مقایسه با روش قدیمی در مناطق دو زبانه تا حدودی توجه شده است.
نوشتن مهارتی است که فرد با استفاده از علایم و نمادهای قراردادی به خلق کلمات و جملاتی پرداخته، تا احساسات و نگرش خود را بیان کند و با اطرافیان ارتباط برقرار سازد.
نوشتن از یک طرف خلق افکار و اندیشه هاست و از طرف دیگر نظم بخشی به اندیشه ها در قالب زبان نگارش است از این رو انشاء یکی از مهارت های اساسی است که در بهتر یادگیری سایر دروس و برقراری ارتباط با دیگران و غیره به ما کمک می کند.
از طرف دیگر با توجه به اهمیت نوشتن و درس انشاء در پیشبرد سایر دروس، اهمیت آن در بیان افکار و اندیشه و احساسات و بروز خلاقیت در دانش‌آموز، مشکلات عدیده ای سبب شده تا دانش آموز نتواند چه در مقاطع تحصیلی پایین و چه در مقاطع تحصیلی بالا به خلق افکار و اندیشه های خود به صورت نوشته بپردازد و همچنین از آنجایی که یکی از هدف های آموزش و پرورش دستیابی به چهار رکن اساسی یعنی خوب گوش کردن، خوب نگاه کردن، خوب سخن گفتن و خوب نوشتن است.
این چهار رکن در درس انشاء به تمامی به کار گرفته می شود بنابراین درس انشاء دریچه ای است به روی خوب اندیشیدن، خوب تحلیل کردن و خوب تعمق کردن.
روش های آموزش انشاء: مهمترین روش های آموزش انشاء عبارتنداز: الف) روش سنتی: در این ر


دانلود تحقیق مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ 24 ص

دانلود مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ 24 ص تحقیق مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ 24 ص مقاله مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ 24 ص مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ 24 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 18 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26
دانلود تحقیق مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ 24 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 26 صفحه

مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ معلم‌ باید مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ را بنماید چرا که‌ بسیاری‌ از سعادتهای‌اجتماعی‌ مرهون‌ ادب‌ و مراعات‌ آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ است‌ و در زندگی‌ رمزی‌ است‌برای‌ توفیقات‌.
یک‌ معلم‌ تا خوب‌ مؤدب‌ نباشد قادر نخواهد بود شاگردانی‌ مؤدب‌ تحویل‌جامعه‌ بنماید.
روانشناسان‌ اصطلاح‌ «کوچک‌های‌ بزرگ‌» را بعضاً بکار می‌برند و معتقدند گاهی‌اوقات‌ چیزهایی‌ به‌ نظر انسان‌ کوچک‌ می‌آید ولی‌ همین‌ کوچک‌ها در کوبیدن‌ و یا مطرودساختن‌ بشر نقش‌ بزرگی‌ پیدا می‌کنند.
در دین‌ مبین‌ اسلام‌ نیز در این‌ زمینه‌ دقت‌ شده‌است‌.
محدثین‌ ما، در کتب‌ روائی‌ خود بخشی‌ با عنوان‌ آداب‌ معاشرت‌ دارند که‌ در آن‌ نحوة‌معاشرت‌ با مردم‌ را آورده‌اند.
انسان‌ باید از هر لحاظ‌ مودب‌ باشد.
بحث‌ را از زبان‌ شروع‌ می‌کنیم‌.
- اولاً: زبان‌ نباید رکاکت‌ داشته‌ باشد، یعنی‌ فحاشی‌، تمسخر و نیش‌ نباید بر زبان‌جاری‌ شود.
- ثانیاً: زبان‌ باید دارای‌ تلطّف‌ باشد.
افبما رحمة‌ من‌ اللّه‌ لنت‌ لهم‌ ولو کنت‌ فظّاً غیظ‌ القلب‌ لانفضّوا من‌ حولک‌ (آل‌ عمران‌،159) قرآن‌ کریم‌ می‌فرماید که‌ معلم‌ نباید با خشونت‌ صحبت‌ کند بلکه‌ با نرمی‌ و مهربانی‌باید سخن‌ بگوید و خطاب‌ به‌ معلّم‌ اوّل‌ - پیامبر اکرم‌ (ص‌) - فرموده‌ است‌ که‌، پیغمبراکرم‌(ص‌) اگر دارای‌ زبانی‌ خشن‌ بود، اعراب‌ دوران‌ جاهلیت‌ از اطرافش‌ پراکنده‌ می‌شدند،هرچند قرآن‌ حق‌ است‌.
- ثالثاً: معلّم‌ باید خوب‌ سخن‌ بگوید و لحن‌ گفتار و انتخاب‌ لغاتش‌ باید متعارف‌باشد.
- رابعاً: خوب‌ سخن‌ بگوید و سخن‌ خوب‌ نیز، فحاشی‌، تمسخر و نیش‌ زدن‌ در اسلام‌گناهی‌ بزرگ‌ است‌، آنقدر بزرگ‌ که‌ قرآن‌ در مورد آن‌ می‌فرماید: ویل‌ لکل‌ همزة‌ لمزة‌ (همزة‌، 1) برای‌ درک‌ بزرگی‌ گناه‌ فحاشی‌ توجّه‌ کنید که‌ یکی‌ از ملازمین‌ حضرت‌ امام‌صادق (ع‌) چه‌ می‌گوید: «با امام‌ صادق (ع‌) از کوچه‌ای‌ عبور می‌کردیم‌.
غلام‌ من‌ از ما عقب‌ماند.
او را صدا زدم‌، جواب‌ نداد.
بار دوم‌ صدا کردم‌، باز هم‌ جوابی‌ نشنیدم‌ و پس‌ ازسوّمین‌ مرتبه‌ عصبانی‌ شدم‌ و خطاب‌ به‌ او گفتم‌: «یابن‌ فاعله‌.
» امام‌ تا این‌ سخن‌ را شنید، ازشدت‌ ناراحتی‌، دست‌ خود را به‌ کمر گرفتند (یعنی‌ ای‌ رفیق‌! کمر مرا شکستی‌) و فرمودند:«چه‌ گفتی‌؟
چرا فحاشی‌ کردی‌.
» من‌ خود را با ختم‌ و عرض‌ کردم‌: «یابن‌ رسول‌ اللّه‌! پدر ومادر این‌ غلام‌ هندو بودند و مسلمان‌ نبودند.
» امام‌ فرمودند: «من‌ کاری‌ به‌ پدر و مادر اوندارم‌، از تو می‌پرسم‌ که‌ چرا فحاشی‌ کردی‌.
تو دیگر حق‌ امد و رفت‌ با من‌ را نداری‌.
» پس‌ ازآن‌ ماجرا تا هنگامی‌ که‌ آن‌ حضرت‌ زنده‌ بودند، اجازه‌ ندادند با ایشان‌ رابطه‌ داشته‌ باشم‌.
» از اینکه‌ اشاره‌ کردیم‌ بالاتر، نقل‌ شده‌ است‌ که‌ در صدر اسلام‌، یهودیهای‌ متقلّب‌برای‌ استهزاء پیامبر (ص‌) تبانی‌ کردند.
گویا پیامبر (ص‌) همراه‌ عایشه‌ در مسجد نشسته‌بودند.
یهودی‌ اوّل‌ وارد شد و خطاب‌ به‌ پیامبر (ص‌) گفت‌: «السلام‌ علیکم‌» (سلام‌ علیکم‌) به‌معنی‌ «درود بر تو» است‌ و «سام‌ علیکم‌» به‌ معنی‌ (شمشیر و مرگ‌ بر تو) می‌باشد.
پیامبر(ص‌) و عایشه‌


دانلود تحقیق مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش 38 ص

دانلود مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش 38 ص تحقیق مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش 38 ص مقاله مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش 38 ص مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش 38 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 52 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 41
دانلود تحقیق مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش 38 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 41 صفحه

مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش منظور از این مبحث آشنایی مقدماتی با پاره ای از مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش است.
مدل چیست و برای چیست؟
- مدل به زبان ساده، الگویی است به مقیاس کوچک از واقعیت که بر اساس پیش فرضهایی بنا شده است.
- مدلهای برنامه ریزی معمولاً به صورت فرمولهای ریاضی ساخته می شوند که در آنها ارتباط بین متغیرها یا عوامل مختلف کاملاً مشخص شده است.
- در مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش مدل سازی به دو منظور انجام می شود.
1- پیش بینی کننده آینده 2- تشریح و شناخت ارتباطات عوامل دست اندرکار مدلهای پیش بینی آینده: میزان صحت و قابلیت این مدلها محدود است.
مدلهای پیش بینی آینده در شرایطی که تغییر و تبدیل تند و شدید بنا شد و امور کم و بیش به روال و روند گذشته پیش روند، همچنین در فواصل زمانی نسبتاً کوتاه قابل استفاده است.
در شرایطی که جامعه در حال تغییر و دگرگونی سریع و شدید باشد و در فواصل زمانی زیاد، چندان قابل اعتبار نیست، مثل پیش‌بینی جمعیت در آینده.
برنامه ریزی فقط به پیش بینی آینده نیاز ندارد، بلکه باید عواملی را که در بوجود آمدن آینده پدیده مورد نظر دخالت دارند را بشناسد و چگونگی تاثیر و نفوذ آنها را بداند، بنابراین به مدلهایی نیاز دارد که به تشریح عمل و نفوذ عوامل دست اندر کار بپردازد.
مثلاً برای پیش بینی جمعیت به مدلهایی نیاز دارد که میزان تولد و تناسل مرگ و میر و مهاجرت دخالت دارند را مشخص کند و تغییرات آنها را اندازه گیری کند و بر اساس آن، جمعیت آینده را پیش بینی کند.
این مدلها را مدلهای تشریح کننده می نامند.
- در برنامه ریزی آموزش و پرورش به مدلهایی نیاز است که هم به تشریح و شناخت عوامل دست اندر کار و چگونگی نفوذ آنها بپردازد، هم به پیش بینی آینده کمک کند.
طبق بررسی چیریکوز و ویلر تا سال 1968 فقر زیادی در برنامه ریزی آموزش و پرورش وجود داشته است.
انواع مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش جانستون مدلهای برنامه ریزی آموزش و پرورش را تا سال 1974 به 123 مدل مختلف اشاره کرده و آنها را از دو دیدگاه مختلف تقسیم بندی کرده است.
دیدگاه اول: مربوط به سطح آموزش و پرورش است.
1- سطح واحد آموزشی 2- سطح سیستم یا پاره سیستم آموزشی 3- سطح سیستم آموزشی در ارتباط با توسعه اقتصادی دیدگاه دوم: مربوط به مبنای ریاضی مدلهاست.
1- سطح واحد آموزشی: این مدل برای توسعه یک واحد آموزشی یا یک گروه متشکل از چند موسسه مشابه آموزشی ساخته شده اند، مثل مدلهای برنامه ریزی یک مدرسه یا یک بخش از امور آموزشی مثل ایجاد ساختمان- تهیه وسایل و تجهیزات، تامین حمل و نقل و .
.
.
است.
2- سطح سیستم یا پاره سیستم آموزشی: این مدلها برای تمام سیستم آموزش و پرورش یا بخش عمده ای از آن تخصیص دارند.
مثل مدلهایی که برای برنامه ریزی آموزش و پرورش یک بخش- یک استان و یا یک دوره آموزشی مثل دوره ابتدایی، راهنمایی، .
.
.
در سطح کشور انجام می‌شود.
3- سطح سیستم آموزشی در ارتباط با توسعه اقتصادی: این مدل برنامه ریزی برای سیستم آموزش و پرورش برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز توسعه اقتصادی می پردازد.
در این مدل برنامه ریزی مدل برنامه ریزی ابتدا هدفهای توسعه


دانلود تحقیق عوامل موثر در یادگیری 86 ص

دانلود عوامل موثر در یادگیری 86 ص تحقیق عوامل موثر در یادگیری 86 ص مقاله عوامل موثر در یادگیری 86 ص عوامل موثر در یادگیری 86 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 1252 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 86
دانلود تحقیق عوامل موثر در یادگیری 86 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 86 صفحه

      عناصر اقلیمی تابش آفتاب، رطوبت دمای هوا و باد بر ساختمان تاثیر مستقیم دارد و مهمترین آن تابش آفتاب است که به همراه نور و حرارت است و نیز عوامل داخلی ساختمان ها نیز مانند (حرارت، وجود افراد، چراغ ها و دستگاه های گرمایی) نسبت به عوامل نقشی تعیین کننده تری دارند.
تابش آفتاب ر ساختمان و محیط اطراف آن تاثیر مستقیم دارد و تابش آفتاب سبب روشنایی طبیعی ساختمان شده و تولید حرارت نیز می کند در نتیجه میزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان باید با توجه به نوع آن ساختمان و شرایط اقلیمی مکان آن در نظر گرفته شود.
و همین تابش آفتاب بر سطوح مختلف یک ساختمان متفاوت است ولی میزان تابش به سطح یک جسم هم بر جهت و هم به رنگ و میزان صاف بودن سطح آن سطح، همچنین سرعت جریان هوایی که در اطراف آن سطح در جریان است نیز بستگی دارد و نیز مصالح به کار رفته هرچه سطح ناصاف تر باشد حرارت بیشتری را جذب می کند و مهمترین عامل در تعیین حرارت ایجاد شده در یک سطح رنگ آن است و هر چه سطح رنگ اش روشن تر باشد مقدار حرارت جذب شده کم تر است.
با اینکه سقف و دیوارهای اطراف ساختمان سبب جلوگیری از تاثیر مستقیم عناصر اقلیمی مانند رطوبت هوا، وزش باد، تابش آفتاب و برف و باران و بر فضاهای داخلی آن جلوگیری می کند ولی در هر حال هر یک از این عناصر از طریق تاثیر بر دیوارهای خارجی ساختمان هوای داخل ساختمان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
ظرفیت حرارتی مصالح به وزن مخصوص یک بستگی دارد و با بیشتر شدن این وزن ظرفیت حرارتی آن نیز بالاتر می رود و همچنین به ضخامت و فشردگی مصالح آنها بستگی دارد.
نوع مصالح ساختمان باعث کاهش میزان انتقال حرارت از خارج به داخل می شود.
و بالعکس.
استفاده از عایق های حرارتی و صوتی مناسب در طراحی ویژگی مصالح ساختمان بنا به مناطق گوناگون متفاوت است و قابل توجه ترین ویژگی مصالح ساختمان ظرفیت مقاومت و حرارتی آن است.
پاورقی طراحی فضا باید به گونه ایی باشد که فرد در آن احساس آرامش کند.
از دیگر عوامل موثر در داخل ساختمان ارتفاع سقف است که ارتفاع 30/2 متر برای یک اتاق کاملاً مطلوب است و همچنین اندازه پنجره است که اگر از حد بزرگ باشد می تواند سبب تغییر وضعیت حرارتی داخلی ساختمان و هوای محیط اطراف آن شود و این مقدار کاهش بستگی به محل سایه ایجاد سایه بان از ایجاد حرارت جلوگیری می کند و همچنین میزان انتقال تابش به مقاومت مصالح بام نیز بستگی دارد و همچنین فرم ساختمان نیز می تواند تاثیر زیادی در هماهنگ ساختن با شرایط اقلیمی و همچنین انتقال هوای خارج به داخل ساختمان داشته باشد در بهترین فرم، فرمی است که کمترین مقدار حرارت را در زمستان ازدست دهد.
برای طراحی یک فضا باید تصویر مورد نیاز آن را فراهم کرد و تصویر مورد نیاز در ساختمان به نوع اقلیم بستگی دارد.
و بر اساس فصل های سال در مناطق مورد نظر تغییر می کند.
استفاده از انواع بادشکن برای مهار کردن جهت و شکل جریان هوا.
تصمیمات اقلیمی در ایران: 1- گرم و مرطوب 2- گرم و خشک 3- معتدل و سرد است.
بهترین فرم ساختمان پلان مربع است ویژگی های متفاوت مناطق مختلف ایران تاثیر بسزایی در شکل گیری شهرهای این مناطق داشته اند.
در نتیجه بین اقلیم و معماری از اهمیت


دانلود تحقیق عنوان طرح درس سناریو 12 ص

دانلود عنوان طرح درس سناریو 12 ص تحقیق عنوان طرح درس سناریو 12 ص مقاله عنوان طرح درس سناریو 12 ص عنوان طرح درس سناریو 12 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 13 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 13
دانلود تحقیق عنوان طرح درس سناریو 12 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 13 صفحه

عنوان طرح درس : سناریو مشخصات کلی : نام کتاب : علوم پایه دوم ابتدایی عنوان درس :ماده چیست؟
(2) مدت تدریس : 45 دقیقه نام دانشجو معلم : قنبر مایل تعداد فراگیران : 16 نفر برنامه زمان بندی :45/808 هدف کلی : آشنایی با ماده (2) اهداف جزئی 1- آشنایی فراگیران با مفهوم حجم 2- آشنایی فراگیران با مفهوم جرم 3- آشنایی فراگیران با کاربرد ابزار اندازه گیری 3- اهداف رفتاری: 1- دانش آموز با مشاهده اطراف خود چند مواد که حجم دارند را نام می برد (دانش ) از حیطه شناختی 2- دانش آموزان با مشاهده محیط اطراف خود چند جسم که جرم دارند را مثال می زند (درک و فهم) از حیطه شناختی 3-دانش آموزان با مشاهده محیط اطراف خود مواد را از نظر جرم طبقه بندی می کند (ترکیب) از حیطه شناختی 4- دانش آموزان با انجام فعالیت مواد را از نظر حجم طبقه بندی می کند .
(ترکیب) از حیطه شناختی 5- تصویر عنوانی را مشاهده درباره ی آن را با معلم و هم کلاسی خود بحث می کند .
(واکنش) از حیطه عاطفی 6- در مورد درس جدید نتیجه گیری میکند.
(ارزشیابی) از حیطه شناختی 7- به دقت به درس گوش می دهد (دریافت) از حیطه شناختی 8-به سوالات می تواند پاسخ دهند.
(واکنش) از حیطه عاطفی 9- در مورد مطالب درس جدید تجدید نظر می کند.
(تبلور) از حیطه عاطفی 10- دانش آموز در ارتباط با واژه های جرم و حجم داستان می نویسد (ترکیب) از حیطه شناختی.
4- رفتارهای ورودی: 1-آشنایی با ماده 2- آشنایی فراگیران با حالتهای مختلف مواد 3- آشنایی با ویژگیهای مواد با استفاده از حواس پنج گانه 4- آشنایی فراگیران با واژه و مفهوم مایع 5- آشنایی فراگیران با انجام فعالیتهایی با واژه و مفهوم گاز 5- ارزشیابی تشخیصی: الف) در ارتباط بارفتار ورودی : 1- ماده چیست؟
چیزهایی که ما در اطراف خود می بینیم ماده می گویند.
2- حالتهای مختلف ماده را باذکر مثال نام ببرید؟
1- جامد : در ، تخته سیاه 2- مایع : آب ، شیر 3- گاز : هوای داخل بادکنک ، هوای داخل توپ 3- مایع چیست؟
موادی که شکل ثابتی ندارند و به شکل فلزی که در آن ریخته می شود در می آید مایع می گویند مانند شیر.
4- جامد چیست؟
به موادی که شکل ثابتی دارند .
مانند صندلی ، میز ، در ، قند 5-گاز چیست؟
موادی که از خودشان شکلی ندارند و در همه جا پخش می شوند مانند هوای داخل بادکنک 6- با استفاده از حواس پنجگانه ویژگیهای مواد را توضیح دهید؟
با دست حجم را لمس می کنیم (حس لامسه) با چشم حجم را می بینیم (حس بینایی) و با بینی جسم را بو می کنیم (حس بویایی) و با زبان مواد را می چشیم (حس چشایی) و با گوش صدای جسم را می شنویم (حس شنوایی).
ب) در ارتباط با رفتار نهایی: 1- حجم چیست ؟
2- جرم چیست؟
3- جرم مواد را با چه وسیله ای اندازه گیری می کند؟
6- روش تدریس : با استفاده از روش تفحص گروهی 7- وسایل کمک آموزشی لازم برای تدریس: کتاب علوم ، گچ ، تعدادی سنگ با اندازه های مختلف ، نخ ، لیوان ، کش در دو رنگ و ماژیک در دو رنگ ، مقداری خمیربازی یا گل رس سفالگری 8- امور مقدماتی قبل از تدریس: الف ) سلام و احوال پرسی : سلام گلهای من ، چطورید ، خوبید بچه ها ، بله ، معلم: بسیار خوب ، آفرین بر شماگله


دانلود تحقیق طرح درس روزانه 6 ص

دانلود طرح درس روزانه 6 ص تحقیق طرح درس روزانه 6 ص مقاله طرح درس روزانه 6 ص طرح درس روزانه 6 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 10 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 5
دانلود تحقیق طرح درس روزانه 6 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 5 صفحه

طرح درس روزانه: 2 ماده ی درسی: عربی مقطع تحصیلی : متوسطه مدت جلسه:90 دقیقه دبیرستان حضرت زینب شماره ی کتاب : 1/224 موضوع درس :معلوم و مجهول پایه تحصیلی: دوم تجربی تهیه کننده : اربابی  اهداف مراحل تدریس و تنظیم محتوا منابع و روش ها زمان  1- هدف کلی: یادگیری فعل مجهول مراحل تدریس و تنظیم محتوا : معارفه، حضور و غیاب و بررسی تکالیف 5 دقیقه   ارزشیابی پیش از تدریس ( اجرای آزمون از درس گذشته – اجرای آزمون رفتار ورودی – اجرای پیش آزمون) 5 دقیقه  2- هدفهای جزئی: دانش آموزان در پایان تدریس 1- بتوانند جمله را مجهول کنند .
2- بتوانند جمله را معلوم کنند .
ایجاد آمادگی: ( فعالیت های لازم در پشت برگه نوشته شود ) 10 دقیقه   معرفی درس جدید و بیان هدف های رفتاری درس: 5 دقیقه   ارائه درس: مجهول کردن یک جمله فارسی و مرحله بندی کارهای انجام شده .
3- عینا همان مراحل را در مورد یک جمله عربی پیاده کردن .
4- مقایسه فاعل و نایب فاعل و انواع آن.
گفتن احکام نایب فاعل با مثالهای فراوان .
 40 دقیقه  5- هدف های رفتاری: دانش آموزان در پایان و ضمن تدریس 1- فعل مجهول را تشخیص دهند .
6- فعل معلوم را به مجهول و بالعکس تبدیل کنند.
7- احکام نایب فاعل را بدانند .
جمع بندی: 5 دقیقه   ارزشیابی پایانی درس: ( اجرای پس آموز ) – سوالات مربوط در پشت برگه نوشته شود .
15 دقیقه   تعیین تکلیف: در کلاس: در منزل : 5 دقیقه  8- رفتار ورودی: دانش آموزان قبل از تدریس: موضوع جدید است و دانش آموزان هیچ اطلاعی از آن ندارند .
منابع و روش ها: 1- روش های تدریس :پرسش و پاسخ ، سخنرانی 2- وسایل کمک آموزشی:تخته ، گچ در رنگهای مختلف 3- فعالیت های فراگیران:پرسش و پاسخ و حل سوال در خلال درس   آزمــــــــون از درس گذشــــته آزمــــــــون رفتار ورودی پیـــــــــش آزمـــــون پــــــــس آزمــــــــون     تفاوت این جمله ها در چیست؟
کتب التلمیذُ الدرسَ .
کتب الدرسُ .
 1- فعلهای زیر را مجهول کنید .
أرسَلَ ، نزَّلَ ، یحتَرِمْنَ ، یُعلِّمُ 2- جمله های زیر را مجهول کنید .
یرزُقُ اللهُ الشهیدَ عنده .
شربتْ الطفلهُ الماءَ .
 فعالیت های لازم جهت (ایجاد انگیزه) در دانش آموزان: نوشتن یک جمله معلوم و مجهول فارسی و مقایسه آنها .
  تــــــــذکـــــــر: 2- در هنگامی که درس گذشته همان رفتار ورودی می باشد امکان ادغام در آزمون اول وجود دارد .
2- آزمون های 1و2و3 را می توان به طور همزمان اجرا نمود تحلیل هر دسته از سوالات این آزمون ها لازم است به طور جداگانه باشد.
3- در مواردی که مفاهیم درس از پیچیدگی بیشتری برخوردار است می توان از پیش آزمون نیز به جای پس آزمون استفاده کرد .
  تـــوجــه: جهت هر


دانلود تحقیق شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه 23 ص

دانلود شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه 23 ص تحقیق شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه 23 ص مقاله شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه 23 ص شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه 23 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 28
دانلود تحقیق شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه 23 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 28 صفحه

عنوان : شیوه های ترغیب دانش آموزان به مطالعه تهیه کننده : ربابه قناعتی مدرسه شهید باهنر 2 فهرست مطالب مقدمه .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
3 چرا کودکان و نوجوانان باید مطالعه کنند .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
5 مطالعه صحیح زمینه ساز تفکر و خلاقیت .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
6 نقش خانواده و شیوه های ایجاد انگیزه به مطالعه .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
10 نقش آموزش و پرورش و مدارس .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
15 شیوه های ترغیب دانش آموزان به کتابخوانی .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
16 منابع .
.
.
.
.
.
.
.
.
.


دانلود تحقیق شیوه های انشا نویسی 22 ص

دانلود شیوه های انشا نویسی 22 ص تحقیق شیوه های انشا نویسی 22 ص مقاله شیوه های انشا نویسی 22 ص شیوه های انشا نویسی 22 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 23 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26
دانلود تحقیق شیوه های انشا نویسی 22 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 26 صفحه

عنوان : شیوه های انشا نویسی تهیه کنندگان : ربابه قناعتی- سعدان فهرست مقدمه .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
3 چکیده مطالب .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
4 درس انشاء .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
6 انشاءکوتاه .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
11 نوشتن انشای بلند.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


دانلود تحقیق ساختارنظام آموزشی ایران 16 ص

دانلود ساختارنظام آموزشی ایران 16 ص تحقیق ساختارنظام آموزشی ایران 16 ص مقاله ساختارنظام آموزشی ایران 16 ص ساختارنظام آموزشی ایران 16 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 16
دانلود تحقیق ساختارنظام آموزشی ایران 16 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 16 صفحه

ساختارنظام آموزشی آموزش پیش دبستانی :که مشتمل بر دوره آموزش اختیاری 1ساله ویژه کودکان رده سنی 5 سال با هدف آمادگی کودکان جهت ورود به مراکز آموزش ابتدایی می باشد.
آموزش ابتدایی : مشتمل بردوره آموزشی 5 ساله ویژه کودکان رده های سنی 6 تا 11 سال می باشد.
آموزش راهنمایی : مشتمل بردوره آموزشی3 ساله ویژه دانش آموزان رده های سنی14-11سال می باشد.
آموزش متوسطه: مشتمل بردوره آموزشی 3 ساله بوده و به 3 شاخه نظری ، فنی حرفه ای و مهارتی (کاردانش ) تقسیم می گردد.
شاخه نظری : آندسته ازدانش آموزانی که به انتخاب شاخه فوق مبادرت می نمایند ملزم به گذراندن 96 واحد آموزشی تا زمان اخذ گواهینامه آموزش متوسطه در یکی از 3 رشته ادبیات و علوم انسانی، ریاضی و فیزیک و علوم تجربی می باشند.
شاخه فنی و حرفه ای :آندسته از دانش آموزانی که به انتخاب شاخه فوق مبادرت می نمایند در یکی از گرو ه های آموزشی صنایع،کشاورزی ،خدمات برق ، مواد ،صنایع کشتیرانی، کشاورزی، هنر ، مدیریت ، اقتصاد داخلی ، مالی و اداری آموزش دیده و در پایان دوره آموزشی 3 ساله و پس از گذراندن 96 واحد آموزشی به کسب مهارتهای لازم جهت احراز شغل مناسب و گواهینامه آموزش فنی و حرفه ای نائل می آیند.
شاخه مهارتی ( کاردانش ) : آندسته از دانش آموزانی که به انتخاب شاخه فوق مبادرت می نمایند ملزم به گذراندن 49 واحد عمومی جهت اتخاذ مدرک کلاس اول می باشند.
پس از گذراندن 96 واحد درسی گواهینامه مهارتهای تحصیلی به فارغ التحصیلان اعطاء میگردد.
هدف دوره آموزشی مذکور آموزش وتربیت نیروی کاری ماهر و نیمه ماهر در حوزه های خدمات و کشاورزی است.
دوره پیش دانشگاهی : دوره آموزش پیش دانشگاهی دوره آموزشی 1 ساله ویژه آندسته از دانش آموزانی است که به اتمام مقطع آموزش متوسطه نائل آمده و قصد ورود به دانشگاه ها یا سایر موسسات آموزش عالی را دارند آموزش ابتدایی اهداف مقطع آموزش ابتدایی از جمله مهمترین اهداف مقطع آموزش ابتدایی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1- برقراری فضای مناسب آموزشی جهت پیشرفت اخلاقی و اعتقادی دانش آموزان 2- پرورش استعدادها و خلاقیتهای کودکان 3- بهبود قدرت بدنی و جسمانی کودکان 4- آموزش خواندن ، نوشتن ، محاسبه و برقراری معاشرت اجتماعی با سایر اعضاء اجتماع 5- آموزش مسائل بهداشت فردی و گروهی برنامه های آموزشی از جمله مهمترین برنامه های آموزشی مقطع آموزش ابتدایی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: علوم قرآنی و تعلیمات دینی انشاء و املاء فارسی زبان فارسی ( خواندن و درک مطلب ) تعلیمات اجتماعی علوم هنری ( نقاشی،خطاطی، کاردستی ) علوم طبیعی و بهداشت ، علوم ریاضی ورزش و تربیت بدنی دروس مذکور در هفته 24 ساعت ارائه شده و زمان هر کلاس درس 45 دقیقه می باشد.
مدت زمان دروس آموزشی مقطع آموزش ابتدایی مواد درسی کلاس اول کلاس دوم کلاس سوم کلاس چهارم کلاس پنجم  قرآن - - 2 2 2  تعلیمات دینی - 3 2 2 2  انشاء فارسی - 2 2 2 2  املاء - 3 2 2 2  فارسی ( خواندن و درک مطلب ) 12 4 4 3 3  تعلیمات اجتماعی - - 2 - -  هنر ( نقاشی ، خطاطی ، کاردستی ) - 22 - 4 4  علوم طبیعی و بهداشت 3 3 4 3 3  ریاضی 5 5 4 4 4  ورزش 2 2 2


دانلود تحقیق سیاد گیری بی تلاش 16 ص

دانلود سیاد گیری بی تلاش 16 ص تحقیق سیاد گیری بی تلاش 16 ص مقاله سیاد گیری بی تلاش 16 ص سیاد گیری بی تلاش 16 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 13 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 16
دانلود تحقیق سیاد گیری بی تلاش 16 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 16 صفحه

دبیرستان دخترانه مصباح N.
L.
P «سیاد گیری بی تلاش» استاد راهنما : خانم شیشه تهیه کنندگان : سمانه خندان پور کرکلاری ریحانه مرادی سال تحصیلی 88-87 چکیده : کلید واژه ها : چرخه یادگیری یادگیری ما را نمی توان با مقیاسی مانند عقربه سوخت ماشین اندازه گیری کرد که از خالی تا پر تغییر می کند.
ما با مرور دوباره آنچه که قبلاً آموخته ایم و باز اندیشی در افکار و طرحهایمان برای یادگیری در آینده، یاد می گیریم.
و همیشه چیزهای بیشتری برای آموختن وجود دارد.
معروف ترین چرخه یادگیری چرخه کولب است که چهار مرحله را برای یادگیری شناسایی کرده است : تجربه عمل تفکر مفهوم ساختن این مدل نشان می دهد که ما چگونه از طریق تجربه و از مقایسه تچربه خودمان با دیگران یاد می گیریم که چگونه تجربه هایمان را تحلیل کنیم و برای کارهای جدیدی برنامه ریزی کنیم .
اگر تمام فازهای این چرخه را طی کنیم یادگیری تجربی ، چنانکه به این اسم مشهور است، به تجربه اندک ما محدود نمی شود.
سبک های یادگیری همه ما به یک روش یاد نمی گیریم.
ما گرایش داریم روش هایی را که با آنها راحت تر هستیم انتخاب کنیم و بقیه روشها را کنار بگذاریم.
این نکته مهم است که ما از سلیقه مان در مورد سبک های یادگیری باخبر باشیم تا بتوانیم : از روش های یادگیری مان استفاده کنیم که با آموزش خاصی که فرا می گیریم، سازگار باشد.
یادگیری مان را در روش های ضعیف تر بهبود بخشیم.
نکته مهم آن است که بدانیم سبک های یادگیری خصوصیات فردی افراد نیستند و ما همه در شرایط متفاوت سبک های متفاوتی را به کار می گیریم.
هر چند، معمولاً ما یک یا دو سبک را بر بقیه ترجیح می دهیم .
به گفته هانری و مامفورد (1984) برای اینکه چرخه یادگیری (چرخه کولب را نگاه کنید ) را کاملاً طی کنیم ، باید هر چهار سبک یادگیری را در پیش گرفت .
ضعف یا قبول نکردن هر کدام از این سبک های یادگیری ، فرآیند یادگیری را دچار مانع می کند.
وضعیت های یادگیری وقتی دانش آموزان در حال کسب مهارت یا دانش جدیدی هستند، اندیشیدن به وضعیت یادگیری شان یعنی میزان توانایی و آگاهی شان از آن سودمند است.
اگر یادگیرنده از نیاز خود آگاه نباشد، نمی تواند از پیش نهادهای کمک استفاده کند.
دابین چهار وضعیت برای یادگیری پیش نهاد می کند : یادگیرنده اغلب در حالیکه نسبت به نیازها و ضعفهای آموزشی خود در وضعیت ناکارآمد خود آگاه است، شروع به یادگیری می کند.
متاسفانه خیلی از ما در مرحله ناکارآمد ناخودآگاه (آن کس که نداند و نداند که نداند!) هستیم.
فهمیدن این وضعیتها برای هدایت یادگیرندگان به وضعیت مطلوب کارآمد ناخودآگاه، مثلاً در راندن یک ماشین، بسیار ضروری است.
انگیزه برای تحصیل در سطوح عالی تر انگیزه یادگیرنده نقش مهمی در فرآیند یادگیری بازی می کند.
مقدار انگیزه ما به این بستگی دارد که چه کسی هستیم، چه چیزی می خواهیم یاد بگیریم و شرایطی که در آن یاد می گیریم چیست.
بررسی هایی که تایلور (1983) روی دانشجویان دانشگاه این انجام داد نشان داده است که در تحصیلات عالی چهار رویکرد عمده در انگیزش دانش آموزان وجود دارد.
هر کدام از این رویکردها ( و نه خصوصیات فردی!) را می توان به به دو زیر


دانلود تحقیق ساختار تشکیلاتی برای موسسه آموزشی 54 ص

دانلود ساختار تشکیلاتی برای موسسه آموزشی 54 ص تحقیق ساختار تشکیلاتی برای موسسه آموزشی 54 ص مقاله ساختار تشکیلاتی برای موسسه آموزشی 54 ص ساختار تشکیلاتی برای موسسه آموزشی 54 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 17082 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 70
دانلود تحقیق ساختار تشکیلاتی برای موسسه آموزشی 54 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 70 صفحه

 فهرست مطالب 1 پیشگفتار 5 بخش اوّ ل ـ ساختار و تشکیلات اهداف و وظایف 11 ارکان پژوهشکده 12 الف: هیأت امنا،‌ ضوابط انتخاب اعضا 12 وظایف و اختیارات 13 ب: رئیس پژوهشکده، وظایف و اختیارات 13 ج: شورای پژوهشکده، ضوابط انتخاب اعضا 14 وظایف و اختیارات شورای پژوهشکده 15 شرایط رسمیّت جلسات 15 تشکیل کمیته‌های تخصّصی برای تسهیل در انجام وظایف 15 اجرای مصوّبات شورا 16 حقّ الزّحمه‌ی اعضای شورا 16 تشکیلات، مقررّات مالی، استخدامی 16 سایر مقرّرات 16 انحلال، وظایف هیأت تصفیه برای انحلال 17 بخش دوّم ـ فرآیند تحقیقات ـ اجرای فرآیند تحقیقات 23 نیازسنجی 23 مسئله‌یابی و تعیین اولویّت‌های علمی ـ پژوهشی 24 دریافت و ارزشیابی طرح‌های عملی ـ پژوهشی 24 فعّالیّت‌های اجرایی، نظارت و ارزشیابی گزارش‌های عملی ـ پژوهشی 25 رتبه بندی گزارش‌های نهایی تحقیق 26 کاربست نتایج تحقیق 26 الف: گزارش‌هایی که نیازمند طرح اجرایی هستند 26 ب: گزارش‌هایی که دارای طرح اجرایی هستند 26 ج: گزارش‌هایی که قابل استفاده‌ی مستقیم در سیستم هستند 27 بخش‌ سوّم ـ طبقه بندی هزینه‌ی طرح‌های علمیٍِِِِِ ـ پژوهشی ــ طبقه‌بندی هزینه‌‌ی طرح‌‌ها، فرآیند محاسبه‌ی هزینه‌ها 33 الف: هزینه‌های تهیّه‌ی طرح و قبل از آن 34 ب: هزینه‌های اجرای طرح 34 ج: هزینه‌های بررسی، ارزیابی، پیگیری و نظارت طرح‌های علمی ـ پژوهشی 35 ــ طبقه‌بندی هزینه‌ها از نظر موّاد هزینه 35 هزینه‌ی دستمزد (پرسنلی) برای گردآوری و تجزیه و تحلیل اطّلاعات 36 هزینه‌های مربوط به تأمین امکانات و تجهیزات و خدمات ماشینی 36 هزینه‌های مسافرت 37 هزینه‌های بالا سری 37 هزینه‌های پیش بینی نشده و ناشی از تورّم 37 بخش چهارم ـ طبقه بندی اطّلاعات پرسشنامه‌ی طرح تحقیق 43 اطّلاعات مربوط به مجری طرح 43 اطّلاعات مربوط به طرح تحقیق 43 اطّلاعات مربوط به پیش بینی زمان شروع و اجرای فعّالیّت‌های طرح در سال 44 اطّلاعات مربوط به هزینه‌های طرح(به تفکیک نوع فعّالیّت) 44 زمان‌بندی ارائه‌ی گزارش کتبی و شفاهی در پیشرفت فرآیند اجرای تحقیق 44 فرم ارزشیابی طرح‌های تحقیقی 44 طرح نظارت بر کیفیَت اجرای طرح‌های علمی ـ پژوهشی 45 هدف 45 نظارت 45 ویژگی ناظران 45 وظایف ناظران 46 سایر موّاد طرح 46 دفتر ثبت مشخّصات طرح‌های علمی ـ پژوهشی رسیده به دبیرخانه‌ی کمیته‌ی معین شورای پژوهشی 48 کارت فعّالیّت اعضای هیأت علمی در برنامه‌های پژوهشکده 48 فرم مشخّصات طرح‌های علمی ـ پژوهشی مورد بررسی در کمیته‌ی معین شورای پژوهشی 48 قرارداد انجام طرح‌های علمی ـ پژوهشی و پیگیری آنها 49 کارت خلاصه‌ی پرونده‌ی پیگیری طرح‌های علمی ـ پژوهشی 50 فرم گزارش پیشرفت کار طرح‌های علمی ـ پژوهشی 50 گزارش تحقیق و فرم ارزشیابی گزارش نهایی تحقیق 50 عنوان های تشکیل دهنده گزارش تحقیق 51 فرم ارزشیابی گزارش نهایی تحقیق 51 کاربرگه‌ی پایگاه اطّلاعات طرح‌های علمی ـ پژوهشی 52 بخش پنجم ـ مدیریت منابع انسانی طبقه بندی استانداردها 57 نتایج تعیین استانداردها 58 ارتقای علمی منابع انسانی 58 ارزشیابی از عملکرد منابع انسانی 58 تشخیص صلاحیّت حرفه‌ای منابع انسانی 59 ارتقای بهره‌وری و بهبود کیفیّت 59 فعّالیّت‌های برنامه‌ریزی 60 گروه برنامه‌ریزی توسعه 60 گروه آموزش نیروی انسانی پژوهشکده 60 گروه غنی سازی منابع علمی 60 برنامه‌ها، طر


دانلود تحقیق ساختار آموزشی برزیل 21 ص

دانلود ساختار آموزشی برزیل 21 ص تحقیق ساختار آموزشی برزیل 21 ص مقاله ساختار آموزشی برزیل 21 ص ساختار آموزشی برزیل 21 ص
دسته بندی آموزشی
فرمت فایل zip
حجم فایل 28 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 22
دانلود تحقیق ساختار آموزشی برزیل 21 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 22 صفحه

ساختار آموزشی برزیل نظام آموزشی برزیل شامل موسسات دولتی ( فدرال ، ایالت وشهری ) وموسسات خصوصی که از پیش دبستانی ، دبستان ( مقطع اول ) ومتوسطه ( مقطع دوم ) تا مقاطع دانشگاه وکارشناسی ارشد ودکتری تقسیم بندی می شود .
آموزش برای سنین 7 تا 14سال اجباری می باشد ، آموزش ملی در تمامی مقاطع آزاد است .
مدارس غیر انتفاعی واجد شرایط دریافت کمک مالی دولتی می باشند .
مجلس سال 1988 برزیل ، 25 % از درآمدهای مالیالت خارجی وایالتی را به آموزش وپرورش اختصاص داد.
پیشرفتهای چشمگیری در ساختار آموزشی برزیل در 25 سال گذشته صورت گرفته است .
در سال 1964 ، 10 میلیون دانش آموز ودانش جو در تمامی مقاطع تحصیلی حضور داشتند .
درسال 1990این رقم به 6/37 میلیون دانش آموز ودانشجو بالغ گردید که از این تعداد 9/3 میلیون در مقطع پیش دبستان ، 2/28 میلیون در مقطع دبستان ، 8/3 میلیون در مقطع متوسطه و7/1 میلیون در دانشگاه به کس آموزش ودانش مشغول بوده اند .
با وجود این پیشرفت ، کمتر از 40% از جنعیت سنی دبیرستان در مدرسه ثبت نام کرده اند .
نظام آموزشی برزیل به شرح ذیل به صورت خلاصه ارائه گردیده است: آموزش پایه سن آغاز دوره : 7 سالگی سن اتمام دوره :14 سالگی آموزش ابتدایی طول دوره : 8 سال بین سطوح سنی 7 سال تا 14سال مدرک اعطایی : CERTIEICADO DE CONCLUSAO DE PRIMEIRO GRAU آموزش متوسطه طول دوره : 3 سال بین سطوح سنی 15 سال تا 17 سال مدرک اعطایی : DIPLOMA DE SEGUNDO GRAU آموزش فنی نوع مدرسه : مدرسه فنی متوسطه (هنرستان) طول دوره : 4 سال بین سطوح سنی 15 سال تا 18 سال مدرک اعطایی : DIPLOMA DE TECNICO DE NIVEL MEDIO آموزش پیش دبستانی ساختار آموزشی آموزش پیش دبستانی مدت زمان 2 سال طی سنین6-4 سالگی به کودکان ارائه می گردد.
برنامه های آموزشی از طریق سازمان یا نهادی که اداره و مدیریت مؤسسه را به عهده دارد تعیین می گردد .
تعداد کل معلمان تعداد کل ثبت نامی تعدادمدارس سال  256208 5283894 57842 1991  258157 5574514 71053 1992  272619 5780566 84366 1993  274582 5686762 93214 1994  - 5749237 - 1995  - 5714303 - 1996  اهداف آموزشی .
فراهم نمودن شرایط مناسب جهت ترقی جسمی ، عاطفی ، درک ذهنی و اجتماعی کودک .
افزایش دانش و تجربه و علاقمند نمودن به تحول ماهیت در زندگی پویا .
اطمینان دادن به تاثیرگذاربودن روابط و عملکرد کودک در همبستگی ، آزادی ، تعاون و احترام در جامعه آموزش همگانی استراتژیهای کلی برنامة‌ آموزشی ملی که توسط دولت مرکزی به پارلمان ملی ارجاع داده شده بود پس از یکسری مذاکرات جامعه با ابالت و شهرها، ‌یک ابزار استراتژیک یا پایه‌ای را برای رسیدن به اهداف مد نظر قرار گرفته در آموزش برای همة طرح‌ها ایجاد کرد.
در مرحلة ….
.
آن می‌تواند به‌عنوان یک قانون اجرا شود و همة‌آژانسهای دولتی مختلف در نشر یک مساعی با سازمان‌های اجتماعی مجبور خواهند بود تا با اهداف بیان شده در آن موافقت کنند.
دومین ابزار استراتژیک مهم برای به‌کارگیری سیاست آموزش ملی برای همه (EFA) تقویت کردن و بهبود سیستم ارزیابی ملی در همة‌سطوح آموزشی است.
این ابزار محکم گردیده بود از طریق یک آژانس د


تحلیل عوامل توسعه نیافتگی در کهگیلویه و بویراحمد

این رساله به بررسی وضعیت موجود و تحلیل توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی استان کهگیلویه و بویراحمد می پردازد در این پروژه تمامی قابلیت های محیطی و انسانی از یک طرف و محدودیت های محیطی و انسانی نیز شناسایی و بررسی می شوند در این مسیر ضمن امکان سنجی منابع داخلی به عواملی که از بیرون از منطقه می توانند توسعه یا عدم توسعه یافتگی منطقه دخالت داشته ب
دسته بندی برنامه ریزی شهری
فرمت فایل doc
حجم فایل 1138 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 190
تحلیل عوامل توسعه نیافتگی در کهگیلویه و بویراحمد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه

فصل اول: کلیات

1-1: طرح مسئله ................................... 2

1-2: ضرورت تحقیق.................................. 4

1-3- انگیزه تحقیق................................. 4

1 –4 : اهداف تحقیق................................ 5

1-5 :سوالات تحقیق.................................. 6

1-6 :فرضیات تحقیق................................. 6

1-7 : پیشینه تحقیق................................ 6

1-8-روش تحقیق ..................................... 8

1-9- فرایندهای تحقیق .......................... 8

1-10- روشهای جمع آوری اطلاعات ...................... 8

1 – 11- ابزار تحقیق ............................... 8

1-12- محدودیت های و تنگناهای تحقیق ............ 9

فصل دوم : مبانی نظری پژوهش

2-1- : مبانی نظری یا تئوریک پژوهش............ 11

2-2- : تعاریف و مفاهیم......................... 12

2-2-1- برنامه ریزی منطقه ای.................... 14

2-2-2- مفهوم رشد اقتصادی....................... 15

2-3 – تفاوت رشد و توسعه اقتصادی................ 16

2-3-1-الف ) توسعه علمی......................... 17

2-3-2-ب) توسعه سیاسی........................... 17

2-3-3-ج) توسعه فرهنگی.......................... 18

2-3-4-د) توسعه پایدار.......................... 19

2-4- سابقه برنامه ریزی منطقه ای ............... 19

2-5- سابقه برنامه ریزی در ایران ............... 21

2-6- فرایند تاریخی توسعه و توسعه نیافتگی در جهان ............................................... 23

2-7- نظریه ها و الگوهای توسعه ................. 25

2-7-1- نظریه تسلسل فقر توده های و شهرگرایی..... 25

2-7-2- نظریه حداکثر استفاده از زمینهای کشاورزی 26

2-7-3- نظریه قطب رشد........................... 27

2-7-4- نظریه مرکز پیرامون...................... 30

2-7-5- تئوری مرحله ای روستو.................... 31

2-8- استراتژی های مختلف توسعه اقتصادی.......... 32

2-9- تکنولوژی مناسب برای کشورهای در حال توسعه . 36

2-10- معیارهای سنجش رشد و توسعه ............... 37

2-11- شاخص های سنجش توزیع درآمد................ 41

2-12- شرایط لازم جهت موفقیت در هدایت توسعه ای .. 42

فصل سوم :ویژگیهای جغرافیایی منطقه محل پژوهش

3-1-ویژگیهای طبیعی............................. 46

3-1-1-موقعیت و حدود جغرافیایی.................. 46

3-1-2- ویژگیهای عمومی زمین شناسی............... 48

3-1-3-. وضعیت گسل ها در زلزله خیزی منطقه....... 56

3-1-4- هواشناسی و اقلیم........................ 60

3-1-5- پوشش گیاهی وحیات جانوری................. 63

3-1-6- ویژگیهایی خاک منطقه................................................ 64

3-2- ویژگیهایی اجتماعی و فرهنگی..................................... 67

3-2-1- توزیع و پراکندگی جمعیت.................. 67

3-2-2- توزیع سنی جمعیت......................... 68

3-2-3- توزیع جنسی جمعیت........................ 71

3-2-4- موالید و مرگ و میر...................... 71

3-2-5 - رشد جمعیت.............................. 75

3-2-6- بار تکفل خانوار........................ 77

3-2-7- بعد خانوار وتغییرات آن.................. 81

3-2-8- روند مهاجرت................................................................. 82

3-2-3- وضعیت شاخصهای توسعه فرهنگی................................ 84

3-4- ساختار فضایی کالبدی....................... 92

3-4-1- تقسیمات سیاسی........................... 92

3-4-2- روند تحولات جمعیتی....................... 96

3-5- وضعیت سکونتگاههای روستایی................. 98

6- ویژگی های اقتصادی جمعیت .................... 99

3-6-1- جمعیت شاغل به تفکیک بخش های مختلف اقتصادی............................................... 99

3-6-2- بهره برداری از منابع نفت وگاز........... 104

3-6-3- فعالیت صنعتی (شهرک های صنعتی )......... 105

3-6-4- وضعیت موجود بخش معدن.................... 106

3-6-5- وضعیت اشتغال در بخش کشاورزی ............ 107

3-7- موسسات بهداشتی ودرمانی.................... 108

3-8- شبکه راههای ارتباطی....................... 110

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل عوامل اجتماعی و اقتصادی

4-1-تحلیل وضعیت اجتماعی و فرهنگی منطقه......... 114

4-1-1- تحلیل جمعیت وتغییرات آن................ 114

4-1-2- تحلیل تراکم ورشد جمعیت................. 115

4-1-3- بررسی روند مهاجرت...................... 118

4-1-4- تحلیل ویژگیهای اقتصادی................. 119

4-1-4- الف) تحلیل جمعیت فعال وغیر فعال......... 119

4-1-4- ب) نرخ فعالیت اقتصادی منطقه............. 120

4-1-4-ج) تحلیل روند اشتغال..................... 120

4-1-4-د) روند نرخ بیکاری....................... 121

4-1-5-تحلیل ویژگیهای فرهنگی.................... 121

4-1-6 بافت فرهنگی ورهیافتهای توسعه............. 123

4-2- تحلیل فضایی-کالبدی........................ 125

4-2-1- تحلیل پراکندگیها وقلمروهای مناطق طبیعی(اکوتوریسم)............................................... 126

4-2-2- تحلیل فضایی جمعیت شهری و روستایی....... 128

4-2-3- تغیرات فضایی اندازه جمعیت در دوره1385 -1375............................................... 130

4-2-4- تحلیل دلایل جابجایی جمعیت.............. 130

4-2-5 نتیجه گیری از روند تحولات جمعیتی......... 132

4-6-بررسی وتحلیل ساختار اقتصادی................ 133

4-6-1- بخش صنعت ومعدن......................... 135

4-6-2- بخش کشاورزی............................ 137

4-6-3- بخش خدمات............................... 141

4-6-4- توزیع هزینه ودرآمد بهد تفکیک شهر وروستا. 143

4-6-5- درآمدهای عمومی استان.................... 143

4-7- شاخصهای توسعه انسانی ..................... 144

4-8- خدمات بهداشتی درمانی ..................... 145

4-9- قابلیتهای منطقه در بخشهای مختلف اقتصادی... 146

فصل پنجم:آزمون فرضیات ؛ :نتیجه گیری وبیشنهادات

آزمون فرضیات................................... 149

نتیجه گیری..................................... 152

5-1- مسایل اساسی استان......................... 162

5-2- عمده ترین تنگناها وقابلیتهای اقتصادی...... 163

5-3-راهبردهایی جهت برنامه های بلند مدت در منطقه 167

راهکارهای عمومی................................ 171

منابع وماخذ.................................... 173

چکیده به انگلیسی

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول:3-1-تقسیمات سیاسی استان در سال 1385....... 48

حدول: 3-2-طبقات شیب اراضی ..................... 51

جدول:3-3-محدوده استان در طبقات شیب............. 52

جدول:3-4-طبقات ارتفاع از سطح دریا.............. 54

جدول:3-5-طبقات ارتفاع محدوده استان............. 55

جدول:3-6-نتایج سرشماری نفوس ومسکن1385.......... 68

جدول:3-7-توزیع سنی جمعیت در استان در مقایسه با کشور 69

جدول:3-8-نسبت جنسی جمعیت....................... 71

جدول:3-9- موالیداستان به تفکیک شهر و روستا .... 73

جدول:3-10-نرخ رشد سالانه ی جمعیت ............... 74

جدول:3-11-بار تکفل استان ...................... 76

جدول:3-12- مقدار سهم جمعیت شهری وروستایی....... 78

جدول:3-13- مقایسه بعد خانوار استان ............ 79

جدول:3-14- مقصد مهاجران خارج شده ازاستان....... 81

جدول:3-15- مبدا مهاجران وارد شده به استان ..... 82

جدول:3-16- مهاجران داخلی در مقایسه با کل کشور . 82

جدول:3-17- مراکز بهداشتی ودرمانی............... 84

جدول:3-18- شاخص های توسعه انسانی .............. 85

جدول:3-19- میزان با سوادی...................... 85

جدول:3-20- کتاب خانه ها وتعداد کتاب ها......... 87

جدول:3-21- شمارگان مطبوعات محلی ............... 88

جدول:3-22- برنامه های صدا وسیمای استان......... 89

جدول:3-23- تعداد سینما های استان............... 89

جدول:3-24- گردشگران وا رد شده به استان ........ 90

جدول:3-25- تاسیسات اقامتی ورفاهی .............. 91

جدول:3-26-مساحت وتعداد شهر های استان........... 91

جدول 3-27- تعداد شهر های استان ................ 97

جدول:3-28- جمعیت بیکار استان بر حسب جنس........ 100

جدول:3-29- وضعیت اشتغال جمعیت ................. 100

جدول:3-30- توزیع جمعیت جویای کار (بالای 10 سال) 101

جدول:3-31- اشتغال در بخش های مختلف اقتصادی .... 101

جدول:3-32- تولید ناخالص داخلی ................. 102

جدول:3-33- ضریب توزیع ومقدارسرمایه............. 103

جدول:3-34- مشخصات شهرک های صنعتی .............. 104

جدول:3-35-واحد های صنعتی بهره برداری شده....... 105

جدول:3-36- معادن در حال بهره برداری و شاغلان بخش معدن 106

جدول:3-37-مزاکر بهداشتی و درمانی............... 109

جدول:3-38- تعداد تونلها و پل ها .............. 110

جدول:3-39-مشخصات راه های اصلی وفرعی استان...... 111

جدول:4-1- شاخص های جمعیت نیروی انسانی،وسواد در استان 119

جدول:4-2-مسیر های گردشگری عمومی استان ......... 127

جدول:4-3- مهاجرت های میان منطقه ای وخالص در استان 131

جدول:4-4- ضریب توزیع تعداد سرمایه وصنعت ....... 134

فهرست نمودار

عنوان صفحه

نمودار3-1- هیستو گرام طبقات شیب............... 52

نمودار3-2- هیستو گرام طبقات ارتفاع .......... 55

نمودار3-3- هرم سنی و جنسی جمعیت ............... 69

نمودار3-4- تغییرات نسبت جنسی ................. 71

نمودار3-5- میزان موالید .................... 73

نمودار3-6- در صد مرگ ومیر .............. 74

نمودار3-7- متوسط رشد سالانه جمعیت ............. 76

نمودار3-8- بار تکفل خانوار ........ 78

نمودار3-9- تراکم نسبی جمعیت ................... 79

نمودار3-10- سهم جمعیت شهری..................... 80

نمودار 3-11- سهم جمعیت روستایی................. 80

نمودار3-12- بعد خانوار به تفکیک شهر وروستا.... 81

نمودار3-13- مبدا مهاجران وارد شده ...... 83

نمودار3-14- مقصد مهاجران خارج شده ............. 83

نمودار3-15- مقایسه شاحص های با سوادی........... 86

نمودار3-16- مقایسه شاخص پوشش تحصیلی............ 86

نمودار3-17- مقایسه روند جمعیت شهری ........... 97

نمودار3-18- جمعیت شهر های استان................ 97

نمودار3-19- سهم آبادی های سکنه وخالی از سکنه .. 98

نمودار3-20- اشتغال بخش های مختلف استان 102

نمودار3-21- بهروری نیرو ی انسانی ..... 103

نمودار3-22- وضعیت اراضی کشاورزی ....... 108

نمودار 4-1 منحنی لورنز در مناطق شهری .......... 129

نمودار 4-2 تعداد و سهم آبادهای استان .......... 129

نمودار 4-3 شاغلان بخش معدن ..................... 137

نمودار 5-1 دلایل توسعه نیافتگی استان ........... 170

فهرست نقشه ها

عنوان صفحه

نقشه شماره 1- موقعیت استان در کشور ............ 47

نقشه شماره 2- شهرستان های استان................ 50

نقشه شماره 3- نقشهDEM طبقات ارتفاع استان..... 53

نقشه شماره 4 – خطرات نسبی زمین لرزه ........... 58

نقشه شماره 5- شبکه راههای استان ............... 59

نقشه شماره 6- منابع آب استان ................. 62

نقشه شماره 7 – کار بری اراضی .............. 66

نقشه شماره 8 - پراکندگی جمعیت در استان........ 70

نقشه شماره 9 – واحد های اداری وسیاسی........... 94

نقشه شماره 10- مکان های گردشگری در استان....... 95

نقشه شماره 11- کانون های توسعه ی تمرکز محوری دراستان(طرح پیشنهادی نگارنده)....................................... 169

چکیده

این رساله به بررسی وضعیت موجود و تحلیل توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی استان کهگیلویه و بویراحمد می پردازد

در این پروژه تمامی قابلیت های محیطی و انسانی از یک طرف و محدودیت های محیطی و انسانی نیز شناسایی و بررسی می شوند . در این مسیر ضمن امکان سنجی منابع داخلی به عواملی که از بیرون از منطقه می توانند توسعه یا عدم توسعه یافتگی منطقه دخالت داشته باشند ، پرداخته می شود در بررسیهای انجام شده از مجموعه عوامل تأثیر گذار در امر توسعه منطقه ضعف زیر ساخت ها و شبکه های ارتباطی – موانع اجتماعی و فرهنگی و ضعف مدیریتی در شبکه های اداری سیاسی بارزترین و برجسته ترین موانع توسعه یافتگی منطقه بوده اند .

حال با توجه به منابع غنی نفت و گاز و معادت کانی غیر نفتی و منابع غنی آب و خاک و توسعه نیروی انسانی در داخل و نیز موقت ممتاز منطقه در محل تلاقی استانهای صنعتی کشور و مناطق استراتژیک نفت و گاز مثل عسلویه بوشهر – پتروشیمی ماهشهر و بندر امام و دسترسی سریع به بنادر خلیج فارس ، می توان با برنامه ریزی بهتر و اولویت بندی طرحهای عمرانی به توسعه همه جانبه منطقه سرعت بخشید . که برای رسیدن به این امر مهم باید مهمتر از همه به توسعه انسانی به عنوان زیر بنای توسعه اقتصادی توجه خاصی نمود .

مقدمه

امروزه در جهان کمتر کشوری شاهد می شود که با دقت هر چه بیشتر به امر برنامه ریزی در جهت توسعه منطقه ای مشغول نباشد امر توسعه ؛ مخصوصاً توسعه اقتصادی ؛ سابقه برنامه ریزی در جهان دارد و این سابقه خوشبختانه تجربیات بسیار سودمندی را در اختیار جهان معاصر قرار داده تا ضمن بررسی آنها به بومی کردن الگوهای توسعه در کشور و جامعه خود پرداخته تا از قطار سریع رشد و توسعه جهانی عقب نمانند .جامعه توسعه یافته غرب در پی تحول اساسی در تمام زمینه های فرهنگی و اقتصادی خود در قرون گذشته موفق به دست یابی به این امر نموده که امروزه جوامع کمتر توسعه یافته جهان سوم سعی در تقلید نادرست از آنها هستند . که به علت عدم تناسب با شرایط داخلی تأثیری منفی در این جوامع بر جای گذاشته است

در درون کشورهای جهان سوم ناهمگونی جمعیت و محیط طبیعی ، مشکلات فرهنگی و قومی زیر ساخت های لازم جهت توسعه منطقه ای و بخشی و مهمتر از همه عقب ماندگی ساختارهای سیاسی و حکومتی مانع حرکت این جوامع در مسیر اصلی توسعه شده است

در ایران نیز علیرغم اینکه سالهاست برنامه های (میان کدام توسعه منطقه ای اجرا می شود ، به دلایل مختلف این برنامه ها در عمل به هدف اصلی که از قبل مشخص می شود نمی رسند و دخالت های عوامل خارجی و داخلی عملاً خاصیت و ارزش اصلی و یا عوامل سیاسی و موقعیت خاص توسعه یافته اند به طوری که ناهمگونی و اختلاف سطح توسعه شهری و روستایی کاملاً ملموس است .قطب اول توسعه کشور تهران به لحاظ موقعیت اداری – سیاسی نزدیک به نیمی از تمامی امکانات کشور را جذب می کند و این امر به رشد کانونهای دیگر توسع مثل قم . قزوین . کرج کمک نموده است و در شمال شرق اهمیت و نقش مذهبی مشهد و موقعیت ممتاز مالی استان فارسی کمک زیادی به توسعه کانون شمال شرق نموده است . حوزه شمال غرب نیز آذربایجان به لحاظ نقش اهمیت تاریخی خود و نیز تجارب مرزی و نقش کلان شهر تبریز باعث تقویت آن شده است شهر اصفهان را می توان بعد از تهران دومین قطب توسعه یافته کشور دانست . توسعه ای که متکی به خود منطقه است و است و کمتر منطقه ای را می توان یافت که چون اصفهان به لحاظ ساختاری توسعه یافته باشد امری که ناشی از تفکر و تخصص و اندیشه های نیروی بومی استان است.در جنوب با وجو اینکه شاهرگ اقتصادی تمام ایران است ، اما از لحاظ توسعه و عمران شهر و روستا رشد چندانی نکرده است. دیار غنی و داغ جنوب فقط مثل شمع می سوزد تا مردم ایران زمین از روشنایی آن استفاده کنند و چراغ زندگیشان روشن بماند اما غافل از اینکه در کنار این ذخایر سرشار نفت و گاز و تجارت جنوب ، توده عظیمی از مردم در انتهای خط فقر زندگی می کنند . شبکه های ارتباطی ضعیف و شهرهای توسعه نیافته که با کمی توجه و نگاه به مناطق بیابانی جنوب خلیج فارس می توان نقش ذخایر نفت و گاز را در توسعه کشورها مشاهده کرد .

استان کهگیلویه و بویراحمد یکی مناطقی است که علیرغم توانهای محیطی و انسانی فراوان چه از نظر موقعیت جغرافیایی و چه از نظر منابع عظیم معدنی به دلیل بی توجهی در امر برنامه ریزی و ومدیریت استانی. اکنون یکی از کم توسعه یافته ترین مناطق کشور است که مشاهده این توسعه نیافتگی نگارنده را واداشت تا به بررسی این موضع در این رساله بپردازد در این پژوهش به بررسی و تحلیل در توسعه نیافتگی پرداخته و ضمن معرفی قابلیت های اصلی راهکارهایی جهت دست یابی به توسعه در منطقه پیشنهاد داده است

در فصل اول این رساله ، اهداف فرایندهای پژوهش و نیز پیشینه چنین طرحهای پژوهشی در منطقه آمده است .در فصل دوم مبانی نظری توسعه و برنامه ریزی منطقه ای و ایران و الگوها تئوریهای مهم توسعه ذکر شده است و نیز شاخص های توسعه نیافتگی اشاره شده است

در فصل سوم ویژگیهای جغرافیایی منطقه و نیز وضعیت موجود استان به لحاظ اجتماعی و فرهنگی اقتصادی و نیز کالبدی – فضایی مطابق با آخرین آمارهای موجود بررسی شده است

در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل شاخص ها قابلیت های و نیز محدودیت های توسعه منطقه پرداخته شده است و در فصل پنجم نیز به مسایل اساسی منطقه و راهکارهایی جهت رسیدن به توسعه منطقه ای پرداخته شده است .

فصل اول:

کلیات طرح

1-1- طرح مسئله

کشورهای صنعتی غرب که سالها جلوتر از جهان سوم راه توسعه نامتعادل و بدون توجه با شرایط محیط طبیعی چیزی جز نابودی محیط طبیعی و به دنبال آن نابودی محیط انسانی در جوامع ندارد ، حتی اگر کشوری در شرایط عالی توسعه صنعتی باشد ولی در صورت حفاظت نکردن از محیط طبیعی راهی جز سقوط و ضعف ندارد . از آنجائیکه انسان در محیط زندگی می کند و ناگریز از استفاده از منابع و امکانات محیط طبیعی خود است بنابراین حتی جوامع و مناطق که اختیار است محیطی خوبی دارند و توانسته اند رابطه خوب و سالمی با محیط خود برقرار کنند ، به توسعه ای متوازن و پویا دست یافتند . در ایران موقعیت جغرافیایی ممتاز . منابع غنی طبیعی . شرایط اقلیمی خوب و متنوع و جمعیت متناسب با وسعت . فضای لازم را برای توسعه فراهم نموده است که در صورت برنامه ریزی صحیح و علمی نگری به جای سطحی نگری و مصلحت اندیشی های سنتی و مهمتر از آنها توجه به حفظ محیط می توان توسعه ای همه جانبه را مشاهده نمود.استان کهگیلویه و بویراحمد با طبیعت سرشار و مناطق کوهستانی دست نخورده مورد مطالعه قرار نگرفته اند .

وجود منطقه ای با این آب و هوا و زیبایی های طبیعی کنار گرم ترین نقاط کشور در نوع خود جالب و قابل تأمل است که با استفاده بهینه از این طبیعت زیبا می توان سرمایه های زیادی حتی از کشورهای حوزه خلیج فارس جذب نمود وصنعت گردشگری که امروزه اقتصادی نامرعی نامیده می شود می تواند کمک زیادی به ساکنین دامنه های زیبایی زاگرس بنمایند که علیرغم داشتن اینهمه امکانات و قابلیت ها با زندگی مملو از رنج و سختی را تجربه نموده اند. بنابراین با مشکلاتی از قبیل کوهستانی بودن که خود مانع ایجاد ساختارهای شبکه های ارتباطی شده است که به نظر نگارنده یکی از مهمترین موانع توسعه منطقه و در بن بست قرار دادن آن می باشد .عبور شریانهای آب از قعر دره ها نیز مانع دسترسی ساکنین منطقه به منابع غنی آب گردیده با وجود ارااضی حاصلخیز و غنی کشاورزی رونق چندانی نیافته است .منابع غنی نفت گاز که حدود 25 درصد صادرات کشور را شامل می شود تأثیر چندانی در توسعه منطقه نداشته است و دیگر قابلیت هایی که می توانست این منطقه را در جایگاه مناسب توسعه منطقه ای قرار دهد.

منطقه موردمطالعه به لحاظ شرایط لزوم جهت قرارگرفتن دریک سطح مناسب ازنظرتوسعه یافتگی موقعیت بسیارخوبی را درقیاس با مناطق برخوردارکشوردارد زآنجاییکه بررسی توسعه یافتگی ورسیدن به آمارو ارقام ازنظررشد سالانه درآمد سرانه سطح سواد وغیره می تواند جایگاه مناسبی برای آن درنظرگرفت.چون منابع طبیعی وشرایط اقلیمی منطقه مورد مطالعه یکی ازشرایط جهت توسعه ازنظرجغرافیایی است.که می توان آنرا در بالاترین رتبه امتیازی اقلیم وشرایط طبیعی قرارداد .از نظرمنابع زیرزمینی هم وجودبیش از25%صادرات صادرات نفت وحجم زیادی منابع گازکشور و منابعی چون فسفات ودیگر.مکوهها ودشت های منطقه دست نخورده باقی مانده است نیز میتواندگواه این توانایی بالقوه باشد. قرار گرفتن دربین چهارمنطقه برخوردارازنظرمنابع وتوسعه یافتگی مثل اصفهان که یکی قطب های رشد کشورواز همه نظربعدازتهران مؤثرترین قطب اقتصادی و سیاسی کشورهست با خوزستان باموقعیت استراتژیک وذخایرعظیم نفت گاز و انرژی هیدرولیک وکشاورزی باتمام پیشینه فرهنگی وتوانایهای فراوان مراکز مهم پتروشیمی بندرامام وماهشهر،و بوشهربا داشتن یکی از بزرگترین مراکز تولید گاز جهان درعسلویه وپتانسیل بالاتجاری وجذب سرمایه که ساحلی بودن آن براین امتیاز نیز می افزاید.بنابراین محصور شدن دراین میان گذشته از تهدیدهای خارجی ولی فرصت های فراوانی را می تواند به لحاظ کارو سرمایه برای این استان ایجاد نماید.

1-2 - ضرورت تحقیق

محدودیت ها منابع محیطی و نیاز روز افزون جوامع بشری از در پی افزایش رشد جمعیت از یکسو و تحولات اجتماعی سالهای اخیر و بالا رفتن سطح زندگی در پی گسترش ارتباطات در جهان که منجر به پیوند رسانه ای در تمام جهان شده است که منجر به پیوند رسانه ای در تمام جهان شده است ، تلاش انسان را برای رسیدن به بهترین نوع بهره برداری و کیفیت بالای زندگی مادی دو چندان کرده است بنابراین رسیدن به چنین سطوح زندگی و استفاده بهینه از منابع با در اختیار گرفتن ابزارهای فنأوری جدید امکان پذیر می باشد بهمین دلیل توسعه علمی و فنی رسمیت یافته مایه امید انسانها برای غلبه بر بسیاری از مشکلات امروزی است که برای رسیدن به چنین توسعه ای برنامه ریزی لازم است .

چون برنامه ریزی تلاشی است آگاهانه برای رسیدن به هدفی مشخص در زمانی مشخص در منطقه محل پژوهش باید هر چه سریعتر اقدام به موانع اصلی در رسیدن به رفاه و آسایش ساکنین نمود تا انسانها در چند صباحی که زندگی می کنند لذتی از زنده بودن و زیستن خود در استفاده از نعمت های الهی احساس کنند و از نوع زندگی که سراسر سختی و زحمت از بدو تولد تا مرگز است دگرگون شود و تفکری جدید در شیوه زندگی ایجاد شود این شرایط دست یافتنی است به شرطی که ضمن شناخت قابلیت ها به برنامه ریزی در جهت استفاده هر چه بهتر از آنها اقدام نمود و با تلاشی همگانی و مستمر اقدام به ساختن جامعه ای پویا و سرشار از نشاط و شادابی در استان نمود چرا که در این استان با داشتن این همه منابع و قابلیت ها دیدن این همه محرومیت ها و سختی در زندگی ساکنین جای تأمل تفکر زیادی دارد .

1-3 - انگیزه تحقیق

آنچه اینجانب راوادار به انتخاب این موضوع نموده، مشاهده درد ورنج فراوانی است که، دراندامهای تکیده وچهرهای رنجور وفقرزده مردم آن دیارمشاهده نموده، و جور و جفایی که در سالیان گذشته توسط حاکمان ستمگر به این مردم تحمیل شده، وآنهارا اسیر و بازیچه هوسبازیها وقدرت طلبی های ایلی وطایفه ای خود نموده است.گذشته این مردم آکنده است ازظلم وستمی است که، با شمشیرهای زهر آلود تعصب وکج اندیشی حاکمان محلی، در پی قشون کشی وغارت وچپاول طوایف همجوار برگرده این مردم فرو رفته است0دامن زدن به اختلافات قومی وقبیله ای سالها و فکراین مردم رابخود مشغول کرده است. بسیاری از توانهای مردم سرزمین من زیر چکمه های تعصب واند یشه های خرافی راه یافته به پیکره ی فرهنگ غنی این دیار له شده اند،افسوس که هنوز هم بعضی از این کج اندیشیها وتنگ نظریها خواسته یا نا خواسته چسبیده به کالبد فرهنگ نسلهای امروز سرزمین من به حیات خود ادامه می دهند.

نویسنده وظیفه خود دانسته عقده ای را که سالها از دیدن ولمس این همه بدبختی ورنج کشیدگی مردان و زنان ایل وتبارم،در سینه داشته بازگشاید، شاید تا حدودی دینم را به سرزمین و آب وخاکم ادا کرده باشم. امروزه با توجه به وجود مناطق و کشورهایی دردنیا که از لحاظ توانائیها وداشته های طبیعی درسطح خیلی پایین قرار دارند.اما ازلحاظ توسعه اقتصادی به طورچشمگیری رشد کرده اند.امیدواری ما را دو چندان کرده که استان کهگیلویه وبویراحمد با وسعتی کم و جمعیتی متناسب با آن وبا داشتن پتانسیل بالا وبالقوه یکی از رده های بالا وحداقل میانی جدول توسعه ملی باشد.قویا معتقدم که درصورت اصلاح ساختار معیوب اداری-سیاسی و نظارت وجهت دهی صحیح می توان توسعه ی پایدار را در این منطقه مشاهده کرد0

1-4-اهداف تحقیق:

1-شناخت و بررسی ویژگیهای طبیعی وا نسانی ا ستا ن کهگیلویه وبویراحمد

2-تحلیل ویژگیهای کلی منطقه وامکان سنجی توسعه دربخشهای مختلف

3-ارایه راهکارهای مشخص برای توسعه منطقه ای

1-5-سوالات تحقیق:

1-5-1-آیا موانع اجتماعی-فرهنگی نقش اصلی را در توسعه نیافتگی منطقه داشته است؟

2-1-2-أیاشرایط توبوگرافی مانع اصلی توسعه استان بوده است؟

1-5-3-مشکلات مدیریتی وساختاراداری –سیاسی چه قدر در عدم توسعه ی استان نقش داشته است؟

1-6-فرضیات تحقیق:

1-6-1-به نظر می رسد مانع اصلی توسعه نیافتگی استان، با وجود بتانسیل بالا موانع اجتماعی فرهنگی است.

2-6-2-یکی از موانع مهم وتاثیر در توسعه نیافتگی استان،ویژگی زئومرفولوژیکی کوهستانی و صعب العبور آن میباشد.

1-7-پیشینه تحقیق :

1- طرح توسعه وعمران(جامع )دهدشت:

این طرح در سال 1282 توسط مهندسین مشاور جهان-پارس به سفارش سازمان مسکن و شهرسازی استان تهیه شده ،در این طرح ضمن بررسی ویژگیهای جغرافیایی عوامل جمعیتی شهروحوضه نفوذ وگذشته ازآن روند تغییرات جمعیتی شهرستان کهگیلویه نیز بررسی شده ا ست0 درطرح جامعه شهردهدشت ضمن بررسی رابطه شهردهدشت باروستاهای تا بعه درشهرستان به نوع فعالیت های اقتصادی دربخش های مختلف صنعت کشاورزی وخدمات درحوزه شهری پرداخته شد0وپیش بینی هایی بررسی توسعه آتی شد انجام شده است0

2-طرح توسعه و عمران( جامع) ناحیه گچسا ران

این طرح که بعد از تقسیم بندی استان به دو ناحیه گچساران(کهگیلو یه و گچساران و بهمئی ) و ناحیه دیگر یعنی بویراحمد و د نا توسط شرکت مهندسین مآب درسال به سفارش سازمان ملی وشهرسازی تهیه گردیده است0اولین طرح منطقه به تفکیک:شنا خت ویژگیهای جغرافیایی دوم: تجزیه وتحلیل عوامل طبیعی وانسانی وبررسی ویژگی های اقتصادی ناحیه درمقایسه با استان پرداخته است0درطرح عمران ناحیه گچساران و ویژگی های جمعیتی وناحیه با اولویت سکونت گا ههای انسانی اعم ازشهری –روستایی وعشایری به تفصیل مورد بررسی قرار گرفتند وعلاوه برآن ویژگیها وقابلیت های محیطی ناحیه ازکشاورزی گرفته ومعادل نفت وگازوکانی مورد برسی مورد بررسی قرار گرفتند وبا محورقرار دادن مکانهای مرکزی برای توسعه به تحلیل شاخص های مکان مرکزی درناحیه پرداخته ومحورتوسعه قطب های محلی رشد دا نسته که با توسعه این مراکز محلی می توان وتمرکز گرایی جمعیت برای ارایه خدمات کمک نمود0

3-طرح آمایش ا ستان:

این طرح باسفارش استانداری وتوسط دانشگاه شیراز درسال 1387با هدف امکان سنجی منطقه وارایه راه حل هایی برای برون رفت از مشکلات فعلی استان تهیه شده است0 طرح آ مایش استان با الهام گرفتن ازطرح کالبدی ملی ایران در5 بخش 0انسانی -اجتماعی ،فرهنگی،اقتصادی وفضایی تهیه، و نقشه های مورد نیاز نیز از منطقه تهیه شده است 0درطرح آمایش استان ویژگیهای جغرافیایی طبیعی وانسانی منطقه به تفصیل آمده وبا استفاده ازتحلیل های آماری ویژگی های جمعیتی واجتماعی راتغییر نموده اند0با توجه به پراکندگی نامتتوازن جمعیت دراستان که متا ثر از توپو گرافی منطقه است،مشکلات اصلی منطقه را عوامل طبیعی دانسته ولی عوامل فرهنگی واجتماعی را نیزسهیم دراین امرذکرنموده است0دراین طرح مسایل انسانی استان ونیز قابلیت های محیطی ومنطقه آورده شده راهکارهای مفیدی بررسی برنامه ریزی منطقه ای ارایه شده ا ست0

1-8-روش تحقیق

نوع پژوهش – کاربردی است که روش بررسی آن توصیفی – تحلیلی است .بعد از شناسایی کمی و کیفی منطقه و جمع آوری اطلاعات لازم از طریق کتابخانه ای ومیدانی ؛با انجام مصاحبه ومشاهده، به بررسی و تجزیه و تحلیل آنها به روش نرم افزا spss و exell برای رسیدن نتایج مورد نظر اقدام شده است .

1-9- فرایندهای تحقیق

1- تعریف توسعه و تفاوت رشد اقتصادی و توسعه

2- تدوین معیارهای برای ارزیابی سطوح توسعه منطقه ای

3- شناخت بررسی کامل ویژگیهای منطقه محل پژوهش

4- تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف منطقه از لحاظ توسعه

5 - ارایه رهنمودها و راهکارهای جهت بهبود و سطح توسعه منطقه


بررسی تطبیقی شعر شاملو و احمدی

رساله حاضرباعنوان بررسی تطبیقی ساختارشعر احمد شاملو و احمدرضااحمدی شامل دوبخش وهدف عمده است بخش نخست الزاما به ملاحظات نظری اختصاص یافته است تاچارچوب نظری این بررسی مشخص گردد و امکان طبقه بندی موضوعاتی پراکنده در نظام ساختارگرایی مورد تحلیل قرار گیرد از آنجا که مطالعات زبان شناختی ادبیات درایران نوپاست وتحقیقات انجام گرفته در این زمینه اندک ولی
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 306 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 239
بررسی تطبیقی شعر شاملو و احمدی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست صفحه

فصل اول:کلیات طرح

بیان مساله......................................................................................... 5

هدف واهمیت تحقیق......................................................................... 5

سوال های تحقیق............................................................................. 6

فرضیه ها وقلمرو تحقیق............................................................. 6

تعریف عملیاتی متغیرها وواژه های کلیدی...................... 7

روش تحقیق ....................................................................................... 7

محدودیت های تحقیق...................................................................... 7

فصل دوم: مطالعات نظری............................................................. 8

فصل سوم:روش شناسایی تحقیق................................................... 9

روش تحقیق........................................................................................... 9

جامعه آماری....................................................................................... 9

حجم نمونه و روش اندازه گیری.................................................... 9

ابزار جمع آوری اطلاعات................................................................. 9

روش تجزیه و تحلیل داده ها........................................................ 9

فصل چهارم: مبانی نظری ساختارگرایی.................................... 10

ساختار گرایی چیست.................................................................... 10

ساختار گرایی در ادبیات........................................................ 12

تاریخچه ساختار گرایی........................................................... 15

زبان شناسان چک........................................................................... 23

ساخت گرایان................................................................................... 25

کاربرد گرایان........................................................................... 28

پیشینه مطالعات زبان شناختی در ادبیات ایران ...... 30

بررسی صناعات ایران.................................................................. 30

بررسی گونه های ادبی............................................................... 32

سبک شناسی متون ادبی............................................................... 34

هنجار وهنجارهای زبانی........................................................... 36

زبان معیار..................................................................................... 37

گونه های زبانی........................................................................... 38

ویژه گیها و نقش زبان معیار............................................... 40

زبان فارسی معیار.................................................................... 42

برجسته سازی................................................................................... 45

ویژگیهای برجسته سازی............................................................. 47

گونه های برجسته سازی ....................... 48

قاعده افزایی............................................................................... 49

هنجار گریزی.................................................................................. 50

قاعده کاهی.................................................................................. 52

هنجار گریزی آوایی................................................................. 56

هنجار گریزی نوشتاری............................................................... 56

هنجار گریزی واژگانی............................................................... 56

هنجار گریزی نحوی...................................................................... 57

برخی از ویژگی های نحوی زبان ................ 62

هنجار گریزی سبکی ................................................................. 67

هنجار گریزی زمانی................................................................... 69

هنجار گریزی معنایی................................................................. 70

فصل پنجم:مباحث کاربردی....................................................... 72

عاطفه.............................................................................................. 72

عاطفه در شعرشاملو................................................................... 73

عاطقه در شعر احمدی................................................................. 84

زبان در شعر شاملو ............................................................... 88

زبان در شعر احمدی................................................................. 116

تخیل .............................................................................................. 120

تشبیه در شعر شاملو............................................................... 121

تشبیه در شعر احمدی............................................................... 134

تشخیص در شعر شاملو............................................................ 139

تشخیص در شعر احمدی............................................................... 147

استعاره مصرحه در شعر شاملو ....................................... 159

استعاره مصرحه در شعراحمدی.............................................. 164

موسیقی در شعر شاملو............................................................ 170

موسیقی در شعراحمدی............................................................... 182

فصل ششم:نتیجه گیری............................................. 189

منابع ومآخذ............................................................. 205

بیان مساله:

1-چرااز نظر ساختاردو شاعرکه هر کدام به عنوان مبدع وصاحب سبک در شعر معاصر هستند مورد بررسی قرار گرفته اند؟

2-ساختار شکنی شاملو واحمدی چه تاثیری در شعر معاصر گذاشته

3-اهمیت بحث ساختاری در شعر

4-ساختارها چگونه وبا چه ابزاری بررسی می شوند؟

5-آیا برای درک محتوا شناخت ساختار شعر لازم است؟

هدف واهمیت تحقیق:

رساله حاضرباعنوان بررسی تطبیقی ساختارشعر احمد شاملو و احمدرضااحمدی شامل دوبخش وهدف عمده است . بخش نخست الزاما به ملاحظات نظری اختصاص یافته است تاچارچوب نظری این بررسی مشخص گردد و امکان طبقه بندی موضوعاتی پراکنده در نظام ساختارگرایی مورد تحلیل قرار گیرد .از آنجا که مطالعات زبان شناختی ادبیات درایران نوپاست وتحقیقات انجام گرفته در این زمینه اندک ولی هدف انست تا درمعرفی و گسترش ساختارگرایی که شاخه ای از زبان شناسی است قدم کوچکی برداشته تازه ودید جدیدی درنگاه خواننده به متون ادبی به وجود آورد. دراین فصل تاریخچه ای مختصر ازساختار گرایی وچگونگی کاربرد ان درادبیات ارائه شده وهمچنین پیوند آن با علومی نظیر نشانه شناسی .مردم شناسی .زبان شناسی و... امده است واز نظریات ساختار گرایان بزرگی همچون رومن یاکوبسن .رولان بارت .تزوتان تودورف .لوی استروس و... ا که اغاز گروپردازنده این نظریه ادبی هستند استفده شده که به تفصیل در بخشهای بعدی به ان پرداخته خواهد شد.

بخش دوم که عمده تحقیق به ان اختصاص دارد به دوشاعر شهیر معاصر پرداخته که هرکدام آغازگرو به اوج رساننده روش و سبکی خاص در شعر معاصر هستند.

شعرهای بررسی شده از احمد شاملو شامل: هوای تازه باغ اینه ایدا دراینه شکفتن در مه ابراهیم در آتش مدایح بی صله حدیث بی قراری ماهان است که در مجموعه آثار شاملو جلد یکم جمع آمده شعرهای بررسی شده از احمد رضا احمدی شامل:مجموعه منتخبات که شامل گزیده ای از اشعار اوست و ساعت 10صبح بود.

سوال های تحقیق:

1:ایا زبان در شعر شاملو واحمدی باکارکردهای زبان معیار تفاوت دارد

2: عواملی که باعث تفاوت زبان این شاعران با زبان معیار شده کدامند

3:موسیقی چگونه دراشعار این دو شاعروارد شده

4:ایا موسیقی درنظر این شاعران جایگاهی دارد

5:صور خیال وتخییل در شعرهای شاملو واحمدی بیشتر درچه صنایع ادبی نمود پیدا کرده

فرضیه ها وقلمرو تحقیق:

1:شاملو ر واحمدی ازکارکردهای زبان معیار عدول کرده اند.

2:دربین شاعران یاد شده شاملو بسیار بیشتر و بهتر از کارکرد های متفاوت زبان در جهت شاعرانگی استفاده برده است و احمدی بسیار کمتر.

3:بیشتر برجستگی شعر احمدی در تخییل وتصویر سازی از طریق تشبیه و استعاره است

4:موسیقی بیشتر در شعر شاملو وجود دارد وباعث فخمامت درشعر او شده است.

تعریفات عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی:

واژه های کلیدی وراهگشای این رساله مانند ساختارگرایی،صورت گرایی،هنجار گریزی،برجسته سازی ،قاعده افزایی وغیره با استفاده از منابع ترجمه شده خارجی به فارسی بیشتر تعریف شده و مورد استفاده ما قرار گرفته است این گونه کلمات ودیدها نسبت به شعر یا ادبیات چونکه ساخته و پرداخته آنهاست ما نیز از آان تعریفات در جهت رسیدن به اهدافمان در جهت شناخت شعر استفاده می کنیم.

روش تحقیق:

این تحقیق به صورت کتابخانه ای و استفاده ازمجلات و سایتهای اینترنتی انجام گرفته است.

محدودیت های تحقیق:

نبود منابع کافی ورساله های مشابه یا مرتبط درباره ی شعر احمدی وعدم اقبال بیشتر جامعه ی شعری با شعر احمدی وموج نو باعث زحمات زیادی برای یافتن تاروپود شعرهای اوشد وباریزه چینی درمجلات ومصاحبه های ایشان در روزنامه ها وسخنان دیگران درباره ایشان تاحدی باخصوصیات شعر ایشان آشنا شوم.امااین مشکلات در بررسی شعر شاملو کمتر دیده شد کتاب های چون امیرزاده کاشی ها ازاستادگرانقدرم دکتر سلاجقه وکتاب ارزشمند سفر در مه از آقای پور نامداریان که به حق زحمت زیادی در شناساندن شعر شاملو کشیده اند توانستم دراین مسیر روان تر حرکت کنم.

فصل دوم:مطالعات نظری

دراین رساله سعی شده که برای رسیدن به هدف بررسی ساختار از بیشتر منابع خارجی وکمتر منابع داخلی( به علت کمبود منابع) در بحث نظریات پرداخته شود .در این مبحث نیز با مشکلاتی همراه بود

چون منابع خارجی ترجمه شده نیز بیشتر کلیات را مطرح کرده بودند وتا جایی که امکان داشت از نظریات بزرگانی چون یاکوبسن ‏‏‏‎ٌُ‎وتودورف و...استفاده شد واز چند منبع ارزشمند دیگر داخلی

مانند کتابهای آقای بابک احمدی یا کورش صفوی بیشترین استفاده برده شد اگر چه تعاریف آقای احمدی بیشتر کلی وکمتر عینی به نظر می رسید ولی در کتاب آقای صفوی بیشتر عینی بود در

قسمت کاربردی و پیشینه تحقیق در این مورد در رابطه با آثار شاملو تحقیقات و نقدهای زیادی شده است که بنده را در این راه یاری فراوانی کرده است از جمله کتاب امیرزاده کاشی ها از استاد ارجمندم دکتر سلاجقه وکتاب ارزشمند آقای پور نامداریان سفر در مه وکتاب آقای دستغیب وکتاب های دیگر ولی نقد ونظرهای بسیار کمتری در مورد ایشان وجود داشت جز در چند مجله یا کتابهای معدودی نیاز به تحقیقی جامع دارد که بنده با نگاه به آثارش بیشتر توانستم به چگونگی ساختار شعر او پی ببرم وپیشینه ای در این زمینه وجود نداشت یا اگر داشت بسیار کم بود

فصل سوم :روش شناسایی تحقیق

3-1روش تحقیق:روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و اینترنت بوده است وهمچنین استفاده از سخنانشان در مجلات یا روزنامه ها

3-2جامعه آماری:در قسمت کاربردی نمونه های زیادی ذکر شده ولی دقیقا نمی توان آمار دقیقی از

آن داد بلکه سعی شده است تا حد امکان نمونه های دیده شده آورده شود

3-3نمونه ها در بیشترین بسامد ذکر شده مانند تشخیص که در دو شاعر مورد نظر بسیار آمده و همچنین تشبیه که کمتر از تشبیه واستعاره از آن دو کمتر

3-4جمع آوری اطلاعات با کمک اساتید گرامی وکتابهای راهگشا و سایتهای اینتر نتی انجام گرفته است

3-5 تجزیه وتحلیل با استفاده از بیشترین استفاده شاعر از عنصر خاصی که در متن آمده انجام گرفته مثلا در شعر احمدی بسامد تشخیص فراوان است وبسامد مثالهای موسیقی وزبان کمتر

فصل چهارم:مبانی نظری ساختارگرایی

ساختارگرایی چیست:

دراین قسمت تعریفات مختلفی از نظریه پردازان بزرگ آمده است

"روش جستجوی واقعیت نه در اشیای منفرد که در روابط میان آنهاست به نظر دوروتی سلز ساختارگرایی"

بررسی قوانین ترکیب هم در طبیعت وهم درمصنوعات انسانی است"همچنین از نظر رابرت اسکولز عبارت است از نظامی منسجم که علوم مدرن را وحدت بخشید وجهان را بار دیگر برای انسان قابل سکونت گرداند.ساختارگرایی چنان که از نامش بر میاید به ساختارها میپردازد و به خصوص به ان دسته از قوانین کلی رابررسی میکند که بر ساختارها حاکمند.

به گفته فردریک جیمسون ساختارگرایی "بازاندیشی درباره همه چیزها از دیدگاه زبان شناسی است"تحلیل ساختارگرایانه بران است که مجموعه قوانین شالوده ای ناظر برترکیب این نشانه ها(نظام خویشاوندی .مسابقه کشتی .نوع غذاو...)ورسیدن به یک معنا را استخراج کند وچنین تحلیلی تا حدودی زیاد به انجا نشانه ها واقعا میگویند کاری ندارد وبه جای ان بر روابط درونی انها با یکدیگر تاکید میورزند.

ساختارگرایی نوعی روش تحقیق است که می توان ان را در مورد گستره وسیعی از موضوعات مختلف از مسابقات فوتبال تا شیوه های تولید اقتصادی به کار گرفت.

موکاروفسکی میگوید :ساختارگرایی یک جهان بینی نیست که استوار بر راههای تجربی باشد چنان روشی هم نیست که مجموعه ای از شگردهای پزوهش درباره ی گستره ای خاص داشته باشد ساختارگرایی اصلی ادراکی است که در گستره های متفاوت روانشناسی. زبان شناسی . پزوهشهای ادبی نظریه . تاریخ وهنر وجامعه شناسی . زیست شناسی و... آشکار میشود.

ساختارگرایی استوار بر این نکته است که اگر کنشها ودستاوردهای کار واندیشه ادمی دارای معنا

باشد پس باید نظامی از تمایزها ومناسبات میان واحدهای کنش وتولید وجود داشته باشد که امکان حضور معنا را می دهدمثلا یک تماشاگر فوتبال که چیزی درباره قوانین نمیداند کنش های افراد یکسر بی معنایند.ساختارگرایی باتکیه بر اصولی همانند کل گرایی سعی در کشف ساختار درپس واقعیت اجتماعی .سرایت قواعد زبانی به فعالیتهای اجتماعی .حل نظامهای فرهنگی باتقابل های دوگانه . بی اعتنایی به تاریخ وزبان .نفی سوژه محوری . قیاس ناپذیری ساختارها . مطالعه همزمان ساختارها وتوجه به عمق ساختها نسبت به روساختها . در دو مکتب فرانسوی(ساختارهای زبانی)و امریکایی (ساختارهای اجتماعی ) شناخته شده است.بحث ارسطواز اینکه ایده بیرون ازحضور فیزیکی اشیا وجود ندارد وگوهر هرچیز درمناسبات آن باچیز دیگر شناخته میشود در حکم پایه ی روش ساختارگراست . آگاهی ازساختارها نه فقط مانع ازآگاهی از تغییرات نمیشود بلکه تنها راهی است که برای آگاهی یافتن از تغییرات داریم . ساختارگرایی در همان حال که عین واقعی رادر پرانتز قرار میدهد ذهن انسان رانیز کنار میگذارد ودرواقع همین جنبش دوسویه است که طرح ساختارگرایی راتعریف میکند. اثرنه به عینی بر میگردد ونه توصیف ذهن فردی است هردوی این مقولات کنار گذاشته می شوند وانچه میان انها معلق میماند نظامی از قوانین است این نظام حیات مستقل خودرادارد وبه امرونهی مقاصد فردی تمکین نخواهد کرد . ساختارگرایی ضد انسان گراست نه بدین معنی که نیکبختی کودکان را به یغما ببرد بلکه به جهت نفی این اسطوره که معنا با تجربه ی فرد اغاز میشود وپایان می پذیرد . از نظر انسان سنت گرا معنا چیزی است که من یا ما آن را خلق میکنیم اما چگونه می توانیم فضایی را خلق کنیم که قوانین حاکم بران ازقبل وجود نداشته باشد هرقدر به عقب برگردبم وهرقدر به جستجوی معنا براییم همواره باساختاری مواجه خواهیم شد که از قبل درآنجا وجود دارد.

ساختار گرایی درادبیات

ساختار گرای می تواند مدعی جایگاهی ممتاز در مطالعات ادبی شود چرا که در پی ان است که الگویی است از خود نظام ادبیات به عنوان مرجع بیرونی اثار منفردی که بررسی می کند بدست دهد.ساختارگرایی با حرکت از مطالعه زبان به مطالعه ادبیات و تلاش برای تعریف اصول ساختاردهی که نه فقط دراثار منفرد -که در روابط میان اثار در کل عرصه ادبیات عملی میکند و بران بوده است تاعملی ترین مبانی ممکن را برای مطالعات ادبی فراهم آورد.(اسکولز،1383،26)ساختارگرای می تواند بررسی چگونگی ردیابی انگارهای مکرر باشد که نه فقط دریک اثر خاص که درسرتاسر ادبیات پدیدار میشوند تا احتمالا به این ترتیب بتواند بخشی از نحوه عمل ذهن انسان را آشکار سازد.(گرین ،1385،277)درسبک شناسی ساختارگرا بحث اساسی این است که هیچ جزیی به تنهایی معنی دارنیست بلکه باید هرجز اثر را درارتباط با اجزای دیگر ان و نهایتا کل سیستم در نظر گرفت به عبارت دیگر عناصرواجزای ومجرد بررسی کرد.مثلا در بررسی یک شعر نباید وزن و قافیه رابه صورت مجرد در نظر گرفت.(شمیسا،1382،129) بلکه باید ان ها را در ارتباط یک نظام کلی که همانا موسیقی شعر باشد لحاظ کرد (وا نگهی بین اینموسیقی و پیام شعر ارتباطی)مثلا درشاهنامه بسامد لغات فارسی زیاد است واین ما این- پیام اثر که ستایشی از عنصر ایرانی است همخوانی دارد .وزن متفاوت که القاگر حماسه است­- خود در همین جهت است وازطرفی ایجاز شایسته لحن حماسی است همسویدارد بدین ترتیب نمی توان از هیچ مساله ساختاری کوچکی بدون ربط دادن ان به کل اثر هنری گذشت.(شمیسا،1382،131)تعریف دیگری از تحلیل ساختاری متن را اینگونه می توان گفت:((شناخت هر یک از جنبه های تولید سخن ادبی از راه تحلیل مناسبات درونی عناصر ساختاری آن)).(احمدی،1384،279)ژرارژنت ساختارگرای بزرگ فرانسه می گوید :ساختار گرایی یک روش نیست بلکه یک گرایش همگانی

اندیشه است اوشرط نخست را درک مناسبات درونی وساختاری متن دانست ونوشت که همه عوامل خارجی راباید همچون نکات فرعی کنار گذاشت وشکل را نکته اصلی دانست.ساختارگرایی به ویژه در پی اکتشاف رابطه ی نظام ادبیات بافرهنگی است که این نظام بخشی از ان است به این علت ساختارگرایان تلاش کرده اند تا اصول کلی بر کاربرد ادبی زبان را از نحو ساختمان داستان گرفته تا قوالب شعر کشف کنند.(اسکولز،1383،21)

فرای میگوید اثار ادبی از درون اثار ادبی دیگر بوجود میاید نه ازدرون مطلبی خارج از نظام ادبی بنابراین مزیت نظریه فرای دراین است که ادبیات راازشاءبه الودگی به شیوه رایج در نقد جدید محفوظ میدارد وان را نظام بوم شناختی بسته ای از تجدید دور متن تلقی میکند .

در کنه ایده ساختارگرایانه نظام ایده نظام جای دارد:وجودی کامل وخود تنظیم گر که با دگرگون کردن ویژگیهایش در عین حفظ ساختار نظام مند خود با شرایط جدید سازگار می شود و می توان دید که هر واحد ادبی از تک جمله گرفته تا کل نظم کلمات با مفهوم نظام ارتباط دارد به ویژه میتوان اثار منفردانواع ادبی وکل ادبیات را نظام های مرتبط دانست و ادبیات را نظامی دانست که در نظام بزرگ تر فرهنگ بشری قرار دارد . روابط ایجاد شده بین هر یک ازین واحدهای نظام مند را می توان مطالعه کرد واین مطالعه به مفهوم ساختارگرایانه خواهد بود .

مناسبات میان عناصر گوناگون می تواند از انواع توازی .تقابل . قلب .تعادل ونظایر ان ها باشد وتاجایی که ساختار این مناسبات درونی دست نخورده باقی بماند واحدهای منفرد را می توان به چای یکدیگر نشاند .از دیدگاه ساختارگرایی اهمییت ندارد که اثر نمونه ای از ادبیات طراز اول نیست هرچیزی قابل بررسی است دوم روش ان تحلیلی است نه ارزیابی کننده دیگر ساختارگرایی مواجهه ای حساب شده با شعور متعارف است ساختارگرایی معنای اشکار اثر را رد میکند وبه جای ان در پی جدا کردن برخی ژرف ساختهای درونی ان که به چشم نمی خورند بر میاید متن را با ارزش ظاهری ان در نظر نمیگیرد بلکه ان را با چیزی از نوعی کاملا متفاوت جایگزین میکند سوم اگر محتوای خاص متن قابل جایگزین کردن باشد پس به تعبیری می توان گفت که محتوای اثر همان ساختار آنست .(ایگلتون،1386،145)

یکی از نتایج ساختارگرایی ازمیان بردن ادراکات منفرد است که دیگر به هیچ وجه منشا یا پایان معنا تلقی نمی شود وهر اثر ادبی درجریان توصیف ظاهری بعضی واقعیات خارجی در نهان نگاهی غیر مستقیم به فرایند ساختمان خود دارد .ساختارگرایی با در نظر نگرفتن فرد واتخاذ ره یافتی بالینی نسبت به رازهای ادبیات وناسازگاری اشکار با شعور متعارف بنگاه ادبی را رسوا کرد .شعور متعارف برانست که چیزها عموما یک معنا دارند واین معنا معمولا اشکاراست.

جاناتان کالر می گوید :پرداختن به مطالعه ادبیات به معنی به دست دادن تفسیر دیگری از شاه لیر نیست بلکه ارتقادرک شخص از قراردادها وعملیات یک نهاد یا یک شیوه سخن است.

تاریخچه ساختارگرایی

ریشه ساختارگرایی راباید درارایی جست که فردینان دوسوسور در سپیده دمان قرن بیستم هنگامی که تسلطی بی چون وچرادر تحقیقات زبانی داشت مطرح کرد .وی با این تحلیل که هر پدیده ای راهم می توان به صورت تاریخی بررسی کرد هم به صورت توصیفی میان میان زبان شناسی تاریخی یا درزمانی وزبان شناسی توصیفی یا هم زبانی تمایز قایل شد.وتقسیم کارمیان این دو را چنین توضیح داد که زبان شناسی درزمانی به بررسی تحولاتی می پردازد که زبان در طی تاریخ به خود دیده است حال آنکه زبان شناسی همزمانی نظام زبان را در یک برش زمانی خاص مطالعه می کند .(تودورف،1382،8) یا به عبارتی دیگر سوسورزبان را نظامی از نشانه ها می دانست که باید به روش همزمانی مطالعه شود ونه در زمانی یا زبان به مثابه نظامی کامل در مقطع معینی از زمان مورد بررسی قرار گیرد ونه در جریان تاریخی آن .

هر نشانه رامتشکل از یه دال(تصویر اوایی یا معادل نوشتنی ان) ویک مدلول (مفهوم یا معنی) می دانست میگفت:هر نشانه ای در درون نظام فقط به دلیل تفاوتی که با نشانه های دیگر دارد معنی دار است .(ایگلتون،1386،133)

سوسور می گوید:در نظام زبانی فقظ تفاوتها وجود دارند . معنا پدیده ای رازآمیز نیست که در ذات یک نشانه وجود داشته باشد .بلکه صرفا نقش نشانه است که حاصل تفاوت داشتن ان نشانه با سایر نشانه هاست .

دوسوسور زبان شناس سویسی در اوایل قرن بیستم ابزارهای مفهومی اصلی برای تحلیل ساختاری

را تدوین کرد . دوره زبان شناسی عمومی که دانشجویان شیفته او بر اساس جزوه های سر کلاسش تدوین کردند نخست در سال 1315انتشار یافت ودر اندک زمانی منبع مهم در مطالعات زبان شناسی مدرن بدل شد .سوسور دراین کتاب مفاهیمی چند را تدوین کرد که در کل تفکر ساختاری بعد تاثیر گذاشت .سوسور در ابتدا خود زبان را تعریف می کند وان را به 3دسته فعالیت زبانی تقسیم میکند:

1-لانگاژ(مطلق زبان) 2-لانگ(زبان) 3-پارول(گفتار)

لانگاژ وسیع ترین وجه زبان است زیرا کل قوه نطق انسان چه فیزیکی وچه ذهنی را در می گیرد

بنابراین این حوزه چنان تعریف نشده است که نمی توان به مطالعه نظام دار ان پرداخت اما لانگ

دقیقا به یمن ویژگی های نظام مندش تعریف می شود زیرا لانگ "زبان "است به معنایی که وقت حرف زدن از زبان انگلیسی یا زبان فرانسوی در نظر داریم . لانگ نظام زبانی است که هر یک از مابرای تولید سخن قابل درک برای دیگران به کار میبریم .سوسور گفته های فردی را پارول می نامد .

بنابراین لانگاژ قوه نطق است لانگ نظام زبانی است وپارول گفته ی فردی است.

به نظر سوسور موضوع اصلی مطالعه زبان باید نظام زبانی باشد .نظام زبانی قراردادی هستند

چون محصولات اجتماعی هستند.(اسکولز،1383،32)

بنابراین هررشته مطالعه انسانی برای انکه به علم بدل شود باید از پدیده هایی که شناسایی میکند

به طرف نظام حاکم بر انها حرکت کند یعنی از گفتار (پارول) به لانگ (زبان).

البته برای هیچ گفته ای برای گوینده ای که نظام زبانی حاکم بر ان را در اختیار نداشته باشد قابل

فهم نیست .پیامدهای این اصل در ادبیات حیرت اورست هیچ گفته ادبی هیچ اثر ادبی اگر درکی از نظام ادبی نداشته باشیم معنایی نخواهد داشت به همین دلیل رومن یاکوبسن موکدا مطرح کرده که موضوع در خور بررسی های ادبی "ادبیت" ادبیات است ونور تراب فرای استدلال می کند که باید ادبیات را نه چون مجموعه ای از اثار مستقل که چون نظمی از کلمات تدریس کنیم.

سوسور پس از به کرسی نشاندن نیاز به تاکید بر نظام زبان دست به کار ابداع ابزارهای مفهومی

برای توصیف ان نظام و عناصر ان شد .ابتدا عنصر اساسی ساختارهای زبانی یعنی نشانه را دوباره

تعریف کرد .نشانه به اعتقاد او صرفا نامی نیست که بر چیزی گذاشته شده بلکه کلی است پیچیده

که یک تصویر اوایی ویک مفهوم را به هم می پیوندد.او معتقد بود که رابطه ی بین دال ومدلول

رابطه ای قراردادی است.منظور این است که در همه ی نشانه ها مفهوم به هیچ وجه تصویر اوایی

را تعیین نمی کند مفهوم درخت ممکن است در زبان های مختلف با ده ها تصویر اوایی کاملا متفاوت شناخته شود .در واقع اگر نشانه ها قراردادی نبودند همه به یک زبان سخن می گفتیم چون وجود زبانی دیگر امکان پذیر نبود قراردادی بودن نشانه ها به هیچ وجه متضمن قراردادی بودن مفهوم یا رسا بودن ان به عنوان تصویری از واقعیت نیست ودر واقع بررسی نشانه ها ونظام های نشانه می تواند ما را به شناخت عمیق تر انسان هاونظام هایی که در ان زندگی می کند رهنمون سازد.گفته امیل بنونیست را می توان معرف دیدگاه ساختارگرایی در زبان شناسی دانست واگر بپذیریم که زبان یک نظام است لاجرم باید ساختار ان را تحلیل کنیم هر نظام چون از واحدهایی تشکیل شده که در یکدیگر تاثیر می گذارند به واسطه نظم درونی این واحدها از نظام های دیگر متمایز می شوند نظمی که ساختار ان را تشکیل می دهد.برخی ترکیب ها بیش از بقیه تکرار می شوند بقیه نسبتا کمیاب ترند وبرخی هم هستند که از لحاظ نظری امکان پذیرترند اما هرگز در عمل تحقق نمی یابند .اگر یک زبان را نظامی در نظر بگیریم که ساختاری به ان سازمان داده که باید اشکار یا توصیفش کرد همانا دیدگاه "ساختارگرایانه را پذیرفته ایم.

سوسور خود وجه افتراق دیگری را مطرح کرد که بعدها برای پژوهشگران زبان اهمیتی اساسی یافت وبرای بررسی های ادبی نیز پیامدهای مهم دربر داشته است . اوروابط همنشینی هم نشینی نشانه ها را از رابطه ی جانشینی ان ها با هم متمایز کرد .عنصر هم نشینی زبان به موقعیت یک نشانه در هر گفته معین مربوط است .برای مثال جمله ای معین بخشی از معنای یک واژه واحد را موقعیت آن در جمله ورابطه ان با سایر واژه ها و واحدها ی دستوری ان جمله تعیین می کند این را وجه همنشینی (خطی-در زمانی ) واژه می نامیم که اغلب به صورت محوری افقی تصور می شود که جمله با ترتیب ضروری خود در طول آن گسترده می شود .

معنای یک وازه در یک جمله را نیز رابطه ان با گروه های واژه های معینی تعیین میکند که دران جمله موجود نیستند اما با ان واژه رابطه جانشینی (عمودی-همزمانی) دارند.(اسکولز،1383،38)

دیدگاه زبان شناسی سوسور فرمالیست ها را تححت تاثیر قرار داد .گر چه فرمالیسم خود دقیقا نوعی ساختارگرایی نیست فرمالیسم متون ادبی را از دیدگاهی ساختاری می نگرد وبا رها کردن مصداق بررسی خود نشانه را مورد توجه قرار می دهد .امابه ویژه معنا را به عنوان پدیده ای افتراقی در نظر نمی گیرد یا در بیشتر اثارش قوانین ژرف وساختارهای شالوده ای متون را مطالعه نمی کند.

یکی از فرمالیست های روسی رومن یاکوبسن زبان شناس بود که پیوند اصلی میان فرمالیسم و

ساختارگرایی امروزین را بر قرار کرد .یاکوبسن رهبر حلقه زبان شناسی مسکو عینی گروه فرمالیستی بود که در سال 1315بنیان گزارده شد وی در 1320به پراگ مهاجرت کرد وبه عنوان یکی از نظریه پردازان اصلی ساختارگرایی چک تبدیل شد .حلقه پراگ در سال 1326 بنیان نهاده شد وتا آغاز جنگ جهانی دوم به حیات خود ادامه داد.یاکوبسن در مهاجرت بعدی خود به امریکا رفت ودر آنجادر سالهای جنگ جهانی دوم بامردم شناس فرانسوی کلود لوی استروس اشنا شد که بخش اعظم تکامل ساختارگرایی مرهون این ارتباط فکری بود.(ایگلتون،1386،135)

تاثیر یاکوبسن را می توان در همه جا در فرمالیسم-ساختارگرایی چکوزبان شناسی نوین رد یابی کرد انچه در عرصه شعر شناسی بیان کرد این بود که شاعرانه بودن در درجه اول حاصل زبان است که به گونه ای خاص در رابطه ای خود اگاهانه با خود قرار گرفته است در شعر نشانه به جای موضوع عینی خودقرار نمی گیرد رابطه معمول میان نشانه ومصداق در هم می ریزد واین امکان پدید میاید که نشانه به عنوان موضوع که فی نفسه دارای ارزش است استقلال معنی پیدا کند .

از نظر یاکوبسن هنوع ارتباطی شش جزدارد:فرستنده-گیرنده-پیامی که میان ان ها ردوبدل میشود-رمزمشترکی که ان پیام را قابل فهم می کند-نوعی تماس یافضای مادی ارتباطوبافتی که پیام دران منتقل می شود .

هریک ازین اجزا می تواند در یک عمل ارتباطی مشخص جزء مسلط باشند .یاکوبسن هم چنین اهمیت تمایزی را که سوسور به طور ضمنی میان استعاره ومجاز بر قرار می سازد باز می کند در استعاره نشانه ای به این دلیل جایگزین نشانه هی دیگر می شود که به نحوی به ان شبیه است مثلا شعله به جای شور قرار می گیرد.در مجازیک نشانه در پیوند با نشانه ای دیگر است مثلا بال با هواپیما پیوند دارد زیرا بخشی از ان است ویا اسمان به علت مجاورت فیزیکی با هواپیما در ارتباط است .

یاکوبسن در تعریفی مشهور می گوید :نقش شعری انتقال اصل معادل سازی از محور انتخاب به محور ترکیب است به عبارتی دیگر می توان گفت در شعر شباهت بر مجاورت تحمیل میشود.


تاثیر جهانی شدن بر روی مُد و مُدگرایی جوانان

بطور کلی در خصوص جهانی شدن و آثار آن بر روی جوامع مختلف ، بویژه جوامع جهان سومی دو دیدگاه متضاد و یک دیدگاه میانه وجود دارد دیدگاه نخست که به دیدگاه همگرایی موسوم است ، معتقد است به طور قطع جهانی شدن یک رفاه و توسعه نسبی را برای همه جهانیان به ارمغان خواهد آورد طرفداران این دیدگاه که به توانایی عوامل اقتصادی در ایجاد رشد و پیشرفت در جوامع در ح
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 298 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 101
تاثیر جهانی شدن بر روی مُد و مُدگرایی جوانان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

بیان مسئله ................................ 2

اهمیت موضوع ............................... 7

ضرورت تحقیق ............................... 8

اهمیت تحقیق ............................... 8

تحدید موضوع ............................... 9

تعاریف مفاهیم ............................ 10

فصل دوم : ادبیات تحقیق

پیشینه ی پژوهش ........................... 12

مباحث نظری ............................... 16

مد پدیده ای اجتماعی ...................... 25

جامعه پذیری .............................. 29

فرهنگ پذیری .............................. 30

خانواده و ساختار آن ...................... 32

ارزش های اجتماعی ......................... 34

معیارهای ارزیابی ارزش ها ................. 35

منبع ارزش ها ............................. 35

ارزش ها و الگوهای رفتاری ................. 36

تعارض ارز شها ............................ 37

تقسیم بندی ارزش ها ....................... 39

فرضیه های پژوهش .......................... 40

تعریف متغیر ها ........................... 42


فصل سوم: روش شناسی تحقیق

مقدمه .................................... 45

روش تحقیق ................................ 45

جامعه آماری و نمونه آماری ................ 47

ابزار جمع آوری اطلاعات..................... 49

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

مقدمه .................................... 52

تحلیل آمار توصیفی ........................ 53

تحلیل آمار استنباطی ...................... 54

اندازه گیری متغیرهای مستقل ............... 56

آزمون فرضیه ها ........................... 51

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

مقدمه .................................... 67

نتایج .................................... 68

فرضیه 1................................... 69

فرضیه 2 .................................. 70

فرضیه 3 .................................. 71

فرضیه 4 .................................. 71

پیشنهادات ................................ 72

مدل شماتیک تحقیق ......................... 74

منابع فارسی .............................. 75

منابع لاتین ............................... 78

ضمائم .................................... 79

مقدمه ای برای جهانی شدن


بطور کلی در خصوص جهانی شدن و آثار آن بر روی جوامع مختلف ، بویژه جوامع جهان سومی دو دیدگاه متضاد و یک دیدگاه میانه وجود دارد . دیدگاه نخست که به دیدگاه " همگرایی " موسوم است ، معتقد است به طور قطع جهانی شدن یک رفاه و توسعه نسبی را برای همه جهانیان به ارمغان خواهد آورد . طرفداران این دیدگاه که به توانایی عوامل اقتصادی در ایجاد رشد و پیشرفت در جوامع در حال توسعه بسیار خوشبینانه می نگرند ، بر این باور هستند که جهانی شدن اقتصادهای ملی ـ از راه گسترش فن آوری و انتقال آن به کشورهای در حال توسعه ، انتقال سریع منابع مالی و تلاش شرکتهای فراملیتی برای توسعه سهم بازارهای خود ـ این دولتها را با چنان قدرتی روبرو خواهد ساخت که به راحتی می توانند در برابر تمامی فشارهای سوق داده شده به سوی واگرایی مقاومت کنند و آنها را از میان بردارند.

طبق این دیدگاه ، گشایش دروازه ها به سوی منابع مالی خارجی ، توان رقابت بین المللی دولتهای مزبور را بالا برده و آنان را با مزایایی چون ، انتقال فن آوری ، فنون مدیریت ، دسترسی به بازار صادراتی ، کاهش در هزینه سرمایه هاو ایجاد تنوع در زمینه سرمایه گزاری روبرو خواهد ساخت . از این رو این دیدگاه ضمن تشویق دولتها به گام برداشتن در مسیر دموکراسی و انتقال قدرت به سوی مقامات محلی منطقه ای ، بر این نکته تأکید دارد که دولتها باید با انجام اقداماتی همچون ، خصوصی سازی و آزاد سازی تجاری ، زمینه را برای سرمایه گزاری هر چه بیشتر در کشورهای خود هموار سازند . اگر کشورهای در حال توسعه خواهان کاهش هزینه سرمایه خود هستند ، باید دسترسی آزادتر شرکت ها به سرمایه خارجی را تسهیل نمایند . خلاصه آن که دیدگاه همگرایانه ، توسعه و پیشرفت کشورهای در حال توسعه را تنها از یک طریق ، آن هم ادغام اقتصادهای ملی با نظام اقتصاد جهانی می داند .

از آن جا که این نگرش ، رشد جریان سرمایه را به عنوان بخشی از فرآیند جهانی شدن می داند ، به علت آثار توزیعی بین المللی و داخلی آن ، مورد انتقادهایی قرار گرفته است . دلیل آن هم این است که جریان توزیع سرمایه گزاری مستقیم خارجی ، تنها در تعداد اندکی از کشورهای در حال توسعه متمرکز شده است ؛ به عبارت دیگر به رغم آن که منطقه آسیا بالغ بر نیمی از سرمایه گذاریهای مستقیم خارجی را به خود اختصاص داده است ، اما سهم جنوب صحرای آفریقا در زمینه جذب این گونه سرمایه ها بسیار ناچیز ـ در حدود ۶ درصد ـ بوده است . خلاصه آن که جهانی شدن ، ضمن بین المللی کردن بازار جهانی ، محیطی کاملأ رقابتی ایجاد کرده است که درآن تنها واحدهای کارامدو قدرتمند ـ نمونه این قبیل واحدها را قبلأ بیان کردیم ـ فرصت بقا, دارد . و در حقیقت باید رواج روند منطقه گرایی را واکنشی طبیعی نسبت به تداوم فرآیند جهانی شدن دانست .

نگرش دوم که به ( رهیافت واگرایی ) موسوم می باشد ، دقیقا" در جهت عکس نگرش همگرایی قرار دارد . تاکید اساسی این رهیافت ، بر مفهوم "نا برابری " استوار است . به اعتقاد طرفداران این دیدگاه ، حرکت اصلی فرآیند جهانی شدن به سمت افزایش نابرابری بین ملتها به افراد و مناطق میل دارد . جهانی شدن علاوه بر ایجاد شکافهای عمیق اقتصادی میان دو بخش غنی و فقیر جهان ، در قدرت سیاسی آنان نیز گسلهای بزرگی به وجود آورده است . تحلیل رفتن توان اقتصادی و سیاسی این دولتها در برابر فرآیند قطب ساز جهانی شدن ، موجب شده است تا آنان نتوانند قاطعانه به حل مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خود بپردازند . نظام سرمایه داری جهانی عملا" سعی دارد تا با مقررات زدایی از بازارهای مالی ، استقلال عمل و کارامدی خط مشهای اقتصادی را تضعیف نماید . به نظر طرفداران این نگرش ، آنچه مسلم است ، این است که صاحبان صنعت تکنولوژی حاضر نخواهند بود تا با انتقال تکنولوژی خود به جوامع در حال توسعه ، رشد اقتصادی این کشورها را تضمین نمایند . در حقیقت ، پیشرفتهای تکنولوژیک در نابرابری میان دولتها و سایر گروههاسهم بسزایی داشته است . به عنوان مثال ، پیشرفتهای تکنولوژیکی که در عرصه تسلیحات نظامی صورت گرفته است ، می رود تا تمرکز قدرت نظامی در جهان را در اختیار ایالات متحده آمریکا قرار دهد و این کشور را در سطح نظام بین المللی ، صاحب قدرت برتر نماید .

به هر ترتیب جهانی شدن نابرابریهای موجود بر سر منابع ، تواناییهای قدرت در خلق و یا نقض قوانین حاکم بر عرصه نظام بین المللی ، را تشدید خواهد نمود . میزان فقر و نابرابری بر آمده از فرآیند جهانی شدن به حدی است که حتی خود نهادهای بین المللی تکنوکرات نیز ( همچون صندوق بین المللی پول ) نسبت به عواقب سو, گسترش آن هشدارهایی جدی داده اند .

بر خلاف نگرش سیاه و سفید دو رهیافت قبلی ، دیدگاه سومی وجود دارد که با جهانی شدن ، برخوردی دوسویه دارد. براساس این رهیافت ، با این که جهانی شدن الزاما" موجبات رشد و توسعه را در تمامی کشورها فراهم می سازد ، اما فاصله گرفتن از آن را نیز امکان پذیر نمی داند . به گفته’ طرفداران این دیدگاه جهانی شدن در مناطق و کشورهای مختلف آثار و نتایج متفاوتی را در برداشته است . بر این اساس ، نحوه’ تنظیم خط مشیهای اقتصادی از سوی جوامع در حال توسعه ، نقشی اساسی در رشد و توسعه آنان خواهد داشت . این دیدگاه جهانی شدن را الزاما" موجد رفاه و ثروت در بین تمامی جوامع جهان نمی داند ، اما معتقد است که با تنظیم سیاستهای واقع بینانه و منطقی از سوی کشورهای در حال توسعه ، امکان توسعه یافتگی تحقق پذیر است . منطقه گرایی و روی آوردن به اتحادیه های تجاری و اقتصادی در سطح مناطق ، اصلی ترین توصیه ای است که از سوی این دیدگاه به کشورهای در حال توسعه می شود . به عبارت دیگر کشورهای در حال توسعه تنها از طریق ایجاد اتحادیه های منطقه ای می توانند توان رقابتی خود را تقویت نموده و خود را در برابر قدرتهای اقتصادی جهان ضربه پذیر نمایند . بهره سخن آن که بر اساس این رهیافت سوم ، فرآیند همگرایی ، توان با لقوه برای ایجاد منافع کلان برای کشورهای در حال توسعه را دارد ، اما وصول و تحقق این دستاوردهای بالقوه مستلزم مدیریت کارامد این فرآیند ـ چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ـ جهت کاهش هزینه های سازگاری و اجتماعی سیاستهای معطوف به همگرایی منسجم تر در اقتصاد جهانی است .

آینده جهانی شدن

واقعا" آینده’ جهانی شدن چیست ؟ ما باید چگونه تصویری از چشم انداز فرآیند جهانی شدن ترسیم نماییم ؟ آیا ما به راستی شاهد شکل گیری جهانی یکپارچه و بدون مرز با ارزشهای مشترک خواهیم بود ؟ یا این که همچنان جهان در حاکمیت فرهنگها و ارزشهای متمایز سیر خواهد نمود ؟ تا کنون دیدگاه های متفاوتی پیرامون این مساله ارائه شده است که متاسفانه بخش عمده ای از آنها ناشی از عرق فرهنگی و تمدنی کسانی است که به بیان این گونه دیدگاه ها می پردازند . " هانتینگتون " در بدبینانه ترین تصویری که ـ البته از نظر تمدنهای مشرق زمین ـ از آینده ارائه می دهد ، جهان را عرصه نزاع و برخورد دو دسته از تمدنها ـ در یک سو آمریکای شمالی و اروپای غربی و در سوی دیگر کشورهای اسلامی و کنفوسیوس ضد دمکراتیک ـ در نظر می گیرند . با این حال " ادوارد سعید " بر خلاف دیدگاه هانتیگتون که معتقد به جنگ میان تمدنها می باشد ، بر این باور است که جنگ نه در میان تمدنها بلکه در درون آنهاست . ادوارد سعید به چند دلیل ادعای هشدار آمیز هانتیگتون را در خصوص برخورد تمدنها رد میکند : نخست آن که ما هنوز بر سر تعاریفی که از مفاهیم داریم ، دچار اختلاف نظرهای جدی هستیم . بنا به استدلال وی ، ما همان گونه که در جهان اسلام از یک حقیقت واحد که مورد تایید و قبول همگان باشد بی بهره ایم ، در جهان غرب هم ، در رابطه با این که اساسا" آمریکای واقعی چیست ؟ مشکل تعریف داریم . آیا منظور از آمریکا همان بخش نیم کره غربی متعلق به اصولگرایان مسیحی اخلاق گرا است . یا این که صرفا" معنای محدودی داشته و تنها شامل اجتماعات همجنس باز " سانفرانسیسکو" و " نیویورک" می باشد؟ به اعتقاد وی ، همین مسئله به خوبی در جوامع مسلمان نیز مشاهده می شود . بسیاری از این کشورها همچون عربستان ، مصر ، لیبی ، ایران ، الجزایر و ... تنها خود را یگانه مظهر جامعه اسلامی و یا اسلام اصیل میدانند .

دوم این که در درون هر یک از این تمدنها نغمه های جدیدی به گوش می رسد که عموما" حاکی از وجود یک شکاف رو به عمق میان دو نسل پیر و جوان بر سر حفظ یا تغییر ارزشهای حاکم و ایجاد تغییرات واقعی می باشد . سعید در ادامه ، چنین عنوان می کند که امروزه در جهان اسلام ، مساله اصلی ، تعیین مرز " دار الاسلام " و " دار الکفر" نیست بلکه ارائه تعریفی واحد از اسلام و چگونگی عرضه آن به جهانیان می باشد .

از سوی دیگر " جیمز روزه نا " معتقد است که ما در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت "تمرکز گرا" و " گریز از مرکز" می باشیم . در حالی که حرکت تمرکز گرا با تکیه بر فرآیند جهانی شدن ، قصد دارد تا با گشودن مرزهای ملی مجموعه ای از هنجارها ، عادات ، آداب و فعالیتهای مشترک مبتنی بر منافع همگانی را در جوامع مختلف پایه گزاری کند ؛ حرکت دیگری نیز در قالب " محلی گرایی " سعی دارد ، تا هویت و فرهنگ بومی خود را حفظ نموده و تعین بیشتری به منافع ملی کشور دهد . بنا به استدلال وی ، هر چند که ممکن است به ظاهر میان این دو جریان تناقض و تضادی جدی به چشم بخورد ، اما واقعیت این است که رابطه بین این دو حرکت رابطه ای علی و معلولی بوده هر گونه پیشرفت در فرآیند جهانی شدن ، موجبات توسعه فرآیند محلی کردن را فراهم می سازد . در حقیقت روزه نا هیچ گونه ناسازگاری میان جهانی شدن و محلی گرایی نمی بیند ، و دیدگاه " واهمگرایی" وی دقیقا" دال بر این موضوع است . بر این اساس ، وی واگرایی و محلی گرایی را نه تنها حرکتی در جهت اضمحلال فرآیند جهانی شدن نمی داند ، بلکه معتقد است که درنهایت به علت افزایش بیش از حد در میزان وابستگی متقابل ، محلی گرایی نیز در جهت انطباق با جهانی شدن سوق پیدا می کند . این دقیقا" همان چیزی است که "ویکی راندال " از آن به عنوان خاص ورزی در عین عام گرایی و عام ورزی در عین خاص گرایی یاد می کند . نکته ای که روزه نا بسیار روی آن تاکید دارد ، این است که جهانی شدن یک وضعیت گذار است ، نه یک وضعیت غایی . به عبارت دیگر جهانی شدن فی نفسه حاوی ارزشهای مشترک جهانی نیست ، بلکه این پدیده فرآیندی است که سعی دارد تا با ایجاد یکپارچگی جهانی زمینه ادغام جوامع در یکدیگر را فراهم سازد . بنابراین از نظر وی جهانی شدن در بدو امر فرآیندی از دگرگونیها و تغییرات است .

جهانی شدن و لباس

*** آیا روند جهانی شدن بر نوع لباس پوشیدن و انتخاب های مردم اثر گذار هست یا نه ، به طور خاص در ایران و فرهنگ ایرانی چه تاثیری داشته است ؟

یکی از مهمترین مقوله های که تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته است پوشش لباس مردم و مد گرایی می باشد ، با اینکه این ، یک اثر ملموس و بصری ِ جهانی شدن می باشد ، در جامعه ایران مورد توجه چندانی قرار نگرفته است و جاهایی هم که گه گاه در مورد آن سخنی به میان آمده است به دلیل محدودیت هایی که در پوشش ایرانی با توجه دین و مذهب وجود دارد می باشد. حتی زمانی که بحث لباس ملی و مد در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شد ، نه به دلیل توجه به روند جهانی شدن و اثر رسانه های غربی بر نوع پوشش بلکه به دلیل محدودیت های دینی و منافاتی که با آن داشته ، بوده است.

ابتدا باید چند مفهوم کلیدی که در این مقاله در مورد آن ها حرف زده شده است را تعریف کرد:

1. فرهنگ

همه‌ی معناهای مختلف فرهنگ از واژه‌ی لاتینی Cultivate ریشه می‌گیرند. خود این واژه هم معناهای متعددی دارد که کشت و زرع زمین و پرورش (زنبور عسل، ماهی، کرم ابریشم و …) از جمله‌ی آنهاست .فرهنگ نه چنان یک شیوه‌ی زندگی متمایزکننده‌ی انسان از حیوانات دیگر، بلکه یک شیوه‌ی زندگی جمعیتی معین و متمایزکننده‌ی گروه‌ها و اجتماع‌های مختلف از یکدیگر است. (گل محمدی ، 2005 )بنابراین می‌توانیم از فرهنگ یک جماعت، یک ملت، یک قبیله، یک گروه مذهبی و یا حتی یک قاره سخن بگوییم. از این منظر، هر فرد خاص محصول فرهنگی خاص است که در آن زندگی می‌کند و امروزه این زندگی تنها در بعد مکانی معنا نمی یابد بلکه بعد مجازی ای هم یافته است که به وسیله گسترش ارتباطات از طریق رسانه ها تقویت می شود. به عقیده گلنر[1][1][1] یک اجتماع بخشی از جمعیت یک نوع (انسان) است که هر چند با همنوع‌های خود در خصوصیات منتقل شده به صورت ژنتیکی شریک هستند، اما به واسطه‌ی برخی ویژگی‌های اضافی از آن جمعیت گسترده‌تر متمایز می‌شوند.فرهنگ به شیوه زندگی اعضا یک جامعه معین - عادات و رسوم آنها ، همراه با کالاهای مادی که تولید می کنند- مربوط می شود ( گیدنز ، 56:1989 ) و با توجه به این تعریف لباس هم جزیی از آداب و رسوم می باشد و هم اینکه در بخش تولید کالای مادی جای می گیرد .

2. لباس

انسان های اولیه از برگ و پوست حیوانات و ..برای پوشاندن تن خود و همچنین حفاظت در برابر سرما و گرما استفاده می کردند . به مرور زمان از آنجایی که ذوق هنری و زیبایی شناسی انسان بر خیلی از اجزاء پیرامونی اش موثر بوده است پوشش و لباس نیز از این امر مبرا نبوده و نقش این زیبایی شناختی و هنر، تجلی گاهش لباسی شد که همیشه همراه انسان بود .

آب و هوا ، کار و پیشه و جنگ و تحولات اجتماعی از عوامل موثر در لباس بوده است ( مشیر پور 17:1345) . به غیر از این عناصر نقش مراسم سنتی و فرهنگی نظیر مناسک مذهبی ، جشن ها و سوگواری ها در نوع و شکل و حتی رنگ پوشاک نیز ، بی تاثیر نیست ( متین ،12:1383)

بشر در زندگی اجتماعی خود ، به منظور ایجاد ارتباط و رساندن پیام دلخواه از " نشانه " هایی استفاده می کند .یکی از مشهود ترین این نشانه ها پوشاک است که زبان خاص خود را دارد و از ابزار های کارآمد و موثر در پیشبرد هر گونه هویت سازی و هویت پردازی می باشد ( متین ،47:1383)

هویت به عنوان یک مفهوم ارتباطی که وسیله ای برای شناخت تشابه ها و تفاوت ها است ، به ریشه های زندگی و روش ها و منش ها که با آنها زندگی می کنیم گره خورده است (عاملی ،44:1383) لباس در این متن می شود نمود بصری از هویت فرد .

هر فرد با توجه به نوع بینش و تفکر خود پوششی را می پسندد ، سلیقه ها متفاوت است . به مرور زمان این امر بیشتر نمود یافت ، بدین معنا که هر صنف ، گروه و طبقه با توجه به بینش و تفکر برای خود تیپ خاصی پیدا کردند . لباس نمودی از فرهنگ فرد شد.

حالا دیگر هدف از پوشش لباس تنها حفاظت نیست بلکه به غیر از بعد زیبایی نشانگر شخصیت و هویت افراد هم می باشد و به نوعی می توان گفت طبقه اجتماعی ، قدرت و نفوذ افراد را با زبان فصیح و شیوا پوشاک می توان فهمید .

3. مد و مد گرایی

مد امری پویا و مبتکرانه است و معمولا سبک‌هایی را از فرهنگ‌های گوناگون وام می‌گیرد در گذشته این گونه بوده است که طبقات متمول مد را ایجاد می کرد و طبقات فرودست مد را تقلید می کرد.طبقات ثروتمند برای اینکه تفکیکی از طبقات فرودست داشته باشد دائم در حال تغییر و تحول مد بودند."به عقیده زیمل : مد هم میل به گرد هم آمدن و اجتماع با دیگران را ارضاء می کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را "( استوتزل،285:1354)

در نگاهی بدبینانه، اکنون در سطح جهان مد به گونه ای درآمده است که طبقات متمول جای خود را به کشورهای توسعه یافته داده اند و طبقات فرودست به کشورهای در حال توسعه.

ایران هم در این میان به عنوان کشوری درحال رشد، همان گونه که در عرصه های فرهنگی از کشورهای توسعه یافته تقلید می کند، در عرصه مد هم به تقلید از این کشورها می پردازد.

با توجه به تعاریف ارائه داده شده لباس جزئی از فرهنگ می باشد ، مدی که رواج می یابد می تواند نمودی از فرهنگ باشد حال خودی یا غیر خودی .

جهانی شدن ـ که جهانی شدن فرهنگی جزء اصلی و جدایی‌ناپذیر آن است ـ نوعی فرایند و تحول دیالکتیکی را سبب می‌شود. در این بین جایگاه کشورهای مختلف متفاوت است (گل محمدی ، 2005)، برخی فرهنگ‌ها به آسانی در برابر فرهنگ جهانی با فرهنگ‌های دیگر مستحیل می‌شوند. برخی دیگر موضعی سرسختانه و ستیزآمیز نسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ می‌کنند. شماری از فرهنگ‌ها به همزیستی مسالمت‌آمیز تن می‌دهند و تعدادی هم گفت‌وگو و تبادل فرهنگ را گریزناپذیر می‌دانند.

در برخی از کشور ها افراد دائما در حال قرض گرفتن و تقلید هستند ، نوع پوشش و لباس آنها را تنها شیوه غربی و به بیانی امریکایی شدن در بر گرفته است و برخی با وجود همه سختی هایی که فرهنگ کهن دارد به آن چسبیده و آن را رها نمی کنند .نوع خاص پوشش هایی که در قبایل وجود دارد با همه سختی و مشکل بودن هنوز پابند آن هستند . در این بین حالت میانه ای نیز وجود دارد که ترکیبی می باشد مثلا مدل و نوع آن را از یک فرهنگ دیگر می گیرند و با فرهنگ خود ترکیب می کنند . مثل ابریشم بافی های روسری های ایتالیایی که با زر بافی و نقش ترمه فرهنگ ایرانی ترکیب شده و مدل جدیدی را به وجود آورده است

عمق و تاریخ فرهنگ کشورها در به وجود آمدن انواع موضعگیری ها بی تاثیر نیست . البته تنها داشتن قدمت تاریخی و اجتماعی کافی نیست . فرهنگ هر اندازه هم که اصیل باشد اگر همراه با شناخت و خود آگاهی نباشد اهمیتی ندارد ." ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است "( ساروخانی ،29:1382) در نتیجه ، رشد ارتباط اجتماعی برای تعالی و شکوفایی فرهنگ لازم است.

فرایند جهانی شدن ، از طریق یک شبکه ارتباطی جهان گستر و یک حوزه عمومی مجازی ناشی از آن ، فضا ها و امکان های جدیدی برای نقد تعریف رسمی از هویت ملی و باز تعریف آن و تقویت خود آگاهی هویتی بدیل فراهم می کند ( گل محمدی 80:1383) . حال اگر فرد در جریان این فرایند از یک طرف با عناصر فرهنگی و هویت خود کمتر مواجه شود و از سوی دیگر با سیلی از تعاریف جالب و بسیط فرهنگ دیگری مواجه شود ، خود آگاهی اش نسبت به فرهنگ خودی کم می شود و انتخاب دیگری نه به دلیل مقایسه بلکه به دلیل فزونی تعاریف است .

تهاجم فرهنگی و زیر پا گذاشتن هر آنچه قدیمی و مربوط به فرهنگ کهن می باشد محصول همین نداشتن خودآگاهی و شناخت است .

به طور خاص در ایران که از یک طرف دارای فرهنگی کهن و اصیل می باشد و از طرفی دیگر آگاهی نسبت به این فرهنگ کم می باشد باعث شده امروزه تنها یک نام از آن فرهنگی که همه آن را اصیل می دانند باقی بماند .

خانم پریدخت عابدی نژاد یکی از طراحان لباس در ایران در مورد همین موضوع می گوید:" طرحهای ما ابتکاری و بر اساس الگوهای سنتی ایرانی است اما مسئله اینجاست که نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است.قومیتهای مختلفی در ایران زندگی می کنند و الگوهای پوششی بسیار متنوعی دارند، اما این الگوهای پوششی را ابتدا غربیها کشف کرده اند و این کشف آنها بود که توجه ما را جلب کرده است "

مثلا در بعد لباس ، پارچه هایی با بافت درشت از قدیم در ایران وجود داشته است( مثل کرباس ) ولی نسل جوان آن را نمی پسندد تا اینکه این نوع پارچه بافی در غرب رواج می یابد و در مرحله بعد که وارد ایران می شود توسط همین نسل جوان مورد توجه قرار می گیرد.

عنصر مهم در مد تبلیغ و همه گیر کردن آن است که رسانه های غربی در این زمینه خیلی موفق بوده اند و دوباره بحث بازمی گردد به ارتباطات ، سرعت و تکنولوژی هایی که استفاده می شود . هر قدر صاحبان صنایع ریز بینانه تر و غیر مستقیم به این موضوع نگاه کنند اثر بخشی آن بالا تر می رود .به نظر من رمز توجه جوانان به مد ها و طرح لباس های غربی به چند عامل اصلی باز می گردد:

1. مهمترین و اولین موضوع همان نحوه ارائه آن می باشد .وقتی لباسی تحت عنوان لباس ملی و اجباری مطرح می شود ، هر اندازه هم که منطبق با فرهنگ اصیل ایرانی باشد نوعی موضع گیری در پی دارد .

2. تبلیغ درون گروهی : علاوه بر رسانه ، دیدن و رواج یافتن دو عنصر متاثر از همدیگر هستند مد و طرح های لباس به طور مستقیم تبلیغ نمی شوند بلکه با دیدن بر تن دیگران است که رواج می یابند و این اثر گذاری زمانی که لباس بر تن یک شخص مهم ، ستاره و قهرمان باشد چندین برابر می شود .

3. بر چسب زنی : برای تمیز خود از دیگری ، در راستای خواست خود بیان گری و کمتر در راستای خود آگاه گری و نیز در پاسخ به تعلق داشتن به یک خرده فرهنگ و یا مجموعه ای از خرده فرهنگ ها به کار می رود .(کلارک ،2005) در اینجاست که دیگر لباسی که علامت NIKE دارد تنها به خاطر پوشش و کفیت خریداری نمی شود ، بلکه لباس می شود بیان و برچسب سبک زندگی نوع تفکر و اندیشه .

4. میزان دسترسی و قیمت : وقتی در جهان امروز که اقتصاد جهانی شکل گرفته ، افراد خیلی راحت به مدل های غربی دسترسی دارند که از کیفیت بالایی هم بر خوردار می باشند دلیلی ندارد که به مدل های ایرانی که قیمت های هنگفت و میزان دسترسی پایین هم دارند روی بیاورند .

نکته جالب این است محصولات با کفیت بالای ایرانی نیز نام هایی خارجی استفاده می کنند: پوشاک ال‌سی‌من (LC MAN)[2][2][2] از جمله این تولیدی‌هاست.

امروزه با به وجود آمدن شرکت های چند ملیتی و دست یابی به تکنولوژی های پیشرفته روز محصولاتی تولید و در سطح جهان توزیع می شوند که دسترسی را بر همگان آسوده کرده اند . مثلا جین یکی از این بزرگترین تولید کنند گان می باشد .

سیال و متغیر بودن فرهنگ دال بر این است که فرهنگ‌ها ساخته می‌شوند. به بیان دیگر فرهنگ‌ها به واسطه‌ی قرض گرفتن، ترکیب، بازکشف و باز تفسیر کردن در جریان کنش‌ها و اندرکنش‌های افراد و گروه‌ها ساخته می‌شوند.

فرهنگ پذیری ، پدیده ای مهم در جامعه مدرن است . وقتی فرهنگ ها در هم آمیخته می شوند مردم برخی از ویژگی های فرهنگی را از فرهنگ غیر و برخی را از فرهنگ خودشان کسب می کنند اگر اثرات فرهنگ ها متناقض باشد برخی از فعل و انفعالات ، فشار روانی ایجاد می کند (هری.س،117:1383) یکی از عناصر که بر مدل های لباس و نحوه پوشش مردم ایران خیلی موثر است . دین و اجباری بودن برخی از محدودیت های پوشش است . که همین به نوعی بر جهانی – محلی شدن مدل ها اثر بخش بوده و همچنین تنوع و خلاقیت خاصی را ه به وجود آورده است .

فشار دولت و حکومت بر نحوه پوشش به خصوص در مورد خانم ها باعث شده مدل های غربی تحت لوای خاصی تجلی پیدا کنند . فرد مد جدید را از فرهنگ غربی می گیرد و با وجود تناقضاتی که در فرهنگ و مذهب ایرانی و اسلامی وجود دارد تغییراتی در آن ایجاد می کند تا هم فشار روانی را کاهش دهد و هم از این مد استفاده کند .

فرهنگ مدام در حال تغییر است و فرهنگی دوام می آورد که کا رآمد باشد به طوری که با مرور زمان و نا کارآمدی آن سنت ها شکسته می شوند و نوعی دیگر بروز می کنند . البته با همه کارآمدی این نکته به خصوص در مورد لباس نباید فراموش کرد که انسان موجودی تنوع طلب است و همیشه در جستجوی تازه ها می باشد .

جان تاملینسون عناصر اصلی جهانی شدن را بر بستری قرار می دهد که آن را " سیاق فرهنگی " می نامد . به گفته وی " جهانی شدن شبکه ای به سرعت گسترش یابنده و همیشه متراکم شونده از پیوند های متقابل و وابستگی های متقابل است که وجه مشخصه ی زندگی اجتماعی مدرن به شمار می رود." در این دیدگاه فرهنگ را مجموعه راه هایی می داند که در آنها مردم به طور فردی و جمعی از طریق ارتباط با یکدیگر ، به زندگی خود معنا بخشند . با وجود رسانه ها روند این ارتباطات سرعت می یابد .

نکته مهم این است که در جریان این ارتباط متقابل آنکه قدرت بیشتری داشته باشد پیروز است و مباحت امپریالیسم و به ویژه امپریالیسم فرهنگی در این جا مطرح می شود . ولی از دهه هفتاد به بعد با تغییرات تکنولوژیک و ارتباطاتی ، دنیا به سمت تکثر و فزونی رسانه ها در حال حرکت است و راه های آگاهی ، شناخت و بازتولید فرهنگی زیاد شده است به گونه ای که نوعی وارونگی امپریالیسم [3][3][3] در حال شکل گیری است . و در نگاهی خوشبینانه در آینده تعامل فرهنگی جایگزین سلطه فرهنگی خواهد شد .

با مطالعه تاریخ لباس در جهان به وضوح می توان درک کرد هر کجا که تقابل فرهنگی روی داده است در پی آن تغییراتی در لباس و پوشش هم به وجود آمده است . البته این تغییرات در کشوری که ضعیف تر بوده بیشتر نمود یافته است .زمانی که اعراب مسلمان تمامی خاورمیانه و شرق اروپا و شمال افریقا را تسخیر کردند ، زمانی که روم دنیا را تسخیر کرد و یا زمانی که قدرت در دست فرانسه بود که مدل های فرانسوی رواج زیادی یافت . پس از جنگ جهانی دوم لباس های امریکایی .(کاکس و دیگران ،1888)و در دنیای امروز هم این روند ادامه دارد ولی نه از طریق تسخیر و جنگ و به طور مستقیم سلطه یافتن بلکه ، رشد فناوری‌های رسانه‌ای موجب شده است امواج رسانه‌ای مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را درنوردند و مخاطبان سراسر جهان را همواره در معرض پیام‌های فرهنگی متعارض قرار دهند. ( شاه محمدی ) از طریق جنگ رسانه ای و توسعه ارتباطات . کسی پیروز است که خود را بیشتر بازنمایی کند و آنکه در این عرصه ضعیف است به مرور زمان از یاد می رود .وقتی در گذشته فقط مراکز شهر ها هستند که پذیرنده فرهنگ هجوم و سلطه اند . به گونه ای که حتی در حومه شهر ها اغلب سنت ها محفوظ می ماند (میر غفوری ، 171:1373) امروزه با گسترش ارتباط دیگر جغرافیا و مکان از لحاظ مسافت عامل عدم تغییر نیست .دور ترین نقاط هم می تواند از ایت روند تاثیر بپذیرد .

در دنیای امروز که ارتباطات تا این حد گسترش یافته است ، نمی توان از رواج مدل های غربی در جامعه خودداری کرد - البته نفس این عمل یعنی خودداری کردن اشتباه می باشد – به شرطی که این انتخاب توام با مقایسه باشد . یعنی افراد ابتدا به سنت ها و روش های خود آگاه باشند و بعد در مقام مقایسه ، فرهنگ و لباسی را برتر بدانند . به عبارتی هویت و فرهنگ و آداب و رسوم خود( ایرانی ) نیز در این بریکولاژ[4][4][4] فرهنگی جایگاهی داشته باشد .یک بریکولاژ دائمی فرهنگی در اثر زیاد شدن ارتباطات فیزیکی و الکترونیکی به وجود آمده است (کوثری 143:1383)

به نظر نویسنده مقاله به غیر از تبلیغ خوب و دسترسی آسان به مدل های غربی ، ندادن تعریف روشن و شفاف از فرهنگ و زیبایی طرح های لباس های ایرانی از یک طرف و به روز نکردن و استفاده طرح های سنتی در مد های روز از سوی دیگر در انتخاب و رجحان دادن مدل های غربی موثر است.

البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد دنیا به سمت سهل انگاری و آسودگی در حال حرکت است و چیزی باقی می ماند که آسان تر و راحت تر باشد . به معنا دیگر یعنی بشر یه سویی سوق می یابد که از لحاظ عقلی ، راحتی را در آن ببیند .

در انتها می توان نتیجه گرفت ورود مدل های جدید به جامعه اشتباه نیست به شرطی که آگاهانه و کنترل شده باشد و از سوی دیگر موجبات فراموشی کامل فرهنگ کهن پوشش و لباس ایرانی را فراهم نکند .

می توان با گرفتن مدل ها ترکیب و استفاده از سبک و طرح قدیمی طرحی نو زد.

همانطور که کشور های توسعه یافته در جهت بازتولید فرهنگ پوشش و لباس خود گام بر می دارند و حتی گاه با جستجو در فرهنگ های جهان سوم و یافتن مدل های ناب و زیبا آن ها را با نام خود باز تولید می کنند و به همان جوامع تحویل می دهند ، جای کار دارد که ایران خود به تحقیقی عظیم دست بزند و با تولید انبوه و دوباره ، هم نیاز جامعه خود را تامین کند و هم در جهت توسعه آن به کشور های غربی گام بردارد و در این روند جهانی شدن ، رشد رسانه ها و ارتباطات از عرصه رقابت عقب نماند.

منابع :

- استوتزل ، ژان (1354.)روان شناسی اجتماعی، ترجمه دکتر علی محمد کاردان ، تهران : دانشگاه تهران

- ساروخانی ، باقر ( 1382) جامعه شناسی ارتباطات ، تهران : انتشارات اطلاعات

- شاه محمدی ،عبدالرضا، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال11،اقتباس از: سایت باشگاه اندیشه

- شریعت پناهی ف سید حسام الدین (1372) اروپائیان و لباس ایرانیان ، تهران : نشر قومس

- عاملی ، سعید رضا (1383) دو جهانی شدن ها و آینده هویت های هم زمان ، هویت ملی و جهانی شدن، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

- کاکس، ویل . ترنر ، روت ( 1888) تاریخ لباس ، ترجمه شیرین بزرگمهر ، چاپ سوم ، تهران : نشر توس

- کلارک،لین اسکافیلد(2005) ظهور برچسب ِ شیوه زندگی دینی ؛مجلات مد ،مهمانی های بهانگرا ،موسیقی مردم پسند مسلمانان ، همایش دین و رسانه

- کوثری ، مسعود (1383) جهانی شدن ، هویت و بریکولاژ فرهنگی ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

- گل محمدی ، احمد ( 1383)گفتمان های هویت ساز در عصر جهانی شدن ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران : موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

- گل محمدی ، احمد (2005) فرهنگی شدن جهان ، http://ayandehnegar.org

- گیدنز، آنتونی (1989) جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری ، چاپ سیزدهم ،تهران :نشر نی

- متین ، پیمان (1383)پوشاک هویت قومی و ملی ،مطالعات ملی،شماره3

- متین ، پیمان ( 1383) پوشاک ایرانیان – از ایران چه می دانم ؟ ، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی تهران

- مشیر پور ، میر محمد (1345) تاریخ تحول لباس در ایران از آغاز تا اسلام ، انتشارات زوار و پسران، مشهد

- هری .س . تری یاندیس (1383) فرهنگ و رفتار اجتماعی ، ترجمه نصرت فتی ،تهران : نشر رسانش

بیان مسئله

امروزه در جهان، تکنولوژی ارتباطات چنان گسترش یافته که به جرأت می توان گفت هیچ بشری روی کره خاکی نمی توان یافت که یک روز از این تکنولوژی استفاده نکند و انسان ها با بهره گرفتن از اطلاعات از وسایل نظیر رادیو، تلویزیون، روزنامه، ماهواره و ... می روند تا فلسفه دهکده جهانی مارشال مک لوهان را هر چه زودتر به تحقیق برسانند. او معتقد بود که با رشد سریع الکترونیک به ویژه تلویزیون جهان را یک گستره ی عظیم ارتباطی فرا می گیرد و افکار جهان همه به سمت یک نوع تفکر و فرهنگ پیش خواهد رفت و جامعه جهانی حکم یک دهکده ی جهانی را خواهد یافت.

از جمله نشانه های تأثیرات فرهنگی همان بحث مد و مدگرایی است که از طریق گسترش ارتباطات زمینه را برای تحقق چنین مهیا کرده است. در واقع استفاده گستره از وسایل ارتباطی سبب هم رنگی افراد جوامع مختلف می شود. و از همین طریق موجبات حذف مدل ها و پوشش های خرده فرهنگ های کوچک که توانایی مقابله یا رقابت با چنین مدهای غالبی را ندارد، می شود.

جریان جهانی شدن که در واقع یک پروسه هدایت شده و از پیش برنامه ریزی شده از سوی غرب است به دلیل برتری اقتصادی و تکنولوژی درصدد نفوذ در درون مرزهای ملی تمام نظام های جهان است. در مواجهه با این جریانات عده ای ساده انگارانه بر این باورند که حقیقت جهانی شدن، به عنوان یک فرایند تاریخی و طبیعی است و هر گز ارتباطی با فراگیر شدن نظام سرمایه داری غرب در سطح دنیا ندارد با گسترش شبکه های ارتباطی جهانی و افزایش کانال تلویزیونی و بین المللی مردم به آسانی می توانند از حوادث و رویدادهای جهانی مطلع گردند. از سویی دیگر معتقدند یکسان سازی فرهنگ حاکم بر جهان نقطه اصلی جهانی شدن در عرصه فرهنگ است، زیرا جریان مدرنیته و پست مدرنیته در حقیقت مبتنی بر فرهنگ است.

از جمله نشانه های تأثیرات جهانی شدن فرهنگی همان بحث مد و مدگرایی است که از طریق گسترش ارتباطات زمینه را برای چنین امری به شدت آماده کرده است در واقع استفاده ی گسترده از وسایل ارتباطی سبب هم رنگی ظاهری افراد جوامع مختلف می شود و از همین طریق موجبات حذف مدل ها و پوشش های خرده فرهنگ های کوچک که توانایی مقابله یا رقابت با چنین مدل های غالبی را ندارند، می شود.

از دیدگاه جامعه شناسان مد عبارتست از :

از انحاء بالنسبه زودگذر نقش در مورد آرایش شخصی طرز گفتار و بسیار دیگری از رفتارها. مد از آن حیث از سلیقه های شخصی متفاوت است که تا حد معین افراد را به اجبار به جانب همگونی (Confor mity) سوق می دهد. گو این که این اجبار معمولاً جنبه اخلاقی و مذهبی ندارد و در واقع اجباری است که مد اعمال می کند منبعث از قبول آن توسط اشخاص بسیار به عنوان چیزی است که باید انجام داد. مد لباس بانوان نشان دهنده این موضوع است.

جا دارد که موضوع مد را از دیدگاه جامعه شناسی در دو مقوله ی جامعه پذیری و فرهنگ پذیری تعریف و بررسی نماییم.

جامعه پذیری یک روند اکتسابی و آموختنی است که طی آن فرد با الگوها، ارزش ها و هنجارهای جامعه ی خویش آشنا می گردد.

هدف های بنیادی جامعه پذیری را می توان چنین خلاصه کرد:

1) شخص باید مهارت هایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را یاد بگیرند.

2) انسان باید مهارت هایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را یاد بگیرند.

3) انسان باید توانایی این را پیدا کند که با دیگران ارتباط برقرار کند.

4) فرد باید ارزش ها، باورهای بنیادی جامعه را ملکه ی ذهن خود سازد.

اما فرهنگ پذیری فرایندی است که توسط آن فرهنگ از طریق آموزش از نسلی به نسل بعدی منتقل می گردد. هر نسلی فرهنگ را برای خویش می آموزد و سپس آن را همراه با تغییراتی که در عصر خود حاصل شد به نسل خلف خود می آموزد.

فرهنگ پذیری در واقع مقوله ای است که فرد به صورت عمیق و گسترده با فرهنگ حاکم بر جامعه عجین می شود.

با توجه به اهداف و تعاریفی که از جامعه پذیری و فرهنگ پذیری ارائه شده این نتیجه را می توانیم بگیریم که این دو در یک جامعه همراه یک دیگر هستند.

این در فرآیندهای نسبی ای هستند و نمی توانیم به طور مطلق بگوییم علت اساسی مدگرایی هستند. اما البته موانعی نظیر معلولیت های جسمانی و سنگین اعتقادات سنتی و اسرار بر حفظ ارزش های زمان باخته می تواند راه را برای شکل گیری این دو مقوله، ببندد و اگر این شکل گیری به درستی صورت نپذیرد می تواند زمینه ساز گرایش به مسائل اجتماعی نظیر مد باشد که انسان به دلیل عدم توانایی در بدست آوردن پایگاه و نقش های اجتماعی آن ها را می پذیرد زیرا مد سریعاً با ایجاد جذابیت به دلیل عدم هم سویی دایمی با دیگران نیازهای ارضاء نشده ی موجود مشخص را ارضاء می کند. سنگینی اعتقادات سنتی و اصرار بر حفظ ارزش های زمان باخته می تواند.

راه را برای شکل گیری این دو مقوله، ببندد و اگر این شکل گیری به درستی صورت نپذیرد می تواند زمینه ساز گرایش به مسائل اجتماعی نظیر مد باشد که انسان به دلیل عدم هم سویی دائمی با دیگران نیازها نشده ی موجود مشخص را ارضاء می کند. سنگینی اعتقادات سنتی و اصرار بر حفظ ارزش های زمان باخته نیز بازخورد منفی ایجاد می نماید و انسان سطحی نگر راه در تعارض با نظام اجتماعی و غرب نموده و تنش های اجتماعی ایجاد می کند، که می تواند گرایش کمی افراد به سمت مد را ایجاد نماید.

در تحقیقات علوم اجتماعی میان دو اصطلاح «مساله ی اجتماعی» و «مشکل اجتماعی» وجود افتراقی وجود دارد. اساسی ترین وجه امتیاز این است که اگر یک پدیده مبتلا به کمتر از 3% افراد جامعه باشد آن را مشکل اجتماعی می گوییم اما این میزان 3% و یا بیشتر افراد جامعه را شامل شود به دلیل فراگیری و تسری تبدیل به یک «مسئله اجتماعی» می شود.

از آن جایی که واضح است که مدگرایی در جامعه ی ما تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است در بحث جهت دست یابی به راه حل ها برای این مسئله بررسی نگرش دانشجویان نسبت به تأثیر وسایل ارتباط جمعی مورد نظر قرار گرفته است.

در این کندوکاو دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی که در مقطع کارشناسی در رشته ی جامعه شناسی مشغول به تحصیل هستند، به سؤالات پرسش نامه پاسخ می گویند. اما سؤال اساسی که منجر به شروع کار تحقیقی گردید این است که :

آیا جهانی شدن ارتباطات بر روی مد و مدگرایی افراد تأثیرگذار است؟

اهمیت موضوع

ارتباطات یکی از شیوه ها و روش های مؤثر و مناسب در زندگی اجتماعی اقتصادی و سیاسی به شمار می آید و نمی توان نقش ارتباطات را در توسعه جوامع مختلف امر ساده ای تلقی نمود، آنچه به صورت یک پدیده متحول در جهان بشری نمود عینی یافته و همه ی کنش های اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده پدیده ای است به نام شبکه ی ارتباطات بشری که از بدو تولد تا امروز گسترش یافته است.

امروزه این شبکه ارتباطی با دانمه و برد وسیع تری تمام ابعاد و وجوه زندگی فرهنگی ما را تحت تأثیر خود قرار داده یکی از بارزترین ابعادی که تحت تأثیر شدید ارتباطات جهانی قرار گرفته مسئله مد و مدگرایی است این پدیده که امروزه در جامعه ی ما به نوعی یک مسئله اجتماعی تلقی می شود، ضرورت این امر را فراهم آورده که به عنوان یک تحقیق عینی مورد نمود و بررسی قرار گرفته.

ضرورت تحقیق

اگر بخواهیم با نگاه عرف فرهنگی خودمان مد و مدگرایی را بررسی کنیم، خواهیم دید که مد و نوآوری از نظر پوشش مسئله ی فرهنگی کلانی در نگاه اول تلقی می گردد. شاید از نگاه برخی مد و نوآوری یک امر طبیعی و عادی تلقی شود. اما نگاه غالب در جامعه ما نسبت به چنین پدیده ای، متمایل به نگرش های آسیب شناختی می باشد، که درصدد حذف چنین پدیده ای از فرهنگ حاکم بر جامعه است. با توجه به چنین وضعیتی ضرورت دارد که مسئله مد و مدگرایی بررسی شود و جنبه های مثبت و منفی آن شناخته شود.

غالباً در جامعه ما مد و مدگرایی که یک امر منفی تلقی می شود و دارای بار منفی می باشد که هر چند شاید این پدیده دارای بار مثبتی نیز باشد. اما نگرش منفی بر آن حاکم است.

همین نگرش منفی موجب آن شده که ابعاد مثبت آن در هاله ای از ابهام و هم چنین شک و تردید قرار گیرد.

اهداف تحقیق

در این تحقیق سعی مان بر این است یکی از ابعاد اساسی جهانی شدن یعنی جهانی شدن ارتباطات و ارتباط آن با مد و مدگرایی را در بین دانشجویان که در واقع طیف مناسبی برای این کار می باشند، مورد بررسی قرار دهیم. هدف اصلی از این تحقیق این است که با یک رویکرد کاربردی بتوانیم جنبه های آسیب زای چنین مسئله ای را بشکافیم، و در نهایت به پرسش های آغازین خود که ذیلاً به آن ها اشاره خواهد شد پاسخ گوییم.

- آیا جهانی شدن ارتباطات تأثیر یک سویه فقط از جانب کشورهای غربی دارد؟

- آیا جهانی شدن ارتباطات بر نحوه ی پوشش و مدگرایی تأثیرگذار است؟

- آیا بروز پدیده ی مد و مدگرایی با توجه به فضای اجتماعی حاکم بر جامعه بیشتر در بین دختران شایع است یا پسران؟

- آیا مد و مدگرایی همسان با ارزش های حاکم بر جامعه است؟

تحدید موضوع

در این تحقیق اصل تحدید موضوع ایجاب می کند که جهانی شدن ارتباطات با توجه به مؤلفه هایی هم چون تلویزیون، ماهواره، اینترنت و .... مورد بررسی قرار گیرد. و ارتباط آن با نحوه ی پوشش و مد و مدگرایی در بین دانشجویان (دختر و پسر) مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشکده روان شناسی و علوم اجتماعی در بهار سال 1387


تعاریف مفاهیم

تعریف برخی از مفاهیم به کار رفته در این تحقیق به شرح زیر است:

1- مد:

منظور از مد در این تحقیق شیوه های لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت در مردان و زنان است که برهه هایی از زمان در تعداد زیادی از افراد به یک نوع دیده می شود به نحوی که اغلب افراد جامعه هنگام رویت این مظاهر به آن لفظ مدگرایی را اطلاق می کنند.

2- دانشجو:

منظور از دانشجو در این جا پاسخ گویانی می باشند که در زمان تحقیق در رشته ی علوم اجتماعی مشغول به تحصیل بوده اند.

3- وسایل ارتباط جمعی:

منظور از وسایل ارتباط جمعی چهار وسیله : رادیو - تلویزیون – نشریات و سینما می باشد.

4- جهان بینی الهی:

منظور از جهان بینی الهی کلیه ادیان شناخته شده الهی هستند. مانند : اسلام ، مسیحیت و یهود


بافت شهری

شهرمجموعه ای ازترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی ومحیطهای ساخته شده توسط انسان است که درآن جمعیت ساکن متمرکزشده است (شیعه، 1375،ص 4) بافت تاریخی بافت تاریخی به بناها و مجموعه هایی اطلاق می شود که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده و به ثبت آثار ملی رسیده باشند یا این قابلیت را داشته باشند که جزء این دسته از آثار قرار بگیرند ( شهرام تاجیک ص
دسته بندی برنامه ریزی شهری
فرمت فایل doc
حجم فایل 155 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 129
بافت شهری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مفاهیم وواژه ها

شهر

شهرمجموعه ای ازترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی ومحیطهای ساخته شده توسط انسان است که درآن جمعیت ساکن متمرکزشده است (شیعه، 1375،ص 4).

بافت تاریخی

بافت تاریخی به بناها و مجموعه هایی اطلاق می شود که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده و به ثبت آثار ملی رسیده باشند یا این قابلیت را داشته باشند که جزء این دسته از آثار قرار بگیرند . ( شهرام تاجیک . ص 19 )

بافت قدیم

منظور از بافت قدیم قسمت هایی از بافت شهری است که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده باشد و علیرغم اینکه از ارزشهای هویتی برخوردار است اما به دلیل اینکه کالبد آن فرسوده شده و از استانداردهای خدماتی ، اینکه و استحکامی و ... بهره مند نیست ، شان و منزلت مکانی و سکونی آن پایین آمده است . اقداماتی مرمتی که در این قبیل بافت ها انجام می شود از نوع بهسازی ، روان بخشی و نوسازی می باشد . ( شهرام تاجیک . ص 19 )

بافت پیرامون

به بافت هایی گفته می شود که به صورت غیر قانونی و بدون داشتن مجوز در داخل یا خارج محدوده قانونی شهرها به وجود می آیند . ساکنان این بافت ها معمولا افراد فقیر و تهیدست و مهاجران روستایی می باشند . ( شهرام تاجیک . ص 20 )

بافت فرسوده

بافت های فرسوده از نواحی بغرنج و پیچیده بافت های شهری می باشند چون نه تنها سرمایه گذاران و بخش های خصوصی معمولا تمایلی به سرمایه گذاری در این بخش ها ندارند خود مالکان و ساکنتن این بخش ها نیز توانایی نوسازی ندارند ( به دلیل فقر اقتصادی ) لذا معمولا سیاست گذاری ها در بافت های فرسوده بخش هایی از بافت شهری می باشد که به علت فرسودگی های کالبدی و عدم برخورداری از زیر ساخت های مناسب شهری از منزلت مکانی و سکونتی و اقتصادی پایینی برخوردار گشته است .

معمولا بافت های فرسوده دارای ویژگی های زیر می باشند

- وجود کمبودهای اساسی در قسمت های مختلفی چون فضاهای باز و عمومی ، فضاهای سبز ، زیر ساخت ها ، فضاهای سبز ، زیر ساخت ها ، فضاهای خدماتی و رفاهی و ...

- استفاده از مصالح نازل و سست در بناهای مسکونی ، مصالحی مثل خشت ، چوب و ... که این مصالح معمولا به صورت غیر اصولی به کار برده شده اند و اغلب فاقد اتصالات افقی و عمودی مناسب می باشند.

- خانه های مسکونی عموما یک یا دو نقطه بوده و همچنین بافت ها غالبا ریزدانه می باشند .

- بناهای این بافت ها به دلیل فرسودگی های ایجاد شده و همچنین عدم رعایت استانداردهای لازمه بسیار سست و اسیب پذیر می باشند و تجربه نشان داده که در اثر زلزله خفیفی خسارات زیادی به این بافت ها وارد می شود .

دسترسی و تاسیسات شهری در بافت های فرسوده دارای اشکالاتی می باشد و اساسا این بافت ها بدون طرح قبلی و از پیش تعیین شده شکل گرفته اند . ( شهرام تاجیک . ص 21 )

-

فرسودگی شهری

فرسودگی یکی ازمهمترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب وبی قوارگی آن می شود. فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعه ای وشکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک می کند. این عامل با کاهش عمراثر وبا شتابی کم وبیش تند ، باعث حرکت به سوی نقطه پایانی اثرمی گردد( حبیبی ومقصودی، 1386، ص18).

تعریف بازسازی

بازسازی ، دگرگونی کامل پیشینه و ایجاد شرایطی جدید در بافت و یا عناصر آن را با چیدن آثار گذشته و بنا نهادن ساخت و ازهای جدید دنبال می کند . بستر مداخله می تواند بافت شهر ی ، مجموعه ها و بناها به تنهایی و یا در مجموع باشد . در بازساززی وفاداری به گذشته چندان مصداق نداردی و هر جا که لازم باشد با تخریب کامل می تواند بازسازی صورت گیرد . فعالیت بازسازی فرآیند زیر را شامل می شود :

(الف) تخریب ؛

(ب) پاکسازی ؛

(ج) دوباره سازی . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 11)

تعریف نوسازی

نوسازی بازآفرینی هستی ها و معاصر سازی بافت و عناصر درونی آن را با حفظ ماهیت های شکلی ( در ابعاد کالبدی ) و همنواخت با موازین زندگی نوین را ( در ابعاد غیر کالبدی ) در دستور کار دارد . بستر مداخله می تواند بافت شهری ، فضای شهری ، مجموعه ها و بناها به تنهایی و یا در مجموع باشد . در نوسازی وفاداری به گذشته در صورت خدشه دار نشدن ارزشهای کهن ( چه فنون نوین به کار گرفته شود یا نه ) مجاز باشد . دامنه فعالیت های نوسازی موارد زیر را شامل می شود :

(الف) نوشدن ؛

(ب) توان بخشی ؛

(ت) تجدید حیات ؛

(ث) انطباق ؛

(ج) تبدیل و دگرگونی . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 11)

تعریف بهسازی

بهسازی ، بهبود بخشیدن به وضعیت بافت عناصر درونی آنست و مجموعه اقداماتی را شامل می گردد که در زمینه کالبدی همنواخت با الگوی اولیه به حفظ و نگهداری بافت و عناصر آن می پردازد ، و در زمینه غیر کالبدی به رونق بخشی حیات درونی آن کمک می کند . بستر مداخله می تواند بافت شهری ، فضای شهری ، مجموعه ها و بناها را به تنهایی و یا در مجموع شامل گردد . در این گونه مداخله حد وفاداری به گذشته اصل بوده و با حفاظت کامل از هر آنچه وجود دارد ، مفهوم می یابد . به سبب گستردگی دامنه اقدامات مرتبط به بهسازی ، این اقدامات در دو سه دسته جای داده شده است : یکی مجموعه اقداماتی که قبل از ورود خدشه به بافت و عناصر آن تدبیر می شود و دیگری مجموعه اقداماتی که پس از وارد آمدن آسیب و خسارت دستور کار قرار می گیرد .

(الف) گروه اول شامل موارد زیر است :

1)حمایت ؛

2)نگهداری ،

3)مراقبت ؛

4)حفاظت ؛

(ب) گروه دوم شامل موارد زیر است :

1)وحدت بخشی ؛

2) احیا؛

3)تعمیر . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 10)

محله

اساسا مفهوم محله در سه بعد مختلف خلاصه می شود :

1.شکل ارگانیک و انتظام فضایی

2.ویژگی تصاحب فضا

3.خودداری در سطح نیازها و احتیاج های سکونتی در میان مردم

در تعریف محله باید گفت که به یک مجموعه خانه های کنار هم در یک فضای جغرافیایی خاص محله گفته می شود .. جالب توجه است که افراد ، مشابه احساسی را که در خانه شخصی خود دارند در محله خود نیز دارند بدین ترتیب که وقتی افراد جامعه در محله خود قرار می گیرند به نوعی احساس خودمانی و اشنایی دارند . ( شهرام تاجیک . ص 21 )

مبانی نظری

قبل ازهرفعالیت پژوهشی باید تحقیقات وتئوریهایی که منطبق با موضوع موردنظر هستند مورد مطالعه قرارگیرند. آشنایی با نظرات کارشناسان وپژوهشگران می تواند به عنوان راهنمایی برای مطالعات بعدی قرارگیرد،به همین خاطر برای مطالعه دربافتهای قدیمی شهرلازم است که ازنظرات وتئوریهای مختلف که درباره این بافتها بیان شده، استفاده شود.

به لحاظ زمانی ریشه تمام تئوریها ونظریه های مربوط به شهر وبافت قدیم راباید درنیمه دوم قرن هجدهم جستجو کرد . بررسی وتحلیل نظریه ها، اندیشه ها، سبک والگوهای متفاوت مربوط به بافت قدیم، امکان دستیابی به راهکارهای مناسب برای زمان حال ومکان وموقع جغرافیایی مورد نظر برای هرمحقق وبرنامه ریزی شهری فراهم می آورد.

ازآنزمان تاکنون نوعی تناسب، همزمانی، تأثیرگذاری میان جریانهای فکری، اجتماعی غالب درهردوره زمانی ونظریه ها ورویه های شهری وجود دارد. این دو نیز برای فضای اجتماعی، کالبدی شهر تأثیرمی گذارند وگونه ای ویژه ازشهر را تشکیل ( برک پور،1378،ص 117) .درحال حاضر، به دنبال تغییر دیدگاهها والگوها دربرنامه ریزی شهری، یعنی منسوخ شدن الگوهای طرحهای جامع سنتی ورواج الگوی طرحهای راهبردی مبانی نگرش به بافت قدیم وتغییرات کالبدی وکارکردی آن تاحدود زیادی تغییرکرده است. بنابراین شناخت نوع رویکرد درجهت پیشبرد برنامه ریزی شهر وحل مشکلات دربافت موردنظر ضرورتی است.

دیدگاه کارکرد گرایی

شاید تاکنون درمورد هیچ نظریه ای مانند کارکرد گرایی اختلاف نظر ومشاجره بروز نکرده است، به نحوی که گروهی آن را بکلی مردود دانسته وبرخی صاحب نظران ازآن به عنوان نظریه ای جامع نام برده اند، علیرغم اینهمه اختلاف آراء کارکرد گرایی به عنوان نظریه ای جا افتاده درقرن بیستم به حیات خود ادامه داده است ورسمیت یافته است. این دیدگاه دراوایل قرن بیستم بربسیاری ازتحقیقات جغرافیایی تأثیرگذاشت. براساس این دیدگاه منطقه یک واحد کارکردی درنظرگرفته می شود، یعنی ارگانیسمی که بیش ازمجموع بخشهای خودش بود. اصول شهرسازی کارکردی درنخستین بیانیه کنگره بین المللی معماری نوین سیام درسال 1928 مطرح شد که براین اعتقاد راسخ مبتنی است که اشکال(فرمها) باید بیانگر کارکردهایی باشندکه بنا به خاطرآنها احداث می شود، بنابراین اهداف اصلی شهرسازی دراین نظریه معطوف به تسهیل کارکردهای شهری وتقویت کارایی شهری است(مهدیزاده، 1380، ص73) .

دراین راستا براساس اصول خردگرایی وهزینه منفعت، نحوه استفاده وبهره گیری ازاراضی شهری، نیزبه عنوان ابزاری درجهت تسهیل کارکردهای شهری وتقویت کارایی شهری تلقی گردید وضرورت استفاده منطقی واستفاده اززمین وفضا دردستور کار قرارگرفت. با توجه به این اهداف ، به تبع بهسازی ونوسازی بخش درونی شهر( بافت قدیم ) هم مورد توجه قرارگرفت. درپرتو چنین نگرشی، این نظریه بیش ازپیش درعرصه کاربری اراضی شهری ومرمت شهری قوت گرفت.

دراین دیدگاه احیاء بافت قدیم ازطریق ساماندهی کالبدی وفضایی فعالیتهای مختلف شهر به منظور افزایش کارایی شهر وجلوگیری ازبروز بی نظمی وآشفتگی درنظام کالبدی شهرصورت می گیرد،بدیهی است که این رویکرد به نقش زمینهای شهری، ضرورتاً به نوعی نگرش ایستا ویک جانبه می انجامد وابعاد تاریخی، حقوقی،اجتماعی وفرهنگی بافت شهری را به طور واقعی کمتر مورد توجه قرارمی دهد(شماعی وپوراحمد،1384، ص160)

لااقل دراین نکته شکلی نیست که کارکردگرایی این واقعیت را مخفی می دارد که کیفیت ساختمانها محصول نظامی ازقواعد زیبایی شناسی خودآیین است که به صورتی پیوسته وسازگار اعمال می شود( هابرماس،1991، ص 71 )

بنابراین می توان نتیجه گرفت که ازنظرکارکردگراها، بهسازی ونوسازی بافت قدیم بدون توجه به گذشته وتاریخ وزمانف درراستای توسعه اقتصادی وکارکردی شهرانجام می شود وبدون توجه به موقعیت ومکان وفرهنگ وسنت، فقط وفقط معیارهای فنی ومهندسی ومعیارهای کمی وکالبدی بافت قدیم مورد اهمیت قرارمی گیرد.

دیدگاه انسانگرا

کریستوفرالکساندر ، پاتریک گدس، لوئیزمامفورد ولینچ ازجمله اندیشمندان ونظریه پردازان قرن بیستم هستند که درزمینه بهسازی ونوسازی شهری براساس دیدگاه انسان گرا اظهار نظرکرده اند، هدف اصلی این گروه توجه به مردم ومشارکت آنها دراحیاء شهری است آنان به نقش مطلق انسان درطبیعت اهمیت می دهند ومعتقد به ناحیه شهری هستند. این دیدگاه واکنشی به بحران شهری یا نتیجه مستقیم فرایند صنعتی شدن است که تأثیرات نامطلوبش برطراحی وبرنامه ریزی شهری است. زمانی که کارکرد مکانیسمهای هدایت کننده بازار وتشکیلات اداری ودرکل ناحیه بندی عملکردی به گونه ای باشند که پیامدهایشان مخل زندگی انسانها شود، آنگاه تنها راه حلی که می ماند این است که بگذاریم ارتباط وتفاهم مؤثرمشارکت کنندگان با رسانه پول وقدرت رقابت کن ( هابرماس،1991، ص8) .

هدف اصلی این ایدئولوژی ساده گرایانه، معماری توجه به خصوصیت جسمی وروانی انسانهاست. این نظریه به نقش معماران درکاربری اراضی شهری وساخت شهر حمله می کند ونوعی تفکر مسلط برانسان ونیازهای وی را درساخت شهر پیشنهاد می نمایند. این گروه معتقد به منطقه بندی شهرها براساس نیازهای انسانی هستند( زیاری، 1381،ص15) .

دیدگاه انسانگرا معتقداست ناحیه بندی یا منطقه بندی عملکردی درشهرهای مدرن سبب هدر رفتن وقت وانرژی وازهم گسیختگی ساختار اجتماعی ومحله ای درشهرهای امروزی شده است. بنابراین بسیاری از ویژگیهای یکنواختی وبی هویتی درشهرهای امروزی ناشی ازمنطقه بندی نارسای شهری است. امروزه مشخص شده که ترکیب عملکردها وفعالیتها درسطح محله های شهری با حداکثر ممکن همجواری بین کاربریهای خصوصی وعمومی برای رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وروابط متقابل بین شهروندان وفضاهای شهری ضرورتی حیاتی است.

دراین دیدگاه احیاء بافت براساس نظرها ومشارکت شهروندان وباتوجه به بررسیهای لازم صورت می پذیرد .این دیدگاه نظریه تداوم را به جای قطع با گذشته درتکوین وتکامل بافت قدیم مورد توجه قرارمی دهد ومعتقداست که فقط با احداث بافت جدید درکناربافت قدیم مشکل این بافتها حل نمی شود بلکه خواستار یک نوع هماهنگی بین طرحهای بهسازی ونوسازی بافت قدیم با برنامه ریزی آمایش سرزمین است که درنهایت سبب تعادل بین جمعیت وساختارهای کالبدی اقتصادی واجتماعی می گردد.

اصول شهرسازی انسان گرا که درشکل گیری بسیاری ازمجموعه های شهری درشهرهای قدیمی ایران مؤثربوده است درسه اصل مهم مطرح می شود، که امروزه این اصول باید دربرنامه ریزی بهسازی ونوسازی بافت قدیم مورد توجه قرارگیرد.

دیدگاه سیستمی

جغرافیدانان ازهمان ابتدای ظهورعلم جغرافیا، به شکلهای مختلف روش سیستمی رابه کارمی گرفتند. اما تاقبل از جنگ جهانی، هیچ گونه روش یا تکنیکی درجغرافیا( ادیکاری، 1992، ص22) .با به کارگیری نگرش سیستمی درجغرافیا فرم تازه ای ازجمعیت مطرح می شود. دراین نگرش، سیستم عبارت است از ترکیبی ازاجزاء وقسمتهای مختلف یک مجموعه که به یکدیگر وابسته اندو روابط متقابل میان آنها به شکل خاصی سازمان یافته است که برکلیت سیستم تأثیر قاطع دارد، بنابراین تعریف تفاوت این دیدگاه با دیدگاههای دیگردربه کارگیری اطلاعات وروابط است به عبارتی دراین دیدگاه ارزشها وهنجارها( روابط) همراه با اصل وماده مورد اهمیت قرارمی گیرند.

شهربه عنوان یک پدیده درحال تغییر با چنان سرعتی دست خوش دگرگونی وتحول است که دیگربرنامه ریزی وطرح ریزی رایج ومعمول نمی تواند پاسخگوی این تغییرات باشد. به علاوه دربیشتر موارد این تغییرات آنچنان وسیع است که تأخیر درپاسخ به آن ممکن است فاجعه آفرین باشد. بنابراین سازگاری با تغییرات سریع جاری نیازمند رویارویی جدیدی با شهرمی باشد. این امربه علت ارتباط ووابستگی متقابل وفزاینده عناصر شهری وشهروندان به فضای شهراست که هرروز وسعت یافته، پیچیده تر شده وکمترقابل پیش بینی می شود.

پیچیدگی موضوعات فوق ضرورت نوعی نگرش وبینش جدید را درمواجه با مسائل یاد شده واجب می نمود وآن روش سیستمی است.دردیدگاه سیستمی، عناصرشهری اجزای سیستم را تشکیل می دهند. کارکرد هریک از عناصر شهری برکارکرد کل شهرتأثیر دارد ونحوه عملکرد وکارایی هریک ازاجزاء به یکدیگر مرتبط ووابسته است( مهندسین مشاور شارمند، 1379، صص 51-48) دیدگاه سیستمی دربرنامه ریزی شهری می تواند هدایتگر برنامه ریز در جهت ارائه تصمیمات مناسبتر درانتخاب مکان بهینه کاربریها درسطح شهر ودرانطباق با همجواریها باشد. لذا با عنایت به این دیدگاههاست که می توان ازسنخیت یا عدم سنخیت یک کاربری با کاربریهای دیگر که درمجاورت آن قرارگرفته اند بحث به میان آورد وازاین معیار درجهت انتخاب روش به منظور استقرار کاربریها درسطح شهر بهره جست.

برخورد سیستمی درمطالعات بافتهای شهری به مفهوم آن است که جنبه های ارزشی وفنی این مطالعات درهمه علوم مرتبط با این مسائل ، با یکدیگر تلاقی وتقاطی داده شوند. این نگرش متمرکزشدن درمسائل کالبدی را چاره ساز نمی داند. این درحالی است که مسائل اجتاعی واقتصادی ساکنان این حوزه ها اهمیتی همسان با مسائل کالبدی دارد. ازدیدگاه فوق مطالعات واجرای طرحهای مرمت بافت قدیم لزوماً منجربه حذف ونوسازی قطعات بزرگی ازبافتها نمی گردد، بلکه منجربه زنده سازی واحیاء گسترده وهمه جانبه واساسی بافتها می شود. ولی آنچه که درغالب طرحهای اخیرنوسازی واحیاء مشاهده می گردد پیشنهاد حذف قطعاتی از بافتها وجایگزینی قطعات جدید درآنهاست که بیشتر با هدفهای خاص تأمین مسکن انجام می گیرد که مغایرتهای بزرگی را هم بین باقیمانده بافت وبافت ساخته شده ایجاد می کند که قابل چشم پوشی نیست. باتوجه به فراوانی مسائل ومشکلات بافت قدیم درکشورهای درحال توسعه بهتراست هنگام بکارگیری نگرش سیستمی طرفدار نظریه کارایی باشیم، تا با شناسایی نقاط مسئله خیز عواملی اصلی عدم کارایی دربافت قدیم ازمیان برداشته شود.

نگرش موزه ای ( تفکرآئینی )

این دیدگاه بر«شالوده حفاظت ازمیراث فرهنگی بافت استواراست ومداخله دربافتهای قدیمی را جز درجهت حفاظت آنها نمی پذیرد. دراین نگرش حفظ هویت ومیراث نیاکان برمقتضیات زندگی معاصر ترجیح داده می شود، درنتیجه ساکنان این گونه بافتها به دلیل عدم امکان انجام تغییرات مقتضی زندگی روزمره موردنیاز خود ونیز کاستی ها ونارساییهای زیرساختهای شهری که ریشه درچنین بینشی دارد، ناگزیر به ترک بافت می شوند، به دنبال ازهم پاشیدگی بافت اجتماعی، بافت کالبدی نیزدرمعرض تخریب قرارمی گیرد.» (خانی، 1383،ص 34) .

نگرش موزه ای درتسلسلی منطقی به تهدید فرصتهای زندگی منجرمی شود ودرمواردی نسلهای بعدی محکوم به زندگی با ارزشهای دیگران می شوند. بدین ترتیب، درفضاهایی به سرمی برند که ازضرورتهای زندگی آنها ناشی نشده است. اعمال چنین شیوه ای نمی تواند قابل بسط باشد چراکه درگذر زمان ، کارکردهای شهری مختلف می گردد وحیات شهری به جد تهدید می شود( کلانتری وپوراحمد، 1384، ص 60).

«معضل نگرش موزه ای، وقتی که به جای تک بناها قسمتی ازبافت شهری یا مجموعه ای تاریخی مطرح است بیشتر رخ می نماید، چراکه اتخاذ چنین دیدگاهی ، مجموعه های با ارزش تاریخی را که باید به ارتقای کیفیت های کارکردی – فضایی زندگی شهری کمک کنند به معضلهای اغماض ناپذیر شهری تبدیل می کندوتأثیرات وجودی آنها را درحیات شهری تاحد پادگانهای نظامی پایین می آورد . درنگرش موزه ای تلاش معطوف به حفظ جنبه های کالبدی – فضایی اثرتاریخی است وازبقیه جنبه های حیاتی اثر یا بافت تاریخی غفلت می شود . صیانت موزه ای ناتوان ازمقابله با تخریبهای اجتماعی، فرهنگی وکالبدی ناشی ازسیاستهای پاکسازی، طرحهای تفصیلی توسعه مجدد، طرحهای راه سازی ونظایراینهاست وهمواره درمعرض تهدید مرزهای توسعه است» (خانی 1383،صص39-35).

رویکرد نظری تبیین توانمندسازی سکونتگاههای شهری

ازاواخردهه هشتاد درچارچوب نظری جدیدی برای پاسخ به کاستی های دیدگاه اسکان غیررسمی به سکونتگاههای اقشارکم درآمد شهری تلاشهایی آغاز شد که حاصل آن گزین صحیح سکونتگاههای نابسامان یا بی قاعده بود. این سمت گیری جدید عمیقاً ازطرح دیدگاههای نظری مانند توانمندسازی وبازنگری درنقش دولتها درزمینه تأمین مسکن وخدمات ، توسعه پایدار ونقش تعیین کننده مراکز شهری درتوسعه اقتصادی وضرورت مبارزه با فقر شهری، متأثر بوده است. برمبنای این نگرش، سکونتگاه وسرپناهی که اقشارکم درآمد شهری با سرمایه خود احداث کرده اند، بخشی ازسرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب می شود که باید براساس برنامه ریزی مشارکتی وبا تأکید برجلب همکاری آنها درزمینه شناخت اولویتها وراهکارها به ساماندهی وانتظام بخشی اینگونه سکونتگاهها پرداخت شود( صرافی 1381، ص 10).

امرتوانمندسازی بردیدگاه « فقر زدایی» ودرتوسعه پایدار انسان محور با تکیه بر مشارکت شهروندان وشهر( مدیریت شهری) متکی است. مشارکتی که براساس گفتگوی دوجانبه شکل می گیرد وشهروند باکسب هویت ازطریق این گفتگو به زیستگاه خود هویت می بخشد( خضرایی،1381،ص 60) .مضمون اصلی مشارکت درمحله های قدیمی وحاشیه ای، توانمند سازی مدنی ساکنین است وتوانمندسازی مدنی عبارت است از: تشکیل نهادهای محله ای یا به رسمیت شناختن نهادهای موجود درتصمیم گیری وهدایت زندگی محله، هدف ازمشارکت یا توانمند سازی مدنی مردم، افزایش احساس تعلق به محله وپاسخگویی مناسب اهالی به پرسش« سهم دولت، سهم مردم» درساماندهی محله است ( خاتم،1381،ص40).

محورهای اصلی راهبرد توانمندسازی عبارتنداز:(اطهاری،1382، ص 50) .

- برقراری ارتباط کامل بین بخش مسکن وبرنامه های کلان اقتصادی .

- برقراری پیوند همه جانبه بین برنامه ریزی مسکن وبرنامه ریزی شهری .

- تدوین سیاستهایی به منظور تحقق توانمندسازی خانوارها با استفاده ازسازمانهای غیردولتی وسازمانهای مبتنی براجتماعات یا مشارکت همه جانبه مردم (دلال پورمحمدی،1379،صص133-132)

- توجه ویژه به فقرا، محیط زیست وبهداشت دربرنامه های مسکن به وسیله دولت

- فراهم آوردن شبکه های زیربنایی واعطای حقوق مالکیت درمسکن غیررسمی موجود .

- فعالیت توأمان وهم بسته دولت دربخش خصوصی تشکلهای خودیار وحداکثر استفاده ازعملکرد بازار .

به طور کلی مهمترین اصول وابعاد رهیافت( راهبرد) توانمندسازی عبارتنداز:

  • مشارکت وبرنامه ریزی باهمکاری مردم.
  • تمرکز زدایی درتصمیم گیری حکومت
  • ارتقای موقعیت زنان وبرابری جنسیتی
  • به رسمیت شناختن گروههای سنی اجتماع وظرفیت سازی مدیریت محلی( آموزش ابزارهای نوین مدیرتی وبرنامه ریزی دربین مدیران شهری ) ( جعفری،1382،ص53)

ابعاد وزمینه های توانمند سازی بافت قدیمی شهرها

توانمندسازی بافت قدیم شهرها درابعاد مختلف مطرح است که ازآن جمله می توان به مواردزیراشاره کرد:

الف) توانمند سازی کالبدی

ب) توانمند سازی فرهنگی، آموزشی، اجتماعی واقتصادی .

ج) حمایتهای مالی ، علمی وفنی دولت .

د) مشارکت مردمی

هـ) راهکارهای تأمین منابع مالی

درمیان ابعاد مختلف سیاست توانمندسازی ابعاد کالبدی که زمینه ارتقای سطح بافت قدیمی را با استفاده ازبه فعلیت درآوردن توانمندی های کالبدی بافت که نقش دولت ومشارکت مردم درتمام مراحل پروژه را مدنظر دارد، بیشترمورد توجه قرارمی گیرد.

اصول وقوانین مرتبط با احیاء بافت قدیم درایران

سیاستها وبرنامه های اجرایی مربوط به بافت قدیم درقبل ازانقلاب اسلامی

به رغم اینکه پیشینه شهرسازی درایران به گذشته های بسیار دور بازمی گردد، تهیه طرحهای توسعه شهری نوین درکشورمان سابقه چندان طولانی ندارد وریشه های تاریخی آن به آغاز قرن معاصر بازمی گردد( حبیبی ودیگران،1386، ص 178)

ازدوره های تاریخی که درشهر وشهرنشینی ایران تحول قابل توجهی ایجاد کرد، دوره قاجاریه بود. دراین دوره مکتب تهران درمعماری وشهرسازی رواج یافت. طی سالهای 1267 تاصدورفرمان مشروطیت(1285 هـ ش) اقداماتی درخصوص مداخله دربافتهای شهری آغازگردید، برای مثال می توان به اقدامات ناصرالدین شاه وامیرکبیر درتهران اشاره کرد که ساخت وسیمای شهر را دگرگون نمود(شماعی وپوراحمد،1383،ص185)

تغییرعملکرد خیابان ومیدان، ازجمله تغییر عملکرد خیابان ازیک تفرجگاه به مکان تجارت ودادوستد تبدیل شد. سنگفرش کردن مسیرکالسکه رو بنا به دستورامیرکبیر ازاقدامهای تغییر وتحول درراستای نوسازی وبهسازی شهری بود( اعتماد السلطنه ،1368) .انتقال بسیاری از کارکردهای بازار به فضای حاشیه شهر ولبه شبکه های حمل ونقل وسرانجام شکل گیری عملکردهای جدیدی نظیر،تجارتخانه، تماشاخانه، هتل، باغ ملی وامثالهم را می توان نام برد.

این تغییروتحولات سیمای شهرایرانی –اسلامی را دگرگون ومفهوم شهراروپایی را رواج داد. سیاستگذاری وبرنامه ریزی بهسازی ونوسازی شهری درایران به سبک امروزی ومدرن ازاواخردوره قاجاریه به صورت اقدامات اساسی ظهورپیدا کرد. براین اساس می توان این دوره را دوره نوگرایی وپیدایش مدرنیزم درشهرسازی ایران نام گذاشت وازاین دوره بود که پیوند بین بافتهای کهن وجدید شهری به دلایل مختلف وازجمله تقلید کلیشه ای وتحولات اقتصادی ، اجتماعی – فرهنگی وتزلزل حکومت شروع به ازهم گسستن کرد(شماعی و پوراحمد،1383، ص 185)

باروی کارآمدن رضا خان فعالیتهای شدیدی دررابطه با تغییرات فیزیکی شهرها صورت گرفت. آغاز فعالیتهای جدی مربوط به بافت قدیمی درنخستین سالهای شروع اصلاحات فیزیکی شهرها ومداخلات دربافتهای قدیمی شهرها در دوره رضاخانی بصورت طرحها وپروژه های نوسازی بافتهای فرسوده مطرح می گردند که می توان به قانون بلدیه درسال 1309 ، لایحه مربوط به شهرداریها 1328 ، قانون تشکیل شهرداریها وانجمن شهرها وتصمیمات مصوب 1328،وغیره ... اشاره کرد. دراین دوره دولت وقت با ایجاد دگرگونی درسازمان تولید ، زمینه دگرگونی کالبدی شهررا فراهم آورد، تحمیل سازمان فضایی کاملاً متفاوت با ساختار و سازمان بافت شهری ازطریق طرحهای خیابان کشی شهرها،موجب تخریب محله ها وبافت وازهم پاشیدگی تاروپود کالبدی شهرشد( ایزدی، 1379،ص 141)ولی درنهایت هدف اصلی این قوانین برنحوه اداره امور شهرها متمرکزبود. به تعبیری این قوانین طرحهای توسعه مجدد شهری هستند که برای پاک کردن محلات مرکزی شهر وساختن واحدهای مسکونی جدید،مطابق با یک طرح جامعی طراحی می شوند. ازنمونه برنامه هایی که درقانون فوق به اجراءدرآمد می توان به احداث خیابانهای 15 خرداد( بوذر جمهری سابق) وخیام را ذکر کرد که سازمان محلات خودرا دچار آسیب جدی کرد. تا اینکه درسال 1340 همراه با صنعتی شدن ایران وتزریق درآمدهای نفتی، نخستین تغییرات چشمگیر وناهماهنگ کالبدی شهری صورت گرفت. دراین دوره بود که سازمان ملی حفاظت آثار باستانی شکل گرفت. با تشکیل این سازمان قانون تجدید بنای محله های قدیمی وغیربهداشتی به تصویب رسید(سازمان مشاوره فنی ومهندسی شهرتهران،1375،ص90)

درسال 1345 با تصویب ماده 111 قانون شهرداری ، مقوله نوسازی بافتهای قدیمی وفرسوده چنان جدی شد که خیلی زود متعاقب تصویب قانون نوسازی وعمران شهری دردوسال بعد یعنی 1347، به عنوان یکی ازاصیلترین وکارآمدترین مقررات وقت وارد عرصه قوانین ومقررات شهری شد، درسالهای 1347 تا 1351 باتوجه به توسعه روزافزون شهرها دراثر مهاجرتهای روستایی برای اولین بار به طور مستقیم وگسترده به اهمیت وضرورت حفاظت بافتهای تاریخی توجه شد وبدین منظور ردیفی ازبودجه به بهسازی ونوسازی شهری تعلق گرفت.

درباره سیاستهای دوره پهلوی دوم تا پیروزی انقلاب اسلامی به طورمختصر می توان ابراز نمود که سیاستهای بهسازی ونوسازی شهری این دوره عمدتاً به دنبال تصویب قوانین وروشهایی برای کسب درآمد بود.

سیاستها وبرنامه های اجرایی مرتبط با بافت قدیم پس ازانقلاب اسلامی

اولین محملهای قانونی بهسازی ونوسازی بافتهای قدیمی وتاریخی شهری دردوره بعداز انقلاب اسلامی دراشکال برنامه های چهارگانه تدوین وبه مورد اجرا گذاشته شد که به صورت اختصار مورد بررسی قرار می گیرند( حبیبی ودیگران،1386،ص191)

برنامه اول توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی ایران بین سالهای 1372-1368

به طورفهرست وار اهداف عمرانی این برنامه درمورد عمران شهری به ویژه مداخله دربافتهای قدیم شهری را می توان به صورت زیرمطرح نمود:

1.تهیه وتنظیم طرحهای جامع وتفصیلی وکمک به ایجاد وتقویت دفاتر طرح وبرنامه شهرداریها.

2.برقراری تعادل مطلوب بین شهرها ازراه توزیع متناسب خدمات شهری بین شهرها.

3.برخورداری شهرها ازتوقفگاهها وپایانه ها وجاده های کمربندی .

4.برخورداری شهرها ازتأسیسات حفاظتی وشهری .

5.بهبود شبکه حمل ونقل شهری از راه توسعه وحمل ونقل عمومی.

6.نوسازی وبهسازی شهرها واحیای بنای ساختمانهای قدیمی .

7.توسعه فضای سبزشهری ازطریق ایجاد پارکها وبوستانهای محلی .

8.تقویت وبهبود مدیریت شهرداریها وسازمانهای محلی (وزارت کشور،1366،ص21 به نقل از شماعی وپوراحمد)

درسال 1364 اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور تدوین گردید ودرسال 1366 این سازمان عملاً شروع به فعالیت کرد(سازمان میراث فرهنگی، 1364) .تهیه واجرای طرحهای لازم به منظور حراست، حفاظت،مرمت واحیای آثار، بناها ومجموعه های با ارزش فرهنگی وتاریخی شهرها به عهده میراث فرهنگی گذاشته شد.

برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران(1377-1373)

این برنامه نقطه عطفی درتوجه مستقیم ،منسجم وبرنامه ای به بهسازی بافتهای شهری وتلاش برای حل مسائل مختلف بافتهای فرسوده وقدیمی به حساب می آید. چراکه دربرنامه دوم توسعه موضوع بهسازی بافتهای فرسوده( مسئله دار)به طورمشخص درقالب برنامه ها و پروژه های ذیربط مطرح گردید که هدف ازآن استفاده بهینه اززمین ازطریق اصلاح بافتهای فرسوده ومسئله دار،مرمت وبهسازی ساختمانهای ونوسازی واصلاح محله های قدیمی بود(حبیبی ودیگران،1386 ، ص 204)

درسال 1373 ،طرحهای بهسازی ونوسازی باحفظ هویت بافتهای با ارزش واستفاده بهینه از اراضی شهری با تفکر تجمیع قطعات دربافت قدیم ارائه می شودکه نشان ازنگرش تازه به بافتهای قدیم شهری به عنوان موضوعی مهم درسیاستهای توسعه شهری است .اما عمده ترین ومؤثرترین برنامه درمورد بافتهای قدیمی تشکیل شرکت عمران وبهسازی شهری بود. شرکت عمران وبهسازی شهری دارای دفتر بهسازی ونوسازی است که به عنوان متولی اصلی رسیدگی به بافتهای کهن شهری تعیین شده است. ازجمله اهداف مهم این شرکت بهبود وارتقای سطح کیفی وکمی زندگی درمحیط شهری برای حیات حال وآینده درجهت ایجاد رشد اقتصادی،تعادل کارکردی، سلامت اجتماعی وحفاظت وارتقای محیط زیست شهری است(شماعی وپوراحمد،1384، ص 339).

برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی کشور

به طورخلاصه اهداف برنامه عمرانی دوم را درزمینه عمران شهری وپیامدهای مداخلات دربافتهای قدیمی را می توان به صورت زیر تبیین نمود:

1.تجدید نظردرتعریف محدوده ها وحریم شهرها وگسترش حیطه نظارت شهرداریها برحوزه استحفاظی شهرهابه منظور جلوگیری ازفعالیتهای جذب کننده وجلوگیری ازعدم تعادل جمعیتی پیرامون شهرهای بزرگ.

2.توسعه موزون وهماهنگ شهرها وجلوگیری ازگسترش بی رویه آنها به همراه بهسازی ونوسازی واحیای بافتهای شهری وهدایت وکنترل وتوسعه موزون مناطق.

3.وزارت مسکن وشهرسازی نسبت به توسعه مطالعاتی وتحقیقات کاربردی درزمینه شهرسازی ومعماری با تأکید برارزشهای ایرانی –اسلامی ومدیریت شهری وروستایی موظف به برنامه ریزی شد( سازمان مدیریت وبرنامه ریزی،1380،صص81-77).

4.اعطای اختیار لازم به شورای اسلامی شهرها برای انتقال ابنیه وتأسیسات باکاربری نامناسب شهری به خارج ازمحدوده .

5.پیشنهاد منابع مالی جدید برای اجرای طرحهای توسعه وعمران شهری وروستایی درتقویت منابع مالی شهرداریها.

6.تهیه طرح مطالعه جامع ایرانگردی وجهانگردی

تشکیل کمیسیون مرمت واحیای بناها وبافتهای تاریخی باعضویت نمایندگان(وزارتخانه های مسکن وشهرسازی کشور، سازمان اوقاف وامورخیریه ).وحسب مورد دستگاههای ذیربط درمرکز وعضویت نمایندگان استانداری سازمان مسکن وشهرسازی استان ومدیریت اوقاف وامورخیریه استان برای ایجاد هماهنگی درفعالیت اجرایی دستگاههای ذیربط درزمینه اجرای طرحهای مرمت احیای بناها وبافتهای تاریخی فرهنگی کشور.

تهیه طرحهای ساختار تاریخی – فرهنگی شهرهای تاریخی که مشخص کننده محدوده بافتهای تاریخی فرهنگی وحفظ واحیای ضوابط وبهسازی وبازسازی آنها می باشد(سازمان مدیریت وبرنامه ریزی ،1380،صص 77- 81).

برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی کشور(1388-1384) برنامه ملاک عملی فعلی

لایحه برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران که مهمترین مرحله تحقق جامعه آرمانی چشم انداز توسعه کشور محسوب می شود، درپی تحکیم مبانی وبسترهای رشدی است که فرصتهای مدیریت بهترایران فردا واحکام مورد نیاز ایجاد مبانی جدید توسعه ای ایران را فراهم خواهدآورد.

درمیان ویژگیهای خاص برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران، تهیه وتنظیم این برنامه درچارچوب چشم انداز بلند مدت کشور، ازجایگاه واهمیت خاصی برخورداراست. با عنایت به الزامات حاکم برتحقق چشم انداز بلند مدت کشور وویژگیهای کنونی رشد وتوسعه کشور،مأموریتهای نظام برنامه ریزی کشور را طی دودهه آینده می توان به شرح زیر تبیین نمود:

- برنامه پنجساله چهارم: رشد پایدار اقتصادی دانایی محور .

- برنامه پنجساله پنجم: تثبیت مبانی رشد اقتصادی ورفاه اجتماعی .

- برنامه های ششم وهفتم: توسعه مستمر پایدار ودانش بنیان کشور وتأمین عدالت اجتماعی.

سند برنامه چهارم توسعه با چهارهدف کلی :

- توسعه دانش پایه، عدالت محور ودرتعامل با جهان

- تأمین مطمئن امنیت ملی وبازدارندگی همه جانبه

- صیانت ازهویت وفرهنگ اسلامی – ایرانی

- حاکمیت موثر واستقرار دولت شایسته( حبیبی ودیگران،1386،صص212-211)

معیارهای اساسی شناسایی و تشخیص بافت های فرسوده شهری

1.عمر ابنیه : بیش از 80% از ساختمانها در اینگونه بافت ها دارای قدمتی بیش از 50 سال می باشند و یا اگر در 50 سال اخیر ساخته شده باشند فاقد رعایت استانداردهای فنی هستند به گونه ای که غیر استاندارد بودن آنها از ظاهر ساختمان قابل تشخیص است . ابنیه این بافت ها عمدتا تاب مقاومت در مقابل زلزله ای با شدت متوسط را ندارند ( حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

2.دانه بندی : ابنیه مسکونی واقع در این گونه بافت ها عمدتا ریز دانه بوده و مساحت عرصه آنها به طور متوسط کمتر از 200 متر مربع می باشد (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

3.نوع مصالح : مصالح به کار رفته در اینگونه بافت ها عمدتا از انواع خشتی ، خشت و آجر و چوب یا آجر و آهن بدون رعایت اتصالات افقی و عمودی فاقد سیستم سازه ای می باشند (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

4.تعداد طبقات : اکثر ابنیه در بافت های فرسوده یک با دو طبقه هستند . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

5.وضعیت دسترسی ها : بافت های فرسوده که عمدتا بدون طرح قبلی ایجاد شده اند ، عمدتا از ساختاری نامنظم برخوردارند و دسترسی های موجود در آنها عمدتا پیاده می باشد به گونه ای که اکثر معابر آن بن بست یا با عرض کمتر از 6 متر بوده و ضریب نفوذپذیری در آنها کم است . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

6.وضعیت خدمات وزیر ساخت های شهری : بافت های فرسوده به لحاظ خودداری از خدمات ، زیر ساخت ها و فضاهای باز ، سبز و عمومی دچار کمبودهای جدی هستند ، مداخل در اینگونه بافت ها از نوع تجمیع و نوسازی خواهد بود . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )

بافت فرسوده شهری و ویژگی های عمومی آن :

اصطلاح بافت های فرسوده شهری این روزها کاربرد بسیاری یافته و مورد توجه خاص نیز قرار گرفته است . عموما تصوری که از بافت فرسوده شهری به وجود می آید ، بافت قدیمی شهر است که به دلایلی نوسازی نشده است و رفته رفته ساختمان های آن کهنه و پوسیده شده اند . این تصور از بافت فرسوده – که بیشتر موضوع کهنگی را در ذهن تداعی می کند مانع تعریف جامعی از انواع بافت های شهری شده است و اینکه دارای مسائل و مشکلاتی هستند و به طور طبیعی میل به نوسازی در آنها کم شده و در نتیجه رو به فرسودگی یا میرندگی نهاده اند ( جهلت هی ، جستارهای شهرسازی شماره 40 ، ص 17 ) بافت فرسوده شهری محل و یا آن بخشی از فضای شهری است که نظام زیستی آن هم از حیث ساخت و هم از حیث کار کرد اجزای حیاتی خود دچار اختلال و ناکار آمدی شده است . در این نظام ، تن و جان و جان و تن نه بی هم بلکه با هم و در رنج یکدی

ر می سازند و می سوزند ( کما نروزی ، اندیشه ایرانشهر ، 9 و 10 ص 30 )

یکی از ویژگی های بافت های فرسوده شهری کاهش ارزش های کیفی زندگی است که از یک یا چند جنبه شهری مشخص می شود که شاخص های اصلی آن عبارتند از :

1.شاخص های کالبدی ؛

2.شاخص های عملکردی ؛

3.شاخص های زیست محیطی ؛

4.شاخص های اجتماعی و اقتصادی .

از آنجایی که موضوع پایان نامه بررسی ساختار عملکردی است به شاخص عملکردی بافت فرسوده شهری می پردازیم .


فیزیو تراپی قلبی- عروقی و ریوی جلد 3

اصول تمرین درمانی فیزیکی در مدیریت افراد با شرایط قلبی و عروقی اصلی می‌تواند بطور نرمال در برنامه‌های ساختار بندی شده یا در جلسات پی در پی به کار گرفته شوند برنامه‌های قلبی ساختاری و احیای قلبی تنفسی برنامه‌های درمانی چند بعدی هستند که ضروریات بهترین تمرین درمانی فیزیکی را ارائه می‌دهند تمایزات میان برنامه‌های ساختار بندی شده در جمعیت بیماران اصل
دسته بندی پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 451 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 99
فیزیو تراپی قلبی- عروقی و ریوی جلد 3

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

تست و تمرین : عملکرد گردش خون اصلی دستگاه قلبی و تنفسی

اصول تمرین درمانی فیزیکی در مدیریت افراد با شرایط قلبی و عروقی اصلی می‌تواند بطور نرمال در برنامه‌های ساختار بندی شده یا در جلسات پی در پی به کار گرفته شوند. برنامه‌های قلبی ساختاری و احیای قلبی تنفسی برنامه‌های درمانی چند بعدی هستند که ضروریات بهترین تمرین درمانی فیزیکی را ارائه می‌دهند. تمایزات میان برنامه‌های ساختار بندی شده در جمعیت بیماران اصلی نهفته است که مد نظر قرار می‌گیرند نه در اصول مدیریت درمانی فیزیکی.

اصول کلی درمان قابل درک شامل کار تیمی، آموزش به بیماران، تست تمرین و آموزش است و نیز تغییر طولانی مدت نحوه زندگی و غیر است و این موارد در مورد گروههای بیمار رایج و معول است. نقش درمانگر فیزیکی به عنوان مأمور سلامت در مدیریت این گروه از بیماران مورد تأ‌کید قرار گرفته شده است. این اصول همچنین هنگامی به کار گرفته می‌شوند که سوء عملکرد قلبی و تنفسی در یک معاینه ثانویه تشخیص داده شود. برای مثال، در یک بیمار که تشخیص در مورد او گرفتگی ماهیچه‌های شانه است، اما سابقه بیماری قلبی نیز در او دیده می‌شود و یا دارای فاکتورهای خطرزا می‌باشد. این شرایط زیر برای کاربردهای اصلی تغییر یک برنامه ورزشی برای گرفتگی شانه گرفته شده است.

منفعت اصلی از این برنامه‌ها بالابردن کیفیت زندگی و سطوح تحمل فعالیتهای روزانه است. یک هدف اساسی پایه‌گذاری تمرینات سلامت در طول زندگی است که شامل پیشگیری ثانویه است. کاربرد این اصل در مرکزیت مدیریت شرایط قلبی و عروقی قرار دارد. البته بسته به اینکه اولیه هستند یا ثانویه امروزه در تمرین کلی، بیماران (شامل کودکان) که به فیزیوتراپ‌ها تحویل داده می‌شوند و مشکلات عصبی عضلانی با عضلانی اسکلتی دارند بالاترین احتمال مشکل اساسی قلبی یا بیماری ریوی یا مربوط به فاکتورهای خطرناک است.

خطوط هدایت بنا شده برای برنامه‌های احیا و فعالیت قلبی، عروقی شامل ارائه سرویس با مرکزیت بیمار است. هر دو برنامه روی تقویت سلامت قلب و عروق در طول برنامه‌های فردی تأکید دارند که برای بهبود وضعیت قلب و عروق طراحی شده‌اند بعلاوه آنها پیشگیری ثانویه را در طول تشخیص فاکتور خطر و تغییر در تلاش برای پیشگیری از پیشرفت بیماری و اتفاقات تلخ قلبی ارائه می‌کنند. این در دوره‌ای روی مقالات و کتب چاپ شده حجم اکسیژن VO2 max غالباً در مطالعات مورد گزارش قرار گرفت و برای تعبیر VO2 Peak حجم اکسیژن مورد استفاده قرار گرفت. علی رغم این واژه مورد استفاده توسط تخمین گرهای اصلی در هر مطالعه در خلاصه این مطالعات مورد استفاده قرار گرفت.

احیای قلبی و عروقی : پایه شواهد، تأثیر و قابلیت‌ها برای عملی‌ بودن:

اگرچه یک دیدگاه تیم با مدیریت و خط‌مشی چند وجهی، در مورد هر دو نوع برنامه مورد توجه است، افرادی که به طور منظم در برنامه شرکت می‌کنند قابلیت عملکردی آنها افزایش می‌یابد. استراتژی‌های مدیریت خود همان بدست گرفتن کنترل علائم و بدست آوردن اعتماد به نفس لازم می‌باشد. این نوع از کنترل شاید بهمترین دلیل ساده برای حمایت از دخالت برای مدیریت شرایط قلبی باشد. این جزء ممکن است به طور ساده در تعیین نتایج طولانی مدت مهم باشد. از قبیل درخواست‌های کاهش یافته برای مراقبت از سلامت و هزینه‌های مراقبت سلامت کمتر موثر بودن احیای قلبی عروقی بسیار مورد تأکید قرار گرفته است و با شواهد زیادی اثبات گردیده است. این برنامه‌ها بطور بین‌المللی استانداردهایی را تشخیص می‌دهند که به خوبی توضیح داده می‌شوند و برای تمام بیماران با شرایط قلبی و عروقی پیشنهاد می‌شوند. آنها در آموزش بیماران به طور خاص آمده‌اند شامل منع سیگار، تغذیه و کنترل وزن و ارتقاء مدیریت خود و آموزش. واژه نیازهای درجه نهایی مورد بازبینی قرار می‌گیرد، البته با دادن تأثیر احیا در افرادی که به شدت مورد نظر هستند با دادن این منابع و کاربردهای اقتصادی بزرگ در مورد نگهداری سلامت افراد و دفاتر خارجی پزشکان و بیماران، احیا می‌تواند به عنوان یک دخالت اصلی بجای یک اولویت دوم بعد از تأثیرات بعدی جراحی و پارا درمانی مورد حمایت قرار گیرد. احیای قلبی و عروقی غیر تهاجمی تأثیرگذاری قیمتی بیشتری نسبت به درمانهای جراحی و دارویی دارد. (به صرفه تر است) و منافع سلامتی طولانی مدت و خطر کمتری را در بر دارد. یک تمایز یا عدم تطابق مهم میان پیش‌نگری و فعالیت احیای قلبی وجود دارد. این دخالت‌های بی‌پایه شواهد و غیر تهاجمی و به صرفه از نظر قیمت، به ندرت مورد استفاده هستند و سرعت استفاده از آنها پایین است. بازگشت به احیای قلبی اینطور گزارش شده است که روی گروههای انتخابی، نامها، گروههای سنی جوانتر و آنهایی که قبلاً شرکت کرده‌اند تأثیر گذار بوده است.

همچنین گزارش شده است که در خصوص در دسترس بودن و استفاده از این برنامه‌ها، موانع بزرگی وجود دارد. مباحثی نیز در مورد پرداخت وجود دارد. تنها یک بخش کوچک از افراد مورد نظر هستند و از آنها تنها یک بخش کوچک هستند که می‌توانند به این برنامه‌ها دسترسی داشته باشند. فاز 1 احیای قلبی، یک مسیر حرکت صعودی تعریف شده‌اند. فیزیک‌دانان و جراحان ممکن است که آگاهی و علم تأثیر دیدگاههای غیر تهاجمی را در مورد مشکلات سلامتی نداشته باشند. مشکلاتی که اساساً با جراحی و دارو مدیریت می‌شوند.

بنابراین کاندیداهای مناسب همیشه مد نظر نیستند. بعلاوه دلائل اجتماعی، روانی برای تحت استفاده قرار دادن این منابع وجود دارد. زن‌ها کمتر درگیر این مشکلات هستند و سرعت‌‌های افت منحنی‌های آنها بالاتر است. بنابراین یک انتخاب در میان افراد نمونه‌برداری شده برای مطالعات در زمینه احیای قلب و عروق وجود دارد. شرکت زن‌ها مرتبط است با تضمین، سطح آموزش، جراحی و در دسترس بودن امکانات نقل و انتقال. هزینه در حال افزایش و در دسترس نبودن دو مانع برای شرکت در احیای قلبی به شمار می‌آیند. سرعت‌های پایین شرکت کردن در این فعالیت به ویژه سرعت های مربوط به زنها، اعضاء گروه اقلیت و افراد پیر و نیز قابلیت دستیابی رو به افزایش یک مرکزیت اصلی در مسئله است. از حقایق پیچیده مربوط به یک برنامه احیای قلبی، اجزاء مختلف ممکن است تأثیرات مختلفی روی سلامت قلب افراد داشته باشد. به علاوه تفاوتهای فیزیولوژیک میان مردها و زن‌ها منجر به تفاوتهای در شرایط قلبی و عروقی می‌شود و این قبیل تغییرات ممکن است تفاوتها را در پاسخ‌های دو جنس به احیای قلبی توضیح دهد.

زنها تمایل دارند که فشار خون سیستولیک و فشار پالسی پایین‌تری داشته باشند نسبت به مردان و نیزچربی خوب کمتر و سطوح هوموسیستین کمتری نسبت به مردان دارند. زنها همچنین بیماری قلبی خاموش (بی صدای) بیشتری نسبت به مردان دارند که غالباً مربوط است به مشکلات مربوط به خواب در زنها. نتایج یک مطالعه توضیحی نشان می‌دهد که زنها کمتر به نظر می‌رسد که به رژیم جواب دهند و نیز به خطوط راهنمای تغییر تمرینی در مقایسه با رژیم‌های ترک سیگار، مصرف دارو و مدیریت استرس لازم است توجه خاصی به انگیزه بخشی از افراد شرکت کننده داده شود. برای کمک به آنها در تشخیص مهارت‌های جدید خود فعالیت‌های منزل و جامعه و برای ادامه رفتارهای روزمره زندگی جدید خود در چارچوب برنامه با در نظر داشتن این نکته که آموزش و تمرین اجزاء هسته‌ای احیای قلبی و عروقی هستند. درمان فیزیکی به طور نادر قرار داده می‌شود با مراقبت برای افراد با مشکل قلبی انجام شود. مواد و ابزار آموزش باید مطابق با نیازهای یادگیرنده و ظرفیت‌های او تخصصی شده باشند؛ در غیر اینصورت منابع از بین خواهند رفت. یک گوناگونی نشاندار و قابل توجه میان توانایی متوسط خواندن آمریکایی و سطوح قابلیت یادگیری ابزار آلات احیاء قلبی وجود دارد. تعداد بیشمار کلمات پلی سیلابیک (چند بخشی) یک فاکتور اصلی است.

برنامه‌های احیای قلبی در مراکز طبیعی در مجامع بزرگ مورد اجرا قرار دارند. اکثریت وسیعی از بیماران به احیاء قلب و عروق دسترسی ندارند. دوم اینکه، شرکت طولانی مدت و پیروی از اصول برنامه مورد بی توجهی قرار می گیرد به ویژه برای زنان

اصول این برنامه‌ها روی عملکرد درمان فیزیکی تأثیر می گذارد که می‌تواند روی یک پایه یک به یک در یک تمرین خصوصی مورد اجرا قرار گیرد و یا در یک بیمارستان فرمال در مورد احیای قلب و عروقی ندارد. در چنینی شرایطی نتایج قابل مقایسه با برنامه‌های فرمال است. یک فلسفه مراقبت در منزل در رشته مراقبت سلامت شکل گرفت شامل احیاء قلب و عروق و این بمنظور دستیابی به افراد گروههای مورد نظر است. بیمارانی که بعد از جراحی بایپس حالت ثابت دارند با یک برنامه خانگی دقیق فردی به خوبی افرادی که در برنامه احیای بر پایه مرکزیت شرکت دارند، عمل می‌کنند. همینکه بیماران فعالتر می‌شوند وضعیت دارویی آنها نیز تغییر می‌کند. درمانهای دارویی باید روی یک اساس پیش رنوده بازنگری شوند و تجویزها طبق آن تغییر کنند. این تغیییرات روی تأثیرات متابولیک طولانی مدت تمرین اثر می‌گذارد به علاوه سلامت افزایش داده شده و کاهش وزن بالقوه کار تمی پی در پی برای مانیتور کردن وضعیت دارویی بیمار لازم است تا اطمینان پیدا کنیم که تجویزات دارویی به نحوی تغییر داده می‌شوند که مناسب هستند، شامل آموزش و تمرین، حذف یا کاهش نیاز برای مصرف دارو و حمایت پارا ماکولوژیکال یک نتیجه درمانی فیزیکی مهم با فلسفه اخذ نتیجه بهتر است. تست و تمرین عملی فرمال مهارت‌های درمانی فیزیکی اصلی در تشخیص، ارزیابی و توضیح تمرین بیمار وجود دارند.

اختراعات و اکتشافات اخیر در مورد تمرین برای بهتر کردن شرایط قلب و رویه با تمرکز روی بالابردن اکسیژن باقی مانده ذخیره شده هستند. یک مقیاس کیفیت زندگی با حالت آنالوگ خطی ساده درخصوص ارزیابی ویژگی بیماری و مباحث کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به منظور کمک به افراد با بیماری قلبی نشان داده شده است. با ارزیابی‌هایی بر اساس نتایج و پایه های اطلاعاتی، درمانگرهای فیزیکی قادر خواهند بود تا برنامه‌ها را برای هر فرد خاص تخصصی کرده و آن را مطابق با ویژگی هر فرد طراحی کنند تا به نتایج با ماندگاری سرعت و تأثیر پیشبرد دست پیدا کنند. به علاوه برنامه ها طوری ارزیابی می شوند که کیفیت استراتژی های ابداع شده توسط مراقبین سلامت تقویت می‌شود. چنین کیفیت تقویت شده‌ای که شامل حال آموزشی تعاملی تیم‌های بیمارستانی و آموزشی کامپیوتری می شود، خطوط هدایت پیشگیری از بیماری قلبی را تقویت می کند. از یک خط پایه تا 1 سال پیشرفتهای نمایان و علامت‌گذاری شده‌ای در ترک دخانیات، کنترل چربی، کنترل فشار خون و دسترسی به احیای قلبی اتفاق افتادند. آغازگرهای پیشرفت کیفیت برای فعالیت‌های مرتبط با احیای قلبی و عروقی منافع و دستاوردهای پاخص و نمایانی را به همراه داشته‌اند.

به علاوه تمرینات ساختاری، احیای قلبی متمرکز است روی مشاوره و آموزش درباره کاهش ریسک به نحوی که سلامت در طول زندگی ارتقاء پیدا کند. مطالعات طولانی لازم است تا مبحث فاکتورهای خطرزا و رفتارهای مربوط به نوع زندگی در طول زمان مورد بررسی قرار گیرد. یک برنامه چند وجهی بر پایه نتایج بدست آمده برای احیای قلبی خیلی ساده و روان نشان داده شده است. این امکان وجود داشت که اطلاعات ، مطابق با برنامه نشانه‌گذاری و درج شوند این نتایج شامل تحقیقات و مطلعه سلامت 36 – SF است و یک تست علمی از بیمار و یک تست فاصله‌ای 6 دقیقه پیاده‌روی همه نتایج هم در برنامه احیای ریوی و هم در قلبی پیشرفت کردند.

چنین نتایجی برای قضاوت در مورد تأثیرات برنامه‌های احیای ریوی و قلبی مفید هستند. اگر چه احیای قلبی مرگ کار دیاک را کاهش می دهد، چه تمرین به تنهایی روی دهد چه از یک رنج قابل فهم از دخالت ‌ها استفاده شود نتیجه غیر واضح خواهد ماند. پاسخ به این سوال در بازسازی اصول و تمرینات برنامه‌های احیای کاردیاک مهم است.

  • بیماران مبتلا به اختلالات قلبی مزمن (واکنش‌های تمرین)

دسیفانکشن قلبی شامل یک رنج از انواع پاتولوژی، علت‌ها (ژنتیکی یا اکتسابی) و شدت است که ممکن است با دارو کنترل شود یا با جراحی و یا با هردوی آنها

رایج‌ترین علت بیمای قلبی ایسکمیک و انفارکتوس عضله قلبی است. عضله‌ای که دچار انفارکتوس شده هیچ‌گاه بهبود نمی یابد بنابراین ترمیم قلب اتفاق می افتد و این مسئله سبب تغییر کارکردهای الکتریکی و الکرتوکاردیوگرافی و مکانیکی قلب می‌شود. شکل‌گیری دوباره در طول زمان اتفاق می افتد و البته با تمرین. کسر تخلیه در استراحت یک نشانگر ضعیف برای عملکرد قلبی و ظرفیت تمرین است. در حقیقت نارسایی قلبی می‌تواند با وجود یک کسر تخلیه طبیعی اتفاق بیافتد، یک فرم از نارسایی قلبی در زنانی اتفاق می‌افتد که سابقه‌ هایپر تنشن و افزایش بافت بطن چپ را داشته‌اند. بیماران می توانند بدون هیچ علائمی بوده و فاکتورهای خطر را داشته باشند. ممکن است نیاز به سطوح بالای اکسیژن و حمایت دارویی و نیز پیوند قلب باشند.

بیماری شدید ممکن است نیازمند تهویه‌ی مکانیکی باشند. تمرین هم‌اکنون یک جزء مهم و اساسی در درمان افراد مبتلا به نارسایی قلبی پایدار و هم‌چنین در افرادی که تحت عمل جراحی پیوند قلب قرار گرفته‌اند.

گزینه‌های جراحی شامل جراحی حفره کلیدی، جراحی قلب باز (بازسازی یا ترمیم دریچه و عمل بایسپس و ترمیم آنورسیم) و پیوند قلب است. یک تعامل میان ریتم‌های یک دوره 24 ساعته و عامل بیماری و ناپایداری فشار خون و سرعت قلب وجود دارد. این ریتم‌ها، تحت تأثیر آدرنال / هیپوتالاموس / سیستم اتونوم و فعالیت غده هیپوفیز است. بنابراین محرومیت از خواب، حرکات فیزیکی اضافه، استرس روحی، غذاهایی با چربی بالا فاکتورهای اصلی سکته، مرگ ناگهانی قلبی، آنژین، انفارکتوس، اسیکمیک هستند. تفاوتهای فشار خون و سرعت قلب در علم پاتوژن و پیشرفت آرترو اسکروریس، نارسایی قلب و ترومبوز و فاکتورهای خطر غیر وابسته کاربرد دارند. در طول این مدت، ویتامین C و E پایین‌تر هستند نسبت به باقی روز : گفته می‌شود که استفاده و تنظیم این ویتامین‌ها و تمرین می تواند ناپایداری و تغییرات سرعت قلب و فشار خون را کاهش دهد. اینکه آیا چنین تنظیمات می تواند بعداً اتفاقات بد و تلخ قلبی و عروقی را از بین ببرد یا نه نیازمند تحقیق و کار بیشتر است. اگر چه ناراحتی تفنسی یک محدود کننده معمولی برای تمرین بخاطر نارسایی قلبی است، فاکتورهای دیگری که به محدودیت تمرین مربوط هستند، چندین فاکتور هستند علاوه بر مشکلات همودینامیک مرکزی، ظرفیت تمرین تحت تأثیر آسیب تهویه‌ای و نیز عملکرد ریه‌ها، گردش خون محیطی و عملکرد عضلات اسکلتی می‌باشد. دیس پنه در تنظیم PH شریانی در طی تمرین نقش دارد.

هایپر تنشن ریوی و هیپو تنشن سیستمیک نیز می توانند عملکرد یا اجرای تمرینات را محدود کنند. توضیحات برای این محدود کننده‌ها شامل دسیفانکشن گیرنده‌های فشار، گیرنده بتا عملکرد ضعیف، وفق یا تطابق عروقی طبیعی و خروجی قلبی ضعیف در ارتباط با پس بار کاری افزایش یافته بطن راست است. پاسخ‌های حجم اکسیژن تعویق افتاده شده مرتبط هستند با تولید لاکتات و فرایندهای غیر هوازی زودرس

با تغییرات راه رفتن غیر تطابقی به عنوان یک فاکتور تأثیرگذار روی تهویه در بیماران با نارسایی قلبی فرمن تلقی می‌شود.

ظرفیت فیزیولوژیک بیماران با دسیفانکشن کاردیاک برای وفق با تمرینات بستگی دارد به نوع و شدت آسیب قلبی و در قدمهای بعدی به جریان اکسیژن انتقالی کاهش ظرفیت انتشار غشایی مویرگ‌های آریوئول‌ها و عدم تطابق میزان تهویه – انتشار ممکن است منعکس کننده افزایش فشار مزمن مویرگی باشد.

مشکل نارسایی قلبی می تواند توضیح دهنده پاسخ‌ تهویه‌ای افزایش یافته که تمرین باشد اما این تئوری هنوز تحت سوال است بیماران با دسیفانکشن شدید بطن چپ اساساً ظرفیت آیروبیک خود را با افزایش خروجی اکسیژن در سطح بافت افزایش می دهند بجای اینکه از وفق یا تطابق مرکزی استفاده کنند. بطور مشابه با تمرینات آیروبیک این بیماران جریان خون را به رگهای محیطی افزایش می دهند و تولید اکسید نیتریک را در رگهای خونی تقویت می کنند که باعث گشاد شدن (ریلکسیشن) وابسته به اندو تلیوم می‌شود. این تأثیر در ارتباط دو سویه با ظرفیت عملکردی است. بنابراین ارزیابی واکنش مرکزی وازوموتور به عنوان یک ابزار برای توضیح تأثیرات مداخلات درمانی از قبیل تمرین و دارو پیشنهاد می شود.

بطن چپ را ممکن می سازد و نیز سبب بهبود جریان عروق خون عروق کرونر می‌شود. سرعت موج نبض یک شانگر برای سخت‌ بودن آئورت است و یک نشانگر مستقل برای حداکثر حجم اکسیژن است.

عدم تحمل تمرین در بیماران مبتلا به گشاد شدن عضله قلبی را می توان با افزایش سفتی شریانی توضیح داد.


رهبری مبتنی بر ارزش

سیستم ارزشی سازمان را نمی توان به صورت سنتی اداره کرد برای مثال ، صدور بخشنامه و دادن دستورات کنجی هیچ اثری بر سیستم ارزشی سازمان نخواهد داشت سیستم ارزشی سازمان منشأ و منبع اتخاذ کننده ارزش های سازمانی است اصولاً « رهبری مبتنی بر ارزش » موجب پیدایش ، تقویت و تأیید ارزش های سازمانی می شود
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 297 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 403
رهبری مبتنی بر ارزش

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

رهبری مبتنی بر ارزش

سیستم ارزشی سازمان را نمی توان به صورت سنتی اداره کرد . برای مثال ، صدور بخشنامه و دادن دستورات کنجی هیچ اثری بر سیستم ارزشی سازمان نخواهد داشت .

سیستم ارزشی سازمان منشأ و منبع اتخاذ کننده ارزش های سازمانی است . اصولاً « رهبری مبتنی بر ارزش » موجب پیدایش ، تقویت و تأیید ارزش های سازمانی می شود .

مقصود از رهبری مبتنی بر ارزش رابطه ای است که بین رهبر و پیروان قرار دارد و آن بر اساس ارزشهای مشترک و ارزشهای نهادینه شده قرار دارد که مورد تأیید رهبر سازمان است که وی در گفتار و کردار به آنها پایبند است .

رهبر اندیشمند

مغز و اندیشه رهبران اندیشمند منشاء پیدایش سازمان های یادگیرنده است . باید رهبری اندیشمند وجود داشته باشد تا سازمانی یادگیرنده به وجود آید ، مقصود از رهبر اندیشمند کسی است که سازمان را درک می کند و به آن و اعضا کمک نماید به موفقیت دست یابند . در سازمان یادگیرنده رهبر دارای سه نقش متفاوت است .

1 – ارائه طرح اجتماعی

مقصود از طرح اجتماعی اقدامات پشت صحنه است که رفتار و نگرش کل افراد را شکل می دهد . نخستین نقش طرح سازمانی این است که عقیده ها ، هدف ها ، مأموریت و ارزش های هسته ای را تعیین کند و کارکنان را رهنمون گردد .

رهبر اندیشمند مبنای ارزش های اصلی و چشم انداز یا دیدگاه کلی را مشخص می نماید . دوم ، سیاست ها ، استراتژی ها و ساختارهای جدیدی که سازمان یادگیرنده را تأیید و حمایت می کنند طرح ریزی می شوند و به اجرا در می آیند . این ساختارها ، رفتارهای جدید را تقویت و تأیید می نمایند . سوم ، رهبر ، فرایندهای مؤثر یادگیری را طرح ریزی و ارائه می کند . ارائه فرایندهای یادگیری نیاز به رهبری خلاق و مبتکر دارد تا به دیگران اطمینان بدهد که این فرایندهای نوین ، تضمین شده و قابل درک هستند . موجودیت سازمان یادگیرنده در سایۀ این ویژگی ها تضمین می گردد و می تواند استوار روی پای خود بایستد .

2 – ارائه یک تصویر کلی از سازمان

مقصود از تصویر کلی تصویری از آیندۀ مطلوب برای سازمان است . چنین تصویری در بحث یکی از کارکنان یا رهبر ارائه می گردد ، ولی کل سازمان باید آن را درک کنند . این تصویر نشان دهندۀ نتیجه های مطلوب و مورد نظر آینده است . بنابراین ، از این نظر ، هر عضوی از سازمان ، آزادی عمل دارد تا به سهم خود مسأله هایی را شناسایی کند و درصدد حل آنها برآید تا بتواند سازمان را در این راه یاری نماید . ولی بدون وجود یک تصویر کلی که موجب نوعی هماهنگی و وحدت اندیشه گردد ، کارها و عملیات کارکنان نمی تواند به صورت یک مجموعه در آید . کارکنان از هم می پاشند و در مسیرهای مختلف حرکت خواهند کرد .

3 – رهبر خدمتگزار

پایه و اساس سازمان یادگیرنده بر وجود رهبران خدمتگذار گذاشته می شود .یعنی کسانی که خود را وقف دیگران و سازمان می کنند . وجود رهبری که به عنوان بازیگری برجسته در صحنه ظاهر شود و سازمانی ایجاد نماید مناسب سازمان یادگیرنده نیست . رهبران قدرت خود را تفویض می کنند و عقیده ها و اطلاعات را به دیگران می دهند . در سازمان یادگیرنده ایجاب می کند که رهبر خود را وقف سازمان کند . در واقع بسیاری از افرادی که به دیگران و سازمان خدمت می نمایند به صورت رهبر در می آیند .

رهبری خلاق و فره مند

در رشته های علوم سازمانی شاید موضوع « رهبری » بیش از هر چیز دیگری مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته و در رشته های مدیریت و بیش از هر موضوع دیگری تجزیه و تحلیل شده باشد . رهبران فره مند [1] و خلاق [2] یا ایجاد کننده تحول بر سازمان اثرات بسیار زیادی می گذارند .

رهبران تحول آفرین

از جمله ویژگی های چنین رهبرانی این است که می توانند موجب تغییرات ، نوآوری ، خلاقیت و کارآفرینی شوند . رهبران تحول آفرین موجب تحریک ، تشویق و ترغیب پیروان می شوند ، و این نه بدان سبب است که بخواهند افراد از شخص آنان پیروی کنند بلکه چنین رهبری به تحول سازمانی اعتقاد راسخ دارد ، به نیاز به تجدید حیات سازمانی پی برده است ، برای جامه عمل پوشانیدن به یک رویای جدید تعهد کرده است و می کوشد تا یک فرایند نوین سازمانی را نهادی نماید .

رهبر فره مند

یک رهبر فره مند ( از نظر شخصیتی ) دارای نیرویی است که پیروان را به خود جذب می کند . با این نیرو آنها را نسبت به خود وفادار و متعهد می کند ، به گونه ای آنها را تحت تأثیر نیروی خود قرار می دهد که آنان خود را وقف خواسته های وی می نمایند . پیروان نسبت به داشتن چنین رهبری برخود می بالند ، و افتخارشان این است که در راه تأمین هدف ها و مأموریت مورد نظر وی جانفشانی می کنند ؛ آنها به ارزش ها ، هدف ها و رفتار وی ارج فراوان می گذارند و آنها را با جان و دل می پذیرند ، رهبر را منبع الهام بخش خود می دانند ، و از این که در سایه وجود چنان شخصیتی نفس می کشند احساس غرور و بزرگی می کنند و آن را نشانه مناعت طبع خود می دانند ؛ نسبت به صداقت و درستی باورها و اعتقادات او کوچک ترین تردیدی به دل راه نمی دهند و به پاکی و بی آلایشی وی اعتقاد راسخ دارند . فراتر این که رهبران فره مند گاهی در عرصه های بحران زا یکه تازی می کنند ، شگفتی می آفرینند ، راه حل های ابتکاری ارائه می کنند و چون قهرمانان می درخشند . پیروان هیچ چیزی را از نظر چنین رهبری پنهان نمی دارند و چون با مسأله پیچیده ای رو به رو شوند او با نیروی ممتاز و شخصیت خارق العاده خود آن را حل می کند . نتیجه تحقیقاتی که روی رهبران فره مند انجام شده نشان می دهد که آنان پذیرای خطرهای ( شخصیتی ) سنگین هستند ، به هنگام سخن گفتن از قدرت بیان بالایی برخوردارند ، فصیح و بلیغ سخن می گویند و موجب تحریک احساسات شنوندگان و مخاطبان خود می شوند ، اعتماد به نفس دارند ، بسیار پرانرژی و توانی طاقت فرسا دارند .

رهبران خلاق

مشابه رهبران فره مندند ، تنها با این ویژگی اضافی که آنها می توانند تغییراتی را ایجاد کنند ، ابتکار عمل به خرج دهند ، و خلاق و نوآور می باشند . یک رهبر خلاق پیروان خود را تحریک می کند یا آنها را بر می انگیزد که تنها به پیروی محض از او اکتفا نکنند ( تنها مقلد او نباشند ) ، بلکه از آنها می خواهد تا تصویری از سازمان در حال تحول در مغز خود تجسم نمایند ، درباره تجدید حیات و نیاز به دگرگونی بیندیشند ، به پدیده تحول اهمیت بدهند ،همواره در پی آن باشند تا تصویر تازه ای از سازمان را ترسیم کنند و سرانجام این که آنها را یاری می کند تا به اصطلاح طرحی نو براندازند، یک فرایند جدید سازمانی ارائه و آن را نهادی کنند .

در سراسر فصل های پیشین ما به این مسأله پرداختیم که سازمان ها باید در مقیاس وسیعی تغییر کنند ، چه این اقدام به صورت ترویج یک فرهنگ جدید ، ارائه ساختاری مبتنی بر تیم مدیریت خودگردان ، رشد ، ترقی یا رسیدن به مرحله جدیدی ( در چرخه زندگی سازمانی ) یا توسعه و گسترش سطح جهانی باشد . تغییرات اداری که در سطحی وسیع رخ دهد شامل رویدادهای زیر خواهد شد : تغییرات اصولی و زیربنایی در مأموریت ، ساختار و سیستم های فرهنگی و سیاسی یک سازمان ، البته با این هدف که آن ، از نظر توانایی های سازمانی به سطح بالاتری برسد . یک رهبر خلاق هنگامی در عرصه سازمان ظهور می کند که آن سازمان با بحران رو به رو شده یا دستخوش تحولات اساسی و تغییرات بنیادی قرار گرفته باشد . آن رهبر می تواند در چنین سازمانی تغییرات اساسی ایجاد کند و آن را متحول سازد . موفقیت چنین رهبری در گرو سه اقدام زیر است :

1 – خلق تصویری جدید

تصویری جدید که از وضع مطلوب و آرمانی آینده ارائه می شود منعکس کننده این موضوع است که باید الگوهای پیشین را به دور افکند و نیز این که ساختارها ، فرایندها و فعالیتهای قدیمی دیگر نمی توانند مفید واقع شوند . رهبر باید بتواند این دیدگاه را در سراسر سازمان ترویج کند . در شرکت تلگراف و تلفن آمریکا یک برنامه بلند مدت و استراتژیک ارائه شد که رابرت آلن ، مدیر عامل شرکت آن را ارائه نمود و این مربوط به سال 1984 است که شرکت مزبور پاره پاره شد .

شرکت به سرعت به سهم بازار خود را از دست داد و دایناسور دیروز در پرتگاه نابودی قرار گرفت و درست در همین زمان بود که رابرت آلن سکان این کشتی درگیر طوفان را در دست گرفت . او نیرو و زمان بسیار زیادی صرف برنامه بلند مدت یا رویای مورد نظر خود نمود و هدف اصلی و اولیه شرکت را بدین گونه تعیین کرد : « کمک به افراد جهت یادگیری راهی نوین برای پیروزی » . اگرچه رهبران وقت صرف کردندتا مدیران رده های مختلف سازمانی و کارکنان را در گروه های کاری ( تیم های ) گوناگون بگنجانند ، ولی نکته مهم این است که تنها رهبران مسئولیت ارائه تصویر جدید را بر عهده گرفته بودند .

2 – گرفتن تعهد از کارکنان

چون سازمان دستخوش تحول قرار گیرد ، این مسأله حیاتی می شود که کارکنان و مدیرات مأموریت جدید سازمان و دیدگاه یا تصویر تازه را بپذیرند . مدیر عامل شرکت جنرال موتورز در ظرف پنج روز با نهصد مدیر اجرایی شرکت جلسه تشکیل داد و موضوع را شرح داد و نظر موافق آنان را جلب نمود . اگر تغییر در سطح وسیع و ناپیوسته باشد ایجاب می کند که اعضای سازمان تعهداتی ویژه بدهند ، یا این که مدیریت ارشد سازمان باید با این گونه تغییرات را تنها در رابطه با هدف ها و فعالیت های سنتی سازمان اعمال کند .

3 – نهادی کردن پدیده تغییر

یک سازمان باید روش ها ، رویه ها ، اقدامات و ارزش های جدید را برای همیشه بپذیرد . این بدان معنی است که باید برای اجرای برنامه های آموزشی ، جمع آوری کارکنان و اجرای شیوه های جدید منابع نسبتاً زیادی تخصیص داد . امکان دارد این تغییرات شامل سیستم های فنی ، مالی و بازاریابی یا ساختارهای اداری و سیستم های کنترل شوند . شاید چندین سال طول بکشد تا یک رهبر بتواند سازمان را به کلی دگرگون سازد و. یک رهبر خلاق باید تلاش فراوان نماید و سازمان را در مسیر تازه ای بیندازد که بتواند نیکو بیندیشد و به اصطلاح مرد عمل گردد . در این سیستم جدید احتمال دارد که تعادل قدرت به هم بخورد ، مقام های سازمانی تغییر کنند و الگو ها یا روابط متقابل ( تعامل ) سازمانی به هم بخورد . ای بسا مدیران اجرایی جدیدی به استخدام شرکت درآیند و آنان دارای ارزش ها و رفتارهایی باشند که مناسب نظم نوین آن سازمان باشد . این سیستم جدید باید جنبه نهادی به خود بگیرد و دائمی یا همیشگی گردد .

نظریه پردازان و مشاهیر

سرپرستی تحقیقات دانشگاه آیوا راجع به رهبری نیز به عهده ی کرت لوین بود و نتیجه ی آن مطالعات به ارائه مدل سه نوع سبک رهبری اقتدار ماب ، مشارکتی و تفویضی منجر شد .

نظریه های رفتاری به جای پرداختن به صفات مشخصه ی رهبران ، رفتارها و اعمال آنان را مورد بررسی قرار می دهند ؛ زیرا صفحات مشخصه در رفتار بروز و نمود پیدا می کند و سرانجام افراد ، رهبران را بر اساس رفتارهایشان ارزیابی کرده و تصمیم به پیروی از آنها می گیرند .

رفتارهای رهبر

نوع ابتدائی تئوری مسیر – هدف ، تنها دو رفتار رهبر را که به طور گسترده ای تعریف شده اند در بر می گرفت . این دو رفتار شامل رهبری حمایتی [3] ( مشابه با مراعات ) و رهبری هدایتی [4] ( مشابه با ساختار مداری و رهبری ابزاری ) می شدند . دو رفتار دیگر رهبر ، توسط هاوس و میچل در سال 1974 افزوده شدند ( یوکل ، 1994 ، صص 287 – 286 ) رفتارهای چهارگانه مطابق زیر تعریف می شون

1 – رهبری هدایتی

رفتار رهبر هدایتی متمرکز بر این است که چه چیزی در چه زمانی و چطور باید انجام شود . این رفتار ، انتظارات عملکردی و نقش هر زیردست را در گروه کاری تعیین می کند .

2 – رهبری حمایتی

رفتار رهبر حمایتی ، شامل توجه به زیردستان به عنوان انسانها نه موجودات بی جان می شود . و سعی در ارضای نیازهایشان دارد . رهبران حمایتی ، باز ، خون گرم ، دوستانه و خوش برخوردند . آنها مراقب افرادی هستند که با آن ها کار می کنند و با زیر دستانشان به طور عادلانه برخورد می کنند .

3 – رهبر مشارکتی [5]

رفتار رهبر مشارکتی شامل مشاوره با زیردستان و در نظر گرفتن ایده های زیردستان قبل از تصمیم گیری است . رفتار رهبر مشارکتی هم چنین به این معنی است که رهبر به طور فعال به دنبال پیشنهادها و ایده های زیردستان در تصمیم گیری است .

4 – رهبری توفیق طلب [6]

رفتار رهبر توفیق طلب ، بر موفقیت و بهبودهایی در عملکرد تأکید می کند . یک رهبر توفیق طلب ، اهداف عملکردی بالا را تعیین و نسبت به توانایی های زیردستان برای رسیدن به آن اهداف اعتماد از خود نشان می دهد .

چهار رفتار فوق در تئوری مسیر – هدف ، کیفیت های اساسی چندی را به همراه دارند . رفتار هدایتی و حمایتی مشابه با ساختارمداری و مراعات هستند . این دو رفتار دائماً قسمتی از تحقیقات رهبری بوده اند و اساسی برای عملکرد رهبران در سازمان ها هستند . رفتار رهبر مشارکتی ، تأکید بر وظیفه ی تصمیم گیری رهبران می کند. رفتار توفیق طلبی ، به قلب انگیزش زیر دست رسوخ می کند.

عوامل موقعیتی

تئوری مسیر – هدف ، دو مجموعه عوامل اقتضایی را تشریح می کند که نقش مهمی در انتخاب رفتار رهبر دارند . این دو مجموعه شامل 1 – عوامل شخصی زیردستان ، 2 – عوامل محیط کاری می باشند .

زیردستانی که توانایی شان کمتر از آن چیزی است که کارشان لاز دارد ، احتمالاً با رهبر هدایتی راحت ترند . این زیردستان با توانایی بالا ممکن است رفتار چنین رهبری را زاید درک کنند چون که آنها تقریباً از آن چیزی که قصد انجام آن را دارند ، آگاه بوده و نیازی به چنین رهبری نداشته که به آن ها بگوید چه کاری انجام دهند یا چه کاری را انجام ندهند .

افراد کانون کنترل رفتارشان را یا درونی یا بیرونی درک می کنند . زیردستانی که خود را مسئول نتایج کسب شده می دانند ( کنترل درونی ) احتمالاً بیشتر به رفتار رهبر مشارکتی و کمتر به رفتار رهبر هدایتی واکنش نشان خواهند داد چرا که آن ها نسبت به کار ، احساس کنترل می کنند و نمی خواهند که رهبر ، آن ها را برای انجام کار هدایت کند . آن ها در عوض تمایل دارند تا بر تصمیماتی اثر بگذارند که منجر به انجام کار می شود . رفتار مشارکتی پایین و رفتار هدایتی بالای رهبر ، برای زیردستانی مناسب تر است که احساس کنترل بیرونی می کنند ؛ یا به عبارتی کانون کنترل بیرونی دارند .

افراد با اقتدار طلبی بالا به شدت موقعیت مدار هستند . آن ها به سادگی دستورات مافوق ها را می پذیرند و می خواهند تا آنها را راضی نگه دارند . افراد با اقتدار طلبی پایین ، منعطف تر هستند و تمایلی به تأخیر انداختن دستورها ندارند . افراد با اقتدار طلبی بالا ، رفتار رهبر حمایتی را می پذیرند و افراد با اقتدار طلبی پایین ، رفتار مشارکتی را ترجیح می دهند .

سه عامل محیط کاری ، در محیطی که در ابهام متغیر است ، نقش به سزایی را ایفا می کنند . این تئوری ها و رفتارهای مختلف رهبر را برای محیط های کاری با درجات متفاوت ابهام پیشنهاد می کند . در یک محیط با ابهام کم ، زیردستان از آنچه که می خواهند انجام دهند ، آگاه بوده ، به انجام آن واقفند . وظایف کاری در یک محیط با روابط واضح و رویه های عملیاتی استاندارد ، کمتر دچار ابهام می شوند . اختیار رسمی نیز در درجه ی ابهام نقش دارد . اختیار مشخص در نقش رهبر ، به او این امکان را می دهد تا به طور واضح ، نقش های کاری را تعریف و اهداف روشن و واضحی را تعیین کند . گروه کاری اصلی ، شامل افرادی می شود که کاملاً با یکدیگر شناخته می شوند و اغلب ، رویه های مشخصی را برای انجام کار گروهی به وجود می آورند .

شکل زیر ساختار این تئوری را نشان می دهد . چهار رفتار تشریح شده به عنوان یک منبع در نظر گرفته می شوند که رهبر به اقتضای شرایط می تواند یکی از این منابع رفتاری را انتخاب کند . تئوری ، در مورد این که رهبران باید همه ی رفتارها را در یک زمان استفاده کنند . چیزی نمی گوید . انتخاب رفتار مطابق با تغییر شرایطی که رهبر با آن مواجه می شود ، تغییر می کند .

این شرایط همان عوامل اقتضایی ناشی از شخص و محیط کاری هستند .

؟؟

از دید کاتر ، مدیریت شامل برنامه ریزی و بودجه ریزی . سازماندهی و کارمند یابی و حل مشکل و کنترل است . مدیریت با وظایف سنتی از قبیل کارایی ، نظم و اطمینان سر و کار دارد . از سوی دیگر شامل تدوین یک چشم انداز و انتقال آن به دیگران ، ایجاد ائتلاف و اتحاد افراد و انگیزش و الهام است . پیامدی که توسط رهبران دنبال می شود همانا تغییر است . اما شاید جامع ترین تفاوت را وران جی بنیس ( 1989 ) ارائه کرده باشد .

او به خاطر این جمله اش مشهور است که : مدیران کارها را درست انجام می دهند ، ولی رهبران کارهای درست را انجام می دهند . به اعتقاد او رهبری قابل آموختن است و می توان دوره هایی را دراین زمینه ی رهبر شدن تدریس کرد . او در کتابش با عنوان یک رهبر شدن به این موضوع پرداخته است . او رهبر را شخصی می بیند که یک سازمان را دگرگون می کند . همچون معمار سازمانی که چستر بارنارد عنوان کرده بود در زیر فهرست تفاوت های رهبری و مدیریت از دیدگاه او ، آورده شده است .

1 – مدیر اداره می کند و رهبر نوآوری .

2 – مدیر بدل [7] است و رهبر اصل [8]

3 – مدیر متمرکز بر سیستم ها و ساختار است . رهبر متمرکز بر افراد ؛

4 – مدیر متکی به کنترل است ، رهبر اعتماد را القا می کند ؛

5 – مدیر دیدگاه کوتاه مدت دارد ؛ رهبر دیدگاه بلند مدت ؛

6 – مدیر به دنبال چطور و چه زمانی [9] است ، رهبر به دنبال چه و چرا [10] ؛

7 – مدیر همیشه چشم به نتایج عملیات دارد ، رهبر چشم به افق های آینده ؛

8 – مدیر اجرا می کند ؛ رهبر خلق ؛

9 – مدیر وضع کنونی را می پذیرد ، رهبر آن را مورد تردید قرار می دهد ؛

10 – مدیر سربازی عالی است ، رهبر فرمانداری عالی ؛

11 – مدیر کار را درست انجام می دهد ، رهبر کار درست را انجام می دهد .

مفهوم رهبری

آدایر از صاحب نظرانی است که اعتقاددارد رهبری قابل یادگیری و آموزش است و رهبری ، مهارتی انتقال پذیر به جای خصوصیتی ذاتی است . به اعتقاد آدایر رهبری به عنوان یک علم ، موضوع جدیدی نیست . خصوصاً در ایالات متحده که بیش از 250 مرکز گسترده در حال انجام مطالعات در این زمینه هستند . به اعتقاد آدایر ، رهبری یک مهارت قدیمی درمورد تعیین کردن جهت است و از یک کلمه آنگلوساکسون مشتق شده است . این کلمه به معنی جاده یا مسیر پیش رو ، آگاهی و دانایی از این مسیر و سپس همراه کردن دیگران با خود در این مسیر است . اما مدیریت یک مفهوم جدیدتری است که از کلمۀ لاتین manus ، به معنی مسلط بودن گرفته شده است و بیشتر در ارتباط با اداره کردن سیستم و یا هر نوع ماشینی بیان می شود .

مفهوم اصلی آن در قرن نوزدهم مطرح شد ، زمانی که مهندسان و حسابداران شروع به کارآفرینی کردند ، عناصر ارزشمندی در مدیریت وجود دارند که ضرورتاً در رهبری وجود ندارند مثل اداره کردن و مدیریت منابع انسانی . از طرف دیگر دررهبری نیز عناصری وجود دارند که ضرورتاً در مدیریت وجود ندارند مثل ترغیب دیگران از طریق شور و شوق .

مدل رهبری عملگرا

مدل رهبری عملگرای آدایر شامل سه رکن یعنی نیازهای شغلی ، نیازهای فردی و نیازهای گروهی [11] می شود . این تئوری مبتنی بر این است که رهبری یک موضوع رفتاری است تا شخصیتی . مدل آدایر موضوعات مربوط به شغل ، افراد و گروه ها را که در اکثر تئوری های رهبری نقش دارند ، با هم ترکیب می کند . با این وجود مسائل مربوط به افراد را از مسائل مربوط به گروه ها متمایز می کند . این مدل تأکید می کند که رهبری مؤثر در صورتی واقع خواهد شد که رهبر اقدام به فراهم کردن الزامات شغل ، افراد و گروه کند . این موضوع این تئوری را نزدیک به دیدگاههای اقتضائی در رهبری می کند که با تنوعی از عوامل مربوط به شغل ، افراد و موقعیت برخوردارند .

ویژگی های این مدل در زیر خلاصه شده است :

1 – نیازهای شغل ، افراد و گروه در محیطی با توجه به وضعیت کلی رهبری ارضا می شوند . شرایط هر موقعیت بر اولویت این که به کدام یک از نیازها پاسخ داده شود ، تأثیر می گذارد . یک رهبر مؤثر کسی است که از این اولویت ها آگاه باشد و بتواند مطابق با آن ها رفتار کند . برای مثال : در یک موقعیت خیلی ضرور ، باید نیازهای شغل ، بر نیاز های گروه و افراد غالب آید . در موقعیت دیگر مثل بازسازی یک تیم فوتبال ، نیازهای گروهی باید در اولویت قرار گرفته ، سپس به نیازهای فرد و در انتها به نیازهای شغل توجه کرد . این مدل بنابراین یک سبک منعطف از رهبری را تشویق می کند که ممکن است نسبتاً وظیفه مدار ، گروه مدار و یا فرد مدار باشد که مرتبط با شرایط است .

2 – وظایف شغل معطوف به نیازهای شغل شامل فعالیتهایی همچون تعیین اهداف ، برنامه ریزی کارها ، واگذاری مسئولیت ها و تعیین استانداردهای مناسب برای عملکرد می باشد .

3 – وظایف حفظ فرد ، معطوف به نیازهای افراد از قبیل سرپرستی ، مشاوره ، انگیزش و رشد می باشد .

4 – وظایف حفظ گروه ، معطوف به نیازهای گروه شامل فعالیت هایی همچون تیم سازی ، انگیزش ، ارتباطات و نمایندگی گروه برای ارتباط با گروه های خارج از مرزهای آن می باشد .

این تئوری تأکید می کند که رفتار رهبر در ارتباط با نیازهای شغل ، گروه و فرد باید منطبق با موقعیت کلی و لاجرم انطباقی باشد . بنابراین اساساً این تئوری می تواند در زمره ی تئوری های اقتضائی رهبری قلمداد شود . ( کول ، 1988 ، صص 222 – 224 )

قسمت دوم : رهیافت اقتضایی

به طور کلی نظریه های اقتضایی رهبری ، پژوهش های خود را به طور مستقیم در جهت کشف متغیرهای زمینه ساز اثربخشی برخی از ویژگی ها و رفتارهای رهبر در یک وضعیت معین هدایت می کنند ؛ برای مثال نظریه های اقتضایی بیان می دارند که مدیر اداری در یک دانشکده و یک گروهبان تعلیم دهندۀ فنون نظامی ، به ویژگی ها و رفتارهای متفاوتی نیاز دارند . زیرا با وضعیت های کاملاً متفاوتی مواجه هستند.

به طور کلی متغییرهای چهارگانه مؤثر بر سبک رهبر در تئوری های اقتضایی عبارتند از :

1 – ویژگی های شخصی رهبر ، 2 – ویژگی های فردی کارکنان ، 3 – ویژگی های گروه ، 4 – ساختار گروه ، بخش یا سازمان .

از جمله تئوری های اقتضایی رهبر می توان به تئوری رهبری اقتضایی فیدلر اشاره کرد .

این مدل بیان می دارد که عملکرد ، هم به سیستم انگیزشی رهبر و هم به میزان کنترل و نفوذ وی بر وضعیت وابسته است . دیگر تئوری های اقتضایی رهبری عبارتند از مدل مشارکتی وروم ، یتون و جاگو ، تئوری مسیر – هدف ایوانز ، هاوس و میشل و نظریۀ دورۀ زندگی رهبری هرسی و بلانچارد .

قابل ذکر است که تئوری مسیر- هدف در مدل انگیزشی انتظار ریشه دارد و واژه ی مسیر – هدف به دلیل تأکید این نظریه بر چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت های کارکنان ، هم از هدف های کاری و هم از هدف های شخصی و ارتباط با مسیرهایی که میان این دو دسته هدف یافت می شود ، به کار رفته است . نظریه رهبری وضعیتی هرسی و بلانچارد نیز بر انطباق رفتار کاری و رفتار رابطه ای رهبر با آمادگی ( توان و تمایل ) کارکنان برای انجام کارشان تأکید دارد . علاوه بر تئوری فوق ، تئوری رهبری عملگرای آدایر و تئوری پیوستار رهبری تانینبام واشمیت را می توان جزو هر دو رهیافت رفتاری و اقتضایی طبقه بندی کرد .

ذکر این نکته مهم است که به تازگی ، یک بار دیگر از دیدگاهی متفاوت به ویژگی های شخصیتی رهبران ، توجه کرده اند. اینک پژوهشگران درصدد شناسایی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی هستند که می توانند بدان وسیله ، یک رهبر را معرفی کنند . از جمله این تئوری هامی توان به تئوری رهبری تبادلی و تحولی برنارد بس اشاره کرد که در آن به ویژگی های رهبران عملگرا و رهبران ایجاد کننده تحول پرداخته شده است .

رهبری تبادلی متمرکز بر مبادله ی ارتباطات بین رهبر و زیردستان است . رهبر و زیردستان مباحثی را در مورد چگونگی انجام کار مبادله می کنند . رهبر الزامات نقش و وظیفه را مشخص کرده و اعتماد کافی را در زیر دست برای انجام آن فراهم می آورد . رهبر ممکن است به زیردست ، در رسیدن به اهداف توافق شده کمک کند . رهبری تبادلی به زیردستان نشان می دهد که چطور نیازهایشان را ارضا خواهد کرد اگر آن ها آنچه را لازم است انجام دهند . اگر پیروان به این اهداف مورد نظر دست یابند ، رهبر ، بازخور مثبت و دیگر مزایای مربوط به موفقیت شغلی را ارائه می کند . اگر زیردستان به اهداف نرسند ، رهبر از تنبیه استفاده می کند .

رهبران تبادلی متمرکز بر حفظ ، حراست و مدیریت یک سازمان هستند . دو قسمت رهبری تبادلی شامل « تقویت مشروط » [12] و « مدیریت بر مبنای استثناء » [13] می شود . تقویت مشروط اشاره به استفاده رهبر از پیامدهای مثبت و منفی دارد . انتخاب پیامدها بستگی به این دارد که آیا زیردست در انجام آن چه که مورد نظر بوده است موفق شده یا خیر . مدیریت بر مبنای استثناء به این معنی است که رهبر تنها زمانی به آن چه که زیر دست انجام می دهد واکنش نشان می دهد که عملکرد زیردست انتظارات را برآورده نکند .

رهبران تبادلی با زیردستانشان به چند طریق مرتبط می شوند :

1 – رهبران تبادلی از آنچه که زیردستانشان از انجام کار می خواهند ، آگاه هستند ؛

2 – این رهبران سعی می کنند با توجه به عملکرد زیردستانشان چیزی را به آن ها بدهند که مایل به دریافتش هستند .

3 – این رهبران از پاداش ها برای افزایش تلاش و عملکرد ، بیشتر استفاده می کنند .

4 – این رهبران به نفع شخصی زیردستان در انجام کار توجه دارند .

زیردستانی که برای یک رهبر تبادلی کار می کنند ، بیشتر از آن چه را که مورد نیاز است ، انجام نمی دهند . اگر موفقیت آمیز بود زیردستان نه تنها پاداش را دریافت می کنند ، بلکه هم چنین احساس خوبی از خودشان نسبت به انجام موفقیت آمیز کار دارند . اکثر تئوری های رهبری ، خصوصاً تئوری مسیر – هدف فرایندهای رهبری تبادلی را تشریح می کنند . این رهبران هم چنین به شدت متکی به تئوری های انگیزش می باشند .

رهبری تحولی ( دگرگونی یا تحول آفرین )

رهبری تحولی به وضوح از رهبری تبادلی متفاوت است . این نوع رهبری بر ویژگی های کاریزماتیک بودن ، ملاحظات فردی و ترغیب فرهنگی و ترغیب فکری رهبر متمرکز است .

کاریزما یک واژه یونانی به معنی موهبت ( عطیه ) الهی ، از قبیل توانایی برای انجام معجزات یا پیش بینی وقایع آینده است ( یوکل ، 1994 ، ص 317 ) ؛ چون این ویژگی به رهبر قدرت می دهد ، کاریزما مهم ترین قسمت رهبری تحولی محسوب می شود . پیروان رهبران کاریزماتیک به آن ها اعتماد داشته ، خودشان را با آن ها پیوند می زنند . کاریزما در واقع اسنادی توسط زیردست به رهبر است . رهبری که توسط یک شخص ، کاریزما درک می شود ، ممکن است توسط شخص دیگر کاریزما درک نشود . خصوصیات شخصی ، نقش مهمی در کاریزما بودن ایفا می کنند رهبران کاریزماتیک اغلب درجه بالائی از اعتماد به نفس ، عزت نفس و خودمختاری دارند .

ملاحظات فردی

شامل یک گرایش به بهبود معلم مدارانه ( مشاوره ای ) می باشد . رهبر تحولی برای گرایش به بهبود از زیردستان می خواهد آن ها را تجربه کنند . او به همین خاطر وظایف چالشی را به زیردستان واگذار می کند . ملاحظات فردی به معنی این است که رهبر تحولی ، تنوع در مهارت ها ، توانائی ها و انگیزه ها را برای فرصت های بهبود در بین زیردستان ، شناسائی می کند . رهبر تعدیلی به خوبی زیردستانش را می شناسد . او هم چنین رهنمود ، مشاوره و حمایت لازم را به طور جداگانه از هر یک از زیردستانش به عمل می آورد . و از عملکرد آنان به طور سازنده انتقاد می کند . یک قسمت کلیدی ملاحظات فردی حدی است که رهبر علاقه واقعی را به زیردست نشان می دهد .

ترغیب فکری

اشاره به توانایی رهبر تحولی برای ایجاد آگاهی نسبت به حل مشکلات و حل آن ها دارد، چنین رهبرانی تغییرات را به ارزش ها و اعتقادات زیردستان القا می کنند . آن ها زیر دستان را به تصویر کردن حالت های جدید و مختلف آینده برای گروه ، تحریک می کنند .

ترغیب فکری بیشتر یک تغییر در جهت هدایت وضعیت حال می باشد و جهشی عمده را در ارزش ها واعتقادات و مسائل مورد توجه زیردستان ، خواستار است . رهبران تبدیلی ، ترغیب فکری را از توانایی فنی و استعداد شخصی برترشان ، به دست می آورند . آن ها هم چنین علائم و تصاویری را ایجاد می کنند که بصیرتشان را برای گروه یا سازمان نشان می دهد .

ترغیب احساسی ( الهام )

ذکر می تواند قسمتی از ترغیب هوشیارانه باشد . رهبر تحولی ، زیردستان را از آگاهی در مورد وضعیت آینده و نقشی که هر زیردست در کسب آن وضعیت آینده ایفا خواهد کرد لبریز می کند .

رهبران تحولی می توانند بر زیردستانشان اثرات زیر را داشته باشند :

1 – سطح آگاهی زیردستان را در مورد ارزش نتایج کاری بالا برند ؛

2 – زیردستان را به فراتر از منافع شخصی ترغیب کنند ؛

3 – تعهد به گروه کاری ، تیم یا سازمان را افزایش دهند ؛

4 – زیردستان را برای کسب نیازهای سطح بالاتر ترغیب کنند .

رهبران تحولی برای افزایش عمده ی عملکرد ، ورای آن چه که برای رسیدن به اهداف مستقیم سازمان لازم است ، تلاش می کنند . آن ها هیجان را به محیط کار آورده و پیوندهای عاطفی قابل توجهی را بین خود و زیردستانشان به وجود می آورند . رهبران تحولی در جهت آن چه که به آن اعتقاد دارند برای سازمان درست و مناسب است تلاش می کنند و نه در جهت وضعیت حال سازمان . آن ها اغلب تغییرات شگرف را برای فرهنگ سازمان ها به همراه می آورند و مدت زمان زیادی بعد از ترک سازمان در اذهان می مانند . سازمان ها به رهبران تبدیلی در زمان های بحران نیازمند هستند . محیط های بیرونی پر تلاطم مستلزم القا و حل مسئله توسط یک رهبر تحولی خلاق است . به طور خلاصه رهبران تبدیلی می توانند کلیدی برای بقای سازمان در طول دوره ی تغییر سریع و عدم اطمینان باشند . ( چمپکس ، 1996 ، ص 335 – 336 )

تئوری مبادلیه رهبر – عضو

رهبران به ندرت با پیروانشان با عدالت برخورد می کنند ، تئوری مبادله رهبر – عضو [14] که از آن با عنوان ارتباط عمودی دوتایی [15] نیز یاد می شود ، تعاملات بین یک رهبر و اعضایی را که به نام درون گروه [16] و بیرون گروه [17] مشهور هستند نشان می دهد . این مدل به طور کلی با نظریه های اولیه راجع به رهبری متفاوت است . طبق این تئوری ضرورتی ندارد که سرپرست با همه ی زیردستانش به یک شکل رفتار کند . اعضای درون گروه شامل کارکنانی می شوند که به اعتقاد رهبر شایسته ، قابل اعتماد ، سخت کوش و پذیرای مسئولیت اند . اما گفته می شود که اعضای بیرون گروه ، دارای این خصوصیات نیستند . در نتیجه رهبر از واگذاری مسئولیت سنگین به اعضای درون گروه ، احساس اطمینان کرده و کار خود را سبک می کند . رهبر از اعضای درون گروه به خاطر این که کارش را راحت کرده اند ، تقدیر و تشکر به عمل می آورد . به این دلیل اعضای درون گروه از سطح بالاتری از عملکرد و رضایت ، نسبت به اعضای بیرون گروه برخوردار می باشند .

رهبر تمایلی به طرفداری از اعضای بیرون گروه نداشته و به آن ها وظایف مشخصی را می دهد که توانایی و مسئولیت کمتری را می طلبند . اعضای این گروه هم چنین از رابطه ی شخصی با رهبر بی نصیب خواهند ماند . در حقیقت روابط رهبر با اعضای خارج از گروه ، مبتنی بر اختیار رسمی است ؛ حال آن که روابط رهبر با اعضای درون گروه مبتنی بر احترام و روابط دوستانه است . در مورد این که رهبر چگونه اعضای درون گروه یا خارج از آن را مشخص می کند ، چیز مشخصی وجود ندارد . با این حال شواهدی وجود دارند که نشان می دهند رهبران ، زیردستانی را به عنوان عضو درون گروه در نظر می گیرند که خصوصیات مشابه رهبر را داشته باشند و احتمالاً برون گرا و شایسته تر از اعضای بیرون گروه باشند . ( مک کنا ، 2000 ، ص 377 – 378 ) . همانطور که در شکل زیر مشاهده می شود ، رهبر یک رابطه دوتایی یا نفر به نفر با هر یک از پنج زیردست خود برقرار می کند .

نقش حیاتی رهبری در سازمان ، تعریف ، انتخاب ، حمایت و دفاع از ارزش های خاص و ایجاد ساختار اجتماعی ، برای تبلور و تقویت این ارزش ها است .

رهبری را نهادینه کنید . هدف از سرپرستی باید کمک به افراد و سازمان برای کار بهتر باشد . ( رانگتوساناتام ، 2003 ، 936 – 918 ) رهبری در سازمان ، هنگامی نهادینه می شود که احساس تعهد او نسبت به کیفیت ، به سایر افراد سازمان انتقال یابد . ( پترسن ، 1999 ، 488 – 468 )

شیوه های رهبری

بیش تر گروه ها در اساس نامه ی خود نقش های مشخصی را تعریف کرده اند . مثلاً منشی اجرایی موظف است دستور کار را مشخص کند ، یادداشت برداری کند ، به نامه ها جواب دهد و غیره ، حال آن که جلسات را عملاً رئیس اداره می کند . تحقیقات زیادی درباره ی نقش رهبری در عملکرد گروه ها صورت گرفته است و چهار شیوه ی متفاوت مشخص شده است :

  • شیوه ی مستبدانه – یک عضو معمولاً رئیس ، رشته ی کار را دست می گیرد و اراده ی خود را به دیگران تحمیل می کند ؛ و اینان از این که به زور به کاری واداشته می شوند و از نظراتشان استقبال نمی شود طبعاً ناراحت می شوند . اما با این همه کار نسبتاً خوب پیش می رود .
  • شیوه آزادی عمل – گروه رهبر ندارد و تصمیماتی گرفته می شود ، اما فرد معینی مأمور انجام دادن آن ها نیست . ممکن است در جلسات خوش بگذرد اما کار زیادی صورت نمی گیرد .
  • شیوه ی دموکراتیک – بر اساس این شیوه هر فرد نقشی دارد که باید آن را ایفا کند . رهبران برای مدت محدودی انتخاب می شوند و یا رهبری به شکل چرخشی به همه ی اعضا می رسد . گروه دموکراتیک گروهی است که به روند تصمیم گیری بهای زیادی می دهد ، وقتی اتفاق آرا ممکن نباشد رأی گیری می شود .
  • شیوه ی اشتراکی – در این شیوه نقش رهبری اساساً کنار گذاشته می شود و افراد به شکل جمعی و با نقشی برابر در کارها شرکت می کنند و با هم رأیی کارها را انجام می دهند . این شیوه بحث و جدل های گروهی طولانی را می طلبد ، ولی وقتی تصمیمی گرفته شد همه در تحقق آن احساس مسؤولیت می کنند .

ناظران از جامعه نگاشت ها ( نمودارهایی که نشان می دهند کی با کی ارتباط برقرار می کند ) و نیز شبکه های تحلیلی ای بهره می گیرند که نشان می دهند نقش و سهم هر عضو گروه به چه میزان بوده است . در همین راستا ، هرولد لی ویت و دیگران نیز به شکل تجربی نشان داده اند که اشخاص با توجه به کارآیی و روحیه شان چگونه در شبکه های گروه های کوچک کار می کنند . ( نک : شبکه های گروه های کوچک ) .

استفاده از گروه پاسخگو در تحقیقات اخیر باب شده است . پژوهش گر به جای این که نظر افراد را یک به یک بپرسد ، با یک گروه از افرادهم ردیف گفت و گو می کند و نظرات آن ها را جمع بندی می کند . برای بررسی واکنش های گروه های مختلف رأی دهندگان نسبت به سیاست های پیشنهادی وعملکرد سیاستمداران از گروه های پاسخگو استفاده شده است .

مدیریت در مقابل رهبری

مدیریت ، مجموعه ای از فرایندهای پیچیده ای است که می تواند نیروی انسانی و فناوری را به آسانی در کنار یکدیگر اداره کند . مهمترین جنبه های مدیریت ، شامل برنامه ریزی ، بودجه بندی ، سازماندهی ، تأمین نیروی انسانی ، کنترل ، تصمیم گیری و حل مسأله است . رهبری ، مجموعه فرایندهایی است که سازمان را در موقعیت برتر قرار می دهد یا آن را به نوعی با تغییر شرایط سازگار می کند. رهبری ، آینده را برای افراد تعریف می کند ، با چشم انداز آینده ، افراد را با یکدیگر متحد می کند و انگیزه ای را در آنها به وجود می آورد که علی رغم موانع ، به آن دست می یابند .

رهبری

مدیریت

استقرار جهت : توسعۀ چشم انداز آینده ( اغلب آیندۀ دور ) و استراتژیهایی به منظور ایجاد تغییرات در مورد نیاز برای دست یابی به آن .

هم سو کردن افراد : انتقال جهت حرکت از طریق گفتار و کردار به همۀ افرادی که همکاری شان برای به وجود آوردن تیمها و ائتلافهایی که چشم انداز و استراتژی را درک می کنند و اعتبار آنان را می پذیرند ، ضرورت دارد .

ایجاد انگیزه و هیجان : نیرو بخشیدن به افراد برای غلبه بر موانع عمده سیاسی و دیوانسالارانه به منظور ارضای نیازهای ارضا نشده

برنامه ریزی و بودجه بندی : استقرار مراحل جامع و جداول زمانی برای کسب نتایج موردنیاز و سپس تخصیص منابع ضروری برای آن .

سازماندهی و تأمین نیروی انسانی : استقرار ساختار برای اجرای لازمه های برنامه ، به کارگماری افراد در این ساختار ، تفویض اختیار و مسؤولیت برای اجرای برنامه ، فراهم آوردن خط مشی و رویه هایی برای کمک به راهنمایی افراد ، خلق روشها و نظامهایی به منظور نظارت بر اجرا .

کنترل ، تصمیم گیری و حل مسأله : نظارت بر نتایج ، تشخیص انحرافات از برنامه ، سپس برنامه ریزی و سازماندهی برای حل این مشکلات

تحولات مفید بسیاری را ایجاد می کند ، مثل محصولات جدیدی که مشتریان می خواهند و دیدگاههای جدید در مورد روابط کاری که به شرکت کمک می کند رقابتی تر بماند

درجه ای از قابلیت پیش بینی و نظم ایجاد می کند و دارای ظرفیت بالقوۀ تولید نتایج کوتاه مدت برای ذینفعان مختلف است ( مثلاً برای مشتری ، همیشه به موقع بودن و برای سهام داران ، در حد بودجه صرف کردن )

در رهبری با الگو گفتارها بی ارزش هستند ، ولی رفتار دارای ارزش است . بدبینی که به طور طبیعی در درون همۀ ما هست ، تمایل به این دارد که گفتارها را باور نکند ، اما تحت تأثیر رفتار قرار می گیرد .

به همین منوال ، چیزی به افراد گفتن و به گونه ای دیگر رفتار کردن ، بزرگترین شیوه برای تضعیف بنیادی انتقال چشم انداز تحول به افراد به شمار می رود .

مدیریت بیشتر با وضع موجود و رهبری بیشتر با تحول سر و کار دارد .

روان شناسی روابط انسانی

هر قدر که مؤسسه ها مقرراتی باشند ، ارتباط اثربخش کمتری خواهند داشت و در کنترل سازنده تعارض ، نسبت به مؤسسه هایی که در انتهای دیگر پیوستار قرار دارند ، از مهارت کمتری برخوردار خواهند بود .

در این زمینه ، شخصیت رهبر و روش هایی که به کار می گیرد نیز ، دارای اهمیت است . مدیرانی که موضع دفاعی کمتری دارند ، و حمایت کننده تر هستند ، به افراد تشکیلات خود کمک می کنند تا از درگیر شدن در کشمکش های غیر ضروری ، بپرهیزند .

سیمای سازمان

رهبران مستبد ، واقعیت را دیکته می کنند و برداشت خود از موقعیت را به دیگران تحمیل می کنند . رهبران دموکراتیک واقعیت یک موقعیت را از برداشتی که همکارانشان به دست می آورند ، اخذ می کنند و به سخنان دیگران گوش می دهند . موضوعات اساسی را فراخوانده و منسجم می کنندو تصویری را از آنها استخراج می کنند و توسعه می دهند . این گونه رهبران به جای این که مردم را وادار به تبعیت از خود کنند ، واقعیت ادراک شده توسط دیگران را از طریق اقدامات راهبردی و راهنمایی های اصلی به صورتی ملایم تر و محتاط تر از همطرازان مستبد خود ، تصحیح می کنند و لازم نمی دانند که برای هدایت عملیات در خط مقدم جبهۀ فعالیت ها حضور یابند .

آنها می توانند نقش زمینه را بازی کنند ؛ یعنی انجام مراحل بسیار مهم و جهت دهی کلی رویدادها را بر عهده گیرند و انتخاب جزئیات را به مجریان امور واگذار کنند .

مدیران ترتیبی می دهند که کارها به وسیلۀ دیگران انجام شود . آنان تصمیم می گیرند ، منابع را تخصیص می دهند و کارهای دیگران را رهبری می کنند تا هدفهای سازمان تأیید گردد . مدیران کارهای خود را در سازمان انجام می دهند . سازمان ، یک واحد هماهنگ اجتماعی است که از دو یا چند نفر تشکیل می شود ، تا برای تأمین یک یا مجموعه ای از هدفها ، به گونه ای مستمر یا مداوم کار کنند . با توجه به این تعریف ، می توان مؤسسات تولیدی و خدماتی و همچنین مدرسه ، بیمارستان ، کلیسا ، واحدهای ارتش ، خرده فروشیها ، نیروهای انتظامی و نهادهای دولتی را سازمان نامید . مدیران بر فعالیتهای دیگرنظارت می کنند و مسئول تأمین هدفهای این سازمانها هستند ( معمولاً در مؤسسات غیر انتفاعی آنها را رئیس می نامند ) .

وظایف مدیران

در نخستین سالهای این قرن ، یک صنعتگر فرانسوی به نام هنری فایل چنین اظهار داشت که همۀ مدیران پنج وظیفه یا کار را انجام می دهند : برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری ، هماهنگی و کنترل . امروزه این کارها را به صورت چهار وظیفۀ : برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل بیان می کنند .

اگر شخص نداند که می خواهد به کجا برود ، هر مسیری را که انتخاب کند به مقصد خواهد رسید . از آنجا که موجودیت سازمانها برای تأمین هدفهاست ، پس باید این هدفها را تعیین کرد و راهها یا وسایل تأمین آنها را مشخص ساخت . مدیر شخصی است که چنین نقشی را ایفا می کند . وظیفۀ برنامه ریزی شامل ارائه تعریف از هدفهای سازمان ، تعیین یک استراتژی کلی برای رسیدن به این هدفها و ارائه سلسله مراتبی جامع از برنامه ها برای یکپارچه نمودن و هماهنگ ساختن فعالیت ها می شود .

همچنین مدیران ، مسئول طراحی و تعیین ساختار سازمانی هستند . این وظیفه را سازماندهی می نامند که شامل وظایف زیر است :

کارهایی که باید انجام شود ، تعیین کسانی که باید آنها را انجام دهند ، شیوۀ دسته بندی این کارها ، هر یک از افراد گزارش خود را به چه کسانی باید بدهند و در نهایت محل تصمیم گیریها .

سازمان از افراد تشکیل می شود و وظیفۀ مدیر ، هدایت و هماهنگ ساختن این افراد است . این وظیفه را رهبری می نامند . هنگامی که مدیران زیردستان را بر می انگیزند ، کارها و فعالیتهای آنان را رهبری و هدایت می کنند و مؤثرترین کانالهای ارتباطی را مشخص می نمایند ، یا تضاد بین اعضا را از بین می برند ، در حال انجام دادن این وظیفه ( رهبری ) هستند .

آخرین وظیفه ای که بر عهدۀ مدیر است کنترل نامیده می شود . پس از تعیین هدفها ، برنامه ها تنظیم می شوند ، ساختار سازمانی ترسیم و مشخص می شود ، افراد استخدام می گردند ، به آنان آموزش داده می شود و در نهایت وسایل تشویق و انگیزۀ آنان فراهم می گردد ، ولی باز هم امکان آن هست که هدف تأمین نشود . برای مطمئن شدن از این که امور طبق برنامه انجام شده است ، مدیریت سازمان باید عملکردها را زیر نظر داشته باشد .

عملکرد واقعی باید با هدفهایی که از پیش تعیین شده ، مقایسه شود . اگر انحراف زیادی از این بابت ، به وجود آمده باشد ، وظیفۀ مدیر این است که مجدداً امور را در مسیر اصلی خود قرار دهد . این نظارت و مقایسۀ عملکردها با هدفهای از پیش تعیین شده را که در نهایت منجر به رفع انحرافها می شود ، کنترل می نامند .

بنابراین به این نتیجه میرسیم که وظایف مدیران عبارت است از : برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل .

نقش مدیر

در آخرین سالهای دهۀ 1960 ، در انستیتو تکنولوژی ماساچوست ( MIT ) یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد به نام هنری مینتزبرگ درباره پنج مدیر اجرایی تحقیق کرد :

نقش

شرح

نمونه

رئیس تشریفات

رهبر

رابط

اطلاعات

رئیس تشریفات ؛ کسی است که مقدار کارهای روزمره را که دارای ماهیت قانونی و اجتماعی هستند انجام می دهد .

مسئولیت ایجاد انگیزش و هدایت زیردستان را بر عهده دارد .

حفظ و نگهداری یک شبکه ارتباطات خارجی

مشارکت در جشنها ، اعطای درجه به افراد و دادن نظرهای مشاوره ای

انجام تمام کارهایی که ، به امور کارکنان و زیردستان مربوط می شود ، بر عهدۀ رئیس سازمان است .

نظارت بر همه مکاتبات سازمان و سایر اموری که با دنیای خارج انجام می گیرد.

رئیس اطلاعات سازمان

اطلاع رسان

دریافت اطلاعات در سطحی گسترده . او به صورت مرکز سلسله اعصاب اطلاعات داخلی و خارجی سازمان در می آید . ( حراست سازمان )

اطلاعاتی را که از کارکنان سازمان یا از کسان دیگر به دست آورده است به اعضای سازمان می رساند . برخی از اطلاعات ، جنبه آماری دارند و برخی را باید تفسیر کرد و توضیح داد و در مواردی باید دیدگاههای مختلف مقامات ذی نفوذ سازمان را جمع آوری و به اصطلاح برآیند نیروها را رسم کرد .

نماینده یا سخنگوی سازمان

تصمیم گیری

درباره برنامه ها ، سیاستها ، فعالیتها و نتایج اقدامات ، اطلاعات لازم را به افراد و دستگاههای خارج از سازمان می دهد . درواقع ، همانند یک متخصص و کارشناس صنعتی ( برای سازمان ) کار می کند و نماینده و سخنگوی سازمان است .

تشکیل جلسه با هیأت مدیره ، دادن اطلاعات مربوط به افراد و گروههای خارج از سازمان .

خلاق یا نوآور

مسئول رفع بحران

تخصیص دهنده منابع

مذاکره کننده

برای ایجاد تغییر و تحول ، در سازمان به تحقیق و بررسی می پردازد و در پی فرصتها و امکاناتی بر می آید تا تعدادی « طرح اصلاحی » ارائه کند . همچنین در ارائه برخی از طرحها هم نظارت می کند .

هنگامی که سازمان با تشنجات و مسائل مهم و ناگهانی رو به رو می شود ، او مسئول ارائه راه حلها و اقدامات اصلاحی است .

مسئولیت تخصیص دادن منابع انواع سازمان را بر عهده دارد . در واقع ، او تمام تصمیمات مهم سازمانی را تأیید می کند .

در مذاکرات و هنگام بستن قراردادها ، نمایندگی سازمان را بر عهده دارد .

تشکیل جلسه با هیأت مدیره . دادن اطلاعات مربوط به افراد و گروههای خارج از سازمان .

مشارکت در جلسات ، تعیین خط مشی ها و استراتژی سازمان در رابطه با طرحهای جدید .

مشارکت در جلسات و گرد هماییهایی که برای رفع بحرانها و حل اختلافها و مسائل تشکیل می شود .

مذاکره و چانه زدن .

تا دریابد که آنان در آن مقام چه کارهایی انجام می دهند . با توجه به مشاهداتی که او از این مدیران داشت ، به ا ین نتیجه رسید که آن پنج مدیر ده نقش متفاوت و بسیار مرتب و همزمان ( مجموعه ای از رفتارهای مربوط به مشاغل خود ) انجام می دهند . در جدول 1 – 1 این ده نقش زیر عنوان سه نقش کلی ارتباطی ، اطلاعاتی و تصمیم گیری نشان داده شده است .

نقش ارتباطی ( ایجاد ارتباط بین افراد )

همۀ مدیران باید این نقش را که جنبۀ تشریفاتی و از نظر ماهیت جنبه نمایشی دارد ، انجام دهند . هنگامی که رئیس دانشگاه ، در جشن فارغ التحصیلی ، گواهی نامۀ دانشجویان فارغ التحصیل را به آنان اعطا می کند یا زمانی که سرپرست و مسئول کارخانه از تعدادی دانش آموز بازدید کننده پذیرایی می نماید و آنها را به بخشهای مختلف کارخانه راهنمایی می کند ، یک کار تشریفاتی انجام گرفته است . همۀ مدیران باید نقش رهبری را ایفا کنند . ایفای این نقش شامل استخدام ، آموزش ، ایجاد انگیزش و تعیین مسئولیتها و وظایف کارکنان می شود . سومین نقشی که مدیر باید ایفا کند ایجادارتباط بین گروه هاست . مینتزبرگ این کار را که عبارت است از تماس با افراد خارج از سازمان به منظور کسب اطلاعات ، برقرار کردن ارتباط نامید . مدیر می کوشد تا با افراد درون یا بیرون سازمان تماس بگیرد . برای نمونه ، مدیر فروش با مسئول کارگزینی شرکت تماس می گیرد ، با او ارتباط برقرار می کند و اطلاعات لازم را به دست می آورد، هنگامی که مدیر فروش از مجرای شورای بازاریابی با سایر مدیران فروش تماسهایی می گیرد نوعی روابط


اضطراب بارداری

موضوع معنویت1، دل مشغولی همیشگی انسان است هر چند پس از انقلاب های علمی و صنعتی در غرب، گستره نفوذ دین و معنویت رو به کاهش گذاشت، تا جائی که تصور می شد دین به کلی رو به زوال است، اما در سالیان اخیر محرز شده است که دین و معنویت هر دو مورد توجه مجدد جوامع قرار گرفته اند اینک ابراز علاقه به دین در عموم کشورهای اسلامی از جمله کشورهای خاورمیانه، آفریقا
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 682 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 110
اضطراب بارداری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل یکم

مقدمه پژوهش

مقدمه

موضوع معنویت[1]، دل مشغولی همیشگی انسان است. هر چند پس از انقلاب های علمی و صنعتی در غرب، گستره نفوذ دین و معنویت رو به کاهش گذاشت، تا جائی که تصور می شد دین به کلی رو به زوال است، اما در سالیان اخیر محرز شده است که دین و معنویت هر دو مورد توجه مجدد جوامع قرار گرفته اند. اینک ابراز علاقه به دین در عموم کشورهای اسلامی از جمله کشورهای خاورمیانه، آفریقا و همچنین، خاور دور مانند مالزی و سایر نقاط جهان چنان واضح است که از آن به بیداری اسلامی یاد می شود. مردم کشورهای مسیحی نیز که ده ها سال سردمداران الحاد و بی دینی در جهان بوده اند، در سالیان اخیر دوباره گرایش قابل ملاحظه ای به دین و معنویت نشان می دهند. حتی در جوامعی مانند آمریکا نوعی تشنگی نسبت به امور معنوی از جمله دین می شود. مسائلی از قبیل بی معنا شدن زندگی، احساس خلاء اخلاقی، اسارت بشر در دست تکنولوژی، تماس غرب با مذاهب مشرق زمین، آگاهی روز افزون انسان معاصر به دین و معنویت در این امر دخیل بوده است. هر روزه بر تعداد یافته های پژوهشی در زمینه های مختلف علمی به ویژه پزشکی، روان شناسی و جامعه شناسی که با گزاره های دینی همسو هستند یا لااقل تناقضی با دین ندارند، افزوده می شود. این یافته ها که در سه دهه قبل اندک بودند، در سال های اخیر با یک شتاب ناگهانی در حال افزایش هستند. به طور مثال، در خصوص ارتباط بین دین و سلامتی چیزی حدود 200 پژوهش پس از نیمه اول قرن بیستم وجود داشت که در دهه آخر این قرن، ناگهان به بیش از 5000 پژوهش مؤید ارتباط مثبت دین و سلامتی بالغ گردید و امروز با سرعت بیشتری در حال افزایش است، به نحوی که شاید بتوان از آن به یک «نهضت علمی» تعبیر کرد (کینگ[2]، 1999، ترجمه شجاعی،1383).

بیان مساله

اهمیت معنویت و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روز افزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. پیشرفت علم روان شناسی از یک سو و ماهیت پویا و پیچیده جوامع نوین از سوی دیگر، باعث شده است نیازهای معنوی بشر در برابر خواسته ها و نیازهای مادی قد علم کنند و اهمیت بیشتری بیابند. چنین به نظر می رسد که مردم جهان، امروزه بیش از پیش به معنویت و مسائل معنوی گرایش دارند و روان شناسان و روان پزشکان نیز به طور روز افزون در می یابند که استفاده از روش های سنتی و ساده، برای درمان اختلالات روانی کافی نیست (شهیدی و شیر افکن، 1383).

در طول چند دهه گذشته، نظریه های هوش چندگانه، فهم ما را از هوش در بین شناخت سنتی وسیع تر ساخته است، خصوصاً توانایی های منطقی و زبانی با تست هوش شناختی، هوش هیجانی[3] ، خلاق، عملی، اجتماعی، وجودی و معنوی را در بر گرفته است (بار[4] در 2000، گاردنر[5] 1983 و 2000، امونز[6] 1999 هالاما و استرانیز[7] 2004، کلمن[8]2001، میلر و سولاوی[9] 1993، استرنبرگ[10] 1997). همراه با هر شکل هوش، یک مدل نظری وابزار سنجش توسعه یافته و برای سنجش مناسب ساختار هوش جدید روا شده است .

به موازات توسعه ساختار هوش هیجانی، هوش معنوی[11] (SI) شامل مجموعه ای از توانایی هایی است که از منابع معنوی نشات می گیرد، ساختارهای معنویت و هوش را وارد ساختار جدیدی می کند. هوش معنوی مستلزم توانایی هایی است که موارد معنوی را برای پیش بینی عملکرد، تطابق و ایجاد محصولات و دستاوردهای ارزشمند بکار می گیرد (امونز،1999). می توان گفت، هوش معنوی مجموعه ای از توانایی هایی است که افراد برای بکار بردن، شکل دادن و دربرگرفتن منابع معنوی به ارزش ها و کیفیت ها به روشی که به عملکرد خوب روزانه و بهزیستی روانی دست یابند، بکارمی برند که شامل پنج حوزه: هوشیاری، لطف حق، معنا، برتری و حقیقت است (امرم و دریر[12]، 2007).

با توجه به این تعریف، می توان نتیجه گرفت که هوش معنوی موجب افزایش کیفیت عملکرد و بهزیستی روانی افراد می شود و در پژوهشها نشان داده شده است، هوش معنوی با سلامت افراد رابطه مثبت دارد. بنابراین، پژوهش حاضر تلاشی برای پاسخ به این سوالات است که آیا می توان ابزاری دقیق و استاندارد تهیه کرد که بتواند این مولفه (هوش معنوی) را اندازه بگیرد؟ آیا این ابزار در کشور عزیزمان ایران کاربرد عملی دارد؟ آیا این ابزار معتبر است؟ آیا این تست دارای روائی است؟ آیا می توان چنین ابزاری را نرم کرد؟ آیا می توان از این تست در پژوهش های آتی استفاده لازم را بعمل آورد؟ با توجه به موارد مطرح شده پژوهش حاضر در پی آن است که پرسشنامه هوش معنوی را که 83 گویه دارد و توسط یوزی امرم و کریستوفر دریر در 2007 ساخته شده است، ترجمه و سپس در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان زنجان هنجاریابی کند.

اهمیت و ضرورت پژوهش

پیشرفت شدید روان شناسی در دهه های اخیر و کشف آثار گسترده و غیر قابل انکار دین و معنویت در همه ابعاد زندگی انسان، به خصوص نقش بی بدیل آن در آرامش روانی، بهداشت و سلامت روانی و حتی تاثیر جدی آن در کاهش و بهبود رنج های روحی، اختلالات روانی و ناهنجاری های اجتماعی موجب رشد فزاینده و رو به گسترش مطالعات روانشناسی دین و معنویت در ابعاد مختلف شد (غروی، 1382). همانطور که پیشتر آمد، یکی از نتایج این توجه و علاقه گسترده روانشناسان به حوزه دین و معنویت، پیدایش مفاهیمی جدید در ادبیات روانشناسی بوده است. به علل گوناگونی، جامعه روانشناسی ایران با این مفاهیم جدید آشنایی کمی دارد و بطور کلی ممکن است زمان زیادی از پیدایش مفاهیم و رویکردهای جدید در حوزه روانشناسی بگذرد تا فضای دانشگاهی در ایران با آن ها آشنا شود.

از آنجائیکه هوش معنوی یک مفهوم جدید در روانشناسی است و پژوهش های اندکی در رابطه با این مفهوم در ایران صورت گرفته و مخصوصا ابزاری دقیق و استاندارد که بتواند این سازه را اندازه گیری کند وجود ندارد، لذا ضروری است، این تست بر روی افراد مختلف از جمله دانشجویان اجرا شود تا بدینوسیله گامی در جهت استاندارد سازی آن در کشور عزیزمان ایران صورت پذیرد. از طرفی، این ابزار زمانی اهمیت پیدا خواهد کرد که وسیله ای استاندارد و مناسب برای کسانی که در این حوزه می خواهند پژوهش های بیشتری انجام دهند، به حساب آید. بنابراین، روشن است وجود ابزاری فنی (عملی بودن، اعتبار، روایی و نرم یابی) به منظور سنجش دقیق سازه هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان زنجان می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد.

اهداف پژوهش

هدف از انجام این تحقیق استاندارد ساختن تست هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان زنجان است. تلاش بر این است، این ابزار وسیله ای شود جهت سنجش توانایی دانشجویان در استفاده از منابع معنوی در حل مشکلات روزمره خود و از طرفی نیز ابزاری برای پژوهش کسانی که در زمینه هوش معنوی علاقمند به کار هستند باشد.

استاندارد ساختن این آزمون در واقع گامی در جهت سنجش توانایی افراد در استفاده از منابع معنوی در حل مشکلات روزمره است. بطور خلاصه، می توان اهداف پژوهش را به شرح زیر بیان داشت:

1- شناخت مولفه های اصلی هوش معنوی.

2- فراهم ساختن ابزاری مناسب برای پژوهشگران دیگر در استاندارد ساختن آزمون های دیگر و پژوهش های مرتبط.

3- تهیه وسیله ای عینی، معتبر و روا برای سنجش هوش معنوی.

سؤالات پژوهشی

چون این ابزار (سیاهه) برای نخستین بار در ایران ترجمه شده است، بررسی روایی و اعتبار آن در گروه دانشجویان ضروری است. با توجه به اینکه موضوع مورد بررسی جنبه اکتشافی دارد، لذا تهیه پاسخ برای پرسش های زیر نیز امری ضروری است.

1- آیا بین مجموعه پرسش هایی که به منظور سنجش هوش معنوی تهیه شده است، هماهنگی درونی کافی وجود دارد؟

2- آیا آزمون هوش معنوی دارای روایی کافی است؟

3- محتوای مجموعه سیاهه هوش معنوی از چه عواملی و تا چه حد اشباع شده است؟

4- آیا مجموعه سوال هایی که برای هوش معنوی تهیه شده است، با نمره های هوش هیجانی همبستگی مثبت دارد؟

5- آیا عامل های به دست آمده از سیاهه هوش معنوی با ساختارهای نظری آن مطابقت دارد؟

تعریف مفاهیم و اصطلاحات

آزمون[13] : آزمون وسیله ای است عینی و استاندارد که برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی بکار می رود. در این تعریف، مراد از عینی آن است که روش اجرا، نمره دادن و تعبیر و تفسیر نتایج آزمون بر اساس قواعدی معین و مشخص صورت می گیرد و قضاوت شخصی در آنها بی تاثیر است (شریفی،1377).

هوش معنوی : هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی است که کاربست آنها در زندگی روزانه می تواند موجب افزایش انطباق پذیری و بهزیستی فرد شود. در تعریف های موجود از هوش معنوی، به ویژه بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادهای زندگی روزمره تاکید شده است (زوهر و مارشال[14]، 2000؛سیسک[15]، 2001؛ولمن[16]، 2001؛ناسل[17]، 2004؛کینگ، 2007). از نظر عملیاتی هوش معنوی نمره ای است که آزمودنی در مجموعه تست هوش معنوی به دست می آورد.

عملی بودن[18] : شامل همه ملاحظاتی است که یک آزمون را در عمل از نظر عوامل اقتصادی، سهولت اجرا، تفسیر و استفاده صحیح از نمره ها قابل استفاده می سازد (هومن،1384).

اعتبار[19] : اعتبار آزمون، به دقت وسیله اندازه گیری اشاره می کند و به ثبات، پایایی، همگونی، نظم، بازپدیدآیی، پیش بینی پذیری و حساسیت آن مربوط می شود. در مفهوم دیگر یعنی اینکه اگر خصیصه مورد نظر را با همان وسیله یا وسیله مشابه قابل مقایسه با آن شرایط مشابه مورد سنجش قرار دهیم نتایج حاصل تا چه حد مشابه، دقیق، پیش بینی پذیر و قابل اعتماد است (هومن،1384).

روایی[20] : مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری به واقع بتواند خصیصه مورد نظر را اندازه بگیرد نه خصیصه دیگری را. روایی یعنی مناسب بودن، با معنا بودن و مفید بودن استنباط های خاصی است که از روی نمره های تست عمل می آید (هومن،1384).

تحلیل عاملی[21] : تحلیل عاملی اصطلاحی است که برای رواسازی و توسعه ابزارهای روان­سنجی، تحلیل داده ها به منظور کشف سازه های جدید و کمک به تدوین تئوری تحلیل محتوا و مواد محاسبه، سبک های مدیریتی، علائق شغلی و . . . بکار می رود (هومن،1384). استخراج تعداد محدودی عوامل از میان تعداد زیادی متغیرهای همپوش به صورتیکه بین متغیرها مشترک باشد، به جای تعدادی از متغیرها قرار می گیرد این عوامل با یکدیگر همبستگی و تداخل نداشته باشد و سازه ای روشن و با معنا بیان کنند (ثرندایک، ترجمه هومن، 1375).

بار عاملی[22] : همبستگی یک متغیر با یک عامل را بار عاملی می گویند که مقدار آن از 1- تا1+ تغییر می کند (کلاین، ترجمه مینایی، 1380).

عامل[23] : رویس معتقد است عامل، سازهای است که عملا از روی بارهای عاملی اش تعریف می شود. اساسا عامل، بعد یا سازه ای است که روابط مجموعه ای از متغیرها را به صورت خلاصه مطرح می کند (کلاین، ترجمه مینایی، 1380).

واریانس مشترک[24] : نسبت واریانس مشترک هر متغیر و عامل ها را واریانس مشترک می نامند که مقدار آن بین 0 و 1 تغییر می کند (سرمد و همکاران،1387).

واریانس خطا [25] : نوعی واریانس که تقریبا در همه پژوهش ها وجود دارد و بیانگر نوسان، تغییر یا پراش اندازه ها به سبب تاثیر عوامل تصادفی است (هومن،1384).

چرخش عامل ها : چرخش عامل ها واریانس بین عوامل و در نتیجه اعتبار را تغییر می دهد (ثرندایک، ترجمه هومن، 1375). چرخش محور ها، ساختار عامل ها را ساده می کند و چرخش عامل ها، ماتریس اولیه را به ماتریس دیگری انتقال می دهد و از طریق پراکنده کردن واریانس در همه عامل ها، تا حدی یکنواخت تر ساختار عاملی را روشن می کند و بطور کلی به یک راه حل تغییر پذیری به احتمال زیاد به سایر نمونه های همان جامعه قابل تعمیم باشد، می گردد (هومن،1384).

چرخش متعامد[26] : روش متعامد، عامل هایی فراهم می آورد که مستقل از یکدیگر است. اگر عامل ها مستقل از هم باشد، لازم است محورهای عامل ها در جریان چرخش «عمود بر هم» باشد و هر مجموعه به میزان زاویه قائمه چرخش داده شود (هومن،1386).

چرخش متمایل[27] : بعضی اوقات خوشه بندی متغیری نسبت به هم به گونه ای است که محورهای حایل برای نمایش آنها مناسب تر است. به این روش چرخش که محورها نسبت به هم با زاویه ای غیر از قائمه قرار می گیرند، چرخش متمایل گفته می شود. روش های متمایل اجازه می دهد عامل ها بعد از چرخش همبسته باشد (هومن،1386).

چرخش واریماکس[28] : روش واریماکس «عامل ها را تمیز می کند»، یعنی عامل هایی تولید می­کند که با مجموعه کوچکتری از متغیرها دارای همبستگی قوی و با مجموعه دیگری از متغیرها دارای همبستگی ناچیز باشد. این روش ستون های ماتریس عاملی را ساده می سازد، و در آن فرایند ساده سازی معادل با بیشینه ساختن واریانس مجذور بارهای عاملی هر ستون است. در این روش چون تعداد متغیرهایی که بارهای قوی در یک عامل دارد کمینه می گردد، تفسیر عامل ها ساده تر خواهد بود (هومن،1386).

تحلیل مولفه های اصلی[29] (PC) : تحلیل مولفه های اصلی که یکی از مدل تحلیل عاملی اکتشافی است عامل ها واریانس هر متغیر، از جمله واریانس مشترک با سایر متغیرهای مجموعه (که واریاتس ها)، و نیز واریانس اختصاصی را توجیه می کند. تعداد مولفه ها (یا عامل ها) در تحلیل مولفه ای از لحاظ تئوری باید با تعداد متغیرها برابر باشد. زیرا همه واریانس هر متغیر باید توسط عامل ها توجیه شود (هومن،1386).

ساختار عاملی[30] :عبارت است از تعداد عواملی که کل پراکندگی موجود در متغیرهای پرسشنامه را توصیف می کند (هومن، 1386). منظور از بررسی ساختار عاملی این است که پرسشنامه از چه عواملی تشکیل شده است.

ارزش ویژه[31] : مجموع مجذورات بارهای عاملی هر عامل، نسبت واریانس تبیین شده به وسیله آن عامل را منعکس می کند. این مقدار کل واریانس، ارزش ویژه عامل است. هر چقدر ارزش ویژه عامل زیاد باشد آن عامل واریانس بیشتری را تبیین می کند.

نرم[32] : نرم یا هنجار عبارت است از متوسط عملکرد گروه نمونه ای از آزمودنی ها که به روش تصادفی از یک جامعه تعریف شده انتخاب می شود. نرم آزمون های استاندارد شده بر اساس توزیع نمره های خام گروه نمونه ای از آزمودنی ها بدست می آید (شریفی، 1383).

هنجار یابی[33] : به دست آمدن نوعی نرم است که در آن فاصله نمره ها از میانگین بر حسب انحراف استاندارد بیان می شود. در واقع یک نوع واحد استاندارد اندازه گیری است که معنای آن در تست های مختلف اساسا یکسان و ثابت است (هومن، 1384).

ضریب آلفای کرونباخ : روشی برای محاسبه اعتبار تست از طریق یکبار اجرای تست است. این روش به هماهنگی کارکرد آزمودنی از یک سوال به سوال دیگر بستگی دارد (هومن، 1384).

فصل دوم

بررسی پیشینه پژوهش

مقدمه

قبل از این که به بحث در مورد مفهوم هوش معنوی پرداخته شود، لازم است تعاریف برخی از اصلی ترین صاحب نظران این حوزه را در مورد مفهوم هوش معنوی مورد بررسی قرار داد. درتعاریف و الگوهای پیشنهادی هر یک از این صاحب نظران، بر توانایی ها، ظرفیت ها و منابع گوناگونی تاکید شده است.

از نظر امونز (2000) هوش معنوی کاربرد انطباقی اطلاعات معنوی در جهت حل مسئله در زندگی روزانه و فرآیند دستیابی به هدف است. وی به صورت ابتکاری پنج مؤلفه را برای هوش معنوی پیشنهاد کرده است:

1- ظرفیت تعالی[34] (فرا گذاشتن از دنیای جسمانی و مادی و متعالی کردن آن)؛

2- توانایی ورود به حالتهای معنوی از هوشیاری؛

3- توانایی آراستن فعالیتها، حوادث و روابط زندگی روزانه با احساس از تقدس؛

4- توانایی استفاده از منابع معنوی در جهت حل مسائل زندگی؛

5- ظرفیت درگیری در رفتار فضیلت مآبانه[35] (بخشش[36]، سپاسگزاری[37]، فروتنی، احساس شفقت و. . . ).

بر اساس نظر زوهر و مارشال (2000) به واسطه هوش معنوی افراد می توانند به مشکلات خود معنا و ارزش داده و به حل آنها بپردازند. با استفاده از آن می‌توان اعمال و زندگی خود را در بافتی که از لحاظ معنادهی غنی تر و وسیع تراست، قرار داد، و به کمک آن می‌توان سنجید که یک روش و یا یک راه زندگی از دیگر راه ها و روش ها از معنای بیشتری برخوردار است. هوش معنوی پایه و اساس ضروری برای عملکرد هوش منطقی و هوش هیجانی است.

زوهر و مارشال (2000) نشانه های هوش معنوی خوب رشد یافته را به شرح زیر بیان داشته اند:

1- ظرفیت انعطاف پذیر بودن[38]؛

2- درجه بالایی از خودآگاهی[39]؛

3- ظرفیت رویارویی با رنج و استفاده از آن؛

4- ظرفیت رویارویی با درد و متعالی کردن آن؛

5- ویژگی الهام گرفتن از رویا ها و ارزش ها؛

6- عدم تمایل به آزار و اذیت؛

7- گرایش به دیدن پیوندهایی بین چیزهای گوناگون (کل نگر بودن[40]

8- گرایش آشکار به پرسیدن سؤال‌های چرا یا چه و جستجوی پاسخ های اساسی؛

9- مستقل از زمینه فعالیت های بر خلاف عرف.

از نظر بوزن[41](2001) هوش معنوی، عبارت است از آگاهی هر فرد از جهان و تعیین موقعیت خود در آن.

بنا بر تعریف نوبل[42](2001/ 2000) هوش معنوی یک استعداد ذاتی بشری است. وی با توانایی­های اصلی امونز برای هوش معنوی موافق است و دو مؤلفه دیگر نیز به آنها اضافه می‌کند:

1- تشخیص آگاهانه و صورت بندی این موضوع که واقعیت فیزیکی درون واقعیت بزرگتر و چند بعدی قرار دارد و تعامل لحظه به لحظه آن به صورت هوشیارانه و ناهوشیارانه.

2- پیگیری آگاهانه سلامت روان شناختی، نه تنها برای خود، بلکه همچنین برای جامعه جهانی.

از نظر سیسک (2001) هوش معنوی می‌تواند به عنوان یک خودآگاهی عمیق که در آن فرد بیش از پیش از ابعاد خویشتن آگاه می‌شود (نه تنها از بدن بلکه از ذهن بدن و روح) تعریف شود واز نظر وی هوش معنوی از ابعاد زیر ساخته شده است:

1- دانش درونی[43]: هوش معنوی ما را قادر می‌سازد تا دانش درونی را رشد بدهیم، در زبان فلسفه، دانش درونی، آگاهی از جوهر و ماهیت هوشیاری است و فهم اینکه این جوهر درونی، ماهیت همه آفریدگان است. هوش معنوی دستیابی ما را به هوشیاری فزاینده که در آن آگاهی از حس تفاهم و یکی بودن با جهان هستی و همه مخلوقاتش وجود دارد، فراهم می‌کند.

2- شهود عمیق[44]: هوش معنوی ما را با ذهن جهانی یا ذهنی بزرگ و پاسخ به مشکلات که نتیجه شهود عمیق است، پیوند می‌دهد. به واسطه کاربرد هوش معنوی ما می‌توانیم یکپارچه شویم، و می­توانیم انتخاب هایمان را به سمت هوشیاری اصیل یا شهود عمیق سوق دهیم.

3- یکی شدن با طبیعت و جهان[45]: هوش معنوی ما را قادر می‌سازد تا با طبیعت یکی شویم و با فرآیند های زندگی همساز شویم. هوش معنوی ما را ترغیب می‌کند تا تمامیت[46]و احساسی از وحدت و رابطه را جستجو کنیم.

4- حل مسئله[47]: هوش معنوی ما را قادر می‌سازد تا تصویر بزرگتری[48] را ببینیم، اعمال خود را در رابطه با یک زمینه بزرگتر که منجر به معنای زندگی می‌شود، ترکیب کنیم. با هوش معنوی می‌توانیم معنا و ارزش مشکلات را تشخیص دهیم و آن را حل کنیم.

از نظر ولمن (2001) هوش معنوی، عبارت است از ظرفیت انسان برای پرسیدن سؤال‌هایی درباره معنای زندگی و به طور همزمان تجربه پیوند بین هر کدام از ما و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم. در نگاه وی هوش معنوی از هفت عامل تشکیل شده است:

1- مراقبت[49] : توجه به فرآیندهای بدنی از قبیل تغذیه، مراقبه منظم و تمریناتی مثل یوگا و تای چی؛

2- روشن فکری[50] : درگیری ذهنی با خواندن موضوعات معنوی و متون مقدس و بحث درباره آن­ها؛

3- الوهیت[51] : بیانگر احساس پیوند با خداوند، یک قدرت برتر یا یک منبع از نیروی الهی؛

4- معنویت دوره کودکی[52] : بیانگر علایق و فعالیت های معنوی در زمان کودکی، از جمله حضور در مراسم مذهبی و خواندن متون مقدس توسط والدین؛

5- ادراک فراحسی[53] : تجربه حس ششم یا فراطبیعی؛

6- ضربه روانی[54] : آگاهی معنوی از تجربیات دردناک خود یا نزدیکان؛

7- توجه به اجتماع[55] : انجام فعالیتهای معنوی، مثل کمک مالی یا کارهای عام المنفعه؛

واگن[56](2002) هوش معنوی را ظرفیت فهم عمیق سؤالات وجودی[57] و بینش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری تعریف می‌کند. هوش معنوی دربرگیرنده آگاهی از روابط خود با دیگران، زمین و همه موجودات است.

از نظر ناسل (2004) هوش معنوی بیانگر توانایی فرد در استفاده از ظرفیت ها و منابع معنوی جهت شناخت بهتر موضوعات وجودی، معنوی و واقعی و یافتن معنا حل و فصل آن ها است.

ناسل در مقیاس 17 سؤالی خود (که به تفاوت های مفهوم سازی هوش معنوی بین گرایش های مختلف معنوی حساس است) دو عامل آگاهی از یک حضور الهی[58] و پرسشگری وجودی[59] را برای هوش معنوی معرفی کرده است.

بنا بر تعریف امرم (2007)، هوش معنوی، عبارت است از مجموعه ای از توانایی ها بکارگیری منابع، ارزش ها و ویژگی های معنوی در جهت افزایش کنش و بهزیستی زندگی روزانه. در نگاه او، هوش معنوی از هفت بعد زیر تشکیل شده است:

1- هوشیاری: آگاهی خالص و توسعه یافته؛

2- جذبه[60]: زندگی همراه با احساس تقدس و ابراز عشق به زندگی و اعتماد به آن؛

3- معنا[61]: تجربه معنا در فعالیتهای روزمره به واسطه احساس هدف؛

4- تعالی: فرا رفتن از خویشتن خود خواه در یک کل به هم پیوسته؛

5- اعتماد[62]: زندگی با پذیرش باز، کنجکاوی و عشق برای خلق کردن؛

6- تسلیم آشتی جویانه با خویشتن[63] (حقیقت، خدا، وجود مطلق. . . )؛

7- نظارت درونی[64]: آزادی درونی همراه با عمل و پاسخ بخردانه.

کینگ (2007) پژوهشی را در مورد هوش معنوی در دانشگاه ترنت کانادا صورت داده است. از نظر وی هوش معنوی، مشتمل است بر مجموعه ای از ظرفیت های ذهنی و انطباقی که بر جنبه­های غیر مادی و متعالی واقعیت، استوار است. بویژه آن هایی که در ارتباط با ماهیت هستی فرد، معنای شخصی، تعالی و حالت های اوج گرفته هوشیاری هستند. در عمل، این فرآیندها با توجه به توانایی فرد در تسهیل شیوه های منحصر به فرد حل مسئله، استدلال انتزاعی و سازگاری است.

کینگ چهار توانایی یا ظرفیت اصلی را برای هوش معنوی فرض می‌کند:

1- تفکر وجودی انتقادی[65]: ظرفیت تأمل نقادانه ماهیت هستی، واقعیت، جهان، فضا، زمان و دیگر موضوعات وجودی و متافیزیکی؛ همچنین، ظرفیت تأمل در موضوعات غیر وجودی و در ازتباط با هستی فرد (به طور مثال، از یک دیدگاه هستی گرایانه)؛

2- ایجاد معنای شخصی[66]: توانایی استخراج معنا و هدف شخصی از همه تجربه های مادی و روانی از جمله ظرفیت خلق و اختیار یک هدف زندگی؛

3- آگاهی متعالی[67]: ظرفیت تشخیص ابعاد/ الگوهای متعالی خویشتن (مانند خویشتن فرافردی یا متعالی) دیگران و جهان مادی در خلال حالت های طبیعی هوشیاری، همراه با ظرفیت تشخیص روابط آن ها و خویشتن فرد و طبیعت؛

4- گسترش حالت هوشیاری[68]: توانایی ورود به حالت های اوج یافته هوشیاری ( مثل هوشیاری مطلق و نا متناهی، اتحاد و یکی شدن[69]) و دیگر حالت های جذبه[70] به اختیار فرد (به عنوان نمونه، تأمل عمیق[71]، مراقبه، نماز و غیره. . . )؛

آنچه که در وهله اول در بررسی تعاریف ارائه شده از مفهوم هوش معنوی آشکار است، تاکید صاحب نظران این حوزه بر کنش انطباقی هوش معنوی در زندگی روزمره است (امونز،2000؛نوبل،2001؛ناسل،2004؛امرم،2007؛کینگ،2007). بخش زیادی از این کنش سازگارانه در نتیجه پاسخ به سؤالات وجودی و یافتن معنا و هدف در فعالیت ها و رویدادهای زندگی است. در واقع، داشتن معنا و هدف در زندگی وجه اشتراک اکثر این تعاریف است و به نظر می‌رسد اصلی ترین ویژگی هوش معنوی نیز محسوب می شود. همچنین، این ویژگی از هوش معنوی می‌تواند وجه تمایز آن از دیگر هوش های شناخته شده باشد.

یکی دیگر از ویژگی های مشترک اکثر تعاریف ارائه شده از هوش معنوی، آگاهی متعالی است (امونز، 2000؛زوهر و مارشال، 2000؛نوبل، 2001؛واگن، 2002؛امرم، 2007؛ کینگ، 2007). تعالی، ظرفیت فرا رفتن از مرزهای دانش، تجربه و شعور بشری، با یک روش معنوی یا مذهبی* است. آگاهی متعالی ظرفیت تشخیص بعد متعالی خود، دیگران و جهان مادی مد نظر قرار گرفته است (کینگ،2007). تاکید بر بعد متعالی انسان، در روان شناسی فرا فردی[72] (که شاخه ای از روانشناسی انسان گرا[73] است) آشکار است. در این رویکرد، انسان محدود به ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی نیست، بلکه از یک خود برتر و متعالی برخوردار است (وست،1999، ترجمه شهیدی و شیر افکن،1383) .

خودآگاهی نیز یکی دیگر از عواملی است که در تعاریف اکثر صاحب نظران این حوزه به عنوان یکی از ویژگی های اصلی هوش معنوی در نظر گرفته شده است (زوهر و مارشال، 2000؛سیسک، 2000؛بوزن، 2001؛واگن، 2002). خودآگاهی عمیق، شامل آگاهی تدریجی از لایه­ها و ابعاد مختلف خویشتن است. خود شناسی و خودآگاهی شخصی می‌توانند از طریق اندیشه در مورد خود، وارسی کردن اهداف و آرزوها، توجه به پیام ها در رویا ها و نشانه های شهودی و پیدا کردن معنا در تجربه های بیرونی به وجود آید (سیسک، 2000).

تجربه هوشیاری اوج یافته نیز دراکثر تعاریف ارائه شده، به عنوان یکی دیگر از ویژگی های هوش معنوی آمده است (امونز، 2000؛سیسک، 2000؛نوبل، 2001؛ولمن، 2001؛امرم، 2007؛کینگ، 2007). تجربه های معنوی، احساس وحدت، یکی شدن با طبیعت و انسجام می‌توانند از مصادیق این تجربه باشند.


مبانی فلسفی علامه طباطبائی درتفسیر المیزان

فرزانگانی که در زندگی، مشعلی از دانش فرا راه انسان‌ها افروخته‌اند، حق عظیمی بر بشریت و حق سپاس و ستایش و قدردانی بر ما دارند اگر بتوانیم قدرشناس و حق گزار آنان باشیم، گام کوچکی در راه ادای تکلیف انسانی و اسلامی برداشته ایم و با جاودانه ساختن نام و یاد آنان خدمتی به فرهنگ و دانش بشری و احترامی به قله‌های رفیع ایمان و معنویت کرده ایم
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1989 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 165
مبانی فلسفی علامه طباطبائی درتفسیر المیزان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

پیشگفتار....................................... 1

فصل اول: کلیات

1-1 جایگاه علم تفسیر در میان مسلمانان ......... 6

2-1 تعریف تفسیر ............................... 7

3-1 دلیل نیاز به تفسیر ........................ 8

4-1 پیدایش تفسیر .............................. 9

5-1 داناترین صحابه به معانی قرآن .............. 10

6-1 اهل بیت آگاه به معانی قرآن ................ 11

7-1 مفسران صحابی .............................. 13

8-1 عبدالله بن مسعود.............................. 14

9-1 اُبَیْ بن کعب ................................ 15

10- 1عبدالله بن عباس ............................. 15

11-1 ویژگی تفسیر صحابه ........................ 16

12-1 مکتب تفسیری مفسران آگاه .................. 17

13-1 شکل گیری مکاتب تفسیری .................... 18

14-1 تاویل گرایی فصل مشترک همه مکاتب تفسیری ... 20

15-1 مکاتب تفسیری.............................. 22

16-1 مکتب روایی محض ........................... 22

17-1 مکتب کلامی ................................ 24

18-1 مکتب عرفانی .............................. 25

19-1 معروف‌ترین تفاسیر عرفانی .................. 26

20-1 مکتب فلسفی................................ 27

21-1 تفسیر المیزان ............................ 30

22-1 روش تفسیری المیزان ....................... 32

23-1جنبه روایی المیزان ........................ 34

24-1 جنبه عقلی المیزان ........................ 37

25-1 جنبه فلسفی المیزان ....................... 38

فصل دوم: خداشناسی

1-2 خداشناسی .................................. 45

2-2 ضرورت بحث ................................. 46

3-2 برهان صدیقین .............................. 49

4-2 تحقیق ..................................... 52

5-2 صفات الهی ................................. 53

6-2 انقسام صفات ............................... 56

7-2 عینیت صفات با ذات ......................... 57

8-2 تحقیق...................................... 58

9-2 توحید...................................... 58

10-2 تحقیق..................................... 60

11-2 توحید در ربوبیت........................... 60

12-2 توحید در الوهیت........................... 61

13-2 تحقیق..................................... 63

14-2 علم الهی ................................. 63

15-2 چگونگی علم خدا به اعمال انسان ............ 68

16-2 تحقیق..................................... 68

17-2 قضا و قدر ................................ 69

18-2 نظرات مختلف در مورد قضا و قدر ............ 71

19-2 شبهه فخر رازی ............................ 74

20-2 تحقیق..................................... 76

21-2 عدل الهی ................................. 77

22-2 وجود شر در عالم .......................... 78

23-2 تحقیق .................................... 80

24-2 آیا فعل خداوند تابع مصلحت است؟ ........... 81

25-2 تحقیق..................................... 82

26-2 اثر صادر از خداوند واحد و مطلق است. ...... 82

27-2 تحقیق..................................... 84

28-2 تنها خدا در ذات خود استقلال دارد. ......... 84

فصل سوم: نبوت

1-3 نبوت ...................................... 87

2-3 تحقیق...................................... 87

3-3 تفاوت نبی و رسول .......................... 88

4-3 تحقیق...................................... 89

5-3 اثبات نبوت................................. 89

6-3 تقریر برهان اول ........................... 90

7-3 تحقیق ..................................... 90

8-3 تقریر برهان دوم ........................... 92

9-3 تحقیق ..................................... 93

10-3 بررسی یک شبهه و تقریر برهان سوم .......... 93

11-3 تحقیق .................................... 94

12-3 خصایص نبوت ............................... 95

13-3 وحی....................................... 95

14-3 راههای کسب معرفت ......................... 96

15-3 وحی در اصطلاح حکما......................... 97

16-3 انواع وحی ................................ 98

17-3 اعجاز..................................... 99

18-3 تحقیق .................................... 101

19-3 معجزه در قرآن ............................ 102

20-3 تحقیق .................................... 104

21-3 معجزه پیامبر اسلام ........................ 105

22-3 جهات اعجاز قرآن .......................... 106

23-3 تحقیق .................................... 107

24-3 معجزاتی دربارۀ قوم بنی اسرائیل ........... 107

25-3 تحقیق .................................... 109

26-3 عصمت انبیاء............................... 109

27-3 تحقیق..................................... 112

28-3 یک شبهه .................................. 112

29-3 تحقیق .................................... 113

فصل چهارم: معاد

1-4 معاد ...................................... 115

2-4 چگونگی معاد ............................... 116

3-4 تحقیق...................................... 117

4-4 اثبات ضرورت معاد .......................... 118

5-4 برهان عدالت ............................... 118

6-4 تحقیق ..................................... 119

7-4 برهان رحمت ................................ 121

8-4 تحقیق...................................... 122

9-4 برهان غایت................................. 122

10-4 تجسم اعمال................................ 123

11-4 تحقیق..................................... 127

12-4 خلود در عذاب.............................. 127

13-4 دیدگاه علماء.............................. 129

14-4 دیدگاه محدثان............................. 129

15-4 دیدگاه متکلمان............................ 129

16-4 اشکالات خلود............................... 132

17-4 تحقیق .................................... 135

18-4 شفاعت .................................... 135

19-4 مفهوم شفاعت .............................. 136

20-4 اشکالات شفاعت ............................. 136

21-4 پاسخ به اشکالات ........................... 140

22-4 شفاعت کنندگان ............................ 141

23-4 شفاعت به چه چیزهایی تعلق می‌‌گیرد؟.......... 142

24-4 شرایط شفاعت کنندگان ...................... 142

25-4 چه موقع شفاعت گناهان را از بین می برد. ... 142

26-4 شفاعت شامل چه کسانی می‌شود. ............... 143

27-4 تحقیق .................................... 143

فهرست منابع.................................... 145

پیشگفتار

فرزانگانی که در زندگی، مشعلی از دانش فرا راه انسان‌ها افروخته‌اند، حق عظیمی بر بشریت و حق سپاس و ستایش و قدردانی بر ما دارند. اگر بتوانیم قدرشناس و حق گزار آنان باشیم، گام کوچکی در راه ادای تکلیف انسانی و اسلامی برداشته ایم و با جاودانه ساختن نام و یاد آنان خدمتی به فرهنگ و دانش بشری و احترامی به قله‌های رفیع ایمان و معنویت کرده ایم.

تکریم و بزرگ داشت عالمان و به جاودانگی سپردن سیره و فکر و روش آنان راه‌های گوناگون دارد، از بهترین آن‌ها بیان و بررسی روش‌های علمی آنان است.

فیلسوف و مفسر کبیر مرحوم علامه طباطبایی از چهره های برجسته ای بود که روزگار مانند او را کمتر آورده است. او در تفسیر و فلسفه و مباحث اجتماعی درخشید و آثار گران‌بهایی از خود به‌جا گذاشت که حاکی از تفکر عمیق و نورانی و برهان قاطع اوست، علمای بزرگی را تربیت کرد که در طلیعه آن‌ها شهید آیت الله مطهری، شهید آیت الله بهشتی و علمای دیگر قرار دارند که مشعل علم و دانش را روشن نگه داشتند. استاد شهید مرتضی مطهری در توصیف شخصیت علامه طباطبایی می فرماید، او مردی است که صد سال دیگر تازه باید بنشینند و افکار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش او پی ببرند.

آنچه در علامه طباطبایی وجود داشت، جامعیت او در علم، معرفت، ایمان و عمل صالح او بود. علم عمیق برهانی و معرفت دقیق شهودی و عرفانی و نیز اخلاق و شایستگی‌های کرداری و رفتاری او را مستعد و آماده ساخته بود تا از نور قرآنی الهام گیرد و چنین شگفتی‌ای از علم و کمالات را ایجاد کند. مجموعۀ صفات یاد شده که سیرۀ علمی و عملی آن نادرۀ دوران را تشکیل و شخصیت حقیقی و ارکان وجودی او را شکل می‌دهد از او تندیس فرزانگی و مجسمۀ علم و اخلاق ساخت. تراوشات بیانی و نوشتاری علامه طباطبایی نشان دهنده دریای وجودی وی است. او شخصیت جامعی بود که ظرف فلسفه و عرفان و تفسیر را از مظروف دینی پر ساخت و با بال عقل و نقل منتشر کرد.

کتب فلسفی علامه بدایة الحکمه و نهایة الحکمه، ستون‌های استوار مباحث فلسفی است که برای تدریس در حوزه های علمیه به قلم تحریر درآمده است.

همچین رسائل و کتب دیگر ایشان هر یک نشان دهنده توجه بی‌حد این متفکر و اندیشمند ممتاز به مسائل مهم جهان اسلام و علی الخصوص تشیع بوده است، اما شهرت عمده او بیشتر در زمینه تفسیر و فلسفه است. درخشان‌ترین اثر مرحوم علامه تفسیر کبیر المیزان و نام عزیز او با تفسیر جاودانه اش المیزان قرین گشته است. و بسیاری علامه طباطبایی را با عنوان صاحب المیزان می شناسند.

تفسیر ارزشمند المیزان به حق بر تارک تفاسیر شیعه می درخشد. شخصیت ممتاز علمی نویسنده و پاره ای ویژگی‌های منحصر به فرد اثر، اعتباری خاص به این تفسیر بخشیده است. سه ویژگی‌ این اثر شریف قابل توجه است:

نخست، اسلوب تفسیری آن است. المیزان با روش تفسیر قرآن به قرآن، بر آن است که آیات قرآنی را در ارتباط با هم بنگرد و تیرگی ها و ابهامات فهم هر آیه را به مدد وضوح آیات دیگر برطرف کند.

خصوصیت دوم، اشتمال بر مباحث مستقل روایی است. علامه به ذکر روایات مربوط به هر آیه اکتفا نمی‌کند، بلکه روایت را با روایت در می آمیزد و میزان ارتباط مضمون آن‌ها را با ظاهر آیات بررسی می‌کند و صحت و سقم آن را از هم باز می شناسد. افزون بر این، در موارد فراوانی با بیانی لطیف و دقیق میان مضامین به ظاهر مختلف آن‌ها الفت و وفاق ایجاد می‌کند.

ویژگی سوم المیزان آن است که تنها به برکشیدن نقاب از چهرۀ معانی آیات اکتفا نمی‌کند و در کنار برطرف کردنی ابهامات و معضلات تفسیری و ایضاح معانی آیات قرآنی به پاسخگویی مسائل اعتقادی و فقهی و فلسفی و اجتماعی همت می‌گمارد. مرحوم علامه در المیزان چه در ضمن بررسی آیات و چه در قالب مباحث مستقل فلسفی به تحلیل عقلانی و برهانی آیات و پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه پرداخته است. در این مقاله درصدد بررسی تلاش حضرت علامه هستیم.

شاید در برخورد ابتدایی با المیزان و مجموعه‌ای از مباحث فلسفی آن که به مناسبت‌های مختلف و تحت عناوین متعدد در ذیل برخی آیات شریفه قرآن مطرح شده است، به ذهن متبادر شود که علامه آیات شریفه را به تاویل برده و از آن‌ها تفسیری فلسفی ارائه کرده است، اما این که این قضاوت تا چه اندازه مطابق با واقع است، از سوالاتی است که این مجموعه تحقیقی می‌خواهد به آن پاسخ دهد.

روش تفسیری علامه طباطبایی آنچنان که خود ایشان فرموده‌اند، تفسیر قرآن به قرآن است که شیوۀ ائمه طاهرین علیه السلام است. علامه روش‌های تفسیری مختلف را شایسته نمی‌داند چرا که نتیجه بحث‌های علمی، فلسفی و غیر از آن را از خارج می‌گیرندو بر مضمون آیات تحمیل می‌کنند و لذا سر از تطبیق بیرون می آورد. در این شیوۀ بحث بسیاری از حقایق قرآن که خود هدی للعالمین است (تبیان کل شی) باید از جای دیگری روشنی بگیرد. و وسیله هدایتی از خارج بخواهد.

از نظر علامه، مورد پسند قرآن نیست که یک مسئله را به طور مستقل طرح کنیم، مورد بحث علمی یا فلسفی قرار دهیم، نتیجه آن را به منزله یک حقیقت مسلم بپذیریم و آیات را بر آن حمل کنیم. آوردن بحث‌های جداگانه در جای مناسب و به طور مستقل شیوه ای است که بر زیبایی و اتقان تفسیر ایشان افزوده است و شائبه تحمیل و تطبیق در آن نیست. این واقعیت نیز غیر قابل انکار است که انسانی که عمری را در مباحث عقلی و نظری سپری کرده و ذهن و نظام فکری او به مثابه یک ذهن فلسفی شکل گرفته است، به طور طبیعی در اظهار نظر و تفسیر متن دینی نیز ذهن فلسفی او بی تاثیر نخواهد بود، به ویژه این که علامه خود یک فیلسوف صاحب نظر و از پیروان حکمت متعالیه است.

فیلسوف به دنبال برهان است و مشارکت حد و برهان، مقتضی کشف حقیقت شی و شناخت ذات آن است. بنابراین، در فلسفه تقریر و تفصیل حقیقت شی و بیان کیفیت و مختصات آن مقدم بر اثبات گرایی است فیلسوف به صورتی روشمند و عقلانی به دنبال کشف و درک کنه و ماهیات اشیاء است.

فیلسوف برای توضیح مطالب، روش ارائه برهان را انتخاب می‌کند که به اعتقاد نگارنده وجه تمایز فلسفه از علوم دیگر است. نگارنده با این دید به بررسی تفسیر المیزان می‌پردازد و به جمع آوری موضوعی سه مبحث دینی خداشناسی، نبوت و معاد از تفسیر المیزان اقدام می‌کند. علامه مباحث فلسفی دیگری نیز در المیزان آورده اند که به دلیل گسترده شدن بحث به این سه موضوع بسنده شد.

مشکلات بحث موضوعی و فلسفی در المیزان، گستردگی تفسیر و پراکندگی بحث‌ها در لابلای تفسیر آیات مختلف و همچنین پرهیز علامه از آوردن فلسفه به شکل بارز در تفسیر خود است. با این حال سعی کرده‌ام ضمن تحلیل بحث‌های فلسفی مربوط به هر موضوع که به صورت جداگانه در المیزان آمده است، نظرات علامه را در تفسیر آیات نیز بیابم و موضوعات مورد بحث را در حد توان وسع ناچیز خودبه صورت کامل ارائه ‌کنم. در مورد بعضی از موضوعات نیز علامه به طور جداگانه به بحث فلسفی نپرداخته بودند که با گردآوری تفاسیر مربوطه ومشخص کردن مباحثی که در آن‌ها حضرت استاد با ارائه برهان به توضیح آیات پرداخته‌اند، نظرات فلسفی ایشان را مشخص کردم.

در پایان هر قسمت نیز تلاش شده است، مبانی فلسفی علامه را در آن موضوع تبیین و گاه بعضی نظرات ایشان را نقد کنم.

فصـل اول:

کلیــات


1-1 جایگاه علم تفسیر در میان مسلمانان

قرآن به منزله اصیل ترین منبع معارف ناب اسلامی و حقایق قدسی که ره آورد 23 سال ارتباط آسمانی ترین انسان با حقیقت مقدس ربوبی است. مهم‌ترین و قدیمی ترین کتاب مسلمان‌ها و بر مبنای تحقیق محققین اسلامی و اعتراف مستشرقین غربی، تنها کتابی است که بیشترین تالیف و تحقیق درباره آن نگاشته شده است.

کتب تفسیری عظیم ترین و با ارزش‌ترین بخش این مجموعۀ نفیس دینی و اسلامی به شمار می رود و علم تفسیر یکی از شریف‌ترین شاخه های علوم اسلامی محسوب می‌شود که رسالت تبیین و توضیح کلام الهی و کشف و فاش ساختن اسرار وحی را در حد توان بشری بر عهده دارد.

بررسی تاریخی آثار بر جای مانده از علما و دانشمندان اسلامی اعم از شیعه و سنی نشان می دهد که علم تفسیر از همان سده های نخست ظهور اسلام و نزول آیات الهی از علوم مورد اهتمام مسلمانان بوده است رافعی - از دانشمندان بزرگ اهل سنت- ادعا می‌کند از ابتدای تاریخ در همۀ تاریخ عالم کتابی نبوده است که به اندازه قرآن بر آن شرح و تفسیر نگاشته یا درباره اش تالیف و تصنیف شده باشد. (مصطفی صادق رافعی، اعجازالقرآن، چاپ دوم بنیاد قرآن ص 107) هم او در کتاب اعجاز القرآن می نویسد «صاحب کشف الظنون تفاسیر زیادی برای قرآن نقل و نام آن‌ها را برده است که بالغ بر سیصد و کسری است. چنانچه می‌گوید تمام تفاسیر را احصاء نکرده و هر کدام از این تفاسیر در مجلدات زیادی آمده است که بعضی تا صد یا متجاوز از آن بوده و در بعضی از کتب تراجم است که «ابوبکر ادفوی» که به سال 387 وفات کرده و در علم قرائت و ادبیات و بسیاری از علوم دیگر پیشوا و منفرد بوده است، کتابی در صد مجلد در تفسیر قرآن به نام «الاستغناء» تالیف کرده است که از نظر «ارنست رینان» در یکی از کتابخانه های اندلس که سوخته است تفسیری در سیصد جلد وجود داشته است» (همان). استاد محمد تقی شریعتی در تفسیر نوین خویش می‌آورد شعرانی در کتاب «المنن» تفسیری را در یک هزار جلد نام برده است. (شریعتی، تفسیر نوین مقدمه ص 61) در این زمینه می‌توان از تفاسیری نام برد که جسته و گریخته از نبی مکرم اسلام (ص) به منزله مفسر حقیقی قرآن و پس از آن وجود مقدس، از امامان معصوم شیعه به منزله حجج الهی و امناء رسول به دست ما رسیده است.

2-1 تعریف تفسیر

معنی لغوی تفسیر از واژه فَسَرَ به معنای روشن کردن و آشکار ساختن، مشخص است. راغب اصفهانی می گوید: «فَسر و سَفر همان گونه که از نظر لفظی قریب هم اند، از لحاظ معنایی نیز به یکدیگر نزدیکند؛ با این تفاوت که فَسر برای اظهار معنای معقول و مفاهیم غیر محسوس و سَفر برای نمودار ساختن اشیای خارجی و محسوس به منظور دیدن است، مثلاً می گوید اَسفَرَ الصبح: سپیده صبح پدیدار گشت» (راغب اصفهانی، مقدمه تفسیر ص 47 )

تفسیر در اصطلاح مفسران عبارت است از زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای مورد نظر، نارسا و دچار اشکال است. مادۀ فَسَرَ را به باب تفعیل برده اند تا بیان کننده مبالغه در دستیابی به معنا باشد. همان گونه که مادۀ «کشف» را به همین منظور به باب افتعال می برند و «کَشَفَ و اکتشف» هر دو به یک معناست، جز این که دومی برای افاده مبالغه در کشف به کار برده می‌شود، زیرا قانونی کلی داریم که «زیاده المبانی تدل علی زیاده المعانی» یعنی هر چه تعداد حروف یک کلمه بیشتر باشد به همان نسبت معانی بیشتری را افاده خواهد کرد. از این رو تفسیر تنها کنار زدن نقاب از چهرۀ لفظ مشکل و نارسا نیست، بلکه عبارت است از زدودن ابهام موجود در دلالت کلام. بنابراین، تفسیر هنگامی رخ می‌دهد که گونه ای ابهام در لفظ وجود دارد که موجب ابهام در معنا و دلالت کلام می‌شود و برای زدودن ابهام و نارسایی، کوشش فراوانی می طلبد. این نکته مرز بین تفسیر و ترجمه است؛ ترجمه در جایی است که معنای لغوی لفظ را نمی‌دانیم که با مراجعه به فرهنگ‌ها مشکل حل می‌شود و تلاش و زحمت چندانی هم لازم ندارد. بر خلاف تفسیر که در آن در عین روشنی معنای لغت، هم چنان هاله ای از ابهام بر چهرۀ آن نشسته است.

3-1دلیل نیاز به تفسیر

با آن که می دانیم خدای سبحان قرآن را به گونه ای نازل کرد که نور[1]، هدایت[2]، برای مردم بصیرت[3] و بیان کننده همه چیز[4] است، چرا به تفسیر قران نیاز داریم؟

اساساً قرآن برای آن نازل شد که تا خود بهترین تفسیر برای خویش باشد[5]. با وجود این آیا نیازی به تفسیر احساس می‌شود؟ پاسخ این سئوال مثبت است. خداوند قرآن را طوری نازل کرده است که خود به خود و ذاتاً بیانی روشن[6] برای تمامی انسان‌ها و تفصیل و تبیینی برای همه چیز است گاهی ابهامی پیش می‌آید که امری عارضی و خارج از ذات قرآن و بعضاً ناشی از خصوصیت سبک بیانی آن است، قرآن برای عرضه قوانین کلی و اولیه نازل شده است، از این رو به اختصار سخن گفته است (که این خود موجب ابهام می‌شود) و تفصیل جزئیات مطالب را به بیان پیامبر اکرم (ص) واگذار می‌کند.

از سوی دیگر، قرآن کریم مشتمل بر معانی دقیق و مفاهیم ظریف و تعالیم و حکمت‌های والا دربارة حقیقت خلقت و اسرار هستی است که تودة مردم در عصر رسالت از درک آن ناتوان بودند و پیامبر (ص) و پس از آن حضرت، ائمه و صحابه باید به تبیین و شرح جزئیات آن می‌پرداختند.

4-1پیدایش تفسیر

قرآن کریم یگانه منبع سرشار معارف عالیة اسلام و مبانی احکام شریعت است و هر که بخواهد بر تعلیم حکیمانة اسلام دست یابد، باید ریشه آن را در قرآن ردیابی کند. مسلمانان درصدر اسلام خواسته های خود را در قرآن جستجو و پاسخ خود رابه روشنی دریافت می‌کردند، زیرا قرآن به زبان آنان نازل شده بود و با روش ها و شیوه های کلامی خودشان با آنان گفتگو می‌کرد. از این جهت بر آنان سهل و آسان بود تا مطالب خود را بدون دشواری از قرآن دریافت دارند و گاه اگر با ابهامی در بیان قرآنی روبرو می‌شدند، حل مشکل نیز برایشان آسان بود و با مراجعة مستقیم به پیامبر اکرم (ص) هرگونه ابهام یا اشکالی را برطرف می‌کردند.

علاوه بر این پیامبر به طور مداوم قرآن را آیه به آیه بر صحابه تلاوت و مواضع ابهام آن را نیز برطرف می‌کردند و راه استنباط و بهره ور شدن از مفاهیم عالیه قرآن را به آنان می‌آموختند.

ابو عبدالرحمان سلمی – دست پروردة عبدالله بن مسعود – می گوید «اساتید قرائت ما (صحابه کبار) چنین گزارش دادند که از پیامبر درخواست می‌کردند تا قرآن را برایشان تلاوت فرماید و هرگاه ده آیه را می آموختند، از آن‌ها نمی گذشتند مگر آن که نحوة عمل آن‌ها را نیز از وی می آموختند». ازا ین رو تلاوت قرآن را همزمان باتفسیر و نحوة عمل به آن می آموختند. (طبری، جامع البیان، ج 1، ص 27)

با این حال جای شگفتی است که تفاسیر ماثور از پیامبر اندک باشد، ولی این تعجب بی مورد است، زیرا در آن زمان ابزار فهم قرآن فراوان و تمامی آیات مربوط به احکام، تفسیر مبهمات و تفصیل مجملات قرآن بوده و موارد سوال و جواب دربارة‌ تفسیر قرآن که با نص صریح به ما رسیده است، اندک است، زیرا نیاز به بیشتر از آن احساس نمی‌شده است، ولی همین تفاسیر اندک نبوی، در واقع زیاد بوده است، ولی کمتر نقل شده است. بنابراین، آنچه اندک است، نقل تفسیر است نه اصل و مصدر اصیل آن.

5-1داناترین صحابه به معانی قرآن

ذهبی می گوید «علی اقیانوسی از دانش و شخصیتی توانمند در مقام استدلال بود، دارای ذوق سرشار در مقام استنباط بود و بهرة بالایی در فصاحت خطابه و شعر و عقلی رشید و بصیرتی نافذ داشت. در موارد فراوان، صحابه برای فهم مبهمات امور و روشن شدن مشکلات بدو پناه می بردند». (بلاذری، انساب الاشراف، ص 100 شماره 29).

حاکم نیشابوری از پیامبر (ص) نقل می‌کند که فرمود «قرآن با علی و علی با قرآن است و این دو، تا هنگام رستاخیز و حضور نزد من از یکدیگر جدایی ناپذیرند». (المستدرک، حاکم، ج 3، ص 127-124) امیر مومنان می فرماید «دربارة کتاب خدا از من بپرسید، زیرا آیه ای وجود ندارد، مگر این که من می دانم در شب نازل شده یا در روز و در دشت فرو فرستاده شده یا در کوهسار».

به وی گفتند:‌چرا تو از دیگر یاران پیامبر بیشتر حدیث می دانی؟ فرمود: «زیرا هرگاه از او می پرسیدم مرا آگاه می ساخت و اگر سکوت می‌کردم خود با من آغاز سخن می‌کرد» (بلاذری، انساب الاشراف، ص 99).

در کتاب کافی از آن حضرت نقل شده است: «آیه ای از قرآن بر پیامبر نازل نشده مگر این که قرائت آن را به من آموخته است و ایشان املا فرموده‌اند و من به خط خود نوشته ام، تاویل و تفسیر آیه ها، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آن‌ها را به من آموخته است...» (کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 64)

از آن حضرت کتابی به منزله تفسیر ذکر نشده است، ولی این مطلب مورد اتفاق است که آن حضرت مصحفی داشته اند (کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 604). برخی روایات دلالت دارد که مصحف وی مشتمل بر تنزل و تاویل قرآن بوده است و جمعی از دانشمندان نیز یکی از فرق‌های مصحف آن حضرت را با قرآن موجود مکتوب بودن تفسیر و تاویل آیات در آن مصحف دانسته‌اند.

روشن است همة آنچه حضرت علی (ع) در تفسیر و تاویل قرآن کریم بیان فرموده‌اند به ما نرسیده است، زیرا همان موانعی که برای رسیدن همة تفسیر رسول خدا (ص) به ما وجود داشته است، برای رسیدن تفسیر حضرت علی (ع) نیز وجود داشته است.

6-1 اهل بیت آگاه به همة معانی قرآن

واژه اهل در لغت به شایسته، سزاوار ومستوجب معنی شده است، و در عرف نیز همین معنی را دارد. کلمه اهل بیت را جمعی به ساکنان خانه معنی کرده اند. راغب نیز از کاربرد مجازی اهل بیت در مورد کسانی سخن گفته است که با فرد پیوند نسبی دارند (راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ قرآن، ص 25) در عرف هم اهل بیت شخصی خانوادة فرد محسوب می‌شوند که همان زن و فرزندان اوست و گاهی به معنای خاندان و خویشاوندان او نیز به کار می رود. در مورد پیامبر (ص) چون بیت آن حضرت محل نزول وحی و بیت نبوت نیز بوده است کلمه اهل بیت دوکاربرد دارد گاهی از آن، محل سکونت آن حضرت اراده می‌شود - ویژگی محل نزول وحی بودن آن لحاظ نمی‌شود- و به معنای خانواده حضرت است و این که بعضی اهل بیت پیامبر (ص) را همسران و دختران و داماد او علی (ع) دانسته‌اند (المحکم و المحیط الاعظم، ج 4، ص 256) طبق این کاربرد است. گاهی نیز اهل بیت پیامبر (ص) با لحاظ ویژگی محل نزول وحی و خانة نبوت بودن بیت آن حضرت به کار می رود. دراین صورت منظور افرادی است که از نظر علمی و عملی و صفات انسانی شایستة بیت آن حضرت باشند.

شاهد این کاربرد روایات فراوانی است که خبر می دهد نبی اکرم (ص) بارها علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم را فراخواندند، پوششی بر آن‌ها افکندند و فرمودند: «اینان اهل بیت من اند» (سنن ترمذی، ج 5، ص 656) در مواردی برخی از همسران آن حضرت (در مورد ام سلمه) که حاضر بوده اند گفته اند: ای رسول خدا ما از اهل بیت تو نیستم؟ حضرت با تعابیر مختلف پاسخ منفی داده است (مسند احمد، ط جدید، ج 10، ص 228 حدیث 2680).

روشن است که حضرت در مقام معرفی افراد اهل بیت خود در کاربرد دوم است، یعنی می‌خواست افرادی را از خویشان خود به امت بشناساند را که از نظر علمی و عملی شایسته بیت نبوت‌اند. همچنین نبی اکرم (ص) در حدیث ثقلین اهل بیت را هم سنگ قرآن قرار و عنوان ثقلین را به آن‌ها می‌دهد که بر عظمت و ارج فوق العاده آن‌ها دلالت دارد که در مورد قرآن و آنان به کار برده شده و تمسک به قرآن و آنان را شرط گمراه نشدن دانسته و از پیوستگی دایم آنان با قرآن خبر داده است. روشن است که اهل بیت در این حدیث معنای دوم را دارد. بدیهی است شناخت دقیق چنین افرادی جز از طریق معرفی خود نبی اکرم (ص) شدنی نیست. از این رو در برخی روایات آمده است، وقتی رسول خدا (ص) حدیث ثقلین را ذکر فرمودند، جابربن عبدالله انصاری پرسید: ای رسول خدا، عترت شما چه کسانی هستند؟ فرمود: «علی و حسن و حسین و امامانی که از فرزندان حسین اند، تا روز قیامت» (صدوق، معانی الاخبار، ص 91)

از برخی روایات معلوم می‌شود که بعد از پیامبر اکرم (ص)، مفسران آگاه به همه معانی و معارف قرآن منحصر به امیر مومنان و یازده امام پس از ایشان است، مانند روایتی که کلینی در کافی آورده است. از امام باقر (ع) می‌فرماید: «هیچ کس غیر از اوصیاء نمی‌تواند ادعا کند که همة قرآن، ظاهر و باطن آن در نزد اوست» (کلینی، اصول کافی، ج 1، حدیث 2، ص 286)

«تردیدی نیست که غیر از رسول خدا‌(ص) و امیر مومنان (ع)، یازده امام بعد از ایشان نیز به همة معارف قرآن آگاه بوده و توان تفسیر همة معانی آیات کریمه را داشته و هر سوال تفسیری را پاسخ گو بوده اند. در هیچ خبری یا روایتی دیده نشده است که معنای آیه ای از قرآن را از آنان بپرسند و آنان از پاسخگویی ناتوان مانده باشد. این مطلب با توجه به ادله علم امام، قطعی و تردید ناپذیر است». (کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 284، کتاب الحجه ) برخی از روایت‌ها دلالت دارد که همة تنزل و تاویل قرآن و علوم و معارفی که حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) دریافت کرده‌اند، به یازده امام بعد از ایشان یکی پس از دیگری، منتقل شده و همة آن علوم در اختیار آنان قرار گرفته است. این که هر امامی، همة قرآن را برای مردم عصر خود تفسیر کرده باشد، به این بستگی دارد که مردم عصرشان آنان را شناخته باشند، زیرا وقتی به موقعیت علمی آنان آگاه نباشند و آنان را در حد افراد معمولی بدانند، طبیعی است که برای فهم قرآن و تفسیر آن به نزدشان نمی‌آیند. همین‌طور، این امر به علاقه، استعداد و صلاحیت مردم آن عصر منوط است.

هر یک از امامان زندگانی خود به اندازه ای که زمینه فراهم بوده است، برای افراد علاقه مند، در حدی که استعداد و شایستگی داشته اند، آیات را تفسیر و معارف واقعی قرآن را تبیین می‌کرده‌اند.

همان‌ گونه که از رسول خدا (ص) و امیر مومنان علی (ع) کتابی در تفسیر به ما نرسیده و بهرة ما از تفسیر آنان منحصر به روایاتی است که در کتب روایی و تفسیری به طور پراکنده نقل یا در کتب روایی جمع آوری شده است، از یازده امام پس از ایشان هم کتاب تفسیری در دست نیست و جز مصحف امیر المومنین (ع) تفسیر مکتوبی برای آنان ذکر نشده است. البته کتابی در تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) هست که چاپ شده و موجود است. ابن ندیم نیز کتابی را با عنوان کتاب الباقر (ع) در شمار کتاب‌های تفسیری ذکر کرده است که دربارة این دو کتاب بحث و اختلاف وجود دارد.

7-1 مفسران صحابی

سیوطی می‌گوید: ده نفر از صحابه به تفسیر مشهورند، ولی دلیل و شاهدی را بر مفسر بودن آنان ذکر نمی‌کند. تنها دربارة چهار نفر از آنان علی (ع)، ابن عباس، ابن مسعود، و ابی بن کعب توضیح می‌دهد و روایاتی را در بیان علم آنان به معانی قرآن و مفسر بودن آنان نقل می‌کند (سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص 1227-1233).

8-1 عبدالله بن مسعود

او از نخستین ایمان آورندگان و اولین کسی بود که پس از پیامبر (ص) آشکارا و با صدای بلند در مکه قرآن را تلاوت می‌کرد و آن را به گوش قریش می رسانید که در این راه آزار شکنجه های فراوان دید. در اکثر کارها به پیامبر خدمت می‌کرد. وی آب وضو و مسواک و کفش‌های پیامبر را نگه می داشت و هرگاه بلند می‌شد کفش‌های پیامبر را به وی می پوشاند و هرگاه می‌نشست آن‌ها را از پای پیامبر در می‌آورد و با خود بر می داشت. به هنگام راه رفتن، پیشاپیش حضرت راه می افتاد. به هنگام حمام گرفتن پیامبر را می‌پوشانید. هرگاه می خوابید بیدارش می‌کرد و بدون هیج مانعی وارد خانة پیامبر می‌شد، به گونه ای که گمان می رفت وی از اهل بیت پیامبر (ص) است و از همه مردم بر حفظ قرآن بیشتر مواظبت می کرد. ابن مسعود بر فراگیری دانش خصوصاً معانی قرآن بسیار همت می گماشت. او می گوید: «هر کدام ازما اصحاب که ده آیه از قرآن را می آموختیم، از آن نمی گذشتیم مگر این که مفاهیم آن‌ها و نحوة عمل کردن بدان مفاهیم را نیز بیاموزیم».

وی همچنین علاقه زیادی به گسترش دانش در میان مردم داشت. مسرق بن اجدع می گوید: عبدالله بن مسعود سوره ای بر ما تلاوت می‌کرد و دربارة آن سخن می‌گفت و در تمامی طول روز برایمان تفسیر می‌کرد». (حلیه الاولیاء ج 1، ص 124). همة اصحاب پیامبر (ص) به فضل و دانش او نسبت به کتاب و سنت اذعان دارند.

ابن مسعود بعد از پیامبر تنها نزد علی (ع) دانش اندوخت و از جلمه کسانی بود که پیوند خود را با اهل بیت محکم ساخته بود و از روش راستین آنان تا واپسین لحظات دوران زندگی دست بر نداشت. او درجهان تفسیر، جایگاهی برجسته دارد. از او در تفسیر مطالب فراوان بر جای مانده است و سندهای منتهی به وی متقن و خلل ناپذیر است.

9-1 ابی بن کعب

دیگر مفسر برجسته در میان صحابه، ابی بن کعب انصاری خزرجی است که هنگام ورود پیامبر به مدینه منوره نخستین کاتب پیامبر و در میان مسلمانان به دو لقب مشهور بود. 1- سید السلمین 2- سید القراء.

وی درزمان خلافت عثمان ریاست گروهی به عهده گرفت. را که مامور بودند قرآن های مختلف را یکسان کنند از او در زمینه تفسیر، روایات فراوانی در دست است که بیشتر آن‌ها سندهای معتبر دارد. جلال الدین سیوطی می گوید: از ابی بن کعب مجموعة عظیمی از تفسیر باقی مانده است که ابوجعفر رازی از ربیع بن انس و او از ابوالعالیه از ابی بن کعب نقل کرده و اسناد آن هم صحیح است (سیوطی، الاتقان، ج 4، ص 210-209)

10-1 عبدالله بن عباس

ابن عباس از چهره های فروزان جهان علم و دانش به شمار می رفت. به ویژه مهارت وی در تفسیر و تاویل قرآن، ‌شهرة آفاق بود تا جایی که او را ترجمان القران می‌گفتند وی آنچه را به تفسیر و تاویل قرآن مرتبط بود، می‌دانست. او تربیت یافته مکتب مولی امیر مومنان (ع) است و در رتبة علمی به جایی رسید که امیر مومنان دربارة او گفت «گویا از پس پردة رقیق (نازک) به حقایق غیبی می نگرد». جای شگفتی نیست، نتیجه تاثیر دعای پیامبر اکرم است که دربارة او چنین دعایی کرد «خداوندا او را تفقه در دین و تاویل قرآن ارزانی دار»(الاصابه، ج 2، ص 334-330) پیامبر (ص) همچنین درباره او می گوید: «هر میدانی را سواره ای است و سوارة میدان تفسیر ابن عباس است» (مجلسی، بحار الانوار، ج 22، ص 343)

او در دامن پیامبر بزرگ شد و پس از وفات رسول خدا (ص) ملازم و همراه همیشگی خاندان نبوت بود امام علی (ع) او را پروراند و نیکو تربیت کرد. از او با سندی صحیح روایت شده است: «آنچه از دست مایة تفسیری اندوخته ام از معدن فیض علی (ع) بوده است.

وی به درخانة هر یک از اصحاب می‌رفت که گمان می رفت نزد او دانشی باشد و در تحصیل علم از هیچ کوششی هر چند مشقت بار فروگذار نکرد.

وی به جهت فراوانی دانش به لقب (حبر الامه) و (بحر) نامیده می‌شد. در دهة اول وفات پیامبر گرامی اسلام ابن عباس کار خود را منحصر به تفسیر قرآن و استنباط معانی آن کرد (زرکشی، البرهان، ج 2، ص 157). در صورتی که دیگر صحابه را اموری دیگر چون گردآوری قرآن و آموزش قرائت آن، آموزش آداب و احکام قضاوت، عهده داری امور سیاسی و... به خود مشغول ساخته بود.

ابن عباس در این میان تمام همت خویش را گرد فهم قرآن، آموزش، استنباط مفاهیم و بیان آن نهاده است و در پی جبران آنچه در زمان حیات پیامبر (ص) به جهت کمی سن و عدم آمادگی از کف داده بود، برآمد.

او دانش تفسیر را نزد امام علی (ع) فرا گرفت، لذا در تفسیر از شیوه ای درست پیروی کرده است. وی انواع مختلف تفسیر را این گونه بیان می‌دارد: «تفسیر چهار گونه است: نخست آن نوع که عرب با بهره گیری از زبان خویش می فهمد. دوم، گونه‌ای که هیچ فردی در ندانستن آن معذور نیست. سوم، آن گونه که تنها دانشمندان می دانند و چهارم آن که کسی جز خداوند از آن آگاهی ندارد. (طبری، جامع البیان، ج 1، ص 26)

11-1 ویژگی تفسیر صحابه

1- سادگی و بی پیرایگی، در حدی که برای حل مشکل یا برطرف ساختن ابهام، با عبارتی کوتاه و بیانی رسا، در غایت ایجاز ارائه می‌شد.

2- سلامت و پیراستگی از جدل و اختلاف. در آن دوران، مبنا و جهت‌گیری و استناد در بین معنای آیه یکی بود.

3- پیراستگی آن از تفسیر به رای.

4- پاک بودن آن از اساطیر و افسانه‌ها که از جملة آن اسرائیلیات (داستان‌های بنی اسرائیلی) است.

5- قاطعیت و خالی بودن از شک و تردید و بر نتافتن تردید ها؛ در آن دوران، مستند تفاسیر واضح و صریح و ابزار روشن کنندة مراد آیه فراوان بود و دلایلی که برای تفسیر آیه اقامه می‌شد به خوبی آشکار بود. (معرفت، تفسیر و مفسرون، ج 1، ص 293)

تفسیر در آغاز کار تنها به صورت شفاهی آموخته می‌شد و در سینه ها می ماند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد. در تمام عهد رسالت و دورة صحابه و عصر تابعان نخستین، وضع تفسیر بر همین منوال بود تا این که در دورة تابعان رفته رفته در دفاتر و لوح‌هایی ثبت و ضبط شد و بدین گونه در نیمه‌های قرن دوم که تدوین حدیث رواج یافت، در کنار آن تدوین تفسیر هم آغاز شد. شاید بتوان گفت: نخستین کسی که تفسیر را در دفتر ها و لوح‌ها نوشت، «مجاهدبن جبر» است. ابن ابی ملیکه می گوید: مجاهد را دیدم که دربارة تفسیر قرآن از ابن عباس می پرسید و همراه خود لوح‌هایی داشت. ابن عباس به او می گفت: بنویس و او می نوشت» (تفسیر طبری ج 1، ص 31 ). او تفسیری ناپیوسته دارد که از سورة بقره تا پایان قرآن را به ترتیب شامل می‌شود.

12-1 مکتب تفسیری مفسران آگاه

دربارة این که قرآن را چگونه باید تفسیر کرد نظریة جامع و صریحی از مفسران آگاه به همة معانی قرآن -رسول خدا (ص) و اهل بیت معصوم آن حضرت - در دست نیست. البته در تفسیر بخشی از آیات قرآن و در بیان اموری مانند نکوهش تفسیر به رای، تفسیر بدون علم، دور بودن تفسیر قرآن از عقول انسان و نکوهش کسانی که بدون صلاحیت لازم به تفسیر قرآن پرداخته‌اند، روایات فراوانی از آن بزرگواران در تفاسیر و کتب روایی، به صورت پراکنده، نقل شده است.

سیره عقلا در محاورات و فهم و تفسیر معانی کلام، بر حسب روش شناسی قرآن این است که معنی و مفهوم هر کلامی را بر اساس مفاهیم عرفی کلمات و ادبیات ویژه آن کلام و باتوجه به همة قراین متصل و منفصل آن‌ها به دست می آورند. در روایات نقل شده از معصومین، نه تنها این روش که در همة زمان ها و در عصر آن بزرگواران معمول بوده است، رد نشده است، بلکه زوایایی از آن تایید شده و این کاشف از قبول این روش نزد آنان است. بر این اساس می‌توان گفت، مکتب تفسیری و نظریه آنان دربارة تفسیر قرآن، این است که قرآن را باید به روش عقلایی و عرفی تفسیر کرد.

13-1 شکل گیری مکاتب تفسیری

تفسیر در گذر مراحل پیشرفت و با گذشت زمان، الوان و اشکال مختلفی پیدا کرد. انواع و اشکال تفسیر همچنان ادامه داشته و دارد و در هر عصری وجود آن‌ها تداوم یافته است. بنابراین، می‌توان گفت مفسران تفاسیر گوناگون و متنوعی را دارند و بر اساس مهارت‌هایشان در زمینه های علوم و فنون و متناسب با تخصصشان در معارف گوناگون، هر روز تفاسیری تازه می‌نویسند. بررسی تفاسیر موجود گویای این واقعیت است که مفسرین از روش واحدی در تفسیر قرآن پیروی نکرده‌اند، بلکه هر یک از زاویه ای خاص به قرآن نگریسته و هر کدام روش و متد ویژه ای را در تفسیر کلام حق برگزیده‌اند که البته عوامل گوناگون در پیدایش تنوع مشرب های تفسیری دخالت داشته اند. به نظر می رسد، مهم‌ترین خواستگاه تنوع مشرب ها و کتب های تفسیری، موضوع کار مفسیرین یعنی قران است. ساختار منحصر به فرد این کتاب آسمانی به گونه‌ای است که تمام گروه ها و نحله، با همة تفاوت‌هایی که دارند، رابطه ای عمیق و ویژه بین خود و قرآن احساس می‌کنند. عمق این رابطه گاهی به حدی است که هر یک می پندارند، که قرآن فقط با زبان آنان سخن گفته است.

آنچه مفسران را هر چه بیشتر ترغیب و تشویق می‌کرد، تا با فضای حاکم بر فکر و اندیشه و ابزار عملی مخصوص به خود، به تفسیر قرآن روی آورند و بی هیچ هراسی، قرآن را به گونه‌ای تاویل یا تفسیر کنند که می‌فهمند، مجموعه ای از روایات است که از اهل بیت اطهار به دست ما رسیده و بیان کننده، تاویل پذیر بودن آیات و لایه مند بودن قرآن است.

امام صادق (ع) از پیامبر گرامی اسلام از طریق پدرانش نقل می‌کند که پیامبر دربارة قرآن فرمودند: «قرآن ظاهری دارد و باطنی، ظاهرش حکم و باطنش علم است. ظاهرش زیبا و باطنش عمیق است». علامه مجلسی در بحار الانوار روایتی به این مضمون می‌آورد: «قرآن چهار مرحله دارد: عبارت، اشارت، لطایف و حقایق. عبارت برای عوام است؛ اشارت قرآن برای خواص است، لطایف برای اولیاء است و حقایق قرآن در خور شان انبیاء (مجلسی، بحار الانوار، ج 89، ص 20)

با چنین ترسیمی از قرآن هر مفسر صاحب اندیشه ای این حق را برای خود محفوظ می‌دارد که به میزان بضاعت علمی و با ابزار مخصوص، خود را به این دریای بی منتها و سرچشمه جوشان و پایان ناپذیر برساند؛ به تعبیر امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه: «خداوند قرآن را برای رفع تشنگی علماء و دانشمندان گوارا ساخت و برای دل‌های فقهاء بهاری سرسبز و باطراوت گردانید و برای عارفان و صالحان راههای استدلال و احتجاج را فراهم آورده است».

از دیگر عوامل پیدایش مکاتب تفسیری، حاکمیت فضای خاص اجتماعی و سیاسی در هر عصر و زمان بوده است. چنانچه جدای از عامل مذهب، گرایشات و سلایق خاص فکری که در شکل پذیری برخی از مشارب نظیر دو مشرب تفسیری کلامی و حدیثی به طور عام موثر بوده است. وضعیت خاص سیاسی و اجتماعی هر عصر، بستر تکثیر و پویایی جریاناتی شد که می‌توانستند با فضای خاص پدید آمده سازگاری کامل داشته باشند. کوتاه سخن این که عوامل و مولفه‌های متعدد اجتماعی، مذهبی و فکری نیز جدای از ساختار خاص کتاب الهی و روایات معتبر که باب تاویل را برای مفسرین گشودند، در پیدایش مکاتب تفسیری دخالت مستقیم داشته‌اند.

14-1 تاویل گرایی فصل مشترک همه مکاتب تفسیری

نکته مهم این است که این مکاتب با تنوع و تفاوت‌هایی که در آن‌ها دیده می‌شود، در یک نقطه با هم تلاقی می‌کنند و آن نقطه پدیده ای به نام «تاویل گرایی» است که در همة آن‌ها کم یا بیش ردپایی از آن به چشم می‌خورد؛ حتی مشرب های حدیثی موجود در میان اهل سنت نیز دراین میان از تاویل آیات بی نصیب نماندند و آیاتی از قرآن را بر مبنای احادیث و روایات مجعول و غیر معتبر تفسیر و تاویل کردند.

با توجه به اهمیت مسئله «تاویل» و نقش و جایگاه آن در مکاتب تفسیری نکاتی را دربارة تاویل و تاویل گرایی بیان می‌کنیم.

در گذشته تفسیر و تاویل دو لفظ مترادف بود، لذا طبری در تفسیر خود «جامع البیان» آن دو را به یک معنا گرفته است، ولی در اصطلاح متاخران، تاویل به معنایی مغایر با تفسیر و شاید اخص از آن به کار رفته است.

تفسیر عبارت است از رفع ابهام از لفظ دشوار و نارسا، ولی تاویل دفع شک و شبهه از اقوال و افعال متشابه محسوب می‌شود. بنابراین، تاویل در موردی به کار می رود که ظاهر لفظ یا عمل، شبهه انگیز باشد. به طوری که موجب پوشیدگی حقیقت معنای کلام و غرض اصلی گوینده شده باشد و وظیفه تاویل کننده برطرف کردن این خفا و نارسایی است. بنابراین، تاویل علاوه بر رفع ابهام، همزمان، دفع شبهه نیز می‌کند. به تعبیر برخی تفسیر با عبارت سروکار دارد و تاویل با اشارت. تاویل از ریشه (اول) به معنای بازگشت به اصل گرفته شده است؛ تاویل لفظ متشابه یعنی توجیه ظاهر آن به طوری که به معنای واقعی و اصیل خودش باز گردد. در قرآن کریم تاویل به سه معنا آمده است:

1- توجیه ظاهر لفظ یا عمل متشابه به گونه ای صحیح که مورد قبول عقل و مطابق با نقل باشد (فاما الذین فی قلوبهم زیع فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم) (ال عمران – 7).

2- تعبیر خواب (و یعلمک من تاویل الاحادیث) (یوسف -6).

3- فرجام و حاصل کار؛ به عبارت دیگر، تاویل یک موضوع یعنی آنچه که آن موضوع بدان منتهی می‌شود (ذلک خیر و احسن تاویلا) (نساء – 59).

مجموع تاویلاتی که در ارتباط با آیات قرآنی انجام می‌شود را می توان در دو طبقه دسته‌بندی کرد:

1- تاویلات مستهجن 2- تاویلات مستحسن

شکی نیست که برخی از تاویلات بدون رعایت اصول تاویل و ضوابط مربوط به آن انجام می‌شود. یکی از اصول مهم وجود دلیل برای انصراف و دست کشیدن از ظواهر قرآن است. در مورد بعضی از تاویلات نه تنها دلیلی بر صحت آن‌ها وجود ندارد، بلکه بسیار از معنای اولی آیات دورند و کمترین مناسبتی بین معنای مؤول و ظاهر آن‌ها دیده نمی‌شود. متاسفانه این گونه تاویل‌ها حتی به آیات الاحکام که جزء محکمات قرآن به شمار می رود نیز سرایت کرده است. در حالی که معانی آن‌ها روشن و صریح است و متشابهات قرآن را نیز باید با توجه به آن‌ها تفسیر کرد. این که به پاره ای از تاویلات افراطی و غیر مستند اشاره می‌کنیم که برخی از فرقه‌های اسلامی انجام داده‌اند، یکی از مهمترین فرقه‌های مهم تاویلی، باطنیان (فرقه اسماعیلیه) است که از نظر آن‌ها قرآن و تمامی شریعت همه رمز و راز است و هر که نتواند راز آن‌ها را دریابد به تعبیر «ناصر خسرو» بی فرمان شود.

باطنیان مراد از «اقیموا الصلوة» را اطاعت از امام، «صوم» را نگهداری اسرار، «بهشت» را کنایه از علم و عقل و «جهنم» را کنایه از جهل می دانند. تاویلات مستحسن، تاویلاتی است که با توجه به ادله و بر حسب ضرورت صورت می پذیرد و در عرف مفسرین هم اصل تاویل ضروری و هم نوع تاویل امری قابل قبول باشد. نظیر تاویلات در خصوص آیاتی که حمل آن‌ها بر ظاهر آیات امکان پذیر نیست، آیاتی نظیر «وقالت الیهود یدالله مغلوله» [7] «ان ربک لبالمرصاد»[8]، الرحمن علی العرش استوی»[9]، «کان عرشه علی الماء»[10] «جاء ربک» [11]

با توجه به مطالب فوق اصل تاویل نه تنها امری مذموم و ناپسند نیست، بلکه در پاره ای از موارد ضروری و لازم است. در اصل تفسیر، تفسیر به رای مذموم است و در تاویل – مذموم‌تر - تاویل به رای، اما تاویلاتی که با توجه به عناصری همچون احاطه لازم بر زبان قرآن و دقایق و لطایف قرآنی و نیز درک عمیق و فهم انیق و دانشی استوار و باطنی مطهر از آلودگی ها و محفوظ از لمس و مس شیاطین اوهام، صورت پذیرد، نه تنها بی اشکال است، بلکه امری ممدوح و پسندیده محسوب می‌شود.

15-1 مکاتب تفسیری

مفسرین از میان روش‌های تفسیری شمرده شده به چند مکتب بیشتر پرداخته اند. و تفاسیر قابل توجهی در این زمینه ها نگاشته شده است؛ از جمله این تفاسیر چهار مکتب تفسیری زیر است:

1- مکتب روایی محض 2- مکتب کلامی 3- مکتب عرفانی 4- مکتب فلسفی

16-1 مکتب روایی محض

منظور از مکتب تفسیری روایی محض، نظریه و روشی است در تفسیر، که هیچ گونه اجتهادی را در فهم و تفسیر معنای آیات قرآن روا نمی داند و هیچ تفسیری را برای آیات جز تفسیری که در روایات بیان شده معتبر نمی داند و بر این اساس می گوید در تفسیری که برای قرآن نوشته می‌شود باید به ذکر روایات تفسیری اکتفا شود.

این سبک از تفسیر از زمان امام علی (ع) آغاز می‌شود، نه به شکل مدون آن، بلکه در لابلای احادیث موجود. تحقیقات پژوهشگران علوم قرآنی حکایت از آن دارد که در روزگار امیر المومنین علی (ع) غالباً تفاسیر از محدودة نقل روایت و تبیین مختصر لغات فراتر نمی‌رفت و شعبه ای از علم حدیث محسوب می‌شد.

این مکتب در گذشته هم در بین اهل تسنن طرفدار داشته است و هم در بین شیعه با این تفاوت که طرفداران سنی این مکتب، تفسیر را تنها با روایت پیامبر (ص) و صحابه و تابعین روا می دانسته‌اند و طرفداران شیعة آن تفسیر را فقط با روایت پیامبر (ص) و امامان معصوم که سخنشان مانند سخن پیامبر (ص) حجت است، جایز می دانسته اند.

در تاریخ تفسیر قرآن افرادی طرفدار این مکتب بوده اند و از تفسیر قرآن خودداری می‌کردند. هرگاه از (ابو دائل شقیق بن مسلمه) چیزی از معنای قرآن را می پرسیدند، می گفت: «قد اصاب الله الذی به اراد» خدا هر چه را که از آن اراده کرده باشد، خطا نکرده است». راغب در مقدمه جامع التفاسیر می‌گوید:

«مردم در تفسیر قرآن اختلاف کرده اند که آیا برای هر دانشمندی جایز است که در آن وارد شود، برخی در مورد آن سخت گرفته و گفته اند برای هیچ کس هر چند دانشمند ادیب و متبحر در شناخت ادله و فقه و نحو و اخبار و‌ آثار باشد، جایز نیست که چیزی از قرآن را تفسیر کند و تنها برای اوست که به روایات پیامبر (ص) و صحابه ای که شاهد نزول آیات بوده و تابعینی که از آنان فرا گرفته اند، منتهی شود». (راغب اصفهانی، مقدمه جامع التفاسیر، ص 93 )

محمد امین استرآبادی - اخباری معروف- مدرک مسائل غیر ضروری دین اعم از اصول و فروع را منحصر به سخن معصومین (ع)،می‌داند و دلایلی را برای آن ذکر می‌کند (استرآبادی، الفوائد المدینه ص 128). سخن وی مستقیماً در تفسیر قرآن و کیفیت آن نیست، ولی انحصار مدرک مسائل نظری دین در سخن معصومین (ع) مستلزم کاشف ندانستن دلالت آیات قرآن از مراد خدای متعال و حجت ندانستن آن حتی بعد از تفسیر و آشکار کردن آن است و اگر تفسیر غیر روایی را حرام نداند، دست کم آن را غیر قابل اعتماد و احتجاج و عبث و بیهوده می داند. نمونه‌هایی از تفاسیر ماثور عبارتند از:

1- کتاب تفسیر القرآن صحیح بخاری؛

2- کتاب التفسیر صحیح مسلم؛

3- کتاب التفسیر القرآن سنن ترمذی؛

4- کتاب التفسیر المستدرک علی الصحیحین؛

5- تفسیر عیاشی؛

6- تفسر فرات کوفی؛

7- تفسیر عبدالرزاق؛

8- تفسیر القرآن العظیم ابن ابی حاتم رازی؛

9- الدر المنثور؛

10- البرهان فی تفسیر القرآن؛

11- نور الثقلین.

17-1 مکتب کلامی

تاویل و تفسیر آیات قرآن بر اساس اصول و معیارهای اعتقادی و کلامی در میان متفکرین و اندیشمندان علم کلامی، خصوصاً فرقه های کلامی اهل سنت، امری رایج و قابل توجیه به شمار می‌رفت.

معتزله و اشاعره (به منزله دو فرقة عمده از اهل سنت) در یک رویارویی طولانی و نبردی نفس گیر که نهایتاً به شکست مکتب اعتزال و حاکمیت تفکر اشعری بر جهان اسلام انجامید چاره ای جز تمسک به آیات متشابه و ظواهر بعضی از آیات برای تحکیم مبانی فکری خود نداشتند.

فخر رازی از شخصیت‌های برجسته و بارز مکتب اشعری است که آثار علمی بسیار ارزشمندی در زمینه های گوناگون از جمله تفسیر از او بر جای مانده است. به تعبیر استاد شهید مطهری،مکتب اشعری گرچه به وسیله امام فخر رازی رنگ کلامی را از دست داد و به فلسفه نزدیک شد. مع الوصف «تفسیر کبیر» فخر رازی خود مملو از مباحث کلامی و اعتقادی است. مفسر تلاش داشته است که آیات را مطابق با اعتقادات کلامی و مذهبی خود تفسیر و تاویل کند. همچنین، تفاسیری که ابوالقاسم بلخی، ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی، قاضی عبدالجبار وعلی بن عیسی رمانی نگاشته اند، از تفاسیر کلامی است که مطابق با اصول اعتقادیشان به رشته تحریر درآمده است. در میان تفاسیر شیعه نیز تفسیر «تبیان» شیخ طوسی به دلیل گستردگی طرح مسایل کلامی به تفسیر کلامی شناخته شده است و کتاب «امالی» سید مرتضی و کتاب «حقایق التاویل فی متشابه التنزیل» از شریف رضی نیز به طرح و تفسیر آیات بر اساس اصول و مبانی کلامی به نگارش درآمد.

18-1 مکتب عرفانی

عرفا معتقدند قرآن سراسر اسرار و لطائف است و این اسرار و رموز جز از طریق تصفیه نفس و تزکیه باطن و ابزار کشف و شهود قابل درک نیست. ً بعضی عرفا مطالبی را در قالب اشراقات، مکاشفات و واردات قلبی بیان می دارند که بسیار از ظاهر آیات دور است.

عرفان یعنی شناخت، شناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی به دست می آید. بشر از روزی که خود را شناخته است، برای شناخت جهان و پی بردن به راز آفرینش، تلاش خستگی ناپذیری را آغاز کرده است که همچنان ادامه دارد. در این راه کوشش فراوانی به خرج داده شده و اندیشه های گوناگون پدید آمده که بر اثر آن‌ها مکتب‌های متنوع و مختلفی به وجود آمده است. در پی آن که هستی چیست؟ از کجا نشات گرفته است؟ به کجا می‌رود؟ و هدف نهایی آن کدام است؟ رشته های مختلف فلسفه پدید آمده‌اند؛ از جمله مکتب مشاء و مکتب اشراق که مشرب تصوف و عرفان به گونه ای بازماندة آن است. تصوف و عرفان از یک سرچشمه نشات گرفته اند و هر دو، حاصل یک واقعیتند. عنوان تصوف بیشتر به جنبة عملی و سلوک این مکتب و عرفان به جنبة نظری و اندیشه و دریافت آن ناظر است.

لذا عرفان شعبه ای از فلسفه است که حکمت نظری و عملی را به هم آمیخته و راه شناخت و سلوک را از یافته های باطنی به دست آورده است و مسلکی است که از دیر باز به یادگار مانده است. اساساً اهل عرفان خود را خواص و برخی از سرشناسان خود را خاص الخواص می دانند و بر این باورند که راه آنان برای دریافت مطالب و اسرار نهفته بر همگان (طبقه عامه) پوشیده است.

از طرفی، قرآن که دارای ظهر و بطن است، مفاهیم بلند و گسترده ای دارد که از اسرار پنهانی آن محسوب می‌شود و فهم آن‌ها مخصوص خواص است که با اسرار شریعت سروکار دارند، به این دلیل که قرآن معانی باطنی را برای فهماندن به خواص با رمز و اشاره بیان کرده است، اینان نیز باید با همان شیوة رمز و اشاره اسرار نهانی قرآن را ابراز کنند و ظاهر قرآن را برای طبقه عوام واگذارند.

یکی از شاخص‌های تفاسیر عرفانی، ناهماهنگی در تفسیر و تاویل آیات قرآنی است و این، ناشی از اختلاف ذوق‌هاست که در دریافت‌ها و تعبیرها موثر بوده است، زیرا ذوق امری شخصی و تابع سلیقه است و نمی‌تواند با ذوق شخص دیگر برابر باشد. به این دلیل، گونه‌ای بی‌مبنایی بر سراسر تفاسیر اهل عرفان حاکم و هر کدام متفاوت است.

تفسیر بر مبنای تاویل، از قرن سوم هجری به دست ابومحمد سهل بن عبدالله تستری آغاز شد. وی قرآن را به شیوة صوفیان و اهل تاویل تفسیر می‌کرد. او از عارفان بزرگ و در زهد و بی اعتنایی به زخارف دنیوی کم نظیر بود و کراماتی به او نسبت داده‌اند.

19-1 معروف‌ترین تفاسیر عرفانی

1- تفسیر تستری؛

2- تفسیر سلمی (حقائق التفسیر)؛

3- تفسیر قشیری (لطائف الاشارات)؛

4- کشف اسرار و عده الابرار؛

5- تفسیر ابن عربی؛

6- التاویلات النجمیه؛

7- عرائس البیان فی حقایق القرآن؛

8- تفسیر کاشفی (مواهب علیه)؛

9- تفسیر حکیم صدرالتمالهین شیرازی.

20-1 مکتب فلسفی

گروهی دیگر از مفسرین تحت تاثیر کامل مشرب حکمی و اندیشه های فلسفی به تفسیر و تاویل آیاتی از قرآن اقدام کردند که این امر به پیدایش روش تفسیری دیگری، به نام مکتب تفسیری فلسفی انجامید. در این روش تفسیری، مفسر تلاش می‌کند که آیات را تا به آن‌جا که به «تفسیر به رای» نیانجامد بر اساس اصول پذیرفته شده در فلسفه و مبانی حکمی خویش تفسیر وتاویل کند و تحت تاثیر فضای خاص حاکم بر فکر و روحش به توجیه برخی از آیات بپردازد و اگر بتواند از قرآن، اصول و قواعد عام فلسفی را بیرون کشد و یا دلیلی از آیات بر مدعای خود بیابد.

در کتب روش‌های تفسیری غالباً تفاسیر فلسفی را ذیل تفاسیر عقلی یا اجتهادی قرار داده‌اند، آن گاه به بررسی مفهوم اجتهاد و عقل و جواز کاربرد آن‌ها در تفسیر قرآن کریم پرداخته‌اند. متخصصانی که روش تفسیر فلسفی را مجزا مورد توجه قرارداده اند، توجه به آیات متشابه، گرایش به تاویل، تحمیل نظریات فلسفی بر نصوص دینی و عقلانیت را از ویژگی‌های تفاسیر فلسفی دانسته اند (ذهبی، ج 1، ص 41). این نکته مسلم است که تفاسیر فلسفی عقلی اند و مفسر در جریان تفسیر از عقل بهره می برد، اما نکته اینجاست که عقل چیست؟ و کاربردآن درتفسیر چگونه است؟ در اینجا احتمالاتی مطرح است که مختصراً به آن اشاره می کنیم:

1- عقل همان نیروی فکر و ادراک است که بدون آن فهم و تفسیر ممکن نیست.

2- عقل ابزاری است برای جمع بندی شواهدو احتمالات مختلف و استخراج معنای نهایی از بین معانی محتمل.

3- عقل نیرویی است که دارای قواعد و قوانین قطعی است، و تفسیر عقلی تفسیری است که آن قوانین قطعی را به عنوان ادله لبی در تخصیص یا انصراف یا تعیین معنای آیات مد نظر دارد. (رضایی اصفهانی، ص 175)

لازم به ذکر است که می توان سه احتمال فوق را به دو احتمال تقلیل داد. احتمال اول، عقل را به معنی قوه درک و فهم کلام اخذ کرده است که اساساً بدون آن هیچ گونه تفسیری حتی تفسیر ادبی و عرفانی، ممکن نیست. بنابراین، این معنی از عقل را نمی‌توان به عنوان وجه تمایز تفسیر عقلی از غیر آن دانست. چه عقل به این معنی در هر تفسیری کاربرد دارد. لذا فقط دو احتمال 2 و 3 برای معنای عقل باقی می ماند.

صاحب تسنیم چه بسا همین دو معنی را تحت عناوین عقل به مثابه مصباح و عقل به مثابه منبع مورد اشاره قرار داده و بر آن است که «گاه نقش عقل آن است که معنای آیه را از ملاحظه و جمع بندی آیات و روایات در می یابد، این عقل را عقل مصباحی می نامند. چنین تفسیری را اگر چه عقلی گفته‌اند، از نوع تفسیر به ماثور است. این تفسیری در نهایت به کمک آیات یا روایات انجام است. گاه عقل در جریان تفسیر، به آنچه با اتکاء به منبع ذاتی خویش و به وساطت براهین قطعی، ثابت یا نفی کرده است، استناد می‌کند. آنچه را که ثابت کرده است، به نفع هیچ آیه ای نفی نمی‌کند و آنچه را نفی کرده است به نفع هیچ آیه ای اثبات نمی‌کند. چنین عقلی به مثابه یک منبع است و یافته خویش را به منزله مخصص، مقید یا سبب انصراف آیات و یا مرجح صحت یک معنی از بین معانی محتمل قرار می دهد». (جوادی آملی، تسنیم، ج 1، ص 170-57)

چنین تفسیری را به معنی واقعی می توان تفسیر عقلی خواند. تفاسیر فلسفی یا به تفاسیر عقلی ملحق شده اند و یا اگر مجزا مورد بررسی قرار گرفته اند از عقلانیت، تاویلات فلسفی و توجه به متشابهات به منزله خصایل عمده آن‌ها یاد شده است. به نظر می رسد آنچه گفته شد برای معرفی و تعیین هویت تفسیر فلسفی کافی نیست، زیرا تحلیل و فروکاستن تفسیر فلسفی به تفسیر عقلی خالی از مغالطه کنه و وجه نیست. وجهی از وجوه تفسیر فلسفی عقلانیت است، اما این ویژگی کنه تفسیر فلسفی را نشان نمی دهد. به تعبیر دیگر، می توان گفت در تفسیر عقلی عقلانیت حاکم است، اما در تفسیر فلسفی امری فراتر از عقلانیت یعنی عقلانیت منسجم و نظام مند و به بیان دیگر نظام فلسفی حاکمیت دارد. عقلی را که تابع نظامی خاص نباشد یا نظامی خاص را نپذیرفته باشد، نمی‌توان عقل ندانست و تفسیری که با چنین عقلانیتی پدید آید قطعاً تفسیری عقلی است. چنین تفسیری در نهایت به اصول متعارفه عقل و بدیهیات متکی است، اما تفسیر فلسفی به اصول و بنیادهای یک نظام فلسفی اتکا دارد.

تفسیر فلسفی قرآن، تفسیری است که همه اجزا قرآن را در یک نظام یک پارچه و منسجم می بیند و چنین نگرشی لوازم و توابعی دارد که صرفاً نگاه عقلی به قرآن چنان لوازمی را به دنبال نخواهد داشت. تفسیر فلسفی نه تنها قرآن را در نظام فکری و منطبق با اجزاء و اضلاع آن نظام تفسیر می‌کند، بلکه قبل از آن عقل را نیز به همین گونه در نظام خویش مورد تفسیر و تعبیر قرار می‌دهد. لذا آنچه در این جا احاطه و سیطره دارد، نظامی منسجم است که اگر فی المثل فلسفه اسلامی باشد، از مبداء هستی و اوصاف او گرفته تا عالم ماده و سپس عالم آخرت و غیر از این‌ها انسان و قوه تعقل و شناسایی او و کیفیت تحصیل شناخت و معرفت، همه و همه را درچهارچوبی منسجم و هماهنگ تفسیر و تبیین کرده است. غیر از این، مسئله غایتمندی هستی و لزوم ایصال هر ممکن و از جمله انسان به غایت خویش و لزوم هدایت عام الهی و هدایت خاص انسان در قالب وحی، نیز جزئی از این نظام منسجم فلسفی است که هر یک به مفهومی خاص تعریف و مورد تبیین فلسفی قرار گرفته اند.

فی المثل وحی در این نظام نه به منزله یک مفهوم کلامی که استماع و ابلاغ، هویت آن را تشکیل می دهند، بلکه به مثابه یک معرفت و شناخت مورد بررسی قرار می گیرد که فهم، اساسی ترین عنصر آن است.

بنابراین، فیلسوف مسلمان خواه مفسر قرآن باشد یا نباشد، پیشاپیش هویت وحی و کیفیت تنزل معرفت وحیانی و لزوم آن و مقاصد و اهداف آنرا تبیین کرده است و وقتی وارد تفسیر قرآن شود و شان یک مفسر را ایفا کند بی تردید قرآن را هماهنگ با نظام خویش تفسیر خواهد کرد. تفسیر صدرالمتالهین بر قرآن را می توان نمونه تمام عیار یک تفسیر فلسفی دانست.

21-1 تفسیر المیزان

تفسیر ارزشمند المیزان به حق برترین تفسیر شیعی است. شخصیت ممتاز علمی و نویسندة آن و پاره ای ویژگی های منحصر به فرد اثر، اعتباری خاص به این تفسیر بخشیده است.

استاد شهید مرتضی مطهری دربارة تفسیر المیزان می فرماید: «کتاب تفسیر المیزان یکی از بهترین تفاسیری است که برای قرآن نوشته شده است، من می توانم ادعا کنم که بهترین تفسیری است که در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است».

تفسیر المیزان 8041 صفحه دارد و تاکنون بارها به چاپ رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده است. شروع این تفسیر با درس‌های علامه در حوزه علمیه قم همراه بود که برای طلاب علوم دینی گفته می‌شد. با اصرار شاگردانش در جمع آوری آن دروس، علامه درخواست ایشان را پذیرفت. اولین مجلد المیزان در سال 1334 هـ. ش منتشر شد. مجلدات دیگر نیز یکی پس از دیگری به چاپ رسید تا 20 جلد آن تکمیل شد. و آخرین مجلد المیزان در بیست و سوم، ماه رمضان سال 1351 هـ. ش به پایان رسید. روش کلی این تفسیر به ترتیب ذیل است.

1- هنگام تفسیر هر سوره آیات را به بخش‌هایی تقسیم می‌کند. بدین خاطر که آیات دارای سیاق واحد هستند یا یکی از اهداف سوره را دربر دارند.

2- علامه در آغاز تفسیر هر سوره، هدف اساسی سوره و آیات آن‌را بیان می‌کند. همچنان که مفسران معاصر نیز اذعان دارند، ایشان معتقد است که تمام سوره ها از نوعی هماهنگی و تمامیت برخوردار است. بنابراین، هر سوره هدف خاصی را دنبال می‌کند.

3- در آغاز تفسیر هر سوره، آیات مکی ومدنی را مشخص می‌کند.

4- با استناد از کتب لغت و تفسیر و بدون پرداختن به گفتار همه اهل لغت معانی کلماتی را توضیح می دهد که در بیان معنی و روشن شدن مقصود آیه سهیم است.

5- ایشان مباحث اعرابی را تا آنجا که در فهم آیه و رفع پیچیدگی آن کمک می‌کند، مطرح کرده‌اند و از زیاده روی در بیان اقوال و حالات مختلف نحوی خودداری می‌کند.

6- گاهی یک حالت یا بیش از آن، از اشکال و حالات بلاغت مانند: اسلوب التفات و نکره آوردن و حذف و استعاره و اسلوب‌های دیگر را در آیه‌ای ذکر می‌کند تا نکته یا مطلبی را روشن کند.

7- بر اساس اصل «سیاق» که در بیان معانی آیه از آن استفاده می‌کند، به تفکر و تدبر در آیه می پردازد.

8- استاد با در نظر گرفتن سیاق آیات، بعضی از آیات را به کمک بعضی دیگر تفسیر می‌کند.

9- در بسیاری موارد آراء مفسران را ذکر می‌کند. بعضی از آن‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهد و برخی را به نقد و بررسی می گذارد.

10-علامه در موارد بسیاری با ذکر کلمه «اقول: نگارنده گوید» روایات وارده در بحث‌های روایی را بررسی می‌کند. گاهی روایت را ضعیف می‌داند و گاهی آن‌ را توجیه و تایید می‌کند. چه بسا از بعضی روایات در بین معنایی چون شان نزول و مسائل دیگر استعانت می جوید.

11 – در تایید صحت مطالب عنوان شده در قسمت بیانات، مباحث عقلی، علمی، فلسفی، اجتماعی و تاریخی را به طور مبسوط آورده است. لازم به تذکر است این مباحث، ارتباطی به تفسیر آیات ندارد. جز این که توضیح بیشتر و تایید معنایی است که در «بیان مطلب» آن را برمی‌گزیند.

12- استاد در برخورد با بعضی مفاهیم و موضوعات قرآنی با تأمل عنایت زیاد به آن‌ها معطوف می دارد و برای مشخص کردن معنا و شناساندن مدلول هر یک مباحثی از قرآن را به آن‌ها اختصاص می دهد. بحث دربارة عصمت انبیاء و نبوت و بحث از عذاب در قرآن از این قبیل است.

13- علامه می‌کوشد تا خلاصه ای از مفاهیم مطرح شده را در «بیان» آیات بیاورد.

14- افکار و مفاهیم موجود در عصر حاضر، مورد نظر علامه است. لذا با توجه به نیاز های زمان به بحث در بعضی از این امور می‌پردازد و مباحث مستقلی را به آن‌ها اختصاص می‌دهد، مانند: بحث زن و توجه قرآن نسبت به شئون وی در اجتماع.

15- در آخر این توضیح بیشتر دربیان؛ آیه ای را به جای دیگر ارجاع می دهد تا یک موضوع به طور کامل درک شود. این مسئله حاکی از پرهیز مولف از تکرار بی فایده است.

22-1 روش تفسیری المیزان

این تفسیر از تفسیرهای معروفی است که بر مبنای تفسیر قرآن به قرآن تالیف و در تفسیر آیات بیش از هر چیز از خود قرآن استمداد شده است. البته شیوة تفسیر قرآن به قرآن در برخی تفاسیر بیش ازاین تفسیر نیز وجود داشته است، ولی ویژگی این تفسیر آن است که هم در آیات بیشتری و هم در تفسیر هر آیه ای بیش از تفاسیر دیگر از آیات قرآن کمک گرفته شده است. روشی که مرحوم علامه در تفسیر قرآن کریم به کار می‌گیرد غیر از راهی بود که دیگر مفسران پیش گرفتند. ایشان اساس تفسیر خود را بر پایة آیات کلیدی و غرر آیات بنا نهاد که این روش جز در روایات معصومان در تفاسیر پیشینیان به ندرت دیده می‌شود.


بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران

در این تحقیق، به «تأثیر هوش هیجانی بر کارکرد مشاوره» پرداخته شده است بنابراین، در ابتدا به توصیف ویژگیهای دموگرافیک در نمونه‌های تحقیق (مدرک تحصیلی و جنسیت) اقدام نموده و جداول توزیع فراوانی و درصد ترسیم گردیدند، پس از آن به منظور نمایش تصویری داده‌های فوق، از نمودار ستونی (میله‌ای) استفاده به عمل آمده است در نهایت، از جداول آمار توصیفی به منظور ت
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 140 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 30
بررسی تأثیر هوش هیجانی وتحصیلات بر کارایی مشاورین تحصیلی شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

Article I. فصل اول :کلیات پژوهش

مقدمه

بیان مساله

ضرورت پژوهش

اهداف پژوهش

سؤالات پژوهش

تعاریف نظری وعملیاتی متغیرها

هوش هیجانی

کارکرد

Article II. فصل دوم:پیشینه پژوهش

Section 2.01 بخش نخست:هوش هیجانی وماهیت آن

مقدمه

هوش هیجانی چیست

جنبه جسمی هیجان وهوش هیجانی

تاریخچه هوش هیجانی

هوش عمومی وهوش هیجانی

هوش هیجانی ومؤلفه های آن

هوش هیجانی وزندگی عادی

نحوه استفاده از هوش هیجانی درشغل

رشدوتوسعه هوش هیجانی

Section 2.02 بخش دوم :راهنمایی ومشاوره

مقدمه

خصوصیات مشاور

مشاورمدارس

کارایی ورشد حرفه ای

کارایی وپژوهش ها

کارایی مشاوران مدارس

Section 2.03 بخش سوم:پژوهشهای داخل وخارج از کشور

تآثیر هوش هیجانی برکارایی درپژوهش ها ی خارج از کشور

تأثیر هوش هیجانی بر کارایی در پژوهش های داخل ایران

Article III. فصل سوم:روش پژوهش

مقدمه

روش پژوهش

مشخصات جامعه آماری

نمونه آماری

ابزار پژوهش

روایی واعتبار پرسشنامه ها

روش اجرای تحقیق(روش گردآوری اطلاعات)

روش آماری

Article IV. فصل چهارم:یافته های پژوهش

مقدمه

جداول وتجزیه وتحلیل آماری

Article V. فصل پنجم:نتیجه گیری وپیشنهاد

بحث ونتیجه گیری

محدودیت های پژوهش

محدودیت های تحت کنترل پژوهشگر

محدودیت های خارج ازکنترل پژوهشگر

پیشنهادهای پژوهش

پیشنهادهای روش شناختی

پیشنهادهای مبتنی بر یافته ها

Article VI. منابع فارسی

Article VII. منابع لاتین

Article VIII. پیوست ها

مقدمه

در این تحقیق، به «تأثیر هوش هیجانی بر کارکرد مشاوره» پرداخته شده است. بنابراین، در ابتدا به توصیف ویژگیهای دموگرافیک در نمونه‌های تحقیق (مدرک تحصیلی و جنسیت) اقدام نموده و جداول توزیع فراوانی و درصد ترسیم گردیدند، پس از آن به منظور نمایش تصویری داده‌های فوق، از نمودار ستونی (میله‌ای) استفاده به عمل آمده است. در نهایت، از جداول آمار توصیفی به منظور توصیف متغیرهای هوش هیجانی و کارایی مشاوران استفاده شده و در آن نما، میانه و میانگین به عنوان شاخص‌های گرایش مرکزی، دامنه تغییرات، واریانس و انحراف معیار به عنوان شاخصهای پراکندگی و خطای معیار، ضریب کجی و ضریب کشیدگی به عنوان شاخص‌های توزیع محاسبه شدند.

در راستای تحلیل داده‌ها و پاسخ به سؤال‌های پژوهش، از مدل‌های آماری رگرسیون چندمتغیری (به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی با کارایی مشاوران) و t دو گروه مستقل (به منظور مقایسه هوش هیجانی و کارایی مشاوران با تأکید بر مدرک تحصیلی و جنسیت) پرداخته شد.

جدول شماره 1

توزیع فراوانی مرتبط با متغیر «سطح تحصیلات»

سطوح

فراوانی

درصد

کارشناسی

125

2/82

کارشناسی ارشد

27

8/17

بدون پاسخ

48

-

کل

200

100

با توجه به جدول فوق، می‌توان مطرح نــمود که اکثریت نمونه‌های تحقیق (125 نفر) یعنی 2/82 درصد دارای مدرک تحصیلی «کارشناسی» و پس از آن (27 نفر) یعنی 8/17 درصد «کارشناسی ارشد» می‌باشند.

نمودار مرتبط با جدول شماره 1

جدول شماره 2

توزیع فراوانی مرتبط با متغیر «جنسیت»

سطوح

فراوانی

درصد

مؤنث

115

1/70

مذکر

49

9/29

بدون پاسخ

36

-

کل

200

100

با توجه به جدول فوق، می‌توان مطرح نــمود که اکثریت نمونه‌های تحقیق (115 نفر) یعنی 1/70 درصد «مؤنث» و پس از آن (49 نفر) یعنی 9/29 درصد «مذکر» می‌باشند.

نمودار مرتبط با جدول شماره 2

جدول شماره 3
همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین «نمرات ارزشیابی مدیران و معاونین»

نسبت به «عملکرد مشاوران»

نوع همبستگی

میزان همبستگی

جهت همبستگی

سطح معنی‌داری

پیرسون

26/0

مثبت

004/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر میزان ضریب همبستگی به دست آمده که در سطح 01/0=α معنی‌دار است می‌توان مطرح نمود که ارتباط مثبت معنی‌داری بین «نمرات ارزشیابی مدیران »و«ارزشیابی معاونین» از «عملکرد مشاوران» وجود دارد.

جدول شماره 4
همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین «نمرات ارزشیابی مدیران و معاونین»

نسبت به «رفتار شغلی- اخلاقی مشاوران»

نوع همبستگی

میزان همبستگی

جهت همبستگی

سطح معنی‌داری

پیرسون

78/0

مثبت

001/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر میزان ضریب همبستگی به دست آمده که در سطح 01/0=α معنی‌دار است می‌توان مطرح نمود که ارتباط مثبت معنی‌داری بین «نمرات ارزشیابی مدیران »و«ارزشیابی معاونین» از «رفتار شغلی- اخلاقی مشاوران» وجود دارد.

جدول شماره 5
همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین «نمرات ارزشیابی مدیران و معاونین»

نسبت به «توسعه فردی مشاوران»

نوع همبستگی

میزان همبستگی

جهت همبستگی

سطح معنی‌داری

پیرسون

52/0

مثبت

001/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر میزان ضریب همبستگی به دست آمده که در سطح 01/0=α معنی‌دار است می‌توان مطرح نمود که ارتباط مثبت معنی‌داری بین «نمرات ارزشیابی مدیران »و«ارزشیابی معاونین» نسبت به «توسعه فردی مشاوران» وجود دارد.

جدول شماره 6

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «خودآگاهی» در مشاوران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

23

23

60/22

15

36/12

51/3

29/0

05/0

42/0-

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 7

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «خودمدیریتی» در مشاوران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

28

26

50/26

27

49/19

41/4

32/0

90/0

29/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 8

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «آگاهی اجتماعی» در مشاوران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

15

16

84/15

19

48/7

73/2

20/0

07/0-

25/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 9

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «مدیریت رابطه» در مشاوران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

27

28

82/80

25

43/24

94/4

37/0

08/0-

52/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 10

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «هوش هیجانی» در مشاوران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

94

93

95

63

14/145

04/12

06/1

70/0

69/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 11

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «عملکرد» در معاونین و مدیران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

51

50

95/47

85/63

71/70

40/8

77/0

43/0

71/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 12

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «رفتار شغلی- اخلاقی» در معاونین و مدیران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

30

30

61/29

50/10

42/3

85/1

15/0

65/0-

43/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 13

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «توسعه فردی» در معاونین و مدیران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

5

5

75/4

2

17/0

42/0

04/0

26/0-

80/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.

جدول شماره 14

شاخص‌های آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «کارایی مشاوران» در معاونین و مدیران

شاخص‌های گرایش مرکزی

شاخص‌های پراکندگی

شاخص‌های توزیع

نما

میانه

میانگین

دامنة تغییرات

واریانس

انحراف معیار

خطای معیار

ضریب کجی

ضریب کشیدگی

85

85

91/82

35/64

90/78

88/8

95/0

55/0

13/0

با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، می‌توان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و می‌توان از میانگین به‌عنوان معرف‌ شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدل‌های آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.


بررسی عوامل اقتصادی – اجتماعی و جمعیتی موثر بر باروری زنان 49-15 ساله منطقه 9 تهران در سال 1388

در جهان امروز رشد شتابان جمعیت مایه اصلی نگرانی های بشر در آینده را تشکیل می دهد ، روند سرسام آور افزایش جمعیت از یک سوو محدودیت منابع از سوی دیگر دست اندکاران امر توسعه را با شگفتی و سر در گمی روبرو ساخته است به طوری که در صورت نبود منابع لازم برای توسعه و یا عدم تجهیز آن ها در جهت رفع احتیاجات بشر افزایش جمعیت به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه عم
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 4397 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 92
بررسی عوامل اقتصادی – اجتماعی و جمعیتی موثر بر باروری زنان  49-15 ساله منطقه 9 تهران در سال 1388

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه................................................................................................. 2

1-1 بیان مسئله .................................................................................... 3

1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق................................................................... 4

1-3 علت انتخاب موضوع........................................................................ 5

1-4 تاریخچه مطالعات جمعیتی ................................................................. 8

1-5 اهداف پژوهش .............................................................................. 10

1-6سوالات تحقیق................................................................................ 10

1-7 فرضیه های تحقیق......................................................................... 11

1-8 قلمرو تحقیق.................................................................................. 11

1-9 مدل های تحقیق.............................................................................. 11

1-10 تعاریف عملی و نظری متغیرها........................................................ 12

1-11 محدودیت ها................................................................................ 15

فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه تحقیق

2-1 چارچوب نظری............................................................................. 17

2-2 نظریه طرفداران افزایش جمعیت......................................................... 17

2-3 نظریه مخالفان افزایش جمعیت............................................................ 19

2-4 نظریه طرفداران جمعیت ثابت............................................................ 22

2-5 نظریه ی طرفداران جمعیت متناسب یا مطلوب........................................ 24

2-6 نظریه های باروری......................................................................... 25

2-6-1 تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری........................................... 26

2-6-2 تئوری لیبن اشتاین....................................................................... 26

2-6-3 تئوری بکر................................................................................ 27

2-7 تئوری رفتار مصرف کننده و اقتصاد خود باروری.................................... 28

2-8 نظریه میکرو اقتصاد باروری............................................................. 29

2-9 تئوری استیرلین............................................................................. 31

2-10 نظریه پیرامون – مرکز ایسترلین...................................................... 31

2-11 راه حل دیدگاه اقتصاد باروری .......................................................... 32

2-12 تئوری ارتقاء اجتماعی................................................................... 32

2-13تئوری تغییر و پاسخ ( k.Davis ) .................................................... 33

2-14 تئوری اشاعه عقب افتادگی فرهنگی ................................................... 33

2-15 تئوری نوگرایی............................................................................ 34

2-16 مدل جامعه شناختی باروری............................................................. 36

2-17 مدل های متغیرهای بینابین ............................................................. 37

2-18 تئوری فرهنگی هال...................................................................... 39

2-19 تئوری بیولوژیک یا زیستی باروری................................................... 39

2-20 باروری از دیدگاه اسلام................................................................... 40

2-21 رهیافت کلی................................................................................ 42

2-22 پیشینه تحقیق............................................................................... 43

2-23 تحقیقات در ایران.......................................................................... 43

2-24 تحقیقات خارجی .......................................................................... 47

2-25 مقایسه نتایج به دست آمده از تحقیقات تجربی در ایران و سایر کشورهای جهان 51

فصل سوم : روش تحقیق

3-1 مقدمه.......................................................................................... 53

3-2 بررسی مدارک .............................................................................. 53

3-3 روش های تحقیق............................................................................ 54

3-4 روش تحقیق ................................................................................. 56

3-5 جامعه آماری................................................................................. 57

3-6 حجم نمونه.................................................................................... 58

3-7 روش نمونه گیری........................................................................... 58

3-8 روش انتخاب حجم نمونه................................................................... 59

3-9 روش گردآوری اطلاعات.................................................................. 59

3-10 روایی و اعتبار پرسشنامه ............................................................... 60

فصل چهارم : تحلیل داده ها

4-1 یافته های تحقیق............................................................................. 62

4-2 یافته های استنباطی ( تحلیل فرضیات ).................................................. 80

فصل پنجم: نتیجه گیری

5-1 نتیجه گیری.................................................................................. 87

5-2 پیشنهادات.................................................................................... 88

ضمائم و پیوستها ................................................................................. 92

پرسشنامه.............................................................................................

منابع و ماخذ.........................................................................................


فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار(2-1) فرآیند نوگرایی و تغییرات میزان باروری.................................... 35

نمودار (2-2) الگوی تجزیه و تحلیل جامعه شناسی سطوح باروری.................... 38

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول(4-1) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن............................. 63

جدول (4-2) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن همسر.................... 64

جدول (4-3) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تحصیلات.................. 65

جدول (4-4) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تحصیلات همسر........... 66

جدول (4-5) : توزیع فراوانی ودرصد حجم نمونه بر حسب شغل پاسخگویان........... 67

جدول (4-6) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب شغل همسر................. 68

جدول (4-7) : توزیع فراوانی درصد حجم نمونه بر حسب هزینه خانوار ( میزان درآمد). 69

جدول (4-8) : توزیع فراوانی ودرصد حجم نمونه از فقط و سخنگویان به رضایت از محل زندگی 70

جدول (4-9) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب وضعیت منزل مسکونی 71

جدول (4-10) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تاثیر سن ازدواج بر بارور 72

جدول ( 4-11): توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن هنگام تولید اولین بارداری 73

جدول (4-12) :توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب اینکه چقدر راز تصمیم گیری های شما به همسرتان هماهنگ و همسو است؟..................................................................................... 74

جدول (4-13) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب نظر پاسخگویان در ارتباط با برنامه تنظیم خانواده. 75

جدول (4-14) توزیع فراوانی درصد حجم نمونه............................................. 76

جدول (4-15) :توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تاثیر تحصیلات بر کاهش باروری 77

جدول (4-16) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب علاقه....................... 78

جدول (4-17 ) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب علاقه همسر............ 79

جدول شماره 1:توزیع میزان تحصیلات خانواده با میزان باروری......................... 80

جدول شماره 2: توزیع سن ازدواج زنان با میزان باروری................................. 81

جدول شماره 3: متغیر بسته –میزان باروری متوسط درآمد ماهیانه خانواده............. 82

جدول شماره 4:متغیر وابسته-میزان باروری چقدر از تصمیم گیری های شما در مسائل خانواده با نظر همسرتان هماهنگ و همسو است؟........................................................................................ 83

جدول شماره 5: متغیر وابسته –میزان باروری نظر شما در مورد برنامه های تنظیم خانواده چیست؟ 84


چکیده

در جهان امروز رشد شتابان جمعیت مایه اصلی نگرانی های بشر در آینده را تشکیل می دهد ، روند سرسام آور افزایش جمعیت از یک سوو محدودیت منابع از سوی دیگر دست اندکاران امر توسعه را با شگفتی و سر در گمی روبرو ساخته است به طوری که در صورت نبود منابع لازم برای توسعه و یا عدم تجهیز آن ها در جهت رفع احتیاجات بشر افزایش جمعیت به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه عمل کرده و به طور مستقیم بر تقلیل سطح برخورداری های اقتصادی و اجتماعی وارد خواهد شد.

نظر به اهمیت رابطه ای بین جمعیت و توسعه برای نیل به توسعه شناخت جمعیت و خصوصیات آن در هر منقطه ضروری می نماید . این شناخت از طریق ارزیابی و تجزیه و تحلیل پدیده های مختلف جمعیتی « چون باروری ، مرگ و میر،‌مهاجرت ، ازدواج ، طلاق زمینه ی مناسب را برای برنامه ریزی های مختلف توسعه اقتصادی ،‌اجتماعی و فرهنگی مهیا می سازد».

در فاصله زمانی سه دهة‌ گذشتة باروری ایران به طور چشمگیری کاهش یافته است هر چند تا به حال تحقیقاتی در زمینه تبیین کاهش باروری ، ایران صورت گرفته است ، حال مکانیزم تحولات باروری و همچنین عوامل مرتبط به آن همچنان در پرده ابهام قرار دارد .

این پژوهش عوامل نهادی موثر بر فرآیند انتقال باروری در منطقه 9 تهران با تاکید بر تحولات خانواده خود در تحلیل قرار می دهد . به بیان دقیقتر، این مطالعه با پیوند زدن برخی از تحولات اجتماعی چند دهة اخیر با رفتارها و ارزش های خانوادگی نشان می دهد که چگونه برخی از این فراگردهای اجتماعی عمده نظیر وقوع جنگ و انقلاب و نیز تحولات نگرشی و ارزشی پیاپی این سال ها به مسیر و جهت سیاری از تحولات خانوادگی ،‌و از جمله بر رفتار ها و نگرش های باروری تاثیری اساسی نهاده است.

فصل اول

کلیات

مقدمه

یکی از مسائل اساسی جهان امروز مسئله جمعیت است توجه به موضوع جمعیت امر جدیدی نبوده، بلکه این موضوع از دیر باز مورد توجه دانشمندان ، علما و فلاسفه بوده است . با تمام این اوصاف واقعیت این است که جمعیت هیچ گاه از اهمیتی که امروز داراست برخوردار نبوده است.

عدم تناسب بین رشد جمعیت و رشد امکانات اقتصادی یکی از مشکلات عمده کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه امروزی از جمله « ایران » می باشد.

کشورهای جهان سوم ،‌با وجود بهره مندی از بیشترین امکانات مادی و انسانی ، منابع عظیم ثروت به لحاظ اقتصادی و اجتماعی در بدترین شرایط به سر می برند . رشد سریع جمعیت و ناهماهنگی میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی مشکلات عدیده ای را در زمینه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ،‌ آموزشی ، درمانی ، اشتغال و دیگر شاخص های توسعه در این کشورها موجب شده است اما تغییرات جمعیتی نیز یکی از عوامل افزایش یا کاهش جمعیت می باشد که متاثر از مؤلفه های باروری ، مرگ و میر و مهاجرت است و در جمعیتی که مهاجرت در آن صورت نمی گیرد مؤلفه های باروری ، مرگ و میر است که باعث ثبات یا تغییر در حجم ، توزیع و ترکیب جمعیت می شود.

باروری به عنوان یکی از اجزای اصلی رشد جمعیت ، موضوعی است که همواره مورد توجه قرار گرفته و تحقیقات گسترده دامنه داری در زمینة شناخت عوامل موثر بر آن در ایران و خارج از ایران صورت گرفته است.

بدین لحاظ اندازه گیری و شناخت سطح باروری در هر جامعه ،‌نه تنها در پیش بینی های جمعیتی که اساس و زیر بنای برنامه ریزی های اقتصادی ،‌اجتماعی و جمعیتی برای امر توسعه لازم است بلکه در ارزیابی شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه نیز از شاخص های کلان و مهم به شمار می آید.

در کشور ایران نیز در سال های اخیر موفقیت های چشمگیری در کنترل موالید و جلوگیری از رشد شتابان جمعیت حاصل شده به طوری که بر اساس نتایج سرشماری سال 1385 میزان رشد سالانه جمعیت چیزی حدود 6/1 درصد بوده است.

(1-1) بیان مسئله

خانواده هسته اصلی جامعه و یکی از قدیمی ترین گروه ها است این گروه کارکردهای اجتماعی کردن فرزندان ، مراقبت از سالمندان و کودکان ،‌ایجاد آرامش روحی و روانی اعضاء‌ را بر عهده دارد . هر چند که از کارکردهای خانواده در جامعه امروز کاسته شده و اثرات گذشته را در جامعه ندارد ولی باز هم خانواده یکی از کانونهای اصلی و تاثیر گذار جامعه است.

در کنار کارکردهای ذکر شده برای خانواده کارکرد تولید نسل ، فرزند آوری و باروری را میتوان نام برد. منظور اصلی دراین پژوهش «باروری» است که برای بقاء‌ زندگی زناشویی یک امر الزامی است . خانواده با به دنیا آمدن فرزندان و مراقبت از آنها ، جامعه پذیر نمودن آنها ، نخستین گام ها را برای عهده گرفتن نقش های گوناگون در گروه ها ، سازمانها و نهادها توسط فرزندان بر می دارد.

تمامی پژوهشگران ، تاریخ دانان ،پزشکان و دولتمردان متولدین خانواده هستند و بسیاری از الگوهای رفتاری آنها ریشه در خانواده دارد.

از طرف دیگر بالا رفتن میزان شهرنشینی و سواد ،‌تمایل افراد به رفاه بیشتر ،‌ماشینی شدن کارها و علاقه زوجین و یا والدین به پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز به تعداد فرزندان و دیدگاه آنها نسبت به فرزند آوری موثر بوده است.

با در نظر گرفتن مطالب ذکر شده موضوع مورد مطالعه ما در این پژوهش ، بررسی تاثیر عوامل اجتماعی ، اقتصادی و اجتماعی به میزان باروری زنان 49-15 ساله می باشد.

در این پژوهش سعی ما این است که نقش عوامل موثر در تغییرات و نوسانات میزان باروری که باعث دگرگونی در تعداد موالید می شود را بیابیم؟ و نیز میزان تاثیر این فاکتور ها را بر میزان باروری مورد بررسی قرار دهیم.

(1-2) ضرورت و اهمیت تحقیق

اگر چه مسئله جمعیت از دیر باز مورد توجه جامعه شناسان و محققان علوم اجتماعی اقتصادی و سیاسی بوده است اما پژوهش درباره علل افزایش و یا کاهش نیز بررسی در ارتباط با چگونگی تغییرات آن درچند دهه اخیر توسعه فراوانی یافته است .

در ایران نیز مانند سایر کشورها مسئله جمعیت و نیاز واقعی روند تغییرات آن در سالهای اخیر علاقه ی محققان را به مطالعات مربوط به آن افزایش داده است .

بخصوص که پژوهشهای انجام شده در این زمینه اندک و پراکنده می باشد و نمی تواند سیمای کلی علل نوسانات در روند واقعی جمعیت را در کل کشور یا مناطق شهری و روستایی تصور کنند ، بدین جهت هر گونه مطالعه در این مورد راه گشا بوده و به شناخت چارچوب کلی جمعیت و دور نمای آینده کمک می کند.

نقش باروری به عنوان مهمترین پدیده تعیین کننده نوسانات جمعیت سبب شده که مطالعات مربوط به آن نسبت به سایر پدیده های جمعیتی از اهمیت فراوانی برخوردار باشد.

بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر در آن سهم بزرگی از پژوهش های جمعیتی را برخود اختصاص دهد ( آقا ،1364،1)

می دانیم که میزان باروری به نوبه خود تابع عوامل اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی جمعیت شناختی و حتی جغرافیایی است و جهت کنترل باروری شناخت دقیق این عوامل ضرورت دارد .

مطالعات انجام شده دراین زمینه هنوز نتوانسته ، تمامی عوامل موثر نیز میزان تاثیر عوامل شناخته شده به باروری را مشخص کنند . دلیل این امر آن است که سهم متغیرهای مختلف در تغییرات باروری با توجه به شرایط گوناگون اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی در هر جامعه متفاوت و در هر جامعه به گونه ی خاص می باشد .

با توجه به اینکه بررسی همه عوامل موثر بر باروری در یک بررسی ممکن نیست و نیز به دلیل کمبود زمان و امکانات لازم در این تحقیق مقوله هایی از متغیرهای اجتماعی – اقتصادی و جمعیتی موثر بر باروری برگزیده شده و چگونگی میزان تاثیر آنها به یکدیگر و بر باروری ( به تنهایی و به طور همه جانبه ) نشان خواهد شد.

(1-3) علت انتخاب موضوع

آگاهی از افزایش سریع جمعیت به عنوان خطر جهانی یکی از مشغله های فکری عمده بشر نیمه دوم قرن بیستم شناخته شد . علیرغم مباحث مفصلی که درباره ی دامنه و واقعیت خطر افزایش جمعیت به عمل آمده و علی رغم جبهه گیری های عقیدتی و مرامی که در مورد راه و روش و روش مواجهه با این خطر بروز کرده ، لزوم جلوگیری از افزایش جمعیت به عنوان یک اصل عمده از طرف اکثریت ملت های جهان مورد قبول قرار گرفته است .

البته در همة‌نقاط این یک تفاهم کلی در مورد تحدید موالید وجود ندارد . در نتیجه در بعضی ممالک جلوگیری از رشد جمعیت به عنوان بخشی از برنامه کلی تلقی کرده و برنامه خاصی را به هدف مشخص کاهش نرخ زاد و ولد به مرحله اجرا گذاشته اند ( کیوا؛7:1349).

چهل سال گذشته بر وقوع یکی از بزرگترین انقلاب های اجتماعی در طول زمان ما شهادت
می دهد و آن درک این واقعیت توسط دولت هاست که لازم دانسته اند مردم از طریق برنامه های تنظیم خانواده تولید مثل خود را کنترل نمایند و در طول چهار دهه گذشته کشورهای مختلف جهان ، چه پیشرفته و چه در حال توسعه و با نظام های گوناگون ، برنامه تنظیم خانواده را به بهترین روش برای کنترل جمعیت و تجدید موالید بر شمرده اند ( کریم زاده ،8:1373)

پس از کنفرانس جهانی جمعیت که در بخارست تشکیل شد بیشتر کشورهای در حال توسعه ، سیاست ها و روش های طرح ریزی شده ای برای جلوگیری از بارداری ، تهیة‌ و سایل و روش های جلوگیری از باروری و امکان دسترسی بیشتر به آن در قالب برنامه های ملی تنظیم خانواده را پذیرفته و به کار گرفته اند.

استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی اگر چه در تمام دنیا به طور مداوم رو به افزایش است ، اما هنوز استفاده از آن به طور عموم در میان خانواده ها رایج نشده است ( غفاری ،1369:12) در جمهوری اسلامی ایران نیز تا سال های قبل از انقلاب به طبق سیاست های سازمان بهداشت جهانی در زمینه کنترل جمعیت در کشورهای جهان سوم ، برنامه تنظیم خانواده ( بر اساس دو فرزند ) در کشور به اجراء در آمد .

پس از انقلاب با توجه به دیدگاه های منفی که در مورد برنامه ها و طرح های رژیم گذشته وجود است ،برنامه کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به طور موقت منتفی شناخته شدو در طول کمتر از 10 سال (68-1359) رشد جمعیت به مرحله ای خطرآفرینی رسید .

پایان گرفتن جنگ تحمیلی در سال 1368 و با نظر به اینکه جمعیت کشور در زمان اندکی به میزان دو برابر افزایش یافته بود ،سیاست هایی برای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از سوی سازمان ها و وزارتخانه های مربوط به ومرحله اجرا گذاشته شد.(فروزانفر،23:1377).

به دنبال چندین سال تلاش برای کنترل جمعیت که ار سازمان هخا و کلینیک و مراکز بهداشتی صورت گرفت ،نرخ رشد جمعیت کشور از رقم 9/3 در سال 1365 که یکی از بالاترین نرخ رشد جمعیت در جهان بود به 96/1 در سال 1377 کاهش نمود و حتی در اواخر سال 1377 به 4/1 درصد تنزل پیدا کرده است.(تقوی،26:1377) با توجه به اعداد و ارقام فوق می توان چنین نتیجه گیری نمود که برنامه های تنظیم خانواده در سطح کشور تا حدودی موفق بوده است اما علیرغم همه این موفقیت ها آن چه در این خصوص مورد سوال می باشد این است که آیا انتخاب نوع و روش و وسیله پیشگیری از باروری بر اساس شناخت زنان مصرف کننده از وسایل جلوگیری از باروری صورت می گیرد؟یا این که انتخاب وسایل جلوگیری از باروری بر اساس شناخت زنان مصرف کننده از وسایل جلوگیری از باروری صورت می گیرد؟ یا این که انتخاب وسایل جلوگیری از باروری متناسب با اهداف تنظیم خانواده می باشد؟ همچنین گرایش به برنامه های رشد جمعیت به صورت بی رویه عاملی مهم و باز دارنده در امر توسعه اقتصادی و اجتماعی در کشورهای درحال توسعه و از جمله در کشور ما به حساب می آید.

رشد جمعیت تابعی از میزان موالید مرگ و میر (بدون احتساب مهاجرت) آن چه در سال های اخیر باعث رشد سریع جمعیت در کشور های در حال توسعه شده است شکاف بین میزان های موالید و مرگ و میر می باشد، بررسی عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی موثر بر آن سهم بزرگی از پژوهش های جمعیتی را به خود اختصاص داده است .مطالعات مختلف مدعی این واقعیت است که میزان باروری در ارتباط با عوامل اقتصادی ،اجتماعی و جمعیتی است.از این رو شناخت دقیق این عوامل ضروری است و پس از پذیرش برنامه های کنترل جمعیت بایستی به دنبال راه کارهایی بود که بهترین شکل دستیابی بر اهداف تنظیم خانواده و کنترل جمعیت را ممکن سازد. از طرف دیگر باید توجه داشت که صرف اعمال سیاست های تنظیم خانواده راه گشای نیل به موفقیت کاهش موالید نبوده بلکه توسعه امکانات زیر ساختی و ارتقای شاخص توسعه انسانی از مجله باسوادی ، آگاهی اجتماعی ، بهداشت ، درمان ، آموزش زنان نقش بسیار زیادی در این میان دارند.

بنابراین نباید لحظه ای از اعمال سیاست های مهار شده طبیعی جمعیت کشور غافل ماند که این امر مستلزم شناخت و آگاهی از روند تحولات باروری در کشور و عامل موثر بر آن است .

عدم برنامه ریزی در زمینه ی کنترل رشد بی رویه جمعیت و عدم توجه به عوامل موثر به آن می تواند مشکلات فراوانی را برای جامعه پدید‌آورد و باید دانست آیا تنظیم خانواده ناشی از تغییر در طراز فکر و افزایش بنیادی آگاهی خانواده ها می باشد یا انتخابی ناآگاهانه و موقتی است ؟

و دیگر این که چه تعداد افراد با توجه به شرایطی که دارند روشی مناسب برای جلوگیری از باروری و باردار شدن را برگزیده اند ؟

یا این که توصیه افراد فامیل ،‌دوستان و کارکنان مراکز بهداشتی تا چه حد در استفاده از وسایل جلوگیری مؤثر بوده است ؟ به منظور پاسخ گویی به سوالاتی که از این قبیل ، سعی به این شد که مطالعه ای تحت عنوان بررسی عوامل جمعیتی ، اجتماعی و اقتصادی موثر به باروری زنان 49-15 ساله به تاکید بر تنظیم خانواده در منطقه 9 تهران انجام گیرد.

(1-4) تاریخچه مطالعات جمعیتی

جمعیت شناسی به سبک علمی و مدرن امروزی پدیده ای جدید است . هر چند مساله جمعیت بنا به دلایل مختلف از دیر باز مورد توجه بوده ، لیکن به تدریج جای خود را بین علوم باز کرده و راه کمال را پیموده است . این علم از آغاز قرن بیستم بنا به دلایل زیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

- پیشرفت و گسترش علم آمار در زمینه های مختلف و کاربرد گسترده آن در مطالعات جمعیتی نظیر انواع سر شماری ها .

- ضرورت پژوهش و تحقیق در علوم مختلف به خصوص در امر برنامه ریزی.

- افزایش سریع و بی رویه جمعیت جهان به ویژه در اکثر کشورهای در حال توسعه .

- ضرورت آگاهی به خصوصیات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جمعیت ها به خصوص در سالهای اخیر که تحولات زیادی در چگونگی زندگی جوامع ایجاد گردیده است .

- نیاز مبرم و بدون چون و چرای مسئولان ، برنامه ریزان به شناخت همه جانبه جمعیت به منظور دستیابی به تامین مایحتاج جمعیت و ارتقاء‌سطح رفاه عمومی و ایجاد امنیت اقتصادی و اجتماعی.

- لزوم اتحاد سیاست جمعیتی خردمندانه.

- محدودیت منابع مورد نیاز بخصوص در امر تغذیه و همچنین عدم توزیع عادلانه منابع و امکانات و گوناگونی پتانسیل های طبیعی در نواحی مختلف جهان.

- لزوم بررسی های مربوط به عوامل موثر در رشد جمعیت بویژه تحولات و تغییرات میزانهای باروری و موالید و مرگ و میر ( حلم سرشت ،4:1379)

اگر چه مطالعات جمعیتی از زمانی که گروههای انسانی از حالت بسته خارج شد ند و بین مراکز جمعیتی ارتباط برقرار شد به خصوص در یونان ، روم و چین و هندوستان مورد توجه بود ، لیکن سرشماری و بررسی های جمعیتی به صورت منظم تر پس از رنسانس متداول گردید . به دیگر سخن هر چه تفکر درصدد مطالعات جمعیتی سابقه ای طولانی دارد ولی آن چه که امروزه به عنوان علم جمعیت مطرح می شود سابقه ای کمتر از چهار قرن دارد چرا که بر اساس شواهد موجود ، مبنای مطالعات جمعیتی توسط «جان گرانت » در سال 1662 با انتشار کتابی تحت عنوان" ملاحظات طبیعی و سیاسی" که بر اساس آمار و مرگ و میر شهرلندن تدوین شده بود آغاز گردید ه و رشته ی نوینی در تحقیقات اجتماعی بنیان نهاد شده است .

در کنار گرانت ، حق آن است که نامی هم از" ویلیام پتی" که از دوستان گرانت بود برده شود. وی تحت تاثیر "توماس هابس" به این نتیجه رسید که ریاضیات می تواند در مسائل سیاسی کاربرد داشته باشد و به این عقیده منجر به تالیف کتابی در زمینه « حساب سیاسی» گردید . شک نیست که چنین ایده ای در پیدایش علم آمار و پیشرفت علم جمعیت به خصوص از نظر روشهای تحلیلی و تکنیکی سهم به سزایی داشته است .

ثبت وقایع حیاتی به طور دقیق و مستمر و انجام سرشماری های عمومی به طور منظم و در فواصل زمانی معین ، از اواسط قرن هجدهم درپاره ای از کشورها آغاز گردید . به عنوان مثال از نوشته های یک کشیش آلمانی به نام « زوس میلش» می توان نام برد که اطلاعات معتبری از شخصیات جمعیت زمان خود را انتشار داده است ( حلم سرشت ،1379:5)

به طور کلی از قرن نوزدهم به بعد است که جمعیت شناسی به مفهوم امروزی خود مورد توجه جدی قرار گرفته است به طور ی که امروزه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان عمومیت یافته وافق ها و زمینه های مؤثر و مفیدی برای پیشرفت مطالعات جمعیتی ایجاد گردیده و در اوضاع و احوال جهان امروزی برای روشن ساختن مسایل اقتصادی و اجتماعی ملل تاثیر فراوان بر جای گذارده است که می تواند به آینده نگری خود راهگشای مسائل و مشکلات جماعات بشری در حال و آینده باشد و شناخت بهتری از واقعیات موجود در اختیار برنامه ریزان ، مسئولین و مجریان جوامع قرار دهد.

(1-5) اهداف پژوهش

هدف اساسی در این بررسی مطالعه رابطه ای موجود بین میزان باروری و عوامل اجتماعی ، فرهنگی و جمعیتی است و در این تحقیق سعی شده است برخی عوامل اجتماعی ، فرهنگی و جمعیتی موثر بر باروری زنان متاهل 49-15 ساله منطقه 9 تهران شناسایی شود و سهم تاثیر هر کدام از این عوامل را در کاهش و یا افزایش میزان باروری مورد مطالعه قرار دهیم تا به اهداف جزئی زیر دست یابیم.

1- تعیین رابطه سن زن در هنگام ازدواج و میزان باروری زنان.

2- تعیین رابطه سطح تحصیلات والدین و میزان باروری.

3- تعیین رابطه بین درآمد خانواده و میزان باروری.

4- تعیین رابطه بین ترجیح جنسی فرزند به نفع پسر و میزان باروری.

5- تعیین رابطه بین شناخت از وسایل جلوگیری از بارداری و میزان باروری.

6- تعیین رابطه بین قدرت تصمیم گیری زن در خانواده و میزان باروری زنان.

(1-6) سوالات تحقیق

1- آیا سن زن در هنگام ازدواج به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟

2- آیا سطح تحصیلات والدین بر میزان باروری ( تعداد فرزندان ) تاثیر دارد یا خیر؟

3- آیا میزان در آمد خانواده بر میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟

4- آیا ترجیح جنسی فرزند بر نفع پسر به تعداد فرزندان تاثیر دارد یا خیر؟

5- آیا شناخت از وسایل جلوگیری از بارداری به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟

6- آیا قدرت تصمیم گری زن در خانواده به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟

(1-7)فرضیه های تحقیق

1- به نظر می رسد که بین سن ازدواج زن و میزان باروری رابطه وجود دارد.

2- به نظر می رسد که بین سطح تحصیلات زن و شوهر و میزان باروری رابطه وجود دارد.

3- به نظر می رسد بین تصمیم گیری های هماهنگ زن و شوهر و میزان باروری رابطه وجود دارد .

4- به نظر می رسد که بین درآمد خانواده و میزان باروری رابطه وجود دارد.

5- به نظر می رسد که بین نظر خانواده ها با برنامه های تنیم خانواده رابطه وجود دارد.

(1-8) قلمرو تحقیق

بررسی عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، و جمعیتی موثر بر باروری زنان( 49-19 )همسر دار منطقه 9 شهر تهران در سال 1388.

(1-9) مدل های تحقیق

مدل شماره یک : مدل متغیرهای جمعیتی

در این مدل ارتباط بین متغیرهای جمعیتی ( غیر وابسته یا مستقل ) و سطح باروری ( متغیر وابسته ) ارائه گردیده است .

(1) سطح باروری بعد خانواده والدین

سن زن در هنگام ازدواج

مدل شماره دو : مدل متغیرهای اقتصادی

در این مدل تائید دو متغیر اقتصادی بر سطح باروری نشان داده شده است .

(2) سطح باروری درآمد خانواده

اشتغال زن

مدل شماره سه : مدل متغیرهای اجتماعی

در این مدل تاثیر در متغیر اجتماعی در سطح بارداری نشان داده شده است.

(3) سطح باروری تحصیلات زوجین

ترجیح جنسی

* متغیرهای تحقیق :

- متغیر وابسته که منظور باروری می باشد و در تحلیل آن از شاخص تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده استفاده شده است.

- متغیرهای مستقل: که شامل متغیرهای اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی است .

الف) متغیرهای اقتصادی در این بررسی عبارتند از : میزان درآمد خانواده و اشتغال زن به فعالیت اقتصادی و خارج از خانه

ب) متغیر های اجتماعی مورد مطالعه در این بررسی عبارتند از : تحصیلات زنان و ترجیح جنسی به نفع پسر.

ج) متغیرهای جمعیتی عبارتند از : سن زن در هنگام ازدواج و بعد خانواده والدین.

(1-10) تعاریف عملی ونظری متغیرها

تلاش اولیه در جهت سنجش فرضیه ها ، از طریق تعریف متغیرهای به کار رفته در آنها صورت می گیرد البته باید توجه نمود که برخی متغیرها احتیاجی بر شاخص سازی ندارند . متغیرها از مهمترین مباحث در تحقیقات اجتماعی انسانی می باشند . در تعریف متغیر چنین آمده است ، هر صفت ویژگی یا عنصر کمی وکیفی که در یک تحقیق متغیر پذیر باشد (ساروخانی،1381: 123).

- متغیرهای مستقل

این متغیرها نقش علت را بر عهده دارند و به متغیرهای دیگر تاثیر می گذارند . متغیرهای مستقل در این تحقیق عبارتند از : سن زن در هنگام نخستین ازدواج ،‌تحصیلات والدین ، ترجیح جنسی فرزند ، میزان درآمد ، شناخت و استفاده از وسائل جلوگیری ، هزینه های خاص فرزندان ، قدرت تصمیم گیری زن.

منظور متغیرهای است که در جریان تحقیق ، متاثر از متغیر یا متغیرهای دیگرند . (ساروخانی، 1381: 128) در این تحقیق باروری زنان را به عنوان متغیر وابسته معرفی می کنیم .

- متغیر وابسته باروری:

باروری یکی از پدیده های مهم جمعیتی است که عبارت است از نظر بالقوه زاد و ولد یک زن با یک گروه اجتماعی از زنان.

به عبارت دیگر باروری مشخص می کند که در یک گروه از زنان که در سن خاصی قرار
می گیرند ، در یک سال چند فرزند متولد می شود . باروری توان بالقوه های است که معمولا از سن 15 سالگی در زنان شروع و در سن49 سالگی خاتمه می یابد و گاهی شروع باروری در خاتمه آن با نوساناتی همراه است که عواملی مثل محیط ، اقلیم ، نژاد و وضعیت اقتصادی در آن نقش دارد ( حلم سرشت و دل بیشه ،1384 ،14).

به طور مطلق برای تمام افرادخانواده ها قابل استفاده نیست .

از سوی دیگر، هیچ کدام از این روشها در تمام فرهنگ ها و جوامع بشری مورد پذیرش
نمی باشد . از این رو لازم است روش پیشگیری از بارداری را با توجه به باورها ، فرهنگ ها و نیاز افراد در جوامع مختلف انتخاب کرد . خانواده ها باید بدانند که پیشگیری از بارداری برای آنها چه اهمیتی دارد و با ، سن ، موقعیت خانوادگی و شغلی و همچنین سوابق جسمی و روحی آنها چه تناسبی نشان می دهند. (نقوی ،1380، 97).

7- هزینه های خاص انسان .

اصطلاحی است که « فرانسواپروـ در سال 1951 به منظور خارج ساختمان ، صاحبنظران و کارشناسان اقتصاد ا زچارچوب یک محاسبه ساده میزان بازده با بررسی و سنجش هزینه هایی که در جهت ارتقاء شایسته حیات انسانی برای همگان ضرورت دارد به کار برد. « پرو» این هزینه ها را در سه گروه تقسیم بندی میکند :

الف): هزینه هایی که از مرگ و میر انسانها جلوگیری به عمل آورند ( مبارزه علیه مرگ ومیر در جریان کار حرفه ای و خارج از محدوده آن ).

ب): هزینه هایی که برای تمامی موجودات انسانی امکان برخورداری از حداقل حیات جسمی وذهنی را فراهم می سازد ( فعالیت هایی مربوط به پیشگیری در زمینه بهداشت ، مراقبت های پزشکی ، کمک به معلولین ، سالخوردگان وبیکاران ).

پ): هزینه هایی که امکان برخورداری از یک زندگی ویژه انسانی را که در آن حداقل امکانات دوران اوقات فراغت و آموختن و مخصوصا هزینه های آموزشی در سطح ابتدایی و حداقل امکانات لازم برای گذراندن دوران اوقات فراعت فراهم آمده باشد ، حاصل سازند ( بیرو ،1375: 163-164).

متغیرهای مستقل اقتصادی

1- سن: تعداد روزها ، ماه ها و سالهایی است که از آغاز تولید یک انسان می گذرد. (تمنا ،1378: 108) در این تحقیق پس از گردآوری اطلاعات ،مقاطع سنی را به چهار گروه زیر طبقه بندی کرده ایم :

15 تا29 سالگی 40 تا 49 سال

30 تا 39 سال بالاتر از 50 سال

2- تحصیلات:

عبارت است از میزان برخورداری از آموزشهایی که در مراکز رسمی ، جهت بالابردن سطح آگاهی و اطلاعات افراد صورت می گیرد . در این بررسی سطح تحصیلات را به بی سواد و ابتدایی ، راهنمایی و متوسط ، فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر تقسیم کرده ایم .

3- درآمد:

منظور از درآمد میزان متوسط یک فرد یا حتی یک خانواده است که به احتساب درآمد سالانه و تقسیم آن به تعداد ماه های سال بدست می آید و در نهایت آن را با متوسط کل درآمد ماهیانه فرد یاخانواده یکی می گیرند .

4- ترجیح جنسی:

به برتر دانستن یک جنس به جنس دیگر ترجیح جنسی می گویند . معمولا در کشور ما نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر به دلایل اقتصادی ، تامین اجتماعی و سنی ، داشتن فرزند پسر یک ارزش تلقی می شود و در بسیاری از موارد اگر خانواده ای فرزندی از جنس پسر نداشته باشد به باروری تا رسیدن به حداقل یک پسر ادامه می دهد . به این کار ترجیح مبنی بر نفع پسر می گویند.

5- روشهای جلوگیری:

روشهای پیشگیری از بارداری روشهایی هستند که به خانم ها کمک میکند ، تا ازبارداری ناخواسته پرهیز کنند و شامل همه تدابیر موقت یادائم جلوگیری از بارداری می شود.

هر یک از روشهای پیشگیری از بارداری معایب و امتیازات ویژه ای خود را دارد .

6- قدرت تصمیم گیری زن:

چگونگی میزان قدرت تصمیم گیری زن در مسائل خانواده و هم چنین قدرت تصمیم گیری برای تعداد فرزندان می باشد.

(1-11) محدودیت ها

هر تحقیق بنا به مقتضای خاص خود، دارای مشکلات و تنگاهائی است و پاره ای از همان ابتدا و آغاز کار مشخص است و پاره ای دیگر هم در حین انجام تحقیق مشخص می شود و محقق ضمن کار با آنها مواجه می شود.

در پژوهش حاضر با مشکلاتی مواجه بودیم که سعی می شود این جا به تعدادی از آنها اشاره شود.

1- نبود منابع مهم ومرتبط با موضوع در کتابخانه های غنی در شهر.

2- عدم همکاری بعضی از سازمانها و ارگانها.

فصل دوم

چارچوب نظری

و

پیشینه تحقیق

(2-1) چارچوب نظری

مسالة جمعیت بنابه دلایل اقتصادی و نظامی از دیرباز مورد توجه سیاستمداران ، اندیشمندان و فلاسفه بوده است . دانشمندان گاهی افزایش جمعیت را محرک اصلی توسعه و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی تلقی می کردند. و گاهی نیز کیفیت را به کمیت برتر دانسته و از افزایش جمعیت گریزان بودند ،‌به هر حال همیشه هدف نهایی و اصلی داشتن جامعه ای مرفه و متعادل بوده است و دستیابی به این رفاه راه گاه از طریق کاهش جمعیت و گاه از طریق افزایش جمعیت جستجو می کردند و بالاخره معتقد شدند که باید به حد متناسبی از جمعیت رسید که شرایط اقتصادی و اجتماعی ، بالاترین رفاه ممکن را برای انسان فراهم آورد. با توجه به جریانهای فکری انسان در جمعیت و جامعه،چهار نظام فکری یا چهار نظریه ارائه شده است:

(2-2) نظریه طرفداران افزایش جمعیت (Populationsits)

به اعتقاد پیروان این نظریه که «حامیان افزایش موالید»(Pro-natalists) نیز نامیده می شوند ،‌ امکانات طبیعت و کره زمین برای تغذیه تامین وسایل زندگی افراد بشر نامحدود یا لااقل بسیار وسیع است . بنابراین نباید ازازدیادجمعیت بیم داشت بلکه بر عکس ،باید با توجه به مزایا و محاسنی که این امر می تواند به دنبال داشته باشد از آن استقبال کرد .( کتابی ،1364، 19)

هواداران افزایش جمعیت در بحث از نظریه خود ، دلایل و عوامل را به شرح زیر عنوان
می کنند:

1) اعتقاد دینی و باورهای مذهبی

2) عوامل اقتصادی و تولیدی

3) دلایل و مقتضیات خانوادگی

4) ضرورتهای نظامی و نیروی انسانی

5) سنتها و باورهای فرهنگی

6) جبران کمبود و صفت تامین و رفاه اجتماعی در جامعه

7) جبران ضایعات ناشی از سوانح، قحطی ها و بیماری های طبیعی

بررسی تاریخ عقاید اجتماعی و جمعیتی نشانگر این واقعیت است که در طول تاریخ اکثر ادیان ، شاهان و سلاطین ، فلاسفه اندیشمندان‌، اقتصاد دانان و مکاتب فکری و عقیدتی ، زیادی جمعیت و افزایش تدریجی و مداوم آن را تایید و تشویق کرده اند.

کلیه ی ادیان شناخته شده جهان به استثنای مواردی در میان کاتولیک ها و اسلام ، موافق افزایش جمعیت بوده اند. ادیان معروفی چون یهودیت ، زرتشتی گری، هندوئیسم ، بودائیسم ،‌کنفوسیوسیم ، شنتوئیسم و مسیحیت زیادی اولاد را برکت و نشانة توجه خداوند می شمردند و در دستورات خود کثرت اولاد را تاکید می کردند.

مورد استثنای کاتولیکیسیم نیز به رهبران (پاپ ، اسقف ها ، کاردینالها و کشیشها اختصاص داشت و توده های مردم از این امر عملا مستثنی بودند.

بسیاری از شاهان و سلاطین ، افزایش جمعیت را مورد تایید قرار می دادند و کثرت اولاد را تشویق می کردند.«ژول سزار» امپراطور روم برای خانواده هایی که فرزندان متعدد داشتند جایزه تعیین کرده بودند.« اگوست » مقرراتی وضع نموده که بر اساس آن هر زنی که سه فرزند بدنیا می آورد حق ویژه ای دایر به پوشیدن لباس خاصی ورهایی از اختیار شوهر را پیدا می کرد.

" هرمز چهارم" به پادشاه ایرانی معتقد بود نیرو و ثروت سلاطین به تعداد و فراوانی اتباع آنها بستگی دارد .« موسولینی » معتقد بود که سرنوشت ملت ها به قدرت نفوس آنها بستگی دارد « هیتلر» برای پدران کثیر اولاد معافیت های مالیاتی و رجحانهایی از نظر استخدام قایل شده بود.

فلاسفه و اندیشمندانی چون « ابن سینا» ،« ماکیاولی »(N.Machiavall) و « توماس کامپانلا»(T.campanella) ، جمعیت زیاد را مایه پیشرفت جامعه و رونق آن می دانستند .

اقتصاد دانان شناخته شده ای چون «ژان بودن "(j.Bodin) ویلیام تامپل (w.temple)، و یلیام گدوین (W.Godwin) پرودن (Prodhon) و فرانسواپرو(f.perrou) مری کانتی لیستها(Merchanalhsts) ( سوداگران ) موافق جمعیت زیاد بوده اند.

سوسیالیستها و مارکسیستهای سدة 19 نیز با کاهش جمعیت مخالف بودند . استدلال آنان به طور طبیعی این بود که علت اساسی عقب ماندگی ملت های فقیر جهان ، در جمعیت زیاد آنها نهفته نیست بلکه استیلا جویی سودا گران بین المللی و بهره کشی و نظام جهانی سرمایه داری از این ملت ها می باشد که کم توسعه گی و عقب نگهداشته شدن آنان را فراهم می آورد.(کتابی،1364 :21-20)

(2-3) نظریه مخالفان افزایش جمعیت (restrictionists)

از دیدگاه مهمترین پیروان این نظریه که « مخالفان افزایش موالید »(anti-nataists) نیز خوانده می شوند ، افزایش جمعیت به عنوان یک واقعیت ، پدیده ای است انکار ناپذیر. اینان درعین حال اعتقاد دارند که با به کار بردن روش هایی ، باید از ازدیاد بی حد و حصر جمعیت جلوگیری کرد تا از نابسامانی هایی که نتیجه عدم تعادل میان جمعیت و منابع ثروت است رهایی یافت.(بهنام،1384: 168)

در میان مخالفین افزایش جمعیت چند تمایل فکری دیده می شود:

1) گروهی به « انسان برتر » معتقدند و از انبوه خلق می هراسند . اینان از آن چه که انسان را پایبند کند بیم دارند و از زن و فرزند و خانواده گریزانند.

2) برخی از اینان معتقدند که میان «کیفیت»و «کمیت » تضاد و جود دارد و در طول تاریخ هر گاه کمیت به کیفیت غلبه کرده به پیشرفت مادی و معنوی جامعه خلل وارد آمده است.

3) برخی تاریخ را گواه می گیرند و جامعه های کوچک و خوشبختی مانند آتن و جمهوری های مستقل ایتالیا را مثال می زنند که با داشتن جمعیت کم دوره هایی طلایی و درخشانی داشته اند.

4) سرانجام ، گروهی از جامعه شناسان و اقتصاد دانان هستند که کوشش دارند با کشف و ارائه قوانینی ثابت کنند که جمعیت زیاد موجب فقر و بدبختی می شود.

در دوران باستان فلاسفه ای چون اپیکوریان و رواقیون با افزایش جمعیت موافق نبوده اند و سالهای پس از اسلام ، در کشورهای اسلامی نیز نظریه هایی در محدودیت جمعیت ابراز شده است . اندیشمندانی از متصوفه مانند: سنایی ، حسن بصری ، جامی ، عزالدین کاشانی ، ابن مسکویه ، ابواالعلای معری ، امام محمد غزالی و خواجه نصیر الدین طوسی با افزایش جمعیت مخالف بودند ( جهانفر،1377، 27).

اطلاعات موجودانشان می دهد که در پایان شده 16 « بوتر»(Bottero) ایتالیایی فقدان غذا را باعث محدودیت جمعیت وتزایدنسل میدانست.

«کانتیلون »(Cantikkon) فرانسوی تعداد ساکنین کشور را به وسایل معیشت جامعه مرتبط است .« توماس مالتوس»(T.Malthus) کشیش انگلیسی برای پاسخ به گدوین که در کتاب « عدالت سیاسی » شکل مالکیت را منشاء بدبختی جمعیت ها دانسته بود ،‌قلم به دست گرفت و نظریه جمعیت شناختی معروف خود را بیان کرد.

توماس معروفترین نظریه پرداز مخالف افزایش جمعیت است .

اگر چه در گذشته های تاریخی افراد و نحله های فکری اندکی وجود داشتند که به نحوی مخالف افزایش خانواده بودند ، اما مالتوس نخستین فردی است که به طور رسمی و با استدلال نظام وار ، نظریه خود را مبنی بر مخالفت با افزایش جمعیت مطرح کرد.

اصول اساسی نظریة مالتوس به شرح زیر است:

1) غذا برای بشر لازم است.

2) تولید مثل برای بشر لازم است.

3) افزایش جمعیت سریع تر از تولید مواد غذایی است.

4) جمعیت به نسبت تصاعد هندسی (1،2،4،8،... ) افزایش می یابد در حالی که مواد غذایی به نسبت تصاعد عددی یا حسابی (1،2،3،4،...) رشد می کند.

5) جمعیت هر 25 سال یکبار دو برابر می شود و در طول یک سده 16 برابر می شود در حالی که تولیدات غذایی در این مدت تنها 5 برابر می شود . ( زنجانی ،1354 ،156)

6) سلسله عواملی برای کنترل جمعیت وجود دارد که آنها را جلوگیرنده های مثبت یا منفی می نامند.

به نظر مالتوس جنگ ، قحطی ، امراض همه گیر ، فقر زیاد ،عدم پرستاری صحیح از کودکان و ... از جلوگیرنده های منفی و به تعویق انداختن ازدواج یا نفی کلی آن از جلوگیرنده های مثبت محسوب می شوند.( کتابی ،87،1364)

این واقعیت قابل انکارنیست که نظریه های مختلف ، مخصوصا « نظریه های مربوط به علوم اجتماعی و انسانی » محصول شرایط و اوضاع و احوال محیط و یا دست کم متاثر از آنها هستند. نظریه مالتوس نیز از این قاعده مستثنی نیست . نظریه مالتوس در شرایطی از جامعه انگلستان اواخر سده ی 18 مطرح شد که جامعه در حال صنعتی شدن سریع قرار داشت و به همین جهت کارگران ، به ویژه کارگران صنعتی در افزایش بودند.

وی به دلیل شرایط کلی جامعه و وضع بد محصول در پایان این سده ، فقر کارگران غوغا
می کرد . در این شرایط بود که قانون معروف به « قانون کمک به فقرا»(Porrlaws) در سال 1795 توسط دولت به تصویب رسید.

« ویلیام گدوین » هواخواه و حامی این قانون بود ولی به مالتوس به عنوان سخنگوی بورژوازی تازه به دوران رسیده ، اظهار می کرد که پرداخت سالانه چندین ملیون پوند به کارگران بیکار از محل مالیات صاحبان سرمایه تامین می شود این امر از یک امکان سرمایه گذاری را کاهش می دهد واز سوی دیگر باعث افزایش اولاد کارگران می شود.

نظریه مالتوس در واقع به نفع و در تاکید نظر کسانی بود که میخواستند ثابت کنندفقر و تیره روزی حاکم بر انگلستان آن روز نتیجه یک قانون و زاییده ی عدم تناسب میان جمعیت و منابع ثروت است وارتباطی با نظام اجتماعی و شیوه ی حکومت آن کشور ندارد.

مالتوس گناه فقر و بدبختی خود را ، نه زاییده سازمان اجتماعی موجود می دانست و نه قانون گذاران و حکومت را محکوم می کرد ، بلکه علت اساسی فقر و بدبختی را در غرایز طبیعی انسان جستجو می کرد ( بهنام ،671:1384)

نظریه مالتوس تحت عنوان « مالتوزیانیسم کلاسیک »(Classical Muthusianism) معروف شده است . این نظریه که در کل می خواست کیفت را به کمیت ترجیح دهد ، پس از انتشار ، به دلیل محدودیت های علمی خود ، مورد نقد صاحب نظران قرار گرفت و با وجود تاثیر گذاری عمیق روی مباحث جمعیت شناسی ، تا حدی فراموش شد.

ولی از دهه ی سوم سده ی نوزده گروهی از صاحب نظران جمعیتی و با الهام از اندیشه های وی ، به حمایت از کنترل جمعیت و جلوگیری از افزایش آن برخاستند. وجه اختلاف نظر این گرده که بعد ها به نام « مالتوزیانسیهای نو »(Neo-Malthusiaism) شهرت یافتند ، با مالتوزیانسیتهای پیشین این بود که مالتوس « الزام اخلاقی » را اساسی ترین راه کاهش موالید میدانست در صورتی که گروه ناخواسته ، هر وسیله حتی وسایل غیر مشروع و غیر اخلاقی را دراین امر مجاز می شمردند.(کتابی ،104:1364)

اولین اعلامیه مکتب مالتوزیاسیم نو در سال 1822 با کتاب « فرانسیس پلس»(f.plase) انگلیسی منتشر شد. "پلس" برعکس مالتوس که « اجتناب از ازدواج » را توصیه می کرد . « پیشگیری از حاملگی» را پیشنهاد نمود و این مهمترین وجه تمایز، مالستوزیانسیهای کلاسیک و نواست.

« ریچارد کلاید »(R.Clide)، « جان استوارت میل»(j.s.mill) و « رابرت ویل آورن» (R.D.owen) از پیروان پلس بودند .

«ناولتون » (Noneltown) و « دراسیدال»(Drisdal) فعالیت های مالتوزیا نیستهای نو را دنبال کردند و در سال 1877 نخستین درمانگاه پیشگیری از حاملگی را تاسیس نمودند .

«مارگارت سانجر »(M.Sanjer) و « وگت »(Vogt) آمریکایی از هواداران مالتوزیانسیم نو هستند. ( کتابی ، 1364:107-103)

(2-4) نظریه طرفداران جمعیت ثابت (Stationarists)

مفهوم مورد بحث در نظریه جمعیت ثابت ، « توقف و ثبات » جمعیت است . دراین نظریه مفاهیم « ثبات» و « توقف ثابت » ، « توقف وثبات » جمعیت است . در این نظریه مفاهیم « اثبات » و « توقف » و یا « رکورد» جمعیت را مترادف می گیرند .

هواداران نظریه جمعیت ثابت ، نه با افزایش جمعیت موافقند و نه باکاهش آن ، بلکه اعتقاد دارند وقتی جمعیت به « حد کافی » رسید ، دیگر نباید افزایش یا کاهش داشته باشد. به نظر اینان دگرگونیهای مداوم جمعیت تعادل نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه را به هم می زند. اصطلاح حد کمال ، از نظر سقراط که آن را در « اعتدال » جمعیت جستجو می کرد اخذ شده است.

از هواداران معروف این نظریه « جان استوارت میل » است که می گوید : اگر قرار باشد زمین ما لطف و زیبایی خود را فقط به خاطر افزایش ثروت ها و غذا دادن به تازه وارد دینی که نه خوشبخت تر و نه بدبخت تر از پدران خود خواهند بود از دست بدهد ، صادقانه آرزو می کنم که اخلاف ما تا آن جا ممکن است در ثبات جمعیت کشور خود بکوشند.(بهنام ،1368:178)

هواداران نظریه جمعیت ثابت استدلال می کنند که جامعه به چهار طریق می تواند از امکانات خود استفاده کند :

1) افزایش جمعیت

2) افزایش آسایش و رفاه افراد

3) افزایش میزان مصرف افراد

4) پس انداز

اگر جامعه ای افزایش جمعیت را کنار گذارده ، می تواند همه ی امکانات خود را به تامین رفاه و مصرف بیشتر برای افراد جامعه یا پس انداز و سرمایه گذاری اختصاص دهد.( همان منبع ،178).

نظریه جمعیت ثابت با انتقادهای شدیدی مواجه هستند زیرا سکون جمعیت ، عدم تحول و روکود جامعه را باعث می شود و به دلیل افزایش جمعیت سالخورده ، محافظه کاری را رواج می دهد . گذشته از آن ، تعیین « حد کافی » جمعیت دشواری است چرا که اولا تعیین حد و مرز آن مشکل است ، ثانیا اگر مواد از حد کافی « حد مطلوب » جمعیت باشد ، بانظریه ی جمعیتی متناسب یا مطلوب مشتبه می شود.

(2-5) نظریه ی طرفداران جمعیت متناسب یا مطلوب (Optimalists)

مراد از نظریه حد متناسب جمعیت ، مجموعه افکار و نظریاتی است که به منظور ایجاد بهترین رابطه ممکن میان ثروتها ( منابع ) وجمعیت عرضه شده است . جهت متناسب جمعیتی است که وصول به هدف خاص را به بهترین وجه امکان پذیر سازد.

به عبارت دیگر ، باید چنان تناسبی میان جمعیت و اقتصاد یک جامعه برقرار شود که از همه ی منابع موجود استفاده کامل به عمل آید بالاترین نتیجه حاصل شود.

نظریه جمعیت متناسب رابطه بین « جمعیت » « منابع» را تعیین می کند . زلینسکی (Zelinsky) واژه « منبع » را به « هر ماده یا جسم فیزیکی که در برطرف کردن نیازهای بشری بتوان از آن استفاده کرد» اطلاق می کند .( شیخی ،1368: 124).

مفتکران بزرگ اجتماعی در طول تاریخ در مورد تعادل و تناسب میان جمعیت و منابع اندیشه نموده و آرای خود را به اشکال مختلف ابراز کرده اند. فلاسفه چنین نظیر « کنفسیوس» کوچ دادن جمعیت اضافی را توصیه می کردند . « افلاطون » و « ارسطو» عقیده داشتند که تعداد جمعیت نه آن قدر اندک باشد که استقلال سیاسی و اقتصادی جامعه را به خطر اندازد و نه آن اندازه زیاد که اصول حکومت دموکراتیک کشور رامتزلزل کند (بهنام ،1348 :181).

« ابن خلدون » برای نخستین بار رابطه ی آلودگی هوا و محیط زیست را با جمعیت زیاد مورد بحث قرار داد و توصیه کرد که میان جمعیت و محیط زیست تعادل و توازن برقرار شود . « ژان ژاک روسو» نیز در کتاب « قرار داد اجتماعی » این امکانات طبیعی و جمعیتی تناسب و تعادل را توصیه می کرد . ( بهنام ،1348 ،174).

نظریه « جمعیت متناسب » برای نخستین بار به طور رسمی توسط « کارل و نیکل بل»(k.winkelblech) آلمانی عنوان شد.

او ملت های جهان را از نظر تعداد جمعیت متناسب به سه طبقه تقسیم می کرد:

1) ملت های کم جمعیت (under- Populafed-,ations)

2) ملت های پرجمعیت (over-Popukated- nations)

3) ملت های با جمعیت متناسب normal- populated nations

پس از « وینکل بلخ » « ادوین کانان»(E.canne) و بعدها آلفرد سوری (A.suvey) نیز بحث جمعیت متناسب را مطرح و آن را مورد بسط قرار دادند . آلفرد سووی در این باره اظهار نظر می کند که باید در دفع دو خطر کوشید: زیادی جمعیت و کمی جمعیت . میان این دو ( افراط و تفریط ) است که می توان تصوری ازتعادل متناسب و منطقی داشت ( سووی ،1340 :93).

مهمترین نکته اساسی درجمعیت متناسب ، تعیین ملاک برای این جمعیت است . ادوین کانان
« میزان تراکم جمعیت » را دراین مورد مطرح می کند « لرد بوریچ » (L.Borich) ملاک « تولید سرانه » را عنوان می نماید . دقیق تر از این ها « ویوه وورنه » (V.worneh) « ایجاد بهترین تعادل ممکن بین منابع و جمعیت » را ملاک تعیین حد متناسب جمعیت می داند و بیان می کند که در شرایط زیر به حد متناسبی از جمعیت می توان دسترسی پیدا کرد:

1) تمام افراد فعال در مشاغل مختلف جذب شوند.

2) جمعیت دارای سطح متوسطی از زندگی می باشد.

3) هزینه مواد غذایی حداکثر 50% درآمدخانواده باشد.

4) منابع کشور بودن تخریب مورد بهره برداری قرار گیرد.(مغزی ، 1371 :26)

(2-6)نظریه های باروری

از آن جایی که هیچ کدام از تئوری ها ونظریه های مربوط به باروری به تنهایی توضیح کامل و قانع کننده ای درباره تبیین متغیرات باروری ارائه نمیدهند ، در این زمینه تاکنون نظریات مدلهای گوناگونی ارائه شده است که هر یک از بعد خاص مربوط به خود به باروری نگریسته و به تبیین آن پرداخته اند. مهمترین نظریات عبارتند از :

- تئوری بیولوژیک یا زیستی باروری

- تئوری اقتصادی باروری

- تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری

- تئوری های اجتماعی – فرهنگی باروری

- تئوری های اجتماعی – فرهنگی باروری

- مدل جامعه شناختی باروری

- مدل متغیرهای بینابین

اکنون به شرح مهمترین تئوری ها و مدلهای ذکر شده می پردازیم

(2-6-1) تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری

دو نوع تئوری اقتصادی مربوط به باروری و تغیرات آن مطرح شده است . اولین نوع ، تصمیمات باروری خانواده را در چارچوب مفهوم تخصیص منابع خانوار قرار می دهد . به این بیان که بحث داشتن اولاد را قسمتی از بحث اقتصاد مصرف کننده معمولی به حساب می آورد . این دیدگاه به اقتصاد دانان امکان داده است که بتواندمدلهای گوناگون برای آزمایش حقایق بسازند.

دومین نوع نیز با خانوار شروع می شود و نظر اساسی اش به این امر استوار است که خانواده را با آمارهای اقتصادی کلان مربوط سازد و بکوشد تا منافع اجتماعی را با هزینه های اجتماعی مقایسه کند.( تواناییان فرد ،1368 ، 58).

(2-6-2) تئوری لیبن اشتاین

این تئوری در دهه 1960 ارائه شده است . بر این فرض عملی و تجربی استوار است که نرخ رشد جمعیت تابعی از سطح در آمدهای سرانه است. رشد جمعیت با مراحل مختلف توسعه اقتصادی ارتباط دارد.

زمانی که درآمده های سرانه، معادل سطح حداقل معاش است ؛ نرخ زاد ولد و مرگ و میر در سطح حداکثر است . در این حالت نرخ های زاد و ولد و مرگ و میر برابر بوده و نتیجه رشد جمعیت در سطح بقاست.

اگر درآمد سرانه به سطوحی بالاتر از سطح حداقل معاش افزایش یابد، در این حالت نرخ مرگ و میر کاهش می یابد ، بدون اینکه تغییری در نرخ زاد و ولد ایجاد گردد.

از این نقطه به بعد همراه با رشد درآمد سرانه ، نرخ زاد و ولد کاهش خواهد یافت و زمانی که روند توسعه اقتصادی تحکیم شود ، رشد جمعیت کاهش خواهد یافت.

پس" اشتاین" معتقداست که منفعت و یا عدم منفعت اقتصادی فرزندان عاملی است که باعث می شود والدین تصمیم بگیرند که چه تعداد فرزند داشته باشند. از این رو ایجاد نوعی تعادل بین رضایتمندی اقتصادی ، هزینه های نگهداری فرزند ، زیر بنای اصلی نگرش مردم در تعداد فرزند را تشکیل می دهد .

بر اساس تئوری این اشتاین سه نوع منفعت و دو نوع هزینه در مورد فرزندان وجود دارد:

منفعت ها

- کالا بودن فرزند به عنوان یک منبع لذت برای والدین .

- نیروی کار قلمداد شدن فرزندان

- تامین ونگهداری و الدین در سنین کهولت یا وضعیت های دیگر مثل بیماری یا از کارافتادگی.

هزینه ها:

- هزینه های مستقیم: هزینه های نگهداری و مراقبت های مختلف از فرزند تا زمانی که به مرحله منفعت اقتصادی برسد.

- هزینه های غیر مستقیم : که بر فرصت هایی که مادران به خاطر نگهداری طفل خویش از دست می دهند مربوط می شود.

لیبن اشتاین نتیجه می گیرد که اگر منافع اقتصادی حاصله از وجود فرزند ، بیشتر از هزینه های دو گانه آن باشد ، خانواده انگیزه پیدا می کند که فرزندان بیشتری داشته باشد.( فرزاد معیر،32:1371)

(2-6-3)تئوری بکر

گری بکر ، در مقاله مشهور خود به نام « تحلیل اقتصادی – باروری» در سال 1960 تئوری خود را چنین بیان می کند : رفتار باروری خانواده ها متاثر از رفتار اقتصادی آنهاست و همانگونه که خانواده ها در زمینه اقتصادی در مورد گزینش یک کالا تصمیم می گیرند ، در مورد داشتن فرزند نیز بر ایجاد نوعی تعادل عقلایی درمورد ترجیحات و سلیقه های خود ، میزان در آمد و هزینه های فرزند ، اقدام می کند و از این رو تصمیم آنها را می توان حائز دو شرط عمده دانست:

1- تصمیم گیری عقلایی بین راه حل های جایگزین

2- در نظر داشتن صحبت سودمندی فرزند

وی همچنین خاطر نشان می کند که دولتها جهت اجرای سیاست های جمعیتی در جهت محدود کردن میزان موالید می توانند از طریق عنوان کردن هزینه های متنوع نگهداری فرزند بر ساکنان کشور خود در جهت کاهش موالید عمل نمایند.(معیر، 1371:33)

(2-7) تئوری رفتار مصرف کننده و اقتصاد خرد باروری

اقتصاد دانان برای توضیح وتوجیه علل تغییرات باروری با استفاده از تئوری قدیمی
نئوکلاسیک ها در مورد رفتار مصرف کننده کوشیده اند تا تصمیم بگیرند یک خانوار در داشتن فرزند یا فرزندان چه تجزیه و تحلیلی را ارائه می دهند.

دراین مدل فرض شده است که خانواده ها با داشتن یک درآمد پولی معین و یک سری سلائن و ترجیحات مشخص نسبت به کالاها و خدمات ، سعی می کنند در آمد خود را به گونه ای بین
کالاها ، و خدمات گوناگون تقسیم کنند که به حداکثر رضایت مندی و مطلوبیت دست یابند.

از آن جا که فرض کرده اند که یک فرد اقتصادی به طور معقول عمل می کندو تصمیم برای بچه دار شدن دارای عنصر اقتصادی می باشد که معقول سازی رفتار اقتصادی شامل آن نیز می شود . لذا دیدگان تئوریکی انتخاب فرد مصرف کننده درصدد انتخاب بچه دار شدن در سطح یک خانوار، تحت تاثیر ترجیحات خانوار در مورد فرضا الف: تعداد فرزندانی که می تواند زنده بمانند ( معمولا جنس مذکر) برای مثال در پاره ای از نقاط ، والدین بیش از تعدادی که مایلند فرزند داشته باشند ، فرزند بدنیا می آورند چون می دانند که بعضی از آنها زنده نمی مانند.

ب : هزینه رشد تربیت آنها . و ج: سطح درآمد خانواده قرار خواهند گرفت خصوصا در جوامع فقیر ، فرزندان تا اندازه ای یک کالای سرمایه گذاری اقتصادی به حساب می آیند چرا که دارای یک بازده مورد انتظار هستند که از طریق کار اطفال ، نصیب والدین آنها می شودو هنگامی که والدین به سن بازنشستگی و از کار افتادگی می رسند ، این فرزندان که حالا بزرگ شده اند به صورت منبع مالی می توانند به آنان کمک مالی بدهند.( توانایان فرد ،1368: 114، 115)

(2-8)نظریه میکرو اقتصاد باروری

بر این فرض است که به دلایل زیاد فرزندان چیزی همچون سایر کالای مصرفی و سرمایه گذاری می باشند لذا تقاضا برای بچه دار شدن در سطح یک خانواده تحت تاثیر ترجیحات خانواده ، در مورد فرضاً :

الف: تعداد فرزندانی که می توانند زنده بمانند برای مثال در پاره ای از نقاط والدین بیش از تعدادی که مایل هستند بچه داشته باشند فرزند به وجود می آورندچون می دانند که بعضی از آنها زنده نمی مانند.

ب: هزینه رشد وتربیت آنها.

ج: سطح درآمد خانوار قرار خواهد گرفت خصوصا در جوامع فقیر تا اندازه فرزندان یک یک کالای سرمایه گذاری اقتصادی به حساب می آیند ، چرا که دارای یک بازده مورد انتظار هستند که از طریق کار اطفال نصیب والدین آنها می شود و هنگامی که والدین به سن بازنشستگی و از کار افتادگی می رسند این فرزندان اول و دوم و حتی سوم نقش کالای مصرفی را بازی می کند و فرض که تقاضای سه بچه اول قطعی است .

در حالی که اخذ تصمیم در حدود داشتن یک بچه بیشتر ( چهارم به بعد ) تابع عوامل اقتصادی است که پدر ومادر هزینه بوجود آمدن و منافع مالی آینده آنها را با هم مقایسه می کنند.

منظور از منابع در این جا همان درآمد حاصل از کار کودک در مزرعه و یا کمک مالی ولی در هنگام پیری والدین است و هزینه داشتن فرزند بشر شامل موارد زیر می باشد.

1- هزینه خدمت مادر ، یعنی اگر مادر برای نگهداری فرزندش در خانه نماندو به کارخارج از خانه مشغول باشد چه مقدار عایدش می شود.

2- هزینه تعلیم و تربیت آنها ، یعنی مقایسه بین فرزند کمتر با کیفیت علمی بیشتر فرزند و فرزند بیشتر با کیفیت علمی کمتر و به کارگرفتن و طرز فکر نظریه سنتی رفتار مصرف کننده در مورد باروری خانواده در سطح اقتصاد می کرد و به این نتیجه منجر می شود که هرگاه هزینة ‌فرزندان به علت فرضاً افزایش تحصیلات یا فرصت های اشتغال زنان یا افزایش شهریه مدارس یا برقراری قانون مربوط به حداقل سن کودکان برای کار و غیره افزایش پیدا کند آن گاه والدین فرزندان کمتری تقاضا خواهند کرد که کیفیت فرزندان را به جای کمیت آنان بالا می برد آیا درآمدها از طریق اشتغال در بیرون از خانه را جانشین درآمد فرزند اضافی ناشی از کار در مزرعه می سازد بنابراین اگر این نظریه درعمل صادق باشد می توان برای کم کردن تعداد فرزندان یکی خانوار فرصت های اشتغال با فرد بیشتر برای زنان جوان ایجاد کرد .( توانایان فرد ،1368 ،115 ، 116)

الف ): تقاضا برای فرزند:

عواملی نظیر میزان درآمد ، هزینه ، منافع سلیقه های و عقلائی خانواده تقاضا برای فرزند را تحت تاثیر قرار می دهند . بنابراین چنین تقاضایی از وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ومحیطی موثر بر انتخاب و برنزیهایی خانوار در مورد داشتن فرزند تاثیر می پذیرد.

ب) ظرفیت تولید فرزند.

ظرفیت تولید فرزند عبارتست از تعداد کل فرزندانی که زوجین میتوانند در طول مدت زناشویی بدون استفاده از روشهای پیشگیری داشته باشند که البته این ظرفیت ، تحت تاثیر عوامل زیستی و فرهنگی قرار دارد.

اتیولین بر این اساس در قضیه فوق چنین نتیجه گیری می کند:

- هر گاه ظرفیت تولید کمتر از تقاضا باشد به معنای این است که محدودیتی برای تولید فرزند اضافی وجود ندارد لذا والدین برای تولید فرزندان اضافی دارای انگیزه می شوند.

- هر گاه ظرفیت تولید بیشتر از تقاضا باشد در واقع والدین دچار محدودیت می شوند ولذا جهت جلوگیری از تولید فرزندان ناخواسته ،‌انگیزه دارا شده و از روشهای پیشگیری استفاده خواهند کرد .

ج) : موانع کنترل جمعیت و تنظیم خانواده :

این موانع دو دسته اند : یک موانع مذهبی باروری که مربوط به پذیرش کنترل موالید است و به مجموعه ای از عوامل عقیدتی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد.

دوم : موانع مادی و عینی باروری که شامل هزینه های مالی جهت آموزش وخریداری وسایل کنترل باروری یا جنبه های دیگری مربوط به دسترسی به به وسایل کنترل موالید و فراگیری روشهای آن می باشد.

(2-9)تئوری استیرلین

یکی از برجسته ترین نظریه پردازان باروری ، «ریچارد اسیترلین» است که نظریه خود را با انتقاد از تئوری های اقتصادی باروری عرضه می کند ، در واقع این تئوری دارای متغیر وابسته نهایی به نام « فرزندان متولد شده زنده » است که یک زوج در طول مدت زندگی مشترک زناشویی خود به دنیا می آورند و این متغیر نیز خود تحت تاثیر متغیرهای دیگری بدین شرح می باشد:

(2-10) نظریه پیرامون – مرکز ایسترلین

صاحب نظران نظر پیرامون –مرکز عمدتا بر این نکته تاکید دارند که رفتار جمعیتی ، بخصوص رفتار باروری افراد انعکاس وضعیت اقتصادی – اجتماعی و ضرورتا نیازهای آنها می باشد به طوری که در جوامع سنتی کشاورزی به علت نیاز به نیروی یدی و دستهای فراوان برای کار ، آنها موالید زیاد و ترجیح جنسی را در باروری رعایت می نمایند.

به نظر اینان می بایستی برای تغییر در رفتار باروری در بدو امر عوامل ایجاد کننده نیازهای مادی و فرهنگی آنها را تغییر داد.

شاید به همین لحاظ باشد که به تاثیر اموزش رسمی ( تحصیلات ) و غیر رسمی ( از طریق سازمانهای گروهی جوان رادیو و تلویزون ) که می توانند در ایجاد نیازها و تغییرنیازهای افراد تاثیر داشته باشند تاکید کرده اند .

ایشان عقیده دارند که محیط و جامعه ، افراد نیازهای آنهاست که فرد را وادار به انتخاب الگوی باروری مناسب با نیازهایش می نمایند( حجتی شرق،1379: 20)

(2-11) راه حل دیدگاه اقتصادی باروری

با توجه به چشم اندازی که تئوری اقتصادی بارداری به دست می دهد ،‌این دیدگاه به این باور است که در جریان توسعه اقتصادی از یک طرف فرصت های آموزشی ، مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی گسترش می یابد و از طرف دیگرازنسبت اشتغال در فعالیت های کشاورزی در مقایسه به فعالیت های صنعتی و خدماتی که کاسته می شود بر این اساس چنین نتیجه گیری خواهد شد که طرز تلقی والدین نسبت به بچه به عنوان کالای سرمایه ای رفته رفته رو به افول نهاده و رویکرد به بچه به عنوان کالای مصرفی قوت می گیرد.

درعین حال این نظریه براین باور است که قبل از تحقیق شرایط فوق الذکر می توان براتخاذ سیاست های زمینه افزایش هزینه بچه اتخاذ و اعمال سیاست های جانبی در خصوص هزینه
(خوراک ، پوشاک مسکن ، هزینه های بیمارستانی و زایمانی و افزایش حق بیمه درمانی برای بچه های سوم به بعد ، هزینه های آموزشی و بالاخره هزینه ( فرصت وقت مادر و هزینه فرصت تحلیل توانایی های جسمی و روحی والدین). کاهش منابع اقتصادی مورد انتظار از فرزندان بیشتر به عنوان یک کالای سرمایه ای و یا تامین اجتماعی فراگیر ، به کاهش سطح باروری وکنترل میزان رشد جمعیت نایل آمد .( امین ،1373 : 22-23-24)


تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران

اصل و پایه­ی پزشکی جهان – تاریخچه پزشکی ایران – اولین پزشک و جراح – اولین جراحی آسیا – علل بیماری و بهداشت سومر – اسطوره ی گیل گمش – تاریخچه پزشکی سایر ملل – مصر – آشور و بابل – هند – اولین مایه­کوبی و اولین بیمارستان – سوما – یونان و روم – ارسطو – بقراط – جالینوس – چین – طب قوم یهود – طب سرخپوستان آمریکا
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 200 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 198
تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست جلد اول:

فصل اول قبل تاریخ

اصل و پایه­ی پزشکی جهان – تاریخچه پزشکی ایران – اولین پزشک و جراح – اولین جراحی آسیا – علل بیماری و بهداشت.

سومر – اسطوره ی گیل گمش – تاریخچه پزشکی سایر ملل – مصر – آشور و بابل – هند – اولین مایه­کوبی و اولین بیمارستان – سوما – یونان و روم – ارسطو – بقراط – جالینوس – چین – طب قوم یهود – طب سرخپوستان آمریکا.

تمدن در کجا آغاز شده است؟ - اختراع خط – آسیاب­های بادی – مذهب ایران قدیم – آئین­های قبل از زرتشت و معاصر آن – آئین زرتشت – یکتاپرستی زرتشت – زرتشت و پزشکی – مغ ها - تقسیم­بندی پزشکان – آشوپزشک – دادپزشک – کاردپزشک – سیمرغ و سزارین – گیاه پزشک – هوم – مانتره پزشک – ستور پزشک.

دولت ماد – اسارت قوم یهود – نگاهی به تورات (عهد قدیم).

فصل دوم هخامنشیان:

کورش کبیر – ذوالقرنین – کورش و علوم – ساعات آخر زندگانی کورش – کمبوجیه – اصلاح گاهشماری ایرانی – تاریخچه مصر – اولین دموکراسی – داریوش کبیر – داریوش و علوم – داریوش در تورات – خشایارشا – اردشیر اول – فیثاغورث و ایران – بقراط – سوگندنامه بقراط – اردشیر سوم – ضبط صوت ایرانی – تساوی حقوق زن و مرد.

فصل سوم اسکندر و ملوک­الطوایف

اسکندر مقدونی – صورت و سیرت اسکندر – سلوکیان – دولت پنت – دولت آتروپات – دولت پارت و اشکانیان – سورن کیست – خیزش مجدد فرهنگ ایرانی – اشکانیان و علوم – جالینوس – تولد عیسی مسیح – مشترکات ادیان – فرقه نستوری یا مسیحیان آشوری – انجیل­های دیگر – کشف انجیل برنابا – دولت روم – وضع زنان و بردگان رومی.

فصل چهارم: ساسانیان

اردشیر بابکان – انحراف در دین – شاپور اول ساسانی – شاپور دوم – مانی – دانشکده پزشکی گندی شاهپور – روزگار برتری دین مسیح – یزدگرد اول – بهرام گور – خسرو انوشیروان – بزرگمهر حکیم – انوشیروان و زنجیر عدالت – ازدواج محارم و طبقات اجتماعی – خسرو پرویز – پزشکان معاصر خسرو پرویز – نامه حضرت محمد (ص) – انقراض دولت ساسانی – اردشیر سوم – پوراندخت و آذرمیدخت – یزدگرد سوم و علل سقوط ساسانیان – استیلای عرب بر شام – کمک ایرانیان به اعراب و جنگ قادسیه – فیروز سوم – باو – سلمان پارسی – فرزندان سلمان – هنر ساسانی – کتابسوزی دروغ بزرگ.

مقدمه مؤلف:

بسم الله الرحمن الرحیم

ن و القلم و ما یسطرون* ما انت بنعمه ربک بمجنون* و انَّ لک لَاَجراً غیر ممنون و انک لعلی خلقٌ عظیم... و ان یکادُ الذّین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما، سمعو الذِّکر و یقولونَ انَّهُ لمجنون* و ما هو الا ذکرٌ للعالمین.

انگیزه از تألیف چنین کتابی آنست که بدانیم گذشتگان این مرز و بوم همیشه دوستدار علم و عالمان بوده­اند و در پیشرفت علوم مختلف از جمله پزشکی چه زحماتی کشیده­اند. سرزمین ایران به واسطه موقعیت خاص جغرافیائی در چهارراه جهانی قرار داشته و این چهارراه هم چهارراه حوادث بزرگ جهانی بوده و هم چهارراه علوم جهانی و مملکت ایران فقط توسط جهانگشایان بزرگ بوده است که فتح شده است. علت این سقوط­ها موریانه­هائی بوده است که در تنه این درخت به مرور رشد کرده و لذا با توفانی شکسته است ولی هیچ­گاه از ریشه کنده نشده است و مجدداً به نشو و نما پرداخته است. کشور ایران مطالب جدید و خوب را حتی از دشمن خود گرفته و بهترین آن­ها را به فرهنگ خود ممزوج کرده است و جالب آن­که فاتحان را مغلوب فرهنگ خود و مبلغان فرهنگ خود کرده است.

مثلاً اسکندر (الکساندر فرزند فیلیپ مقدونی) را آن­چنان شیفته خود کرد که آن افسارگسیخته را لجام زد و متمایل به خوی ایرانی کرد و حتی لباس­های ایرانی را بر لباس­های نیمه عریان یونانی ترجیح داد و از وزراء ایرانی و امراء ایرانی جهت اداره ممالک فتح شده خود کمک گرفت.

ایرانیان هیچ تعصب کوری نسبت به علوم نداشته و علوم را از چهار گوشه جهان گرفته و با ذوق و هنر ایرانی آمیخته و بسیار شاخ و برگ بر آن افزوده­اند و به جهانیان عرضه کرده­اند و جهان را مدیون خود کرده­اند.

ایرانیان علاوه بر علوم و فنون، باغ­های ایرانی – بیمارستان­های ایرانی – مملکت­داری و دیوانسالاری معماری و شعر و ادب و بسیار چیزهای دیگر را به جهان عرضه کرده­اند.

مثلاً مغولان بی­فرهنگ را رام خود کرده و آن­ها را به فتح بغداد فرستادند، حکومت عباسی که فقط اسمی از آن عظمت قبلی خود داشت و برای حفظ خود تفرقه در میان امیران بلاد اسلامی می­انداخت و بارها سلاطین ایرانی را برضد هم شورانده بود تا تضعیف شوند، حتی سلطان جلال­الدین خوارزمشاه را که برای کمک از خلیفه جهت جنگ با مغولان به عراق رفته بود، نه تنها کمک نکرد بلکه لشگری را برعلیه او فرستاد تا او را تنبیه کند!!

به اعتراف هندوان درخشنده­ترین دوره هند، زمانی بود که مغولان مسلمان با کمک وزراء ایرانی و معماران ایرانی به بازسازی و عمران آن کشور پرداخته­اند و هندوستان مرکزی برای هنرپروران و اهل قلم جهان آن زمان شد.

اینجانب از تألیف دو منظور برای هموطنان داشته که دچار افراط و تفریط ممکن است باشند. اول آن­که به افرادی که هر سخنی را در مورد عظمت گذشته می­شنوند، آن را تمسخر می­کنند و می­گویند از زنده کردن استخوان پوسیده­ها چه نفعی وجود دارد، بگویم که کودک وقتی قدش بلندتر از پدرش می­شود که بر دوش پدر سوار شود.

دوم به افرادی که عظمت ایرانی را فقط محدود به دوره قبل از اسلام می­دانند، بگویم که به اقرار دوست و دشمن اوج درخشش علوم در ایران بعد از ظهور اسلام بوده است، چراکه حصار طبقاتی را شکست و علوم را از انحصار طبقات خاص خارج کرد که حتی یک کفشگرزاده نیز می­توانست دانشمند شود.

و نه قصد دعوای پان­ایرانسیم دارم چراکه این ترفندها توسط خارجیان در ممالک اسلامی ایجاد شده تا تفرقه بیاندازند و حکومت کنند. و جالب است بدانیم کسانی که بیش از همه بر این طبل­ها می­کوبند که به آن طایفه و نژاد وابستگی هم ندارند. مثلاً در ایران جشن­های 2500 ساله شاهنشاهی با خرج زیر انجام شد، در حالی که امیر اسدالله علم بانی آنست و حتی شاه و فرح با آن اسراف­ها مخالف بودند و به اقرار خودش آن­ها را راضی کرده و این نکته را باید دانست که این غلام حلقه به گوش انگلستان از نژاد ایرانی نبوده و از عرب­تباران بوده است.

صدام حسین که آن همه عرب عرب می­کرد و جنگ با ایران را جنگ عرب بر علیه مجوس و تکرار جنگ قادسیه می­دانست، او اصلاً عرب نبوده و روستای او ترک تبار، عرب زبان بوده­اند یا مصری­ها که داعیه رهبری اعراب را دارند، اصلاً عرب نیستند و قبطی هستند و جالب است که صلاح­الدین ایوبی، سلطان مصر و قهرمان پیروز در جنگ صلیبی، یک کرد است.

و همچنین ابومسلم خراسانی نیز تبارش مشخص نیست و یا سلطان محمود غزنوی که ترک بود مسحور سخن بلند فردوسی می­شود که از ترکان تورانی بد می­گوید و هموست که اولین استقلال­دهنده کامل به سرزمین ایرانیان از سلطه عباسیان است.

شاعر نامدار ایران فردوسی هم وقتی می­خواهد از رستم قهرمان شاهنامه سخن بگوید، رستم را آمیخته­ای از نژاد ایرانی و مادرش را عرب و افغانی می­داند و تعصب به خرج نمی­دهد که از او یک نژاد خالص ایرانی منظور کند. و یک انگیزه برای خارجیان که بزرگان ایران را به نام خود جا می­زنند و کارهای آنان را به نام دانشمندان خود و یا خیلی منصف باشند به نام عرب جا می­زنند و از این­که ذکری از ایران بیاورند پرهیز می­کنند و در کتاب­هایشان به نام تمدن اعراب یا طب عربی می­آورند و اگر هم کسی از ایران را نام ببرند فقط می­گویند از یونان اقتباس شده، جالب است حتی اگر یک مجسمه از زیر خاک درآورده شود می­گویند تحت تأثیر هنر یونانی و غرب است.

ارزش چنین کتاب­هائی که به تاریخ علوم می­پردازند در چند زمینه است:

  1. به قول پروفسور کرالو آلفونسو هیچکس نیست که منکر اهمیت و سودمندی تاریخ باشد، گوئی آدمی با ایشان همزمان و هم­سخن شده است. ابن خلدون گوید: فن تاریخ «اندیشه و تحقیق درباره حوادث و مبادی آن­ها و جستجوی دقیق برای یافتن علل آن­هاست – باید دانست که حقیقت تاریخ خبر دادن از اجتماع انسانی است که همان عمران جهان است و احوالی که بر آن عارض می­شود».

و آگاهی از آن­ها و اندیشه در مسائل و معضلات آن­ها باعث می­شود بدانیم چگونه می­شود از حالات سیاسی و ظهور و سقوط و افت­وخیزهای ملل آگاه شده و از تکرار آن در آینده بکاهیم.

  1. آدمی به پدران و نیاکان خود سرافرازی می­نماید و تکریم این حکیمان و جاودانی کردن اکتشافات و اختراعات و تألیفات ایشان، احسان و انعام به همه بشر است. به قول قرآن (سوره توبه) ان الله لا یضیع اجرالمحسنین.
  2. آن­کس که به عمد از دانستن این­گونه چیزها خودداری کند از بزرگترین لذت و عالی­ترین شادی خاطر که برای هر صاحب عقلی و قدر حال حاضر خود را دانستن را از خود دریغ کرده است.
  3. بعضی علوم قدیمی را کوچک می­شمارند و گمان دارند که هرچه مخالف عقاید و معارف و علوم جدید باشد خطای محض است درحالی­که این­ها نردبان علم بوده­اند و در زمان خودشان حق و درست بوده­اند و ممکن است آن­چه امروز علم حق می­دانیم، نسل بعدی نیز به کوتاهی عقل ما بخندد.
  4. تاریخ علوم مایه عبرت است و ارتباطی ناپیدا از عقل و ادب و روحانیت گذشته با حال دارد.
  5. واجب است این میراث گرانبها را حفظ کرده و به آن افزود، دگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند.
  6. آخرین فایده متصور آن­که با شناختن آداب پژوهش و ابتکار و آفرینش آثار علمی، ما را به راه­هائی که رفته­اند آشنا می­کند و روش­هائی مفید را از نو زنده کند. و علومی که ارتباطی به نیازمندی­های مادی آن روز نداشته­اند روزی مورد استعمال عملی فراوان پیدا کرده است.

در این کتاب می­بینیم که پادشاهان ایرانی از پزشکان خارجی در دربار استفاده می­کرده­اند این نشانه­ی برتری پزشکان غیرایرانی نیست، بلکه از روی سیاست بوده، چراکه از توطئه­های داخلی می­­ترسیدند و عین همین اقدام را سایر پادشاهان در کشورها خودشان نیز انجام می­داده­اند که از پزشکان سایر بلاد در کنار پزشکان خود سود می­برده­اند.

در انتهاء سخنی از آیت­الله خامنه­ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می­آوریم که در مورد خودباوری است در جمع اساتید و دانشجویان ایراد نموده­اند (22 / 3 / 82): «روزی بود که در همین کشور، بعضی افراد از مسلمان [و ایرانی] بودن و نماز خواندنشان خجالت می­کشیدند ... از بسم­الله گفتن در اول سخنرانی خجالت می­کشیدند، از بردن نام خدا و اهل بیت علیهم­السلام خجالت می­کشیدند.

آن روز دشمنان هویت ملی و اسلامی ما، جو فرهنگی را به گونه­ای ساخته بودند که مسلمان جرأت نکند و جسارت نداشته باشد ... انقلاب اسلامی آمد و اسلام را سکه­ی رایج و پرچم سربلندی کرد، آن­گاه در مجامع جهانی ... دیگران هم احساس کردند که مسلمان بودن افتخار دارد من دیدم سران کشورهای [اسلامی] در ابتدای سخنرانی­هایشان در مجامع جهانی، بسم­الله می­گفتند... امروز عیناً همان تهاجم وجود دارد، می­خواهند شما به خاطر شهادت پدران، برادران و فرزندانتان احساس سرشکستگی کنید... اگر روح فداکاری در یک ملت زنده باشد هیچ عاملی نمی­تواند بر آن ملت غلبه کند.» (به نقل از کتاب انقلاب مهدی – نوشته مهدی نوری)

ایرانیان هر زمانی که خود را شناخته­اند، به بزرگی رسیده­اند و در زمان درخشش تمدن اسلامی، این ایرانیان بوده­اند که رهبری مسلمانان را در علم و فن و سیاست به دست داشته­اند و غرب را از بلاد خود عقب زده­اند و شاید به زودی شاهد تکرار مجدد آن باشیم. انشاءالله.

یادآور می­شود مطالب داخل گیومه [] از مؤلف می­باشد. ضمناً از پیشنهادات و انتقادات استقبال می­شود.

دکتر مهدی دماوندی

20 / 9 / 88

جلد اول: نقش ایران باستان در پیشرفت علوم پزشکی جهان

دکتر مهدی دماوندی

فصل اول: قبل تاریخ

اصل و پایه­ی پزشکی جهان:

[اصل و منشاء پزشکی و علوم به انبیاء و در رأس آنان به حضرت آدم (ع) برمی­گردد که در (بقره / 30) قرآن آمده: عَلّم آدم الاسماء کلَّها (و خدای عالم همه اسماء را به آدم تعلیم داد). لقمان حکیم را پدر علم طب نامیده­اند و اولین حکیم اوست]. «لقمان از یکی از تیره­های عاد است، گفته شده که وی عمر درازی کرده است... او را پس از خضر، پرعمرترین مرد عرب دانسته­اند». (ابوحاتم سبحستانی – المعمرین ص 2)

گفته­اند لقمان یکصد و پنجاه سال و حتی بیشتر تا 560 سال سن او را بالا برده­اند. قرآن می­فرماید: «ما به لقمان حکمت آموختیم»... می­گویند او از دانش پزشکی و تاریخ آگاهی داشته است (منتخبات، ص 95)(1)

شهرستانی در کتاب ملل و نحل می­نویسد: هرمس همان ادریس پیامبر است که از استادان ارسطو است.

ادریس نبی (ع) نخستین پیغمبری است که از هیئت و نجوم و حساب گفتگو کرده است(2) . در کتاب veda (= علم و دانش) به زبان سانسکریت 1600 سال قبل از میلاد مسیح، علم طب را خدادادی می­دانستند. (3) سهروردی (شیخ اشراق) معتقد بود که حکمت، کلی و جاودانی است و به صورت­های مختلف در میان هندیان و ایرانیان و بابلیان و مصریان و نیز در میان یونانیان تا زمان ارسطو وجود داشته است و از کیومرث و فریدون و اسقلبیوس نام می­برد.(3)

تاریخچه پزشکی ایران: آن­چه از نوشته­های دیگران مستفاد می­گردد، طب در دوران ایرانیان قدیم (آریان­ها)... قبل از بسیاری از ملل پیشرفت کرده است.(8)

واژه پزشکی یک واژه دیرینه­ی ایرانی است، ریشه آن عبارت از بئشه­زه (Baechaza) می­باشد که به معنی «آسیب­زدا» است، این واژه در زبان پهلوی ساسانی به شکل «بئشه زنشتی» که بعداً به صورت بزشک (Bezechk) و بژشک (Bezhechk) استعمال شد.

دانش پزشکی در ایران باستان پیش از دوره اوستائی و ظهور زرتشت وجود داشته است. اوستا که خود مجموعه­ای از تاریخ و فرهنگ ایرانیان پیش از ظهور زردشت تا به دوره او و الحاقاتی در زمان ساسانیان است، اشاره­های بسیار به دانش پزشکی و پزشکان ایرانی دارد (4). طبیعی­ترین ترجمه زرتوشترا (= به معنی دارنده شتران زرین فام یا جسور است) نشان می­دهد که زرتشت یک شخصیت اساطیری نیست بلکه این نام واقعاً در تاریخ وجود داشته است(5) . یونانیان معتقد بودند که زرتشت شخصیتی تاریخی است و زمان وی را 5500 سال پیش از زمان خود می­دانستند (6) .

اولین پزشک و جراح:

به قول بندهش: «اهورامزدا کاردی (= چاقو) مرصع به «ترتیا» بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد.» ترتیا از خاندان سام بوده و در هندوستان نیز به عنوان نخستین پزشک آریائی شناخته شده است –آن­زمان اتحاد آریائیان هند و ایران بوده است- پس از ترتیا یک آریائی به نام یما (yema = جمشید) مشهور است.

جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی است، نخستین کسی بود که استحمام آب گرم و سرد را مرسوم کرد. زندگی شهرنشسینی به قول فردوسی در زمان جمشید است.(4)

به سنگ و به گچ دیو، دیوار کرد نخست از برنش هندسی کار کرد

چو گرمابه و کاخ­های بلند چو ایوان که باشد پنهان از گزند

پزشکی و درمان هر دردمند درِ تندرستی و راه گزند

بفرکئی نرم کرد آهنا چو خُود و زره کرد و چون جوشنا

به قول بیرونی گرفتن عید نوروز را به جمشید نسبت می­دهند و گویند جمشید برای خود گردونه ساخت در نوروز و بر آن سوار شد و جن و شیاطین او را به یک روز از کوه دماوند به بابل حمل کردند و مردم از دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را عید گرفتند. (48)

برطبق همین اساطیر، الکل نیز توسط جمشید به مردم شناسانده شد و این امر در اثر اشتباه یکی از زن­هایش صورت گرفت... که می­خواست به زندگی خود خاتمه دهد. (7)

از آریائی دیگر ترای­تئونا (Thraetaona) در کتاب ایران و هند یاد شده است. (4)

فریدون را درحقیقت مخترع علم طب و کشنده­ی روح خبیث که انگره­مینو باشد می­دانند و دهنده هوم و تریاق (8) به نظر دکتر محمد معین (در کتاب مزد یسنا) آنست که ترای­تئونا همان فریدون است. فریدون، ضحاک ماردوش را به بند می­کند. ضحاک در اوستا اژدهاک نامیده شده... تقریباً از جاودانی­ها است.

در بندهش گوید: آن­گاه که فریدون به اژدهاک که او را بیوراسپ نیز گویند، دست یافت، چون نتوانست او را بکشد در کوه به زنجیر بست. (9)

بیاورد ضحاک را چون نوند به کوه دماوند کردش به بند

به کوه اندرون جای تنگش گزید نگه کرد غاری بنش ناپدید

بیا تا جهان را به بد نسپریم بکوشش همه دست نیکی بریم.

اولین جراحی آسیا:

نخستین عمل جراحی مغز در آسیا، در سیستان انجام شده است، بیش از پنج هزار سال پیش (3200 ق.م) در شهر سوخته، جمجمه دختر 14 ساله­ای شکافته شده و جراحی مغز بر روی او صورت گرفته که بیش از 6 ماه زنده مانده است.

در اوستا از گیاهی نام برده شده که معنی آن «بیهوشی» است به نام «بنگهه» که در زبان پهلوی به صورت «منگ» درآمده است. (10)

مطالعات نوین نشان داده است که به وسیله سنگ چخماق می­توان ظرف پنج تا شش دقیقه استخوان جمجمه انسان را سوراخ کرد. (66)

شهر سوخته در 56 کیلومتری راه بین زابل و زاهدان... گسترده­ترین دوره آن مربوط به لایه­های هفتم تا پنجم مربوط به 2800 سال پیش از میلاد مسیح است (4700 سال قبل) که وسعت 80 هکتار است.

این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب داشت، جراحی­های روی جمجمه [تصویر 29 (از موزه تاریخ پزشکی ایران) در کتاب تاریخ مصور پزشکی جهان مؤلف دکتر ولی­الله محرابی (جلد اول) می­توانید ملاحظه نمائید.]

[ساخت چشم مصنوعی در شهر سوخته که از قیر به شکل گلوله درآورده و با رشته­هائی از طلا به داخل حفره اربیت (= کاسه چشم) جای داده­اند.]

قدیمی­ترین دوره تاریخ پزشکی در ایران مربوط به خوارزم امروزی (آریاویژ) است که سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می­باشد. (8) و با توجه به اطلاعات پراکنده­ای که در این زمینه باقی مانده است می­توان چنین نتیجه گرفت که وضع پزشکی در ایران باستان خیلی پیشرفته­تر از آشور بوده است.(7) در مجمل­التواریخ آمده: «در ایران هیچ دفتر علم قدیم نماند که اسکندر نسوخت و آن­چه خواست به رم فرستاد. ابن­ندیم در الفهرست می­نویسد: «هرچه کتب علمی در کتابخانه­های شهر [استخر] بود از روی آن­ها به فرمان اسکندر نسخه برداشتند و همه را به زبان رومی ترجمه نموده و سپس نسخه­های اصلی را آتش زد و پاک سوختند. (11)

آدم بی­دانش و نادان را در آئین زرتشتی، بی­دین تلقی می­نمودند(8) ولیکن از آموختن چاره نیست که گوید که دانا و نادان یکی است.

... ندانی چو گوئی که دانا شدم بهر آرزو بر توانا شدم

چنان دان که نادان­ترین کس توئی چو گفتار دانندگان نشنوی [یعنی چیزی به نام فارغ­­التحصیلی وجود ندارد]

علل بیماری و بهداشت:

آریائی­ها عموماً علل بیماری­ها را از خشم خدایان دانسته و برای رفع آن برای خدایان به قربانی می­پرداختند و بعداً از این نظر کمی عدول گردید و عامل مهم بیماری را از اهریمن دانستند و این وسوسه اهریمنی را به انگره­مینو نسبت داده­اند. «پس مار (= اهریمن) به من نظر انداخت و پس از آن برای من 999 / 99 مرض پیدا کرد.» (8)

خرداد، فرشته نگهبان آب است، مجازات فردی که در آب جاری، اخلاط و آب دهان می­انداخت می­بایست مبلغی جهت آتش مقدس به مغان بپردازد و همچنین صد حیوان موذی بکشد.

فیثاغورث در سیاحت­نامه خود در ایران گوید: سلاطین هخامنشیس پیوسته از آب رودخانه نزدیک شهر شوش استفاده می­نمودند و در مواقع سفر از هر آبی نمی­آشامیدند و برای این کار... آب را در تنگ­های نقره ذخیره نموده در مسافرت­ها وسط گردونه­ها می­کشیدند [آب را می­جوشاندند] تا رفع احتیاج نمایند.

ایرانیان باستان از خوردن گوشت خزندگان و دوزیستان و حیوانات گوشتخوار پرهیز و از خوردن گوشت خوک و سگ و انسان و مردار اجتناب می­ورزیدند... عفونت در بالای رودخانه را بیش از پائین می­دانسته­اند!! –متصدیان کفن و دفن مردگان و زن حائض و آبستن و زنی که بچه مرده به دنیا آورده... باید دور از افراد سالم باشند.- در وندیداد از مرگ بی­هنگام (احتمالاً سکته) نام آمده بیماری پیس (vitiligo) در اوستا به نام paesa) پئسه آمده. آن را با جذام اشتباه کرده لذا او را طرد می­کردند و کبوتران سفید را عامل آن دانسته لذا آن را نیز دور می­کردند. ایرانیان باستان به بیماری ­های پوستی و زیبائی و تناسب اندام معتقد بودند و در درمان آن­ها می­کوشیدند. (8) [شاید امروزه هم این­ همه عمل راینوپلاستی (عمل بینی) در ایران شایع است، ریشه­ی قدیمی داشته باشد.]


نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور

همانطور که گفته شد خانه‌های بهداشت روستایی و پایگاه‌های بهداشت شهری و نیز مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی اصلی‌ترین واحدهای ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی هستند سطوح بالاتر وظیفه پذیرش موارد ارجاع بیماران (که نیاز به خدمت تخصصی دارند) و برنامه‌ریزی‌های بهداشتی را بر عهده دارند به مجموعه سطوح مختلف ارائه خدمات و برنامه‌ریزی بهداشتی نظام شبکه می‌
دسته بندی بهداشت عمومی
فرمت فایل doc
حجم فایل 86 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 146
نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

اول: کلیات

نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور

همانطور که گفته شد خانه‌های بهداشت روستایی و پایگاه‌های بهداشت شهری و نیز مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی اصلی‌ترین واحدهای ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی هستند. سطوح بالاتر وظیفه پذیرش موارد ارجاع بیماران (که نیاز به خدمت تخصصی دارند.) و برنامه‌ریزی‌های بهداشتی را بر عهده دارند به مجموعه سطوح مختلف ارائه خدمات و برنامه‌ریزی بهداشتی نظام شبکه می‌گویند. برای درک بیشتر نقش و موقعیت این واحدها می‌بایستی نمای سازمانی و شرح وظایف سطوح مختلف نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور را معرفی کنیم.

نظام بهداشتی کشور ایران را می‌توان در سه شهرستان ، استان و کشور مرور کرد:

سطح شهرستان

در سطح شهرستان همانطور که در نمودار دیده می‌شود واحدهای اجرایی – از پایین به بالا – را خانه بهداشت و پایگاه بهداشت شهری ، مرکز بهداشتی درمانی (روستایی و شهری) و مدیریت شبکه بهداشتی درمانی شهرستان تشکیل می‌دهد. مدیریت شبکه بهداشتی درمانی شهرستان خود از دو بخش اصلی ، مشتمل بر مرکز بهداشت شهرستان و بیمارستان شهرستان تشکیل شده است .

نمودار سطح مختلف شبکه بهداشت

خ – ب = خانه بهداشت

پ – ب = پایگاه بهداشت شهری

خانه بهداشت

خانه بهداشت واحدی است مستقر در روستا : که غالبا چند روستای دیگر (روستای قمر) را نیز پوشش می‌دهد. بهورزان زن و مرد ، کارکنان خانه بهداشت را تشکیل می‌دهند . بهورزان بومی هستند و این امر منجر به ارتباط مداوم آنها با مردم می‌گردد .

وظیفه خانه بهداشت اجرای برنامه‌های بهداشتی و ارائه خدمات موجود در آنها به گروه‌های مختلف است. به منظور خدمات بهداشتی باید چارچوب ذیل برای هر برنامه بهداشتی به منظور ترغیب آنها به ورود برنامه‌ها و بهره‌مندی از خدمات در هر خانه بهداشت اجرا شود:

شناسایی جمعیت هدف برنامه‌های بهداشتی

آموزش به جمعیت هدف

ارائه خدمات به جمعیت هدف

ثبت اقدامات انجام شده و نتیجه آن و ارسال گزارشات

پایگاه بهداشت

پایگاه بهداشت واحدی است مستقر در مناطق شهری که اقدامات به ارائه مراقبت‌های اولیه بهداشتی در جهت مشخصی از شهر می‌نماید. تعداد پایگاه‌های موجود در یک شهر بستگیبه جمعیت آن شهر دارد. پرسنل ارائه کننده مراقبت‌های اولیه بهداشتی در پایگاه‌ها را کاردانهای بهداشتی تشکیل می‌دهند. پایگاه بهداشتی شهری اولین واحد عرضه کننده مراقبت‌های بهداشتی در شهر است.

مرکز بهداشتی درمانی

مرکز بهداشتی درمانی شامل مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی است . مرکز بهداشتی درمانی روستایی واحدی مستقر در روستا است که یک ختنه بهداشت را در همان روستا و غالبا چند خانه بهداشت از روستاهای دیگر را تحت پوشش خود دارد. در مرکز بهداشتی درمانی روستایی گروهی از کاردانهای بهداشتی ، بهیار و کارکنان اداری با رهبری پزشک کار می‌کنند.

مرکز بهداشتی درمانی روستایی اساسی را بر عهده دارد:

وظیفه ارائه بخشی و درمانی که در خانه‌های بهداشت امکان آن وجود ندارد، نظر درمان برخی بیماریها که بهورز قادر به اجرای آنها نیست و یا ارائه برخی از خدمات مانند کاشتن (ای – یو – دی) که توسط بهورزان قابل ارائه نیست و نیز انجام آزمایشات تشخیص طبی و ... این خدمات اکثرا از طریق ارجاع بیماران یا افراد از خانه بهداشت به مرکز بهداشتی درمانی ارائه می‌شود. البته ممکن است در برخی مرکز بهداشتی درمانی خود رأسا اقدام به ارائه خدماتی خاص نمایند . مانند نمونه‌گیری از مواد غذایی و ... این وظیفه مشتمل بر برنامه‌ریزی اجرایی ، سازماندهی منابع ، رهبری و هدایت واحدهای تابعه (خانه بهداشت) و بالاخره کنترل و نظارت بر فعالیت‌ها است. این موضوع در نمودار نمایش داده شده است.

نمودار اعمال مختلف مدیریت در مرکز بهداشتی درمانی برنامه‌ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل

در زمینه ارائه خدمات مرکز بهداشتی درمانی روستایی وظیفه دارد در صورتی که مراجعه کننده نیازمند خدمات تخصصی باشد وی را به سطوح بالاتر (پلی کلینیک تخصصی یا بیمارستان) ارجاع دهد.

علاوه بر این زمینه مدیریت نیز مرکز بهداشتی درمانی وظیفه دارد چنانچه حل مشکلی نیازمند مساعدت مرکز بهداشت شهرستان باشد از آنها استمداد جوید. به عنوان مثال در زمینه تامین منابع و نیز بررسی‌های خاص و ... مرکز بهداشتی درمانی شهری نیز وظایفی نظیر مرکز بهداشتی درمانی روستایی با اندک تفاوت دارد . این مرکز وظیفه نظارت بر پایگاه‌های بهداشتی شهری و پذیرش موارد ارجاع را بر عهده دارد.

تسهیلات زایمانی

مرکز تسهیلات زایمانی واحدی است مستقر در روستا که یک حوزه جمعیتی بزرگ را تحت پوشش دارد . هر مرکز تسهیلات زایمانی توسط کاردانان مامائی و یک راننده آمبولانس اداه می‌شود. وظیفه این کاردانها این است که در تمام 24 ساعت به زایمانهای طبیعی کمک کنند و موارد پیچیده و دشوار را به نزدیکترین بخش بیمارستانی اعزام نمایند. خدمات تنظیم خانواده (از جمله I.U.D ) از خدمات دیگر هر مرکز تسهیلات زایمانی است.

مرکز آموزش بهورزی:

در نظام خدمات بهداشت و درمان ، مرکز آموزش بهورزی جایگاهی پراهمیت و حساس دارد . اهمیت مرکز مرکز آموزش بهورزی در این است که جمعی از فرزندان محرومترین نقاطکشور برای خدمت برای مردم همان نواحی توسط مریان تربیت می‌شوند .دانش آموز بهورزس در طول مدت آموزش خود با مربین مرکز آموزش بهورزی پیوندی دائمی و تعیین کننده دارد ، از آنان تعلیم می‌گیرد، توسط آنان هدایت می‌شود و با راهنمایی آنان برای خدمت به جامعه آموزشهای لازم را کسب می‌نمایند.

هر مرکز آموزش بهورزی علاوه بر مدیر مرکز ، چندین مربی دارد . مدیر و مربیان هر مرکز آموزش بهورزی، شورای مربیان آن مرکز را تشکیل می‌دهند. مرکز آموزش بهورزی وظیفه تربیت بهورزان و نیز بازآموزی بهورزان شاغل در خانه‌های بهداشت را بر عهده دارد . این مرکز تحت پوشش مرکز بهداشت شهرستان فعالیت می‌کند.

مرکز بهداشت شهرستان:

واحدی است خود گردان که سه مسئولیت اساسی زیر را بر عهده دارد :

الف- پشتیبانی واحدها و سطوح تحت پوشش به لحاظ نیروی انسانی و مالی.

ب- پایش و ارزش‌یابی برنامه‌ها و مداخله متناسب با آن.

ج- شناسایی مشکلات جدید و برنامه‌ریزی و هدایت واحدها و سطوح در جهت حل آن.

واحدهای مختلف کارشناسی و پشتیبانی در مرکز بهداشت شهرستان وظیفه نظارت بر فعالیت مراکز بهداشتی درمانی و نیز مرکز آموزش بهورزی و خانه‌های بهداشت بهداشت – و پشتیبانی آنها را بر عهده دارند.

بیمارستان شهرستان:

واحدی است خودگردان که به صورت بیمارستان عمومی حداقل با 7 تخصص جراحی ، داخلی ، کودکان ، زنان و زایمان ، بیهوشی ، رادیولوژی و آزمایشگاه و با بخش‌های بستری ، پلی کلینیک‌های تخصصی و اورژانس اداره می‌شود و باید محل قبول ارجاع شدگان از مرکز بهداشتی درمانی (شهری و روستایی) باشد.

بیمارستان شهرستان به طورکلی علاوه بر درمان تخصص سرپایی و بستری برای بیمارانی که از مرکز بهداشتی درمانی معرفی می‌شوند می‌بایست اقدام به اعلام نتایج و توصیه‌های درمانی به مراکز بهداشتی درمانی نمایند.

انجام خدمات درمانی لازم در مورد فوریت‌های پزشکی از جمله دیگر وظایف بیمارستانی است .

مدیریت شبکه بیمارستانی :

مدیریت شبکه شهرستانی وظیفه هماهنگ سازی در واحد خودگردان بیمارستان و مرکز بهداشت شهرستان و نظارت بر فعالیت آنها را بر عهده دارد.

2- سطح دانشگاه یا دانشکده علوم پزشکی (استان):

این سطح دارای چندین معاونت است که بر فعالیت‌های بهداشتی مراکز بهداشت شهرستان و سطوح تابعه و نیز بر فعالیت بخش‌های درمانی نظیر بیمارستانها و پلی‌کلینیک‌های تخصصی و بخش درمانی خصوصی نظارت کرده و وظیفه پشتیبانی آنها را بر عهده دارد .

3- سطح کشوری :

وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی نهاد اصلی سیاست گذاری در زمینه‌های مختلف مربوط به بهداشت سطح کشور است. وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی ، از معاونتهای مختلف تشکیل شده است . این وزارتخانه‌ها کار تدوین سیاست‌های اولیه بهداشتی و درمانی کشور و تدوین برنامه‌های ملی را بر عهده دارد.

بهداشت محیط و بهداشت حرفه‌ای در خانه بهداشت

از سال 1334 بهداشت محیط ابتدا با هدف تامین آب آشامیدنی شهرها فعالیت خود را آغاز کرد و پس از آنکه این وظیفه به سازمان آب محول شد تامین آب آشامیدنی در روستا از وظایف بهداشت محیط باقی ماند که بعد از پیروزی انقلاب نیز این وظیفه بر جهاد سازندگی انتقال یافت .

پس از بحث ادغام بهداشت محیط در سیستم شبکه و استفاده از نیروهای بهداشتی موجود در شبکه ، از بهورزان خانه‌های بهداشت تا کاردهانهای مراکز بهداشتی درمانی برای بهبود و تقویت برنامه‌های بهداشت محیط استفاده گردید. اما تاریخچه بهداشت حرفه‌ای برمی‌گردد به سالهای 1342 که قانون کار تصویب شد و با توجه به کمبود نیروی بهداشت حرفهای در کشور عملا این قانون اجرا شد.

از سال 1359 در وزارت بهداشت ، اقدام با تقویت خدمات بهداشت حرفه‌‌ای گردید ، ولی در سال 1362 دولت مصوبه‌ای را در مجلس تصویب کرد که بر اساس آن وظایف وزارت کار در زمینه بهداشت کارگران به وزارت بهداشت محول شد .

بر همین اساس وزارت بهداشت توانست نیروهای بهداشت حرفه ای را به خدمت بگیرد و نظارتهای بهداشت حرفه‌ای را آغاز کند .

شاخص‌های برنامه‌های بهداشت حرفه‌ای در خانه‌های بهداشت

برنامه‌های بهداشت حرفه‌ای از سال 1372 در شبکه‌های بهداشتی درمانی کشور ادغام گردید و هم اکنون در 128 شهرستان این طرح در حال انجام است . در این برنامه 686 مرکز بهداشتی درمانی شهری ، 1142 مرکز بهداشتی درمانی روستایی و 6675 خانه بهداشت ، 11961 بهورز، 2593 کاردان ، 2116 پزشک مشارکت دارند، با انجام این برنامه شاخص‌های برجسته زیر به دست آمده است:

92%=100* تعداد کل کارگران تحت پوشش/ تعداد پرونده‌های بهداشتی تشکیل شده برای کارگران

9/32%=100* تعداد کل عوامل زیان آور/ تعداد عوامل زیان آور کنترل شده

5/21%=100* تعداد کل کارگران دارای پرونده پزشکی/ تعداد کارگران تحت پوشش معاینات دوره‌ای

78%=100* تعداد کل کارگاهها / تعداد کارگاههای تحت پوشش بازدید اولیه

100%=100* تعداد کارگاه تحت پوشش اولیه / تعداد کارگاههای تحت پیگیری قرار گرفته

65%=100* تعداد کل کارگران/ تعداد کارگران کارگاه‌های تحت پوشش

34%= 100* تعداد کل کارگاه‌های تحت پوشش / تعداد کارگاه دارای تسهیلات بهداشتی نامناسب

شاخص‌های برنامه‌های بهداشت محیط در خانه‌های بهداشت:

شاخص‌های زیر پس از بحث و گفتگو در ستاد گسترش شبکه‌های بهداشتی درمانی کشور در خصوص برنامه‌های بهداشت محیط در خانه‌های بهداشت مورد تصویب قرار گرفت .

درصد خانوارهای روستایی که به آب آشامیدنی دسترسی دارند.

100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش / تعداد خانوارهایی که به آب آشامیدنی دسترسی دارند.

درصد خانوارهای روستایی که از شبکه آب آشامیدنی برخوردار می‌باشند.

100* تعداد کل خانوار‌های تحت پوشش/ تعداد خانوارهایی که از شبکه آب آشامیدنی برخوردار می‌باشند.

درصد خانوارهای روستایی تحت پوشش دارای توالت بهداشتی

100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهای روستایی دارای توالت بهداشتی

درصد خانوارهای روستایی که زباله و فضولات حیوانی را به روش بهداشتی جمع‌آوری و دفع می‌کنند.

100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهای روستایی که زباله و فضولات حیوانی را به روش جمع‌آوری و دفع می‌کنند.

درصد اماکن عمومی روستایی دارای معیار بهداشتی

100* تعداد کل اماکن عمومی روستایی تحت پوشش/ تعداد کل اماکن عمومی روستایی با معیارهای بهداشتی

درصد مراکز تهیه و توزیع مواد خوراکی و بهداشتی روستایی دارای معیار بهداشتی

100* تعداد کل مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد خوراکی و بهداشتی تحت پوشش/ تعداد کل مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد خوراکی و بهداشتی روستایی دارای معیارهای بهداشتی

درصد کارکنان مراکز و اماکن روستایی که دارای کارت معاینه پزشکی معتبر هستند.

100* تعداد کل کارکنان مراکز تهیه و توزیع و فروش و اماکن عمومی تحت پوشش/ تعداد کارکنان مراکز و اماکن روستایی دارای کارت معاینه پزشکی معتبر

درصد مراکز بهداشتی درمانی و روستایی که از نظر بهداشت محیط (آب، سرویس‌های بهداشتی، زباله و نظافت عمومی) دارای شرایط مطلوب هستند.

100* تعداد کل مراکز بهداشتی درمانی روستایی تحت پوشش تعداد مراکز بهداشتی درمانی روستایی که از نطر بهداشت محیط دارای شرایط مطلوب هستند.

تعریف بهداشت محیط و فعالیت‌های آن

بهداشت محیط مسئله اجتماعی است که با تمام افراد جامعه سر و کار دارد و روی فرد و محیط زندگی تاثیر دارد. منظور از بهداشت محیط یکسری از فعالیت‌هایی است که برای سلامت مردم با کمک و شرکت خود آنها باید انجام شود تا به تندرستی یعنی رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی برسند.

فعالیت‌های بهداشتی محیط

1- برنامه کنترل آب آشامیدنی

الف- کلرسنجی روزانه به طور متوسط 5 نمونه در روز از آب شرب منطقه.

ب- گزارش موارد نامطلوب کلرسنجی به ارگان‌های مربوطه.

ج- نمونه‌برداری از آب شرب به طور متوسطه 15 نمونه در ماه.

د- پیگیری موارد نامطلوب نمونه‌برداری تا مشخص شدن علت آن.

ن- ثبت روزانه کلرسنجی و گزارش آن به ستاد بهداشت محیط.

2- برنامه کنترل و بازدید از مراکز تهیه و توزیع و اماکن عمومی

الف- بازدید از اماکن و مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی حداقل 60 باب در ماه.

ب- پیگیری اماکن و مراکزی که دارای نواقص بهداشتی می‌باشند و رساندن آنها به حد مطلوب.

ج- شناسایی اماکن و مراکز فاقد کارت بهداشت و اقدام قانونی مربوط.

د- معرفی متصدیان متخلف از مقررات آئین‌نامه ماده 13 به ارگان‌های مربوط به طور متوسط 10 مورد در ماه.

ن- صدور پیشنهاد تعطیلدر مورد اماکن و مراکزی که بهسازی نشده‌اند حداقل به تعداد دو باب در ماه.

و- صدور اخطار تعطیل و تعطیلی مکان کسب به تعداد یک باب در ماه جهت رفع کامل نواقص بهداشتی.

ه- صدور کارت تندرستی برای متصدیان به طور متوسط 20 کارت در ماه.

ی- صدور صلاحیت یا عدم صلاحیت بهداشتی در مورد مکان‌هایی که تقاضای تجدید و یا صدور جواز کسب کرده‌اند.

3- برنامه کنترل بازدید طرح‌های ضربتی و کنترل اماکن حساس

الف- طرح ضربتی و بازدید از آرایشگاه‌های زنانه و مردانه در آبان ماه.

ب- برگزاری طرح تشدید و کنترل کارگاه‌های قنادی- قنادان در ماه رمضان.

ج- طرح ضربتی و کنترل و بازدید از حلیم‌پزی در ماه رمضان.

د- برگزاری طرح تشدید و کنترل پزندگی‌ها و کبابی‌ها در آذر ماه و اسفند ماه.

ن- برگزاری طرح تشدید و کنترل نانوایان در دی ماه.

و- کنترل عدم مصرف جوش‌شیرین در نانوای‌ها و ضبط جوش‌شیرین‌های مصرفی در نانوایی.

ه- اجرای مقررات اماکن و مراکز مربوط به هر صنف و قطع سهمیه و تعطیلی اماکن جهت تعطیلی و بهسازی.

4- برنامه نمونه‌برداری مواد غذایی

الف- نمونه‌برداری از مواد غذایی مشکوک در طی 6 ماه.

ب- اجرای دستورالعمل‌های مربوط به ماد غذایی و ضبط مواد غذایی ممنوع اعلام شده و اقدام قانونی مربوط.

ج- کنترل تاریخ مصرف مواد غذایی و معدوم کردن مواد غذایی فاسد و تاریخ مصرف گذشته.

د- نمونه‌برداری از خامه در قنادی و روغن زولبیا و بامیه در ماه رمضان.

ن- نمونه‌برداری از کباب کوبیده، سالاد، سماق از سالن غذاخوری.

5- بررسی وضعیت و شناخت بهداشت مدارس

الف- بازدید به طور متوسط 3 باب مدرسه در ماه.

ب- پر کردن فرم‌ها و آئین‌نامه‌های مربوط به بهداشت مدارس بعد از هر بازدید.

ج- گزارش نتایج بازدید از مدارس به ستاد مربوط.

6- بررسی و شناخت وضعیت بهداشت مدارس

الف- بازدید از مساجد تحت پوشش در هفته غبار روبی مساجد.

ب- پر کردن فرم‌ها و آئین‌نامه‌های مربوط به بهداشت مساجد و شناخت وضعیت موجود.

ج- ارائه گزارش بازدید از مساجد به ارگان‌های مربوط.

7- برگزاری کلاس‌های آموزشی

الف- پخش تراکت آموزش هشدارهای بهداشتی جهت بالا بردن آگاهی‌های عممی فرهنگ بهداشت هنگام بازدید.

ب- برگزاری کلاس‌های آموزشی سالم‌سازی سبزی‌جات، گروه هدف: مادران.

ج- برگزاری کلاس‌های آموزشی، گروه هدف: قنادان در آذر ماه.

د- برگزاری کلاس آموزشی، گروه هدف: هئیت امناء مساجد. موضوع: بهداشت مساجد.

ن- برگزاری کلاس آموزشی آگاهی از مقررات ماده 13 گروه هدف: صنوف مختلف.

و- برگزاری کلاس آموزشی مخاطرات بهداشتی ناشی از فاضلاب و زباله گروه هدف: مادران.

8- فعالیت‌های متفرقه

الف- ارائه پمفلت و مقاله در موضوعات مختلف در ارتباط با بهداشت محیط.

ب- رسیدگی به شکایات رسیده از طرف شهروندان.

ج- شرکت در سمینارها و کارگاه‌های آموزشی.

د- پاسخ به نامه‌های اداری رسیده از ارگان‌های مختلف.

ن- رسم نمودارهای شاخص بهداشتی و در آوردن شاخص‌های بهداشت محیط در طی 6 ماه برای مشخص شدن وضعیت کنونی.

و- تنظیم دفتر بایگانی و امور مربوط به آن و دفتر وضعیت اماکن عمومی و مراکز تهیه و توزیع.

ه- ثبت بازدیدهای انجام شده در پرونده‌های پیگیری و دفتر گزارش بازدید روزانه از اماکن.

ی- تنظیم آمارهای ماهیانه و گزارش آن به ستاد بهداشت محیط.

کارآموزی در بهداشت محیط

هدف از این دوره آشنا شدن دانشجو با:

1- محیط کار و نحو انجام کار و ضوابط و مقررات مربوطه.

2- وظایف، ابزار و وسایل مورد نیاز.

3- تقویت روابط عمومی با همکاران در محیط کار.

4- نحوه برقراری ارتباط با مردم.

5- ارتباط بین دانش تئوری و عملی.

راه‌های ایجاد تغییر رفتار در مردم

ما می‌خواهیم با تغییر رفتار در مردم به آنها کمک کنیم تتا از زندگی سالم‌تر و بهتری بر خوردار شوند. معمولاً سه راه عمده برای ایجاد تغییر رفتار در مردم وجود دارد که عبارت هستند از:

1- استفاده از قانون

2- دادن اطلاعات

3- بحث و گفتگو و مشارکت

1- استفاده از قانون

در واقع در این روش کارمند بهداشتی آن دسته از مردمی که رفتارهای غیربهداشتی دارند را تهدید می‌کند که اگر رفتارشان را تغییر ندهند آنها را به دادگاه معرفی خواهد کرد. این کار ممکن است در ابتدا موثر باشد ولی به مرور زمان برای مردم عادی شده و بی‌اثر خواهد شد.

2- دادن اطلاعات

در این روش کارمند بهداشتی مسائل مختلف بهداشتی را برای مردم شرح می‌دهد. این آگاهی در صورت پذیرش مردم می تواند به درجاتی سبب رفتار آنها گردد.

3- بحث و گفتگو و مشارکت

بهترین راه برای تغییر رفتار مردم این است که به دیدن آنها برویم و یا این که فرصت دیدار و مصاحبه با آنها را در خانه بهداشت فراهم کنیم. با آنها صحبن کنیم و بخواهیم که از مشکلات نشان برای ما صحبت کنند، سپس از آنها بخواهیم که فکر کنند و بگویند دلیل بوجود آمدن مشکلات چیست و آنها را در شناخت صحیح و درست مشکلات و پیدا کردن راه‌حل راهنمایی کنیم. وقتی آنها توانستند رته حل شده و در رفتارهایشان تغییر بوجود خواهد آمد. این روش یکی از مهم‌ترین روش‌ها در ایجاد تغییر در رفتار مردم است.

ارتباط خوب در آموزش بهداشت

ارتباط خوب در آموزش بهداشت نقش بسیار مهمی دارد تا انجایی که می‌توان گفت آموزش موثر نتیجه یک ارتباط خوب و موثر است. چیزهایی که در ایجاد ارتباط خوب تاثیر دارند عبارتند از:

  • · شخص شما

شخص شما (شخصیت و رفتار شما) در نوع ارتباطتان با مردم بسیار موثر است. آیا مردم شما را قبول دارند؟ اگر ندارند به چه دلیل است؟ علت عکس‌العمل‌های مردم را پیدا کنید و چنانچه رفتارتان غیرمنطقی است آنرا اصلاح کنید. برای برقراری روابط خوب باید کارهایی انجام دهید که به عقیده مردم مفید و ثمربخش باشد. باید به میان مردم رفته و شغلشان را برای آنها توضیح دهید. همچنین باید به حرف مردم گوش دهید. به مسائل و نیازهای آنها توجه کنید. با کارکنان بخش‌های دیگر (ادارات و سازمان‌ها) ملاقات کنید و مهم‌تر اینکه به دیدار روحانی محل، معلمین حکیم‌باشی‌های سنتی و افراد با نفوذ بروید. در مورد کار و وتجربیات آنها چیزهایی جدید بیاموزید و شغل خودتان را برای آنها توضیح دهید و ضمن بحث به آنها تفهیم کنید که با همکاری یکدیگر می‌توانید جامعه بهتری درست کنید.

  • · بیان و گفتار واضح و روشن

هدف از برقراری ارتباط خوب این است که مردم پیام مارا دریافت کنند، یعنی بشنوند، ببینند و درک کنند. بنابراین باید بیان کردن، نوشتن یا نشان دادن پیام به طور واضح و ساده باشد. مثلاً مردم در صحبت با بکار بردن اصلاحاتی مثل ایمن‌سازی ضدعفونی، گندزدایی و ... باعث سر درگمی مردم می‌شود.

  • · گوش کردن و توجه کردن

خوب گوش کردن. احترام گذاشتن به مردم است. پس به آنچه می گویند خوب گوش کنید. صحبت آنها را قطع نکنید. در حرف‌‌هایشان دخالت نکنید. در حال گوش کردن به چیزی دیگر نگاه نکنید و خود را به کار دیگری سرگرم نکنید.

  • · مشارکت گروه‌ها و جامعه در زمینه بهداشت

در آموزش بهداشت، مشارکت بر مبنای آن است که شخص، گروه یا اجتماع برای حل مشکلاتش فعالانه با کارکنان بهداشتی همکاری کنند. این مشکلات می‌بایستی در جهت تشخیص و نیز حل آن صورت گیرد. پس از این که با مردم و اجتماعات رابطه برقرار کردید باید فوراً مشارکت آنها را تشویق کنید. در اینجا باید از مهارت خود در برقراری ارتباط با مردم استفاده کنید و مردم را تشویق به صحبت نموده و خودتان هم گوش دهید، بدین ترتیب مردم در شناخت مسائل، با شما و با یکدیگر مشارکت می‌کنند.

چرا مشارکت مردم لازم است؟

نخست به دلیل اینکه هرچه مردم بیشتر با هم مشارکت داشته باشد، برای کمک به خودشان بیشتر جلب شده و نیز برای بهبود وضع بهداشتی‌شان بیشتر اقدام می‌کنند. دوم اینکه مردم، مسئول بهداشت خودشان هستند. یک کارمند بهداشتی می‌تواند آنان را در پیدا کردن راه‌حل برای رفع مشکلات و مسائل هدایت کند اما نمی‌تواند شخصاً مسئولیت مستقیم اجرای راه‌حل را بر عهده بگیرد. مثلاً اگر جامعه از نحوه تامین آب بهداشتی خود شکایت داشته باشد، او می‌تواند برای حفر چاه پول بدهد. البته می‌تواند کمک کند. اما مهم ترین کمک به مردم در این مورد، آموختن خود یاری به آنان است. بدین ترتیب می‌توان گفت همکاری دانش‌آموزان یک مدرسه در زمینه حل مشکلات بهداشت محیط مدرسه تا مساعدتی که گروه رسمی جامعه در جهت حل معضلات بهداشت روستا می‌کنند، همگی نمونه‌هایی از مشارکت در زمینه بهداشت به حساب می‌آیند.

شورای بهداشت روستا

یکی از راه‌های جلب مشارکت افراد جامعه، تشکیل شورای بهداشتی در روستا است. تصور اینکه 50 تا 100 نفر از افراد روستا برای طرح جزئیات برنامه‌های بهداشت روستا، تشکیل جامعه دهند بسیار مشکل است. همه افراد فرصت صحبت کردن نخواهند داشت و وقت زیادی صرف خواهد شد تا اطمینان حاصل کنیم که همه افراد، مضوع را درک یا در بحث شرکت کرده‌اند و بعضی از افراد مایل نیستند که وقت زیادی را صرف نمایند و احتمالاً می کوشند تا گروه را مجبور سازند که سریعاً تصمیم‌گیری کند. این عمل ممکن است باعث عصبانیت دیگران شده، منجر به مشاوره یا منازعه شود. به منظور اجتناباز این مسائل معمولاً گروه کوچک‌تری که همیشه کمیته یا شورا نامیده می‌شود انتخاب می‌شود. در حال حاضر که شوراهای اسلامی در روستاها تشکیل یافته‌اند اجرای برنامه‌های بهداشتی با بهره‌گیری از این تشکل مردمی به خودی میسر است. شورای اسلامی در واقع نماینده کلیه مردم روستا است و از آنجا که یکی از اصلی‌ترین وظایف آن پیدا کردن مشکلات جامعه و تلاش در جهت حل آنها است، به خوبی می‌توان از توان این شورا برای حل مشکلات بهداشتی بهره جست. در این مورد تمامی اعضای شورا یا بخشی از آنها همراه با افراد ذیربط میتوانند به عنوان یک شورای بهداشتی عمل نمایند. بعضی از وظایف کلی که شورای بهداشتی با آن سر و کار دارد را در ذیل متذکر می‌شویم:

1- جمع‌آوری اطلاعات در مورد بهداشت جامعه با مشارکت و راهنمایی بهورز و سایر کارمندان بهداشتی.

2- مشخص ساختن مشکلات بهداشتی جامعه و علل آنها.

3- تصمیم‌گیری در مورد اولویت‌های بهداشتی در روستا و تعیین منابع.

4- طرح برنامه‌ها و راه‌حل‌های لازم.

5- تعیین منابع و تجهیزات جامعه در جریان پیشرفت‌های تازه و مسائلی که با آن مواجه هستند.

6- قرار دادن جامعه در جریان پیشرفت‌های تازه و مسائلی که با آن مواجه هستند.

قصد تشکیل شورای بهداشتی بایستی به طور کامل با مسئولین و اعضای شورای اسلامی، در میان گذاشته شود ممکن است در روستا، افراد یا گروه‌هایی که در ارتباط با بهداشت و سلامت و توسعه جامعه هستند وجود داشته باشد. اگر افراد مزبور مورد قبول بوده و از طرف کارشان رضایت موجود باشد، کار کردن با آنان مفید خواهد بود. چنانچه قرار است شورا برای جامعه مفید باشد، لازم است تا اعضای آن سخت کوش و مورد احترام مردم بوده و علاقمند به انجام فعالیت در جهت اعتلای جامعه خویش باشند.

اعضای شورای بهداشت در روستا، بخش، شهرستان، استان روستا:

بهورز خانه بهداشت

معلم روستا

سه نفر از معتمدین محل

بخش:

1- مسئول آب و فاضلاب روستا

2- مسئول بهداشت محیط

3- مسئول مراکز بهداشت

4- مسئول جهاد کشاورزی

5- نماینده تعاونی روستا

6- رئیس آموزش و پرورش

7- رئیس دادگاه

8- مسئول تبلیغات اسلامی

شهرستان:

1- شوراهای شهر

2- فرماندار مسئول بهداشت محیط

3- مسئول مرکز بهداشت

4- رئیس دادگاه

5- رئیس آموزش و پرورش

6- مسئول تبلیغات اسلامی

استان:

1- استاندار

2- رئیس دانشگاه

3- رئیس آموزش و پرورش شهرستان

4- رئیس دادگستری استان


فصل دوم بهداشت اماکن

اهمیت کنترل بهداشتی مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی و نقش آن در سلامت جامعه بهداشت محیط را می توان یکی از بنیادی‌ترین بخشهای خدمات بهداشتی دانست که بدون تردید می‌تواند نقش اساسی در کنترل مواد غذایی و تامین غذای سالم برای همه داشته باشد .

طرح مسائل مربوط به بهداشت محیط و بهداشت مواد غذایی ، مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی یاد|آور اهمیتی است که این مسائل در تامین سلامت انسان دارد.

مسائل مربوط به نظافت مراکز تهیه و توزیع و فوش مواد غذایی و اماکن عمومی را بطور خلاصه می‌توان به سه بخش تقسیم نمود :

الف- کنترل بهداشت فردی کارکنان مراکز فوق‌الذکر (اعم از متصدی و کارگران)

ب- کنترل وضعیت بهداشت محیط این مرکز (اعم از محیط دربرگیرنده مراکزفوق‌الذکر ، کارگاههای تهیه ، توزیع ، انبارها و محل فروش ، نظافت ماشین آلات ، وسایل ابزار کار)

ج- کنترل وضعیت بهداشتی مواد غذایی (اعم از آلودگیهای میکروبی و شیمیایی تقلب و فساد) که به طور خلاصه در ارتباط با هر قسمت مطالبی به شرح ذیل به استحضار می‌رسد:

الف- کنترل بهداشت فردی

- اولین و مهمترین مسئله‌ای که در ابتدا مطرح است سلامتی فردی است که در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی به کار اشتغال دارد می‌باشد.

یک فرد بیمار و یا ناقل و حامل میکروب بیماریهای روده‌ای و بعضا خطرناک مانند وبا ، حصبه ، انواع اسهال ، (باسیلی و آمینی) بیماریهای انگلی می‌تواند این بیماریها و یا بیماریهای واگیردار دیگری را از طریق دستهای آلوده ، ترشحات و مواد دفعی بدن مانند (ترشحات چشم ، دهان ، بینی ، سینه و روده) از راه آلوده کردن مواد غذایی به انسان منتقل نماید و یا از طریق جوشها و دملها و یا زخمهای چرکی و عفونی دیگر باعث آلودگیها به مواد غذایی گردیده و ایجاد انواع مسمومیت‌های غذایی را نماید. ممکن است انتقال بعضی از بیماریها از طریق تماس ابزار و وسایل آلوده صورت پذیرد . مانند : انتقال بیماریهایی چون کزاز به وسیله ایجاد خراش (استفاده از تیغ و وسایل آلوده در آرایشگاهها) سیاه زخم ، تراخم (استفاده از سرمه‌دانهای مشترک آلوده) کچلی و بیماریهای پوستی و عفونی دیگر به خصوص بیماری نوظهور و خطرناک قرن حاضر یعنی بیماری ایدز.

پس باید در آرایشگاهها و حمامها رعایت کامل بهداشت به عمل آمده و از وسایل آلوده و یا مشترک استفاده نشود.

به منظور پیشگیری از شیوع بیماریها در این قبیل اماکن و مراکز باید ابتدا قبل از استخدام و شروع به کار ، از متصدیان و کارکنان ، معاینات و آزمایشهای پزشکی لازم به عمل آمده و در صورت سلامت برای آنها کارت سامتی تندرستی صادر شود. (اعتبار این کارت فعلا یک سال تعیین گردیده است.) و پیشه‌وران ملزم به حفظ و نگهداری کارت تندرستی در محل کار خود می‌باشند.

متصدیان و کارگران شاغل در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی باید نظافت شخصی را رعایت نموده و به دستورات بهداشتی عمل نمایند . همیشه بعد از توالت و قبل از شروع به کار دستهایشان را با آب خوب شستشو دهند و هر نفر دارای حوله و صابون اختصاصی بوده و از حوله ، صابون و وسایل دیگران به طور مشترک استفاده ننمایند . کوتاه نگه داشتن موها و ناخنها ، استفاده از روپوش و پیش بند تمیز و با رنگ روشن ،پوشاندن موهای سر و پاکیزه نگه داشتن ابزار و وسایل و محیط کار کمک فراوانی به سلامتی و بهدااشت مردم خواهد نمود.

متصدیان و کارکنان مراکز تهیه و توزیع و اماکن عمومی در هنگام بیماری (بیماریهایی چون آنفولانزا ، آنژین و اسهال و بیماریهای بزستی و داشتن دمل و زخم چرکی و دیگر بیماریهای عفونی واگیردار) از کار کردن در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی باید جدا خودداری نمایند.

ب- کنترل وضعیت بهداشتی ساختمانی و تاسیسات محل کار

ابتدا به شناخت مراکز و اماکن فوق‌الذکر می‌پردازیم:

- مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی همانطوری که از نامشان پیدا است به محل‌هایی که در آن نسبت به تهیه یا فقط توزیع و یا فروش مواد غذایی و یا انجام هر سه مورد در یک مکان کسب گفته می‌شود مانند لبنیاتی ، خوار و بار فروشی ، قصابی ، نانوایی و غیره.

- اماکن محلهایی هستند که کارشان تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی نمی‌باشد.

- از اماکن عمومی حمامها ، آرایشگاهها ، مساجد ، تکایا ، باشگاههای ورزشی ، مدارس و غیره را نام برد.

به طور کلی مراکز و اماکن یاد شده با توجه به نوع خدمتی که ارائه می‌نمایند ملزم به رعایت مقررات خاص حرفه خود می‌باشند و این مقررات در فرم‌های تهیه شده طبق ماده 13 قانون مواد خوردنی ، آشامیدنی برای هر یک از مراکز و اماکن یاد شده گنجانیده شدده که این فرم توسط بازرسین بهداشت محیط و بهورزان بهداشت با حضور در مراکز و اماکن یاد شده تنظیم می‌گردد.

ج- کنترل وضعیت بهداشتی مواد غذایی

کنترل بهداشتی مواد غذایی از نظر آلودگیها (میکروبی و شیمیایی) تقلب و فساد نقش بسزلایی در سلامت جامعه دارد.

مواد غذایی در صورتی که به طریق غیر بهداشتی (بصورت روباز) نگهداری و عرضه شوند می‌توانند توسط ترشحات دهان و بینی و دستهای فروشنده و خریدار ، گرد و غبار ، حشرات (بخصوص مگس) جوندگان ، (بویژه موش) ، گربه و سگ ، به انواع میکروبهای بیماریزا آلوده شوند که در اثر مصرف مواد غذایی آلوده ، انسان مبتلا به انواع بیماریها و مسمومیتها خواهد شد.

توصیه می‌شود که مواد غذایی بخصوص مواد غذایی فسادپذیر باید در شرایط مناسب محفوظ دور از دسترس حشرات، جوندگان، گرد و غبار و در ظروف مجاز و بهداشتی نگهداری گردند. زیرا ظروف نگهداری مواد در آلودگی مواد غذایی و ایجاد مسمومیت‌های شیمیایی نقش مهمی را دارا می‌باشند .

به عنوان مثال نگهداری مواد غذایی ترش که حالت اسیدی دارند (مانند ماست ، رب گوجه فرنگی و غیره) در ظروف مسی سفیدکاری و قلع اندود نشده و به مدت نسبتا طولانی و مصرف نمودن آن ماده غذایی باعث مسمومیتهای مزمن (اثر تدریجی سم بر روی اعضای بدن) و یا مسمومیت‌های شدید خواهد شد که ممکن است است حتی منجر به مرگ هم بشود.

همچنین نگهداری مواد غذایی و بویژه مواد غذایی ترش و یا نگهداری مواد غذایی داغ در ظروف پلاستیکی غیرمجاز که اغلب این ظروف از أسیاب و ذوب پلاستیکهای غیر بهداشتی و بازیابی شده از زباله‌های شهر بطور پنهانی ساخته می‌شوند ، ممکن است باعث ایجاد انواع سرطانها در انسان گردند . و سرطان‌زایی اغلب این مواد پلاستیکی تایید شده است.

بطور کلی نظارت و کنترل و نحوه تهیه ، توزیع و فروش مواد غذایی در مراکز یاد شده باید بطور مرتب و با دقت انجام گردیده و همچنین مسائل بهداشتی اماکن عمومی مانند حمامها ، آرایشگاهها و دیگر اماکن عمومی باید همواره تحت کنترل نظامی باشد.

- ناقل بیماری: موجود جاندار و یا جسم بی‌جانی که عامل بیماری را به موجودات دیگر منتقل می‌کند.

- حامل بیماری: موجودی است که عامل بیماری را در خود نگهداری و در محیط پخش می‌کند ولی علائم بیماری را ندارد.

بررسی فرم دوازده‌‌گانه

فرم شماره 1

پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه

پس از بازدید محل توسط کاردان بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی (شهری یا روستایی) و تنظیم و علامت‌گذاری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی در صورت وجود نواقص فرم شماره 1 تکمیل و پس از پاراف کاردان بهداشت محیط با امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی به انضمام چهار برگ فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تکمیل شده به مرکز بهداشت شهرستان ارسال می‌شود.

فرم شماره 2

معرفی متخلف

مرکز بهداشت شهرستان پس از وصول پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه در صورت تایید توسط کارشناس مسئول بهداشت و رئیس مرکز بهداشت (امضای ردیف‌های دوم و سوم فرم آیین نامه مقررات بهداشتی) ، فرم شماره 2 را تکمیل و به انضمام یک برگ فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تنظیم شده مربوط به دادگاه پس از پاراف کارشناس مسئول بهداشت شهرستان محیط با امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان متخلف را به دادگاه معرفی و رونوشت نامه مذکور به انضمام یک نسخه فرم آیین نامه مقررات بهداشتی مربوط به صاحب مکان کسب (مدیر ، صاحب پروانه متصدی) با قید مهلت متناسب با حجم و نوع کار و تعداد نواقص (حاقل 15 روز و حداکثر 2 ماه) جهت رفع نواقص به متصدی اخطار می‌گردد . ضمنا نسخه دیگری از رونوشت نامه به انضمام سوابق در پاسخ نامه پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه و پیگیری در موعد مقرر به مرکز بهداشتی درمانی مربوطه و نسخه یگر به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان ارسال خواهد شد.

فرم شماره 3

پیشنهاد تعطیل

پس از معرفی متخلف به دادگاه و انقضای مهلت داده شده و بازدید مجدد محل توسط کاردان بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی (شهری یا روستایی) و کنترل نواقص ، درصورتی که نواقص بهداشتی برطرف نشده باشد ، فرم شماره 3 تکمیل و پس از پاراف کاردان بهداشت محیط با امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی به انضمام نسخه پیگیری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تکمیل شده مربوط به مرکز بهداشت شهرستان ارسال می‌شود.

فرم شماره 4

اخطار تعطیل

با وجود پیشنهاد تعطیل از مرکز بهداشتی درمانی به مرکز بهداشت شهرستان ، کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان گزارش بازدید و اصله را بررسی و در صورت تایید و امضای فرم ، سوابق موجود در دو واحد بهداشت محیط شهرستان (رونوشت معرفی به دادگاه) را ضمیمه و برای تایید و امضاء فرم و صدور دستور کتبی مسئول بهداشت محل جهت تعطیل موقت ، برای رئیس مرکز بهداشت شهرستان ارسال می‌نماید. رئیس مرکز بهداشت شهرستان با بررسی و امضای فرم آیین نامه مقررات بهداشتی روی نامه پیشنهاد تعطیل دستور کتبی تعطیل موقت محل را صادر می‌نماید. سپس فرم شماره 4 توسط واحد بهداشت محیط شهرستان تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان و امضای رئیس مرکز صادر و رونوشت به ارگانهای مربوطه ارسال می‌گردد . یادآوری می‌نماید مدت مندرج در فرم اخطار تعطیل حداقل یک و حداکثر دو وز خواهد بود.

فرم شماره 5

صورت مجلس تعطیل

پس از انقضای مهلت مندرج در اخطار تعطیل ، اکیپ تعطیل مرکب از نمایندگان بهداشت محیط مرکز بهداشت بهداشت شهرستان و مرکز بهداشتی درمانی مربوط و درصورت نیاز نیروی انتظامی به محل مراجعه و با رعایت مقررات نسبت به تعطیل موقت مح با تنظیم صورت مجلس (طبق فرم شماره 5) اقدام و یک نسخه از صورت مجلس به متصدی محل کسب و یک نسخه به نماینده نیروی انتظامی تحویل و سایر نسخ با تنظیم گزارش کتبی به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان تحویل داده می‌شود . بدیهی است صورت مجلس تعطیل باید با خط خوانا تنظیم و نسخه اصلی آن در پرونده ما در محل کسب مربوطه ضبط و نگهداری شود.

فرم شماره 6

اعلام تعطیل محل کسب غیر بهداشتی

بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان پس از دریافت گزارش و صورت مجلس تعطیل ، در پاسخ نامه پیشنهاد تعطیل مرکز بهداشتی درمانی مربوطه فرم شماره 6 را تنظیم و پس از پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط با امضای ریاست مرکز بهداشت شهرستان صادر می‌نماید.

فرم شماره 7

صورت مجلس فک پلمب

پس از تعطیل محل و مراجعه متصدی جهت بازگشایی و مطمئن نمون مسئول بهداشت محل ، متصدی با سپردن تعهد محضری مبنی بر رفع نواقص بدون بهره‌برداری در مهلتی معین (مهلت متناسب با تعداد و نوع نواقص باشد) و دستور کتبی مسئول بهداشت محل مبنی بر موافقت با درخواست متصدی بر روی آن ، نسبت به بازگشایی محل تعطیل شده با حضور نمایندگان بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان و مرکز بهداشتی درمانی مربوطه با تنظیم صورت مجلس (فرم شماره 7) اقدام و یک نسخه از صورت مجلس به متصدی تحویل و سایر نسخ همراه سوابق از طریق نماینده بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان با تنظیم گزارش به مسئول بهداشت محیط شهرستان تحویل خواهد شد. بدیهی است تعطیل محل و بازگشایی مجدد آن نبایستی به نحوی باشد که اثرات فعالیت را لوث نماید.

فرم شماره 8

اعلام فک پلمب

پس از دریافت گزارش بازگشائی موقت رفع نواقص ، فرم شماره 8 تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان صادر می‌گردد. بدیهی است بهداشت محیط مرکز بهدااشتی درمانی مربوطه مکلف است به طور مرتب در زمینه اجرای صحیح رفع نواقص و بویژه عدم بهره‌برداری از محل توسط متصدی قبل از دریافت مجوز بهره‌برداری نظارت کامل نموده و در صورت مشاهده تخلف بهره‌برداری مراتب را کتبا به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان گزارش و مرکز بهداشت شهرستان در صورت تایید گزارش مامور نسبت به تعطیل محل اقدام خواهد نمود .

فرم شماره 9

اعلام رفع نواقص

در صورت اعلام متصدی مبنی بر رفع نواقص و یا انقضای مهلت قید شده در تعهد محضری ، مامور بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی مربوطه به محل مراجعه و در صورت رفع نواقص و علامت گذاری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی ، فرم شماره 9 تنظیم و با پاراف مامور بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی صادر می‌گردد . بدیهی است کلیه نواقص اعم از بهداشت فردی و بهداشت وسایل و ابزار کار و وضعیت ساختمانی بایستی برابر مفاد آیین نامه مقررات بهداشتی شغل مربوطه بطور اصولی و اساسی برطرف شده باشد.

فرم شماره 10

مجوز بهره‌برداری

با رسیدن فرم شماره 9 به مرکز بهداشت شهرستان و تایید آن توسط بهداشت محیط مرکز مذکور فرم شماره 10 تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان صادر می‌گردد . بدیهی است هنگام صدور فرم شماره 10 امضاهای فرم مقررات بهداشتی مربوطه بایستی توسط کارشناس مسئول بهداشت محیط و رئیس مرکز بهداشت شهرستان تکمیل گردد.

فرم‌های شماره 11 و 12

صلاحیت بهداشتی عدم صلاحیت

فرم‌های شماره 11 و 12 مربوط به صلاحیت و عدم صلاحیت بهداشتی است که پس از وصول نامه نظرخواهی اتحادیه یا ارگان صادر کننده پروانه کسب متصدیان مراکز تهیه و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی و بازدید توسط کاردان یا کارشناس بهداشت محیط به ترتیب زیر پاسخ داده می‌شود .

الف- چنانچه در اولین بازدید شرایط بهداشتی محل منطبق با آئین نامه مقررات بهداشتی ماده 13 باشد علاوه بر اظهار نظر کتبی بازرس بهداشت محیط بازدید کننده روی نامه متقاضی ، ستون اول فرم آئین نامه مقررات بهداشتی مربوطه تنظیم و سپس فرم شماره 11 مبنی بر صلاحیت بهداشتی پس از تایید و پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان توسط رئیس مرکز بهداشت شهرستان امضاء و صادر می‌گردد .

ب- چنانچه در اولین بازدید شرایط بهداشتی محل منطبق با آئین نامه مقررات بهداشتی ماده 13 نباشد ، اگر محل تازه تاسیس بوده و هنوز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته باشد، یک نسخه فرم آیین نامه مقررات بهداشتی مربوطه (بدون علامت گذاری) به عنوان راهنمای شرایط بهداشتی به متصدی تسلیم می‌گردد . آنگاه پس از اظهار نظر کتبی بازرس بهداشت محط بازدید کننده روی نامه متقاضی ، فرم شماره 12 مبنی بر عدم صلاحیت بهداشتی پس از تایید و پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان توسط رئیس مرکز بهداشت شهرستان امضاء و صادر می‌شود و چنانچه محل دایر باشد بر اساس محتویات پرونده بهداشتی در جریان و بروز محل کسب ، ضمن اعلام عدم صلاحیت بهداشتی به شرح فوق ، ادامه مراحل اجرایی ماده 13 پیگیری شود .


تاریخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی

وجه تمایز بشر با موجودات دیگر دین است یعنی تنها انسان ها هستند که در این کره ی خاکی می تواند قابلیت دریافت دین را داشته باشد و در سرتاسر عالم فقط انسان موجودی است دینی در تاریخ چندین هزار ساله ای بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشته است که نوعی از گرایشات بر دین را نداشته باشدحتی بوترنشینان استرالیای مرکزی و سرخپوستان که دارای پست ترین صور موجود زندگ
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 5479 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 134
تاریخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

فصل ا ول ....................... 1

1- مقدمه......................... 2

2- بیان مسئله ................... 7

3- سوال.......................... 7

4- اهمیت و ضرورت تحقیق........... 7

5- اهداف پژوهش.................. 10

6- فرضیه های تحقیق.............. 10

7- تعریف متغیرها ............... 11

فصل دوم........................ 13

1-تار یخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی 14

2- تعاریف مذ هب و دینداری..... 16

3-مفهوم پرورش مذهب............. 18

4-مذهب و درک عاطفی............. 19

5-انگیزش مذهبی................. 21

6-صفات مذهبی................... 22

7-اعتقادات مذهبی............... 23

8-مذهب عاملی برای حرکت عملی ... 24

9-مذهب یک عاملی برای تغذیه عواطف انسانی 26

مذهب یک عامل ثبات در برابر شوائد 28

مذهب عاملی برای احیای روح وظیفه شناسی 29

آثار ایمان به خدا ............. 29

عومل دلهره .................... 30

شخصیت مذهبی.................... 31

نشانه هایی از انسان دارای مذهب. 33

مذهب حس چهارم روح انسان ....... 35

ارزش دین....................... 36

انگیزه های گرایش مذهب.......... 37

دین از نظر علمای اسلام و تشیع .. 38

نظریه شهید استاد مطهری......... 43

نظر روان شناسان در مورد دین ... 45

نظریه اریکسون.................. 47

نظریه کلبرگ ................... 49

تاریخچه هوش هیجانی ............ 50

مولفه های هوش هیجانی........... 52

الگوی هوش هیجانی............... 53

فیزیولوژی هیجانی............... 56

عوامل تشکیل دهنده هوش هیجانی... 58

آموزش هوش هیجانی............... 60

هفت ویژگی مهم هوش هیجانی....... 64

مفاهیم توانایی ذهنی هوش هیجانی. 65

الگوی ترکیبی هوش هیجانی........ 66

الف )الگوی پنج شخصیتی هوش هیجانی بار- آن............................... 67

ب ) مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی بار-آن 69

33- مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی گلمن 73

34- مدیریت هیجان ها ........... 74

35- الگوی ژنج قسمتی بار-آن .... 76

36- نتایج یادگیری اجتماعی و هیجانی 77

37- اهمیت هوش هیجانی در فرایند تفکر و یادگیری 78

38- هوش هیجانی در سلامن جسمانی.. 79

39- اهمیت هوش هیجانی در سلامت جسمانی 80

40- اهمیت هوش هیجانی در کنترل جسمانی 80

41- اهمیت هوش هیجانی در در روابط اجتماعی 81

42- نضریه جیمز لانگه............ 87

43- نظریه کنون بارد............ 88

44- نظریه ارزیابی شناختی در هیجان 89

45- نظریه ساکتر سینگر.......... 90

46- نظریه ژیوند هوش هیجانی..... 91

47- نظریه ثیراندارک............ 92

49- تحقیقات انجام شده در مورد هوش هیجانی و گرایشات مذهبی در داخل کشور............. 97

50- در داخل کشور............... 100

فصل سوم ....................... 102

1-جامعه آماری.................. 103

2-نمونه آماری.................. 103

3-روش نمونه گیری............... 103

4-روش اجرا و جمع آوری اطلاعات .. 104

5-طرح های پژوهشی............... 105

6-روایی و اعتبار آزمون ........ 106

7-روش گردآوری داده ها ......... 110

8-پیش فرض های پژوهش............ 111

فصل چهارم ..................... 112

تجزیه و تحلیل آماری............ 113

فصل پنجم ...................... 119

محدودیت های تحقیق ............. 122

پیشنهادات ..................... 123

بحث و تفسیر نتایج ............. 124

ضمائم ......................... 126

منابع.......................... 134

فصل اول

مقدمه

وجه تمایز بشر با موجودات دیگر دین است یعنی تنها انسان ها هستند که در این کره ی خاکی می تواند قابلیت دریافت دین را داشته باشد و در سرتاسر عالم فقط انسان موجودی است دینی. در تاریخ چندین هزار ساله ای بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشته است که نوعی از گرایشات بر دین را نداشته باشد.حتی بوترنشینان استرالیای مرکزی و سرخپوستان که دارای پست ترین صور موجود زندگی هستند. نیز نوعی از گرایشات دینی را داشته اند. آنها به عالم ارواح معتقد بوده اند. به پرستش آنها مشغول اند این امر از قدیمی ترین آثار باستان تمدن بشری است که بدست آمده و کاملا آشکار و واضح می باشد. دین خصیصه ای است واقعا برجسته که سرآمد تاریخ بشر می باشد. بشر واقعا معتقد است که در برابر گونه ای روابط خاص فوق بشری قرار دارد. که این روابط خارج از دسترس و تجربه بشر می باشد اما این روابط ناشناخته کمک های فوق بشری لازم را دریافت نموده و از این واقعا خرسند می باشد. دین بر انسان چیزی را می دهد که از هیچ منبع دیگری قابل دریافت نیست. یعنی اعتماد به حاصل کوشش های بشری از طریق اتصال شخصی بر قدرت متعالی جهان از منظر روانشناختی دین تاحدی عقلی، تا حدی عاطفی و نیز تاحدی عملی می باشد. اما دین مسلماً چیزی بیش از یک تجربه ی صرفا درونی است و همواره اشاره به یک موضوع مورد پرستش اشاره دارد(ا.هیوم، 1948).

در مجموع می توان گفت که دین امری فطری است که در نهاد تمام انسانها بر ودیعه گذاشته شده است. که از پرستش ابتدایی ترین اشیایی که در دسترس بشر بوده است شروع شده و ادامه یافته است. که به دین اسلام که آخرین و کاملترین ادیان الهی بوده است. پایان یافته دین اسلام که بنیان گذار آن حضرت محمد(ص) بوده است دینی است برای همه جا و همه وقت و قابل دریافت برای هر بشری می باشد و دقیقاً مطابق با خواسته ها و نیازهای او تنظیم شده است. دینی است که برای سلامت و بهبود در روابط آنها در بعد جسمانی، روحی، روانی برنامه های منظم و بدون نقصی را ارائه می دهد . همیشه پیام آور آرامش و سلامت و بهزیستی بوده است. قطعاً اگر فردی اعتقاد کامل به دستورات دین را داشته باشد و به آنها عمل نماید، حاصل این اطاعت ها و سرسیردگی ها آرامش و آسایش در دنیا وآخرت می باشد. گرایش مذهبی آن اعتقاد و ایمان قلبی است که هر فردی می تواند نسبت به حقیقت و واقعیات تعلیمات دینی در خود ایجاد نماید که آثار این امر هم در بعد جسمانی و هم در بعد روانی قابل مشاهده خواهد بود. این گرایشات هم در رفتار و افکار فرد به طور مستقیم تأثیرات دارد و هم در هیجاناتی چون عشق و محبت، کینه و نفرت، غم و شادی و خشم و ترس که این هیجانات در زندگی فرد نقش مهم و بسزایی دارد و نه تنها در خوشبختی افراد موثرند بلکه بر سلامت حافظه و نیروی عقل و ادراک نیز تأثیر دارند بر تجربه های افراد معنا می بخشد و درباره ی داوری فرد در مورد هر مسئله ای دخالت دارد و در نحوه ی عملکرد فرد نیز نفوذ انکار ناپذیری دارد.(ریو، 1995، ترجمه ی سید محمدی، 1378).

هیجاناتی که فرد احساس می کند می تواند ناشی از ارزیابی اطلاعات دانست که این ارزیابی شامل شناخت یا پردازش اطلاعات رسیده از محیط، بدن، و حافظه فرد و تمایل در پاسخگویی به شیوه ی خاص و ملاحظه ی نتایج اعمالی است که ممکن است از حالات هیجاناتی که فرد تجربه کرده باشد به دست آمده باشد. (شاکتر، سیتگر، 1992/ ترجمه محمد الدین بناب، 1375).در واقع هیجانات انرژی انگیزه ها را فراهم می کند(تام وکینز، 1981، ترجمه محی الدین بنات، 1375) زمانیکه هیجانات با شناخت تعامل یابند سبب افزایش آگاهی شخص می شوند. (باورا، 1981، ترجمه قاسم زاده، 1379) چگونگی تعامل انگیزش با هیجانات و تعامل با شناخت موضوع هوش هیجانی را مطرح می سازد. (مایرو سالودی، 1990/ ترجمه تهامی منفرد، 1380) افرادی که توانایی استفاده ی درست از هیجانات خود را دارند می توانند از دلهره و نگرانی و اضطراب که هر فردی در طول زندگی خود تجربه می کند بهتر و در زمان کمتری فائق آیند.(گلمن، 1995/ ترجمه پارسا،1381)وکسلر می گوید: هوش به عنوان ظرفیت کلی هر فرد برای رفتار هدفمند است تا بتواند منطقی فکر کند و به گونه ای موثر با محیط و اطرافیان خود رابطه ی مثبت و هدفمندی را برقرار نماید(افروز و هومن، 1379).

با توضیحاتی که راجع به گرایشات مذهبی و هوش هیجانی ارائه شد بر خوبی واضح است که هوش هیجانی یکی از مسائلی است که خواه یا ناخواه با کشیده شدن افراد به سوی گرایشات مذهبی همراه است زیرا مذهب معتقد است که با اطاعت از دستورات دینی می توان به نحو مطلوب با محیط رابطه برقرار کرد و همچنین به گفته ی وکسلر هوش هیجانی نیز به دنبال این رابطه می باشد. چگونه ممکن است تعالیمی که برای رساندن انسان به حقیقت عالم و کمال انسان وضع شده است. با هوش هیجانی که یکی از مهم ترین شروط رسیدن به کمال است غافل باشد قرآن امنیت و آرامش و آسودگی را که فرد مومن تجربه می کند چنین توصیف می کند: آری آنها که ایمان آورده و ایمان خود را با شرکت نیامیختواند امنیت برای آنها باشد و آنها هدایت یافته اند(سوره ی مبارکه ی انعام، آیه ی 82). با توجه به مطالب ذکر شده می توان چنین استنباط نمود که اعتقادات مذهبی ریسمان محکم و مطمئنی جهت رهایی از تنش های فرد و زندگی شاد برای او هستند

بیان مسئله:

در این تحقیق بر آئیم تا تعریفی کامل از هوش هیجانی از نظر روانشناسان و همچنین نظر پیشوایان دینی را در مورد گرایشات مذهبی را ارائه داده و با مقایسه این دو مبحث تصویر روشن و شفافی از یک فرد که بر گرایشات مذهبی و هوشی هیجانی خود آگاه است بدهیم و این مطلب را بیان نماییم که میزانی که یک فرد هوش هیجانی دارد یا نمره ای که از هوش هیجانی دریافت می کند درگرایش او به سمت مذهب تاثیر دارد. یقینا تعلیمات دینی برخود آگاهی فرد که از مباحث هوش هیجانی است. موثر می باشد هوش هیجانی یعنی توانایی حفظ انگیزه در مقابل ناملایمت های زندگی و استقامت داشتن در شرایط بحرانی و حفظ خونسردی و تنظیم حالات روحی و روانی به گونه ای که پریشانی خاطر تفکر فرد را خدشه ساز نکند. و امیداور باشد بهترین تصمیم را انتخاب می کنید به طور خلاصه مذهب برای سعادت انسانها آمده است. و ابزاری در جهت نیل به آرامش و سعادت و هوش هیجانی مجموعه ای از مهارتها و صفاتی است که در سرنوشت افراد اهمیت بسزایی دارد(شریفی، 1385).

در آخر بیان مسئله باید گفت: خصیصه ی جامع وهمه گیر یک شخصیت مذهبی عبارت است از ارتباط وآرامش او و برقراری رابطه ای دوستانه و مداراگرایانه او با دیگران و حل مسائل موجود در زندگی به نحوی مطلوب و تسلط کامل او بر حالات درونی و بیرونی خود. که این ویژگی ها از مباحث هوش هیجانی نیز به حساب می آید(محبتی، 1373).

سوال:

آیا بین هوش هیجانی و گرایشات مذهبی رابطه ای وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت تحقیق:

هوش هیجانی یکی از مباحث مورد تحقیق در این پژوهش می باشد. هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران (خودشناسی و دگرشناسی) ارتباط با مردم و سازگاری فردی یا محیط پیرامون خویش پیوند دارد. به عبارت دیگر هوش غیر شناختی پیشرفتها و موفقیتهای فرد را میسر می کند. و سنجش و اندازه گیری آن به منزله ی اندازه گیری و سنجش توانایی های شخصی برای سازگاری با شرایط زندگی و ادامه حیات در جهان است(جلالی، 1381) می خواهیم در این پژوهش از مزایای هوش هیجانی و استفاده آن برای پیشرفت در عرصه های زندگی و افزایش ارتباطات و بالاخص ارتباط آن را با گرایش به مذهب نشان دهیم که آیا در صورت بالا بودن هوش هیجانی میزان گرایش به مذهب نیز بالا می رود؟

مذهب قدرت تحمل، آلام، رنجها و صدمات را می افزاید. و بدین ترتیب به بهبود ارتباطات فرد و سازگاری او با محیط اطرافش می انجامد امروزه در سطح جهانی با فرضیات و تئوریهای گوناگون ضد مذهبی مواجه هستیم. که شاهد حملات همه جانبه به مذهب می باشد که باید به آنها آگاهی پیدا کرده و آگاهانه برخورد شود(حکمت، سعید، 1380، ص33).

امروزه هوش هیجانی و گرایش به مذهب به عنوان یکی از مفاهیم مورد توجه سازمان بهداشت جهانی است. که نقش آن ایجاد تحرک و هماهنگی در تحقیقات در مورد این دو موضوع در سطح جهانی است و سعی در آن دارد تا میزان تأثیر انگیزش و اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی را مشخص نماید تا به این اثبات برسد که با ارتباط دادن انسان به منبع و سرچشمه مبتنی و استمداد قلبی از او بر قدرت وحی و روانی خود افزوده و نه تنها بر مشکلات کنونی غلبه کرد بلکه در گامی فراتر از پرتو ایمان به درگاه باری تعالی به پیشرفتهای شگرفی برسد که به راستی یاد خدا زیور قلبها است(آل یاسین، سید علی، 1374، ص 32).

اهداف پژوهش:

هدف از تحقیق پیدا نمودن رابطه بین اعتقادات مذهبی و میزان هوش هیجانی می باشد که در این تحقیق فرض بر این است که بین اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد که اگر فرض تحقیق به اثبات برسد می توان ادعا نمود که افرادی که دارای گرایش به مذهب هستند هوش هیجانی بالاتری نسبت به افرادی که این گرایش را ندارند هستند بنابراین این افراد موفق تر هستند و در این تحقیق سعی بر آشنا نمودن افراد با این حقیقت است که بهترین و مطمئن ترین و شاید کوتاهترین راه رسیدن به ارتباط موثر بهره گرفتن از توانایی ها و استعدادهای خود داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و پیامبر و دین گرایشات مذهبی واقعی است.

فرضیه های پژوهش

بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.

میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی بالا بیشتر از میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی پایین است.

متغیرهای مورد مطالعه:

با توجه به عنوان تحقیق که رابطه بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی می باشد اینگونه مشهود است که:

1) متغیر مستقل: گرایشات مذهبی فرد

2) متغیر وابسته: هوش هیجانی فرد هستند.

تعریف متغیرها

الف) تعریف نظری

هوش هیجانی: هوش هیجانی شامل ویژگی هایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در برابر شکست، از دست ندادن روحیه، وایس دانی افسردگی و ناامیدی در هنگام تفکر، همدلی و محبت و امید داشتن است. (گلمن، 1995/ ترجمه پارسا، 1380).

گرایشات مذهبی :عبارت است از سیستم فکری و عملی برای درک و فهم حقایق طبیعی جهان وراهی که انسان از روی حقیقت به موضوعی گرایش پیدا می کند(مدرسی، مطهری، 1368، 1372) گرایشات مذهبی داشتن ایمان و اعتقاد و یقیین قلبی به یکتایی خداوند و عمل به فرمان ها و دستورات دین تعریف شده است.

ب) تعریف عملیاتی:

برای اندازه گیری هوش هیجانی از تست هوش هیجانی پل که روایی و اعتبار آن ثابت شده است استفاده شد. که این آزمون مشتمل بر 20 سوال می باشد و دارای دو گزینه ی بلی و خیر است. برای اندازه گیری اعتقاد مذهبی از تست اعتقاد مذهبی آلپورت استفاده شده است. که مشتمل بر 28 سوال می باشد و دارای 5 گزینه است که عبارتند از کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم و کاملا موافقم.

فصل دوم

تاریخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی

در حالیکه از مشاوره و خدمات روان درمانی و به طور کلی از علم روانشناسی چند دهه بیشتر نمی گذارد. مذهب تاریخچه ای به قدمت تاریخ بشر دارد. در واقع قدمت مذهب از علومی چون فلسفه و طب که از علومی مربوط به روانشناسی در یک چشم انداز یا دیدگاه مذهبی امری است . زیرا مفاهیمی از قبیل نوع دوستی، عشق، محبت و سازگاری از محورهای اساسی مذهب است بدون شک این مفاهیم از مفاهیم مهمی در علم روانشناسی و هوش هیجانی است. دلیل دیگر توجه مذهب به این علم این است که درمانهای انسانی گرایانه تا حدود زیادی به موضوعات مذهبی نزدیک است.(میرفس و تورن، 1998).

یونگ که یکی از بزرگان علم روانشناسی است برخی از رسوم مربوط به مذاهب بزرگ، عرفان، اسطوره شناسی، انسان شناسی و طالع بینی را مطرح کرده است. برخی از روان شناسان از اصول مذهب اقتباس نموده و یک روان درمانی خاص را مطرح نموده اند که در آن شیوه ی درمان روان درمانی به عنوان یک بعد روحانی از اهمیت بسزایی برخوردار است (خدایاری، فرد، 1381).

استاد مطهری در بحث از فطرت گرایشهایی را بر انسان بر می شمارد که اولا با خود محوری قابل توجیه نیست ثانیا شکل انتخابی و آگاهانه نیز دارد یکی از این گرایشات عبارت است از:‌گرایش به عشق و پرستش بی تردید بعد پرسش و عبادت بر شیواترین شیوه در قالب مباحث نظری بیان شده است و تکالیف دقیق عملی ‍ژرفی را ارائه نموده است.

که زمینه سازنیل به معرفت کامل معرفی شده است(خدایاری فرد، 1381، ص 93).علاوه بر آن چه ذکر شد پیوند علم و مذهب یکی از اساسی ترین موضوعاتی است که مشوق اصلی پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در مورد پیوند علم و مذهب بیان نموده حاکی از آن است که او برای پیوند این دو نظریه علم کلی را مطرح کرده است که بدین گونه بتواند روابط درونی و بیرونی پدیده ها را توجیه نماید. وی بر خلاف نظریه تحصیلی که تنها بر روابط بیرونی می اندیشید.

و معتقد بود که روابط درونی موجب ظهور آثار خارجی و عامل تبیین کننده پدیده هاست. اساس روابط درونی در رشد شناختی انسان ارتباط بین کل و جزء است.کل به سبب کاملیت خود جزء را به سوی خود کشانده است و باید ارزش خود را به جزء تحمیل کند و جزء نیز به علت نقص خود به سمت کل های کاملتر حرکت نموده و مجذوب ارزش های کاملتر می گردد( لطیفیان و بشاش، 1380، ص 124).

تعاریف مذهب (دین) ودینداری

1- زیگموند فروید مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب نیروی عظمی است که قویترین احساسات بشر را در اختیار دارد و بر هر تصمیمی حکمرانی می کند(صانعی، 1350).

2- ویلیام جیمز از مذهب این تعریف را ارائه می دهد: مذهب عبارت است از تجربه و احساس رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی به دور از هر گونه وابستگی روی می دهد و این تجربه برای هر انسانی حداقل یکبار روی می دهد و او اینگونه مذهب را تجربه می کند(خدایاری فرد، 1381، ص 94).

3- منتسکو مذهب را بزرگترین و جامع ترین قوانین در اجتماع بشری قلمداد می کند(صانعی، 1350)

4- کارل گوستا یزدگ، مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب حالت از روح است و عبارت است از حالت مراقبت و تفکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل موثر که شر عنوان قدرت قاهره را به آنها تعلق می دهد(یونگ، ترجمه روحانی، 1383، ص 5).

5- یسترون معتقد است مذهب عبارت است از چیزی که در ما احساس پرستش نسبت به یک وجود برتر که ما آن را الهی می نامیم و آن را مقدس و قابل ستایش می دانیم (دیونگ، ترجمه روحانی، ص 250).

6- تبسن، شون رادونیس، 1993، به نقل از ن‍ژاد ، ابوالهری و رمضانی 1376م دین را به صورت کنشی تعریف کرده اند به اعتقاد آنها دین یعنی آنچه ما به عنوان یک انسان انجام می دهیم تا شخصا پاسخ سوالاتی را که با آنها مواجه هستیم دریابیم و به کمک دین مسائل زندگی را بهتر حل می کنیم.

7- مذهب عبارت است از تأثرات، احساسات، رویدادهایی که برای هر انسانی به دور از هر تنهایی و فارغ از همه وابستگی ها رخ می دهد به نحوی که انسان در می یابد که آنچه بین او و آنچه امر خدایی می نامد رابطه ای وجود دارد که این رابطه برای او کاملا ملموس است(جیمز، 1968، ترجمه قائمی، 1370)

8- دینداری به معنای متصف بودن به یک دین از تنهایی موجود یا ابزار سر سپردگی نسبت به دینی خاص می باشد بدین معنا که فرد خود را پیرو مذهبی خاص معرفی می نماید(نوابی نژاد، ابوالهری و رمضانی، 1376).

9- ویلیام جیمز علاوه بر اینکه مذهب را یک تجربه تلقی می نماید مذهب را یک هیجان منحصر به فرد نیز می داند(جیمز 1968، ترجمه قائمی، 1370)

10- در فرهنگ آکسفورد مذهب را چنین تعریف می کنند: مذهب عبارت است یک قدرت برتر نامرئی که بر سرنوشت انسان تسلط دارد واجب الطاعت است.(حسینی، 1380، ص 20).

مفهوم پرورش مذهب:

پیامد مذهب در حقیقت مجموعه دگرگونی هایی است که در فکر عقیده فرد به منظور ایجاد نوع خاصی از عملکرد و رفتار که تکیه براصول مذهب دارد. به وجود می آید و به عنوان عامل مسلط بر زندگی فرد و بر تمام جوانب زندگی او خود نمایی می کند که این قانون و ضابطه بر هر ضابطه دیگری در زندگی فرد مسلط تر می باشد زیرا در جهان امروز که صنعت می توان گفت که فرد دارای وظایفی نسبت به جامعه است و او باید پایبند به تعهداتی خاص است. مگر زیگموند فروید معتقد نبود. که جامعه نیازی به مذهب ندارد. اما باید گفت در عصر ما که بیماری های روانی و نگرانی ها و اضطرابهای متعددی در آن جای دارد. و افراد ترس از برقرار نمودن رابطه با یکدیگر را دارند و از بین بردن نقاب چهره خود ترس و دلهره دارند ضوابط مذهبی بهترین داروی شفابخش و نجات دهنده فرد از نگرانی هاست وبه عقیده ی آدلرکه از تجارت 30 ساله ی روانکاوی خود سخن می گفت: معتقد بود که کلیه ی بیماران روانی که حس مذهبی خود را باز یافتند درمان شوند(افروز، 1357).

مذهب و درک عاطفی

بر خلاف آنچه که روانشناسان و جامعه شناسان یک بعدی همچون زیگموند فروید و کمونیستها فکر می کنند. و برای انسان چیزی خارج از جسم و نیازهای جسم قائل نیستند برخی دیگر معتقدند که همان طور که انسان از نظر جسم 4 بعدی است روح او نیز حداقل4 بعد را دارد:

1- حسن راستی یا حقیقت جویی که سرچشمه انواع علوم و دانشها و انگیزه و کنجکاوی است و این حس برای انسان تلاشی رادرجهت شناخت جهان هستی و پدیده های گوناگون ایجاد می کند.

2- حس زیبایی: علاقه ی انسان به هنرهای اصیل واقعی، زیباییها و ذوقیات و کششی در درون خود به این هنرها و امور حس می کند.مسلما این حالت فرد یک عامل اقتصادی ندارد بلکه علتی فراترداردمثلا لذتی که انسان با شنیدن یک قطعه شعر جالب می برد یا با دیدن یک نمایش زیبا یا بوییدن یک شاخه ی گل، این لذت و حالت هوش با عامل اقتصادی ربطی ندارد بلکه این نیاز یک کشش روحی است که دلیلی بر اصالت این حس و تأثیر آن در پیدایش بخش عظیمی از پدیده های صنعتی و اجتماعی است و همچنین رونق اقتصادی شده است.

3- حس نیکی: کسیت که در درون خود کششی هر چند ضعیف به سوی مفاهیمی چون:‌عدالت، وجدان و فداکاری را احساس نکند حتی اگر این فرد مربوط به انسانهایی باشد که هزاران سال قبل در کراتی دیگر می زیستند عشق و علاقه و احترام به یک قهرمان یا یک فرد عادی مسلماً دلیل اقتصادی ندارد بلکه احساس اصیلی است که در درون بشر ریشه دوانده و همانند یک بعد جسمانی جزئی از ما شده است و حتما انسانهایی که بعد از ما نیز خواهند زیست این حس زیبا را درک خواهند کرد و همچون ما این حس را مقدس می دانند.

4- حس مذهبی: ایمان به یک مبدأ متعالی و قابل پرستش و نیایش که از اعماق درون روان ادمی سرایت کرده باشد. حتی می توان گفت که انسان در طول تاریخ بسیار نشان داده است که به خاطروجود چنین حسی و قواست آن زندگی خود را فدای این حس کرده اند برای جاودان ماندن این حس(آیت الله مکرم شیرازی، 1368)

نگیزش مذهبی:

انگیزش مذهبی گرایش و نیروی درونی است که ارگانیسم را به سوی هدفی خاص هدایت می کند مذهب در علم وا‍‍ژه شناسی به معنای Religio آمده است. که به معنای پیوند می باشد بنابراین مذهب پیوندی است بشری و معنوی که وظیفه ی آن متحد ساختن ابناء بشرو آیین های خود در یک اعتقاد واحد است که برخی این نیاز عمیق همگانی را متحملاً‌از احساس ناتوانی آدمی درکائنات و از تمایل او به امنیت سرچشمه می گیرد بنابراین ایمان مذهبی پاسخ واکنشی است که در مقابل تزلزل و نا اطمینانی حیات که فرد توانایی برقرار رابطه با پدیده های اطراف خود را به نحو احسن را گذارد و این واکنش دلیلی است برای وجود آمدن مذهب (رزم آزماه، 1370)

صفات مذهبی:

صفات فکری یا عقیدتی است که مربوط به موضع گیری فلسفی فرد در رابطه با نظم پدیده های هستی است از دیدگاه اسلام بیان شده است که جدایی و مرزی بین صفات روانی واعتقادات مذهبی وجود ندارد صفات مذهبی به تعداد معینی از صفات محدود نمی شود بلکه تمامی اوامر و نواهی را در تمام سطوح زندگی بشر شامل می شود مانند اعتقاداتی که در دین اسلام در مورد مفاهیمی چون واجب و مستحب و مکروه وجود دارد که این مفاهیم در تمام زندگی فرد جریان دارد. مادامی که سلامت وبهنجاری یک اعتقاد مذهبی حاصل نشود سلامت روانی هم حاصل نخواهد شد و این گونه به نظر می رسد که فرد از نظر ابزار هیجانات و احساسات خود نیز در شرایط ایده آلی نیست. اعتقاد ما بر این است که اعتقادات مذهبی در حل مسائل و بحران های عاطفی موجب بهبود روابط میان فردی در میان افراد بشر می شود و به دلیل جامعیت و کامل بودن یک مذهب آسمانی چون اسلام بسیاری از مشکلات و سردرگمی های انسان عصر مرتفع خواهد گردید. بسیاری از دانشمندان غربی استفاده از شیوه ها و الگوهای مذهبی و توجه به اعتقادات و انجام امور معنوی از قبیل نماز، روزه، حج و غیره را وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از انحطاط و سردرگمی در دنیای امروز می دانند(آیت الله مکارم شیرازی، 1368).

اعتقادات مذهبی:

اعتقاد مذهبی جریان اجتماعی است که در طول تاریخ تمدن انسان در بستر زمان جاری بوده است مدارک باستانی نشان می دهند که هیچ وقت بشر بدون مذهب نبوده است بنابراین اگر بگوییم مذهب خط و سرلوحه زندگی انسان خلاف نگته ایم در تعریف از اعتقادات مذهبی باید گفت: تعهد و پایبندی یک جامعه ی مذهبی به استانداردها و موازین اخلاقی به گونه ای که زندگی یک عده از افراد معین را هدایت می کند و هدف آن رسیدن به کمال و آرامش و امنیت می باشد. بدین منظور استانداردها و موازینی که وضع شده است مقدس و الهی به حساب می آید.


بررسی میزان اعتقادات مذهبی بر هوش هیجانی

علم النفس ها چنین وظیفه ای برعهده دارند اما خودآگاهی هایی که بواسطه علم وعقل به دست می آید مرده وبی جان است، نه شوری در دلها می‌افکند ونیروهای خفتۀ انسان را بیدار می‌کند، برخلاف خودآگاهی‌هایی که از ناحیه دین و مذهب پیدا می شود که با یک ایمان پی ریزی می‌شود خودآگاهی ایمانی، سراسر وجود انسان را مشتعل می‌سازد
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 367 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 270
بررسی میزان اعتقادات مذهبی بر هوش هیجانی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه:

انسان هم خودآگاه است و هم جهان آگاه، و دوست می‌دارد از خود و از جهان آگاه تر گردد.

تکامل و پیشرفت و سعادت او درگرو این دو آگاهی است.

ازاین دو آگاهی کدام از نظراهمیّت دردرجۀ اول است و کدام دردرجۀ دوم؟

داوری دراین موضوع، چندان ساده نیست ؛برخی بیشتر به خودآگاهی بها می‌دهند وبرخی به جهان آگاهی! احتمالاً یکی از وجوه اختلاف طرز تفکر شرقی وطرز تفکر غربی درنوع پاسخی است که به این پرسش می‌دهند، همچنان که یکی از وجوه تفاوتهای ایمان و علم دراین است که علوم عقلی وسیله جهان آگاهی و ایمان سرمایۀ خودآگاهی است.

البته این علوم عقلانی سعی دارد انسان را همان گونه که به جهان آگاهی می رساند به خودآگاهی نیز برساند.

علم النفس ها چنین وظیفه ای برعهده دارند. اما خودآگاهی هایی که بواسطه علم وعقل به دست می آید مرده وبی جان است، نه شوری در دلها می‌افکند ونیروهای خفتۀ انسان را بیدار می‌کند، برخلاف خودآگاهی‌هایی که از ناحیه دین و مذهب پیدا می شود که با یک ایمان پی ریزی می‌شود. خودآگاهی ایمانی، سراسر وجود انسان را مشتعل می‌سازد.

آن خودآگاهی که خود واقعی انسان رابه یاد می‌آورد، غفلت را از او می‌زداید، آتش به جانش می‌افکند و او را دردمند و دردآشنا می‌سازد کارعلوم وعقول نیست!

دعوت به خودآگاهی واینکه«خود رابشناس تا خدای خویش رابشناسی»، «خدای خویش را فراموش مکن که خودت را فراموش کنی»سرلوحه تعلیمات مذاهب است.

ازسویی دیگر تجربه های تاریخی نشان داده است که جدایی علم وعقل از ایمان خسارتهای غیرقابل جبران به بارآورده است. ایمان را درپرتو علم باید شناخت؛ ایمان درروشنایی علم از خرافات دور می ماند ؛ با دورافتادن علم از ایمان، ایمان به جهود و تعصب کور و به دور خود چرخیدن و راه رابه جایی نبردن تبدیل می‌شود. آنجا که علم وعقل و معرفت نیست، ایمان مومنان نادان وسیله ای
می شود دردست منافقان زیرک!

علم و عقل به ما روشنایی و توانایی می‌بخشد چنانچه ایمان عشق وامید وگرمی؛ علم ابزار می‌سازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت می‌دهد وایمان جهت؛ علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمی‌می‌کند وایمان روان را روان آدمیّت می‌سازد؛

علم و عقل به معرفت می‌انجامد وایمان به رستگاری!

پرسش از رابطه میان عقلانیت و ایمان دردرازنای تاریخ اندیشه، همواره مورد بحث و گفتگو بوده و هنوز هم هست و خواهد بود.

پس زندگی انسان به ایمان وعقلانیت، هردونیاز دارد.بدون ایان، زندگی بی معنا و خالی از امید می شود.بدون عقلانیت، زندگی خرافاتی وباطل وبیهوده میشود. بدون ایمان، ارزش از دست می‌رود و بی هدفی نتیجه می گردد وبدون عقلانیت، معیارهای کمال، قابل دستیابی نمی‌شوند واهداف دلبخواهی می‌گردند! سعادت انسان درگرو انگیزه، هدف، معنا، جهت، ارزش ها واصول است.

این امور تنها از طریق ایمان بدست می‌آیند. افزون براین، سعادت انسان نیازمند معرفت،روش ها وابزار برای دستیابی به اهداف و تحقق امیدها، ومعیارهای داوری میان ارزش ها و اصول است؛ و اینها را تنها از طریق عقل می‌توان دریافت.

قرآن کریم ، عقل را مدار ایمان و ایقان می‌داند؛ و هرکس کمترین آشنایی با الهیات و عالم تألّه داشته باشد تردیدی ندارد که تألّه بدون تعقل ممکن نیست. و وحی با امداد عقل به بسط آن کمک می کند و عقل به یاری وحی به قلمروهای تازه ای وارد می شود و به نور انیتی نایل می شود.

بنابراین اگر عقل نوری باشد، به معرفت حقایق نائل می گردد و چون معرفت حاصل گشت؛ عبادت ، عبادت حقیقی می باشد. عقل نوری حتی مرتبۀ ضعیف آن مقتضی عبادت خداست. چنانکه درقرآن ، خداوند کسانی را که ازعقل خود پیروی استفاده نکرده و درنتیجه، پرستشگر غیرخدا شده اند را مورد سرزنش و شماتت شدید قرار داده است و تنها راه رسیدن به ایمان واقعی وعبادت حقیقی را پیروی از عقل معرفی کرده است:

"اف لکم ولما تعبدون من دون الله افلا تعقلون"(انبیاء:67)

بنابراین از نظر قرآن راه معرفت، تعقل است و تا تعقل نباشد معرفت حقیقی نیست پس معرفت وایمان به خدا بدون عقلانیت ممکن نیست. درسوره یونس، آیه 100 آمده است:

"ومَا کان لنفس ان تومن الا بادن الله ویجعل الرجس علی الذین لا یعقلون"

ودر ادامه در آیه 101:

"قل انظروا ماذا فی السماوات و الارض و ما تغنی الآیات و النذرعن قوم لا یومنون"

مفاد این آیات، این است که اگر خداوند می‌خواست تمام زمینیان ایمان بیاورند، هرآینه این کار می شد ولیکن خداوند این طور نخواسته است و برای اعطای موهبت ایمان، ملاک و معیار قرارداده است.

بدین قرار که خداوند درآیۀ اول؛ ابتدا رجس را- که مصداق آن دراین مقام همان شک و تردید مساوی با کفر می‌باشد- از اهل تعقل سلب کرده تا زمینه پیدایش ایمان درایشان فراهم گردد.

لذا منزّه بودن از رجس و رسیدن به ایمان، فرع بر عقل و فعال کردن آن می‌باشد.

یا این که خداوند درسورۀ انعام می‌فرماید:

"یجعل الله الرجس علی الذین لا یومنون"( انعام ، آیه 125)

به شهادت این آیه و آیه 100 سوره یونس، که دریکی اهل تعقل و دردیگری اهل ایمان از رجس منزه و مبرا شده اند، نتیجه گرفته می شود که این دو گروه – اهل تعقل و اهل ایمان – لازم و ملزوم یکدیگرند و درواقع به یک مصداق ویک وجود، موجود هستند، پس مومن واقعی همان عاقل واقعی و عاقل واقعی همان مومن واقعی است.

فیلسوف بزرگ ایرانی صدرالمتألهین شیرازی به استناد حدیث :

«خداوند دارای دو حجت است، یکی حجت ظاهری و دیگری حجت باطنی.پیغمبران ورسولان، حجت ظاهرند وعقل، حجت باطن است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که عقل، پیغمبرباطن است، همانگونه که پیغمبر، عقل ظاهراست».

درمقام توضیح آورده است:«پیغمبران ورسولان الهی(ع) درعالم ترکیب بشری و جوامع انسانی، همان حجت و اعتباری را دارند که عقل درعالم بسیط روحانی داراست زیر نور ذاتی و درخشش باطنی آنان به گونه ای است که ظاهرشان را نیز فراگرفته واشراق قلب موجب اشراق قالب گشته است.(دینانی،پرتو خرد،1385،ص320)

دکتر غلامحسین دینانی می‌گوید:

این سخن صدرالمتألهین یادآور شعر معروف ابن فارص است که فارسی آن عبارت است از:

از صفای می‌ولطافت جام
همه جام است و نیست گویی می

درهم آمیخت رنگ جام و مدام
یا مدام است و نیست گویی جام

ودراینجا ممکن است گفته شود آنچه اساس دین و ایمان را تشکیل می‌دهد، محبت است ؛ چنانچه درروایات وآیات در باب محبت بیش از عقل سخن گفته است!

عرفای عالی مقام نیز درسلوک روحی و معنوی خو دطریق محبت و عشق را برگزیده و ازفروافتادن درپیچ و خم استدلال عقلی پرهیز کرده اند. این جماعت«پای استدلالیان را چوبین دانسته و پای چوبین را سخت بی تمکین» می‌دانند.

نزد این گروه پای محکم و قدم ثابت درراه وصول به حقیقت، عشق و محبت است و قدم گذاشتن درهرطریق دیگر می‌تواند به شکست و نافرجامی بینجامد.

دراین باره نظر صدرالمتألهین این است که:

محبت از لوازم علم و ازلشگریان دانش معنوی است. چنان که عداوت و دشمنی ازلشگریان جهل است.

ازشئون عقل این است که برهرچیزی احاطه یابد وبا آن متحد می گردد. دراین احاطه و اتحاد است که اشیاء نزد عقل حضور پیدا می‌کنند و دراین حضور و اتحاد است که معنی محبت ظاهر
می شود.

حقیقت عقل ، نوراست و از لوازم نورا فاضه و اشراق به غیرخود است ؛ موارد جهل برخلاف عقل بوده و ازلوازم آن وحشت وظلمت و دشمنی راباید نام برد. درهویت جهل، نیستی و تاریکی نهفته است.

درآثار برخی از اهل معرفت چنین آمده است که«هرچیزی درعالم گوهری دارد و گوهرانسان، عقل است».

درروایت دیگری که درباب اهمیت عقل مورد استناد صدرالمتألهین قرارگرفته، روایتی از حضرت ابی عبدا.. (ع) است بدین مضمون:

«عقل همواره دلیل و راهنمای مومن است».

بنظر ملاصدرا، مومن حقیقی کسی است که با نوربرهان عقلی وروشنایی استدلال به معرفت خداوند و روز رستاخیز نائل می گردد. این فیلسوف بزرگ، تقلید یا نقل روایت و همچنین شهادت و حکایت غیرو هرچیزی را که تنها به حس و محسوس منتهی گردد دروصول به مرحله ایمان حقیقی، کافی نمی‌داند؛ زیر این گونه امور اگرچه موجبات عقیده جازم را فراهم می‌کنند وعقیده جازم هم منشأ عمل صالح واقع می شود ودرنتیجه نجات ازعقاب و وصول به ثواب برای شخص میسر
می گردد؛ اماآنچه موجب قرب به حق شده و ارتقاء به عالم قدس را فراهم می‌کند، جز به نور بصیرت عقلی امکان پذیرنیست! (همان منبع،ص333)

بعد از نظر فیلسوف مسلمان ایرانی، شاید خالی از لطف نباشد؛ نظر عارف مشهور مسیحی، آگوستین را نیزمطرح کنیم. درتقدم وتأخر مرتبتی عقل وایمان؛ اگوستین به این دست یافت که امن ترین طریق وصول به حقیقت، طریقی نیست که از عقل شروع شود واز یقین عقلی به ایمان منتهی گردد؛ بلکه برعکس، طریقی است که مبدأ آن ایمان است و از وحی به عقل راه می‌یابد!

اگوستین با رسیدن به چنین نتیجۀ غیرمترقبه ای، ایمان دینی را که مبتنی برحقایق مُنزل است؛ مبدأ بی چون و چرای معرفت عقلی قرارمی‌دهد!

فرد مسیحی درمیان حقایقی که به آنها اعتقاد دارد، این وعده الهی را نیز می‌بیند که سرانجام روزی به رؤیت خداوندی که به او ایمان آورده است نائل خواهد شد و درآن هنگام به سعادت ابدی می‌رسد.

از اینروست که دردنیا با تلاشی پرشور، درجستجوی یافتن اسراروحی از طریق نورتکوینی عقل است.

ماحصل چنین تلاشی دقیقاً آن چیزی است که آگوستین معمولاً«تعقل» می‌خواند، یعنی تفقّه!

و این همان معنای قاعدۀ مشهور آگوستین است که:

«فهم پاداش ایمان است؛ لذا درپی آن مباش که بفهمی‌تا ایمان آوری، بلکه ایمان بیاور تا بفهمی»(ژیلسون،1371،ص18)

چنانچه پروردگار ما نیز به قول و فعل خویش کسانی را که دعوت به رستگاری میکرد، ترغیب می‌نمود که ابتدا ایمان آورند ، اما هرگاه صحبت از نعمتی می کرد که درانتظار مومنان است ، هرگز نمی‌گفت:

"این حیات جاودانی است تا شما ایمان آورید"، بلکه می‌گفت : "این حیات جاودانی است تا آنها بشناسند ترا ای یگانه خدای حقیقی و عیسی مسیح را که تو فرستاده ای"(انجیل یوحنا17، 113)

بعلاوه عیسی مسیح خود خطاب به کسانی که قبلاً ایمان آورده بودند،گفت"بطلبید که خواهید یافت"! (انجیل متی، 17:7)

بدین ترتیب: از اقوال صریح آگوستین چنین برمی‌آید که اولاً وحی مارابه ایمان آوردن فراخوانده است و مادامی که ایمان نیاورده ایم نمی‌توانیم بفهمیم ! ثانیاً انجیل نیز نه تنها مخالف عقل است بلکه به همه کسانی که حقیقت را درکلام مُنزل می‌جویند وعده فهمیدن داده است.(همان منبع،ص18)

پس این درست است که:

عقل مومن را قادر می‌سازد که حتی الامکان موضوع ایمان خودرابفهمد چنانچه برای فهم ایمان ناگزیریم از عقل بهره جوئیم اما آیا این ادعا درست است که به یک معنا ایمان داشتن منوط به آن است(یا باید باشد) که شخص دلایل خوبی برای اعتقاد به صدق ایمانش داشته باشد؟!

تفکیک روشن ودقیق ایمان از عقل کاری است به مراتب دشوار، چنانچه همیشه پرتعارض وجدال آمیز بوده است و متفکران دینی، غالباً رأی برناسازگاری و عدم تقابل و تطابق این دوصادر کرده اند.

کسانی که برایمان تاکید می ورزند و به عقل حمله می‌کنند، غالباً برای تجربه دینی اهمیت بسیار زیادی قائلند.

تجربه دینی به هیچ وجه یک "رخداد" احساسی محض نیست،بلکه با مفاهیم و اعتقاداتی سروکار دارد که به آن موجود قدسی تجربه شده ناظرند.

برای فهمیدن تجربه دینی دست کم تا حدی، به نظامی‌از اعتقادات دینی محتاجیم. بعید بنظرمی‌رسد که بدون استفاده از عقل بتوان چیزی را فهمید.

چنانچه تنها شرط مورد نیاز برای دینی بودن تجربه این است که فاعل، تجربه اش رابراساس مجموعه مفاهیم وباورهای دینی دربارۀ امر فوق طبیعی تفسیرکند.(پیترسون ودیگران، 1383،ص71)

تجربه گرایی دینی مولوی:

مولوی و اکثر عرفا گوهر دین را نوعی تجربه دینی می‌دانند، با این تفاوت که درنظرعرفا و مولوی سطح عالی تجربه که نوعی خاص از شهود عرفانی است گوهر دین به حساب می‌آید؛ مولوی درکتاب فیه مافیه می‌گوید:

«هرعلمی‌که آن به تحصیل و کسب دردنیا حاصل شود، آن علم ابدان است وآن علم که بعداز مرگ حاصل شود، علم ادیان است، دانستن علم انا الحق علم ابدان است "انا الحق" شدن علم ادیان است. نور چراغ و آتش را دیدن علم ابدانست ، سوختن درآتش یا درنور چراغ علم ادیان است.»(مولوی،فیه ما فیه،1369،ص228)

بنظر مولوی گوهر دین، تجربه اتحاد عرفانی است.

مولوی درجایی از مثنوی می‌گوید که هم فرعون و هم حلاج ادعای این اتحاد عرفانی را داشته اند.

حلاج تجربۀ این اتحاد را داشت ولذا رستگار شد، اما فرعون تجربۀ آن را نداشت و لذا دون شد.

گفت فرعونی انا الحق، گشت پَست
آن انــــا را لــعـــنه ‏الله در عـــَقــِب

گفت منصوری انا الحق و بِرَست
وین انــا را رحــمه الله ای مُـــحِــب

(5/36-2035)

علت این مطلب روشن است. حلاج أنا الحق می‌گفت، چون به مقام فنا رسیده بود و حق را درهمه چیز مساوی تجربه می‌کرد، اما فرعون به چنین مقامی‌نرسیده بود و انا الحق گفتن او از باب دید استقلالی اش بود.

البته باید توجه داشت که تجربه اتحاد عرفانی ، سطح عالی تجارب عرفانی است. اگر گوهر دین این تجربه باشد مقام دینداری درتعداد قلیلی محصور میشود؛ لذا چنین نظریه ای را دربارۀ گوهر دین بواسطه عقل؛ نمی‌توان پذیرفت!(قائم نیا،1381،ص144)

حال این که می‌گویند عرفا با عقل مخالفند چهئ حکمی دارد؟!این قول نه تنها درست نیست، بلکه پذیرفتن آن جفا درحق عرفان وعرفا است؛ و گفتن آن، حکایت از این دارد که ما عرفان، به خصوص عرفان نظری رابه درستی نمی‌شناسیم، عقل یکی از قوای ادراکی است که خدا به انسان عطا کرده و وجه ممّیز او از سایر حیوانات است.

عارف، چگونه می‌تواند آن را نادیده انگارد یا با آن ضدّیت و مخالفت کند؟

ازآن جا که عارف درصدد شناختن حقایق هستی است، چاره ای ندارد جز این که همه قوای ادراکی انسان رابه دقت شناسایی و نقادی‌ کند تا بتواند هریک ازآنها را درجای خود بکاربرد.

درکنار نقد وبررسی همه قوای ادراکی، به خصوص وظیفه و ادعای عارف این است که می‌خواهد قلمرو توانایی عقل بشری را با دقت وژرفکاوی، معین کند تا بتواند علاوه برادای حق عقل، از عقل عبور کند و به ساحت دیگری گام نهد وبه طوری ورای طُوَر عقل رود.

شناختن حد عقل، وبکاربردن آن درگسترۀ قلمرو خاص او، ادای حق عقل است نه جفا درحق آن.

ادای حق هرچیز، شناختن جایگاه وجودی آن، و قراردادنش درآن جایگاه است؛ و درغیراین صورت، براو جفا کرده ایم!

در واقع عرفا بر این اعتقادند؛ که عرفان عبور از عقل است و نه مخالفت با عقل ! و این نکته غیر قابل انکار است؛ ایشان وصول به ساحت ایمان را در گذر از تعینات و حدود و ثغور قوه های فکری،‌منطقی و عقلی می دانند.

دراین بین؛ مولانا جلال الدین بلخی رومی‌عارفی بی دلیل است و مثنوی اورا دریای عرفان خوانده اند، اشعارش مملو از طراوت عشق وبوی عطر معشوق است و چنین می‌نماید که او مخالف عقل و جانبدار عشق بوده است و دراثبات این ادعا برخی به اشعاری مانند:

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
عقل ، در شرحش چو خر در گل بخفت

چون به عشق آمد قلم برخود شکافت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
(1/15-114)

استفاده می‌کنند؛ قابل ذکراست که:

مولانا درزمانی می‌زیست که حمله به فلسفه«مشائی» با پایۀ استدلالی آن رواج یافته بود و درواقع پس از حملات غزالی به فلسفۀ مشایی و مخالفت بعضی از صوفیه مانند سنایی با فلسفه، این روند متداول بود، چنانکه مولانا نیز درشعر معروف خود می‌فرماید:

پای استدلالیان چوبین بود

پای چوبین، سخت بی تمکین بود
(1/2139)

این مخالفت با فلسفة وقت و به دنبال آن عناد با عقل و استدلال به معنای هرروزی، آن را؛ برخی حجت از برای مخالفت مولانا با عقل بطور کلی دانسته اند و کمتر، به شرایط تاریخی رابطۀ بین تصوف و فلسفه درعصر مولانا توجه کرده اند: درحالی که مولانا خود یک حکیم و عارف دربالاترین سطح بوده و هیچ گاه ارزش عقل به معنای کل را درکسب معرفت الهی فراموش نکرده است.(ریاحی،1384،ص10)

و حتی درمورد انسانهای عادی فرموده:

ای‏برادر‏تو‏همه‏‏اندیشه‏ای

مــابقی تو اســتخوان و ریشـه‏ای
(2/278)

ما در این رساله به بررسی نظر مولوی دربارة عقل وایمان که دو رکن اساسی معرفت دینی هستند می پردازیم.

2- انسان درنگاه مولانا

مثنوی ، کتاب انسان شناسی است و مولانا یک انسان مدار تمام عیار و مراد او از انسان نه این صورت ظاهری که آن معنا و جان انسانی است!

انسان درچشم مولوی موجودی است دارای کمالات بی نهایت که با داشتن گوهری بنام اختیار شایسته مقام کرمّنا گردیده است!

زآنک کرَّمنا شد آدم ز اختیار
مؤمنان کان عسل زنبوروار

نیم زنبور عسل شد نیم مار
کافران خود کان زهری همچو مار
( 3/92-3291 )

سلطنتی که هیچ موجودی دردریا و خشکی توفیق دست یابی بدان را نداشته است واین منزلت تنها برای او وبا موهبت الهی حاصل شده است. او موجودی است که عرصه جغرافیای هستی او درپیچ کوچه ها محو نمی گردد وزنجیر ثانیه ها هرگز پای اورابند نمی‌زند، بلکه اگربراستی خویش را دریابد زمان و مکان چونان مرکبی رام اویند و اوست که براین دو فرمان می‌راند.

هیچ دژی اورا محبوس نمی‌سازد و هیچ قیدی اورا زمین گیرنمی‌کند، اگر جسمش رابه بند کشند اودرخویش سفری می‌آغازد که گسترۀ آن همۀ هستی را فرا می‌گیرد واین توان تنها بدان سبب است که انسان ظرفیتی دارد به فراخی همۀ هستی.

این همه دریا چه خواهی کرد، نم؟
ای مه تابان چه خواهی کرد گرد؟

وی همه هستی چه می جویی عدم؟
ای که مه در پیش رویت روی زرد.
(5/72-3571)

ازسویی ازل رابه ابد پیوند می‌دهد واز دیگر سوی درطول بزرگراه هستی کوچکترین و حقیرترین مرتبه وجود رابه خالق بزرگ متصل می سازدو با رخی به زیبائی زهرۀ شمس الضحی گلگونه هارا گدای رنگ و روی خویش کرده است.

هیچ محتاج می گلگون نئی
ای رخ چون زهره‏ات شمس الضّحی

ترک کن گلگونه ، تو گلگونه‏ای
ای گدای رنگ تو گلگونه ها
(5/69-3568)

درنظر مولانا آنچه که بیش از هرچیز برای آدمی‌اهمیت دارد و جان همه علوم است، این است که بداند خود کیست! وعدم آگاهی براین موضوع مهم، اورا درزمرۀ جاهلان قرارمی‌دهد!

صدهزاران فضل داند ازعلوم
قیمت هرکاله می‌دانی که چیست
جان جمله علمها اینست این
آن اصول دین بدانستی تو ، لیک
از اصولینت اصولِ خویش به

جان خودرا می‌نداند آن ظَلوم
قیمت خودرا ندانی ، احمقیست
که بدانی من کیم در یوم دین؟
بنگر اندر اصل خودگرهست نیک
که بدانی اصل خود از مردِ مِه
(3/52-2648)

مولوی درتأیید حدیث منقول از پیامبر(ص)"من عرف نفسه فقد عرف ربه" می فرماید:

بهرِ آن پیغمبر ، این را شرح ساخت

هرکه خود بشناخت ، یزدان را شناخت!
(5/2114 )

ونیز درفیه مافیه چنین می‌گوید:

«اکنون همچنین علمای اهل زمان درعلوم، موی می‌شکافند و چیزهای دیگر را که به ایشان تعلق ندارد به غایت دانسته اند وایشان را برآن ، احاطت کلّی گشته وآنچه مهم است وبه او نزدیکتر از همه آن است؛ خودی اوست و خودی خود را نمی‌داند. همه چیز را به حِلّ و حرمت حکم می‌کند که این جایزاست و آن جایزنیست واین حلال است و یا حرام، خودرانمی‌داند که حلال است یاحرام است، جایز است یا ناجایز و پاک است یا ناپاک است».(مولوی ،فیه ما فیه ،1369، ص 17)

وسلطان ولد فرزند برومند مولانا که مفسّرآراء اوست می‌گوید:

«پس سیردرخود کن وبه معرفت خود مشغول شو که معرفت چیز دیگر، تورا سود ندارد و اصل، شناخت خود است که با تو این تعلق دارد. باقی درشناخت چیزهای دیگر، همچنان است که رنجی برزمین دیگران می‌بری و منفعت آن برتو عاید نخواهد شدن».(سلطان ولد ، 1376،‌ص 304 )

وبه اعتقاد مولانا، بشر،‌ یک گیرۀ اصلی دارد که اگرآن رابگشاید به نیکبختی می‌رسد وآن، گرۀ خویشتن خویش است. ولی اسفا! که آدمی‌تمام عمر گرانبهای خود را درگشودن گره هایی به هدر می دهد که ازگشایش آن چیزی عایدش نمی‌شود و جوهر حقیقی و ملکوتی اش شکفته نمی‌گردد. (زمانی، میناگر عشق ، 1382 ،ص 231)

پس خودشناسی، اول قدم معرفت به خداست:

مابدانستیم ما این تن، نه ایم
ای خُنُک آنرا که ذاتِ خود شناخت

از ورایِ تن به یزدان می‌زییم
اندر امنِ سرمدی، قصری بساخت
5) /41-3340(

آری خودشناسی و کشف لایه های مغفول خویش، مهمترین اشتغال ذهنی مولانا ست که روز وشب او را به تأمل درآن واداشته است.

روزها فکرمن این است و همه شب سخنم
مانده ام سخت عجب کز چه عجب ساخت مرا

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
( مولوی ،غزلیات شمس، 577)

مولانا برآن است که اگربراحوال خویش آگاهی یابد، برمبدأ و معاد خویش ونیز برانگیزه آفرینش خودآگاهی خواهد یافت و اگربراستعداد و توانایی های خود که همانند گنجینه ای نهفته، مکتوم مانده اند واقف شود و بزرگی و عظمتی راکه درآفرینش دارد نظاره کند، هرگز به امیال و غرائزی که همانند لجن زاری متعفّن دامن عظمت و عصمت اورا می‌آلایند روی نمی‌کند و متاع گرانبهای هستی خود را دربرابراین دیو ارزش خوار به رایگان از دست نمی‌دهد چنانچه دچار از خود بیگانگی نخواهد شد!(نصر اصفهانی ،‌1377 ،‌ص 24)

ای تو درپیکار، خود راباخته!
توبه هرصورت که آیی بیستی
این تو کَی باشی؟ که تو آن اوحدی
مرغ خویشی،صید خویشی، رام خویش
جوهر آن باشد که قائم با خود است
گرتوآدم زاده ای، چون او نشین

دیگران را تو زخود نشناخته
که منم این، والله آن تو نیستی
که خوش وزیبا وسرمست خودی
صدر خویش، فرش خویش، بام خویش
آن عرض باشد که فرع او شده است
جملۀ ذُرّیّات را درخود ببین
(4/808-803)

پس انسان ،‌ هدف عالی آفرینش جهان است ودر مَثل به میوه ای می‌ماند که گرچه درظاهر شاخه،‌ اصل میوه است ولی درحقیقت شاخه نیز برای ایجاد میوه آفریده شده است.

پس بصورت عالم اصغر تویی
ظاهر آن شاخ اصل میوه است

پس بمعنی عالم اکبر تویی
باطناً بهر ثمر شد شاخ هست
) 4/22-521(

از طرف دیگر او بمنزلۀ آئینه تمام نمای اوصاف وآیات الهی است و هیچ موجودی نمی‌تواند همانند اوبه خداوند نزدیک شود و اتصالی بی مانند با حق داشته باشد.

اتّصالی بی تکّیف بی قیاس

همت رّبُّ النّاس را با جانِ ناس
(4/760)

هم چنین او را مرتبه ای است که چون خداوند نورش را برملایک عرضه کرد مشکل ایشان حل گردید.

عرضه کردی نورآدم را عیان

برملایک گشت مشکلها بیان
(2/1842)

وهم اوست که همه ازل و ابد را به هم پیوند می‌دهد و تا مقام فنای فی الله پیش می‌رود و همه جهان ظاهر تنها پلّه ای از نردبان تعالی او است پس چرا اورا جهان کبیر ننامیم؟!

آری ممکن است درنظرکسانی که چشمانشان فراتر از حصارهای جهان حس ورنگ رانبیند، انسان جهان صغیر باشد ولی مولانا را با این محبوسان زندان غفلت ، سخن نیست.

2-1 ساحات وجودی انسان

به اعتقاد مولانا انسان به ریسمانی می‌ماند که دو سردارد، سری درکرانه بی نهایت، دراوج تعالی وبلندی وسری به لبۀ پرتگاه عدم. اوبرای رسیدن به مرتبه انسانی مراتب چندی را پشت سرنهاده از اقلیم جهاد تا سرزمین گیاهان و ازآنجا به قلعۀ حیوانات کوچ کرده است و ازآن نیز گذشته تابه شهرانسانیت پای نهاده است، اکنون نیزبرآن است تا سیرکمالی خویش رابه پایان برساند ودرآسمان فرشتگان به پرواز درآید، مگرازآن افق راهی به قاف عدم جوید وبه سوی آن پرکشد.(همان منبع ، ص 30)

سالها اندر نباتی عمرکرد
وزنباتی چون به حیوانی فتاد
جز همین مَیلی که دارد سوی او

وزجمادی یاد ناورد از نَبَرد
نــآمــدش حــالِ نـــبـــاتی هیــچ یـاد

خاصه در وقت بهار و ضَیمران
(4/40-3836)

حال جانِ سخن ، در بیان عظمت جان است و جسم ،‌که در مرتبه ای بر آن عارض می شود ؛ پس ما با ساحت جسم و جان آغاز می کنیم.

2-1-1 جسم و جان

جان درکلام مولانا معانی مختلفی دارد به قسمی‌که گاه از جان«حیات» را مراد می‌کند و گاه«عقل» و دربعضی موارد«عشق» را.

مولانا جا ن را امری ذو مراتب می‌داند، اوبرای هرمرتبه از وجود ، جسمی‌قائل است و جانی، یا صورتی و معنایی، پس هرمرتبه از جان، جسمی‌می شود برای مرتبه بالاتر خود؛ بالاترین مرتبه جان را مولانا دل می‌خواند که جانِ جانِ جانِ جان آدمی‌است.

آن دلی آور که قطبّ عالم اوست

جانِ جانِ جانِ جانِ آدم اوست
(5/887)

و جسم هم که سایة سایة سایة دل است.

جسم سایۀ سایۀ سایۀ دلست

جسم کَیْ اندر خور پایة‌ دلست؟
(6/3307)

جان در پایین ترین مرتبه خویش نفس نامیده می شود که مادر بتهاست.

بت، سیاهآ به ست در کوزه نهان

نفــس، مـــرآب ســیه را چشـــمه دان

(1/775)

اژدهایی است که اگرافسرده است از غم بی آلتی است.

نفست اژدرهاست او کَی مرده است

از غم وبی آلتی افسرده است
(3/1053)

او از جنس شیطان است و حصول معرفت حق را قابل نیست .

نفس و شیطان هر دو یک تن بوده اند

در دو صورت خویش را بنموده اند
(3/4052)

لیک درتبدیلی و تبدّلی قابلیت می‌یابد که به امر حق مبدل شود؛ یعنی به جنس هستی ای به مرتبه وجودی بالاتر ازخودبدل گردد؛ و البته نه در شکل و ذات که در مأکول شدن چرا که از مقولة فناست!

پس بزرگان این نگفتند از گزاف
گفتشان و نفسشان ونقششان

جسم پاکان عین جان افتاد صاف
جمله جان مطلق آمد بی نشان
(1/5-2004)

حال آنچه را که درخصوص مراتب جان گفته شد می‌توان به صورت زیر تصویرکرد:

ومراتب تجلی جان:

بدین ترتیب اولین تجلی یا ظهور جان به صورت حیات است که همه موجودات- به جز نفس مطلق- ازآن برخوردارند، جان پس از صیقل خوردن به صورت عقل جلوه می‌نماید. همان که آخرالامر در ملک به انتهای درجه خود یعنی عقل کل میرسد و سرانجام به ناب ترین صورت جان، دل ؛ محل تجلی عشق می شود! (کریمی ، 1384 ،ص 48)

او همچنین در پاره‏ای از ابیات ، جان را در تقابل با جسم، به معنای روح بکار می‌برد و این روح مجرد با نفس ناطقه که به تعبیر حکما از مجردّات عالم امرو مرتبه ربوبی است برای عموم بشر ناشناخته است. گرچه حکمای الهی دراثبات روح و بیان تجردآن، براهینی چند اقامه کرده اند، اما حقیقت روح، رازی است سربه مهر و ناگشوده!(زمانی، میناگر عشق، 1382، ص239)

درزمین، حق را و درچرخ سَمی
بازکرد از رَطب و یابِس، حق نوَرَد

نیست پنهان‏تر ز روح آدمی
روح را مِن أمْرِ رَبّی مُهر کرد
(6/78-2877)

خودنتوانم وربگویم وصفِ جان زلزله افتد دراین کون و مکان
(4/3793)

حال درمسیررسیدن آدمی‌به کمال، آفات و موانع بی شماری وجود دارد که همه آنها را می‌توان ناشی از جنبه جسمانی اودانست، جسم چون خود ، از جهان خاکی است، همه خواسته ها و امیالش رنگ وبویی زمینی دارد و چنگالهای خویش را چنان درزمین فرو برده است که به هیچ روی مجالی برای پرواز ندارد.

جان زهجر عرش اندر فاقه‏ای
جان گشاید سوی بالا بالها

تن زعشق خاربن چون ناقه‏ای
درزده تن درزمین چنگالها
(4/46-1545)

روح دارد بی بدن بس کاروبار
باش تا مرغ از قفس آید برون

مرغ باشد درقفس بس بی قرار
تا ببینی هفت چرخ اورا زبون
(3/38-1237)

درحالیکه روح را اوصافی است دربرابر اوصاف تن، اوبه مرغی می‌ماند که درقفس تن بی

قراری می‌کند و هرلحظه درتکاپوی پرواز است. لیک براساس اندیشه های مولانا روح و تن بر یکدیگر اثر می‌گذارند ولی هرگز اثری که روح برجسم می‌نهد را نمی‌توان با اثری که جسم بر روح دارد مقایسه کرد، چه به لحاظ کیفی و چه از نظر کمی!

دل زپایۀ حوض تن گلناک شد

تن زآب حوض دلها پاک شد
(2/1369)

آری تن ، گاه حوض دل را گلناک می سازد. وصفای جان و دل رابه غبار جهان خاکی مکدّر می‌کند ولی جسم همه کمالات خویش را از جان می‌گیرد و چون جان از میان برخیزد جسم راهیچ نماند.

جسم را نبْود از آن عِز بهره‌ای
جسم از جان روزْ افزون می‌شود
حدّ جسمت یک دو گز خود بیش نیست
بگذر از انسان هم و از قال و قیل

جسم پیشِ بحرِ جان چون قطره‏ای
چون رود جان ، جسم بین چون می شود؟
جان تو تا آسمان جولان کُنیست
تا لب دریای جان جبرئیل
(4/83-1880)

و البتّه اشتراک لفظ مثال اشتراک جسم و تن واشتراک معنا مثال اشتراک جان وروح است!

اشتراک لفظ دایم رهزن است
جسم ها چون کوزه های بسته سر
کوزۀ آن تن پُر ازآب حیات
گربه مظروفش نظر داری ، شهی
لفظ را مانندۀ این جسم دان
دیدۀ تن وایماً تن بین بُودَ

اشتراک گبر و مومن در تن است
تاکه در هر کوزه چه بوَد آن نگر
کوزۀ این تن پُر از زهر ممات
وربه ظرفش بنگری تو گمرهی
معنیش را دردرون مانند جان
دیدۀ جان، جانِ پرفن بین بود
(6/654-649)

درارتباط با نسبت جان و تن، بعضی قایل به اتحاد میان آن دو شده اند و وحدت این دو جوهررا چون اتحاد ماده وصورت دانسته اند وبرخی میان آن دوقایل به بینونتِ تام شده اند و تعلِّق جان رابه بدن همانند تعلّق کشتیبان به کشتی و یا نسبت انسان به افزارهایی که ازآن استفاده می‌کند، دانسته اند.

مولانا اشتراک میان بدن هارابه «اشتراک لفظ» و وحدت میان جان ها رابه«اشتراک معنا» تعبیرمی‌کند و «اشتراک لفظ» را همیشه رهزن می‌داند. گبر و مومن ومسلمان و کافردرتن اشتراک دارند امابه بدن که ظاهر وجود انسان است ، نباید غّره شد که سبب گمراهی است.

وی اجسام انسانها را به کوزه های سربسته ای تشبیه می‌کند که از حیث ظاهر همانند یکدیگرند، اما مهم آن است که دردرون کوزه چیست؟ آیا کوزه پراز«آب حیات» است یا مملو از«زهر ممات» (گمان های دوراز حق)!

بنابراین درارزیابی معنوی باید همیشه به مظروف یعنی معنا وحقیقت انسانی نظرداشت و توجه به ظرف همواره موجب گمراهی وخطا است.

مولانا دریک تشبیه زیبا نسبت میان جان و تن را همانند نسبت میان لفظ و معنا می‌داند.

هرچند مناسبتی میان لفظ و معنا وجود دارد ، اما توجه به صرف لفظ، مانع از ادراک حقیقت و معنی می شود. وی آنگاه«دیدۀ ظاهر» یا«دیدۀ تن» رابا «دیدۀ باطن» یا«دیدۀ جان» قیاس می‌کند.«دیدۀ تن»یعنی چشم ظاهر، «تن بین» است به این معنی که فقط نمود وظاهر اشیاءرا ادراک می‌کند واز درک حقیقت اشیاء غافل است. برعکس «دیدۀ جان» یا«دیدۀ بصیرت» عین جان است وقدرت و توانایی درک حقایق عوالم غیب و اسرار ومعانی را درمراتب گوناگون دارا می‌باشد.(ریاحی ، 1384،‌ص 108)

دیده تن دائما تن بین بود

دیده جان، جان پر فن بین بود
(6/654)

در ادامه مولانا با رویکردی روان شناختی دو ساحت جسم و جان وعقل وروح را باعناوین حیوانیت و انسانیت یاد می‌کند، دو ساحتی که درعین پیوستگی به هم وابسته اند. بین این دو ، رابطه‏ای چون پوسته و مغز برقرار است، قشر پیدا و مغز نهانست و هرچه به مغز افزوده شود از دوپوسته کاسته خواهدشد.

« آدمی‌مسکین که مرکب است از عقل وشهرت، نیمش فرشته است و نیمش حیوان».(مولوی ،‌فیه ما فیه ، ص 123)

بایزید ار این بُود آن روح چیست؟
حیرت اندر حیرتست ای یار من
هر دو او باشد ولیک از ریْع زرع
حکمت این اضداد را با هم ببست
روح بی قالب نداند کارکرد
قالبت پیدا و آن جانت نهان

ور وی آن روحست ،‌ این تصویر کیست؟
این نه کار تُست و نه هم کارمن
دانه باشد اصل و آن که پرّه ، فرع
ای قصاب ، این گِرد ران با گردنَست
قالبت بی جان فسرده بود و سرد
راست شد زین هردو اسباب جهان
(5/24-3419)

چنانچه بعضی از آدمیان متابعت عقل چندان کردند که کلی ملک گشتند و نورمحض. ایشان انبیاء و اولیاءند، از خوف ورجاءرهیدند که "لاخوفٌ علیهم و لاهم یحزنون" وبعضی را شهوت برعقلشان غالب گشت تابه کلی حکم حیوان گرفتند وبعضی درتنازع مانده اند وآنها آن طایفه اند که ایشان را دراندرون رنجی ودردی و فغانی و تحسری پدید می‌آید وبه زندگانی خویش راضی نیستند، اینها مؤمنانند .( مولوی ، فیه ما فیه ،‌1369،‌ص 124 )

در حدیثی که ظاهراً از فحوای سخنی منسوب به امیرالمومنین علی(ع) مأخوذ باشد، درواقع متضمن بدین معنی است که خداوند چون ملایک را خلق کرد آنها را هم ازعقل سرشت ، چون بهایم را خلق نمود آنها را یکسره از شهوت سرشت، اما چون بنی آدم را آفرید، عقل و شهوت را درآنها بهم آمیخت، پس هرکس عقل وی برشهوت غالب آید برتر از ملایک است و هرکس شهوتش برعقل غالب آید از بهایم فروتر.( زرین کوب ، سرِّ نی، ج 1، 1373، ص 421)

متن عبارت بدینگونه است:

اِنَّ اللهَ تعالی خلق الملائکهَ ورکّبَ فیهم العقلَ و خلق البهائم و رکَّبَ فیها الشهوهَ و خلَق بنی آدَم ورکَّب منهم العقل و الشهوه فَمَنَ غَلَبَ عقلهُ شهوتَه فَهُوَ اعلی من الملائکه و مَن غَلَب شهوتُه عَقلَه فَهُو اَدنی من البهائم.

مولانا درشرح این حدیث خاطر نشان می‌کند که ملایک وبهایم چون وجودشان یک عنصر بیش نیست از معارضۀ بین دو عنصر مخالف آسوده اند اما انسان که وجود وی محلّ تنازع بین عقل وشهوت است دائم گرفتار کشمکش آنهاست.

جان حیوانی ندارد اتّحاد
گر خورد این نان، نگردد سیرآن
بلکه این شادی کند از مرگ او
جان گرگان وسگان هریک جداست

تومجو این اتحاد از روح باد
درکشد باراین، نگردد او گران
از حسد میرد چو بیند برگ او
متحد جانهای شیران خداست
(4/14-411)

2-1-2 عقل و ملک

درتبین رابطه عقل و ملک؛ انقروی درشرح کبیر خود درتعالی ساحت روح و جان انسان اعتقاد مولانا رابراین می‌داند که: ملک و عقل رایکی دانسته است.

چنانچه هم ملک و هم عقل هردو حضرت حق را واجدند، یعنی هردو خدارایک نوع دریافته اند، وجدان هردو یکنوع است و هردو آدم را کمک و سجده کننده اند. معاونت عقل آدم را معلوم است زیرا که آدم همه کارهایش را به کمک عقل انجام می‌دهد و اما معاونت ملک آدم را به این معنی است که استغفار کردن و حل پاره ای از کارهای و مشکل رابه آدم الهام می‌کند یعنی ملک ملهم است و سجده کردن ملائکه به آدم مفهوم آیه کریمه:"واذا قلنا للملائکه اسجدوا الادم". هنگامی که گفتم به فرشتگان که آدم را سجده کنید. (بقره:32)

که کمال تعظیم مراد است و مراد از سجده کردن«عقل »به آدم: از توجه زیاد و انقیاد عقل دربرابرآدم عبارت است.( انقروی، ج 9، 1380، ص 1242)‌

هم ملک و هم عقل ، حق را واجدی

هردو آدم را معین و ساجدی
(3/3196)

ودرجایی دیگر:

چون ملک با عقل یک سررشته اند

بهر حکمت را دوصورت گشته اند
(3/3193)

و انقروی باز تاکید می‌کند که چون ملک وعقل درخلقت دارای یک سرشته اند، یعنی هردو حقیقت واحدند و ماهیت متحد دارند. مراد این است که اصل هردویکی است، چون که هردو یک جوهر نورانی اند، ولیکن به اقتضای حکمت الهی دو صورت جداگانه پیدا کرده اند، به این معنی: آن جوهر نورانی مدبر، که دروجود انسان است«عقل» است و آن جوهری که مدبراکوان است و یا خود خالق خود را عبادت و تسبیح می‌گوید ملک اش نامیده اند.

مولانا دربیان چنین مقابله آدمی‌ضمن اشارت به حدیثی؛

"اِنَّ اللهَ خَلَق الخلقَ فی الظُلمةِ ثُمَ رشً علیهم من نوره"

آن را بدینصورت می‌شکافد: اوروح انسانی را همچون لمعه یی از نور حق می‌داند که از همین«رشّ نور» ناشی است و هرچند«آفتاب جان ها» که«درروزن ابدان هاست «مفترق» می‌نماید درحقیقت بروفق تعبیرمثنوی مفترق هرگز نگردد نور او و این افتراق که درظاهر به چشم می‌آید از نور نیست از روزنهاست که نوربرآنها می‌تابد. (همان منبع، ص 1241)

مولانا از این بیان نتیجه می‌گیرد که پس روح انسانی برخلاف روح حیوانی تفرقه ندارد که درآن بنظر می‌رسد ناشی از تعددّی است که درروزن ابدان است واین کتاب جانها که روح کلی است انسان را که ولّی حق، مظهر کمال اوست با روح انسانی که به وی می‌بخشد ازآنچه روح حیوانی درنفوس عامه موجب افتراق میشود می‌رهاند وبه عالم وحدت می‌کشاند و پیداست که روح انسانی کمال وحدت و نورش دروجود اولیاء تجلی می‌یابد.

تفرقه درروح حیوانی بود

نفس واحد، روح انسانی بود
(2/188)

(زرین کوب، سّرِ نی،‌ج 1، 1373، ص 407)

ودرتجلّی آن :

روح خود را متصل کن ای فلان
زین چراغ حس حیوان المراد
زان همه جنگند این اصحاب ما

زود با ارواح قدس سالکان
گفتمت: هان تا نجویی اتحاد
جنگ، کس نشنید اندر انبیاء
(4/49-447)

واینکه رینولد نیکلسون درشرح بیت:

ما ز غیر جان و عقل آدمی

هست جانی در ولی ، آن دَمی
(4/762)

روح را و یا جان را که در این بیت نامبرده شده است، عبارت از سه مقدمه می‌داند:

روح حیوانی، روح عقلی و روح قدسی نبوی.(نیکلسون ، ج 4 ، 1378،‌ص 1438)

واستعلامی ‌این مراتب جان و یا به تعبیری رشد روح را چنین تفسیر می‌کند که؛ جان چیزی جز ادراک، آگاهی، یا معرفت نیست و جانی که جز این حساب سود وزیان دنیا، مسائل و معانی دیگری را می‌فهمد، جانی افزونتر ویا روحی بزرگتر و کاملتری است!

مولانا، عالم غیب را که درآن جسم وحیات مادی مطرح نیست را «جهان جان» می‌داند وآن جانهایی که دربند زندگی دنیایی است،روح حیوانی است!(استعلامی،ج 4، 1375، ص 233)


میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران"

پژوهش پیش‌رو، بررسی اهمیت ارتباطات میان‌فردی و سنجش میزان رضایتمندی کارفرمایان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی سازمان تأمین‌اجتماعی، از نحوه برقراری ارتباطات انسانی کارکنان شعب این سازمان با آنان است بی‌شک آنچه می‌تواند بقای یک سازمان را در دنیای رقابتی امروز تضمین کند و دید مراجعه‌کنندگان را به نحوه خدمات‌دهی آن سازمان، موجه و مطلوب جلوه دهد، چگونگی
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1763 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 236
میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

موضوع اصلی این پژوهش "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران" است .در این تحقیق 6 سوال و فرضیه با استفاده از آزمون های آماری و جداول یک و دو بعدی مورد سنجش قرار گرفته است .روش اصلی این تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. 16 شعبه به صورت نمونه گیری تصادفی از قسمت های شمال، جنوب، شرق، غرب ومرکز تهران انتخاب شده و با استفاده از فرمول "کوکران" 400 پرسشنامه در بین کارفرمایان مراجعه کننده به این 16 شعبه توزیع شد. پس از جمع آوری این اطلاعات و
بهره گیری از نرم افزار اس. پی. اس. اس و بررسی نتایج داده ها، تایید یا رد فرضیه ها مورد آزمون واقع شد.



مقدمه

"کارل یاسپرس"[1] فیلسوف آلمانی، عالی ترین دستاورد انسان در دنیا را "ارتباط شخصیت با شخصیت" می داند (بولتون، 24:1384) انسانها به صورت دلخواه و مواقعی نیز به طور اجبار همواره در حال تعامل با همنوعان خودهستند.اما در میان همه این تعاملات تنها بخش معدودی منجر به برقراری ارتباط موثر ودر نتیجه ایجاد رضایتمندی طرفین ارتباط می شود.

امروزه برقراری ارتباط موثر برای موفقیت نه تنها در بعد فردی ،بلکه در ابعاد اجتماعی نیز مورد توجه سازمان ها وشرکت های کوچک و بزرگ تجاری ، خدماتی و اجتماعی قرار گرفته است.

ایجاد وپیاده سازی سیستم های سنجش رضایتمندی مشتری به عنوان مهمترین شاخص در امر بهبودعملکرد ها ،از نیازهای اساسی سازمان های امروزی به شمار می رود. در عصر کنونی تمامی تمهیدات یک سازمان به منظور ارضای نیازهای مشتریان و ایجاد رضایت آنها از کیفیت خدمات و محصولات دریافتی سازماندهی می شود و مشتری یا مخاطب در زنجیره عرضه به عنوان مهمترین عنصر نگریسته میشود.

به عبارتی امروزه کارمندان توانمند، تنها مزیت و فاکتور مهم برای هر سازمانی محسوب میشوند. چراکه ایده ها و رویه ها قابل کپی برداریند، اما نمی توان کارکنانی با ارتباط موثر برای جلب رضایت مخاطبان داشت، بدون آنکه شرایط و آموزش های لازم را تدارک ندید.

تحقیق پیش رو که "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی" را می سنجد، درواقع رابطه کارکنان به عنوان عرضه کننده و کارفرمایان به عنوان بخشی از ارباب رجوعان تامین اجتماعی را مد نظر دارد.

"ارباب رجوعانی که در واقع همان گیرندگان خدمات هستند و با عناوینی از جمله مشتری ، مخاطب و خریدار خدمت شناخته می شوند و موجودیت هر سازمانی وابسته به نحوه رضایت آنان دارد." (هفته نامه تامین ،شماره 713،ص3)

بیان مسأله:

زمانی تصور می‌شد جلب رضایت مخاطبان، مختص شرکت‌های تجاری است که برای بقاء در بازار رقابتی، با بسیج تمامی امکانات، درصدد برآوردن انتظارات و خواسته‌های مشتریان خود هستند، اما این باور در دهه‌های اخیر تغییر کرده است. امروزه سازمان‌های بزرگ و کوچک، دولتی و خصوصی حتی اگر از سوی هیچ رقیبی تهدید نشوند، باز هم با اتخاذ راهکارهایی تلاش می­کنند، بالاترین میزان رضایتمندی مخاطبان خود را با "ایجاد وجهه مثبت" کسب ‌کنند. امروزه سازمان‌ها به این اعتقاد رسیده اند که بهترین سرمایه، مردم هستند. طبعاً سازمانی که دارای چنین نگرشی باشد، رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد که باعث تداوم ارتباطش با مردم شود. «همه ما بارها با سازمان‌هایی برخورد کرده‌ایم که از خود شخصیتی غیراخلاقی، صرفاً منفعت طلب و یا برعکس، شخصیتی برگرفته از یک روحیه بسیار انعطاف پذیر و مردمی به نمایش گذارده‌اند. رفتارهائی که منجر به
شکل گیری تصویری دائمی از نحوه خدمات دهی یک سازمان در ذهن مشتریان خود می شود. به همین سبب اطلاع از میزان رضایت مخاطب، برای هر سازمانی جزو اولویت‌های اساسی محسوب می‌شود، مسأله‌ای که به نظر می‌ رسد در ایران به ویژه در بخش خدمات، کمتر از حد انتظار به آن توجه می شود.» (بل، 1385: 9)

نارضایتی مردم از دستگاه‌های عمومی و اجرایی در خصوص اجرای قوانین، پیچیدگی‌ها و بروکراسی‌های اداری و... تنها بخشی از مسأله را شامل می‌شود، بخش مهم و قابل ذکر این نارضایتی، به نحوه برخورد کارمندان با مراجعین و به عبارتی ارتباطات انسانی (میان فردی) آنان برمی­گردد.

ارتباط مؤثر با مراجعین بسیاری از مشکلات درونی و بیرونی یک مجموعه را کاهش می‌دهد و در نهایت منجر به کاهش هزینه‌های یک سازمان می‌شود. موضوعی که در کشورهای پیشرفته از سالیان گذشته مدنظر قرار گرفته و در کشور ما نیز اگر چه به صورت ناقص، اما حداقل در حد یک وظیفه بر عهده سازمان هایی که با مردم سروکار دارند، گذارده شده است. سنجش میزان رضایت مردم از نحوه برخورد کارمندان با مراجعین، در قالب «طرح تکریم ارباب رجوع» هنوز هم مورد سنجش قرار می‌گیرد و نقاط ضعف و قوت آن مجموعه به اطلاع مردم رسانده می‌شود. «موضوعی که جهت ارتقا و حفظ کرامت مردم، تحت عنوان "طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع" و با هدف ایجاد سازوکارهای لازم در ارایه خدمات مطلوب، مناسب و مؤثر در بهار سال 1381 از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، به دستگاه‌ها و مؤسسات عمومی ابلاغ شد». (باستانی، 1386؛ 373)

سازمان تأمین اجتماعی به لحاظ ماهیت تعهدات و خدماتش، یک سازمان چندجانبه فرابخشی است. از یک سو شمول خدمات آن با مردم در ارتباط است و از سوی دیگر نوع وظایف آن با نظام اشتغال، توسعه و امنیت در هم تنیده شده است.

این جایگاه خدماتی، اجتماعی و اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی، موجب می شود تا این سازمان تلاش کند، رضایتمندی طیف گسترده 29 میلیون نفری مخاطبان خود را که به نوعی با آنها در ارتباط است، فراهم سازد.

از طرف دیگر اداره سازمان تأمین اجتماعی از طریق پرداخت حق بیمه‌ها از سوی سه گروه کارفرمایان، کارگران و دولت تأمین می‌شود. کارفرمایان با پرداخت نزدیک به 90 درصد این حق بیمه‌ها، نقش اساسی در اداره صندوق تأمین اجتماعی و ایجاد امنیت اقتصادی، شغلی و روانی برای نیروهای مولد بر عهده دارند، به همین سبب کسب رضایتمندی این دسته از افرد برای سازمانی که بیشترین منبع دارایی اش را متعلق به آنان می‌داند، امری ضروری می‌نماید.

ارتباط سازمان تأمین اجتماعی با کارفرمایان فرایندی طولانی دارد که از مرحله تأسیس کارگاه شروع و به طور مستمر با پرداخت حق بیمه کارگران تحت پوشش و ارسال لیست کارگران ادامه
می­یابد؛ ارتباطی که با مراجعه حضوری کارفرما یا نماینده وی و یا رابطان بیمه‌ای معرفی شده از سوی آنان، در شعب تامین اجتماعی عمدتاً به صورت ارتباطات میان فردی صورت می­گیرد.

با عنایت به اهمیت و جایگاه کارفرمایان در اقتصاد سازمان تأمین اجتماعی، این سؤال مطرح می‌شود که آیا کارفرمایان به عنوان بخش مهمی از مراجعه کنندگان به شعب تأمین اجتماعی، از نحوه تعاملات ارتباطی، بخصوص ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان آنجا رضایت دارند؟ این تحقیق بر آن است تا با اندازه گیری برخی از شاخص‌های ارتباطات انسانی (از جمله ارتباطات کلامی و غیرکلامی)، میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان شعب سطح تهران را در سال 88 مورد سنجش قرار دهد.

اهمیت موضوع تحقیق:

رونق چرخه اقتصاد، رفع بیکاری و فقر، ایجاد امنیت روانی و تأمین آتیه کارگران بستگی به تعامل مثبت سازمان تأمین اجتماعی به عنوان متولی اصلی بیمه کارگران از یک سو و کارفرمایان که طبق قانون مکلف به بیمه کردن کارمندان خود شده اند، از دیگر سو دارد. به عبارتی اگر کارفرما تفکر مثبتی نسبت به نحوه برخورد و نوع تعاملات سازمان تأمین اجتماعی نداشته باشد و احساس کند مبالغی که به این سازمان می‌پردازد، اثر مطلوب ندارد از تکالیف قانونی خود نسبت به معرفی کارگران و پرداخت صحیح حق بیمه آنان، کوتاهی می کند و این امر در مرحله نخست به زندگی کارگر و کارفرما و در نهایت به چرخه اقتصاد و امنیت روانی نیروی کار، ضربه می‌زند.

طبق آخرین آمارها نزدیک به 138 هزار کارگاه فعال (کارگاه هایی که دارای کارگر بوده و در طول یکسال گذشته لیست حق بیمه ارایه کرده اند) در سطح 32 شعبه تأمین اجتماعی تهران بزرگ پرونده دارند. در این کارگاه ها، کارگرانی مشغول به فعالیت هستند که کارفرمای حقیقی و حقوقی یا نمایندگان آنان برای اموراتی نظیر پرداخت حق بیمه، ارایه لیست نامنویسی، حسابرسی، درآمد و ... به شعب تأمین اجتماعی مراجعه می‌کنند.

این کارفرمایان به جهت پرداخت بیشترین میزان حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، از کارکنان این سازمان متوقع اند تا به بهترین شکل ممکن انتظارات و خواسته‌های آنان را برآورده سازند.

با توجه به اینکه در ارتباطات میان فردی و چهره به چهره ایجاد رضایت از نحوه برخورد، بالاترین میزان تأثیر را در ارتباطات انسانی ایفا می‌کند، بنابراین مسائلی همچون طرح تکریم و رعایت اصول مشتری مداری، نقش بسزایی در اعتلای فردی و سازمانی دارد. این تحقیق با در نظر گرفتن چنین اهمیت بسزایی، به بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی سطح تهران بزرگ می‌پردازد، تا میزان برخورداری کارکنان شعب از مهارتهای ارتباطی و انسانی را مشخص کرده و به این موضوع می پردازد که میزان رضایتمندی کارفرمایان از کارکنان شعب چگونه است؟ و آیا کارکنان شعب تأمین اجتماعی تعامل مناسبی از نوع ارتباطات انسانی با مراجعان به طور اعم و کارفرمایان به طور اخص دارند؟


اهداف تحقیق:

هدف کلی این تحقیق "بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی تهران در سال 88 است."

اهداف جزیی که این پژوهش به کاوش در آن می‌پردازد، عبارتند از:

1. بررسی میزان رضایت کارفرمایان یا نمایندگان آنان از نحوه برخورد ارتباطی کارکنان شعب

2. بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از مدت زمان صرف شده جهت انجام کارها و نیز اطمینان از صحت انجام کارها از سوی کارکنان برای جلوگیری از مراجعات متعدد کارفرمایان به شعب

3. بررسی میزان بهره گیری از ارتباطات مؤثر کلامی و غیرکلامی کارکنان شعب در برابر کارفرمایان

4. درخصوص فرهنگ سازی تکریم ارباب رجوع و بهبود روابط ارتباطی بین کارکنان و مراجعین چه اقداماتی انجام شده است

سؤالات تحقیق:

1. نحوه رضایت کارفرمایان از چگونگی تعامل کارکنان شعب در برابر انتظارات قانونی آنها؟

2. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه میزان از شاخص های ارتباطات کلامی در برابر کارفرمایان بهره می گیرند؟

3. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه اندازه در برابر کارفرمایان از شاخص های ارتباطات غیرکلامی استفاده می کنند؟

4. برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات برای کارفرمایان و برخورد با ارباب رجوع برای کارکنان و تأثیر آن در رضایتمندی دو طرف؟

5. طرح تکریم ارباب رجوع و جلب رضایتمندی مخاطبان تا چه میزان در شعب این سازمان نهادینه شده است؟

6. آیا کاهش مدت زمان انجام امور و رعایت صحت و دقت در انجام کارها، موجب تقویت تعامل میان فردی کارکنان و کارفرمایان می‌شود؟


فرضیه‌های تحقیق:

1. به نظر می‌رسد بین برخورد مناسب کارکنان شعب در مقابل خواسته‌ها و انتظارات کارفرمایان و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری برقرار است؟

2. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات کلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟

3. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات غیرکلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟

4. به نظر می‌رسد برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی برای کارفرمایان و رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟

5. به نظر می‌رسد انجام اقداماتی نظیر؛ نصب سیستم‌های نوبت دهی، فعال کردن مراکز مشاوره و اطلاع رسانی، ارسال اطلاعات از طریق SMS، جزوات، بروشور و ...، ساده کردن قوانین و مقررات و اقداماتی از این دست در نهایت موجب افزایش رضایتمندی کارفرمایان می‌شود؟

6. به نظر می‌رسد بین کاهش مدت زمان انجام امور و کاهش تردد کارفرمایان به شعب و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟

تعاریف واژه‌ها:

ارتباط: فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده ایجاد شود. (محسنیان راد، 1380: 57)

ارتباطات میان فردی: یک تعامل گزینشی، نظام مند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر و محصول این شناخت است و موجب خلق معانی مشترک در بین آنها می‌شود. (تی. وود، 1384: 57)

مهارت اجتماعی: به مجموعه ای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد باشد، گفته می شود (هارجی، 13:1384)

رفتار سازمانی: رفتاری که پس از بروز به صورت یک واقعه در سازمان مورد مطالعه قرار می‌دهد و سعی در دریافت علل آن دارد (عسکریان، 1387: 22)

مشتری: همان کسی است که نیازش را خود تعریف می‌کند. کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی را بپردازد، ولی زمانی این هزینه را متقبل می‌شود که در کالاها یا خدمات تحول یا ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید.(محمدی، 1387: 44)

مشتری در سازمان­های دولتی یا عمومی: ارایه یک تعریف مشخص از مشتری در سازمان­های دولتی در مقایسه با سازمان­های خصوصی پیچیده­تر است. در سازمان­های خصوصی به آن­هایی که محصول یا خدماتی را می خرند، مشتری گفته می­شود، اما در مورد سازمان های دولتی همیشه این طور نیست؛ مشتری می تواند تمام جامعه باشد که بودجه سازمان عمومی را با اهداف برطرف ساختن نیازهای خود می پردازند.

رضایت مشتری: درک و احساس مشتری‌ها که عرضه کننده به ارضای آن پرداخته و یا حتی از آن نیز فراتر رفته است. (هیل، 1385: 16)

ارباب رجوع: همانند مشتری حالت تعاملی ندارد، بلکه خدمات یکجانبه ای را شامل می‌شود که فروشنده در آن، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارد، ولی خریدار نمی تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورد در حالی که سخت به آنها نیازمند است.

روابط انسانی: روابطی که سعی در بکارگیری دانش بشری، بخصوص در زمینه علوم انسانی با زیرمجموعه هایش چون علوم اجتماعی و روانی دارد تا بتواند هدفهای جمعی را به وسیله جمع برآورده کند (عسکریان، 1387: 21)

کارگاه: مکانی که در آن فعالیت اقتصادی مستمر و منظمی انجام ‌گیرد و معمولاً در آن جا یک یا چند کارگر و کارفرما مشغول فعالیت هستند.

کارفرما: شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور و یا به حساب او کار می‌کند. کلیه کسانی که به عنوان مدیر یا مسئول عهده دار اداره کارگاه هستند نماینده کارفرما محسوب می‌شوند و آن ها مسئول انجام کلیه تعهداتی که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده می‌گیرند، هستند.

رابطین بیمه ای: در واقع نمایندگان کارفرما در مراجعه به شعب تأمین اجتماعی جهت پیگیری مسائل بیمه‌ای مربوط به کارگاه یا مؤسسه‌ای که در آن کار می کنند، هستند.

شعب: واحدهایی که به عنوان بازوهای اجرایی سازمان تأمین اجتماعی وظیفه پذیرش بیمه شده و ارایه خدمات به وی را دارند و به عبارتی کلیه امورات بیمه‌ای در این مکان صورت می‌گیرد.

سازمان تأمین اجتماعی: بزرگترین سازمان بیمه گر کشور که مأموریت اصلی آن بیمه کردن افراد شاغل بصورت اجباری، اختیاری و حرف و مشاغل آزاد است.

مقدمه:

پژوهش پیش‌رو، بررسی اهمیت ارتباطات میان‌فردی و سنجش میزان رضایتمندی کارفرمایان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی سازمان تأمین‌اجتماعی، از نحوه برقراری ارتباطات انسانی کارکنان شعب این سازمان با آنان است. بی‌شک آنچه می‌تواند بقای یک سازمان را در دنیای رقابتی امروز تضمین کند و دید مراجعه‌کنندگان را به نحوه خدمات‌دهی آن سازمان، موجه و مطلوب جلوه دهد، چگونگی برقراری ارتباط انسانی کارمند و مراجعه‌کننده است. از این‌رو تلاش شده است در فصل ادبیات موضوع در سه بخش نسبتاً مشروح، با بهره‌گیری از منابع اسنادی، درخصوص ارتباط، رضایتمندی و تأمین‌اجتماعی مطلب ارائه شود.

در بخش اول پس از ارائه تعاریف متعدد از ارتباط و بررسی عناصر، مدل ها و ویژگی‌های آن به مهارت‌های ارتباطات انسانی و میان فردی و همچنین انواع شاخص‌های ارتباط کلامی و غیرکلامی پرداخته شده است، در بخش دوم باتوجه به اهمیت حفظ مشتری به عنوان سرمایه‌های اصلی موفقیت هر سازمانی، به تعاریف و الگوهای مختلف ارائه شده برای اندازه‌گیری خدمات و اهمیت تکریم ارباب‌رجوع و مواردی از این دست اشاره شده است و نهایتاً در بخش سوم به معرفی سازمان تأمین‌اجتماعی از لحاظ تاریخچه شکل‌گیری آن در جهان و ایران و ویژگی‌های جمعیتی و آماری آن پرداخته شده است.


بخش اول

ارتباط


ارتباط چیست؟

ارتباط فرآیند هدایت کردن پیام‌ها، به منظور ایجاد معناست. برای ارتباط، تعاریف متعددی از سوی کارشناسان ارائه شده است که در این پژوهش به برخی از مهم ترین آنان اشاره می شود.

تقریباً به تعداد نویسندگانی که دربارة ارتباط نظریه پردازی کرده‌اند، تعاریف متفاوتی از ارتباط در دست است.

شاید یکی از دلایل مهم ارایه تعاریف متعدد از ارتباط، انتزاعی بودن واژه ارتباط است. "استیفن لیتل جان" در کتاب نظریه های ارتباطات آورده است: «ارایه تعریفی جامع از ارتباط بسیار دشوار است، چرا که این واژه انتزاعی است و مانند اکثر کلمات معانی متعددی دارد.» (جان، 1384: 35)

«بارزترین ویژگی ارتباط همه‌گیر بودن آن است، ما هر لحظه و همه جا در حال برقراری ارتباط هستیم». (هارجی، 1384: 20)

ارتباطات معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد. کلمه ارتباطات، از لغت لاتین Communicare مشتق شده و از آن «انتقال مفاهیم»، «انتقال معانی» و «انتقال و تبادل پیام‌ها» بین عموم مردم برداشت می‌شود. ارتباطات به‌گونه‌ای وسیع و گسترده، «تسهیم تجارب» نیز معنی شده است. یعنی این که هر انسانی، تجارب خود را از طریق ارتباطات با دیگر همنوعان خود در میان می‌گذارد. انسان برای برقراری ارتباط با دیگران، نمادهایی را خلق و مورد استفاده قرار داده است. به کمک این «نمادها[2]»، انسان‌ها می‌توانند مستقیم و بی‌واسطه یا غیرمستقیم و باواسطه، تجارب خود را در اختیار دیگران قرار دهند.

«واژه ارتباط در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کار می رود که در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسم‌مصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه کاربرد دارد.» (رزاقی،9:1385)

در فرهنگ لغات وبستر (communication)؛ «عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از معادل‌هایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است. عمل برقرار کردن ارتباط می‌تواند از طریق کلمات، حروف، پیام‌ها، کنفرانس‌ها، مکاتبه‌ها و دیگر راه‌ها انجام گیرد.» (محسنیان‌راد، 80:1341)

«ارسطو» فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که بالغ بر2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفته است. او در کتاب مطالعه معانی (ریطوریقا[3]) که معمولاً آن را مترادف ارتباط می‌دانند، در تعریف ارتباط می‌نویسد: «ارتباط عبارت است از جست‌وجو برای دست‌یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران». (همان؛ 43)

انجمن بین‌المللی تحقیقات ارتباط جمعی تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است: منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشریات، مجلات، کتاب‌ها، رادیو، تلویزیون، آگهی، ارتباطات راه دور (تلفن، تلگراف، کابل‌های زیردریایی) و پست است. همچنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیت‌های فوق به عهده دارند و نیز مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام‌ها و نتایج و آثار آن را دربر می‌گیرد.

«ریموند ویلیامز[4]» معنی ارتباط را در انگلستان قدیم، انتقال افکار، اطلاعات و رفتار از شخصی به شخص دیگر می‌دانست. (شاه محمدی، 1385: 9)

چارلز کولی دانشمند جامعه‌شناس آمریکایی در کتاب معروف خود به نام «سازمان اجتماعی» ارتباط را اینچنین تعریف کرده است: «ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی براساس و به وسیله آن به وجود می‌آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره‌ ما رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده‌اند، همه را دربر می‌گیرد». (معتمدنژاد، 1383: 29)

«ارتباط فرآیندی پویا و پیوسته مبتنی بر همگرایی و اعتمادی متقابل است که در آن با استفاده از گفتار، نوشتار، علایم و رفتار؛ فکر، پیام یا اطلاعات مبادله می‌شوند. در فرآیند ارتباط فرستنده، گیرنده و پیام وجود دارد». (باستانی، 1386: 14)

ارتباط اساساً میان دو یا چند نفر اتفاق می‌افتد و ما همه، در طول روز با افراد مختلف ارتباط برقرار می‌کنیم. برقراری ارتباط به دلایل مختلفی مانند وقت‌گذرانی، بررسی شغلی و مسائل فردی، بیان انتظارات زناشویی و یا توقعات والدین از فرزندان، طرح اختلاف عقاید و ایده‌ها و موارد مشابه دیگر صورت می‌گیرد و هریک از انواع آن در سطوح مختلفی مانند سطح کلامی و غیرکلامی یا هر دو این سطوح روی می‌دهد. (بولتون، 1384: 13)

پژوهشگران میان واژه ارتباط به صورت مفرد (communication) و واژه ارتباطات به صورت جمع (communications) تفاوت قائل هستند. کلمه ارتباطات به صورت جمع، در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار می‌رود. حال آنکه معنای این واژه به صورت مفرد، بیانگر فرآیندی است که در آن پیام از پیام‌دهنده به پیام‌گیرنده منتقل می‌شود و به عبارت دیگر، به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط می‌شود.

«ارتباطات، فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات؛ به شکل پیام‌هایی کلامی و یا غیرکلامی بیان گردیده، سپس ارسال، دریافت و ادراک می‌شوند. این فرآیند ممکن است ناگهانی، عاطفی و یا بیانگر اهداف خاص برقرار کننده ارتباط باشد». (برکو، 1382: 5)

«ارتباطات از نظر فراگردی به کلیه فعالیت‌های گفتاری، نوشتاری و کرداری (حرکتی) اطلاق می‌شود که برای انتقال معنی و مفهوم از کسی به کس دیگر یا از گروهی به گروه دیگر و یا از کسی یا گروهی به توده وسیعی به کار گرفته می‌شود. این انتقال پیام ممکن است فقط یک اطلاع‌رسانی ساده باشد و یا اینکه در آن اثرگذاری یا نفوذ بر دیگری از اهمیت خاصی برخوردار بوده و عامل ارتباطی را بر آن دارد که از این وسیله بسیار کارساز درجهت اقناع یا متقاعدسازی و برانگیختن فرد یا گروه و یا توده وسیع استفاده نماید». (فرهنگی، 1375: 13)

پروفسور "دین بارنلوند"[5] معتقد است: «ارتباطات، آن‌گونه که من بدان می‌نگرم، کلمه‌ای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است». دو کلمه در این جمله از حساسیت زیادی برخوردارند. یکی «ایجاد» و دیگری «معنی» است. پیام‌ها ممکن است از خارج شکل بگیرند، توسط یک سخنور، از صفحه تلویزیون، از والدین سختگیر، اما معانی در درون شکل می‌گیرند. (فرهنگی، 1382: 7)

«نوام چامسکی[6]» در کتاب کنترل رسانه‌ها، ارتباط را فرآیندی می‌داند که ضمن آن شنونده از نیت‌ گوینده برداشتی می‌کند؛ درنتیجه هرچه تفاوت در نیت گوینده و برداشت شنونده کمتر باشد، ارتباط مؤثرتر است. (شاه محمدی، 3:1381)

شکل بسط یافته تعریف چامسکی را محسنیان‌راد در کتاب ارتباط‌شناسی خود ارائه داده که تقریباً مبنای تعاریف کارشناسان ارتباطات در ایران قرار گرفته است.

وی می‌گوید: «ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی موردنظر فرستنده ایجاد شود». این ارتباط دارای چند شکل ریاضی به شرح زیر است:

الف) ارتباط کامل: هرچه معنی موردنظر در فرستنده پیام، با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشد، ارتباط کامل‌تر خواهد بود. اگر معنی موردنظر فرستنده پیام را با علامت و معنی متجلی شده در گیرنده را با علامت نشان دهیم، وقتی ارتباط کامل برقرار خواهد شد که مساوی باشد به عبارت دیگر هرچه معنی متجلی شده در گیرنده با معنی موردنظر فرستنده مشابهت بیشتری داشته باشد ارتباط کامل‌تر خواهد بود.

ب) ارتباط غیرکامل: اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام کوچکتر از معنی مورد نظر فرستنده پیام باشد، بازهم ارتباط برقرار خواهد شد، اما ارتباط غیرکامل است.

پ) عدم ارتباط: اگر معنی متجلی شده درگیرنده پیام نسبت به معنی موردنظر فرستنده پیام برابر صفر شود، ارتباطی برقرار نشده است. .

ت) هنگامی که معنی متجلی شده درگیرنده پیام از معنی موردنظر فرستنده بزرگ‌تر از یک شود در این حالت می‌توان گفت معنی متجلی شده درگیرنده وسیع‌تر از معنی موردنظر فرستنده است. (شاه محمدی، 1385: 10-9)

عناصر ارتباط:

در هر ارتباط عناصر گوناگونی وجود دارد: مبدأ، پیام، کانال، مقصد و بازخورد.

مبدأ یا پیام‌دهنده می‌تواند شخص (نظیر کلام) نوشته، تصاویر یا حرکات فرد باشد (بدون نیاز به امکانات فنی و سازمان) یا یک سازمان ارتباطی که برای انتقال اطلاعات به امکانات فنی و سازماندهی وسیع قبلی نیاز دارد (مانند سازمان انتشارات، شبکه رادیو تلویزیون، استودیوی فیلمبرداری و...) پیام ممکن است در قالب نوشتار باشد (مثل نامه، روزنامه، کتاب) یا به صورت امواج در هوا پراکنده شود (مانند رادیو، تلویزیون و تلگراف) یا صرفاً به صورت حرکات ساده دست یا به شکل تکان‌دادن پرچم یا علائم و نشانه‌هایی باشد که حامل مفهومی خاص است (مانند نگاه، گفتار و رمزهای گوناگون). مقصد ممکن است یک شنونده، بیننده یا خواننده یا یک گروه اجتماعی مثلاً اعضای خانواده یا شنوندگان یک سخنرانی یا تماشاگران یک مسابقه ورزشی یا افراد شرکت‌کننده در یک تظاهرات خیابانی و حتی فردی از افراد یک خانواده که می‌توان آنها را توده پیامگیر نامید مانند شنونده یک برنامه رادیویی یا تماشاگر یک برنامه تلویزیونی باشد. (دادگران، 1383 :‌ 24)

در تقسیم‌بندی دیگر، عناصر ارتباط به 5 جزء؛ فرستنده پیام، پیام، نماد، وسیله ارتباط و گیرنده پیام تفکیک شده است. به عنوان مثال در هنگام خواندن یک کتاب، «نویسنده کتاب فرستنده، معانی و مفاهیم موردنظر وی پیام، کلمات و تصاویر کتاب نماد، کتاب وسیله ارتباط و خواننده گیرنده پیام است.» (اکرامی، 1382: 32)

«مورالی»، «اسپیتزبرگ» و «برگ» نویسندگان کتاب ارتباط انسانی، «ایجاد ارتباط را وابسته به 3‌عامل می‌دانند؛ انگیزه، دانش و مهارت‌ها. به اعتقاد آنان این 3 عامل بر روی هم اثر می‌گذارند، گاهی اوقات یکی از این عوامل مهم می‌شود و زمانی نیز عامل موفقیت یا نقص در (ارتباط)‌ به یکی از این عوامل برمی‌گردد.» (28:2001وMorreale)

ویژگی‌های ارتباط:

اغلب چنین تصور می‌شود که ارتباطات فقط بین دو نفر و بیشتر از دو نفر شکل می‌گیرد. اما واقعیت امر چنین نیست. ارتباطات در شرایط مختلف و با افراد و گروه‌های مختلف شکل می‌گیرد. گاهی ما با خود ارتباط برقرار می‌‌کنیم، زمانی با انسانی دیگر و در زمان دیگر با تعداد کثیری از انسان‌ها. (فرهنگی، 1383:‌ 12)

هر ارتباطی به رمز و رمزگذاری پیوسته است. منظور از رمز هر نوع ترتیب و توالی منظم و یکپارچه‌ای است که دربرگیرنده نمادها، کلمات و حروف است که به گونه‌ اختیاری برای انتقال مفاهیم یا برای ارتباط به کار گرفته می‌شود.

ارتباطات با رمزگذاری[7] و رمزخوانی[8] نیز سروکار دارد. رمزگذاری عملی است که توسط آن پیامی به رمز تبدیل یا پیامی از طریق رمز فرستاده می‌شود. رمزخوانی درمقابل عبارتست از استخراج معنی از پیام‌های فرستاده شده یا دریافت شده.

علاوه بر این هر ارتباطی دارای ویژگی‌‌هایی به شرح زیر است:

- ارتباطات خود یک فراگرد یا جریان مداوم است: به این معنی که تمام اجزاء فراگرد ارتباطی در تغییراند و هیچ‌کدام به عنوان جزیی ثابت و غیرقابل دگرگونی دیده نمی‌شوند.

- فراگرد ارتباطی نظام‌گر است: به این معنی که فراگرد ارتباط را به عنوان یک سیستم یا نظام به هم پیوسته برای یک هدف و منظور بررسی می‌کنیم. انسان به گونه فردی اگر مورد مطالعه قرار گیرد، یک چیز است و وقتی در جمع به صورت اجتماعی و گروهی مورد مطالعه قرار گرفت، چیز دیگری می‌شود.

- فراگرد ارتباطی میان‌کنشی است: میان کنش، زمانی رخ می‌دهد که یک جریان و رابطه‌ داد و ستدی در بین اجزاء آن فراگرد به وجود آید.

- ارتباطات می‌تواند ارادی یا غیرارادی باشد: در یک فراگرد ارتباطی ارسال یا دریافت پیام از سوی فرستنده یا گیرنده می‌تواند به شکل ارادی یا غیرارادی انجام گیرد.

- فراگرد ارتباطی می‌تواند تعاملی یا مراوده‌ای باشد: ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمی‌گیریم. کنش‌ها و واکنش‌های ما درمقابل یکدیگر و در چارچوب نظام‌های اجتماعی (Social systems) و شرایط فیزیکی حاکم بر ما رخ می‌دهد.

- فراگرد ارتباطی، عملکردی یا مبتنی بر وظیفه است: با بررسی تعاریف متعدد ارائه شده درخصوص ارتباط مشخص می‌شود که وظیفه اساسی ارتباط انسانی دگرگونی و سازش با دگرگونی است.

وظایف ارتباطات

معمولاً ارتباطات وظایف زیر را برعهده دارد:

1- وظیفه پیوستگی[9]: بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی می‌آوریم تا به دیگران بپیوندیم. ارتباطات موجب ایجاد یا افزایش یا برعکس موجب از بین رفتن یا کاهش پیوستگی میان طرفین ارتباط و اشخاص می‌شود.

2- وظیفه اطلاعاتی و استدراکی[10]: ما بدین‌خاطر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم تا تغییری در اطلاعات آنها به وجود آوریم یا خود را با آنها سازش داده یا آنها را به سوی انطباق با خویشتن بکشیم.

3- وظیفه تأثیرگذاری[11]: یکی از رایج‌ترین و شایع‌ترین منظورها برای انجام ارتباط تغییر نگرش‌ها (Attitudes)، باورها (Beliefs)، ارزشها (Values) و یا رفتار (Behavior) اشخاص دیگر است.

4- وظیفه تصمیم‌گیری[12]: اغلب ما از آن رو با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم که به ما کمک کنند تا بتوانیم به تصمیم درست‌تر و بهتری درموردی خاص برسیم و در نتیجه بتوانیم رفتار خود را با آن موضوع خاصی هماهنگ کرده و به تنظیم آن مبادرت ورزیم.

5- وظیفه تصدیق: وظیفه نهایی ارتباطات در برگیرنده پذیرش مداوم یا غیرمداوم یک تفکر، باور، رفتار، محصول، تصمیم و غیره است. (فرهنگی،1382: 36-11)

تقسیم‌بندی انواع ارتباط

کارشناسان و پژوهشگران امور ارتباطی باتوجه به ویژگی‌های وسایل ارتباطی، چگونگی ایجاد، محتوا، کارکرد و... تقسیم‌بندی‌های متفاوتی برای ارتباط قایل شده‌اند:

باتوجه به چگونگی ایجاد، ارتباط را به دو دسته «مستقیم» و «غیرمستقیم» تقسیم کرده اند:

1- ارتباط مستقیم: ارتباطی است بدون واسطه، بین انسان یا انسان‌ها این بی‌واسطه بودن از جهات مختلف درخور تأمل است.

ویژگی‌های این ارتباط عبارتند از:

الف) در این نوع ارتباط پیام‌ها بین پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده مستقیماً مبادله می‌شوند و دو طرف ارتباط، به علت بازخورد آنی، می‌توانند در کمترین زمان ممکن جای خود را عوض نمایند.

ب) این نوع ارتباط فرّار بوده و ضمن نقل سینه به سینه، جنبه‌های واقعی خود را از دست می دهد.

ج) ممکن است گوینده و شنونده هرکدام شخص واحدی باشند که صحبت‌های دوستانه بهترین نمونه این ارتباط است.

د) گاه این نوع ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسط، یا حتی کلمات، فقط با اشاره یا لبخندی برقرار می‌شود.

هـ) نوع بیان در این ارتباط، حضوری و شفاهی است.

2- ارتباط غیرمستقیم: با ازدیاد جمعیت و گستردگی جوامع و رشد و توسعه زندگی شهری، عملاً امکان ارتباط و تماس چهره‌به چهره و گفت‌وگوی متقابل همیشگی فراهم نیست و انسان‌ها ناگریزند از راه دور و به طور غیرمستقیم و یا با واسطه با هم در ارتباط باشند.

برخی از ویژگی‌های این ارتباط شامل موارد زیر است:

الف – این نوع ارتباط جنبه شخصی ندارد و پیام‌دهندگان و پیام‌گیرندگان همدیگر را نمی‌شناسند.

ب – بازخورد این نوع ارتباط آنی نیست، ازاین‌رو عملاً امکان جابه‌جایی گیرنده و فرستنده پیام در کمترین زمان ممکن، فراهم نیست.

ج) پیام ارتباطی از دو جزء و رکن اصلی ارتباط، یعنی گوینده و شنونده یا بیننده جدا می‌شود و در قالب نماد و به صورت نوشته دستی یا چاپی که واسطه این نوع ارتباط است درمی‌آید و از طریق نامه، کتاب و روزنامه‌هایی با برد کم انتقال می‌یابد.

باتوجه به تعداد و نوع انسان‌هایی که در فرآیند ارتباط نقش دارند، ارتباط به سه نوع «شخصی»، «غیرشخصی» و «جمعی» یا «توده‌ای»‌ طبقه‌بندی ‌شده است:

1- ارتباط شخصی: این نوع ارتباط بین افراد معدودی، معمولاً دو نفر برقرار می‌شود و جنبه شخصی دارد. هم زمانی و هم‌مکانی ارتباط و درکنار هم بودن افراد، شروط اصلی آن است.

2- ارتباط غیرشخصی: نوع زندگی انسان‌ها و روند رو به رشد شهرگرایی موجب شده تا عملاً امکان ارتباط چهره به چهره و گفتگوی متقابل از بین برود و درواقع آن‌گونه که در ارتباط شخصی افراد همدیگر را می‌شناسند در این نوع ارتباط افراد هم دیگر را نمی‌شناسند.

3- ارتباط جمعی: ارتباطی که براساس آن انتقال اندیشه‌ها به تعداد فراوانی از افراد در آن واحد انجام می‌شود. پیام‌گیران ناآشنا و پراکنده، بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر، سرعت عمل زیاد، تکثیر پیام، ارتباط سطحی و ناپایدار از جمله ویژگی‌های ارتباط جمعی است. (اکرامی، 1382: 40)

در تقسیم‌بندی دیگر ارتباط به 8 نوع تفکیک می‌شود:

«1- ارتباط مستقیم: ارتباطی بدون واسطه بین انسان‌ها.

2- ارتباط جهانی: گسترش ابزار و وسایل ارتباطی نظیر تلفن، تلگراف، ایمیل، اینترنت و... باعث شده برقراری ارتباط محدود به یک مکان جغرافیایی نشود.

3- ارتباط احساس‌برانگیز: در این ارتباط صرفاً حالات احساس‌ برانگیز منتقل می‌شود.

4- ارتباط معطوف به هدف: نوع خاصی از ارتباط است که در آن برقرارکننده ارتباط دارای هدفی خاص، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامه‌ای مدون است؛ مثل ارتباط پرسشگر با پاسخگویش

5- ارتباط بازتابی: در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیین‌شده وجود ندارد، بلکه فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ اطلاعی در جریان ارتباط قرار می‌گیرند.

6- ارتباط اجتماعی: در معنای خاص به ارتباطی اطلاق می‌شود که موجب انتقال معانی یا پیام‌هایی در بین جمعی را فراهم می‌سازد.

7- فرا ارتباط: به معنی ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباط‌های بعدی را مشخص می‌کند. فرا ارتباط می‌تواند یک جمله یا حرکتی بدنی، یا یک نگاه، لبخند یا اخم باشد. زیرا از این طریق پیامی به او رسانده‌ایم و قاعده‌ای را در زمینه ارتباط بعدی به او گفته‌ایم.

8- ارتباط حرکتی:‌ ارتباطی که نه از طریق سخن، بلکه با حرکات ایجاد می‌شود. به عنوان مثال زبان بدنی، پیدایی ارتباط حرکتی را فراهم می‌سازد.» (ساروخانی،1367: 25-15)

ارتباطات می‌تواند از نوع «ارتباط درون فردی»، «ارتباط میان فردی»، «ارتباط گروهی کوچک» یا «ارتباط جمعی» باشد:

- ارتباط درون فردی: «ارتباط درون فردی»، همان ارتباط با خود است. هریک از ما ابتدا با خود یک ارتباط درونی برقرار می‌کنیم. منظور از این ارتباط می‌تواند حل تعارضات درونی، برنامه‌ریزی برای آینده، عملکرد عاطفی، ارزیابی خود و دیگران و... باشد. در ارتباط با خود، فرد خود را محور اصلی بحث و گفت‌وگو قرار می‌دهد. با این که ارتباط با خود، مبنای تمام انواع ارتباطات است، اما ما کمتر به آن می‌اندیشیم و کمتر به آن توجه داریم. ارتباط با خود، عملی مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره همه انسان‌هاست.

ارتباط میان فردی: این ارتباط میان یک شخص با شخص دیگر برقرار می‌شود. این نوع ارتباط شامل گفت‌وگو، مصاحبه و مذاکره است. هدف از برقراری این نوع ارتباط می‌تواند حل مسائل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات، درک بهتر خود، رفع نیازهای اجتماعی، و... باشد. در این نوع ارتباط، نقش فرستنده و گیرنده مدام جابه‌جا می‌شود و چون بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، تقریباً یک نوع ارتباط کامل است که در آن تفهیم معنا به شکل خوبی انجام می‌شود.

ارتباط گروهی کوچک: این ارتباط بین یک شخص با یک گروه از افراد برقرار می‌شود. مانند کلاس درس و سخنرانی در مجامع عمومی یا جلسه اداری در یک سازمان. با این که در ارتباط گروهی کوچک بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، اما باتوجه به بالا رفتن تعداد شرکت‌کنندگان در فراگرد ارتباط، این نوع ارتباط نسبت به ارتباط میان فردی، پیچیدگی‌های بیشتری دارد و لازم است که برای انتقال درست معنا وقت و تلاش بیشتری از سوی طرفین ارتباط صرف شود.

ارتباط جمعی: عمدتاً این نوع ارتباط با برنامه و سازمان‌دهی شده است و از طریق وسایل ارتباطی به صورت غیرمستقیم با تعداد بسیار زیادی از افراد برقرار می‌شود. مانند پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون، انتشار روزنامه سراسری و نمایش فیلم در سالن سینما، در ارتباط جمعی برخلاف انواع دیگر ارتباط، بازخورد فوری و بلاواسطه وجود ندارد و باتوجه به زیاد بودن تعداد مخاطبان برای انتقال درست معنا و جلوگیری از بروز سوءتفاهمات نیاز به مهارت و تخصص بالای ارسال‌کنندگان پیام دارد.

«ارتباط از لحاظ محتوا و کارکرد به دسته‌های زیر تقسیم می‌شود:

1- ارتباط خصوصی و بدون واسطه

2- ارتباط جمعی یا عمومی

3- ارتباط نوشتاری

4- ارتباط غیرنوشتاری

5- ارتباط ملی

6- ارتباط فراملی

7- ارتباط کلامی

8- ارتباط غیرکلامی

9- ارتباط انسانی

10- ارتباط ابزاری یا ماشینی

11- ارتباط زمانی

12- ارتباط غیرزمانی

13- ارتباط سازمانی

14- ارتباط غیرسازمانی

15- ارتباط نمادین

همچنین ارتباط از لحاظ کارکرد شامل این موارد می‌شود، نخست ارتباطی که می‌توان آن را تولید نامید و برای انجام کاری برقرار می‌شود و هدف از آن شیوه‌هایی است که افراد از طریق آنها به مقاصدشان می‌رسند. دوم ارتباطی که درجهت ابداع است و هدف از آن به وجود آوردن دگرگونی و آفرینش ایده‌های تازه است.

سوم ارتباطی که هدفش حفظ و بقاست؛ خواه بقای هویت فرد و خواه حفظ روابط بین افراد.» (دادگران، 1383: 32-29)

فرآیند ارتباط:

ارتباط انسان چه به صورت شفاهی باشد و چه به طرق دیگر، به جهت آنکه تعاملی است با مدلهای سنتی متفاوت است، در مدل سنتی ارتباط، پیام از جایگاه فرستنده به گیرنده منتقل می شود، اما در ارتباط واقعی، انسان ها هم فرستنده پیام و هم دریافت کننده پیام هستند. انسان با بهره گیری از بازخورد پیام ارسالی، خود در جایگاه فرستنده قرار می گیرد. این امر نشان می دهد، ارتباط انسانها هیچ گاه یک طرفه و یک سویه نیست.

فرآیند ارتباط از شش مرحله تشکیل شده است که فرستنده و گیرنده پیام را به یکدیگر وصل می‌کند.

«ارتباط در سازمان‌ها به طور تصادفی اتفاق نمی‌افتد. همچنین تمام مراحل آن در یک لحظه به وقوع نمی‌پیوندد. این کار خیلی بیشتر از یک کار ساده است. ارتباط یک فرآیند پویا و متقابل (دوسویه) است که به شش مرحله تقسیم می‌شود.» (تیل، 139:1386)

1- ارسال‌کننده یک ایده دارد: ایده‌ای را در سر دارید و می‌خواهید آن را با دیگران در میان بگذارید.

2- ارسال‌کننده به این ایده کد می‌دهد: زمانی که ایده خود را با یک پیام که دریافت‌کننده شما آن را بفهمد همراه می‌کنید، در حقیقت آن را کدگذاری کرده اید. شما بر روی پیام (کلمه، حالت لب‌ها، ایما و اشاره) و حالت آن که تمام آنها به ایده شما، شنونده و نوع یا حالت شخص شما بستگی دارد، شکل می دهید.

3- فرستنده پیام را می‌فرستد: شما برای انتقال فیزیکی پیام خود به گیرنده یک کانال ارتباطی (شفاهی یا کتبی) و یک رسانه (تلفن، نامه، یادداشت، پست الکترونیکی، گزارش، تبادل رودررو) انتخاب می‌کنید. این انتخاب به عواملی چون پیام شما، محل شنونده، نیاز شما به سرعت و تشریفات بستگی دارد.

4- گیرنده پیام را دریافت می‌کند: برای برقراری ارتباط لازم است که گیرنده، پیام شما را دریافت کند. اگر نامه‌ای را ارسال می‌کنید، قبل از این که گیرنده آن را بفهمد مجبور است بخواند، اگر سخنرانی می‌کنید شنوندگان شما باید قادر باشند حرف‌های شما را بشنوند و مجبورند به شما توجه کنند.

5- گیرنده از پیام کدبرداری می‌کند: گیرنده پیام، باید از پیام شما کدبرداری کند (آن را جذب کند و بفهمد) پیام کدبرداری شده سپس باید در ذهن گیرنده ذخیره شود، اگر تمام کارها خوب پیش برود، گیرنده پیام شما را درست تجزیه و تحلیل خواهد کرد و همان مفهومی را که به کلمات اختصاص داده بودید به آنها خواهد داد.

6- گیرنده بازخورد می‌فرستد: گیرنده پیام ممکن است پس از کدبرداری از پیام، پاسخ آن را به طریقی به شما مخابره کند. این بازخورد شما را قادر می‌سازد تا میزان مؤثر بودن پیام خود را مورد ارزیابی قرار دهید. (همان،143)

شکل (1) فرایند ارتباط را نشان می دهد

مدل‌های ارتباطی:

مدل‌ها در دنیای واقعی، نمونه کوچک شده یک پدیده یا یک شی‌اند که بیشترین شباهت و خصوصیات پدیده اصلی را نشان می‌دهند. اندیشمندان حوزه‌های مختلف علوم ارتباطات، مدل‌های ارتباطی مختلفی ارائه کرده‌اند، مهم‌ترین مدل‌های ارتباطی عبارتند از:

مدل ارتباطی ارسطو:

باید گفت که "ارسطو[13]" ساده‌ترین مدل ارتباطی را ارائه کرده است. براساس این مدل در هر ارتباطی به سهولت و به خوبی می‌توان سه جزء مشخص و متمایز را از یکدیگر تشخیص داد. مدل ارتباطی ارسطو را می‌توان به صورت زیر ترسیم کرد:

شکل (2) مدل ارتباطی ارسطو است

لاسول:

"هارولدلاسول"[14] در سال 1948 میلادی، مدل ارتباطی خود را که بر اساس مدل ارسطو استوار بود، ارائه کرد. وی علاوه بر سه عنصر مورد اشاره ارسطو بر ضرورت وجود دو عنصر دیگر به منظور برقراری ارتباط، تأکید کرد. وی دو عنصر دیگر را وسیله و تأثیر نامید. به طور خلاصه می‌توان مدل ارتباطی این اندیشمند را به صورت زیر خلاصه کرد: چه کسی؟ چه می‌گوید؟ در چه کانالی؟ به چه کسی؟ با چه تأثیری؟

مدل ارتباطی شانون و ویوور:

کلودشانون و وارن ویوور[15] دو مهندس شرکت مخابرات آمریکا بودند که یک سال بعد از لاسول (1949) با الهام از انتقال صدا در خطوط تلفن، عامل دیگری را به مدل ارتباطی لاسول افزودند. آنها با توجه به اشکالاتی که در انتقال پیام‌های ارسالی میان دو طرف خط تلفن روی می‌داد، اظهار کردند که این اختلال می‌تواند در ارتباطات انسانی نیز به وجود آید. به عبارت دیگر اختلال یا پارازیت می‌تواند در فراگرد انتقال پیام تأثیر داشته باشد. (شاه‌محمدی، 1385: 11)


شکل (3) مدل ارتباطی شانون و ویوور را نشان می دهد

مدل‌های ارتباطی، گونه‌های متفاوتی از ارتباط را بیان می‌کنند؛ 4 مدل متفاوتی که فرآیندهای ارتباطی را شرح می‌دهند و در طول چندین قرن مورد بررسی قرار گرفته‌اند شامل این مدل‌ها هستند:

1- ارتباط به معنای انتقال اطلاعات

2- ارتباط به عنوان تفهیم معنا

3- ارتباط برای کسب رضایت

4- ارتباط در ابعاد یک جامعه (Morreale , 2001:5)

اهداف برقراری ارتباط

مقصود ما از برقراری ارتباط، حداقل تأمین یکی از پنج مورد زیر است:

1) درک: اولین مشکل در ارتباط این است که پیام درست درک نشود. اگر دریافت‌کننده پیام منظور ما را درست درک کند و متوجه شود، به اولین مقصود خود در ارتباط دست یافته‌ایم. برای حصول اطمینان از درک درست منظور خود، در ارتباطات میان فردی از بازخورد کمک می‌گیریم و دوباره توضیح می‌‌دهیم تا مشکل حل شود. در ارتباطات گروهی کوچک، از راه بحث گروهی، ارائه مثال، تشبیه، بیان دوباره و خلاصه مطلب سعی می‌کنیم منظورمان را بفهمانیم. در ارتباطات سازمانی، از راه برگزاری جلسه، ارسال یادداشت و نامه کتبی، ارتباطات غیرکلامی و گردش اطلاعات، سعی می‌شود تا موضوع درست درک و فهمیده شود. در ارتباطات جمعی، چون بازخورد مستقیم وجود ندارد، برای اینکه میزان درک بالا رود سعی می‌شود تا از ارتباط‌گران (مجریان، بازیگران و...) دارای مهارت و توانایی ارتباطی بالا استفاده شود. همچنین با سازماندهی اخبار و اطلاعات و تفسیر و تعبیر آنها، سعی می‌شود که میزان درک افزایش یابد.

2) لذت و مسرت: یکی دیگر از هدف‌های ما از برقراری و توسعه ارتباط با دیگران، ایجاد شرایط مناسب‌تر زیستن با هم و پایه‌گذاری زندگی خوش‌تر و بهتر در رابطه با دیگران است. بسیاری از روابط ساده و کوتاه ما در زندگی، مانند سلام و احوالپرسی، به همین منظور صورت می‌گیرد. شرکت در میهمانی‌ها، عروسی‌ها، عزاها و غیره در زمره این روابط‌اند. از طریق این گردهمایی‌ها و مجالست‌ها، ما سعی می‌کنیم با دیگران پیوند بیشتری پیدا کرده و از زندگی خود لذت بیشتری ببریم.

درجه‌ای که ما ارتباطات را لذت‌بخش می‌دانیم، کاملاً بستگی به احساسی دارد که ما از فرد مقابل خود داریم. اگر فرد مقابل را دوست داشته باشیم، ارتباط برای ما با معنی و لذت‌بخش خواهد بود و از طولانی‌شدن آن خسته نمی‌شویم. برعکس اگر فرد مقابل برای ما ناخوشایند باشد، می‌خواهیم هرچه سریع‌تر ارتباط را خاتمه داده و خود را خلاص کنیم. اگر به طور مکرر ارتباط با کسی را ناخوشایند یافتیم، به تدریج از دامنه ارتباطی ما با او کاسته خواهد شد و سعی در گریز یا درصورت اجبار کوتاه کردن ارتباط خود با او خواهیم کرد.

3) نفوذ در نگرش‌ها: در بسیاری از وضعیت‌های ارتباطی، آنچه برای ما خیلی اهمیت دارد، اثرگذاری بر مخاطب و نفوذ در نگرش‌های اوست. ما علاقه‌مند هستیم که نگرش او را در مورد مسئله موردنظر دگرگون کرده و با آنچه خود می‌اندیشیم یکسان سازیم.

4) گسترش روابط: برای برقراری ارتباطات اثربخش، نیاز به فضای روانی مثبت و قابل اتکا و اعتماد وجود دارد. اگر فضای ارتباطی نامناسب باشد، حتی بهترین پیام با ماهرانه‌ترین شیوه ارسال، نمی‌تواند موجب شکل‌گیری یک ارتباط مؤثر و اثربخش شود. برخی از دشواری‌هایی که در روابط انسان‌ها پدید می‌آید و به شکست در برقراری ارتباط می‌انجامد، نتیجه سوءتفاهم‌هاست. عوامل زیادی مثل خستگی مفرط، عصبانیت، سراسیمگی یا اغتشاش روانی باعث بروز سوءتفاهم و شکست در ارتباط می‌شوند.

5- کنش یا عمل: یکی از اهداف ارتباط، برانگیختن مخاطب به عمل است. تمام پیامدهای ارتباطی که به آنها اشاره شد (درک، لذت و مسرت، تأثیر بر نگرش‌ها و گسترش روابط)، درصورتی حایز اهمیت هستند که در زمان و مکان معین به کار گرفته شوند. لذا مواردی وجود دارند که «عمل»، عامل مهمی برای موفقیت و اثربخشی ارتباطات است. فروشنده‌ای که با تعریف از جنس خود می‌خواهد نگرش شما را نسبت به جنس مثبت کند، درواقع قصدش این است که شما جنس را بخرید. در تبلیغات سیاسی نیز هدف نهایی تبلیغ‌گر این است که شما در زمان مقرر، عمل مورد نظر او (مثل شرکت در انتخابات یا پیوستن به تظاهرات و...) را انجام دهید و هدف او به تغییر نگرش شما محدود نمی‌شود. (فرهنگی،46:1382)

ارتباطات به عنوان رفتار، آموختنی است

افراد با مهارت ارتباطی بالا از مادر زاییده نمی‌شوند، بلکه رفتار ارتباطی هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، کاملاً آموختنی است. اما این کار (آموختن رفتار ارتباطی) چگونه صورت می‌گیرد؟ اگر در اطراف خود دقت کنیم افراد زیادی را با خصوصیات ارتباطی مختلف می‌بینیم. بعضی‌ها کم‌حرف و بعضی‌ها پرحرف هستند. بعضی‌ها کسل‌کننده و خشک هستند اما بعضی دیگر بسیار گرم و صمیمی. روش‌های ارتباطی این افراد با یکدیگر متفاوت است. اما چرا و چگونه این رفتارها شکل می‌گیرند؟ در این مورد سه نظریه وجود دارد:

1) نظریه شرطی‌شدن کلاسیک: بسیاری از واکنش‌های انسانی، حالت شرطی به خود می‌گیرند. برای مثال شما می‌آموزید که درمقابل فردی که او را دوست دارید، واکنش عاطفی نشان دهید. بعد از مدتی حتی با شنیدن نام او (که فقط یک کلمه است و نه خود او)، در شما حالتی مثبت پدید می‌آید. زیرا تجربه‌ای خوشایند همراه با آن اسم است و شما با به خاطر آوردن آن اسم، آن تجربه را در ذهن خود زنده می‌کنید.

2) نظریه یادگیری وسیله‌ای یا ابزاری: یادگیری ابزاری یا وسیله‌ای، بر پایه اصل «پشتیبانی» یا «تقویت» شکل می‌گیرد. مثلاً تحقیق روی کودکان شیرخوار نشان می‌دهد که ارائه پاداش (شیرمادر، نوازش یا لبخند) درمقابل سروصدا (آواهای کودکانه)، منجر به سروصدای بیشتر از جانب کودکان می‌شود ولی عدم ظاهر نمودن عکس‌العمل، منجر به کم‌شدن سروصدای آنها پس از مدتی می‌شود. لذا عامل «تقویت» یا «پشتیبانی» بر رفتارهای ارتباطی اثر می‌گذارد، یعنی بعضی از رفتارها را جرح و تعدیل و بعضی دیگر از رفتارها را به کلی خاموش می‌کند. برای مثال، اشخاص سعی می‌کنند در وضعیت‌های اجتماعی خاص، تا حدممکن مؤدب بوده و (حتی به قیمت زیر پا نهادن حقیقت) نسبت به دیگران با نزاکت رفتار کنند. حال اگر فردی متوجه شود که دیگران این نوع رفتار او را حمل بر تزلزل، ناتوانی و غیرقابل اعتماد بودن او می‌دانند، درصدد برمی‌آید که رفتار خود را تغییر دهد. لذا سعی می‌کند رُک بودن و صراحت را فدای مؤدب بودن نکند و به جای نشان دادن یک رفتار کنترل‌شده بر اساس احساسات درونی خود واکنش نشان دهد. حال اگر به این ترتیب دیگران او را فردی منطقی، دلسوز، صادق و صمیمی تلقی کنند، رفتار ارتباطی جدید او تقویت می‌شود. یعنی رفتار قبلی خاموش می‌شود و رفتار جدید جایگزین آن می‌شود. هریک از ما روزانه صدها واکنش از خود نشان می‌دهیم که برخی از آنها تقویت‌شده و تعدادی نیز در نقطه مقابل نهی می‌شوند. یک رفتار، این تضمین را می‌دهد که آن رفتار باز هم تکرار خواهد شد.

تقویت، به اشکال گوناگون مطرح می‌شود. لبخند، نوازش و صداهای ملایم از سوی بزرگ‌ترها، عوامل تقویت‌کننده برای آواهای کودکانه است. اما تقویت برای یک بزرگسال ممکن است لبخند، تماس چشمی، تمجید و ستایش، روی موافق نشان دادن، پول، دادن امتیاز، پذیرش اجتماعی یا ترفیع شغلی باشد. شنیده شدن توسط فرد یا افرادی که برای ما اهمیت دارند، خود عامل تقویتی بسیار قوی است. والدینی که بسیار گرفتارند و فرصت پرداختن و گوش دادن به فرزندان خود را ندارند و به اشتیاق فرزندان در این مورد پاسخ مثبت نمی‌دهند، عامل تقویت را سرکوب می‌کنند. آنان به تدریج تلاش فرزندان خود را دربرقراری ارتباط خنثی می‌سازند. چنین فرزندانی در بلندمدت اشتیاق به ارتباط در اکثر زمینه‌ها را از دست داده و درون‌گرا یا ارتباط‌گریز می‌شوند.

درحقیقت اینکه ما به خوبی شنیده شویم یا مورد توجه قرار گیریم، بزرگ‌ترین تقویت است. این یک دشواری عمده است که اکثر ما شنوندگان خوبی نیستیم یا به سخنان دیگران توجه چندانی نداریم. سخن گفتن، به مراتب، بیشتر از شنیدن افراد را برمی‌انگیزد. بنابراین در گفت‌وگوهای
گروه­های کوچک، آنانی که بیشتر سخن می‌گویند، رضایت بیشتری از خود نشان می‌دهند و آنهایی که مشارکت کمتری داشته و کمتر سخن می‌گویند، رضایت کمتری خواهند داشت.

رفتارها در حالات مختلف نتایج گوناگونی را به وجود می‌آورند. رفتارهایی که در برخی وضعیت‌ها و حالات مناسب هستند، ممکن است در وضعیت و حالات دیگر نامناسب باشند. یک سیاستمدار حرفه‌ای که با رقیب خود به مناظره نشسته است و در این مناظره از منطق قوی، پیام‌های کلامی محکم و تهاجمی و پیام‌های غیرکلامی شدید استفاده می‌کند و رقیب خود را در موضع انفعالی شدید قرار می‌دهد و بر او می‌تازد، شاید موردتوجه اطرافیانش قرار گیرد و به خاطر کارهایش تقویت شود، اما اگر همین شخص در یک نشست مربوط به حل تعارض چنین رفتارهایی رااز خود بروز دهد، نه تنها تقویت نمی‌شود، بلکه مورد شماتت اطرافیان قرار می‌گیرد و او را به طرف خاموشی سوق می‌دهند. در وضعیت جدید او می‌باید، روح همکاری را به گروه القاء کند و از هر چیز که موجب عدم همکاری و تفرقه می‌شود، بپرهیزد. مناظره و مباحثه کردن و نیز مشکل‌گشایی و حل تعارض هر دو نیازمند مهارت‌های ارتباطی هستند، اما هرکدام از آنها به نوع متفاوتی از رفتار نیاز دارند.

تا حد زیادی، تمام یادگیری اجتماعی ما، به تشخیص وضعیت و واکنش صحیح ما دربرابر آن وضعیت وابسته است.

3- یادگیری اجتماعی: نظریه یادگیری اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که لزوما نباید رفتارها تقویت شوند تا ما آنها را تکرار کنیم، بلکه ما می‌توانیم بسیاری از رفتارها را به سادگی و فقط با مشاهده آنها از دیگران فرا بگیریم. لذا در این نظریه، نقش مشاهده و اثر دیگران بسیار زیاد است.

براساس نظریه یادگیری اجتماعی، بسیاری از روش‌های ارتباطی ما، زمانی که بسیار خردسال بوده‌ایم شکل گرفته است. این شکل‌گیری از طریق الگوبرداری یا تقلید صورت می‌گیرد. عموماً اولین و بهترین الگوی ما والدین هستند. خواهران و برادران، بستگان، دوستان، همسایگان و معلمان بهترین منابع تقلیدند. خواندن و شنیدن داستان‌ها، دیدن فیلم‌ها، تماشای برنامه‌های تلویزیونی نیز جزئی از منابع تقلید هستند. ما شیوه انتقال خشم خود به دیگران رااغلب از والدین خود آموخته‌ایم. برای مثال، شیوه لباس پوشیدن و سخن گفتن دانشجویان در محوطه دانشگاه، به میزان زیادی از سایر دانشجویان تقلید شده است. در دنیای کار و حرفه، بیشتر کارکنان الگوی خود را از رئیس خویش می‌گیرند. معمولاً ما الگوی خود را از کسانی دریافت می‌کنیم که احساس می‌کنیم مقتدرند و در زندگی ما نقش برجسته‌ای ایفا می‌کنند.

رسانه‌های گروهی به میزان قابل‌توجهی الگو ارائه می‌دهند. علاوه بر رسانه‌های گروهی، گروه‌های مرجع مثل هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران، شخصیت‌های تلویزیونی و سینمایی نیز در ارائه الگو نقش عمده‌ای را بر عهده دارند.


بررسی دیدگاه مخاطبان پیرامون تاثیر انیمیشنهای تلویزیونی شهرداری

وسایل ارتباط جمعی با اهمیت ترین و در عین حال انتقاد آمیزترین جنبه جامعه مدرن به شمار می آید در این میان نقش رسانه های تصویری٬ به ویژه تلویزیون نسبت به سایر رسانه ها برجسته تر است و در مقایسه با سایر رسانه ها از مطلوبیت بیشتری نیز برخوردار است این امر به ویژه بیشتر آنجا تحقیق می یابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه های تلویزیون مطرح می باش
دسته بندی برنامه ریزی شهری
فرمت فایل doc
حجم فایل 190 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 159
بررسی دیدگاه مخاطبان پیرامون تاثیر انیمیشنهای تلویزیونی شهرداری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده...................................................................................................

فصل اول-کلیات

مقدمه.................................................................................................. 2

بیان مسئله....................................................................................... 4

اهمیت و ضرورت تحقیق................................................................... 5

اهداف تحقیق.................................................................................... 6

فرضیه های تحقیق............................................................................ 6

سؤالات تحقیق.................................................................................... 7

متغیرهای پژوهش.............................................................................. 7

مفاهیم و اصطلاحات ....................................................................... 7

فصل دوم- پیشینه تحقیق

مقدمه................................................................................................. 10

بخش اول-انیمیشن در جهان......................................................... 12

تاریخچه انیمیشن........................................................................... 15

انیمیشن کامل................................................................................. 19

تاریخچه انیمیشن چک واسلواکیا.............................................. 20

تاریخچه انیمیشن در استونیا.................................................. 21

تاریخچه انیمیشن در فرانسه..................................................... 21

تاریخچه انیمیشن ایتالیا......................................................... 22

انیمیشن در ایالات متحده آمریکا............................................ 22

انیمیشن درتلویزیون ایران....................................................... 25

اولین تیزر انیمیشن در تلویزیون.......................................... 26

کم شدن تأثیر تبلیغات................................................................ 28

تعریف انیمیشن............................................................................... 32

ویژگی های کلی انیمیشن ........................................................... 33

قالب های مختلف ساخت فیلم انیمیشن..................................... 33

انیمیشن روی طلق........................................................................... 34

انیمیشن روی کاغذ .................................................................... 34

انیمیشن بدون دوربین.................................................................. 34

کات لوت............................................................................................ 35

انیمیشن سه بعدی........................................................................... 35

انیمیشن با عکس............................................................................. 36

پیکسیلین........................................................................................ 36

پین اسکرین...................................................................................... 36

انیمیشن زیر دوربین.................................................................... 37

روتوسکپی.......................................................................................... 37

داینامیشن ...................................................................................... 37

دیاگرام انیمیشن........................................................................... 38

مراحل ساخت فیلم انیمیشن......................................................... 38

مخاطبان............................................................................................ 44

ماهیت مخاطب................................................................................... 46

الگوی تاثیرات مستقیم و مخاطب منفعل................................. 46

الگوی تاثیرات محدود و مخاطب فعال..................................... 48

رفتار................................................................................................. 57

تأثیر برنامه های تلویزیونی بر اذهان............................... 58

الگوی انتشار از طریق وسایل ارتباط جمعی........................ 59

طبقه بندی مخاطبان...................................................................... 60

نخستین پذیرندگان معتبر........................................................... 61

اکثریت زود پذیر- دوراندیش..................................................... 61

اکثریت کندپذیر-شکاک.................................................................. 61

دیرپذیران سنتی............................................................................. 61

جاذبه های تکنیک یک برنامه تلویزیونی............................... 62

ویژگی های ارتباط نوین............................................................. 65

موضوع برنامه................................................................................. 66

هدف برنامه..................................................................................... 66

قالب برنامه................................................................................... 67

وسایل ارتباط جمعی...................................................................... 67

کودک و وسایل ارتباط جمعی .................................................... 69

آموزش غیر تجریدی ...................................................................... 69

آموزش سه بعدی............................................................................... 70

دلایل تماشای تلویزیون............................................................... 71

تأثیر محتوی برنامه بر مخاطبان ......................................... 72

قدرت اثربخشی تلویزیون بر کودکان....................................... 73

تأثیر تلویزیون برکودکان......................................................... 75

اثرات مثبت و منفی تلویزیون.................................................. 75

خیال و واقعیت ............................................................................. 76

نیازها و علایق بیننده............................................................... 78

ضرورت توجه به تولید برنامه انیمیشن................................. 78

طرح و ایده فیلمنامه ............................................................... 79

ساختار گرافیکی و بصری............................................................. 81

کیفیت فنی و اجرایی.................................................................... 82

تدوین و صداگذاری........................................................................ 84

چهارچوب نظری................................................................................. 85

نظریه شناخت اجتماعی.................................................................. 85

نظریه تأثیر................................................................................... 86

نظریه پرورش................................................................................... 86

نظریه پذیرش................................................................................... 87

مدل ها و متغیرهای ارتباطی.................................................... 87

بخش دوم- تاریخچه شهرداری تهران......................................... 89

سیمای اولیه ی تهران.................................................................. 91

هدف از تاسیس بلدیه .................................................................. 94

انجمن بلدیه ................................................................................. 95

نظامنامه ی بلدیه........................................................................ 97

اولین بلدیه چی .......................................................................... 99

تولد جدید بلدیه.......................................................................... 99

شهرداری ، بعد از جنگ جهانی دوم ...................................... 103

شهردار گل دوست ....................................................................... 104

شهرداران جنجالی ....................................................................... 104

دوره ای جدید در مدیریت شهری ............................................. 106

خدمات شهروندی.............................................................................. 109

جمع بندی......................................................................................... 109

تحقیقات انجام شده در داخل ایران...................................... 110

تحقیقات انجام شده در خارج از ایران................................ 111

فصل سوم-روش تحقیق

مقدمه........................................... 113

روش تحقیق...................................................................................... 113

جامعه آماری..................................... 113

حجم نمونه....................................... 114

روش نمونه گیری.................................. 115

ابزار گردآوری اطلاعات............................ 115

روش اجرای آزمون................................. 115

روایی........................................... 115

روش تجزیه و تحلیل داده ها....................... 116

فصل چهارم- تحلیل داده ها

مقدمه............................................................................................... 118

الف-آمار توصیفی......................................................................... 119

ب- آمار استنباطی....................................................................... 135

فصل پنجم-بحث ونتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری................................ 141

یافته ها........................................ 141

پیشنهادات....................................... 143

محدودیت ها...................................... 144

منابع........................................... 145


فهرست جداول و نمودارها

جدول 4-1: توزیع فراوانی سن زنان پاسخگو در جامعه آماری مورد بررسی 119

جدول 4-2: توزیع فراوانی سن مردان در جامعه‌ آماری مورد بررسی 120

جدول 4-3: توزیع فراوانی میزان تحصیلات زنان پاسخگو در جامعه‌آماری مورد بررسی 121

جدول 4-4: توزیع فراوانی میزان تحصیلات مردان در جامعه آماری مورد بررسی 122

جدول4-5: توزیع فراوانی«میزان علاقه به تماشای تلویزیون 123

جدول6-4: توزیع فراوانی«میزان علاقه به تماشای تبلیغات 124

جدول7-4: توزیع فراوانی«میزان پخش برنامه های تبلیغاتی 125

جدول8-4: توزیع فراوانی«میزان علاقه به تبلیغات انیمیشن 126

جدول 9-4: توزیع فراوانی«میزان گفتگوی شخصیت انیمیشن 127

جدول 10-4: توزیع فراوانی«میزان لحن گفتگو....... 128

جدول11-4: توزیع فراوانی«میزان علاقه کودکان به تبلیغات انیمیشن 129

جدول12-4: توزیع فراوانی«میزان تأثیر آموزش های شخصیت انیمیشن 130

جدول13-4: توزیع فراوانی«میزان برتری تبلیغات انیمیشن به رئال 131

جدول14-4: توزیع فراوانی«میزان لحن طنز شخصیت انیمشن 132

جدول15-4: توزیع فراوانی«میزان موفقیت شهرداری در تبلیغات 133

جدول16-4: توزیع فراوانی«میزان گسترش تبلیغات انیمیشن 134

جدول 17-4 : بررسی رابطه بین سن مخاطبان و تأثیر تبلیغات انیمیشن 135

جدول 18-4: بررسی رابطه بین متغیر تحصیلات و تأثیر تبلیغات انیمیشن 136

جدول19-4 : بررسی رابطه متغیر جنس و تأثیر تبلیغات انیمیشن 137

جدول20-4 : بررسی رابطه متغیر نوع گفتگو و تأثیر تبلیغات انیمیشن 138

جدول21-4 : بررسی رابطه متغیر محتوا و تأثیر تبلیغات انیمیشن 139

نمودار 4-1: توزیع فراوانی سن زنان پاسخگو در جامعه آماری مورد بررسی 119

نمودار 4-2: توزیع فراوانی سن مردان در جامعه‌ آماری مورد بررسی 120

نمودار 4-3: توزیع فراوانی میزان تحصیلات زنان پاسخگو در جامعه‌آماری مورد بررسی............................................ 121

نمودار 4-4: توزیع فراوانی میزان تحصیلات مردان در جامعه آماری مورد بررسی 122

فصل اول

کلیات

مقدمه

وسایل ارتباط جمعی با اهمیت ترین و در عین حال انتقاد آمیزترین جنبه جامعه مدرن به شمار
می آید در این میان نقش رسانه های تصویری٬ به ویژه تلویزیون نسبت به سایر رسانه ها برجسته تر است و در مقایسه با سایر رسانه ها از مطلوبیت بیشتری نیز برخوردار است. این امر به ویژه بیشتر آنجا تحقیق می یابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه های تلویزیون مطرح می باشد. یکی از مهمترین کارکرد رسانه ها٬ کمک به فرآیند فرهنگ پذیری است. فرهنگ پذیری یعنی فرآیند انتقال
ارزش ها٬ هنجار ها٬ عقاید ها٫باورها٬معیار ها و الگو های رفتاری . رسانه ها اولین مرکز انتقال مفاهیم فرهنگی به کودکانند. که رسانه های تصویری به ویژه تلویزیون در این امر گوی سبقت را می ربایند و اگر این روند در تماشای تلویزیون ادامه می یابد و به طور متوسط کودکی که امروز متولد می شود تا سن هجده سالگی وقت خود را بیش از هر فعالیت دیگر٬ صرف تماشای تلویزیون خواهد کرد.رسانه های گروهی به عنوان وسایل ارتباط جمعی،در شکل دهی و آموزش دادن رفتار های گوناگون نقش مهمی به عهده دارند و نقش رسانه ها در شکل دهی رفتار اجتماعی در انسان اهمیت به سزایی دارد. امروزه تلویزیون به عنوان عنصر برتر خانواده ارتباطات جمعی می تواند بدون هیچ مانعی وارد خانه و جمع کسانی که از آن استفاده می کنند،بشود و بینندگان آن با اشتیاق تمام با روشن کردن دستگاه گیرنده شان پذیرای پیام های تلویزیون هستند(اسدی، 1385: 95).

اهمیت خاص وسایل ارتباط جمعی در دنیایی که هر روز بیش از پیش به گسترش این وسایل
می انجامد و در نهایت موجبات بسط نفوذ و تأثیر آنان را فراهم می آورد. و دیگر اینکه در دنیای امروز وسایل ارتباط جمعی روزنامه-رادیو-تلویزیون وسینما در راه پیشرفت و تمدن بشری نقش به سزایی را به عهده دارند0

عصر ارتباطات نام کنونی زندگی انسان های امروزی است0 در این دوره جمعیت به طور انبوه و متمرکز در شهرهای بزرگ طبق شرایط خاص متمدن صنعتی وضعیت زندگی جمعی خود را شکل
می دهد. تمامی تحولات و دگرگونی ها در مبانی فرهنگ جوامع روز به روز نیاز انسان را به آگاهی از تمام حوادث و وقایع جاری جهانی بیشتر می کند. به همین خاطر پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و توسعه در تمامی ابعاد لازم و ملزوم شده اند. در جوامع کنونی انسان ها تلاش دارند تا همواره در جریان اتفاقات مسائل اجتماعی آن هم در سطح جهانی قرار بگیرند تا بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. امروز وضع با گذشته خیلی متفاوت است به طوری که آگاهی اجتماعی از مهم ترین ویژگی های زمان معاصر به شمار میرود.

از روزی که رسانه های ارتباطی به وجود آمده اند تا کنون همواره نخبگان سیاسی و فرهنگی از تاثیرات این رسانه بیم داشتند. رسانه ها امکانات جدیدی را برای بشر به وجود آورده بودند و این پدیده جدید باعث می شد تا بسیاری از مناسبات سیاسی و فرهنگی که ریشه در گذشته های بسیار دور داشت دگرگون شود(پستمن،2005: 241).

از اختراع دستگاه چاپ که باعث چاپ تیراژهای متعدد کتب و روزنامه ها شد تا اختراع رادیو و تلویزیون که صدا و سپس تصویر را به خانه های مردم برد و بعد از آن رسانه های نوینی مانند ماهواره و اینترنت که باعث تعامل بیشتر مخاطبان و تولیدکندگان و همچنین دسترسی و حق انتخاب بیشتر شد این سوال فرا روی علاقه مندان به حوزه رسانه، ارتباطات، فرهنگ، نظم و اخلاق بوده است که این تکنولوژی ها چه تاثیراتی را بر بشر و بر جامعه می گذارند؟ و این تاثیرات تا چه اندازه است و چگونه است؟

از طرفی رسانه های جدید به علت تکثری که داشتند و همچنین دسترسی افراد بیشتری برای تولید پیام می توانستند تک صدایی را در جوامع بشکنند و افراد را با نظرات و نگاههای دیگر آشنا کنند و همچنین می توانستند مردم را با بسیاری از اخباری که تا بیش از آن در دست عموم مردم قرار نمی گرفت آشنا کنند و از طرف دیگر آنها می توانستند در دست سرمایه داران و گروههای صاحب نفوذ بیافتد و آنها از رسانه ها برای اقناع افکارعمومی در جهت منافع خود بهره گیری کنند. با توجه به اهمیت ارتباطات و نقش تأثیرگذار آن پایان نامه حاضر با هدف بررسی تأثیر تبلیغات تلویزیونی انیمیشن شهرداری تهران بر مخاطبان به این مهم می پردازد، چرا که شهرداری هر شهری یکی از پرقدرت ترین سازمان ها و ارگان آن شهر است که وظیه آبادانی و بهبود امور جامعه را بر عهده دارد. شهرداری تهران با قدمتی دیرینه در کنار وسعت گرفتن شهر تهران و افزایش زندگی شهرنشینی وظیفه خطیری بر عهده دارد، وظیفه آبادانی شهر، نظافت و رعایت کلیه قوانین لازم برای آسایش کلیه شهروندان،به گونه ایی که می توان وظیفه شهرداری را از وظیفه نیروی انتظامی مهمتر دانست، اگر هر کوچه ایی هر شب و روز به کنترل انتظامی احتیاج نداشته باشد، درعوض تمامی کوچه ها و خیابان های شهر در هر لحظه از شبانه روز به پاکیزگی و رعایت قانون شهروندی نیازمند است.

بیان مسئله

بدون شک در دنیای ارتباطات، رسانه و تلویزیون به عنوان یکی از بزرگترین و پرمخاطب ترین وسایل ارتباطی، کمک بزرگی به فرآیند فرهنگ پذیری جامعه و آموزش رفتارهای گوناگون
می نماید.وسایل ارتباط جمعی در انتقال پیام و تأثیرگذاری بر مخاطبان نقش به سزایی دارد. از تبلیغات نوینی که از رسانه پرمخاطب تلویزیون پخش می گردد، انیمیشن هایی است که در اشکال گوناگون پخش می گردد. سازمان ها برای پیام رسانی از این ابزار پرقدرت سود می جویند، چرا که نظرات متنوع را به بیشترین تعداد مخاطب ارائه می دهد. تحقیقات گوناگون نشان داده است، تأثیری که تبلیغ انیمیشن بر مخاطب دارد بیش از سایر تبلیغات می باشد.تبلیغات انیمیشن در عین ساده بودن و دارا بودن حالت طنز و فکاهی، در قالبی سرگرم کننده می تواند حامل پیام های زیادی باشد. امروزه حتی از انیمیشن در ساخت فیلمهای بلند استفاده می نمایند، و این به دلیل همان اثرگذاری سریع و مثبت آن می باشد. شهرداری تهران به دلیل حساسیت شغلی خود به منظور ایجاد شهری منضبط و قانونمند و برخوردار از امکانات بهداشتی و رفاهی،از تبلیغات انیمیشن در قالب پیام های کوتاه و داستانی و در عین حال سرگرم کننده استفاده کرده و قوانین لازم برای داشتن یک شهر سالم و شهروند ایده آل را، به مخاطبان ارائه
می دهد، از جمله پاکیزه نگه داشتن شهر، دستورات و مقرات راهنمایی و رانندگی و غیره. به عقیده روان شناسان و جامعه شناسان زمانی می توان قوانین را رعایت کرد و به آن احترام گذاشت که در آن فرهنگ سازی صورت گرفته باشد و در طولانی مدت نهادینه شود. شهرداری تهران اکنون مدتی است که با پخش تبلیغات انیمیشن سعی در بهبود مشکلات شهروندی داشته و دارد، و لذا این سؤال مطرح است: آیا تبلیغات انیمیشن شهرداری تأثیر مثبت و مؤثر بر مخاطبان دارد یا خیر؟ و عملکردهای رفتاری مردم از این تبلیغات چگونه است؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

ارتباط انسان ها منشا فرهنگ و عاملی در راه ارتقای انسانی و فقدان به معنای سکون نسبی در حیات انسانی است. وسایل ارتباط جمعی و خصوصا تلویزیون به عنوان یکی از وسایل ارتباط دهنده نقش عظیمی را در انتقال ارزش ها، هنجار ها و مجموعه فرهنگ جامعه ایفا می کند.

امروزه مسئله ارتباطات جمعی و تلویزیون در سطح جهانی مطرح بوده به گونه ای که یک پیام ساده امواجی از تاثیر را در سطح جهان چه در زمینه آموزش نیروی انسانی و چه در زمینه سیاست، اقتصاد و.... ایجاد می نماید. تلویزیون به لحاظ آن که تکنولوژی صداو تصویر را به همراه خود دارد و می تواند تا دورترین مناطق جهان و برای هر قشری از جامعه مورد استفاده قرار می گیرد، مهم می باشد. به عبارت دیگر برنامه های تلویزیونی با بکارگیری از آخرین علوم و تکنولوژی هم می تواند اشاعه دهنده کجروی و بزهکاری اجتماعی باشد و هم می تواند تهمیداتی را برای رشد و تعالی انسان فراهم آورد و زمینه آگاهی از جهان گردد و بدین ترتیب پژوهش در تاثیر تلویزیونی امر کاملاً بدیهی و محسوس
می باشد.اهمیت خاص وسایل ارتباط جمعی در دنیایی که هر روز بیش از پیش به گسترش این وسایل می انجامد و در نهایت موجبات بسط نفوذ و تأثیر آنان را فراهم می آورد. و دیگر اینکه در دنیای امروز وسایل ارتباط جمعی روزنامه-رادیو-تلویزیون وسینما در راه پیشرفت و تمدن بشری نقش به سزایی را به عهده دارند0

اهداف تحقیق:

هدف اصلی: بررسی تأثیر تبلیغات انیمیشن شهرداری بر عملکرد مخاطبان، است.

اهداف فرعی: -بررسی نحوه تأثیر گذاری تبلیغات انیمیشن برمخاطبان.

- بررسی چگونگی تغییر رفتار مخاطبان متأثر از ارائه تبلیغات انیمیشن.

فرضیه های تحقیق:

1-بین سن مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد..

2-بین تحصیلات مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد

3- به نظر می رسد بین عامل جنسیت آموزش مردم رابطه وجود دارد.

4- بین نوع گفتگوها در انیمیشن و آموزش مردم رابطه وجود دارد.

5- بین محتوای تبلیغات و آموزش مردم رابطه وجود دارد.

سؤالات تحقیق

1-آیا بین سن مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد..

2- آیا بین تحصیلات مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد

3- آیا بین عامل جنسیت آموزش مردم رابطه وجود دارد.

4- آیا بین نوع گفتگوها در انیمیشن و آموزش مردم رابطه وجود دارد.

5- آیا بین محتوای تبلیغات و آموزش مردم رابطه وجود دارد.

متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: تبلیغات انیمیشن تلویزیون

متغیر وابسته: رفتار مخاطبان

مفاهیم و اصطلاحات

مفاهیم نظری

تأثیر: نوعی فراگیری انسان است که با درجه تندی و کندی صورت می گیرد. در واقع می توان گفت انسان ها از چند چیز تأثیر می پذیرند. فرهنگ و آداب و رسوم، وسایل ارتباط جمعی، کانون ها، مؤسسات و محیط خانواده(بیگلو،1380: 94).

انیمیشن: انیمیشن یا نقاشی متحرک که پیش از سینما به شکل عام مانند: پاناکی اسکوپ و زوتروپ و پراکسینوسکوپ بوده است. در ساخت انیمیشن اعضای بدن حرکت بدن، مانند دستان، گردن، چشم ها و لب ها روی یک کاغذ کشیده و رنگ آمیزی می شود. با این اشکال روی هم قرار گرفتن بخش های متحرک بر روی ورقه ثابت تصویری کامل از سوژه یا شخصیت مورد نظر به دست می آید.

رفتار: عبارت است از فعالیت هایی که از یک موجود زنده سر می زند مانند راه رفتن، مطالعه کردن. همچنین روان شناسان د رتعریف رفتار به یک سری خصوصیات قابل مشاهده و فعالیت های کلی که از یک موجود زنده سر می زند، اشاره می کنند(دواچی و طبایی،1381: 30).

تلویزیون: ابزاری است که امکان دسترسی عموم آحاد جامعه را به آموزش های عمومی و فنی و حرفه ای و ترویجی و آموزش های عالی فراهم می کند و کیفیت آموزشی را بهتر می سازد و این
می تواند تنوع روزافزون نیازهای جامعه را در تمامی عرصه ها از فرهنگ عمومی گرفته تا دانش جدید بیش از پیش افزایش دهد(نبرگ و ناراویز،1378: 107).

تعریف عملی: تلویزیون: یک رسانه گروهی است و دستگاهی است که دارای نور و صدا و تصویر است و دارای برنامه های مختلفی می باشد و احتیاج به نیروی الکتریسیته دارد و دستگاهی برای انتقال تصویر از دور و منعکس ساختن صورت اشیا و اشخاص به مسافتهای دور می باشد.

مقدمه

به طور کلی این بخش شامل موارد ذیل می شود:

بخش اول انیمیشن در جهان شامل :

تاریخچه انیمیشن، انیمیشن کامل ، تاریخچه انیمیشن چک واسلواکیا انیمیشن تاریخچه انیمیشن در استونیا، انیمیشن در فرانسه، تاریخچه انیمیشن در ایتالیا، انیمیشن در ایالات متحده آمریکا ، انیمیشن در تلویزیون ایران ، اولین تیزر انیمیشن در تلویزیون ، کم شدن تاثیر تبلیغات ، تعریف انیمیشن ، ویژگی های کلی انیمیشن ، قالب های مختلف ساخت فیلم انیمیشن، انیمیشن روی طلق، انیمیشن روی کاغذ، انیمیشن بدون دوربین ، کات لوت، انیمیشن سه بعدی، انیمیشن با عکس، پیکسیلین، پین اسکرین ، انیمیشن زیر دوربین، روتوسکپی، داینامیشن، دیاگرام انیمیشن، مراحل ساخت فیلم انیمیشن

مخاطبان و الگوها شامل:

ماهیت مخاطب، الگوی تاثیرات مستقیم و مخاطب منفعال، الگوی تاثیرات محدود و مخاطب فعال، رفتار، تاثیر برنامه های تلویزیونی بر اذهان، الگوی انتشار از طریق وسایل ارتباط جمعی، طبقه بندی مخاطبان، نخستین پذیرندگان معتبر، اکثیریت زود پذیر- دوراندیش، اکثریت کند پذیر – شکاک، دیر پذیران سنتی، جاذبه های تکنیک یک برنامه تلویزیونی- ویژگی های ارتباط نوین ، موضوع برنامه، هدف برنامه، قالب برنامه، وسایل ارتباط جمعی ، کودک و وسایل ارتباط جمعی، آموزش غیر تجریدی، آموزش سه بعدی، دلایل تماشای تلویزیون، تاثیر محتوی برنامه بر مخاطبان، قدرت اثر بخشی تلویزیون ، تاثیر تلویزیون بر کودکان، اثرات مثبت و منفی تلویزیون، خیال و واقعیت ، نیازها و علایق بیننده ، ضرورت توجه به تولید برنامه انیمیشن

مراحل تولید انیمیشن شامل:

طرح و ایده فیلمنامه، ساختار گرافیکی و بصری، کیفیت فنی و اجرایی، تدوین و صدا گذاری

چارچوب نظری شامل :

نظریه شناخت اجتماعی، نظریه تاثیر، نظریه پرورش، نظریه پذیرش ، مدل های و متغیر های ارتباطی

تاریخچه شهرداری تهران شامل:

سیمای اولیه ی تهران، هدف از تاسیس بلدیه ، اولین بلدیه چی ، تولد جدید بلدیه، شهرداری، بعد از جنگ جهانی دوم، شهردار گل دوست ، شهرداران جنجالی، دوره ای جدید در
مدیریت شهری، خدمات شهروندی

جمع بندی شامل :

تحقیقات داخل ایران، تحقیقات انجام شده خارج از ایران





بخش اول-انیمیشن در جهان

سال 1982 به دلیل اختراع دستگاه پراکسینکوپ که در آن زمان جنبه سرگرمی داشت، توسط «امیل ری نو[1]» سال ثبت شده انیمیشن به شمار می آید. بعد از آن در سال 1898 ابداع «سوپرایمپوز» توسط «جیمز استوارت بلکتون»[2] و «آلبرت اسمیت»[3] گامی دیگر بود که آنها در جهت تولید، تلفیق فیلم زنده و انیمیشن از آن استفاده کردند و سرانجام «امیل کول[4]» با اولین فیلمی که تمامی آن را به شیوه انیمیشن ساخته بود با نام«فانتزمگری[5]» در پاریس به نمایش درآورد و دنیا را با نام انیمیشن آشنا ساخت. حدود یک قرن از پیدایش اولین فیلمهای انیمیشن می گذرد ولی این سال ها، اینماتورهای کشورهای مختلف جهت بهبود، پیشرفت و تکامل این هنر تلاش کرده اند و هر یک با تأکید بر تجربیات کسب شده توسط دیگر هنرمندان راه را برای تحول انیمیشن هموار ساختند.

نام انیمیشن در دنیا با نام «ونیزور مک کن»[6] خالق شخصیت دوست داشتنی«گوفی دایناسور» در سال 1914 همراه است. وی قبل از خلق این شخصیت داستان «کمیک استریپ» و «نیمری کوچک» را در سال 1911 به نمایش درآورد. چند سال پیشتر از وی«استوارت بلکتون در آمریکا(1906) و امیل کول در فرانسه(1908) دست به تجربیات ارزشمندی در این وادی زده بودند. در آغاز تکنیک ابتدایی مورد استفاده تنها نقاشی بر روی کاغذ برای تولید فیلم های انیمیشن بود و این روش مستلزم کار طاقت فرسای تکرار طراحی تمامی عناصر وکولمل در کادر، از جمله پس زمینه بر روی هر کاغذ به علاوه تغییر جزیی حرکت شخصیت مورد نظر می شد. این تکنیک برای تولید انبوه، انیماتورها را دچار مشکل می ساخت تا اینکه به فکر استفاده از ورقه های شفاف که بعدها به نام تلق شناخته شده، افتادند. این روش انقلابی بزرگ در فرآیند انیمیشن به شمار می آید و منجر به ساخت فیلم های موفق بی شماری در این زمینه گشته است.

پیدایش انیمیشن با بهره وری از تجربیات بدست آمده در زمینه های فنی گوناگون در امریکا به تحقق پیوست. نکته قابل توجه آنکه در سال های اخیر قرن پیش و نیز اوایل قرن حاضر با تلاش هنرمندان بسیاری از تکنیکها و تمهیداتی که امروزه از آن ها به صورت گوناگون و مطابق با پیشرفت تکنولوژی درتولید فیلم ها استفاده می شود، شکل گرفتند. از پیشگامان شکل گیری تکنیک و جلوه های تصویری در انیمیشن می توان «استوارت بلکتون» و «امیل کول» بنیان گذار انیمیشن در فرانسه را نام برد. «اتومسمر» خالق شخصیت(فیلیکس گربه) در 1919 بیش از صد فیلم کوتاه انیمیشن که از کیفیت بالایی برخوردار بودند، ساخت. از جمله کارهای او اولین سری انیمیشن چارلی چاپلین محصول شرکت «پیت سالیوان و مسمر»[7] در اواخر سال های 1910 است. در خلال همین تجربه وی حس زمان بندی و چگونگی بیان شخصیت را از طریق حرکات آموخت. از جمله ابتکارات او ظاهر شدن وسیله ای در کادر و استفاده از آن به جای قلاب ماهیگیری توسط فیلیکس(سری فیلم های کوتاه گربه فیلکس) مملو از شوخی های بصری بود. در همان زمان «مکس فلیشر» شخصیت کوکوی دلقک را در سری فیلم های تحت عنوان(از درون وات) طراحی کرد. ویژگی اسن فیلم ها تلفیق انیمیشن با فیلم زنده بود. وی به کمک برادرش «دی و[8]» و دستگاه روتسکوپ[9] را که قادر به طراحی کادر فیلم زنده بود، ساخت و آن را در سریال مذکور به خدمت گرفت. در سال 1920 «والت الیاس دیسنی»[10] وارد عرصه انیمیشن شد و به سال 1928 شخصیت میکی موس را خلق کرد. در سال 1932 به خاطر فیلم«گلها و درختان» اولین جایزه شرکت خود را دریافت کرد. وی اولین کسی است که فیلم بلند انیمیشن به نام
«سفیدبرفی و هفت کوتوله» را در سال 1937 تولید کرد و در خلال سال های دهه 30، تقریباً تمامی جوایز انیمیشن را از آن خود کرد. والت دیسنی با 32 اسکار در زمینه های مختلف انیمیشن رکورد دار اخذ اسکار در دنیای سینما شد.

انیمیشن را در اصطلاح «توهم زندگی»[11] نیز می نامند. در سال 1978 «جان هالاس» درخواست ثبت تعریفی تازه‌تر با تأیید نظر(انجمن بین المللی فیلم انیمیشن) نمود. کار مشکلی بود چراکه ارائه یک تعریف فنی بدون اینکه بخواهد محدود به یک تکنولوژی خاصی باشد، سخت به نظر می رسید.

جان هالاس معتقداست: انیمیشن الزاماً فیلم، دوربین، فریم، پروژکشن، پرده ها،‌ تیرک های لیزری، کامپیوتر یا حتی نقاشی ها را دربرنمی گیرد، بلکه می تواند همه اینها یا هر تکنولوژی از آینده را نمایانگر باشد. انیمیشن یعنی «خلق و آفرینش، ثبت نمودن و بازیابی فازهای حرکت مجزا و مستقل در کنار هم»

جین دیچ در کتاب خود«چگونه انیمیشن بسازیم» حکایت از انیمیشن فریم به فریم دارد. از طرفی، انیمیشن رئال تایم[12] یعنی «خیمه شب بازی زنده»یعنی عروسک گردانی توسط عروسک گردانها است که می توانیم آنان را انیماتورها نیز بنامیم. اما کاملاً روشن است که این تعریف قابل توجیه برای جشنواره های فیلم انیمیشن نیست. درست است که این نوع، در وقت و پول صرفه جویی می کند اما هرگز از وقت، وضوح، اغراق و تکنیک انیمیشن فریم به فریم برخوردار نیست.

واژه انیمیشن مشتق شده است از واژه لاتین انیما[13] یعنی «نفس زندگی» و بهتر است برای انیمیشن مورد نظرمان واژه «انیمیشن سینماتیک» را بکار ببریم. انیمیشن سینماتیک یعنی: ثبت فازهای مجزا و تک تک که به طوری به تصویر کشیده می شوند که توهم و خیال حرکت را در قالب اجسام بیجان در قوه باصره آدمی ایجاد می کند.

ترکیب انیمیشن با موسیقی، هنری است که در بعد زمان شکل می گیرد. وقتی که کلید «مکث» را فشار دهید، سی دی شما دیگر نمی خواند و موسیقی قطع می شود؛ در انیمیشن می بایست حرکتی در بعد زمان متوقف نشود چراکه برای حرکت بخشیدن، انیمیشن ساخته می شود و به همین دلیل زمان نقش به سزایی بازی می کند(دیچ، 2003: 325).

تاریخچه انیمیشن

ابتدایی ترین شکل انیمیشن

اولین نمونه هایی که از طریق آنها حرکت و تصویر با هم تلفیق شد، به نقاشی های عهد پادینه سنگی بازمی گردد، روی دیواره غارها حیوانات با چندین پا به ترسیم درآمده بود و در موقعیت های مختلفی مثل روی هم قرارگرفتن و افزوده شدن به یکدیگر قرار داشتند و به طور واضح با اندکی دقت می توان دریافت که در تمام نقاشی های دوره مذکور به نوعی تحرک احساس می شد.
خیمه شب بازی سایه ها (نمایش عروسکی سایه ها) نیز از اجداد هنر انیمیشن به حساب می آیند. به عنوان مثال می توان از نمایش عروسکی سایه ای یک انیمیشن اندونزیایی به نام وایانگ[14] حدود 900 سال بعد از میلاد نام برد.

در قرون هفدهم تا نوزدهم ابزار ساده کار انیمیشن خیلی قبل از پروژکتورهای فیلم اختراع شدند .[15]:
ـ توماتروپ[16] اسبابی که در دوره «ویکتوریا» مورد استفاده قرار می گرفت که تشکیل شده بود از یک دیسک با یک عکس در هر طرفش و به دوتکه سیم وصل می شد. وقتی که سیم ها یا ریسمانها به سرعت بین انگشتان می چرخیدند، به نظر می آمد که دو عکس موجود در دو طرف دیسک با هم تلفیق شده و یک تصویر دیده می شد.

فناکی توسکوپ[17] یک دیسک نازک چرخان بود که نوعی حرکت وهم انگیز ایجاد می نمود که در آینه قابل دیدن بود. در سال 1834 «ویلیام جورج هورنر» دستگاه "زئوتروپ[18]" را اختراع نمود که کاری مشابه انجام می داد.

ـ پراکسینوسکوپ[19]:عبارت است از دیسک چرخانی که روی آن تصاویری در حالات مختلف ترسیم شده است بطوری که به نظر می رسد که تصویر تحرک حقیقی دارد.

ـاسترابسکوپ[20]:نیز عملکردی مشابه پراکسینوسکوپ دارد.

ـمجیک لنتر[21]:اسبابی که قبلاً برای بزرگنمایی تصویر یک عکس بکار می رفته است.

ـماتوسکوپ[22]: همان «شهر فرنگ» که در قدیم نیز در خیابانها مشاهده می شد.

فلیپ بوک[23] : عبارت است از کتابی با یک سری عکس در هر صفحه که وقتی صفحات را به سرعت ورق بزنیم تصاویر به دنبال هم متحرک و زنده به نظر می رسند.

همه ابزار فوق الذکر واجد ساختارهای پیچیده ای بودند که طرح ها، نقاشی ها، عکسها و اسلایدها را با کارتها یا سیلندرهای چرخنده، نمایش می دادند. این اسباب بازیهای نوری و بصری چشمها را به اشتباه می انداختند طوریکه چنین تصور می شد که تصاویر در حال حرکتند. منبع نور هم معمولاً چراغهای نفتی، لامپ های معمولی و شاید هم هیچکدام بلکه نور طبیعی خورشید بود(دیچ،2003: 241).
اصول ساخت انیمیشن:

در سال 1930، استودیوهای والت دیزنی 12 اصول پایه برای ساخت انیمیشن ارائه دادند:

-اسکارچ و استارت[24]
انعطاف بخشیدن به اشکال شکل برای مشخص کردن ماهیت حرکت

- آنتی سیپیشن[25]
حرکت به عقب برای تأکید بر حرکت به جلو (دورخیز)

-استاتینگ[26]

استقرار دوربین برای نمای بهتر

ـ دو پروسه بنیادین برای ساخت انیمیشن[27]

-هیچ عملکرد و حرکتی بطور ناگهانی متوقف نمی شود.[28]

ـ آهسته در آهسته خارج کردن[29]

هموارکردن حرکات واجد نقطه شروع و پایان هست که با فاصله دادن بین آنها کنترل می شوند.
- آرکس[30]
طراحی مسیر حرکات، قوس و کمانها

-حرکت ثانویه قبل از حرکت[31]

اقدامات ثانویه از قبیل ایجاد هماهنگی بین تصاویر و حرکات آنها

-تایمینگ[32]:
تنظیم زمان و عملکردها برای ایجاد توهم لازم در حرکت (خطای دید)

- اکساگرشن[33]
کاریکاتوری کردن زمان و اعمال

-قابلیت کشیدن[34]

قابلیت نقاشی و طراحی خوب، مهمترین اصل برای یک انیماتور خوب است.

-اپال[35]
چنانچه کاراکترها آنطور که باید و شاید پرداخت نگردند، تلاش بی فایده بوده است.

«جین دیچ» باتجربه، دو اصل دیگر را هم به اصول فوق افزوده است:

-وزن و حجم[36]

وزن و حجم از اهمیت خاص برخوردارند.

-کاراکترحقی[37]

اینکه کاراکترها را هنرپیشه های حقیقی فرض کنیم.

ـ انیمیشن کامل

به پروسه ای از تولید فیلمهای انیمیشن سنتی با کیفیت بالا اطلاق می گردد که به طور مرتب جزئیات ترسیم و حرکت های باوقفه را به کار می بندد.

این تکنیک از سبک های متنوعی برخوردار است از کارهای طراحی شده واقع گرایانه مانند تولیدات استودیوی «والت دیزنی» تا سبک های کارتونی استودیوی انیمیشن «وارنر براوس».
مانند "آمریکا تایل[38]1968

لیمیتد انیمیشن[39]

این تکنیک شامل طراحی هایی می شود که از جزییات کمتر با سبکها و روشهای حرکتی بیشتر
می شود. اولین پیشگامان کاربرد این تکنیک UPA و استودیوهای آمریکایی بودند. یکی از نمونه های این تکنیک "گرالد[40] (1951) است.

روتوسکوپینگ[41]

وسیله ای است که فریم های تک تک و مجزا را بزرگنمایی می کند تا سکانس های مرکبی از فیلم ایجاد شود. این تکنیک توسط «ماکس فلشر» در سال 1917 به ثبت رسید درست در زمانیکه انیماتورها فریم به فریم کار می کردند. بهترین نمونه [42]

سایر تکنیک های انیمیشن:

ـ انیمیشن شخصیت [43]

ـ انیمیشن پرشی یا پرتابی [44]

ـ انیمیشن چند طرحی[45]

ـ انیمیشن جلوه های ویژه [46]

کشیدن فیلم انیمیشن[47]: تکنیکی که از طریق آن طول فیلم با ایجاد تصاویر مستقیماً روی حلقه فیلم افزوده می شود.

خشک کردن کاغذ انیمیشن:[48] تکنیکی برای ساخت فیلمهای انیمیشن با خشک کردن رنگهای روغنی روی تلق.

ـ پین اسکرین انیمیشن[49]: در این تکنیک صفحه پوشیده از سنجاقها یا میخ های قابل تعویض و حرکت، شی به صفحه فیکس و متصل می شود و فقط از یک طرف نور به آن پرداخته می شود بنابراین سایه هایی ایجاد می شوند.

ساند انیمیشن[50]: با شن نیز می توان روی تلق تصاویری فریم به فریم ایجاد کرد در وضعیتی که نور از پیش و پس تابانده می شود.

تاریخچه انیمیشن چک واسلواکیا

«جی ری ترنکا» انیماتور عروسکی معروف کشور چک که فیلمهای انیمیشن بسیاری را کارگردانی کرده است. او بنیانگذار هنر انیمیشن در این کشور است. از مدرسه هنر و صنعت پراگ فارغ التحصیل شد و یک نمایش خانه عروسکی در سال 1936 تأسیس کرد. این گروه وقتی که جنگ جهانی دوم شروع شد، از هم پاشید و «ترنکا» به ناچار سن های نمایشی ترتیب داد و از طرفی نیز حین جنگ کتابهای مصوری برای کودکان فراهم کرد.

پس از پایان جنگ، او یک واحد انیمیشن در استودیوی فیلم پراگ تشکیل داد. بزودی صاحب شهرت بین المللی در میان بزرگترین انیماتورهای عروسکی دنیا شد.

به تدریج جوایز نفیسی نیز از جشنواره های فیلم انیمیشن دریافت نمود. یکی از انیماتورهای معروف اورا «والت دیزنی شرق» نامید.

در سال 1946 جایزه ای در جشنواره کن دریافت نمود و پس از آن دست به کار ساخت فیلم شد که بیشتر مخاطبانش را نوجوانان و بزرگسالان تشکیل می دادند.

در اوایل سال 1948، دولت کمونیست چک به او در هزینه های کارش یاری رساند اگرچه این کار دولت تأثیری روی سبک و پیام کارهای وی نداشت او کارتونهای انیمیشن بسیاری را ساخته و فیلمنامه های اکثر آنها هم نوشته خود اوست.

تاریخچه انیمیشن در استونیا

در اوایل سال 1930 توسط «البرت توگانف» این هنر رواج یافت و سال 1950، همین شخص «بخش انیمیشن عروسکی تالین فیلم» را تأسیس کرد. اولین فیلم انیمیشن در استونیا ساخت"[51].

تاریخچه انیمیشن در فرانسه

«امیل ریناد» یا «امیل کول» که دستگاه «پراکسی نوسکوپ» را اختراع کرد. او 12 عکس با سیستم انیمیشن و فیلمهای حاوی 500 تا 600 عکس را در سالن نمایش خود، نمایش داد.

تاریخچه انیمیشن ایتالیا

انیمیشن لا لینیا"[52] در صد اپیزود توسط «اسوالد و کاواندولی» در سال 1969 ساخته شد. زمان این انیمیشن 2 دقیقه و 30 ثانیه است. از سال 1972 این فیلم در بسیاری از شبکه های تلویزیونی اروپا و بطور همزمان در سینما و بصورت میان پرده بین آگهی های بازرگانی پخش می شد. این فیلم به شهرتی دست یافت که در 40 کشور دنیا نمایش داده شد.

این فیلم در 1972 در جشنواره انسی و در سال 1973 در جشنواره زاگرب جایزه دریافت کرد.

انیمیشن در ایالات متحده آمریکا

از آنجا که هنر و صنعت انیمیشن در آمریکا و تاریخچه انیمیشن هالیوود دستخوش تغییرات بسیاری شده است، در چهار بخش آن را بررسی می کنیم:

انیمیشن در آمریکا طی عصر فیلمهای صامت از سال 1900 الی 1920شامل آثار «ونیزور مک کی» به نامهای "کوکو و فیلکس گربه[53]" استودیوهای «بری»[54] که اولین و مجهزترین استودیوهای ساخت کارتون مستقر در نیویورک بود. بسیاری از انیماتورها از همین استودیو کار خود را آغاز کردند و به شهرت رسیدند.

دوره طلایی انیمیشن هالیوود از سال 1930 الی 1940

طی دهه 1930، انیمیشن های «والت دیزی» به خوبی درخشیدند. در همین زمان «وارنر براوس» و
«ام جی ام» نیز آغاز به فعالیت کردند. کارتون های" بتی پوپ[55]" و "پوپی[56]" در استودیوهای فلیشر ساخته شدند.[57] UPA که نام مخفف که یکی دیگر از استودیوهای انیمیشن فعال آمریکاست.
انیمیشن در ایالات متحده در عصر تلویزیون از 1950تا 1980 سریالهای انیمیشن تلویزیونی در شرکت هانا باربارا[58] ساخته شدند. در اوایل سال 1970 انیمیشن بزرگسالان تولید شد.
انیمیشن قاب به قاب[59]

این تکنیک برای توصیف اشیا در دنیای حقیقی بکار می رود و اینکه از اشیای مذکور در یک فریم عکس بگیریم و همین طور فریم به فریم این پروسه تکرار شود. تا حرکت مورد نظر حاصل گردد.

انواع انیمیشن قاب به قاب[60] ـ

که گاهی بطور مخفف ";کلیمیشن[61]" نیز بکار می رود. مجسمه و تصاویری از گل سفال یا مواد قابل انعطاف برای تهیه انیمیشن قاب به قاب کاربرد دارد.

ـ کاتو انیمیشن[62]

از حرکت بخشیدن به طریق تکه های 2 بعدی از موادی مانند کاغذ یا پارچه موفق به ساخت این نوع از انیمیشن می شویم.

ـ انیمیشن ضد نور[63] (زیرشاخه کوتو انیمیشن)

-انیمیشن گرافیکی[64]

-متحرک سازی شی[65]

ـ انیمیشن پرش نمایی[66]

-انیمیشن عروسکی[67]

انیمیشن کامپیوتری [68]

مانند انیمیشن قاب به قاب، انیمیشن کامپیوتری انواع متنوعی از تکنیک ها را دربرمی گیرد.
انیمیشن 2D یا دوبعدی:

تصاویری که خلق می شوند یا در کامپیوتر تدوین می شوند که از فرمت گرافیکی بیت مپ 2D استفاده می کنند یا فرمت گرافیکی وکتور 2D می شوند. این روش شامل نسخه های دیجیتالی و اتوماتیک تکنیک های انیمیشن سنتی نیز می شود.

ـ انیمیشن آنالوگ[69] کامپیوتری

ـ انیمیشن فلش [70]

ـ انیمیشن پاور پوینت [71]

انیمیشن 3D یا سه بعدی:

مدلهای انیمیشنی هستند که توسط انیماتور دستکاری می شود. در این نوع از انیمیشن کامپیوتری تکنیک های متنوعی نیز بکار می روند بسیاری از انیمیشن های 3D خیلی باورکردنی و به صورت
جلوه های ویژه به نظر می رسند. مانند: انیمیشن های شگفت انگیزان، شرک، نمو
(هالاس و ماندل،1368: 58).

انیمیشن درتلویزیون ایران

حدود سال های 53-52 تلویزیون مبادرت به ایجاد بخش کوچکی برای تولید قطعات کوتاه و بلند فیلم انیمیشن کرده، سپس اسفندیار احمدیه وارد این سازمان شد و عده ای از علاقه مندان این حرفه توسط وی تعلیم دیده و شروع به کار کردند.

هرمز حقیقی در سال 57 وارد بخش شبکه اول صدا و سیما شد. وی متولد 1318 فارغ التحصیل هنرهای زیبا دانشگاه تهران است و پس از گذراندن تجربیات علمی در زمینه گرافیک به تحصیل در رشته عکاسی، سینماگرایی و نقاشی متحرک در شیکاگو مشغول شد. وی با تکنیک های تازه و نو(البته در ایران) روح تازه ای در تولید و تهیه فیلم انیمیشن پدید آورد. او توانست از تجارت نوین[72] استفاده کند
و از ابزارها و تکنیک های تازه و نو مانند کار زیر دوربین که شامل نقاشی روی شیشه و انیمیشن
ماسه ای می شد، قصعات زیبا و ساده ای در سطح تولید بوجود آورد.

بهروز یغمائیان، فارغ التحصیل هنرهای دراماتیک و انیمیشن دانشگاه فارابی، سه سریال را به نامهای زیر، وقتی بابا کوچک بود، 130 دقیقه، ادبیات عامیانه 95 دقیقه و «اندازه نگهدارد اندازه نکوست» را برای تلویزیون تهیه کرده است.

مسعود شبستان متولد 1326 فارغ التحصیل هنرهای زیبا، به دلیل علاقه به انیمیشن در زمینه تیتراژسازی فعالیت داشته است. تیتراژ فیلم های جاده های سرد، و میان پرده و فیلم آموزشی، فیلم «دندان» (برنده دیپلم افتخار) از کارهای اوست. او از سال 67 مسئولیت واحد انیمیشن را بر عهده داشت و توانسته این بخش را فعالتر نموده و تولید را بهبود بخشد. به این ترتیب کارکنان این بخش گروههای پنج نفری متشکل از طراح، کارگردان، وسیناتور، رنگ کار زمینه ساز تقسیم شده اند و هر گروه بر حسب آمادگی و علاقه به شیوه های علمی وتاریخی و سیاسی، داستان و میان پرده و غیره می پردازند.

مسعود جعفری جوزانی فارغ التحصیل رشته فیل سازی و فیلم تک فریم از سانفرانسیکو است که
کا رخود را با تجربه روی فیلم خام و نقاشی مستقیم روی فیلم شفاف شروع کرده و سال های 52-53 انیمیشن خمیری«درقفس» و «آغاز» و در سال 62 «گریز» و «تقدیرشکسته» را برای تلویزیون ساخته و اکنون پس از تجربه هایی در زمینه فیلم زنده، سریال انیمیشن«لالا و لولو» را به پایان رسانده است(نصرتی، 1385: 10).


بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی استان تهران

موضوع اصلی این پژوهش میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران است در این تحقیق 6 سوال و فرضیه با استفاده از آزمون های آماری و جداول یک و دو بعدی مورد سنجش قرار گرفته است روش اصلی این تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است 16 شعبه به صورت نمونه گیری تصادفی از قسمت های شمال، جنوب، شرق، غرب ومرکز
دسته بندی برنامه ریزی شهری
فرمت فایل doc
حجم فایل 1814 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 186
بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی  کارکنان شعب تامین اجتماعی استان تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات طرح

مقدمه.................................................................................................... 2

1ـ1 بیان مسئله........................................................................................ 3

1ـ2 اهمیت موضوع تحقیق......................................................................... 6

1ـ3 اهداف تحقیق..................................................................................... 7

1ـ4 سئوالات تحقیق. .................................................................................. 8

1ـ5 فرضیه های تحقیق................................................................................ 9

1ـ6 تعاریف واژه ها 10

فصل دوم: مطالعات نظری

مقدمه...................................................................................................... 13

بخش اول ارتباط......................................................................................... 14

2ـ1 ارتباط چیست؟..................................................................................... 15

2ـ2 عناصر ارتباط...................................................................................... 19

2ـ3 ویژگی های ارتباط................................................................................. 20

2ـ4 وظایف ارتباطات................................................................................... 21

2ـ5 تقسیم بندی انواع ارتباط......................................................................... 22

2ـ6 فرآیند ارتباط........................................................................................ 26

2ـ7 مدل های ارتباطی................................................................................... 28

2ـ8 اهداف برقراری ارتباط............................................................................ 30

2ـ9 ارتباطات به عنوان رفتار، آموختنی است.................................................... 32

2ـ10 عوامل موثر بر رفتارهای ارتباطی........................................................... 35

2ـ11 ارتباط موثر....................................................................................... 42

2ـ12 موانع برقراری ارتباط........................................................................... 43

2ـ13 ارتباطات میان فردی............................................................................ 44

2ـ14 اثر بخشی در ارتباطات میان فردی.......................................................... 45

2ـ15 ویژگی های اثر بخشی ارتباطات میان فردی.............................................. 45

2ـ16 مفاهیم اساسی ارتباطات میان فردی........................................................ 46

2ـ17 اعتبار یا مشروعیت در ارتباطات میان فردی..................................................... 48

2ـ18 انواع اعتبار...................................................................................... 48

2ـ19 عوامل موثر بر افزایش اعتبار در ارتباطات میان فردی................................ 49

2ـ20 مهارت های اساسی در برقراری ارتباطات انسانی....................................... 51

2ـ21 ارتباط کلامی..................................................................................... 56

2ـ22 ریشه های زبان انسان......................................................................... 58

2ـ23 یادگیری زبان و نمادها......................................................................... 59

2ـ24 ویژگی های مشترک زبان ها.................................................................. 60

2ـ25 مفهوم معنا........................................................................................ 60

2ـ26 کاربردهای زبان.................................................................................. 61

2ـ27 تحریف زبان...................................................................................... 62

2ـ28 روش هایی برای تاثیرگذاری مطلوب در ارتباط کلامی............................... 63

2ـ29 ارتباط غیرکلامی.............................................................................. 65

2ـ30 انواع ارتباطات غیر کلامی.................................................................. 65

2ـ31 زبان بدن........................................................................................ 65

2ـ32 ژست ها......................................................................................... 65

2ـ33 مصورها.......................................................................................... 66

2ـ34 نمایش های عاطفی.............................................................................. 67

2ـ35 منظم کننده ها................................................................................... 67

2ـ36 تعدیل گرها....................................................................................... 67

2ـ37 طرز قرار گرفتن، راه رفتن و ایستادن.................................................... 67

2ـ38 چهره و چشم ها............................................................................... 68

2ـ39 کانال های باز و بسته........................................................................ 69

2ـ40 صداهای آوایی (شبه اصوات)............................................................... 70

2ـ41 فضا (مجاورت)................................................................................. 71

2ـ42 فاصله ها یا حریم ها........................................................................... 72

2ـ43 فضا و فرهنگ ها............................................................................... 74

2ـ44 تماس (لمس).................................................................................... 74

2ـ45 اکولوژی گروه کوچک......................................................................... 75

2ـ46 زمان............................................................................................... 76

2ـ47 شامه.............................................................................................. 78

2ـ48 زیبایی شناسی.................................................................................. 80

2ـ49 مشخصات فیزیکی............................................................................. 82

2ـ50 مصنوعات....................................................................................... 83

2ـ51 کارکردهای ارتباط غیرکلامی................................................................ 86

2ـ52 عملکرد ارتباطات غیرکلامی................................................................. 87

2ـ53 مهارت های اجتماعی......................................................................... 88

2ـ54 مولفه های مهارت اجتماعی................................................................ 88

2ـ55 نمونه هایی از مهارت های اجتماعی...................................................... 89

2ـ56 تقویت کننده های کلامی....................................................................... 89

2ـ57 تقویت کنندهای غیرکلامی...................................................................... 90

2ـ58 روابط انسانی.................................................................................... 91

2ـ59 انواع برخوردهای ارتباطی.................................................................... 92

2ـ60 ارتباط در سازمانها.............................................................................. 94

2ـ61 عوامل ایجاد ارتباط در سازمان............................................................... 94

2ـ62 انواع ارتباطات در یک سازمان.............................................................. 95

2ـ63 راهکارهای بهبود ارتباطات در یک سازمان.............................................. 96

2ـ64 سبک های ارتباط اداری....................................................................... 98

2ـ65 چارچوب نظری.................................................................................. 100

2ـ66 روابط میان فردی در دهکده جهانی......................................................... 100

2ـ67 نظریه نفوذ اجتماعی............................................................................ 100

2ـ68 نظریه تقلیل یا کاهش بی ثباتی................................................................ 101

2ـ69 نظریه تخطی های مورد انتظار................................................................ 101

2ـ70 نظریه فریبکاری میان فردی.................................................................. 101

2ـ71 نظریه تعامل گرائی نمادین.................................................................... 102

2ـ72 نظریه سلسله مراتب نیازها................................................................... 102

بخش دوم: رضایت مندی مخاطبان.................................................................... 104

2ـ73 رضایتمندی مخاطبان............................................................................ 105

2ـ74 کیفیت خدمات..................................................................................... 107

2ـ75 عوامل موثر در رضایت مخاطبان............................................................ 108

2ـ76 الگوهای ارائه شده در زمینه اندازه گیری کیفیت خدمات................................ 110

2ـ77 الگوی کانو........................................................................................ 110

2ـ78 الگوی عملکرد خدمت.......................................................................... 111

2ـ79 ویژگی های ده گانه کیفیت خدمات........................................................... 112

2ـ80 مهمترین ویژگی های خدمات................................................................. 112

2ـ81 رضایت مشتری ................................................................................. 113

2ـ82 تئوری شکاف های خدمت .................................................................... 114

2ـ83 مدل شکل گیری رضایتمندی مشتری ....................................................... 115

2ـ84 رضایت مشتری در بخش خدمات ............................................................ 116

2ـ85 نحوه برخورد با مشتری ....................................................................... 116

2ـ86 اصول عملیاتی در مواجهه با مشتری ...................................................... 117

2ـ87 اهمیت تکریم ارباب رجوع ................................................................... 118

2ـ88 مدیریت کیفیت جامع ............................................................................ 119

بخش سوم: تامین اجتماعی .......................................................................... 121

2ـ89 تاریخچه شکل گیری تامین اجتماعی........................................................ 122

2ـ90 روند شکل گیری تامین اجتماعی در ایران ................................................ 127

2ـ91 جمعیت تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی ............................................. 133

2ـ92 تعداد کارگاه های تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی................................. 133

2ـ93 خدمات و حمایت های سازمان تامین اجتماعی ........................................... 133

2ـ94 خدمات بیمه ای سازمان تامین اجتماعی ................................................... 133

2ـ95 خدمات درمانی سازمان تامین اجتماعی .................................................... 134

2ـ96 منابع و مصارف سازمان تامین اجتماعی .................................................. 135

2ـ97 سرمایه گذاریهای سازمان تامین اجتماعی ................................................ 136

2ـ98 شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی ..................................................... 136

2ـ99 بانک رفاه کارگران ............................................................................ 137

2ـ100 شرکت سرمایه گذاری خانه سازی ایران ................................................ 137

2ـ101 ساختار نظام های مالی بیمه های اجتماعی ............................................. 138

2ـ102 روش جاری ................................................................................... 138

2ـ103 روش اندوخته گذاری ........................................................................ 139

2ـ104 نظام چند رکنی ................................................................................ 140

2ـ105 ساختار نظام مالی سازمان تامین اجتماعی ............................................. 141

2ـ106 حقوق و تکالیف کارفرما در مقررات تامین اجتماعی ................................. 142

2ـ107 پیشینه تحقیق .................................................................................. 145

فصل سوم: روش شناسی تحقیق

مقدمه ...................................................................................................... 149

3ـ1 روش تحقیق ....................................................................................... 149

3ـ2 جامعه آماری و حجم نمونه ..................................................................... 151

3ـ3 روش تجزیه و تحلیل داده ها ................................................................... 152

3ـ4 قلمرو مکانی تحقیق .............................................................................. 152

3ـ5 قلمرو زمانی تحقیق .............................................................................. 152

پایایی و روایی تحقیق .................................................................................. 152

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق

مقدمه ...................................................................................................... 155

4ـ1 تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق .............................................................. 155

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5ـ1 خلاصه یافته ها و نتیجه گیری ................................................................. 198

5ـ2 پیشنهادات .......................................................................................... 206

5ـ3 محدودیت و موانع ................................................................................ 208

پیوست ها ................................................................................................ 209

فهرست منابع و ماخذ .................................................................................. 215

چکیده انگلیسی ......................................................................................... 220

فهرست جداول و نمودارها

عنوان........................................................................................... صفحه

جداول یک بعدی..................................................................................

1ـ1 جدول و نمودار شماره 1: توزیع فراوانی و درصد جنس پاسخگویان ........ 157

1ـ2 جدول و نمودار شماره 2: توزیع فراوانی و درصد سن پاسخگویان .............. 158

1ـ3 جدول و نمودار شماره 3: توزیع فراوانی و درصد میزان تحصیلات پاسخگویان 159

1ـ4 جدول و نمودار شماره 4: توزیع فراوانی و درصد تاهل پاسخگویان ........... 160

1ـ5 جدول و نمودار شماره 5: توزیع فراوانی و درصد شغل پاسخگویان ........... 161

1ـ6 جدول و نمودار شماره 6: توزیع فراوانی و درصد تعداد دفعات مراجعه ...........162

1ـ7 جدول و نمودار شماره 7: توزیع فراوانی و درصد علت تاخیر در انجام امور..... 163

1ـ8 جدول و نمودار شماره 8: توزیع فراوانی و درصد اطلاع رسانی مراکز مشاوره 164

1ـ9 جدول و نمودار شماره 9: توزیع فراوانی و درصد میزان آشنایی از حقوق و قوانین تامین اجتماعی...........................................................................................165

1ـ10 جدول و نمودار شماره 10: توزیع فراوانی و درصد شرکت در کلاس های آشنایی با حقوق و قوانین تامین اجتماعی ......................................................................166

1ـ11 جدول و نمودار شماره 11: توزیع فراوانی و درصد تاثیر شرکت در کلاس های آشنایی با حقوق 167

1ـ12 جدول و نمودار شماره 12: توزیع فراوانی و درصد داشتن حوصله کارکنان در شنیدن سوالات 168

1ـ13 جدول و نمودار شماره 13: توزیع فراوانی و درصد خوشرویی و رفتار توام با مهربانی 169

1ـ14 جدول و نمودار شماره 14: توزیع فراوانی و درصد ارائه رفتار و حرکات مناسب170

1ـ15 جدول و نمودار شماره 15: توزیع فراوانی و درصد ارائه توضیحات کافی........ 171

1ـ16 جدول و نمودار شماره 16: توزیع فراوانی و درصد راهنمایی لازم با بیانی مناسب .... 172

1ـ17 جدول و نمودار شماره 17: توزیع فراوانی و درصد استفاده کارکنان از تقویت کننده های کلامی 173

1ـ18 جدول و نمودار شماره 18: توزیع فراوانی و درصد استفاده کارکنان از تقویت کننده های غیرکلامی 174

1ـ19 جدول و نمودار شماره 19: توزیع فراوانی و درصد میزان فاصله کارمند با مخاطب .... 175

1ـ20 جدول و نمودار شماره 20: توزیع فراوانی و درصد نوع پوشش کارمند .................... 176

1ـ21 جدول و نمودار شماره 21: توزیع فراوانی و درصد وضعیت ساختمان شعب از لحاظ عبور و مرور 177

1ـ22 جدول و نمودار شماره 22: توزیع فراوانی و درصد مناسب بودن برخورد کارکنان با مخاطبان 178

1ـ23 جدول و نمودار شماره 23: توزیع فراوانی و درصد نحوه دلجویی کارکنان نسبت به ناراحتی مخاطبان 179

1ـ24 جدول و نمودار شماره 24: توزیع فراوانی و درصد عدم تبعیض کارکنان در برابر قشرهای مختلف مخاطبان ............................................................................................................

180

1ـ25 جدول و نمودار شماره 25: توزیع فراوانی و درصد استفاده کارکنان از حرکت دست و چهره 181

1ـ26 جدول و نمودار شماره 26: توزیع فراوانی و درصد تاثیر مناسب رفتار کارکنان در تشویق مخاطبان برای پرسیدن سوالات بیشتر .......................................................................................

182

1ـ27 جدول و نمودار شماره 27: توزیع فراوانی و درصد تشویق مناسب کارکنان به منظور تشریح مسائل از سوی مخاطبان ....................................................................................................

183

1ـ28 جدول و نمودار شماره 28: توزیع فراوانی و درصد میزان نارضایتی مخاطبان از انجام کار آنان به صورت ایستاده .....................................................................184

1ـ29 جدول و نمودار شماره 29: توزیع فراوانی و درصد برخورد و تعامل مناسب کارکنان به منظور بیان دیدگاه ها و اظهار نظر از سوی مخاطبان.......................................185

جداول دو بعدی

1ـ30 جدول و نمودار شماره 30: به نظر می رسد بین رفتار مناسب کارکنان شعب در مقابل خواسته ها و انتظارات و رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری وجود دارد..............186

1ـ31 جدول و نمودار شماره 31: به نظر می رسد بین بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات کلامی و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد ........................188

1ـ32 جدول و نمودار شماره 32: به نظر می رسد بین بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات غیرکلامی و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد...............190

1ـ33 جدول و نمودار شماره 33: به نظر می رسد بین برگزاری کلاس های آموزش آشنایی با قوانین و مقررات تامین اجتماعی برای کارفرمایان و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد...............................................................................................192

1ـ34 جدول و نمودار شماره 34: به نظر می رسد بین فعالیت مراکز مشاوره و اطلاع رسانی و رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری وجود دارد...............................193

1ـ35 جدول و نمودار شماره 35: به نظر می رسد بین کاهش مدت زمان انجام امور و کاهش تردد کارفرمایان به شعب و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد ......195

فهرست شکل ها

عنوان........................................................................................... صفحه

1ـ1 فرایند ارتباط ....................................................................................... 28

1ـ2 مدل ارتباطی ارسطو ................................................................................ 29

1ـ3 مدل ارتباطی شانون وویوور .................................................................. 29

1ـ4 عناصر اصلی ارتباط موثر ...................................................................... 42

1ـ5 انواع ارتباطات غیرکلامی ...................................................................... 85

1ـ6 انواع تقویت کننده های کلامی و غیرکلامی.................................................. 91

1ـ7 هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو..............................................................103

1ـ8 فاکتورهای موثر بر ادراکات مشتری از خدمات.............................................110

1ـ9 الگوی کانو..........................................................................................110

1ـ10 نمودار ویژگی های خدمات .............................................................. 113

1ـ11 نمودار عوامل مرتبط با رضایت مشتری .......................................... 114

1ـ12 عامل های اصلی برآورده شدن رضایت مشتری ........................................ 115

چکیده:

موضوع اصلی این پژوهش "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران" است .در این تحقیق 6 سوال و فرضیه با استفاده از آزمون های آماری و جداول یک و دو بعدی مورد سنجش قرار گرفته است .روش اصلی این تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. 16 شعبه به صورت نمونه گیری تصادفی از قسمت های شمال، جنوب، شرق، غرب ومرکز تهران انتخاب شده و با استفاده از فرمول "کوکران" 400 پرسشنامه در بین کارفرمایان مراجعه کننده به این 16 شعبه توزیع شد. پس از جمع آوری این اطلاعات و
بهره گیری از نرم افزار اس. پی. اس. اس و بررسی نتایج داده ها، تایید یا رد فرضیه ها مورد آزمون واقع شد.

مقدمه

"کارل یاسپرس"[1] فیلسوف آلمانی، عالی ترین دستاورد انسان در دنیا را "ارتباط شخصیت با شخصیت" می داند (بولتون، 24:1384) انسانها به صورت دلخواه و مواقعی نیز به طور اجبار همواره در حال تعامل با همنوعان خودهستند.اما در میان همه این تعاملات تنها بخش معدودی منجر به برقراری ارتباط موثر ودر نتیجه ایجاد رضایتمندی طرفین ارتباط می شود.

امروزه برقراری ارتباط موثر برای موفقیت نه تنها در بعد فردی ،بلکه در ابعاد اجتماعی نیز مورد توجه سازمان ها وشرکت های کوچک و بزرگ تجاری ، خدماتی و اجتماعی قرار گرفته است.

ایجاد وپیاده سازی سیستم های سنجش رضایتمندی مشتری به عنوان مهمترین شاخص در امر بهبودعملکرد ها ،از نیازهای اساسی سازمان های امروزی به شمار می رود. در عصر کنونی تمامی تمهیدات یک سازمان به منظور ارضای نیازهای مشتریان و ایجاد رضایت آنها از کیفیت خدمات و محصولات دریافتی سازماندهی می شود و مشتری یا مخاطب در زنجیره عرضه به عنوان مهمترین عنصر نگریسته میشود.

به عبارتی امروزه کارمندان توانمند، تنها مزیت و فاکتور مهم برای هر سازمانی محسوب میشوند. چراکه ایده ها و رویه ها قابل کپی برداریند، اما نمی توان کارکنانی با ارتباط موثر برای جلب رضایت مخاطبان داشت، بدون آنکه شرایط و آموزش های لازم را تدارک ندید.

تحقیق پیش رو که "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی" را می سنجد، درواقع رابطه کارکنان به عنوان عرضه کننده و کارفرمایان به عنوان بخشی از ارباب رجوعان تامین اجتماعی را مد نظر دارد.

"ارباب رجوعانی که در واقع همان گیرندگان خدمات هستند و با عناوینی از جمله مشتری ، مخاطب و خریدار خدمت شناخته می شوند و موجودیت هر سازمانی وابسته به نحوه رضایت آنان دارد." (هفته نامه تامین ،شماره 713،ص3)

بیان مسأله:

زمانی تصور می‌شد جلب رضایت مخاطبان، مختص شرکت‌های تجاری است که برای بقاء در بازار رقابتی، با بسیج تمامی امکانات، درصدد برآوردن انتظارات و خواسته‌های مشتریان خود هستند، اما این باور در دهه‌های اخیر تغییر کرده است. امروزه سازمان‌های بزرگ و کوچک، دولتی و خصوصی حتی اگر از سوی هیچ رقیبی تهدید نشوند، باز هم با اتخاذ راهکارهایی تلاش می­کنند، بالاترین میزان رضایتمندی مخاطبان خود را با "ایجاد وجهه مثبت" کسب ‌کنند. امروزه سازمان‌ها به این اعتقاد رسیده اند که بهترین سرمایه، مردم هستند. طبعاً سازمانی که دارای چنین نگرشی باشد، رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد که باعث تداوم ارتباطش با مردم شود. «همه ما بارها با سازمان‌هایی برخورد کرده‌ایم که از خود شخصیتی غیراخلاقی، صرفاً منفعت طلب و یا برعکس، شخصیتی برگرفته از یک روحیه بسیار انعطاف پذیر و مردمی به نمایش گذارده‌اند. رفتارهائی که منجر به
شکل گیری تصویری دائمی از نحوه خدمات دهی یک سازمان در ذهن مشتریان خود می شود. به همین سبب اطلاع از میزان رضایت مخاطب، برای هر سازمانی جزو اولویت‌های اساسی محسوب می‌شود، مسأله‌ای که به نظر می‌ رسد در ایران به ویژه در بخش خدمات، کمتر از حد انتظار به آن توجه می شود.» (بل، 1385: 9)

نارضایتی مردم از دستگاه‌های عمومی و اجرایی در خصوص اجرای قوانین، پیچیدگی‌ها و بروکراسی‌های اداری و... تنها بخشی از مسأله را شامل می‌شود، بخش مهم و قابل ذکر این نارضایتی، به نحوه برخورد کارمندان با مراجعین و به عبارتی ارتباطات انسانی (میان فردی) آنان برمی­گردد.

ارتباط مؤثر با مراجعین بسیاری از مشکلات درونی و بیرونی یک مجموعه را کاهش می‌دهد و در نهایت منجر به کاهش هزینه‌های یک سازمان می‌شود. موضوعی که در کشورهای پیشرفته از سالیان گذشته مدنظر قرار گرفته و در کشور ما نیز اگر چه به صورت ناقص، اما حداقل در حد یک وظیفه بر عهده سازمان هایی که با مردم سروکار دارند، گذارده شده است. سنجش میزان رضایت مردم از نحوه برخورد کارمندان با مراجعین، در قالب «طرح تکریم ارباب رجوع» هنوز هم مورد سنجش قرار می‌گیرد و نقاط ضعف و قوت آن مجموعه به اطلاع مردم رسانده می‌شود. «موضوعی که جهت ارتقا و حفظ کرامت مردم، تحت عنوان "طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع" و با هدف ایجاد سازوکارهای لازم در ارایه خدمات مطلوب، مناسب و مؤثر در بهار سال 1381 از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، به دستگاه‌ها و مؤسسات عمومی ابلاغ شد». (باستانی، 1386؛ 373)

سازمان تأمین اجتماعی به لحاظ ماهیت تعهدات و خدماتش، یک سازمان چندجانبه فرابخشی است. از یک سو شمول خدمات آن با مردم در ارتباط است و از سوی دیگر نوع وظایف آن با نظام اشتغال، توسعه و امنیت در هم تنیده شده است.

این جایگاه خدماتی، اجتماعی و اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی، موجب می شود تا این سازمان تلاش کند، رضایتمندی طیف گسترده 29 میلیون نفری مخاطبان خود را که به نوعی با آنها در ارتباط است، فراهم سازد.

از طرف دیگر اداره سازمان تأمین اجتماعی از طریق پرداخت حق بیمه‌ها از سوی سه گروه کارفرمایان، کارگران و دولت تأمین می‌شود. کارفرمایان با پرداخت نزدیک به 90 درصد این حق بیمه‌ها، نقش اساسی در اداره صندوق تأمین اجتماعی و ایجاد امنیت اقتصادی، شغلی و روانی برای نیروهای مولد بر عهده دارند، به همین سبب کسب رضایتمندی این دسته از افرد برای سازمانی که بیشترین منبع دارایی اش را متعلق به آنان می‌داند، امری ضروری می‌نماید.

ارتباط سازمان تأمین اجتماعی با کارفرمایان فرایندی طولانی دارد که از مرحله تأسیس کارگاه شروع و به طور مستمر با پرداخت حق بیمه کارگران تحت پوشش و ارسال لیست کارگران ادامه
می­یابد؛ ارتباطی که با مراجعه حضوری کارفرما یا نماینده وی و یا رابطان بیمه‌ای معرفی شده از سوی آنان، در شعب تامین اجتماعی عمدتاً به صورت ارتباطات میان فردی صورت می­گیرد.

با عنایت به اهمیت و جایگاه کارفرمایان در اقتصاد سازمان تأمین اجتماعی، این سؤال مطرح می‌شود که آیا کارفرمایان به عنوان بخش مهمی از مراجعه کنندگان به شعب تأمین اجتماعی، از نحوه تعاملات ارتباطی، بخصوص ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان آنجا رضایت دارند؟ این تحقیق بر آن است تا با اندازه گیری برخی از شاخص‌های ارتباطات انسانی (از جمله ارتباطات کلامی و غیرکلامی)، میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان شعب سطح تهران را در سال 88 مورد سنجش قرار دهد.

اهمیت موضوع تحقیق:

رونق چرخه اقتصاد، رفع بیکاری و فقر، ایجاد امنیت روانی و تأمین آتیه کارگران بستگی به تعامل مثبت سازمان تأمین اجتماعی به عنوان متولی اصلی بیمه کارگران از یک سو و کارفرمایان که طبق قانون مکلف به بیمه کردن کارمندان خود شده اند، از دیگر سو دارد. به عبارتی اگر کارفرما تفکر مثبتی نسبت به نحوه برخورد و نوع تعاملات سازمان تأمین اجتماعی نداشته باشد و احساس کند مبالغی که به این سازمان می‌پردازد، اثر مطلوب ندارد از تکالیف قانونی خود نسبت به معرفی کارگران و پرداخت صحیح حق بیمه آنان، کوتاهی می کند و این امر در مرحله نخست به زندگی کارگر و کارفرما و در نهایت به چرخه اقتصاد و امنیت روانی نیروی کار، ضربه می‌زند.

طبق آخرین آمارها نزدیک به 138 هزار کارگاه فعال (کارگاه هایی که دارای کارگر بوده و در طول یکسال گذشته لیست حق بیمه ارایه کرده اند) در سطح 32 شعبه تأمین اجتماعی تهران بزرگ پرونده دارند. در این کارگاه ها، کارگرانی مشغول به فعالیت هستند که کارفرمای حقیقی و حقوقی یا نمایندگان آنان برای اموراتی نظیر پرداخت حق بیمه، ارایه لیست نامنویسی، حسابرسی، درآمد و ... به شعب تأمین اجتماعی مراجعه می‌کنند.

این کارفرمایان به جهت پرداخت بیشترین میزان حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، از کارکنان این سازمان متوقع اند تا به بهترین شکل ممکن انتظارات و خواسته‌های آنان را برآورده سازند.

با توجه به اینکه در ارتباطات میان فردی و چهره به چهره ایجاد رضایت از نحوه برخورد، بالاترین میزان تأثیر را در ارتباطات انسانی ایفا می‌کند، بنابراین مسائلی همچون طرح تکریم و رعایت اصول مشتری مداری، نقش بسزایی در اعتلای فردی و سازمانی دارد. این تحقیق با در نظر گرفتن چنین اهمیت بسزایی، به بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی سطح تهران بزرگ می‌پردازد، تا میزان برخورداری کارکنان شعب از مهارتهای ارتباطی و انسانی را مشخص کرده و به این موضوع می پردازد که میزان رضایتمندی کارفرمایان از کارکنان شعب چگونه است؟ و آیا کارکنان شعب تأمین اجتماعی تعامل مناسبی از نوع ارتباطات انسانی با مراجعان به طور اعم و کارفرمایان به طور اخص دارند؟


اهداف تحقیق:

هدف کلی این تحقیق "بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی تهران در سال 88 است."

اهداف جزیی که این پژوهش به کاوش در آن می‌پردازد، عبارتند از:

  1. بررسی میزان رضایت کارفرمایان یا نمایندگان آنان از نحوه برخورد ارتباطی کارکنان شعب
  2. بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از مدت زمان صرف شده جهت انجام کارها و نیز اطمینان از صحت انجام کارها از سوی کارکنان برای جلوگیری از مراجعات متعدد کارفرمایان به شعب
  3. بررسی میزان بهره گیری از ارتباطات مؤثر کلامی و غیرکلامی کارکنان شعب در برابر کارفرمایان
  4. درخصوص فرهنگ سازی تکریم ارباب رجوع و بهبود روابط ارتباطی بین کارکنان و مراجعین چه اقداماتی انجام شده است

سؤالات تحقیق:

  1. نحوه رضایت کارفرمایان از چگونگی تعامل کارکنان شعب در برابر انتظارات قانونی آنها؟
  2. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه میزان از شاخص های ارتباطات کلامی در برابر کارفرمایان بهره می گیرند؟
  3. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه اندازه در برابر کارفرمایان از شاخص های ارتباطات غیرکلامی استفاده می کنند؟
  4. برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات برای کارفرمایان و برخورد با ارباب رجوع برای کارکنان و تأثیر آن در رضایتمندی دو طرف؟
  5. طرح تکریم ارباب رجوع و جلب رضایتمندی مخاطبان تا چه میزان در شعب این سازمان نهادینه شده است؟
  6. آیا کاهش مدت زمان انجام امور و رعایت صحت و دقت در انجام کارها، موجب تقویت تعامل میان فردی کارکنان و کارفرمایان می‌شود؟


فرضیه‌های تحقیق:

  1. به نظر می‌رسد بین برخورد مناسب کارکنان شعب در مقابل خواسته‌ها و انتظارات کارفرمایان و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری برقرار است؟
  2. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات کلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟
  3. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات غیرکلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟
  4. به نظر می‌رسد برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی برای کارفرمایان و رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟
  5. به نظر می‌رسد انجام اقداماتی نظیر؛ نصب سیستم‌های نوبت دهی، فعال کردن مراکز مشاوره و اطلاع رسانی، ارسال اطلاعات از طریق SMS، جزوات، بروشور و ...، ساده کردن قوانین و مقررات و اقداماتی از این دست در نهایت موجب افزایش رضایتمندی کارفرمایان می‌شود؟
  6. به نظر می‌رسد بین کاهش مدت زمان انجام امور و کاهش تردد کارفرمایان به شعب و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟

تعاریف واژه‌ها:

ارتباط: فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده ایجاد شود. (محسنیان راد، 1380: 57)

ارتباطات میان فردی: یک تعامل گزینشی، نظام مند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر و محصول این شناخت است و موجب خلق معانی مشترک در بین آنها می‌شود. (تی. وود، 1384: 57)

مهارت اجتماعی: به مجموعه ای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد باشد، گفته می شود (هارجی، 13:1384)

رفتار سازمانی: رفتاری که پس از بروز به صورت یک واقعه در سازمان مورد مطالعه قرار می‌دهد و سعی در دریافت علل آن دارد (عسکریان، 1387: 22)

مشتری: همان کسی است که نیازش را خود تعریف می‌کند. کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی را بپردازد، ولی زمانی این هزینه را متقبل می‌شود که در کالاها یا خدمات تحول یا ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید.(محمدی، 1387: 44)

مشتری در سازمان­های دولتی یا عمومی: ارایه یک تعریف مشخص از مشتری در سازمان­های دولتی در مقایسه با سازمان­های خصوصی پیچیده­تر است. در سازمان­های خصوصی به آن­هایی که محصول یا خدماتی را می خرند، مشتری گفته می­شود، اما در مورد سازمان های دولتی همیشه این طور نیست؛ مشتری می تواند تمام جامعه باشد که بودجه سازمان عمومی را با اهداف برطرف ساختن نیازهای خود می پردازند.

رضایت مشتری: درک و احساس مشتری‌ها که عرضه کننده به ارضای آن پرداخته و یا حتی از آن نیز فراتر رفته است. (هیل، 1385: 16)

ارباب رجوع: همانند مشتری حالت تعاملی ندارد، بلکه خدمات یکجانبه ای را شامل می‌شود که فروشنده در آن، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارد، ولی خریدار نمی تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورد در حالی که سخت به آنها نیازمند است.

روابط انسانی: روابطی که سعی در بکارگیری دانش بشری، بخصوص در زمینه علوم انسانی با زیرمجموعه هایش چون علوم اجتماعی و روانی دارد تا بتواند هدفهای جمعی را به وسیله جمع برآورده کند (عسکریان، 1387: 21)

کارگاه: مکانی که در آن فعالیت اقتصادی مستمر و منظمی انجام ‌گیرد و معمولاً در آن جا یک یا چند کارگر و کارفرما مشغول فعالیت هستند.

کارفرما: شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور و یا به حساب او کار می‌کند. کلیه کسانی که به عنوان مدیر یا مسئول عهده دار اداره کارگاه هستند نماینده کارفرما محسوب می‌شوند و آن ها مسئول انجام کلیه تعهداتی که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده می‌گیرند، هستند.

رابطین بیمه ای: در واقع نمایندگان کارفرما در مراجعه به شعب تأمین اجتماعی جهت پیگیری مسائل بیمه‌ای مربوط به کارگاه یا مؤسسه‌ای که در آن کار می کنند، هستند.

شعب: واحدهایی که به عنوان بازوهای اجرایی سازمان تأمین اجتماعی وظیفه پذیرش بیمه شده و ارایه خدمات به وی را دارند و به عبارتی کلیه امورات بیمه‌ای در این مکان صورت می‌گیرد.

سازمان تأمین اجتماعی: بزرگترین سازمان بیمه گر کشور که مأموریت اصلی آن بیمه کردن افراد شاغل بصورت اجباری، اختیاری و حرف و مشاغل آزاد است.



مقدمه:

پژوهش پیش‌رو، بررسی اهمیت ارتباطات میان‌فردی و سنجش میزان رضایتمندی کارفرمایان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی سازمان تأمین‌اجتماعی، از نحوه برقراری ارتباطات انسانی کارکنان شعب این سازمان با آنان است. بی‌شک آنچه می‌تواند بقای یک سازمان را در دنیای رقابتی امروز تضمین کند و دید مراجعه‌کنندگان را به نحوه خدمات‌دهی آن سازمان، موجه و مطلوب جلوه دهد، چگونگی برقراری ارتباط انسانی کارمند و مراجعه‌کننده است. از این‌رو تلاش شده است در فصل ادبیات موضوع در سه بخش نسبتاً مشروح، با بهره‌گیری از منابع اسنادی، درخصوص ارتباط، رضایتمندی و تأمین‌اجتماعی مطلب ارائه شود.

در بخش اول پس از ارائه تعاریف متعدد از ارتباط و بررسی عناصر، مدل ها و ویژگی‌های آن به مهارت‌های ارتباطات انسانی و میان فردی و همچنین انواع شاخص‌های ارتباط کلامی و غیرکلامی پرداخته شده است، در بخش دوم باتوجه به اهمیت حفظ مشتری به عنوان سرمایه‌های اصلی موفقیت هر سازمانی، به تعاریف و الگوهای مختلف ارائه شده برای اندازه‌گیری خدمات و اهمیت تکریم ارباب‌رجوع و مواردی از این دست اشاره شده است و نهایتاً در بخش سوم به معرفی سازمان تأمین‌اجتماعی از لحاظ تاریخچه شکل‌گیری آن در جهان و ایران و ویژگی‌های جمعیتی و آماری آن پرداخته شده است.


بخش اول

ارتباط


ارتباط چیست؟

ارتباط فرآیند هدایت کردن پیام‌ها، به منظور ایجاد معناست. برای ارتباط، تعاریف متعددی از سوی کارشناسان ارائه شده است که در این پژوهش به برخی از مهم ترین آنان اشاره می شود.

تقریباً به تعداد نویسندگانی که دربارة ارتباط نظریه پردازی کرده‌اند، تعاریف متفاوتی از ارتباط در دست است.

شاید یکی از دلایل مهم ارایه تعاریف متعدد از ارتباط، انتزاعی بودن واژه ارتباط است. "استیفن لیتل جان" در کتاب نظریه های ارتباطات آورده است: «ارایه تعریفی جامع از ارتباط بسیار دشوار است، چرا که این واژه انتزاعی است و مانند اکثر کلمات معانی متعددی دارد.» (جان، 1384: 35)

«بارزترین ویژگی ارتباط همه‌گیر بودن آن است، ما هر لحظه و همه جا در حال برقراری ارتباط هستیم». (هارجی، 1384: 20)

ارتباطات معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد. کلمه ارتباطات، از لغت لاتین Communicare مشتق شده و از آن «انتقال مفاهیم»، «انتقال معانی» و «انتقال و تبادل پیام‌ها» بین عموم مردم برداشت می‌شود. ارتباطات به‌گونه‌ای وسیع و گسترده، «تسهیم تجارب» نیز معنی شده است. یعنی این که هر انسانی، تجارب خود را از طریق ارتباطات با دیگر همنوعان خود در میان می‌گذارد. انسان برای برقراری ارتباط با دیگران، نمادهایی را خلق و مورد استفاده قرار داده است. به کمک این «نمادها[2]»، انسان‌ها می‌توانند مستقیم و بی‌واسطه یا غیرمستقیم و باواسطه، تجارب خود را در اختیار دیگران قرار دهند.

«واژه ارتباط در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کار می رود که در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسم‌مصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه کاربرد دارد.» (رزاقی،9:1385)

در فرهنگ لغات وبستر (communication)؛ «عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از معادل‌هایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است. عمل برقرار کردن ارتباط می‌تواند از طریق کلمات، حروف، پیام‌ها، کنفرانس‌ها، مکاتبه‌ها و دیگر راه‌ها انجام گیرد.» (محسنیان‌راد، 80:1341)

«ارسطو» فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که بالغ بر2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفته است. او در کتاب مطالعه معانی (ریطوریقا[3]) که معمولاً آن را مترادف ارتباط می‌دانند، در تعریف ارتباط می‌نویسد: «ارتباط عبارت است از جست‌وجو برای دست‌یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران». (همان؛ 43)

انجمن بین‌المللی تحقیقات ارتباط جمعی تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است: منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشریات، مجلات، کتاب‌ها، رادیو، تلویزیون، آگهی، ارتباطات راه دور (تلفن، تلگراف، کابل‌های زیردریایی) و پست است. همچنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیت‌های فوق به عهده دارند و نیز مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام‌ها و نتایج و آثار آن را دربر می‌گیرد.

«ریموند ویلیامز[4]» معنی ارتباط را در انگلستان قدیم، انتقال افکار، اطلاعات و رفتار از شخصی به شخص دیگر می‌دانست. (شاه محمدی، 1385: 9)

چارلز کولی دانشمند جامعه‌شناس آمریکایی در کتاب معروف خود به نام «سازمان اجتماعی» ارتباط را اینچنین تعریف کرده است: «ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی براساس و به وسیله آن به وجود می‌آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره‌ ما رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده‌اند، همه را دربر می‌گیرد». (معتمدنژاد، 1383: 29)

«ارتباط فرآیندی پویا و پیوسته مبتنی بر همگرایی و اعتمادی متقابل است که در آن با استفاده از گفتار، نوشتار، علایم و رفتار؛ فکر، پیام یا اطلاعات مبادله می‌شوند. در فرآیند ارتباط فرستنده، گیرنده و پیام وجود دارد». (باستانی، 1386: 14)

ارتباط اساساً میان دو یا چند نفر اتفاق می‌افتد و ما همه، در طول روز با افراد مختلف ارتباط برقرار می‌کنیم. برقراری ارتباط به دلایل مختلفی مانند وقت‌گذرانی، بررسی شغلی و مسائل فردی، بیان انتظارات زناشویی و یا توقعات والدین از فرزندان، طرح اختلاف عقاید و ایده‌ها و موارد مشابه دیگر صورت می‌گیرد و هریک از انواع آن در سطوح مختلفی مانند سطح کلامی و غیرکلامی یا هر دو این سطوح روی می‌دهد. (بولتون، 1384: 13)

پژوهشگران میان واژه ارتباط به صورت مفرد (communication) و واژه ارتباطات به صورت جمع (communications) تفاوت قائل هستند. کلمه ارتباطات به صورت جمع، در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار می‌رود. حال آنکه معنای این واژه به صورت مفرد، بیانگر فرآیندی است که در آن پیام از پیام‌دهنده به پیام‌گیرنده منتقل می‌شود و به عبارت دیگر، به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط می‌شود.

«ارتباطات، فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات؛ به شکل پیام‌هایی کلامی و یا غیرکلامی بیان گردیده، سپس ارسال، دریافت و ادراک می‌شوند. این فرآیند ممکن است ناگهانی، عاطفی و یا بیانگر اهداف خاص برقرار کننده ارتباط باشد». (برکو، 1382: 5)

«ارتباطات از نظر فراگردی به کلیه فعالیت‌های گفتاری، نوشتاری و کرداری (حرکتی) اطلاق می‌شود که برای انتقال معنی و مفهوم از کسی به کس دیگر یا از گروهی به گروه دیگر و یا از کسی یا گروهی به توده وسیعی به کار گرفته می‌شود. این انتقال پیام ممکن است فقط یک اطلاع‌رسانی ساده باشد و یا اینکه در آن اثرگذاری یا نفوذ بر دیگری از اهمیت خاصی برخوردار بوده و عامل ارتباطی را بر آن دارد که از این وسیله بسیار کارساز درجهت اقناع یا متقاعدسازی و برانگیختن فرد یا گروه و یا توده وسیع استفاده نماید». (فرهنگی، 1375: 13)

پروفسور "دین بارنلوند"[5] معتقد است: «ارتباطات، آن‌گونه که من بدان می‌نگرم، کلمه‌ای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است». دو کلمه در این جمله از حساسیت زیادی برخوردارند. یکی «ایجاد» و دیگری «معنی» است. پیام‌ها ممکن است از خارج شکل بگیرند، توسط یک سخنور، از صفحه تلویزیون، از والدین سختگیر، اما معانی در درون شکل می‌گیرند. (فرهنگی، 1382: 7)

«نوام چامسکی[6]» در کتاب کنترل رسانه‌ها، ارتباط را فرآیندی می‌داند که ضمن آن شنونده از نیت‌ گوینده برداشتی می‌کند؛ درنتیجه هرچه تفاوت در نیت گوینده و برداشت شنونده کمتر باشد، ارتباط مؤثرتر است. (شاه محمدی، 3:1381)

شکل بسط یافته تعریف چامسکی را محسنیان‌راد در کتاب ارتباط‌شناسی خود ارائه داده که تقریباً مبنای تعاریف کارشناسان ارتباطات در ایران قرار گرفته است.

وی می‌گوید: «ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی موردنظر فرستنده ایجاد شود». این ارتباط دارای چند شکل ریاضی به شرح زیر است:

الف) ارتباط کامل: هرچه معنی موردنظر در فرستنده پیام، با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشد، ارتباط کامل‌تر خواهد بود. اگر معنی موردنظر فرستنده پیام را با علامت و معنی متجلی شده در گیرنده را با علامت نشان دهیم، وقتی ارتباط کامل برقرار خواهد شد که مساوی باشد به عبارت دیگر هرچه معنی متجلی شده در گیرنده با معنی موردنظر فرستنده مشابهت بیشتری داشته باشد ارتباط کامل‌تر خواهد بود.

ب) ارتباط غیرکامل: اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام کوچکتر از معنی مورد نظر فرستنده پیام باشد، بازهم ارتباط برقرار خواهد شد، اما ارتباط غیرکامل است.

پ) عدم ارتباط: اگر معنی متجلی شده درگیرنده پیام نسبت به معنی موردنظر فرستنده پیام برابر صفر شود، ارتباطی برقرار نشده است. .

ت) هنگامی که معنی متجلی شده درگیرنده پیام از معنی موردنظر فرستنده بزرگ‌تر از یک شود در این حالت می‌توان گفت معنی متجلی شده درگیرنده وسیع‌تر از معنی موردنظر فرستنده است. (شاه محمدی، 1385: 10-9)

عناصر ارتباط:

در هر ارتباط عناصر گوناگونی وجود دارد: مبدأ، پیام، کانال، مقصد و بازخورد.

مبدأ یا پیام‌دهنده می‌تواند شخص (نظیر کلام) نوشته، تصاویر یا حرکات فرد باشد (بدون نیاز به امکانات فنی و سازمان) یا یک سازمان ارتباطی که برای انتقال اطلاعات به امکانات فنی و سازماندهی وسیع قبلی نیاز دارد (مانند سازمان انتشارات، شبکه رادیو تلویزیون، استودیوی فیلمبرداری و...) پیام ممکن است در قالب نوشتار باشد (مثل نامه، روزنامه، کتاب) یا به صورت امواج در هوا پراکنده شود (مانند رادیو، تلویزیون و تلگراف) یا صرفاً به صورت حرکات ساده دست یا به شکل تکان‌دادن پرچم یا علائم و نشانه‌هایی باشد که حامل مفهومی خاص است (مانند نگاه، گفتار و رمزهای گوناگون). مقصد ممکن است یک شنونده، بیننده یا خواننده یا یک گروه اجتماعی مثلاً اعضای خانواده یا شنوندگان یک سخنرانی یا تماشاگران یک مسابقه ورزشی یا افراد شرکت‌کننده در یک تظاهرات خیابانی و حتی فردی از افراد یک خانواده که می‌توان آنها را توده پیامگیر نامید مانند شنونده یک برنامه رادیویی یا تماشاگر یک برنامه تلویزیونی باشد. (دادگران، 1383 :‌ 24)

در تقسیم‌بندی دیگر، عناصر ارتباط به 5 جزء؛ فرستنده پیام، پیام، نماد، وسیله ارتباط و گیرنده پیام تفکیک شده است. به عنوان مثال در هنگام خواندن یک کتاب، «نویسنده کتاب فرستنده، معانی و مفاهیم موردنظر وی پیام، کلمات و تصاویر کتاب نماد، کتاب وسیله ارتباط و خواننده گیرنده پیام است.» (اکرامی، 1382: 32)

«مورالی»، «اسپیتزبرگ» و «برگ» نویسندگان کتاب ارتباط انسانی، «ایجاد ارتباط را وابسته به 3‌عامل می‌دانند؛ انگیزه، دانش و مهارت‌ها. به اعتقاد آنان این 3 عامل بر روی هم اثر می‌گذارند، گاهی اوقات یکی از این عوامل مهم می‌شود و زمانی نیز عامل موفقیت یا نقص در (ارتباط)‌ به یکی از این عوامل برمی‌گردد.» (28:2001وMorreale)

ویژگی‌های ارتباط:

اغلب چنین تصور می‌شود که ارتباطات فقط بین دو نفر و بیشتر از دو نفر شکل می‌گیرد. اما واقعیت امر چنین نیست. ارتباطات در شرایط مختلف و با افراد و گروه‌های مختلف شکل می‌گیرد. گاهی ما با خود ارتباط برقرار می‌‌کنیم، زمانی با انسانی دیگر و در زمان دیگر با تعداد کثیری از انسان‌ها. (فرهنگی، 1383:‌ 12)

هر ارتباطی به رمز و رمزگذاری پیوسته است. منظور از رمز هر نوع ترتیب و توالی منظم و یکپارچه‌ای است که دربرگیرنده نمادها، کلمات و حروف است که به گونه‌ اختیاری برای انتقال مفاهیم یا برای ارتباط به کار گرفته می‌شود.

ارتباطات با رمزگذاری[7] و رمزخوانی[8] نیز سروکار دارد. رمزگذاری عملی است که توسط آن پیامی به رمز تبدیل یا پیامی از طریق رمز فرستاده می‌شود. رمزخوانی درمقابل عبارتست از استخراج معنی از پیام‌های فرستاده شده یا دریافت شده.

علاوه بر این هر ارتباطی دارای ویژگی‌‌هایی به شرح زیر است:

- ارتباطات خود یک فراگرد یا جریان مداوم است: به این معنی که تمام اجزاء فراگرد ارتباطی در تغییراند و هیچ‌کدام به عنوان جزیی ثابت و غیرقابل دگرگونی دیده نمی‌شوند.

- فراگرد ارتباطی نظام‌گر است: به این معنی که فراگرد ارتباط را به عنوان یک سیستم یا نظام به هم پیوسته برای یک هدف و منظور بررسی می‌کنیم. انسان به گونه فردی اگر مورد مطالعه قرار گیرد، یک چیز است و وقتی در جمع به صورت اجتماعی و گروهی مورد مطالعه قرار گرفت، چیز دیگری می‌شود.

- فراگرد ارتباطی میان‌کنشی است: میان کنش، زمانی رخ می‌دهد که یک جریان و رابطه‌ داد و ستدی در بین اجزاء آن فراگرد به وجود آید.

- ارتباطات می‌تواند ارادی یا غیرارادی باشد: در یک فراگرد ارتباطی ارسال یا دریافت پیام از سوی فرستنده یا گیرنده می‌تواند به شکل ارادی یا غیرارادی انجام گیرد.

- فراگرد ارتباطی می‌تواند تعاملی یا مراوده‌ای باشد: ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمی‌گیریم. کنش‌ها و واکنش‌های ما درمقابل یکدیگر و در چارچوب نظام‌های اجتماعی (Social systems) و شرایط فیزیکی حاکم بر ما رخ می‌دهد.

- فراگرد ارتباطی، عملکردی یا مبتنی بر وظیفه است: با بررسی تعاریف متعدد ارائه شده درخصوص ارتباط مشخص می‌شود که وظیفه اساسی ارتباط انسانی دگرگونی و سازش با دگرگونی است.

وظایف ارتباطات

معمولاً ارتباطات وظایف زیر را برعهده دارد:

1- وظیفه پیوستگی[9]: بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی می‌آوریم تا به دیگران بپیوندیم. ارتباطات موجب ایجاد یا افزایش یا برعکس موجب از بین رفتن یا کاهش پیوستگی میان طرفین ارتباط و اشخاص می‌شود.

2- وظیفه اطلاعاتی و استدراکی[10]: ما بدین‌خاطر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم تا تغییری در اطلاعات آنها به وجود آوریم یا خود را با آنها سازش داده یا آنها را به سوی انطباق با خویشتن بکشیم.

3- وظیفه تأثیرگذاری[11]: یکی از رایج‌ترین و شایع‌ترین منظورها برای انجام ارتباط تغییر نگرش‌ها (Attitudes)، باورها (Beliefs)، ارزشها (Values) و یا رفتار (Behavior) اشخاص دیگر است.

4- وظیفه تصمیم‌گیری[12]: اغلب ما از آن رو با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم که به ما کمک کنند تا بتوانیم به تصمیم درست‌تر و بهتری درموردی خاص برسیم و در نتیجه بتوانیم رفتار خود را با آن موضوع خاصی هماهنگ کرده و به تنظیم آن مبادرت ورزیم.

5- وظیفه تصدیق: وظیفه نهایی ارتباطات در برگیرنده پذیرش مداوم یا غیرمداوم یک تفکر، باور، رفتار، محصول، تصمیم و غیره است. (فرهنگی،1382: 36-11)

تقسیم‌بندی انواع ارتباط

کارشناسان و پژوهشگران امور ارتباطی باتوجه به ویژگی‌های وسایل ارتباطی، چگونگی ایجاد، محتوا، کارکرد و... تقسیم‌بندی‌های متفاوتی برای ارتباط قایل شده‌اند:

باتوجه به چگونگی ایجاد، ارتباط را به دو دسته «مستقیم» و «غیرمستقیم» تقسیم کرده اند:

1- ارتباط مستقیم: ارتباطی است بدون واسطه، بین انسان یا انسان‌ها این بی‌واسطه بودن از جهات مختلف درخور تأمل است.

ویژگی‌های این ارتباط عبارتند از:

الف) در این نوع ارتباط پیام‌ها بین پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده مستقیماً مبادله می‌شوند و دو طرف ارتباط، به علت بازخورد آنی، می‌توانند در کمترین زمان ممکن جای خود را عوض نمایند.

ب) این نوع ارتباط فرّار بوده و ضمن نقل سینه به سینه، جنبه‌های واقعی خود را از دست
می دهد.

ج) ممکن است گوینده و شنونده هرکدام شخص واحدی باشند که صحبت‌های دوستانه بهترین نمونه این ارتباط است.

د) گاه این نوع ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسط، یا حتی کلمات، فقط با اشاره یا لبخندی برقرار می‌شود.

هـ) نوع بیان در این ارتباط، حضوری و شفاهی است.

2- ارتباط غیرمستقیم: با ازدیاد جمعیت و گستردگی جوامع و رشد و توسعه زندگی شهری، عملاً امکان ارتباط و تماس چهره‌به چهره و گفت‌وگوی متقابل همیشگی فراهم نیست و انسان‌ها ناگریزند از راه دور و به طور غیرمستقیم و یا با واسطه با هم در ارتباط باشند.

برخی از ویژگی‌های این ارتباط شامل موارد زیر است:

الف – این نوع ارتباط جنبه شخصی ندارد و پیام‌دهندگان و پیام‌گیرندگان همدیگر را نمی‌شناسند.

ب – بازخورد این نوع ارتباط آنی نیست، ازاین‌رو عملاً امکان جابه‌جایی گیرنده و فرستنده پیام در کمترین زمان ممکن، فراهم نیست.

ج) پیام ارتباطی از دو جزء و رکن اصلی ارتباط، یعنی گوینده و شنونده یا بیننده جدا می‌شود و در قالب نماد و به صورت نوشته دستی یا چاپی که واسطه این نوع ارتباط است درمی‌آید و از طریق نامه، کتاب و روزنامه‌هایی با برد کم انتقال می‌یابد.

باتوجه به تعداد و نوع انسان‌هایی که در فرآیند ارتباط نقش دارند، ارتباط به سه نوع «شخصی»، «غیرشخصی» و «جمعی» یا «توده‌ای»‌ طبقه‌بندی ‌شده است:

1- ارتباط شخصی: این نوع ارتباط بین افراد معدودی، معمولاً دو نفر برقرار می‌شود و جنبه شخصی دارد. هم زمانی و هم‌مکانی ارتباط و درکنار هم بودن افراد، شروط اصلی آن است.

2- ارتباط غیرشخصی: نوع زندگی انسان‌ها و روند رو به رشد شهرگرایی موجب شده تا عملاً امکان ارتباط چهره به چهره و گفتگوی متقابل از بین برود و درواقع آن‌گونه که در ارتباط شخصی افراد همدیگر را می‌شناسند در این نوع ارتباط افراد هم دیگر را نمی‌شناسند.

3- ارتباط جمعی: ارتباطی که براساس آن انتقال اندیشه‌ها به تعداد فراوانی از افراد در آن واحد انجام می‌شود. پیام‌گیران ناآشنا و پراکنده، بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر، سرعت عمل زیاد، تکثیر پیام، ارتباط سطحی و ناپایدار از جمله ویژگی‌های ارتباط جمعی است. (اکرامی، 1382: 40)

در تقسیم‌بندی دیگر ارتباط به 8 نوع تفکیک می‌شود:

«1- ارتباط مستقیم: ارتباطی بدون واسطه بین انسان‌ها.

2- ارتباط جهانی: گسترش ابزار و وسایل ارتباطی نظیر تلفن، تلگراف، ایمیل، اینترنت و... باعث شده برقراری ارتباط محدود به یک مکان جغرافیایی نشود.

3- ارتباط احساس‌برانگیز: در این ارتباط صرفاً حالات احساس‌ برانگیز منتقل می‌شود.

4- ارتباط معطوف به هدف: نوع خاصی از ارتباط است که در آن برقرارکننده ارتباط دارای هدفی خاص، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامه‌ای مدون است؛ مثل ارتباط پرسشگر با پاسخگویش

5- ارتباط بازتابی: در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیین‌شده وجود ندارد، بلکه فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ اطلاعی در جریان ارتباط قرار می‌گیرند.

6- ارتباط اجتماعی: در معنای خاص به ارتباطی اطلاق می‌شود که موجب انتقال معانی یا پیام‌هایی در بین جمعی را فراهم می‌سازد.

7- فرا ارتباط: به معنی ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباط‌های بعدی را مشخص می‌کند. فرا ارتباط می‌تواند یک جمله یا حرکتی بدنی، یا یک نگاه، لبخند یا اخم باشد. زیرا از این طریق پیامی به او رسانده‌ایم و قاعده‌ای را در زمینه ارتباط بعدی به او گفته‌ایم.

8- ارتباط حرکتی:‌ ارتباطی که نه از طریق سخن، بلکه با حرکات ایجاد می‌شود. به عنوان مثال زبان بدنی، پیدایی ارتباط حرکتی را فراهم می‌سازد.» (ساروخانی،1367: 25-15)

ارتباطات می‌تواند از نوع «ارتباط درون فردی»، «ارتباط میان فردی»، «ارتباط گروهی کوچک» یا «ارتباط جمعی» باشد:

- ارتباط درون فردی: «ارتباط درون فردی»، همان ارتباط با خود است. هریک از ما ابتدا با خود یک ارتباط درونی برقرار می‌کنیم. منظور از این ارتباط می‌تواند حل تعارضات درونی، برنامه‌ریزی برای آینده، عملکرد عاطفی، ارزیابی خود و دیگران و... باشد. در ارتباط با خود، فرد خود را محور اصلی بحث و گفت‌وگو قرار می‌دهد. با این که ارتباط با خود، مبنای تمام انواع ارتباطات است، اما ما کمتر به آن می‌اندیشیم و کمتر به آن توجه داریم. ارتباط با خود، عملی مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره همه انسان‌هاست.

ارتباط میان فردی: این ارتباط میان یک شخص با شخص دیگر برقرار می‌شود. این نوع ارتباط شامل گفت‌وگو، مصاحبه و مذاکره است. هدف از برقراری این نوع ارتباط می‌تواند حل مسائل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات، درک بهتر خود، رفع نیازهای اجتماعی، و... باشد. در این نوع ارتباط، نقش فرستنده و گیرنده مدام جابه‌جا می‌شود و چون بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، تقریباً یک نوع ارتباط کامل است که در آن تفهیم معنا به شکل خوبی انجام می‌شود.

ارتباط گروهی کوچک: این ارتباط بین یک شخص با یک گروه از افراد برقرار می‌شود. مانند کلاس درس و سخنرانی در مجامع عمومی یا جلسه اداری در یک سازمان. با این که در ارتباط گروهی کوچک بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، اما باتوجه به بالا رفتن تعداد شرکت‌کنندگان در فراگرد ارتباط، این نوع ارتباط نسبت به ارتباط میان فردی، پیچیدگی‌های بیشتری دارد و لازم است که برای انتقال درست معنا وقت و تلاش بیشتری از سوی طرفین ارتباط صرف شود.

ارتباط جمعی: عمدتاً این نوع ارتباط با برنامه و سازمان‌دهی شده است و از طریق وسایل ارتباطی به صورت غیرمستقیم با تعداد بسیار زیادی از افراد برقرار می‌شود. مانند پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون، انتشار روزنامه سراسری و نمایش فیلم در سالن سینما، در ارتباط جمعی برخلاف انواع دیگر ارتباط، بازخورد فوری و بلاواسطه وجود ندارد و باتوجه به زیاد بودن تعداد مخاطبان برای انتقال درست معنا و جلوگیری از بروز سوءتفاهمات نیاز به مهارت و تخصص بالای ارسال‌کنندگان پیام دارد.

«ارتباط از لحاظ محتوا و کارکرد به دسته‌های زیر تقسیم می‌شود:

1- ارتباط خصوصی و بدون واسطه

2- ارتباط جمعی یا عمومی

3- ارتباط نوشتاری

4- ارتباط غیرنوشتاری

5- ارتباط ملی

6- ارتباط فراملی

7- ارتباط کلامی

8- ارتباط غیرکلامی

9- ارتباط انسانی

10- ارتباط ابزاری یا ماشینی

11- ارتباط زمانی

12- ارتباط غیرزمانی

13- ارتباط سازمانی

14- ارتباط غیرسازمانی

15- ارتباط نمادین

همچنین ارتباط از لحاظ کارکرد شامل این موارد می‌شود، نخست ارتباطی که می‌توان آن را تولید نامید و برای انجام کاری برقرار می‌شود و هدف از آن شیوه‌هایی است که افراد از طریق آنها به مقاصدشان می‌رسند. دوم ارتباطی که درجهت ابداع است و هدف از آن به وجود آوردن دگرگونی و آفرینش ایده‌های تازه است.

سوم ارتباطی که هدفش حفظ و بقاست؛ خواه بقای هویت فرد و خواه حفظ روابط بین افراد.» (دادگران، 1383: 32-29)

فرآیند ارتباط:

ارتباط انسان چه به صورت شفاهی باشد و چه به طرق دیگر، به جهت آنکه تعاملی است با مدلهای سنتی متفاوت است، در مدل سنتی ارتباط، پیام از جایگاه فرستنده به گیرنده منتقل می شود، اما در ارتباط واقعی، انسان ها هم فرستنده پیام و هم دریافت کننده پیام هستند. انسان با بهره گیری از بازخورد پیام ارسالی، خود در جایگاه فرستنده قرار می گیرد. این امر نشان می دهد، ارتباط انسانها هیچ گاه یک طرفه و یک سویه نیست.

فرآیند ارتباط از شش مرحله تشکیل شده است که فرستنده و گیرنده پیام را به یکدیگر وصل می‌کند.

«ارتباط در سازمان‌ها به طور تصادفی اتفاق نمی‌افتد. همچنین تمام مراحل آن در یک لحظه به وقوع نمی‌پیوندد. این کار خیلی بیشتر از یک کار ساده است. ارتباط یک فرآیند پویا و متقابل (دوسویه) است که به شش مرحله تقسیم می‌شود.» (تیل، 139:1386)

1- ارسال‌کننده یک ایده دارد: ایده‌ای را در سر دارید و می‌خواهید آن را با دیگران در میان بگذارید.

2- ارسال‌کننده به این ایده کد می‌دهد: زمانی که ایده خود را با یک پیام که دریافت‌کننده شما آن را بفهمد همراه می‌کنید، در حقیقت آن را کدگذاری کرده اید. شما بر روی پیام (کلمه، حالت لب‌ها، ایما و اشاره) و حالت آن که تمام آنها به ایده شما، شنونده و نوع یا حالت شخص شما بستگی دارد، شکل می دهید.

3- فرستنده پیام را می‌فرستد: شما برای انتقال فیزیکی پیام خود به گیرنده یک کانال ارتباطی (شفاهی یا کتبی) و یک رسانه (تلفن، نامه، یادداشت، پست الکترونیکی، گزارش، تبادل رودررو) انتخاب می‌کنید. این انتخاب به عواملی چون پیام شما، محل شنونده، نیاز شما به سرعت و تشریفات بستگی دارد.

4- گیرنده پیام را دریافت می‌کند: برای برقراری ارتباط لازم است که گیرنده، پیام شما را دریافت کند. اگر نامه‌ای را ارسال می‌کنید، قبل از این که گیرنده آن را بفهمد مجبور است بخواند، اگر سخنرانی می‌کنید شنوندگان شما باید قادر باشند حرف‌های شما را بشنوند و مجبورند به شما توجه کنند.

5- گیرنده از پیام کدبرداری می‌کند: گیرنده پیام، باید از پیام شما کدبرداری کند (آن را جذب کند و بفهمد) پیام کدبرداری شده سپس باید در ذهن گیرنده ذخیره شود، اگر تمام کارها خوب پیش برود، گیرنده پیام شما را درست تجزیه و تحلیل خواهد کرد و همان مفهومی را که به کلمات اختصاص داده بودید به آنها خواهد داد.

6- گیرنده بازخورد می‌فرستد: گیرنده پیام ممکن است پس از کدبرداری از پیام، پاسخ آن را به طریقی به شما مخابره کند. این بازخورد شما را قادر می‌سازد تا میزان مؤثر بودن پیام خود را مورد ارزیابی قرار دهید. (همان،143)


اثربخشی آموزش دلگرم سازی شوانکر بر سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان شهر تهران

جنگ در تمام دوران، جوامع بشری را تهدید کرده است هر جنگی زیانهایی دارد، زیانهای مالی قابل جبران هستند، اما زیانهای روانی مشکل جبران می شوند و از مهمترین عوارض جنگ هستند فردی که از جنگ بر می گردد باید خود را هم با خانواده وفق دهد و هم با اجتماع، اکثر این افراد در وفق دادن دچار مشکل می شوند و خود را در این میان غربیه می پندارند این افراد نه تنها خود
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 6660 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 156
اثربخشی آموزش دلگرم سازی شوانکر بر سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

در این پژوهش تلاش شده است تا تأثیر آموزش برنامه ی تدوین شده توسط پژوهشگر با رویکرد شوانکر بر افزایش سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانباز مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور از میان همسران جانباز ساکن در دو مجتمع مسکونی و مادران دو مدرسه در منطقه ی 22 و 2 دعوت به عمل آمد و از بین مراجعه کنندگان 30 همسر جانباز که شرایط ورود به این طرح را داشتند به‏صورت تصادفی انتخاب شده و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. روش تحقیق در این پژوهش، آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. همسران جانباز گروه آزمایش در معرض آموزش تدوین شده با رویکرد شوانکر به مدت 10 جلسه 1 ساعت و 30 دقیقه قرار گرفتند و گروه کنترل نیز هیچ آموزشی دریافت نکردند. از هر دو گروه پیش‏ آزمون و پس آزمون به عمل آمد. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش عبارت بودند از:

1. پرسشنامه ی رضایت زناشویی اینریچ فرم 47 سئوالی که پایایی آن در پژوهش میرخشتی (1375)، 92/0 و در پژوهش سلیمانیان 95/0 به دست آمده است.

2. پرسشنامه ی سلامت عمومی که پایایی آن در پژوهش پالاهنگ (1374)، 91/0 برآورد شده است.

در این پژوهش از روش آماری نمرات اختلافی استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که آموزش دلگرم‏سازی شوانکر موجب افزایش رضایت زناشویی وسلامت‌روان شده‌است و در خرده مقیاس‏های علائم جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی نیز موجب بهبود علائم شده است و فرضیه‏های ما تائید شدند.

واژه‏های کلیدی: جانباز، آموزش دلگرم‏سازی، رضایت زناشویی، سلامت روان، همسر جانباز.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: چارچوب تحقیق ................ 1

1. 1 بیان مسئله .......................... 2

2. 1 اهمیت و ضرورت تحقیق ................. 4

3. 1 هدف تحقیق ........................... 5

4. 1 فرضیه های تحقیق ..................... 5

5. 1 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح ... 6

فصل دوم: پیشینیه­ی تحقیق .................. 9

1. 2 مبانی نظری رویکرد آدلر .............. 10

1. 1. 2 دلگرم سازی ....................... 12

1. 1. 1. 2 رفتارهای دلگرم زدا در خانواده . 15

2. 1. 1. 2 خود دلگرم سازی ................ 16

3. 1. 1. 2 آموزش خود دلگرم سازی شوانکر ... 17

2. 2 خانواده ............................. 19

3. 2 رضایت زناشویی ....................... 23

1. 3. 2 عوامل موثر بر رضایت زناشویی....... 23

فهرست مطالب

عنوان صفحه

2. 3. 2 بررسی نظریه های موجود در رابطه با رضایت مندی زناشویی 25

1. 2. 3. 2 نظریه ی چرخه ی زندگی زناشویی .. 26

2. 2. 3. 2 نظریه های طبقه بندی ازدواج های بادوام 26

3. 2. 3. 2 نظریه ی مبادله ی اجتماعی نای .. 27

4. 2. 3. 2 نظریه ی عقلانی- هیجانی الیس .... 28

3. 3. 2 مدل های زوج درمانی ............... 28

4. 3. 2 ازدواج و رفتار با همسر از دیدگاه قرآن و حدیث 30

4. 2 سلامت روانی .......................... 31

1. 4. 2 تعریف سلامت و بهداشت روانی ........ 31

2. 4. 2 عوامل موثر بر اختلال سلامت روانی ... 33

3. 4. 2 مفهوم سلامت روانی از دیدگاه های مختلف 34

4. 4. 2 معیارهای سلامت روان از دیدگاه اسلام 36

5. 4. 2 اهداف بهداشت روانی ............... 37

6. 4. 2 ارتقاء بهداشت روانی .............. 38

5. 2 جنگ و جانباز ........................ 39

1. 5. 2 جنگ .............................. 39

2. 5. 2 جنگ از دیدگاه قرآن ............... 41

فهرست مطالب

عنوان صفحه

3. 5. 2 جانباز و جانبازی.................. 42

6. 2 مروری بر تحقیقات انجام شده در ایران و جهان 45

1. 6. 2 تحقیقات انجام شده در داخل کشور ... 45

2 .6. 2 تحقیقات انجام شده در خارج کشور ... 52

فصل سوم: روش تحقیق ................... 59

1 .3 جامعه ی آماری، نمونه و روش نمونه گیری 60

2. 3 روش تحقیق ........................... 60

3. 3 روش جمع آوری داده ها ................ 60

4. 3 ابزار پژوهش ......................... 61

1. 4. 3 پرسشنامه ی رضایت زناشویی اینریچ .. 61

1. 1. 4. 3 معرفی کلی پرسشنامه ............ 61

2. 1. 4. 3 نمره گذاری پرسشنامه ی اینریچ... 63

3. 1. 4. 3 ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی اینریچ 64

2. 4. 3 پرسشنامه ی سلامت عمومی GHQ........ 66

1. 2. 4. 3 معرفی کلی پرسشنامه............. 66

فهرست مطالب

عنوان صفحه

2. 2. 4. 3 نمره گذاری پرسشنامه ی GHQ..... 68

3. 2. 4. 3 ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی سلامت عمومی GHQ 69

5. 3 متغیرهای پژوهش ...................... 70

6. 3 روش تحلیل آماری داده ها ............. 71

فصل چهارم: تحلیل داده های تحقیق .......... 72

1. 4 مقدمه ............................... 73

2. 4 یافته های توصیفی تحقیق .............. 73

3. 4 تحلیل استنباطی داده های تحقیق....... 86

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ........... 92

1. 5 مقدمه ............................... 93

2. 5 خلاصه ی یافته های تحقیق و نتیجه گیری . 93

3. 5 پیشنهادات پژوهشی .................... 97

4. 5 پیشنهادات کاربردی.................... 97

5. 5 محدودیت های تحقیق ................... 98

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فهرست منابع ............................. 99

منابع فارسی .............................. 100

منابع لاتین ............................... 113

پیوست الف: روش آموزشی شوانکر ............. 115

پیوست ب: پرسشنامه های GHQ و اینریچ ...... 127 Abstract

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 1. 3 دیاگرام طرح ................... 61

جدول 1. 4 فراوانی سن همسران جانباز ...... 74

جدول 2. 4 فراوانی سن جانبازان............ 75

جدول 3. 4 فراوانی درصد جانبازی جانبازان .. 76

جدول 4. 4 فراوانی تحصیلات همسران جانباز.... 77

جدول 5. 4 فراوانی تحصیلات جانبازان......... 78

جدول 6. 4 فراوانی شغل همسران جانباز ...... 79

جدول 7. 4 فراوانی شغل جانبازان ........... 80

جدول 8. 4 فراوانی طول مدت ازدواج افراد شرکت کننده در پژوهش 81

جدول 9. 4 فراوانی تعداد فرزندان .......... 82

جدول 10. 4 میانگین و انحراف استاندارد نمرات 83

رضایت زناشویی هر دو گروه

جدول 11 .4 میانگین و انحراف استاندارد نمرات GHQ گروه آزمایش 84

جدول 12. 4 میانگین و انحراف استاندارد نمرات GHQ گروه کنترل 85

جدول 13. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 86

رضایت زناشویی اینریچ

جدول 14. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 87

نمره ی کل سلامت روان

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 15. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 88

علائم جسمانی (A)

جدول 16. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 89

اضطراب و مشکلات خواب (B)

جدول 17. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 90

اختلال در کارکردهای اجتماعی

جدول 18. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 91

افسردگی (D)


1. 1 بیان مسئله

جنگ در تمام دوران، جوامع بشری را تهدید کرده است. هر جنگی زیانهایی دارد، زیانهای مالی قابل جبران هستند، اما زیانهای روانی مشکل جبران می شوند و از مهمترین عوارض جنگ هستند. فردی که از جنگ بر می گردد باید خود را هم با خانواده وفق دهد و هم با اجتماع، اکثر این افراد در وفق دادن دچار مشکل می شوند و خود را در این میان غربیه می پندارند. این افراد نه تنها خود دچار مشکلات روانی فراوانی می شوند، بلکه خانواده ی آن ها نیز درگیر این قضیه می شوند، به خصوص همسران این افراد در معرض خطر بیشتری هستند و رضایت زناشویی این افراد کاهش پیدا می کند. بر طبق آمارها نرخ طلاق در این افراد دو برابرافراد عادی می باشد (هاشمی، 1385).

اگر اعضاء خانواده از سوی منابعی حمایت شوند، توانایی بیشتری برای کمک به فرد حادثه دیده دارند. رضایت زناشویی از موارد مهمی است که موجب سازگاری خانواده می شود. نظام خانواده باید نظام محکم و پایداری باشد. بهداشت خانواده یکی از مسائل مهمی است که در استحکام نظام خانواده نقش دارد.

اختلافات زناشویی عامل خطرساز برای اختلالات روانی مانند افسردگی، اعتیاد و ... می باشد. همچنین مشکلات ارتباطی در خانواده با بیماریهای جسمی نیز همبستگی دارد. افرادی که روابط رضایت بخش وحمایت کننده دارند، احتمال کمی وجود دارد که مبتلا به بیماری سختی شوند و اگر هم بیمار شوند سریعتر بهبود می یابند.

بعد از مرگ ناگهانی در خانواده مشکلات زناشویی و طلاق شدیدترین فشارهایی هستند که افراد تجربه می کنند (بلوم، آشرو وایت 1987 به نقل از طغیانی 1386).

با توجه به نقش رابطه ی زوجین بر سلامت جسم و روان آموزش شیوه های مختلف روان درمانی ضروری می باشد.

متأسفانه بیشتر پژوهشهای صورت گرفته توصیفی است و کمتر آموزشی است. با توجه به افزایش مشکلات زناشویی در همسران جانبازان لازم است به آن ها آموزشهایی داده شود تا با مشکلات خود مقابله کنند و تا حد امکان سبک زندگی خویش راتغییر دهند تا بتوانند علاوه بر بهبود خود به همسرانشان نیز کمک کنند.

تحقیقات نشان داده است که ‌خود دلگرم سازی[1] باعث می‌شود افراد بسیار با جرأت تر، بردبارتر و با اعتماد ‌به نفس بالاتری عمل کنند و نیز دارای رفتار دوستانه تری با دیگران بوده، احساس ثبات بیشتری نموده و همچنین بهتر قادر باشند با مسائل و مشکلات خود مقابله کنند. حال اگر این روش آموزشی بتواند این نتایج را در همسران جانبازان ایجاد کند، شاید بتواند بر رضایت زناشویی ونیز سلامت روانی آن ها تاثیر بگذارد. این تحقیق در صدد بررسی این احتمال می­باشد.

آدلر[2] بنیانگذار روانشناسی فردنگر[3] چهار نیاز اصلی را بیان می کند که عبارتند از:

نیاز به ارزشمندی، احساس قابلیت، نیاز به تعلق و دلگرم سازی.

دلگرم سازی آن چیزی است که باعث می شود دیگران احساس خوبی داشته باشند، عملکرد مؤثر داشته و برای مشکلات خود به شکلی موثرتر برنامه ریزی کنند، دارای اعتماد به نفس و حس رضایت باشند.

یکی از پیامدهای دلگرم سازی این است که شخص احساس تعلق می کند و از وقف خود برای بهزیستی جامعه احساس رضایت می کند. دلگرم سازی هم هدف شخصی وهم هدف اجتماعی دارد. آنچه مهم است داشتن نگرشهای مثبت نسبت به مسائل اطراف است. اما بسیاری از افراد این گونه نیستند و با احساس عدم کفایت و حقارت زندگی می کنند. آن ها معتقدند مفید نیستند. این یاس و دلسردی باید توسط افرادی در جهت افزایش دلگرم سازی،رضایت مندی و سلامت روانی و برآوردن نیازهای زندگی درمان شود. یکی از روشهای درمانی در مواجهه با این افراد روش آموزشی شوانکر است (باهلمن ودینتر[4]، 2001).

تئو و آنتینیو شوانکر[5] این برنامه ی آموزشی را بر اساس روانشناسی فردنگر آدلر در سال 1980 تهیه کردند. آن ها مفهوم دلگرم سازی را پرورش دادند و آن را از یک مفهوم تئوریک به صورت روش علمی و قابل اجرا در آوردند.

خانواده­های جانبازان با مشکلات عدیده ای مواجه هستند که در نتیجه به مشکلات عاطفی و زناشویی در آن ها منجر می شود.

حال این سئوال مطرح می­شود که آیا روش دلگرم سازی شوانکر قادر است باعث ارتقاء سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان شود؟!

2. 1 اهمیت و ضرورت تحقیق

خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است و یک ارگانیسم زنده است. سلامت آن منوط به سلامت اعضای آن است. نقص یا تغییر در هر یک از اعضاء بر کل خانواده تاثیر گذار است.

مروری بر پژوهشهایی که در ایران صورت گرفته است، نشان می دهد که از سال 1370 تا کنون مشکلات جانبازان و خانواده های آن ها رو به افزایش است. با گذشت 28 سال از آغاز جنگ ایران و عراق هنوز جانبازان و خانواده های آنان با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. با در نظر گرفتن مشکلات و آمارهای رو به افزایش این مشکلات، لزوم توجه جدی به این معضل احساس می شود. از سوی دیگر آموزشهای خانواده یکی از اولویتهای پژوهشی بنیاد جانبازان است که این پژوهش می تواند مورد استفاده آن ها و خانواده ی جانبازان قرار گیرد.

همچنین پژوهشهای بسیاری حمایت تجربی قابل توجهی را برای اثرمندی رویکردهای مختلف زوج درمانی در درمان ناهماهنگی های زناشویی فراهم می سازند.

از ضرورتهای این پژوهش می توان موارد ذیل را نام برد:

- ارتقاء بهداشت روانی خانواده های شاهد و ایثارگر

- کاهش اختلالات روانی در سطح جامعه

- پایین آوردن میزان طلاق و عوارض ناشی از آن در خانواده های جانبازان

- کوتاه مدت بودن رویکرد مورد پژوهش

و ...

3. 1 هدف تحقیق

هدف این پژوهش عبارت است از:

«تعیین میزان اثربخشی روش آموزش دلگرم سازی شوانکر بر سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان».

4. 1 فرضیه های تحقیق

فرضیه های اصلی:

1- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر رضایت زناشویی آن ها را افزایش می‌دهد.

2- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر سلامت روانی آن ها را افزایش می دهد.

فرضیه های فرعی:

1- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر علائم جسمانی آن ها را کاهش می دهد.

2- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر مشکلات خواب و اضطراب آن ها را کاهش می­دهد.

3- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر کارکردهای اجتماعی آن ها را افزایش می دهد.

4- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر افسردگی آن ها را کاهش می دهد.

5. 1 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح

1. 5. 1 دلگرم سازی:

1. 1. 5. 1تعریف نظری: دلگرم سازی همه ی آن چیزی است که از یک فرد انسان دیگری با این مشخصات می سازد: احساس بهتر، کارکردهای مؤثرتر، غلبه مؤثرتر بر مشکلات،
اعتماد به نفس بالاتر، داشتن رغبت بیشتر برای مشارکت در امر سلامت دیگران و به طور کلی جامعه. فرد احساس می کند به قدر کافی انسان خوبی است و توسط دیگران پذیرفته شده است و همواره احساس می کند که: «من می توانم» (شوانکر، 1991).

2. 1. 5. 1تعریف عملیاتی: فرایندی است که با استفاده از جلسات آموزشی شوانکر طی 10 جلسه سعی در افزایش وتقویت آن داریم (به پیوست مراجعه شود).

2. 5. 1 سلامت روانی:

1. 2. 5. 1تعریف نظری: شامل شرایطی است که سطوح بالایی از نشانه های سلامت هیجانی (رضایت خاطر وشادی بالا)، پذیرش خود، رشد شخصی، هدفمندی در زندگی، تسلط بر محیط، حس تعلق وتعامل عاطفی را در برمی گیرد (کریمی زاده، 1384). مشخصه ی آن نداشتن اضطراب و نشانگان مختل کننده ی زندگی و ظرفیت ایجاد رابطه ی حسنه و رضایت بخش با دیگران وظرفیت مقابله ی مناسب با تنیدگیها و تناقضهای زندگی می باشد (کورسینی، 1999 به نقل از اسدی، 1382).

2. 2. 5. 1تعریف عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون سلامت عمومی GHQ کسب می‌کند.

3. 5. 1 رضایت زناشویی[6]:

1. 3. 5. 1 تعریف نظری: به اعتقاد هیلمن (1994) رضایت زناشویی به رویدادهای مثبت یا منفی کلی که زوجین درمورد رابطه شان احساس می کنند، اشاره دارد که این رویدادهای مثبت یا منفی را با عناوین مختلفی نظیر خشنودی رابطه، سازگاری رابطه و احساسات رابطه می نامند (هالفورد[7]، 1384 به نقل از هاشمی، 1385).

2. 3. 5. 1 تعریف عملیاتی: در این پژوهش رضایت زناشویی نمره­ای است که فرد درآزمون اینریچ[8] 47 سئوالی کسب می کند.

4. 5. 1جانباز:

1. 4. 5. 1 تعریف نظری: جانباز یعنی کسی که جان خود را فدا می کند یا کسی که جان خویش را در معرض خطر می اندازد (معین، 1375).

2. 4. 5. 1 تعریف عملیاتی: به فردی اطلاق می شود که در طول مدت جنگ (یا دوران انقلاب) به علت حضور در یکی از مناطق جنگی یا سایر مناطق، توسط یکی از انواع سلاحهای جنگی یا ضربات وارده دچار مجروحیت شده باشد. جانبازان بسته به عامل مجروحیت یا ناحیه ی مجروحیت به گروههای زیر تقسیم می شوند:

- جانبازان مصدوم شیمیایی که به وسیله ی گازهای شیمیایی دچار مصدومیت شده اند.

- جانبازان عصبی روانی که به علل مختلف از جمله موج انفجار سلاحهای مخرب،
شکنجه­های جسمی و روحی، مشاهده ی حوادث ناگوار و ضربه زننده، تحمل فشارهای شدید و ... به انواع مختلف اختلالات روانی مبتلا شده اند.

- جانبازان ضایعه ی نخاعی که از ناحیه ی نخاع شوکی به طور کامل یا نسبی آسیب
دیده اند.

- جانبازان با نقایص یا با ترکیبی از آسیبها و صدمات جسمی و روحی.

5. 5. 1 همسر جانباز:

به زنی گفته می شود که همسر شخص جانباز بوده و در کنار وی دارای زندگی مشترک باشد.

1. 2مبانی نظری رویکرد آدلر

آدلر یک روانشناس فردنگر است که معتقد است وراثت و محیط عوامل جبری زندگی نیستند و این دو تنها چارچوبی را فراهم می کنند که فرد با خلاقیت خود به آن ها پاسخ می دهد.

شهرت آدلر بیشتر به دلایل زیر است:

1- عقده­ی حقارت 2-تاکید او برکیفیت محیط خانواده و روابط اجتماعی فرد

3- مفهوم علاقه­ی اجتماعی[9] 4- مفهوم تعرض مردانه (نرنیه نمایی)[10]

5- تاکید بر خود آگاهی انسان 6- من خلاق و.....

زندگی از نظر آدلر، شدن است نه بودن. او جبرگرا نیست و از دیدگاه او انسان به شیوه­ی خاص خود به زندگی معنی و مفهوم می بخشد. از نظر او هر فرد، موجودی اجتماعی است نه زیستی.

نظریه­ی آدلر از عناوین کلی زیر تشکیل شده است:

1- هدف گرایی تخیلی[11]

2- تلاش برای توفق و برتری[12] یا کمال[13]

3- احساس حقارت[14] و مکانیزم جبران [15]

4- علاقه­ی اجتماعی

5- سبک زندگی[16]

6- من یا خود خلاق

آدلرگراها روان درمانی را شامل 4 مرحله می دانند:

1- ایجاد ارتباط: درمانگران آدلری برای ایجاد رابطه­ی خوب در مقابل هم می نشینند و صندلی های خود را در یک سطح قرار می دهند. آن ها به بیمار می فهمانند مسئول اعمال خودش است و مشکلاتش به خاطر ادراکهای غلط است، بیمار هم سعی می کند ادراک‌هایش را تغییر دهد. مصاحبه و ارتباط براساس علائق و احترام متقابل و مشارکت در کشف و درک چیزها در ارتباط مطرح می شود. از لحظه ای که بیمار وارد می شود، حالتها و نشستن او و بیانش همه به شناخت درمانگر کمک می کند.

2-ارزیابی سبک زندگی فرد: در اینجا بررسی خاطرات اولیه و منظومه ی خانواده ی فرد ضروری است. در درمان باید هدفها خوب تنظیم شود و گرنه امکان پیشروی را از بین می برد. درمانگر باید سبک زندگی بیمار را بشناسد و علاوه برآن چگونگی تاثیر سبک زندگی بر کارکرد موجود بیمار را با توجه به تکالیف زندگی ببیند.

3- تعبیر و تفسیر و ازدیاد بینش: درک متقابل در مورد باورها، انگیزه ها و جهت گیریهای مراجع.

4- بازجهت دهی و بازآموزی: برای تسهیل آن می توان علاقه­ی اجتماعی و دلگرم سازی را تقویت کرد. جهت گیری برای تقویت قابلیتها و استعدادهای مثبت زندگی است. ما باورهای غلط را یا خودمان ساختیم و یا از دیگران یاد گرفتیم. در اینجا روشهایی را یاد می گیریم تا خود و دیگران را بشناسیم و در نتیجه فردی امیدوار، خوش بین و با اعتماد به نفس شویم.

به طور خلاصه درمان و فرایند تربیتی آدلر هدفهای زیر را دنبال می کند:

1- پروراندن علاقه­ی اجتماعی

2- کاهش احساس کهتری، غلبه بر ناامیدی، تشخیص و استفاده از منابع درونی

3- تغییر سبک زندگی یعنی ادراکها و هدفها. هدف درمان تبدیل اشتباههای بزرگ به اشتباههای کوچک است.

4- تغییر ارزشها یا انگیزه های غلط

5- دلگرم سازی به افراد برای درک برابری انسانها

6- کمک به فرد تا به انسانی مشارکت جو تبدیل شود. این بیماران در نهایت امیدوار،
خوش بین و دارای اعتماد و شهامت می شوند (علیزاده، 1383).

از مفاهیم دیگر نظام آدلر می توان رویاها، خاطرات اولیه، ترتیب تولد و دلگرم سازی را نام برد .

1. 1. 2 دلگرم سازی

برای این اصطلاح ترجمه های مختلفی وجود دارد: تهییج، دلگرمی، شجاعت دهی،
جرأت بخشی، قوت قلب و انگیزه دهی.

براساس اصول روانشناسی فرد نگر، هدفهای آموزشی دلگرم سازی عبارت است از:

افزایش احترام به خود، اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی. دلگرم سازی، اعتماد به نفس و احساس فرد را نسبت به خودش تقویت و بهبود می بخشد و این کلید توسعه و تحول فردی است. بر اثر دلگرم سازی، فرد احساس تعلق و رغبت بیشتر و سودمندی برای جامعه می کند. اغلب دارای اهداف اجتماعی است و بیش از مثبت بودن صرف است و فقط انکار و سرکوبی ابعاد منفی زندگی نیست. دلگرم سازی توجه توامان به ابعاد مثبت و منفی زندگی است.

ناکامل بودن بخشی از وجود انسان است و این امر شرم آوری نیست. وقتی فرد برای غلبه به نقصهایش تلاش می کند و می خواهد کامل باشد به خودی خود چیز بدی نیست. ولی وقتی این نگرش تبدیل به این شود که فرد تنها زمانی انسان خوب است که کامل باشد و کارهایش بدون نقص باشد اثرات نامطلوبی دارد و منجر به احساس حقارت می شود. بنابراین آنچه ضروری است«شهامت ناکامل بودن»[17] است. رشد و تحول فرد قویاً با اشتباه کردن و آموختن از خطاها مرتبط است و این ها تجارب ارزشمندی هستند. امروزه مردم به جای تاکید بر نقاط قوت همدیگر بر روی ضعفها و خطاهای هم تاکید می کنند و فکر می کنند این باعث بهتر عمل کردن دیگران است در حالی که این اشتباه است، بسیاری از مردم در طول زندگی با دلگرم سازی روبرو نمی شوند و زندگی شان پر از احساس حقارت است و آن را به شغل، ازدواج، روابط دوستانه، محل کار و به طور کلی به تمام زندگی شان تسری می دهند.

آن ها متقاعد شده اند که به اندازه­ی کافی افراد خوبی نیستند وتنها زمانی خوبند که از خواهر و برادر خود بهتر، باهوش تر، لاغرترو.... باشند. آن ها معتقدند به چیزی تعلق ندارند. این یاس ودلسردی باید به وسیله­ی دلگرم کردن آن ها از بین برود تا آن ها زندگی سالم تری داشته باشند.

برای دلگرم سازی می توان به 10 مهارت اشاره کرد:

1- اظهار علاقه به دیگران

2- گوش دادن فعالانه و با دقت و توجه کامل

3- نشان دادن اشتیاق

4- شکیبایی و صبور بودن

5- به کاربردن لحنی دوستانه هنگام صحبت

6- نشان دادن حالات دوستانه در چهره

7- استفاده از قالب بندی مثبت برای مشاهده و ارزیابی رفتار

8- شناسایی تلاشها و پیشرفتهای دیگران

9- به کاربردن تماسهای بدنی و لمسی (مانند قراردادن بازو روی شانه ی دیگری برای ابراز حمایت)

10-قاطع بودن واظهار وجود کردن ( باهلمن ودینتر،2001).

آدلری ها دلگرم سازی را به منزله­ی مثلثی با سه ضلع نابرابر می دانند، این سه ضلع عبارتند از: روابط اجتماعی، آموزش و درمان و انسان را در این سه حوزه دلگرم می­کنند. آن ها معتقدند هر چه بیشتر دیگران را دلگرم سازیم، خودمان نیز بیشتر احساس دلگرمی خواهیم کرد، چرا که با کمک به دیگران برای بهتر شدن، خود نیز احساس بهتری خواهیم داشت (موزاک و میانیاچی،1999 به نقل از هاشمی، 1385). همان طور که گیاه به آب و خاک نیاز دارد ما هم به دلگرم شدن توسط دیگران نیازمندیم.

گفته شد که از دیدگاه آدلر گراها فرد بیمار دلسرد و مأیوس است، برای این که این دلسردی از بین برود باید از دلگرم سازی در روند درمان استفاده کرد. فرد دلگرم کننده استعدادهای دیگران را کشف می­کند و سپس آن ها را منعکس می­کند. در رابطه­ی درمانی پیش بینی موفقیّت نقش مهمی دارد. آدلرگراها به تحلیل مشکل بسنده نمی کنند، بلکه استعدادها وتوانایی بیمار را به او پسخوراند می­دهند. در رابطه­ی درمان تلاش می‌کنند فرد به خود و توانایی هایش اعتماد کند وتوانایی هایش را به کار گیرد و عزت نفس و احساس ارزش درونی اش افزایش پیدا کند. باید به جای ناتوانی ها و نقصها به فرد کمک کنیم برتوانایی ها وداشته هایش تاکید داشته باشد و به رغم موانعی که در راهش وجود دارد به سمت جلو حرکت کند. در این روش به فرد کمک می­شود تا در سبک زندگی اش تغییر ایجاد کند و به بهبود روابط خود و دیگران کمک کند.

در این روش حتی اگر فرد احساس می کند که نمی تواند موفق شود، درمانگر باید او را دلگرم سازد که او می­تواند نگرش هایش را تغییر دهد و پیشرفتش امکان پذیر است. این فرآیند در سراسر درمان ادامه دارد. به فرد آموزش داده می‌شود نیمه­ی پرلیوان را ببیند. از دیگر راهها برای دلگرمی تلاش برای برنامه ای است که فرد از آن می ترسیده یا نمی داند که در آن قرار دارد. عدم دلگرمی در افراد باعث فقدان اعتماد و بدبینی می‌شود. افراد دلگرم افرادی پذیرا و با مسئولیت هستند.

مهمترین منبع دلگرم سازی برای هر فرد، خانواده است ،اگر افراد خانواده دلگرم باشند، کودکان آن ها نیز به همین طریق رشد پیدا می‌کنند و نکات مثبت دیگران را بیشتر می بینند و به دیگران عشق می ورزند و برعکس در خانواده هایی که عدم دلگرمی در آن ها موج می زند، افراد خانواده هم همین گونه رشد می کنند و به دنبال عیب جویی در خود و دیگران هستند. همکاری، ارتباط، قدردانی و سپاس و... از ویژگیهای خانواده‌های دلگرم است . پیامهای مأیوس کننده در این خانواده ها بسیار کم شنیده می‌شود.

1. 1. 1. 2 رفتارهای دلگرم زدا در خانواده

اکستاین رفتارهای بارز عدم دلگرم سازی در خانواده را به 4 دسته تقسیم می‌کند:

1-اثر مداد قرمز

اعضای خانواده مدام همدیگر را به خاطر خطاها سرزنش می‌کنند و فرد خاطی مدام درگیر این سرزنشهاست و نمی تواند به جنبه های مثبت زندگی توجه کند(فتحی،1386).

2-اثر طرح عمودی در مقابل طرح افقی

طرح افقی دلگرم کننده است ولی طرح عمودی عدم دلگرمی را در بر می‌گیرد. در طرح افقی تساوی و پذیرش همه­ی اعضای خانواده و رعایت شأن اعضا مطرح است. در طرح عمودی خود خواهی بسیار بارز است. با برچسبهای برتر وکهتر، نگرش مذهبی، نژادی و جنسیتی در طرح عمودی روبرو می­شویم.

3-کمال گرایی افراطی

تصور عدم اشتباه در یک خانواده­ی موفق منجر به بروز سرزنشهای دائمی و تلاش برای کشف نقاط ضعف همدیگر می‌شود.

4-چسبیدن به الگوهای کهنه

کودکان در زندگی رویدادهای فراوانی را مشاهده می‌کنند و نتایجش را به موقعیتهای مشابه تعمیم می دهند. بعضی از این تعمیم ها نادرست است، ولی طبق عادت سالیان سال ادامه
می یابد و فرد طی سالها هیچ گونه تغییر مثبت و پیشرفتی نمی کند.

علاوه بر رفتارهای خانواده، شیوه های تربیتی والدین هم می‌تواند عدم دلگرمی را برای بچه ها بوجود بیاورد. والدین خود کامه­ی مستبد، والدین سهل گیر و والدین طرد کننده با رفتارهای خود دلگرمی را در بچه هایشان از بین می‌برند.

والدین مستبد و خودکامه با کنترل بیش از حد بر انضباط، پیروی بی چون و چرا از مقررات و تنبیه سخت تاکید می‌کنند. کودکان این والدین معمولاً زودرنج و بی تابند و اثری از
اعتماد به نفس در این کودکان دیده نمی شود.

والدین سهل گیر با آزاد گذاشتن فراوان کودک، کودکانی خودخواه، پرتوقع، خواهان توجه و محبت دیگران بار می آورند. کودکان آن ها در برابر برآورده نشدن خواسته ها بی‌صبر و پرخاشگر هستند و دچار بی تابی و اندوه می شوند. این ها هم از عدم اعتماد به نفس رنج
می برند.

والدین طرد کننده گاه با بی توجهی و گاه با خصم با کودکان خود برخورد می کنند. عدم احساس امنیت و نگرانی و پریشانی و رفتارهای ضد اجتماعی از ویژگی های این کودکان است. هیچ یک از این سه دسته والدین دلگرمی را در بچه های خود ایجاد نمی کنند.

برخلاف این سه دسته، والدین دلگرم کننده نه کنترل افراطی دارند و نه سهل گیری افراطی. مدیریت توأم با احترام در این خانواده وجود دارد. والدین، کودکانی با مسئولیت، راستگو، رک و قابل اعتماد پرورش می دهند. این کودکان از اموال خود و دیگران به خوبی نگهداری می کنند و دارای اعتماد به نفس و دلگرمی هستند (احدی وبنی جمالی،1383).

2. 1. 1. 2 خود دلگرم سازی

همان طور که دلگرم کردن دیگران مهم است، دلگرم ساختن خود نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای دلگرم ساختن دیگران ابتدا باید به دلگرمی خود بپردازیم. باید خودمان و تلاشهایمان را باور داشته باشیم و برای آن ها ارزش قائل باشیم. ایمان و اعتماد به خود تنها راه تغییر است. تا این حس را در خود به وجود نیاوریم نمی توانیم به دیگران یاد دهیم.

مک کی برای خود دلگرم سازی 6 گام را بیان کرده است:

گام اول: پذیرش خود: با پذیرش خود متوجه می شویم که می‌توانیم از این که هستیم بهتر باشیم.

گام دوم: توجه به کارهای مثبت خود

گام سوم: قدردانی از خود به خاطر تلاشهایمان

گام چهارم: استفاده از شوخی طبعی برای دلگرمی خود

گام پنجم: ایمان به خود و توانایی های خودمان

گام ششم: ارتباط با افراد دیگری خارج از خانواده ( مک کی،2004 به نقل از هاشمی،1385).

3. 1. 1. 2 آموزش دلگرم سازی شوانکر

تئو و آنتینیو شوانکر بر اساس اصول روانشناسی فرد نگر در اواخر دهه 1980 برنامه آموزشی خود را توسعه دادند. آن ها در طی سالها تجربه اندوزی در کار با گروهها و افراد مختلف دریافتند که دلگرم سازی پایه­ی هر فرآیند تحولی است و در کمک ها و درمانهای روانشناختی از اثرگذاری بالایی برخوردار است. بنابراین آن ها این مفهوم را توسعه دادند و مفاهیم نظری را به روشهای علمی و تجربی تبدیل کردند. مفهوم آموزش دلگرم سازی شوانکر توسط مربیان دلگرم سازی که به مدت دو سال در انستیتوی آدلر- دریکارس واقع در زانترباخ آلمان آموزش دیده اند، توسعه یافته است. دوره­ی آموزشی مربیان شامل 5 آخر هفته بود که دروسی به آن ها تدریس می شد و مورد تمرین قرار می‌گرفت. علاوه بر این مبانی روانشناسی فردنگر نیز به
آ‌ن ها آموزش داده می شد. همچنین به شرکت کنندگان تکالیفی برای خانه ارائه می شد. این تکالیف شامل دو بخش بود: بخش اول آموزش دادن به گروهی از افراد است. بخش دوم تمرین 10 مهارت دلگرم سازی که در صفحات قبل توضیح داده شده بود. هر دو هفته یک بار، یک شرکت کننده، یکی از 10 مهارت را انتخاب می‌کند و سعی می‌کند در تمرینهایش آن را به صورت آگاهانه بیشتر از دیگر مهارتها انجام دهد و درباره­ی نتایج تجربیاتش گزارش کوتاهی بنویسد. علاوه بر این دوره در طول 2 سال، افراد آموزش دیده برای مدت 4 هفته
(هریک ترم) در گروههای آموزشی پیشرفته توسط شوانکر شرکت می کنند.

امروزه این برنامه در آلمان، اتریش و هلند تدریس و مورد استفاده قرار می گیرد. آموزش دلگرم سازی برای زوجین، والدین و افراد شاغل در بخشهای آموزشی و تربیتی کاربرد دارد. در طی این آموزشها به این نتیجه می رسند که آ‌موزشها کاملاً در دسترس و ساده است و به راحتی یاد گرفته می‌شود.

در مباحث نظری، آموزش دلگرم سازی به افزایش شهامت منجر خواهد شد و بیشتر از همه باعث جرأت برای ناکامل بودن است. دلگرم سازی بیشتر به احساس کفایت بالاتر منجر
می شود و به فرد کمک می‌کند تا راههای موثری برای مقابله با مشکلات و کاهش تنشهای جسمانی و شکایات روانشناختی بیابد. علاوه بر آثار فردی ، افزایش جرأت و بهبود روابط و افزایش تعامل‌ها از دیگر آثار این آموزش است.

آموزش شوانکر شامل 10 ملاقات هفتگی است. هر جلسه در حدود 1 ساعت و نیم و متشکل از حداقل 4 الی 5 و حداکثر 10 نفر است. هدف آموزش، آموزش دلگرم سازی به خود و دیگران است. در ابتدا عمدتاً به دلگرم سازی خویشتن و سپس دلگرم سازی دیگران تأکید
می شود. هریک از جلسات مطابق یک ساختار معین که «مدل گامهای 6 گانه[18]» نامیده می­شود، سازماندهی شده است. گام اول آرام سازی است، گام دوم بازخوردی از مطالب جلسه ی قبل، گام سوم دادن اطلاعات در مورد موضوع جلسه، گام چهارم ارائه­ی یک تمرین، گام پنجم ارائه تمرین برای خانه و گام ششم تمرین آرام سازی دوباره است. در هر جلسه این 6 گام تکرار می شود. محتوای هر 10 جلسه در پیوست الف به تفصیل ارائه شده است.

این آموزش برای کاربردهای کلینیکی و افراد کاملاً بیمار هدف سازی نشده است. در واقع این آموزش برای افرادی است که در جامعه کم یا زیاد کارکرد اجتماعی دارند. با این حال یک مشاور می تواند از این آموزش برای درمانهای بالینی استفاده کند. هنگامی که عدم وجود دلگرمی، اساس و منبع تردیدها، افسردگی و اشکال دیگر رفتارهای زیان بار است،
دلگرم سازی می­تواند ترمیم کننده­ی این رنج ها باشد. همچنین یک مورد دیگر برای استفاده درمانی از این روش در مورد مراجعانی است که درمانهای بالینی خود را با موفقیت به پایان برده باشند. آموزش دلگرم سازی اگر بخواهد برای کودکان استفاده شود بدین شکل که گفته شد، مناسب نیست و باید کمی تغییر شکل داد. تورک[19] (1990) یک برنامه ی«کودکان با دلگرمی[20]» برای کودکان دبستانی شکل داد و دید روابط دوستانه­تر میان کودکان با هم و با معلمانشان شکل گرفته است. مطابق تمام گفتارهایی که گفته شد، این آموزش برای پیشگیری طراحی شده است. با اشاعه­ی فلسفه ای که در پس این آموزش است نتایج مهمی حاصل
می­شود که کوشش مثبتی برای سلامت عمومی است (شوانکر، 1991 به نقل از باهلمن ودینتر،2001).

2. 2 خانواده

خانواده یکی از اصلی‏ترین رکن‏های جامعه است. دستیابی به جامعه­ی سالم در گرو سلامت خانواده است و سلامت خانواده مشروط به سلامت روانی افراد و داشتن رابطه‏های مطلوب با یکدیگر است. سالم ‏سازی اعضاء خانواده، اثرهای مثبتی را در جامعه به دنبال دارد. همسرگزینی از نخستین تعهدهای عاطفی و قانونی افراد و از تصمیم‏های مهم زندگی است.

با وجود پیامدهای مثبت ازدواج، شواهد گویای آن است که زوج‏ها برای برقراری و حفظ روابط صمیمی به مشکلات شدید گرفتارند و در بیشتر اوقات به کمک متخصصی نیازمندند (پورعابدینی نائینی و منشئی، 1380).

ازدواج نخستین پیمان عاطفی و قانونی در زندگی است و گزینش همسر یکی از مهمترین تصمیمات ما در زندگی است. ازدواج نشانه­ی بالیدگی و پیشرفت شخصی است و قراردادی رسمی برای پذیرش یک تعهد متقابل جهت زندگی خانوادگی است. ازدواج یک نیاز فطری و ضرورت حیات اجتماعی و بستر آرامش و رشد و شکوفایی وجود انسان است.

مهم‏تر از تشکیل خانواده، داشتن خانواده‏ای سالم است. انتقال فرهنگ و تمدن از طریق خانواده است. خانواده اولین نظام اجتماعی است که فرد در آن زندگی می‏کند و یکی از مهم‏ترین نهادهای مؤثر در تربیت و رفتار انسان و تکیه‏گاه و کانون تسکین فشارهای روانی و راهگشای رشد و شکوفایی است. تمدن انسانی از دل خانواده سر برمی‏آورد. خانواده نه تنها در رشد تک تک اعضاء مؤثر است، بلکه می‏تواند جامعه را سالم بسازد، چون کوچکترین جزء اجتماع است و هنگامی‏که اجزاء سالم باشد، کل جامعه هم سالم می‏‏شود. خانواده پایه‏گذار شخصیت و ارزش‏های فرد است و در تعیین سرنوشت فرد نقش مهمی دارد. سلامت روانی به سلامت عاطفی انسان وابسته است و سلامت عاطفی هم از طریق خانواده فراهم می‏شود. در خانواده‏ای که عشق و علاقه به اندازه ی کافی تبادل می‏شود، سلامت روانی هم تا حد زیادی تأمین می‏شود (کمالی‏نسب، 1385).

رکن اصلی خانواده، زندگی مشترک زناشویی است و رابطه­ی سالم زناشویی امکان رشد را برای فرزندان فراهم می‏کند. زن در نقش همسر ایجاد کننده­ی خانه‏ای گرم و با محبت و مرد به عنوان شوهر مستحکم‏کننده­ی پایه‏های اجتماعی و اقتصادی است. می‏توان گفت ریشه­ی مشکلات روانی، خانواده است. آمارها نشان می‏دهد با گذشت زمان مشکلات خانواده‏ها و آمار طلاق رو به افزایش است. کاهش و فقدان رضایت زناشویی یکی از مهمترین علل مراجعه ی زوج‏ها به مشاوران و درمانگران خانواده است. اگر روابط زناشویی سست باشد، پایه‏های خانواده هم لرزان و ضعیف می‏شود. زوجی که خودشان مشکل دارند، سخت است که والدین خوبی باشند.

رابطه­ی زناشویی باید بر اساس اطمینان و احترام باشد. شکست‏ها در زندگی در اغلب موارد به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و برنامه­ی عملی برای تغییر است. اداره­ی زندگی نیازمند دانش کافی است و باید آن را در جایی آموخت. آموزش خانواده در دنیای امروز ضروری است و می‏تواند علاوه بر بهبود زندگی، بسیاری از مشکلات را پیشگیری کند. برای داشتن روابط خوب باید مدام تلاش کرد.

بی‏شک هر انسانی دوست دارد در زندگی زناشویی‏اش خوشبخت باشد. هرچقدر هم زوجین از هم راضی باشند، ممکن است با هم اختلاف نظر پیدا کنند. برای شاد بودن باید راه
‏حل و فصل اختلاف نظرها را پیدا کرد.

یکی از دلایل عدم حل مشکل زوجین، ندانستن مشکلشان است. بهترین راه این است که به جای راه حل کمک کنیم مشکلشان را بشناسند.

جکوبسون[21] و مارگولین[22] (1979) روند مشکل‏گشایی را به دو ‏مرحله متمایز تقسیم کردند:

الف) شناسایی مشکل ب ) حل ‏مشکل

هریک از این دو مرحله را به زیرمرحله‏هایی می‏توان تقسیم کرد:

الف) شناسایی مشکل شامل سه مرحله است:

1. انتخاب زمان و مکانی مناسب برای مشکل‏گشایی

2. ثبت موارد اساسی مطرح شده در جلسه‏های مشکل‏گشایی

3. بهره‏مندی از صراحت در تعریف مشکل

ب ) حل مشکل شامل شش مرحله است:

1. پذیرش مشکل و اقدام برای دستیابی به راه حل

2. وضوح هدف

3. ملاحظه‏ی فراگیرترین راه‏حل‏های ممکن

4. انتخاب یک راه‏حل همراه با سازش فکری

5. آزمودن راه‏حل، گردآوری داده‏ها و ارزیابی پیامد کار

6. اصلاح، بازنگری و مذاکره‏ی مجدد در روابط (برنشتاین[23] و برنشتاین[24]، 1380).

روابط ضعیف والدین تأثیر مستقیمی بر روی فرزندان دارد. فرزندانی که احساس می‏کنند والدین آن‏ها روابط خوبی با هم دارند احساس شادمانی می‏کنند. برعکس، والدینی که دائم سرگرم مشکلات خویش هستند، این تصور را در فرزندان خود بوجود می‏آورند که والدین علاقه‏ای به آن‏ها ندارند. هرچه درگیری زناشویی شدت یابد، حلقه­ی روابط بد خانوادگی هم رشد پیدا می‏کند و در این‏جا یک فرآیند «دور باطل[25]» شکل می‏گیرد (هارلوک، 1975 به نقل از برجعلی، 1378).

در اختلافات و ناسازگاری‏های زناشویی عوامل درون فردی و بین فردی نقش دارند. عوامل بین فردی شامل: کاهش منفعت‏های هیجانی از ازدواج، ارتباط نامناسب بین زوجین، عدم تعامل بین زوجین، عدم توافق درباره ی نقش‏ها، نبود صمیمیت (جنسی، هیجانی، هوشی، معنوی و ...)، عدم توافق در انتظارات، عقاید و استانداردها، ناهمسویی تبادلات اجتماعی و اهداف متناقض، می‏شود. عوامل درون فردی شامل منفی‏نگری، عدم توانایی جهت اصلاح و یا حل مشکل، کاهش عفو، بخشش و توافق، کناره‏گیری و عقب‏نشینی، سطح بالای خشونت و سطح پایین رفتارهای حمایتی می‏شود (حیاتی، 1386).

خانواده درمانی کمک می‏کند زوجین از رفتار ضعیف خودآگاهی پیدا کنند. با این‏که جامعه­ی سالم در گرو خانواده­ی سالم است، به دلایل متعددی چون گذر از سنت به مدرنیته، تغییر نظام خانواده‏ها، سست شدن روابط عاطفی، کارآمد نبودن الگوهای ارتباطی و کنترلی والدین، افزایش طلاق، مهاجرت، فشارهای شغلی و اجتماعی و ... مشکلات خانوادگی و زناشویی افزایش یافته است. این عوامل در سطح کلان موجب شده‏اند خانواده یک نظام هدفمند نباشد. در چنین شرایطی، حضور و مداخله­ی متخصصی که در زمینه­ی حل تعارض‏های زناشویی آگاه باشد، اجتناب‏ناپذیر است (کیمیایی و باقریان‏نژاد، 1384).

3. 2 رضایت زناشویی

رضایت زناشویی احساس لذت و خشنودی و رضایت در تمام جنبه‏های روابط زناشویی است. رضایت زناشویی حالتی از رضایت و خشنودی است که از جنبه­ی درون فردی، تجارب ذهنی خوشایند و از جنبه­ی میان فردی، هماهنگی میان انتظارات یک طرف با رفتارهای طرف مقابل است که در زمینه‏های گوناگون چون سبک زندگی، ارتباط، رابطه­ی جنسی، درآمد، تصمیم‏گیری، وقت آزاد یا دوستان وجود دارد (نظری، 1385 به نقل از محمدزاده، 1387).

1. 3. 2 عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی

یکی از عوامل مهم رضایت زناشویی، ارتباط صمیمانه بین زوجین است و برای داشتن این ارتباط صمیمانه باید در افکار هم شریک باشیم، به همدیگر بازخوردهای مثبت بدهیم و از همدیگر قدردانی کنیم.

پذیرا بودن، ایمان و اعتماد به همدیگر، شناخت نقاط مثبت همدیگر، صبور بودن، اظهار
علاقه کردن، شناسایی تلاش‏های همدیگر و ... (همگی از مهارت‏های دلگرم‏سازی است که به تفصیل ارائه شد) از عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی است.


تبیین و توضیح نظریات مختلف فقهی و حقوقی در باب حکم ماده 630

با وقوع انقلاب اسلامی در بهمن ماه 57 و در راستای اعمال اصل چهارم قانون اساسی،1 قانون مجازات عمومی مصوب 1352 حذف و قانون مجازاتی براساس احکام دین اسلام در کشور، تنظیم شد با ملاحظه قوانین کیفری تنظیمی بعد از انقلاب، در خواهیم یافت که منبع اصلی قانونگذار در تدوین قوانین کیفری، قول مشهور فقها و به ویژه قول حضرت امام خمینی (ره) در کتاب «تحریرالوسیله»بو
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 152 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 236
تبیین و توضیح نظریات مختلف فقهی و حقوقی در باب حکم ماده 630

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

با وقوع انقلاب اسلامی در بهمن ماه 57 و در راستای اعمال اصل چهارم قانون اساسی،[1] قانون مجازات عمومی مصوب 1352 حذف و قانون مجازاتی براساس احکام دین اسلام در کشور، تنظیم شد .با ملاحظه قوانین کیفری تنظیمی بعد از انقلاب، در خواهیم یافت که منبع اصلی قانونگذار در تدوین قوانین کیفری، قول مشهور فقها و به ویژه قول حضرت امام خمینی (ره) در کتاب «تحریرالوسیله»بوده است . یکی از مواد قانونی که به منظور اسلامی کردن قوانین کیفری، عینا از فقه وارد قانون مجازات اسلامی شده ،ماده 630قانون مجازات اسلامی است . این ماده قانونی که در قانون مجازات عمومی سابق ( قبل از انقلاب ) به نحو دیگری ( ماده 179 قانون مجازات عمومی مصوب 1352)[2] وجود داشت ولی در قانون حدود و قصاص مصوب بعد از انقلاب و نیز قانون تعزیرات مصوب سال 1362 بدان شکل، مشخصا نیامده بود، در قانون مجازات اسلامی و بخش تعزیرات مصوب 1375 مجدداً احیا شد .[3]

ماده 630 ق.م .ا که از آن به «قتل در فراش» نیز تعبیر می شود بیان می دارد « هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می تواند به قتل برساند . حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است. »

سابقه تاریخی حکم موضوع ماده 630 و عمر دیرپای این حکم در جوامع بشری، رویکرد دوگانه مقنن جمهوری اسلامی ایران و حذف حکم موضوع این ماده بعد از انقلاب و احیای مجدد آن در سال 1375 و اختلاف نظر شدیدی که در این زمینه بین فقهای اسلامی وجود دارد، ذهن را به خود جلب می نماید و وا می دارد که علت این رویکرد دوگانه مقنن و این همه اختلاف نظر در بین فقها را بشکافد و در واقعیت امر تحقیق کند.

تعصبات شدید ناموسی در کشورمان، امکان استفاده یا سوءاستفاده از حکم موضوع از سوی مرد ایرانی و همینطور جزئی بودن موضوع که این امکان را به وجود می آورد که از جنبه های مختلف به بحث و بررسی پیرامون آن پرداخت و کاری نسبتا جامع ارایه داد از مهمترین انگیزه هایی است که تحقیق پیرامون این ماده را تقویت می نماید . در این تحقیق سعی می شود تا ضمن تبیین شرایط معافیت از مجازات و مقایسه دو ماده 630قانون مجازات اسلامی و 179 قانون مجازات عمومی از این حیث،حکم مشابه به این ماده در چند کشور نیز مورد بررسی قرار گیرد . همچنین در بیان مبنای حکم دو ماده یاد شده از طرف فقها عظام و حقوقدانان نظرات متفاوتی ارائه شده است که به بررسی و تحلیل هر یک از این تئوری ها و نظرها پرداخته می شود. ضمن اینکه در بخش حقوقی به دلیل اهمیت و ارتباط موضوع با مباحث «دفاع مشروع» ،«عوامل موجهه جرم» ،«معاذیر قانونی» و «کیفیات مخففه قضایی» تحقیق نسبتا جامعی صورت می گیرد.

الف ) بیان مسئله و ارائه فرضیه :

ماده 630 به مرد اجازه داده است در حالی که همسر او با مطاوعه به عمل زنا با مرد اجنبی در حال ارتکاب زنا است آن دو را بکشد . حال مبنای توجیه این مجوز چیست ؟ این مجوز که قائلین به آن ذکر کرده اند به شرح ذیل است:

1- مبنای معافعیت از مجازات به دلیل حاکمیت قاعده دفاع مشروع است. ( علل موجهه).

2- عدم مسؤولیت مرد به دلیل ایجاد حالت روانی و عدم اراده لازم برای مسؤولیت است ( معاذیر قانونی )

3- این حکم در فقه اسلامی نیز سابقه دارد ولی معافیت مرتکب و عدم مسؤولیت وی مستلزم اثبات ادعای اوست .

ب ) هدف تحقیق :

تبیین و توضیح نظریات مختلف فقهی و حقوقی در باب حکم ماده 630 ق.م.ا که در واقع این نظریات توجیه کننده حکم ماده مذکور بوده و مبنای فقهی آن به شمار می روند.

از سوی دیگر با توجه به اینکه این موضوع در مقررات عرفی هم دارای سابقه است نظریات حقوقدانان را در مورد ماده 179 قانون مجازات عمومی بررسی و سپس آنها را با مقررات جدید و نظرات فقهی مقایسه خواهیم کرد.

در بیان نظرات فقهی و مستندات روایی، روایات وارده در این باب که توسط فقهای امامیه و اهل سنت مورد استفاده قرار گرفته است را به تفضیل بیان کرده و اقوال مختلف فقهی و دیدگاه فقها پیرامون حکم را توضیح می دهیم.

بنابراین هدف از تحقیق، تشریح مبانی فقهی و حقوقی مطرح شده پیرامون حکم ماده 630 قانون مجازات اسلامی (قتل در فراش) و دلایل و مستندات هر یک از این مبانی است که با این تجزیه وتحلیل به کشف نقاط قوت و ضعف ماده مزبور پرداخته و با ارائه پیشنهاد مناسب در جهت تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف ماده قانون بکوشیم تا بدین وسیله موارد ابهام واجمال حکم مشخص شود

فصل اول

کلیات

1-1- مفردات

1-1-1: قتل ( Homicide)

در تعریف قتل گفته شده است «القتل فعل من العباد تزول به الحیاه»[4] یعنی قتل عبارت است از : عمل یکی از بندگان که بوسیله آن حیات از بین می رود. همچنین گفته شده است« القتل فعل موثر فی ازهاق روح »[5] یعنی قتل عبارت است از فعل موثر در اخراج روح از بدن . نهایتا در مقام تعریف گفته شده است « فهو ازهاق روح آدمی بفعل آدمی آخر » [6] . یعنی قتل عبارت است از اخراج روح آدمی بوسیله عمل انسان دیگر . از نظر لغوی قتل به معنای کشتن و از بین بردن حیات دیگری است .[7] و معادل خارجی این کلمه همان Homicide)) به معنای کشتن یک انسان زنده به وسیله فعل یا ترک فعل دیگر است . [8] گارو قتل عمدی را اینگونه تعریف کرده است : « قتل عمدی سلب عمدی حیات از شخص زنده است بوسیله شخصی دیگر بدون مجوز قانونی» [9] .اگر قید «عمومی » را از تعریف فوق حذف کنیم و بگوییم قتل عبارت است از سلب حیات از شخص زنده به وسیله شخص دیگر شامل همه انواع قتل می شود .

با مراجعه به کتابهای فقهی درمی یابیم که تعریفی که تنها ناظر به قتل باشد و جامع تمامی مصادیق قتل شود وجود ندارد بلکه اغلب در بحث موجبات قصاص یا دیه تعریف انواع مختلف قتل است .

به عنوان مثال صاحب جواهر در شرح تعریف قتل موجب قصاص از نظر صاحب شرایع می فرماید :

« و هو ازهاق النفس المعصومه و اخراجها من التعلق بالبدن المکافئه و المساویه لنفس المزهق فی الاسلام و الحریه و غیرهما من الشرایط آلاتیه الاّ علی عمدا و عدوناً»[10] یعنی قتل عبارت است از « از بین بردن جان انسان بی گناه و خارج ساختن آن از بدن که از نظر اسلام، مقتول در شرایط آزادی و غیر آن با قاتل مساوی و این از بین بردن به طور عمدی و عدوانی است». بنابراین با حذف دو قید عمداً و عدواناً از دیدگاه ایشان قتل به معنای اخراج روح از کالبد انسان تعریف می شود .

قانون مجازات اسلامی نیز قتل را تعریف نکرده است . حقوقدانان نیز با توجه به قیود عمد شبه عمد و خطا، تعاریفی از قتل ارایه داده اند و اکثر ایشان آن را برشمرده اند . این شرایط عبارت از« وجود نفس یعنی انسان زنده » و« عمل مرتکب روی انسان زنده » و « سلب حیات در نتیجه عمل مرتکب » و« رابطه علیت بین عمل مرتکب و سلب حیات » است .[11]

نهایت اینکه به نظر می آید می توان قتل را « سلب حیات انسان زنده بوسیله انسان دیگر » تعریف کرد که با توجه به این تعریف، خودکشی و مرگ از دایره شمول تعریف قتل خارج می شوند. زیرا در خود کشی ، مفهوم انسان دیگر مفقود است و در مرگ ، سلب حیات دیگری منتفی است . بنابر دلالت آیات قرآنی و احادیث منقول از پیشوایان دینی ، حیات و زندگی انسان دارای اهمیت خاص و ویژه ای است و خداوند متعال در موارد زیادی در قرآن کریم بر ارزش حیات انسان و حفاظت و صیانت آن تاکید کرده و روی این اصل هر نوع تعدی و تعرضی به حیات بشر که سلامت و تمامیت آن را به خطر اندازد ، یا به آن لطمه زند. حتی اگر از طرف خود انسان باشد ممنوع و حرام اعلام نموده است.

1-1-2: زنا (Sexual intercourse (

زنا به فتح اول در لغت به معنای «فجور و معصیت کردن با زن است »[12] و در اصطلاح شرعی عبارت است از « جماع مرد بالغ عاقل با زنی که بر او حرام است یعنی هیچ عقد و ملکیت و شبهه ای وجود نداشته باشد و این جماع با علم به حرمت و در حال اختیار انجام شود .»[13]

محقق در شرایع در تعریف زنا می فرماید : «فهر ایلاج الانسان ذکره فی فرج امرأه محرمه من غیر عقد و لا ملک و لا شبهه و یتحقق ذلک بغیوبه الحشفه قبلا او دبراً »[14] یعنی زنا عبارتست از آنکه مردی آلت تناسلی خود را در فرج زنی که عقد و ملکیت و شبهه ای وجود نداشته و به او حرام است ، داخل کند و این امر با پنهان شدن به میزان حشفه چه در قبل و چه در دبر زن باشد ، محقق می شود . بنابر تعریف مذکور حرمت بین مرد و زن باید اصالتا و نه به خاطر منهیات شرعی همانند حیض و مانند آن باشد .[15] از جمله قیود دیگر، دخول آلت تناسلی مرد در قبل یا دبر زن است که با توجه به این خصیصه ، چنین شرطی در مورد خنثای مشکل محقق نمی شود و به طور خلاصه شرایط زیر برای تحقیق جرم زنا لازم است :

1- حرام بودن زن بر فاعل :

یعنی باید زن اصالتا بر فاعل حرام باشد . بنابراین چنانچه دخولی بر زن واقع شود که حرمتش عرضی باشد مثل وطی شوهر با همسر خود در حال حیض یا حال روزه و اعتکاف ، زنا محسوب نخواهد شد.

2- عمل دخول :

دخول به اندازه حشفه ، زنا را محقق می سازد و اگر حشفه نباشد ، چنانچه عرفا دخول صدق کند ،کافی خواهد بود . ولو اینکه به اندازه حشفه هم وارد نشده باشد، هر چند احتیاط حکم می کند به مقدار ختنه گاه برسد .[16]

3 – مرتکب دارای شرایط تکلیف ، یعنی بلوغ ، عقل ،اختیار و علم به حرمت زنا هنگام عمل باشد .

4- دخول اشتباهی صورت نگرفته باشد :

بنابراین اگر کسی با زنی اجنبی به گمان اینکه همسرش است دخول انجام دهد ، زنا محسوب نمی شود و بخاطر وجود شبهه ، قاعده درء جاری خواهد شد «الحدود تدرء بالشبهات» . در فرهنگ لغت خارجی ، چنانچه تماس جنسی با یک زن بدون رضایت وی انجام گیرد و مرد با زور و اجبار عمل دخول را انجام دهد ، زنای به عنف (RAPE) محقق می شود . [17]

1-1-3: فراش (MARRIAGE BED)

فراش در لغت به معنای گستردنی ، آنچه گسترده می شود و بر آنچه می خوابند و جامه خواب آمده است . [18] همچنین از آن به معنای زن ، مرد ، یا هر یک از دو همسر یاد شده و زوج یا زوجه فراش یکدیگر خوانده می شوند .[19]

در کتب لغت خارجی معادل کلمه فراش بدین معنا آمده است The right cohabitation or marital intercours یعنی، فراش عبارت از حق نزدیکی جنسی زوجین و عمل زناشویی بین آن دو است .[20]

از نظر فقهی تعریف روشنی از کلمه « فراش» در احکام فقها دیده نمی شود و در بیان قاعده فقهی « الولد للفراش » ایشان تنها به بیان جزئیات و شرایط این قاعده پرداخته اند .

از نظر اصطلاحی با توجه به کثرت استعمال «فراش» در نزدیکی و مقاربت می توان گفت: که «فراش» کنایه از همان نزدیکی و مواقعه است، همانطور که در قاعده «الولد للفراش» ، به معنی نزدیکی استعمال شده است .[21] دکتر صانعی «فراش» را به معنای بستر ذکر کرده است و منظور از «فراش» را در عبارت «در یک فراش» به معنای در یک بستر بودن می داند . همچنین بعضی از نویسندگان حقوقی ، منظور از« فراش » را همان همخوابه بودن زن و مرد دانسته اند . [22]

با توجه به تعریف لغوی و اصطلاحی « فراش» و نیز کاربرد این کلمه در حقوق عرفی ، به نظر می رسد که بتوان همان معنای همخوابه بودن و انجام مواقعه و نزدیکی را از آن استنباط کرد .

البته در اینجا لازم است که توضیحاتی پیرامون عبارت مشهور « الولد للفراش» که در حقوق مدنی از آن به عنوان یک اماره قانونی یعنی «اماره فراش» استفاده می شود ، ارائه نماییم چرا که با توجه به عدم تغییر در عبارات قانون مدنی ( بر خلاف قانون مجازات) قانونگذار در آنجا نیز از این عبارت استفاده کرده است .

در قانون مدنی فرانسه ، پیش از اصلاحات سال 1972 انتساب فرزندی که مادر در دوران زناشویی آبستن شده بود ، به شوهر آن در زمره اماره های قانونی قرار داشت و جز در موارد نادر ، خلاف این اماره قابل اثبات نبود (ماده 312) ولی براساس اصلاحات سال 1972، اماره فراش تا زمانی اعتبار دارد که خلاف آن ثابت نشده باشد . در حقوق اسلام بر طبق قاعده «الولد للفراش و للعاهر الحجر» کودک متولد در زمان زوجیت از آن شوهر دانسته شده است که جز از راه لعان نمی توان بر خلاف آن را اثبات کرد .[23]

در قانون مدنی ایران نیز «قاعده فراش» در زمره امارات قانونی آمده است. بر طبق ماده 1158 ق. م. « طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است ، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد».

از بخش نخست این ماده استفاده می شود که قانونگذار تولد در دوران زناشویی را نشانه انتساب طفل به شوهر دانسته است . حکم ماده 1159 ق .م، یکی از موارد اجرای اماره فراش است . ولی چون نزدیکی زن و شوهری که در زندگی مشترک آنان طفلی به دنیا آمده ، مفروض است ، در موردی که نکاح بیش از تولد طفل منحل شده است ، مبدا اجرای اماره فراش ، تاریخ انحلال نکاح ، یعنی آخرین لحظه ای که امکان وقوع نزدیکی بین زن و شوهر وجود دارد ، قرار داده شده است . بنابراین از جمع مواد 1158و 1159 ق.م می توان چنین استنباط کرد که آبستن شدن زن در دوران زناشویی ، اماره قانونی بر وقوع نزدیکی بین زن و شوهر است و دادرس در هیچ صورتی نمی تواند از مدعی نسب دلیل وقوع نزدیکی و ارتباط آن را با کودکی که به دنیا آمده است ، بخواهد . به بیان دیگر ، درباره احراز وقوع نزدیکی بین زن و شوهر ، طبیعت اماره ای که مورد استناد قرار می گیرد ، متفاوت است .[24]

بنابراین اماره فراش، در واقع ترکیبی از سه اماره قانونی است که در آنها وقوع و تاریخ نزدیکی بین زن و شوهر و ارتباط آبستنی زن به آن مفروض شناخته شده است . از تالیف این سه اماره چنین نتیجه می شود که فرزند این زن شوهردار ، منسوب به شوهر اوست ، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.[25]

از آنچه گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که کلمه« فراش» ، در ماده 179ق.م .ع به معنای مواقعه و نزدیکی است و عبارت « حالتی که به منزله وجود در یک فراش است » بیانگر انجام اعمالی است که برای مواقعه به منزله مقدمه است و هر فصلی که تحت این عنوان قرار گیرد حالت «بمنزله وجود در یک فراش » را تداعی می کند .

از نظر ماده 179 قانون مجازات عمومی ایران مصوب سال 1304 مستفاد از جمله «در یک فراش یا بمنزله یک فراش » مقدمات زنا از قبیل : کندن لباس ، خوابیدن در کنار هم و مانند آن است . به عقیده دکتر علی آبادی منظور از جمله مذکور را حالتی می داند که ابتدا بیننده را به اشتباه وادارد که آن دو مشغول نزدیکی هستند ، در صورتی که واقعا چنین نباشد ، مثل اینکه اجنبی و زن بر روی هم قرار گرفته باشند، مشاهده چنین صحنه ای چون موجب توهم انجام مواقعه می شود ، با تعریف فراش و تطابق با شرایط آن همگونی دارد.[26]

مرحوم علی حائری شاه باغ در این زمینه معتقد است : «منظور همان کیفیتی است که طرفین عمل زنا مقدمتا انجام می دهند . از قبیل : کندن لباس و امثال آن و یا در اطاقی باشند و آن را از داخل ببندند و زوج از روزنه اطاق موقع شروع به عمل زنا مشاهده کند .»[27]

رویه قضایی قبل از انقلاب اسلامی نیز « حالت در یک فراش یا بمنزله یک فراش» را موسع تفسیر کرده و تنها به مواقعه توجه نداشته است و از آراء متعدد مستفاد می شود که دیوان تمییز ،کلمه فراش را در معنای عام آن پذیرفته است ، در حالی که بعضی از نویسندگان ،دخول کامل را شرط تحقق ماده 179 ق.م.ع دانستند و معتقد بودند که قانونگذار در تدوین و تصویب این ماده به مفردات فقهی و شرعی توجه داشته و حال آنکه مقنن از اصطلاحات خاص فقهی در این ماده استفاده نکرده بود و صرف وجود در یک فراش یا حالتی که منزله وجود در یک فراش است را برای برخورداری از معافیت کافی می دانست ، به خصوص که قانون مجازات عمومی سابق ، در آغاز تصریح می کند که هدف آن ، وضع قوانین عرفی برای حفظ نظام مملکت است و مقصود ، اجرای حدود و تعزیرات شرعی نیست .[28]

در نتیجه باید گفت که از نظر« لغوی » فراش به معنای بستر است ولی از نظر حقوقی شاید بتوان مقصود از آن را حالت یا مکانی که تنها زن با شوهر خود در آن حالت دیده می شوند دانست .

1-2 : سابقه تاریخی

1-2-1 :در دوران گذشته

1-2-1-1: دولت بابل ( قانون حمورابی )

یکی از قوانین دنیای باستان که در واقع از سایر مقررات منصفانه تر و عطوفت آمیزتر بوده ، قانون معروف حمورابی است . این قانون تقریبا مربوط به چهارهزار سال پیش واز قدیمی ترین و کامل ترین قوانینی است که تا کنون به دست بشر رسیده است[29] .

در این قانون رابطه نامشروع زن با مرد اجنبی جرم و قابل مجازات بود. اما زن و مرد بطور یکسان در برابر قانون قرار نمی گیرند .اگر مردی وظایف همسری خود را فراموش کرده و با زنان دیگر به صورتی که صاحب شوهر نباشند ، رابطه نامشروع داشت ، تنها چاره برای زن آن بود که شوهرش را ترک گوید ، ولی در صورتی که زن مرتکب خیانت میشد مجازاتش به موجب ماده 33 این قانون غرق کردن در آب است . اگر زن شوهردار و معشوق او در حین ارتکاب جرم دستگیر می شدند ، دست و پای آنها را بسته و به آب می انداختند و در صورتی که گناه آن دو مشهود نبوده و ثابت نشده بود آنها را بدون بستن به آب می افکندند . ماده 129 قانون حمورابی بیان می کرد: « اگر زن شوهر داری با مرد اجنبی در یک بستر دیده شود ، دست و پای هردوی آنها را بسته و در آب می اندازند، مگر اینکه شوهر زن خود را بخشیده و پادشاه مرد را مورد عفو قرار دهد )) [30]

این ماده چند ویژگی دارد که ذکر آنها ، تفاوت های این ماده را با ماده 630 قانون مجازات اسلامی آشکار می سازد . اول اینکه اجرای این مجازات منوط به مشاهده شوهر نیست بلکه هر کس آنها را در یک بستر ببیند ، مجازات آنها غرق شدن در آب است .دوم اینکه اعم از اینکه مرد متاهل باشد یا نباشد مشمول این ماده خواهد شد که در این خصوص شبیه قانون فعلی ماست . سوم اینکه جرم موضوع این ماده قابل گذشت از سوی شوهر است .

اکنون این سوال مطرح می شود که آیا ماده 129 قانون حمورابی ، اجازه اجرای مجازات مزبور را به شوهر واگذار کرده یا اجرای آن از وظایف قضات است ؟باید گفت : با توجه به اینکه یکی از بارزترین ویژگی های قانون حمورابی، منع انتقام خصوصی است و مقنن در اکثر مواردی که از «آنان » سخن به میان می آورد، منظور قضات می باشد [31] و با عنایت به نوع مجازات مزبور در این ماده که امکان اجرای آن توسط خود شوهر بعید است و اینکه اصولا اجرای مجازات در قانون حمورابی از اختیارات قضات است مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد که چنین تصریحی وجود ندارد لذا به نظر می آید اجرای این مجازات صرفا در اختیار قاضی است .

1-2-1-2 : دولت آشور

یکی دیگر از تمدن هایی که در بین النهرین شکل گرفت ، تمدن آشور است که بعد از افول بابل در شمال آن به وجود آمد . قوانین کیفری و به تبع آن مجازات زنان خیانتکار در قوانین آشوری به مراتب سخت تر از بابلیان بوده است . اگر چه در این نوع مجازات های به طور صریح در کتب تاریخی معین نشده است اما با مراجعه به مجازات های معمول در زمان آشوریان می توان استنباط کرد که زنان خیانتکار برکنار از این مجازات ها نبوده اند . بریدن گوش و بینی به طور چشمگیری معمول بود .گاهی اجرای مجازات به خود شاکی واگذار می شد . زنا ، هتک ناموس و بعضی از اشکال دزدی را در دولت آشوری معمولا با اعدام مجازات می کردند . یا گناهکار را با پای بسته در آب می انداختند و سرنوشت او را به دست آب می سپردند .[32]

زن در این سرزمین حتی از بابل پست تر بود و مردان می توانستند تعدادی کنیز برای خود به عنوان معشوقه بگیرند ولی زنان موظف بودند که کاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند ، روسپی گری معمول و تابع قوانین بود و اگر مردی زن خود را در حالت خیانت دستگیر می کرد ، حق کشتن او را داشت »[33]

1-2-1-3: یونان باستان

در یونان باستان برای مرد زناکار مجازاتی وجود ندارد ولی زانیه به مجازات مرگ محکوم می شود . یک مرد می تواند علاوه بر همسر خود با زنان دیگر نیز آمیزش داشته باشد . در زمان حکومت «سولون» در حقوق یونان باستان تعدیلاتی صورت گرفت . وی قوانین ظالمانه ای را که قبل از وی به دستور اشراف ستمگر تدوین شده بود لغو کرد و روسپی گری را قانونی نمود و بر زنا کاران مالیات بست و روسپی خانه هایی تحت نظارت دولت به وجود آورد .در زمان وی برای کسی که به ناموس زنی آزاد تجاوز می کرد ، صد دراحم (درهم) جریمه وجود داشت و این مجازات خیلی کمتر از آن بود که در قوانین سابق مقرر شده بود لیکن به مردی که ببیند بین زن یا مادر یا رفیقه یا خواهر یا دخترش با مردی بیگانه رابطه نامشروع برقرار کرده است ، اجازه داد که آن مرد را به قتل برساند .[34] زن خیانتکار نیز که بدون اجازه شوهر با مرد اجنبی رابطه نامشروع داشته باشد اگر در جرم مشهود گرفتار می شد ممکن بود به دست شوهر کشته شود . [35]

1-2-1-4 : روم

وضع زنان در حقوق روم نیز با عدالت و انصاف سازگار نبود . در خانواده رومی رئیس خانواده دارای قدرت مطلق بود ، وی حق داشت دختران و پسران و همسر خود را بکشد . به عاریه یا به فروش رساند . همچنین پدری که دخترش را در حال زنا می دید و مرتکب قتل می شد از مجازات معاف می گردید ، به شرط آنکه دختر تحت حضانت پدر باشد .. در زمان «کاتو» زنای زنان جنایت محسوب می شد و مرد می توانست به این خاطر او را بکشد . در حالی که چنانچه خود او مرتکب زنا می شد متحمل هیچگونه جریمه و مجازاتی نمی شد . در زمان «اگوست » قوانینی وضع شد که نسبت به زن ومرد جنایتکار یکسان عمل می کرد و مقرر می دانست که بر اساس آن از نیمی از ثروت خود محروم شده و حق ازدواح با یکدیگر را نداشتند .[36]

1-2-1-5 : مصر باستان

در مصر قدیم ، زنا دادن اصولا مجازاتی نداشته است ، تنها کاری که شوهر می توانسته نسبت به زن خیانتکار خود بنماید این بود که بدون دادن هیچ حقی او را از خانه بیرون کند . در حقیقت رفتار جامعه نسبت به این موضوع بسیار ملایم و خفیف بود . ولی اگر جز در این صورت وی را طلاق می داد ناچار بود قسمت بزرگی از املاک خانواده را به وی واگذارد. وضع زنان به طور کلی خوب بود ، آنها در کوچه و خیابان با آزادی کامل رفت و آمد می کردند .[37] نتیجتاً می توان گفت که در مصر قدیم روابط جنسی مانند امروز اروپا و آمریکا بود .

1-2-1-6 : هخامنشیان ، پارتیان و ساسانیان :

در زمان هخامنشیان مجازات زنی که به شوهرش خیانت بکند مرگ نیست فقط شوهر می توانست او را اخراج کند ، به صورت برده به دیگران بفروشد .[38]

در زمان پارتیان، جنایاتی که در خانواده واقع می شد ، مثل قتل زن به دست شوهر یا پسر و دختر به دست پدر یا خواهر به دست برادر و یا جنایاتی مابین پسران و برادران به عدلیه رجوع نمی شد و بایستی خود خانواده قراری در اینگونه جنایات مقرر می داشت . زیرا به عقیده پارتی ها این نوع جنایت به حقوق عمومی مربوط نبود و تصور می کردند که فقط به حقوق خانواده خلل وارد می آورد لیکن اگردختر یا خواهر شوهردار ، موضوع چنین جنایتی می شد کار به عدلیه محول می شد . زیرا زنی که شوهر می کرد جزء خانواده شوهر محسوب می شد . از مجازات های این دوره اطلاعاتی در دست نیست ، همین قدر معلوم است که مجازات خیانت زن به شوهر خیلی سخت بوده و مرد حق کشتن زن را داشت.[39]قانون حاکم در امور مدنی و جزایی در روزگار ساسانیان ، قوانین زردتشت بود که دستورات و مقررات آن در کتاب اوستا و سایر کتب مذهبی به طور مفصل و مشروح بیان شده است که در مباحث بعد به شرح حکم موضوع ماده 630 در دین زردتشت خواهیم پرداخت .


نقد و بررسی عوامل مؤثر بر فرآیند توسعه جامعه شناسی در ایران

جامعه­شناسی در ایران از جنبه­های گوناگون سیاسی، علمی، تاریخی و فرهنگی می­تواند مورد بحث قرار گیرد این تحقیق به طرح عوامل مؤثر در فرآیند توسعه این علم می­پردازد تا امکان مطالعه و بیان زمینه­های مختلف پیدایش و رشد جامعه­شناسی که مصادف با طرح برنامه­های توسعه از دهه­ی 1320 و در ادامه پس از انقلاب اسلامی تا کنون می­باشد میسر شود به همین منظور به طرح ت
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 73 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 92
نقد و بررسی عوامل مؤثر بر فرآیند توسعه جامعه شناسی در ایران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه...................................... 1

فصل اول: کلیات............................. 4

بیان مسئله.................. 5

ضرورت و اهمیت تحقیق......... 6

اهداف تحقیق ................ 7

تعریف مفاهیم و اصطلاحات...... 8

فصل دوم: بررسی و نقد نظریات مطرح.......... 32

پیشینه تحقیق............... 33

چارچوب نظری – مقدمه........ 37

مباحث و مفاهیم نظری تحقیق.. 38

اهمیت چارچوب نظری.......... 51

درآمدی بر نظریه وابستگی.... 53

دیدگاه کل در جامعه شناسی علم 56

دیدگاه نظام جهانی ......... 58

بسترهای توسعه در کشورهای در حال توسعه 60

جهانی شدن و توسعه اجتماعی.. 64

دیدگاه های صاحب نظران ایرانی 66

سوالات تحقیق................ 67

الگوی تحلیلی تحقیق......... 68

تعریف مفهومی وعملیاتی مفاهیم بکار رفته در مدل نظری...................................... 72

فصل سوم: روش تحقیق........................ 76

1- روش تحقیق............... 77

2- رسش تحقیق............... 79

3- جامعه آماری............. 80

4- روش نمونه گیری و حجم نمونه 81

5- ابزار گردآوری داده ها .. 81

6- روش تجزیه وتحلیل داده ها 81

فهرست منابع و ماخذ........................ 83

مقدمه

جامعه­شناسی در ایران از جنبه­های گوناگون سیاسی، علمی، تاریخی و فرهنگی می­تواند مورد بحث قرار گیرد. این تحقیق به طرح عوامل مؤثر در فرآیند توسعه این علم می­پردازد تا امکان مطالعه و بیان زمینه­های مختلف پیدایش و رشد جامعه­شناسی که مصادف با طرح برنامه­های توسعه از دهه­ی 1320 و در ادامه پس از انقلاب اسلامی تا کنون می­باشد میسر شود. به همین منظور به طرح تأثیر مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر شکل­گیری جامعه­شناسی در ایران پرداخته خواهد شد.

قابل توجه است که آن­چه به عنوان جامعه­شناسی در ایران از بدو شروع وجود داشته است، با جامعه­شناسی در سایر کشورها مخصوصاً جامعه­شناسی غرب، متفاوت بوده است.

با این­که در اصول وجوه اشتراک دیده می­شود، اما در زبان، برخورد با مسائل جامعه، نحوه­ی بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی، رابطه با پدیده­های فرهنگی و نحوه­ی ارتباط با دیگر رشته­های علمی وضعیتی خاص پیدا کرده است.

جامعه­شناسی امروزی ایران تحت تأثیر گرایش­های فکری و اجتماعی در طول دهه­های گذشته و اندیشه­های ناشی از حوادث مربوط به انقلاب اسلامی می­باشد. از این­رو می­توان گفت که « جامعه­شناسی در ایران» از عناصر چندگانه برخوردار است، زیرا عوامل بسیاری در پیدایش، روند توسعه و شکل­گری شرایط امروزی آن مؤثر بوده­اند.

پیگیری روند شکل­گیری و تحول جامعه­شناسی در ایران براساس رویکرد فرا جامعه­شناسی است. جامعه­شناسی به عنوان ایده و اندیشه تلقی شده که در گذر زمان دچار تحول و تغییر گردیده است. بیان عوامل و عناصر مؤثر در شکل­گیری جامعه­شناسی در ایران و تحول آن موردنظر می­باشد. شناسائی موقعیت جامعه­شناسی در ایران می­تواند با دیدگاه­های متعددی انجام بگیرد. دیدگاه­های ممکن در بررسی جامعه­شناسی را می­توان به دو دسته تقسیم کرد:

1)دیدگاه ایدئولوژیک (نقد جامعه­شناسی براساس پیش­فرض­های مذهبی، سیاسی و انگیزه­ای) در این دیدگاه، ارزیابی جامعه­شناسی با تکیه بر دلیل­آوری­های سیاسی و ایدئولوژیک است اما فهم علمی چون جامعه­شناسی در ایران که از محصولات و نتایج توسعه­ی اجتماعی-اقتصادی است بدون استفاده از روش­های تحقیق و پیش­فرض­های موجود در نظام جدید که ساختار جدید دارد امکان ندارد.

2)دیدگاه دوم تأکید بر تحقق جامعه­شناسی هم چون یک واقعیت تاریخی اجتماعی است. در این دیدگاه با جامعه­شناسی علم، جامعه­شناسی معرفتی و فرا جامعه­شناسی روبه­رو می­شویم. براساس هر سه دیدگاه در آغاز بایستی ریشه­ها، زمینه­ها و موقعیت­هایی که موجب پیدایش جامعه­شناسی در ایران شده است روشن گردد.

در این تحقیق با توجه به رویکرد نوع دوم، بررسی رابطة علم جامعه­شناسی در ایران با جریان توسعه­ی اجتماعی، اقتصادی و علمی موردنظر می­باشد.

فصل اول:

کلیات

بیان مسأله

در اغلب جوامع در حال توسعه مسائل و معضلات فرهنگی و اجتماعی در حوزه علوم اجتماعی قرار می­گیرند و متفکران و متخصصین رشته­های این علوم در طرح صحیح موانع و مشکلات نقشی اساسی دارند. در جوامع درحال گذار امروزی که بین صنعت و مدرنیته در نوسان است علوم انسانی به طور اعم و رشته­های علوم اجتماعی به طور اخص با مسائلی روبه­روست که مختص این جوامع می­باشد. در کشورما و در سال­های اخیر ضرورت توجه به این رشته­ها بیشتر به نظر می­رسد.

در گذر زمان جامعه­شناسی در ایران از علمی صرفاً حاشیه­ای به حوزه اصلی بحث و گفتگو تبدیل شده و نظر بسیاری از سیاستمداران، روشنفکران و منتقدان را به خود جلب کرده است. جامعه­شناسی در ایران از موضوعاتی است که تاکنون به طور جدی و همه­جانبه مورد مطالعه و ارزیابی قرار نگرفته است. ضمن آن­که رویکرد نقد و ارزیابی جامعه­شناسی در ایران بیشتر بیرون از حوزه­ی جامعه­شناسی صورت گرفته است.

در تحقیق حاضر سعی براین است که ضمن طرح این سؤال که روند شکل­گیری، تحول و موقعیت و عملکرد جامعه­شناسی در ایران چگونه است؟ و اساساً مشکلات ساختاری این علم چیست؟ شناسائی موقعیت جامعه­شناسی در ایران، ریشه­ها، زمینه­ها و عواملی که موجب پیدایش و رشد جامعه­شناسی در ایران شده است مورد بررسی علمی و موشکافانه­تری قرار گیرد و با طرح مسائل و ارائه راه حل­ها به یک جمع­بندی کلی و عمومی در این زمینه­ها پرداخته شده و درنهایت کمکی به ارتقاء سطح علمی جامعه­شناسی و جریان آموزش این علم در دانشگاه­ها و حل مسائل و مشکلات در جامعه باشیم.

ضرورت و اهمیت تحقیق

وضعیت جدید جامعه­شناسی در ایران با ضرورت­های جدید در بازسازی جامعه­ی ایران پس از انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق و دوره­ی اصلاحات اجتماعی و سیاسی تا زمان حاضر توأم می­باشد. شرایط پیش آمده در کشور، جامعه­شناسان را به سوی ایجاد تغییرات بنیادی به لحاظ مفهومی، روشی، موضوعی و بینشی کشانده است.

با رشد و توسعه­ی جامعه­شناسی در فرآیند نوسازی علمی و اجتماعی در ایران نقد و ارزیابی این علم که یکی از محصولات نوسازی علمی است نیازمند توجه همه­جانبه می­باشد. علم جامعه­شناسی در ایران از بدو ورود تا زمان حاضر در فرآیند تحول و تغییر قرار دارد و با وجود این­که تاکنون به استثنای یک تا دو اثر منتشر شده به صورت معدود، بررسی و ارزیابی از روند تحول و تغییر این علم در ایران با توجه به دوره­های تاریخی و سیاسی به عمل نیامده است. ارائه­ی سیمای دقیقی از وضعیت جامعه­شناسی در ایران ضروری به نظر
می­رسد.

با توجه به مطالب فوق­الذکر ضرورت پرداختن به این موضوع احساس گردیده و به عنوان گامی در جهت رفع این نارسایی­ها و تدوین راهکارها برای توسعه بیشتر جامعه­شناسی، تحقیق حاضر صورت پذیرفته است تا بررسی­ها را در این زمینه­ها انجام و با جمع­بندی از آن­ها کمکی به حل گوشه­ای از مشکلات موجود باشیم.

اهداف تحقیق

آن­چه ما را در انجام این تحقیق و اهداف مورد مطالعه راهنما بوده است:

الف- اهداف کلی: نقد و بررسی عوامل مؤثر در فرآیند توسعه جامعه­شناسی

در ایران با جریان توسعه اجتماعی، اقتصادی و علمی است.

ب- اهداف اختصاصی (فرعی):

1)بررسی پیدایش جامعه­شناسی در ایران

2)روند شکل­گیری و رشد و توسعه جامعه­شناسی در ایران

3)بررسی مناقشات اصلی و فراز و نشیب­های جامعه­شناسی در ایران

4)بررسی وضعیت تحقیقات انجام گرفته در حوزه­ی علوم اجتماعی و به ویژه جامعه­شناسی در ایران

5)بررسی وضعیت آموزش جامعه­شناسی در ایران (مشکلات و فرصت­ها)

6)بررسی و پیش­بینی آینده جامعه­شناسی در ایران

با توجه به موارد فوق، جهت نیل به این اهداف، جامعه­شناسی در ایران با رویکرد نقد و بررسی، از زمان شکل­گیری این علم در ایران که مصادف با طرح برنامه­های توسعه از دهه­ی 1320 تاکنون می­باشد مورد کنکاش قرار خواهد گرفت.

تعریف مفاهیم و اصطلاحات (فضای مفهومی)

1)مفهوم جامعه­شناسی: جامعه­شناسی دانش بررسی جامعه می­باشد. جامعه­شناسی را می­توان به عنوان مطالعه­ی نظام­یافته­ی جوامع انسان­ها تعریف کرد. این رشته علمی به مطالعه­ی قوانین و فرآیندهای اجتماعی می­پردازد که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمن­ها، گروه­ها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می­دهد. جامعه­شناسی مطالعه­ی زندگی اجتماعی گروه­ها و جوامع انسانی است. دامنه­ی جامعه­شناسی بی­نهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرآیندهای اجتماعی جهانی را دربرمی­گیرد.

این علم چشم­اندازی مشخص و فوق­العاده روشنگر درباره­ی رفتار انسانی ارائه می­کند. یادگیری جامعه­شناسی به معنای رها کردن تبیین­های شخصی درباره­ی جهان و نگریستن به تأثیرات اجتماعی است که زندگی ما را شکل می­دهند.

جامعه­شناسی واقعیت تجربه­ی فردی را انکار نمی­کند، یا دست کم نمی­گیرد. اما با ایجاد حساسیت نسبت به جهان وسیع­تر فعالیت اجتماعی که همه­ی ما در آن درگیریم، آگاهی ژرف­تری از ویژگی­های خودمان و دیگران به دست می­آوریم.

مطالعه­ی جامعه­شناسی متضمن به دست آوردن آگاهی درباره­ی خودمان، جوامعی که در آن زندگی می­کنیم و جوامع دیگری است که از نظر زمان و فضا با جوامع ما متفاوت هستند. نتایج مطالعات جامعه­شناسی باورهای معمول ما را درباره­ی خودمان و دیگران هم متزلزل می­کند و هم غنی­تر می­سازد. نتایج به دست آمده از مطالعات جامعه­شناسی همیشه با نظرات مبتنی بر باورهای معمول تناقض ندارد. اندیشه­های مبتنی بر باورهای معمول اغلب سرچشمه­های بصیرت درباره­ی رفتار اجتماعی را فراهم می­سازند. اما آن­چه باید مورد تأکید قرار گیرد این است که جامعه­شناس باید آمادگی داشته باشد که در مورد هریک از باورهای ما درباره­ی خودمان، هرچند که به آن­ها دلبستگی داشته باشیم،

این پرسش را مطرح کند که آیا واقعاً چنین است؟ با این کار، جامعه­شناسی نیز به غنی­تر ساختن هر آن­چه که در زمان و مکان «باور معمول» است کمک می­کند. جامعه­شناسی به مثابه کوششی برای درک دگرگونی­های فراگیری که در طول دو سه قرن گذشته در جوامع انسانی رخ داده­اند به وجود آمد. صنعتی شدن، شهرنشینی و انواع جدید نظام سیاسی از جمله ویژگی های مهم جهان اجتماعی امروزی هستند.

جامعه­شناسان زندگی اجتماعی را با مطرح کردن پرسش­های مشخص و کوشش برای یافتن پاسخ آن­ها از راه پژوهش نظام­یافته مورد بررسی قرار می­دهند.

کار جامعه­شناسی متضمن توانایی اندیشه­ورزی خلاق و دور نگهداشتن خود از عقاید از پیش تصور شده پیرامون روابط اجتماعی است. جامعه­شناسی پیوند نزدیکی با دیگر علوم اجتماعی دارد. همه­ی علوم اجتماعی با رفتار انسانی سروکار دارند. اما توجه خود را به جنبه­های گوناگون آن متمرکز می­سازند. پیوستگی­های میان جامعه­شناسی، انسان­شناسی و تاریخ به ویژه مهم است. جامعه­شناسی علم است به این مفهوم که متضمن روش­های نظام­یافته­ی پژوهش و ارزیابی نظریه­ها در پرتو مدارک و استدلال منطقی است، اما
نمی­تواند مستقیماً به قالب علوم طبیعی ریخته شود زیرا مطالعه­ی رفتار انسانی اساساً با مطالعه­ی جهان طبیعت فرق می­کند.

جامعه­شناسان کوشش می­کنند مطالعاتشان در مورد زندگی اجتماعی عینی بوده و به شیوه­ای آزاداندیشانه با کارشان برخورد کنند. عینیت نه تنها به نگرش­های پژوهشگر، بلکه به ارزیابی عمومی از پژوهش و نظریه که یک جزء اساسی جامعه­شناسی به عنوان رشته­ای علمی است بستگی دارد.

جامعه­شناسی رشته­ای برخوردار از آثار علمی مهم است. جامعه­شناسی
می­تواند به شیوه­های گوناگون به انتقاد اجتماعی و اصلاحات اجتماعی علمی کمک کند. نخست، درک بهتر مجموعه­ای از شرایط اجتماعی معمولاً امکان نظارت بهتری را بر آن­ها فراهم می­کند. دوم، جامعه­شناسی ما را متوجه
تفاوت­های فرهنگی کرده و امکان می­دهد تا سیاستگذاری­ها بر پایه­ی آگاهی از ارزش­های فرهنگی مختلف استوار گردد. سوم، می­توانیم نتایج اتخاذ
برنامه­های عمل خاص را مورد بررسی قرار دهیم. سرانجام و شاید مهم­تر از همه، جامعه­شناسی موجب خودروشنگری گردیده و فرصت بیشتری به گروه­ها و افراد برای تغییر شرایط زندگیشان ارائه می­کند.

جامعه­شناسی با کوشش­های متفکران برای درک تأثیرات نخستین
دگرگونی­هایی که با صنعتی شدن در غرب همراه بود آغاز می­گردد و همچنان یگانه رشته­ی اصلی است که با تحلیل ماهیت آن­ها سروکار دارد. جهان ما امروز با دنیای اعصار پیش اساساً متفاوت است. وظیفه­ی جامعه­شناسی است که به ما کمک کند که این جهان و آینده­ی اجتماعی آن را بشناسیم. در ادامه مباحث مربوط به جامعه­شناسی شایان ذکر است که جامعه­شناسی جوان­ترین رشته­ی علوم اجتماعی است. واژه­ی جامعه­شناسی را در سال 1838 آگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی­اش بدعت گذاشت. کنت را عموماً بنیان­گذار جامعه­شناسی می­دانند. او معتقد بود که علم جامعه­شناسی باید برپایه مشاهده منتظم و طبقه­بندی استوار گردد.

درس جامعه­شناسی در دهه­ی 1890 م. در بسیاری از دانشگاه­های اروپا و غرب ارائه شد. در سال 1895 م. مجله آمریکائی جامعه­شناسی انتشارش را آغاز کرد و در سال 1905 م. انجمن جامعه­شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد. اولین مکتب جامعه­شناسی مکتب دورکیم بود. این مکتب که توسط جامعه­شناس فرانسوی امیل دورکیم تأسیس شد تأکید زیادی بر وجود واقعیت­ها در سطح اجتماع داشت.

ابوزید عبدالرحمن­بن محمدبن خلدون تاریخ­نگار، جامعه­شناس، مردم­شناس و سیاستمدار مسلمان است. وی را از پیشگامان تاریخ­نگاری به شیوه­ی علمی و از پیشگامان علم جامعه­شناسی می­دانند که حدود 400 سال پیش از آگوست کنت مؤسس علمی به نام جامعه­شناسی (به فرانسه، Sociology) می­زیست. ابن خلدون این علم جدید را عمران نام نهاد.

شایان ذکر است با توجه به این­که بررسی عوامل مؤثر در فرآیند توسعه جامعه­شناسی در ایران مورد نظر می­باشد درخصوص پیدایش، روند
شکل­گیری و تحول آن در فصل­های بعدی به آن پرداخته خواهد شد.


ویژگی سیوه اکسل مایکروسافت

ویژگی سیوه اکسل مایکروسافت به شما امکان تخصیص دادن اسامی به ترکیبهای مشخصه‌های قالب‌بندی را می‌دهد شما می‌توانید بعداً این مشخصه‌ها را با انتخاب نام آنها از یک فهرست انتخاب کنید به این ترتیب در وقت شما برای کلیک کردن روی دکمه‌ها، باز کردن کادرهای محاو‌ه‌ای و انتخاب یک گزینه ، به خوبی صرفه‌جویی می‌شود شیوه‌ها شما را در همخوانی و هماهنگی قالب‌بندی ه
دسته بندی نرم افزار کاربردی
فرمت فایل doc
حجم فایل 70 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 99
ویژگی سیوه اکسل مایکروسافت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصـــل یکم

الگوها

قالب‌بندی با شیوه‌ها

ویژگی سیوه اکسل مایکروسافت به شما امکان تخصیص دادن اسامی به ترکیبهای مشخصه‌های قالب‌بندی را می‌دهد. شما می‌توانید بعداً این مشخصه‌ها را با انتخاب نام آنها از یک فهرست انتخاب کنید. به این ترتیب در وقت شما برای کلیک کردن روی دکمه‌ها، باز کردن کادرهای محاو‌ه‌ای و انتخاب یک گزینه ، به خوبی صرفه‌جویی می‌شود. شیوه‌ها شما را در همخوانی و هماهنگی قالب‌بندی هم برای کار‌برگ‌ها و هم در کتابچه‌های کار یاری می‌دهد. با به کار بردن شیوه‌ها، شما می‌توانید به آسانی مشخصه‌های قالب‌بندی بسیاری از خانه‌های کاربرگ را بطور یکجا تغییردهید:

هر کتابچه کار جدید دارای شش شیوه از پیش تعریف شده می‌باشد:

  • Camma – فقط قالب‌بندی عدد با جاسازی ارقام هزارگان و دو نقطه اعشاری
  • Camma[0] – فقط قالب‌بندی عدد ، با جداسازی ارقام هزارگان و روند کردن عدد به بزرگترین عدد صحیح
  • Currency – فقط قالب‌بندی عدد ، با علامتهای پولی و جداساز ارقام هزارگان و دو نقطه اعشاری
  • Currency(0) – فقط قالب‌بندی عدد، با علامتهای پولی و جداساز ارقام هزارگان و روند کردن عدد به نزدیکترین عدد صحیح.
  • Normal- این شیوه شامل کلیه خصیصه‌های قالب‌بندی پیش فرض می‌باشد. به شکل 4-9 نگاه کنید.
  • Percent- فقط قالب‌بندی عدد با قالب درصدی و بدون نقطه اعشاری.

  • · تذکر: اگر یک فراپیوند در کتابچه کار خود به کار برده و از آن استفاده کرده‌اید دو شیوه دیگر Link و Hyperlink نیز در اختیارتان قرار داده می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مودر فراپیوندها به «استفاده از فراپیوندها» نگاه کنید.

این شیوه‌های از پیش تعریف شده دارای مشخصه‌های یکسان روی هر کتابچه کار جدید که ایجاد می‌کنید می‌باشند ولی شما می‌توانید این مشخصه‌ها را در هر کتابچه کاری که می‌خواهید تغییر داده و شیوه مورد نظر خود را اعمال کنید. با ذخیره کردن یک کتابچه کار، کلیه تعریفهای شیوه برای کتابچه کار همراه با بقیه اطلاعات آن ، ذخیره می‌شوند.

ساختن فرمول‌های قالب‌بندی شرطی

اولین لیست بازشونده در کادر محاوره‌ای Formatting که در شکل 1-9 نشان داده شده است شامل گزینه Formula می‌باشد که برای وارد کردن فرمول‌های قالب‌بندی شرطی از آن استفاده می‌شود. شما می‌توانید فرمول‌ها را برای انجام کارهایی مانند مشخص کردن تاریخ‌ها و انتخاب (پررنگ کردن) متن خاصی بکار ببرید. برای مثال ، یک خانه از کاربرگ یا دامنه‌ای را انتخاب کرده و Format ، Conditional Formatting را انتخاب نمایید. گزینه is Formula را از اولین کادر باز شده انتخاب کرده و سپس فرمول زیر را در سمت راست کارد ویرایش تایپ کنید:

= MOD(Row() , 2)=0

روی دکمه Format کلیک کنید و رنگی را تحت کلید Pattern انتخاب نموده ، و سپس روی Ok دوبار کلیک کنید تا دو کادر محاوره‌ای باز شده ، بسته شوند و قالب در کاربرگ مربوطه اعمال شود. فرمول Mod باعث به کار رفتن رنگ انتخابی شما در هر ردیف ، مطابق شکل زیر ، می‌شود.

شکل

با به کاربردن گزینه is Formula شما می‌توانید هر فرمولی را که باعث برقراری شرط منطقی True(1) یا False(0) می‌شود وارد سازید. برای مثال ، شما می‌توانید یک فرمول منطقی مانند =N4>Average($N$4:$N$37) که مراجع نسبی و مطلق در قالب‌بندی یک خانه را هنگامی که مقدار آن زیر مقدار متوسط ذکر شده است به کار ببرید . با به کار بردن مراجع نسبی در این وضعیت قالب‌بندی فرمول‌ها به کار بردن یا کپی کردن آنها در هر خانه مانند فرمول‌های معمولی خانه اعمال و تنظیم می‌شود.

شما شیوه‌ها را انتخاب Format و Styles انتخاب می‌کنید. کادر محاوره‌ای Style در شکل 4-9 مشخصه‌های شیوه Normal را نشان می‌دهد.

شکل 4-9- شیوه از پیش تعریف شده Normal شامل پیش‌فرصهای کلیه مشخصه‌های قالب‌بندی می‌باشد.

شیوه‌ها دارای حداقل یک و حداکثر شش مشخصه می‌باشند. کلیه شیوه‌های از پیش تریف شده به جز Normal فقط دارای یک مشخصه ـ یک قالب عددی ـ می‌باشند. شیوه از پیش تعریف شده Normal برای همه خانه‌های کاربرگ در هر کتابچه کار جدید به کار می‌رود. لذا اگر مایلید که یک خانه کاربرگ دارای مجموعه استاندارد مشخصه‌های قالب‌بندی باشد، هیچ کاری نباید انجام دیهد. ولی ، اگر بخواهید مشخصه‌های پیش فرض کلیه خانه‌های یک کاربرگ را تغییر دهید می‌توانید یک یا همه مشخصه‌های شیوه Normal را تغییر دهید.

نکته : اضافه کردن لیست Style

اگر بطور مداوم از شیوه‌ها استفاده کنید می‌توانید لیست Style را به هر کدام از نوارهای ابزار که بخواهید اضافه کنید. برای انجام این کار، Viwe ، Toolbar ، Customize را انتخاب کرده، و تحت کلید Commands روی Category Format کلیک کرده و کادر Style (نه فرمان Style) را به نوار ابزار بکشید. علاوه بر توانایی اعمال شیوه‌ها ، شما در عین حال می‌توانید معین کنید که کدام شیوه در خانه منتخب کاربرگ اعمال شود( با انتخاب نامی که در کادر Style رویت می‌شود).

تعریف شیوه‌ها

هر شیوه‌ای را می‌توان به دو طریق تعریف کرد: با ارائه مثالی ازمشخصه‌های شیوه مور نظر با انتخابFormat ،Style و پرکردن کادر محاوره‌ای Style . پس از تعریف یک شیوه، شما می‌توانید این شیوه را در هر خانه‌ای از کاربرگ خود به کار ببرید. و نیز می‌توانید آن را روی کتابچه کار دیگر خود کپی نمایید.

مشخص کردن شیوه‌ها توسط یک نمومه

اگر مشخصه‌های قالب‌بندی را در خانه‌ای از یک کاربرگ یا دامنه‌ای از خانه‌های کاربرگ به کار برده‌ای که میلید بیشت راوقات این مشخصه‌ها برای خانه یا دامنه فوق به کار برده شوند می‌توانید از پروسیچر «شیوه ـ با ـ نمونه» برای قرار دادن این مشخصه‌ها در یک شیوه جدید استفاده کنید. برای مثال ، فرض کنید که خانه‌ای از کاربرگ را با ترازبندی از سمت راست با فونت Black Arial هیجده نقطه‌ای قالب ‌بندی کرده‌اید. برای ایجاد یک شیوه جدید با این مشخصه‌ها ، به ترتیب زیر عمل کنید:

1- خانه‌ای از کاربرگ را که دارای قالب‌بندی مورد نظر است انتخاب کنید (در این مثال ، ترازبندی سمت راست و فونت Black Arial هیجده نقطه‌ای).

2- Format و Style را انتخاب کنید.

3- نامی مانند Style My را در کادر Name Style تایپ کنید.

4- گزینه‌های Number ، Border ، Patterns و Protection در قسمت Includes Sytle را پاک کنید و روی Ok کلیک نمایید. نام شیوه جدید در کادر محاوره‌ای Style رؤیت خواهد شد.

مطمئن‌ترین طریق ایجاد یک شیوه توسط تمونه، انتخاب فقط یک خانه کاربرگ ـ یعنی خانه‌ای که حاوی مشخصه‌هایی که می‌خواهد در شیوه جدید اعمال شوند است ـ می‌باشد.

5- روی Add کلیک کیند.

شیوه جدی شما در میان سایر شیوه‌های تعریف شده برای کاربرگ حاری قرار می‌گیرد. شما می‌توانید هر هنگام که بخواهید این شیوه (مشخصه‌ها) را از طریق انتخاب ان از لیست Name Style (یا از کادر Style در صورت اضافه کردن این شیوه به نوار ابزار) انتخاب و در کاربرگ خود به کار ببرید.

شکل 5-9- برای نمایش کادر محاوره‌ای Format Cells روی گزینه Modify در کادر محاوره‌ای Style کلیک کنید. اکسل تغییراتی را که در این قسمت وارد کنید در شیوه جاری اعمال خواهد کرد.

نکته : مشخص کردن شیوه‌ها با استفاده از نوار ابزار

شما می‌توانید به آسانی نیز یک شیوه را به صورت نمونه از طریق به کار بردن کادر Style در صورت اضافه کردن آن به نواز ابزار مشخص سازید. خانه‌ای از کاربرگ را با قالب مورد نظر انتخاب کنید و روی کادر Style کلیک نمایید و در آن نامی برای شیوه جددی خود تایپ نمایید. و سپس دکمه Enter را فشار دهید. شیوه سفارشی شما ذخیره شده و هم در کادر نوار ابزار Style و هم در کنار محاوه‌ای Style ظاهر می‌شود. ( و نیز، یک شیوه را می‌توان با به کار بردن این پروسیجر تازه‌سازی کنید.)

تغییر شیوه :

مزیت اصلی به کار بردن شیوه‌ها این است که اگر عقیده‌تان درباره نحوه نمایش یک عنصر خاص درکاربرگ تغییر کرد، می‌توانید همه نمونه‌های آن عنصر را با تغییر دادن مشخصه‌ها در شیوه به یکباره درکاربرگ تغییر دهید. برای مثال اگر می‌خواهید شیوه قلم (فونت) خود را در شیوه Style My تغییر دهید ـ که درمثال فوق آن را به صورت Black Arial هیجده نقطه‌ای تنظیم کرده بودید ـ و آن را به یک فونت ایتالیک تبدیل کنید می‌توانید شیوه تازه را به ترتیب زیر برای Style My تعریف نمایید:

1- Format ، Style را انتخاب کنید.

2- شیوه مورد نظر ( در این مثال شیوه Style My ) را از لیست Name Style انتخاب کرده و سپس روی Modify برای باز شدن کادر محاوره‌ای Cells Format کلیک کنید.

3- گزینه‌های قالب مناسب را انتخاب نمایید ( در این مثال روی کلید Font کلیک کرده و گزینه Italic Bold را از فهرست Style Font انتخاب کنید.

4- روی Ok کلیک کنید تا به کادر محاوره‌ای Style برگشت داده شوید، سپس روی Ok کلیک کنید تا تغییرات داده شده در شیوه شما اعمال شود.

تحت‌الشعاع قرار دادن و ملغی کردن شیوه قبلی با تغییر مستقیم قالب‌بندی

شما می‌توانید ظاهر هر خانه‌ای یا دامنه‌ای از کاربرگ را در برگه کاری خود، اعم از اینکه شیوه‌ای را در آن اعمال کرده باشید یا نه، با انتخاب Cells,Format تغییر دهید. و نیز شما می‌توانید ظاهر هر خانه یا دامنه‌ای از کاربرگ را با به کار بردن دکمه‌های موجود در نوار ابزار قالب‌بندی تغییر دهید.

ادغام کردن شیوه‌ها از کتابچه‌های مختلف کار

برای یکدست کردن قالب‌بندی یک دسته از کاربرگ‌ها، می‌توانید این کاربرگ‌ها را در ی کتابچه کار قرار دهید. در صورتی که انجام این کار غیرعملی باشد می‌توانید برای یکدست بودن شیوه کاربرگ‌های خود، تعریف شیوه را بین کتابچه‌های کاری خود، کپی نمایید.

برای کپی کردن یک شیوه از یک کنابچه کاربر روی کتابچه کار دیگر ، به ترتیب زیر عمل کنید:

1- هر دو کتابچه کار منبع (کتابچه کاری که شیوه را از روی آن کپی خواهید کرد) و کتابچه کار مقصد (کتابچه کاری که شیوه را بر روی آن کپی خواهید کرد) را باز کنید.

2- روی کنابچه کار مقصد کلیک کنید تا کتابچه کار فعال گردد.

3- Style,Format را انتخاب کنید و روی Merge کلیک نمایید . اکسل فهرستی از کلید کنابچه‌های کار باز را مطابق شکل 6-9 نمایش خواهد داد.

4- نام کنابچه کاری را که می‌خواهید شیوه آن را کپی کنید انتخاب نموده و روی Ok کلیک کنید.

شکل 6-9 هنگام کپی کردن شیوه‌ها از یک کتابچه کار بر روی کتابچه کار دیگر، اکسل فهرستی از کلیه کنابچه‌های کار باز دیگر را نمایش می‌دهد.

هشدار : اگر شیوه مورد نظر در کتابچه کار منبع به همان نام شیوه موجود در کتابچه کار مقصد باشد، کادری باز شده و به شما هشدار می‌دهد که آیا می‌خواهید شیوه‌هایی را که دارای یک نام می‌باشند در هم ادغام کنید. این هشدار، صرف نظر از تعداد نامهای دوبله شیوه‌ها ، فقط یک بار به شما داده می‌شود و در صورتی که گزینه Yes را در این کادر انتخاب کنید شیوه‌های موجود در کتابچه کار منبع، شیوه‌های موجود در کتابچه کار مقصد را تحت‌الشعاع قرار داده و آنها را ملغی کرده و شیوه‌های موجود در کتابچه کار منبع را جایگزین آنها می‌سازد.

حذف شیوه

برای حذف تعریف یک شیوه، Format ، Style را انتخاب کرده و از فهرست Name Style شیوه مورد نظر را انتخاب نمایید و سپس روی Delete کلیک کنید. هر خانه‌ای از کاربرگ که شیوه آن حذف شود به قالب پیش‌فرض Normal قالب‌بندی خواهد شد. (البته شیوه Normal را نمی‌توانید حذف کنید). ولی هر خانه‌ای از کاربرگ که با یک شیوه حذف شده قالب‌بندی شده بود و سپس بطور مستقیم قالب‌بندی گردید با به کار بردن Format ، Cells کلیه مشخصه‌های قالب‌بندی شده مستقیم در آن اعمال می‌شود.

فصــل دوم

Import

وارد کردن و فرستادن پرونده‌‌ها

خوشبختانیه در اکسل ماکروسافت می‌توان از داده‌های متناسب که در بسیاری از برنامه‌های کاربردی دیگر ساخته شده‌اند، استفاده کرد. و نیز، اکسل واردکردن داده‌ها از پرونده‌های متنی را ممکن ساخده و به کاربر کمک می‌کند تا این داده‌ها را در ستونهای کاربرگ قرار داد.

● تذکر: مطالب بسیاری در باره وارد کردن پرونده داده‌ها از برنامه‌های دیگر به اکسل یا فرستادن اطلاعات از پرونده‌های اکسل به برنامه‌های دیگر نوشته شده است. چنانچه به اطلاعات بیشتری درباره چگونگی تبدیل مانند انتقال صدها پرونده‌های تولید شده تحت ماکروهای Lotus به اکسل نیاز دارید ، به Kit Resource Office مایکروسافت قابل دسترس در Press Microsoft رجوع کنید.

استفاده از فرامین open و As Save برای وارد کردن و صدور پرونده‌ها

برای وارد کردن پرونده‌ای از یک برنامه کاربردی دیگر یا از یک نسخه قبلی اکسل ، File و Open را انتخاب کنید ( یا روی دکمه Open در نوار ابزار Standard کلیک نمایید) و پرونده‌ای را که می‌خواهید داده‌ها را از آن به اکسل وارد کنید، از لیست پروند‌ها در کادر محاوره‌ای Open انتخاب نمایید. از فهرست باز شده Type of File در پایی کادر محاوره‌ای Open که در شکل 32-2 نمایش داده شده استفاده کنید. با انتخاب یک نوع پرونده، در کادر محاوره‌ای Open فقط پرونده‌هایی که از این نوع می‌باشند ، در فهرست ارائه می‌شوند. بخاطر بسپارید که درج پسوند نام پرونده برای وارد کردن یک پرونده الزامی نیست ، زیرا اکسل خود نوع پرونده را با بررسی محتویات آن ، مشخص می‌سازد و نام پرونده و پسوندی را که درج می‌کنید، برای تعیین نوع پرونده نادیده می‌گیرد.

شکل 32-2-از فهرست Fill of Type باری مشخص کردن پرونده‌های ساخته شده در یک برنامه کاربردی خاص استفاده کنید.

برای فرستادن یک پرونده از اکسل به یک برنامه کاربردی دیگر یا به یک نسخه قبلی از اکسل ، File و As Save را انتخاب کنید. سپس برنامه‌کاربردی را که می‌خواهید پرونده را برای آن ارسال کنید از لیست بازشونده Type As Save انتخاب کنید.

این لیست شبیه لیست ارائه شده Type of File است که در شکل 32-2 نشان داده شد. با این تفاوت که در این لیست فرمتهای بیشتری برای پرونده وجود دارد که می‌توانید پرونده خود را تحت یکی از آنها ذخیره کنید. برای مثال: درحالی که در کادر محاوره‌ای Open در لیست فرمت Lotus فقط « Lotus 1,2,3,Fills» وجود دارد، شما در لیست Type of File می‌توانید یک پرونده اکسل را به فرمتهای مختلف 1,2,3 Lotus منجمله FM3,WK3,WK1,WKS و WK4 دخیره نمایید.

XML چیست؟

یکی از انواع پرونده که در لیست هر دو فهرست Open و As Save قرار دارد، پرونده به نوع XML (Language Markup Extensible) می‌باشد. XML برای تفسیر «داده‌های ساختاری » عمدتاً برای استفاده از این پرونده‌ها در وب ایجاد شده است. چنانچه بخواهید محتویات یک کاربرگ را در وب یا در ایتنرانت محلی خود منتشر سازید، باید XML را که مطالب مربوط به آن را به خوبی بیاموزید.

وارد کردن و صادر کردن پرونده‌های متنی (Import & Export Text)

برای وارد کردن یک پرونده اکسل از نسخه قبلی آن یا از یک برنامه کاربردی دیگر به صورت یک پرونده متنی ، File و As Save را انتخاب کنید و یکی از هشت فرمت متن موجود در لیست As Save را انتخاب نمایید. برای همه این فرمتها، اکسل فقط کاربرگ جاری را ذخیره می‌کند. شماره قالب‌بندی حفظ می‌شود و بقیه قالب‌بندی‌ها حذف می‌شوند.

■ Formatted Text (Space Dellmited) (*.PRN) – تحت این فرمت پرونده‌ای ساخته می‌شود که همترازی ستونها با قرار دادن فاصله حفظ می‌شود. از این نوع پرونده‌ها می‌توانید هنگام برقرای ارتباط از طریق مودم با گیرنده‌ای که سیستم او فاقد اکسل است استفاده کنید.

■ Text (Tab Dellmited)(*TXT) – تحت این فرمت خانه‌های (Cells) هر ردیف با کارکتر Tab از یکدیگر جدا می‌شوند. در هر خانه کاربرگ که در آن یک کاماوجود داشته باشد، متن در بین علامت گوتیشن قرار می‌گیرد.

Unicode Text (*.TXT) ■ (متن یک کدی) – این یک فرمت متن استاندارد جهانی است که هر کاراکتر در ان به صورت یک شماره منحصر به فرد ذخیره می‌شود ؛ Unicode برای هر کاراکتر به هر زبانی و روی هر محیط کامپیوتری یک عدد تعریف می‌کند.

■ CVS(Comma Deimited)(*.CVS) – تحت این فرمت خانه‌های (Cells) هر ردیف با کاما از یکدیگر جدا می‌شوند. پرونده‌های متنی که برای جداسازی خانه‌های کاربرگ در ان از کاما استفاده می‌شود نسبت به متن‌هایی که خانه‌های کاربرگ در آنها با Tab از یکدیگر جدا می‌شوند برای وارد کردن به برنامه‌های مدیریتی پایگاه‌های داده ارجحیت دارند (بسیاری از این برنامه‌های مدیریت پایگاه‌های داده می‌توانند پرونده‌های متنی را پذیرا باشند، ولی در بعضی از آنها فقط می‌توان پرونده‌هایی به فرمت CVS را قرار داد. و نیز در بسیاری از برنامه‌های واژه‌پرداز می‌توان از پرونده‌های CVS . برای ذخیره کردن اطلاعات برای عملیات ادغام پستی استفاده کرد(.

■ Text (Machintosh) (*.TXT) – گزینه‌های مکیناش ، مجموعه کاراکتر مکینتاش را به کار می‌برند، بنابرااین در صورتی که می‌خواهید پرونده خود را به یک برنامه کاربردی مکینتاش انتقال دهید، از این فرمت استفاده کنید.

■ Text ( MS-DOD) (*.TXT) – در گزینه‌های عادی Text و CVS . از مجموعه کاراکتر ANSI استفاه می‌شود. اگر می‌خواهید پرونده متنی خود ار به یک برنامه کاربردی مبتنی بر ویندوز مثل Microsoft Word برای ویندوز وارد کنید، یکی از این گزینه‌ها را انتخاب نمایید.

■ CVS (Machinlosh) (*.CVS) – تفاوت بین انواع هر نوع پرونده عادی ، مکینتاش و MS-DOS فقط بسته به کاراکترهایی است که خارج از محدوده عادی 7 بیتی ASCII قرار دارند.

■ CVS (MS-Dos) (*. CVS) – در گزینه‌های MS-DOS از مجموعه گسترش داده شده کارکتر IBM PC استفاده می‌شود( به این نوع متن ، متن OEM نیز اطلاق می‌شود). در صورتی که می‌خواهید پرونده تمنی خود را به یک برنامه کاربردی که مبتنی بر ویندوز نمی‌باشد، وارد کنید، یکی از این گزینه‌ها را انتخاب نمایید.

تذکر : در اکسل 2003 و اکسل 2002 و 2000 و اکسل 97 از فرمت پرونده‌ای استفاده می‌شود که در نسخه‌های قبلی اکسل وجود نداشته است. ولی برای صدور کتابچه‌های کار تحت اکسل 97/2000/2002 به نسخه‌های قدیمی‌تر اکسل فرمان As Save را به کار ببرید.

در صورتی که معمولاً با کاربران اکسل 5 و 7 پرونده‌های خود را به اشتراک می‌گذارید ، شاید بخواهید که از مزایای فرمت Microsoft Excel 97- Excel 2003 and 5.0/97 Work Bood نیز برخوردار گردید. ادر صورت استفاده از این گزینه می‌توانید پرونده خود را به فرمتی ذخیره کنید که تحت فرمتهای این نسخه‌های اکسل قابل خواندن باشد.


شناخت و مقایسة ویژگیهای شخصیتی و خودکارآمدی دانش آموزان دورة

آموزش و پرورش هر جامعه، خاص آن جامعه است و از فرهنگ، حکومت، اقتصاد و ارزشهای آن جامعه متأثر می شود به طور کلی، تعلیم و تربیت یک کشور به درک کامل فلسفه تربیت از سوی جامعه و مسئولان آن بستگی دارد امروزه با پیشرفت علوم به خصوص علوم انسانی و تأثیری که این علم در تعلیم و تربیت دارد متخصصان آموزش و پرورش معتقدند که تربیت کودک اگر مهم تر از تع
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 108 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 124
شناخت و مقایسة ویژگیهای شخصیتی و خودکارآمدی دانش آموزان  دورة

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

آموزش و پرورش هر جامعه، خاص آن جامعه است و از فرهنگ، حکومت، اقتصاد و ارزشهای آن جامعه متأثر می شود. به طور کلی، تعلیم و تربیت یک کشور به درک کامل فلسفه تربیت از سوی جامعه و مسئولان آن بستگی دارد.

امروزه با پیشرفت علوم به خصوص علوم انسانی و تأثیری که این علم در تعلیم و تربیت دارد. متخصصان آموزش و پرورش معتقدند که تربیت کودک اگر مهم تر از تعلیم او نباشد اهمیت کمتری از آ ن ندارد. در دنیای امروز فلسفه تعلیم و تربیت بر این اساس بنا شده است که تمامی جنبه های شخصیت فرد پرورش یابد. به این صورت که برای داشتن انسانی سالم، خلاق و مفید در جامعه لازم و ضروری است که همگام با توسعة قوای فکری و عقلی فرد، قوای جسمانی وعاطفی او هم پرورش یابد.

مطالعة شخصیت انسان یکی از مهمترین و پیچیده ترین مباحث در روان شناسی می باشد. مفهوم شخصیت از جمله مفاهیمی است که در طول تاریخ بشر تغییر و تحول عمده ای کرده است. به علت اینکه مطالعه شخصیت برای درک ماهیت انسان اهمیت زیادی د ارد. تولد این رشته با کارهای ویلهلم ونت[1] در سال 1879 در دانشگاه لایپزیک در آلمان شروع شد (شولتز، 1990، ترجمه کریمی و همکاران، 1384).

در اوایل قرن بیستم واتسون[2] آمریکایی تحولی عظیم بر علیه کارونت به وجود آورد و جنبش رفتارگرایی را بنیان نهاد. که معتقد است روان شناسی علمی باید بر جنبه های ملموسی از ماهیت انسان تمرکز کند که بتوان آن را ثبت کرد، شنید و اندازه گیری کرد.

در دهة 1930 مطالعة شخصیت در روان شناسی آمریکا عمدتاً توسط هنری مورای[3] و گوردن آلپورت[4] در دانشگاه هاروارد، رسمیت پیدا کرد (شولتز، 1998، ترجمه سید محمدی، 1385).

عوامل متعددی در طرز رفتار انسان نقش تعیین کننده دارند که برخی از این عوامل به وسیلة شاخه ای از علم روان شناسی به نام روان شناسی شخصیت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که یکی از جذاب ترین و شیرین ترین موضوعهای روان شناسی می باشد که این موضوع در قالب نظریه ها و رویکردهای مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

آنچه در ارزیابی شخصیت هر فرد مهم است پیچیدگی ماهیت آن و اندازه گیری آن می باشد. اگر واقعاً بتوان به اندازه گیری شخصیت پرداخت می توان دانش و اطلاعات خود را در مورد آن افزایش و توسعه داد. (براهنی ، 1361).

این پیچیدگی ماهیت شخصیت انسان باعث شده که تاکنون پاسخ یکسانی به سؤال «شخصیت چیست؟» داده نشود و نباید تصور کنیم که تنها یکی از این نظریه­ها درست است و بقیه غلط هستند. زیرا هر کدام از نظریه پردازان در تعریف خود به جنبه های مختلف شخصیت توجه کرده اند و دسته بندی افراد به تیپ های مختلف دست کم به زمان بقراط (حدود 400 سال قبل از میلاد) باز می گردد.

ما در برخورد با دیگران، معمولاً حدسهایی در مورد آنها می زنیم و برای توصیف شخصیت آنها از اصطلاحاتی استفاده می کنیم مثلاً اجتماعی، درون گرا و..... و این برداشتهای ما از دیگران، بر رفتار ما با آنها تأثیر می گذارد. و بر اساس ارزیابی شخصیت آنها، در مورد آنها به قضاوت می پردازیم. این برداشتهای ما از شخصیت افراد مبتنی بر کارهایی است که از افراد در طی زمانهای مختلف سر می زند.

گوردون آلپورت 50 تعریف مختلف از شخصیت را مرور و ارائه کرده است (آلپورت، 1937).

ایشان تعریف خود را از شخصیت به این صورت ارائه کرده است که:

«شخصیت سازمان پویایی از نظامهای جسمی، روانی در درون فرد است که رفتار و افکار ویژة او را تعیین می کند» (آلپورت، 1961).

هدف کتل از مطالعة شخصیت پیش بینی رفتار می باشد، یعنی رفتاری که شخص در پاسخ به یک موقعیت خاص از خود بروز می دهد که در معادله ریاضی به صورت R= f(p,s) بیان می کند.

علت اصلی مطالعة شخصیت در عصر کنونی، شناخت انسانی است که خود سبب تمامی مشکلات و بحرانهایی است که گریبانگیرش شده است.

آبراهام مزلو[5] معتقد است که «انسان عامل اصلی مشکلات جهان است به طوری که با اصلاح او همه چیز اصلاح می گردد (مزلو، 1957).

یکی از حوزه های اصلی کاربرد روان شناسی در دنیای واقعی، ارزشیابی[6] شخصیت است. به عنوان مثال متخصصان روان شناسی بالینی از طریق یک ارزیابی[7] مناسب شخصیت می توانند بهترین روش درمان را انتخاب نمایند. در مدارس هم، ارزشیابی شخصیت به روان شناسان آموزشگاهی کمک می کند تا بتوانند به علل ناسازگاری و مشکلات یادگیری دانش آموزان پی ببرند.

در عصر امروزی عوامل متعددی بر رفتار فرد تأثیر دارند که مهمترین آنها خانواده، مدرسه واجتماع می باشد. که این سه عامل، اساس شخصیت فرد را در دوران کودکی پی ریزی می کنند. امروزه افراد برای همگام بودن با این تحولات و به روز کردن مهارتهایشان همواره مشغول کسب اطلاعات به روز می باشند. در طول سالهای گ ذشته نظریات مختلفی در زمینة توصیف و چگونگی تحول رفتار آدمی، بیان شده است. از جملة این نظریه ها، نظریة شناختی- اجتماعی[8] بندورا[9] می باشد. این نظریه بر مبنای یادگیری استوار است که در ابتدا به نظریة یادگیری- اجتماعی[10] مشهور بود. در این نظریه بر ریشه های اجتماعی رفتار و اهمیت فرایندهای شناختی، همچنین تمام ابعاد زندگی یعنی انگیزش، هیجان و عمل تأکید شده است (پروین، 2001، ترجمه جوادی و کدیور 1381).

بر اساس این دیدگاه انسان به عنوان موجودی فعال بوده و بر رویدادهای زندگی خود تأثیرگذار است.

در نظریة بندورا، ابعاد مختلف شخصیت مطرح شده است،که به بررسی مفهوم خودکارآمدی[11] یا توانایی ادراک شده فرد در انطباق با موقعیت های خاص خواهیم پرداخت.

از نظریه پردازان انگیزش پیشرفت که تحقیقات خود را بر ادراکات توانایی متمرکز کرده اند باندورا وکووینگتون[12] می باشند. بندورا به این ادراکات تحت عنوان خودکارآمدی اشاره می کند و کووینگتون در نظریة خودارزشی[13] اش شایستگی ادراک شده را مورد بحث قرار می دهد و معتقد است انسانها نیاز د ارند هم از طرف خودشان و هم از طرف دیگران به عنوان افرادی شایسته درک شوند.

مفهوم خودکارآمدی از نظر بندورا به یک احساس واقعی از تسلط در مهارت اشاره دارد. یعنی دانش آموزان وقتی احساس مؤثر بودن خواهند کرد که آنها خودشان واقعاً احساس کنند که در به دست آوردن یک مهارت یا دانش جدید در حال پیشرفت هستند. به این صورت که بامشاهده موفقیت خود در گذشته نسبت به آینده نیز مطمئن می شوند و اگر در گذشته با شکست مواجه شده باشند در مورد موفقیت خود در آینده ناامید خواهند بود (استیپک، ترجمه حسن زاده و عموئی، 1381).

بیان مسئله

با پیشرفت روزافزون علم و دانش، ثابت شده است که آموزش دادن به اشخاص جهت کنترل رفتارهای خود یک امر ضروری می باشد. تا فرد به عوامل بیرونی نیاز کمتری د اشته باشد و بتواند در زمینة تحصیلی و یادگیر خود عوامل انگیزشی را در خود ایجاد و کنترل کند.

هدف همة فعالیت های آموزشی، ایجاد یادگیری[14] است و این مسئله یکی از مسائل مهم در عصر امروزی است همچنین هدف اصلی آموزش تسهیل یادگیری است. به سبب پیچیدگی و اهمیت مفهوم یادگیری تعریفهای مختلفی در این زمینه ارائه شده است که معروف ترین آن مربوط به هرگنهان[15] و السون[16] می باشد که یادگیری را تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری[17] فرد می دانند که بر اثر تجربه حاصل می شود (هرکنهان و السون، 2001، ترجمه سیف 1384).

مسئله یادگیری یکی از مسائل مهم در عصر امروزی است و به همین خاطر است که سرمایه گذاری بسیار گسترده ای برای رسیدن به همین مسئله صورت می گیرد اما برای استفادة بهینه از این سرمایه گذاری بر دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت فرض است که در پی شناخت عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیل و آموزشی باشند و با روشن ساختن میزان تأثیر آنها بر یادگیری، معلمان را در وظیفة آموزشی خود مدد رسانند.

پیشرفت تحصیلی از موضوعات اساسی در آموزش و پرورش می باشد که متخصصان تعلیم و تربیت همواره به پژوهش و بررسی عوامل مؤثر بر آن پرداخته اند. این عوامل می تواند مربوط به ویژگیهای روانی، اجتماعی و عاطفی دانش آموزان باشد یا اینکه می تواند مربوط به کلاس درس، مدرسه و نظام تعلیم و تربیت باشد.

دسی[18] (1975) دسی و ریان[19] (1985) و سایر محققان انگیزش[20] ، به دو نوع کلی از انگیزش یعنی انگیزش درونی[21] و بیرونی اشاره نموده اند. انگیزش بیرونی[22] زمانی وجود دارد که افراد به وسیلة پیامدهای خارجی و بیرونی برانگیخته می شوند. در مقابل انگیزش بیرونی، انگیزش درونی وجوددارد که در آن شخص برای انجام موفقیت آمیز تکالیف خود تمایل درونی دارد، و برای آن ارزش بیرونی وجود ندارد. افرادی که برای انجام یک فعالیت خاص، به طور درونی برانگیخته می شوند، افرادی خلاق ، خود تنظیم و خودکارآمد محسوب می شوندکه فعالانه به دنبال فرصت هایی برای مشارکت هستند و در فعالیت مورد علاقه خود به گونه ا ی غرق می شوند که زمان و سایر ضروریات زندگی را فراموش می کنند (دسی و ریان 1985).

اینگونه افراد در می یابندکه در موقعیت معینی قادر به عملکردی موفقیت آمیز هستند (بندورا واسچانک 1981، اسچانک 1989). و آنان می توانند موقعیت را به طور معناداری کنترل و تنظیم کنند (کورندو دوکمپر[23] 1985، استیپک[24] و وایزز[25] 1981 و وایزر و کامرون[26] 1985).

لازم به ذکر است که عوامل مختلفی در نگرش ها نسبت به یادگیری تأثیر دارند. یکی از این عوامل، خودکارآمدی است (شانک 1984، شانک وتریشای 1986). که این عامل ریشه در نظریة شناختی- اجتماعی بندورا دارد. این رویکرد یادگیری اجتماعی معتقد است که فرایند انگیزش در یادگیری فقط به وسیلة تقویت بیرونی صورت نمی گیرد، بلکه تقویت در اصل به عنوان یک پیشانید در یادگیری می باشد و در آن مؤثر است. یکی از عوامل انگیزشی مؤثر و تقویت کننده در یادگیری، خودپندارة افراد است (استپیک، ترجمه حسن زاده و عموئی، 1381).

یعنی باور و شناخت افراد از توانائیهای خود، که این باورو شناخت می تواند انگیزه برای یادگیری را در افراد تداوم بخشد و آنها را برای عملکرد خودکار آمد در یادگیری هر چه بیشتر آماده و مهیا کند که این موضوع خودکارآمدی یکی از محور اصلی تحقیق حاضرمی باشد.

نظریة شناختی- اجتماعی بندورا بیان می کند که رفتار آدمی متأثر از فرد، رفتار و محیط است (یعنی تعامل عوامل بیرونی و درونی) و بر این عوامل هم تأثیر گذار است. به عبارت بهتر هر فرد بر این عوامل همان گونه که تأثیر می پذیرد، تأثیر هم می گذارد (شانک و پاجریس، 2002).

به نظر می رسد که دانش آموزان خودکارآمد بیش از دیگران از توانائیهای خود آگاهی دارند و کمتر خود را با دیگران مقایسه می کنند و با توجه به معیارها و توانمندیهای خود به یادگیری مسائل می پردازند که این عامل باعث می شود تا خودکم بینی آنهاکمتر بوده و به خود پندارة مثبت تری در بارة خود دست یابند.

د ر نظریة شناختی- اجتماعی بندورا هم رفتار و فرد و هم محیط قابل تغییرند و موضوع بحث این نیست که فرد مهم تر است یا موقعیت، بلکه آنچه اهمیت دارد تعامل فرد با محیط
می­باشد.(کدیور 1378).

دانش آموزان دارای انگیزش پیشرفت بالا، انتظار موفقیت دارند و زمانی شکست می خورند بر تلاشهای خود می افرایند (واینر، 1980).

به نظر بندورا، انسان دارای یک نظام شخصیتی است که وی را قادر به کنترل افکار واعمال خویش می سازد. این نظام، جایگاه ساختارهای شناختی و عاطفی است و شامل توانایی نمادسازی، یادگیری از دیگران، طراحی راهبردها،کنترل رفتار خویش و درون نگری است و میان عوامل بیرونی و رفتار، نقش مداخله گر ایفا می کند (پاجریس، 1996).

در نظام بندورا، منظور از خودکارآمدی احساسهای شایستگی، کفایت، و قابلیت در کنارآمدن زندگی است. برآورده کردن و حفظ معیارهای عملکرد افراد، کارآیی شخصی را در آنها افزایش می دهد و ناکامی در رسیدن به آن معیارها و حفظ آنها، خودکارآمدی را کاهش خواهد داد.

در این میان ممکن است افرادی باشند که معیارهای بسیار بالا و غیرواقع بینانه برای عملکرد خود وضع کنند و انتظارهای رفتاری خود را بر مبنای رفتار سرمشقهای بسیار موفق برگزینند. این افراد بطور مداوم خواهند کوشید که علی رغم شکستهای پی در پی، خود را به آن معیارها برسانند و ممکن است خود را به شدت تنبیه کنند چنین امری به آسانی می تواند افسردگی، دلسردی وا حساس بی ارزشی آنها را فراهم کند.

افراد با احساس کارآمدی ضعیف، در اعمال هرگونه نفوذ و تأثیر روی رویدادها و شرایط، ناتوان هستند. در نتیجه آنها در بارة خودکارآمدی خودشان به دور باطلی دست می زنند و به شدت معتقدند که تمامی تلاش و کوشش آنها، بی فایده و بی نتیجه است.

افراد با احساس خودکارآمدی بالا، معتقدند که می توانند به طور مؤثر از عهدة رویدادهای زندگی خود برآیند. بنابراین اینگونه افراد در غلبه بر مشکلات انتظار موفقیت دارند، و در کوششهای خود ثابت قدم هستند واعتماد بیشتری به توانائیهای خود دارند. در انجام تکالیف خود با پشتکارند و در نتیجه عملکرد آنها در سطح بالایی است. به علاوه اینگونه افراد تکالیف دشوار را به عنوان چالش در نظر می گیرند تا تهدید و به سختی می کوشند تا بر آن تکالیف غلیه کنند (کدیور، 1382).

بندورا، خودکارآمدی را جزء اساسی عملکرد متقابل انگیزش و انسان معرفی می کند که رفتار فرد را تداوم می بخشد (بندورا، 2001). به اعتقاد بندورا (2002)، خودکار آمدی مفهومی است که به واسطه آن تجربیات و توانایی تفکر افراد در یک مسیر با همدیگر ادغام می شود.

خودکارآمدی، قابلیت های فردی به منظور دستیابی به عملکرد ها و نتایج موفقیت آمیز از پیش تعیین شده است (پاجریس، 1996).

در حیطه تعلیم و تربیت، شناسایی تفاوت های فردی از اهمیت بالایی برخوردار است. شخصیت به عنوان یک سازه نظری، که به صورت یک کل واحد عمل می کند و یکی از تعریف های آن عبارت از:

«مجموعه ای از جنبه های بدنی، عادات، تمایلات، حالات، افکار و رفتارهایی است که در فرد به صورت خصوصیات و صفاتی نسبتاً پایدار در آمده است» (فرمهینی، 1378، ص 440).

این موضوع ، که شخصیت بر یادگیری تأثیرگذار است، امر تازه ای محسوب نمی شود و علائق، نگرشها، انگیزه های افراد و پاسخ های هیجانی آنها مثل برانگیختگی، اضطراب و هیجان در زمینة پیشرفت افراد تأثیر گذارند.

گفته شد که یکی از مؤلفه های تأثیر گذار بر آموزش و یادگیری، آگاهی و شاخت از ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان است و باید روشن شودکه کدام دسته از عوامل شخصیتی در پیشرفت تحصیلی تأثیر بیشتری دارد تا در تقویت آنها سعی شود. اما مؤلفه دیگری که در پیشرفت تحصیلی مؤثر است، خودکارآمدی می باشد، که به نظر بندورا (1993) اعتقاد کودکان به کارآیی شناختی خود همان گونه که بر رشد اجتماعی شان مؤثر است بر رشد فکریشان هم تأثیر دارد و همه این موارد با ویژگیهای شخصیت دانش آموزان در ارتباط است. بنابراین، این تحقیق در صدد آن است که به بررسی و مقایسة ویژگیهای شخصیتی و خودکارآمدی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا وپایین بپردازد و سعی دارد رابطه ویژگیهای شخصیتی و خودکارآمدی را در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مورد بررسی قرار دهد.ـآآ

اهمیت و ضرورت پژوهش

افزایش روزافزون اطلاعات و پیشرفتها در زمینة فناوری در دنیای امروز، انسان را بر آن داشته که به نظام آموزشی و تعلیم و تربیت توجه بیشتری داشته باشد و هدف تعلیم و تربیت در دنیای امروز تربیت نیروی انسانی مبتکر، خلاق، متکی به خود و با اعتماد به نفس می باشد و می خواهد چگونه اندیشیدن، چگونه زندگی کردن، چگونه یادگرفتن را به دانش آموزان یاد بدهد.

تعلیم و تربیت هموار ه در پی فراهم آوردن شرایطی است تا دانش آموزان بتوانند حداکثر توانائیهای بالقوة خود را پرورش داده و درجهت رسیدن به اهداف غایی آموزشی تلاش نمایند.

اگر عوامل تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی مشخص شوند و به همة این عوامل به صورت همه جانبه پرداخته شود بهتر می توان عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی را مشخص کرد و این امر مستلزم انجام تحقیقات بیشماری می باشد.

همچنین انسان به کمک توانایی های فکر و اندیشه خود قادر است که در پدیده های جهان تغییراتی به وجود آورده و آنها را در جهت رسیدن به اهداف خود به کارگیرد.

امروزه اهمیت خودکارآمدی و نقش زیربنایی آن در بسیاری از مسائل زندگی برای انسان مشخص شده است. انسانهای موفق در بیشتر موارد مدیون خودکارآمدی خود می باشند و چگونگی تلاش و عملکرد افراد خودکارآمد متفاوت از عملکرد افرادی است که خودکارمدی ضعیف و ناکارآمدی دارند (استرنبرگ، ترجمه اعتماد اهری و خسروی، 1381).

این پژوهش از چند جهت، دارای اهمیت بیشتری است: اینکه پژوهشها نشان می دهد که بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان با تیپ شخصیتی و ویژگیهای شخصیتی آنها رابطه وجوددارد. دیگر اینکه شناخت ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان می تواند بازخورد ارزشمندی برای معلمان و سایر دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت فراهم کند و باعث شود که آنها متناسب با نوع شخصیت دانش آموزان رفتار کنند.

همچنین امید است یافته های این تحقیق بتواند آگاهیهای بیشتری در زمینة شناخت دانش آموزان در مراکز تعلیم و تربیت در اختیار دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار دهد.

به علاوه شاید بتواند رهنمودهایی جهت هرچه آشنا شدن مربیان، معلمان و سایر افراد با عوامل تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی قرار دهد.

اهداف تحقیق

این تحقیق دارای اهداف کلی و هدفهای خاص می باشد:

هدف کلی تحقیق: شناخت و مقایسة ویژگیهای شخصیتی و خودکارآمدی دانش آموزان دورة پیش دانشگاهی با عملکرد تحصیلی بالا و پایین می باشد.

اهداف خاص تحقیق:

- مقایسة ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پایین.

- مقایسة خودکارآمدی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پایین.

- بررسی تأثیر جنسیت بر خودکارآمدی و ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان.

- پیش بینی خودکارآمدی بالا بر اساس ویژگیهای شخصیتی.

همچنین امید است که با افزایش دانش و اطلاعات در زمینة ویژگیهای شخصیتی و خودکارآمدی افراد و مقایسة این متغیرها با عملکرد تحصیلی آنها، در زمینة آموزش و یادگیری به مقایسة دانش آموزان با همدیگر نپردازیم و به تفاوتهای فردی و ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان توجه کنیم، بعلاوه قصد داریم نتایج به دست آمده از این تحقیق را به معلمان، مربیان و مشاوران مدارس که پرورش دهندگان آینده سازان ما هستند انتقال دهیم.

فرضیه های پژوهش

در پژوهش حاضر سه فرضیه و یک سؤال پژوهشی به شرح زیر مورد بررسی قرار می گیرند:

1- بین ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پایین تفاوت وجود دارد.

2- بین خودکارآمدی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پایین تفاوت وجود دارد.

3- خودکارآمدی و ویژگیهای شخصیتی دختران و پسران متفاوت است.

4- کدامیک از ویژگیهای شخصیتی، پیش بینی کنندة بهتری برای دانش آموزان با خودکارآمدی بالا و با خودکارآمدی پایین است؟

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

الف- ویژگیهای شخصیتی

تعریف نظری

صفات شخصیتی: در الگوی پنج عاملی، عوامل شخصیت شامل 5 عامل بزرگ هستند و این عوامل فرض را بر این میداند که شخصیت بهنجار یک مفهوم چند بعدی است که می توان آنها را بوسیلة پرسشنامه های شخصیتی اندازه گیری کرد. تعریف مفهومی این 5 عامل بزرگ به قرار زیرند:

- روان رنجورخویی: بعدی است که اساس آن را تجارب و هیجانات منفی و نامطلوب تشکیل می دهد و صفاتی همچون ترس اجتماعی، اضطراب افسردگی، پرخاشگری و احساس گناه و..... را پوشش می دهد.

- برون گرایی: عاملی که تجارب و هیجانات مثبت، فعالیت و قاطعیت واجرایی بودن ومعاشرت و اجتماعی بودن را شامل می شود. همچنین این بعد به طور قوی با علاقه به ریسکهای بزرگ در مشاغل همبسته است (کوستا، مک گری و هالند، 1984).

- انعطاف پذیری: این بعد میزان انعطاف پذیری در مقابل تجارب، تصور فعال، خلاقیت، هنرمندی، کنجکاوی، تخیل و پذیرش ارزشها و عقاید جدید را در برمی گیرد.

- دلپذیر بودن: این عامل میزان اعتماد، همکاری، هم حسی، توافق با دیگران، همدردی با دیگران، محبوبیت و قبولیت افراد را مورد ارزیابی قرار دهد.

- با وجدان بودن: این عامل شامل عواملی همچون هدفمندی، احساس وظیفه کردن ومسئولیت پذیری، خویشتن داری تمایل به پیشرفت و نظم و تربیت می باشد.

تعریف عملیاتی:

- روان رنجورخویی: در این پژوهش این عامل عبارت از میزان نمراتی است که هر یک از آزمودنیها در آن بدست می آورند.

- برون گرایی: هدف از این عامل در پژوهش حاضر عبارت از میزان نمره ای است که هر یک از آزمودنیها در مقیاس مربوطه بدست می آورند.

- انعطاف پذیری: در این پژوهش عامل انعطاف پذیری عبارت از میزان نمراتی است که هر یک از آزمودنیها در آن کسب می کنند.

- دلپذیر بودن: در پژوهش حاضر هدف از این عامل عبارت از میزان نمره ای است که هر یک از آزمودنیها در مقیاس مورد نظر بدست می آورند.

- با وجدان بودن: هدف از این عامل در پژوهش حاضر عبارت از میزان نمره ای است که هر یک از آزمودنیها در این عامل کسب می کنند.

ب) خودکارآمدی

تعریف نظری

خودکارآمدی ادراک فرد از مهارتها و قابلیت های خود برای انجام اعمالی گفته می شود که با توجه به ویژگی در موقعیتی خاص مورد نیاز می باشد (بندورا 1986)

تعریف عملیاتی

در این پژوهش خودکارآمدی عبارت از میزان نمره ای است که هر یک از آزمودنیها در مقیاس هفده ماده ای شرر بدست می آورند.

ج عملکرد تحصیلی

تعریف نظری:

عملکرد تحصیلی شامل معلومات و مهارتهای اکتسابی عمومی یا اختصاصی افراد در بارة موضوعات درسی می باشد که معمولاً بوسیله آزمایشها و نشانه ها، یا هر دوی آنها که توسط معلمان برای دانش آموزان وضع می شود، اندازه گیری می شوند (شعاری نژاد، 1364).

به عبارت دیگر پیشرفت تحصیلی میزان دانش یا مهارت افزودة هر فرد در موضوع خاص و در زمان معین است که با نمرات کسب شده در آزمونهای وضع شده طبق اهداف آموزش و پرورش هر کشور معین می گردد.

تعریف عملیاتی

- عملکرد تحصیلی بالا: دانش آموزانی که در دورة پیش دانشگاهی در نوبت اول میانگین نمرات بالاتر از 17 دارند.

- عملکرد تحصیلی پایین: دانش آموزانی که در دورة پیش دانشگاهی در نوبت اول میانگین نمرات پایین تر از 14 دارند.


مروری بر پیشینه تحقیق

همانگونه که قبلاً اشاره گردید در این تحقیق رابطه شخصیت و خودکارآمدی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مبحث مفاهیم مربوط به این متغیرها به صورت مفصل تری توضیح داده و در ادامه به پژوهشهای انجام شده در مورد مفاهیم مورد نظر پرداخته می شود و سعی خواهد شد که تصویری قابل قبول از مفاهیم و متغیرهای موجود در این پژوهش ارائه گردد.

بخش اول: شخصیت

شخصیت هر انسان می تواند به تعیین محدودیتها، ویژگی ها، توانائیها و بهداشت و سلامت آنها در زندگی کمک کند. این شخصیت است که به شکل گیری بسیاری از جنبه های زندگی انسان کمک می کند. به عنوان مثال تمام امیال و آرزوهایی که می خواهیم در زندگی به دست آوریم ، خواه تحصیلات عالی، همسر و حتی سلامت عمومی می تواند تحت تأثیر شخصیت ما و شخصیت افرادی که به نحوی با آنها در تعامل هستیم قرار گیرد (شولتز، 1998، ترجمه سیدمحمدی، 1385).

شخصیت می تواند انتخابهای افراد را محدود یاگسترش دهد یا افراد را در معرض تجربیات جدید قرار دهد واین ویژگی های افراد است که امکان می دهد بعضی از افراد اجتماعی، مردم آمیز، کم رو و گوشه گیر، پرخاشگر، سرد و ناخوشایند باشند (همان منبع).

لازم به ذکر است که موضوع شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان با چنین توصیف های ساده کل ویژگی های شخصیت افراد را بیان کرد و شاید یکی از دلایل آن این باشد که انسانها در شرایط مختلف و در برابر افراد مختلف بسیار تغییر پذیر و پیچیده هستند.

پیچیدگی ماهیت شخصیت باعث شده که تعاریف و نظریه های گوناگونی پیرامون شخصیت توسط روانشناسان ارائه شود وهر کدام از این نظریه ها تنها بخشی از حقایق مربوط به شخصیت انسان را آشکار می کند و اگر چه هیچ کدام از این نظریه ها نتوانسته تبیین کاملی از شخصیت ارائه دهند اما تلاش در جهت درک ماهیت شخصیت انسان توسط همین نظریه ها صورت گرفته است.

اگر چه هیچ یک از نظریه­های شخصیت همسوی یکدیگر نیستند، اما هر یک از آنها چیزهای اساسی و مهمی در بارة شخصیت برای گفتن دارند و ریشه اختلاف بین نظریه های شخصیت در پیچیدگی موضوع شخصیت ونوپا بودن این علم می باشد بدین ترتیب که مطالعة شخصیت از دهة 1930 واردجرگة علم شده است (شولتز، 1990، ترجمه کریمی و همکاران، 1384).

مطالعة نظریه های شخصیت و ویژگی های آن دلایل مختلفی دارد که یکی از این دلایل مطالعة نظریه های شخصیت، مربوط به کاربرد عملی آنها می باشد و ارزش علمی این مطالعه برای روان شناسان علاقه مند به زمینه های بالینی و مشاوره بیشتر است (همان منبع).

در نظریة بندورا مفهوم خودکارآمدی به یک احساس واقعی از تسلط در مهارت اشاره می کند و به ارزشیابیهای دانش آموزان از قابلیت های عملکرد بر روی یک تکلیف تأکید دارد به این معنی که آیا دانش آموزان توانایی موفق شدن در آن تکلیف را دارند یا نه؟

خودکارآمدی می تواند در زمینه های پیشرفت بر رفتار افراد تأثیر گذارد. همچنین حل کردن مسائل با موفقیت می تواند تجربة هیجانی را در افراد افزایش دهد و در افراد به درگیر شدن در مسائل در حد تسلط تمایل ایجاد کند.

مرور جامع نظریه بندورا در بارة انتخاب هدف نشان می دهد که فرد می تواند تشخیص دهد که آیا هدف دور باعث پاداشهای مورد انتظار خواهد شد یا نه. اگر انتظار نتایج پایین باشد در فرد انگیزه ای برای انتخاب هدف وجود نخواهد داشت ولی اگر انتظار بالا باشد، فرد به مرحلة بعد قدم خواهدگذاشت (فرانکن، 1998، شمس اسفندآباد و همکاران، 1384).

همچنین بندورا (1995) خودکارآمدی را برحسب ادراک افراد از میزان کنترل بر زندگی معرفی می کند. افراد با اعمال کنترل بر موقعیت ها بهتر می توانند آینده مطلوب را تحقق بخشند و از آینده های نامطلوب جلوگیری می کنند (شولتز، 1998، ترجمه سیدمحمدی، 1385).

جایگاه شخصیت در روان شناسی

خاستگاه روان شناسی نوین تا سده های چهارم و پنجم قبل از میلاد بر می گردد. فیلسوفان بزرگ یونان همچون سقراط، افلاطون و ارسطو، پرسشهای بنیادی در بارة زندگی ذهنی پیش کشیده ا ند. پرسشهایی از قبیل: هشیاری چیست؟ آیا آدمی ذاتاً موجودی منطقی است یا غیر منطقی و چندین سؤال دیگر که با ماهیت ذهن و فرایندهای ذهنی سروکار دارند. پس از یونانی ها، سنت آگوستین[27] (354- 430 میلادی) دومین پیشگام روان شناسی نوین به حساب می آید. در نیمة دوم سدة نوزدهم، روانشناسی علمی به وجود آمد.

اما تقریباً به اندازة نیم بیشتری از تاریخچة روانشناسی به عنوان علم، توجه نسبتاً کمی به مطالعة شخصیت شده است. روان شناسی به صورت یک علم آزمایشی و مستقل، از ترکیب اندیشه های فلسفه و فیزیولوژی پیدا شده است. و بیش از یک قرن پیش توسط ویلهلم وونت در سال 1879، پایه گذاری شد و به تقلید از روش علوم طبیعی به مطالعة اجزای تشکیل دهندة تجربة هشیار[28] پرداخت.

در دهه های اولیه قرن بیستم جان.بی. واتسون رویکرد رفتار گرایی[29] را پایه گذاری کرد. که معتقد بود روان شناسی به عنوان یک علم باید به جنبه های عینی و ملموس انسان بپردازد (شولتز، 1990، ترجمه کریمی و همکاران، 1384).

بدین ترتیب، مفهوم شخصیت در نظام رفتارگرایی واتسون و رفتارگرایان اولیه به چیزی که بتوان آن را به طور عینی دید و مشاهده کرد، تنزل یافت و در این تعریف جایی برای مفهوم هشیاری یا نیروهای ناهشیار باقی نماند.

ولی در دهة 1890 چنین ویژگی هایی از شخصیت انسان یعنی مفاهیم هشیار و نیروهای ناهشیار توسط زیگموند فروید[30] پزشک اتریشی مورد بررسی قرار گرفت که اکثر نظریه های معاصر شخصیت از نظریة فروید تأثیر پذیرفته اند. همچنین اولین گروه نظریه پردازان شخصیت، با الهام از رویکرد روان کاوی فروید شکل گرفتند.

پس روان شناسی آزمایش و مطالعة رسمی شخصیت در دو سنت جداگانه و با روشها و هدفهای متفاوت آغاز شدند تا اینکه در اواسط دهة 1930، تغییرا ت چشمگیری به وقوع پیوست و در این دوره، کتاب های تخصصی متعددی پیدا شدند، و درسهای دانشگاهی در زمینة شخصیت ارائه گردید و از این دهه مطالعه شخصیت توسط هنری مورای و گوردون آلپورت در دانشگاه هاروارد رسمیت پیدا کرد. (شولتز، 1990، ترجمه کریم و همکاران، 1384).

سوابق تاریخی سنجش شخصیت

طبقه بندی منش و خلق و خوی افراد به عبارت دیگر شخصیت آنها از لحاظ جثه، اعضا و عضلات، طبع یا مزاج و غدد و خصوصیات افراد از زمان یونان باستان وجودد اشته است.

همانگونه که می دانیم امپدوکلس[31] فیلسوف یونانی جهان را متشکل از عناصر اولیه آب، آتش، خاک و هوا می دانست.

بقراط[32] (377- 460 قبل از میلاد) طبیعت انسان را مثل جهان مرکب از چهار عنصر فرض نمود و معتقد بود غلبه هر یک از این عناصر بر بقیة آن ها مزاج فرد را به صورت خاصی در می آورد.

ایشان خون را ناشی از هوا می دانست و غلبه آنرا باعث ایجاد طبع دموی می دانست سودا را ناشی از عنصر خاک می دانست و غلبه آنرا باعث ایجاد طبع سوداوی می دانست. صفرا را ناشی از آتش و طبع بلغمی را ناشی از آب قرار می داد.

همچنین از نظر جالینوس (201-131 بعد از میلاد) افراد دموی مزاج ضعیف، عصبی، بی ثبات، عجول و هرزه بودند وافراد سوداوی دارای ویژگیهیای همچون خوش بین ، کند و قوی بودند و صفراوی ها مردمی آتشی، تند و قوی هستند و بلغمی ها هم مزاج کند، خونسرد و ضعیف داشتند (شریعتمداری، 1382).

علاوه بر این، طبقه بندی تیپ های شخصیتی با مشاهدة افراد بیمار، مثل طبقه بندی کرچمر[33] صورت گرفته که انسانها را در مجموع به سه طبقه اصلی تقسیم نمود و برای هر دسته خصوصیاتی ذکر کرد:

1- طبقه پیک نیک[34]: این افراد شکل بدنشان گرد و چاق است و قد آنها کوتاه است. اینگونه افراد از نظر خلق، خوش برخورد و خوش گذران هستند و ظاهر و باطن یکسانی دارند و در مجموع برون گرا هستند.

2- آستینک[35]: این افراد قدی بلند و باریک دارند. صورت لاغر و دست و پایشان دراز است از نظر خلق، گوشه گیر و خیالباف هستند و به درون گرایی تمایل دارند.

3- آتلتیک[36]: این دسته از افراد، دارای استخوان بدنی بسیار محکم و عضلات نیرومند می باشند. از نظر خلق هم، به فعالیت های بدنی و ورزشی علاقه زیادی دارند و ریاست طلب هستند.

طبقه بندی دیگری در ارتباط با تیپ های شخصیت توسط شلدن[37]، از مشاهدة افراد طبیعی و بر فرضیة جنین شناسی صورت گرفته است. شلدن در طبقه بندی خود، در شکل ظاهری بدن سه بعد تشخیص داده که از رشد سه لایة جنین، یعنی آندودرم[38]، مزودرم[39]، اکتودرم[40] پدید می آیند.

شلدن با توجه به این سه بعد تیپ های شخصیتی را طبقه بندی کرد. او افرادی راکه دارای ناحیة شکم بزرگ هستند آندومورف نامید. ا فرادی که از لحاظ عضلانی بودن و استحکام استخوان ها قوی بودند در گروه مزومورف قرار داد و افرادی که از لحاظ ساختمان اعصاب قوی بودند درگروه اکتومورف قرار داد (گنجی، 1382).

لازم به ذکر است که هدف از تشخیص و سنجش شخصیت افراد، این است که ویژگیهای جسمی و روانی افراد، به خصوص رابطة آنها با همدیگر و سایر موارد، مورد مطالعه قرار گیرد.

نقش ارزیابی[41] شخصیت

یکی از راههای توضیح شخصیت افراد، برسی صفات و خصوصیات شخصیت[42] آنها می باشد. همانطور که قبلاً اشاره شد عده ای از روان شناسان با توجه به عضلات و ویژگیهای جسمی و عده ای با توجه به طبع یا مزاج یا فعالیت غدد، شخصیت افراد را طبقه بندی کرده اند. اما امروزه اکثر روان شناسان این نوع طبقه بندیها را فاقد زمینه های علمی می دانند و خصوصیات اساس افراد را برای تعیین نوع شخصیت آنها مورد مطالعه قرار می دهند.

مطالعة شخصیت مستلزم وجود روشهایی برای ارزیابی متغیرهای مربوط به شخصیت می باشد. ما دائماً در حال ارزیابی غیررسمی شخصیت افراد هستیم و به طور ضمنی به پیش بینی هایی در بارة رفتار این افراد چه در انتخاب دوست، شناخت همکاران آینده، انتخاب همسر و موارد بی شمار دیگر دست می زنیم.

ولی گاهی این پیش بینی های ما به خطا می رود. زیرا در آنها به صفت خاص که مورد علاقة ماست تکیه می کنیم و به صفات و خصوصیات دیگر آنها توجه نمی کنیم.

بنابراین با نگاه کردن به وضع ظاهر یک فرد نمی توان در بارة شخصیت او داوری کرد بلکه باید با استفاده از روش علمی به اندازه گیری صفات شخصیت افراد پرداخت (شعاری نژاد، 1370).

ارزیابی شخصیت دو ارزش عمده دارد: یکی ارزش عملی که یکی از حوزه های اصلی کاربرد روان شناسی در دنیا واقعی است. و روان شناسان مختلف را در شناسایی و راهنمایی بهتر افراد مدد می رساند به عنوان مثال، یک ارزیابی مناسب شخصیت، به متخصان بالینی کمک می کند که بهترین روش درمان را برگزینند یا به روانشناسان آموزشگاهی کمک می کند تا بتوانند به علل ناسازگاری و مشکلات یادگیری دانش آموزان در مدارس پی ببرند. همچنین روشهای ارزیابی شخصیت در زمینة پژوهش هم کاربرد فراوانی دارند که بوسیلة آنها روان شناسان پژوهشی برای توجیه رفتار آزمودنیهایشان در شرایط مختلف آزمایشی یا برای پیدا کردن رابطه بین ویژگیهای شخصیتی با متغیرهای دیگر به ارزیابی شخصیت آنها می پردازند ارزش دیگر سنجش شخصیت، ارزش علمی است که ما را در پیدا کردن جواب به پرسشهایی از این قبیل کمک می کند. تأثیر خانواده های آشفته روی شخصیت کودکان و نوجوانان چیست؟ شخصیت افراد با افزایش سن چگونه تغییر می کند؟ و موارد دیگر (شولتز، 1990، ترجمه کریم و همکاران، 1385).

بنابراین دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت اعم از معلمان، مربیان و مشاوران برای شناخت هر چه بهتر دانش آموزان خود نیاز دارند که ویژگیهای شخصیتی آنها را مورد ارزشیابی و سنجش قرار دهند تا بدین وسیله بتوانند ویژگیها، تمایلات، علایق وا ستعدادهای دانش آموزان خود را تعیین نموده و روشهای آموزشی و تربیتی خود را مطابق با آن نیازها و ویژگیها در نظر گرفته و هماهنگ نمایند.

تعریف شخصیت

مفهوم شخصیت یکی از مفاهیم مربوط به ویژگیهای انسانی است و تعریف این مفهوم هم مانند مفاهیم همچون هوش کار آسانی نیست. به دلیل اینکه مفهوم این کلمه در زبان عامیانه با مفهوم موردنظر در روان شناسی تفاوت زیادی دارد. واژة شخصیت در زبان روزمره معانی مختلفی دارد. مثلاً وقتی می گوئیم فلانی آدم با شخصیتی است، منظور این است که مورد احترام دیگران می باشد یا با توجه به یک یا چند ویژگی خاص آن شخص این اصطلاح را در مورد آن فرد به کار می بریم (گنجی، 1382).

شاید هیچ اصطلاحی به اندازة مفهوم شخصیت، نه تنها در بین روان شناسان بلکه در میان همه مردم کاربرد نداشته باشد و موضوع اصلی در مورد شناخت انسانها، شخصیت آنها می باشد. برای همین هیچ متفکری را نمی توان پیدا کرد که به آن نپرداخته باشد، فیلسوف، هنرمند، نویسنده، جامعه شناس، انسان شناس و روان شناس چه درگذشته و چه در حال هر کدام از دیدگاهی به مطالعة شخصیت پرداخته اند.

به علاوه ما همواره با افرادی برخورد می کنیم که از شخصیت وشیوة رفتار خود و دیگران سخنی به میان می آورند. مثلاً یکی خود را شخص کمرو و خجالتی توصیف می کند. دیگری خودر اشخص رک گو معرفی می کند. شخص دیگری خود را شیک پوش وخوش خوراک معرفی می کند و دیگری از ویژگیهای اجتماعی و مقام اجتماعی خود حرف می زند، همچنین بعضی از آنها از رتبه علمی و شغلی خود تعریف و توصیف می کنند.

همچنین اگر یکی از اینگونه افراد از لحاظ علم و هنر، شیک پوشی و یا ثروت توجه ما را به خود جلب کند می گوئیم ؛ «چه آدم با شخصیتی است!» (شعاری نژاد، 1370).

علاوه بر همة اینها هر روزه در رسانه های گروهی مثل رادیو، تلویزیون و روزنامه ها می بینیم که گفته می شود جلسه ای با حضور شخصیت های مهم علمی، فرهنگی یا سیاسی برگزار شد که اگر از ویژگیهای آن اشخاص خوشمان بیاید آنها را افرادی با شخصیت و در غیر این صورت بی شخصیت یا کم شخصیت قلمداد خواهیم کرد.

در لغت نامة دهخدا برای اصطلاح شخصیت این معانی ذکر شده است: شرافت، نجابت، رفعت، بزرگوار، مرتبه و درجه.

لکن هیچ کدام از موارد فوق در روان شناسی، معنی اصطلاح شخصیت را ندراد و مورد قبول نیست بلکه روان شناسان در بحث از شخصیت، بیش از هر چیز دیگر به تفاوتهای فردی توجه دارند، یعنی ویژگیهایی که افراد را از همدیگر متمایز می کند برای روان شناسان همة انسانها دارای شخصیت هستند و آنها در بارة هیچکس به کوچکترین قضاوت ارزشی دست نمی زنند و معتقدند که هر فرد سبک[43] خود یعنی شخصیت خاص خود را دارد که از او انسانی منحصر به فرد می سازد (اتکینسون، ترجمه براهنی و همکاران، 1382).

با توجه به اینکه شخصیت چیزی کاملاً محسوس و عینی نیست تا بتوان با در نظر گرفتن همة جوانب آن به تعریف دقیق وکامل آن پرداخت، به همین جهت، تعریف های مختلفی از شخصیت، توسط روان شناسان صورت گرفته است. نمونة بارز آن اینکه گوردون آلپورت در یکی از کتابهای کلاسیک خود 50 تعریف مختلف از شخصیت ارائه کرده است (آلپورت، 1937).

برای اینکه بتوانیم مفهوم شخصیت را بهتر و روشن بیان کنیم بهتر است ابتدا به ریشة این کلمه توجه نمائیم کلمة شخصیت از واژه یونانی پرسونا[44] گرفته شده است پرسونا به معنای نقابی است که هنرپیشه­ها در اجرای نقش های خود به چهره می زنند.

پس با توجه به معنای پرسونا شخصیت عبارت است از تأثیری که یک فرد بر دیگران به جا می گذارد طبق این تعریف شخصیت به ویژگیهای بیرونی قابل مشاهدة فرد از سوی دیگران دلالت می کند.

ولی علاوه بر این، شخصیت به مجموعه ای از ویژگیهای اجتماعی وهیجانی ذهنی هم اشاره دارد که ممکن است مستقیماً قابل مشاهده نباشند (شولتز، 1998، ترجمه کریم و همکاران، 1384).

شخصیت با توجه به شرایط و موقعیتهای مختلف تغییر می کند که والتر میشل[45] در دهة 1960 بخشی را پیرامون اهمیت نسبی متغیرهای شخصی همچون صفتها و شرایط موقعیتی بر رفتار مطرح کرده است (میشل 1968، 1973) اغلب روان شناسان شخصیت، قبول کرده اند که برای رسیدن به تبین کاملی از ماهیت انسان، صفات شخصی پایدار، جنبه های متغیر موقعیت و تعامل بین آنها را باید در نظر داشت (گارسون 1989؛ مگنوسون 1990).

شباهت هایی که در بین مردم مشاهده می شود علاوه بر این هر یک از ما ویژگیهای خاصی داریم که ما را از دیگران متمایز می سازد بنابراین می توان گفت که شخصیت عبارت است از مجموعه ای از ویژگیهای ثابت و پایدار و بی نظیری که ممکن است در پاسخ به موقعیت های مختلف، تغییر کند (همان منبع).

عوامل مؤثر در رشد شخصیت

شخصیت همواره در حال تکامل است و عوامل ونیروهای متعددی روی آن اثر می گذارند همچنین رشد و تکامل شخصیت دارای دو ویژگی مهم می باشد که عبارتند از 1) رشد شخصیت به صورت تدریجی صورت می گیرد 2) رشد شخصیت در محیط اجتماعی تکامل پیدا می کند.

به نظر می رسد که در مطالعه شخصیت در رفتار آدمی پیچیده ترین پرسش ها این است که شخصیت فرد را چه چیز تعیین می کند؟ و چه عواملی در شکل گیری شخصیت افراد اثرگذاشته اند؟ دشواری پاسخ به این گونه پرسش ها در این حقیقت نهفته است که فرایندهای شناختی و روان شناختی، و متغیرهای متعدد دیگر در تکوین شخصیت دخالت دارند (شعاری نژاد، 1370).

به همین خاطر است که متخصصان عوامل تعیین کنندة شخصیت را دو گروه کلی طبقه بندی کرده اند:

1- عوامل زیستی شخصیت: عوامل زیستی شخصیت، معمولاً به ارث می رسد و از همان ابتدا در فرد وجود دارد مهمترین این عوامل عبارتند از : جنس، سن و عوامل عصبی و غددی

الف) جنس: عامل جنسیت به صورت آشکار در تعیین شخصیت افراد نقش دارد، تفاوتهای زیستی بین زن و مرد از جمله در شکل ظاهری بدن، فیزیولوژی به خصوص غدد درون ریز متفاوت است. همچنین وجود تفاوتهای روانی بین زن و مرد از زمانهای گذشته مورد تأیید بوده است.

به علاوه در اعمال حسی- حرکتی بین زن و مرد تفاوت وجود دارد به عنوان مثال زنها نسبت به مردها در تشخیص رنگها برتری دارند یا کوررنگی جنبة ارثی دارد و در بین مردان بیشتر از زنان شایع است.

و از نظر اعمال حرکتی و نیروی ماهیچه ای برتری به نفع مردهاست.

از نظر اعمال ذهنی زنها، نسبت به مردها، در آزمونهای کلامی و حافظه عددی امتیازهای بیشتری کسب می کنند.

ب) سن: با افزایش سن، شخصیت هر فرد هم تغییر می کند این تغییر علاوه بر اینکه تحت تأثیر مجموعه ساخت های بدنی، دستگاه غدد درون ریز و دستگاه عصبی است ولی بیشتر تحت تأثیر بلوغ زیستی می باشد و در این زمینه نقش مراحلی که در آنها بحران های زیستی بوجود می آید اهمیت ویژه دارد. مثل تولید اسپرم در پسران و شروع عادت ماهانه در دختران. در اینجا هم عوامل زیستی و عوامل محیطی در تغییر شخصیت نوجوان مؤثر می باشند.

ج) عوامل عصبی- غددی: یکی از علل اصلی تفاوتهای جنسی، تفاوت در ترشح غدد درون ریز می باشد و این عامل حتی در رشد عمومی فرد هم تا اندازة زیادی تأثیر دارد اختلال در ترشح غدد درون ریز تغییراتی در شخصیت افراد بوجود می آورد به عنوان مثال کسانی که غده تیروئید آنها ترشح زیادی دارد تحریک پذیرند یا افرادی که غدة فوق کلیوی آنها ترشح لازم را ندارد دچار ضعف عصبی هستند.

2- عوامل اجتماعی شخصیت: عوامل اجتماعی شخصیت، محصول محیط اجتماعی است که فرد اولین سالهای زندگی خود را در آن سپری کرده است مثل خانواده، مدرسه، اشخاصی که با او ارتباط داشته اند و فرهنگی که گروه به آن وابسته است. همة این عوامل تقریباً یک فرایند اجباری هستند که باعث می شوند شخص تحت تأثیر دیگران قرار گیرد و گروهها و سازمان های مختلف روی شخصیت فرد اثر بگذارد. بنابراین گرایش ها، ارزشها، نوع شغل و ا فکار و عقاید موجود در جامعه و به طور کلی هرگونه رفتار فرد رنگ و بوی جامعه ای را می گیرد که فرد در آن زندگی می کند به عبارت بهتر شخصیت هر فرد، تا اندازه زیادی نمایانگر شخصیت جامعه اوست (شعاری نژاد، 1370).

خانواده نخستین عامل اجتماعی به شمار می رود و خانواده در تعیین و شکل گیری شخصیت کودک نقش اساسی بر عهده دارد زیرا کودک بهترین و آماده ترین دوران اثرپذیری را در خانواده سپری می کند و به همین جهت است که متخصصان تعلیم و تربیت کودک، تربیت خانواده را مقدم بر تربیت بچه ها می دانند. بعد از خانواده مدرسه، عامل مؤثر در تکوین شخصیت به شمار می رود. زیرا این مدرسه است که بسیاری از ارزش های اجتماعی را برای دانش آموزان تعیین می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه بیندیشند، چه افکار و عقایدی را در خود پرورش دهند و چگونه با دیگران همکاری و ارتباط داشته باشند.

ثبات یا تغییر شخصیت

همانگونه که روان کاوان و اکثر نظریه پردازان صفات (مثلاً، آلپورت، 1937) به آن معتقدند که آیا شخصیت در همان آغاز زندگی به تثبیت می رسد یا طبق نظریه پردازان یادگیری، شخصیت انسان بر اثر تجربه تغییر می کند به نظریه پردازان با استفاده از طرحهای تحقیق طولی[46] به ارزیابی این پرسش پرداخته و شواهد جالبی در تأیید هر دو دیدگاه به دست آورده اند، برخی صفات همچون هوش، روان رنجورخویی[47] و برون گرایی با ثبات تر از برخی صفات دیگر همچون عزت نفس و رضایت مندی از زندگی می باشند.(کانلی[48]، 1984).

همچنین محققان شواهدی برای وجود ثبات یا تداوم در شخصیت به دست داده اند، آنها برای پاسخ به این سؤال از روش بازنگری[49]. یعنی روشی که از آزمودنیها خواسته می شود تا در بارة
تجربه­های گذشته خود توضیح دهند استفاده می کنند به عنوان نمونه در یک پژوهش بازنگرانه، سالخوردگان 65 ساله شخصیت خود را در سن 40 سالگی به یاد آورده و شخصیت آن زمان خود را مشابه با شخصیت خود در سن 65 سالگی یا بالاتر تعریف کرده اند (گلد[50]، آندرس[51] و شوارتزمن[52] 1987).

ولی چون در این روش همواره این امکان وجود دارد که خاطرات گذشته آنها تحریف شودو یا اینکه ممکن است تغییرات انجام شده را بیش برآورد کنند به همین جهت بهترین روش برای پی بردن به ثبات یا تغییر شخصیت استفاده از مطالعات طولی است؛ یعنی بین اجرای یک آزمون شخصیت و آزمون مجدد آن فاصله ای طولانی وجودداشته باشد تا بتوان شباهت دو موقعیت را بدون وجود احتمال سوگیری در گزارشهای بازنگرانه مقایسه کرد. مثلاً تحقیقاتی که در بارة شخصیت سنخ A که در افراد دارای این نوع شخصیت خطر ابتلا به بیماریهای قلبی بالاست (برگمن[53] و مگنوسون[54] 1986) انجام شده این نتیجه گیری بدست آمده است که شخصیت افراد پس از 30 سالگی دارای ثبات می باشد. برخی رویدادها در زندگی افراد باعث تغییر شخصیت می شوند که از میان این رویدادهای تعیین کننده می توان به ازدواج، خدمت سربازی وا شتغال اشاره کرد (کاسپی 1993). زیرا با آغاز بزرگسالی و ازدواج و اشتغال، فرد نقشهای تازه ای را بر عهده می گیرد که این نقش های تازه تغییرات شخصیتی خاص را در فرد ایجاد می کنند.

قابل ذکر است که هر دو گروه معتقد به ثبات یا تغییر شخصیت در مورد اینکه شخصیت در افراد در طی مراحلی شکل می گیرد اتفاق نظر دارند بنابراین رشد شخصیت را به مراحلی تقسیم کرده و ویژگیهای هر مرحله را مورد بحث و بررسی قرار می دهند (کریمی، 1382).


تاثیر هوش هیجانی بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی از دبیرستان به دانشگاه

انتقال از دبیرستان به دانشگاه برای بسیاری از دانشجویان موقعیتی استرسزاست نمونه هایی از این استراسزاها عبارتند از تغییر در ساختار، روابط با والدین و خانواده مخصوصا جدایی آنها، برقراری روابط جدید، یادگیری عادتهای درس برای محیط تحصیلی جدید، پذیرش و تمرین استقلال بعنوان یک بزرگسال آمادگیها و توانمندیهای فرد برای مقابله با این عوامل استرسزا همواره مورد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 124 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 217
تاثیر هوش هیجانی بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی از دبیرستان به دانشگاه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

مقدمه :‌

انتقال از دبیرستان به دانشگاه برای بسیاری از دانشجویان موقعیتی استرسزاست. نمونه هایی از این استراسزاها عبارتند از: تغییر در ساختار، روابط با والدین و خانواده مخصوصا جدایی آنها، برقراری روابط جدید، یادگیری عادتهای درس برای محیط تحصیلی جدید، پذیرش و تمرین استقلال بعنوان یک بزرگسال. آمادگیها و توانمندیهای فرد برای مقابله با این عوامل استرسزا همواره مورد توجه پژوهشگران، متخصصان بهداشت و سلامت روانی، روانشناسان بالینی و متولیان امور آموزش و تربیتی بوده است. (استیو ارت[1] و هلی[2] ، 1985).

توانمندیها و شایستگی های اجتماعی و هیجانی از عوامل تعیین کننده و تاثیرگذار بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی محسوب می شود (آستین[3]، سالکومنک[4]، الگن[5] (2005)، پارکر[6]، ساموفلد[7] و هوگان[8] (2004). شایستگی هایی که می توانند پیامدهای نامطلوب عوامل استرسزا را کاهش دهند و تاثیرگذار بر سلامت روانی[9] و موفقیت تحصیلی[10] محسوب می شود.

خاستگاه نظری هوش هیجانی است که بوسیله سالوی[11] و مییر[12] پیشنهاد شد. هوش هیجانی بعنوان یک توانایی عبارتست از ظرفیت ادراک و ابراز و شناخت و کاربرد و اداره هیجانات در خود و دیگران (سالوی ویسر 1997).

بیان مسئله:

پژوهشهای انجام شده در زمینه رابطه هوش هیجانی با مؤلفه سلامت روانی نشان داده اند که این سازه با سلامت روان شناسایی محتوای هیجانها و توان همدلی با دیگران (می یرو سالوی، 1990، 1993، 1997) سازش اجتماعی و هیجانی (سالوی و کاراسو[13] (2002) و بهزیستی هیجانی (سلامت هیجانی) (می یرو کهر[14]، 1996) رضایت از زندگی (پالمر[15] و دونالدسون[16] و استاف[17]، 2002) همبستگی مثبت و عدم سلامت روانی (اسلاسکی[18] و کاراتریت[19]، 2002)، افسردگی (دادا[20] و هارت، 2000 وشاته و همکارانش 1998) و مصرف سیگار و الکل همبستگی منفی دارد.

رابطه هوش هیجانی و شایستگی های هیجانی و اجتماعی با هوش هیجان را ضعیف گزارش کرده اند، ونگ[21] و دی[22] ، ماکسول[23] ، می یر (1995) از همبستگی متوسط بین متغیرهای فوق الذکر سخن گفته اند و یافته های فین[24] و روک[25] (1997) و پارکر[26]، کرک[27] و همکاران (2004) بیانگر وجود همبستگی های قوی بین این متغیرهاست.

اهداف پژوهش

هدف پژوهش بررسی تاثیرگذاری سازه هوش هیجانی[28] بر مولفه های سلامت روانی[29] و موفقیت تحصیلی در مرحله حساس انتقال از دبیرستان به دانشگاه می باشد.

اهمیت و ضرورت تحقیق

ضرورت تحقیق این است که آیا هوش هیجانی می تواند بر سلامت روان و موفقیت تحصیلی از دوره ای به دوره دیگر موثر باشد. نه تحصیلات، نه تجربه، نه معلومات، نه هوش هیجانی هیچ یک نمی توانند تعیین کنند که چرا یک فرد موفق می شود اما فرد دیگری موفق نمی شود. حتما ویژگیهای دیگری وجود دارد که ظاهرا جامعه برای آن هیچ توصیفی ندارد.

ما نمونه هایی از این پدیده را هر روز در محیط کار، خانه، مدرسه و محله می بینیم. ما مردم باهوش و تحصیلکرده را می بینیم که موفق نیستند در حالی که عده کمی بدون مهارت و ویژگی بارز کاملا موفق هستند. امروزه پاسخ این سوال تقریبا به مفهوم هوش هیجانی بر می گردد. با اینکه شناسایی و اندازه گیری هوش هیجانی دشوار است بسادگی از طریق آزمون می توانیم هوش هیجانی خود و دیگران را اندازه بگیریم. هوش هیجانی برخلاف هوش شناختی قابل افزایش است.

فرضیه پژوهش

فرضیه ای که در واقع نشاندهنده انتظارات پژوهشگر در زمینه روابط بین متغیرهای پژوهشی است فرضیه پژوهش است.

1- بین هوش هیجانی و سلامت روان و موفقیت تحصیلی رابطه و همبستگی مثبت وجود دارد.

2- هوش هیجانی مردان بیشتر از هوش هیجانی زنان است.

3- سلامت روان مردان بیشتر از سلامت روان زنان است.

تعاریف و اصطلاحات

  • · تعریف نظری

هوش هیجانی: ظرفیت، ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و اداره هیجانها در خود و دیگران می باشد.

بهداشت روانی: قابلیت برقراری و ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل مسئله حل تضادها و تمایلات شخصی بطور منطقی و عادلانه و مناسب (میلانی فر[30]، 1373).

  • تعریف عملیاتی

هوش هیجانی: منظور از هوش هیجانی در این تحقیق آزمودن هوش هیجانی می باشد و گرفتن نمره 70 به بالا ملاک عمل می باشد.

بهداشت روانی:‌منظور از بهداشت روانی نمره کمتر از 6 در هر آزمون و زیر 22 در مجموع می باشد.

فصل دوم

مقدمه

سالها تصور می شد که هوش افراد (IQ)[31] موفقیت آنها را در زندگی تعیین می کند. مدارس برای ثبت نام دانش آموزان در برنامه های مختلف و همچنین شرکت ها و کارفرمایان برای انتخاب افراد، از آزمون IQ‌ استفاده می کردند. ولی در ده سال اخیر محققان دریافته اند که IQ تنها شاخص موفقیت افراد نیست. اکنون توجه به سمت هوش هیجانی [32](EQ) بعنوان شاخص دیگر موفقیت افراد محسوب می شود هوش هیجانی نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است. EQ تنها توانایی کنترل حالتهای اضطرابی و کنترل واکنشهاست. این به معنی پرانگیزه و امیدواربودن بکار و رسیدن به اهداف است. بطور کلی EQ یک مهارت اجتماعی است و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد.

باتوجه به اهمیت هوش هیجانی در زندگی، لزوم دسترسی به ابزار سنجش مناسبی در این زمینه وجود دارد که متناسب با فرهنگ و جامعه ایرانی قابل کاربرد می باشد. (گنجی[33]، 1384)

روش تحقیق

روش تحقیق استفاده شده در این تحقیق علّی- مقایسه ای[34] می باشد. چون ما در این تحقیق می خواهیم پی ببریم که آیا هوش هیجانی بر سلامت روان و موفقیت تحصیلی می توانند تاثیر داشته باشد یا نه؟ در بیشتر اوقات به منظور آزمودن فرضیه درباره روابط علت و معلولی از روش تحقیق علّی و مقایسه ای به جای روش تحقیق آزمایشی استفاده می شود. (دلاور[35]، 1367)

متغیرهای تحقیق

متغیر[36]: عبارت است از یک خصیصه (ویژگی توانایی) فرد یا شی که مقدار آن از فردی به فرد دیگر و یا از شیءای به شیء دیگر تغییر پیدا می کند و انواع متغیرهای استفاده شده در این تحقیق عبارتند از: متغیر مستقل[37]، متغیر وابسته[38]، متغیر کنترل[39] . (دلاور، 1367)

متغیر مستقل: به متغیر مستقل ، متغیر پیش بین نیز گفته می شود که از طریق آن متغیر وابسته تبیین یا پیش بینی میشود.

متغیر وابسته: به متغیر وابسته ، متغیر ملاک نیز گفته می شود. به وجه یا جنبه ای از رفتار یک ارگانیسم که تحریک شده است، گفته می شود.بعبارت دیگر متغیری که مشاهده و اندازه گیری می شود تا تاثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص گردد. (دلاور، 1376).

متغیر کنترل: که عبارتست از متغیری که در یک مطالعه تحقیقی از طریق مشاهده فقط یکی از سطوح آن، ثابت نگه داشته می شود. از متغیرهای کنترل به منظور خنثی کردن تاثیر متغیرها که ممکن است بر رفتار مشاهده شده موثر باشند، استفاده می شود. در این تحقیق سن و جنس افراد متغیر کنترل می باشد.

جامعه آماری

کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار که در این دانشگاه مشغول به تحصیل می باشند، تشکیل می دهند.

نمونه آماری

50 نفر از دانشجویان رشته حسابداری ترم اول دانشگاه گرمسار که میانگین سنی آنها 19 سال می باشد (30 دختر و 20 پسر) و در سال تحصیلی 85-84 مشغول به تحصیل می باشند.

روش نمونه گیری

عبارتست از روش خوشه ای یک مرحله ای که از بین سی رشته این دانشگاه، رشته حسابداری و از بین دانشجویان ترم اول این رشته تعداد 50 نفر که 30 دختر و 20 پسر بودند را انتخاب نمودیم.

روش اجرا

وقتی از بین 30 رشته موجود در این دانشگاه، رشته حسابداری و از بین کل دانشجویان، 50 دانشجویان ترم اول رشته حسابداری با توجه به روش خوشه ای یک مرحله ای انتخاب نمودیم، پس از توضیح و تشریح اهداف این پژوهش و جلب مشارکت و همکاری از آزمودنیها خواستیم که دو مقیاس و پرسشنامه (هوش هیجانی) و (سلامت روان) را جواب دهند. به منظور ترغیب بیشتر آزمودنیها به آنها این اطمینان را دادیم که نتایج هرچه که باشد تاثیری درتحصیل آنها در دانشگاه نخواهد داشت. هم برای همکاری جدی و صادقانه و هم برای حفظ امکان تماس به منظور دقت بیشتر در این پژوهش خواستیم که کارنامه های دو نیم سال اول و دوم تحصیلی خود را در اختیار ما قراردهند که این کار با دادن کارنامه های آزمودنیها و اسم و یا شماره تلفن آزمودنی امکانپذیر شد و به آنها اطمینان داده شد که آنها را از نتایج تستهای خود باخبر کنیم. بدین ترتیب 50 نفر آزمودنی ما حاضر به همکاری شدند و در آزمونها شرکت نمودند تا موفقیت تحصیلشان را مشخص نماییم. میانگین سنی این افراد 19 سال می باشند.

روش و ابزار جمع آوری اطلاعات

آزمون یا تست: آزمون GHQ‌ شامل 28 سوال می باشد و چهار سطح و نمرات باید کمتر 22 باشد.

آزمون EQ شامل 28 سوال می باشد که چهار مهارت خودآگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه و در کل هوش هیجانی را می سنجند.

پرسشنامه

(هوش هیجانی): اعتبار یعنی دقت، پایایی و ثبات در اندازه گیری که اگر آزمون را با فواصل زمانی،‌چند بار در یک گروه معین به اجرا بگذاریم. نتایج اجراهای متعدد نزدیک به هم می باشد. بین اجراهای مختلف همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد. روایی یعنی ازمون باید چیزی را ارزیابی کند که برای ارزیابی آن ساخته شده است. تعیین اعتبار آزمونها کار دشواری نیست زیرا به آسانی می توان آنها را در یک گروه معین دو یا چند بار به اجرا گذاشت اما تعیین روایی آزمونها کار دشواری است برای تعیین اعتبار این آزمون دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن و ساوه مورد آزمایش قرارگرفته‌اند.

ضریب اعتبار بدست آمده بین نمرات دو نوبت اجرا و برای چهار مهارت تشکیل دهنده هوش هیجانی و جمع کل نمرات (هوی هیجانی) به شرح زیر است:

خودآگاهی

خودمدیریتی

آگاهی‌اجتماعی

مدیریت رابطه

هوش هیجانی

73/0

87/0

78/0

76/0

90/0

همه ضرایب در سطح 99/0 معنی دار و تعداد آزمودنیها در این محاسبه 36 نفر بوده است. بعلاوه آن در گروه 284 نفری و دیگری (145 پسر و 139 دختر) فقط یکبار اجرا شده و ضریب اعتبار آن را با استفاده از آلفای کرونباخ برای گروههای پسران و دختران و کل گروه 88/0 بدست آمده است و همه سوالات همبستگی معنی داری دارند. حذف هیچ یک از سوالات موجب افزایش اعتبار کل آزمون نمی شود و همه ضرایب بدست آمده در سطح 99/0 معنی دار است.

(سلامت روانی) روایی صوری پرسشنامه مذکور مورد تایید سه نفر از اساتید هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. پایایی: در تحقیق حاضر منظور درجه ثبات نمره های آزمون است که با بازآزمایی بر افراد خاص و در موقعیتهای مشابه ویا در شرایط متغیر بدست می آید.

پایایی آزمون توسط چیویونگ و اسپینر (1994)، چان و چان (1983)، یعقوبی (1374)، هومن (1376)، بابیوردی (1378)، به ترتیب 55/0، 85/0 ، 91/0، 85/0، 80/0 بدست آمده است (به نقل از داوودی، 1379).

تفسیر نتایج هوش هیجانی

نمره بین 100-90 . این نمرات خیلی بالاتر از متوسط هستند و توانایی های چشمگیری را نشان می دهند. این تواناییها، یا بطور طبیعی در شما وجود دارند یا برای بدست آوردن آنها تلاش کرده اید. در هر فرصتی که بدست می آورید از آنها استفاده کنید تا موفقیت خود را به حداکثر برسانید. شما در این مهارتها واقعا قابلیت دارید . بنابراین روی آنها سرمایه گذاری کنید و تواناییهای بالقوه خود را به فعل درآورید. (یک توانایی عالی)

نمره بین 89-80. این نمرات بالاتر از متوسط است. با این حال در بعضی وضعیتها رفتاری از خود نشان می دهید که بیانگر هوش هیجانی بالای شماست. بسیاری از کارها را خیلی خوب انجام داده اید تا به این نمره برسید و چند موضوع دیگر وجود دارد که با اندکی تمرین می توانید آنها را نیز بهتر کنید. رفتارهایی را که بخاطر آنها چنین نمره ای گرفته اید مطالعه کنید و به این فکر باشید که چگونه می توانید مهارتهای خود را تقویت کنید (یک توانایی خوب).

نمره بین 79-70. از بعضی رفتارهایی که بخاطر آنها این نمره را بدست آورده اید، اطلاع دارید و وضعتان خوب است. بقیه رفتارهای هوش هیجانی، شما را به به عقب نگهداشته اند. بسیاری از مردم از اینجا شروع می کنند و وقتی به هوش هیجانی خود توجه نشان می دهند در بهبود آن پیشرفتهای بزرگی بدست می آورند. از این فرصت کمک بگیرید تا تواناییهای بالقوه خود را کشف کنید و در جاهایی که عملکرد خوبی ندارید، بهبود می یابید. (چیزی که با اندکی تقویت می تواند به یک توانایی تبدیل شود).

نمره بین 69-60. بخشی که در آن گاهی براساس هوش هیجانی خود رفتار می کنید ولی نه همیشه. ممکن است ناراحت کردن مردم را تازه شروع کرده باشید. ممکن است این مهارت بطور طبیعی همیشه به شما دست نمی دهد یا اینکه از آن استفاده نمی کنید. با اندکی بهبود در این مهارت خیلی بیشتر می توانید قابل اعتماد باشید. (چیزی که روی آن باید کار کرد)

نمره 50 یا کمتر. این مهارت یا برایتان مشکل است یا به آن ارزش قایل نیستید. یا اینکه نمی دانستید مهم است. خبر ناراحت کننده این است که مهارتهای شما کارایی شما را محدود می کنند. اما خبر خوشحال کننده این است که اقدام در مورد آن می تواند رفتار براساس هوش هیجانی را بهبود بخشد.

روش آماری برای تجزیه و تحلیل

آمار توصیفی: به یک مجموعه از مفاهیم و روشهای بکارگرفته شده جهت سازمان دادن، خلاصه کردن و تهیه جداول و رسم نمودار، توصیف داده های جمع آوری شده آمار توصیفی گفته می شود. از جدول – میانگین – واریانس- انحراف معیار- ضریب همبستگی پیرسون و ضریب تعیین در این پژوهش استفاده شده است.

آمار استنباطی: به مجموعه روشهایی که فقط با استفاده از داده های حاصل از مطالعه یک زیر مجموعه کوچک ولی معرف یک گروه بزرگ خصوصیات گروه بزرگ را مورد استنباط قرارمی دهد آمار استنباطی گفته می شود. از T مستقل در پژوهش ما استفاده شده است.

فصل سوم

مقدمه

از دیرباز، هوش[40] بعنوان یکی از عواملی که باعث موفقیت فرد در زندگی می شود مطرح بوده است ولی مسئله مهم این است که بهره هوشی، تعیین کننده موفقیت فرد درازمدت نیست و به عبارت دیگر همیشه اینطور نیست که هرکس که هوش منطقی بالاتری داشته باشد موفقتر است. در بعضی از موارد افراد باهوشی را می بینیم که در زندگی موفق نیستند و بالعکس افرادی با بهره هوشی کمتری را می بینیم که موفقیتهای فراوانی را کسب می کنند. برای مثال همگی داوطلبان کنکوری را دیده ایم که در دوران مدرسه همیشه نمرات عالی داشته اند و جزء شاگردان باهوش به حساب می آمده اند ولی در کنکور شکست خورده اند. حتی در مدرسه نیز هنگامی که تست هوش از افراد بعمل می آید ارتباط مستقیمی با وضعیت تحصیلی ندارد و اینگونه نیست که هرکسی بهره هوشی بالاتری دارد لزوما در تحصیل موفقتر است. (اینترنت)

همچنانکه افراد بشر از نظر شکل و قیافه ظاهری با یکدیگر متفاوتند از نظر خصایص روانی مانند هوش ، استعداد، رغبت و دیگر ویژگیهای روانی و شخصیتی نیز بین آنها تفاوتهای آشکار وجود دارد. مطالعه نوشته اندیشمندان قدیم نشان می دهد که انسان حتی از گذشته های بسیار دور ازتفاوتهای فردی آگاه بوده است (پاشا شریفی، 1376)

افلاطون در کتاب جمهوریت تفاوتهای فردی انسانها را مورد توجه قرارداده است و گفته است که هر فرد باید به شغلی متناسب با استعدادها و تواناییهایش گمارده شود و او درباره تفاوتهای افراد در کتابش گفته است: «اشخاص بطور کاملا یکسان به دنیا نمی آید بلکه از نظر استعدادهای طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند یک شخص برای نوع خاصی از شغل و دیگری برای شغل دیگری مناسب است. (آناستازی[41]، 1985)

شاگرد برجسته افلاطون در نوشته هایش از تفاوتهای فردی و گروهی انسانها از نظر تواناییهای مختلف مورد توجه قرارداده است و به تفاوتهای موجود بین گروههای نژادی و اجتماعی و جنسی اشاره کرده است. در قرون وسطی تفاوتهای فردی چندان مورد توجه نبوده است تعمیمهای فلسفی در رابطه با ماهیت ذهن عمدتا بطور فطری انجام می گرفته است و روشهای تجربی در مشاهده و سنجش رفتار بکار بسته نمی شد و از روانشناسی قوای ذهنی که توسط سنت آگوستین[42] و سنت توماس آکسیناس[43] استفاده می شد. (پاشاشریفی، 1376)

موفقیت ابعاد متفاوتی دارد و لزوما موفقیت در یک زمینه و یک بعد زندگی، پیشگویی کننده در دیگر ابعاد زندگی نیست افراد بیشماری را می بینیم که موفقیت شغلی دارند ولی در زندگی خانوادگی موفق نیستند؛ موفقیت تحصیلی دارند ولی در روابط اجتماعی بسیار ضعیف اند. ورزشکار موفقی هستند ولی در برنامه ریزی روزانه مشکل دارند، افراد تحصیلکرده ای هستند ولی مواد مخدر مصرف میکنند. اگر هوش یک فرد تضمین کننده موفقیت او در زندگی است چرا همیشه بدین گونه نیست؟ چگونه می شود که هوش باعث موفقیت در یک بعد زندگی می شود ولی در بعد دیگر باعث شکست و فاجعه می شود؟ سوالات فوق برای مدتها ذهن روانشناسان را به خود مشغول نموده است و موجب پدیدآمدن فرضیه هایی مختلف شده است که اکنون پاسخ این سوالات را تفاوت در هوش هیجانی[44] می دادند. (اینترنت)

از آنجا که شیوه برخورد افراد با موقعیتهای مختلف زندگی روزمره و توانایی آنان در حل مسائل زندگی نشانگر سطوح مختلف تواناییهاست. لذا متفکران و دانشمندان گونه ای از استعداد یا توانایی کلی را که از موفقیت در این موقعیتهاست مورد توجه قرارداده اند. عامه مردم هوش را توانایی یادگیری، درک موقعیتهای جدید و برخورد صحیح با موقعیتها می دانند. در میان روزمره، شخص باهوش با صفتهایی مانند دقیق، زیرک، تیزبین، برجسته و مانند اینهاست توصیف می شود و شخص کم هوش با صفتهایی مانند کند، دیرآموز، کودن و غیره مشخص می گردند. (پاشاشریفی، 1376)

هوش از جمله مواردی است که بسیار مورد توجه روانشناسان می باشد و در طول تاریخچه روانشناسی تلاش براین بوده که ماهیت هوش، انواع آن، تغییرپذیری آن و ... مورد بررسی قرارگیرد. وقتی درباره هوش صحبت می شود، ویژگی چون سریع ، زیاد و محاسبات دقیق و فوری و راه حلهای جدید به ذهن خطور می کند. (اینترنت)

تعریف هوش

کوششهایی که برای تدوین یک تعریف دقیق بعمل آمده اغلب با مشکل مواجه بوده است. دلیل این امر آن است که هوش یک مفهوم انتزاعی است و در واقع هیچگونه پایه محسوس عینی ، فیزیکی ندارند که بتوان آن را جایگاه دانست.

اصطلاح هوش نامی که به فرایندهای ذهنی یا مجموعه رفتارهای هوشمندانه اطلاق می شود است ونظریه های هوش در عمل نظریه های مربوط به رفتار هوشمندانه است (ایکن[45]، 1985). چنین رفتارهایی شامل تواناییهای مختلف و دیگر تواناییهای شخصیتی است که از فردی به فرد دیگر متفاوت است. (پاشاشریفی، 1376)

هوش موجودیتی منفرد است که در حوزه روانشناسی و علوم رفتاری معمولا باور به این است که هوش به شیوه ای مناسب به ارث می رسد و انسانها مانند لوح سفیدی هستند که در هر تحقیقی نشان می دهد که هوش را می توان به افراد آموزش داد و کاملا از یکدیگر مستقلند (اینترنت)

هوش میزان درستی و توانمندی ادراک شخص از محیط خود می باشد. هوش چیزی است که ارزیابی و اندازه گیری آن کار ساده ای نیست و انواع بسیاری دارد. (گنجی، 1382)

هوش یک استعداد نیست بلکه مجموعه استعدادهاست و حافظه ، دقت، یادگیری، ادراک و ... درآن اثر دارد و این صفت از فردی به فرد دیگر فرق می کند. متداولترین تعریف هوش «شایستگی و استعداد یادگیری افراد است».(میلانی فر، 1378)

تعریف هوش از نظر پیاژه[46]:‌

توانایی سازگاری و انطباق با محیط را هوش می داند. (میلانی فر، 1378)

تعریف هوش از نظر بینه[47] و سیمون[48]:

«قضاوت و بعبارتی عقل سلیم، شعور عملی و ابتکارو استعداد، انطباق خود با موقعیتهای مختلف، بخوبی قضاوت کردن، بخوبی درک کردن و به خوبی استدلال کردن و اینها فعالیتهای اساسی هوش بشمار می روند». بینه و سیمون هوش را در اصل قضاوت درست در برخورد با مسایل تلقی می کنند. روانشناسان دیگر هوش را توانایی تفکر انتزاعی، توانایی یادگیری و استعداد حل مسئله یا توانایی سازگاری با موقعیتهای جدید می دانند. هوش از نظر بینه عبارتست از آنچیزی که آزمونهای هوش آن را می سنجند و باعث می شود که افراد عقب مانده ذهنی از افراد طبیعی و باهوش متمایز شوند. (پاشاشریفی، 1376) ، کودکان استثنائی، (میلانی فر، 1378)

تعریف هوش از نظر ترمن[49] :‌

هوش بعنوان توانایی تفکر انتزاغی همه ابعاد،‌ رفتارهای هوشمندانه را دربرنمی گیرد. هرچند تفکر انتزاعی بخش مهمی از رفتار هوشمندانه می باشد. مفهوم عام هوش بعنوان توانایی یادگیری در صورتی که نتایج حاصل از اجرای آزمونهای هوش بعنوان شاخص هوش تلقی می شود، تعریفی نادقیق می باشد. نمره های حاصل از اجرای آزمون های هوش با سرعت یادگیری تکالیف جدید هم بستگی خیلی بالایی ندارد. (پاشاشریفی، 1376)

تعریف هوش از نظر وکسلر:

هوش را به عنوان یک استعداد کلی مشخص برای درک جهان خود و برآورده ساختن انتظارات آن تعریف می کند. هوش از نظر وی شامل تواناییهای فرد برای تفکر منطقی، اقدام هدفمندانه و برخورد موثر با محیط است. او تاکید می کرد «هوش کلی را نمی توان با تواناییهای رفتار هوشمندانه معادل دانست بلکه باید آنرا بعنوان جلوه های آشکار شخصیت بصورت کلی تلقی نمود[50]». از نظر وکسلر هوش می تواند اجتماعی، عملی یا انتزاعی باشد و نمی توان آن را از ویژگیهایی ماند پشتکار، علایق و نیاز به پیشرفت مستقل دانست . وکسلر هوش را بدین گونه تعریف میکند« مجموعه شایستگی های فرد در تفکر عاقلانه، رفتار منطقی و سودمند و اقدام موثر در ساز با محیط». (میلانی فر، 1378)

تعریف هوش از نظر هامفریز[51]:

هوش عبازت است از خزانه مهارتهای ذهن آدمی. (پاشاشریفی، 1376)

تعریف هوش از نظر بورینگ[52]:

هوش چیزی است که بوسیله آزمونهای هوش اندازه گیری می شود. (همان منبع)

تعریف هوش از نظر روانشناسان:

تعریف تربیتی هوش

به اعتقاد روانشناسان تربیتی، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی بشمار می رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می کنند که کودکان باهوش نمره های بهتری در دروس خود میگیرند و پیشرفت تحصیلی چشمگیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند که کیفیت هوش را نمی توان به نمره ها و پیشرفت تحصیلی محدود نمود، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و بگونه کلی پیشرفت تحصیلی و پیشرفت در موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد. (اینترنت شبکه ملی رشدمدارس)

تعریف تحلیلی هوش

به اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی، هوش توانایی استفاده از پدیده های مرزی یا قدرت و رفتار مؤثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالتها و کیفیات محیط است. شایدبهترین تعریف تحلیلی هوش بوسیله وکسلر بیان می شود که هوش یعنی تفکر عاقلانه و عمل منطقی و رفتار موثر در محیط. (منبع قبلی)

تعریف کاربردی هوش:

هوش پدیده ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می شود و شاید عملی ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد. (همان منبع)

تاریخچه هوش:

مساله هوش بعنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسانها موجب می شود، از دیرباز مورد توجه بوده است. برای مثال زیست شناسان، هوش را بعنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرارداده اند. فلاسفه بر اندیشه های مجرد بعنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت بر توانایی یادگیری تاکید داشته اند. در مقاله معتبر که در سال 1904 منتشر شد، اسپیرمن روانشناس بریتانیایی نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با روشهای تجربی و کمی تشریح کرد. پیدایش مقیاس هوشی بینه- سیمون، در سال 1905 و بدنبال آن تهیه و استانداردشدن مقیاس استنفرد- بینه در سال 1916 در امریکا، از فعالیتهای اولیه به منظور تهیه ابزار اندازه گیری هوش بوده است. البته در سال 1838 اسکیرول به منظور تهیه ضوابطی برای تشخیص و طبقه بندی افراد عقب مانده ذهنی، روشهای مختلفی را آزموده این نتیجه رسید که مهارت کلامی فرد بهترین توانش ذهنی اوست. جالب آنکه بعدها نیز مهارت کلامی از عوامل اساسی توانش ذهنی شناخته شد و امروزه نیز محتوای اکثر تستهای هوش را مواد کلامی تشکیل می دهند. ترستون[53]، ثرندایک[54]، سیریل برت[55]، گیلفورد[56]، فیلیپ ورنون[57] از دیگر افرادی که در زمینه هوش به تحقیق و بررسی پرداختند. (اینترنت شبکه رشد ملی مدارس)