اعتقاد به معاد در مکاتب مختلف

بحث ما درباره مسأله معاد است مسأله معاد از نظر اهمیت، بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است پیغمبران ( و بالخصوص آنچه از قرآن در باره پیغمبر ما استفاده می‌شود) آمده‌اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند یکی به خدا ( مبدأ ) و دیگر به قیامت و یا فعلاً به اصطلاح معمول ما معاد مسأله معاد چیزی است که برای یک مسلمان ایمان
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 95 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 138
اعتقاد به معاد در مکاتب مختلف

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

امکان و ضرورت معاد

مقدمه

بحث ما درباره مسأله معاد است. مسأله معاد از نظر اهمیت، بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است. پیغمبران ( و بالخصوص آنچه از قرآن در باره پیغمبر ما استفاده می‌شود) آمده‌اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند: یکی به خدا ( مبدأ ) و دیگر به قیامت و یا فعلاً به اصطلاح معمول ما معاد مسأله معاد چیزی است که برای یک مسلمان ایمان به آن لازم است، یعنی چه؟ یعنی در ردیف مسائلی نیست که چون از ضروریات اسلام است و ایمان به پیغمبر ضروری است، پس ایمان به آن هم به تبع ایمان به پیغمبر ضروری است. ما بعضی چیزها داریم که باید به آنها معتقد بود، به این معنا که اعتقاد به آنها از اعتقاد به پیغمبر منفک نیست، " باید " به این معناست نه به معنی تکلیف، به معنی این است که انفکاک‌پذیر نیست که انسان به پیغمبر و اسلام ایمان و اعتقاد داشته باشد ولی به این چیز ایمان نداشته باشد. مثلاً روزه ماه رمضان ، می‌گویند که روزه ماه رمضان از ضروریات اسلام است. اگر کسی روزه نگیرد و بدون عذر روزه بخورد، این آدم فاسق است ولی اگر کسی منکر روزه باشد، از اسلام خارج است، چرا؟ برای اینکه اسلام ایمان به وحدانیت خدا و ایمان به پیغمبر است و امکان ندارد که کسی به گفته پیغمبر ایمان داشته باشد ولی روزه را منکر باشد، چون اینکه در این دین روزه هست از ضروریات و از واضحات است، یعنی نمی‌شود انسان در ذهن خودش میان قبول گفته‌های پیغمبر و منها کردن روزه تفکیک کند. ولی خود مسأله اعتقاد به روزه داشتن مستقلاً موضوع ایمان و اعتقاد نیست. یعنی در قرآن هیچ جا وارد نشده : " کسانی که به روزه ایمان می‌آورند" . اما گذشته از اینکه مسأله معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است (یعنی نمی‌شود کسی معتقد به پیغمبر باشد ولی منکر معاد باشد ) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت، ایمان به یوم آخر آمده است، یعنی پیغمبر مسأله معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان‌طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می‌کنند، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد پیدا کنند، که معنی آن این می‌شود که همین‌طوری که خداشناسی لازم است ( یعنی انسان در یک خدی مستقلاً با فکر خودش باید خدا را بشناسد) در مسأله معاد نیز انسان باید معادشناس باشد, یعنی پیغمبر نیامده است که در مسأله معاد بگوید چون من می‌گویم معادی هست شما هم بگویید معادی هست، مثل اینکه من گفتم روزه واجب است شما هم بگویید روزه واجب است ، نه . ضمناً افکار را هدایت و رهبری و دعوت کرده که معاد را بشناسند، معرفت و ایمان به معاد پیدا کنند.

انسان از ابتدای آفرینش بر روی زمنین تاکنون علیرغم همه پیشرفتهایی که کرده، نتوانسته است تا مسئله مرگ و نیستی خود را حل کند، زیرا مرگ انسان یکی از قوانین ثابت و پابرجای طبیعت می‌باشد. این فکر که ما از کجا آمده‌ایم؟ علّت بوجود آمدن ما چه بوده است؟ چرا باید زندگی کنیم؟ چرا باید بمیریم؟ و پس از مرگ به کجا می‌رویم؟ و سوألاتی از این قبیل همیشه بطور طبیعی ذهن هر انسان را رف نظر از عقاید، مذاهب و آرمانهای موجود در جامعه در قورن گذشته و حال مشغول نگه‌داشته و برای آن تاکنون جوابی نیافته است. بطور مثال : این فکر در شاعران معروف گذشته تأثیر و این قطعه زیبا را در این وصف سروده است:

روزهـا فکـر من این است و همه شب سخنـم که چرا غافـل از احـوال دل خویشتنـم

از کجــا آمـده‌ام، آمـدن از بهــر چــه بـــود به کـجا مـی‌رم آخـر ننمائــی وطنـــم

مانده‌ام سخت عجب،کزچه سبب ساخت مرا یا چه بودست مراد وی از این ساختنم

به هر حال پیدا کردن جواب سؤالات متعددی که انسان در این باره مطرح می‌کند زمینه‌ساز این تحقیق در خصوص امکان و ضرورت معاد می‌باشد.

ابتدا سعی می‌کنیم با یک پیش‌زمینه تاریخی از گذشته و نحوه پاسخگویی افکار، مذاهب و ایده‌ئولوژی‌های موجود در قبل از اسلام موضوع را تا حدی بشکافیم و پس از آن پاسخها و نتایج تحقیقات انجام در این زمینه را از زبان مکاتب ( خصوصاً مکتب اسلام و قرآن) را مورد بررسی قرار داده و از این راه به نتیجه‌ای که مورد نظر می‌باشد برسیم.

1- پیشینه تاریخی

1/1- عقیده به معاد در انسانهای بُدوی ( اوّلیه ) : عقیده به معاد در انسانهایی که قبل از ایجاد تمدنهای بزرگ تاریخی زندگی می‌کرده‌اند، وجود داشته است ولی آنها عقیده داشتند که انسان در همین دنیا مجدداً زنده می‌شود و زندگی جدیدی را از سر می‌گیرد، زیرا انسان همیشه دوست داشته که زندگی جاویدان داشته باشد و هیچ‌وقت نمیرد، و این الهام در وجود او بوده و شواهدی که از آثار باستانی بدست آمده نشانگر این مطالب است که انسان بدوی در کنار قبر مردگان خود وسایل راحتی و خوراک او را نیز دفن می‌کرده که تا پس از زنده شدن مجدد برای رسیدن به مقاصد خود از آن استفاده نماید.

2/1- عقیده به معاد در بین مصریان : آثاری که باستان‌شناسان از تمدن مصر بدست آورده‌اند نشان‌دهنده این مطلب است که آنان نیز به زندگی پس از مرگ و وجود روح و برگشت روح به بدن اعتقاد داشته و برای همین امر مرده‌هار خود را مومیایی می‌کردند تا از متلاشی شدن جسم جلوگیری و برگشت روح به بدن را آسانتر نمایند. از طرفی در کنار قبر مردگان طلا، جواهر، وسایل جنگ ، خوراک , پوشاک و حتی گاهی اوقات زنان وی را ( به صورت زنده بگور) قرار میددادند و ثروتمندان برای اینکه این وسایل دزدیده نشوند، قبر درگذشتگان خود را در خانه‌هایی به شکل هرم قرار می‌دادند که اهرام ثلاثه مصر در مورد فرعونهای آن زمان یکی از این نشانه‌ها می‌باشد که در حال حاضر یکی از عجایب هفتگانه مطرح در دنیا می‌باشد. در بعضی از منابع [1] ذکر گردیده که مصریان به دنیای دیگر پس از مرگ اعتقاد داشته‌ان و این اعتقاد عمومیّت داشته و می‌گفتند که در دنیای دیگر پاداش خوبی و کیفر بدی افراد به آنان داده می‌شود. بعضی از مصریان ستارگان ثابت را که همه شب در آسمان دیده می‌شد، جایگاه انسانهای خوب می‌دانستند. بعضی دیگر می‌گفتند که اوزریس الهه و سنبل دادگری است و به همراه معاونینش بنامهای : توشه، اتوپس هوریس و مقات با همکاری 42 قاضی این کار را انجام می‌دهد و اگر حکم به نیکوکاری فرد دهد او در بهشت و نعمت جاوید قرار می‌گیرد و اگر رأی به بدکاری وی دهد آن فرد خوراک درندگان شده و یا در آتش می‌سوزد و یا به مجازاتهای دیگری می‌رسد. در منبع دیگری [2] آمده که اکثریت مصریها دارای آئین "پلی‌ته‌ایسم" و تعدادی الهه و خدایان بوده‌اند و گاو می‌پرستیدند و او را مقدس می‌دانستند. این گاو به نام "آپیس" معروف بوده است. کاهنان معبدهای مختلفی که در مصر وجود داشت از عقاید ساده مردم استفاده می‌کردند و به همین دلیل دست به تهیه مجموعه‌ای به نام " مرده‌نامه" زده بودند که انواع طلسم‌ها و دعاها و سحر و جادو در آن نوشته شده بود و این مجموعه را با قیمتهای زیاد به مردم می‌فروختند تا از راه خواندن آن ارواح مردگان آمرزیده شوند.

3/1- عقیده به معاد در بین برهمایی‌ها : دین برهمایی از قدیمی‌ترین ادیان در هندوستان است. برهما در زبان سانسکریت نام خداست، بنابراین نام بنیانگذار این دین یا عقیده با خود نام‌آورنده آن یکی نمی‌باشد. در این دین نوعی پرستش سه‌گانه وجود دارد. آنها به برهما بعنوان خدای آفریننده و به وشنو بعنوان خدای نگهبان و به سیفا بعنوان خدای ویرانگی معتقدند. ارکان اعتقادی این دین بر پایه 3 اصل، امتیازات طبقاتی، ریاضت و زهدگرایی تا مرز ترک دنیا و ضرورت تناسخ و حلول مردگان در پیکر حیوان، انسان و گیاه استوار است و 2 اصل اساسی دین برهمن بر پایه وحدت وجود و تناسخ یا عود ارواح به اجساد در این جهان می‌باشد. آنها معتقدند کسی که ریاضت‌های زیاد بکشد و تقاضای نفس را در خود از بین ببرد و به دنیا و تجملان آن اهمیّت ندهد، پس از مرگ به سوی پروردگار( برهما ) خود می‌رود و اگر کسی به امور دنیوی علاقه نشان بدهد، روح او در بدن حیوان ، انسان و یا گیاه حلول نموده و به میزان عمل بد خود در مجازات قرار می‌گیرد و این کار آنقدر ادامه می‌یابد تا کاملاً به درجه کمال مطلوب برسد و به برهما بپیوندد.

4/1- عقیده به معاد در بین بودائیان : کلمه بودا به نام پایه‌گذار این دین می‌باشد که در هندوستان رواج یافته است. این دین به تناسخ معتقد است و می‌گوید:

الف ـ درد و رنح لازمه وجود انسان است.

ب ـ برگشت به دنیا به دلیل شهوت‌پرستی است و انسان باید آنقدر به این دنیا بیاید و از آن برود تا کاملاً پاک شده و به مقدسات بپیوندد.

ج ـ ترک شهوت مایه نجات از درد است و می‌تواند عاملی برای جلوگیری از برگشت انسان به این دنیا باشد. ضمناً جهان دیگر برای آنان بعنوان "نیروانا" نامیده شده است.

5/1- عقیده به معاد در بین زرتشتیان : دین زرتشت بر پایه عدالت پی‌ریزی شده و در آن توبه و آمرزش از گناه وجود ندارد و اعتقاد بر این است که دنیای دیگری وجود دارد که در آنجا بهشت و جهنم قرار دارد. روح انسان پس از مرگ تا 3 روز بر بالای جنازه می‌ماند و در روز چهارم از جنازه جدا می‌شود و برای رسیدن به بهشت تا جهنم باید 4 مرتبه را طی کند تا به مقصد برسد. اگر نیکوکار باشد وجدان وی به صورت دختری زیبا می‌آید و او را از پل صراط می‌گذراند و پس از طی مراحل به بهشت می‌رسد و اگر بدکار باشد وجدان وی به صورت پیرزن زشت‌رو ظاهر می‌شود و او را به سوی جهنم می‌برد و بدلیل بزهکاری از پل صراط می‌افتد و در نهر گداخته قرار می‌گیرد. این دین به رستاخیز پس از اتمام عمر دنیا معتقد است. اعتقاد بر این است که پس از مرگ انسان در دادگاهی محاکمه می‌شود که 3 قاضی دارد و نام یکی از آنها "میترا" می‌باشد. بدکاران به جهنم و نیکوکاران به بهشت نزد اهورمزدا می‌روند و آنهایی که خوبی و بدی در آنها مساوی است در بین زمین و آسمان می‌مانند. اساس دین زرتشت بر 3 اصل پندارنیک، گفتارنیک و کردارنیک استوار گردیده و از نظر اعتقاد به جهان آخرت تقریباً شبیه دین اسلام است.

6/1- عقیده به معاد در بین قوم یهود : در تورات اعتقاد بر این است که نتیجه پیروی از احکام خدا رسیدن به ارض موعود در این دنیا و بهره‌مند شدن و نتیجه بدی قحطی و اسارت و هلاکت می‌باشد. این دین به آن شکل به قیامت و دنیای دیگر اشاره‌ای ندارد و خدای بنی‌اسرائیل که در تورات معرفی شده مجازات را در همین دنیا اعمال می‌کند.

7/1- عقیده به معاد در مسیحیان : از محتویات انجیلهای چهارگانه چنین برداشت می‌شود که حضرت مسیح(ع) وجود روز رستاخیز را هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی ( از طریق زنده نمودن مردگان) اعلام نموده است. در انجیلها بیشتر از دوزخ ( جهنم ) و کمتر از بهشت و نعمت‌های آن صحبت شده است.

از آثار به‌جا مانده از گورستان‌های کهن، چنین به دست می‌آید که بشر، از آغاز پیدایش خود، زنده شدن مردگان را به نوعی باور داشته و به بازگشت آنان به صحنه زندگی معتقد بوده است. به همین جهت مرگ را پایان زندگی نمی‌دانسته است. یک نمونه صدق گواه این ادعا، وجود کشفیاتی است که اخیراً باستان‌شناسان در شهر سوخته انجام داده‌اند. این مکشوفات نشان می‌دهد که مردم آن دیار، دستاخیز انسان‌ها را باور داشته، و به این منظور مردگان را با اشیاء مورد علاقه‌شان به خاک می‌سپردند. این نکته، موضوعی نیست که ویژه شهر سوخته و یا سرزمین ایران باستان باشد، بلکه در جای‌جای کره خاکی هر کجا گورستانی تاریخی پیدا شده است آثار به‌جا مانده در درون آن گورها، بیانگر چنین باوری اصیل در میان انسان‌های گذشته است، از نژاد سفید گرفته تا نژاد سرخ و زرد و سیاه، از آسیا گرفته تا اروپا و آفریقا و آمریکا. هر چند این باور مقدس در طول تاریخ، دچار فراز و نشیب‌هایی شده و قهراً به خرافاتی آلوده شده است, ولی این آمیختگی موجب از میان رفتن اصالت آن نمی‌شود. آئین مقدس و جهان‌شمول اسلام ، موضوع زنده شدن مردگان در روز واپسین را آن‌چنان روشن و آشکارا بیان نموده و به تنقیح همه جانبه آن پرداخته است که جای هرگونه ابهام و تردید را از میان برداشته، و این باور اصیل را از زنگارهای جهل و خرافات تاریخی زدوده است. در قرآن کریم و روایات ائمه‌طاهرین علیه‌السلام به صراحت، حقیقت دنیا و آخرت، عالم برزخ، روز محشر، بهشت و دوزخ، نعمت‌های بهشتی و کیفرهای دوزخ به تصویر کشیده شده است.

نهج‌البلاغه که قسمتی از سخنان و نامه‌ها و کلمات قصار امام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است دارای محورهای گوناگون سیاسی، اخلاقی و اعتقادی است. هر چند معاد موضوع اصلی این کتاب را تشکیل نمی‌دهد، ولی از لابه‌لای آن می‌توان به خوبی و روشنی ابعاد گوناگون آن را دریافت. از این‌رو نگارنده بر آن شده است که در این باره تحقیقی به عمل آورد که نتیجه این تحقیق و بررسی چیزی است که در برابر خوانندگان قرار گرفته، و به نام معاد در نهج‌البلاغه تقدیم می‌گردد. امیداست این اثر ناچیز گامی در راستای معرفی گوشه‌ای از مباحث اعتقادی نهج‌البلاغه و نیز به دنبال آن، شناخت یکی از باورهای اصیل اسلامی به شمار آید. و خوانندگان گرامی را بهره‌ای رسانیده و ذخیره‌ای برای روز حساب و نیاز نگارنده باشد.

بازگشت ، چگونه ؟ !

طبیعت، داستان شگفت‌انگیزی دارد؛ بهاران فرامی‌رسد، درختان پرشکوفه، و زمین سرسبز و پرطراوت گردیده و جنگل‌های انبوه زمین را آرایش می‌دهند، اندک اندک درختان میوه، میوه خود را به بار می‌نهند و با گذشت چند ماه و رسیدن فصل تابستان انواع میوه‌ها با رنگ‌های گوناگون، درختان را پوشانده و بر زیبایی طبیعت می‌افزایند، تا اینکه پاییز فرامی‌رسد، میوه‌ها از درختان چیده شده و بادخزان به تدریج برگ‌های درختان را از تنه آن‌ها جدا نموده و بر روی زمین پراکنده می‌کنند، و با فرارسیدن زمستان سرد، دیگر از آن سبزی و طراوت زمین و جنگ‌ها اثری باقی نمی‌ماند، جز درختانی به ظاهر بی‌جان و زمین گل‌آلود چیزی به چشم نمی‌خورد و به دیگر سخن، طبیعت در زمستان می‌میرد. ولی با بازگشت فصل بهار، زندگی خود را بازمی‌یابد.

یعنی : معاد طبیعت فرامیرسد و این معاد، هر سال تجدید می‌گردد. انسان نیز روزی از مادر زاده می‌شود و با گذشت سالهایی چند، به طراوت و شادابی و زیبایی جوانی می‌رسد و بسان گل و برتر از آن در دامان خانواده شادی می‌آفریند. تدریجاً به دوران میانسالی و از آن به دوران پیری و کهولت می‌رسد و در پایان ، مرگ را در آغوش می‌گیرد و به زیر خاک می‌رود و سرانجام او در درون خاک، پوسیده شدن و خاک شدن است. آیا انسان‌ها را نیز بازگشتی هست؟ چگونه می‌شود که طبیعت را هر سال معادی باشد ولی انسان را بازگشتی نباشد؟

این پرسش و دیگر پرسش‌های مربوط به معاد و زنده‌شدن انسان‌ها، پرسش‌های اساسی هستند که علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه به آنها پاسخ داده است و نگارنده پاسخ‌های آن حضرت را به شش فصل تقسیم نموده و به خوانندگان گرامی تقدیم می‌نماید.

2- فلسفه معاد :

کلمه معاد از ماده "عود" به معنی برگشتن است زیرا روح در جهان آخرت مجدداً به بدن برگردانده می‌شود. معاد از اصول دین مقدس اسلام است که اعتقاد به آن واجب می‌باشد. درک معاد از طریق چشم ، گوش و ... مادّی امکان‌پذیر نیست و در اثبات ضرورت معاد دلایل مختلفی وجود دارد که ما در اینجا به بعضی از آنها بطور خلاصه می‌پردازیم:

1/ 2- دسته اوّل دلایل به صفات خداوند متصل گردیده که به شرح ذیل می‌باشد:

1/1/2 – عدل خداوند : از آنجائیکه خداوند عادل می‌باشد پس نمی‌تواند به غیر عدالت در بین بندگان خود قضاوت کند، پس باید سزای نیکی و بدی انسانها را به شکل پاداش یا مجازات بدهد. همانطور که در جامعه یک شخص به خاطر انجام کار خوب تشویق و به خاطر کار بد تنبیه می‌گردد. این عمل از طرف خداوند نیز انجام می‌گردد ولی نه به طریقه‌ای که انسانها آن را انجام می‌دهند. خداوند این جهان را آفرید تا انسانها در آن بصورت موقت زندگی کنند و با عقل و اختیار اعمال خود را انجام دهند و در آخرت هر کس بر اساس توشه‌ای که آورده مورد سنجش قرار گیرد و پاداش نیکی و سزای بدی را ببیند. بعضی‌ها در این مورد سوأل کرده‌اند که چرا خداوند در دنیا جزای خوبی و بدی را نمی‌دهد تا نیازی به دنیای دیگر نباشد. در اصل جواب این است که خداوند مجازات و پاداش هر عملی را به مقدار کمتر در دنیا و به صورت کامل در آخرت می‌دهد و علت‌هایی برای این کار وجود دارد. اوّل اینکه اگر خداوند جزای کامل هر چیز را در این دنیا بدهد مسلماً این کار باعث مشکلاتی برای خانواده آن فرد و یا کسانی که در کنار وی زندگی می‌کنند و از وی تأثیرپذیر هستند، می‌گردد. اما در دنیای دیگر چون وابستگی برای افراد وجود ندارد پس اثر پاداش یا مجازات هم مستقیم به خود فرد برمی‌گردد. دوّم آنکه اگر خداوند مجازات اعمال بد را در این دنیا و به اندازه واقعی آن اعمال کند مردم با تکرار این عمل از ترس و یا از طمع به رسیدن به پاداش به کارهای خوب رومی‌آورند و چون این نوع خوب بودن به صورت اجباری است پس ارزش خود را از دست می‌دهد و همه زاهد و عابد می‌شوند. بنابراین خداوند به آنها فرصت می‌دهد تا در این دنیا بر اساس خواستهای خودشان عمل کنند تا در ان دنیا به حساب خوب و بد آنها برسد. سوم آنکه پاداش یا عقوبت در دنیا به شدت آخرت نمی‌تواند باشد، زیرا در دنیا امکان اجرای کامل آن نیست. مثلاً برای کارخوبی که انجام می‌شود حداکثر بهترین غذا، بهترین پوشاک ، بهترین خانه و بهترین ماشین را به فرد بدهند حداکثر همین است و یا عقوبت عمل بد مثل کشتار انسانها توسط یک نفر یک بار اعدام اوست که این احقاق حق دیگران نخواهد بود. چهارم آنکه اگر خداوند به شدت عقوبت کارهای بد را بدهد هیچ بشری بر روی کره زمین نخواهد ماند، زیرا کسی نیست که در مقابل وظایف خود نسبت به خداوند خلاف نکرده باشد. پنجم آنکه با اعمال مجازات بلافاصله بعد از انجام عمل خطا امکان توبه را از انسانها می‌گیرد، زیرا خیلی از ما انسانها بعد از مدتی متوجه عمل بد خود می‌شویم و خداوند این راه را برای ما باز گذاشته تا به شرط توبه کامل و به موقع گناهان ما بخشیده شود. ششم آنکه پاداش و کیفر فوری نمی‌تواند عادلانه باشد، زیرا ممکن است عمل بدی که فردی انجام می‌دهد عواقب دیگری را هم داشته باشد که بعد معلوم گردد و مجازات وی به میزان فقط عمل بد اوّل تعیین و اعمال شود.

2/1/1- حکمت خداوند: از آنجائیکه خداوند حکیم می‌باشد یعنی هر کاری را به دلیلی انجام می‌دهد و این دلیل برای رفع نیاز خودش نیست بلکه برای رفع نیاز انسانها است، لذا بی‌هدف گذاشتن انجام هر کاری از خداوند بدور می‌باشد. پس وقتی خداوند انسان و جهان را می‌آفریند حتماً هدفی در این آفرینش وجود دارد که بدتر و بالاتر از زندگی انسان در این دنیای مادی و خوردن و خوابیدن و انجام اعمال حیوانی می‌باشد. پس از هدف از آفرینش تعالی انسان است و رساندن وی به حد اعلای انسانیت و به این مطلب که واقعاً خلیفه‌الله باشد و در آن جهان نیز برتر و بالاتر از ملائک قرار گیرد، زیرا ملائک به خاطر وضعیت خاصی که دارند در بوته امتحان قرار نگرفته‌اند ولی انسان اگر در این آزمایش موفق گردد پس جایگاهی بالاتر از ملائک پیدا می‌کند، زیرا با اختیار و عقل خود به این درجه رسیده و می‌توانست با اعمال غلط به بدترین درجه سفلی هم سقوط نماید.

2/2- دسته دوّم دلایل به برهان‌های معروف اثبات خداوند برمی‌گردد که به شرح ذیل می‌باشد:

1/2/2- برهان حرکت: جهان طبیعت با همه پدیده‌های آسمانی و زمینی ، معدنها، گیاهان ، حیوانات، انسانها به صورت منسجم و هماهنگ ایجاد شده و یک واقعیت حقیقی را تشکیل می‌دهد. از آنجائیکه این واقعیت همیشه در حرکت است و در آن سکون دیده نمی‌شود و همه چیز در حال شدن می‌باشد، لذا این امر نشانه آن است که همه چیز به سوی یک هدفی در جریان است. بطور مثال یک کارخانه با دستگاههای عظیمی که در آن وجود دارد در لحظه اوّل ممکن است علت اصلی ایجاد آن مشخص نباشد ولی اگر کارکرد دستگاهها را دنبال کنیم به هدف اصلی که تولید یک محصول می‌باشد پی می‌بریم و می‌بینیم که عملی که در حال انجام است تا تولید محصول بی‌وقفه ادامه دارد. مثال کلی‌تر آن این جهان است که با تمام سرعت مادّی خود پیش می‌رود تا به دنیای آخرت برسد و در آنجا محصول واقعی آن مشخص خواهد گردید. لذا تا آن موقع در حرکت است و ساکن نمی‌شود.

2/2/2- برهان رحمت : یعنی اینکه خداوند به واسطه رحکت خود نسبت به رفع نیاز هر نیازمند و اعطای کمال شایسته به هر موجود آماده و لایق می‌باشد. بنابراین چون انسان استعداد این رحمت خداوند را دارد و این قدرت در وی نهاده شده که با عقل و انتخا ب خود به زندگی سعادتمندانه و ابدی برسد، لذا خداوند با رحمت خود این عمل را ممکن می‌گرداند.

3/2/2- برهان حقیقت : از آنجائیکه این جهان محل زندگی انسان و آزمایش وی در انجام عمل صالح یا غیرصالح می‌باشد، لذا در آن حقیقت و غیرحقیقت در کنار هم وجود دارد تا انسان بتواند در زندگی خود با عقل و انتخاب و شناخت حقیقت و غیرحقیقت به تعالی خود برسد. خداوند هم در دنیای دیگر غیرحقیقت را از بین برده و همه چیز را در قالب حقیقت نشان می‌دهد و هرگونه ابطل و خلاف و نفاق و تحریف و کتمان و فریب از جهان آخرت بدور می‌باشد.

4/2/2- برهان تجدد روح : بطور خلاصه می‌توان گفت روحی که به انسان در این دنیا دمیده می‌شود به هنگام مرگ نمی‌میرد و فقط این جسم اوست که فانی است لذا روح زنده در دنیای دیگر به بدن همان فرد وارد می‌شود، زیرا مرگ و نابودی صرفاً برای ماده وجود دارد و غیرماده از آن مستثنی هستند.

5/2/2- برهان اشتیاق به زندگی جاوید: انسان همیشه به دنبال این مطلب بوده که آب حیات جاودانی را پیدا و بتواند تا ابد زنده بماند، لیکن از آنجائیکه انسانها فانی بوده و دوره زندگی خاصی برای آنان وجود داشته و این چرخه در طبیعت ادامه دارد لذا زندگی جاوید کمال مطلوب انسان است. تنها چیزی که می‌تواند انسان را به زندگی جاوید در این دنیا برساند، ایمان و معرفت می‌باشد، که بهره مؤمن در این دنیا برای جهان آخرت نیز می‌باشد. بنابراین وجود عالمی که مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ باشد، یعنی وجود قیامت که در آن مرگ راه ندارد، ضروری و قطعی است. این خصیصه مخصوص انسان می‌باشد، می‌دانیم که انسان از دو حقیقت جدا از هم تشکیل شده، یکی جسم و دیگری جان که این دو عامل مثل ماده و صورت در پیدایش انسان سهم دارند و رابطه با معاد انسان دو نظریه وجود دارد:

الف ـ معاد روحانی : یعنی اینکه انسان در قیامت با همین بدن زنده نمی‌شود و کلیه پاداشها و کفرها صرفاً از طریق روح انسان دریافت می‌گردد.

ب ـ معاد جسمانی : یعنی اینکه جسم انسان پس از پوسیده شدن و از بین رفتن در این دنیا مجدداً در آن دنیا به همین شکل فعلی از قبر بیرون بیاید و روح انسان در آن حلول نماید و جوابگوی اعمال و رفتار خود گشته و کیفر و پاداش اعمال خود را ببیند. دلایلی که بر اثبات این امر می‌توان ارائه داد عبارتند از :

- علاقه انسان به جسم خود: زیرا انسان سالها در آن جسم زندگی کرده و برای همین همیشه سفارش می‌کند تا در محل مناسبی دفن شود یا جسمش سوزانده شود تا از عذاب دور باشد و یا مومیایی شود و یا کفن او از پارچه مخصوصی باشد.

- اعتقاد تمام ادیان به قیامت : تقریباً می‌بینیم که همه ادیان چون از طرف خداوند برای راهنمایی انسانها آمده‌اند، لذا در آنان مسئله بازگشت روح به جسم ذکر و عقوبت الهی در جهان دیگر وعده داده شده است.

نکته : شبه آکل و مأکول : عده‌ای در رد معاد جسمانی انسانی گفته‌اند که انسان پس از مرگ به خاک تبدیل و خاک نیز از طریق گیاهان میوه می‌شود و آن میوه را فرد دیگری می‌خورد و به همین دلیل ما با چند واسطه پس از مدتی اجزاء بدن دیگران می‌شویم پس چگونه ممکن است در قیامت این ذرات در هم مخلوط شده، جدا می‌شود و دوباره روح در آن دمیده می‌شود. پاسخ این سوأل اینگونه داده شده که اگر تمام بدن ما تبدیل به خاک و پس از آن به میوه شود ، حتی اگر یک سلول از ما باقی بماند همان یک سلول برای بوجود آمدن مجدد بدن ما در قیامت کافی است، زیرا انسانها، گیاهان و حیوانات همه از یک سلول بوجود آمده‌اند.

6/2/2- معاد از طریق سیر تکامل: فلاسفه‌ای که اعتقاد به معاد از طریق سیر تکامل دارند کسانی هستند که می‌گویند: چون خداوند همه مخلوقات را اعم از نبات ، جماد، انسانها خلق نموده پس برای این کار هدفی داشته و آنها را بی‌خود خلق ننموده و برای هر موجودی بر حسب شرایط آن وحکمت خود شروع و پایانی را تعیین نموده است، زیرا اگر برای خلق محدودیتی وجود نداشت پس با خداوند یکی می‌شد. بنابراین همه مخلوقات پس از بوجود آمدن سیر تکامل خود را طی می‌کنند تا به معاد در معاد ابدی در آن دنیا نائل گردند. با عنایت به اینکه هر موجودی متفاوت از موجودات دیگر آفریده شده لذا، سیر تکامل آنها نیز با هم متفاوت می‌باشد. این سیر تکامل به 4 مرحله تقسیم می‌شود که تمام موجودات دارای روح که قوّه تشخیص دارند آن را طی می‌کنند:

1- سیر تکامل ادخالی ( از عالم مادی به عالم برزخ ) منظور این است که اگر انسان در طول زندگی مادی خود به سیر تکامل اوّلیه برسد، روحش به آن دنیا منتقل و در آنجا نتیجه اعمالش را خواهد دید، امّا اگر حادثه‌ای مانع از دوره تکامل مادی وی گردد، روح وی به برزخ منتقل و امکانات جبران گذشته برای وی بوجود آید که این امر در عالم مثال انفاق خواهد افتاد.
در اینجا تعریف کوتاهی از برزخ را می‌آوریم: برزخ فاصله بین دنیای ماده و سرای جاودانی ، عالمی وجود دارد که خالی از بعد زمان و مکان می‌باشد، زیرا به اندازه کل موجوات از ابتدای خلقت تا هر زمانی جای دارد و هر آنچه که در مغز انسان جای دارد اعم از قابل تصوّر و غیرقابل تصوّر همه در این عالم محفوظ می‌باشد و هر موجودی با هر شکل و اندازه و هیکل با همان کیفیت در برزخ آشکار می‌شود. فرق بین این دنیا و برزخ درست مثل فرق رحم مادر با دنیای بیرون برای نوزاد است.

2- سیر تکامل اتّصالی ( از عالم برزخ به عالم مادی) یعنی اینکه دنیایی شبیه دنیای مادی در برزخ برای کسانی که سیر تکامل آنان ناقص مانده بوجود می‌آید برای اینکه طبیعی‌تر بنظر آید با این دنیا ارتباط معنوی دارد تا لذتها و دردها و سایر موارد جهت موجود جسمی بوجود آید.

3- سیر تکامل امتناجی ( به طریق قوس صعودی ) : این حرکت قوس صعودی به منزله تبدیل نبات به حیوان و حیوان به انسان نیست، زیرا هر موجودی از نظر عدد و شمارش و عمر با موجود دیگر متفاوت است و از طرفی این امر معقول نیست که حیوانات به انسان تبدیل شوند، زیرا اگر این تبدیل به صورت فرد به فرد باشد، تعداد انسانها از ابتدا تا بحال حتی به اندازه فقط حشرات آفریده شده تا بحال نمی‌شود. بنابراین حرکات قوس صعودی مواد فوق به طریق حرکت وضعی اتصالی است ( مانند پیدایش اوّلیه تا به انتهای رشد جسمی خود رسیدن ) پس از هر یک از جامدات و نباتات و حیوانات تا موقعی که وجود دارند، بطور مرتب و متوالی تولید کننده مواد بعدی خود هستند بدون آنکه کوچکترین ذره‌ای از ماده وجودی آنها در ماده بعدی تحلیل برود. در نهایت اثری که از ماده اوّلی به دوّمی می‌رسد، ماده دوّی کاملتر می‌گردد زیرا یک اثر از ماده اوّلی و یک اثر از اقتضای طبیعت ماده خودش ذخیره دارد. با این تفاصیل در جماد صرفاً اثر جامد بودن وجود دارد ولی در نبات اثر جامد بودن و نبات بودن وجود دارد و در حیوانات اثر جامد و نبات و حیوان بودن و در انسان نهایتاً اثر همه موارد بعلاوه انسان بودن وجود دارد.

4- سیر تکامل اتحادی ( به طریق قوس صعودی و نزولی ) در این مرحله به انسان پس از طی شش مرحله قبل از تولّد ( سْلاله ، نُطفه ، عُلَقه ، مْضغَه ، عِظام ، لحم ) روح الهی دمیده می‌شود. برای کمال روح، هزار و یک عالم مقرر است که هزار عالم آن بشری و یک عالم آن برای وصال حقیقت است.

3/2- حقیقت دنیا

بمانـد سال‌ها این نظــم و ترتیــب

ز ما هر ذره خاک افتاده جایی

غرض نقشی است که از ما باز ماند

که هستــی را نمی‌بینم بقایــی

سعدی

نخستین گام برای شناخت جان پس از مرگ، شناختن دنیا است، زیرا زندگی جان دیگر در فراسوی دنیا قرار گرفته و هر انسان خردمند دوست دارد به فراسوی خود بیندیشد و حقیقت آن را درک کند و این چیزی است که در این جهان برای او میسر است، دنیایی که گروهی از انسان‌ها آنچنان به آن چنگ زده‌اند که گویا برای همیشه در آن خواهند ماند، و آنچنان به آن دل بسته‌اند که گویا ویژه آنان بوده و دیگران را در آن سهمی نیست، مرگ دیگران و حتی نزدیکترین خویشاوندان خود را می‌بینند و لحظه‌های دردناک آخر عمر آنان را به چشم نظاره می‌کنند ، ولی به هیچوجه پند نمی‌گیرند و آنچنان در این دنیا زندگی می‌کنند که گویا از بی‌وفایی و پیامدهای بسیار دشوار و اندوه‌بار دلبستگی به آن کاملاً ناآگاهند. بر این اساس است که شناختن حقیقت دنیا از ارزش و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

الف ـ واژه دنیا

واژه‌شناسان دنیا را از ماده دنو به معنای قرب و نزدیکی دانسته‌اند، طریحی نوشته است: دنیا در برابر آخرت و به سبب نزدیک بودن آن، به این نام نامیده شده است. ابن‌منظور یکی دیگر از واژه‌شناسان عرب نوشته است: دنی‌الشیء من الشیء ، یعنی : چیزی به چیزی نزدیک شده است و دنیا نقیض آخرت است، که اصل آن دنوای بود، و واو آن به یاء تبدیل شد. زیرا وزن فعلی اگر اسم دارای واو باشد، آن واو به یاء تبدیل می‌گردد، این رای سیبویه است ... و دنیا اسم برای این زندگی است که در آن قرار داریم. به این سبب نام دنیا گرفت که آخرت از زندگی این جهان، دور و دنیا به آن نزدیک است.

ب ـ دنیا برای آخرت :

پوچ‌گرایی در میان آنان که مبدأ و معاد را باور ندارند بی‌اندازه رایج است، تا آنجا که آسایش زندگی این جهان را از آنان گرفته، و به بیماری‌های روانی و افسردگی‌های روحی گرفتار ساخته است به گونه‌ای که در اثر این اندیشه نادرست برخی از آنان دست به خودکشی زده و به زندگی خود در این جهان پایان می‌بخشند. در میان یکتاپرستان به ویژه مسلمانان این اندیشه چندان نتوانسته است رخنه نماید، از این‌رو درصد خودکشی‌ها در میان آنان بسیار اندک است. ولی در میدان عمل غفلت، سست ایمانی ، ضعف باورهای دینی و وجود عوامل انحراف از درون و بیرون سبب گردیده است که بسیاری از آنان به دنیا گرایش پیدا نموده و این گرایش خطرآفرین، هم آسایش روانی را از آنان گرفته و هم موجب گریز آنان از دین و مذهب و غفلت از زندگی سعادتمندانه و جاویدان آخرت گردیده است.

علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه به بهترین‌گونه به نکوهش دنیاگرایی پرداخته ، و دنیا را به جز در موارد مخصوص، فاقد هرگونه اعتبار و ارزش شرعی و عقلی و عقلایی معرفی نموده، و ارزش آن را تنها در این راستا قرار داده است که ابزاری برای رسیدن به زندگی جاوید آخرت باشد. اینک نمونه‌هایی از تعبیرات گران‌سنگ آن حضرت در این باره را از نگاه خود می‌گذرانید:

1- در نامه‌ای به معاویه نوشته است:

فان‌الله سبحانه قد جعل‌الدنیا لما بعدها، و ابتلی فیها اهلها، لیعلم ایهم اءحسن عملا، و لسنا اللدنیا خلقنا و لاباسعلی فیها اءمرنا، و انما وضعنا لنبتلی بها.

خداوند منزه از هر عیب و نقص، دنیا را برای رسیدن به فراسوی خود جهان دیگر آفریده است و ساکنان آن را آزموده است تا به علم فعلی آگاه گردد که کدام یک از آنان بهترین کردار را خواهد داشت. و ما برای این دنیا آفریده نشده‌ایم و به تلاش و کوشش در دنیا برای دنیا فرمان داده نشده‌ایم ، و همانا ما در آن آفریده شده‌ایم تا به وسیله آن، مورد آزمایش قرار بگیریم.

2- اءلا و ان هذه الدنیا التی اءصبحتم تتمنونها و ترغبون فیها، و تغضبکم و ترضیکم، لیست بدارکم، و لا منزلکم الذی خلقتم‌له، و لا الذی دعیتم‌الیه، اءلا و انها لیست بباقیة لکم، و لا تبقون علیها، و هی و ان غرتکم منها و قد حذرتکم شرها، فدعوا غرورها لتحذیرها، و اءطماعها لتخویفها، و سابقوا فیها و الی الدار التی دعیتم الیها، و انصرفوا بقلوبکم عنها.

آگاه باشید! این دنیایی را که آن را آرزو می‌کنید، و به آن شوق می‌ورزید، و شما را گاهی به خشم می‌آورد و گاهی از خود راضی می‌گرداند، نه سرای شما و آن جایگاهی است که برای آن آفریده شده‌اید. آگاه باشید! این دنیا برای شما نخواهد ماند، و شما در آن جاوید نخواهید بود. هر چند این دنیا شما را به خود فریفته است ولی از بدی خود نیز شما را بر حذر داشته است. پس به فریب دنیا دچار نگردید که شما را از آن برحذر داشته، و به آن آز نورزید که شما را از آن ترسانیده است و در آن به سرایی که به آن فراخوانده شده‌اید مسابقه بگذارید و با دل‌هایتان از آن روی بگردانید.

3- ... و لبئس المتجر اءن تری الدنیا لنفسک ثمنا و ممالک عندالله عوضا ... ... فلتکن الدنیا فی اءعینکم اءصغر من حثالة القرض و قراضة الجلم...

... و چه بد داد و ستدی است که اگر دنیا را بهای جان خود، و پاداشی از سوی خداوند بدانی ... ... پس باید که دنیا در دیدگاه شما از پوست درخت سلم درختی که پوست و برگ آن در دباغی استفاده می‌شود و از پارچه‌های ریزی که از قیچی خیاطی جدا می‌گردد، ناچیزتر باشد ...

4- انما الدنیا دار مجاز والاءخرة دار قرار، فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا اءستارکم عند من من یعلم اءسرارکم، و اءخرجوا من الدنیا و قلوبکم من قبل اءن تخرج منها ابدانکم، فیها اءختبرتم و لغیرها خلقتم. ان المرء اذا هلک قال الناس: ما ترک؟ و قالت الملائکة ما قدم؟!

هان ای مردم ! دنیا سرای گذشتن و آخرت سرای ماندن است. پس از گذرگاه خود برای جایگاه ماندن توشه برگیرید و نزد کسی خداوندی که از اسرار شما آگاهی دارد نسبت به یکدیگر پرده‌دری مکنید، و پیش از جدا شدن بدن‌هایتان از این جهان، دل‌های خود را از آن بیرون برانید، در دنیا آزمایش می‌شوید و برای جز آن رسیدن به آخرت آفریده شده‌اید در آن هنگام که انسان می‌میرد مردم می‌گویند چه چیزی به ارث گذارده است و فرشتگان می‌گویند چه چیزی را برای سرای جاوید از پیش فرستاده است.

ج- از دنیا باید به میزان نیاز برگرفت:

از سخنان گذشته چنین به دست می‌آید که دنیا جایگاه آزمایش انسان و ابزاری برای رسیدن او به زندگی جاوید و سعادتمندانه آخرت است و این هدف تنها چیزی است که به دنیا ارزش و اعتبار بخشیده و آن را از حالت پوچی بیرون می‌آورد و بی‌تردید این هدف، دارای ارزش و اهمیت فوق‌العاده و منحصر به فرد است، زیرا تنها راه وصول انسان به رستگاری و نایل شدن او به سعادت و خوشبختی جاوید اخروی است. از این رو توجه به سلامت و امنیت راه نیز در خور اهمیت خواهد بود. بر این اساس، انسان تا آن هنگام که در دنیا زیست می‌نماید به ملاحظه طبیعت مادی خود ناگزیر است از آن برای نیازهای خود بهره برگیرد، این بهره‌گیری تا آنجا که نیاز باشد نه تنها ناپسند نیست، بلکه برای تحصیل هدف اصلی زندگی دنیا، که توشه گرفتن برای آخرت است لازم و ضروری می‌نماید. در این باره نقل شده است:

روزی علی علیه‌السلام در بصره شنید که یکی از یارانش به نام علاء بن زیاد حارثی در بستر بیماری افتاده است، امام علیه‌السلام به قصد عیادت او به خانه او رفت، و آنگاه که خانه بزرگ و وسیع او را مشاهده نمود، چنین گفت:

ما کنت تصنع بسعة هذه الدار فی الدنیا و انت الیها فی الاءخرة کنت اءحوج؟ و بلی ان سئت بلغت بها الاءخرة ، تقری فیها الضیف، و نصل فیها الرحم و تطلع منها الحقوق مطالعها فاذا اءنت قد بلغت به الاءخرة.


بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی

خداوند متعال در طول تاریخ پیامبران زیادی را برای ارائه دین و تقویت دین داری انسان ها به منظور جلوگیری از انحراف بشر ارسال نموده است از طرف دیگر پیامبران آسمانی نیز دعوت مردم به سوی خدا را در راس اهداف و برنامه های خود قرار داده اند مهمترین گام برای رسیدن به این اهداف تربیت افراد بشر به سمت اخلاق و دین است حتی در قرن بیست ویکم به بعد نیز علی رغم
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1153 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 43
بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان ..................................................................................... صفحه

چکیده

فصل اول : کلیات تحقیق

مقدمه......................................................................................... 2

بیان مسئله.................................................................................... 4

اهمیت و ضرورت موضوع.............................................................. 5

اهداف پژوهش.............................................................................. 7

سوالات پژوهش............................................................................. 8

تعاریف واژه ها و اصطلاحات............................................................ 9

تعاریف نظری............................................................................... 9

تعاریف عملیاتی .......................................................................... 12

روش تحقیق................................................................................ 13

فصل دوم : پیشینه تحقیق و ادبیات تحقیق

مقدمه........................................................................................ 15

بخش اول................................................................................... 17

موضوع تربیت............................................................................ 17

ارزش و اهمیت تربیت................................................................... 17

جایگاه تعلیم و تربیت...................................................................... 18

هدفهای تربیت در اسلام................................................................... 19

اصول و مبانی وروشهای تربیت........................................................ 21

مفهوم دین................................................................................... 25

فلسفه و ضرورت دین..................................................................... 25

اهمیت تربیت دینی........................................................................ 25

زمان تربیت دینی.......................................................................... 28

طریق آموزش دینی........................................................................ 33

اصولی در تربیت دینی.................................................................... 34

آسیب شناسی تربیت دینی................................................................. 35

موانع تربیت دینی نسل نوجوان در نهاد خانواده...................................... 36

موانع تربیت دینی نسل جوان در نهاد جامعه.......................................... 37

موانع تربیت دینی نسل نوجوان در نهاد نظام آموزشی.............................. 38

بخش دوم................................................................................... 39

آشنایی با نهج البلاغه...................................................................... 39

ضرورت تربیت از دیدگاه نهج البلاغه................................................. 41

امکان تربیت از دیدگاه نهج البلاغه..................................................... 44

تربیت پذیری انسان از دیدگاه نهج البلاغه............................................. 45

ارزش تربیت از دیدگاه نهج البلاغه..................................................... 46

هدفداری تربیت ازدیدگاه نهج البلاغه................................................... 47

ضرورت شتاب در تربیت نوجوان از دیدگاه نهج البلاغه........................... 50

عوامل موثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه......................................... 52

وراثت....................................................................................... 52

محیط ...................................................................................... 53

محیط جغرافیایی........................................................................... 54

سختیها و شداید............................................................................. 55

کار........................................................................................... 55

عوامل ماورای طبیعت.................................................................... 56

اراده انسان.................................................................................. 56

مبانی تربیت از دیدگاه نهج البلاغه..................................................... 57

مبانی هستی شناسی ( معرفت به خداوند ، به دین و جهان آخرت ) ............... 57

مبانی انسان شناختی ( عقل ، اراده ، تاثیرپذیری ... )................................ 58

اصول تربیتی از دیدگاه نهج البلاغه .................................................. 62

اصل اعتدال................................................................................ 62

اصل تدرج و تمکن ..................................................................... 62

اصل تسهیل و تیسر....................................................................... 63

اصل زهد ................................................................................. 63

اصل تعقل................................................................................... 64

اصل تفکر.................................................................................. 64

اصل تدبر................................................................................... 65

اصل کرامت................................................................................ 65

اصل عزت.................................................................................. 65

روشهای تربیتی از دیدگاه نهج البلاغه.................................................. 66

روش الگویی............................................................................... 66

روش محبت .............................................................................. 67

روش تذکر ................................................................................ 67

روش عبرت .............................................................................. 68

روش موعظه ............................................................................. 68

روش تشویق و تنبیه ..................................................................... 69

روش توبه................................................................................... 70

روش ابتلاء و امتحان..................................................................... 72

روش مراقبه و مطالبه..................................................................... 73

بررسی نمونه عملی در سیره امام علی (ع)............................................ 74

نامه 31 نهج البلاغه سفارشات امام علی (ع) به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) 74

پیشینه نظری تحقیق ( تحقیقات انجام شده در داخل کشور )......................... 81

فصل سوم : روش اجرای پژوهش

مقدمه........................................................................................ 87

جامعه........................................................................................ 87

نمونه ....................................................................................... 87

روش اجرای پژوهش..................................................................... 87

روش جمع آوری اطلاعات............................................................... 88

طرح پژوهش............................................................................... 88

فصل چهارم : یافته های پژوهش

مقدمه........................................................................................ 91

معرفی سیر تربیتی کتاب دینی مقطع اول راهنمایی و بیان هدف محتوا و روش 92

معرفی سیر تربیتی کتاب دینی مقطع دوم راهنمایی و بیان هدف محتوا و روش 110

معرفی سیر تربیتی کتاب دینی مقطع سوم راهنمایی و بیان هدف محتوا و روش 125

یک نگاه کلی به مباحث تربیتی امام علی (ع) و نمودار توصیفی................. 142

پاسخ به سوالهای پژوهشی.............................................................. 147

فصل پنجم : نتایج و پیشنهادها

بیان مسئله ، روش و یافته ها به صورت خلاصه.................................... 153

نتیجه گیری .............................................................................. 155

محدودیتهای تحقیق........................................................................ 157

پیشنهادها................................................................................... 158

فهرست منابع.............................................................................. 160

فهرست نمودارها

نمودار (1) عوامل موثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه.......................... 143

نمودار (2) مبانی تربیت از دیدگاه نهج البلاغه ..................................... 144

نمودار (3) اصول تربیت از دیدگاه نهج البلاغه .................................... 145

نمودار (4) روش های تربیت از دیدگاه نهج البلاغه................................ 146


فهرست نمودار صفحه

نمودار (1) عوامل موثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نمودار (2) مبانی تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نمودار (3) اصول تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نمودار (4) روشهای تربیت از دیدگاه نهج البلاغه


چکیده تحقیق :

خداوند متعال در طول تاریخ پیامبران زیادی را برای ارائه دین و تقویت دین داری انسان ها به منظور جلوگیری از انحراف بشر ارسال نموده است از طرف دیگر پیامبران آسمانی نیز دعوت مردم به سوی خدا را در راس اهداف و برنامه های خود قرار داده اند مهمترین گام برای رسیدن به این اهداف تربیت افراد بشر به سمت اخلاق و دین است . حتی در قرن بیست ویکم به بعد نیز علی رغم پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی میل به پرسش در وجود انسان ها شعله می کشد و قیام ها و جنگهای زیادی بر سر مساله دین و مذهب به وقوع پیوسته و یا در حال وقوع است . برای قرارگرفتن گرایش فطری انسانها به سمت خدا و دین « شیوه آموزش و تربیت دینی توسط والدین و نظام آموزشی مهمترین و موثرترین راه برای نیل به این مقصود است . »

در نظام آموزشی برای تربیت دینی عوامل بسیاری دخیل هستند مانند رفتار و منش معلم ، شیوه تدریس ، محتوای تدریس .... و ما در بین این عوامل کتب دینی مقطع راهنمایی را انتخاب نمودیم تا ببینیم چه میزان از شیوه های تربیتی امام علی(ع) برای تربیت دینی نوجوان در آن استفاده شده است .

در این راستا فصل اول شامل بیان مسئله ، اهمیت و ضرورت موضوع ، بیان اهداف ، سوالات پژوهش و تعریف واژه ها می باشد و فصل دوم به دو بخش تقسیم می شود که بخش اول شامل موضوع تربیت ، هدفهای تربیت در اسلام ، ارزش و اهمیت تربیت ، اصول و مبانی و روشهای تربیت ، دین ، فلسفه و ضرورت دین ، اهمیت تربیت دینی ، زمان تربیت دینی ، طریق آموزش دینی ، اصولی درتربیت دینی ، آسیب شناسی دینی و بخش دوم به معرفی نهج البلاغه و ضرورت تربیت از دید نهج البلاغه ، عوامل موثر در تربیت ، اصول و مبانی روشهای تربیتی از دید نهج البلاغه می باشد و سپس یک نمونه عملی یعنی قسمتـی از نـامـه 31 نهج البلاغه و در انتهای این بخش به پیشینه نظری تحقیق اشاراتی داشته است .

در فصل سوم به روش اجرای پژوهش نگاهی داشته که از روش مطالعاتی و توصیفی استفاده گردیده است.

و در فصل چهارم نیز به بیان اهداف ، محتوا و روشهای تربیتی کتب دینی پرداخته شده و میزان بکارگیری روشهای تربیتی نوجوانان درکتب دینی را بررسی و در انتهای فصل نمودارهای توصیفی از مطالب جمع آوری شده را ارائه و به سوال های پژوهش پاسخ داده شد است .

و در فصل پنجم بعد از ذکر بیان مسئله ، روش یافته ها به صورت خلاصه بیان شده است که حاصل آن این است که از بین 9 روش تربیتی استخراج شده از نهج البلاغـه 6 روش درکتب دینی می باشد (روش الگویی، محبت ، تذکر ، موعظه ، عبرت ، تشویق و تنبیه ) و 3 روش که روش عملی تر می باشد یافت نشد ( روش توبه ، ابتلا و امتحان، مراقبت و محاسبه ) و در پایان این فصل به پیشنهادها و محدودیتهای تحقیق اشاره شده است .

مقـدمه :

تـوجـه بـه دیـن ودیـنداری همواره به عنوان یکی ازمسائل مهم مطرح بوده و می باشد و به عبارت بهتر می توان گفت که همراه با هبوط حضرت آدم ابولبشر (ع) ، به کره خاکی دین و دینداری نیز آغاز شد و همواره در طول حیات بشر در زندگی انسان ها حضور داشته است و آنچنان این موضوع از اهمیت برخوردار بوده که خداوند متعال پیامبران زیادی را برای ارائه دین و تقویت دینداری انسان ها همچنین جلوگیری از انحراف بشر به طرف دین باطل ارسال نموده است و این خود بیانگر اهمیت این موضوع مهم می باشد .

از طرف دیگر باید توجه داشت که هرچیزی که در طول حیات بشر استمرار داشته باشد نشان دهنده نیاز فطری آدمی به آن است در اهمیت دین و دینداری باید افزود که در طول تاریخ قیامها و جنگ های زیادی بر سر مسئله دین و دینداری به وقوع پیوسته و بسیاری از انسان ها جان خود را نیز در راه دین و بـرای بـاورهای مـذهـبی خود فدا نموده اند که قیام عاشورا و شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و 72 نفر از یاران فداکارش به عنوان مهمترین نمونه ی این قیام ها می باشد .

امام حسین علیه السلام مهمترین هدف خود را از این قیام حفظ دین جد خود حضرت محمد (ص) اعلام داشته و این قیام آن چنان اهمیت دارد که به عنوان الگو و سرمشق برای سایر قیام ها می باشد .

در عصر کنونی نیز مهمترین علت افزایش نابهنجاری های اجتماعی فاصله گرفتن بشر از دین می باشد و صاحب نظران و اندیشمندان تنها راه خروج از بن بسـت هـای فـرهنـگی و اخلاقی را احیا و بازگشت مجدد بشر به سوی د ین می دانند .

از طرف دیگر آموزش دینی کودکان، نوجوانان و جوانان نیز همواره به عنوان یکی از دغدغه ها و مسائل مهم بعضی از خانواده ها ، نظام آموزشی و جامعه اسلامی بوده و می باشد .

موضوع و مسئله تربیت دینی و راههای بهبود نگرش نسل جوان نسبت به معانی و مفاهیم دستورات دینی آن چنان دارای اهمیت است که به عنوان یکی از مهمترین اهداف نظام تعلیم و تربیت اسلامی می باشد . اما متاسفانه تاکنون یک عزم و اراده ی جدی برای دستیابی به میزان تحقق این هدف مهم وجود نداشته و همچنین آسیب شناسی دقیقی از روشهای به کارگرفته شده توسط والدین و نظام آموزشی انجام نپذیرفته است .

حال با توجه به ضعفهای موجود در تربیت دینی نوجوانان در مدارس بر آن شدیم تا با تکیه بر نهج البلاغه و استفاده از روشهای تربیتی و الگوهای رفتاری آن یگانه ، بشریت باب علم نبی ، پدر بزرگوار امامان معصوم علیه السلام به بررسی کتب دینی مقطع راهنمایی پرداخته و ببینیم تا چه میزان از شیوه های تربیت دینی امام علی (ع) در کتب دینی استفاده شده است .

بیان مسئله

با توجه به مشکلات و انحرافات اخلاقی و دینی نوجوانان در دهه اخیر بکارگیری روش و الگوهای دینی درست و کامل برای رفع مشکلات وبرطرف نمودن موانع و هدایت صحیح آنان امری ضروری می باشد از جمله این شیو ه ها و الگوی صحیح راه یافت در مسیر شناخت شیو ه های تربیتی امام علی (ع) به عنوا ن یک انسان کامل و یک الگوی تمام نمای انسانیت می باشد و معرفی این بزرگوار و بیان و گفتار و شیو های تربیتی ایشان در مسیر تربیتی دینی نوجوانان که می تواند راه گشایی بزرگ و هدایت گر در امر تعلیم و تربیت صحیح و کامل دانست .

دراین تحقیق سعی محقق بر آن است که موارد ذیل را مورد بررسی قرار دهد :

1- اهمیت و ضرورت تربیت دینی و مذهبی نوجوانان در عصر حاضر

2- دیدگاه امام علی (ع) در تربیت نوجوانان

3- دیدگاه امام علی (ع) در بحث تربیت ( مبانی ، اصول ، روشها )

4- میزان بکارگیری این روش در کتب دینی مقطع راهنمایی

سوال 4 در حقیقت مسئله اصلی تحقیق و پژوهش ما می باشد که درکتب دینی مقطع راهنمایی چه میزان از روشهای امام علی (ع) استفاده گردیده است .

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش

چنانچه اهداف مشترک همه انبیاء الهی ، مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد مشخص می شود که موضوع تربیت دینی و اخلاقی از عالی ترین اهداف و وجه مشترک تعالیم همه فرستادگان الهی بوده است و این مهم همواره در کتب آسمانی مورد تاکید قرار گرفت و تکرار کلمه تقوا در قرآن کریم به عنوان کامل ترین کتاب آسمانی ادعای فوق را تایید می کند .

از سوی دیگر تربیت دینی و اخلاقی و همچنین تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان و جوانان از مهمترین اهداف و آرمان های خانواده ها و همچنین از مهمترین اولویت های نظام تعلیم و تربیت است . اما باید توجه داشت که تربیت اجتماعی خود تحت الشعاع تربیت دینی و اخلاقی نسل جوان می باشد زیرا فردی که دارای تربیت دینی و اخلاقی باشد مسلما ٌ نسبت به ارزشها و هنجارهای اجتماعی نیز پایبند ی لازم را خواهد داشت و در آن هنگام می توان به کاهش نابسامانی ها و ناهنجاری های اجتماعی نیز امید بست از این رو هرگونه تحقیق و تلاش در جهت تربیت دینی و اخلاقی نسل نو به طورمستقیم بر تربیت اجتماعی آنان نیز تاثیر گذار خواهد بود .

از زاویه دیگر باید گفت یکی از مسائل مهم فرهنگی در سالهای اخیرمسئله هجوم فرهنگی بیگانگان در جهت تضعیف باورها و ارزشهای دینی و مذهبی نسل جوان می باشد و در هجوم فرهنگی باید نگاه کرد که نوک پیکان مهاجم به طرف کیست ؟

بطور مسلم باورها و ارزشهای دینی نسل جوان یکی از مهمترین اهداف مهاجمین می باشد و موثرترین راهکارها تقویت باورها و ارزشهای دینی نسل جوان می باشد باید یاد آور شد که اهمیت و نقش نسل جوان در فردای این مرز و بوم بر کسی پوشیده نیست و به عبارت بهتر اداره فردای کشور به دست نسل جوان امروز سپرده خواهد شد .

تاسف بار اینکه هم والدین و هم نظام آموزشی و سایر نهادهای اجتماعی موثر از یک سو فرصت طلایی در سنین تاثیر گذاری بر تربیت دینی و اخلاقی نسل نو را از دست داده و از سوی دیگر از بکارگیری از پتانسیل و استعداد کودکان ، نوجوانان و جوانان در جهت جستجوگری و دریافت مفاهیم و ارزشهای دینی ناتوانند .

شکل گیری هویت دینی و تقویت باورهای مذهبی نسل جوان موجب می شودکه در هجوم فرهنگی زود فرهیخته فرهنگ بیگانه نشوند و در برابر آن مقاومت وایستادگی کنند . از این رو موثرترین راه تضمینی برای جلوگیری از سلطه سیاسی بیگانگان در آینده این مرزو بوم نیز تقویت باورهای دینی و مذهبی نسل جوان می باشد البته همانطور که قبلاٌ اشاره شده که چه مسوولیت تربیت دینی و اخلاقی نسل جوان تنها بر عهده نظام آموزشی نیست و نهاد خانواده و جامعه نیز بزرگترین مسوولیت را نسبت به این مهم دارند اما نظام تعلیم و تربیت به لحاظ این که به طور رسمی مسوولیت تربیت و هدایت نسل نو را بر عهده دارد چنانچه از این فرصت های استثنایی و تا زمانی که کودکان و نوجوانان در اختیار و در دایره نظام تعلیم و تربیت قرار دارند نتواند بهره لازم را ببرد به طور قطع در ایفای رسالت مهم خود کوتاهی نموه است زیرا با افزایش سن و سال کودکان و نوجوانان و هم مقاومت شان در برابر تعلیم و تربیت پذیری افزایش خواهد یافت وهم با خروج افراد از دایره نظام تعلیم و تربیت فرصت طلائی برای هدایت و تربیت دینی و مذهبی نسل جوان را از دست خواهد داد.

اهداف پژوهش

اهداف کلی :

1- « بررسی میزان بکارگیری روشهای تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی »

2- ارائه پیشنهاد ها بر اساس یافته های پژوهش به برنامه ریزان و دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت به منظور عمق بخشیدن به شناخت دینی دانش آموزان و افزایش روحیه دینداری و تعهد و التزام عملی آنان نسبت به اسلام و انقلاب به عنوان هدف غائی این تحقیق . چرا که رعایت و الزام آن ما را در رسیدن به جامعه ای ایده آل و امت نمونه اسلامی کمکی شایان می نماید و هدف دیگر از انجام این تحقیق مشخص کردن امکانات و امتیازات بی شمار سیـره تربیتی امام علی (ع) در نهج البلاغه است و بررسی این مساله که چگونه می تواند در تحقق نظام مطلوب و مورد نیاز جامعه اسلامی موثر واقع گردد .

اهداف جزئی :

1- بررسی دیدگاه امام علی (ع) در تربیت دینی نوجوانان

2- بررسی دیدگاه امام علی (ع) نسبت به ابعاد تربیت دینی نوجوانان

3- بررسی دیدگاههای امام علی (ع) در مورد روشهای ترتیب دینی نوجوانان

4- بررسی دیدگاههای امام علی(ع) در مورد عوامل موثر در تربیت دینی نوجوانان

5- بررسی میزان بکارگیری روشهای ترتیبی امام علی (ع)درکتب دینی مقطع راهنمایی .

سوالات پژوهش

1 - تربیت دینی درسن نوجوانی از دیدگاه نهج البلاغه چه جایگاهی دارد ؟

2- ابعاد تربیت دینی از دید نهج البلاغه چگونه است ؟

3- روشهای تربیت دینی در نهج البلاغه چگونه است ؟

4- عوامل موثر در تربیت نوجوان از دیدگاه نهج البلاغه چیست ؟

5- میزان استفاده روشهای تربیت دینی نهج البلاغه در کتب دینی چگونه است ؟

تعاریف نظری

دین :

مجموعه ی تعالیم و دستورات نشات گرفته از خداست که از طریق وحی به پیامبران ابلاغ شده تا بگوش مردم برساند و آنها را به رعایت و عمل تشویق کند [1].

مذهب : مذهب شامل مجموعه ای از باورهاست و این باورها خود توسط کلمات بیان می شود ، یعنی به صورت اندیشه ای در می آیند که کم و بیش شکل دستگاه فکری به خود گرفته و فقط با اعمال که مظاهر باورها و شیوه های تجدید نظر هستند زنده می ماند و مشخص می گردد[2].

تربیت :

تربیت در لغت به معنی نشو و نما دادن ، زیاد کردن و برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است . در معنی اخیر تربیت از حدافراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن می باشد[3] .

تربیت پرورش دادن استعدادهاست. استعدادهایی که بالقوه در یک جاندار وجود دارد و به وسیله تربیت باید آن ها را به فعلیت در آورده و رشد داد و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع فطرت مـوجـود بـاشـد و نمـی شـود مـوجـود را بـرخلاف فطرت آن رشد داد . این نوع تربیت را در خصوص انسان از طریق علم اخلاق انجام می دهد در واقع تربیت انسانی یعنی رشد اخلاقی انسان بر مبنای نظارت او[4] .

تربیت :

تربیت دینی مجموعه دگرگونی هایی است که در عقیده فرد به منظور ایجاد نوعی خاص از عمل و رفتارکه متکی به ضوابط مذهب باشدانجام می شود. به عبارت دیگر در سایه ی دگرگونی هایی که در فکر و عقیده افراد ایجاد می گردد ، اخلاق ، عادات آداب و رفتار ، روابط فردی و اجتماعی شخص به صورت مذهبی وشرعی شکل می گیرند و مذهب به عنوان عامل مسلط بر زندگی و جنبه های آن خود نمایی می کند[5] .

درتعریف دیگراز تربیت دینی از دکتر خسرو باقری می خوانیم[6] .

تربیت دینی در مفهوم اصیل آن به این معناست که تدین ، در ارتباطی از نوع تربیت در خرد شکل بگیرد به عبارت دیگر اعتقادات دینی ، تجربه درونی ، در ارتباط با خدا ، التزام درونی نسبت به سخن خدا و عمل به مقتضای آن ، باید بستر تبیین عرضه معیارها ، تحرک درونی و نقادی جریان یابد . تربیت دینی باید با همین ویژگیهای اصیل خود در قرن بیست و یکم و چالشهای آن جلوگر شود ، پیراستن تربیت دینی از تلاشهای شبه تربیتی یا بد فهمی های ما از دین امکان توفیق تربیت دینی را در برابر چالشهای این قرن فراهم می کند .

کتب دینی :

منظور کتابهای فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی سه مقطع راهنمایی می باشد . در حقیقت عبارت است از محتوای تحت عنوان کتاب فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی دوره راهنمایی تحصیلی که از سوی دفتر برنامه ریزی تالیف کتب درسی تهیه و توسط شرکت چاپ ایران در اختیاردانش آموزان دوره راهنمایی به تفکیک پایه قرار می گیرد .

نوجوان و جوان :

مراحل سنی مختلف در حیات انسانها میزان رشد و فعالیتهای جسمی و فکری در هر مرحله مورد توافق و قبول همه محققین چون روانشناسان ، جامعه شناسان و... نیست و دارای تفاوتهایی می باشد . برای این تحقیق تقسیمات سنی را به صورت زیر در نظر گرفته ایم .[7]

کودکی از آغاز تا پایان 12 سالگی

ازپایان12سالگی تا 16 سالگی نوجوانی پسران

نوجوانی

از پایان 10 سالگی تا 14 سالگی نوجوان دختران

سن 16 تا 18 دوران بلوغ پسران

بلوغ

سن 14 تا 16 دوران بلوغ دختران

جوانی سن 18 تا 25 دوران جوانی پسران و دختران

میان سالگی سن 25 تا 40 دوران میان سالی برای زن و مرد

بزرگسالی سن 40 تا 60 سالگی

پیری سن 60 به بعد دوران پیری و کهولت

دوران نوجوانی و جوانی هرکدام نسبت به دوران قبل خود مرحله ی مستقلی از حیات محسوب می شوند دوره ای که به علت وجود تمایلات مختلف و متضاد عده ای از محققین هنوز آن را دوران مبهم زندگی می شمارند .

دوران نوجوانی و بخصوص مرحله بلوغ را ولادتی تازه ذکر می کنند از آن بابت ویژگیهای آن بگونه ای است که گوئی رابطه ی بین این فرد با دنیای سابقش وجود ندارد . در تعبیر پیامبر گرامی مان " شبه من الجنون" آمده و امام امیرالمومنین (ع) آن را "سکر الشباب" یا مستی جوانی تعبیر کرده است

تعاریف عملیاتی

دین : دین مجموعه عقاید ، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسانها از طریق وحی و عقل در ا ختیار آنان قرار دارد .

تربیت : در این تحقیق منظور از تربیت فعالیتهای آموزش و پرورش به منظور آماده سازی و رشد و بالندگی انسان برای ارتقاء سطح آگاهی های و بینش مناسب نسبت به خود جامعه ، هستی و مبدأ آفرینش می باشد .

تربیت دینی : منظور از تربیت دینی دین فرد در چهارچوبی پرورش یافته باشد و رشد یافته باشد که خود را مقید به رعایت عقاید، اخلاقیات و احکام و مقررات مربوط به دین بداند .

کتب دینی : منظور کتب دینی سه مقطع راهنمایی می باشد .

نوجوان : منظور گروه سنی راهنمایی و ابتدای دبیرستان می باشد .

روش تحقیق

این تحقیق از نوع تحقیق نظری می باشد و روش بکارگرفته شده در این تحقیق نظری به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد که برپایه مطالعات کتابخانه ای و روش فیش برداری استوار است .

سعی و تلاش محقق براین است که با استفاده از نهج البلاغه و کتب تفاسیری مربوط به آن و کتب تالیف شده پیرامون تربیت از دیدگاه امام علی (ع) ، روشهای تربیتی از منظر امام علی (ع) را یافته استخراج نموده و به بررسی آنها در کتب دینی پرداخته شود .

مقدمه :

بحث تربیت انسان تاریخی به درازای خلقت بشر دارد . هم زمان با آفرینش حضرت آدم (ع) تربیت او توسط خداوند متعال آغاز گردید وحکمت را پروردگارجهانیان به وی آموزش داد و طریق هدایت و سعادت را خداوند به آدم (ع) نشان داد . بعد از او نیز پیام آوران الهی آمده اند تا انسانها را تربیت کنند .

در هیچ زمانی انسان بدون مربی نبوده زیرا انسان موجودی است که همه جهاتی که در عالم است در او نیز وجود دارد منتها به طور قوه است و در حد استعداد می باشدولی برای اینکه این استعدادها فعالیت پیدا کنند باید مربی باشد تا زمینه های چنین تحولی را فراهم کند و انسان را از مرتبه اسفل به اعلا بکشاند واز ظلمات حیوانیت به نور انسانیت برساند .

تربیت در سنت پیام آوران الهی خروج از ظلمات به سوی نور است و کتاب انبیاء ، کتاب تربیت انسان است . بنابراین تربیت انسان همزاد با پیدایش انسان است و اگرانسان تربیت صحیح شود منشاء همه چیز است و اگر آدم نشود منشاء همه ظلمات خواهد شد .

مسئله تربیت در همه اعصار و مکانها مطرح بوده و اعمال می شده است . تمامی جوامع تربیت رسمی و یا غیر رسمی داشته اند و افراد را با توجه به نیازها و اهداف اجتماعی پرورش می داده اند در دنیای امروزی جایگاه تربیت نسبت به گذشته بیشتر مورد توجه قرار گرفته و امکانات ، منابع ، نیرو وفرصتهای بسیاری به این امر اختصاص می دهند .

بشر به علت بلوغ فکری به اهمیت وضرورت دوچندان تربیت پی برده و هر ملتی که آگاهانه در این مسیر قدم برداشته از ثمرات بی شمار آن منتفع گردیده و در زمینه های مختلف بر سایر ملل پیشی گرفته است . اما همان طوری که تربیت انسان از بهترین وخطیر ترین امور بشری می باشد احتمال آسیب زایی و انحراف آن از مسیر صحیح نیز زیاد است .

با توجه به حساسیت موضوع تربیت انسان ضروری است که این موضوع از جایگاه و مقام انسانهای بزرگ نیز دیده شود و مورد بررسی قرار گیرد و با روشها و سنتهای آن بزرگان نیز آشنا و برای تربیت نسل جدید آنها را بکار بست .

به این منظور این بخش تحقیق اشاراتی دارد به شیوه و روشهای تربیتی امام علی (ع) .

موضوع تربیت :

موضوع و محور تربیت انسان است و با توجه به زمینه های رشد و استعدادهای درونی بشر، تعلیم و تربیت جایگاه خود را پیدا می کند. به عبارت دیگر چگونگی تربیت یافتن انسان و شکوفایی استعدادهای درونی او وظیفه تعلیم وتربیت است .

در این راستا شناخت ماهیت و چیستی انسان و ارائه تعریف دقیق از ساختار وجودی و استعدادهای درونی وی می تواند نقش تعیین کننده ای در رابطه با تعلیم و تربیت و تحقق اصول و اهداف آن باشد[8] .

ارزش و اهمیت تربیت :

«والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاوجعل لکم السمع والابصاروالافئده لعلکم تشکرون[9].

در اهمیت و ارزش تربیت همین بس که قرآن کریم محور دعوت پیامبران را عموما و پیامبر عظیم الشان اسلام را خصوصا تربیت فضائل اخلاقی قرار داده است و این از موضوعاتی است که جامعه بشری از همـان روزگـار نخستین حیـات بـه آن نیـاز داشته و روز به روز با توسعه زندگی اجتماعی و علمی و سیاسی این نیاز بیشتر شده است . چنانکه هم اکنون در بیشتر جوامع بشری مشاهده می کنیم به همان نسبت که علوم طبیعی و مادی رونق پیدا کرده و زندگی بجانب ماشینی و صنعتی و توسعه یافته است . خود انسان از اصول و مبانی تربیت و از فضائل انسانی دور مانده است علت امر آن است که علم را از ایمان و تقوا جدا نمودند و تعلیم را از تربیت و تزکیه بی نیاز دانستند [10].

انسان به کمک تعلیم و تربیت می تواند استعدادهای درونی خود را بشناسد و گوهر وجودی خویش را بپروراند و آن را تا سر منزل مقصود برساند در واقع تا وقتی انسان نداند که چیست و گنجایش و ظرفیت او چقدر است و چه استعدادهایی دارد به دنبال شکوفا ساختن این استعدادها نخواهد رفت . خلاصه اینکه تنها تربیت صحیح قادر است گوهر گرانبهای وجود آدمی را شکوفا کند و آن را در مسیر سعادت و کمال رهنمون شود . دین مبین اسلام بخصوص مکتب اهل بیت (ع) تعلیم وتربیت را تنها در راه حیات انسان ورسیدن به کمال شمرده وبا ندای (هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون)[11] (آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند مساوی اند . )

قرآن شناخت را محور تربیتی انسان قرار داده وتعلیم و تربیت را زیر بنای بعثت انبیا دانسته است .

آیات و روایات فراوانی در زمینه اهمیت تعلیم و تربیت آمده است که دراینجا به همین اندازه بسنده میکنیم، در یک کلام می توان گفت که تربیت استفاده ازتمام استعدادهای انسانی است [12].

جایگاه تعلیم و تربیت :

علوم مختلفی اخلاق انسان را موضوع بررسی خود قرار داده اند که برخی از آن ها زیر مجموعه علوم اسلامی هستند . هر کدام از این دانش ها از جهتی خاص به مسائل تربیتی می پردازد مانند علم اخلاق ، اخلاق توصیفی، فلسفه اخلاق و تعلیم وتربیت. در علم اخلاق ، شیوه آراسته شدن به صفات نیکو و پسندیده و زدودن صفات زشت و ناپسند مورد بحث قرار می گیرد و در دانش تعلیم و تربیت از اصول و روش های تربیتی وچگونگی تربیت صحیح براساس ویژگیهای روحی انسان گفته می شود[13].

هدفهای تربیت در اسلام :

از تامل در معانی لغوی واژه های نظیر هدف و غایت بر می آید که جملگی در بردارنده مفهوم ( نهایت و سرانجام کار ) است با این تفاوت که گاهی نهایت امری است عینی و خارجی و گاهی ذهنی یا وجدانی در اسلام هدف نهایی و غایی رسیدن انسان به قرب الهی می باشد . در اصطلاح قرآن انسانی کامل است که قرب الهی یابدپس هدف زندگی از دید قرآن، عبودیت و در نهایت قرب الی الله است .

اهداف در اسلام به دو دسته تقسیم می شود : 1- هدف غایی 2- هدف کلی[14]

الف ) هدف غایی تربیت در اسلام :

هدف غایی تربیت در هر مکتبی ، کمال مطلوب آدمی است و باید تمام فعالیت های او متاثر از آن باشد ، ویژگی های هدف غایی از نظر اسلام که در کل به آن ماهیت خاصی بخشیده است عبارتند از :

1- هم سازی با فطرت: هدف های غایی درمنظر دینی با ساختار وجودی و ماهیت انسان تناسب دارد .

2- جامعیت : در برگیرنده تمام ارزشهای انسانی

3- برانگیزندگی : ایجاد شوق و رغبت

4- عدم محدودیت : که می تواند عامل مهمی برای کسب درجات عالی تر باشد .

5- وحدت هدف غایی : در حقیقت جامع همه ارزشها و کمالات انسانی و در برگیرنده رشد و تعالی تمام مراحل حیات او است .

6- دست یابی به قرب الهی :هدف غایی که حقیقتی بی نهای و جامع تمام ارزشهاست از دید اسلام ، همانا خداوند تعالی است . اوست که بی نهایت و کامل است و می تواند محور تمام افعال انسان قرارگیرد.این هدف حقیقتی است که تمام کمالات به او برمی گردد.

نزدیکی به خدا، علم به خدا، ایمان به خدا و غیره همه ناظر بر یک حقیقت است و آن خداست . از این رو شایسته است که خود خدا که حقیقت ازلی است محور قرار گیرند.

ب ) اهداف کلی تربیت در اسلام :

منظور از اهداف کلی یا واسطه ای یک سوی غایتهای کلی است که برای تبدیل شدن به رفتارهای جزئی باید مشخص تر شوند. این اهداف نسبت به هدف نهایی وسعت و محدوده کمتری دارد. وحد واسط بین هدف نهایی واهداف رفتاری و جزیی اند، هدف های واسطه ای مسیرحرکت انسان را تا حدی مشخص تر،روشن تر می کنند و مجموعه ای راتشکیل می دهند که از به هم پیوستن آنها پیکره هدف نهایی ساخته می شود . از این رو می توان این اهداف را در سه مقوله مورد بررسی قرار داد .

1- اهداف تربیتی اسلام در خصوص ارتباط انسان با خدا (معرفت خدا، ایمان ،تقوا، عبادت ، شکرگزاری)

2- اهداف تربیتی اسلام در خصوص ارتباط انسان با خود( ابعاد مختص انسان و ابعاد مشترک بین انسان و حیوان )

3- اهداف تربیتی اسلام در خصوص ارتباط انسان با دیگران (ارتباط اجتماعی ، ارتباطات اقتصادی ، ارتباطات سیاسی ، ارتباطات فرهنگی )

4- اهداف تربیتی اسلام درارتباط انسان باطبیعت(شناخت طبیعت وبهره برداری صحیح ازطبیعت)

اصول ، مبانی و روشهای تربیت :

اصول تعلیم و تربیت :

واژه اصل در لغت به معنای بیخ ، بنیاد ، پایه و بن هر چیزی است .

در علوم تربیتی معانی گوناگونی برای اصول بیان شده است .

مفاهیم ، نظریه ها و قواعد نسبتا ٌ کمی که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان در کلیه اعمال تربیتی باشد . و یا قاعده عامه ای که می توان آن را به منزله دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به عنوان راهنمای عمل استفاده کرد .

حاوی «باید » بر این اساس ، هنگامی که از اصول تعلیم و تربیت سخن می گوییم بایدخود را محدود به بیان قواعد می کنیم که به منزله راهنمای عمل ، تدابیر تعلیمی و تربیتی ما را هدایت می کنند[15].

دکتر مهدیان مقصود از اصول را این گونه بیان می دارند. اصول تربیت چهارچوب ها ،قضاوت ها وقواعدی هستند که تمام کوشش های معلم را در جریا تربیت روشن می سازند به طوریکه می توانند منشاء و مصدر رفتار معلم و دانش آموز باشند . در یک عبارت مشخص تر اصول تربیت ، معیارها وضوابطی هستند که بایدها و نبایدهای تربیت را بیان می کنند[16].

ایشان ویژگی های اصول تربیتی را اینگونه بیان می دارند:

1- اصول کشف کردنی و تعینی هستند نه وضع کردنی و تعیینی. یعنی نمی توان با تکیه بر ذهن خود و یا مشارکت با دیگران چیزی را اصل نهاد و آن را ملاک رفتار تربیتی شمارد. زیرا اصل مقوله ای عینی و غیر اعتباری و فرا ذهنی است که از این نظر کمیت اصول نامحدود بوده و بنا به مقتضیات زمانی و مکانی قابل افزایش است .

2- اصول تغییر پذیرند یعنی اینکه مطلق، حتمی و کافی نیستند و لذا همواره اصول تربیت در معرض ارزیابی قرار گرفته و صحت و درستی آنها را برای کاربرد موثر به بوته آزمایش
می گذارند.

3- علی الاصول انتظار می رود اصل قابل تعمیم باشد . اما در عالم واقع گاه کاربرد اصل قابل تعمیم نمی باشد. بنابراین گفته می شود مطلوب وقاعده آن است که اصل بر زمان و مکان باشد نه در مکان وزمان .

4- هر اصلی متناظر با هدفی است و از منبعی ( مبنایی نشات می گیرد و بر کیفیتی از انجام دادن کار (روش) تاثیر می گذارد . یعنی به وسیله اصول روش های درخور بر رسیدن به هدف ها انتخاب خواهد شد . با توجه به توضیحات گذشته مبانی تربیت برخاسته از نیازهای انسانی،مواریث فرهنگی ، بنیادهای دینی و مذهبی و نظرات مربیان بزرگ بودند که منبع کشف اصول تربیت معرفی گردیدند.

بنابراین اصول آموزش وپرورش را می توان از سه منبع اصلی یعنی انسان ، جامعه و دیدگاه فلاسفه و علما تربیتی استخراج نمود .

مبانی تعلیم و تربیت :

واژه مبانی ، جمع مبنا و در لغت به معنای بنیان اساسی وبنیاد است . درعلوم تربیتی ، معانی گوناگونی برای مبانی شده است . د رحقیقت مبانی در تعلیم و تربیت عبارت است از قضایای حاوی"است"که به موقعیت انسان وامکانات ومحدودیتهای او و ضرورتهایی که همواره حیات انسان تحت تاثیرآنهاس مربوط می شود . ویا مبانی تعلیم و تربیت مجموعه قانونمندی های شناخته شده در علوم نظری چون روانشناسی و جامعه شناسی است که تعلیم و تربیت بر آن تکیه می کند[17].

همچنین دکتر مهدیان در مورد مبانی اینگونه می نویسند :

مبانی تربیت عبارتست از اندیشه ها ، افکار ونگرش های مربوط به معرفت شناسی ، جهان شناسی،انسان شناسی وارزش شناسی و در کل موفقیت انسان ،امکانات و محدودیت های او. مبـانـی تربیـت مشتـمل بر پایه ها و عوامل اساسی است که کم و کیف تربیت را نشان می دهد کانالها ومنابعی که مبتنی بر تعالیم دینی ، تحقیقات علمی و معارف فلسفی و کلیه واقعیت هایی است که تمام عوامل وعناصر تربیت را تحت تاثیر قرار داده و به ساختار و محتوا و روش آن جهت کلی می دهند . همچون نظریات مربیان بزرگ تعلیم و تربیت . زیر ساخت هایی که به عنوان زیر بنای تمام جنبه های اصلی ساختار تربیت ( یاطبقات بالای آن ) مبتنی بر آنها هستند.

مبانی تعلیم و تربیت از موقع ( یاموقعیت ) آدمی و امکانات ومحدودیتهایش و نیز از ضرورت هایی که حیاتش را همواره تحت تاثیر قرار می دهد بحث می کند [18].

انواع مبانی تربیت

انسان به عنوان موجودی چند بعدی که دارای ویژگی ها وصفات متمایز از سایر موجودات است طبیعت منحصر به فردی دارد . وجود او مملو از قوا و استعدادهای متنوع و گاه متضاد است از عقل و اندیشه تا غضب و شهوت ، از عشق و دوست داشتن تا انزجار و تنفر، خودخواهی ودیگر خواهی و ... همه و همه خصوصیات و خصلت هایی است که از او موجودی زیستی ، اجتماعی ، روانی ؛ اخلاقـی ، فلسفـی و الهـی ساختـه اسـت . بنابـرایـن تعلیم و تربیت او به زمینه های گوناگون زیست شناختی ، جامعه شناختی ، روان شناختی و فلسفه مربوط می شود و مبانی تربیتش از جامعیتی برخوردار است که همه ابعاد وجودی او را در بر می گیرد با این توضیحات می توان انواع مبانی تربیت را چهارچوب مفهومی معینی که ارتباط معنی دار و متقابلی با یکدیگر دارند شامل مبانی زیر دانست . مبانی فلسفی و تعالیم دینی ، مبانی علمی و زیست شناختی ، مبانی روان شناختی و مبانی جامعه شناختی[19] .

روشها در تعلیم و تربیت

روش در لغت به معنای طریقه و قاعده ، قانون و شیوه است .

روشهای تربیتی عبارتند از دستورالعملهایی که به ما می گویند برای رسیدن به مقصد و مقصود مورد نظر چه باید کرد[20] . به عبارت دیگر روشها ، راهکارها و شیوه هایی عملی هستند که در فرایند تربیت بکار می روند تا متربی به هدف نهایی تربیت برسد .

روشهای تربیتی عبارتند از : دستورالعمل هایی که به ما می گویند برای رسیدن به مقصد ومقصود مورد نظر چه باید بکنیم ، به عبارت دیگر روش ها ، راهکارها و شیوه هایی عملی هستندکه در فرآیند تربیت به کار می روند تا متربی به هدف نهایی تربیت برسد . در حقیقت روش های تربیتی مظهر و نمود بارز کار تربیت هستند و بخش اعظم توفیق مربی و نظام تربیت ، در گرو شیوه هایی است که او برای رسیدن به اهداف تربیتی اتخاذ کرده و به کار می بندد، به همین جهت گزاف نیست اگر بگوییم خطیرترین و دشوارترین مرحله از فرآیند تربیت تعیین و تشخیص روش های تربیتی و استفاده و به کارگیری صحیح و موثر آن است . تربیت کننده ای به تشخیص صحیح شیوه های تربیتی توانا است که از ویژگی های عمومی و اختصاصی متربیان و نیز اهداف و اصول که باید مراعات کرد ، آگاهی کامل داشته باشد[21] .

مفهوم دین :

معنای لغوی دین ، انقیاد ، خضوع ، پیروی اطلاعات و تسلیم است ومعنای اصطلاحی آن مجموعه عقاید ، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسانها از طریق وحی وعقل در اختیار آنان قرار می گیرد [22].

دین روش مخصوص در زندگی ، که صلاح دنیا را به گونه ای که موافق کمال اخروی و حیات دائمی حقیقی باشد تامین می کند [23].

علامه جعفری نیز در تعریف دین می گوید « دین مجموعه قوانین و مقرراتی است که همه به اصول بینش بشر نظر دارد و هم درباره اصول گرایش وی سخن می گوید و هم اخلاق و شئون زندگی او را زیر پوشش دارد و از طریق وحی در اختیار آنها قرار می گیرد [24].


بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده استدرعرصه فن آوری های جدید وباارزش که می توان آن را «انقلاب صنعتی آینده» خواند، فناوری نانومی باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات سخن به میان آورد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1284 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 401
بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

بیان مسئله:

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده است.درعرصه فن آوری های جدید وباارزش که می توان آن را «انقلاب صنعتی آینده» خواند، فناوری نانومی باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات سخن به میان آورد.

می توان گفت ابداعات فن آورانه( به ویژه در عرصه رسانه ها واطلاعات) جهان را به شمشیری دولبه مجهز کرده است که از یک سو پیام آور فضای عمومی جدیدی است که در آن افراد بشر فارغ از مرزها ومحدوده ها به یکدیگر پیوند می خورند وبه فرصت های استثنایی دست می یابند واز سوی دیگر آغاز گر شکاف دیگری میان فقرا واغنیاست فاصله میان دارندگان وفاقدان را بیشتر کرده است.

آنچه که مد نظر اغلب اندیشمندان وپژوهشگران است این است که تنها راه چالش پیروزمندانه ونیز مواجهه خلاقانه با پیامدهای این ابداعات نوین وتحصیل توانایی در پذیرش وبه کارگیری آنها، شناخت دقیق ساختار، توانمندیها وآثار وپیامدهای فن آوری های نوین است.

فناوری نانو در تمامی عرصه های صنعت، پزشکی، فیزیک والکترونیک و.... خودنمایی می کند که به علت رشد روزافزون علم در عرصه های مختلف، تأثیر این علم در وسایل ارتباطی را می توان روز بروز بیشتر مشاهده کرد.نفوذ این فناوری درساخت ریز کامپیوترها ، ریزتراشدها وآنتن هاو باتری وابزارهای دیگر مورد نیاز در رسانه های ارتباطی نوید این را می دهد که در عصر جهان اطلاعاتی که سرعت وزمان بسیار باارزش ومهم تلقی می شوند ومرزبندی از بین رفته است وبا انبوه اطلاعات وداده ها روبروهستیم شایسته است که از حداقل مکان برای ذخیره سازی اطلاعات در کمترین زمان ممکن بهره مند شویم تا بتوانیم استفاده بهینه تر وحضور پویا وشایسته ای در عرصه جهانی داشته باشیم در جهان امروز برای همگام شدن در عرصه های توسعه ورقابت با دیگر کشورها نیازمند به دانش، صنعت وتکنیک هستیم امروزه انسان با بهره گیری از علوم مختلف نظیر سایبرتنیک دیجیتال سازی ونانو فناوری توانسته است روشهای کارآمد کنترل وبازخورد ارتباطات درارگانیسم های زنده، ماشین ها وساختارها رابدست آورد.

فن آوری نانودرسال 1959 توسط فانیمن با عنوان فضای زیادی درسطوح پائین وجود دارد ایده فن آوری نانو را مطرح ساخت ودرسال 1998 جورج وایت ساینر استاد شیمی دانشگاه هاروارد ذخیره اطلاعات را یکی از تحولات اساسی خواند که فن آوری نانو آن را ممکن خواهد ساخت او می گوید شما می توانید( باقطعات نانو) اطلاعات یک هزار لوح فشرده را در چیزی به اندازه یک ساعات مچی جمع آوری کنید با این کار می توان به کتابخانه مرجعی که برای کل زندگی لازم است دستیابی پیدا کرد این یکی از ایده هایی است که تعریف کیفیت زندگی رااندکی تغییرخواهد داد. لذا شایسته است با توجه به اهمیت ورشد سریع استفاده از تکنولوژی های نوین ارتباطی بخصوص نانومدیا در بین اکثریت جوامع ولزوما آشنایی باکارکردها وپیامدهای آن در جامعه به شناخت وبررسی پیدایش وظهور آن در علوم اجتماعی بپردازیم وباهوشیاری ودقت وسرعت بیشتری از آن استفاده کنیم.


اهمیت موضوع:

فن آوری های نوین همگام با انقلاب ارتباطات، مسائل گوناگون را در کشورهای در حال توسعه به وجود آورده است.از یک سو این فن آوری ها می تواند در راه خدمت به توسعه ملل جهان سوم به کاررود وبرای مبارزه با توسعه نیافتگی فقر، بیماری وبیسوادی تجهیز شود واز سوی دیگر
می تواند جهان سوم رابا این پرسش روبرو سازد که اولویتهای واقعی کدامند.

آیا این فن آوریهای نوین، وابستگیها را تقویت خواهد کرد ویا باعث تثبیت استقلال وخود کفایی خواهد شد؟

پژوهشهای به عمل آمده در این خصوص نشان داده است که فن آوری قادر است تغییرات بنیادی شدیدی را در ساختار سنتی کشورها ایجاد کند بنابراین، جهان سوم که هم در فقر اقتصادی وهم در فقر اطلاعاتی دست وپا می زند در زمینۀ تولید وحتی وارد کردن سخت افزارها ونرم افزارهای ارتباطی دچار مشکلات عدیده است آیا ناپذیرش وبه کارگیری این فن آوری ها با پیامدهای ناخوشایند اقتصادی- سیاسی واجتماعی روبرو نخواهد شد؟

آنچه که مد نظر اغلب اندیشمندان می باشد این است که تنها راه چالش پیروزمندانه ونیز مواجهه خلاقانه با پیامدهای این ابداعات نوین وتحصیل توانایی درپذیرش وبه کارگیری آنها، شناخت یقین ساختار، توانمندیها وآثار وپیامدهای فن آوریهای نوین (نانومدیا) است.

فن آوری نانومدیا که بسیار فراگیرتراز فن آوری های ارتباطی می باشد مجموعه ای ازرسانه های دیگر نظیر مولتی ریا وسایل ارتباطی دوسریه وتعاملی ودیجیتال وسایبر تنیک می باشد لذا با توجه به نفوذ فناوری نانو در ساخت این گونه وسایل ارتباطی واهمیت وگستردگی آن در به کارگیری از ابزار ارتباطی برآن شدیم تا بررسی وشناخت نانومدیا رادراین تحقیق مطرح سازیم.

با امید به این که با آگاهی وبهره گیری صحیح از این فناوری نوین در رشد وتوسعه انسانیت وبالندگی علمی کشور برخوردار شویم.

اهداف تحقیق:

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده است در عرصه فناوری های جدید وبسیار باارزش «فناوری نانو»می باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان نقش آن رااز جنبه های مختلف بررسی کرد لذا در عصری که ما آن را عصر اطلاعات وارتباطات می نامیم از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات نیز ناگزیریم نفوذ این فناوری در علم الکترونیک وساخت ریز کامپیوترها وریزتراشه هاو.... نوید این را می دهد که بتوان از سرعت وزمان وتعامل بیشتر در به کارگیری فن آوری های نوین ارتباطی (نانومدیا) بهره مند شد وبرای همسو وهمگام بودن در عرصه جهانی لازم است هر چه بیشتر به نقش فناوری های نوین وپیامدهای آن آشنا شد وبا ارائه راه کارها(مختلف در استفاده مثبت و کارآمد از این رسانه نوین به رشد وبالندگی کشور کمک کرد بررسی جایگاه نانومدیا در این پژوهش شاید کمک ناچیزی جمعیت آگاهی وروشنگری افرادیکه دوستدار علم وآگاهی و رشد و پیشرفت هستند بنماید.

بنابراین این تحقیق درصدد بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه هستیم.


سوالات تحقیق:

1- آیا نانومدیا ازوسائل ارتباط جمعی می باشد؟

2- نقش نانومدیا در نحوه ارتباطات میان فردی چیست؟

3- تأثیر نانومدیا درمشارکت های اجتماعی وفعالیت های اجتماعی چگونه است؟

4- تأثیر نانومدیا در مشارکت های سیاسی وفعالیت های سیاسی چگونه است؟

5- چه رابطه ای میان نانومدیا وفرهنگ وجود دارد؟

6- آیا بین نوع ارتباطات اجتماعی وبه کارگیری نانومدیا رابطه وجود دارد؟

7- چه رابطه ای بین نانومدیا وجامعه نظارتی وجود دارد؟

8- نانومدیا وسایبرنتیک چه رابطه ای دارند؟

9- آیا بین دسترس به نانومدیا وگسترش جامعه اطلاعاتی رابطه وجود دارد؟

10- نقش نانومدیا در ایجاد فضای مجازی( سایبر اسپیس) چیست؟

11- آیا بین احساس رضایت وخشنودی وبکارگیری نانومدیا رابطه وجود دارد؟

فصل دوم

یافته های تحقیق

مقدمه:

جهان در قرن بیست ویکم در عصر فوق صنعتی یا عصر اطلاعات قرارگرفته است، نظام سنتی ارتباطات که عموماً عبارت بود از سیستم محاوره ای وکلامی مبتنی بر تماس نزدیک افرادبه یکدیگر، اکنون در جوامع پیشرفته صنعتی بسیار کمرنگ شده است بیش از این انسانها،برای انتقال پیام، بایست یکدیگر را می دیدند وچشمهایشان همدیگر را لمس می کرد وصدای زنده هم را از نزدیک
می شنیدند، اما در عصر اطلاعات، تکنولوژی های ارتباطی دوربرد از مرحله سنتی عبورکرده است وپدیده های نوین تکنولوژیک در زمینه زیر ساختارهای نوین ارتباطی ( هم چون فیبر نوری، ماهواره ای ارتباطی وروبوتهای باهوش وماشینهای هوشمند الکترونیکی وصنایع سخت افزاری ونرم افرازی کامپیوتر ونانوتکنولوژی وکاربردهای آن در زمینه مخابرات الکترونیک وصنعت) نقش بسیار اساسی را در حذف انسان از اجتماع وانزوای او ایفا خواهد کرد اگر تاکنون مواردی چون، دانشگاه
مکاتبه ای،کلاسهای غیر حضوری،آموزش از طریق ویدئو وتلویزیون نمونه های ضعیفی از گسستگی انسان از اجتماع به شمار می رفته اند در عصر اطلاعات نوع جدید ارتباط از طریق دیجیتال سازی، سایزتیک ونانوتکنولوژی روش جدیدی از اشتغال به نام اشتغال از راه دور، شیوه تازه ای برای تفریح وگذراندن اوقات فراغت به نام واقعیت مجازی، تکنیک نمایشی ایده آلی به نام تلویزیونهای دوسویه وتکنیک ارتباطی ونمایشی جزایی چون تله پیوتر و... عناصری از تکنولوژی خواهند بود که موجد جریان یادگیری الکترونیک،مدارس ودانشگاههای مجازی واقتصاد وبازرگانی الکترونیک و....
می باشد، نقش بسیار بارزی را در جدایی انسان از گروههای مختلف اجتماعی ایفا خواهندکرد گروههای اجتماعی در عصر اطلاعات،نه به صورت واقعی وعینی، بلکه «مجازی» خواهند بود در این عصر، ارتباط با شبکه های اطلاعاتی جهانی مبتنی برWAN ، نیاز فرد به تعلق داشتن به گروه واجتماع را تأمین خواهد کرد وبه او در حالی که در اتاق خانه اش پشت میز کامپیوتر نشسته است شخصیت اجتماعی وحتی جهانی داده می شود.واوبه راحتی خود رادر یک جمع ودر ارتباط غیر فیزیکی با دیگران می بیند، به علاوه اشتغال از راه دور، ارتباطات معیشی را برایش فراهم می سازد واز این طریق در محیط مأنوس منزل کارهای موظف سازمانی خود را انجام می دهد تلویزیون های دو سویه امکان آموزش او وفرزنداش را بدون حضور در دانشگاه یا مدرسه فراهم می سازد ویا با انتخاب وتماشای فیلم دلخواه ویا با پرداختن به تفریح به شیوه واقعیت مجازی، در میان انبوده نتوانستن ها، آنچه را که می خواهد به دست آورد ویا فقط با گرفتن یک شماره تلفن، به دنیای شلوغ اینترنت ویا شبکه ای کامپیوتری دیگر(به مشابه یک جامعه چندین میلیونی مجازی) وارد می شود وبا هر کس که بخواهد ارتباط برقرار می کند ویابه هر انجمنی ( انجمن ها وگروههای مجازی) که دوست داشته باشد سرک می کشد.

برای خرید اجناس مورد نیازش، با کامپیوتر خود آنها را می بیند وسفارش می دهد تا کالا را در منزل تحویلش دهد وپول آنها را نیز به صورت مجازی خواهد پرداخت.

افزودن براینها کامپیوتر برای اومنشی خودکاری خواهد بود که علاوه بر انجام دادن فرامین او، کارهای روزانه اش را نیز تنظیم وتمشیت خواهد کرد.

به هر تقدیر باید پذیرفت که این کالای ارزشمند واین محصول عجیب نبوغ بشری که به عنوان ابزاری علمی وکاری وچه به عنوان وسیله ای تفریحی وارتباطی، تاثیر خود را در نهادهای گوناگون اجتماعی هم چون آموزش وپرورش،خانواده، ارتباطات، سیاست، اقتصاد، پژوهش، بهداشت اوقات فراغت و.... به جای خواهد گذاشت، ضمن این که این پدیده در رفتارهای فردی واجتماعی انسان نیز موثر خواهد بود وباعث گسستگی انسان از ارتباطات واقعی وپیوستگیش به اجتماعات مجازی خواهد شد.

گفتنی است بعضی از واقعیات امروزی برخاسته از تکنولوژی عمل نوین ارتباطی نوین که به تعبیر ویلیام گیسبون نویسینده رمان علمی- تخیلی معروف

Neuromancer که در سال 1984 نوشته شد بشر به دوران سایبر اسپیس (cyberspace)وارد می شود. سایبر اسپیس در کتاب او مکانی است که انسان ها اطلاعات مغز خود را با کامپیوترها از طریق پریز تعویض می کنند چیزی که در آن زمان خیالی بیش نبود، اما امروزه شاهد عملی شدن این امر توسط تکنولوژی نوین برتر اطلاعاتی می باشیم.

نانومدیا ازتوان مشارکت بسیار بالابرخوردار می باشد که از جنبه اقتصادی حائز اهمیت است واز چنان تاثیرات عمیقی برخوردار است که بی تردید مبانی رفتارهای اجتماعی وحکومت را در این قرن تغییر خواهدداد.

در حال حاضر سرعت تحولات تکنولوژیک به حدی است که دولتها علاوه برتامین نیازهای مادی به نیاز مدرن زمانه یعنی باز آفرینی جامعه درهر نسل باید پاسخ دهند این نیاز برخاسته از پیامد مفهومی است که تا پیش از این به نام تکنولوژی های ارتباطی نوین شناخته می شد وحالا با عنوان تکنولوژی های دوسویه ارتباطی نوین پایه تحولات راشکل می دهد تحولاتی که عدم توجه به آنها عواقب سوء فراوانی ( نظیر فروپاشی روسیه) برای کشورها بوجود می آورد لذا در این فصل سعی شده است ابتدا به تعریف نانومدیا وابعاد آن (سیبرنتیک ودیجیتال) پرداخته وسپس پیامدها وچالش های آن را بر در زمینه مذکور برروی انسان ونهادهای اقتصادی اجتماعی-فرهنگی در عصر مجازی مورد بررسی قرار دهیم.

(1-1-2) فناوری نانو چیست؟[1]

نانوتکنولوژی ، فناوری جدید است که تمام دنیا را فراگرفته است و به تعبیر دقیقتر «نانوتکنولو‍ژی بخشی از آینده نیست، بلکه همه آینده است.»

نانوتکنولو‍ژی، توانمندی تولید مواد، ابزارها و سیستمهای جدید با در دست گرفتن کنترل در سطوح مولکولی و اتمی و استفاده از خواص است که در آن سطوح ظاهر می شود. از همین تعریف ساده برمی آید که نانوتکنولو‍ژی یک رشته جدید نیست، بلکه رویکردی جدید در تمام رشته هاست. برای نانوتکنولو‍ژی کاربردهایی را در حوزه های مختلف از غذا، دارو، تشخیص پزشکی و بیوتکنولو‍ژی تا الکترونیک،کامپیوتر، ارتباطات، حمل و نقل انر‍ژی محیط زیست، مواد، هوا فضا و امنیت ملی برشمرده اند. کاربردهای وسیع این عرصه به همراه پیامدهای اجتماعی، سیاسی، حقوقی آن ، این فناوری را به عنوان یک زمینه فرا رشته ای و فرابخش مطرح نموده است.

هرچند آزمایشها و تحقیقات پیرامون نانوتکنولو‍ژی از ابتدای دهه 80 قرن بیستم بطور جدی پیگیری شد، اما اثرات تحول آفرین، معجزه آسا و باورنکردنی نانوتکنولو‍ژی در روند تحقیق و توسعه باعث گردید که نظر تمامی کشورهای بزرگ به این موضوع جلب گردد و فناوری نانو را به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای تحقیقاتی خویش طی دهه ی اول قرن بیست و یکم محسوب نمایند.

استفاده از این فناوری در کلیه علوم پزشکی، پتروشیمی، علوم مواد، صنایع دفاع، الکترونیک، کامپیوترهای کوانتومی و غیره باعث شده که تحقیقات در زمینه نانو به عنوان یک پالش اصلی علمی و صنعتی پیش روی جهانیان باشد، لذا محققین، اساتید و صنعتگران باید در یک بسیج همگانی، جایگاه موقعیت و وضعیت خویش را در خصوص این موضوع مشخص نمایند و با یک برنامه ریزی علمی دقیق و کارشناسانه به حضوری فعال و حتی رقابتی سالم در این جایگاه عرض اندام و ابراز وجود نمایند و برای چنین کاری طراحی یک برنامه منسجم، فراگیر همه جانبه اجتناب ناپذیر است.

(2-1-2) نانو چیست؟

پیشوند نانو به معنی یک میلیاردیم است. یک نانومتر ( که به اختصار آن را با nm 1 نشان
می دهیم) برابر است با 1000000000/1 متر. برای درک مقیاس نانو می توان به این مثالها اشاره کرد: قطر موی سر انسان 75000 نانومتر، قطر یک سلول باکتریایی چندصد نانومتر و کوچکترین چیزهایی تا امروز روی مدار ریزپردازنده حک می کنند. در حدود بیش از 130 نانومتر است. کوچکترین چیزهای قابل دید برای انسان با چشم غیرمسلح می توانند حداقل 10000 نانومتر پهنا داشته باشند، ده اتم هیدروژن در یک خط پشت سرهم تنها یک نانومتر طول دارند. اختلاف بین یک نانومتر و یک انسان تقریباً برابر با اختلاف یک انسان و مدار ماه است.

نانو معادل واژه یونانی "dwraf"، به معنای مقیای یک بیلیونیم متر است. همچنین این کلمه به معنای کوتوله و بسیار ریز و کوچک می باشد و معادل 9-10 در زبان علمی است.

در ساده ترین حالت، دانش نانو عبارت است از مطالعه اصول بنیادین مولکول ها و ساختارهای با حداقل ابعاد بین 1 تا 100 نانومتر. شاید کمی غیرابتکاری این ساختارها به نانوساختارها معروفند. نانو فناوری عبارت از کاربرد این ساختارهای نانویی در ادوات نانو مقیاس است. البته مقیاس نانو تنها کوچک نیست، بلکه نوع خاصی از کوچک است.

هرچیزی که اندازه آن کوچکتر از یک نانومتر باشد تنها می تواند یک اتم آزاد یا یک مولکول کوچک باشد که در فضا معلق است، مانند ذره رقیق بسیار کوچک بخارآب. در واقع نانوساختارها کوچکترین جامداتی هستند که می توان آنها را ساخت.

به علاوه، مقیاس نانو منحصربفرد است از آن روی که بنیادی ترین خصوصیات مواد نانومتر ماشین ها طوری به اندازه شان وابسته است که در هیچ مقیاس دیگری نیست.

مایک روکو (Mike Roco) در تعریف دانش نانومتر فناوری نانو می گوید:

«یک نانومتر (یک میلیاردیم متر) نقطه ای جادویی در مقیاس ابعادی است. نانوساختارها در محل تلاقی کوچکترین ادوات ساخت انسان نانومتر بزرگترین مولکولهای جانداران قرار دارند. دانش و مهندسی مقیاس نانو به درک نانومتر استنباط بنیادین دستگاههای تکنولوژیکی برمی گردد که ناشی از استفاده نانومتر بهره گیری از خصوصیات فیزیکی، شیمیایی نانومتر زیستی سامانه هایی است که دارای اندازه بینابینی می باشند. یعنی در اندازه بین اتم و مولکولهای منزوی و مواد کپه ای قرار دارند، جایی که ویژگیهای انتقالی بین دوحد را می توان کنترل کرد.»

(3-1-2) تاریخچه فناوری نانو در جهان:

چهل و هشت سال پیش (Richard Feynman) ریچارد فاینمن، متخصص کوانتوم نظری و دارنده جایزه نوبل، در سخنرانی معروف خود در سال 1959 با عنوان « آن پایین فضایی بسیاری هست‌ (Ther is plenty of room in the bottom) » به بررسی بعد رشد نیافته علم مواد پرداخت. وی در آن زمان اظهار داشت: « اصول فیزیک، تا آنجایی که من توانایی فهمش را دارم، برخلاف امکان ساختن اتم به اتم چیزها حرفی نمی زنند.» او فرض را بر این قرار داد که اگر دانشمندان فراگرفته اند که چگونه ترانزیستورها و دیگر سازه ها را با مقیاسهای کوچک بسازند، سپس ما خواهیم توانست که آنها را کوچک و کوچکتر کنیم. در واقع آنها به مرزهای حقیقی شان در لبه های نامعلوم کوانتوم نزدیک خواهند بود، به طوری که یک اتم را در مقابل دیگری به گونه ای قرار دهیم که بتوانیم کوچکترین محصول مصنوعی و ساختگی ممکن را ایجاد کنیم. با استفاده از این فرمهای بسیار کوچک چه وسایلی می توانیم ایجاد کنیم؟ (Feynman) فاینمن در ذهن خود یک «دکتر مولکولی» تصور کرد که صدها بار از یک سلول منحصربفرد کوچکتر است و می تواند به بدن انسان تزریق شود و درون بدن برای انجام کاری یا مطالعه و تأیید سلامتی سلولها و یا انجام اعمال ترمیمی و به طور کلی برای نگهدای بدن در سلامت کامل به مسیر بپردازد. در بحبوحه سالهای صنعتی کلمه «بزرگ» از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. مثل علوم بزرگ ، پروژه های مهندسی بزرگ و غیره، حتی کامپیوترها در دهه 1950 تمام طبقات ساختمان را اشغال می کردند. ولی از وقتی فاینمن نظرات و منطق خود را بازگو کرد، جهان روندی بسوی کوچک شدن در پیش گرفت.

ماروین مینسکی (Marviv Minsky) تفکرات بسیار باروری داشت که می توانست به
اندیشه های فاینمن قوت ببخشد، مینسکی پدر یابنده هوش های مصنوعی دهه 70-1960 جهان را در تفکراتی که مربوط به آینده می شد، رهبری می کرد. در اواسط دهه 70 (Eric Drexler) اریک درکسلر که یک دانشجوی فارغ التحصیل بود، مینسکی را به عنوان استاد راهنما جهت تکمیل پایان نامه اش انتخاب کرد و او نیز این مسئولیت را برعهده گرفت. درکسلر نسبت به وسایل بسیار کوچک فاینمن علاقمند شده بود و قصد داشت تا در مورد تواناییهای آنها به کاوش بپردازد. مینسکی نیز با وی موافقت کرد.

درکسلر در اوایل دهه 80، درجه استادی خود را در رشته علوم کامپیوتر دریافت کرده بود و گروهی از دانشجویان را به صورت انجمنی به دور خود جمع نموده بود او افکار جوانترها را با یک سری ایده ها که خودش، «نانوتکنولوژی نامگذاری کرده، مشغول می داشت. درکسلر اولین مقاله علمی خود را در مورد نانوتکنولوژی مولکولی (MNT) در سال 1981 ارائه داد. او کتاب موتورهای خودساز : آینده و مرزهای فناوری نانو (Engine of creation : The coming eva of nanotechnology) رادر سال 1986 به چاپ رساند. درکسلر تنها درجه ی دکتری در نانوتکنولوژی را در سال 1991 از دانشگاه MIT دریافت داشت. او یک پیشرو در طرح نانوتکنولوژی است و هم اکنون رئیس انستیتو Foresight (سازمان مرتبط با نانو برای آموزش عمومی فناوری نانو) و Research Fellow می باشد.

البته به بیان دیگر علوم نانو جدید نیستند، چراکه شیمیدانها صدها سال است که از علم نانو درکار خود استفاده می کنند. پنجره های رنگارنگ شیشه ای کلیساهای قرون وسطی دارای نانوذرات طلا در اندازه های مختلف بوده اند. برخی از ظروف سفالی جلادار و صیقل یافته مربوط به دوران سفالی باستان به این واقعیت متکی بوده اند. Einstein به عنوان بخشی از رساله دکترای خود، اندازه یک مولکول شکر را یک نانومتر برآورد کرده است.

بنابراین شیشه گران قرون وسطی و Einstein همگی به عنوان دانشمندان نانو بوده اند. آنچه در خصوص علم نانو جدید می باشد، تمرکز بیش از حد آن بر توسعه فناوری نانوی کاربردی و ظهور ابزارهای مناسب برای فعالیت در این حیطه است. البته شیشه کاران و جام اندازان قدیم به وضوح نمی دانستند که چرا کاری که با طلا می کنند این رنگها را به بار می آورد. در حالی که ما امروزه می دانیم.

لازم به ذکر است که اولین بار کلمه نانوتکنولوژی در سال 1974 میلادی توسط ناریو تانیگوچی (Nario Taniguchi) ارائه گردید تا کار ماشینی با تلورانس کمتر از یک میکرون را شرح دهد.

(4-1-2) کاربردهای نانوتکنولو‍ژی :[2]

علوم و فناوری نانو ، عنصری اساسی در درک بهتر طبیعت در دهه های آتی خواهد بود. برخی از تأثیرات و کاربردهای نانو به شرح زیر می باشد:

تولید مواد و محصولات صنعتی:

نانوتکنولو‍ژی تغییر بینابینی مسیری است که در آینده، موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امکان سنتز بلوک های ساختمانی نانو با اندازه و ترکیب به دقت کنترل شده و سپس چیدن آنها در ساختارهای بزرگتر، که دارای خواص و کارکرد منحصربفرد باشند، انقلابی در مواد و آینده ی تولید آنها ایجاد می کند. محققین قادر به ایجاد ساختارهایی از مواد خواهند شد که در طبیعت نبوده و شیمی مرسوم نیز قادر به ایجادشان نبوده است. برخی از مزایای نانوساختارها عبارت است از: مواد سبک تر، قوی تر و قابل برنامه ریزی به کاهش هزینه عمر کاری از طریق کاهش دفعات نقص فنی، ابزارهای نوین بر پایه اصول و معماری جدید، بکارگیری کارخانجات مولکولی یا خوشه ای که مزیت مونتاژ مواد در سطح نانو را دارند.

بسیاری از شرکت ها از فناوری نانو استفاده کنند تا مواد بهتری درست کنند، مثلاً از لاستیک برای تایرها گرفته تا پارچه های مقاوم در برابر لک شدن. شرکت Zyvex از شرکت های فعال در زمینه فناوری نانو است که در سال 1997 تأسیس شد. این شرکت از نانو تیوب های کربنی جهت افزایش استحکام مواد کامپوزیتی استفاده می کند. بسیاری از شرکت های هواپیمایی، الکترونیک، مخابراتی و بهداشتی در شمار مشتریان Zyvex به حساب می آیند.

شرکت Gero-Tea ژاکتی عرضه می کند که از مواد پلیمری ضدآب (ذرات کربنی در حد نانو) درست شده است که از ایجاد الکتریسیته ساکن ممانعت می کند. که چنین محافظی می تواند برای مثال در لباس های آتش نشانان استفاد شود. شرکت Nano-Tea از فناوری نانو در تولید پوشاک مقاوم در برابر لک شدن استفاده می کند که حتی بعد از چندین بار شسته شدن باز هم لباس در برابر لک شدن مقاوم است. برای مثال یک شرکت فرانسوی سازنده راکت های تنیس به نام Bablet راکتی تولید می کند که در آن از نانو تیوب های کربنی استفاده می شود تا انعطاف پذیری سیم های راکت افزایش یابد. سایر شرکت ها در حال ساخت توپ های گلف و تنیس هستند که به هنگام پرتاب مستقیم تر حرکت می کنند.

Inmat از فناوری نانو برای هر چیزی از بسته بندی مواد غذایی گرفته تا ساخت تایرهایی که هوا را به مدت طولانی تر نگه می دارند، استفاده می کند. و حتی Inmat ساخت توپهای فوتبال و تنیس فعالیت می کندتا توپهایی بسازد که دوام و کارکرد بیشتر و بهتری داشته باشد و شرکت General Electric در مورد عملکرد مواد کار می کند و این شرکت وسعت زیادی از محصولات (از کوره ها، موتورهای هواپیما و اسکنرهای تصویربرداری) الکتریکی دارد. و چندین شرکت از انواع نانوتیوبها قابل استفاده در صفحات گرافیکی فعالیت می کنند. و محصولی به نام Nano Carbon Ball که یک کره میان تهی است که آنها آن را با یک لایه نازک از کربن متخلخل نانو پوشانده اند. این توپ ها به مواد خوشبو آغشته می شوند و به صورت بوگیر در یخچال مورد استفاده قرار
می گیرند.

هوا و فضا:

محدودیت های شدید سوخت برای حمل بار به مدار زمین و ماورای آن، و علاقه به فرستادن فضاپیما برای مأموریتهای طولانی به مناطق دور از خورشید، کاهش مدام اندازه، وزن و توان مصرفی را اجتناب ناپذیر می سازد. مواد و ابزارآلات نانو ساخترای، امید حل این مشکل را بوجود آورده است.

«نانو ساختن (Nano Fabrication)» همچنین در طراحی و ساخت مواد سبک وزن، پرقدرت و مقاوم در برابر حرارت، مورد نیاز برای هواپیماها، راکت ها، ایستگاههای فضایی و سکوهای اکتشافی سیاره ای یا خورشیدی، تعیین کننده است. همچنین استفاده روزافزون از سیستمهای کوچک شده تمام خودکار، منجر به پیشرفتهای شگرفی در فناوری ساخت و تولید خواهد شد. این مسأله با توجه به اینکه محیط فضا، نیروی جاذبه کم و خلأ بالا دارد، موجب توسعه نانو ساختارها و سیستمهای نانو (که ساخت آنها در زمین ممکن نیست) درفضا خواهد شد.

امنیت ملی:

برخی کاربردهای دفاعی نانوتکنولوژی عبارتند از: تسلط اطلاعاتی از طریق نانو الکترونیک پیشرفته به عنوان یک قابلیت مهم نظامی، امکان آموزش مؤثرتر نیرو، به کمک سیستمهای واقعیت مجازی پیچیده تر حاصله از الکترونیک نانوساختاری، استفاه بیشتر از اتوماسیون ورباتیک پیشرفته برای جبران کاهش نیروی انسانی نظامی، کاهش خطر برای سربازان و بهبود کارآیی خودروهای نظامی، دستیابی به کارآیی بالاتر (وزن کمتر و قدرت بیشتر) مورد نیاز در صحنه های نظامی و در عین حال تعداد دفعات نقص فنّی کمتر و هزینه کمتر در عمر کاری تجهیزات نظامی، پیشرفت در امر شناسایی و در نتیجه مراقبت عوامل شیمیایی، زیستی و هسته ای، بهبود طراحی در سیستمهای مورد استفاده در کنترل و مدیریت علوم تکثیر سلاحهای هسته ای،تلفیق ابزارهای نانو و میکرومکانیکی جهت کنترل سیستمهای دفاع هسته ای، در بسیاری موارد فرصت های اقتصادی و نظامی مکمّل هم هستند. کاربردهای عملی درازمدت نانوتکنولوژی در زمینه های دیگر پشتیبانی کننده امنیت ملی است و بالعکس.

دوام پذیری منابع: کشاورزی، آب، انرژی، مواد و محیط زیست

نانوتکنولوژی چنانچه ذکر شد منجر به تغییرات شگرفی در استفاده از منابع طبیعی، انرژی و آب خواهد شد و سپس آب و آلودگی را کاهش خواهد داد. همچنین فناوری های جدید،امکان بازیافت و استفاده مجدد از مواد، انرژی و آب را فراهم خواهند کرد. در زمینه محیط زیست، علوم مهندسی نانو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای، در درک مولکولی فرآیندهای مقیاس نانو که در طبیعت رخ می دهد، در ایجاد و درمان مسائل زیست محیطی از طریق کنترل انتشار آلاینده ها، در توسعه فناوری های «سبز» جدید که محصولات جانبی ناخواسته کمتری دارند، و یا در جریانات و مناطق حاوی فاضلاب، داشته باشد. لازم به ذکر است، نانوتکنولوژی می توان حذف آلودگی های کوچک از منابع آبی (کمتر از 200 نانومتر) و هوا (زیر 20 نانومتر) و اندازه گیری و تخفیف مداوم آلودگی در مناطق بزرگتر ار دارد. در زمینه انرژی ، نانوتکنولوژی می تواند به طور قابل ملاحظه ای کارآیی، ذخیره سازی و تولید انرژی را تحت تأثیر قرار داده و مصرف انرژی را پایین بیاورد. به عنوان مثال، شرکت های مواد شیمیایی، مواد پلیمری تقویت شده با نانو ذرات را ساخته اند که می تواند جایگزین اجزای فلزی بدنه اتومبیلها شود. استفاده گسترده از این نانوکامپوزیتها می تواند سالیانه 5/1 میلیارد لیتر صرفه جویی مصرف بنزین به همراه داشته باشد.

انتظار می رود تغییرات عمده ای در فناوری روشنایی در 10 سال آینده رخ دهد. میتوان نیمه هادی های مورد استفاه در دیودهای نورانی (LED) ها را به مقدار زیاد در ابعاد نانو تولید کرد. در آمریکا تقریباً 20 درصد کل برق تولیدی، صرف روشنایی(چه لامپ های التهابی معمولی و چه فلوئورسنت) می شود. مطابق پیش بینی ها در 10 تا 15 سال آینده پیشرفتهایی از این دست می تواند مصرف جهانی را بیش از 10 درصد کاهش دهدکه 100 میلیارد دلار در سال صرفه جویی و 200 میلیون تن کاهش انتشار کربن را به همراه خواهد داشت.

PaloAlto- based Nanosys سلولهای سوختی را با استفاده از فناوری نانو می سازد که در وسایل الکترونیکی قابل حمل استفاده می شوند و می توانند انرژی لازم برای گوشی های همراه یا دوربی ها را فراهم نمایند. این شرکت به دنبال راهی برای ساخت سلولهای سوختی با چگالی انرژی بالاتر است تا بر محدودیت های باتری های مرسوم غلبه کند تا طول عمر انرژی برای وسایل الکتریکی قابل حمل افزایش یابد. همچنین در زمینه ساخت سلول خورشیدی با ایالات متحده آمریکا همکاری می کنند.

شرکت Kanaarka Technologyes پنل های خورشیدی می سازد که بخش فعال کننده نور »Pawer Plastic« است و تولید آن ارزان تر و سبک تر از پنل های خورشیدی مرسوم است و می توانند انرژی یک منبع نور و نه تنها خورشید را ذخیره کند.

آنها از »Pawer Plastic« در مواردی مانند گوشی های تلفن همراه و laptops استفاده
می کنند.

کاربرد نانوتکنولوژی در صنعت الکترونیک: [3]

ذخیره سازی اطلاعات در مقیاس فوق العاده کوچک، با استفاده از این فناوری می توان ظرفیت ذخیره سازی اطلاعات را در حدود 1000 برابر یا بیشتر افزایش دهد و نهایتاً به ساخت ابزارهای ابرمحاسباتی به کوچکی ساعت مچی منتهی شود.

ظرفیت نهایی ذخیره اطلاعات به حدود یک تترابیت در هر اینچ مربع برسد، و این امر موجب می شود که ذخیره سازی 50 عدد DVD یا بیشتر در یک هارددیسک با ابعاد یک کارت اعتباری شود. ساخت تراشه ها در اندازه های فوق العاده کوچک به عنوان مثال 32 تا 90 نانومتر، تولید دیسکهای نوری 100 گیگابایتی در اندازه های کوچک نیز می باشند. نرخ انتقال در شبکه های کامپیوتری به صورت بیت در ثانیه شرح داده می شود: با کمک سیستم هولوگرافیک ذخیره داده ها یک کریستال به اندازه یک حبه قند می توند یک تترابایت اطلاعات داشته باشد که معادل 1000 گیگابایت معادل یک میلیون بایت و معادل 1000 سی دی و 200 عدد DVD است. و سرعت انتقال بسیار سریع یک گیگابایت اطلاعات در هر ثانیه الکترونیک معادل انتقال یک فیلم DVD در زمان 30 ثانیه است.

بیت : یک رقم باینری یک یا صفر است.

مگا بیت: یک میلیون بیت

گیگا بیت: یک بیلیون بیت

بایت : معادل هشت بیت است که واحد ذخیره اطلاعات در کامپیوتر است.

مگا بایت: یک میلیون بایت یا 8 میلیون بیت

گیگا بایت: یک بیلیون بایت.

تترابایت: یک تریلیون بایت.

یک مگا بیت= 220 = 1048476 بیت.

ساخت ترانزیستورهایی به کوچکی عرض 90 نانومتر وجود دارد که واقعاً کوچک است. در ابعاد نانو قانونی وجود دارد: با کاهش اندازه، سرعت و عملکرد وسایل میکروالکتریک به سرعت افزایش می یابد. البته امروزه به ساخت ترانزیستوری در محدوده ی 45-30 نانومتر نیز رسیده اند که درساخت کامپیوترها از آنها استفاده می شود. با ساخت تراشه ها می توان لیتوگرافی با اشعه x – لیتوگرافی با پرتو یونی – رایت کردن با AFM (میکروسکوپ الکترونی) لیتوگرافی نانو چاپ و مدارهای پرینت است که کاربردهای آتی شامل بافت پارچه به صورت کامپیوتری گوشی هیا همراه یک بار مصرف، دوربین های دیجیتالی به اندازه یک کارت اعتباری و کاغذ دیواری هایی به شکل صفحه تلویزیون است که همگی روی فیلم پرینت شده اند.

MEMS: ماشینهای میکروالکترومکانیکیMicro – electromechanical machines

سیستم میکروالکترو مکانیکی یا Mems یک سیستم مکانیکی در حد میکرو است. این واحد اغلب به عنوان میکرون بیان می شود که معادل یک میلیونیوم متر است(حدود یک صدم ضحامت یک تار موی انسان)؛ با استفاده از سیستمهای میکرو می توانیم اجزای کوچک و کوچکتری به ابعاد نانو بسازیم.

تراشه Mems دارای جزء پردازش اطلاعات و جزء مکانیکی می باشد و در انواع حسگرها از آن استفاده می شود. از Mems به عنوان سوئیچ های اپتیکی در تلویزیونهای صفحه بزرگ برای ایجاد تصویر استفاده می شود.

DVD:

فناوری کنونی DVD از لیزرهای قرمز (طول موج قرمز حدود 650 نانومتر) استفاده می کند که ظرفیت آن را تا 7/4 گیگا بایت در هر لایه محدود می کند و سرعت انتقال حدود هشت ساعت ضبط ویدیوئی است. با استفاده از طول موج آبی لیزر (حدود 475 نانومتر) ظرفیت افزایش می یابد و ذخیره اطلاعات به 27 گیگا بایت در هر لایه می رسد در حالیکه HD-DVD تنها 20 گیگا بایت اطلاعات در هر لایه ذخیره می کند.

باطری های لیتیومی: باطری هایی که ذخیره انرژی آنها هیچگاه پایان نمی پذیرد.

نانو ماشین ها: ابزاری که ساخت دست بشر هستند و با کارایی بالا و از یک باکتری بزرگتر نخواهند بود و به کوچکی یک ویروس هستند و ترکیبی از بیوتکنولوژی در نانوتکنولوژی می باشد.

نمایشگرها:

LCD: نمایشگرهای کریستال مایع صفحه تخت(LCD) که بازدهی انرژی بالایی دارند، باعث خستگی کمتر چشم می شود و جمع و جورتر از CRT ها (لامپ های اشعه کاتدی) هستند. اما باید مستقیم به آنها نگریست نه از پهلو و تمایل، بازآرایی تصاویری دارند که به آهستگی نمایش می دهند. ویژگی که می تواند باعث ظاهر نامناسب پویانمایی و تصاویر ویدئویی شود.

LED : نمایشگرهای LED برمبنای نانو در اندازه LCD ها هستند اما حتی درخشان تر ازCRT ها بوده و پویانمایی صاف و همواری را بدست می دهند و نیازی به تبدیل آنالوگ به دیجیتال تصاویر ندارند. فرآیندی که هماندهی تصویر را کاهش می دهد.

نانو کرومیک : دیگر فناوری صفحه نمایش است که یک از بوجود آورندگانش شرکت ایرلندی (Ntera) آن را نانو کرومیک نامیده و دیگر شرکت (Eink) جوهرالکترونیکی نام گرفته از سال 1990 حیات نوینی را به ایده ای دمیده که با کاغذ دیجیتالی عملی نبود.

صفحه نمایش دیجیتالی کاغذی جدید کمک می کند تا شما یک کامپیوتر را به مانند یک کتاب در دست بگیرید.

تحولات کلان: الکترونیک و اطلاعات:[4]

هاروی بروکنس و دانیل بل معتقدند: تکنولوژی استفاده از دانش علمی است برای تعیین روشهای انجام امور به شیوه ای تکرار شونده«.

مانوئل کاستلز معتقد است: »مجموعه همگرای تکنولوژیها در میکرو الکترونیک ، کاربرد کامپیوتر(سخت افزار و نرم افزار)، مخابرات، رادیو و تلویزیون و الکترونیک نوری را در زمره تکنولوژی اطلاعات به شمار می آورد».

در دو دهه آخر قرن بیست مکانیکی مجموعه از پیشرفتهای عمده تکنولوژیک استفاده مواد پیشرفته، منابع انرژی و کاربردهای پزشکی، تکنیکهای تولید(موجود یا بالقوه نظیر نانو تکنولوژی و فیزیک کوانتوم) و تکنولوژی حمل و نقل استفاده درکنار دیگر پیشرفتها در حال شکل گیری بوده است. افزون بر این، روند کنونی تحول تکنولوژیک به دلیل توانایی اش در ایجاد فصل مشترک بین عرصه های تکنولوژی از طریق زبان مشترک دیجیتال که در آن اطلاعات ، تولید، ذخیره، بازیابی، پردازش و منتقل می شود، با شتاب فراوان گسترش می یابد. ما در جهانی زندگی می کنیم که به تعبیر نیکولاس نگروپونته ( Nicholas Negroponte،1995) هوچی گری پیشگویانه و فریب ایدئولوژیک که ویژگی اکثر گفتمانهای مربوط به انقلاب تکنولوژی اطلاعات است نمی باید سبب شود که اهمیت حقیقتاً بنیادین آن را دست کم بگیریم. این انقلاب دست کم به اندازه انقلاب صنعتی قرن هجدهم یک رویداد تاریخی عمده است که یک الگوی گسستگی را در بنیان مادی اقتصادی ، جامعه و فرهنگ القا می کند.

سابقه تارخی انقلاب های تکنولوژیک به گونه ای که ملوین کرانزبرگ (Melvin Kranzberg ،1967) و کرول پرسل (Corrol Pursell،1967)گردآوری کرده اند، نشان می دهد که همه این انقلاب ها با ویژگی فراگیری، یعنی با نفوذ در همه قلمروهای فعالیت انسانی، نه به عنوان یک منبع تأثیر بیرونی بلکه به مثابه تاروپودی که چنین فعالیتی در آن تنیده شده است، مشخص
می شوند. ویژگی بارز انقلاب تکنولوژیک پردازش، انتقال اطلاعات در یک چرخه بازخورد فزاینده میان نوآوری و کاربردهای نوآوری است.

کاربردهای تکنولوژی های جدید مخابراتی در دو دهه گذشته سه مرحله متمایز را پشت سر گذاشته است: اتوماسیون کارها، آزمایش کاربریها و صورت بندی مجدد کاربردها.

آر. جی . نوربیس مورخ کلاسیک تکنولوژی تأیید می کند که »اختراع ماشین بخار واقعیت اساسی انقلاب صنعتی است.« برق نیریو اصلی انقالب دوم است. گرچه اسلاف علمی و صنعتی تکنولوژیهای اطلاعاتی مبنی بر الکترونیک را می توان دهها سال پیش از دهه 1940 سراغ گرفت (بویژه اختراع تلفن توسط بل در 1876، رادیوتوسط مارکونی در 1898 و اختراع لامپ خلأ توسط دی فرست در 1906)، اما طی جنگ جهانی دوم و پس از آن بود که پیشرفتهای تکنولوژیک عمده رخ داد: یعنی اولین کامپیوتر قابل برنامه ریزی و ترانزیستور که منشأ میکرو الکترونیک و هسته حقیقی انقلاب تکنولوژی اطلاعات در قرن بیستم بود. اما به عقیده کاستلر تنهادر دهه 1970 بود که تکنولوژی های جدید اطلاعاتی در سطحی گسترده انتشار یافتند.

مراحل نوآوری در سه عرصه مهم تکنولوژی مبتنی بر الکترونیک عبارتند از: میکرو الکترونیک ، کامپیوتر ، مخابرات. اختراع ترانزیستور در 1947 به دست سه فیزیکدن به نام های باردین، براتن و شاکلی (که بابت این اختراع نوبل گرفتند)، در آزمایشگاه های بل در وری هیل نیوجرسی، پردازش تکانه های الکتریکی در سرعت بالا و در حالت دوگانه وقفه و تقویت را امکان پذیر ساخت، به این ترتیب کدگذاری منطق و ارتباط با ماشینها و ارتباط ماشینها با یکدیگر عملی شد: این وسایل پردازش را نیمه رسانا (Semi conductor) می نامیم و مردم عموماً به آنها تراشه (chip) می گویند(که امروزه در واقع از میلیونها ترانزیستور تشکیل دشه است). نخستین گام در رواج ترانزیستور با اختراع ترانزیستور پیوندی توسط شاکلی در 1951 برداشته شد. ولی ساخت و کاربرد گسترده آن نیازمند تکنولوژیهای جدید تولید و از مواد مناسب بود. گذار به سیلیکن، که به معنای واقعی کلمه بنیان گذاشتن انقلاب جدید روی شین بود، نخستین بار توسط شرکت تگزاس اینسترومنتس (Texas Instruments) در دالاس تحقق یافت (حرکتی که استخدام گوردون تیل (Gordon Teal)، یکی دیگر از دانشمندان پیشروی آزمایشگاه بل آن را تسهیل کرد. ابداع فرایند تولید ترانزیستور تخت در 1959 توسط شرکت فرچایلد سمیکانداکتورز (Fairchild Semicoundactors) (در دره سیلیکین) امکان ترکیب اجزای میناتوری با تولید دقیق را فراهم کرد.

با این همه، گام تعیین کننده در میکروالکترونیک در 1957 برداشته شده بود: مدار یکپارچه IC توسط جک کیلبی(Jack kilby)، مهندس شرکت تگزاس اینسترومنتس (که اختراع را به ثبت رساند) و باب نویس (Bob Noyce) یکی از بنیانگذاران شرکت فرچایلد اختراع شد. اما نویس بود که برای نخستی بار IC را با استفاده از فرایند تولید ترانزیستور تخت ساخت.

این اختراع انفجاری پدید آورد:

تنها در مدت سه سال، بین 1959 تا 1962، بهای نیمه رساناها 85 درصد کاهش یافت و در ده سال بعد تولید آن به بیست برابر افزایش یافت که 50 درصد آن کاربرد نظامی داشت. درمقام مقایسته تاریخی، هفتاد سال (1850-1780) طول کشید تا قیمت پارچه نخی طی یک انقلاب صنعتی در بریتانیا 85 درصد کاهش یابد. این حرکت سپس طی دهه 1960 شتاب گرفت: با پیشرفت تکنولوژی تولید در بهبود طراحی تراشه ها، به کمک کامپیوترهایی که از وسایل میکروالکترونیک سریع تر و قدرتمندتر می کردند، میانگین قیمت یک مدار یکپارچه از 50 دلار در 1962 به یک دلار در 1971 رسید.

جهش بزرگ در بهره گیری از میکروالکترونیک در همه دستگاهها در 1971 با اختراع میکروپروسسور یعنی کامپیوتری روی یک تراشه، توسط تد هاف (Ted Hoff) مهندس شرکت اینتل (باز هم در دوره سیلیکن) به وقوع پیوست.با استفاده به این ترتیب، نیروی پردازشگر اطلاعات راهی شد که در همه جا به کار رود.

مسابقه برای دستیابی به ظرفیت یکپارچه سازی هرچه بیشتر مدارهای روی یک تراشه آغاز شد و تکنولوژی طراحی و تولید، به نحومستمر مرزهای یکپارچه سازی را که پیش از آن بدون کنارگذاشتن کاربرد مواد سیلیکن غیرممکن تلقی می شد، در نوردید.

در نیمه دهه 1990، ارزیابی های فنی هنوز عمر مفید مدارهای اسخته شده از سیلیکن را بین 20-10 سال در نظر می گیرند. گرچه تحقیقات در مورد مواد دیگر افزایش یافته است، سطح یکپارچه سازی در دو دهه گذشته بسیار پیشرفت کرده است.

امروزه با استفاده از فناوری نانو ساخت مدارهای مجتمع امکان قراردادن میلیونها ترانزیستور را روی یک تراشه قرار داد و طبق قانون اول مور، مقدار فضای لازم برای نصب یک ترانزیستور روی یک تراشه به طور تقریبی هر 18 ماه به نصف کاهش می یابد. این بدان معنی است که نقطه ای که 15 سال پیش می توانست یک ترانزیستور را نگه دارد، اکنون می تواند هزار ترانزیستور را نگه دارد.

اما قانون دوم مور پیش بینی می کند هزینه ساخت یک کارخانه تولید تراشه با بروز هر نسل از تراشه ها حدوداً هر 36 ماه و برابر می شود.

طی چند سال آینده (طبق نظر بسیاری از کارشناسان تا سال 20109 تمام اصول اساسی درگیر در ساخت تراشه ها، به دلیل انتقال از ریزتراشه ها به نانوتراشه ها، نیازمند بازاندیشی خواهند بود.

می دانیم که قدرت تراشه ها را می توان بر اساس سه ویژگی ارزیابی کرد:

1- ظرفیت یکپارچگی آنهاکه استفاده مشخصه آن کمترین عرض در تراشه است که برحسب میکرون (یک میکرون برابر با یک میلیونیم متر) اندازه گیری می شود.

2- ظرفیت حافظه آنهاکه برحسب بایت محاسبه می شود.(هزارکیلوو میلیون مگا بایت.

3- سرعت میکروپروسسور که برحسب مگاهرتز محاسبه می شود.

اولین پردازشگر 1971 در خطور تقریباً 5/6 میکرونی قرار داده شد. در 1999 به 0.25 میکرون و پیش بینی می شود. بنابرانی در حالی که در 1971، 2300 ترانزیستور روی تراشه ای به اندازه یک پونز قرار داده شده بود، این رقم در 1993 به 35 میلیون ترانزیستور رسید و پیش بینی یک میلیارد ترانزیستور روی یک تراشه تا 10 الی 15 سال آینده می شود.

ظرفیت حافظه که بر اساس ظرفیت DRAM نشان داده می شود.(حافظه فعال با دسترسی دلخواه "Dynamic Random Access Memory"

در 1971،1024 بایت،در 1980، 64هزار بایت، در 1999، 256 میلیون بایت و اما در مورد سرعت میکروپروسسورهای 64 بایتی کنونی 550 بار سریعتر از اولین تراشه ساخت اینتل در 1972 هستند. و MPU ها (یعنی واحدهای پردازش حافظه) هر 18 ماه دو برابر می شود.

تا سال 2002 تکنولوژی میکروالکترونیک از لحاظ یکپارچگی (تراشه های 0.18 میکرونی)، از لحاظ ظرفیت DRAM (1024 مگابایت) و سرعت میکروپروسسور (بالاتر از 500 مگاهرتز در مقایسه با 150 مگاهرتز در سال 1993) تقویت شده است.

به دلیل تحولات چشمگیر در پردازش موازی با استفاده از میکروپروسسورهای چندگانه شامل اتصال چند میکروالکترونیک روی یک تراشه به نظر می رسد که توان بالقوه میکروالکترونیک همچنان در حال فزونی یافتن و به همین دلیل علاوه بر این، مینیاتوری شدن بیشتر، تخصصی تر شدن و کاسته شدن مستمر از قیمت تراشه هایی که قدرتشان هر روز بیشتر می شود، امکان آن را فراهم کرد تا آنها را در همه دستگاههای مورد استفاده در زندگی روزمره استفاده کرد.

اولین کامپیوتر ENIAC در 1946، در فیلادلفیا ساخته شد، توسط ماوکلی(Mavchly) و راکرت (Echert) در دانشگاه پنسیلوانیا، اولین کامپیوتر الکترونیک 30 تن وزن داشت و روی رولهای فلزی به بلندی 9 پا ساخته شده بود، 70 هزار مقاومت و 18 هزارلامپ خلأ (Vacume Tube) داشت و فضایی به اندازه یک سالن ورزش اشغال می کرد. وقتی دستگاه روشن می شد، مصرف برق آن به حدی زیاد بود که چراغهای برق در فیلادلفیا سوسو می زد. میکروالکترونیک انقلابی درون انقلاب برپا کرد.

پیدایش میکروپروسسورها در 1971 با توانایی قرار دادن کامپیوتر روی یک تراشه، جهان الکترونیک و در سال واقع خود جهان را زیروروکرد.

در 1975 اد رابرتس (Ed Raberts) یک جعبه محاسباتی اختراع کرد،این دستگاه یک شیئی ابتدایی بود،اما به عنوان کامپیوتر در مقیاسی کوچک با استفاده از میکروالکترونیک ساخته شده بود. در 1981 نسخه میکروکامپیوتر با نام درخشان کامپیوتر شخصی(pc)[5] به بازار عرضه کرد، که در حقیقت نام عمومی میکروکامپیوترها شد.

در واقع جهشهای عمده در توانائیهای شبکه سازی را باید به پیشرفتی که در میکروالکترونیک و نرم افزار صورت گرفته اضافه کرد. از نیمه دهه 1980 تصور میکروکامپیوترهایی غیرممکن شده است، این کامپیوترها در شبکه هایی فعالیت می کنند که بر اساس (استفاده از) کامپیوترهای قابل حمل بر تحرک آنها هرروز افزوده می شود.

این چندگانگی فوق العاده و توانایی افزودن به حافظه و ظرفیت پردازش از طریق اشتراک قدرت کامپیوترها در یک شبکه الکترونیک ، به نحوتعیین کننده ای عصر کامپیوتر ار در دهه 1990 از (سیستم قدیمی) ذخیره و پردازش داده ها به صورت متمرکز به اشتراک قدرت کامپیوترهای متعامل در یک شبکه متحول ساخته است.

نه تنها تمامی سیستم تکنولوژی بلکه ارتباطات اجتماعی و سازمانی آن نیز تغییر کرد. به این ترتیب میانگین هزینه پردازش اطلاعات از حدود 75 دلار به ازای هریک میلیون عملیات در 1960 به کمتر از یک صدم سنت در 1990 سقوط کرد.

مخابرات نیز تسلیم ترکیب تکنولوژیهای گروه (node)[6] و پیوندهای جدید (تکنولوژی انتقال) دستخوش انقلاب شده. اولین سوئیچ الکترونیکی تولید شده ESS-1، در 1969 توسط آزمایشگاه بل عرضه شد. تا نیمه دهه 19710 پیشرفت در تکنولوژیهای مدار یکپارچه، تولید کلید دیجیتال را امکان پذیر ساخته بود که در مقایسه با دستگاههای آنالوگ، افزایش سرعت، قدرت و انعطاف پذیری را در عین صرفه جویی در فضا، انرژی و کار به همراه می آورد.

پیشرفتهای عمده در الکترونیک نوری(فیبرهای نوری و انتقال لیزری) و تکنولوژی انتقال بسته های دیجیتال به طور چشمگیری ظرفیت خطوط انتقال را گسترش داد.

شبکه های یکپارچه (انتعال اطلاعات با باند وسیع(IBN)[7] که فکر آن در دهه 1990 شکل گرفته بود، توانست به نحوی چشمگیر از طرحهای انقلابی دهه 1970 در مورد شبکه دیجیتالی خدمات یکپارچه (ISDN)[8] پیشی گیرد، در حالیکه ظرفیت مدل ISDN روی سیم مسی 144 هزاربایت برآورد شده بود. در IBN 1990 روی فیبرهای نوری می تواند یک کوادریلیون[9] بایت حمل کند.

شکلهای مختلف کاربرد طیف رادیویی (پخش سنتی، پخش مستقیم ماهواره ای، مایکروویو، ارتباط تلفنی دیجیتال سلولی) و کابلهای دو محوری و فیبرهای نوری، تکنولوژیهای انتقال متنوع و چندکاربردی را عرضه می کنند که با تمام کاربردها سازگار شده و ارتباط فراگیر بین کاربران متحرک را ممکن می سازد.

تلفن همراه در دهه 90 با قدرت تمام در سراسر جهان انتشار یافت و پیجر (Peger)(نداگر) های ابتدایی را در آسیا و تلفنهای سلولی را در آمریکای لاتین رواج داد. و امروزه تلفن همراه که قدرت کامپیوتر برای تعیین مسیر پیام ها متکی است، در عین حال شالوده کاربرد کامپیوترهای فراگیر و ارتباط الکترونیکی در زمان واقعی را (به صورت) بدون سیم، نامحدود و دو سویه فراهم می کند.


بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملمو
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 215 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 278
بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه :

الف - بیان مسئله

ب - طرح مسئله

پ – سوالات تحقیق

ت – اهداف تحقیق

ث – اهمیت موضوع

ج – بیان مفاهیم

مقدمه :

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم . و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد . از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملموس همه روزه با پی آمدها ، عوارض ، ناهنجاریهای ناشی از آن روبرو هستیم پس بر آن شدم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنم . در این تحقیق جامعه آماری ، شامل افراد معتاد ترک اعتیاد کرده در تهران می باشد و در آن از روش مشاهده ، مصاحبه ، بررسی اسناد و مشارکت استفاده شده است . اطلاعات حاصل از این روشهای گردآوری شده و این اطلاعات را در فصل چهارم به طور مسبوط ملاحظه می کنید . این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد .

الف ) بیان مسئله :

- ایده آغازین :

یک روز بعد از تعطیلات نوروز استاد در سر کلاس این موضوع را مطرح کرد که شما درباره ی گروه Na چه می دانید ، چه گروهی هستند چه اقداماتی را انجام می دهند من در آن زمان کارورزی کار با گروه را انتخاب کرده بودم ولی هنوز محل کارورزی ام مشخص نبود وقتی استاد بیشتر راجع به این گروه توضیح داد و گفت که چه کارایی را انجام می دهند راغب شدم که کارورزی کار با گروه را به مطالعه و بررسی این گروه اختصاص دهم .

و در جلسات گروه شرکت کردم و کلاً با این گروه آشنا شدم . (NA گروه معتادان گمنام است ) طی این جلسات با گروه بیشتر آشنا شد و راجع به آنها اطلاعات کسب کردم و به شیوه عمل گروهی به قوانین کار با گروه آنان اشراف پیدا کردم روابط ما آنقدر گسترده شد .

که استاد قرار ملاقات را با چندین تن از اعضای گروه NA را تنظیم کردند و ما رو در رو با آن افراد ترک اعتیاد کرده بودند مصاحبه کردیم و اطلاعات بیشتری کسب کردیم و این آشنایی باعث شد که من کارورزی کار با جامعه خود را نیز با آن گروه ادامه دهم و بعد از آن هم به دلیل علاقه مندی به مشکلات معتادان و شناخت تأثیر آنان در زندگی اجتماعی موضوع پایان نامه خود را نیز درباره ی افراد معتاد انتخاب کردم چون امروزه در خانه ای نیست که حداقل یک فرد معتاد نباشد و یا آمار و ارقامی که راجع به اعتیاد جوانان و نوجوانان چاپ می‌شد و تصویر دردناکی از مشکلات اجتماعی را نشان می دهد.

در کشور رو به توسعه ایران که هنوز از صنعتی شدن و رفاه و آسایش اجتماعی چیزی ندیده است و دچارگذار و بی هنجاری ناشی از تغییر جامعه سنتی به شکل در هم ریخته کنونی است ، اضافه شدن مشکلاتی مانند اعتیاد ، ایدز ناشی از آن و سایر مسایل اجتماعی ضرورت این پرسش بیشتر مطرح شد.

چه ویژگی های اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر دارند .

ب ) طرح مسئله :

امروزه مشکل اعتیاد به عنوان پدیده مهلک و مخرب که نتایجش می‌تواند اثرات بسیار سویی در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه داشته باشد . و معمولاً‌ گروهی که در برابر این پدیده مهلک و خطرناک بیش از سایر گروهها آسیب پذیر است همانا در گروه جوانان یک جامعه می باشد . علل گرایش جوانان به مصرف نا به جای مواد مخدر و داروهای اعتیاد آور ممکن است انگیزه‌های گوناگونی داشته باشد و از فرهنگ دیگر و از کشوری به کشور دیگر تفاوت کند . در حال حاضر نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر معتاد در کشور وجود دارد ( نشریه مبارزه با مواد مخدر 1376 ) که به صورت دائمی مصرف کننده مواد مخدر می باشند و هشتصد هزار نفر به صورت تفننی مصرف کننده موادمخدری می باشند

اگر به طور متوسط هر خانواده را 5 نفر در نظر بگیریم و در دو میلیون نفر معتاد ضرب کنیم حدود ده میلیون نفر در جامعه ما درگیر با مواد مخدر و اعتیاد می باشند.

میدانیم که چگونه یک فرد تحت تأثیر عوامل محیطی ، ویژگیهای خاصی پیدا می‌کند و تغییر رفتار ، گفتار و اعمال فرد اگر نگوئیم نا ممکن بسیار مشکل است و حتی در اثر ترک آن شرایط و محیط پس از گذشت سالهای آن ویژگی و اثرات محیط در فرد تداوم دارد و اهمیت توجه به جوان و اعتیاد و خطاهایی که از او صادر می گردد تا حدودی روشن می شود .

اگر ما به خطای یک جوان که چندان مهم هم نباشد با دقت و تأمل توجه نکنیم و بگونه ای او را نسبت به خطایی که مرتکب شده آگاه نگردانیم راه را برای ارتکاب خطاهای بزرگتر و اعتیاد هولناک تری باز کرده ایم البته بسیاری از رفتارهای اعتیادزا که اکنون از ناحیه جوان صادر می گردد بعلت ناآگاهی و عدم شناخت صحیح جوان از عواقب و نتایج انحراف پدید می‌آید که منجر به استفاده از مواد مخدر که عدم آگاهی عمومی محیط این امر را تقویت می کند اهمیت توجه به اعتیاد جوانان از این جهت نیز قابل بررسی است جوانی که امروزه مرتکب استفاده از مواد مخدر می شود .

بی شک در سنین بالاتر بی باکانه مرتکب جنایتهای بزرگتر می شود و با تجاربی که در ا ین زمینه مرتکب کرده و آلوده تر شده ، شرایط خطرناک می شود و ضرورت آن نیز از آن جهت است که جوانان در حال گذر از این مرحله هستند و در آینده نزدیک دیگر انرژی و توان را ندارند تا در جهت پویایی زندگی خویش و بقا و پویایی جامعه قابل استفاده و بهربرداری قرار دهند بنابر این با توجه به اهمیت گذر زمان و بزرگی و پیشرفت مسئله اعتیاد پیشگیری از این امر مهم و بسیار ضروری به نظر می رسد .

برخی از شواهد تربیتی و روانشناسی حاکی از آن است که تربیت خانوادگی و فقدان نظام اجتماعی نهاد خانواده و ناکارآمدی برخی والدین اجتماع ‌پذیریهای ناشایسته از سوی دوستان و همسالان و عوامل نامطلوب دیگر جلو ارتقاء ، سطح کیفی ، تعلیم و تربیت فرزندان جوامع اجتماع را گرفته و گاهی چنان سد راه کرده که این جوان نو پا از حرکت مطلوب بازداشته است و به سوی انحراف و کجروی روی آورده در پی افراد در سوء استفاده از مواد در برآید مواد مخدر بر اندام نیروی انسانی پویا و فعال جامعه اثر نامطلوب دارد که نهایتاً استفاده مستمر علاوه بر نابود شخص ، به تخریب اقتصاد ، اجتماع ، اضمحلال فرهنگ و توسعه سقوط و انقراض هویت ملت و مملکت خواهد انجامید. معایب و مضرات اعتیاد علی الخصوص در جوانان بر کسی پوشیده نیست شیوع و گسترش مواد مخدر در میان نسل جوان و جوانی که سرمایه انسانی کشور را تشکیل می دهد مانع رشد و یا پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور گشته و دور باطل توسعه نیافتگی را پدید می آورد

به طور کلی مسئله اعتیاد به قدری گسترده است که نه فقط تمامی جنبه های زندگی بشر بلکه ارکان هستی و شخصیت خانوادگی ، اجتماعی اقتصادی و فرهنگی را تحت شعاع قرار داده آسیب های بسیار جدی اعم از طلاق ، متواری شدن کودکان از خانواده ، افسردگی ، انواع بیماریهای به ویژه ایدز و دهها نوع آسیب دیگر را پدید آورده از طرف دیگر انسان همیشه نوع گرا بوده و ذاتاً طالب تنوع ترقی و بدیع گرایی است این خصوصیات اساس پیشرفت انسان را تشکیل داده و به توسعه و تکامل در نهایت به زندگی سعادتمندانه خواهد انجامید اما اعتیاد به عنوان مهم ترین مانع و آفت و عامل انحطاط در مقابل این ترقی و پیشرفت قرار داد جامعه را از داخل میان پوچ و ساکن در نهایت ساقط می نماید این جامعه نه اینکه به توسعه پیشرفت نمی‌رسد بلکه نابود نیز خواهد شد .

فقر پدیده اجتماعی و رابطه آن با اعتیاد :

با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد فقیر تشکیل می دهند مثلاً افرادی که در مرحله های شلوغ و پر جمعیت شهرهای صنعتی و تجاری زندگی می کنند .

بیشترین درصد معتادان در شهر تهران هستند . البته نمی توان گفت بین فقر و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند علتهایی که این افراد را به این راه می کشانند یکی محرومیت های ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتی ها را مصرف مواد مخدر می داند عامل دیگر اینکه تولید کنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را از اینگونه افراد انتخاب کنند.

چون اولاً علت فقر ، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازارکارشان بی رونق است . عوامل تولید سعی می کند اول آنان را معتاد می کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری از بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیاز ندارند . و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد . هنوز هم درصد افراد تحصیل کرده معتاد به قدری پایین است که از لحاظ آماری چشمگیر نیست میزان آموزش در مورد دیگر انحراف اجتماعی هم همین نتیجه را دارد .

عوامل اجتماعی و رابطه آن با اعتیاد :

1 – در دسترس بودن مواد مخدر :

یکی از مهم ترین عوامل اعتیاد است چون چیزی به آسانی در اختیار دارد گرایش به آن آسان تر صورت می پذیرد .

2– نابرابریهایی اقتصادی و اجتماعی :

اختلافات طبقاتی در هر جامعه بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت به شرایط موجود منتهی می شود و همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر بسزایی دارد . تا شکاف و فاصله طبقاتی کم شود اعتیاد در جامعه کاهش نخواهد یافت .

3 – تسلط گروههای اقلیت نژادی :

در جامعه ای که اقلیت حاکم بر اکثریت افراد جامعه به صورت یک پدیده اجتماعی درآمده باشد و گروه اکثریت قدرت مقابله با آنان را نداشته باشند در مقابله با این بی عدالتی نمی توانند بی تفاوت بنشیند و اگر مردم ایمان قوی نداشته و یا ایدئولوژی خاصی در آن جامعه ، برای تغییر وضع موجود نباشد برای رهایی از این محرومیت های اقتصادی و اجتماعی ممکن است به مواد مخدر روی آورد و تا مدتی خود را از واقعیت های تلخ این جهان دور نگه دارد بدیهی است تکرار این عمل به اعتیاد منجر می شود .

4 – بیکاری :

به عنوان یک پدیده اجتماعی زمینه مسائدی برای انحراف به ویژه اعتیاد است افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریا ها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است .

در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا یکی از مواردی که در هنگام تحقیق ، نظر مرا جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی برای مصرف مواد مخدر بود .

عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد مؤثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شود این عوامل دارای تقسیمات است به شرح زیر :

عواملی که مربوط به خود فرد است :

عبارتند از : کمبود اعتماد به نفس ، تمایل به اعمال زشت و خلاف ، ناراحتی های روانی ( اسکیزوفرنیا ، فوبی ، مانیا ، افسردگی اساسی ، اختلالات شخصیت اجتماعی ) درد یا بیماریهای جسمی ، نظر مثبت به مصرف مواد داشتن ، زمینه ارثی ، مورد خشونت قرا رگرفتن و وضعیت بد تحصیلی و ....

- عواملی که مربوط به خانواده فرد و اطرافیان است :

عبارتند از : مصرف مواد توسط افراد خانواده ، رها کردن فرزند به حال خود ، تشنج و درگیری در خانواده دوستان معتاد ، طرد شدن از سوی معلمین ، دسترسی آسان به مواد و فشارهای ناشی از محیط .

حال برای آنکه بخواهیم رابطه نوع ماده مخدر و گرایش به آن را بدانیم باید انواع مواد را بشناسیم یا که در اینجا فقط اشاره ای به انواع مواد می شود و در فصلهای بعدی به طور مفصل به شرح آن خواهم پرداخت 0

مواد توان افزا : که به نام محرک زا نیز معروفند :

آمفتامین ، کوکائین ، خات ، گیاه کوکا ، کراک .

مواد سستی زا یا مخدر :

گیاه خشخاش ، تریاک ، سوخته تریاک ، شیوه تریاک ، مرفین ، هروئین

مواد توهم زا :

گیاه شاهدانه ، کراس ، بنگ ، چرس ، حشیش ، ماری جوانا ، ال اس ری

داروه های مسکن ، خواب آور و آرام بخشها :

پاربیتوراتها ، بنزودیازپام

حال که انواع مواد مخدر را شناختیم به این نکته نیز اشاره می کنم که نحوه مصرف هر یک از این مواد متفاوت است .

به طور کلی چند روش مصرف وجود دارد که عبارتند از :

تزریق ، خوردن ، تدخین ، استنشاق . حال که انواع مواد را شناختیم می توانیم بگویم که مواد مخدر تنها مربوط یک قشر خاصی نمی باشد بلکه همه افراد چه در قشر بالای اجتماعی چه در قشر متوسط اجتماع و چه در قشر پایین اجتماع احتمال می رود که گرایش به مواد مخدر را داشته باشد.

یعنی در این سه طبقه افراد می توانند به صورت دائمی یا تفننی از ماده استفاده کنند ، اگر از مصرف کنندگان ماده مخدر بپرسیم که شد گرایش به مواد مخدر پیدا کردید هر کدام عاملهای مختلفی را در زندگی مؤثر به گرایش به اعتیاد می دانند . امروز با توجه به گستردگی مواد مخدر جوانان اکثر گرایش به این دارند که بیشتر از مواد صنعتی استفاده کنند چون نحوه ی مصرف کردن آن نیز راحت است و ابزار زیادی نیاز ندارد .

پ ) سوالات تحقیق :

1- انواع مواد مخدر چیست ؟

2 – مشکلات اقتصادی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

3 – مشکلات اجتماعی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

4 – مشکلات فرهنگی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

ت) اهداف تحقیق :

1- بررسی و شناخت انواع مواد مخدر .

2- بررسی مشکلات اقتصادی افراد درگیر با مواد مخدر.

3- بررسی مشکلات اجتمادی افراد درگیر با مواد مخدر .

4 - بررسی مشکلات فرهنگی افراد درگیر با مواد مخدر .

ث) اهمیت موضوع :

در بررسی تاریخ بشری شاید کمتر کشوری را بتوان یافت که با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گریبان نبوده و شاید بتوان گفت مواد مخدر همزاد بشر در این جهان یافت شده و امروزه غالب کشوری جهان بنحوی از آنجا با این آفت اجتماعی مواجه می باشند در زمان ما مسئله مواد مخدر مشکل مخاطره آمیز و کاملاً پیچیده به خود گرفته و در عین حال گسترش جهانی یافته است .

مشکلات اجتماعی ناشی از آن ، گریبانگیر همه افراد جامعه می شود بطوریکه اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر زیان های جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلاء به بیماریهای عفونی واگیر دار همچون ایدز ، هپاتیت ، سل عوارض و مشکلات عدیده ی اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرمهای مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت و سرقت ، فقر تکدی گری و .... هدر رفتن سرمایه های کلان مادی کشور را به دنبال داشته است کشور ما دارای جمعیتی جوان است . موقعیت استراتژیک ایران و قرارگیری آن در کنار کشورهایی همچون افغانستان و پاکستان که جزء و تولیدکنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفی دیگر مسئله ی ترانزیت و عبور مواد مخدر به جهت ویژگی های خاص منطقه ای از کشور ما یک مسیر مناسب جهت قاچاق مواد مخدر فراهم ساخته که این باعث رشد روز افزون مصرف داخلی آن شده است پس از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم تلاش بی وقفه نظام مقدس اسلامی کشورمان و تقدیم بیش از 2700 نفر شهید از نیروی انتظامی و نظامی این روند رو به رشد بوده و در نتیجه آمار معتادیان و نیز عوارض ناشی از اعتیاد فراوان افزایش داشته است .

ج) بیان مفاهیم :

اعتیاد : عبارت است از وابستگی به موادی که تکرار مصرف آن با کمیت مشخص و در زمانهای معین از نظر مصرف کننده ضروری بوده دارای ویژگیهای زیر است :

- ایجاد وابستگی جسمی : حالتی است که پس از مصرف مکرر در شخص ایجاد می شود در صورت عدم مصرف یا خنثی شدن اثر آن ماده ، شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر پا درد آب ریزش بینی ، درد های شدید استخوانی ، بیقراری ، دل پیچه و نظایر آن می شود . این وابستگی پایه ی اساسی برای وابستگی فکری است . به عبارت شرطی شدن به مصرف آن ماده نیز محسوب می شود .

ایجاد وابستگی فکری :

ایجاد حالتی است که شخص پس از مصرف ماده ی ماده مورد مورد نظر احساس رضایت و نوعی اقناع شدن می کند ، علاوه بر آن ، این حالت میل فراوانی نسبت به مصرف مجدد در شخص به وجود می آورد . در واقع این حالت به گونه ای شرطی شدن است که فرد عملاً در می یابد که در موقع ناراحتی ، مصرف آن ماده همراه با رفع ناراحتی بوده است در این نوع وابستگی مصرف کننده علاوه بر ماده مصرفی به شرایط محیط و آدابی که ویژه افراد مزبور است نیز وابسته می شود .

این آداب و رفتارهای خاص در شکل بخشیدن بر حالتهای مصرف کننده اثر می گذارد . برای تعلق داشتن به گروه و این پاره فرهنگ ، مصرف کننده فقط ماده مزبور را مصرف نمی کند ، بلکه باید درک خود را از مصرف آن ماده طبق فرهنگ موجود منطبق سازد .

- پیدایش پدیده ی تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی :

نشانه آن ایجاد جریان تخفیف و کاهش در واکنشهای جسمی خود نسبت به مقدار معینی از آن ماده است .

در نتیجه اگر مصرف کننده بخواهد همان اثرات قلبی را داشته باشد ، باید مقدار بیشتری از آن ماده مصرف کند .

- بدست آوردن ماده مورد نیاز به هر شکل و از هر طریق .

- تأثیر مخرب بر مصرف کننده ، خانواده ، و جامعه .[1]

اعتیاد طبق تعریف W.h.o :

اعتیاد از نظر لغوی به معنی عادت کردن و احساس نیاز است و امروز در منابع علمی به جای اعتیاد از واژه وابستگی استفاده می شود که این واژه در سال 1964 توسط سازمان بهداشت جهانی جایگزین واژه اعتیاد شده است . وابستگی یک ماده جنبه های روانی ، جسمی و رفتاری را شامل می شود ، هنگام وابستگی به یک ماده فرد میل شدید و اجتناب ناپذیری برای مصرف آن پیدا می کند . (مجله بهورز سال 12/ بهار80)

ماده مخدر طبق تعریف w.h.o :

هر ماده ای که پس از وارد شدن به درون ارگانیم بتواند بر یک یا چند عملگر آن تأثیر بگذارد .

( مجله بهورز سال 10 / شماره 3 / پائیز 78 صفحه 22 )

سن شروع : سن فعلی منهای سالهای اعتیاد .

معتاد :

به انسانی گفته می شود که راههای گوناگون خوردن مواد مخدر تزریق آن ، دود کردن استنشاق ، یا از راه مقعد یک نوع ماده یا چند ماده را با هم به صورت مداوم مصرف می کند که در صورت قطع آن مسائل جسمانی ، رفتاری ، یا هر دو مشکل با هم مواجه می شود . علاوه بر این معتاد با تداوم مصرف ، از نظر ظاهری و رفتاری ، به تعریف صوری معتاد در جامعه شبیه شده به تدریج هنجارهای جامعه ی معتادان و خرده فرهنگ متعلق به ایشان را می پذیرد ، در نتیجه مصداق انگ یا بر چسبی می شود که (( معتاد )) نام دارد . پس معتاد ، از یک سو محصول کنش و واکنش مداوم و مرتب بین ارگانیم انسان و مواد طبیعی و شیمایی یاد شده و از سوی دیگر محصول یک وفاق جمعی است .[2]

مشکلات عاطفی و روانی : اختلالات ناشی از فشار روانی غم و غصه که ممکن است منجر به ناتوانی در سازگاری و کنترل رفتار معمولی بشود .

اختلافات خانوادگی :

عدم تفاهم زوج و زوجه و این دو با فرزندان یا بستگان درجه یک بر سر ارزشها ، هنجارها یا توقعات بیولوژیک .

شکست های اجتماعی :

شامل عدم موفقیتی که فرد معتاد در محیط و خانواده به طور کلی در اجتماع با آن مواجه می شود مثل از دست دادن شغل یا مقام اداری ، موفق نشدن در رسیدن به پاره ای از اهداف مثل ورشکستگی در کار ، شکست در عشق و ....

مشکلات اقتصادی :

شامل نداشتن شغل ، مهارت حرفه ای خاص ، پول کافی در اختیار نداشتن ، مشکل تهیه مسکن ، خوراک ، پوشاک ، ماشین و سایر لوازم زندگی .

مشکلات اجتماعی :

شامل شکست در عشق ، شکست شغل ، شکست در تحصیل ، داشتن ناپدری ، داشتن نامادری ، نداشتن سرپرست ، خودزنی ، فوت همسر ، مشکلات عاطفی و روانی در دسترس بودن مواد ، یا نابرابریهای ، اقتصادی و اجتماعی .

مشکلات فرهنگی :

شامل نبودن ارتباطات مناسب بین اعضای خانواده ، دوستان و فامیل ، آشنایان ، همکاران ، هم محلیها ، همشهریها ، واکنش والدین نسبت به خطاهای بزرگ فرزندان ، مرد سالاری و تحمل زندگی توسط زن .


کودک عقب مانده ذهنی

وجود یک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثیر آن بر رفتار و واکنشهای والدین موضوعی نیست که قابل اغماض و انکار باشد این تأثیر تنها بر روی نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و یا ارتباط بین کودک معلول با سایرین نیست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (تیم چاک1، به نقل از نظام
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 96 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 159
کودک عقب مانده ذهنی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

وجود یک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثیر آن بر رفتار و واکنشهای والدین موضوعی نیست که قابل اغماض و انکار باشد. این تأثیر تنها بر روی نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و یا ارتباط بین کودک معلول با سایرین نیست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (تیم چاک[1]، به نقل از نظامی 1366).

وجود کودک عقب مانده ذهنی معمولاً منجر به تغییر رفتار اعضای خانواده می شود. والدینی که با هزاران امید و آرزو منتظر تولد طفل طبیعی و سالم و زیبا می باشند، با تولد کودک عقب مانده با مرگ آرزوها و امیدها و افول انتظارات خود مواجه می شوند و آینده ای مبهم و تاریک را برای خود ترسیم می نمایند.

وقتی کودک از لحاظ بدنی طبیعی بدنیا می آید، انتظارات والدین تا اندازه ای برآورده می شود. اما بعدها اگر در جریان رشد کودک مشکلی رخ دهد ممکن است که این توقعات تغییر کند و درست در همین زمان است که برچسب هایی از قبیل کندآموز، کندذهن و عقب مانده ذهنی از طرفین والدین مورد استفاده قرار می گیرند (الکساندر و تیم چاک[2]، به نقل از نظامی 1366).

در نگاهی گذرا به مسئله عقب ماندگی ذهنی و تأثیری که این پدیده بر روابط والدین با یکدیگر و با کودک و از طرفی با دیگران می گذارد، می توان والدینی را مشاهده کرد که تا مرز نابودی و از بین بردن فرزند خویش پیش رفته و یا درصدد طرد کامل او برآمده اند. از سویی دیگر، والدینی را نیز می توان یافت که تمام هم و غم و نیز تلاش خود را صرف رشد و شکوفایی و درمان و تربیت فرزند عقب مانده ذهنی خود کرده اند. شاید این برخوردها و واکنش های متضاد از طرف والدین بیانگر این باشد که آنها در هنگام برخورد با فرد عقب مانده ذهنی دچار نوعی ابهام می شوند و این باهام شاید به دلیل عدم شناخت موضوع عقب ماندگی ذهنی، انواع و عوامل بوجود آورنده آن باشد. بنابراین قبل از هر چیز با توجه به مسائل متعدد کودکان عقب مانده ذهنی ضروری به نظر می رسد که درک روشنی از تعاریف، طبقه بندی و علل و عوامل مؤثر در بروز عقب ماندگی ذهنی ارائه گردد. چرا که در هر مقطع زمانی تعریفی خاص با توجه به نگرش های حاکم بر جوامع از پدیده عقب ماندگی ذهنی ارائه می شود و در نتیجه وظایف والدین نیز بر اساس این تعاریف و نگرشها، تعیین و مشخص می شوند (تیم چاک[3]، به نقل از نظامی 1366). والدین نه تنها نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی خود واکنش عاطفی نشان می دهند. فشار گروهها خواه واقعی باشد یا غیرواقعی، اغلب والدین را به کناره گیری از تماس های عادی اجتماعی شان وادار می سازد. خانواده بی اختیار گوشه گیر می شود و به دلیل افزایش این طرد اجتماعی و گوشه گیری، والدین تمایل به تمرکز دائمی و بیش از حد بر فعالیت های کودک پیدا می کنند. این افزایش توجه و تمرکز به ناتوانائی های کودک، موجب بروز اختلالات شخصیتی و روانی بیشتر والدین می گردد (داور منش، 1370).

وجود کودک عقب مانده ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط اعضای خانواده با هم و هر یک از آنان با کودک می گذارد و همین اثرات، چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه حل نشود، ضایعات جبران ناپذیری بر والدین و سایر اعضای خانواده و خصوصاً کودک عقب مانده وارد می کند. عامل هرگونه تفاهم و پذیرش یا عدم تفاهم در اصل خود والدین می باشند. بنابراین نوع عکس العملی که پدر و مادر در مقابل عقب ماندگی ذهنی فرزندشان از خود بروز می دهند در ایجاد جوی مساعد هم برای خود کودک و هم برای سایر افراد خانواده نقش بسیار حساسی را دارد (میلانی فر، 1370).

تعریف عقب ماندگی ذهنی[4]:

تاکنون تعاریف متعددی از عقب ماندگی ذهنی توسط دست اندرکاران و متخصصان مختلف ارائه گردیده است. اما باید اذعان نمود که تعریف دقیق و روشن عقب ماندگی ذهنی چندان آسان نیست، زیرا که عقب ماندگی ذهنی با شرایط یکسان و به یک میزان و با علل مشابه و آثار همانند در همه افراد عقب مانده ذهنی مشاهده نمی شود. عقب ماندگی ذهنی یک پدیده تک بعدی نمی باشد، بلکه یک شرایط مرکب و پیچیده ذهنی است. به همین جهت بسیاری از متخصصین امور تربیتی، روان شناسی و روان پزشکی و پزشکی علاقمند به بررسی ابعاد مختلف عقب ماندگی ذهنی می باشند. بدیهی است که در این میان، پزشکان در تعریف عقب ماندگی ذهنی عمدتاً توجه خاصی به ضایعات مغزی معطوف داشته و روان شناسان بیشتر به چگونگی رفتار در افراد عقب مانده ذهنی توجه می نمایند. در هر حال آنچه که مورد نظر غالب متخصصان آموزش و پرورش کودکان عقب ماندگی ذهنی می باشد، ارائه یک تعریف جامع از عقب ماندگی ذهنی و نمایان نمودن تمامی ویژگی های مربوط به تأخیر در رشد ذهنی و روانی و عاطفی و اجتماعی افراد عقب مانده است (افروز، 1370).

انجمن عقب ماندگی امریکا[5] تعریفی بدین قرار ارائه می دهد، عقب مانده ذهنی به شرایطی اطلاق می شود که در آن عملکرد کلی ذهن به طور مشخصی پایین تر از میانگین است و همزمان با آن در رفتارهای انطباقی نارسایی هایی دیده می شود که این وضعیت در دوران رشد پیش می آید (گروسمن، به نقل از منشی طوسی، 1369). عملکرد کلی ذهن بر اساس نتیجه آزمونهای هوشی استاندارد سنجیده می شود. زمانی که گفته می شود عملکرد ذهنی فرد پایین تر از میانگین است یعنی دو انحراف معیار نمره هوشی او از حد متوسط پایین تر است و رفتار سازگارانه عبارتست از درجه رسیدن فرد به معیارهای مناسب سن و گروه اجتماعی در استقلال فردی و مسئولیت اجتماعی می باشد (منشی طوسی، 1369).

کـانـر[6] دو طبقه از اشخاص مبتلا به نقص ذهنی را برحسب موقع و منزلت بزرگسالیشان تعریف کرد. تعاریف او میزان معلولیت را با توجه به شرایط محیطی که فرد معلول باید خود را با آن منطبق سازد مورد توجه قرار می داد و کندذهنی نسبی و مطلق را با توجه به تعابیر ذیل مورد تمیز و تفکیک قرار می داد.

نوع اول عقب ماندگی ذهنی شامل افرادی که در تمام جوامع دچار مشکل هستند یعنی نارسایی های آنها به گونه ای است که هم در جوامع پیشرفته و هم در جوامع غیر پیشرفته، عقب مانده ذهنی تلقی می شوند. و نوع دوم شامل افرادی می شود که محدودیت های هوشی آنها به طور قطع مرتبط با معیارهای فرهنگی خاص است که آنها را احاطه کرده که در جوامع ساده ترف آنها هیچ مشکلی در باب نایل شدن و برخورداری از برابری در برآورد آرزوهای قابل درک و عملی خود ندارند (رابینسون به نقل از ماهر 1366).

اینهلدر[7] شاگرد و همکار پیاژه تعریف هوش و عقب ماندگی را اینطور بیان می کند. هوش نتیجه تأثیر دائمی و متقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل به طور متعادل صورت گیرد موجب توانایی سازگاری با محیط و پیشرفت هوش می شود. کودک در مراحل مختلف رشد تصاویر ذهنی مختلفی دارد که از تصاویر ذهنی ساده شروع می شود و به تصاویر پیچیده تری می رسد. گذشتن از این مراحل یعنی از مراحل پایین به مراحل بالاتر بستگی به رشد هوش، ساختمان عصبی و بدنی، تجارب اجتماعی و تجارب زندگی او دارد.

اهمیت نظریه اینهلدر در هوش این است که پدیده های روانی و بخصوص هوش دارای الگوی مخصوص و از یک نظام کلی که اساس آن تجارب اولیه و عکس العملهای کودک از بدو تولد حتی قبل از اینکه قادر به تکلم باشد شروع می شود. این عکس العملها حسی و حرکتی هستند که کودک روابط محسوس عینی و عملی بین اشیاء و حوادث را بطور منظم یکی بعد از دیگری کشف کرده و پاسخهای عملی و درست به وضعیت های مختلف می دهد. از همین جا اینهلدر عقب مانده را افرادی از جامعه می داند که در مراحل پایین رشدی متوقف می شوند و در آنها کششهای نهاد قوی و زیاد است (به نقل از میلانی فر 1370).

طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی

افراد عقب مانده ذهنی را بنابر ملاکها و ضوابط مختلفی تقسیم کرده اند و علت تقسیم بندیهای متعدد این است که عقب ماندگی ذهنی یک بیماری یا سندرم واحدی نیست بلکه حالاتی است که بر اثر عوامل متعدد و متفاوتی بوجود می آید. از تقسیم بندیهایی که توسط متخصصین مختلف ارائه شده است می توان به طبقه بندیهای زیر اشاره نمود(میلانی فر 1370):

1-روان شناسان

2-روان پزشکان

3-متخصصین تعلیم و تربیت.

1- گروه دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر [8]

این گروه دارای بهره هوشی بین 70-50 می باشند. بدلیل آنکه شناسایی و تشخیص کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر در سنین پایین بویژه قبل از دبستان و دوره های اول دبستان بسیار مشکل می باشد. تعداد قابل توجهی از آنان در مدارس معمولی ثبت نام می کنند. البته بتدریج همزمان با پیچیدگی نسبی محتوای دروس و بویژه در اواخر کلاس و از کلاس دوم به بعد عقب مانده ذهنی این قبیل دانش آموزان بیشتر آشکار گشته و شناسایی و تشخیص آنان آسانتر می شود. دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر نمی توانند بهره لازم و کافی را از برنامه های آموزشی کلاسهای معمولی ببرند. این کودکان در هر حال آموزش پذیر بوده و قادر به فراگیری اطلاعات عمومی و درسها رسمی کلاس از قبیل خواندن و حساب کردن و مهارت های مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند. این دانش آموزان می توانند با حداقل مشاوره در زندگی خود کفایی اقتصادی و اجتماعی داشته باشند (افروز، 1369).

تشخیص افراد عقب مانده ذهنی آموزش پذیر بر اساس آزمایشهای عمومی و رشد بدنی به دلیل آنکه غالباً مشابهت فراوان با افراد عادی دارند تقریباً غیر ممکن می نماید. اما در راه رفتن و بویژه صحبت کردن، به طور کلی دچار کندی محسوس هستند. در این گروه افرادی پیدا می شوند که از لحاظ یادگیری در کارهای عملی و غیر کلامی به حد متوسط کودکان عادی می رسند. در مورد آموزش نیز اگر برنامه ها مناسب به اجرا گذاشته شوند، می توانند در زمینه درسی موفق باشند (نلسون[9] و ایزرائیل [10]1980 به نقل از منشی طوسی 1369). این افراد با رسیدن به سن بلوغ در جمعیت وسیع جامعه گم می شوند زیرا توانایی سازگاری شغلی و اجتماعی را دارا هستند. (میلانی فر 1370).

2- گروه کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر[11]

این گروه از کودکان دارای بهره هوشی بین 25 تا 50 می باشند. معمولاً تعدادی از کودکان عقب مانده ذهنی تربیت ÷ذیر در سنین دبستان در سازمان ها و مؤسسات مختلف و عده ای نیز در منزل نگهداری می شوند (افروز 1365). این کودکان و نوجوانان می توانند انجام امور ساده و آسان را فراگیرند و قادرند خود را از خطرات عادی حفظ نموده و از عهده کارهای شخصی خود برآیند. قوه تعمیم و تمیز آنها محدود است. امور و کارهای ساده را به آهستگی و با تأخیر می آموزند ولی برای یادگیری مسائل پیچیده استعداد کافی و تمرکز فکری لازم را ندارند. از لحاظ عاطفی وضع متغیری دارند. خیلی زود تحت تأثیر قرار می گیرند و در برابر مخالفت دیگران عصبانیت و حملات تهاجمی از خود نشان می دهند (میلانی فر، 1370). در حد بالای این گروه افرادی هستند که بهره هوشی آنها به سطح کودکان آموزش پذیر می رسد بنابراین از توانایی بیشتری برای یادگیری برخوردار هستند. و می توان با اصولی که در آموزش آنها لازم و ضروری به نظر می رسد به آنها درجهت یادگیری کمک کرد (مک کویین و پاترسون[12] 1983).

3- گروه کودکان عقب مانده ذهنی حمایت پذیر [13]

این کودکان که دارای بهره هوشی کمتر از 25 دارند به علت عقب ماندگی شدید ذهنی و بدنی قادر به یادگیری و تربیت پذیری در حد مطلوب نبوده و توانایی انطباق با محیط و سازگاری اجتماعی را ندارند. از نظر اقتصادی کارایی لازم را نداشته و نیاز به کمک مستمر در انجام کارهای شخصی دارند. تکلم و رشد گویایی در درجات پایینی است. قضاوت و استدلال در آنها کم و یا وجود ندارد. دقت و حافظه در آنها بسیار ضعف است. درجات پایین این گروه را افرادی تشکیل می دهند که به هیچ وجه فعالیت ذهنی نداشته و یا فعالیت ذهنی بسیار محدودی دارند. ولی درجات بالاتر را کسانی می دهند که قادر به تکلم کلماتی محدود هستند (میلانی فر، 1370) .

کودکان حمایت پذیر به کمک بسیار نیازمندند و حتی خیلی از آنها توانایی خودیاری ندارند. این کودکان اغلب در مؤسسه های ویژه نگهداری می شوند زیرا نگهداری آنها در خانه برای دیگر افراد خانواده مشکلاتی را ایجاد می کند و ممکن است بر روی سایر افراد خانوادو و کارکرد آن اثر بگذارد (نلسون و ایزرائیل[14]، به نقل از منشی طوسی، 1369).

لازم به ذکر است که در سالهای اخیر تنها، نگهداری این افراد مورد توجه نبوده بلکه به آموزش و پرورش این گروه از افراد نیز توجه زیادی مبذول شده است.

واکنشهای والدین نسبت به کودک عقب مانده ذهنی

تولد یک کودک عقب مانده ذهنی می تواند برای خانواده واقعه ای ناگوار باشد هاگامن به نقل از منشی طوسی (1369) برخی مسائل مربوط به واکشنها و سازگاری در برابر کودک عقب مانده ذهنی را مورد بحث قرار داده است. بی تردید در باتدا واکنشها به انتظاراتی معطوف می شود که از کودک بدنیا آمده انتظار می رفته است. اکثر والدین انتظار دارند که کودکانی جذاب، تیز هوش، تندرست، شاد و دوست داشتنی داشته باشند. والدین کودک عقب مانده ذهنی نه تنها برای انتظارات بر باد رفته خود افسوس می خورند، بلکه اغلب با فشارهای روانی و اقتصادی بسیاری نیز روبرو هستند.

وجود کودک عقب مانده ذهنی می تواند گوناگونی را برای والدین به همراه داشته باشد. ایجاد و تشدید اختلافات خانوادگی، تحمل بار سنگین اقتصادی، تحمل صحبت های دیگران در رابطه با کودک و بسیاری از مسائل دیگر می تواند از تظاهرات خانواده هایی باشد که کودک عقب مانده ذهنی دارند. والدین کودکان عقب مانده ذهنی در شرایط دشواری قرار دارند، زیرا از لحاظ اجتماعی ممکن است به خاطر فرزندشان احساس شرم کنند و این احساس شرم ممکن است به طور آشکار یا پنهانی موجب طرد کودکان شود. بسیاری از خانواده ها به شدت روش زندگی خود را تغییر می دهند. زیرا وجود کودک دارای عقب مانده ذهنی خانواده را درگیر کرده و فعالیت اجتماعی شان را تقریباً محدود می سازد (بکمان[15] 1991).

تأخیر در راه رفتن، تأخیر درحرف زدن، عدم استقرار و سکون، عدم توانایی کودک در انجام امور، زنگهای خطری هستند که وجود کودک غیر طبیعی را اعلام می دارند. خانواده در آغاز مسئله را جدی تلقی نمی کند. ولی بعد از مدتی که اختلالات کودک بارزتر می شود، خانواده دیگر قدرت توجیه را از دست می دهد. کندی رشد ذهنی کودکش را حس می کند. نگران می شود و به هر حال بنا به توصیه دیگران یا به میل خود به متخصص مراجعه می کند (داورمنش ، 1370).

معلولیت کودک، کندی رشد و امکانات سرپرستی ویژه ای که برای مراقبت جسمی و آموزشی کودک لازم است، بعلاوه سرخوردگی و رؤیاهای بربادرفته، همگی بر والدین فشارهایی وارد می کند که موجب برهم خوردن نظم و آرامش و تعادل خانواده می شود. تنش هایی که بخاطر مراقبت از کودک بوجود می آید، اشکال در ایجاد ارتباط با کودک بعلت عدم توجه از جمله مشکلات دیگری هستند که بر والدین تأثیر می گذارند. دالتون و اپشتاین[16] به نقل از ملک پور (1369) بیان می کنند که والدین ممکن است همزمان در مورد ناامیدی خود، غمگین بوده، در مورد مسئولیت و احساسات متضاد خود، احساس گناه کرده و در مورد آینده کودک نیز نگران باشند. والدین ممکن است خود را در زمینه بهبود وضعیت کودک ناکان ببینند گرابلر[17] می گوید: هنگامی که امید والدین برای بهتر شدن وضع کودک به نتیجه نمی رسد، خشمگین می گردند و این خشم، به نوبه خود، ایجاد احساس ناامیدی و گناه می کند ( به نقل از ملک پور، 1369).

واکنش همه والدین در مقابل معلولیت ذهنی فرزندشان یکسان نیست. ولی به طور کلی می توان پذیرفت که اکثریت قریب به اتفاق والدین اینگونه کودکان در مقابل معلولیت ذهنی فرزندشان به نحوی واکنشی نامطلوب از خود بروز می دهند که نوع و میزان این واکنش و عکس العملها، با توجه به جنبه های شخصیتی آنها و زمان بروز واکنش، با یکدیگر متفاوت می باشد. (ملک پور، 1369).

بسیاری از والدین اینگونه فرزندان خود را تا حد امکان از برخورد با دیگران منع نموده، تا آنجا که بتواند آنان را در محیطی دور از سایرین نگه می دارند. تأکید درجداسازی کودک معلول از اقوام، همسایگان و نزدیکان کم کم موجب انزواگرایی کل خانواده می گردد که این خود لطمات جبران ناپذیری برای خانواده به همراه دارد. زیرا انسان موجودی اجتماعی است و برای جبران نیازهای عاطفی و اجتماعی خود، احتیاج به برخورد متقابل با همنوعان خود دارد. پدر و مادر از داشتن چنین کودکی به شدت رنج می برند. گاهی خود را سرزنش می کنند و با نهایت ملاطفت، حداکثر کوشش خود را به پای کودک می ریزند و زمانی نیز دیگران را مقصر قلمداد می کنند. (سعیدی، 1369).

واکنشهای والدین به تشخیص اینکه کودک آنها عقب مانده است تا حد زیادی یک امر فردی است. نوع و شدت پاسخها به طور متنوعی گسترده است. اما یک دسته از واکنش ها به طور مشترک در میان اکثریت والدین با کودک عقب مانده ذهنی دیده می شود که عبارتند از :

1- واکنش های اضطرابی:

والدینی که به سبب داشتن فرزندان دچار نقص در ماتم از دست دادن یک رؤیا بسر می برند. احساسات تعمیم یافته اضطراب را نشان می دهند. اضطراب بخاطر این سؤال که چگونه باید بین مسئولیت تأمین رفاه یک انسان دیگر و حق فرد برای داشتن یک زندگی مستقل تعادل برقرار کرد ارتباط دارد. ایجاد این تعادل به یک سازگاری شخصی و درونی نیازمند است. (کرنیک[18] و همکاران 1985).

از آنجا که کودک عقب مانده ذهنی احتیاج به اتکاء زیاد و حمایت مستمر والدین دارد، چنین افرادی با داشتن کودک عقب مانده ذهنی دچار تضاد و درگیریهای بسیار می گردند. واکنشهای عاطفی پیچیده، واکنشهای ناسازگارانه شدید از جانب والدین آشکار می گردد. اینگونه والدین همواره این ترس را دارند که کودک عقب مانده همیشه با آنها خواهد بود. اگر چنین ترسی عمیق و دائمی باشد در والدین ایجاد اضطراب می کند (داورمنش، 1370).

گروهی از والدین که بسیار مضطرب و نگران هستند در برابر اولین اعلام خطری که به آنها می شود، دچار نگرانی شده و به متخصصین مختلف مراجعه می کنند تا هر چه سریعتر درمان کودک را آغاز کنند. این دسته از والدین نیز مشکلات خاص خود را دارند. معمولاً مایل نیستند که کودکشان همراه با سایر کودکان عقب مانده ذهنی در مدارس مخصوص اینگونه کودکان تحصیل کنند و گاه برنامه هایی را به کودک خود تحمیل می کنند که بیشتر از توانایی های او است و موجبات خستگی شدید او را فراهم می کند (رابینسون به نقل از ماهر 1366).

2- تمایل به طرد کودک

ناسازگاری عاطفی والدین بر روی رفتار آنها با کودک عقب مانده ذهنی تأثیر می گذارد. در بیشتر موارد این رفتار به شکل طرد کودک، آشکار می شود. فرید[19](به نقل از راتن و اسمیت[20] 1991) معتقد است که اینگونه والدین تصور می کنند که با تحت فشار گذاشتن کودک در خانه و سختگیری نسبت به کودک به او کمک می کنند. در حالیکه چنین محیط ناآرام و سختی کودک را به جانب بسیاری از اختلالات سوق می دهد. معمولاً چنین والدینی توجه زیاد به رشد چنین کودکی از خود نشان می دهند. اما این توجه اساساً انعکاسی از ترس و وحشت و اختلالات خود والدطن می باشد زیرا که پدر و مادر معمولاً به طور ناخودآگاه کودک را طرد می کنند و چون از چگونگی احساس خود نسبت به کودک بی اطلاع می باشند بنابراین دچار تضاد می گردند.

3- احساس گناه والدین :

اغلب اتفاق می افتد که والدین کودکان عقب مانده ذهنی به اشکال مختلف خود را مسئول یا مقصر وضعیت کودک بدانند و آن را ناشی ازعملی تلقی کنند که قبلاً انجام داده اند. ممکن است والدین به صورت یکی از سه شکل کلی ذیل احساس گناه خود را آشکار سازند. اولین شق مشتمل بر والدینی است که در سابقه زندگی یشان سندی مبنی بر انکه در واقع آنان نقس فرزندشان را موجب شده اند وجود دارد. چنین سوابقی استفاده از داروهایی در طول دوران بارداری، دارا بودن اختلالات ژنتیکی نهفته در خانواده، دچار شدن به بیماری قابل پیشگیری یا درگیر رخدادهای مشابه، که والدین معتقدند می توانسته اند از آنها پیشگیری کنند. دومین طریقی که والدین کودکان با عقب ماندگی ذهنی توسط آن احساس گناه را آشکار می سازند کمتر منطقی به نظر می رسد. این طریق در اعتقاد والدین به اینکه نقص کودک تنبیه عادلانه و عقوبت اعمالی خاص و ناپسند است که آنان در گذشته مرتکب شده اند. انعکاس می یابد نیازی نیست که بین ماهیت گناه گذشته و ماهیت نقص ارتباط وجود داشته باشد. سومین تظاهر احساس گناه برداشتی است که والدین نسبت به پیش آمدن چیزهای خوب و بد زندگی دارند. آنان اساساً اظهار می دارند چیزهای خوب برای افراد خوش اقبال و چیزهای بد هم برای افراد بد اقبال اتفاق می افتد. چنین اعتقاد کلی صرفاً به این سبب که نقص وجود دارد پدر و مادر را در احساس گناه باقی می گذارد (ویلککس[21] ، 1979).

بکمان[22] (1983) اظهار می دارد که احساس گناه و تقصیر در والدین بر اثر تولد فرزند معلول ذهنی بوجود می آید. این نوع فرزند تهدیدی بر علیه خود والدین است که موجب می گردد والدین نتواند از زندگی خود لذت ببرند. والدینی که چنین تفکری را دارند، برای آنها بی نهایت مشکل است تا کودک را بپذیرند. اینگونه والدین عقب ماندگی ذهنی فرزند خود را انکار می کنند و تمایل به دریافت کمک از دیگران برای بهبود وضعیت کودک را ندارند.

احساس گناه شکل خاصی از اضطراب است که از عوامل خود برتر بسیار قوی سرچشمه می گیرد. این احساس معمولاً در مقابل برخی از اعمال گذشته فرد بروز می کند. شخصی که بطور دائم احساس گناه می کند دارای یک درک شخصی ضعیف از موقعیت می باشد که خود را در مسیری بسیار ناخوشایند می بیند. وقتی احساس گناه بسیار قوی باشد. فرد احساس ناامنی و عدم حماطت می کند و به همین نسبت میزان احساس رضایت شخصی این افراد بسیار پایین می آید. هر قدر احساس گناه والدین بیشتر باشد تمایل آنها به متهم یا مقصر دانستن خودشان برای وضعیت کودک بیشتر می شود. نیکسون و سینگر به نقل از بلاچر[23] و دیگران (1980) اظهار می دارند که تعداد زیادی از والدین کودکان عقب مانده ذهنی خود شرمی و تقصیر افراطی را تجربه می کنند. والدین اینگونه کودکان نسبت به فرزند عقب مانده خود احساس گناه و مسئولیت می کنند، حتی زمانی که کودک آنها به طور روشنی دارای نقیصه نیست.

برکویتز[24] (1960) ابراز می دارد که مادران افسرده ای که دارای فرزند عقب مانده ذهنی هستند به طور معنی داری نسبت به مادران با کودک عادی احساس گناه و تقصیر بیشتری می کردند هم چنین در پژوهش او نشان داده شد که همانند جمعیت عادی احساس گناه و خود شرمی والدین با کودک عقب مانده ذهنی با افسردگی، ناامیدی، بی یاوری، و خودپنداره پایین ارتباط دارد. و نیز اعتقاد بر این است که احساس گناه که بوسیله والدین کودکان عقب مانده تجربه می شود به وابستگی والدین به کودکان خود، کارآمد بودن والدین، سیستم های سلامت خانواده، ارتباط سالم بین والدین ارتباط دارد (مایرسون[25] به نقل از بیلی[26] و دیگران 1992) .

ژاک [27](1979) عنوان می کند اینکه والدین با کودک عقب مانده ذهنی بین دو احساس عشق و نفرت از کودک قرار می گیرند حقیقت دارد. تضاد میان این دو احساس موجب بوجود آمدن واکنش احساس گناه و تقصیر می گردد و چون والدین نمی توانند به وجود این تقصیر اعتراف کنند، بنابراین احساس تقصیر به شکل واکنش طرد، حمایت بیش از حد، تحت فشار گذاشتن کودک انعکاس پیدا می کند.

والدین کودکان عقب مانده ذهنی ممکن است احساس گناه کنند. والدین ممکن است به دلیل آنکه حس می کنند نسبت به کودک خود خشم و خشونتی نشان داده اند. این احساس گناه برایشان پیش می آید و اینکه، انگیزه های غیرارادی برای طرد کودک و احتمال نابود کردن او در خود احساس می کنند. (ولفنزبرگر[28]، به نقل از ملک پور 1369).

بعضی از والدین به کودک به عنوان یک عامل تنبیه کننده که از جانب خدا، برای کیفر گناهی که در گذشته مرتکب شده اند، می نگرند. احساس گناه به خصوص هنگامی واقعی است که والدین انگیزه از بین بردن کودک خود را داشته باشد (ملک پور 1369).


بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود به نظر مایر وسا لووی1 (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیردهمچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند چنین برداشتی از هوش ه
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 158 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 181
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

بیا ن مسأ له

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود . به نظر مایر وسا لووی[1] (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیرد.همچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند .چنین برداشتی از هوش هیجانی این سوال را پیش می آورد که آیا هوش هیجانی با خلاقیت که یکی از انواع تفکر بوده و رفتاری است که از فرد سر می زند دارای همبستگی است یا خیر ؟

همچنین مساله دیگر آن ا ست که بسیاری از نظریه پردازان هوش هیجانی نظریه های خود را با ارزشیابی که از بزرگسالان به عمل آورده اند عملیاتی کرده اند و از ابزارهایی در این خصوص از آنها بهره گیری شده است مقیاس چند عاملی هوش هیجانی مایر و همکاران،(2000) مقیاس درک عاطفی بارنت[2] (1996) آزمون EQMAPکوپروساواف[3] (1997) و مقیاس هوش هیجانی شوتی[4] و دیگران (1998) بوده است . با این همه بیشتر ابزا رها یی که برای بر آورد هوش هیجانی با جنبه های مختلف آ ن ساخته ا ست عمومأ برای گروه سنی بزرگسالان و گاهی برای کودکان مورد استفاده قرار می گیرد (سالیوان 1999)[5].

در میان ابزارهای که برای گروه جوانان قابل استفاده ا ست سیاهه هوش هیجانی بارآن[6](2000) می باشد. به هر حال هوش هیجانی به دلیل مزایایی چون ارتقا سطح اعتماد به نفس انعطاف پذیری همدلی همسازی با دیگرا ن و تأ ثیر آ ن بر عملکرد خلاقانه افراد مورد تأ یید ا ست. چرنیس[7] (2000) و عاملی سازنده در حیات اجتماعی شخص تلقی می شود . لازاروی و فولکمن[8] (1984). در ایران در خصوص همبستگی و اثر گذاری هوش هیجانی و خلاقیت پژوهش چندانی انجام شده است . و با در نظر گرفتن اینکه هوش هیجانی زمینه ای برای ارتقا عملکرد خلاقانه است و نسل جوا ن برای سازندگی بیشتر نیازمندآن هستند کوشش زیادی صورت نگرفته است. ولذا پژوهش حاضر به دنبا ل پاسخگویی به ا ین سوا ل ا ست که آیا در بین دا نش آموزان دوره متوسطه همبستگی بین هوش هیجانی و خلاقیت آنان مشاهده می شود یا نه ؟

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش

از آنجا که توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد لازم ا ست دست اندرکاران نظام آموزشی توجه به پرورش و رشد و شکوفایی خلاقیت را در نظر دا شته باشند.

بایستی به معلمان خاطر نشان ساخت که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار آن،(1999)،لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگیهای شخصیتی آنها امری ضروری است.

نلر[9] (1960) یک مانع بر سر راه خلاقیت را نحوه تفکر دانش آموزان درباره خودشان می داند که آنها ارزیابی های منفی از خود داشته ونیز عدم باور دا شتن خود می تواند خلاقیت را پایین بیاورد.

گلمن[10] (1995) معتقد است می توانیم با شناسایی پایه های هوش هیجانی و آموزش به افراد، توانایی درک خود، مقاومت و کنترل احسا سات خود را افزایش دهیم و در ابعاد مختلف رشد در بعد شناختی هیجانی اخلاقی و اجتماعی تغییرات زیادی ایجاد کنیم .

گمان بسیاری از محققان مانند گیلفورد و تورنس[11] (1985) این است که خلاقیت را باید مجموعه یکپارچه از عناصری مانند (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط ) دانست که در کنار هم صفتی وحدت یافته را به نام خلاقیت می سازند.

در مورد هوش عمومی و خلاقیت همواره این سوال مطرح است که آیا خلاقیت یکی از عوامل هوش است.یا اینکه بین این دو استقلالی وجود دارد ؟ عده ای معتقدند بین این دو ارتباطی قوی وجود دارد و آنها شبیه بهم هستند و خلاقیت بدون هوش بی معنی ا ست .

عده ای دیگر معتقدند بین این دو ارتباطی وجود ندارد و آنها مستقل از هم عمل می کنند . در این دیدگاه اظهار می شود خلاقیت ترکیبی یکپارچه از عناصر مختلف سیالی ابتکار انعطاف پذیری و بسط ا ست. که بعدی خاص تحت عنوان خلاقیت را می سازند و این عناصر با هم در تعامل و ارتباط هستند.

این گمان نیز هست که اگر پیوستگی بین هوش و خلاقیت وجود دارد تا حد معینی از ارتباط است (سطح آستانه ای ) . و پس از این حد دو حوزه عملکردی مستقل خواهند داشت. علاوه بر اینها ادعا می شود لزومأ هر فرد باهوشی خلاق نیست و هر فرد خلاقی نیز کم هوش نیست . چنین مساله ای بر این عقیده استوار ا ست که خلاقیت ویژه افرادی خاص (با ضریب هوشی معین )ا ست. که تنها آنها قادرند قدرت آفرینندگی را دارا باشند و بعبارت ساده تر خلاقیت دارای توزیعی غیر نرمال است . گیلفورد[12] (1967) اعتقاد دارد ارتباط بین دو مفهوم در زیر سطح آستانه ای 120 بسیار قوی تر از سطوح بالای آ ستا نه ای است .

نظریه آ ستانه ای در حقیقت به میزانی معین از هوش برای خلاقیت اشاره دارد. تورنس (1967) نیر این میزان را با حداقل ممکن بین 115 تا 120 فرض می کند . (دادستان 1372 ).

یکی از کارکردهای اصلی آموزش و پرورش این است که دانش آموزان را نسبت به شخصیت خودشان آگاه سازد. دانش آموزان باید از همان سالهای ابتدا یی مدرسه بی همتا بودن خود و دیگران را بطور عمیق و کامل احساس کنند. فرد برای رسیدن به خلاقیت و خود شکوفایی نیازمند اعتماد به خود است .شخص باید به ارزش فردی خود اطمینان داشته باشد . اسبورن (1370).

از جنبه کاربردی اهمیت موضوع پژوهش را باید بطور عمده به نفع نظام آموزشی تفسیر کرد. اگرچه در سیستم آموزشی ما کمتر به شناسایی و پرورش خلاقیت توجه شده اما لازم است به شناخت دقیق فرایند های هوش هیجانی و خلاقیت پرداخته شود و عوامل موثر بر آنها بررسی گردد.نتیجه ای که از پژوهش حاضر حاصل خواهد شد این است که آیا بین هوش هیجانی و خلاقیت رابطه وجود دارد یا خیر ؟

اهداف پژوهش

هدف اصلی در این تحقیق

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران می باشد.

اهداف فرعی

1- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر و پسر.

2- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر رشته های ریاضی و تجربی وانسانی .

3- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان پسر رشته های ریاضی و تجربی وانسانی.

4- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر سال اول عمومی

5- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان پسر سال اول عمومی.


فرضیه های تحقیق:

الف : فرضیه اصلی

بین هوش هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان دوره متوسطه منطقه 11 تهران همبستگی وجود دارد .

ب : فرضیه های فرعی

1- بین میانگین هوش هیجانی دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

2- بین میانگین خلاقیت دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

3- بین میانگین هوش هیجانی دانش آموزان علوم انسانی با علوم ریاضی و تجربی تفاوت وجود دارد.

4- بین میانگین خلاقیت دانش آموزان علوم انسانی با علوم ریاضی و تجربی تفاوت وجود دارد.

5- بین میانگین هوش هیجانی دانش آموزان پایه اول با پایه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.

6- بین میانگین خلاقیت دانش آموزان پایه اول با پایه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.

متغیرها

اصطلاح متغیر[13] به خصوصیتی اشاره می کند که بوسیله آن اعضای یک گروه یا مجموعه از یکدیگر متمایز می شوند. اعضای گروه ممکن است افرادی باشند که از لحاظ جنسیت، سن، رنگ چشم، هوش، افت شنیداری، زمان واکنش به محرکها، نگرش نسبت به یک موضوع سیاسی و بسیاری از جنبه های دیگر با هم تفاوت دارند. چنین ویژگیهایی را می توان متغیر نامید (فرگوسن[14]، 1989)

متغیر مستقل: متغیری است که پژوهش گر می تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر هوش هیجانی به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است.

متغیر وابسته: متغیری که پژوهشگر نمی تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر خلاقیت بعنوان متغیر وابسته می باشد.

متغیر کنترل: متغیری که حضورش در پژوهش ملموس است و پژوهشگر آن را کنترل می کند در این پژوهش، سن، پایه تحصیلی، جنسیت و رشته تحصیلی متغیر کنترل می باشند.

تعاریف نظری وعملیاتی

الف) تعاریف نظری

هوش هیجانی[15]

مایر و سالوی هوش هیجانی را به عنوان مجموعه ای از توانایی های مرتبط به هم که دارای چهار بُعد اساسی می باشند، تعریف می کنند که این ابعاد عبارتند از:

1- شناسایی و بیان عواطف

2- استفاده صحیح از عواطف

3- فهم و درک عواطف

4- مدیریت و تنظیم عواطف (سیاروجی و همکاران- 2000)

گلمن هوش هیجانی را مهارتی می داند که دارنده آن می تواند از طریق خودآگاهی روحیات خود را کنترل کند، از طریق خودمدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی تاثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد. (مقصودی، 1383)

خلاقیت:

ازنظر تورنس[16] ( 1998) ، : خلاقیت عبارت است از فرآیند حل کردن مشکلات، مسائل، و اطلاعات، عناصر گم شده، چیزهای ناجور، حدس زدن و فرضیه‌سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها، تجدیدنظرکردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتایج. (سیف 1379)

ابراهام مزلو[17] خلاقیت را چنین تعریف کرده است:

خلاقیت در ابتدا از روان ناهشیار سرچشمه می گیرد. ایده های تازه (و یا نوآوریهای واقعی) است که با آن چه در حال حاضر وجود دارد،‌متفاوت است.

به عقیده برآن[18] (1989) مقدماتی ایجاد می شود. در این وسط معجزه ای رخ می دهد و چیزی به اسم خلاقیت حاصل می شود.

گیلفورد[19] (1971) خلاقیت را این گونه تعریف می کند:

تفکر واگرا در حل مسئله. به نظر او تفکر واگرا تفکری است که در جهات مختلف سیر می کند.

مک[20] کینون( 1985) خلاقیت را حل مسئله به نحوی که ماهیتی «بدیع و نو داشته باشد» تعریف می کند.

ویلیامز[21]( 1985) ، می گوید: «خلاقیت مهارتی است که می تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد».

استین[22] (1975) خلاقیت را به عنوان : یک فرایندی که منجر به ایده ای تازه شده و توسط گروه زیادی در زمانهای مختلف، مفید قانع کننده و تابع دفاع باشد» تعریف می کند.

گیلفورد ( 1971) ،در مدل «ساختار عقل» خود،‌خلاقیت را متشکل از 8 بُعد اساسی زیر می داند:‌

1- حساسیت به مسئله [23]

2- سیالی[24]

3- ایده های نوین[25]

4- انعطاف پذیری [26]

5- هم نهادی[27]

6- تحلیل گری[28]

7- پیچیدگی [29]

8- ارزشیابی[30]

به نظر او زیر هرکدام از این بعدهای اساسی چند بعد فرعی قراردارد. برپایه این مدل گیلفورد یک مجموعه ای از آزمون برای اندازه گیری خلاقیت ساخته که این مجموعه شامل 13 آزمون است. 9 آزمون کلاسی و آزمون شکلی تورنس[31] (1989) خلاقیت را بطور خلاصه مرکب از چهار عامل اصلی می داند:

1- سیالی: یعنی استعداد تولید ایده های فراوان

2- ابتکار: یعنی استعداد تولید ایده های بدیع، غیرمادی و تازه.

3- انعطاف پذیری: یعنی استعداد تولید ایده های متنوع و یا روشهای بسیار گوناگون.

4- بسط: یعنی استعداد توجه به جزئیات.

ب) تعاریف عملیاتی

هوش هیجانی

منظور از هوش هیجانی در این تحقیق نمره ای است که آزمودنیها از آزمون هوش هیجانی بار-آن بدست می آورند.

خلاقیت :

خلاقیت آفرینش فرآورده های پیچیده از مواد اولیه ساده می باشد که در این پژوهش منظور از خلاقیت نمره حاصل از اجرای آزمون سنجش خلاقیت عابدی در بین آزمودنیها می باشد.



پیشینه موضوع پژوهش

بعد از این که برای اولین بار سالووی و مایر در سالهای 1990 تئوری مدونی به نام هوش هیجانی ارائه کردند، از آن زمان تاکنون مطالعات زیادی در مورد این سازه در زمینه های مختلف صورت گرفته است. در این جا برخی از این مطالعات را ذکر می کنیم.

الف : درایران

زارع 1380 رابطه بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی را مورد ارزیابی قرارداد. وی در این تحقیق از پرسشنامه بار-آن به منظور پیش‌بینی موفقیت تحصیلی به وسیله هوش هیجانی استفاده نمود و دریافت که بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی همبستگی معناداری وجود دارد ولی بین هوش شناختی و هوش هیجانی همبستگی معنادار وجود ندارد.

بنکداری در سال 1384 به بررسی رابطه هوش هیجانی والدین با سازگاریهای اجتماعی فرزندان پرداخت . بدین منظور 252 دانش آموز دختر و پسر پایه چهارم دبستان شهر تهران بررسی شدند. در نتایج تحقیق وجود رابطه مثبت و معنادار بین هوش هیجانی والدین و سازگاری اجتماعی فرزندان داشت. مادران از طریق سه مولفه خودکنترلی- هوشیار اجتماعی و خودانگیزی توانایی پیش‌بینی سازگاری اجتماعی فرزندان دختر خود را دارند. و این امر نزد پدران به مولفه‌های هوشیاری اجتماعی – توانایی پیش بینی سازگاری اجتماعی فرزندان پسر را دارا می باشند. نتایج نشان می دهد که بین هوش هیجانی پدران و مادران تفاوتی وجود ندارد. تنها در مولفه خودکنترلی نمرات پدران بیشتر از مادران می باشد.

سازگاری اجتماعی دختران از پسران بیشتر است. اما از دیدگاه مادران تفاوتی در سازگاری اجتماعی فرزند دختر و پسر دیده نمی شود.

عباسی (1384) به بررسی و مقایسه هوش هیجانی دانش‌آموزان پسر کم توان ذهنی آموزش پذیر 12-10 ساله با و بدون اختلالهای عاطفی رفتاری در شهر تهران پرداخت. نتایج تحقیق بین دو گروه مادران فاقد و واجد اختلالات عاطفی رفتاری نشان داد که آنها در زمینه هوش هیجانی کلی و زیر مجموعه ای آنها که عبارتند از: خودآگاهی – خودکنترلی- خودانگیزی – همدلی و مهارتهای اجتماعی می باشند. تفاوت معناداری با یکدیگر دارند.

مقصودی (1384) به بررسی و مقایسه ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی(هوش هیجانی – خلاقیت – خودپنداری- خودکارآمدی – منبع کنترل) کارآفرینان تهرانی با افرادی عادی می پردازد که نتایج حاصل از داده های هوش هیجانی نشان می دهد که بین میانگین دو گروه کارآفرینان و افراد عادی تفاوت معناداری وجوددارد. بدین معنی که میانگین هوش هیجانی افراد کارآفرینی به نسبت افراد عادی بالاتر است. این تفاوت علاوه بر میانگین هوش هیجانی کلی در هر پنج مولفه ترکیبی هوش هیجانی نیز معنادار است یعنی میانگین گروه کارآفرینان در مولفه‌های درون فردی، میان فردی، سازگاری، کنترل تنش و خلق عمومی به نسبت افراد عادی بالاتر است.

پیرخائفی (1372) :

به بررسی رابطه بین هوش عمومی وخلاقیت در بین دانش آموزان پسر دوم نظری دبیرستانهای شهر تهران پرداخته است .نتیجه ارزیابی نشان می دهد که بین هوش عمومی و خلاقیت کلی نمونه تحقیق همبستگی ناچیزی وجود دارد .

ب : در جهان:

براکت[32] (2004) هوش هیجانی 330 مردو زن را با استفاده از مقیاس مایر و همکاران مورد ارزیابی قرارداد . در این تحقیق هوش هیجانی زنان به طور معنی داری بیش از مردان بود. همچنین هوش هیجانی همبستگی منفی و معنی داری با ناسازگاری و رفتارهای منفی اجتماعی داشت. نمرات پایین هوش هیجانی در مردان مربوط به درک هیجانات و استفاده از هیجانات (بهبود تفکر) بود و هوش هیجانی پایین در مردان با مصرف مواد و استفاده از الکل همبستگی داشت. همچنین این افراد دارای رفتارهای انحرافی بیشتر و ارتباطات اجتماعی ضعیف بودند.

سیاروچی[33] و همکاران (2002) در مقاله ای به عنوان «هوش هیجانی رابطه بین استرس و سلامت روانی را تعدیل می کند» مطالعه ای را شرح می دهند که برروی 302 نفر از دانشجویان به روش مقطعی انجام گرفت. 3 شاخه هوش هیجانی در این تحقیق مدنظر بودند که عبارتند از:‌ادراک و ارزیابی هیجانی،‌فهم و استدلال در مورد هیجانها و مدیریت و نظم‌بخشی در خود و دیگران.

استرس نیز در دو بُعد جر و بحث وگفتگوی مشاجره سر میز و وقایع منفی و ناگوار زندگی مورد توجه قرارگرفت. نتایج پژوهش حاکی از این بود که برخی از اشکال هوش هیجانی ممکن است افراد را از استرس محافظت کند و منجر به سازگاری و تطابق بهتری در آنان شود . این امر تلویحات روشنی برای پیشگیری از حالات افسردگی دارد. افرادی که در مدیریت و کنترل هیجانهای دیگران عملکرد خوبی دارند، از حمایت اجتماعی برخوردار بوده و احساس رضامندی بیشتری در زندگی دارند. این حساسیت روزافزون می تواند آنان را در مقابل افسردگی و افکار خودکشی محافظت کند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که هوش هیجانی رابطه میان استرس و متغیرهای سلامت روان را تعدیل می کند در مواردی افراد باهوش هیجانی بالا تاثیرات بیشتری از استرس داشته و سطح بالایی از افسردگی را نشان می دهند که آنها دو فرضیه را مطرح کردند.

فرضیه گم‌گشتگی[34]

که پیشنهاد می کند افرادی که در ادراک هیجان در سطح پایین قراردارند در واقع به استرس حساس هستند اما به آسانی تشخیص نمی دهند که استرس بر آنها چه اثری دارد. براین اساس افراد با ادراک هیجانی پایین درباره آن چه احساس می کنند، بیشتر سردرگم می شوند و درک پایین‌تری از چگونگی تاثیر آن بر زندگی ازخود نشان می دهند .

فرضیه عدم حساسیت[35]

پیشنهاد می کند که افرادی که ادراک هیجانی ندارند با موفقیت تفکرات استرس زا را سرکوب می کنند و یا در کل به آنها توجهی نمی کنند.

هانت و ایوان[36] (2004) در پاسخ به این سوال که آیا هوش هیجانی می تواند پیش بینی کند که افراد چگونه بر تجربیات تکانشی و ناگهانی پاسخ می دهند، مطالعه ای برروی 181 مرد و 233 زن اجرا کردند .نتایج نشان دادند که افرادی که نمرات هوش هیجانی بالایی داشتند نشانه های روانی کمتری در رابطه با تجربیات تکانشی نشان دادند علاوه براین مشخص شد که وقایع ضربه ای تاثیرات منفی بیشتری بر زنها داشت و مردها سازگاری بهتری با این تجربیات از خود نشان دادند.

در پژوهشی که توسط مایر و همکاران (2000) به عمل آمد، مشخص شد که افرادی که نمرات بیشتری در همدلی دارند، انطباق عاطفی بهتری داشته و معاشرتی هستند و در میان مردم محبوبیت بیشتری دارند. این افراد در پاسخدهی به محیط اجتماعی و ایجاد یک شبکه اجتماعی پشتیبان برای خود موفق‌ترند.

شات[37] (2001) در هفت مطالعه جداگانه به بررسی رابطه هوش هیجانی و روابط بین شخصی پرداخت. و دریافت که افراد باهوش هیجانی بالا از قدرت خودکنترلی بالایی برخوردار بوده و نگاه همدلانه بیشتری نسبت به دیگران دارند . آنها همچنین دریافتند که بین هوش هیجانی و مهارتهای اجتماعی رابطه مثبتی وجود دارد به این معنی که افراد باهوش هیجانی بالا قادر به مدیریت صحیح روابط خود بوده و توانایی رهبری بالایی داشته و در حال تعارضات بین شخصی تواناترند. آنها دارای روحیه همکارانه صمیمانه تری بوده که به حفظ و تداوم ارتباطها کمک می کند این افراد از رضامندی زناشویی بهتری نیز برخوردار می باشند.

لوپز[38] (2003) پژوهشی را برای 103 دانشجو به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارتباطات اجتماعی صورت داد. نتایج حاکی از وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و رضایت از روابط اجتماعی بود. افرادی که در مقیاس مدیریت هیجانی نمرات بالاتری گرفته بودند به احتمال بیشتری روابط خود را با دیگران مثبت ارزیابی کردند. همچنین این افراد حمایت بیشتری از والدین دریافت کرده و از تعاملات منفی کمتری با دوستان نزدیک خود برخوردار بودند.


نیازهای انسانی

نقش پرستار در جامعه جدید گستردگی بسیار یافته است و همانند گذشته در چارچوب فعالیتهای درمانی خلاصه نمی‌شود این تحول سبب می‌شود که پرستار وظایف خود را در ابعادی «عمومی» ارائه نماید نقش پرستار نقشی چند بعدی است و متکی به در نظر گرفتن بیمار به عنوان یک مجموعه زیستی – اجتماعی در شرایط ویژه می‌باشد که مستلزم بهره گیری از آموزش های گوناگون است امروزه اهم
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 88 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 125
نیازهای انسانی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه:

نقش پرستار در جامعه جدید گستردگی بسیار یافته است و همانند گذشته در چارچوب فعالیتهای درمانی خلاصه نمی‌شود. این تحول سبب می‌شود که پرستار وظایف خود را در ابعادی «عمومی» ارائه نماید. نقش پرستار نقشی چند بعدی است و متکی به در نظر گرفتن بیمار به عنوان یک مجموعه زیستی – اجتماعی در شرایط ویژه می‌باشد که مستلزم بهره گیری از آموزش های گوناگون است. امروزه اهمیت آموزش پرستاران در زمینه های گوناگون و نقش حیاتی آن در پیشبرد و سلامت جامعه امری انکار ناپذیراست و از طرفی لازمه موفقیت برای برنامه ریزی صحیح و منطقی آموزش پرستاران استفاده از نیازسنجی آموزشی می باشد که به همین منظور در تحقیق حاضر به بررسی نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان پارسیان از دیدگاه مدیران و پرستاران پرداخته شده است. در این فصل به منظور راهیابی به بنیانهای عملی پیرامون موضوع مورد مطالعه و برای دستیابی به چارچوب نظری جهت تدوین فرضیه های تحقیق وپیشینه پژوهش در دو قالب مورد بررسی قرار گرفته است.

1- در بخش اول سعی شده است اصطلاحات و مفاهیم کلیدی در ارتباطات با نیاز و نیازسنجی آموزشی و الگوهای نیاز سنجی آموزشی در مرتبط با پرستاران ارائه گردد.

2- در بخش د وم پاره ای از مطالب در خصوص آموزش، آموزش های ضمن خدمت، اصول و مبانی حاکم در نظام آموزش پرستاران و موارد دیگری از این قبیل مطرح شده است.

3- زمینه های تاریخی حرفه پرستاری، خدمات پرستاری و جامعه، پرستاری در جامعه نوین، تکامل تاریخی تحقیق پرستاری و .... در بخش سوم مورد بررسی قرار گرفته شده است.

4- در بخش چهارم سوابق مطالعات موردی انجام شده در زمینه تحقیق پرداخته شده است.

بخش اول : نیاز و نیازسنجی آموزشی

مفهوم نیاز

مفهوم نیاز یکی از وسیعترین و پرکاربردترین واژه‌هایی است که در حوزه‌های مختلف آموزشی وخدمات اجتماعی متداول است. در واقع نیاز مفهومی است پیچیده و دارای ابعاد گوناگون که درباره‌ آن هیچگونه تعریف منحصر به فردی که مورد پذیرش همگان باشد وجود ندارد و فهم آن بستگی به این دارد که این امر را در کدام یک از شاخه‌های علوم بشری و برای چه تحقیقی مورد بررسی قرار داده و از آن چه استفاده‌ای می‌کنیم هر کدام از علوم مختلف از دیدگاه خود به نیازها پرداخته‌اند به عنوان مثال فیزیولوژیست‌ها به بعد فیزیولوژیکی، روانشناسان به بعد روانی، جامعه شناسان به بعد اجتماعی نیازها پرداخته و اقتصاد دانان در چارچوب تقاضای مشتریان نیازها را مورد مطالعه قرار می‌دهند (مختاری آبکناری ، 1382ص43).

با توجه به مفاهیم نیاز تعاریف متعددی نیز در این زمینه وجود دارد که در ذیل به تعدادی از آنها می‌پردازیم.

بر اساس تعریف ارائه شده توسط آتکینسون و همکاران (1996ص 201) نیاز عبارت است از هرگونه فقدان یا کمبود احساس شده توسط فرد که مغایر با رفاه او باشد به عبارت دیگر نیاز اشاره به فقدانها و کمبودهای احساس شده توسط فرد دارد که اگر برطرف شود موجب افزایش رفاه و آسایش او می‌گردد (شعبانعلی فمی ، 1380 ص83). از دیدگاه ری( 1991، ص 80) نیاز بر فاصله بین آنچه که هست، وضع موجود و آنچه که باید باشد، وضع مطلوب دلالت دارد. در مطالعه وضع موجود داده‌ها وحقایق پیرامون مانند نگرشها، دانش، وضع زندگی مردم، سطح تولیدات آنها و سایر عوامل فیزیکی، گردآوری و تجزیه و تحلیل می‌گردند. همچنین «آنچه که می‌تواند باشد» معمولادر نتایج کارهای تحقیقاتی منعکس می‌گردد. در بسیاری از حالتها این یک وضعیت ایده آل و آرمانی را ترسیم می‌کند که ممکن است توسط بسیاری از مردم قابل دستیابی نباشد (همان منبع).

سیف (1376ص60)معتقد است که نیاز احساس کمبود یا نیاز در یک موجود زنده است .حجازی (1375ص60) نیاز را اطلاعاتی می داند که از گروه های مختلف از یک موفقیت آموزشی جمع آوری شده تا اختلاف وفاصله میان آنچه که موجود است وآنچه که مطلوب است را معین می کند .

وراب ودیگران (به نقل از سیف،1376ص56) معتقدند که نیاز حقیقتی است میان آنچه که هست وآنچه که باید باشد اختلافی وجود دارد که می تواند ناشی از تفاوت احاطه در دانش ومهارت ونگرشها باشد که کارآموزان برای انجام دادن بهتر ومطلوب تر وظایف خود آن را انجام می دهند. لذا بنابر آنچه که گفته شد می‌توان مفهوم نیاز را در مجموع به تلاش جهت کاهش اختلاف بین وضع موجود فعلی و وضع مطلوب آینده اطلاق کرد (فهیمی ، 1383ص43).

ویژگیهای نیازهای انسانی

برخی از ویژگیهای ابتدایی نیازهای انسانی عبارتند از :

1- تمام مردم نیازهایی دارند .

2- نیازها بیانگر فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب است .

3- مردم باید تفاوت بین وضع موجود واقعی و وضع مطلوب را تشخیص داده و قبل از آنکه برای هرگونه تغییری آماده شوند باید بتوانند ارزش وضع مطلوب را درک کنند.

4- وسعت فاصله بین دو وضعیت موجود و مطلوب نشان دهنده میزان نیاز فرد است .

5- نیازها در یک طبقه‌بندی معمولی به سه دسته فیزیکی ، اجتماعی و ادغامی تقسیم می‌شوند.

6- از نظر روان شناسی نیازها در دو گروه احساس شده و احساس نشده طبقه‌بندی می‌شوند.

7- نیازها می‌تواند در ماهیت انفرادی باشند یا در بین اعضای گروهها مشترک باشند.

8- نیازها به مرور زمان تغییر می‌کنند.

9- نیازهای مردم با افزایش سن و رشد و تغییرات اقتصادی و اجتماعی تغییر می‌کنند.

10- اهمیت نسبی نیازها از شرایط فیزیکی و هنجارهای فرهنگی تأثیر می‌پذیرد (شعبانعلی فمی،1380ص43).

طبقه بندی نیازها

کلاً نیازها را براساس معیارهای گوناگونی طبقه بندی می کنند که هر کدام بخشی از وجود وانواع نیازها را نشان می دهد ولی در کل نیاز بر پایه تمایلات وخواسته های هر فرد استوار است ولی این تمایلات وخواسته ها را باید مورد ارزیابی قرار داد وآنها را از نظر عقلانی طبقه بندی کرد در کل به نظر می رسد که طبق تعریف دو نوع نیاز کلی را می توان طبقه بندی نمود (عباسی، 1375ص75 )

1- نیازهای محسوس وآشکار که به سادگی قابل شناسایی هستند و نیازی به تحقیق در مورد آنها نیست. مانند نیاز به غذا یا نیاز به آموزش

2- نیازهای غیر آشکار (غیر محسوس ) : این نیازها که به آن نیازهای پنهان هم گفته می شود با وجود مشخص شدن آن معلوم نیست که چه کسانی به آن نیازمندند مانند تقلیل در کیفیت یا کمیت تولید که کمبود باید تحلیل شده وعلت آن بدست آید ومشخص گردد.

با توجه به آنچه که گفته شد می توان دریافت که نیازی که پنهان وغیر آشکار است باید ابتدا توسط اندیشمندان جامعه طرح وآنگاه بصورت یک نیاز محسوس به مردم آن جامعه ارائه گردد مثلا درک پدیده فقر برای تلاش در فقر زدایی عامل مهمی است چون تا فرد فقر خویش را درک نکند نمی تواند به رفع آن بپردازد .همچنین رفیع پور (1374ص25) معتقد به پوشاندن ومخفی کردن نیازهای پنهانی توسط نیازهای آشکار می گردد و می گوید که جامعه موجب اجتناب از برخی نیازها شده وآنها را به عنوان ناهنجاری طرد می کنند در ضمن هر چه سطح نیازها بالاتر می رود میزان آشکار بودن نیاز هم کاهش می یابد و در صورت ارضاء موجب بروز نیاز بعدی می گردد.

بنابر آنچه که گفته شد می توان گفت که از نظراندیشمندان وجامعه شناسان ومتخصصان علوم تربیتی که در زمینه نیاز مطالعه کرده اند تعریف واحدی از مفهوم نیاز وجود ندارد ولی در مجموع به تلاشهائی برای پوشاندن اختلاف بین وضع موجود فعلی و وضع مطلوب آینده اطلاق می گردد.

نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو

یکی از معروفترین نظریه های انگیزش درکار، نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو است از زمان معرفی آن در سالهای مبانی دهه 1940 تاسالهای پایانی دهه 1950 این نظریه در درجه نخست در قلمرو روانشناسی بالینی بود که مازلو بیشتر کارهای پیشرفته خود را در آن زمینه به انجام رساند. با توجه بیشتری که به نقش انگیزش در کار بعمل آمد، در دهه 1960 نظریه سلسله مراتب نیاز که به عنوان یک الگوی مطلوب رفتار انسانی در سازمان پدیدار شد تا اندازه زیادی به سبب معروف شدن الگو از سویً داگلاس مک گرگورً [1] درباره این نظریه بطور گسترده بحث شد و از سوی روانشناسان سازمان و مدیران مورد بهره گیری قرارگرفت .

الگوی مازلو از دو مرحله اساسی تشکیل شده است. مرحله نخست اظهار می دارد که افراد در ابتدا مخلوقاتی نیازمندند که از سوی آرزویی برای بر آورده کردن نیازهای نوع خاص برانگیخته می شوند. بر پایه مشاهدات بالینی، مازلو ثابت کرد که بیشتر افراد با شدت و ضعف مختلف، نیازهای زیر را دنبال می کنند:

1 ـ نیازهای فیزیولوژیکی

این نیازها ، اساسی ترین نیازهای انسان را تشکیل می دهد و نیاز به غذا ، آب و نیازهای جنسی را شامل می شود.

2 ـ نیازهای ایمنی

دومین دسته نیازها ، در زمینه فراهم کردن محیطی فیزیکی امن و مطمئن می باشد، محیطی که خالی از تهدید برای ادامه زیست باشد.

3 ـ نیازهای تعلق داشتن

این نیازها مربوط به آرزوی شخص برای پذیرفته شدن از سوی دیگران و برقراری دوستی است

4 ـ نیازهای احترام

نیازهای احترام بر پایه اشتیاق فرد به داشتن تصویر ذهنی مثبتی از خود و برخوردار شدن از شناخت، توجه و تشویق از سوی دیگران در قبال کمکهائی که فرد می کند تمرکز دارد.

5 ـ نیازهای خود شکوفایی

بالاترین دسته نیازها، خود شکوفایی است در اینجا شخص در درجه نخست با پرورش نیروی بالقوه خود به عنوان یک فرد می خواهد تا جایی که ممکن است، پیش برود.

بنابر نظر مازلو، نیازهایی که تا اندازه زیادی برآورده نشده اند در افراد ایجاد تنش می کنند، که این امر سبب می شود تا آنان به گونه ای رفتار کنند که این تنش کاهش یابد و وضع درونی آنان به حال تعادل بازگردد. وقتی یک نیاز معین با دسته ای از نیازها ارضاء شود توانایی خود را به عنوان یک نیروی انگیزش دهنده از دست می دهد تا دوباره آشکار شود یا به فعالیت در آید. به سخن دیگر بسیاری از نیازها دوره ای است. از این نظر الگوی مازلو همانند دیگر نظریه های انگیزش و شخصیت و مانند نظریه مورای است. دومین توضیح اساسی مازلو درباره نیازها، منحصر به خود او و بی سابقه است. به طور مشخص، وی استدلال می کند، نیازهایی را که انسان دنبال می کند، در همه جهان و میان ملتها، همانند یکدیگر است و اینکه این نیازها از نظر توالی به شکل سلسله مراتب تنظیم یافته اند به این معنی که هر گاه نیازهای رده پایین برآورده شوند. فرد در یک زمان در نردبان نیازها یک پله بالاتر می رود و کوشش می کند که نیازهای رده بالاتر را ارضاء نماید.

نظریه سلسله مراتب نیازهای تعدیل شده از سوی آلدرفر

در پاسخ به انتقادهایی که به طرح اولیه نیازها شد ، کلی تن آلدرفر [2]یک نظریه تعدیل شده را در زمینه نیازها پیشنهاد کرده است که اساسأ سطوح سلسله مراتب نیازهای مازلو را در سه سطح خلاصه می کند ، این الگو به نام نظریه وجود ـ ارتباط ـ رشد معروف شده است.

آلدرفر به طور مشخص سه سطح نیاز به صورت ذیل را مشخص می نماید:

1 ـ نیازهای وجود یا موجودیت

این نیازها شامل آن دسته از نیازهایی است که برای ادامه وجود انسان لازم است بنابراین این طبقه در

برگیرنده نیازهای فیزیولوژیک و امنیت می شود .

2 ـ نیازهای بستگی و ارتباط

این طبقه بستگی به این دارد که مردم چگونه با محیط اجتماعی اطراف خود ارتباط دارند و شامل نیازهای اساسی اجتماعی و ارتباطها و پیوندهای میان اشخاص می شود.

3 ـ نیازهای رشد

این دسته که بالاترین طبقه نیازها به شمار می آیند، شامل نیازهای خود محترم داشتن و خود شکوفایی است.

رویهم رفته، نظر آلدرفر این است که افراد در سلسله مراتب نیازها از نیازهای موجودیت به سوی نیازهای بستگی و ارتباط و نیازهای رشد، در حالی که هر یک از نیازهای رده پایین تر ارضاء شوند، به بالا می روند. الگوی آلدرفر درست مشابه الگوی پیشنهاد شده از سوی مازلو است. ولی نظریه آلدرفر به هر صورت از دو جهت اساسی با نظریه اولیه مازلو فرق دارد نخست، مازلو معتقد بود پیشرفت از یک سطح به سطح بالاتر، بستگی به برآورده شدن نیازهای رده پایین تر دارد، بدین سان افراد در نتیجه ارضاء نیاز در سلسله مراتب نیازها به پیش می روند. نظریه وجود ـ ارتباط ـ رشد آلدرفر ، برعکس مبتنی بر این است که علاوه بر فرآیند ارضاء ـ پیشرفت فرآیند ناکافی ـ برگشت وجود دارد. دومین تفاوت عمده با نظریه اصلی مازلو در این است که الگوی آلدرفر اظهار می کند که ممکن است بیش از یک نیاز، در یک زمان فعال یا عامل باشد. این فرضیه یک الگوی انگیزش با نرمش بیشتر را پیشنهاد می کند و از این نظر این الگو با الگوی نیازهای آشکار مورای مشابه است.

نیاز آموزشی

نیاز آموزشی عبارت از مجموعه یادگیری‌های لازم (در سه حیطه دانش، توانایی و نگرش) برای انجام صحیح و مؤثروظایف شغلی است. این نیاز زمانی پدید می‌آید که فاصله و شکافی میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب وجود داشته باشد (ابطحی،63ص)

نمودار (2-1) : مفهوم نیاز آموزشی

منبع : (ابطحی ، 1368ص97)

در واقع نیاز آموزشی چیزی است که فرد یا افراد به سود خود و سازمان وجامعه لازم است بیاموزند تا عملکرد، ‌مهارت، دانش محدود و یا نگرشهای نامطلوب آنان اصلاح گردد (خیری، 1383ص13)

همچنین نیازهای آموزشی به نیازهایی اطلاق می‌گردد که در حوزه‌های معرفتی، مهارتی و نگرشی مطرح می‌شوند و از طریق آموزش قابل رفع است.( چیزاری ، 1998ص 100)

نیاز آموزشی عبارت است از تفاوت بین آموزشی که در حال حاضر برای تواناسازی فراگیر جهت حصول به انتظارات اجرایی فراگیر صورت می گیرد و آن آموزشی که مورد نیاز است. بنابراین نیاز آموزشی را می توان تغییراتی دانست که در فرد یا افراد، از نظر دانش، بینش و مهارت باید به وجود آید تا افراد مزبور بتوانند مسئولیتها و وظایف مربوط به حرفه خود را در حد مطلوب و قابل قبول انجام دهند بر همین اساس برای بررسی نیاز های آموزشی سه سئوال مطرح است :

1- کدام اثرات آموزشی برای افزایش توانایی های فراگیر برای اجرای مهارتهای حرکتی ضروری است؟

2- کدام اثرات آموزشی برای گسترش ظرفیت فراگیر برای بدست آوردن دانش یا توسعه توانایی های ذهنی ضروری است؟

3- کدام اثرات آموزشی برای هدایت الگو های رفتاری فراگیر جهت طبقه بندی علائق، نگرشها و ارزشها و تنظیم آن برای یک نظام ارزشی ضروری است؟

اهمیت نیاز و نیاز سنجی در آموزش

در عصر حاضر با توجه به رشد سریع و همه جانبه دانش بشری، علم و هنر مدیریت روز به روز فنی تر و پیچیده تر می شوند به همین خاطر پرستاران برای موفقیت شغلی خود با نیازهای گوناگونی مواجه اند که می توان دانش فنی، مهارتهای شغلی و درک عمومی از حرفه پرستاری را از آن جمله دانست، ولی علاوه بر این نیازها، هر روزه نیازهای آموزشی جدیدی هم در زمینه علم پرستاری پدیدار می گردند که باید ارضاء شوند.

نیاز شالوده و اساس برنامه ریزی آموزشی است و برای تدوین هدفهای مطلوب در یک برنامه ریزی ابتدا باید نیازها را بررسی کنیم از طرف دیگر یکی از مهمترین عوامل و محرکهای مشوق برای شرکت پرستاران در برنامه های آموزشی برآوردن نیازها و خواسته های آنان می باشد. مطالعه در خصوص خواستها و نیازهای پرستاران از اساسی ترین ضروریات در تهیه و تدارک برنامه های آموزشی برای آنها است و از طرف دیگر برنامه های آموزشی پرستاران تنها زمانی برای آنان جذاب خواهد بود که با مشکلات و نیازهای واقعی آنان در ارتباط باشد بنابراین هرگاه محتوای برنامه های آموزشی بر اساس نیاز پرستاران تدوین شده باشد و پرستار از جمیع جهات احساس کند، آنچه او نیاز دارد همان است که به او عرضه می شود آن برنامه می تواند موفقیت چشمگیری داشته باشد اما بر عکس اگر آنچه به پرستار عرضه می شود با نیازهای او منطبق نباشد بدون تردید آن تاثیری نخواهد داشت.

در اهمیت نیاز اینکه اگر برنامه های آموزشی منطبق بر نیاز پرستاران باشد از اتلاف منابع و هزینه به نحوه چشمگیری جلوگیری به عمل خواهد آمد و منجر به ارتقای سطح دانش ، بینش و نهایتاً مهارت آنان می گردد. دلایل متعددی برای نیازسنجی آموزشی پرستاران وجود دارد که به برخی از آنان در ذیل اشاره می گردد :

1- نیاز سنجی آموزشی دقیقاً معلوم می کند که چه پرستارانی نیازبه آموزش دارند و به چه آموزش های نیاز دارند. برای پاسخ به این سئوالات نمی توان به حدس و گمان مسئولان و سلیقه های شخصی و یا فقط به علاقه توجه داشت بلکه باید اهداف، نیازهای اجتماعی و از همه مهمتر، نیازهای رشد و تعالی پرستاران را مد نظرقرار دارد.

2- مطالب آموزشی باید تاثیر به جای گذارد و تغییر وتحول ایجاد کند. انجام چنین اموری بدون نیاز سنجی آموزشی همراه با برنامه های دقیق و محتوای مناسب امکان پذیر نخواهد بود.

3- موفقیت هر موسسه و یا سازمانی از جمله بخش بهداشت و درمان ایجاب می کند که پرسنل آن سازمان در حد مطلوب فعالیت نمایند، فعالیت درحد مطلوب ایجاب میکند که نیازسنجی آموزشی صورت پذیرد.

4- نیاز سنجی آموزشی در حقیقت توجیه کننده دوره های مختلف آموزشی است.

5- یکی از دلایلی که نیاز سنجی آموزشی را توجیه می کند آن است که تا سرحد امکان اطمینان حاصل شود که هم محتوا و روش های آموزشی و هم سطحی که برای تدریس موضوع انتخاب شده، مناسب ترین است.

6- نیاز سنجی آموزشی از دیدگاه انسانی و بشردوستانه می تواند گامی در جهت کاهش فقر، بیکاری و نابرابری ملل محروم و از نظر بهداشتی می تواند منجر به سلامت جامعه و درنتیجه پویایی جامعه و از نظر اقتصادی می تواند منجر به افزایش تولید و در نتیجه افزایش درآمد و از نظر سیاسی می تواند باعث ثبات یک جامعه، تعین آزادیهای مشروع و از نظر زیست محیطی می تواند موجب حفظ، احیاء، توسعه و بهره برداری صحیح از منابع طبیعی گردد. ( شریعتی، 1378 ص56)

انواع نیاز آموزشی

نیازهای آموزشی بر اساس ماهیت عمدتاً به چهار گروه تقسیم می‌‌شوند:

1- نیاز هنجاری [1]: این نیاز زمانی مطرح است که دانش و آگاهی فرد متصدی شغل، پایین تر از استاندارد یا فرمهای تعیین شده برای آن شغل باشد .

2-نیاز احساس شده[2] : ‌این نوع نیاز معمولاً از طریق پرسش ساده از فرد مسئول یا متصدی یک مؤسسه، در مورد اینکه چه چیزی آنها نیاز دارند تا آموزش ببینند، مشخص می‌شود. که این نیاز مترادف خواستن است.

3- نیاز ارائه شده یا مورد تقاضا[3] : در شرایطی که فرد یا مؤسسه، خود جهت برطرف کردن نیاز حس شده اقدام کند، به آن نیاز مورد تقاضا گویند.

4-نیاز مقایسه‌ای[4] : این نیاز زمانی ایجاد می‌شود که فرد خصوصیت ، تواناییها ،‌مهارتهای علمی و تخصصی خود را با افراد هم سطح و هم شغل خود مقایسه کند و تفاوتهایی را مشاهده کند که به آن تفاوتها، نیاز آموزشی مقایسه‌ای می‌گویند (چرمچیان لنگرودی ، 1382ص78).

اولویت بندی نیازهای آموزشی

محدودیتهای زمان، بودجه و الزامات اثر بخشی اقتضا می‌کند که نیازهای آموزش پس ازشناسایی، اولویت بندی شوند . اهمیت اولویت بندی از آن جهت است که نیازهایی را که برای شغل ارزشمند است مشخص می‌کند و داده‌هایی را که برنامه آموزشی بر آن بنا خواهد شد تعیین می‌کند و از این رو در خدمت اثر بخشی و کارآیی آموزش قرار می‌گیرد.

ترک زاده (1378ص35) معتقد است که اولویتهای آموزشی را می‌توان به طرق گوناگون و با توجه به معیارهای مختلفی تعیین کرد. از جمله اینها می‌توان به مواردی مانند: اهداف، استراتژیها و خط‌مشی‌های سازمان، هزینه اثر بخش رفع نیازها (نسبت ستانده به داده محاسبه و نیازهای آموزشی بر حسب نسبت‌های به دست آمده به ترتیب نزولی اولویت بندی می‌شوند)، هزینه فرصت از دست رفته در صورت عدم رفع نیازها، طول مدت و زمان منابع لازم و موجود برای رفع نیازها، مقایسه هزینه‌های رفع و عدم رفع نیازهای آموزشی و تعداد افرادی که درگیر یک نیاز هستند اشاره کرد.

همچنین نیازهای آموزشی را می‌توان به جویهای کوچکی تشبیه کرد که از به هم پیوستن آنها، رود بزرگی تشکیل می‌شود به نام نیازهای آموزشی، با بزرگ شدن حجم نیازها، ممکن است که مسئولان و برنامه‌ریزان از اتخاذ تصمیمات صحیح باز بمانند و آنها نتوانند که رشته فعالیتها را می‌باید از کجا شروع کنند و به کجا خاتمه دهند.از این رو جهت رفع مشکل فوق ضرورت دارد که نیازهای آموزشی مطابق نمودار (2-2)، از میان صافیهایی عبور داده شوند تا ضمن تقلیل نیازها، امکان تعیین اولویت آنها هم میسر شود. اولین فیلتری که نیازها باید از آن عبور داده شوند، «اهداف سازمان » است. هماهنگ نمودن نیازهای آموزشی با اهداف سازمان باعث خواهد شد که بسیاری از نیازهای آموزشی که در اولویت نیستند، شناخته شوند و به آینده موکول گردند. دومین فیلتر «امکانات سازمان» است و شامل بودجه آموزشی، پرسنل آموزش ، امکانات و مواد کمک آموزشی و ... می‌شود که در مقابل نیازهای آموزشی، محدودیتهایی را به وجود خواهند آورد .

سومین فیلتر «شرایط فراگیران» است. این محدودیتها باعث ایجاد فیلتر اولویتها شده و اولویتها معمولاً به برطرف کردن آن دسته از نیازهای آموزشی داده می‌شود که اساسی‌ترین مشکلات را برطرف نمایند. سپس آموزشهای ضروری به دو دسته آموزشهای کوتاه مدت و آموزشهای بلند مدت تقسیم شده و اقدامات لازم جهت رفع نیازها به عمل می آید (ابطحی ، 1368 ص46) .


آیا موسیقی آرام بخش می تواند در تمرکز دانشجویان تأثیر گذار باشد

در پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران مرکز رشته روان شناسی شهر تهران در سال تحصیلی 1387 پرداخته شد ، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی روان شناسی دانشگاه تهران مرکزی در سال تحصیلی 88 – 1387 می باشد که از این گروه تعداد 50 نفر بعنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری
دسته بندی زبان های خارجی
فرمت فایل doc
حجم فایل 149 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 242
آیا موسیقی آرام بخش می تواند در تمرکز دانشجویان تأثیر گذار باشد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

در پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران مرکز رشته روان شناسی شهر تهران در سال تحصیلی 1387 پرداخته شد ، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی روان شناسی دانشگاه تهران مرکزی در سال تحصیلی 88 – 1387 می باشد که از این گروه تعداد 50 نفر بعنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند که برای 25 نفر از این گروه موسیقی اجرا شده و برای 25 نفر اجرا نشده است و روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است .

ابزار مورد استفاده آزمون تولوز پیه رون می باشد که با استفاده از روشهای آماری به بررسی داده ها پرداخته ، در نهایت نتایج ذیل استخراج شده است :

بین دو گروه آزمودنی آزمایش و گواه از نظر میزان دقت تفاوت معناداری وجود ندارد بنابراین می توان نتیجه گرفت شنیدن موسیقی آرام بخش بدلیل عدم کنترل عوامل مزاحم و .......... نتوانسته بر افزایش دقت آزمودنی تأثیر داشته باشد .


مقدمه

برای مواجهه شدن با سوالات بی شمار این جهان درهایی از رنج های بی شمارش راهی جز رشد هوشیارانه ای برای پیمودن نیست . این هوشیاری ، آن نوع هوشیاری است که از خلال رویا شدن حس زیبا شناسی و ادراک آن حاصل می شود و تداوم می یابد .

این هوشیاری روح شناخت زیبائی های این جهان را در زبان موسیقی ، زبان رقص ( ریتم حرکت) و زبان شعر که به بیانی مهربان ترین و شاید عاشقانه ترین پیام های خلقت می باشند ، بازشناسی می کند و آنها را بعنوان فرزندان هنر به قالب هویت می کشاند و پیام آنها را به زبان رنگ – شکل – طراحی – نقاشی و نور و .......... تفسیر نموده و با نهادو درون انسان و هستی پیوند می دهد و معنا می کند ( کنگره هنر درمانی ، 1385 )

هنر این چشمه زاینده که آب حیات از آن می جوشد ، دارای ارزش جاودانگی و بخشیدن حیات ابدی است . هر کس بخواهد حیات جاودانه بیابد باید در آن وارد شود و شستشو کند . تمام کائنات و عالم خلقت غرق در دریای هنرند و با صدا و رقص و حرکت ، سجود خود را در برابر سازندة خود بجا آورده و نماز می گذارند .

موسیقی

موسیقی نیازی فیزیولوژیک ، ذهنی ، احساسی ، اجتماعی ، فرهنگی در زندگی انسان است و از این طریق نیازهای ریشه ای گسترده در تار و پود زندگی بشر پیدا کرده است .

موسیقی رابطه زیستی و فیزیولوژیک با مغز آدمی دارد . ریتم ، محرک بیولوژیک و ملودی لذّت خوشی و خیال انگیزی است . به این دلیل کوچکترین کنش ریتمیک و نوای موزون روح و جسم را بر می انگیزد .

از آغاز نوزادی بدون آن که آموزشی در کار باشد توجه به ریتم وملودی وجود و مغز به هماهنگی ، نظم و سازماندهی اصرار و گرایش دارد و موسیقی جلوه و تشابهی از این هماهنگی است .

موسیقی نیازی شناختی است . با توجه به موسیقی دنیایی از زیبائی ها ، رمز و راز صوت ها ، هماهنگی ها و وحدت اجزا و ارضای خیال انگیزی ها گشوده می شود و ذهن از ورود به تصورهای تازه ،الهام و خلق افکار جدید لذّت می برد . اندیشه ها و افکاری که در ذات دانش موسیقی وجود دارد وبا کنجکاوی بشر اندکی از آن کشف شده و دانش گسترده موسیقی امروزی را بوجود آورده است .

از سوی دیگر موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیّل ، حافظه ، تداعی ، الهام و ........ درآمیخته که در نتیجة آن مقوله ای شناختی بوجود آورده است.

امّا موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است . موسیقی سیستم عواطف مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت می بخشد .

هم چنین موسیقی نیازی اجتماعی است و همبستگی در ذات مطبوع آن وجود دارد . هر جا موسیقی جاری است گروهی در کنار هم جمع اند زیرا موسیقی به راحتی می تواند احساس ها و بیان مشترکی را در جمع بوجود آورد و نیروی عمومی را بر انگیزد . موسیقی نیروی همدلی است ، از آن می توان در تفاهم اجتماعی و سلیقة ملّی بهره جست .

هم چنین موسیقی زبان احساسی تاریخ و فرهنگ ، آیین ها و مراسم بشری است به خصوص آن گاه که کلام و نوشتار ناتوان بوده اند . در طول تاریخ موسیقی وسیله ارتباط و بیان نیاز و القای خواست ها بوده است . موسیقی از احساس برخاسته و با آن شکل و تحول یافته است . موسیقی هر ملتی معرف روحسه و سیر عاطفی و حالت روحی آن است . از این رو با شناخت موسیقی اقوام به روش ها و نگرشهای عاطفی و رفتاری آنها پی برد و رفتارهای احساسی آنها را پیش بینی کرد .

ریتم ها ، ملودی ها ، فواصل فیزیکی و گردشهای آهنگین موسیقی هر منطقه ای بر اساس طبیعت ، گنجایش ظرفیت عاطفی و نگرشهای حسی و حرکتی مردم آن شکل گرفته است .« زاده محمدی ، 1380 »

زمانی موسیقی در دست طبیبان نخستین برای تسخیر امراض و اشباح مزاحم و خروج آنها در هیجان ضرباهنگ و حرکات و آواهای موزون شفابخش بود و روزگاری دیگر در اندیشه یونانیان برای تنظیم هارمونی عناصر بدن به کار رفت و امروز در برداشتی علمی و کاربردی برای ایجاد نیروی زندگی ، سلامت و توانایی در مراکز گوناگون پزشکی ، روان پزشکی و زندگی روزمره مردم حضور یافته است .

امروز دیگر همه افراد از کوچک تا بزرگ ، آرام و بی قرار ، بیمار و سالم ، از فرد رنجور و مضطرب تا افسرده و ...... از قوای آرام بخش و دلنشین موسیقی بهره می برند . (اشمیت تپرز ، ترجم زاده محمدی ، 1380 )

تم های آرام بخش ملایم یکنواخت و ریتم آن آرام است . این تم حالت عاطفی خاصی ندارد بعبارت دیگر شور و حالی بوجود نمی آورد و یا کسی را تحریک نمی کند و در خود فرو نمی برد ممکن است یک ملودی حالت دار مانند ملودی خرین ، فرد افسرده ای را آرامش دهد امّا این آرامش ناشی از ساختار ملودی نیست بلکه ناشی از شرایط زمان و احساس شنونده است . در واقع این ملودی آرام بخش مقطعی و مشروط است .

مهم ترین خصیصه ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را القا نمی کند . ریتم وگردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجان ها و خستگی ها بکاهد و با آهسته کردن احساس و هیجان در گردشها و فواصل مطبوع وبزرگ حالتی آرام و خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساسی ایجاد کند ( زاده محمدی ، 1381 )

بیان مسئله

موسیقی یکی از ابزارهای تربیتی اثر گذار زندگی معاصر است و هر کس ناگزیر به شکلی از آن استفاده می کند . پس فهم آن نیز جزء آموزش فکری مردم و از جمله وظایف آموزش و پرورش هر کشوری است . بی شک موسیقی موهبت و پرتویی الهی است و ضرورت وجود و استفاده از آن در تقدیر بشر و برنامه ریزی یزدانی قرار دارد و نیازی زیستی و سرشتی قوی پیشتوانه آن است که این گونه در زوایای گوناگون زندگی بشر از آموزش و تربیت و یادگیری تا نیایش و درمان و سرگرمی او نفوذ پیدا کرده است . موسیقی هم چون امواج دریا سراسر انرژی ، کشش وعلاقه ، دوستی ، محبت و جذابیت است . این انرژی و کشش وقتی از حد خود بگذرد امواج خروشان و طوفانی می شود که پریشان کننده است وانسان بدون قایق اندیشه در این دریای مواج ادوار خود گسسته ، خواهد شد .

موسیقی مانند یک زبان مطالعه و به دلیل همگانی بودن و نیاز عمومی به آن در واقع نوعی زبان مادری و درونی بشر است . زبانی که هر روز به صورت های مختلف ، کلمه ها ، و مفاهیم آن را می شنویم و حس می کنیم . شایسته آن است که قواعد ، اجزاء ، ترکیب و ارکان این زبان رایج را بشناسیم و با فهم و درایت به دنیای زیبا ، تصور و الهام های آن وارد شویم و زیبایی ، تجربه های عرفانی و الهامی وسیر روحی آن ها را احساس کنیم به همین دلیل فراگیری ارکان و اصول موسیقی جزء اهداف و برنامه های عالی آموزش و پرورش در تمامی مقاطع کشورهای پیشرفته جهان است و از نیازهای انسانی به شمار می رود .

موسیقی درمانی به مفهوم عالی و تجربی آن با گذر از تاریخ کهن و افسانه ای ، سرانجام با کوله باری از دانش و تجربه بعنوان رشته ای علمی و دانشگاهی به ثمر نشست و نیروی سیال و سحر انگیز موسیقی همگام با دانش پزشکی و روان شناسی به زندگی بشر نشاط ، سلامت و انرژی بیشتری بخشید .

موسیقی درمانی راه و روش استفاده از موسیقی برای ایجاد آرامش ، خوشی ، سلامت و توانایی فردی و اجتماعی است .

جامعه ایرانی علاقه مند و نیازمند موسیقی است . موسیقی بخشی از فضا ، مکان ، تاریخ و احساس اوست . در طول تاریخ ، روحیه ایرانی به هنر سرزنده و سازگار بوده است . تاریخ ایران بیش از هر صنعت دیگری با جلوه های هنر نمایان است . روحیه عاطفی حالت های شیدائی و ظرافت های احساسی و الهامی خمیر مایه خلاقیت های تاریخی هنر است . هنری که عشق ورزیدن ، وحدت و دلدادگی های متعالی اساس آن است .« زاده محمدی ، 1380 »

به عبارت دیگر جامعه ایران نیازمند ارتقای درک علمی از موسیقی و ترمیم فرهنگ شنوایی موسیقایی است تا از گردونه محدود احساسی خارج و بر فضای گسترده و فکورانه آن نظر پیدا کند و موسیقی را بفهمد و بخوبی در اختیار گیرد .

موسیقی درمانی یکی از جلوه های کاربردی موسیقی در زندگی عموم است . آشنایی با این رشته نیز می تواند استنبا و انتظار عموم از موسیقی را ارتقا بخشد و ذهن را بسوی کاربرد گسترده آن وارد سازد . « زاده محمدی ، 1380 »

پژوهش های متعددی تأثیر موسیقی را بر علایم حیاتی و هورمونهای بیماران جسمی از جمله جراحی ارتوپدی ، بی هوشی و دندان پزشکی نشان می دهد .

در تحقیقی جامع ، اسپینتج و دورو ( 1985 ) اثر موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) بر ضربان نبض ، فشار سرخرگی خون ، سطح ترشح هورمون رشد ( GH ) ،سطح ترشح ACTH و سطح ترشح پرولاکتین در پلاسمای خون بررسی شد . 50 بیمار جراحی دندان ، با عنوان گروه آزمایش در هنگام درمان، موسیقی آرام بخشی شنیدند و در مقابل گروه موسیقی دریافت نکردند .

این اختلال ( ADD ) و هم چنین اختلال فقدان توجه در افراد بیقرار و ناآرام و بیش فعال ( ADHD ) در حدود 10 تا 15 درصد مردان جوان آمریکایی را مبتلا ساخته است و ویژگی های آن بیقراری و عدم توانایی در تمرکز ، تغییر ناگهانی خلقیات و مشکل ایجاد ارتباط است . در مطالعه نوزده کودک هفت تا هفده ساله ، که مبتلا به اختلالات فوق بوده اند ، محققین موسیقی موزارت را سه بار در هفته پخش می کردند .

موسیقی مورد مطالعه ، Disk بود که 100 نفر شاهکار موسیقی نامیده می شد و شامل مولف کنگ ، آمادئوس موزرات ،کنسرت پیانوی شماره 21 ، عروسی نیگارو ، کنسرت فلوت شمارة 3 از دون جیروانی و سایر کنسرتوها و سوناتها بودند . محققان گزارش دادند که افرادی که به این مجموعه گوش می کردند ، از میزان امواج تتای مغزی آنان کاسته شد واین امواج با آهنگ موسیقی کاملاً انطباق یافتند و از کنترل خلقیات و تمرکز بیشتری بهره مند شده . مهارتهای اجتماعی آنان رشد یافت . در میان افراد مورد آزمایش این توانایی را تا شش ماه پس از آزمایش حفظ کنند . بدون آن که تحت آموزش جدیدی قرار گیرند . « کمپ بل ، ترجمه شیخ جوادی ، 1380 »

تحقیقاتی که توسط کولن در سال 1992 در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان سنت جرج لندن صورت گرفته نشان می دهد که موسیقی به میزان قابل توجهی در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانی بیماران که در بخش آی – سی – یو بستری بوده اند تأثیر داشته است زیرا ثابت شده که سیستم اعصاب انسان به محرک های موزیکال پاسخ مثبت می دهد و عملاً موسیقی در تغییر حالت بیماران مؤثر می باشد .« تد ، اندروز ، ترجمه عمرانی ، 1380 »

پژوهش هایی که روی دو گروه بیمار که مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند انجام شده ، تأثیر موسیقی را نشان می دهد ، روی دسته اول بیماران از موسیقی استفاده نشد ولی برای گروه دیگر اقدام به پخش موسیقی گردید . کاهش فشار خون و ضربان قلب برای گروهی که از موسیقی استفاده کرده بودند کاملاً مشهود بود ؛ آزمایش ها نشان داده که موسیقی بیشترین اثر را در ایجاد رابطه مثبت و مؤثر بین بیمار و پزشک و پرستار و اطرافیان بیمار دارد .

در چند دهه اخیر موسیقی درمانی جزو رشته های دانشگاهی شده و عامل اصلی این امر رشد مستمر حجم پژوهش در زمینة موسیقی و کاربردش در پزشکی و روان پزشکی است . صرف کمی وقت در کتابخانه عمومی منتج به یافتن حجم عظیمی از اطلاعات ارزشمند خواهد شد .

از دهه 1950 چندین مؤسسه شروع به گردآوری ، سازماندهی و معرفی انبوهی از پژوهشهای مربوط به موسیقی درمانی کرده اند . دو مؤسسه ملی موسیقی درمانی و انجمن آمریکایی موسیقی درمانی از معروفترین آنها می باشند .

بگی ( 1996 ) در تحقیقی نشان داد که موسیقی سبب نوسازی سیرهای عصبی و تقویت چرخه های نوروتراسیمتری بین نورونی می گردد . حتی گوش دادن به موسیقی نیز می تواند تمرینی برای مغز در زمینة افزایش تمرکز و قدرت تفکر است . « به نقل از حسینی تنکابنی ، 1382 »

سوس ( 2001 ) می گوید که دانش آموزان با ناتوانی یادگیری به سختی می توانند برای مدت طولانی تمرکز داشته باشند . هم چنین احتمال بیشتری وجود دارد که حقایق یادگیری را به عنوان کوشش موقتی برای خوشایند معلم یا جهت گذراندن امتحان یاد می گیرند . تحقیقات اخیر نشان می دهد که ناتوانی یادگیری بعلت واحدی بوجود نمی آید بلکه مشکل در یکپارچگی اطلاعات از مناطق مختلف مغز با یکدیگر است .

از آنجایی که بیشتر حافظة فعال در لب فرونتال جای دارد ، منطقه ای است که تمرکز اتفاق می افتد . لب فرونتال به آرامی تا بزرگسالی رشد می کند وقتی سیناپس ها تغییرات شیمیایی و فیزیکی داشته باشند یادگیری صورت می گیرد. زیرا اثر یک نورون دیگر اتفاق می افتد مثلاً یک مجموعه نورون یادگیری را به سوی هم شلیک می کنند . تکرار شلیک ها موفقیت آن را سهل تر می نماید و بالاخره به صورت اتوماتیک و خودکار تحت شرایط معین در می آید و بنابراین حافظه شکل می گیرد . یادگیری فرآیندی است که در آن دانش جدید و مهارتها کسب می شود در حافظه فرآیندی است که فرد مکانیزم عصبی با انواع مختلف یادگیری در زمنیة ارتباط بین یادگیری اطلاعات جدید ، حافظه و تغییرات مغزی در ساختار مغز خبر می دهد و همانطور که ماهیچه با تمرین قوی تر می شود و مغز نیز با استفاده تقویت می شود .

در تحقیق دیگر اثر موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) بر میزان کورتیزول ، نوروآدرنالین در پلاسمای خون بیماران عمل جراحی ( با نوع بی هوشی نخاعی ) اندازه گیری شد .

در این آزمایش 30 بیمار در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل شدند . گروه آزمایش موسیقی آرام بخش شنیدند و گروه کنترل موسیقی دریافت نکردند و در نتیجه تأثیر موسیقی آرام بخش را در کاهش ترشح کورتیزول و نورآدرنالین گروه آزمایش در یک ساعت بعد از عمل و در طول دوران بهبودی ( بعد از عمل ) نشان می دهد .

در تحقیقی دیگر ، مربوط به تأثیر موسیقی ضد اضطرابی بر سطح ترشح ACTH ، آندورفین پی پلاسمای بیماران زایمان در طول 24 ساعت بود . آزمایش با دو گروه 100 نفری از زنان ( گروه آزمایش و کنترل ) انجام گرفت . گروهی موسیقی شنیدند و گروهی کنترل موسیقی دریافت نکردند . موسیقی درد زایمان بیماران را به طور بارزی کاهش داد .

وی پل و گلین ( 1992 ) در مطالعه ای تأثیر موسیقی آرام بخش و محرک را روی آستانه های درد ، پوست ، ضربان قلب و فشار خون 10 زن داوطلب بررسی کردند . در نتیجه موسیقی آرام بخش بر افزایش آستانه درد و پوست اثر نداشت ولی موسیقی محرک هر دو آستانه درد و پوستی را افزایش داد .
« به نقل از زاده محمدی ، 1385 )

در پژوهشی تأثیر موسیقی آرام بخش و محرک را بر واکنش های الکتریکی پوست ، اتساع مردمک چشم و تنویس ماهیچه های افراد معمولی و بیماران روانی بررسی کرده اند . نتیجة این تحقیق نشان داد که موسیقی محرک اتساع مردمک چشم و واکنش های الکتریکی پوست را افزایش می دهد و در عوض موسیقی آرام بخش مردمک چشم را منقبض و تنوس ماهیچه ها را کم می کند .

استیل من ( 1991 ) تأثیر تن آرامی توأم با ضرب آهنگ را قبل و بعد از عمل جراحی بررسی کرد . نتیجه گرفت که موسیقی درمانی بعنوان روشی حمایتی می تواند اضطراب قبل و ناراحتی بعد از عمل جراحی را کاهش دهد .

بنابراین شنیدن موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) می تواند در رسیدن به تمرکز مناسب باشد در صورتی که تم مناسبی را انتخاب کرده باشیم .

موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است و موسیقی سیستم عواطف ( لیمبیک ) مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساس و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی را منجر می شود و در بسیاری از مواقع که کلام و بیان پاسخگو نیست ، می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت می بخشد . البته موسیقی تنها عاطفه را به توجه وخلسه نمی برد ، بلکه فکر را نیز به تمرکز می رساند .

موسیقی برای رسیدن به تمرکز بسیار مناسب است ، زیرا که دارای انرژی است و جریان دارد ، البته لازمه اش این است که تم های مناسب موسیقی را بدانیم و مناسب ترین آنرا انتخاب کنیم .

مانند موسیقی آرام بخش ، مهم ترین خصیصة ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را القا نمی کند . ریتم و گردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجانها و خستگی ها بکاهد و با آهسته کردن احساس و هیجان در گردش ها و فواصل مطبوع و بزرگ حالتی آرام و خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساس ایجاد کند .

هم چنین موسیقی آرام بخش تغییرات فیزیولوژیک آنچنانی ایجاد نمی کند و خاطره ای را تداعی نمی کند ، ضد اضطراب است و برای تمرکز مناسب است.

تمرکز می تواند به کلمه ، شیء ، صوت و یا سکوت و یا تکرار کلمه باشد . این تکرار سبب تمرکز می شود و مغز به حالت بی حسی می رسد . تمرکز بر شی ممکن است یک شمع ، نقطه ای نورانی یا رنگی ، چشم و بدن ......... باشد . تمرکز به صوت که می تواند یک ریتم ، یک موسیقی یا صوتی بی معنا باشد . سکوت مهم ترین اینهاست . اگر از سکوت به سکوت برسیم ، اگر چه دشوارترین مسیر است امّا واقعی ترین آنهاست .

در تمرکز می خواهیم به یگانگی برسیم ولی چون خاطرات نمی گذارد بهتر است که با ابزار به تمرکز برسیم . در واقع موسیقی برای رسیدن به تمرکز ابزار مناسبی است .

حال سؤال پژوهش در این جا این است « آیا بین موسیقی آرام بخش و میزان تمرکز همبستگی معنادار وجود دارد ؟

هر موسیقی آرام بخش نیست و ذهن را آرام نمی کند . آهنگ های بسیاری وجود دارند که ذهن را پریشان و روح را خموده و یا هیجان زده و بیقرار می کنند . موسیقی آرام بخش دارای خیال انگیز مثبت ، ضرباهنگی ملایم و ارکستراسیون شفاف در فواصل مطبوع است که احساس را در فضایی یکنواخت قرار می دهد .

ملودی های کلاسیک و پاپ انتخاب شده با ایجاد فضایی مطبوع و خیال انگیز ، ذهن شنونده ، را در جریانی ملایم و زیبا متوجه سیر آهنگ خود می کند و بدون آنکه هیجانی بوجود آورد از فشار و تنش های روحی می کاهد .

قطعات کلاسیک انتخاب شده مانند کنسرتو موتسارت و باله چایکوفسکی ذهن را در گردش ملایم و زیبای ملودی ها محصور و دل را یکپارچه و اضطراب و استرس را در سطح گسترده ای رها می کند و از فشار آن می کاهد.

معمولاً انکار پراکنده متعددی به ذهن می آید که طبیعی است . بدون ناراحتی ، فکر خود را بپذیرد و آن را یکبار مرور کنید و مجدداً به ملودی آرام بخش گوش کنید و سیر روحی را دنبال کنید . با شنیدن متمرکز و حفظ ملودی های موسیقی ، ذهن مطبوعی بوجود می آید . وقتی ذهن با احساسات زیبای ملودی ها خو می گرفت افکار منفی کم می شود .

گاستن ( 1968 ) یکی از پایه گذاران اولیه موسیقی درمانی به این واقعیت تأکید می کند که موسیقی یک رفتار انسانی است : « نه فقط برای اینکه انسان آن را خلق می کند بلکه برای این که بستگی و ارتباط خود را با آن می آفریند ........ موسیقی رفتاری ضروری و ذاتی انسان است . تأثیر آن بر حالات و رفتار انسان از هزاران سال پیش مطرح بوده است » . توماس ( 1974 ) محقق و پزشک معاصر که همانند گاستن می اندیشد و می نویسد : « نیاز به ساختن موسیقی و گوش دادن به آن اظهار همگانی افراد بشر است .......... مانند صحبت کردن یا وجه غالبی از بیولوژی انسان » مردم شناسان و موزیک شناسان اقوام اظهار داشتند که موسیقی در همة فرهنگ ها ، هم قبایل ابتدایی و هم اجتماعات متمدن وجود دارد .

موسیقی تأثیر معین جسمی و خصوصیات قابل تعریف علمی دارد که به عنوان روش درمانی فواید مشخصی دارد . دو ویژگی از این خاصیتها که دو رکن اصلی موسیقی به حساب می آیند ریتم و صدا هستند .

اهمیت و ضرورت پژوهش

موسیقی واقعیتی سازمان یافته است . رویدادی واقعی که در زمان اتفاق می افتد و توجه به لحظة فرد را طلب می کند . در موسیقی خصوصیات ذاتی معینی وجود دارد که موجب طلب ، اجاره ، تحریک و برانگیختن رفتارهای خاصی می شود . حتی گوش دادن به موسیقی می تواند تمرینی برای مغز در زمینة افزایش تمرکز و قدرت تفکر باشد . نظم و ساختار موجود در موسیقی ، خصوصاً در ریتم آن می تواند در تشکل درک شخصی از جهان کمک کند .

موسیقی نوعی محرک احساسی قوی و تجربه ای چند حسی است . موسیقی شامل اصواتی است که شنیده می شود ( تحریک شنوایی ) و ارتعاشاتی که می تواند احساس شود ( محرک لمسی ) و اجراهای زندة آن تحریک بینایی را به وجود می آورد . ریتم ها و ملودیهای انتخابی می تواند با ایجاد تأثیرات مطبوع به حفظ توجه اشخاص کمک کند و از طریق تجربیات سازمان یافتة موزیکال تقویت آن را سهل تر کند .

هدف تحقیق

هدف از این پژوهش این است که آیا موسیقی آرام بخش می تواند در تمرکز دانشجویان تأثیر گذار باشد و با توجه به این که تم های آرام بخش موسیقی است و خیز زیادی ندارد و هیجانی ایجاد نمی کند و ریتمی ملایم و پیوسته دارد ، می توان به تأثیر آن بر روی تمرکز دانشجویان پی برد . از آنجا که آرام بخش بودن یا نبودن موسیقی می تواند تأثیر متفاوتی در تمرکز دانشجویان بگذارد ، با پی بردن به آن می توان به دانشجویان خدمات ویژه ای ارائه داد .

سؤال پژوهش

آیا گوش دادن به موسیقی می تواند بر میزان دقت دانشجویان مؤثر باشد؟

فرضیه پژوهش

گوش دادن به موسیقی بر میزان دقت دانشجویان اثر می گذارد .

تعاریف مفهومی :

1 – موسیقی :

نیازی فیزیولوژیک ، ذهنی ، احساسی ، اجتماعی و فرهنگی در زندگی انسان است و از طریق این نیازها ریشه ای گسترده در تار و پود زندگی بشر پیدا کرده است . موسیقی رابطه زیستی و فیزیولوژیک با مغز آدمی دارد . ( زاده محمدی ، 1380 )

2 – دقت و تمرکز :

باریکی و نازکی – باریک بینی و نازک اندیشی – توجه کامل – تمرکز فکر به یک موضوع

تعاریف عملیاتی

موسیقی :

در این تحقیق از قطعه رقص گلها از باله دریاچه توچایکوفسکی استفاده شده است .

2 – دقت :

با استفاده از آزمون دقت تولوز – پیه رون می توان میزان دقت آزمودنی ها را سنجید .


مقایسه شیوع OCD در دو گروه دانش آموزان دختر

فکر وسواسی1 یک فکر، احساس2، یا حس3 مزاحم و تکرارشونده است عمل وسواس فکر با رفتار خودآگاه میزان شده تکراری نظیر شمارش، یا اجتناب است فکر وسواس موجب افزایش اضطراب شخص می­گردد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواس مقاومت می­کند اضطراب زایش می­یابد (سید محمدی – 1384) شخص مبتلا به اختلال وسواس
دسته بندی روانپزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 36 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
مقایسه شیوع OCD در دو گروه دانش آموزان دختر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه:

فکر وسواسی[1] یک فکر، احساس[2]، یا حس[3] مزاحم و تکرارشونده است. عمل وسواس فکر با رفتار خودآگاه میزان شده تکراری نظیر شمارش، یا اجتناب است. فکر وسواس موجب افزایش اضطراب شخص
می­گردد. در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام عمل وسواس مقاومت می­کند اضطراب زایش می­یابد. (سید محمدی – 1384)

شخص مبتلا به اختلال وسواس – جبری معمولاً غیرمنطقی بودن افکار وسواسی خود را درک می­کند. هم کار وسواسی و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود[4] شناخته می­شود. اختلال وسواس جبری می­تواند اختلالی
ناتوان­کننده باشد. چون افکار وسواسی می­توانند وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه­ در برنامه معمول شخص، عملکرد حرفه­ای، فعالیت­های اجتماعی معمول، یا روابط با دوستان و اعضاء خانواده تداخل نماید. (همان منبع1384)

در چهارمین ویراست راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM- IV) اختلال وسواس جبری افکار وسواسی توصیف شده است که شدت آنها برای اتلاف وقت یا ایجاد ناراحتی بارز یا تخریب قابل ملاحظه کافی است. افراد مبتلا به این اختلال واقف هستند که واکنش­های آنها غیرمنطقی یا نامتناسب است. (kaplan – 1196)

درمان اختلال وسواسی – جبری نمونه­ای از اثرات مثبتی است که پژوهش­های امروز می­تواند در زمان کوتاه روی یک اختلال داشته باشد. تا همین اواخر یعنی دهه 1980 اختلال وسواسی- جبری اختلال نه چندان شایع با پاسخ ضعیف نسبت درمان تلقی می­شد. امروز، معلوم شده است که اختلال وسواس جبری شایع­تر از آن است که تصور می­شد و خیلی حساس به درمان است. (Kaplan- 1996)

بیان مسئله:

از آن جا که به نظر می­رسد شیوع اختلالات وسواسی- جبری در طول عمر در جمعیت کلی 2 تا 3 درصد تخمین زده می­شود بعضی از پژوهشگران تخمین زده­اند که بین بیماران سرپائی میزان شیوع این اختلال تا 10 درصد می­رسد. این ارقام اختلال وسواسی- جبری را پس از فوبییا، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات افسردگی در ردیف چهارم شایع­ترین تشخیص­های روانپزشکی قرار می­دهد. مطالعات همه­گیری شناسائی در اروپا و آسیا و آفریقا این نسبت­ها را تأیید کرده­اند. بین بزرگسالان احتمال ابتلا مرد و زن یکسان است. معهذا بین نوجوان­ها، پسرها بیشتر از دخترها به اختلال وسواسی- جبری مبتلا می­گردند. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در مردها سن شروع کمی پائین­تر از زنها است. از مجموع تقریباً در دو سوم بیماران، شروع علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع می­شود. (Kaplan- 1996)

OCD یا اختلال وسواس- جبری شامل افکار و اعمال وسواسی می­باشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفه­ای در روابط بین فردی و شخص بیمار می­شود.(همان منبع)

افکار وسواسی[5] یک فکر، احساس، عقیده، یا حس مزاحم و تکرارشونده است در مقابل عمل وسواس[6] رفتاری است خودآگاه، میزان شده و تکراری نظیر شمارش، اجتناب یا بازبینی[7]. (همان منبع)

به طور معمول فکر وسواس اضطراب شخص را افزایش می­دهد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام آن مقاومت می­کند اضطراب افزایش می­یابد. هم افکار و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود ناهمخوان[8] شناخته می­شوند. این اختلالات می­تواند بسیار وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه­ در برنامه معمول و عملکرد شخص تداخل نماید از این رو OCD می­تواند به یک اختلال ناتوان­کننده تبدیل شود.

شیوع OCD در طول عمر د جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده می­شود. اختلال پس از فوبیا، اختلالات وابسته به مواد و افسردگی اساسی چهارمین تشخیص شایع می­باشد. بین بزرگسالان شیوع در بین زنان و مردان یکسان است ولی در بین نوجوانان میزان ابتلای پسرها بیشتر از دخترها است. میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در مردها، سن شروع کمتراز زنها است. OCD می­تواند در نوجوانی و کودکی در موارد محدود حتی سن 2 سالگی آغاز شود. (Kaplan- 1996)

در دیدگاه شناختی- رفتاری روی الگوهای تفکر ناسازگارانه تأکید می­کند و اعلام می­دارد که این الگوها در ایجاد و ادامه نشانه­های OCD دخالت دارند، افراد مبتلا به OCD گرایش دارند به رویدادهای اضطراب­آور در محیطشان، واکنش افراطی نشان دهند. فرض شده است که این درمان­جویان به وسیله افکار مرتبط با نیاز به کامل بودن، اعتقاد به اینکه آنها مسئول آزار و اذیت دیگران هستند، نگرانی از امکان وجود خطر، آشفته می­شوند. آنها با تصورات
ناراحت­کننده مرتبط با این افکار دست به گریبان­اند و سعی می­کنند آنها را از طریق انجام دادن تشریفات وسواسی متوقف یا خنثی کنند. اما هر چه سعی می­کنند این افکار را متوقف سازند، ناراحتی و ناتوانی آنها در متوقف کردن آنها بیشتر می­شود. احتمال دیگری که دیدگاه شناختی مطرح می­کند این است که افراد مبتلا به OCD کاستیهای حافظه دارند که باعث می­شود آنها در یادآوری رفتارها، نظیر خاموش کردن اجاق گاز یا قفل کردن در، مشکل داشته باشند، تردید دایمی آنها و نیاز به وارسی کردن، با ناتوانی در یادآوری انجام دادن این اعمال، ارتباط دارد. حتی حافظه مربوط به رویدادهای گذشته در زندگی آنها می­تواند به خاطر وجود افکار مزاحم صدمه ببینند، مخصوصاً اگر به افسردگی هم مبتلا باشند. (سیدمحمدی- 1384)

پرسش و پژوهش:

پس آیا شیوع وسواس در دانش­آموزان ممتاز و ضعیف متفاوت وجود دارد؟

هدف و ضرورت تحقیق:

هدف از این پژوهش مقایسه شیوع OCD در دو گروه دانش­آموزان دختر پانزده الی هجده ساله ممتاز و ضعیف دبیرستان­های منطقه شش تهران است. اهداف فرعی مشتمل بر تعیین فراوانی مطلق و نسبی OCD با توجه به متغیرهای سطح درآمد خانواده، فرزند چندم خانواده بودن، سابقه OCD در بستگان درجه اول و دوم است. روش گردآوری داده­ها از طریقه پرسشنامه بوده است. پرسشنامه مادزلی حاوی 30 سؤال جهت بررسی افکار و اعمال وسواسی می­باشد که جهت دانش­آموزان تهیه و ارائه گردید.

فرضیه پژوهش:

شیوع وسواس در دانش­آموزان ممتاز و ضعیف تفاوت دارد.

سؤال پژوهش:

آیا شیوع وسواس در دانش­آموزان ممتاز و ضعیف تفاوت وجود دارد؟

تعریف عملیاتی:

وسواس: تمره آزمودنی از آزمون وسواس فکری و عملی حادزلی است و منظور از دانش­آموزان ممتاز کسانی هستند که معدل آنها بالای 19 است و منظور از دانش­آموزان ضعیف کسانی هستند که معدل آنها پائین 14 است.

تعریف مفهومی:

OCD شامل افکار و اعمال وسواسی می­باشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفه­ای در روابط بین فردی و شخص بیمار شود.


تاریخچه:

OCD یا اختلال وسواسی-جبری شامل افکار و اعمال وسواسی می­باشد که باعث ناراحتی و اتلاف وقت و تخریب قابل ملاحظه در عملکرد حرفه­ای در روابط بین فردی و شخص بیمار شود.

افکار وسواسی[9] یک فکر، احساس، عقیده، یا حس مزاحم و تکرارشونده است در مقابل عمل وسواس[10] رفتاری است خودآگاه، میزان شده و تکراری نظیر شمارش، اجتناب یا بازبینی[11]. (سیدمحمدی- 1384)

به طور معمول فکر وسواس اضطراب شخص را افزایش می­دهد در حالیکه انجام عمل وسواس اضطراب شخص را کاهش می­دهد. معهذا، وقتی شخص در مقابل انجام آن مقاومت می­کند اضطراب افزایش می­یابد. هم افکار و هم اعمال وسواسی برای بیمار خود ناهمخوان شناخته می­شوند. این اختلال می­تواند بسیار وقتگیر بوده و به طور قابل ملاحظه­ در برنامه معمول و عملکرد شخص تداخل نماید از این رو OCD می­تواند به یک اختلال ناتوان­کننده تبدیل شود. شیوع OCD در طول عمر د جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده می­شود. این اختلال پس از فوبیا، اختلالات وابسته به مواد و افسردگی اساسی چهارمین تشخیص شایع می­باشد. در بین بزرگسالان شیوع در بین زنان و مردان یکسان است ولی در بین نوجوانان میزان ابتلای پسرها بیشتر از دخترها است. (همان منبع)

میانگین سن شروع حدود 20 سالگی است هرچند در بین مردها، سن شروع کمی پائین­تر از زنها است. در مجموع تقریباً در دو سوم بیماران شروع و علائم قبل از 25 سالگی است و در کمتر از 15 درصد موارد علائم پس از 35 سالگی شروع می­شود. OCD ممکن است در نوجوانی و کودکی و در مواردی حتی سن 2 سالگی آغاز شود. افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل به OCD مبتلا می­شوند. هرچند این یافته احتمالاً بازتاب مشکل بیماران در حفظ روابط است. سایر اختلالات همراه با OCD شامل Major depression با شیوع 67% و Social phobia با شیوع 25% و پس از آن اختلالات شایع توأم با OCD مشتملند بر اختلالات مصرف الکل، فوبی خاص Disorder panic و اختلالات خوردن. (انجمن روان شناسی آمریکا- 1994) که حدود 20 تا 30 درصد این بیماران، بهبود قابل ملاحظه و 40 تا 50 درصد بهبود نسبی و متوسط پیدا
می­کنند.(همان منبع)

به طور کلی چهار الگوی شایع علایم وجود دارد که شامل موارد زیر است:

1)آلودگی[12]

2)تردید[13]

3)افکار مزاحم[14]

4)تقارن[15] (انجمن روان شناسی آمریکا- 1994)

سیر و پیش­آگاهی:

در نیمی از بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری شروع علائم به طور حاد است. در حدود 50 تا 70 درصد موارد شروع علائم در پی یک اتفاق استرس­آمیز، مثل حاملگی، مسائل جنسی یا مرگ یکی از نزدیکان روی می­دهد. چون بسیاری از بیماران علائم خود را پنهان می­کنند، غالباً در مراجعه به
روان­شناس 5 تا 10 سال تأخیر روی می­دهد و سن متوسط برای بستری شدن 30 سالگی است. سیر اختلال معمولاً مزمن است و در بعضی از بیماران علائم سیر نوسانی داشته و در عده­ای دیگر ثابت باقی می­ماند. حدود 20 تا 30 درصد این بیماران بهبود قابل ملاحظه، 40 تا 50 درصد نیز بهبود نسبی پیدا می­کنند. گزارشهای گوناگونی هست مبنی براینکه 20 تا 40 درصد بیماران همچنان مبتلا مانده یا روز به روز بر شدت علائم آنها افزوده می­شود. (سیدمحمدی- 1384)

تقریباً یک سوم این بیماران دچار افسردگی اساسی می­شوند و خودکشی خطر مهمی در تمام این بیماران است. گزارش­هایی وجود دارد مبنی براینکه بیماران وسواسی نسبت به اسکیزوفرنی کمی بیشتر از کل جمعیت آسیب­پذیری دارند. پیش­آگهی تاریک­تر با تسلیم شدن به اعمال وسواسی (تا مقاومت در برابر آن) شروع در دوران کودکی، اعمال وسواسی غیرعادی­تر، و نیاز به بستری شدن رابطه دارد. پیش­آگهی خوب با تطابق شغلی و اجتماعی خوب، فقدان اعمال وسواسی وجود اتفاق آشکارکننده و ماهیت دوره­ای علائم مربوط است. محتوی فکر وسواسی ظاهراً ربطی با پیش­آگهی ندارد. (همان منبع)

بررسی مقالات:

بر طریق آمار جهانی مطالعه­ای که در سال 2003 در کشور انگلستان بر روی 10483 کودک 15-5 ساله انجام شده است شیوع کلی OCD در این جمعیت 25% بوده است. شیوع OCD در این گروه به طور مشخص بعد از 13 سالگی افزایش قابل ملاحظه داشته و در بین کودکان زیر 8 سال تنها 1 مورد مبتلا وجود داشته است. همچنین این میزان در بین اقوام و نژادهای اقلیت واضحاً بیشتر بوده است. در این بررسی مشخص شده است که کودکانی که متعلق به خانواده­هایی با سطح Socio- economic پائین­تر بوده­اند از نظر ابتلاء به OCD افزایش یافته­اند و همچنین در خانواده­های با جمعیت بالا شیوع OCD بیشتر بوده است. (انجمن روان شناس آمریکا- 1994).

همچنین در مطالعه­ای که در سال 2005 در پارتمان روانپزشکی دانشکده پزشکی میشی­گان انجام شده بود 35 کودک مبتلا به OCD در مقایسه با 17 کودک گروه کنترل از نظر سابقه ابتلاء به OCD در بستگان درجه اول و دوم بررسی شدند که نتیجه مطالعات نشان داد در بستگان درجه اول کودکان مبتلا به شیوع این اختلال به مراتب بیشتر از بستگان درجه اول غیرمبتلاست. 5/22% در مقابل 6/4% اما این بررسی تفاوتی از نظر شیوع OCD در بستگان درجه دوم دو گروه را نشان نداد. (همان منبع- 1994).

مطالعاتی که در سال 2004 بر روی 3012 کودک 18-11 ساله در ترکیه انجام شده بود، شیوع OCD را در این جمعیت 3% گزارش کرده است. بررسی­های انجام شده تفاوتی را از نظر سطح تحصیلات، اشتغال و سطح درآمد خانواده بین مبتلایان به OCD نشان داد. بررسی از نظر تعداد فرزندان این طور است که در افراد تک­فرزند بوده یا 1 خواهر و برادر داشته­اند و همچنین افرادیکه بیش از 7 فرزند بوده­اند شیوع OCD بیشتر از افرادی بوده که بین 6-3 فرزند بوده­اند.(همان منبع)

سبب­شناسی:

عوامل زیست­شناختی:

ناقل­های عصبی: از مایش های بالینی بسیاری که با داروهای مختلف به عمل آمده تأیید کننده این فرضیه است که بی­نظمی (سیستم) سروتونین در پیدایش علائم افکار وسواسی و اعمال وسواسی در این اختلال در کار است. داده­ها حاکی است که داروهای سروتونوژیک دوثرترانه داروهایی هستند که بر سایر سیستم­های نوروترانسمیتر مؤثر واقع می­گردند. معهذا اینکه سروتونین در علت اختلال وسواسی-جبری هم دخیل است یا خیر اصلاً معلوم نیست. مطالعات بالینی غلظت­های متابولیت­های سرونین –مثلاً 5- هیدوکسی ایندول استیک اسید (AA- H-5)- را در مایع فلزی مغزی نخاع (csf) و میل ترکیبی و تعداد مکان­های وابستگی پلاکتی ایمی­پرامین حاوی تریتیوم (که به مکان­های جذب مجدد سروتونین وابستگی پیدا می­کند) را ارزیابی کرده و یافته­های متفاوتی از این بیماریها در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری گزارش کرده­اند. به نظر بعضی از پژوهشگران سیستم­های ناقل عصبی کولینرژیک و دوپامنیرژیک در زمنیه پژوهشی آتی در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری است. (پورشریفی- 1384)

مطالعات تصویرگیری از مغز: انواعی از مطالعات فزنکسیونی تصویرگیری از مغز-مثلاً توپوگرافی با نشرپورتیرون (PET)- افزایش فعالیت (مثلاً متابولیسم و جریان خون) در لوب­های پیشانی، هسته­های قاعده­ای (به خصوص هسته­دار) و سینگولوم بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری پیدا کرده­اند درمان دارویی و رفتاری گفته می­شود این نابهنجاری­ها را باز می­گرداند؛ داده­های به دست آمده از مطالعات فونکیسونی تصویرگیری از مغز با داده­های حاصل از مطالعات ساختاری تصویرگیری از مغز هماهنگ هستند. هم مطالعات توپوگرافی فاپستوتری و هم تصویرسازی با دزونانس مغناطیسی (MRI) کاهش اندازه هسته­های دمدار را در دو طرف در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری پیدا کرده­اند. هم مطالعات فونکسیونی و هم ساختاری تصویرگیری از مغز در عین حال با این مشاهدات که روش­های نورولوژیک روی سینگولوم گاهی در میان بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری مؤثر است هماهنگ می­باشند. یک مطالعه اخیر با (MRI) افزایش زمان Tirckaut را در قشر پیشانی گزارش کرده است. یافته­ای که با مکان نابهنجاری­هایی که در مطالعه با PET مشاهده شده است هماهنگی دارد. (همان منبع)

ژنتیک: داده­های ژنتیک در مورد اختلال وسواسی-جبری با این فرضیه هماهنگ است که وراثت این اختلال یک جزء ژنتیک قابل ملاحظه دارد. معهذا این داده­ها هنوز تأثیر عوامل فرهنگی و رفتاری را در انتقال اختلال مشخص نکرده­اند، مطالعات تطابقی در دوقلوها برای اختلال وسواسی-جبری به طور ثابت میزان تطابق بالاتر دوقلوهای یک تخمکی را در مقایسه با دو تخمکی نشان داده­اند.

مطالعات خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری نشان داده است که 35 درصد بستگان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری دچار این اختلال هستند. (انجمن روان شناس آمریکا- 1994)

سایر داده ­های زیست­شناختی:

از مطالعات الکتروفیزیولوژیک، مطالعات الکتروآنسنالوگرام خواب و مطالعات نوروآندوکرین داده­هایی به دست آمده است که حاکی از وجود مشترکات بین اختلال وسواسی-جبری ناهنجاری­های بالاتر از حد معمولی در (EEg) مشاهده می­شود. در مطالعات (EEg) خواب ناهنجاری­هائی مثابه آنچه در اختلالات افسردگی دیده می­شود.(کاپلان-1991)

مثل کاهش زمان نهفتگی (REM) مشاهده شده است. مطالعات عصبی-غددی نیز شباهت­هائی با اختلالات افسردگی نشان داده­اند. مثل عدم فردنشینیی در آزمون فرد نشانی با دگزامتازون (DST) تقریباً در ثلث بیماران و کاهش ترشح هورمون رشد با افترزیون کلوئیدین (Catapres) (همان منبع)

عوامل رفتاری:

طبق نظریه یادگیری فکرهای وسواسی محرک­های شرطی هستند، یک محرک نسبتاً خنثی از طریق فرآیند شرطی شدن پاسخگو (respondent conditiouing) و با جفت شدن با رخدادهایی که طبیعتاًَ مضر و اضطراب برانگیز هستند با ترس و اضطراب پیوستگی پیدا میکند. به این ترتیب افکار و اشیاء سابقاً خنثی به محرک­های شرطی قادر به برانگیختن اضطراب و ناراحتی تبدیل می­گردند. (کاپلن - 2003)

عمل وسواس به گونه­ای متفاوت پدید می­آید. شخص درمی­یابد که عمل خاصی موجب کاهش اضطراب وابسته به یک فکر وسواسی می­گردد. رهائی و آرامش حاصل از رفع اضطراب که به عنوان سائفی منفی عمل می­کند –در نتیجه وقوع عمل وسواس، موجب تقویت این عمل می­شود. تدریجاً این عمل به علت مفید بودن در کاهش یک سائق دردناک ثانوی (اضطراب) به صورت یک الگوی رفتاری آموخته شده ثابت درمی­آید، تئوری یادگیری مفاهیم مفیدی برای توضیح برخی از جنبه­های پدیده وسواسی-جبری ارائه می­کند. مثل قدرت اضطراب­انگیزی افکاری که لزوماً ترسانده نیستند و برقراری الگوهای وسواسی رفتار. (همان منبع)

عوامل روانی-اجتماعی:

عوامل شخصیتی: اختلال وسواسی-جبری از اختلال شخصیت
وسواسی جبری متفاوت است. در اکثریت بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری علائم جبری پیش از بیماری ندارند. بنابراین چنین صفاتی برای پیدایش اختلال وسواسی-جبری نه لازم و نه کافی است. فقط حدود 15 تا 35 درصد این بیماران دارای صفات وسواسی قبل از بیماران بوده­اند. (سیدمحمدی- 1384)


بررسی وشناخت مرد گرایی زنان متأهل و عوامل تأثیر گذار بر روی آن به منظور کاهش مرد گرایی در جامعه

درطول تاریخ بشر نیاز به ازدواج از گذشته وجود داشته ودر خاص شرایط خود را داشته مرد گرایی زنان در شرایط سخنی در یک دوره تاریخی رشد کرده، و ابعاد اقتصادی،اجتماعی،قابل است مرد گرایی زنان عواملی تشدید یا تضعیف کنندۀ آن می شوند، مرد گرایی آثار ونظریه ندارد عوامل وعلل وجود دارد واین موضوع اندیشمندان وروان شناس ومرد شناسان به فکر واداشته، وآنچه پس از این
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 135 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 163
بررسی وشناخت مرد گرایی زنان متأهل و عوامل تأثیر گذار بر روی آن به منظور کاهش مرد گرایی در جامعه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1- مقدمه

درطول تاریخ بشر نیاز به ازدواج از گذشته وجود داشته ودر خاص شرایط خود را داشته مرد گرایی زنان در شرایط سخنی در یک دوره تاریخی رشد کرده، و ابعاد اقتصادی،اجتماعی،قابل است مرد گرایی زنان عواملی تشدید یا تضعیف کنندۀ آن می شوند، مرد گرایی آثار ونظریه ندارد عوامل وعلل وجود دارد واین موضوع اندیشمندان وروان شناس ومرد شناسان به فکر واداشته، وآنچه پس از این خواهد آمد از گذشته تابه حال یکی از بزرگترین خوشبختی انسانها داشتن همسری صالح وشایسته است آن بهره ای انسان را سامان
می بخشد داشتن همسری است که هر گاه به وی نظر بیفکند، شادی ومسرور گردد،اگر از نظرش دورباشد،برایش دلتنگی کند،همیشه حافظ اوباشد ونیززمانی که از اوخواهشی می کند با خوشرویی اطلاعات کند چرا گاهی بنای خانواده به این زیبایی را که خداوند روی آخر نظر دارد،طوری می سازیم که گذشت زمان می تواند هم چون موریانه ای، پایه های آخر را سست کرده تا جای که قادر به ادامه زندگی نبوده وبه ویرانی تبدیل می گذرد وآثار مجذب آخرنه تنها موجب شوربختی زن وشوهر می شود حتی اگر بیانگیر فرزندانشان نیز می گردد ومتأسفانه راهی برای ترسیم آخر باقی نمی ماند در اینجاست که باید بودید که چه عواملی سبب همین شغل بزرگ اجتماعی می گردند.

وچگونه باید از بروز آنها جلوگیری کرد؟به نظری می رسد برای اجتناب از چنین وضعیتی در زندگی قطعاً باید ازدواج راامری مهم به حساب آورده وبدون در نظر گرفتن بسیاری از مسائل وسنجیده است به احترام دراین مورد نزد همه چیز می گذرد حتی اظهار مشتقها،بوسه ها،دربرگه منتها وسایرتظاهرات عشق هایی جسمانی، اما رشته محبت دو روح که یک بار همدیگر را به آغوش کشیده وبه حقیقت،یکدیگر را شناخته اند،مرکز گسیخته نمی شود .

ما در فصل اول به موضوعاتی نظیر بیان مسئله می پردازیم و اهداف پژوهش را که به دو صورت کلی وجزئی است بیان میکنیم و اهمیت موضوع پژوهش را که بها دلائل نظری و کاربردی توضیح میدهیم و فرضیات یا سؤالات اساسی تحقیق را که با توجه به متغیرهای مستقل و وابسته تنظیم شده اند را می آوریم . بخش دیگر دیاگرام است که بیان کننده رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته است و در آخر این فصل هم اصطلاحات و متغیرهای تحقیق را تعریف می کنیم که این تعاریف به دو صورت و در دو سطح نظری وعملیاتی است .

2 - بیان مسئله

چرا در جوامع امروزی با این همه حمایت از زنان تمایل دارند که با بعضی از مردان متأهل رابطه داشته باشند ازدواج وتشکیل خانواده یکی از بهترین ومهم ترین رسوم اجتماعی انسان هااست که از فطرت آنها مایه می گیرد ودر طول تاریخ همواره مورد قبول انسان ها بوده است هر چند ازدواج یکی از ضروریات زندگی انسان ها به شمار می رود اما همیشه موفقیت وشادمانی زوجین نیست عدم رعایت حقوق انسانی اخلاقی،علل اقتصادی،بیکاری ، تفاوت فرهنگی زوجین ناتوانی جنسی،انحراف جنسی،اعتیاد به مواد مخدر،غیبت یکی از زوجین یکی از عمده دلیل اختلاف زناشویی است که باعث می شود زن به خارج از خانه پناه ببرد عواملی که روی مرد گرایی زنان تأثیر می گذارد وباعث جذب زنان متأهل می شود انتقام جویی، بی محبتی، نبودن فرهنگ مذاکره، گفتگو،ازدواج اجباری،خود خواهی، شهوت زیاد.

آثاری که مرد گرایی زنان در جامعه به وجود می آورد زنان به صورت زننده در جامعه ظاهر می شوند وبرای مردانی که دارای تقوای لازم نیستند ویا نمی توانند رابطه شان را براساس معیارهای درست تنظیم کنند بسیار جالب جلوه می کند ولذا نسبت به همسر خود بی رغبت شده واختلافاتی را پدید
می آورد تمایل به مردان متأهل یکی از آسیبهای اجتماعی وخانوادگی بوده وعلتی برای بروز آسیب های بیشتر از جامعه است هگل اعتقاد دارد. جسارت دیدن اولین شرط در تحقیق می باشد جسارت دیدن باعث می شود که
پدیده های اجتماعی خوب ببینیم وقدرت مشاهده بالایی پیدا کنیم. دکارت هم
می گوید برای آن که بدانیم مردم واقعاً چه فکر می کنند وچگونه کار می کنند وبه حرف زدن توجه نکنم به خودش نگاه کن آن چه که می کنند نگاه کن نه به آخر چه می گویند رفتار اجتماعی برخورد اجتماعی صحیح یک زن گویای همه چیزمی باشد در این جا این سوال مطرح می شود آیا حکومت ها فکر کرده اند که رابطۀ زنان با مردان متأهل باعث چه چیزی در جامعه می شود مرد گرایی زنان یک پدیده اجتماعی است. همانند سایر پدیده های اجتماعی متأثر از یک عامل نیست بلکه مجموعه ای از عوامل در آخر دخالت دارند مردی که مبادرت به ازدواج یا صیغه می کند بی محبت می شود بهانه گیر می شود این بهانه گیری منجر به بد شدن شرایط زندگی می شود زندگی حالت معلق وسردرگم پیدا می کند واین عدم ثبات در زندگی را به ارمغان می آورد.

به گزارش نیروی انتظامی: عده ای از زنان پس از ازدواج دست به رفتارهای نابهنجاری می زنند که ما شاهد فرار زنان، فرار دختران هستیم.که به خاطر عدم کفایت مالی، اقتصادی، شغلی، دینی،مذهبی،باعث می شود زن ومردبه نقطه متقابل هم برسند وباعث می شود که ما شاهد این می شدیم که زنان تمایل زیادی نشان می دهند که بامردان متأهل رابطۀ اجتماعی جنسی داشته باشند مرد گرایی زنان به عنوان یک بحران در جامعه مورد تحقیق درآمده و
می خواهیم توسط آسیب شناسان اجتماعی روان شناسان جامعه شناسان پژوهش انجام دهید وراهکار و راه حلی برای این پدیده اجتماعی پیدا کنیم.

جامعه و مسئولین چه وظیفه ای در این قبال دارند ؟ چه عواملی گرایش به مرد گرایی و تمایل به ازدواج آنها میشود ؟

بخشی از عوامل هست که به صورت عمومی بر روی پدیده ها تأثیر میگذارند ، از قبیل سن ، جنس ، تحصیلات ، نژاد ، طبقه ، شغل ، خصوصیات جسمی ، مذهبی ، ملیت ، میزان مطالعه ، درآمد ، ثروت ، محل تولد ، رشته تحصیلی ، نوع تخصص ........ بعضی عوامل دیگر از عواملی هستند که به صورت تخصصی بر روی یک پدیده تأثیر میگذارند : مثل لذت بردن که ممکن است شخصی این تصور را از گرایش خود به سمت مرد گرایی داشته باشد .

شیک بودن و امروزی بودن و راحت بودن از دیگر عوامل تأثیر گذار بر روی گرایش زنان به مرد گرایی است . عدم آگاهی ، افراط و تفریط ، جمال ، فرهنگ ، جامعه ، خانواده ، عدم اطمینان ، تربیت ، خودنمایی و ......... از دیگر عوامل تأثیر گذار در این زمینه است .

مردگرایی امروزه در بین بسیاری از افراد رواج پیدا کرده است به خصوص خانمهای جوان که به نوعی سعی میکنند در زندگی خود از این الگو تبعیت کنند و خود را گرفتار آن کرده اند مثلاً نوع پوشش و حتی در رفتارهای خود به نوعی مرد گرایی است .

حال باید کوشید تا علل و عوامل گرایش به این پدیده ی مهم اجتماعی را کشف کرد و درصدد برطرف کردن آن بود و راهکارهایی را جایگزین آن کرد تا افراد را از این تصور و باور اشتباه بیرون آورد و راه والگوی صحیح را به آنان نشان داد .

3 - اهداف تحقیق:

- اهداف کلی:

بررسی وشناخت مرد گرایی زنان متأهل و عوامل تأثیر گذار بر روی آن به منظور کاهش مرد گرایی در جامعه .

- اهداف جزئی:

الف) بررسی وشناخت عوامل فرهنگی (مانند تحصیلات،مدرسه،ساعت مطالعه ... ) مرتبط با مرد گرایی زنان متأهل.

ب) بررسی وشناخت عوامل روانی(مانند خودخواهی، بی محبتی،نبودن فرهنگ مذاکره وگفتگو،شهوت زیاد و...) مرتبط با مرد گرایی زنان متأهل.

ج) بررسی وشناخت عوامل اقتصادی(مانند درآمد،مردگرایی، ازدواج با صاحبان مشاغل پر اهمیت و...) مرتبط با مردگرایی زنان متأهل.

د) بررسی وشناخت رابطۀ سایر عوامل (مانند امنیت شغلی،جنسیت و...) مرتبط با مردگرایی زنان متأهل.

4 - ضرورت واهمیت تحقیق:.

امروزه مسأله ی مرد گرایی به عنوان یک معضل[1] اجتماعی همگان را به خود مشغول کرده است . بی محبتی ، خودخواهی ، انتقام ، .......... ما از طرفی میبینیم کتابهای مذهبی و تاریخی ما مملو از سفارش به پاکی و درستی است .

به طور طبیعی نگاه مردم در این میان به نحوه عملکرد مسئولین است که موجب الگو سازی در جامعه شده و به دنبال آن رسیدن به نحوه زندگی درست به صورت آرزو و هدف در می آید و قشر بزرگی از مردم وقتی نتوانند به آن خواسته ها برسند تلاش بیش از حدشان برای رسیدن به خواسته هایشان باعث عدم تعادل در زندگی و در نهایت موجب بروز ناهنجاری رفتاری میشوند که همراه با نارضایتی است .

اگر در گذشته دختران و پسران ازدواج کرده و زندگی می کردند و با تحمل تحولات زندگی تاپایان عمر در کنار هم زندگی می کردند . امروزه زندگیها تداوم زیادی ندارد و اگر هم داشته باشد زن در پی خواسته های خودش است

به همین دلیل است که مسأله مرد گرایی باید مورد بررسی قرار گیرد اثرات و پیامد آن به طور دقیق و روشن برای همه مشخص شود و برای مبارزه با این پدیده و کاهش آن در بین مردم باید تلاش بسیاری صورت گیرد در این تا کنون تحقیقاتی صورت گرفته است ولی کافی و جوابگو نیست و در این باره باید تحقیقاتی جدی و مفصل صورت پذیرد تا بتوان به نتایج مثبتی رسید .

5- فرضیه های تحقیق

- به نظر می رسد بین درآمد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

-به نظر می رسد بین شغل ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین سن ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

-به نظر می رسد بین قدرت ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین فقر ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین فرهنگ ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین بی محبتی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین خودخواهی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می سد بین شهوت ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین بیکاری ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین ازدواج اجباری ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین سن تجرد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسدبین وضعیت مالی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین محل سکونت ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین عقیم بودن مرد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین اختلاف سنی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین اعتیاد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

-به نظر می رسد بین محیط ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین خشونت علیه زن ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین ناتوانی جنسی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظرمی رسد بین انتقام جویی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین اقتصاد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین چند همسری ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین عدم تمکین ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین ساعات مطالعه ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

6 - دیاگرام تحقیق:

1- سن

2- تحصیلات

3- تأهل

4- شغل

5- محل سکونت

6- درآمد

7- ثروت

8- فرهنگ

9- رشته تحصیلی

10- اعضای خانواده

11- بی محبتی

12- چند هسری مرد مرد گرایی

13- رابطه با خانواده زن و شوهر

14- فقر

15- تشویق و تنبیه

16- محیط زندگی

17- خشونت علیه زن

18- ساعات مطالعه

19- دوستان

20- وسایل ارتباطی

7- تعریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق

سن : تعداد سالهایی که از عمر افراد میگذرد .

سن بیان کننده طول عمر و میزان عمر افراد است که می توان آن را به کمتر از24سال ،از 24تا27سال و27 سالبه بالاتر تقسیم کرد

تحصیل حاصل کردن ،بدست آوردن ،کسب معلومات ......

کسب سوادو دانش که می توان آن را به صورت کمتر از دیپلم ، دیپلم و فوق دیپلم ،لیسانس و بالاتر تقسیم کرد .

تـاُهل : اهل و عیال داشتن ، زن داشتن ، متأهل شدن ،

یعنی وضعیت زندگی افراد که میتواند به دو صورت مجرد و متأهل باشد

شغل : یعنی کار و پیشه و سرگرمی . فعالیتی که برای کسب درآمد انجام می شود .

کاری که افراد برای برآورده کردن نیازهای اقتصادی و مادی خود انجام می دهند که میتوان آنرا به دو صورت اداری و غیر اداری و سایر تقسیم کرد .

محل سکونت : یعنی جای زیستن .

یعنی جایی که افراد به همراه افراد دیگر یا به تنهایی در آن زنگی میکنند که میتوان آنرا به مناطق 1 تا 5 ، 6 تا 10 ، 11 و بالاتر تقسیم کرد .

درآمد : یعنی مزد حاصل از کار و فعالیت .

پولی که از انجام کاری بدست می آید و میتوان آنرا به کمتر از 300 هزار تومان ، 300 تا 400 هزار تومان و بالاتر تقسیم کرد .

فرهنگ : یعنی خرد وادب .

رفتارهایی که در طول زمان در یک قوم یا اجتماع به صورت هنجار درآمده است و به خرده فرهنگهایی مانند فارس ، کرد ، لر ، ترک و سایر موارد تقسیم می شود .

رشته تحصیلی : یعنی درس خواندن در یک زمینه خاص .

که میتوان آنرا به علوم انسانی ، علوم تجربی ، علوم ریاضی و سایر موارد تقسیم کرد .

اعضای خانواده : افرادی که با یک فرد در حال زندگی هستند و خانواده فرد را تشکیل میدهند و میتوان آنرا به 4 نفر یا کمتر ، 5 نفر ، 6 نفر بیشتر تقسیم کرد .

شیک پوشی[2]: خوش اندام ، خوش جامه ، پاکیزگی ، دلربایی ، خوش نما شدن .

تمایل برای داشتن ظاهری متناسب و مورد پسند و میتوان آنرا به تمایل کم ، متوسط ، زیاد تقسیم کرد .

زیبائی : قشنگی ، جلوه گری ، خوشگل بودن .

خصوصیتی است که افراد برای دستیابی به آن تلاش میکنند و میتوان آنرا به زیبائی ظاهری ، زیبائی درونی و هر دو تقسیم کرد .

توجه به خود ، یعنی اهمیت دادن به وضعیت خود از لحاظ زیبایی و پوشش و سایر موارد که می توان آن را به کمتر از 1 ساعت در روز ، 1 تا 2 ساعت در روز ، 2 ساعت و بیشتر تقسیم کرد.

مد : طرز و روش به حالت روز شدن.

پیروی افراد از یکسری فرهنگ ها و پوشش ها که این پیروی را می توان به صورت کم ، متوسط ، زیاد تقسیم کرد.

فراغت : بیکاری ، آسایش ، فرصت ، نشاط ، فارغ بودن.

یعنی مدت زمانی که افراد فارغ و آزاد از کارهای روزانه هستند و درگیری ذهنی ندارند.و این فراغت را می توان به صورت گردش و تفریح ، مطالعه ، خرید کردن و سایر موارد تقسیم کرد و گذارند.

دوستان : هم راز ، مهربان ، همدم ، غمخوار ، همراه.

و می توان آنها را به 4 نفر و کمتر ، 5 تا 8 نفر ، 9 نفر و بیشتر تقسیم کرد.

وسایل ارتباطی : وسایلی هستند که افراد از طریق آنها اطلاعات و آگاهی به دست می آورند.

و می توان آنها را به رادیو ، تلویزیون ، روزنامه ، اینترنت ،ماهواره و سایر موارد تقسیم کرد.

-1مقدمه

مرد گرایی زنان پدیده ای بشری که امروز جزو پدیده های اجتماعی کنار پدیده های جهان طلاق، جرائم، اجتماعی و... مورد توجه قرار گرفته است ودرصدد مقابله با آن بر آمده اند اما باید قبل از آن این پریدن شناخت وعوامل مؤثر بر آن را شناسایی کرده چرا که در هر کشور وجامعه ای این پدیده دیده شده است.

مرد گرایی دارای معنای ومفاهیم زیادی است وتعریفای زیادی ازآن به عمل آمده وتقسیم بندی های مختلفی ازآن شده است.

مردگرایی زنان نتیجه در رفتار درونی است که ناشی از ناکامی در خود بروز می کند وبنابر عقیده آن را تقسیم بندی ومرتب می کنیم.

مردگرایی ناشی از بی هنجاری بسیاری در بیان عوامل تأثیر گذار مانند جنس،فاصله سنی،بیوگی،مجرد،مطلقه بودن،نداشتن فرزند،تمرکزجمعیت،اقامت در شهرهای بزرگ،بالا بودن هزینه های زندگی،بحران های اقتصادی اعتیاد،سوءسابقه اختلافات خانوادگی،اختلال روانی را مؤثر می دانند گروهی دیگر وجود طبقات اجتماعی در هر جامعه ای بدون اراده افراد بشر بوجود می آیند در بروز این پدیده بشری که در کنار پدیده های دیگر مؤثرمی دانند مرد گرایی در تمام طبقات اجتماعی چه در طبقه بالا وچه در طبقه متوسط ویا پایین دیده می شود برخی از صاحب نظران از خدمت های زندگی مفهوم سبک زندگی را خارج کرده اند وگفته اند که سبک زندگی شامل نحوه گذراندن اوقات فراغت،ورزش، میهمانی دادن، هدیه دادن،دست دادن،نحوه صحبت کردن می شود که تحت تأثیر پایگاه طبقاتی شخص قراردارد. میعاد گاه معاشرت وملاقات با دوستان وهمتایان نیز ظاهراً با موفقیت های طبقانی اشخاص بی ارتباط نیست.

مردگرایی پدیده ای بشری است که محصول زندگی وی در اجتماع می باشد ودر کنارپدیده هایی چون بزهکاری وجرائم دیگر قابل توجه می باشد وبرای کنترل آن در جهت کاهش آن باید اندیشید وبرنامه ریزی دقیق انجام داد.

این پدیده مانند دیگر پدیده های اجتماعی چون طلاق،اعتیاد،فرار از خانه،... در همه جوامع دیده می شود وامکان ریشه کن کردن آن به طور کلی منتفی است اما این پدیده را می توان کنترل کرد وبرای کنترل آن مانند هر پیامد اجتماعی باید ابتدا آن را شناخت وازدیدگاههای متفاوت به آن نگریست وعلتها را یافت وبررسی کرد سپس در جهت کاهش آن اقدام نمود.

می توان گفت مردگرایی زنان پدیده سنجیده ای است ونمی توان به راحتی راهکاری جهت کنترل یا کاهش آن پیدا کرد نظریات مختلفی در مورد مرد گرایی وجود دارد. که نتیجه مستقیم وغیرمستقیم عملی است که شخص وبانی آن را انجام داده است واز نتیجه عملش آگاه بوده است.


شناسایی علل پذیرش فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

مد گرایی حاصل زندگی انسان معاصرنیست بلکه درتمام دوران زندگی بشربوده وهستاما اگراین پدیده درهردوره ای ازتاریخ اگاهانه وبا گزینش انتخاب وبا توجه به فرهنگ وچارچوب های فکری واعتقادی جامعه صورت بگیرد نه تنها موجب پیدایش نارسایی های فرهنگی واجتماعی نشده بلکه به عنوان یک دستاورد اجتماعی به نوبه خود به رشد وتعالی فرهنگ وتمدن انان کمک های زیادی نموده وزمین
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 64 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 86
شناسایی علل پذیرش فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول :

کلیات

مقدمه

مد گرایی حاصل زندگی انسان معاصرنیست بلکه درتمام دوران زندگی بشربوده وهست.اما اگراین پدیده درهردوره ای ازتاریخ اگاهانه وبا گزینش انتخاب وبا توجه به فرهنگ وچارچوب های فکری واعتقادی جامعه صورت بگیرد نه تنها موجب پیدایش نارسایی های فرهنگی واجتماعی نشده بلکه به عنوان یک دستاورد اجتماعی به نوبه خود به رشد وتعالی فرهنگ وتمدن انان کمک های زیادی نموده وزمینه اراستگی مناسب زندگی را فراهم می کند.درواقع مد گرایی مثبت به معنای اقتباس ازپیشرفت های اجتماعی و به کاربردن دستاوردهای مثبت دیگران ضمن بر طرف ساختن زشتی ها و کاستی ها ازدچارشدن زندگی به یکنواختی خسته کننده پیش گیری کرده وروزبه روز به استحکام بیشتر پایه های زندگی دسته جمعی کمک می کند.اما باید مراقب بود که این فرایند ازحا لت طبیعی خارج نشود زیراهمه ی استعدادهای فطری اگرازحالت طبیعی خارج شود جنبه ی انحرافی پیدا کرده واثارسویی به بارمی اورد.اما جوانان (دانشجویان) بنا به مقتضیات سنی و نیازهای گوناگونی که دارند و بسته به محیط هایی که دران قرارمی گیرند دربرخی قلمروها همچون لباس وارایش بیشتراز دیگران درمعرض جریان مد گرایی قرارمی گیرند وچون مد در بسترزمان درحال دگرگونی است افراد سنین جوانتررا بیشترمی طلبد چون وقت ازادتری دارند و می توانند پا به پای مد حرکت کنند.درک عمومی ما از واژه مدعموما به طرزلباس پوشیدن محدود می شود،اما واقعیت این است که مد می تواند شامل موارد گوناگونی اززندگی روزمره باشد.موضوعاتی از قبیل: نحوه انتخاب موسیقی،ارایش،چیدن دکوراسیون منزل، اتومبیل و حتی حرفه و کار.البته نباید به مقابله با مد بپردازیم بلکه بهتراست به پرورش و تقویت وجوه مثبت ان دقت کنیم تا درسایه این اتفاق جنبه های منفی ان کم رنگ ترشود وجای خود را به جنبه های مثبت دهند. به هرحال هدف ازارائه این تحقیق تحلیل پدیده اجتماعی مد است که سال ها مردم نقاط مختلف جهان را به خود مشغول کرده است و بیشترسعی کردم به میزان تا ثیرپذیری ازفرهنگ بیگانه درزمینه ی مد لباس،ارایش وموسیقی دربین دانشجویان بپردازم.

بیان کلی مسئله تحقیق

MTV, TMF

پدیده مد ازموضوعاتی است که همواره می تواند اقشارمختلف جامعه را به شکل های گوناگون مورد تاثیرخود قرار دهد.درواقع حکومت اسلامی درارائه الگوهای فرهنگی درسال های بعد از انقلاب موفق نبوده است.امروزه گرایش نسل جوان کشور روزبه روزبه مدهای جدید لباس،مدل ورفتارهای تقلیدی گروه های موزیک رپ،تکنو،پاپ،راک و ...هنرمندان و ورزشکاران خارجی به خصوص از نوع غربی و امریکایی افزایش بیش از حد یافته است.چنین گرایشاتی در گذشته بیشتر در جوانان مقیم بالای شهر(ثروتمند به لحاظ مالی)دیده می شد ولی امروز بین جوانان و نوجوانان بالا و پایین شهر درعرصه یک سری تمایلات وخواست های اجتماعی وازادی های مدنی برای یک زندگی بهتر،راحت تروازاد تر توافقی وجود دارد و ان ها درسال های اخیر با ارتباط و تبادل امکانات،روابط گسترده با یکدیگربرقرار کرده اند.نسل سوم کشورمان با وسایلی چون ماهواره ،اینترنت ،نوارویدئو،نوار کاست ،پوسترها،لباس و شلوارهای لی با مارک های مختلف به شدت تحت تاثیر تغیرات وشرایط جهانی شدن قرارگرفته اند و به اشکال گوناگون از خود عکس العمل نشان میدهند و چنان که می بینیم مد در زندگی انها نقش مهمی بازی میکند مراجعه به کانال های موسیقی چون و...از طریق انتن های ماهواره ای به شدت در نسل جوان کشور رایج است.بسیار دیده شده که یک جوان کارگر با درامد روزانه ای 4-3 هزار تومانی ،برای خود پیراهن یا شلواری با مارک خارجی را با قیمت 25 هزار تومان می خرد تا بلکه بدین طریق خود را با شرایط دیگر جوانان وفق دهد ودرواقع یک هفته حقوقش را بابت ان پیراهن یا شلوار پرداخت کرده است .در اینجا لازم به تذکر است که هدایت و ارشاد نسل

جوان این کشوربه برنامه ریزی های اصولی علمی و تلاش بی وقفه نیاز داشته وهرگونه سهل انگاری در این زمینه نه تنها گناهی نا بخشودنی است بلکه زیانهای جبران ناپذیری در بر خواهد داشت.امروز که نسل بیداری مسلمین وارد مرحله ای تازه شده و تلاش های کسانی چون سید جمال الدین ،اقبال ،محمدعبده ،سید قطب ،علامه نائینی،ایت الله طالقانی ومطهری و...بعد عینی به خود گرفته.استفاده از تمامی امکانات جامعه در مقابله با تهاجم فرهنگی وواکسینه کردن تمام احادجامعه به خصوص نوجوانان وجوانان ضروری ترین مسئله بوده و چه زیباست رهنمود استاد شهیدمطهری:"اگر مشکلی در راهنمایی نسل جوان باشد بیشتر در فهمیدن زبان ومنطق او و روبرو شدن او با زبان و منطق خودش است و دراین وقت است که هر کسی احساس می کند این نسل بر خلاف انچه ابتدا به نظر می رسد لجوج نیست و امادگی زیادی برای دریافت حقایق دارد."(مرتضی مطهری،مسئله حجاب،مقدمه کتاب)

ضرورت و اهمیت تحقیق

ضرورت توجه به مسئله تهاجم فرهنگی و تاثیر پذیری ازان درزمینه مد لباس ارایش و موسیقی در بین دانشجویان درهر طبقه ی اجتماعی که خیل عظیمی از جوانان را تشکیل می دهد برکسی پوشیده نیست لذا ازانجایی که فرهنگ هر ملتی یا قومی مجموعه اداب و رسوم و سنت ها ارزش ها ومواریث اجتماعی ان قوم وملت را تشکیل می دهد که از گذشتگان به ارث برده اند،حساسیت بیشتری را در جهت ابقا و مصونیت ان ازهرگزندی را می طلبد وواضح است که میبایست دردوران نوجوانی بین زیر ساخت های فرهنگی هر نسل با ارمان های مقبول و مشروع مکتب حاکم وفاق ایجاد نمود.این مسائل ضرورت تحقیق و ارائه راه حلی هر چند کوچک را افزایش می دهد.

اهداف تحقیق

1 : شناسایی علل پذیرش فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

2 : شناسایی راههای مقابله با تهاجم فرهنگی و الگو برداری از فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

3: دادن نیروی شناخت و تقویت بنیه ارزشی و اصول اسلامی

4: فراهم کردن زمینه های لازم جهت سرمایه گذاری مسئولین در مقابله با فرهنگ بیگانه از قبیل ارائه امکانات تفریحی و ورزشی و تشکیل کلاس های فرهنگی و هنری 5: شناسایی تاثیر بعضی از برنامه های رسانه ،وسایل ارتباط جمعی (ماهواره و اینترنت)،مجلات بر مد.

قلمرو زمانی و مکانی تحقیق موضوع مورد برسی (بررسی عوامل اجتماعی موثر در گرایش به مد ) است که قلمرو زمانی و مکانی در دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکز (مجتمع ولیعصر) انتخاب شده وازطرفی پدیده گرایش به مد در چند سال اخیردر دانشگاه ها افزایش قابل توجهی داشته ،با این تفاصیر قلمرو زمانی دراین تحقیق سال 86ـ85 در نظر گرفته شده است.

فصل دوم :

چهار چوب نظری

پیشینه تحقیق:

گرایش جوانان به فرهنگ غرب یک مسئله اجتماعی است که در چند دهه اخیر افزایش داشته و تحقیقات زیادی برای شناخت علل به وجود امدن این پدیده انجام شده و این که چه اسیب ها و انحرافات اخلاقی و اجتماعی را در فرد و جامعه به دنبال دارد ،از طرفی خصوصیات و ویژگی های جامعه کنونی ما که در مرحله گذارازسنت به مدرنیته است و تحولات به قدری سریع است که مسائل و مشکلات هم با توجه به مکان و زمان دگرگون می شوند و بایستی تحقیقات وپژوهش ها نیز با توجه به این تحولات و نیاز جامعه انجام شود ،تحقیقات انجام شده دراین راستا عبارتند از :

1 :قدیمی ـ بهرام ،بررسی گرایش جوانان به مظاهر فرهنگ غرب در سطح شهر تهران ،1376ـ1375 دانشگاه ازاد اسلامی،واحد مرکز

2:ایوبی ـ محمد رضا ،تاثیر برنامه های ماهواره ای و ویدئو یی در شمال و جنوب تهران ،1378ـ1377،دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

3:عرب نجفی ـ اشرف ،سنجش نگرش جوانان دانش اموز نسبت به موسیقی و تصویر پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران 1377ـ1376 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

4:خوشکار ـ علیرضا ،جامعه پذیری موسیقی در ایران در دوران معاصر 1381ـ1380 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

5:فداکار ـ مقصود ،بررسی تاثیر عوامل فرهنگی برنامه های ماهواره ای تلویزیون برقشر جوان 1377،1387 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

6:صدر ـ شعله ،اثرات رسانه های همگانی ،بررسی نقش و اثرات فرهنگی و اجتماعی رسانه های همگانی بر روی فرد واجتماع،1379،مدرسه تلویزیون و سینما

7:مزینانی ـ مریم ،میزان تاثیر پذیری دانش اموزان دختر دوره ی دبیرستان منطقه 1 تهران ،از فرهنگ بیگانه در زمینه مد وارایش و موسیقی ،83ـ1382 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز .

مد ئ Mode واژه ای است فرانسوی و در لغت به معنای سلیقه ،اسلوب ، روش و شیوه و...بکار می رود ودراصطلاح مد به تغییرناگهانی و مکررهمه یا بعضی افراد اطلاق می شود و منجر به گرایش انجام رفتاری خاص یامصرف کالای به خصوص یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی میشود که نتیجه نهاینه نشدن فرهنگ در جامعه است. مد کلمه ای است که در جامعه ی نوین ما حرف اول را می زند.مد یعنی تسخیر روحی استراتژیک. ماهیت کلی مد به وسیله ی اصطلاحات متقابل (مد روز) و (از مد افتادگی) بیان شده.این اصطلاح به یک الگوی تغیرات مداوم دلالت می کند که در ان اشکال اجتماعی معینی موقتا از پذیرش و احترام برخوردارمی شوند فقط به خاطراینکه توسط کسانی که بیشترازجریانات زمانه اگاهند،جایگزین شده اند این نوع جلوه اشکال اجتماعی ،مد را از (رسم) که ثابت و پذیرفته شده است جدا می سازد.مقبولیت اجتماعی که مد از ان بر خوردارمی شود ناشی ازهیچ نوع سود مندی یا شایستگی برتر ان نیست،بلکه درعوض مقبولیت مد پاسخی است که در جهت حساسیت و سلیقه های افراد می باشد.اگرچه مد را بیشتر درحوزه پوشاک می بینیم اما درحوزه های دیگری همچون نقاشی، معماری تزئینات خانگی ،اداب پذیرایی و ...نیز میتوان بر شمرد.در واقع هیچ کدام از حوزه های زندگی اجتماعی که درمعرض تغیرات مستمر قرار دارند ازتجاوز مد در امان نیستند.دکترعلی شریعتی می گوید:اگرمی خواهی فردی را تغییر دهی از کفش او شروع کن ،دلیلش هم این است که با تغییر کفش به دلیل عدم همخوانی ان با شلوارو پیراهن و مدل مو،ان ها را نیاز فرد تغییرمی دهد.

فرهنگ فرهنگ فقط مجموعه ای بر روی انباشته از اداب و رسوم و شیوه های مختلف زندگی نیست بلکه نظامی سازمان یافته ازرفتارهاست .

"فرهنگ شیوه ی عمومی زندگی گروه یا گروه هایی ازمردم است،عناصرفرهنگی ازقبیل عادات، سنت ها،اعتقادات،ارزش ها ونقاط نظر انسان ها را با یکدیگر پیوند می دهد ووحدت اجتماعی خاصی به وجود می اورد."(دکترمنوچهرمحسنی،مقدمات جامعه شناسی،1370؛98) ولی عام ترین تعریف فرهنگ از" ادوارد تایلورمی باشد که مجموعه ی پیچیده ای است که شامل معارف،معتقدات،هنرها،صنایع،فنون ،اخلاق ،قوانین ،سنن وبالاخره تمام عادات ورفتار و ضوابطی که فرد به عنوان عضو جامعه خود فرا می گیرد و در برابران جامعه تعهداتی را برعهده می گیرند."(دکترمحمودروح الامینی،زمینه فرهنگ شناسی،1382؛17 )

هویت فرهنگی

هر جامعه وفرهنگی الگو های خاص خود را دارد که با فرهنگ مردم دیگر جوامع بیگانه است و بران تاکید می کند ودفاع.به عبارت دیگرگذشته های تاریخی،حماسه های ابا اجدادی،سرزمین نیاکان،زبان مادری،باورها وسنت های طایفه ای،اسوه های دینی،عصبیت های قومی ،هنر و ادبیات موروثی، هویت فرهنگی را تشکیل می دهند.باید دانست انچه که اماج حملات تهاجم فرهنگی قرارمی گیردهمان هویت فرهنگی است اما نباید ساده اندیشانه با این موضوع برخورد کردچون هویت فرهنگی به مفهوم فوق تا زمانی که صرفا جنبه ملی داشته باشد وبه گروههای سرزمین خاصی متعلق باشد نه تهدیدی برای فرهنگ استکبار جهانی است و نه ازسوی انها مورد تهاجم قرارمی گیرد بلکه حمایت هم می شود و تحت عنوان نسبیت فرهنگی ازان دفاع می کند انچه که مورد تهاجم قرارمی گیردهویت فرهنگ اسلامی است .این بالندگی ،پویایی و زندگی در متن فرهنگ اسلامی است که تهدیدی جدی برای غرب محسوب میشود و انچه انها به ان همت گماردند مسخ همین فرهنگ میباشد.دکتر شریعتی در این باب می گوید:غرب می دانست ومی داند که برای رام کردن یک ملت وخوار کردن افراد ان بیش ازهرچیز باید فرهنگش را گرفت زیرا انسان بی فرهنگ خوارو ذلیل است وتسلط برچنین انسانی بسیارساده است ومی توان اورا به شکل الگوهای فرهنگ دراورد.دراینجا نیز منظورازفرهنگ همان ماهیت فرهنگی است که مسخ ان به مسخ شخصیت افراد وان فرهنگ وبرده شدن انها و

نهایتا تحت سلطه قرارگرفتنشان می انجامد و خلاصه استعمار تنها هدفش خنثی نگهداشتن ادمیت ازفرهنگ است و دراین راه ازهیچ کوششی برای از بین بردن اداب ورسوم انها،برای جانشین کردن زبان خود به جای زبان انها، برای نابودی فرهنگ انها،فروگذارنمی کند.(جلال ال احمد،درخدمت وخیانت روشنفکران،1357؛32) این همان تهاجم فرهنگی است که تحت هرنام پوششی مطرح می شود.

نشانه شناسی و فرهنگ مادی

"نمادهایی که درگفتارونوشتار بیان می شوند ،شیوه های اصلی تشکیل و بیان معانی فرهنگی هستند اما تنها شیوه ها نیستند،اشیا مادی و جنبه های رفتارهردومی تواند برای تولید معانی استفاده شوند.دال عبارتند از:هر حامل معنی،هر مجموعه عناصری که برای انتقال معنا مورد استفاده قرار می گیرد، صداهایی که در گفتار ایجاد می شود.مانند علامت هایی که روی کاغذ گذاشته میشود دال هستند، اما دال های دیگرلباس،تصاویریا نشانه های دیداری ،شیوه های خوردن،شکل های ساختمان یا معماری و بسیاری از ویژگی های دیگرفرهنگ را شامل می شود. مثل:فهماندن تفاوت های بین دوجنس."(انتونی گیدنز،جامعه شناسی،1382؛62،6)

فرهنگ پذیری

گاه اتفاق می افتد یک عنصرفرهنگی از فرهنگ دیگرگرفته میشود که به این فرایند فرهنگ پذیری می گویند درچنین وضعیتی فرهنگ هایی که با یکدیگر تماس مستقیم دارند هر دو دچار دگرگونی می شوند درعین حال این دگرگونی ممکن است در یک فرهنگ خیلی عمیق تر از فرهنگ دیگر باشد. وقوع حوادث ناگهانی مانند جنگ نیزمی توانند زمینه ساز پیدایش خرده فرهنگ و مد در جامعه شود، البته این گونه خورده فرهنگ ها چون تابع شرایط خاص همان جامعه میباشد برای جوامعی که دران شرایط قرار ندارند تعارض محسوب می شوند.مانند :مد رپ که بعد از فروپاشی یوگوسلاوی در نتیجه ی جنگ میان صرب ها ومردم بوسنی توسط مردم تحت فشاربه وجود امد.رپ درلغت به معنی موسیقی ارامی است که دانشجویان اروپایی قبل از امتحان برای کم کردن اضطراب خود به ان گوش می دهند.

تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی به معنای نفی هویت فرهنگی ملی ،پذیرش سلطه ی فکری و فرهنگی بیگانه،تغییر باورها ورفتارها،دگرگونی روش ها واداب و رسوم زندگی فردی واجتماعی منطبق با الگوی بیگانه می باشد که توسط پرسشنامه وگرایش به فرهنگ بیگانه اندازه گیری می شود کسی که تحت تاثیر غرب قرارمی گرفت ایتم های فرهنگ بیگانه را انتخاب میکرد.به طور کلی تهاجم فرهنگی عبارت است از:تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته از سوی گروه تهاجم برای حمله به جهان بینی ها و بینش ها و در نتیجه گرایش ها و جایگزین کردن باورها و ارزش ها واخلاقیات دررفتارهای مورد نظرخویش برسایرگروهها وجوامع .ویژگی های تهاجم فرهنگی:

1:نامرئی و نامحسوس است؛تهاجم فرهنگی یک کار ارام و بی سرو صداست که باعث فرو ریختن ارزش های معنوی می شود که قابل علاج نیست.

2:ریشه ای وعمیق است ؛دشمن با وارد شدن به سنگ زیرین یک جامعه یعنی فرهنگ می خواهد

پیکره ی جامعه را به سلیقه خود کج کند.

3:درازمدت و دیر پاست ؛کار فرهنگی دیر نتیجه میدهد ولی اثران باقی است.

4:همه جانبه است؛دشمن در این تهاجم ازهمه ی حربه های سیاسی،اقتصادی، نظامی ،روانی و تبلیغاتی بهره می گیرد تا فرهنگ مقابل را به انزوا بکشاند.

5:دارای برنامه ،ابزاروامکانات گسترده است و برای اجرای برنامه های خود ازمتخصصین روانشناس،جامعه شناس و سیاستمداران استفاده میکند و ارتباطات مناسب با روحیات واداب و رسوم هر جامعه را با شرایط جهانی تدارک میبیند و با بودجه ی تبلیغاتی کلان ده هزار کانال ماهواره ای، صدها پایگاه رادیو و تلویزیونی با ده ها زبان زنده دنیا و یا روزنامه ،مجله و کتاب در تیراژ میلیونی تبلیغ می کنند.

6:خطرساز وکارساز است ؛تهاجم فرهنگی ازحمله نظامی خطرناک تراست زیراحمله ی نظامی صلابت ومقاومت ملت را تحت هر عنوانی (ملی یا دینی) بر می انگیزد و به عکس العمل وا میدارد ولی توطئه ی اخلاقی و فرهنگی انسان ها را تدریجا از درون می پوساند و بدون اینکه متوجه باشند به اضمحلال و نابودی می کشاند .

پیشینه ی تهاجم فرهنگی و مد گرایی

برای یافتن این موضوع باید برگردیم به استعمار کهنه ومستقیم انگلستان و سپس جوامع دیگر اروپایی چون فرانسه،اسپانیا وبه دنبال ان استعمار نو. انچه استعمار پیر به عنوان مترقی کردن کشورهای عقب مانده از کاروان تمدن به گمان خودش انجام می داد چیزی جز تهاجم فرهنگی برای دست یافتن و غلبه کردن بی چون و چرا بر این ملل نبوده است.ظواهر تمدن غرب و پیشرفت های تکنولوژی، صنعتی این جوامع با سیاست های استعماری ،تجاوز گرایانه این جوامع ترکیب شده و موجودیت فرهنگی و اقتصادی واجتماعی وسیاسی کشور های مستعمره را به مخاطره انداخته بود و دسته ای از متفکران کشور های تحت سلطه ،چهره ی اول یعنی تمدن غرب را می دیدند لذا اگاهانه یا نا اگاهانه به سوی او گرایش می یافتند ،کسانی را که امروز به نام غرب زده می شناسیم ازاین دسته اند و دسته ای دیگر فقط چهره ای دیگر یعنی چهره ی استعماری این کشور ها را دیده و لذا دشمن همه ی جلوه های تمدن استعمارشدند وحتی درمقابل فرهنگ مادی این جوامع و پدیده های صنعتی ان نیز قرار گرفته اند و حتی بلند گو را نیز صدای شیطان نامیدند.در بین این دسته که نسبت به دسته ی اول دلسوزتر بوده و دارای ریشه های مردمی نیز بودند نوعی وحشت کوراز تمدن و فرهنگ غرب وجود داشته که انها را به سوی نوعی مخالفت غیر منطقی وهمراه با تعصب با نمود های صنعت غرب میکشید و به دلیل عدم توانائی شان در دفاع صحیح از فرهنگ بومی خود،اب به اسیاب گروه اول ریخته اند و به خصوص در زمینه ی جذب جوانان بسیاری از انها را که راه سومی به جز این دو قطب مطرح در جامعه نمی شناختند به سوی گروه اول سوق می داد.

در کنار این دو گروه اندیشه اصلاح طلبی دینی توسط کسانی چون سید جمال الدین اسد ابادی،عبده، سید قطب،کواکبی،اقبال لاهوری وعلامه نائینی مطرح شد وحقانیت خود را ثابت نمود.پیام اینان بازگشت به خویشتن بود ولی منظورایشان ازاین بازگشت تکیه بر فرهنگ معنوی جامعه وحفظ هویت فرهنگی به منظور مجموعه ای از اعتقادات دینی،باورها، زبان، هنر،ادبیات،اداب ورسوم وسنن که باعث تمایزگروههای انسانی می گردد بود و بدین لحاظ از گروه اول جدا می شدند اما در زمینه ی پذیرش تکنولوژی و صنعت نظری متفاوت ازگروه دوم ارائه داده ومعتقد بودند که باید علم و صنعت و تکنولوژی ازهرجا با شد گرفت اما به شکلی که هویت فرهنگی جامعه را تحت الشعاع نفوذ خود قرار ندهد.چنان چه دراثاراقبال داریم که:برخلاف متفکران که می گویند نمی توان علم و صنعت غرب را گرفت وفرهنگ و اخلاق و روابط اجتماعی و شیوه ی زندگی شان را کنار زد نه تنها می توان چنین کرد بلکه هیچ دلیلی وجود ندارد که ثابت کند جامعه ای که با عشق های بلند وعرفان روح واشراق دل و برخورداری از لذت های پاک وعمیق اخلاقی ومعنویت اشناست ،نمی تواند به جای گاواهن تراکتور براند،عوض کجاوه جت سوار شود،پیه سوز را دور انداخته لامپ الکتریکی روشن کند.

طبیعی است که ورود یک تکنولوژی جدید روی فرهنگ غیرمادی نیز تاثیر گذاشته حتی روی دیگر جلوه های فرهنگ نیز بی تاثیر نخواهد بود اما باید در نظر داشت که هویتی فرهنگی حاصل جمع ساده ی اداب و رسوم ،عقاید،هنر ،ادبیات ،سنن و ...نیست بلکه جریانی فرا تر ومحاط از تمام اینهاست که از تداخل ،تاثیر وتاثرو روابط پیچیده بین تمام اینها ناشی شده و برد تاثیرفرهنگ مادی به تنهایی قادر به از بین بردن این هویت فرهنگی نخواهد بود چه بسا پدیده های صنعتی که وارد کشور شده وبه خصوص که امروزه هر کشورجهان، بازاری از پدیده های صنعتی سایر کشورهاست.

اما به هرحال هر کشورموجودیتی به لحاظ فرهنگی مستقل ازدیگران دارد و این تا زمانی است که بتواند این ماهیت فرهنگی را دربعد فرهنگ غیرمادی حفظ کند.شیوه های مقابله با تهاجم فرهنگی به قرن 19 برمی گردد.بسیاری ازروشنفکران ان زمان ازجمله سید جمال الدین اسد ابادی،شیخ محمدعبده راه تجدید نظر و اصلاح دین وپیراستن دین اسلام ازخرافات و بازگرداندن ان به شکل خالص وپاک خود را وجه همت خود گمارده وراه مقابله با استعمارو تبلیقات فرهنگی و سیاسی ان را دراسلام ناب و به دور از خرافه وبه عبارتی بازگشت به خویشتن یافتند اگر چه نظرات این اندیشمندان بی تاثیراز پروتستانیزم وعقاید لوتروکالون نبود. سیدجمال الدین اسد ابادی درپایان رساله ی معروف خود به عنوان حقیقت مذهب نیچری (ناتورالیست) وبیان حاصل نیچریان سه شرطی را که به گفته ی اوموجب عروج امم به مدارج کمالات و سعادت تام و حقیقی ملت هاست بدین گونه برمی شمارد.

نخست؛ ضرورت پاک بودن لوح عقول مردم از کدورت خرافات.دوم؛ضرورت بزرگداشت شخصیت انسان. سوم؛ضرورت استوارکردن ایمان دینی بر پایه عقل و دلیل وپرهیزازعقاید تقلیدی.سید جمال الدین با انکه دین اسلام را حائزهرسه شرط میداند اشکارا مذهب پروتستان را ازمیان مذاهب عالم در مورد دو شرط اخربا اسلام همانند می یابد .

سن

درسنین جوانی افراد درمرحله ی جامعه پذیری قرار دارند وازان جایی که تعریف جامعه پذیری:

(همسازی وهمنوایی فرد با ارزش ها وهنجارها ونگرش های گروهی اجتماعی است).

اگرجامعه نتواند طی فرایند جامعه پذیری قواعد را برای افراد درونی کند منجربه رفتارنامنظم و خلاف قاعده دراین سنین می شود که معمولا ازانگیزه ناگهانی یا محرک انی ناشی می شود وچنین رفتاری نتایج و خشنودی های اتی را در مقابل لذات ورضامندی های انی وزود گذر نادیده میگیرد، برعکس رفتارهای مبتنی بر نظم وانظباط به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به هدف اتی، خشنودی های انی و گذرا به تعویق انداخته وانها را تعدیل می کند.


معرفی افراد دو جنسیتی به جامعه به منظور آشنایی افراد جامعه با پدیده دو جنسیتی

بدون شک در جامعه امروز ایران قدرت تغییر جنسیت در شکل روابط و انسجام خانوادگی تاثیرات بسزایی داردشناخت وضعیت اخلاقی فرد ، و تاثیر سابقه تغییر جنسیت در خانواده و تاثیر هرکدام از آنان منجر به کاهش یا افزایش انسجام در محیط خانوادگی می شود شایان توجه استو درخواست و رفع نیازهای مالی ، اقتصادی ،فرهنگی والدین و دوستان توسط فرد یا رفت و آمد با والدین دوستا
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 106 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 157
معرفی افراد دو جنسیتی به جامعه به منظور آشنایی افراد جامعه با پدیده دو جنسیتی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول (چهارچوب پژوهش)

انگیزه انتخاب موضوع

مسئله یا طرح پژوهش

اهمیت و فایده پژوهش

اهداف پژوهش

فرضیه های پژوهش

مدل نظری پژوهش

پرسش اساسی پژوهش

انگیزه انتخاب موضوع

انگیزه انتخاب موضوع

بدون شک در جامعه امروز ایران قدرت تغییر جنسیت در شکل روابط و انسجام خانوادگی تاثیرات بسزایی دارد.شناخت وضعیت اخلاقی فرد ، و تاثیر سابقه تغییر جنسیت در خانواده و تاثیر هرکدام از آنان منجر به کاهش یا افزایش انسجام در محیط خانوادگی می شود شایان توجه است.و درخواست و رفع نیازهای مالی ، اقتصادی ،فرهنگی والدین و دوستان توسط فرد یا رفت و آمد با والدین دوستان می تواند باعث افزایش تفاهم و روابط میان افراد دو جنسیتی شود.ولی اینگونه موارد (تغییر دادن جنسیت) می تواند در زندگی خانوادگی کارکرد مثبت و یا منفی داشته باشد که گاه این کارکرد باعث افزایش روح همکاری وانسجام خانوادگی می شود مانند پیشرفت در زندگی از جنبه های عاطفی ، عقیدتی و غیره و گاه باعث کاهش انسجام خانوادگی می شود مانند بی مهری و بی علاقگی ، خشونت و انزجار می شود.به عنوان یک مسئله می تواند مورد بحث و بررسی باشد که به صورت یک موضوع که جنبه علمی دارد قابل ارزیابی قرار گیرد.پس چه خوب است که ما به آن درجه از علم و آگاهی رسیده باشیم که روز به روز با افزایش سطح آگاهی نسبت به افراد دو جنسیتی در جهت انسجام خانوادگی گام برداریم.و هرچه بیشتر در مستحکم کردن نهاد خانواده سعی وافر نماییم.

مسئله یا طرح پژوهش

آنچه به عنوان تعریف از اختلالات هویت جنسی ارائه می شود بیانگر این مطلب است که اختلالات هویت جنسی به وضعیتی گفته می شود که فرد به طور مستمر و پایدار از جنسیت بیولوژیک (هویت جنسی) خود ناراضی است.تمایل یا اصرار بر متعلق بودن به جنس مقابل خود را دارد و این وضعیت برای فرد ایجاد ناراحتی شدید و یا اختلال درعملکرد روانی و اجتماعی می نماید (وامقی ، ص2) از نظر روانی پسرهای دارای چنین اختلالی با فعالیت های دخترانه سرگرمند تمایل به پوشیدن لباسهای دخترانه دارند یا لباس های در دسترس خود را به شکل دخترانه در می آورند.عروسک های زن اسباب بازی مورد علاقه آنها است و در بازی هایشان نقش دخترانه به عهده می گیرند ممکن است اصرار داشته باشند و ادعا کنند که آلت تناسلی شان از بین خواهد رفت و یا بهتر است که آن را نداشته باشند این گونه افراد در جمع پسرها مورد اذیت و تمسخر قرار گرفته و اغلب طرد می شوند بعضی از پسرها ممکن است از مدرسه رفتن به دلیل مسخره شدن یا تحت فشار قرار گرفتن برای پوشیدن لباس های پسرانه اجتناب کنند اینگونه تمایلات از یک سو و قرار گرفتن در جامعه ای که با این تمایلات مخالف است و با آنها برخورد می کند از سوی دیگر این افراد را دچاراختلال در عملکرد می نماید.فشار روانی دراین افراد شدت می یابد و ترجیح می دهند کمتر در جمع افراد هم جنس خود حاضر شده و انزوا طلبی را ترجیح می دهند افسردگی یک مشکل شایع در مبتلایان به این اختلال است زیرا مسائل و مشکلات جدیدی در ارتباط با خانواده و مدرسه و محیط زندگی خود دارند که این افسردگی در مواردی منجر به اقدام آنها برای خودکشی می شود به خصوص اگر فرد احساس ناامیدی در مورد تغییر جنسیت داشته باشد در یک مطالعه میزان خودکشی د رمردان دو جنسیتی3/16 درصد بوده است (همان منبع ، ص 15).علاوه بر اختلالات روانی رویکردهای جامعه نیز این افراد را دچار اختلال در عملکرد می نماید.سیری در جوامع گذشته نشان می دهد که افرادی که دارای رفتار غیر عادی بوده و به نوعی دچار آسیب شده بودند همواره پذیرای برچسب هایی مانند شیطان ، جادوگر ، بیمار ، مختل المشاعر ، مطرود و بیگانه بوده اند و جامعه نیز درهمه حال آنان را میکروب های خطرناکی به شمار می آورده که به علت پیشه کردن روش ها و کردارهای ضد اجتماعی ، بهداشت جامعه را در خطر نابودی قرار می دهند ، در بیانی دقیق تر می توان گفت که پیشداوری ها و تصورات قالبی که در فرهنگ هر جامعه درمورد پدیده هایی مانند اختلال هویت جنسی وجود دارد به تدریج تفکرات و باورهای خاص خود را درباره پدید آوردندگان آن ایجاد می کند برداشت های ایجاد شده به تدریج جایگاه خود را به عنوان مبنایی برای قضاوت جامعه در مورد این افراد و ارزیابی جایگاه و کنش های آنان به دست می آورد و بر شیوه برخورد جامعه با آنان تاثیر عمیق و تعیین کننده بر جا می گذارد در عین حال از آنجا که اغلب این تصورات بر شالوده های علمی و تجربی متکی نیست مسیر برخورد جامعه با این گروه همواره به سمت مسیرهای نادرست رهنمون می گردد و در این مسیر نیز همواره آثار منفی خود را در پی آورده و می آورد تصوراتی که هریک به شکلی خاص تصویر ذهنی جامعه را درباره این گروه واژگون می سازد در این میان می توان از انواعی از این دست تصورات نام برد که افراد دوجنسیتی راموجوداتی خطرناک تر از آنچه که هستند یا می توانند باشند جلوه می دهد . پس هراس جامعه را از آنان بیشتر نموده و مقابله با آن را شدیدتر می نماید برخی از ذهنیت های جامعه ناشی از پیشداوری هایی است حاکی از اینکه این گروه از افراد با سایر افراد جامعه متفاوت هستند مضامینی مانند اینکه آنان به اراده و خواست خود و به سبب پای بند نبودن به اصول اخلاقی و ملاحظات انسانی مرتکب رفتار غیر عادی می گردند آرزوها و علایق بشری در قلب و روح آنان تاثیر نمی کند و خلاصه اینکه همه ازیک قماش هستند.نمونه هایی از این دست تصورات در یک طیف وسیع قرار می گیرد که شامل گونه هایی از تصورات پیشینیان است که رفتارهای غیر عادی را ناشی از علل ماوراء الطبیعی در روان افراد یا انواعی دیگر از اثر گذاری این علل می دانستند تصوراتی از این قبیل که آنها در تسخیر ارواح شیطانی اند که در وجودشان رخنه کرده و راه مهار آن نیز خارج کردن این ارواح از کالبد فرد است.حتی اگر این کار به سوزاندن آن کالبدها منجر شود.بدیهی است که اینگونه تصورات در جامعه به دنبال فشارهای روانی نارضایتی هایی را برای افراد دوجنسیتی به دنبال خواهد داشت با پیشرفت علم و آگاهی بشر در مورد این افراد امروزه راه های مختلفی برای درمان و از بین بردن علائم بالینی اختلال هویت جنسی در افراد شکل گرفته که یکی از این راه ها انجام عمل جراحی تغییر جنسیت به منظور از بین بردن جنسیت کنونی فرد و وارد شدن به گروه جنسیتی مورد تمایل فرد می باشد.بدین ترتیب مشکل عمده این افراد از نظر روانی از بین خواهد رفت.متخصصان بالینی بر نیاز به ارزیابی دقیق هر فرد قبل از تصمیم برای برداشتن گام های پزشکی لازم برای تغییر جنسیت تاکید می کنند.اکثر مراکز درمانی به برخی اقدامات اولیه برای افرادی که آزمون های روان شناختی آنها بیانگر ثبات هیجانی و احتمالاً متناسب برای جراحی تشخیص داده می شوند می پردازند بعد از برگزیدن بیماران معمولاً لازم است آنها یک یا دو سال به عنوان عضوی از جنس مخالف زندگی کنند.طی این دوره تزریق هورمون برای ایجاد صفات جنسی ثانویه به کار می رود این دوره حکم آمادگی روان شناختی برای زندگی به عنوان عضوی از جنس دیگر را دارد مطالعات روی بیمارانی که به دقت انتخاب شده بودند نشان دادکه جراحی درمان کارآمدی بوده است هرچند متخصصان در سازگاری جنسی وا جتماعی آنها بهبود مشخصی را نمی دیدند ولی اکثر بیماران گزارش نمودند که از نتایج راضی هستند و بهترین نتیجه به دست آمده از رضایت ناشی از تغییر جنسیت در حد متوسط بود.

نکته قابل توجه این است که هویت جنسی قویاً تحت تاثیر عوامل روان شناختی اجتماعی و فرهنگی است و جراحی در حال حاضر فقط می تواند مشکلات موثر از عوامل روان شناختی را بر طرف نماید اما آیا این شیوه توانسته جوابگوی مشکلات اجتماعی و فرهنگی افراد در جنسیتی در مقابله جامعه باشد؟ و آیا توانسته همان گونه که در حل مشکلات روانپریشی این افراد موثر بوده است در میزان سازگاری اجتماعی این افراد تاثیر گذاشته و میزان رضایت آنها را از تغییر جنسیت افزایش دهد؟

اهمیت و فایده پژوهش

افراد دو جنسیتی هنوز برای جامعه ما شناخته شده نیستند و حضور آنها در اذهان عمومی به عنوان افراد مجرم و منحرف هنوز به قوت خود باقی است.مشکلاتی که افراد دو جنسیتی با آنها روبرو هستند برای جامعه مهم نبوده و همچنان به عنوان سدی در جهت برآورده کردن نیاز این افراد به شمار می رود یکی از راه های درمان این افراد جراحی به منظور تغییر جنسیت است به این امید که مشکلات روحی شان حل شود و بتوانند به زندگی عادی برگردند ولی با توجه به اینکه جراحی فقط مشکلات روحی این افراد را برطرف می کند و دید افراد جامعه نسبت به تغییر جنسیت افراد دو جنسیتی همچنان منفی باقی می ماند وجود تحقیق در مورد میزان رضامندی این افراد از تغییر جنسیت با روش جراحی ضروری به نظر می رسد از آنجا که دلیل عمده و بسیار مهم افراد دو جنسیتی برای تغییر جنسیت این است که از بودن در جنس خود ناراضی بوده و خواهان رهایی از این وضعیت هستند بنابراین این تحقیق با هدف بررسی میزان رضامندی آنها از تغییر جنسیت و قرار گرفتن در جنسیت جدید شکل گرفته است.

اهداف پژوهش

1- معرفی افراد دو جنسیتی به جامعه به منظور آشنایی افراد جامعه با پدیده دو جنسیتی؛

2- معرفی مشکلات آنها و معرفی روش جراحی که به عنوان موثرترین روش برای درمان مشکل این افراد مطرح شده است.

3- آگاهی در مورد میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت.

فرضیه های پژوهش

1- میزان احترام افراد جامعه به تغییر جنسیت افراد دوجنسیتی در میزان رضامندی آنها از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است.

2- میزان ارضای میل جنسی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

3- میزان ارضای نیاز به امنیت در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

4- میزان ارضای نیاز به تعلق اجتماعی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

5- میزان رضامندی از پایگاه اجتماعی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

6- میزان برخورداری از نظام حمایت اجتماعی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛


7- مدل نظری پژوهش

پرسش های اساسی پژوهش

1- افراد دو جنسیتی ازتغییر جنسیت خود چقدر رضایت دارند؟

2- آیا میزان احترام افراد جامعه به تغییر جنسیت افراد دو جنسیتی در میزان رضامندی آنها از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

3-آیا میزان ارضای میل جنسی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

4-آیا میزان ارضای نیاز به امنیت در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

5-آیا میزان ارضای نیاز به تعلق اجتماعی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

6- آیا میزان رضامندی از پایگاه اجتماعی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

7-آیا میزان برخورداری از نظام حمایت اجتماعی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

فصل دوم (ادبیات پژوهش)

پیشینه مطالعاتی پژوهش

ادبیات نظری

نظریۀ های جامعه شناسی

نظریۀ برچسب

نظریۀ نیاز

نظریۀ امید و انتظار

نظریۀ حمایت اجتماعی

نظریۀ روانکاوی

پیشینه پژوهش

آدمی همواره در مورد سلامت جسم ، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده و هست.و در این زمینه سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آنها نظریاتی ابراز داشته است.برخی از این نظریات تقریباً جهانشمول به نظر می رسند.و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره های تاریخ دیده می شوند.شاید بزرگ ترین فایده مطالعه تاریخ آگاه شدن از همین امر است که درمورد نابهنجاری ها ، باورها و بارها نظریات معینی تکرار شده اند.

طبق نظریه ای کهن که امروزه نیز به چشم می خورد رفتار غیر عادی نتیجه عملکرد نیروهای مارواءالطبیعی و جادویی مثل ارواح شرور و شیطان است.در جوامعی که این نظریه را باور داشتند معمولاً درمان ، همان جادو بوده است.نزد بسیاری از جوامع ، جادوگر قبیله یا طبیب همان کسی که گمان می بردند با نیروهای ماوراء الطبیعی در تماس باشد.واسطه ارتباط ارواح با انسانها بوده است و فرد گرفتار به کمک او می توانست دریابد که کدام ارواح باعث مشکل او شده اند و برای آرام ساختن آنها چه باید کرد.

همچنین در تاریخ رفتار غیر عادی این عقیده نیز رواج داشته است که رفتارهای عجیب و غریب بعضی از مردم ناشی از اختلال کار بدن آنها است.مثلاً نقشی که نه همه بدن فرد بلکه عضو معینی را گرفتار می کند.منشایی که برای چنین نقصی قائل می شوند بسته به ماهیت رفتار غیر عادی ، عقاید فرهنگی جامعه و دانش علمی متفاوت بوده است گاهی رفتار غیر عادی با سوراخ کردن جمجمه درمان می شده است در این روش به کمک شی تیزی مثلاً سنگ سوراخی به قطر 2 سانتی متر در جمجمه ایجاد می شد.

شواهدی به دست آمده حاکی از اینکه حتی 2 تا 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح نیز سوراخ کردن جمجمه در کشورهای شرق مدیترانه و شمال آفریقا به کار می رفته است.مطالعه روی جمجمه به منظور ایجاد راه گریزی برای ارواح شیطانی بوده است.دانش دوره یونان باستان نیز محصول قرن ها تکامل بوده است.حدود 800 سال قبل از میلاد رفتار آشفته یا جنون آمیز تنیهی در برابر توهین به خدایان تلقی می شد آنهایی که خدایان قصد هلاکشان را داشتند.نخست دیوانه می گردیدند درمان این افراد در معابدی که به اسکلوپیوز[1] ، خدای تندرستی ، اهدا شده بود صورت می گرفت.

هر معبد ساختاری دالان مانند داشت که بیماران روانی در آن راه می رفتند و می خوابیدند و عاقبت به مرکز آن می رسیدند عقیده بر این بود که در اثنای جریان مذبور خدای تندرستی به خواب آنهامی آمد و آنها را شفا می داد در قرون بعد این عقیده که زندگی شخص در دست خدیان است.تدریجاً حداقل در بین شهروندان تحصیل کرده از بین رفت.فلاسفه یونان نسبت به جنبه هایی از وجود فرد که تبیینی از رفتارهای عادی و غیر عادی به دست می دهد کنجکاو شدند و نابهنجاری و اختلالات شدید به عنوان پدیده های طبیعی در نظر گرفته شدند که باید برای آنها درمان منطقی فراهم شود.

درمورد تاریخچه رفتار و هویت جنسی باید گفت که رفتار جنسی همواره برای اکثر مردم موضوعی بسیار قابل توجه بوده است در طول قرن ها نظرات مردم درباره جنسیت و انحراف جنسی تغییرات قابل توجهی را از سر گذرانیده است.طبق مشاهدات موجود در تاریخ هنری سوم پادشاه فرانسه به طور علنی لباس زنانه می پوشید و آرزو داشت که زن به شمار آید و چون یکی از اهالی ارس موهایش را کوتاه می کرد و ترجیح می داد لباس مردانه بپوشد.طی قرن چهارده قبل از میلاد یونانیان امور جنسی را بخش مطبوعی از طبیعت می دانستند این وسعت نظر با دیدگاه متداول دوره بین سقوط روم و قرن 14 یعنی هنگامی که قدرتمندان کلیسا با موضوعات جنسی به عنوان گناه برخورد می کردند در تعارض است در آن دوره هزاران اروپایی برای اقرار به تماس عاشقانه با شیطان شکنجه می شدند.آنگاه آنان را زنده زنده در انزار عمومی می سوزاندند تمام روستاهای جنوب آلمان و سوئیس به این طریق نابود شدند بهایی که زنان باید برای رهایی از این سرنوش نافرجام می پرداختند این بود که از همه افکار جنسی چشم بپوشند.در اواسط قرن نوزدهم این نظر که زنها باید کاملاً اخلاقی و از لحاظ عشقی سرد و از نظر جنسی بی جاذبه باشند به اوج خود رسید.از زنان انتظار می رفت تنها به خاطر ارضای همسرانشان و به انجام رسانیدن تعهد مادر شدن به رفتار جنسی اقدام کنند.تا اینکه برخی از اشخاص شجاع ترجیح دادند با به خطر انداختن موقعیت حرفه ای خود در مورد نقش جنسیت در رفتار انسان به بحث بپردازند.یکی از این افراد فروید بود.وی موضوعات جمع آوری شده از بیماران متعدد را مورد استفاده قرار داد تا اثرات منفی واپس زنی نسبت به مسائل جنسی و تجارب عاشقانه منتشر نمود وی ردپای انحرافات جنسی در دوران بزرگسالی را در رویدادهای مهم دوران کودکی جستجو می کرد.نظرات او در مورد مسائل جنسی دوران طفولیت اکثر مردم را تکان داد هرچند امروزه بسیاری از جنبه های این نظریات هنوز بحث برانگیزند ولی فروید بیش از هر کس دیگری باعث شد در مورد نقش احساسات جنسی تفکر جدیدی صورت بگیرد.

هاولوک الیس یکی دیگر از افراد پر نفوذ در طرح دیدگاههای تازه در مورد مسائل جنسی بود.وی کتاب ها و مقالات زیادی به رشته تحریر درآورد که بر تمامی رفتارهای جنسی متداول در زندگی روزمره مردم متمرکز بود.وی علل جسمانی دراختلالات جنسی را مبتنی بر عوامل روانشناختی ذکر کرد.همچنین معتقد بود اکثر افراد و گروه ها به خاطر اینکه افکارشان بیش از حد با داستان های رذیلانه راجع به جنایات وانحراف جنسی مشغول است.امور جنسی را به عنوان امری پلید می نگرند به موازات توسعه نگرش علمی نسبت به اختلالات روانی ، ترحم و دلسوزی برای افراد که دچار این قبیل اختلال ها بودند افزایش یافت.فیلیپ پینل پیشاهنگ اصلاح بیمارستان های روانی فرانسه همدردی زیادی نسبت به وضعیت بیماران ابراز نمود و اعتقاد راسخ داشت که آن ها به مراقبت و درمان انسانی نیازمندند اگر چه امروزه این نگرش را هم کارگزاران بالینی و هم جامعه تا حدودی پذیرفته اند ولی در زمان خود امری نادر بوده است.پینل مجبور بود با این نظر مبارزه کندکه موسسات ویژه دیوانگان وسیله ای برای محافظت از جامعه به شمار می آید نه برای کمک به بیماران .در قرن 19 به تدریج درمان بیماران روانی و دارای اختلال ، انسانی تر شده بود و امروزه اکثر موسسات مراقبت هایی با کیفیت بسیار خوب ارائه می دهند.خلاصه مطلب آنکه تاریخ روانشناسی رفتار غیر عادی داستان چگونگی برخورد جوامع با افرادی است که متفاوت از دیگران بودند و متناسب با جامعه عمل نمی کردند.فراز و نشیب ها ، پیشرفت ها و عقب گردها به ما احساس خوش بینانه توام با احتیاطی می دهد که در مورد قدرت عقل برای شناخت و تدوین راه های کمک به افرادی که در انطباق با هنجارهای جامعه ناتوانند بیشتر تاکید کنیم.نظریات مربوط به نابهنجاری تقریباً به هیچ روی جدید نبوده و هریک گذشته ای بسیار طولانی دارد.نگرش به افراد نابهنجار همواره منعکس کننده پویایی های اجتماع مسلط زمانه است مثالی از پیوند بین آنچه در جامعه ما می گذرد با نحوه درک و طرز تلقی اختلال به وسیله مطالعات نقش زنان در قرن 19 فراهم آمده است.نظریاتی حاکی از وجود تفاوت هایی مبتنی بر جنسیت در گرفتار آمدن به رفتار غیر عادی ، به وضوح زائیده تفکرات قالبی ، فرهنگی و وضعیت اجتماعی آن دوره بودند نه تنها زنان وابسته به مردان به شمار می آمدند بلکه عقیده بر آن بود که در برابر انواع اختلالات آسیب پذیر تر هستند.

چکیده پژوهش

1- سن بر شکل گیری هویت جنسی تاثیر دارد.دختران در کلیه سنین قبل از بلوغ جنس مونث را زنده سازی می کنند در کلیه سنین تعداد افرادی که هریک از نشانه های اختلال هویت جنسی را داشته اند کمتر از تعداد افرادی بوده که این نشانه ها را نداشتند؛

2- اختلال هویت جنسی در دوران کودکی و نوجوانی ، محمد رضا احمدی- فرزاد مومنی- فرزانه مهرابی؛

هویت جنسی عبارت است از احساس فردی مرد یا زن بودن که از سنین 3 تا 4 سالگی شروع می شود برای تشخیص اختلال هویت جنسی دو ملاک عمده وجود دارد که عبارتند از :

الف) همانند سازی قوی و مستمر با جنس مخالف؛

ب) احساس ناراحتی مستمر از جنس خود یا احساس نامناسب بودن در نقش جنسی خود.

شیوع این اختلال از 6 تا 16 درصد مطالعات همه گیرشناسی غیر رسمی متغیر بوده است.برای ارزیابی این اختلال می توان از گزارش والدین ، روش های رفتاری و فنون فرافکن استفاده کرد.از عارضه های همراه این اختلال می توان به افسردگی ، آشفتگی های رفتاری و اختلالات شخصیت اشاره کرد بین سوگیری جنسی و هویت جنسی نمی توان رابطه اجتماعی فرض کرد.در سبب شناسی این اختلال می توان به عوامل زیستی و روانی و اجتماعی اشاره کرد.درمدل نظری زاکر برادی و کواتیس یک عامل عمومی که اضطراب کودک را افزایش داده وعوامل اختصاصی که به صورت پویا در درون خانواده کودک وجود دارد.به عنوان عامل اصلی اختلال هویت جنسی معرفی شده اند برای درمان می توان از فنون رفتاری و روان تحلیلی و آموزش خانواده استفاده کرد.ولی کار با خود بیمار و درمان عارضه های همراه از جمله افسردگی و سایر مشکلات روانی و اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردا است؛

3- بررسی فاکتورهای محیطی ایجاد اختلال هویت جنسی در فضای ارتباطات درون خانوادگی کودک ، دکتر حسینیه اسماعیلی ،دکتر محمد رضا ابراهیمی؛

معمولاً در مراجعان مبتلا به اختلال هویت جنسی متغیرهای متعددی را در فضای ارتباطات درون خانوادگی و شرایط اولیه رشد مشاهده می نماییم که آنها را از دیگران متمایز می سازد.این تمایز این فرض را قوت می بخشد که چهارچوب رشد و ارتباطات اولیه کودک می تواند کیفیتی را فراهم سازد که منجر به ایجاد اختلال گردد.در این اختلال ابعاد گوناگونی از نظر سبب شناسی مطرح شده ونظریه های متعددی در این خصوص ارائه شده و پژوهشگران زیادی از منظرهای گوناگون بدان پرداخته اند ولی تمایز اساسی این افراد در کیفیت ارتباطات اولیه رشد در فضای ارتباط درون خانوادگی با مراجع قدرت از اهمیت به سزایی برخوردار است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است.مهم ترین هدف این پژوهش پاسخ به این سوال اصلی است که آیا سیستم ارتباطی این افراد در فضای ارتباطات درون خانوادگی و در فرایند اولیه رشد با افراد به هنجار تفاوت دارد یا خیر؟ از اهداف دیگر این پژوهش بررسی نقش اعضای خانواده و کیفیت چهارچوب ارتباط آنان درایجاد این اختلال می باشد.

4- نقش محیط در شکل گیری هویت جنسی- مهرداد محمدیان- مقاله ، سومین سمینار سراسری اختلال رفتاری کودکان و نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی زنجان.

5- نقش خانواده در تشکیل هویت جنسی کودکان ، مسعود فلاحی ، اولین کنگره سراسری خانواده و بهتر زیستی ، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی ،اسفند 1373.

6- شکل گیری هویت جنسی و ارتباط آن با شرایط فرهنگی ، نیک چهره محسنی ، نشریه علوم تربیتی دوره چهاردهم شماره 1 تا 4 ، 1370.


بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم در افراد 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک چشم پزشکی بصیر در سال 1386

در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 3020 سال بودند که حدت بینایی 2020 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند
دسته بندی علوم پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 970 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم در افراد 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک چشم پزشکی بصیر در سال 1386

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده ................................................................................... 9

مقدمه ................................................................................... 10

فصل اول : معرفی پژوهش ............................................ 11

بیان مسئله......................................................................... 12

اهمیت مسئله....................................................................... 12

تعریف مفاهیم .................................................................. 14

فصل دوم : مبانی نظری پژوهش................................... 15

حساسیت کنتراست ............................................................. 16

کنتراست................................................................................ 21

تست حساسیت کنتراست .................................................... 22

تست csv1000.......................................................................... 33

فصل سوم : بررسی متون – اهداف – فرضیه ......... 36

مروری بر تحقیقات گذشته .......................................... 37

اهداف - فرضیه................................................................ 39

فصل چهارم : روش تحقیق ............................................ 41

انتخاب جامعه آماری .................................................... 42

روش انجام آزمون ........................................................... 42

فصل پنجم : نتایج و نمودارها .............................. 49

نتایج ................................................................................... 50

نمودارها ............................................................................ 52

فصل ششم : بحث و نتیجه گیری................................... 53

بحث و نتیجه گیری ........................................................ 54

منابع ................................................................................ 56

چکیده

در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 30-20 سال بودند که حدت بینایی 20/20 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند .

این افراد با استفاده از دستگاه حساسیت کنتر است E1000csv در 2 مرحله با عینک و لنزتماسی نرم تست شدند . از افراد ، ردیف های D(18cpd),C(12cpd),B(6cpd),A(3cpd) به ترتیب پرسیده شد و نتایج حاصله روی فرم مخصوص CSV1000 به طور جداگانه رسم شد و بررسی ها نشان داد که درتمام ردیف ها تفاوت معنی داری بین حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم مشاهده نشد .(P> 0/05)

همچنین حساسیت کنتر است هر دو حالت در رنج نرمال جمعیت قرار داشتند .

مقدمه

سیستم بینایی یکی از ارگان های مهم بدن می باشد و چشم بیشترین اطلاعات را از محیط در اختیار انسان قرار می دهد که همواره توسط بیماری های مختلف تهدید می شود . اگر این بیماری ها در مراحل اولیه تشخیص داده شوند شاهد عملکرد مخرب آنها بر روی سیستم بینایی نیستیم ، از آن جایی که مسئولیت تشخیص سلامت و بهبود عملکرد سیستم بینایی بر عهده اپتومتریست می باشد ، لذا یک اپتومتریست باید این توانایی را داشته باشد که با استفاده از تکنیک های دقیق و حساس به ارزیابی سیستم بینایی بپردازد و به پیشگیری و ارجاع بیمار جهت درمان اقدام کند و حتی در جهت تشخیص افتراقی بعضی بیماری ها گام بردارد و فرایندهای درمانی و بهبود بینایی را در افراد بررسی کند . آنچه امروزه به یقین اثبات شده است این است که علم ( به صورت مکتوب ) با همه محدودیتهای خاص آن تا به امروز کاروان فکر و اندیشه بشری را به سر منزل مقصود هدایت کرده است و از نظر تاثیر گذاری در آموزش راهی بس مطمئن و اثربخش می باشد . امید است این تحقیق اثری مفید در جامعه بشری داشته و مورد قبول درگاه حضرت باریتعالی و مورد استفاده پژوهندگان این علم قرار گیرد .

توکلی ، ذبیحی ، هاشمی

فصل اول

معرفی پژوهش

بیان مسئله

در زمینه تعیین حساسیت کنتراست افراد مایوپ که از لنز تماسی نرم و عینک برای اصلاح عیوب انکساری خود استفاده می کنند تاکنون مقاله علمی در ایران منتشر نشده ، اما تحقیقات متعددی پیرامون این موضوع در کشورهای دیگر انجام گرفته که به عنوان نمونه چند مورد که در دسترس ما قرار داشتند در قسمت منابع ذکر گردیده است .

اهمیت مسئله

ارزیابی عملکرد سیستم بینایی در یک فرد ، نه تنها شامل اندازه گیری

حدت بینایی است بلکه بررسی کارایی مهارتها و تواناییهای بینایی فرد نیز امری ضروری است . البته شایان ذکر است که حدت بینایی رابطه مستقیمی با توانایی های بینایی دارد یعنی با افزایش تیز بینی مهارتهای بینایی فرد نیز بهبود می یابد . به هرحال مشاهده می شود که بسیاری از افراد علی رغم اینکه حدت دید معادل 20/20 یا بهتر دارند نیز از دید کم شکایت می کنند . حقیقت این است که بیش از یک قرن پیش چارت اسنلن برای معین کردن میزان بینایی بوجود آمد، که میزان دید را تحت شرایط کانتراست بالا ( حروف سیاه در زمینه سفید) اندازه گیری می کند و برای استفاده های امروزی ( اندازه گیری کامل از عملکرد و سلامت بینایی ) طراحی نشده است .

تست حساسیت کنتراست یک تکنولوژی جدید است که میزان دید را تا مقادیر بالای کنتراست اندازه می گیرد و این امکان را بوجود می آورد که هرگونه اشکال در سیستم بینایی شامل رتین ، راههای عصبی تا کورتکس را بهتر و زودتر شناسایی کنیم .

همان طور که تحقیقات نشان داده اند ، استفاده از لنزهای تماسی برای طولانی مدت و حتی استفاده از یک لنز بافیت نامناسب در مدت زمان کم می تواند باعث ایجاد ادم در قرنیه شود که این امر منجر به کاهش حساسیت کنتراست می شود .

در این تحقیق حساسیت کنتراست افراد ، با عینک و لنز تماسی نرم مقایسه شده و عملکرد این دو تصحیح را بر سیستم بینایی در حالتی که هنوز سیستم بینایی تحت تاثیر عوامل مداخله گر قرار نگرفته بررسی کردیم . امیدواریم نتایج این تحقیق مبنایی جهت تشخیص عملکرد سیستم بینایی ، تشخیص اثرات لنز و عینک بر سیستم بینایی و گامی در جهت کمک به اپتومتریستها و دانشجویان محترم باشد .

تعریف مفاهیم

1- حساسیت کنتراست : توانایی تشخیص تفاوت های کم در روشنایی بین یک شی و زمینه اش .

2- کنتراست : تفاوت میزان تاریکی نسبت به روشنایی یک تارگت

3- فرکانس فضایی : تعداد نوارهای روشن و تیره در واحد مکان یا طول

4- فتورسپتور : سلول های گیرنده نور

5- ON : روشن . اصطلاحی است که برای تحریک کانال به کار می رود .

6- OFF : خاموش . اصطلاحی است برای کانال هایی که مهار می شوند .

7- مخروط های L : مخروط هایی که طول موج های بلند نور آنها را تحریک می کند.

8- مخروط های M : مخروط هایی که توسط طول موج های میانی تحریک می شوند .

9- مخروط های S : مخروط هایی که طول موج های کوتاه نور آنها را تحریک می کند .

10- آنتاگونیسم: تضاد . برای سلولهای افقی و آماکرین که عمل فرستادن ایمپالس مخالف برای سلول های مجاور را انجام می دهد به کار می رود .

فصل دوم

حساسیت کنتراست

تئوری سه رنگی Helmholtz بیان می کند که در شبکیه چشم ما سه دسته سلول حساس به نور (مخروطی) وجود دارد. سلولهای حساس به نور قرمز ،سلولهای حساس به نور سبز ،سلولهای حساس به نور آبی ، که با عنوان سلولهای L, M, S مشخص می شوند، سلولهای S به طول موجهای کوتاه پاسخ می دهند و به رنگ آبی حساس هستند،سلولهای M به طول موجهای متوسط مثل سبز و L به طول موجهای بلند یا نور قرمز حساس هستند و طبق این تئوری هر رنگ از تلفیق این سه رنگ بدست می آید.

ولی هرینگ و دوستانش به این نتیجه رسیدندکه تئوری سه رنگی توصیف کننده تمام رفتار رنگی سیستم بینایی ما نیست، لذا هرینگ این طور پیشنهاد کرد که تشخیص رنگها در سیستم بینایی ما در یک تضاد دو گانه برای رنگها به وجود می آید. به عبارت دیگر رنگهایی مثل زرد، سبز، قرمز، RF

( Receptive Field) رنگی متضادی را ایجاد می کنند که این RFهای متضاد باعث تشخیص و تمایز رنگها می شوند همان طور که RFهای روشنایی باعث تمایز و تفاوت توزیع روشنایی نسبت به مکان می شوند. (G/R, R/G, B/Y)

داخلی ترین لایه عصبی شبکیه شامل فتورسپتورهای نور (مخروطی و استوانه­ای) می باشد. یکی از سه نوع پیگمان رنگی در هر یک از مخروطهای مختلف وجود دارد و به این ترتیب این مخروطها را به طور انتخابی نسبت به رنگهای مختلف آبی، سبز، قرمز حساس می سازد.

نمایش درجه تحریک مخروطهای مختلف حساس به رنگ بوسیله 3 نور تک رنگ متفاوت: آبی، سبز، زرد

بیشتر سلولهای بینایی حتی فتورسپتورها یکسری سیگنالهای مخالف یا آنتاگونیستیک (Antagonistic) از سلولهای مجاور دریافت می کنند. یعنی به عبارت دیگر فتورسپتورها تنها به تغییرات طیفی (یا رنگ محرک) پاسخ نمی دهندبلکه خصوصیات یا ویژگی های فضایی محرک هم بر روی فتورسپتورها تأثیر می گذارد. این حالت آنتاگونیسم طیفی – فضایی سبب ایجاد کنتراست لبه ها و حاشیه های اشیاء خواهد شد. سلولهای آماکرین و افقی (در سطح شبکیه) مسئول یک چنین آنتاگونیسمی می باشند.

سلولهای افقی به طور عرضی بین اجسام سیناپسی استوانه ها و مخروطها و نیز با دندریتهای سلولهای دو قطبی ارتباط برقرار می کنند. خروجی سلولهای افقی همیشه مهاری است بنابراین ارتباط جانبی همان پدیده مهار جانبی را ایجاد می کند، به این معنی که به انتقال طرح های بینایی با کنتراست بینایی مناسب به داخل سیستم عصبی کمک می کند.

در شکل (2 – 2 ) مسیر بینایی در مرکزی ترین ناحیه که نور به آن برخورد می کند تحریک می شود، در حالیکه ناحیه کناری مهار می شود به عبارت دیگر: به جای اینکه سیگنال تحریکی به علت گسترش شاخه های دندریتی و آکسونی در لایه های شبکیه­ای به طور وسیع در شبکیه پخش شود انتقال از طریق سلولهای افقی با ایجاد مهار جانبی در ناحیه اطراف این کار را متوقف می کند. این مکانیسم، کنتراست را در محل لبه ها (تاریکی / روشنایی) افزایش می دهد.

تحریک و مهار یک ناحیه از شبکیه توسط یک پرتو کوچک نور که اصل مهار جانبی را نشان می دهد.

برای درک بهتر این مسأله، فرض می کنیم در شکل (3-2)، گیرنده وسطی بر اثر پرتوی نور تحریک شود و در همان حال، یکی از دو گیرنده طرفی در تاریکی بماند.

لکه روشن نور، مسیر مستقیم را از طریق سلول دو قطبی تحریک می کنند. در آن صورت با توجه به این که گیرنده­های طرفی در تاریکی قرار دارند، یکی از سلولهای افقی مهار می شود، بدین ترتیب، اثر مهاری آن (گیرنده طرفی) بر سلول دو قطبی برداشته می شود و امکان تحریک بیشتر سلول دو قطبی فراهم می گردد. لذا هر کجا که تقابل بینابین وجودداشته باشد پیام هایی که از مسیرهای مستقیم و جانبی می گذرند، یکدیگر را تقویت می کنند.

نمونه­ای از طرز قرار گرفتن استوانه ها، سلولهای افقی (H)، یک سلول دو قطبی (B)، و یک سلول گانگلیونی (G) در شبکیه که تحریک شدن را در سیناپسهای بین استوانه ها و سلولهای افقی، اما مهار شدن بین سلولهای افقی و سلولهای دو قطبی را نشان می دهد.

دومین لایه، بعد از فتورسپتورها، سلولهای دوقطبی می باشند که دو نوع هستند: دپولاریزه شونده و هایپرپلاریزه شونده که مکانیسم دومی برای مهار جانبی علاوه بر مکانیسم سلولهای افقی ایجاد می کند و در نهایت سلولهای گانگلیونی می باشند، این سلولها دارای یک آنتاگونیسم فضایی Center Surround می باشند. ما اصولاً دو نوع سلول گانگلیونی داریم، سلولهای Center- On سلولهایی هستند که بیشترین پاسخ شان وقتی است که یک لکه نوری با اندازه مشخص متناسب با بخش مرکزی RF، تنها باعث تحریک بخش مرکزیشان شود.

و سلولهای Off – Center سلولهایی هستند که بیشترین پاسخ شان وقتی است که نوری که روی بخش مرکزی می افتد خاموش شود. به عبارت دیگر سلوهای On – Center به نورهایی که روی بخش مرکزی بیفتند، اثرات تحریکی نشان می دهند و سلولهای Off – Center سلولهایی هستند که وقتی نور روی بخش مرکزیشان می افتد اثرات مهاری از خود نشان می دهند. این سازمان دهیCenter – Surround منجر به پدیده Lateral inhibition می شود که در تشخیص لبه ها و حاشیه های اشیاء نقش بسیار مهمی دارد.

این خاصیت آنتاگونیسم موجود در بین فتورسپتورها و سایر سلولهای بینایی، قاعدتاً نقش مهمی در تأثیرات فرکانس فضایی، خواهد داشت.

آکسون سلولهای گانگلیونی پس از خروج از چشم توسط عصب بینایی به کیاسما می رسند و در آنجا بعضی از آنها تقاطع یافته و سپس به LGB (جسم زانویی خارجی) می روند. سلولهای LGB هم دارای RF های center-surround می باشند که خیلی شبیه سلولهای گانگلیونی می باشند ولی از نظر اندازه کمی بزرگتر هستند و دارای اثرات مهاری قویتری در بخش محیطی می باشند.

LGB از 6 لایه تشکیل شده است:

دو لایه پایینی را Magnocellular layer نام دارد و 4 لایه فوقانی Parvo Cellular layer نام دارد. در کورتکس مخطط نیز 3 دسته سلول داریم که از نظر RF انواع مختلفی دارند.

کنتراست

کنتراست به عنوان درجه­ی تاریکی به روشنی یک تارگت تعریف می شود. تعاریف مختلفی برای کنتراست در موقعیت های متفاوت به کار می رود، در بسیاری از موارد تعاریف کنتراست به صورت یک نسبت نشان داده می شد تفاوت روشنایی / متوسط روشنایی، این نسبت نشان می دهد که تفاوت کوچک در روشنایی اگر میانگین روشنایی زیاد باشد کم اهمیت است. در زیر 2 نمونه از رایج ترین تعاریف کنتراست آورده شده:

1)کنتراست weber: ،L به عنوان روشنایی شی و زمینه می باشند.

2)کنتراست Michelson: که وبیشترین و کمترین میزان روشنایی را نشان می دهند. این کنتراست برای الگوهایی که هر دو شکل تاریکی و روشنایی به یک اندازه باشند استفاده می شود.

حروف چارت حدت استاندارد اسنلن بر اساس کنتراست 90 تا 100 درصد اندازه گیری می شود که حروف سیاه در زمینه سفید وجود دارد.


بررسی موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی

فرهنگ مردم سالاری در طول تاریخ اجتماعی ایران، فرهنگ مسلط و بلا منازع بوده و این فرهنگ هم بستر ساز و هم سازنده ساختارهای سیاسی – اقتصادی، قانونی و ارزشی و مانند آن در ایران بوده است ساختارهای ایجاد شده مکانیسم هایی را تدوین و طراحی نموده که در فرایند القاء تثبیت و بازتولید خود، فرادستی مردان و فرودستی زنان را توجیه و طبیعی جلوه می دهند فرهنگی که
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 400 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 274
بررسی موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1- مقدمه :

فرهنگ مردم سالاری در طول تاریخ اجتماعی ایران، فرهنگ مسلط و بلا منازع بوده و این فرهنگ هم بستر ساز و هم سازنده ساختارهای سیاسی – اقتصادی، قانونی و ارزشی و مانند آن در ایران بوده است. ساختارهای ایجاد شده مکانیسم هایی را تدوین و طراحی نموده که در فرایند القاء تثبیت و بازتولید خود، فرادستی مردان و فرودستی زنان را توجیه و طبیعی جلوه می دهند. فرهنگی که برحسب تقسیم کار جنسیتی، نقش سنتی زنان را صرفاً نقش خانگی و محدود با حوزه خصوصی (بچه داری،خانه داری، شوهرداری) و حوزه عمومی را صرفاً مختص به مردان توجیه و تفسیر می کند. اما تحولات سه دهه اخیر به ویژه افزایش چشمگیر سطح آگاهی ها و میزان تحصیلات زنان نشان می دهد که زنان ایرانی خواهان مشارکت سیاسی- اقتصادی و اجتماعی برابر با مردان هستند و با این رویکرد، فرهنگ مردسالاری را با چالش های جدی مواجه کردند (حسن زاده ،رمضان 1379).

از طرفی زن ضربان حیات خانواده است و قلب جامعه در سینه خانواده می تپد. از همین رو صعود و سقوط هر جامعه ای را باید به چگونگی معیشت زنان و جایگاه اجتماعی آنان نسبت داد. وضعیت زنان، وضعیتی است تناقض آمیز. بنیان تناقضی را باید در ساختار حاکم بر جامعه و ریشه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باز جست، اما پیش از پرداختن به چنان امر مهمی می توان این پرسش را پیش کشید که آیا منزلت زنان همواره در طول تاریخ و در بین جامعه های گوناگون منزلتی درجه دو بوده است؟

از پس چنین پرسش جهان شمولی ارزش ها در فرهنگ های مختلف سر بر می آورد. این ارزش ها تا چه پایه نسبی می باشد؟ در چنین نسبتی کدام یک از فرهنگ ها را می توان برتر دانست و مانند آن. آیا موقعیت زنان در کشورهای غربی و ارزش های حاکم بر آن با ارزش های سایر فرهنگ ها نیز هم خوانی دارد؟ گستره و ژرفای چنین تفاوت هایی تا کجا امتداد می یابد؟

دانش و صنعت، اساسی ترین بنیان های توسعه هستند و توسعه اساسی ترین مقوله مورد بحث جهان امروز است و جهان امروز جهانی است که درنتیجه رشد روزافزون دانش های بشری در حال دگرگونی است. به تحقیق، هر جا بر انباشت اگاهی انسان ها در چنین جهانی افزوده شود، روابط و مناسبت های میان فردی و میان گروهی نیز دستخوش تغییر می گردد. بروز تغییرات که نتیجه طبیعی توسعه نیز هست فرایند قهری و به غایت همه جانبه است (شهیدی ،لاله 1378).

یکی از مهم ترین معیارها برای سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارند. هرچه حضور زنان در اجتماع فعال تر و مؤثرتر باشد کشور پیشرفته تر و توسعه یافته تر خواهد شد، لکن میزان نقش و مشارکت زنان در هر جامعه به ویژه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تا حد زیادی وابسته با برخورد و نگرش آن جامعه نسبت به زن می باشد(آزاد فر. مریم، 1383).

با توجه به ضرورت حضور و مشارکت حقیقی زنان در عرصه های مختلف فعالیت ها برای تحقق جامعه مدنی، رشد و بالندگی جامعه بانوان کشور و نیز تسریع فرایند توسعه و محقق شدن عدالت اجتماعی، اساسی و فرهنگی نباید کم اهمیت شمرده شود و این امر میسر نخواهد شد مگر در سایه افزایش توانایی و قدرت مدیریتی آنان در سطوح مختلف.

در این پژوهش سعی بر این است که موانع و مشکلاتی که زنان در رابطه با ارتقاء پست های مدیریتی در پیش روی دارند بررسی و راهکارها و پیشنهادهایی ارائه شود. امید که برنامه ریزان و سیاست گذاران فعالیت های همه جانبه و گستره هایی را در سراسر کشور در جهت فراهم آوردن بستر های مناسب جهت حضور و مشارکت حقیقی زنان و تقویت نقش مدیریتی و تربیتی آنان در خانواده و سطوح بالای جامعه فراهم آوردند.

2- بیان مسئله

زنان در آستانه قرن 21 متوجه شده اند که به منظور نشان دادن دانش و توان کاری خود، لزومی ندارد بیش از حد کار کنند و از اینکه مانند مردان نیستند، خود را مقصر بدانند. زنان امروز درک کرده اند که هم می توانند حرفه خود را داشته باشند و هم ویژگی های خود را حفظ کنند و نه تنها خود را با دنیای مردان وفق ندهند، بلکه شیوه های خاص خود را به جامعه بشناسانند. زنان ایران تلاش را آغاز کرده اند تا خود را تعریف کنند و ساختارهایی برای زندگی کاری که مناسب آن ها باشد؛ بیابند. زنان موقعیت مساوی را جستجو می کنند، نه موقعیت مشابه با مردان را.

شرط لازم برای دست یابی به توسعه واقعی و پایدار، بهره گیری از کلیه امکانات انسانی است. میزان توسعه هر کشوری رابطه مستقیمی با میزان بهره گیری از نیروهای بالفعل و بالقوه انسانی هر کشور دارد. در این راستا لزوم مشارکت زنان به عنوان نیمی از شهروندان جامعه از دیدگاه توسعه، بدین خاطر است که نیل به توسعه واقعی و پایدار را تسهیل می نماید. زیرا که امروزه توسعه، بدون بهره گیری از همه امکانات انسانی و دموکراسی، بدون به رسمیت شناختن حق برابر زنان با مردان، امکانپذیر نیست.

در طی دو دهه اخیر در کشورهای درحال توسعه، زنان بیش از گذشته وارد بازار کار شده اند. ورود به بازار کار، چه به دلخواه چه از روی نیاز، باعث گردیده تا زنان در عرصه اقتصادی-اجتماعی کشوری و بین المللی مسؤلیت بیشتری را به عهده گیرند. ولی افزایش مشارکت های زنان در کمیت های ارتقای آنها در کیفیت و دستیابی به پایگاه مدیریتی بوده است. نابرابری و تبعیض در فرصت های شغلی هم چنان باقی است. زنان فقط30% به پست های اداری بالا رسیدند که از هر ده هزار نفر تنها سه نفر آنان به پست های مدیریتی کلان دسترسی پیدا کردند. نابرابری و تبعیض در مورد زنان، در رابطه با اعزام به خارج و بورس تحصیلی نیز دیده می شود. بیش از 90%به عنوان نماینده دانشگاه به هیچ مرکزی معرفی نشدند و 70%در طول خدمت خود هرگز در پست های اجرایی اشتغال نداشتند (آزادفر. مریم،1383).

مدارک و شواهد نشان می دهد که زنان پیشرفت را متفاوت از مردان ادراک می کنند و کمتر پیشرفت می کنند. پژوهشگران، روان شناسان اجتماعی و جامعه شناسان در شگفتند که چرا زنان با تخصص های بالا کمتر وارد می شوند و در صورت ورود، کمتر موفق می شوند؟ آیا به خاطر توانایی کم، نیاز به پیشرفت پایین دارند یا گرفتار تبعیضند (حسن زاده. رمضان، 1379).

در چهارمین کنفرانس جهانی سال 1994در سند پکن آمده که تبعیض و کسب برابری در آموزش و پرورش در استخدام و پرداخت مزد و ترفیع و شرایط انعطاف پذیر کار و دسترسی کم به منابع تولید و مشارکت نابرابر در مسئولیت خانواده و فرصت های اشتغال و فرصت های اقتصادی و تخصصی، تحرک شغلی را برای زنان کماکان محدود ساخته است. نسبت نازل زنان در میان تصمیم گیرندگان اقتصادی و سیاسی در تمام سطوح محلی، ملی و بین المللی، بازتاب موانع ساختاری و نگرشی است که باید از طریق اقدامات مثبت به مقابله با آن ها پرداخت(شهیدی. لاله، 1379).

براساس تحقیق سازمان ملل در سال 1995، اگر این روند ادامه یابد؛ زنان 490 سال دیگر، یعنی تا سال 2485 میلادی باید صبر کنند تا در موقعیت تصمیم گیری با مردان برابر شوند(شادی طلب.ژاله، 1377). در این راستا، معاون رییس جمهور وقت نیز با ارایه مستندات علمی ملی تحلیلی از وضعیت زنان اظهار می دارد که تنها از هر ده هزار نفر سه نفر مدیر ارشد زن داریم(مجله اخبار زنان،1377).

در سال های اخیر، زنان زیادی در بخش های دولتی و غیردولتی استخدام شده اند؛ ولی به دلایل مختلف، کمتر به موقعیت های عالی پیشرفت کرده اند. در سازمان هایی نیز که زنان در رتبه های بالا به عنوان افراد متخصص فعالیت می کنند؛ هنوز این مسئله درک نشده است که محیط کاری طراحی شده به وسیله مردان، لزوماً یک مکان مناسب و حمایت شده ای برای زنان نیست. تنها سازمان های خاصی در دنیا وجود دارند که از یک سو سازگاری های مورد نیاز بین فرهنگ و محیط کارشان ایجاد کرده اند تا بدین صورت زنان قادر باشند مسیر حرفه هایشان را با موفقیت طی کنند و از سوی دیگر زمینه لازم را برای توسعه و پیشرفت زنان آماده کرده اند(عباسی. طیبه، 1383).

صرف نظر از عواملی چون فرهنگ بازدارنده اجتماعی و کمبود میدان و فرصت شکوفایی تجربه و مهارت شغلی مدیریتی، احتمالاً عواملی دیگر در بروز پدیده پذیرش زنان نقش دارند و گره های گشوده درخصوص مسائل زنان از مسائل کلان و ملی و استراتژیک و فرهنگی است.

3- سوالات پژوهش:

1- موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی کدام است؟

2- آیا موانع اجتماعی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

3- آیا موانع سازمانی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

4- آیا موانع رفتاری در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

5- آیا دیدگاه زن و مرد در عدم دسترسی به پست­های مدیریتی تآثیرگذار است؟

6- آیا موانع تاریخی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

7- آیا موانع سازمانی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

8- آیا موانع خانوادگی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

9- کدام یک از موانع بیشترین تأثیر را در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی دارد؟

4- اهمیت و ضرورت تحقیق:

در جامعة‌ کنونی هر چند ادعای برابری دو جنس در حقوق اجتماعی و انسانی به نحو فراگیری در حال پذیرش است، بین پذیرش عقلانی آن و اجرای آن در عمل فاصلة‌ بسیاری موجود است. هنوز نگرشها و ارزشهای جامعة ‌ما کاملاً پدرسالارانه است و متأسفانه این ارزش ها تقریبا تمامی حوزه های حیات اجتماعی و فردی اعضاء جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است.

در این جامعه بی هیچ تردیدی زنان در مرتبة فروتری نسبت به مردان قرار دارند و تمام ادعاهای تساوی دو جنس را در عمل با سرشکستگی باطل می سازد. در کتاب های درسی که اساس تعلیم و تربیت و اجتماعی شدن فرزندان جامعه را تعیین می نمایند؛ نقش زنان عمدتاً مادر و ندرتاً معلّم تعریف شده است، دختران و زنان در محدودة‌ خانه و حیاط منزل و مدرسه حرکت می کنند درحالی که پسران فعالانه در خارج از خانه مشغول فعالیت،کار، بازی و ورزشند. در سال های بالاتر همین نقشهای کوتاه زنان نیز محو می گردد. این امر از همان ابتدا در اذهان اعضاء آیندة جامعه تفاوت چشمگیر موقعیت و پایگاه اجتماعی و محدودیت حرکت و امکانات زنان را ایجاد می نماید و مورد تأکید قرار می دهد.

نتایج حاصل از بررسی منابع و تحلیل ثانوی آن ها نشان می دهد که نرخ جمعیت در فاصله ی سرشماری 1355 تا 1375 تغییرات قابل ملاحظه ای داشته است و براساس سرشماری سال 1375 جمعیت کشور برابر 60055488 نفر بوده است که 30515159 نفر آن را مردان و 29540329 نفر آن را زنان تشکیل می داده اند و تعداد مشاغل با نرخ رشد جمعیت به خصوص جمعیت زنان هماهنگی ندارد. اشتغال زنان در سال های پس از انقلاب اسلامی افت شدیدی را تجربه نموده است. در فاصله سال های 1355، 1365، 1375 حجم جمعیت فعال مردان بیشتر از حجم جمعیت فعال زنان بوده است. سهم اشتغال زنان از جمعیت شاغل کشور از 8/13 در سال 1355 به 8 درصد در 1365 و 5/12 درصد در سال 1375 رسیده است. این امر حاکی از آن است که فرصت های شغلی برای مردان بیشتر از زنان بوده است(توکلی والا.ژاله، 1385).

علت کاهش سهم اشتغال زنان عمدتاً به دلیل تغییر دیدگاه جامعه نسبت به حضور زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی به دلیل تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده است. این درحالی است که از سوی دیگر زنان بنا بر مقتضیات ظاهری توسعه به تحصیلات و متعاقب آن اشتغال می اندیشند و البته مبادرت می ورزند و این امر موجبات بروز تناقضاتی در جامعه ای می شود که از سویی زنانش در پایگاهی فروتر از مردان قرار دارند و از سوی دیگر تحصیلکرده و فرهیخته وکارآمدند و مایلند و البته محقّند که در فعالیت ها و به ویژه تصمیم گیری های اجتماع مشارکت نمایند.

تناقض یاد شده در چندین جنبه از حیات اجتماعی زنان مؤثر واقع می شود. یکی از ابعاد چنین تناقضی در نوع مشاغلی نمایان می گردد که عموم زنان قادرند احراز نمایند. این مشاغل طیف ناچیزی از اقسام مشاغل اجتماعی و اقتصادی را شامل می گردد از جمله منشی گری، تدریس، خدمات بهداشتی، نظافتچی، دوزندگی و آرایشگری و خدمات ویژة زنان، فروشندگی، صندوقداری و برخی مشاغل جزیی دیگر. این گونه مشاغل با پایگاه اجتماعی نه چندان مطلوب و درآمد ناچیز عمدة اشتغال زنان را دربر می گیرند.

اشتغالات دیگر که نیازمند تخصص و تحصیلات است البته در صورتی به زنان تفویض می گردد که در شرایط برابر مردانی طالب و خواهان آن پست ها نباشند. در سال 1375میزان فعالیت عمومی برای مردان5/74 درصد و برای زنان 6/9 درصد بوده است. این ارقام مبین چند واقعیت است از جمله آن که کارفرمایان تمایل کمتری به استخدام زنان به نسبت مردان دارند. بنابراین نه تنها میزان اشتغال بلکه نوع اشتغال نیز از شاخصه های نابرابری اشتغال زنان و مردان محسوب می گردد.

از دیگر شاخصه های نابرابری اشتغال خانم ها درآمد کمتر آنها نسبت به آقایان برای میزان کار برابر است. اصولاً زنان در بخش هایی از اشتغال قرار می گیرند که دستمزد کمتری پرداخت می گردد، اما حتی آن زمان که در موقعیت شغلی یکسان با میزان کارایی برابر با مردان قرار دارند نیز دستمزد کمتری دریافت می نمایند.

از طرف دیگر در جامعة ما هجوم زنان به مشاغل مردانه لااقل تاکنون قادر نبوده است که معضل زنان در فعالیت اجتماعی را کاهش دهد بلکه حتی به نوعی هویت آنان و خصایص ممتازة زنان را در معرض تقلید قرار داده است؛ به این معنا که ساختارهای حاکم بر جامعة ما ساختارهای پدرسالاری و مبتنی بر ارزش محوری قدرت است. در چنین جامعه ای رقابت و تنازع برای کسب قدرت و اعمال آن و نیز تمایل به نابرابری و ترتب مقامات و حاکمیت از بالا به پایین بخش مهمی از قواعد فعالیت اجتماعی را شامل می گردد و زنان نیز لاجرم برای حضور در عرصه های مشارکت اجتماعی باید خود را با این اصول و ارزش ها انطباق داده خصایص و ویژگی های شفقت آمیز و ترحم ذاتی و تمایل به مشارکت و همکاری را در منزل وانهند و با لباس مبدل در ذیل مردان به اجتماع وارد گردند، در غیر این صورت برای ایشان جایی و سهمی در فعالیت های اجتماعی وجود نخواهد داشت.

از این روی تنها کمیت حضور زنان و حتی پایگاههای اشغال شده توسط زنان نیست که دارای اهمیت است بلکه لازم است تا جامعه تغییراتی در اصول و ارزش های خویش ایجاد نماید به نحوی که هردو جنس بتوانند با حفظ هویت و ارزش های انسانی در جامعه فعالانه مشارکت نمایند. وضعیت کنونی بیشتر یادآور میهمانی روباه و لک لک است!

مسألة دیگری که زنان با آن درگیرند در، بهایی است که باید برای اشتغال بپردازند که از جمله میزان بالای ساعت کاری در هفته است به نسبت همتایان مردشان. جامعة ما البته در پاره ای مسائل به درک موقعیت و ایجاد فرصت های شغلی برای خانم ها مبالات نموده است-محتمل است به خاطرضرورت های توسعه به آن ناگزیر شده باشد- اما البته هنوز نمی تواند از انجام امور منزل توسط زنان صرف نظر نماید، به این ترتیب خانم های شاغل با پدیدة «فشار مضاعف» مواجهند؛ به این معنا که از یک سو بیش از زنان خانه دار ناگزیر از کار کردن می باشند(5/84ساعت در ازای78ساعت کار خانم های خانه دار(اعزازی،ص159) ) و از سوی دیگر دلواپسی دائمی برای انجام امور منزل و رسیدگی به فرزندان نیز ایشان را آزار می دهد و گاه حتی از انجام میزان بیشتری از فعّالیت که لازمة ارتقاء شغلی است باز می دارد(اندیشه،1387).

لازم به ذکر است که در این رابطه در قرآن کریم نیز به تصریح، به حق اشتغال زنان پرداخته شده، استقلال آنان در احراز منافع مالى و اکتساب فضایل انسانى مورد تأکید واقع شده است؛ «لِلرّجالِ نَصیبٌ مِمّا اکتسبوا وللنساء نصیبٌ مما اکتسبین» (نساء، آیه32).

در ضمن اشارات قرآنى نیز به نمونه‏هایى از اشتغالات زنان برخورد مى‏کنیم که با توجه به نوع بیانات قرآنى در استنباط مطلب، کافى و وافى مى‏نمایند. هدف قرآن از ذکر قصص و الگوها، معرفى شخصیت‏هاست و نه اشخاص و از این‏ رو، به معرفى الگوهاى مناسب براى پیر‏وى، و یا شخصیت‏هاى منفى براى پرهیز از نوع رفتارشان می پردازد.

براى نمونه، آیات قرآنى به اشتغال دختران حضرت شعیب پیامبر علیه‏السلام در نگه‏دارى از گوسفندان اشاره مى‏نماید که در آن زمان ـ بنا به بیان قرآنى ـ از مشاغل مردان محسوب مى‏شد و از این‏ رو، آنان سعى مى‏نمودند که از اختلاط با همکاران مرد خویش پرهیز کنند و گوسفندان خود را پس از آن‏ها آب دهند تا در ضمن رعایت تقواى الهى، به وظیفه خود عمل نموده باشند. نمونه قرآنى دیگر ملکه سبا، بلقیس، مى‏باشد که رهبرى و زعامت ملتى را بر عهده داشت و با هشیارى و عدالت، به خوبى از عهده اداره امور دنیوى و اخروى آن‏ها برمى‏آمد و در پى فراهم ساختن موجبات سعادت آن‏ها بود، در عین آنکه با ایمان آوردن به حضرت سلیمان علیه‏السلام ، پیامبر الهى، خود به سعادت نایل گردید(ندری ابیانه. فرشته، 1384).

5- ضرورت تحقیق:

یکی از مباحث اساسی در زمینه ی توسعه، میزان بهره گیری درست و منطقی از توانایی ها و استعدادهای نیروی انسانی هر جامعه است. بر این پایه شغل یا اشتغال یکی از موضوعات مورد توجه علوم اجتماعی است که مباحث زیادی را به خود اختصاص داده است. نقش اشتغال در پویایی زندگی انسان انکارناپذیر است و می توان آن را کانون ارتباطات انسانی و اجتماعی تلقی نمود. در جهت این پویایی بی تردید زنان، به عنوان نیمی از جمعیت، تاثیر مستقیمی در توسعه ی جامعه دارند زیرا هدف هر جامعه ای، به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی است و رفاه اجتماعی تابعی از درآمد سرانه، توزیع عادلانه ی درآمد، بهبود سطح امکانات آموزشی، بهداشتی، رفاهی و میزان مشارکت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی مردان و زنان و . . . می باشد. در جامعه ای که مشارکت زنان در زمینه ی اشتغال و فعالیت های اقتصادی بیشتر باشد، رفاه اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود، زیرا مشارکت زنان در بازار کار، موجب کاهش نرخ باروری، افزایش سطح تولید، افزایش درآمد سرانه و درنتیجه سبب افزایش رفاه اجتماعی کل جامعه می شود. برعکس دسترسی محدود و نابرابر به فرصتهای کسب درآمد و اشتغال که به صورت بیکاری و کم کاری پدیدار می شود خود از عمده ترین علل فقر است و برای از بین بردن فقر، بیکاری و نابرابری باید هر دو جنس را مدنظر قرار داد، بنابراین باید شناخت جایگاه و نقش زنان در توسعه و ابعاد گوناگون آن در کانون توجه برنامه ریزان توسعه قرار گیرد. هنگامی که بحث از توسعه به میان می آید منظور تغییرات هماهنگ در اقتصاد و ساختارهای جامعه، جهت استقرار یک نظام عادلانه و بهبود کیفیت زندگی انسان ها است. براین اساس، لفظ انسان، مختص مرد نیست، بلکه این تعریف تمامی انسانها، یعنی مرد و زن، پیر و جوان را شامل می شود. همچنین باید توجه داشت که اشتغال در معنی خاص خود عبارت است از تطابق نیروی انسانی با فرصتهای شغلی و درجه ی تطبیق این نیرو با حرفه ها و فعالیت های موجود در یک جامعه و تحرک شغلی و جغرافیایی کافی، باید بتواند همواره نیروی کار را با تغییرات عرضه و تقاضا مطابقت دهد، تعادل اشتغال را برقرار کند و از کم کاری و بیکاری جلوگیری کند. لذا هر فردی از افراد جامعه حق دارد از دولت بخواهد امکان اشتغال وی را به کاری مولد و مفید در جهت تولید کالا و خدمات مورد نیاز عامه مردم ایجاد نماید و دولت هم موظف است در برابر اختیاراتی که از عامه ی مردم دریافت کرده است، ترتیب مشارکت و اشتغال آحاد جامعه را با توجه به عرضه و تقاضای نیروی انسانی از یک سو و با در نظر گرفتن استعداد و توانایی های فردی از سوی دیگر فراهم کند، به نحوی که فرد ضمن بروز خلاقیت و نوآوری، مفید بودن خویش را نیز در جامعه احساس کند (مظفری، 1374: 144). از این رو، عدم دسترسی زنان به شغل مناسب و یا عدم ارتقای شغلی، علاوه بر اینکه بر موقعیت و درآمد زنان و بسیاری از متغیرهای اجتماعی نظیر فقر و بیماری تاثیر منفی می گذارد، به بی عدالتی اجتماعی نیز دامن می زند، زیرا عدم دسترسی زنان به فرصتهای شغلی مناسب نشان دهنده ی تبعیض در جامعه می باشد و تبعیض از موانع تحقق توسعه به شمار می آید و عامل بسیار مهمی در سد نمودن راه رشد و تعالی انسان است (نقی زاده، 1381: 169). بنابراین می توان گفت از جمله شاخص های توسعه یافتگی یک کشور، میزان مشارکت و نقشی است که زنان در آن کشور دارا هستند و عدم بهره وری از نیروی بالقوه زنان در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، دستیابی به توسعه را ناممکن می سازد(توکلیوالا.ژاله،1385).

توسعه و نوسازی جامعه بدون مشارکت زنان که نیمی از جمعیت کشور و شهروندان را تشکیل می دهند؛ امکانپذیر نیست و عدم مشارکت زنان در توسعه نیافتگی مؤثر است. برای افزایش مشارکت و حضور آگاهانه زنان در فعالیت های مدیریتی کلان و فعالیت های سیاسی و اقتصادی، مرتفع نمودن موانع فرهنگی، اجتماعی- اقتصادی، خانوادگی، شخصیتی و مانند آن امری ضروری به نظر می رسد.

با توجه به شرایط و ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، عقیدتی و سیاسی کشور و با عنایت اخیر جامعه و ضرورت همسان سازی جامعه با تحولات جهانی براساس نظام جمهوری اسلامی ایران، اصلاح نگرش سنتی و غلط جامعه بر امور زنان، انجام برنامه ریزی های دقیق و فراهم نمودن زمینه های لازم برای حضور موثر زنان در فعالیت های فرهنگی، اجتماعی- سیاسی و اقتصادی و با توجه به تفاوت فیزیکی و نقش بسزایی که در تحکیم نهاد خانواده ایفا می کند؛ پژوهش در امور زنان امری ضروری به نظر می رسد (احراری ، 1380).

جامعه سنتی مردسالار، زنان را سرکوب و کنترل کرده و این امر باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و احترام زنان نسبت به خودشان شده است. الگوهای فرهنگی منفی بسیار قوی باعث شده اند که زنان به صرف زن بودن، انرژی حیاتی، شهودی و عقلانی زنانه خود را که لازمه رسیدن به یک هدف مقدس است از دست بدهند ( گنجی. مهدی، 1378). در این مورد آشنا بودن محافل اجتماعی با سیاست های انقلاب اسلامی در مورد زن، کار مهم و ارزنده ای است. لذا باید بکوشیم تا با پژوهش، تلاش و همکاری، ضعف ها و نارسایی ها و احیاناً محرومیت هایی که هنوز در جامعه ما برای زنان وجود دارد را بشناسیم و راه های منطقی، دینی و عقلانی و اجتماعی برای رفع آن ها فراهم کنیم(مجله پیوند ، 1377).

نتایج این پژوهش می تواند ضمن شناسایی محدودیت ها و موانع موجود بر سر راه پذیرش زنان در سطوح مدیریتی، اطلاعات مناسبی را در اختیار سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران ارشد شهرداری تهران قرار دهد تا مسئولان با فراهم سازی شرایط مناسب و استفاده بهینه از توانمندی های زنان، زمینه را برای مشارکت فعال و پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی فراهم آورند و با هدف اصلاحات فرهنگی و تغییر نگرش عمومی و رفتار اجتماعی و دیدگاه ها، زمینه ساز اجرایی اصلاحات باشند؛ زیرا شرکت فعالانه زنان در تصمیم گیری های عمده، تنها برای زنان مفید نیست، بلکه جامعه از آن بهره می برد و زنان به عنوان پرورش دهندگان نسل آتی، اگر هر چه توانمندتر و آگاه تر در عرصه توسعه اقتصادی و فرهنگی ظاهر شوند؛ نسل آتی بیشتر از آن بهره مند شده و توسعه جوامع تنها با بودن زنان در کنار مردان در عرصه تفکر و خدمت معنی می یابد و بدون بذل توجه نسبت به کارآیی زنان، توسعه و بازسازی دست نیافتنی است.

6- اهداف تحقیق:

  • بررسی موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی
  • بررسی موانع اجتماعی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع سازمانی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع رفتاری در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • · بررسی دیدگاه کارکنان زن و مرد شهرداری تهران در عدم دسترسی به پست­های مدیریتی
  • بررسی موانع تاریخی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع ساختاری در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع خانوادگی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی

1- مقدمه:

در دنیای امروز که رقابت در تمام زمینه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یکی از مهمترین روشهای حفظ و بقای دولت ها و ملت ها محسوب می شود، شناخت ظرفیت ها و توان بالقوه هر جامعه اولین و مهمترین قدم در جهت تدوین یک برنامه روشن و کامل برای دستیابی به اهداف توسعه یافتگی خواهد بود. در این جاست که نقش منابع و امکانات و برداشت صحیح و به موقع از آن در تضمین حیات جامعه معلوم می شود. امروزه ثابت شده است، منابع انسانی نقش اصلی در رشد و پیشرفت جوامع دارد، حتی مهم تر از منابع فیزیکی و سرمایه های طبیعی. زیرا این نیروی انسانی ماهر و متخصص است که می تواند به صورت بهینه و با بهره وری بیش از پیش، از هر گونه فرصت، اعم از منابع فیزیکی یا سرمایه های طبیعی و یا هر پتانسیل دیگر در جهت رشد و پیشرفت استفاده کند. دانش و ظرفیت علمی نیروی کار در هر جامعه، مهمترین و مؤثرترین عامل در بهره برداری بهینه از منابع مادی و معنوی و اساساً توسعه فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آن جامعه است و از هدر رفتن سایر سرمایه ها از جمله زمان، جلوگیری می کند. بدیهی است که نیمی از همین نیروی انسانی زنان هستند که نادیده انگاشتن وجود آنها و یا حتی بکار نگرفتن توانایی های آنها در موقعیت های بجا و مناسب در روند رسیدن به رشد و توسعه خللی حتی جبران ناپذیر ایجاد خواهد کرد، چنان که تجربه کشورهای توسعه یافته این را عملاً نشان می دهد، توسعه یافتگی یک جامعه مرهون تحول در وضعیت زنان و افزایش مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه است. با این دیدگاه حضور فعال و مؤثر زنان که در فرایند توسعه متوازن و همه جانبه نقش بسیار مهمی دارد بیش از پیش مشخص می شود.


شناسایی و مشخص نمودن معنای حق و مصادیق آن در قرآن و روایات

با توجه به اینکه فطرت انسان فطرتی است حق خواه و حق پسند، پس از مشخص شدن حق برای فرد، فطرت و عقل سلیم، حکم به پیروی از آن می کند اما این مساله ما را با این سوال مواجه می کند که چرا در طول تاریخ همواره افراد در مواجه با حق به دو دسته تقسیم می شوند عده ای در برابر آن سرتسلیم فرود آورده و می پذیرند وعده ای آن را نمی پذیرند و گاهی موضع گیری نیز می نمای
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 123 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 111
شناسایی و مشخص نمودن معنای حق و مصادیق آن در قرآن و روایات

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1- بیان مسئله

با توجه به اینکه فطرت انسان فطرتی است حق خواه و حق پسند، پس از مشخص شدن حق برای فرد، فطرت و عقل سلیم، حکم به پیروی از آن می کند اما این مساله ما را با این سوال مواجه می کند که چرا در طول تاریخ همواره افراد در مواجه با حق به دو دسته تقسیم می شوند عده ای در برابر آن سرتسلیم فرود آورده و می پذیرند وعده ای آن را نمی پذیرند و گاهی موضع گیری نیز می نمایند.

با توجه به این مساله برآن شدم تا به تبیین زمینه ها و عوامل موثر در پذیرش یا انکار حق بپردازیم.

1-2- سوالات تحقیق

پیرامون عوامل موثر در پذیرش یاانکار حق سوالات زیادی وجود دارد که این تحقیق برآن است که به پاسخ این سوالات تا حد توان بپردازد. از پرسشهای ویژه این تحقیق عبارتند از :

1- حق از نظر لغوی واصطلاح به چه معناست؟

2- حق در آیات و روایات به چه معناست ؟

3- عوامل موثر در پذیرش حق چیست؟

4- عوامل موثر در انکار حق چیست؟

1-3- هدف تحقیق

هدف از این تحقیق که از نوع تحقیقات کتابخانه ای می باشد عبارتند از :

شناسایی و مشخص نمودن معنای حق و مصادیق آن در قرآن و روایات و اینکه چرا بعضی حق را می پذیرند و بعضی نمی پذیرند و اینکه قرآن در این مورد چه می گوید و ائمه اطهار (ع) چه عملکردی دراین زمینه داشته اند و روش شدن عوامل و زمینه های تاثیرگذار در پذیرش حق یا انکار آن در قرآن و احادیث.

1-4- فرضیات تحقیق

1- مصادیق حق در قرآن و روایات آمده است.

2- عوامل موثر در پذیرش یا انکار حق بسیارند.

3- عواملی در درون وجود انسان و عواملی خارج از وجود انسان در پذیرش یا انکار حق در فرد موثرند.

1-5- روش تحقیق

روش تحقیق دراین رساله به این ترتیب بوده است که پس از توجیهات لازم توسط استاد راهنما، طرح پایان نامه تهیه و چند پایان باموضوعاتی نزدیک مطالعه و بررسی شد، در مرحله بعد تحقیق به روش کتابخانه ای به صورت فیش برداری از منابع لغوی، تفسیری، روایی، اخلاقی انجام گرفت و سپس به جداسازی و طبقه بندی فیشها پرداخته و فصول رساله را براساس اهدافی کرد این تحقیق داشتم تنظیم نمودم.

1-6- ارکان تحقیق

ارکان تحقیق در این رساله که مشتمل بر پنج فصل است که عبارتند از :

فصل اول : مقدمات و کلیات موضوع

فصل دوم : بررسی واؤه حق

فصل سوم: زمینه ها و عوامل درونی در پذیرش یا انکار حق

فصل چهارم: زمینه ها و عوامل بیرونی در پذیرش یاانکار حق

فصل پنجم : هدایت کنندگان به سوی حق و اهمیت آنها در پذیرش یا انکار حق

فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهاد

1-7- مشکلات تحقیق

معمولاً بر سرراه تحقیق و پژوهشی که محققان انجام می دهند یک سری مشکلات و موانع مشاهده می شود که به عنوان محدودیتهای تحقیق از آن یاد می شود، در این پژوهش قرآنی روایی نیز نکاتی قابل توجه است از جمله مواردی که در این تحقیق با آن برخورد کردم محدودیت منابع است از آنجاکه این بحث تاکنون به طور جداگانه پرداخته نشده بود و اگر در کتابی مواردی مطرح شده است به همه جوانب و ابعاد موضوع پرداخته نشده است و مورد دیگر ساعت کاری کتابخانه های دانشگاه وسالن مرجع آنها بود که معمولاً تا ساعت اداری بود و بعدالظهرها تعطیل بود که این امر برای دانشجویان شاغل مشکلاتی را دربرداشت.

1-8- تعریف واژه

برای اینکه بتوان موضوع پژوهش که بررسی زمینه ها وعوامل موثر در پذیرش یا انکار حق است را کاملاً تبیین نمود نیاز به شناخت روشن تری از واژه حق داریم لذا فصلی را جهت تبیین این واژه در نظر گرفته و به بررسی مصادیق آن در قرآن و روایات می پردازیم.

فصل دوم

بررسی واژه حق


بررسی واژه حق و مشتقات و مترادفات آن در لغت

واژه حق و مشتقات آن :

راغب گوید : اصل حق به معنی مطابقت و موافقت است و در مجمع ذیل آیه 7 از سوره انفال گوید : حق آنست که شی در موقع خود واقع شود »[1]

در المعجم آمده : «حق در لغت به معنی صحیح شده ثابت شد و صدق آن به ثبوت رسیده آمده است چنانچه فعل تحقق از همین ماده به معنی واقع شد و به وقع پیوست به کار می رود.»[2]

در لسان العرب هم چنین آمده «حق نقیض باطل است وجمع آن حقوق وحقایق است و همچنین حق به معنی صدق حدیث و به معنی تعیین بعد از شک نیز می باشد »[3]

رائدالطلالب حق را به معانی زیر دانسته است:

1- درستی وثواب

2- عدل

3- یقین

4- ثابتی که در آن شکلی نیست

5- شایسته

6- صدق در سخن

7- کثیرالعلم »[4]

در قاموس المحیط آمده است :

حق از اسماء الله تعالی یا صفات او وقرآن می باشد و به معنی ضدباطل و امر واجب و عدل و اسلام ، مال و ملک و موجود ثابت و صدق و مرگ و دوراندیشی می باشد ومفرد حقوق است و حقیقت ضدمجاز است.» [5]

در کتاب مجمع البحرین نیز در باب حق و مشتقات آن آمده است:

« در تیلون الکتاب الله حق تلاوته » یعنی آن را تغییر نمی دهند و تحریف نمی کنند ، «فحقق علیهم القول» به معنی واجب است آمده است (کلمه حق ) ، «یحقق الله الحق» به معنی ثابت و آشکار می کند خداوند حق را .»

«حقیق علی» یعنی بر من واجب است ، «الحق المعلوم» غیر زکات است و آن چیزی است که مرد بر خودش واجب بداند و به قدر وسع و توانائیش . «الحاقه» یعنی ساعت و روز قیامت و به آن نامیده شده از آن جهت که در آن روز امور ثابت می مانند حساب و ثواب و عقاب به قوع می پیوندند و به حقیقت می رسند وهمینطور گفته می شود :«حققت القیامه» یعنی خلائق را احاطه می کند ، حقایق یعنی آنچه حق وثابت است.

حقیقه الشی یعنی باطن آن وکلام محقق یعنی محکم و استوار و (الحق) اصلش یعنی مطابقت ومواظبت که بر وجوه مختلف می آید و به معانی واجب و لازم و سزاوار استعمل می گردد، حق الله یعنی واجب و لازم.

حق العباد یعنی سزاوار و حقیقت آنچه که مقابل مجاز می باشد»[6]

در مفردات راغب نیز آمده است ؛

اصل حق به معنی مطابقت و مواظبت است و حق بر چهار وجه گفته می شود:

1- در مورد ایجاد کننده بحسب آنچه که حکمت آن را اقتضاء می کند و به این جهت درباره خدا گفته می شود : هوالحق

2- در مورد ایجاد شونده بحسب اقتضادی حکمت و به این جهت گفته می شود فعل خداوند همگی حق اند مانند : الموت حق و البعث حق و یا سخن خدا که فرمود : «ماخلق الله ذلک الا بالحق»[7]

3- در مورد اعتقاد به چیزی مطابق آنچه که آن چیز فی نفسه داراست مانند این که بگوییم : اعتقاد فلانی در بعث و ثواب و عقاب و حق است و مانند این آیه «فهدی الله الذین امنو الا اختلفوا فیه من الحق»[8]

4- در مورد فعل و قول برحسب آنچه واجب است و به مقداری که واجب است و در وقتی که واجب است، مانند آیه «کذلک حققت کلمه ربک»

المیزان گوید : چون خداوند بذاته وصفاته غیرقابل زوال است لذا حق از اسماء حسنی اوست، در مجمع نقل می کند که علت این تسمیه این است که امر خدا همه حق است وباطل در آن نیست ، بهتر است گفته شود که ، ذات و افعال و صفات خدا حق است یعنی همه آنها مطابق واقع و درجای و موقع خویش است و معنی حق چنانکه که گفته شد «مطابقت» است .

«حقق علی ان الا اقول علی الله الاالحق» ،«حقیق» را جدیر و سزاوار معنی کرده اند یعنی سزاوار است که به خدا جز حق نگوییم»[9]

همچنین در مفردات القرآن فی المجمع البیان درباره حق آمده است که :

حق قراردادن چیز در موضعش است و آن فعلی است که جایز نیست انکار آن، ریشه و مصدر آن (حق یحقق حقا) است و آن قرار دادن شی در موضعی است که مقتضای حکمت است و حق نقیض باطل است و حق آن چیزی است که عقل بدان دعوت می کند و آن چیزی است که هر کس به آن عمل نماید نجات می یابد و هر کس خلاف آن عمل نماید هلاک می شود و حق مطلوب هر عاقلی است »[10]

مصادیق حق در قرآن کریم

1- خداوند حق است :

«فتعلی الله الملک الحق لااله الاهورب العرش الکریم »[11]

پس (بدانید که ) خدای پادشاهی برحق است ... .

«ان الله هو الحق المبین»[12]

همانا خداست حق روشن و آشکار

2- دین حق است :

«هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق»[13]

آیا ندانستی که رسولش را به هدایت و ابلاغ دین حق فرستاد.

3- قرآن وسایر کتب آسمانی حق اند :

«واذا قیل لهم امنوا بما انزل الله قالوا انومن بما انزل علینا و یکفرون بما و رائهم و هوالحق مصدقا لامعهم ...»[14]

چون به یهود گویند که به قرآن که خدا فرستاده ایمان آورید، پاسخ دهند که تنها بر تورات که بر ما نازل شده ایمان آوریم و به غیر قرآن کافر شوند، در حالی که قرآن کتاب حق است و کتاب آنها راتصدیق می کند.

4- خلقت آسمانها و زمین حق است.

« الم تری ان الله خلق السموات و الارض بالحق»[15]

آیا ندانستی خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده

5- قیامت حق است .

« و کذلک اعثرنا علیهم لیعلموا ان الله حق و ان الساعه لاربیه فیها ... »[16]

و تا بدانید که وعده خداوند (در مورد قیامت) حق است و در پایان جهان شکی نیست.

«ذلک الیوم حق »[17]

آن روز حق است.

ویژگیهای حق از نظر قرآن کریم

با توجه به آیه 17 سوره رعد که می فرماید :

«انزل من السماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السبل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله حق و الباطل فاما الزبد فیذهب جفا واما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال.»

خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی برآمد چنانچه فلزاتی را نیز برای تجمل وزینت «مانند طلا ونقره» یا برای اثاث و ظروف «مانند آهن ومس» در آتش ذوب کنند مثل آب کفی برآورد خدا به مثل این «آب وفلزات و کف برروی آنها» برای حق و باطل مثل می زند که «باطل» چون کف بزودی نابود می شود و اما آن آب و فلز که به مردم خیر می رساند در زمین مدتی باقی می ماند خدا مثل آنها را برای فهم بدین روشنی بیان می کند.

ویژگی 1 : باطل به تبع حق پیدا می شود و با نیروی حق حرکت می کند.

همانطور که کفی که روی آب است و حرکت می کند این طفیل آب است و در ضمن به نیروی خود حرکت نمی کند بلکه نیروی آب آنرا حرکت می دهد حق و باطل هم چنین اند ، اگر معاویه در عالم پیدا می شود و آن همه کارهای باطل می کند آن نیروی معاویه نبود نیروی ایمان و معنویت است ولی معاویه بر روی این نیرو سوار شده است و حرکت می کند.

ویژگی 2 : زوال باطل وبقای حق :

زایل شدنی بودن و نیست و نابود شدن باطل و دوام و استمرار بقای حق است «اماالزبد فیذهب جفا و اما ماینفع فیمکث فی الارض» بی فایده ها از بین می روند تا چه رسد به مضرها.

ویژگی 3 : نمو داشتن باطل:

«فاحتمل السیل زبدارابیا» کف روی آب را می گیرد و می پوشاند به طوری که آدم جاهل به آن نگاه نماید خیال می کند فقط کف است، باطل هم این گونه اند یعنی روی حق را می پوشانند به طوری که اگر کسی اعماق جامعه را نظر نیندازد می گوید هرچه هست باطل است.

ویژگی 4 : حق و هدایت الهی همراه و ملازم یکدیگرند.

هدایت به معنای ارائه طریق و رساندن به مطلوب است. خداوند متعال، هم طریق حق را نشان می دهد و هم کسانی را که وضعیت خاصی داشته باشند، به مطلوب حق می رساند، یعنی خداوند حق و آفرینش جهان و انسان و هدف و مقصد نظام هستی نیز حق است و طریق رسیدن به هدف مطلوب نیز طریقی حق است که خدای متعال بشر را به این حقایق هدایت می کند.

«والله یقول الحق و هو یهدی السبیل»[18]

خداوند حق را می گوید و او را به راه راست هدایت می کند.

ویژگی 5 : حق و عدالت همیشه همراه همند.

عدل به معنای قراردادن حق درجای خود یا قرار دادن هر چیزی در جای مخصوص خود است از این رو عدل بدون حق امکان ندارد ولازمه رسیدن به حق در تمام زمینه ها عدالت است آیاتی از قرآن کریم بر این حقیقت دلالت دارد از جمله :

«وقضی بینهم بالحق و هم لاینظرون»[19]

و میان آنها به حق داوری می شود و به آنها ستم نخواهد شد.

«تلک ایت الله نتلوها علیک بالحق و ماالله یرید ظلما للعالمین »[20]

این آیات خداست به حق برتو می خوانیم وخداوند ستمی برای هیچ یک از جهانیان نمی خواهد .

ویژگی 6 : حق با هوای نفس سازگاری ندارد.

در برخی آیات قرآن مجید هوای نفس عاملی در مقابل حق و حق طلبی معرفی شده است مانند:

1- «انزلنا علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهینا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جائک من الحق ... و ان احکم بینهم بما انزل الله و لاتتبع اهوائهم»[21]

و این کتاب (قرآن) را به حق برتو نازل کردیم ، در حالی که کتابهای پیشین را تصدیق می کند وحافظ و نگهبان آنهاست پس طبق احکامی که خدا نازل کرده میان آنها حکم کن و ازهوا و هوس آنها پیروی نکن و از احکام الهی روی مگردان و در میان آنها «اهل کتاب» طبق آنچه خدا نازل کرده داوری کن و از هوسهای آنان پیروی نکن.

افرادی که قصد پیروی از حق را دارند باید موانع آن را از سر راه بردارند که یکی از موانع بزرگ آن، هوای نفس وگرایشهای نفسانی و حیوانی است که در موارد فراوانی خروج از حق و عدالت را می طلبد.

ویژگی 7 : حق همیشه متعلق به امر یقینی است نه شک خلق و گمان:

قرآن در آیات فراوانی انسان را از پیروی ظن و گمان و شک برحذر داشته و آنها را برای دریافت حق و رسیدن و عمل به آن کافی ندانسته است و یقینی بودن حق را مطرح کرده چنانچه می فرماید :

«ما یتبع اکثرهم الاظنا ان الظن لایغنی من الحق شیئا»[22]

و بیشتر آنها جز از گمان، پیروی نمی کنند ، در حالیکه گمان هرگز انسان را از حق بی نیاز نمی نماید.

حاصل آنکه خداوند تعالی قرآن مجید، قیامت ، قدرت حق و ... را که همه از مصادیق حق هستند، یقینی و غیرقابل تردید می شمارد و شک و ظن و پیروی از آنها را مردود می داند.

ویژگی 8 : نباید به حق و باطل به یکدیگر آمیخته شود.

قرآن کریم، در آمیختن حق وباطل را نهی کرده؛ چون مجموع حق و باطل، باطل است، اگرچه حق را داراست.

«یا ایها الذین امنوا لم تلبسوا الحق بالباطل و تکتمون الحق ... » [23]

ای اهل کتاب چرا حق را با باطل می آمیزید و متشبه می سازید ( تا دیگران نفهمند وگمراه شوند) وحقیقت را پوشیده می دارید. باطل محض، محبوب و مطلوب کسی نیست، بلکه همیشه حق یا حق همراه باطل را می طلبد، بنابراین آنچه عملا در مقابل حق است باطل نیست بلکه باطلی است که درون خود سهمی از حق را داراست و به سبب همان حق باطل نیز ظهور بروز و جلوه وجذابیتی دارد، ازاینرو کسانی که خواسته اند در برابر انبیاء بایستند همیشه حق را با باطل در می آمیختند و به پیروان خود عرضه کرده اند و به همین دلیل هم طرفدار پیدا کرده و هم مدتی دوام آورده اند، یعنی در پناه حق پنهان شده و کار باطل خود را توجیه کرده اند.

حق در روایات

در بسیاری از روایات وارده وجود بزرگوار اهل بیت در طی و طول کلمه «حق» متجلی است « وبا شناخت از مکتب اهل بیت نسبت به تفسیر و تاویل قرآن می توان گفت: در غالب آیات قرآن که کلمه «حق» آمده است – با قرائن – حقانیت ائمه هدی (ع) و یا انبیاء دو رسل که شاگردان ائمه هدی هستند به چشم می خورد»[24] گ

در وصایای امیرالمومنین (ع) به کمیل آمده است :

«یا کمیل، نحن و الله الحق الذی قال الله عزوجل : «و لواتبع الحق اهوائهم لفسدت السموات و الارض ومن فیهن ... »[25]

ای کمیل، به خدا سوگند ما آن حقی هستیم که خداوند عزوجل در قرآن فرموده است : «و اگر حق از هوا هوس آنها تبعیت می نمود، آسمانها و زمین و هرچه در اوست به فساد کشیده می شد»

در زیارت جامعه آمده است:

«الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم»[26]

یعنی حق با شماست و حق در رفتارو کردار شماست و حق از شماست وهر حقی در دست مردم است منتهی به شمارست. بنابراین هر خبر و سخن و حدیث، امر و نهی و حبّ وبغض که از درخانه ائمه اطهار خارج شود حق است.

و در زیارت ال یاسین چنین آمده است :

«فالحق مارضیتموه و الباطل مااسخطموه»[27]

حق آن است که شما (اهل بیت) آن را پسندیده و باطل آن است که شما (اهل بیت) از آن خشمگین باشید.

سید هاشم بحرانی در غایه المرام خود پانزده روایت از طریق عامه و یازده روایت از طریق خاصه نقل می کند مبنی بر اینکه علی با حق است و حق با علی است و برآنکه حضرت فرمود:

«الحق مع علی و علی مع الحق»[28]

در روایتی حضرت رسول اکرم (ص) خطاب به امیرالمومنین (ع) می فرمایند :

«انت الفاروق بین الحق و الباطل»[29]

ای علی تو جداکننده حق از باطل هستی.

رابطه میان انسان و حق

آیا میان انسان و حق سازگاری طبیعی وجود دارد؟ آیات فطرت وخمیرمایه انسان فطرتی است حق پسند ؟ این مسئله از نظر مکتبها و ادیان گوناگون یک مساله تاریخی ریشه دار است که خیلی درباره آن بحث شده است. « یک نظر این است که انسان موجودی است شرور و بدخواه وظالم که جز قتل و غارت و دزدی و حیله و دروغ از او سر نمی زند، درون انسان، انسان رابه بدی می کشاند و که بسیاری از فیلسوفان ماتریالیست دنیای قدیم و شمار کمتری از ماتریالیستهای دنیای جدید چنین نظریه ای داشته اند.

نظریه دیگر می گوید طبیعت و سرشت بشر بر خیر است انسان موجودی صلجو و خیرخواه است که عکس نظریه قبلی است و می گویند انحراف بشر علت خارجی دارد جامعه انسان را منحرف و فاسد می کند و انحراف را معلول علل خارجی و عرضی می داند »[30]

اما قرآن می گوید : هنگامی که خداوند اعلام کرد : «انی جاعل فی الارض خلیفه»[31] جانشینی از من در حال آفرینش است فرشتگان گفتند : «اتجعل فیها من یفسد فیما و سیفک الدما»[32] خدایا یعنی چه ؟ یک موجود شریر و خونریز می خواهی بیافرینی نخن نسبح بحمدک و نقد س لک» [33] موجودی خلق کن مثل ما که سرشتمان سراسر خوبی است اما خدا جواب داد :«انی اعلم مالاتعلمون»[34] شما نمی فهمید.

خداوند وجود خودخواهی و خونریزی و فساد را در سرشت انسان نفی نکرد ولی با جمله «انی اعلم ما لاتعلمون» فهماند که در سرشت انسان همه اش حیوانیت و خودخواهی نیست وجودی مرکب از نور و ظلمت و وجود این ترکیبش باعث شده در صورت زیرپاگذاشتن حیوانیت و به اسارت گرفتن آن از هر موجودی بالاتر برده شود.

شهید بهشتی می فرماید : «فطرت وخمیرمایه و سرشت انسان نه تنها باحق سرجنگ ندارد بلکه با حق پیوندی اصیل دارد، چون قرآن به محض اینکه پای آفرینش انسان می آید و می خواهد انسان شدن او را بیان کند می فرماید :

«نفحت فیه من روحی» یعنی در آن از روح خود دمیدم.

معلوم می شود انسان با خدا که حق مطلق است این قدر رابطه نزدیک دارد اما کششهای فطری دیگر نیز وجود داردکه او را از حق منحرف می کند بنابراین اسلام نسبت به انسان نه بدبین است و نه بیش از حدخوش بین بلکه دید واقع بینانه دارد»[35]


بررسی CRM

در سال­های اخیر با پیشرفت­های حاصله در زمینه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و نیز تحولات انجام گرفته در بازار، رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده و شاهد ظهور مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)1 به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم CRM به معنی مدیریت ارتباط با مشتری و نه بازاریابی ارتباط با مشتری است مدیریت مفهومی گسترده­تر از بازاریابی داشته و شا
دسته بندی بازاریابی و امور مالی
فرمت فایل doc
حجم فایل 151 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 101
بررسی CRM

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

در سال­های اخیر با پیشرفت­های حاصله در زمینه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و نیز تحولات انجام گرفته در بازار، رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده و شاهد ظهور مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)[1] به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم. CRM به معنی مدیریت ارتباط با مشتری و نه بازاریابی ارتباط با مشتری است. مدیریت مفهومی گسترده­تر از بازاریابی داشته و شامل عوامل متعدد سازمانی، فرهنگی و... می­باشد. بنابراین اجرای موفق CRM در سازمان­ها مستلزم آن است که عوامل مختلف مرتبط با آن دارای ویژگی­های خاصی بوده و از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار باشند. وجود شکاف و ناهماهنگی در بین این عوامل مانع از اجرای موفق CRM خواهد شد. در این پژوهش به بررسی موانع crm در صنعت مبلمان ایران پرداخته شده است.پس از بررسی های انجام گرفته بر روی عوامل فکری،اجتماعی،فن آوری،عامل فکری شامل،استراتژی ها،ساختار و برنامه ریزی به عنوان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران شناخته شد.بررسی موانع در توسعه crm اقدام اولیه مهمی است که می تواند بنیان مستحکمی برای اقدامات بعدی در این راستا فرآهم سازد.

1-1) مقدمه

در این فصل به بررسی کلیات تحقیق پرداخته شده است. ابتدا مسئله اصلی تحقیق بیان شده و سپس به طور مختصر به اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته می­شود. در ادامه به اهداف انجام تحقیق اشاره می­شود و نتایج تعدادی از تحقیقات انجام گرفته پیرامون موضوع تحقیق به اختصار بیان می­شوند. سپس به جنبه جدید و نوآور بودن پژوهش، چارچوب نظری آن و فرضیه­های تحقیق پرداخته شده و در ادامه روش انجام تحقیق، قلمرو تحقیق و آزمون­های استفاده شده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می­شود. در پایان نیز واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی، به صورت عملیاتی تعریف می­شود.

1-2) بیان مساله

ظهور فن­آوری اطلاعات و رشد ناگهانی اینترنت ، مفاهیم مربوط به تجارت را تغییر داده است . اگر شرکت­ها در گذشته با تکیه بر تولید و بازاریابی انبوه و کاهش هزینه­های عملیاتی، سود خود را در بازار افزایش می­دادند ، امروزه وضعیت به گونه­ای دیگر می­باشد. با گذر از اقتصاد سنتی و شدت یافتن رقابت در ابعادی نوین، مشتری به صورت رکن اصلی و محور تمام فعالیت­های سازمان­ها درآمده است، به نحوی که از دیدگاه رقابتی، بقاء و تداوم حیات سازمان­ها در گرو شناسایی و جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان موجود بیان می­شود. از طرفی پیشرفت ارتباطات، تکامل عصر اطلاعات و ظهور ابزارهای جدید ارتباطی، سازمان­ها را با انبوهی از مشتریان متفاوت، و آنها را با گزینه­های انتخابی متعددی مواجه ساخته است که نتیجه آن اختیار بیشتر مشتریان و بی­ثباتی بازار است. در این میان اندیشمندان مدیریت و بازاریابی، نسخه حفظ مشتری و شیوه­های صحیح ارتباط با آنها را تحت عنوان مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) تجویز می­کنند که از جمله مزایای آن می­توان به افزایش رشد درآمد، کاهش هزینه­های فروش و کارایی بیشتر در انجام کار اشاره کرد.

CRM به عنوان یک رویکرد نوظهور، عامل مهمی در کسب مزیت رقابتی در سازمان­ها بوده و تاثیر مثبتی بر عملکرد آنها دارد. با این حال هنوز بحث­های زیادی پیرامون این موضوع که موانع مهم و موثر در اجرا و توسعه CRM کدام­ها می­باشد، وجود دارد. در حقیقت، بسیاری از محققان عنوان کرده­اند که تا کنون در ادبیات مربوط به CRM، مفهوم دقیقی از آن ارائه نگردیده است[Parvatiyar & Sheth/2001 ]. علاوه بر این برخی دیگر از محققان نیز این ادعا را دارند که CRM به یک واژه نامفهومی تبدیل شده است که برای بیان و انعکاس موضوعات و دیدگا ه­های مختلف مورد استفاده قرار می­گیرد [Nevin/1995]. برای مثال، در سطح عملیاتی ممکن است CRM به عنوان بازاریابی پایگاه داده­ای[Peppers & Rogers/1995 ] و یا بازاریابی الکترونیکی تلقی گردد [Deighton & Blattbery/ 1991 ]. در حالی که در یک سطح استراتژیک، ممکن است CRM به معنی حفظ و یا شراکت مشتری در کسب و کار باشد[Peppers & Rogers/1993]. بنابراین، دستیابی به مفهوم مشخصی از CRM و توضیح چهارچوب آن نیازمند افزایش دانش و اطلاعات در مورد آن و توجه به آن به عنوان یک روند کلی می­باشد. با چنین شرایطی، CRM به عنوان یک پارادایم نوظهور در بازاریابی، تا رسیدن به یک تعریف مشخص و عملیاتی توسعه خواهد یافت. تلاش­های زیادی در خصوص ارائه چارچوب مفهومی از CRM انجام شده است. هالند و لایت [1999]در مدلی عوامل موثر در اجرای CRM را به دو دسته استراتژیک و عملیاتی تقسیم کرده و برای هر یک از این عوامل چندین متغیر را تعریف نموده اند. در تحقیق دیگری که توسط محمد زئیر [2003] و بر پایه متدولوژی الگوبرداری انجام شده، عوامل مختلفی مانند حمایت مدیران ارشد، فرهنگ سازمانی و آموزش به عنوان عوامل مهم و کلیدی در پیاده سازی موفق CRM ارائه شده اند.

در این پژوهش از میان عوامل متعددی که در مدل­های مختلف ذکر شده­ است، به بررسی سه عامل به عنوان موانع اصلی توسعه crmپرداخته میشود:

1- عوامل فکری

2- عوامل اجتماعی

3- عوامل تکنولوژیکی

اجرای موفق CRM مستلزم وجوداستراتژی سازمانی­ای است که در آن مشتری به عنوان مالک و شریک سازمان قلمداد شده و تامین نیازهای مشتری در اولویت امور شرکت قرار داشته باشد. تاکید بر فرهنگ مشتری گرایی، بر توانایی سازمان در اجرای موفق CRM تاثیر گذار خواهد بود. تسلط فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش نیز موجب ایجاد و مبادله روان اطلاعات و دانش مربوط به مشتری در سطح سازمان و در نتیجه عملکرد بهتر در زمینه پیاده سازی CRM خواهد شد.

اجرای موفق CRM در هر سازمانی مستلزم رعایت پیش شرط­هایی در زمینه عوامل سازمانی می­باشد. ساختار هر سازمانی می­تواند مشوق و یا مانعی در راه اجرای هر طرح جدیدی باشد. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان­دهنده آن است که وجود تمرکز در تصمیم­گیری، سلسله مراتب زیاد در روابط کاری مانع پیاده­سازی تفکر مشتری محوری در سازمان­ها می­باشد. ویژگی­های موجود در ساختارهای سازمانی ارگانیک، این ساختارها را به عنوان الگوی مناسب برای سازمان­های مشتری محور تبدیل کرده است. حمایت مدیران ارشد و مشارکت و درگیر نمودن کارکنان سازمان­ها نیز تاثیر مهمی در اجرای موفق CRM دارد.

پیشرفت­های انجام شده در زمینه فن­آوری اطلاعات، بویژه پیدایش زیر ساخت­های سخت افزاری و نرم افزاری نقش مهمی در اجرای CRM دارد. آگاهی و شناخت مدیران و کارکنان سازمان­ها از نحوه به کارگیری این فن آوری­ها موجب تسهیل در اجرای CRM خواهد شد. مدیریت دانش شیوه جدیدی برای تفکر در مورد سازمان و تسهیم منابع آن می­باشد. استفاده از پایگاه­های داده­ای، تعریف مکانیزم­های مشخص برای ورود، ثبت و ذخیره اطلاعات در سازمان موجب شناخت بهتر مشتریان و برآورده کردن به­موقع نیازهای آنها و در نتیجه تسهیل در رسیدن به اهداف CRM خواهد گردید. بر این اساس سوال اصلی تحقیق عبارت است از:

مهمترین موانع توسعه crmدرصنعت مبلمان ایران کدام است؟

1-3) اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

تغییر جهت تحولات بازار به سمت مشتری و محوریت آن در تمامی بخش­های کسب و کار و نیز رقابت شدید شرکت­ها در کسب مشتریان وفادار توجه به CRM را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل نموده است. تغییرات صورت گرفته در تکنولوژی­های اطلاعاتی عامل دیگر حرکت به سمت CRM است. رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده است. از نقطه نظر اقتصادی سازمان­ها می­دانند که حفظ مشتری ارزان­تر از یافتن مشتری جدید تمام می­شود. آمارها نیز موید این وضعیت است [Gray & Byun/2001]:

  • جذب مشتری جدید 5-10 برابر گران­تر از تکرار معاملات مشتریان موجود است.
  • یک مشتری ناراضی تجربیات خود را به 8-10 نفر منتقل می­کند.
  • 5% افزایش در هزینه حفظ مشتری تبدیل به افزایش سودآوری 25% یا حتی بیشتر می­شود.

تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می­دهد که بازار مربوط به CRM در سال 2003 رقمی بالغ بر 8/16 میلیارد دلار بوده و پیش بینی می­شود که این بخش در سال­های آینده رشدی در حدود 25% را شاهد باشد. CRM در اکثر سازمان­ها به صورت نوعی طرح نوآوری مطرح شده و از اولویت خاصی برخوردار است. سازمان­های نوین خود را در مراحل تکامل تدریجی رسیدن به سازمان های مشتری محور می­یابند وبا اجرای موفق طرح­های CRM از فرصت­های جدیدی جهت کسب درآمد برخودار شده اند.( الهی، 1384).

یکی از واقعیت­های جالب در مورد CRM این است که علیرغم اینکه 60درصد تلاش­های صورت گرفته برای اجرای CRM با شکست مواجه شده­اند، شرکت­ها و سازمان­ها هنوز در پی استفاده از قابلیت­های CRM هستند. یکی از مهمترین دلایل شکست این تلاش­ها عدم یکپارچگی مناسب بین عوامل موثربر اجرای CRM با یکد­یگر و نیز عدم هماهنگی آن با بخش­های دیگر سازمان می­باشد. در بررسی بعمل آمده توسط موسسه جهان اطلاعات مشخص گردید که 40% مشکلات موجود در زمینه اجرای CRM ناشی از عدم یکپارچگی مناسب بین اجزای مختلف درگیر در اجرای آن می­باشد. بنابر­این مطالعه­ای که ابعاد مختلف درگیر در اجرای CRM را در کنار یکدیگر بررسی کرده و چهارچوب مشخصی را در این زمینه ارائه کند بسیار سودمند و مفید خواهد بود.

براین اساس در این پژوهش از میان عوامل متعددموجود به بررسی سه عامل فکری اجتماعی تکنولوژیکی به عنوان موانع اصلی توسعه crm درصنعت مبلمان ایران پرداخته میشود.

1-4) هدف تحقیق

قبل از پرداختن به هدف مطالعه حاضر لازم است که به اهداف کلی CRM نیز توجه داشته باشیم. صاحب­نظران مختلف در حوزه CRM اهداف مختلفی را برای آن تعیین کرده­اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می­شود.

بارنت [Burnett ]در سال 2001 اهداف زیر را برای CRM تعیین کرده است:

1- افزایش درآمد حاصل از فروش.

2- کاهش هزینه­های فروش و توزیع.

3- افزایش سود.

4- افزایش میزان رضایت مشتریان.

5- کاهش هزینه­های اداری بازاریابی.

هدف مطالعه حاضر نیز با مد نظر قرار دادن اهداف کلی CRM،شناسایی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران از حیث عوامل فکری، اجتماعی و تکنولوژیکی ، بمنظور ارائه پیشنهاد وتغییرات لازم در این مورد می­باشد. پیش­بینی می­شود با انجام مطالعه حاضر بتوان به این هدف دست پیدا کرد.

1-5) جنبه جدید بودن و نوآوری طرح

پیدایش مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری[2] (CRM) در ایران سابقه چندانی ندارد. بنابراین شناسایی موانع ( اعم اززیر ساختار سخت افزار، نرم افزار مورد نیاز، پیش­نیازهای سازمانی و...) موثر در توسعه crmدر صنعت مبلمان ایران از جنبه­های نوآوری این تحقیق است.

1-6) چارچوب نظری تحقیق

در مطالعه حاضر سعی گردیده است بر اساس چارچوب(ocker&mudumbi;2002)به بررسی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران از حیث عوامل فکری، اجتماعی و تکنولوژیکی، پرداخته میشود.

بعد فکری شامل سه عامل استراتژی،برنامه ریزی و ساختار می باشد.بعد اجتماعی شامل فرهنگ،تعاملات با ذی نفعان و دانش قلمرو کاری می باشد.در بعد فن آوری سه عامل،برنامه کاربردی،توانمندی سازمان و مدیریت دانش را داریم.

1-7) فرضیه­های تحقیق

بررسی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران،موضوع مورد بررسی در این پژوهش است.که به این منظور فرضیه های تحقیق به صورت زیر بیان می گردد:

فرضیه1 :نداشتن رویکرد استراتژیک به crm در مدیران مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران بشمار می رود.

فرضیه 2:نبود ساختار مناسب در صنعت مبلمان،مانع مهمی درتوسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 3:نداشتن برنامه ریزی یکپارچه در صنعت مبلمان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 4:نبود بستر فرهنگی مناسب مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 5:ضعف در تعاملات با ذی نفعان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 6: ضعف دانش در قلمرو کاری مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه7:ضعف برنامه های کاربردی crm مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 8: تخصص ناکافی دست اندرکاران پروژه های crm در زمینه فن آوری اطلاعات مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 9:نبود نظام مدیریت دانش مناسب مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

1-8) روش تحقیق

روش بکار رفته در مطالعه حاضر از حیث هدف تحقیق از نوع کاربردی بوده و به لحاظ نحوه گردآوری داده­ها، روش تحقیق توصیفی، پیمایشی می­باشد و در آن به بررسی موانع CRM در صنعت مبلمان ایران پرداخته می­شود.

1-9) روش گردآوری اطلاعات

1-9-1) در این پژوهش برای جمع آوری داده­های اولیه تحقیق از روش میدانی استفاده شده است. بداین صورت که با استفاده از ابزار پرسشنامه از مدیران صنعت مبلمان آشنا به مفاهیم crm و کارشناسان CRM فعال در صنعت مبلمان،نظر خواهی بعمل آمده است.

1-9-2) همچنین برای گردآوری داده­های ثانویه از دو روش زیر استفاده می­شود:

  • مطالعات کتابخانه­ای ( بررسی مقالات و پایان­ نامه­های ارائه شده فارسی تا کنون ).
  • اینترنت ( بررسی تعدادی از مقالات و پایان مامه های کار شده در مجلات و دانشگاه­های معتبر جهان).

1-10) قلمرو مکانی تحقیق

جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مدیران صنعت مبلمان ایران آشنا با مفاهیمcrm و کارشناسان crm فعال در صنعت مبلمان در شهر تهران می­باشد.

1-11) قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی تحقیق بمدت هشت ماه از مورخه 1/12/ 85 تا تاریخ 1/8/86 می­باشد.

1-12) تعاریف عملیاتی واژه­های تحقیق

1-12-1) مدیریت روابط مشتری: واژه­ای برای مجموعه متدولوژی­ها، فرایندها، نرم افزارها و سیستم­هایی است که به موسسات و شرکت­ها در مدیریت موثر و سازمان یافته ارتباط با مشتریانشان کمک می­کند[Bernett/ 2001 ].

1-12-2) استراتژی:

1-12-3) عوامل ساختاری : مجموعه­ای از عوامل که شیوه و روش ترتیب افراد و مشاغل در یک سازمان را به طوری که امکان انجام امور سازمانی فراهم گردد بیان می­کند [ Sarifoddin/2004 ].

1-12-4) برنامه ریزی :عبارت است از فرآیند تعریف اهداف و گامهایی که ما را به آن اهداف رهنمون می سازند. [ Sarifoddin/2004 ]..

1-12-5) عوامل فرهنگی: مجموعه ارزش­ها، اعتقادات، باورها، مفروضات، ادراکات، هنجارها و الگوهای رفتاری، و مصنوعات که بر نوع رفتار افراد در سازمان تاثیر می­گذارند[ Sarifoddin/2004 ].

1-12-6) ذی نفعان: عبارت است از تمامی افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی،که به نوعی منافع شرکت را تحت الشعاع قرار می دهد. [ Sarifoddin/2004 ].

1-12- 7) دانش در قلمرو کاری:به دانشی اطلاق می شود که مدیران اجراییIT،از واحدهای سازمانی،دانش کارکردی، و از عملیات آن دارند. [Bernett/ 2001 ]..

1-12-8) برنامه های کاربردی crm :عبارت است از بسته های نرم افزاری که مجموعه ای جامع از فن آوری ها را برای مدیریت ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه،شرکای سازمان در بازاریابی،فروش،خدمات به مشتری،بدون توجه به کانال ارتباطات فراهم می آورند. [Bernett/ 2001 ].

1-12-9) مدیریت دانش:فرآیند مدیریت (جمع آوری،بازنمایی،موجود ساختن) اطلاعات و تخصص های موجود در سازمان است. [Bernett/ 2001 ].

مقدمه

یک قرن پیش، قبل از تکامل سوپرمارکت، بازار و اتومبیل،مردم برای خرید مایحتاج خود به فروشگاههای عمومی مجاور محل سکونت خود می رفتند. فروشندگان کوچک مشتریان را با نام
می شناختند و خواسته های آنان را می دانستند. مشتری نیز به نوبه خود به فروشگاههای مربوطه وفادار بوده و به تکرار خرید مبادرت می کرد. این ارتباط ایده آل با مشتری با رشد اوضاع اقتصادی کشورها، مهاجرت از روستا به شهرها و افزایش رقابت، دگرگون شد. مشتریان متحرک تر شدند و سوپرمارکت ها و فروشگاههای زنجیره ای فراوانی به خاطر صرفه اقتصادی ناشی از بازاریابی انبوه به وجود آمدند. در این اوضاع و احوال قیمت ها پائین بود و کیفیت کالا یکدست و یک شکل، اما ارتباط با مشتریان بدون نام و رویارویی شخصی صورت می گرفت. در نتیجه مشتریان دلسردگشته و به طرف عرضه کننده ای متمایل می شدند که کالای مورد نظرشان را با قیمتی پائین تر و با بیشترین مشخصه های خواسته شده ارائه می داد.

در سالهای اخیر با تحولات صورت گرفته در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد طلوع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم که هدف آن بازگشت به دوره بازاریابی شخصی است. این مفهوم نسبتاً ساده ایست که بیان می دارد مشتریان مختلف محصولات مختلفی را می طلبند و به جای بازاریابی انبوه افراد و سازمانها، هر مشتری را تک تک بازار یابی کنیم در این رویکرد، شخص به شخص، اطلاعات مربوط به هر مشتری را مثل خریدهای قبلی، نیازها و خواسته های آنها برای چارچوب دادن به کالاها و خدماتی مورد استفاده قرار می گیرند که احتمال پذیرش آنرا افزایش دهد. این رویکرد نتیجه پیشرفتهای صورت گرفته در فناوری اطلاعات است.

2-1) مفاهیم و تعاریف مشتری­مداری و CRM

هدف این بخش تعریف مفاهیم پایه­ای مشتری، مشتری­مداری و مدیریت ارتباط مشتری و تشریح سیر تکاملی آن از ابتدای پیدایش این مفهوم تا به امروز است. بیان اهداف و ضرورت اجرای CRM در سازمان و معرفی شرکت­های فعال و محصولات موجود در ارتباط با CRM و روش­های پیاده­سازی آن در سازمان­ها از دیگر مطالب این بخش می­باشد.

2- 2) تعریف مشتری

لغت مشتری واژه­ای است که حدود 100 سال پیش تعریف شده با این وجود هنوز شرکت­ها سعی می­کنند تعریف جدیدی از آن ارائه دهند، لکن بر طبق تعریف بیشتر صاحب­نظران، مشتری را به صورت زیر تقسیم شده است[Schofer/ J.B/ Konstan/ J.A.& Riedl ]:

- مصرف کننده: کسی که محصول یا خدمت در سطح خرده خرید می­نماید.

- توزیع کننده: کسی که محصول یا خدمت را در سطح عمده به منظور توزیع خرید می­نماید.

- سازمان اقتصادی: یک شرکت یا سازمان که محصول یا خدمتی را از دیگری خریداری می­کند.

- بخش درونی: یک بخشی از سازمان که محصول یا خدمتی را از بخش دیگر همان سازمان خریداری می­کند.

هر کدام از مشتریان فوق در برابر یک سطحی از فروش قرار می­‌‌‌گیرند و لذا نیاز به سرویس­دهی متناسب با همان سطح را دارند، بنابراین این مشتریان متفاوت، به استراتژی­های بازاریابی متفاوت نیز نیازمند می­باشند.

مشتری همان کسی است که نیاز خودش را تعریف می­کند، کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی بپردازد. ولی زمانی این هزینه را متقبل می­شود که در کالاها یا خدمات تحویلی، ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید [ www.sapient.com ].

ارباب رجوع نیز بصورت زیر تعریف شده است:

" همانند مشتری حالت تعاملی و طرفینی ندارد بلکه خدمات یک جانبه را شامل می­شود که در آن فروشنده­ها، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارند ولی خریدار نمی­تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورده، در حالی که سخت به آنها نیازمند است "[ www.sapient.com ].

2- 3) نقش و اهمیت مشتری

برای نشان دادن اهمیت مشتری و ضرورت حفظ و نگهداری مشتری به نتایج مطالعات ذیل می­توان اشاره داشت:

الف) هزینه جذب یک مشتری جدید بین 5 تا 11 برابر نگهداری مشتری قدیمی است[Mitso Kosh/2001 ].

ب) 2% بهبود برای مشتری، مستلزم 10% کاهش هزینه­ها است[ Mitso Kosh/ 2001].

ج) ضرر و زیان ازدست دادن یک مشتری، در حکم فرار 100 مشتری است [Johnson/david/2001] .

د) رضایت مشتری پیش شرط تمام موفقیت­های بعدی شرکت است [Dominic turbine/1991].

و) گوش دادن به شکایت مشتری 90 درصد کار است و حل کردن آن 7 درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری 30 درصد دیگر است [Galbrigh/ 2002].

2-4) نقش پر قدرت مشتری در دنیای امروز

روندهای تجاری عمده مانند آزاد­سازی اقتصاد، جهانی­سازی، همگرایی تکنولوژیک در فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و تکامل سریع اینترنت نقش سازمان­ها را در زمینه ارتباط با مشتری متحول کرده است. در این میان مشتریان به دلیل آگاهی فزاینده، دسترسی آسان به اطلاعات فراوان و در نتیجه دارا بودن حق انتخاب بی­سابقه موجب تغییر در حرکت محیط بازار گردیده است.

نقش و کارکرد جدید مشتریان تصویر یک سازمان را از توانمندی­های اصلی تغییر داده است، به گونه­ای که در دنیای امروز " مشتریان" منبع توانمندی اصلی سازمان­ها به شمار می­آیند. در اینجا مفهوم توانمندی به عنوان یک منبع مزیت رقابتی مطرح است [Praholad & Homel/ 1990]. در بازاری که در آن، مشتریان توانمند باشند، با فن­آوری قادر خواهند بود در یک گفتگوی پویا با تولیدکنندگان وارد شوند – گفتگویی که مشتریان آن را تحت کنترل دارند – سازمان­ها مجبور به پذیرش مشتری به عنوان شریک در خلق ارزش هستند، زیرا اکنون مشتریان از حالت تماشا­گران منفعل به شکل بازیگرانی فعال درآمده­اند [Parholad & Ramawamy/ 2002].

در چنین شرایطی سازمان­هایی باقی می­مانند که بتوانند عملیات بازاریابی، فروش و خدمات را بهتر از رقباء انجام داده، با کسب رضایت مشتریان و حفظ وفاداری آنان میزان درآمد و سود خود را بالاتر ببرند. این کار امروزه با بهره­گیری از مفهوم مشتری­مداری یا مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) امکان­پذیر گردیده است.

2-5(پیشینه مدیریت ارتباط با مشتری

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) بسیاری از سازمان­ها را مجبور ساخته است تا مجددا به فکر بیفتند که چگونه می­توان به مشتریان خدمات بهتری ارائه داد. برای درک علل این موضوع به مرور سیر تاریخی CRM می­پردازیم. با مرور پیشینه CRM دلیل اینکه بسیاری از سازمان­های امروزی به دنبال ارائه خدمات بیشتر و بهتر به مشتریان هستند، مشخص می­شود. بطور کلی تاریخچه پیدایش CRM در دنیای امروز را می­توان به سه دوره تقسیم نمود.

2-5-1) از صنایع دستی تا تولید انبوه: انقلاب صنعتی

طی قرن­ها قبل از سیستم تولید انبوه فورد، مردم عادت داشتند که برای مثال، خیاط لباس­هایشان را بدوزد و معاملات را به شکل پایاپای انجام دهند. با ظهور انقلاب صنعتی تغییری در چشم انداز­ها پدید آمد، در عصر تولید انبوه، دیگر سفارش­سازی امکان­پذیر نبود. در سال 1915 هانری فورد تعداد 276،355 هزار خودرو مدل T فروخت و جالب اینکه تمامی مشتریان رنگ سیاه را انتخاب کردند [Hounshell;1984]. در واقع نداشتن تنوع برای مشتریان کاملا پذیرفته شده بود. بدین ترتیب در صف مقدم انقلاب صنعتی، سازمان­هایی که از انبوه­ تولید استفاده می­کردند، انقلابی در تکنیک­های تولید انبوه پدید آورده اند که منجر به صرفه اقتصادی برای مشتریان گردید. به عنوان نمونه، اگر چه مشتری می­توانست فقط یک رنگ از خودرو را انتخاب نماید ولی همان خودرو به میزان زیادی ارزان­تر از محصولات مشابه دست­ساز بود. در حالی که مشتریان علاقه­مند به خرید بودند، سازمان­ها نیز مشتاق یادگرفتن این نکته بودند که چگونه یک محصول خاص را به گونه­ای تولید و بازاریابی نمایند تا بیشترین کارایی و صرفه اقتصادی بدست آید [ Hillard & Israeli ‚2002].

2-5-2) از تولید انبوه تا بهبود مستمر: انقلاب کیفیت

هنگامی که شرکت­های آمریکایی در حال حرکت روی منحنی یادگیری برای تولید انبوه اختراعات بودند، شرکت­های ژاپنی پی­بردند که بهبود مستمر فرایند­ها منجر به تولید کم­هزینه­تر و کیفیت بالا­تر می­شود. به این ترتیب دوره بهبود مستمر آغاز گردید. سازمان­های پیشرو با پیاده­سازی مدیریت کیفیت جامع(TQM) در فرایند­های تولید خود، موفق به کسب مزیت رقابتی از نظر قیمت و کیفیت گردیدند. اما هنگامی که دیگر سازمان­ها نیز به این انقلاب پیوستند، دیگر این مزیت رقابتی قابل استمرار نبود. به همین دلیل سازمان­ها به تکاپوی جستجوی روش­های نوین استمرار مزیت­های رقابتی خود افتادند[ Hillard & Israeli ‚2002 ].

2-5-3) از بهبود مستمر تا سفارش­سازی انبوه: انقلاب مشتری

دوره بهبود مستمر هنوز به میزان زیادی ادامه دارد، ولی توجه شرکت­ها از محصولات و فرایندها به سمت موضوعات مربوط به مشتری تغییر یافته است. مشتریان امروزی بیش از هر زمان دیگری در گذشته پرتوقع شده اند. آنها عادت به هزینه­های پائین، کیفیت بالا و تنوع کرده­اند و اگر رضایتشان کسب نشود، به سادگی به سوی رقبا می­روند. امروزه با در نظر گرفتن این واقعیت که بیشتر رقبا نیز آن محصول را با کیفیت بالا و قیمت پایین تولید می­کنند، میزان رقابت سرسام­آور شده­ است. پس اگر سازمانی بخواهد در دوره مشتری مداری کنونی بماند، باید تمرکز فعالیت­های خود را به جای فرایندهای ساخت، به سوی یافتن راه­هایی برای جلب رضایت مشتریان قرار دهد. چالش امروز چگونگی درک شرکت­ها از نیازهای فرد فرد مشتریان و کسب رضایت آنان، در عین پایین نگه داشتن هزینه­ها و بالا بردن کیفیت است و ابزار عملی کردن این مفهوم، به کارگیری CRM می­باشد [Hillard & Israeli ‚2002].

نظریه بازاریابی ارتباطی به طور مشهودی جذاب است، ولی پیاده­سازی گسترده آن با بکارگیری فن­آوری اطلاعات تسهیل گردیده است. این فن­آوری به سازمان­ها اجازه می­دهد تا تعداد زیادی از مشتریان منفرد را شناسایی و مدیریت کند[Knox etal.2003 ].

2-6(زمینه های ظهور مدیریت ارتباط با مشتری

پاتریشاسیبولد (Siebold) طرفدار دیرین سیستم های پشتیبان مشتریان و طرفدار خودکار سازی این سیستم ها، یکی از پیشروان CRM می باشد. او را آخرین کتابش،سه اصل زیر را فهرست کرده است:

1) مشتریان در کنترل هستند. 2)ارتباط با مشتریان ارزشمند است. 3)تجربه مشتریان موضوع مهمی است. سیبولد معتقد است و قویاً اظهار می دارد که مشتریان در کنترل هستند. سیبولد معتقد است که رابطه بین مشتری و عرضه کننده می بایست در رأس فهرست اولویت سازمان باشد. کسب مشتریان هزینه دارد و حفظ این ارتباطات نیز حتی هزینه بیشتری می تواند داشته باشد. با این حال اگر این ارتباط حفظ نشود، هزینه کسب مشتریان یا جایگزین کردن مشتریان جدید بسیار گران خواهد بود. این سرمایه مشتری نامیده می شود. درک تجربیات کامل مشتریان بسیار بیشتر از ساختن یک کالای خوب یا ارائه اطلاعات صحیح به کسانی است که با مشتریان رابطه دارند. با این حال تجربیات مشتریان که سیبولد آنها را در کتابش عنوان می کند برای سازمان حیاتی تر است. سازمان ها دارای فرصت های بیشماری جهت بهبود روش های خود دراداره مشتریانشان با استفاده از CRM به عنوان یک مبنا می باشند، اما این مسأله باید در مناسبات با آنها ایجاد شود: فرهنگ دوست شدن با مشتری و روش ها و فرآیندهای کسب و کار باید چنین چیزی را تضمین کند (Gunin gham 2002)


بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بین نوجوانان دانش آموز دختر

سازه اصلی این پژوهش کجروی و انحرافات اجتماعی می باشد و موضوع بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بن نوجوانان دانش آموز دختر در مقطع تحصیلی متوسطه و راهنمایی واقع در منطقه 17 تهران می باشد جامعه آماری به تعداد 100 نفر از دانش آموزان دختر در مقطع تحصیلی متوسطه و راهنمایی انتخاب گردیده اند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 141 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 150
بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بین نوجوانان دانش آموز دختر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه:

سازه اصلی این پژوهش کجروی و انحرافات اجتماعی می باشد و موضوع بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با کجروی اجتماعی در بن نوجوانان دانش آموز دختر در مقطع تحصیلی متوسطه و راهنمایی واقع در منطقه 17 تهران می باشد. جامعه آماری به تعداد 100 نفر از دانش آموزان دختر در مقطع تحصیلی متوسطه و راهنمایی انتخاب گردیده اند.

هدف اصلی این پژوهش بررسی وشناخت عوامل مرتبط با پدیده کجروی اجتماعی می باشد. عواملی چون: سن، تحصیلت، والدین، درآمد خانواده، وضعیت مسکن، و میزان نظارت و کنترل والدین واستفاده از وسایل ارتباط جمعی و ...

البته نمی توان گفت همه این عوامل با پدیده کجروی اجتماعی رابطه مستتقیمی دارند. از آنجا در همه جوامع به گونه ای کجروی وا نحراف از اهداف اصلی جوامع و تخطی از قوانین وجود دارد، لذا آشنایی و آگاهی افراد جامعه با کجروی و انحرافات اجتماعی و همچنین آگاهی از عواقب کجروی اجتماعی امری ضروری می باشد.

جرم و تبهکاری پدیده است که از قدیمی ترین ایام در هر جامعه ای با تفاوت هایی وجود داشته است. لذا می توان ادعا کرد که از عصر این پدیده همان قدر می گذرد که از عمر جوامع بشری گذشته است به طوری که هیچ جامعه ای خواه ساده یا پیچیده از آن مبرا نیست. سنت ها، میزان، نوع و شدت آن از هر فرهنگی به فرهنگ دیگر و از دوره ای به دوره دیگر کاملاً متفاوت بوده است. در این جا بحث نسبی بودن جرم وکجروی اجتماعی مطرح می شود دکتر شیخاوندی در این باره می گوید، انحرافات همیشه به معنی واقعی خطا واشتباه نیست بلکه جامعه در شرایطی است که آن را نمی پذیرد و آن را آسیب می داند. مثلاً سقراط را به جرم منحرف کردن جوانان به دادگاه خواندند و بالاخره جام شوکران به کامش دادند، بدین معنی نبود که گفتار سقراط واقعاً خطا نابخردانه بوده است به خاطر این که گفته هایش با ارزش های حالکم جامعه ناسازگار بود.

کجروی اجتماعی مانند هر پدیده اجتماعی دیگر زاییده علل بی شماری است که این عوامل کم و بیش در ارتباط باهم بوده است و بر هم تأثیر گذاشته و از هم تأثیر می پذیرند، لذا هیچ گاه برای عارضه و معلولی علت خاصی وجود نداشته است، بر همین اساس است که وقتی به مطالعه و بررسی علمی این پدیده می رسیم، می بینیم متخصصان و محققان رشته های مختلف مخصوصاً روان شناسان، جامعه شناسان و حقوق دانان هر یک از زاویه دید خود به مسأله نگاه کرده اند و هر کدام عللی را مورد توجه قرار داده اند. لذا ترسیم این بررسی ها آسان نیست، چرا که بر حسب آنکه بررسی ها را در چه چارچوبی قرار دهیم و چه عنوانی بر آن نهیم باید از زاویه های متفاوتی به آن توجه کنیم و این موضوع خود به تحقیقات چند رشته ای نیازمند است که به طور قاطع با توجه به مفروضات و قلمرو تحقیق در این بررسی نمی گنجد.


تاریخچه در جهان و ایران

برخی از اندیشمندان، نخستین هنجارگذاریها را مربوط به زمان آفرینش انسان و حضرت آدم مربوط می دانند، شیخاوندی هم همین نظر را دارد او پس از طرح بخشهای از کتب مذهبی و بخصوص بابهای از تورات چنین استنتاج می کند... انسان در بدو آفرینش خود آگاه نبوده است و آگاهی در برون وجود او د رمیوه درخت دانش نهفته بود که به زبان مردم شناسان می توان آن را تابو برخاسته از توتم نامید. وی در ادامه اشاره می کند که نخستین نهی و هنجارگذاریها خداوندن، نخوردن از میوه درخت های زندگی جاویدان و دانش مربوط به خود آگاهی است. هنجارگذاری تعیین کننده هنجارشکنی است.

به دنبال نخستین نهی و نخستین نقص نهی، نخستین کیفرها به ترتیب در مورد مرتکبان انسان و حیوان به اجرا درآمد ....

و پس از آن هنجارشکنی وجود داشته است که نمونه آن در پی رشک و حسادت برادر بزرگ قابیل، برادر کوچک خود را می کشد[1]. (نخستین قتل، هنوز مرگ در خلقت شناخته نشده است).

در دوره های متوالی تاریخ نیز هنجارشکنی و هنجارگذاری همچنان ادامه داشته است. به عنوان مثال در قرونی که بر تمدنهای مختلف بین النهرین گذشته است با انواع تصویب قوانین متناسب با رفتارهای انحرافی آن دوره مواجه هستیم. مهمترین آن قوانین منتسب به حمورابی است که در بخش ها و موارد مختلفی دسته بندی شده است قوانین در مورد تشریفات قضایی، سرقت و مجازاتهای مربوط به آن، امور خانواده امور مربوط به ضرب و جرح و امور مربوط به مجازات و خسارت بوده همچنین در امور جنایی و کیفری، قوانین حمورابی بیشتر روی قانون قصاص تأکید می کرد.

در یونان باستان، هم علت ارتکاب بزه تقدیر یا سرنوشت می دانستند و معتقد بودند که سرنوشت و یا تقدیر، که رفتار و کردار افراد را تحت تأثیر قرار می دهد. ناشی از مشیت الهی یا نفوذ اراده نیروی مرموزی است که خواست و اختیار بشر در بروز آنها دخالت ندارد.

مجرم فرد بدطینتی است که ارواح خبیث در او حلول کرده اند اجرای مجازاتهای شدید و شکنجه جسمی و روانی را سبب تسکین خشم خدا و تزکیه نفس و اخلاق بزهکار می دانستند. با تحولات اجتماعی فلاسفه شدت مجاز آنها را مورد انتقاد قرار دادند و علل بزهکاری به عناوین مختلف بیان داشتند:

سقراط: (399 – 470 قبل از میلاد)

فیلسوف یونانی که ضمن انتقاد از شدت مجازاتها، می نویسد: ما نبایستی با تبه کاران با خشونت رفتار کنیم بلکه باید به آنها بیاموزیم، که به چه ترتیب از ارتکاب بزه خودداری نمایند زیرا جنایت ثمره نادانی و جهل است و تعداد بی شماری از افراد، که در نتیجه بدشانسی نتوانسته اند معرفتی کسب کنند مرتکب جرم می شوند[2].

افلاطون (347- 428 قبل از میلاد)

فیلسوف یونانی، در تشریح علل وقوع جرائم، عوامل اجتماعی، اقتصادی مخصوصاً فقر و ثروت را منشاء بروز جرائم می داند و معتقد است که دو عامل مذکور عواطف انسانی را دگرگون ساخته و افراد را به طرف ارتکاب بزه می کشانند.

ارسطو (322- 483 قبل از میلاد)

وضع جسمی روانی را عامل بزه بیان می کند[3].

جان ویر (1588- 1515 م .) اسکات (1599- 1538 م .) و توماس مور (1535- 1478 م .) اوهام و جادوگری را که از سوی عده ای عامل بزه عنوان می شد رد کردند و مورس فقر را عامل مهم شورش و اغتشاش و ارتکاب بزه دانست.

در سال 1640 دلاپور تا ایتالیایی در مطالعه ای قیافه دیوانگان و کسانی که رفتار خشونت آمیز داشتند با سر حیوانات مقایسه نمود و بعضی از علائم آنها مشابه اعلام کرد لاواتر سوئیسی در سال 1776 م همین نظر را تأیید کرد و در سال 187 ویرجیلو ایتالیایی تأثیر وراثت را در امر وقوع جرائم تشریح کرد.

پینل فرانسوی هم (1826- 1754) به بررسی علمی بیماریهای روانی پرداخت کم کم به مرور زمان مطالعات جنبه علمی به خود گرفت و از اواخر قرن 19 نظریه های علمی تر واثبات شده ای در مورد علل بزهکاری مطرح گردید.

در ایران نیز تحقیقات زیادی در مورد بزهکاری بخصوص بزهکاری نوجوانان و جوانان صورت گرفته است که از جمله:

1- در سال 1347 تحقیقی توسط گیتی راهنما با عنوان عوامل اجتماعی جرم جوانان در زمینه انحراف اجتماعی صورت گرفته. پژوهشگر نشان داده است اکثر مجرمان از گروههای پایین اجتماعی بوده اند. شغل اکثر مجرمان کارگری و پادویی مغازه بوده است. بیشتر کودکان با پدر و مادر زندگی می کرده اند. 73 درصد مجرمین بیسواد و 27 درصد تحصیلات ابتدایی و متوسطه داشتند و 77 درصد آنها در گروه سنی 15 تا 18 ساله بوده اند. این تحقیق بر روی 50 نفر در کانون اصلاح و تربیت انجام گرفت که افراد مورد مطالعه، علت ارتکاب اولین جرم خود را دوستان و نیاز مالی دانسته اند.

2- تحقیق دیگری در سال 1363 توسط گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس با عنوان میزان پراکندگی انحرافات اخلاقی و علل بوجود آورنده آموزشگاهی آنها در مقطع راهنمایی و دو سال دبیرستان در سطح مناطق بیست گانه تهران صورت گرفت که این نتایج بدست آمد:

5/50 مدارس، فضای آموزشی کافی ندارند و 9/61 درصد دو نوبته اند، 8/37 درصد مدارس از فعالیت پرورشی مطلوب برخوردار نیستند 8/53 درصد مدارس هیچ ارتباطی با والدین ندارند و مواردی که والدین ارتباط نسبی با مدارس دارند. تنها 42 درصد والدین در جلسات انجمن شرکت می کنند و 4/38 درصد معلمین ویژگیهای تربیتی لازم یک معلم را ندارند. و 7/40 درصد معلمین فاقد تخصص لازم و 36 درصد هیچ دوره معلمی را نگذرانده اند.

در بین انحرافات رفتاری، رفتارهای پرخاشگرانه، اعتیاد به سیگار و انحرافات از نظر کمی، بیشتر از سایر اختلالات بوده است. ثابت گرید دانش آموزانی که معلمین آنها مهارت کافی دارند انحرافات آنها کمتر است.

در مدارسی که میزان فعالیت های آموزشی آنها کمتر از حد استاندارد است و کلاسهای پرجمعیتی دارند میزان انحراف اخلاقی بیشتر است و در مدارسی که میزان ارتباط فعال والدین با اولیاء مدرسه بیشتر است میزان انحراف اخلاقی آن کمتر است.

3- در سال 65 و 66 پژوهشی با عنوان عوامل مؤثر در ایجاد بروز اختلالات رفتاری و بزهکاری دانش آموزان بوسیله معاوت فرهنگی – اجتماعی نخست وزیری انجام شد که حدود 2652 نفر دانش آموز در سطح کل کشور در سنین 13 تا 20 سال، که عامل اعمال بزهکارانه بودند مورد بررسی قرار گرفتند که در پایان مشخص شد 82 درصد از دانش آموزان بزه کار به اشکال مختلف با اولیاء مدرسه درگیر شده اند ودانش آموزان هنجارشکن در محیط مدرسه در مقایسه با دانش آموزان غیر هنجارشکن سازگاری کمتری دارند. و وضعیت تحصیلی دانش آموزان بزهکار در مقایسه با غیر بزهکاران در سطح پایین تری است.

4- در تحقیق دیگری که تحت عنوان انحراف اجتماعی و هنجارشکنی در میان دبیرستانهای شهر جیرفت توسط محمد فرایابی انجام گرفته، محقق دو گروه از دانش آموزان هنجارشکن و غیر هنجارشکن را انتخاب نموده است و از جهات مختلف اقتصادی و روابط اجتماعی، عاطفی و نظارت خانواده آنها را با هم مقایسه نمود و نشان داد که نقصان و ناکارآمدی جریان کنترل اجتماعی و نظارت خانواده عامل مؤثری در بروز ناهنجاریهاست.

5- پژوهش دیگری در مورد دانش آموزان هنجارشکن توسط علی اصغر نقدی انجام گرفته است که محقق به عوامل خانوادگی مؤثر بر بزهکاری، از جمله پایین بودن پایگاه اجتماعی، پایین بودن سطح سواد والدین و از هم گسیختگی خانواده در میان دانش آموزان شهر کرمانشاه پرداخته است.

6- تحقیق نسبتاً جامعی هم با عنوان بزهکاری نوجوانان و جوانان در مرکز آموزشی دبیرستانهای تبریز صورت گرفته است که نتایج نشان م یدهد نوع بزهکاریها جنبه تربیتی و آموزشی داشته است. وضعیت تحصیلی دانش آموزان بزهکار نامطلوبتر از دانش آموزان غیربزهکار است میزان علاقه به تحصیلات عالیه در نزد بزهکاران کمتر از غیربزهکاران است و محیط آموزشی دان شآموزان بزهکار و همچنین رابطه آنها نامطلوب تر از محیط آموزشی و نیز رابطه والدین دانش آموزان غیربزهکار بوده است.

7- در سال 1372 تحقیق دیگری توسط خلیف عبدالهی با عنوان بررسی ساختار خانواده با تنوع فراوانی ناهنجاریهای دانش آموزان سه دوره تحصیلی در استان سمنان انجام شد که نتایج نشان می دهد که بین عوامل ساختاری خانواده دانش آموزان با ناهنجاریهای آنان ارتباط وجود دارد. و هر قدر عوامل ساختاری خانواده در حال تعادل قرار داشته اند، موجب کاهش ناهنجاریها، و هر چه آشفتگی و گسستگی خانواده ها زیادتر بوده به همان میزان هم اختلالات و ناهنجاریهای بیشتری وجود داشته است.

8- پژوهش دیگری توسط خانم سیما کاهنی در سال 72 با عنوان بررسی تأثیر طلاق بر بروز رفتارهای نابهنجار نوجوانان در شهر بیرجند انجام یافت که مشخص گردید میزان پرخاشگری و نابهنجاری در نوجوانان دارای خانواده های گسسته با تفاوت معنی داری بیشتر از نوجوانان خانواده های پیوسته است.

9- پژوهش دیگری در سال 1372 با عنوان عوامل مؤثر در انحرافات اجتماعی با تأکید بر عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی مؤثر بر بزهکاری نوجوانان توسط ذبیح ا... صادقی صورت گرفت. در این تحقیق او نشان داد: از هم گسیختگی خانواده و کاهش انسجام و یکپارچگی آن افزایش سوء رفتارهای والدین منجر به اخراج یا فرار فرزندان از خانواده می شود. همچنین مدرسه و اجتماع (مردم) اگر نتوانند بر رفتار و انتظارات نوجوانان، نظارت کافی داشته باشند و ارزشها و هنجارهای اجتماعی در کانال طبیعی به آنها بیاموزند موجب سر درگمی به تبع آن بروز هنجارشکنی و ناهنجاریها در نوجوانان خواهد شد.

10- پژوهش دیگری توسط سلیمان محبی با عنوان عوامل خانوادگی مؤثر بر بزهکاری نوجوانان شهر کرمانشاه صورت گرفت محقق در این پژوهش دو گروه دانش آموزان بزهکار و غیربزهکار را با هم مقایسه نمود و متغیرهای سواد والدین، پایگاه اجتماعی و ساختار خانواده های هر دو گروه را به آزمون گذاشت.

11- حمید امانت در پژوهشی به این نتیجه رسید که خانواده گسسته و حمایت خانوادگی در شدت بزهکاری تأثیر زیادی دارند. گسستگی خانواده و بی توجهی آن نسبت به نوجوانان موجبات بزهکاری را فراهم آورده و بر عکس حمایت و توجه به عواطف نوجوان در کاهش بزهکاری تأثیر زیادی دارد.

12- پژوهشی دیگر توسط ابراهیم پورصالح با عنوان بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر هنجارشکنی دانش آموزان پسر دبیرستانهای رشت انجام گرفت که محقق در این پژوهش به بررسی پایگاه اجتماعی، کنترل و نظارت خانواده، گسیختگی خانواده، ستیز والدین و دوستان کجرو در بزهکاری و مقایسه دو گروه هنجار هنجارشکن و غیرهنجارشکن پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که کنترل و نظارت اجتماعی ابزار مهمی در تثبیت هنجارهای اجتماعی محسوب می شود و می تواند مانع بروز و پیدایش هرگونه انحراف شود او نشان می دهد هر قدر ستیز و اختلاف در روابط خانوادگی زیاد باشد میزان هنجارشکنی فرزندان افزایش می یابد.

13- تحقیقی دیگر توسط امید اطیایی با عنوان هنجارشکنی دختران دبیرستانی در مناطق شمال و جنوب تهران پرداخته که نتایج نشان می دهد خانواده های دانش آموزان هنجارشکن نسبت به خانواده های سایر دانش آموزان در معرض از هم گسیختگی قرار دارند.

چارچوب نظری تحقیق

علل و عوامل بزهکاری از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. عمده ترین دیدگاههای که بزهکاری را مورد بررسی قرار داده اند سه رویکرد زیست شناختی، روانشناسی و جامعه شناسی است که در بیان مبانی نظری این تحقیق عمده ترین دیدگاهها مطرح شده در این سه رویکرد مورد بررسی قرار می گیرد.

دیدگاه زیست شناختی:

برخی از آسیب شناسان اجتماعی بر این باورند که عامل زیست شناختی مانند نقص جسمانی و وضعیت ژنتیکی را باید علت کجروی دانست از پیشگامان این نظریه می توان سزار لمبوزر و جرم شناس ایتالیایی را نام برد. او پس از آنکه دزد و جنایتکار معروف ایتالیایی را کالبد شکافی نمود، به این فکر افتاد که با روشهای تجربی و علمی مجرمان را مطالعه کند و علل اصلی جرم را بر اساس شیوه های علمی پیدا کند او متوجه شده بود که اغلب جنایتکاران و کجروان اجتماعی در ساختمان بدن یا اعمال بدنی خودداری نقص هستند از این مقدمات نتیجه گرفت که میان نقص بدنی از یک سو و جنایت از سوی دیگر رابطه نزدیکی وجود دارد. از این رو، این فکر در او قوت گرفت که جنایتکاران تابع عوامل و نیروهای هستند که بیرون از اراده آنان است.

اعتقاد به این که بین بدن و مزاج یا خلق افراد رابطه وجود دارد از عقاید، پایدار تاریخ بشری است یکی از قدیم ترین تقسیم بندهای نظر بقراط است که اشخاص را بر اساس مزاج چهارگانه سودایی، صفرادی، دموی و بلغمی تقسیم کرده در کتاب و نسخه قدیمی از جمله کلیله و دمنه هم به این موضوع پرداخته شده است[4].

نظریه جانی زادگان:

نتیجه بررسیهای لمبروزو منجر به پیدایی این نظریه شد که در هر جامعه ای عده ای پیدا می شوند که جانی زاده یا جائی مادرزاد بوده و خواه ناخواه مرتکب جنایت می شوند. به نظر او چنین افراد را می توان از روی علائم بدنی آنها باز شناخت از جمله: داشتن پشت خمیده، دندانهای غیرعادی، همتراز نبودن چهر، ده انگشت، دیدی قوی و ....[5]

نظریه آیزینگ:

هانس آیزینگ اظهار می دارد که توارث می تواند عامل بسیار قوی در ارتکاب تبهکاری باشد. به نظر او انگیزه نخستین انسان لذت جویی و دردگریزی است. بنابراین نمی توان به وسیله مجازاتهای قانونی این انگیزه ها را مهار کرد. چرا که در بیشتر موارد لذت جویی به گذشت نیاز ندارد و آنی است. حال آنکه مجازات با دید کار کرد زمانی در انتظار فرد است. بدین گونه به خاطر شکاف زمانی میان کج رفتاری و مجازات، کج رفتاری تکرار می شود و مجازات نمی تواند جلو آنرا بگیرد.

آیزینگ در ضمن مدعی است که بین ویژگیهای شخصیتی چون برون گرایی و رفتار انحرافی رابطه وجود دارد.

فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است، تمایل به پرخاشگری دارد. به نظر آیرینگ همه مردم در جایی میان دو درون گرا و برون گرا قرار دارند. اما نمونه رفتاری که امکان جنایت را افزایش می دهد از نوع برون گرا است[6].

نظریه تیپ شناسی شلدون:

بار دیگر اندیشه ارتباط میان ساختمان زیستی و تهبکاری در مطالعات ویلیام شلدون در سالهای 1940 احیاء شد. او کوشید تا شخصیت و رفتار افراد را به تیپ بدنی آنها و چاقی، عضلانی و استخوانی مرتبط سازد. او پس از تحقیق و بررسی به این نتایج دست یافت:

کسانی که بدن قوی دارند، احتمال تبهکاری آنها بیشتر است. زیرا اینگونه افراد زورگو، پرتوان و عصبی هستند. افراد چاق معمولاً مهربان و آسایش طلب هستند.

در سال 1965 بر اساس نتایجی که در مقایسه بین پانصد پسر جوان بزه کار با پانصد جوان معمولی انجام شد. معلوم گردید که از نظر آماری درصد چشمگیری از جوانان بزهکار از تیپ عضلانی هستند[7].

تئوریهای روانشناسی انحرافات

تئوریهای روانشناسی انحرافات، تشابهات چندی با تئوریهای بیولوژیکی دارند: 1- این تئوریها فرد منحرف را از جامعه به طور اعم متفاوت می دانند. 2- فرد منحرف در یک جامعه بهنجار، غیرعادی محسوب میشود. 3- غیر عادی بودن او، وی را در معرض انحراف قرار می دهد با وجود این تئوریهای روانشناسی در ادعایشان مبنی بر اینکه ناهنجاری بیش از آنکه ژنتیکی باشد آموختنی است با تئوریهای فیزیولوژیکی تفاوت دارند.

تئوریهای روانشناسی پایه و اساس انحراف را پیش از آنکه به ژنها غیرعادی نسبت دهند به تجربه نابهنجار مربوط می دانند. این تجربه موجب بروز نقصان های شخصیتی و شخصیتهای کژ سازگار میشود که آنهم سبب انحراف می گردد. اغلب تئوریهای روانشناسی برآنند که در فرآیند اجتماعی شدن فرد منحرف و معمولاً در رابطه بین مادر و فرزند، نقصان وجود دارتشه است این نقیصه شامل ناراحتی عاطفی است که به شکل خصلتهای شخصیتی گژ سازگار منتهی می شود.

جان باولبی در یکی از آثارش در باره روانشناسی انحراف چنین استدلال می کند که کودک نیازهایی دارد که مهمترین نیاز او امنیت عاطفی است که به مؤثرترین وجه ممکن می تواند با رابطه صمیمانه ای که بین مادر و فرزند بر قرار می شود تأمین می گردد. چنانچه کودک، به ویژه در اوایل کودکی، از عشق مادری محروم شود. این امکان وجود دارد که به شخصیت روان رنجور مبتلا گردد.

افراد روان رنجور معمولاً بدون تأمل و اندیشه عمل می کنند و به نتایج اعمال خود توجه چندانی ندارند. آنان، به ندرت احساس گناه می کنند و در مقابل مجازات و درمان واکنش چندانی نشان نمی دهند.

باولبی مدعی بود، آن عده از بزهکارانی که به کرات مرتکب جرم می شوند بدین معنی که همواره بدون توجه به عواقب امر به اعمال غیرقانونی دست می زنند. در دوران اولیه کودکی از محبت مادری محروم بوده اند. از شخصیتهای روانی رنجور اغلب در یتیم خانه هایی که کودکان از محبت مادری محروم بوده اند مشاهده می شود.

آندری عقیده داشت که نقصانهای شخصیتی ناشی از روابط بین فرزندان و والدین عامل مهمی برای توجیه بزهکاری است.

نوجوانی که محبت کافی از پدر و مادر دریافت نکرده برای پذیرش انواع اختلالات رفتاری و انحرافات اخلاقی آمادگی بسیار دارد و محبتی که فرزندان از خانواده دریافت می کنند موجب آرامش روانی آنها می شود دختر نوجوانی که محبت نیاز دارد به هر کسی که سر راه او قرار گیرد و به او اظهار محبت کند علاقمند می شود و به دوستی های ویرانگرش در می دهد و چه بسا در این مسیر تباه شود[8].

مکتب فروید

فروید معتقد است که انسان دارای غریزه پرخاشگری و کجروی هستند. لکن در جریان رشد در خانواده، مدرسه و اجتماع بیشتر آنها را یاد می گیرد که چگونه این غرایز را مهار کنند.

فروید می گوید کودکان از طریق همانندی با مادر و تقلید از بزرگترها یک من برتر یا وجدان اخلاقی در درون خود پدید می آورند که وظیفه اش جلوگیری از ارتکاب فرد به کاری است که مورد قبول فرد و جامعه نباشد.

از دیدگاه او روان یا شخصیت انسان به مثابه قطعه یخ قطبی بسیار بزرگی است که فقط قسمت کوچکی از آن آشکار و در سطح آگاهی است و قسمت عمده زیر آن یعنی در ناخودآگاه قرار گرفته است و دنیا وسیع خواستها و تمایلات و انگیزه ها و عقاید سرکوب شده ای را که انسان از آنها آگاهی ندارد ولی در حقیقت تبیین کننده اصلی رفتارهای بشری همین عوامل ناخودآگاه است. که بدین ترتیب فروید شخصیت را متشکل از نهاد خود و فرا خود می داند.

1- نهاد:

یا به اصطلاح قدما نفس اماره، سرچشمه نیروی نفسانی بوده از غرایز اولیه ناخودآگاه انسان است که هیچ گونه قید و بندی نمی شناسد. فعالیت آن بر اصل لذت استوار است و می خواهد به سرعت ارضاء شود غریزه جنسی و پرخاشگری در مراحل آغازین چنین وضعیتی قرار دارد.

2- من یا خود

هسته اصلی شخصیت است و با رشد کودک و آشنایی او با حقایق محیط تشکیل می شود من مبین آموزش و فراگیری واقعیات زندگی است در حقیقت اتصال بین نهاد و من برتر است این بخش که به آن دروازبان شخصیت می گویند. به انسان کمک می کند تا نیازهایش را بر اساس واقعیات و در ارتباط با آن و با استفاده از امکانات واقعی برآورد و از تنش درونی خود بکاهد.

3- من برتر

شامل ارزشهای اخلاقی و وجدان هر فرد است که بتدریج با آموزش و پرورش و تأثیر عوامل محیط در ضمیر ناخودآگاه او پدیدار می گردد. و به وسیله پاداش و تنبیه استوار و پایدار می گردد. و می تواند در مقابل نهاد مقاومت کند.

روانشناسی مکتب فروید معتقد است زمانی انحراف پیش می آید که نهاد بسیار فعال در ترکیب با من برتر کم فعالیت ظاهر می شود حال آنکه در این میان من بی تفاوت باقی می ماند و در راهنمایی و رفتار فرد نقشی را ایفا نمی کند.

عدم توازن بین نهاد و فرا خود در کودکی که در اثر شرایط ناسالم اجتماعی به وجود می آید فرد را به بزهکاری سوق می دهد[9].

نظر جامعه شناسان

جامعه شناسان به همان ترتیب که با تئوریهای بیولوژیکی، برخورد کردند، برآنند که تبیین های روانشناسی انحراف را نیز کنار بگذارند. اولاً آنان چنین استدلال که این قبیل تئوریها عوامل اجتماعی و فرهنگی را در تبیین انحراف نادیده می گیرند. دومین استدلال جامعه شناسان این است که در روش مطالعات روانشناسی اتفاق نظر وجود ندارد. سوم بسیاری از جامعه شناسان اولویت دادن به تجارب دوران کودکی را مردود می دانند. آنان این نظر را که فرد، زندانی و محکوم تجارب دوران کودکی است و نتیجه تجربه های او در دوران بعدی زندگی ظاهر می شود را قبول ندارند. به عقیده جامعه شناسان، این برداشت سبب می شود که تأثیر و نفوذ شمار کثیری از عوامل اجتماعی را که بر رفتار فرد در طول زندگی اثر می گذارد، نادیده گرفته می شود.

مهمترین نظریات جامعه شناسان در مورد انحرافات عبارتند از:

انحرافات اجتماعی از نظر دورکیم

به نظر دورکیم نظم اخلاقی یا وجدان اخلاقی نیروی بیرونی است که بر خواهشها و امیال درونی انسانها مهار می زند. این نظم به صورت وجدان جمعی در می آید و امیال سیری ناپذیر انسان را کنترل می کند. وقتی تغییرات ساختاری (ناشی از پیشرفت یا پسرفت اقتصادی) یک ساختار هنجارمند را بهم می زند، امیال سیری ناپذیر از قید هنجارها آزاد می شود. اما منابع اقتصادی، اجتماعی برای پاسخ دادن به خواهش ها، ماهیتاً محدود است.

فرد نمی داند که نمی تاند به هر خواهشی دست یافت. رقابت برای رسیدن به هدفهایی دست نیافتنی افزایش می یابد. لذت در رقابت است و هدف دست نیافتنی است. کوشش ها افزایش می یابد. و نتیجه کمتر حاصل می شود. در این وضعیت شوق زندگی از میان می رود و در نتیجه زمینه گرایش به انحراف و ناامنی فراهم می گردد.

آنومی یا بی هنجاری صرفاً به دوران بحران اقتصادی محدود نمی ماند. به نظر دورکیم مسئله آنومی در جامعه مدرن به صورت مزمن درآمده است. و این وضع بسیار اسفبار است. به نظر او ورود جوامع به دنیای صنعت در قرن بیستم روابط انسانها را از نظر نظارت نظم اخلاقی جامعه سنتی آزاد می کند. به طوری که اجتماع سنتی مورد هجوم نیروهای گسستگی جامعه مدرن قرار گرفته و اجتماعات ساده رو به تحلیل می روند و با افزایش و تراکم جمعیت ، زندگی اجتماعی پیچیده تر می شود.

ارتباطات از صورت برخورد و آشنا به صورت برخورد بیگانه درمی آید. از همه مهمتر اعتقادات و رسوم مذهبی مشترک که موجب انسجام اجتماعی می گردد رو به تحلیل و تضعیف رفته و با کاهش محدودیت ها مذهبی حالت بی هنجاری تسریع می شود. به طوری که سودجویی ها آدمها از فشار هنجارها رها شده و کسب سود، فراتر از هر قاعده ای قرار می گیرد.

و در این صورت وقتی فرد نتواند به اهداف مورد احترام جامعه نائل شود با واقعیت تلخ شکست روبرو می شود و با توجه به تضعیف مذهب در جامعه مدرن که در این موقعیت می تواند احساس شکست در فرد را به نحوی جبران و ترمیم کند. موجب روی آوردن فرد به خودکشی، اعتیاد یا دیگر انحرافات خواهد شد[10]. در نتیجه امنیت اجتماعی را به چالش خواهد کشید.

کونیگ در تکمیل نظریه دورکیم، بر رابطه فقر و رفتار انحرافی تمرکز نموده و اعتقاد دارد که فقر به تنهایی (بدون دخالت عوامل دیگر بیشتر به عنوان یک عامل ثبات بخشی در جامعه تأثیر می گذارد کما اینکه در جامعه سنتی اینگونه بوده است. اما اگر در مقابل فقر تصویر یا قول آرزوهای بلندپروازانه ارائه شود فقر غیرقابل تحمل می گردد و انسان می گوشد با همه ابزار ممکن (چه مجاز و چه غیرمجاز) از وضعیت فقر بیرون بیاید. در نتیجه رفتار انحرافی رشد می کند لذا برحسب ن ظریه دورکیم و کوینگ می توان بیان داشت که وقتی در یک جامعه رشد سریع اقتصادی پدید می آید و در پی آن عده ای ثروتمند می شوند. و این ثروت به انحای گوناگون برای قشر فقیر به نمایش گذاشت می شود. وضعیت آنومی اجتماعی پدید می آید[11]، که امنیت فردی اجتماعی را تهدید کرده و گسترش و تداوم آن در جامعه موجب نارضایتی عمومی می شود و لذا سلامت جامعه نیز به خطر می اندازد.


بررسی میزان شیوع عفونت سل در پرسنل بهداشتی – درمانی بیمارستان بوعلی و ارزیابی خطر انتقال سل در این بیمارستان

سل از جمله بیماری های شایع عفونی است و از جمله افرادی که در ریسک ابتلا به سل هستند پرسنل بهداشتی درمانی بیمارستان ها می باشند هدف از بررسی حاضر تعیین شیوع عفونت سل در پرسنل بهداشتی درمانی بیمارستان بوعلی و ارزیابی خطر انتقال سل در این بیمارستان می باشد
دسته بندی علوم پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 53 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 72
بررسی میزان شیوع عفونت سل در پرسنل بهداشتی – درمانی بیمارستان بوعلی و ارزیابی خطر انتقال سل در این بیمارستان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

سابقه و هدف:

سل از جمله بیماری های شایع عفونی است و از جمله افرادی که در ریسک ابتلا به سل هستند پرسنل بهداشتی درمانی بیمارستان ها می باشند. هدف از بررسی حاضر تعیین شیوع عفونت سل در پرسنل بهداشتی درمانی بیمارستان بوعلی و ارزیابی خطر انتقال سل در این بیمارستان می باشد.

روش بررسی:

این یک مطالعة توصیفی- مشاهده ایی است که بر روی 100 نفر از پرسنل بهداشتی درمانی بیمارستان بوعلی انجام شده است. شرکت کنندگان ابتدا پاسخ نامه ایی شامل سؤالات دموگرافیک، سال استخدام، شغل، محل کار، سابقة واکسیناسیون BCG ، تماس با بیمار مبتلا به سل فعال ریوی در خارج از بیمارستان، ابتلا قبلی به عفونت سل، ابتلا به ایدز و بیماری های سرکوب کنندة ایمنی و استفاده از ماسک در هنگام ورود به اتاق بیماران مسلول و ملزم کردن بیمار به استفاده از ماسک را کامل کردند و سپس با حذف افرادی که سابقة ابتلا به سل یا تماس یا فرد ملول یا ابتلا به ایدز را داشتند برای سایر شرکت کنندگان با در نظر گرفتن TST پایة همة آن ها که صفر بود یک TST مجدد انجام شد و نتایج ثبت گردید و سپس داده ها با سیستم آماری SPSS و آزمون آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و جهت تعیین ریسک انتقال، تعداد تخت ها و موارد ابتلا به سل ریوی اسمیر مثبت در طی سال 1386 از پرونده ها خارج شد و طبق Guidline CDC عمل گردید.

یافته ها:

100 نفر از پرسنل بهداشتی درمانی شامل پرستاران و خدمه، کمک پرستاران مورد بررسی قرار گرفتند که 69% زن و 31% مرد بودند. میانگین سنی آن ها 96/4 31/36 سال (47-23 سال) بود. میانگین مدت زمان استخدام 95/4 9/8 (محدودة 22-1سال) بود و 68% سابقة کاری کمتر از 10 سال و 32% سابقة کاری بیشتر از 10 سال داشتند و 99% شرکت کنندگان سابقة واکسیناسیون BCG را داشتند و 21% از ماسک استفاده نمی کردند. 94% بیمار را ملزم به استفاده از ماسک نمی کردند. و 22% TST بالای mm10 داشتند و بیشترین میزان mm10 < PPD در بین پرسنل بخش داخلی زنان با شیوع 5/45% بود. در این مطالعه بین شیوع عفونت سل با سن ارتباط معنادار بود (0001/0= PV) و بین مدت زمان، استخدام با شیوع عفونت سل ارتباط معنادار پیدا شد (0001/0= PV) و بین شیوع عفونت سل با استفاده از ماسک توسط پرسنل هم ارتباط معنادار وجود داشت (04/0= P) ولی بین شیوع عفونت سل با نوع شغل مکان کار کردن، سابقة واکسیناسیون BCG و جنسیّت و ملزم کردن بیمار به استفاده از ماسک ارتباط معنادار نبود. و بیمارستان از نظر ارزیابی خطر انتقال سل در گروه Medium قرار گرفت.

نتیجه:

شیوع عفونت سل در بیمارستان بوعلی در بین پرسنل بهداشتی – درمانی آن بالا است و با توجه به قرارگیری بیمارستان از نظر انتقال سل در گروه Medium لازم است بیمارستان اقداماتی در جهت تشخیص سریعتر بیماران، درمان هر چه سریعتر آن ها و ایجاد اتاق های ایزولة استاندارد و فراهم کردن وسایل لازم جهت جلوگیری از انتقال سل به پرسنل و انجام سالیانه TST برای پرسنل برنامه ریزی نماید.

واژگان کلیدی:

شیوع / عفونت سل/ سل/ پرسنل بهداشتی درمانی/ خطر انتقال سل/ TST


مقدمه و بررسی متون:

سل (tuberculosis) یکی از کهن ترین بیماری های شناخته شده در انسان است که توسط باکتری از خانوادة مایکوباکتریوم توبرکلوز به نام مایکوباکتریوم توبر کلوزیس ایجاد می شود. مایکوباکتریوم توبرکلوزیس یک باکتری میله ایی شکل است فاقد اسپور، باریک، هوازی به اندازة 3× 5/0 میکرومتر و حاوی یک دیوارة لیپیدی است در رنگ آمیزی گرم خنثی است ولی وقتی رنگ بگیرد دیگر نمی توان آن را توسط الکل از بین برد و به همین دلیل تحت نام AFB طبقه بندی می شود. در محیط کشت رشد بسیار آهسته ایی دارد و حدود 8- 6 هفته طول می کشد تا در محیط جامد رشد کند و قابل دیدن شود.

راه انتقال سل در اکثر موارد از طریق تنفس است، قطراتی که در اثر سرفه، عطسه، یا د رحین صحبت کردن توسط فرد مبتلا به عفونت سل ریوی در هوا پراکنده می شوند به دیگران انتقال می یابد. دیده شده که در هر بار سرفه حدود 3000 هستة عفونی (infection droplet nuclei) پراکنده می شود این هسته های عفونی بین 5-1 میکرون هستند و برای چندین روز می توانند در هوا معلق بمانند و سبب آلوده شدن خیل کثیری از افراد شوند. عواملی که در انتقال سل به یک فرد مؤثر است یا به بیان دیگر فاکتورهای مؤثر در بروز عفونت TB در یک فرد عبارتند از:

1- احتمال تماس با مبتلایان به سل

2- میزان قرابت و نزدیکی

3- مدت تماس

4- محیط این تماس در صورت تماس در یک محیط کوچک و سربسته (close – ended) و یا فقدان کامل تهویه جهت تمیز کردن محیط از قطرات آلوده و یا تماس در اتاقی که تهویة مناسبی ندارد، افرایش میزان تماس بین افراد خطر انتقال TB را بالا می برد.

5- عدم استفادة فرد بیمار از پوشش مناسب در جلوی دهان و بینی در زمان سرفه کردن، عطسه کردن یا صحبت کردن.

6- ویژگی فرد انتقال دهندة سل و شدت عفونت در وی: به طوریکه افرادی که خلط آن ها اسمیر مثبت است و مبتلا به سل ریوی حفره دار ویا اندوبرونکیال هستند و یا سرفه های شدید و زیادی دارند که منجر به خروج تعداد زیادی قطرات با فشار می شود از نظر انتقال سل خطر بیشتری دارند.

7- دیر تشخیص دادن یا دیر گزارش دادن افراد مبتلا به سل در افزایش شیوع میزان سل نقش دارد، طبق مطالعات مرکز CDC در صورت تشخیص و شروع درمان استاندارد سل ظرف 2 روز از شروع درمان در حدود 90% از میزان ارگانیسم در ریه کم می شود به طوریکه دیده شده قبل از شروع درمان 107 میکروارگانیسم در هر ml بوده در طی 2 روز بعد از شروع درمان به حدود 90% کاهش یافته است و در حل 21-14 روز از شیوع درمان 99% کاهش یافته است و بعد از 21-14 روز از شروع درمان میزان بروز عفونت به کمتر از 1% نسبت به قبل از درمان رسیده است.

8- شدت عفونت در فرد مبتلا: مطالعات نشان داده مبتلایانی که خلط آن ها حاوی باسیل اسیدفاست قابل مشاهده توسط میکروسکوپ است بیشترین نقش را در انتقال عفونت ایفا می کنند. اغلب این بیماران به بیماری ریوی حفره دارد یاسل دستگاه تنفسی (سل آندوبرونکیال یا حنجره ایی ) مبتلا هستند و خلط حاوی بیش از 105 باسیل اسیدفاست در هر ml دارند. بیمارانی که خلط آن ها اسمیر منفی ولی کشت مثبت دارند عفونت زائی کمتری دارند و آنان که بیماری ریوی با کشت منفی و یا سل خارج ریوی دارند اساساً عفونت زا نمی باشند و در یک کلام خطر انتقال و سرایت عفونت به عوامل خارجی بستگی دارد و در صورت در تشخیص دادن، یک فرد AFB + تا قبل از تشخیص می تواند 20 نفر را آلوده کند برخلاف خطر سرایت بیماری که به عوامل خارجی وابسته است خطر تبدیل عفونت به بیمار ی فعال به عوامل درونی بستگی دارد این عوامل شامل

1- حساسیت ذاتی فرد به بیماری

2- وضعیت عملکرد ایمنی سلولی

3- سن (در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی امکان تبدیل عفونت به بیماری بالاتر است)

4- ابتلا به ایدز (در این افراد ریسک تبدیل عفونت به بیماری 10%-8 در هر سال است)

5- ابتلا به نارسایی مزمن کلیه، دیابت، یا وجود شرایطی مثل سوء تغذیه و کمبود شدید وزن همودیالیز، گاسترکتومی، دورة پس از پیوند، Iv dlug user بودن، استفاده از درمان سرکوب کنندة ایمنی.

در یک فرد با ایمنی طبیعی بدون هیچ ریسک فاکتوری خطر بروز بیماری به دنبال عفونت سل 10000/1 در هر سال است.

از نظر علائم بالینی سل ریوی خود را با علائم: تب، تعریق شبانه، بی اشتهایی، بی حالی عمومی، ضعف، سرفة پایدار به مدت 3 هفته یا بیشتر که ابتدا سرفه ها خشک است و کم کم به سمت چرکی شدن همراه با رگه های خونی پیشرفت می کند نشان می دهد. و بر اساس بروز این علائم 2 واژه تعریف می شود.

1- فرد آلوده یا عفونت یافته که عبارت است از فردی که میکروب سل وارد بدن وی شده ولی بیماری و علائم آن در او ظاهر نگشته است.

2- فرد بیمار عبارت است از فردی که میکروب سل پس از ورود به بدن وی باعث بروز علائم بیماری شده است. در یک فرد ایمن معمولاً به طور متوسط 10-2 هفته بعد از بروز عفونت بیماری می تواند خود را نشان بدهد البته در برخی افراد باسیل سل برای چندین سال باقی می ماند و علائم بیماری سل را بروز نمی دهد به نام latent infection tubeclusis

تشخیص سل

کلید تشخیص سل شک بالا به آن است و برای اثبات آن روش هایی که وجود دارد آزمایش میکروب شناسی خلط که این روش مهمترین وسیلة تشخیص سل ریوی مخصوصاً در بالغین است و باید لااقل 3 نمونه خلط برای آزمایش میکروسکوپی جمع آوری گردد و نمونه ها ترجیحاً بهتر است در عرض 3-2 روز به ترتیب زیر گرفته شود:

1- اولین مراجعة بیمار یک نمونه خلط در جا (spot specimen) از وی گرفته می شود این نمونه با سرفه کردن بیمار و تخلیة پشت گلو زیر نظر یک کارمند آموزش دیده در یک محیط با تهویة خوب انجام می شود.

2- در همان روز اول یک ظرف خلط به بیمار داده می شود تا فردا صبح زود خلط صبحگاهی را در آن بریزد و به واحد بهداشتی بیاورد.

3- در مراجعة روز دوم پس از تحویل گرفتن ظرف خلط صبحگاهی یک نمونه خلط دیگر در جا به ترتیب فوق در واحد بهداشتی گرفته می شود. سپس از خلط ها اسمیر تهیه می شود اگر 2 نمونه از 3نمونه از نظر اسمیر + باشد فرد تحت عنوان خلط مثبت تحت درمان قرار می گیرد. اگر 1 نمونه + باشد بر اساس نظر پزشک معالج و مطابقت با نشانه های بالینی و رادیولوژی درمان ضد سل آغاز می شود و اگر – باشد 14-10 روز درمان غیراختصاصی می شود و اگر علائم پایدار بماند مجدداً 3 نمونه خلط گرفته می شود و اگر – باشد و نشانه های بالینی و رادیولوژیکی با سل مطابقت داشته باشد به عنوان سل ریوی خلط منفی درمان می شود این راه تشخیص عمدتاً برای افرادی است که علائم بالینی دارند ولی در فردی که به عنوان فرد آلوده یا عفونت یافته شناخته می شود ملاک تشخیص عفونت (عفونت سل نهفته) تست پوستی توبرکولین است.

در سال 1981 رابرت کخ اجزای M توبر کلوزیس را در محیط کشت مایع تغلیظ شده کشف کرد و به نام (old tuberculine) OT نام نهاد. بعد در سال 1932 Munday و Seibert این OT را به وسیله پرسپیتاسیون با سولفات آمونیوم خالص کردند و حاصل آن یک بخش پروتئینی فعال تحت عنوان (purified protein derivation) یا توبر کولین بود در سال 1947 توسط PPD , Glemn استاندارد تهیه شد که به عنوان استاندارد بین المللی انتخاب گردید و PPD استاندارد این ترتیب تهیه می شود که ابتدا ارگانیسم در محیط کشت مایع رشد پیدا می کند سپس آن را جوشانده و تصفیه می کنند و به وسیلة بخار آب تغلیظ می نمایند تا عصارة خامی به نام old tuberculine بدست بیاید سپس بخش pr توسط سولفات آمونیوم جداسازی و تلخیص می شود و PPD-S بدست می آید.

اساس تست پوستیPPD این است که مبتلایان به عفونت سل شبت به پروتئین ارگانیسم (یعنی سل) افزایش حساسیت تأخیری پیدا می کنند که باعث مثبت شدن آزمون می گردد. نحوة آنجام تست بدین گونه است که 5 واحد از آنتی ژن PPD معادل cc1/0 به صورت زیرجلدی (intraclemell) (روش مانتو) در ناحیة قدامی ساعد بین 3/2 فوقانی و 3/1 تحتانی تزریق می شود و بعد از 72-48 ساعت قطر عرضی induration (ناحیة سفت و نه اریتم ) اندازه گیری می شود. و سپس به شکل زیر تفسیر می شود.mm 55

Mm 10 < PPD در افراد که معتاد تزریقی هستند، مهاجرینی که کمتر از 5 سال از کشورهای بالای ریسک سل آمده اند افرادی که در بیمارستان ها و مراکز نگهداری افراد مسن، کاری کنند یعنی HCWS ، افراد دیابتی و کسانیکه کورتون می گیرند و سوء تغذیه دارند، کودکان زیر 4 سال که تماس با افراد با ریسک بالا داشته اند ، مثبت در نظر گرفته می شود و mm 15

موارد مثبت کاذب در موارد آلوده شدن با مایکوباکتریوم غیر توبرکلوزی یا واکسیناسیون با BCG دیده شده است در مورد واکسن (Bacile Calmett Guerine) BCG در واقع سوش مایکوباکتریوم بویس و یاویرولانس کم و ثابتی است که بعد از تجویز واکسن در مدت 3 ماه تست PPD باید مثبت شود و یک مصونیت نسبی 4-3 ساله می دهد و طبق بررسی ها BCG ریسک ابتلا به عفونت را کاهش نمی دهد ولی می تواند ریسک گسترش latent TB به active را به خصوص در CNS بچه ها کاهش دهد و این محافظت طبق مطالعات در طی y20 بعد از تزریق تقریباً به صفر می رسد بنابراین زدن واکسن BCG با توجه به کاهش اثر آن به مرور زمان نباید اثر قابل ملاحظه ایی روی تفسیر PPD داشته باشد.

اپیدمیولوژی سل:

سل در هر سال 3/1 مردم جهان را آلوده می کند و عامل 8 میلیون Case جدید سل و 2 میلیون مرگ در هر سال است در حال حاضر بیش از 20 میلیون نفر به سل آلوده هستند ( با توجه به شیوع HIV در هر ثانیه یک نفر به باسیل سل آلوده می شود و هر 4 ثانیه یک نفر به بیماری سل مبتلا می شود و هر 10 ثانیه 1 نفر در اثر ابتلا به سل می میرد . بر اساس مطالعات WHO سل در مرتبة 7 با جهانی بیماری ها است و تا سال 2020 نیز در این جایگاه می ماند.

متأسفانه95% موارد بیماری سل و 98% از مرگ و میرها در کشورهای در حال توسعه عمدتاً آفریقا، جنوب آسیا و جنوب آمریکا دیده می شود و بیشتر هم در سنین 50-15 سال یعنی در گروه هایی که از نظر اقتصادی فعال هستند و از دلایل وسعت جهانی سل 1- شیوع فقر در کشورها 2- تغییرات جمعیتی و افزایش مهاجرت 3- پوشش بهداشتی نامناسب و ناکافی بخصوص در کشورهای فقیر 4- کنترل ناموفق و یا فقدان برنامة سل یعنی عدم اجرای کامل Dot's و پذیرش بیماران برای درمان طولانی مدت 5- همزمانی سل و HIV را ذکر کرده اند زمانی که فرد با فرد مبتلا به سل تماس پیدا کند 90% -70 موارد عفونت رخ نمی دهد و فقط در 30%-10 موارد عفونت ایجاد می شود از این 30%-10 ، 90% آن ها هیچگاه به سمت بیماری سل نمی روند و 10% دچار activeTB می شوند و از این 10%، 5% در عرض 2 سال و 5% در عرض چندین سال به سمت بیماری فعال ریوی پیشرفت می کنند که از این افراد در صورت درمان مناسب تمام آن ها زنده می مانند و درمان می شوند و در صورت عدم درمان 50% طی 2 سال فوت خواهندکرد. در مورد شیوع TB در کشور ایران طبق آمار WHO در سال 2005 شیوع TB 100000/ 100-50 نفر است ولی گزارشات مرکز control عفونت ها در ایران (control disenase in Iran) شیوع سل 100000/14 در سال 2004 بوده است و از خیل کسانی که در معرض ابتلا به عفونت سل و احتمالاً پیشرفت آن به بیماری سل قرار دارند HCWS هستند. HCWS گروهی از مردم شامل پزشکان، پرستاران، کمک پرستاران، دانشجویان پزشکی و پرستاری و پرسنل آزمایشگاهی و پرسنل بخش ها هستند.

HCWS در خیل کسانی هستند که در risk انتقال سل و ابتلا به عفونت سل قرار دارند. طبق آمار منتشر شده از طرف CDC افراد High risk جهت ابتلا به عفونت سل شامل این افراد هستند:

1- بچه ها

2- افراد مهاجر

3- افراد HIV+

4- Iv drug abusers

5- افراد بی خانمان

6- پرسنل بیمارستان ها و مراکز بهداشتی

7- افرادی که تماس نزدیک با افراد عفونت یافته دارند.

و ما در اینجا ریسک انتقال به HCWS را مورد بررسی قرار داده ایم.

عواملی که ریسک انتقال سل به HCWS را می تواند بالا ببرد شامل این موارد است:

1- تأخیر بین زمان بستری شدن بیمار تا شک به سل

2- تأخیر بین زمان شک کردن به سل تا درخواست اسمیر خلط

3- تأخیر بین زمان درخواست اسمیر خلط تا جمع آوری خلط

4- تأخیر بین زمان جمع آوری خلط تا گزارش پاسخ آن و تشخیص سل

5- تأخیر بین گرفتن پاسخ و شروع درمان مناسب

6- فقدان اتاق های ایزولة استاندارد

7- فقدان یک سیستم تهویه ایی مناسب در بیمارستان ها

8- بازنگه داشتن در اتاق های ایزوله

9- جریان هوا از اتاق های ایزوله به سمت سایر اتاق ها و بخش های بیمارستان

10- عدم الزام بیماران به استفاده از ماسک در اتاق های ایزوله

11- نبود سیستم های محافظت شخصی جهت پرسنل مثل Mask face, respirator و از طرفی ریسک بروز سل در HCWS به عوامل زیر بستگی دارد:

1- مکان کار کردن (مناطق با ریسک بالا برای انتقال سل در بیمارستان شامل الف- ICU ب- اتاق ایزولة بیماران ج- واحد برونکوسکوپی د- واحد بیوبسی ح- واحد اسپیرومتری خ- اتاقی که در آن خلط بیماران جمع آوری می شود، می باشد)

2- شغل (پرستار، کمک پرستار، پزشک، خدمه)

3- تاریخچة تماس با فرد مبتلا به سل در خارج یا داخل بیمارستان

4- تاریخچة ابتلای شخصی به سل و درمان آن

5- تاریخچة ابتلا به ایدز

طبق بررسی های انجام شده HCWS که با بیماران مبتلا به سل تماس مستقیم دارند و زمان کاری طولانی تری را دارند و یا با بیمارانی که هنوز سل آن ها تشخیص داده نشده تماس دارند و یا کسانی که در بیمارستان هایی کار می کنند که واحد کنترل عفونت جهت نظارت بر بیمارستان و اتاق های ایزوله و وسایل لازم جهت جلوگیری از انتقال عفونت را ندارند در ریسک بیشتری برای بروز عفونت هستند و در کل تعیین میزان شیوع عفونت در HCWS و اینکه چه کسانی بیشتر در ریسک عفونت هستند به دلایل زیر مشکل است:

1- مشکل در جمع آوری شیوع سل در HCWS.

2- شیوع بالای عفونت و یا بیماری سل در جمعیت عمومی.

3- استفادة گسترده از BCG که باعث اختلال در تفسیر نتایج TST می شود.

4- مشکل در جمع آوری میزان شیوع HIV در HCWS.

در مطالعات گوناگون که صورت گرفته بر حسب تعداد تخت های بیمارستان و بیماران مبتلا به سل که در آنجا بستری می شوند و یا وسایل کنترل عفونت که وجود دارد میزان شیوع سل در HCWS بسیار متفاوت بوده ولی آنچه که در تمام مطالعات مشترک بوده استفاده از TST جهت تشخیص عفونت سل در تمام مطالعات است. طبق Guidline Who استفاده از تست TST به چند دلیل جهت Screen کردن زیاد مناسب نیست.


بررسی تأثیراشتغال مادران بر سازگاری اجتماعی پسران مقطع راهنمایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 81-80

پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیراشتغال مادران بر سازگاری اجتماعی پسران مقطع راهنمایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 811380انجام گردید جامعه آماری شامل همه ی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی شهرستان شهریار بوده که باروش نمونه گیری در دسترس 76 نفر انتخاب شده اند در دو گروه 44 نفری که مادران غیر شاغل(خانه دار) و32 نفر مادران شاغل داشتند به پرسشنامه ساز
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 63 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 67
بررسی تأثیراشتغال مادران بر سازگاری اجتماعی پسران مقطع راهنمایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 81-80

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیراشتغال مادران بر سازگاری اجتماعی پسران مقطع راهنمایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 81-1380انجام گردید.

جامعه آماری شامل همه ی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی شهرستان شهریار بوده که باروش نمونه گیری در دسترس 76 نفر انتخاب شده اند در دو گروه 44 نفری که مادران غیر شاغل(خانه دار) و32 نفر مادران شاغل داشتند به پرسشنامه سازگاری اجتماعی کالیزنیا(cpi) پاسخ دادند.

این پژوهش دو فرضیه داشت که ،پس از تحلیل داده ها نتایج زیر را نشان داده است.

فرضیه اول مبنی بر وجود رابطه معنی دار بین اشتغال مادران وسازگاری اجتماعی پسران در سطح معنی دار 05/0 رد گردیده و 277/0= t بدست آمده حاکی از عدم وجود رابطه می باشد.

فرضیه دوم مبنی بر وجود رابطه معنی دار بین چه کسانی وسازگاری اجتماعی پسران در سطح معنی دار 05/0 ونتایج تحلیل ANOVA رد گردیده وحاکی از عدم وجود رابطه می باشد یعنی،اشتغال مادران،تأثیر در سازگاری اجتماعی فرزندان پسر ندارد.

فصل اول

مقدمه

سازگاری اجتماعی نوجوانان

روسو در قرن 17 مقالات متعددی در زمینه مسائل کودکان ارائه داد وعنوان کرد که کودکان زمینه ذاتی تشخیص درست از نادرست را دارا هستند،ولی تحت تأثیر قیود اجتماعی قرار گرفته اند. وی معتقد بود که کودک به طور ذاتی کارشگر فعالی است که تونائیهای بی شماری دارد واگر بزرگسالان زیاد دخالت نکنندتوانائیهایش شکوفا خواهد شد.(دبس، 1353).

نظرات افرادی مانند فروید،دیوئی وتغییرات اجتماعی حاصل شده در قرن حاضر تربیت کودک را دوباره مطرح کرد.

بطور خلاصه برخی از دانشمندان معتقدند کودک، موجودی گیرنده ودارای مغز انفعالی است که صرفاً به عوامل محیطی مانند تشویق وتنبیه پاسخ داده ورفتارش را بدینسال پایه گذاری می کند برخی دیگر تصور می کنند که رشد ونمو کودک در اثر یادگیری فعالانه او با محیط است وبه واسطه ابتکار وفعالیت وکسب تجارت شکل می گیرد امروزه ما شاهد آن هستیم که مهمترین اهمیت را برای کودکان قائل هستند دانشمندان گوناگون مطالعات گسترده ای در مورد نحوه رشد وپرورش کودکان دنبال می کنند اغلب متخصصین دوران کودکی وبه ویژه از تولد تا 6-5 سالگی را دوران پی ریزی شخصیت واساس مهمی برای رفتارهای آتی فرد می توانند آنان معتقدند شخصیت پدر ومادر وکیفیت آنان، بیش از هر عامل دیگری در تربیت وتکوین شخصیت طفل اثر گذار می باشد. والدین اولین کسانی هستند که در آئینه وضمیر حساس کودک نقش می بندند البته افراد دیگری به غیر از پدر ومادر در شکل گیری عادات ورفتارهای کودک مؤثر هستند ولی کیفیت این تأثیر گذاری نسبت به والدین به خصوص ما در دوران اولیه زندگی ضعیف می باشد.

مطالعات نشان داده است که اختلاف خانوادگی واشتباهات تربیتی ونیز بی اطلاعی والدین از تأثیر رفتار خود، عوامل مؤثری هستند که در سرنوشت آتی کودک سازگاریها وناسازگاریها، خوشبختی یا بد بختی او مؤثر هستند(قاسمی 1357) همه ما می دانیم که در میان همه پستانداران، نوزاد آدمی ناتوان ترین آنهاست وبه طولانی ترین دوره رشد نیاز دارد تا بتواند به کلیه فعالیتها ومهارتهای ویژه خود تسلط یابد فرزند آدمی، سالها وابسته است وتا دست یافتن به مرحله استقلال باید دوره طولانی یادگیری واکنش متقابل را از سربگذارند(اتکینسون، 1368).

اما پژوهشهایی که برروی نفرادان صورت گرفته،به طور فزاینده ای حاکی از آن است که چنین تأثیری جنبه متقابل دارد. یعنی رفتار نوزاد نیز پاسخهای والدین را شکل می دهد. برای مثال نوزادی که با قرار گرفتن در آغوش مادر آرام می گیرد احصاص بسندگی ووابستگی را در مادر ازدیاد می بخشد.

ماسن وهمکاران(1990) معتقدند بر طبق نظر بالبی نتیجه عمده کنش متقابل بین مادر وفرزند، به وجود آمدن نوعی وابستگی عاطفی است این ارتباط عاطفی سبب می شود که کودک به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد به خصوص هنگامی که احساس ترس وناامنی می کند، این وابستگی به مادر، نتایج طولانی خواهد داشت این نتایج عبارت است از :

فراهم آمدن سرمایه از امنیت عاطفی برای کودک وپی ریزی شالوده رابطه بعدی کودک با والدین اش ونیز نفوذی که آنها بعداً می توانند در اوداشته باشند.

- هر چند کودک انسان ظاهراً تمایلی فطری برای دلبستگی به دیگران دارد، اینکه کودک به کدام یک از والدین وابسته شود و نیز شدت و کیفیت وابستگی او تا حد زیادی بستگی به رابطه فردی والدین با کودک دارد. مطالعات نشان داده است در اغلب خانواده ها تاثیر مادران در خلق و خوی کودکان بیشتر از پدران است. البته دلیل این امر شاید ناشی از آن باشد که قسمت اعظم مسئولیت پرورش فرزند به مادر محول می شود این تاثیر مادری در صورتی که به حد افراد نباشد هیچ گونه اثر سویی برشخصیت کودکان به جا نمی گذارد (راجرز، . 1357).

- کارکرد زنان در خارج از خانه همانند دیگر پدیده های اجتماعی اززمان به زمان دیگر متحول می شود و این تحول و تغییرات ناشی از آن می تواند مورد مطالعه قرار گیرد (جار اللهی 1373).

- از دیدگاه روان شناسی، اشتغال زن، اولین اثرش تغییر در نحوة اجتماعی و تعاون با انسان هاست که می تواند روی خود پنداری آنها و همچنین موفقیت ایشان در امور مربوط به خانه فرزندان تاثیر بگذارد. از طرفی تثیرات مثبت آن در رابطه با پیشرفت و توسعه اجتماعی است مثل کنترل موالید، جلوگیری از فرهنگ مصرف گرایی و رشد فرهنگی و اجتماعی، از طرفی، تاثیرات منفی به علت قبول بر مسئولیت بیشتر ، عدم تخصیص وقت کافی برای کودکان، ارتباطات کوتاه جنبی با همسر و فرزندان و پرخاشگری نسبت به کودکان می تواند از علل و عوامل شروع بحث های خانوادگی و در نتیجه ایجاد ناسازگاری بین زوجین و دیگر اعضای خانواده شود ( موئل، مترجم رضوی 1367).

مینوچین (1974) عنوان می کند، خانواده خود یک کل ساختاری است یک واحد کل که عناصر درون آن بهم وابسته اند . تعاملات درون سیستم خانواده متقابل هستند و این تعاملات برای همسازی و انطباق با یکدیگر هستند .

پیش از آنکه روان شناسی و روان کاوی در دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش بپردازند و پیش از آنکه بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباط های اجتماعی شناخته شود اغلب ناسازگاری ها و رفتارهای غیر اجتماعی و ضد اجتماعی به علت های نامعلوم نسبت داده می شود و به جای هر نوع درمان و کمکی به فرد، صرفا از راه مجازات های غیر عادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می داشتند. تردیدی نیست که انواع بزه کاریها و جرائم اجتماعی، ریشه در نابسامانی های روانی دارد که آن نیز اگر علل بیولوژیک نداشته باشد. معلول محیط ناسالم اجتماعی است مطالعه نهاد خانواده و بررسی تغییر و تحولات آن ، از جمله مسائلی است که طی قرون و اعصار، مورد توجه محققان و عالمان بوده و در دهه های اخیر نیز از دید مکاتب مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و به عنوان مثال، مکتب کارکردگرایی ساختی، معتقد است که اجزاء تشکیل دهنده یک نظام اجتماعی مرتبط به هم و وابسته به یکدیگر و عملکرد هر یک از اجزاء دوام و بقاء جامعه را موجب می شود در این دیدگاه خانواده سازمانی اجتماعی و متشکل از افرادی است که در رابطه با هم هستند . این سازمان کارکردهایی دارد که به بقا اجتماع کمک می کند.

پارسونز که یکی از طرفرادان این مکتب است، اعتقاد دارد جوامع انسانی به سمت و سویی حرکت می کنند. صاحبنظران بر این باورند از بین اعضاء خانواده آن کس که در تربیت کودک نقش اساسی و مهمی بر عهده دارد،‌ مادر می باشد. علت این امر شاید این باشد که همان ابتدا طفل، بیشترین کنش و واکنش عاطفی خود را با مادر برقرار می کند.

در واقع، هسته اصلی احساس امنیت، اعتماد، یا عدم اعتماد در کودک از رابطه = و مادرش سر چشمه می گیرد، در صورتی که این روابط ناسالم و نادرست باشد، احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی او سایه می افکند.

انسان در بسیاری از امور زندگی اجتماعی، با سایر افراد جامعه در رابطه است ، او باید برای رسیدن به هدف های مشترک تشریک مساعی کند . در چنین شرایطی و در رابطه با سایر افراد جامعه است که هر کس ناگزیر باید، نوعی سازگاری رضایت بخش دست یابد. به همین دلیل است که مشکلات و موانع آدمی، از حیات اجتماعی او مایه می گیرد.

مسئله اساسی که در این جامعه وجود دارد این است که آیا اشتغال مادر بر روی سازگاری فرزندان چه اثری دارد؟

اهمیت پژوهش

پژوهش حاضر ، دارای اهمیت فراوان است، بدان جهت که در جامعه کنونی اشتغال مادران و در نزد خانواده ها جایگاه مهمی دارد و در برخی از موارد تبلیغات فرهنگی جامعه هم سو با اشتغال آنان است و از طرفی در راستای اهمیت وجود یک مادر در خانه می باشد به نفش تربیتی مادران اشاره کنید . این مسئله افراد خانواده را دچار دوگانگی کرده و اگر آموزش و برنامه های مثبت برای افراد خانواده صورت نگیرد،‌ احتمال پدید آمدن عواقب سوء برای آنان بسیار خواهد بود.

لذا پژوهش درباره تاثیر اشتغال مادران بسیار حائز اهمیت است.

ضرورت پژوهش:

در خانواده، مهم ترین قشر آسیب پذیر نوجوانان هستند . چرا که در سن رشد قرار دارند و از لحاظ نیاز های روحی، جسمی، عاطفی به حمایت و رسیدگی مضاعف از طرف پدر و مادر ، محتاجند . اشغال مادران به سبب آنکه باعث دور شدن ساعاتی از روز یا شب را از مادر می شود . در رفتار و کنش های نوجوانان تاثیر بسزایی دارد. فرزندان دختر و پسر هر کدام یک سری احتیاجاتی مخصوص به خود دارند که اگر از طرف مادر تامین نگردد،‌باعث بروز رفتارهای سوء خواهد شد . و شاید اشتغال مادر به نوعی آزادی بی حساب برای نوجوانان بوجود آورد و همچنین کمتر پژوهشی در این زمینه انجام شده . از این جهت پژوهش در اینباره، ‌ضرورت بسیار داشته و این تاثیرات را بررسی می کند تا راهکارهایی برای مقابله با رفتار های نامناسب نوجوانان ارائه دهد .

محدوده پژوهش

پژوهش حاضر در سال تحصیلی 81-80 و بر روی یک مدرسه در شهرستان شهریار انجام شده و قابلیت تعمیم بر روی جامعه فوق را دارد .

تعاریف مفاهیم

اشتغال مادران : در این تحقیق به مادرانی اطلاق می شود که حداقل سه ساعت از شبانه روز را در خارج ازمنزل برای کسب درآمد به سر می برند (حداقل هفته ای 18 ساعت).

سازگاری: در این تحقیق منظور از سازگاری عبارت است از نمره ای که فرد در مقیاس سازگاری اجتماعی پرسشنامه روانی کالیفرنیا (CPI)کسب می کند.

مادر خانه دار: کسی است که از ابتدای تولد کودک هیچ گاه شغلی بیرون از نداشته و کار اصلی او خانه داری بوده است.

سطح تحصیلات: منظور از سطح تحصیلات کسب مدارج تحصیلی رسمی کشور از سطوح ابتدایی تا تحصیلات دانشگاهی است که در پنج قسمت

1- بی سواد 2- سواد قدیم یا ابتدایی

3- راهنمایی 4- دیپلم 5- بالای تر از دیپلم یا تحصیلات دانشگاهی

متغیر های پژوهش

متغیر مستقل : اشتغال مادران، تحصیلات مادر

متغیر وابسته : سازگاری اجتماعی

متغیر های مداخله گر: جو خانوادگی، مشکلات دوره نوجوانی

فرضیه های پژوهش

1- بین اشتغال مادر و سازگاری اجتماعی فرزندان پسر، رابطه وجود دارد.

2- بین تحصیلات مادر و سازگاری اجتماعی فرزندان پسر، رابطه ی وجود دارد.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

سازگاری اجتماعی

سازگاری اجتماعی به عنوان مهم ترین نشانه سلامت روانی، از مباحث مهمی است که توجه جامعه شناسان،روان شناسان، روان کاوان، و به ویژه مربیان را طی دهه های اخیر به خود جلب کرده است. پیش از آنکه روان شناسی و روانکاوی در دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش بپردازند و پیش از آنکه بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطهای اجتماعی شناخته شود. اغلب ناسازگاری ها و رفتارهای غیر اجتماعی و ضد اجتماعی و علت های نامعلوم نسبت داده می شد. و به جای هر نوع درمان و کمکی به فرد، صرفا از راه مجازات های غیر عادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می داشتند. تردیدی نیست که انواع بزهکاریها و جرائم اجتماعی، ریشه در نابسامانی های روانی دارد که آن نیز اگر عامل بیولوژیک داشته باشد. معلول محیط ناسالم اجتماعی است (مینجر، 1369).

مطالعه نهاد خانواده و بررسی تغییر و تحولات آن، از جمله مسائلی است که طی قرون و اعصار، مورد توجه محققان و عالمان بوده و در دهه های اخیر از دیدگاه مکاتب کاردکرد گرایی ساختی ، معتقد است که اجزاء دوام و بقاء جامعه را موجب می شود در این دیدگاه خانواده سازمانی اجتماعی و متشکل از افراد است که در رابطه با هم هستند. این سازمان کارکردهایی دارد که به بقاء اجتماع کمک می کند (ادیبی ،1385).

پارسونز که یکی از طرفداران این مکتب است اعتقاد دارد جوامع انسانی به سمت و سویی حرکت می کند. صاحبنظران بر این باورند از بین اعضای خانواده آنکس که در تربیت کودک نقش اساسی و مهمی بر عهده دار ، مادر می باشد. علت امر شاید این باشد که همان ابتدا طفل بیشترین کنش و واکنش عاطفی خود را با مادر برقرار می کند.

در واقع هسته اصلی احساس امنیت و اعتماد یا عدم اعتماد در کودک رابطه اولیه وی و مادرش سرچشمه می گیرد در صورتی که این روابط ناسالم و نادرست باشد ، احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی او سایه می افکند.

بی توجهی های طولانی بدرفتاری و محرومیت از صحبت ها در ابتدای زندگی منجر به ناسازگاری های موقت و گاهی طولانی در کودک می شود (ماسن ، 1367)

سازگاری ، مسئله ای که مخصوص انسان نمی باشد هر موجود زنده ای به فراخور حال خود ، به اقتضای طبیعت و مرحله تکاملی که بدان دست یافته است، ناچار است به طریقی که متضمن حفظ حیات و بقای اوست، خود را با محیط پیرامونش سازگار کند ، به دلیل اینکه در فرایند سازگاری وجوه اشتراک زیادی بین انسان و حیوان وجود دارد.

بخش عمده ای از دانش ما درباره فرایند سازگاری زیادی بین انسان ها و حیوان وجود دارد. بخش عمده ای از دانش ما درباره فرایند سازگاری در استان به تحقیقاتی که درباره حیوانات به عمل آورده است مبتنی می باشد. هر چه از نردبان تکامل بالاتر می رویم قابلیت انعطاف و یادگیری واکنش های عزیزی او را کاملا تحت شعاع قرار داده سات . انسان باید به استثنای واکنش های بازتابی ائلیه همه چیز را بیاموزد و به ویژه اعمال و رفتاری که وی سازگاری با محیط اجتماعی بکار می گیرد (والی پور، 1363).

انسان در بسیاری از امور زندگی اجتمایع، باس ایر افراد جامعه در ارتباط است او باید برای ادامه حیات و تامنی حوائج خود به زندگی گروهی تن در دهد و با دیگران بیا رسیدن به هدف های مشترک تشریک مساعی کند . در چنین شریطی و در رابطه باس ایر افراد جامعه است که هر کس ناگزیر باید به نوعی سازگاری رضایت مبخش دست یابد به همین دلیل سات که مشکلات و موانع آدمی ،‌از حیات اجتماعی او مایه می گیرد. به این ترتیب مفهوم سازگاری، از نظر آدمی یعنی سازگاری اجتماعی ، حتی برای ارضاء نیاز های زیستی ، انسان خود را با وضع اجتماعی و شرایطی که ساخته دست انسان است رو به رو می بیند. مقررات، توقعات، ارزشها، رقابت ها، همکاریها، کارشکنی هاموانع و عوامل و واقیع هایی از این نوع که او را در راه تامین خواستهایش هیچ گاه تنها نخواهد گذاشت.

گر چه به درستی بین سازگاری و ناسازگاری حد و مرز مشخص و معینی نمی توان یافت حالات بینابین این دو حالت بسیار زیاد است، فرایند سازگاری و ناسازگاری را باید خط پیوسته ، طولانی و مندرج تجسم نمود که نقطه آن درجه ای از ناسازگاری را بیان می کند.

در خط مفوض، از ناسازگاری شروع نمود و بعد به درجات میانه و سپس در پایان خط، با سازگاری کامل با محیط می رسیم که مقصود و عنایت همه افراد بشر است (والی پور 1363).

سازگاری را این طور تعریف می کند، منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط به نحوی است که حداکثر خویشتن داری را همراه با رفاه اجتماعی ، ضمن رعایت حقایق خارجی پذیر می سازد. به این ترتیب سازگاری به معنی همرنگ شدن به جماعت نیست (راجرز 1357).

سازگاری به معنی شناخت این حقیقت است که هر فرد باید هدف های خود را با توجه به چهار چوب های اجتماعی و فرهنگی مطابق نماید. آن دسته از پاسخ های موجود زنده که باعث سازگاری موثر و هماهنگ او با موقعیتی که در آن گرفته است از پاسخ های موجود زنده که باعث سازگاری موثر و هماهنگ او با موقعیتی که در آن گرفته است می شود تعلیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط گویند ( مان ، مترجم ساعتچی 1364).

شعاری نژاد (1364) در کتاب خود می گوید، سازگاری عبارت است از:

1- عمل برقراری یک رابطه روان شناختی رضایت بخش میان خود و محیط

2- عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب و موافق محیط و تغییرات محیطی

3- سازگاری موجود زنده با تحریکات درونی و بیرونی

روان شناسان به طور سنتی، سازگاری را ویژگی هایی از شخصیت بهنجار تلقی کرده اند که به خود کمک می کند تا خود را با جهان پیرامون خویش سازگار نماید . یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند جایگاهی در جامعه برای خود به دست آورد.

روان شناسان بسیاری معتقدند اگر اصطلاح سازگاری در معنی همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران تلقی شود، چنان باری از تلویحات منفی خواهد بود که دیگر نمی تواند توصیفی از شخصیت سالم به دست دهد. آنان بیشتر به ویژگی مثبتی مانند فردیت آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند (الکینسون، ج دوم، 1368).

اگر می توانستید بر پایه ضوابط معتبر علمی درجه سازگاری افراد جامعه را اندازه گیری و سپس در یک منحنی توزیع پیاده کنید به احتمال قوی منحنی طبیعی به دست می آوریم.

به این ترتیب که در یک طرف منحنی، اقلیت کوچکی خیلی ناسازگار و در طرف دیگر منحنی اقلیت کوچکی وجود خواهد داشت و در میان آن دو گروه اکثریت افرادی وجود دارند که از سازگاری طبیعی برخوردارند (والی پور 1363).

نقش مادری و اهمیت روابط متقابل مادر کودک

مهم ترین مسئله ای که در اشتغال زنان باید مورد توجه قرار بگیرد وجود نقش های متعددی است که زنان باید به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گیرد نقش هایی که در جامعه ما به صورت سنتی به آن نگریسته می شود و بعضاً با نقش مدرن زن به عنوان یک فرد شاغل در خارج از خانه در تعارض است وقتی زن ها نقش های زنانه را کنار می گذارند و فعالانه در زندگی اجتماعی شرکت می کنند، نه تنها از طریق سیستم اجتماعی تشویق نمی شوند بلکه در داخل جامعه زنان نیز مورد حمایت قرار نمی گیرند.

مادرانی که امکان دستیابی به شکل مناسب را ندانرد اغلب دچار یاس شده و در خانه مانند مشکلات عاطفی فرزندان حضور فعال زنان در بازار کار، تا حدی به ارگانیزم بدنی و روحی انان لطمه وارد می سازد در این میان کودکان وضع اسف بارتری دارند.

نخستن تماس های روحی و جسمی نوزاد با فردی است که در دوران شیر خوارگی مراقبت از او را به عهده می گیرد و این فرد معمولا مادر است (کارمل 1984).

روشی که مادران در قبال پاسخگویی به نیاز های نوزادان اتخاذ می کنند متفاوت است . ممکن است صبورانه و گرم، باشند و خشن و عاری از حساسیت و بی تفاوتی باشد . از دیدگاه علم و تربیت، برخوردهای اولیه مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد نقطه ای است تولد روانی کودک از آنجا آغاز می شود.


بررسی ویژگیهای جغرافیایی ناحیه اراک و کاربرد آن در برنامه ریزی شهری

یکی از ارکان مهم در توسعه و برنامه ریزی شهری بررسی ویژگی های جغرافیایی می باشداین ویژگی ها در مولفه های مختلف طبیعی اقتصادی و اجتماعی و کالبدی مورد توجه قرار می گیرددر بسیاری از برنامه ریزی ها به دلیل عدم توجه به دیدگاههای پایه ای جغرافیایی این برنامه ریزی ها با شکست مواجه شده است لذا توجه به ویژگیهای پایه ای مطالعات جغرافیایی در مطالعات شهر اساس
دسته بندی جغرافیا
فرمت فایل doc
حجم فایل 50 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 102
بررسی ویژگیهای جغرافیایی ناحیه اراک و کاربرد آن در برنامه ریزی شهری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

طرح تحقیق

1- بیان مسئله

‌2- اهداف تحقیق

3- سوالات تحقیق

‌4- روش تحقیق

5 - روش گردآوری اطلاعات

‌6- روش تجزیه و تحلیل.

بیان مسئله

یکی از ارکان مهم در توسعه و برنامه ریزی شهری بررسی ویژگی های جغرافیایی می باشد.این ویژگی ها در مولفه های مختلف طبیعی- اقتصادی و اجتماعی و کالبدی مورد توجه قرار می گیرد.در بسیاری از برنامه ریزی ها به دلیل عدم توجه به دیدگاههای پایه ای جغرافیایی این برنامه ریزی ها با شکست مواجه شده است لذا توجه به ویژگیهای پایه ای مطالعات جغرافیایی در مطالعات شهر اساس و جهت گیری این پژوهش می باشد.

اهداف تحقیق

هدف کلی : بررسی ویژگیهای جغرافیایی ناحیه اراک و کاربرد آن در برنامه ریزی شهری.

اهداف اختصاصی : بررسی ویژگیهای جغرافیایی و طبیعی ، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و کالبدی است.

سوالات تحقیق :

ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی و کالبدی و طبیعی ناحیه مورد طالعه.

روش تحقیق :

نوع تحقیق از نظر هدف کاربردی از نظر روش و ماهیت توصیفی و تحلیلی محسوب می شود.

روش گردآوری اطلاعات :

بر مبنای روش گردآوری کتابخانه ای ، اسنادی و میدانی می باشد.

روش تجزیه و تحلیل :

بر مبنای روشهای متداول در بررسی و تحلیلهای جغرافیایی می باشد.

مقدمه :

پدیده های جغرافیایی زاییده همه خصیصه های فرهنگ انسانی و متاثر از کلیه عوامل و شرایط محیط طبیعی است . پیوند و وابستگی میان ویژگیهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه یا مکان زندگی که آثار و تلاشهای انسانی در آن زمینه مساعد میابد اساس علم جغرافیا را تشکیل میدهد . از دوره یونان باستان چنین برداشتی از علم جغرافیا همراه با شکوفایی تمدنها و تغییرات فکری جوامع انسانی بستر شایسته ای جهت توجیه فلسفی از علم جغرافیا بدست داده است . اگر علم جغرافیا را علم برخورد انسان با طبیعت بنامیم میتوانیم در سیر تکوینی آن سه دوره معین و مجزا تشخیص دهیم .

اول : دوره ای که در آن موضوعات جغرافیایی جنبه توصیفی داشته است .

دوم : دوره ای که مطالعه و کشف نظام معیین و وضع قوانین جغرافیا مورد تأکید بوده است .

سوم : دوره ای که علم جغرافیا به همراه تئوری ها فکر ها و اندیشه ها در جهت رفاه اجتماعی جامعه بشری تغییر شکل سیمای محیط و دگرگونیهای محیط های زندگی را اساس کار قرار میدهد .

فصل دوم

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان

موقع جغرافیایی

شهر اراک مرکز استان, استان مرکزی و قسمتی از عراق عجم است. این شهر روی مدار 34 درجه و 5 دقیقه و 30 ثانیه درنیمکرة شمالی از خط استوا قرار گرفته و روی نصف النهار 49 درجه و 41 دقیقه و 30 ثانیه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد.

محدود است از شمال به شهرستان ساوه, از شمال غربی به همدان, از مغرب به شهرستان ملایر به ترتیب خمین و الیگودرز و از شرق به محلات و شمال شرقی به تفرش و آشتیان.

استان مرکزی تقریبا" در مرکز ایران بین 33 درجه و 30 دقیقه تا 35 درجه و 35 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 57 دقیقه تا 51 درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان های تهران و قزوین , از غرب به استان همدان , از جنوب به استان های لرستان و اصفهان و از شرق به استان های تهران , قم و اصفهان محدود است . این استان با مساحتی معادل 29530 کیلومتر مربع , حدود 82/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال 1375, استان مرکزی دارای 8 شهرستان , 15 بخش , 19 شهر, 60 دهستان و 1394 آبادی دارای سکنه و 46 آبادی خالی از سکنه است. شهرستان های این استان عبارتند از : آشتیان, اراک , تفرش , خمین, دلیجان, ساوه , سربند و محلات .

مطالعات طبیعی

کوهستان های این ناحیه از دو رشته تشکیل یافته است. رشته اصلی از توده گسترده آذرین الوند همدان جدا گردیده و بصورت دیوارهای موازی گاهی فشرده و گاهی گسترده به عرض چند کیلومتر و طول تا 280 کیلومتر از همدان تا راهگرد ادامه می یابد.

جهت اصلی آن از شمال غربی به جنوب کشیده شده و سپس به شمال شرقی متوجه می گردد و در هر مکان به نامی نامیده می شود. در ملایر ارتفاعات دولت آباد و در شازند ارتفاعات راسوند (راسمند) در اراک سپیدخانی, تخت شاه, شاه نشین و تا منطقه راهگرد هفتاد قله نامیده می شود. در راهگرد این کوهستان به جهات مختلف گسترش یافته قسمتی به کوههای مرکزی ایران در کاشان می پیوندند, و بعضی به سوی جنوب غربی متمایل شده به رشته جبال زاگرس متوجه می شود و بعضی به سوی شمال و به طرف ساوه و ارتفاعات البرز متوجه می گردد. قلل عمده این کوهستانها درن واحی اراک دو خواهران. در آستانة 3388 تر در سفیدخانی در جنوب غربی اراک 2820 و در قرق در 2967 متر از سطح دریا ارتفاع دارند.

رشته دوم کوهستان های این منطقه در چهل کیلومتری جنوب غربی شهر اراک از کوههای راسوند جدا شده , و بصورت دو رشته موازی که از جنوب به سوی شمال امتداد یافته در بعضی نقاط به حدی گسترده می شود که تعدادی از ارتفاعات آن از شمال غربی شهر می گذرد. این رشته کاملاً بر کوههای راسوند عمود بوده و دره معروف شراء را با وسعت 1100 کیلومتر مربع بوجود می آورند که یکی از آبادترین نواحی مرکزی ایران بشمار می رود.

عرض این کوهستان در بعضی نقاط از 50 کیلومتر تجاوزه کرده, جهت شمالی این کوهستان به ارتفاعات آشتیان, وفس و خلجستان پیوسته و به سوی ساوه امتداد می یابد. ارتفاعات عمده آن در هزاوه 2735 متر در, وفس 2745 متر و در پنجة رستم تا حدود 3000 متر از سطح دریا ارتفاع دارند.

بنابراین دو رشته کوهستانها, ده ها جلگه و دره های متعدد و حاصلخیز را بوجود آورده اند که بررسی آنها از حوصلة این رساله خارج است.

از لحاظ زمین شناسی, تا اوایل دوران سوم زمین شناسی دریای کم عمق تیس این منطقه را در بر می گرفت , عملیات رسوب گذاری از قدیمی ترین رسوبات دورة کرتاسه آهک های قهوه ای و خاکستری رنگ را در ارتفاعات راسوند می توان یافت, عملیات کوهرانی اوایل دوران سوم زمین شناسی همزمان با سیستم کوهرانی الپی و احتمالاً در اثر فشارهای جانبی لانفرم عربستان و در فاز انجام گردیده است.

رسوبات بسیار متنوعی که این کوهستانها را بوجود آورده, در بسیاری از لحاظ بانفوذ توده های آذین درونی توأم بوده, در آستانة ماگمایی بصورت رگه های فلز است.

قسمتی مانند طلا, سرب و روی در رسوبات این کوهستان نفوذ کرده و در بعضی نقاط معادن پیروقیری (که با ذخیره زیاد و عیار کم چندین فلز در جوار یکدیگر به صورت بلورهای درشت در کنار بلورهای ریزتر یا بصورت سنگ های آذرین اسیدی در سنگ های غیر متبلور رسوبی یافت می شود) در این نواحی بوجود آورده است. در شمس آباد رگه های آهن و در موته ولکان نزدیک خمین ماگمائی بصورت رگه های طلا, نقره, سرب.... در دست استخراج است و صدها معدن مختلف فلزی و غیره در دل این کوهستانها نهفته است که هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته است.

در مورد شهر فعلی اراک بنظر می رسد بصورت فلات مرتفعی در اوایل دوران سوم زمین شناسی از دل دریای تیس مرکزی بیرون آمده و ابتدا بصورت دریاچه کوهستانی با 1550 متر ارتفاع از سطح دریا از آب پوشیده بوده است. بعلت فرسایش شدید ارتفاعات اطراف و محدود بودن آب جاری وارده و تبخیر شدید خشک گردیده است و بقایای نمک های رنگین دریایی را در ته دریاچه میگان (میقان) انباشته شده است که تجزیه شیمیایی املاح باقیمانده پیوند آن را با دریای قدیمی ثابت می کند.

قطر لایه های رسوب گذاری در کف این دریاچه کوهستانی تا 180 متر می رسد که در قشر زیرین طبقات شن ماسه و رسوبات کولای و در روی آنها قشری از کیموین های زرد رنگ و رس های رنگین پوشانده شده است.

از نظر طبیعی فلات فعلی اراک به وسعت 5400 کیلومتر مربع که 2400 کیلومتر آن را جلگه مرتفع اراک و مابقی را ارتفاعات اطراف اراک تشکیل میدهد.

این جلگه مرتفع مانند قلعة طبیعی است که دیوارهای سنگی دور تا دور آن را پوشانده است و با چند معبر یا تنگه (دربند) که باریکی, یکی از آنها از یک کیلومتر تجاوز نمی کند به فلات های مجاور پیوند می یابد. وجود این دیوارهای سنگی و معابر مربوطه مسائل پیچیده ای را که بر آب و هوای این منطقه حاکم می کند بطوریکه هوای فشرده و سرد و گاهی مرطوب و سیکلوت های باران آور غربی از این معابر به سوی کویر و صحاری شمال شرقی در جریانند, و در مواقع تغییر هوا یعنی پائیز و زمستان که بادهای موسمی هم کمک می کنند, جریان هوا به صورتی شدت می یابد که اغلب موجب آشفتگی محیط زیست در شهر اراک می شود, و گاهی که فشار هوا به حالت تعادل در می آید, هوای داخل این فلات حبس گردیده و چندین روز متوالی سرما یا گرمای شدید را بر این جلگه حاکم می کنند.

در قسمت مرکز جلگه اراک دریاچه آب شوری به نا میقان (میگان) وجود دارد که محیط آن از 16 تا 24 کیلومتر متغییر است, جزیره کوچکی در وسط آن قرار گرفته که آثار و خرابه های ساختمانی در وسط آن دیده شده است.

آب دریاچه شور است و در هر لیتر آن در تابستان 50 گرم و در بهار 38 گرم و در زمستان 28 گرم نمک وجود دارد.

زمین های اطراف دریاچه شوره زار بوده و جنس خاک آن رسی می باشد. رسوباتی که بر اثر آبهای جاری از ارتفاعات اطراف آورده شده, روی خاک اصلی نشسته و بهترین نوع زمین را در قسمتی از فراهان جهت کشاورزی آماده ساخته است. چندین رود کوچک که اکثر بهاره میباشند به این دریاچه می ریزند. لازم است که تحقیقات علمی و مفصلی دربارة کویر و دریاچة میقان به عمل آید زیرا در رابطه با شهر اراک مسائلی را مطرح کرده است.

وضع طبیعی و اقلیم استان

استان مرکزی در قلمرو شرقی تقاطع دو رشته کوه البرز و زاگرس واقع شده است. ناهمواری های این استان را قسمت هایی از کوه های مرکزی و پیشکوه های داخلی زاگرس تشکیل می دهد. ارتفاعات آن از حدود 1500 متر تا بیش از 3000 متر متغیر است . پست ترین نقطه استان , دشت جنوب ساوه با حدود 1200 متر ارتفاع است و بلندترین نقطه آن قله ی شهباز با ارتفاع 3388 متر در رشته کوههای راسوند قرار دارد. حدود 9/33 درصد محدوده استان را کوه ها , 9/14 درصد را تپه ها , 8/13 درصد را فلات ها و بقیه را دشت هایی با ویژگی های مختلف تشکیل داده و تنوع اقلیمی جالب توجهی را پدید آورده است. در قسمت های مختلف استان مرکزی آب و هوای متنوعی از انوع زیر وجود دارد :

آب و هوای نیمه بیابانی, آب و هوای معتدل کوهستانی , آب و هوای سرد کوهستانی , در این استان از جهات مختلف بادهای محلی جریان می یابند که عبارتند از :

جریان فشار زیاد آسیای مرکزی , جریان فشارهای اقیانوس هند, جریان اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه .

میزان رطوبت هوا و باران در شهرستان های این استان یکسان نیست . در مناطق کوهستانی , ریزش های جوی اغلب به صورت برف و در مناطق کم ارتفاع بیشتر به صورت باران ظاهر می شود. شمال استان در ناحیة زرند جزو کم باران ترین نواحی و ارتفاعات شازند در جنوب غرب از پرباران ترین مناطق این استان به شمار می آیند.

اگر دمای مطلوب جهانگردی بین 20 تا 25 درجه سانتی گراد در نظر گرفته شود, از اردیبهشت تا شهریور مناسب ترین زمان مسافرت به این استان میباشد.


آب و هوا

آب و هوای اراک خصوصیات اقلیمی فلات مرکزی ایران را داراست. زمستانها سرد و مرطوب و تابستانها گرم و خشک است, کوههای اطراف اراک و دریاچه میقان و دشت فراهان در آب و هوای این منطقه اثر کرده و ویژگیهائی به آن بخشیده است:

ابرها و جریانات غربی در پائیز و زمستان بیشتر رطوبت خود را در ارتفاعات مغرب منطقه به خصوص رشته زاگرس از دست می دهد.

یک جبهه هوای سرد که در زمستان هوای اراک را اشغال می کند بر اثر ارتفاعات اطراف و شاید فشار زیادی که دریاچه میقان ایجاد میکند مدت زیادی میهمان این منطقه خواهد بود هوای شهر و اطراف در بعضی از روزهای زمستان مه آلود است که از لحاظ علمی دربارة مه و مبارزه با آن در منطقه تحقیقی به عمل نیامده است.

(اصولاً مه عبارت است از ذرات ریز آب با کریستالهای برف و یخ معلق دره وا و در نزدیکی سطح زمین , مه مانند ابر است و تفاوتش با آن در ارتفاع از سطح زمین می باشد. اگر بین 50 پائی (تا 17) متری از سطح زمین باشد مه است و اگربالاتر قرار گیرد ابر می باشد).

سه عامل در به وجود آمدن مه مؤثر است که عبارتند از : رطوبت نسبی زیاد, هسته های تراکم , باد ملایم سطح زمین .

بنا بر توضیح بالا مه ای که در اطراف اراک تولید می شود با توجه به ارتفاع اراک از سطح دریا و رطوبت نسبی موجود نمی توان تمام گناه زیان آن را به گردن کویر نهاد با وجود اینکه نمک موجود در سطح کویر می تواند عامل مؤثری در برودت هوا باشد. به هر صورت اگر زمانی کویر مشجر شود شاید در آب و هوای شهر اثر مثبت و مفید داشته باشد.

آب و هوای اراک متغیر است زمستانها اکثراً طولانی و از 4 تا 6 ماه به درازا می کشد, بهار و پائیز فصول کوتاهی هستند. تابستان در تیر و مرداد ظاهر می شود مدت روزهای یخبندان از 65 تا 120 روز در سالهای مختلف متغیر است.

تعداد روزهای مه آلود توأم با سرمای شدید به 15 تا 25 روز میرسد, در مدتی که هوا مه آلود است یک پوشش برفی نازک (که در اصطلاح ملی به آن قرومی گویند) سطح تمام منطقه را می پوشاند.

میزان بارندگی در سالهای مختلف متفاوت است و بین 230 تا 638 میلی متر در سال می باشد متوسط بارندگی حدود 300 میلی متر بوده است.

میزان باران در فصول مختلف سال به شرح زیر است:

37 درصد بارندگی در فصل بهار

1 درصد بارندگی در فصل تابستان

19 درصد بارندگی در فصل پائیز

43 درصد بارندگی در فصل زمستان


درجة حرارت

حداکثر درجة حرارت از سال 1340 تا 1363 برابر 44 درجه در تیر ماه 1356 بوده است و حداقل درجة حرارت در بهمن 1352, برابر 28- درجه بوده که نشانگر پائین بودن برودت است که بایستی توجه کافی در مورد کشت گیاهان به عمل آید, تا بتوانند در این درجه حرارت مقاومت نمایند و دچار سرمازدگی نگردند.

میزان رطوبت نسبی

متوسط میزان رطوبت نسبی در ماههای مختلف طی دورة آماری 40-63 برابر 42/47 میباشد که نشان دهندة خشکی هوا می باشد.

روزهای یخبندان

حداکثر ساعات آفتابی 2/357 ساعت در ماه خرداد و حداقل ساعات آفتابی در ماه دی 7/128 ساعت در ماه می باشد. از 10 آذر تا 10 اسفند اکثر روزها یخبندان است.


بررسی تاریخ وادبیات اندلس

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن استوقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کنداندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارددسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره ام
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 102 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 113
بررسی تاریخ وادبیات اندلس

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن است.وقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کند.اندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارد.دسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند. ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره امویان داشته باشیم.مسلمانان تقریباًهشت قرن دراندلس زندگی کردندوتوانستندباتکیه برقوای نظامی وارداین کشورشوند.آنان دراین مدت پایه های تمدنی درخشان راپایه ریزی کردندودرزمینه های علمی وفرهنگی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.درنتیجه این سرزمین یکی ازمراکز مهم انتقال تمدن اسلامی به اروپاوهمچنین پل ارتباطی میان شرق وغرب درزمینه های مختلف فرهنگی شد.دراین مدت حکومت های مختلفی دراندلس حکمرانی کردند که یکی ازآنهاحکومت اموی است.حکومت اموی دراندلس،حکومتی مقتدربوده وویژگیهایی داشته است.دراین دوره دامنه ادب گسترش یافت وبرتعدادشاعران وادیبان افزوده شد.وبسیاری ازعلمای شرق رابه خودجذب کرند.ودانشمندان بزرگی راپرورش دادندکه هرکدام ازآنهاآثاربسیار ارزنده علمی وفلسفی راداشتند.خودامراء هم اهل شعروادب بودندوشعردرنزدآنهاجایگاه خاصی پیداکرد.

اکثرتحقیقات پیشین تنها اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.لذاانگیزه من ازانتخاب این موضوع ، جمع آوری و بررسی شعرامرای اموی بوده وبرای اینکه بحث تازه ای درزمینه تاریخ امویان دراندلس انجام شودسبب شدتابه این موضوع بپردازم وبرای انجام این پژوهش ازکتابها ومنابع موجوددرکتابخانه های ایران استفاده کردم.

توجه به شعرامرای اموی چیزجدیدی نبوده،درباره پیشینه چنین موضوعی بایدگفت که درزمان مستنصرهم یک چنین کاری انجام شده.همانطورکه حمیدی درکتاب جذوۃ المقتبس به این نکته اشاره کردکه:اوازهرفرصتی برای تشویق به تالیف استفاده می کرد.گویندکه وقتی برای یکی ازنبردهایش از قرطبه بیرون می رفت(325ق/963م)،ابن صفارخواست که به دلیل ضعف جسمی ازهمراهی بااوخودداری کند،حکم به این شرط پذیرفت که تعهدکنداشعارامراء وخلفای اموی رادرکتابی گردآورد؛درست مانندکاری که صولی درزمینه اشعارعباسیان انجام داده است.ابن صفارهم پذیرفت وچنین کتابی راتالیف نمود.جالب اینکه احمدبن نصر،پیش ازبازگشت مستنصر،کتاب رادرطلیطله از داوبر دو مستنصرازدیدنش بسیارشادمان شد.(951،1/394).امامتاسفانه این کتاب بدست مانرسیده است.وبعدازآن هم کارمستقلی دراین زمینه انجام نشده بود.تااینکه من درمیانه کاربه کتابی برخوردکردم به نام الامراء الامویون الشعراء فی اندلس نوشته ابراهیم بیضون.نویسنده دراین کتاب برخی ازاشعارامراءراگردآوری کرده وبه نقدوتحلیل آنهاپرداخته.اماتفاوت کارمن بااین کتاب دراین است که علاوه برگردآوری همه اشعاربه دسته بندی وبررسی ویژگی های شعری آنها پرداختم ودرانتهای اشعارهریک ازامراءبه نکات بلاغی آن اشاره ای داشته ام.

دراین پژوهش سعی نموده ام که باتکیه برآثارارزشمندمورخانی همچون ابن ابار،مقری،ابن عذاری،ابن بسام،وبامراجعه به منابع کهن وبااستفاده به مصداق های تاریخی مسلم درتاریخ وادب اندلس به جمع آوری وبررسی اشعاربپردازم.

این رساله ی شامل یک مقدمه،سه فصل ونتیجه گیری است.هرفصل ازبخشهایی تشکیل شده،نخستین فصل شامل تاریخ اندلس است.باتوجه به اینکه موضوع رساله من بررسی شعرامرای اموی است لازم بوددرموردتاریخ پیش ازامراءهم بحثی داشته باشیم.لذابخش اول درموردفتح اندلس است وبخش دوم که دنباله بحث پیشین است اختصاص داردبه دوره ی حکومت والیان وبخش سوم شامل روی کارآمدن دولت اموی تاسرنگونی آنان است.

فصل دوم شامل شعراندلسی وویژگیهای آن است.شعراندلسی درزمان حکومت اموی آئینه تمام نمای شعرشرقی بود.اندلسی هادائماًبامشرق زمین ارتباط داشتندوازهمان موضوعات شرقی اتخاذ می کردندوساختاروقالب شرقی رابه کارمی بردند.ازآنجاکه طبیعت اندلس بسیارزیبا وجذاب بودبرروح شاعرتاثیری عمیق می گذاشت.ازاین روی ذوق وقریحه اوشکوفامی شدوآنان طبیعت رامانند یک انسان زنده تصورمی کردندوبااوسخن می گفتندوزیبایی هایش راتوصیف می کردند.

فصل سوم،شعرامرای اموی دراندلس رادربرمی گیرد.دراین فصل ابتداتاجائیکه درمنابع ذکرشده بوداشعارامراءراجمع آوری کردم،بعدبه دسته بندی ابیات پرداختم وباتوجه به اینکه کارم بررسی ابیات بوده پیش ازآوردن هرقطعه معنای کلی ابیات را به گونه ای آوردم که به ترجمه نزدیک است.واگرنکته خاصی دربرخی ازشعراءبوده به آن اشاره کرده ام ونکاتی ازویژگی شعری آنهاراذکرکرده ام.درآخرهم به نتیجه گیری آن پرداخته ام.

درپایان اذعان می دارم رساله ی حاضرعاری از لغزش وکاستی نیست؛اماامیدوارم که این پژوهش فتح بابی برای پرداختن به موضوعاتی ازاین قبیل باشد.

1-1آندلس

آندلس ، نامی است که عرب ها به شبه جزیره ایبریا، واقع در جنوب اروپا اطلاق کردند. این سرزمین در نزد یونانیان به نام ایبریا ودر نزد رومیان به اسم اسپانیا خوانده می شد. (بدر، 1980، 95)

گمان می رود که این کلمه،تحریف شده کلمه واندالیسیا باشدکه این نام از مهاجمین واندال گرفته شده است.آنان مردمی از نژاد ژرمن ویا اصل اسلاوی بودند که پس از استقرار در شبه جزیره ایبریا،دولت خود را به شمال آفریقا توسعه داده وبر آن منطقه نیز حکومت کردند. (بستانی، بی تا، 472-471)

از این رو نخستین قومی که در دوران کهن در این سرزمین ساکن شدند،اندلوش (اندلس،فندلس) نامیده شد. (حجی،1997، 37)

شبه جزیره ایبریه در جنوب غربی قاره اروپا واقع است،که به وسیله کوه های برانس از قاره اروپا، وتنگه جبل الطارق از شمال قاره آفریقا جدا شده است. از شمال غربی تا جنوب غربی آن در امتداد آبهای اقیانوس اطلس واز شرق تا جنوب شرقی آن در امتداد دریای مدیترانه است. (مقری، 1968،1/152،حجی،1977، 35). بدین ترتیب اندلس ناحیه ای است آباد وخرم که دارای کوه ها وآب های روان ومعادنی از زر وسیم وبناهایی سنگی داشته است؛ مورخان اسلام وغرب از آن به نام "بهشت سرزمین های اسلامی" یاد کرده اند. (حمیری، 1937، 162).

1-2 فتح اندلس

هنگامی که نیروهای مسلمان در کناره های نزدیک و جزیره های همسایه اسپانیا گسترش می یافت[1] این سرزمین تحت حکومت گوت ها بود. (ابن قتیبه، 1967 ،2/86-85). مسلمانان، مغرب دور راگشوده وبر شهر طنجه دست یافته بودند وبرای سیطره کامل بر مغرب، کافی بود شهر سبته اگر در مقابل طنجه ودر سوی دیگر زبانه مغربی قرار داشت، به تصرف خود در آورند. تصرف این شهراز آن جهت برای مسلمانان دشوار بود که فرمان روای شهر-کنت جولیان- با تمام توان به دفاع از آن پرداخت وهر گونه حمله ای را که به منظور فتح آنها آن جا رخ می داد، دفع می کرد. با این وصف، موسی پسرنصیر[2]، مشتاق دستیابی بر این شهر مستحکم شد وسرانجام به آن چه می خواست، رسید.(مونس، 1959، 52)

مسلمان زمانی که مغرب را به طور کامل فتح کردند، طبیعی بود که موج کشور گشایی شان آرام نگیرد ولذا طارق[3]با سپاهیان عرب همراه خود، در کنار طنجه اردو زد. (بلاذری، 1959، 232)

موسی نیز نوزده هزار سپاهی از بربرهای به اسلام گرویده رابا سلاح وذخیره کامل در اختیار طارق قرار داد. با گذشت زمان وپس از انتشار اسلام درمغرب، مردم آن سرزمین برای پیش بردن پرچم آیین نو، جرأت وآمادگی پیدا کردند. بدین ترتیب اندیشه فتح اندلس یا اسپانیای اسلامی به اذهان آنان خطور کرد. (مقری، 1968، 1/107، 111، 117)

در این هنگام نامه ای از کنت جولیان به موسی رسید که در آن مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده و وعده داده بود که سنگرهای خود را به ایشان خواهد سپرد. موسی از طریق منابع اطلاعاتی کنت جولیان وهم پیمانانش با خبرشد که اوضاع داخلی اسپانیا سخت دچار آشفتگی واختلاف سیاسی است واز این روی، به ندای وی پاسخ مثبت داد. (ابن عذاری، 1951، 4/2؛ مؤلف مجهول، 1981، 5)

در پی پیشنهاد جولیان مبنی براین که سبته وپایگاه های دیگرش را در اختیار مسلمانان گذاشته وگشتی های خود رابرای حمل لشکر اسلام در اختیار آنان قرار داده ولشکر خود رابه موسی سپرده واورا در تمام مراحل راهنمایی کند، موسی از خلیفه اموی ولید بن عبدالملک برای شروع عملیات نظر خواست وخلیفه موافقت خود رابا این شرط اعلام کرد که نخست، قدرت اندلس را با اعزام گروه هایی برای حمله های کوچک وگذارا بیازمایند. (مؤلف مجهول، 1989،5 عنان،1366، 1/37).

بدین منظور در رمضان 91 ق. برابر با 710 م نیروی کوچکی مرکب از پانصد تن از جنگجویان که صدتن از ایشان سواره بودند با گذر از تنگه به شبه جزیره ایبریا در آمدند. این حمله به فرماندهی ابوزرعه بن مالک معافری انجام شد. این گروه در جزیره ای مقابل سبته که بعدها به نام فاتح آن، "طریف" نام گذاری شد، فرود آمدند وحملات خودرا آغاز کرده، با انبوهی از غنایم به دست آمده به سلامت باز گشتند. موفقیت آمیز بودن این یورش، مسلمانان را به فتح اندلس امیدوارساخت وآنان را تشویق کرد به فرماندهی طارق به حمله ای بزرگ تر بپردازند. (عنان؛ 1366، 1/38-37).

بدین ترتیب طارق در ماه رجب 92ق. برابر با آوریل 711م از تنگه عبور کرد ودر کنار کوهی لنگر انداخت که با انتساب به وی، "جبل الطارق" نام گرفت. (حجی، 1997، 46) طارق در مدتی کوتاه، شهرهای استجه سپس قرطبه، غرناطه، البیره وطلیطله را تصرف کرد، به طرف شمال رفت وپس از عبور از قشتاله ولیون و کوه های آستوریاس، بر سواحل جنوبی اندلس دست یافت ودر مدت یک سال از جنوب تا شمال اندلس را تصرف کرد. (ابن قوطیه، 1982، 35-34).

طارق، اخبار پیشروی ها را به اطلاع موسی رسانید وچون از موسی بن نصیر کمک خواست، او نیز در رمضان 93ق/ ژوئن 712م. با سپاهی مجهز حمله ی خود را آغاز کرد وپس از گذشت یک سال از شروع حمله ی موسی، دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در شمال غربی طلیطله، به هم رسیدند وپس از مدتی اندلس به دست مسلمانان فتح شد. آنان از دورترین نقطه جنوبی تا کوهساران پیرنه و سواحل شمالی را از مالقه و طرکونه و در شرق تا اشبونه در غرب را گشودند و از دشت های جنوبی تا ارتفاعات قشتاله را تصرف کردند واز هیچ شهربزرگ یا دژ استواری نگذشتند؛ مگر اینکه برفرازش پرچم اسلام را برافراشته، آنان سرزمین را تحت قلمرو وسیع دولت بزرگ اسلامی درآوردند. (مؤلف مجهول، 1989،15).

سرانجام در سال 95ق. طارق و موسی بن نصیر از سوی ولید بن عبدالملک به دمشق فراخوانده شدند و پیشروی ها متوقف شد.

در برخی منابع آمده است که ولید بعد از باخبرشدن ازفتح وپیروزی موسی بن نصیر به او بدگمان شده و پنداشت که او قصد دارد وی را از خلافت خلع وخود در آن جا حکومت کند. نامه های موسی هم به علت درگیری ها مدتی به تأخیر افتاده بود واین امر بربدگمانی خلیفه اموی افزود. اما موسی چنین فکری درسرنداشت؛ بلکه می خواست سپاه اسلام را پس ازفتح کامل اروپا از طریق قسطنطنیه وآسیای صغیر به شام، پایتخت خلافت اسلامی برساند وبه این ترتیب تمامی حوزه مدیترانه را تحت اختیار دولت اسلامی درآورد. اما اصرار ولید به آمدن اوبه دمشق وی را از هدفش بازداشت. (ابن عذاری، 1951، 2/20؛ مؤلف مجهول، 1989، 19).

به هرحال، موسی در سال 95ق. برابر با 714م اندلس را ترک کرد وهنوز در راه بازگشت به شام بود که ولید بن عبدالملک درگذشت وبرادرش سلیمان به مدت دوسال جانشین او شد. موسی بن نصیر هم درحالی که فرزند خود عبدالعزیز رابه عنوان والی به حکومت اندلس گماشته بود، خود در مدینه درگذشت. (سالم، 1962، 112)

1-3 از فتح تابرپایی دولت اموی

همان گونه که درفصل پیش اشاره شد عبدالعزیزبن موسی بن نصیر از همان زمان که پدرش موسی در صفر سال 95ق. خاک اندلس راترک گفت، عهده دار امارت این سرزمین شد.

یکی از کارهای عمده ی عبدالعزیز به عنوان نخستین حکم ران اندلس درعصر والیان، ادامه وتکمیل فتوحات این سرزمین ود. اونقاطی از اندلس راکه درزمان پدرش ناگشوده بود، گشود؛ به خصوص درطول ساحل شرقی اندلس وتاشهر بارسلون پیش رفت. دراین منطقه بایکی از نجبای گوت به نام تدمیر پیمان بست وبه مقتضای این پیمان، قلمرو اوتحت نظارت مستقیم حکومت مسلمان درآمد. (مراکشی، 1963، 35؛ سالم، 1971، 31)

سپس برای آرامش اوضاع، سیاست مسالمت وآشتی رادر پیش گرفت. اومردی خیرخواه وبا فضیلت بود. به حکومت نوپا واداره ی آن سامان بخشید وبرای اجرای احکام قانونی وتنظیم اصول مدنیت اسلامی، دیوان تأسیس کرد. تا احکام واصول را به تناسب اوضاع رعایای جدید تنظیم کند. ( ابن اثیر، 1944، 5/8). وشهر اشبیلیله را پدرش موسی به پایتختی حکومت برگزید و او( عبدالعزیز) با همسرش دردیر (سانتا روفینا) ساکن شد واز دیر به عنوان مسجد برای برگزاری شعائر اسلامی استفاده کرد. (مؤلف مجهول، 1989، 20). عبدالعزیز به رقم سیاست مسالمت طلبانه خود؛ نتوانست میان قبیله های گوناگون، وفاق ودوستی پدید آورد وحتی به فروخواباندن شورش های سپاه خود موفق نشد؛ زیرا که بیش از حد مطیع همسرش بود وبه آئین ها وتشریفات سلطنت علاقه مند بود ودر اهداف خودثابت قدم نبود. چنان که برخی مورخان گفته اند: ((وی به سان شاهان گوت، افسر گوهرنشانی برسرمی نهاد وبه یارانش درهنگام باریابی فرمان می داد که برایش به خاک بیفتند.)) هم چنین گفته اند که اوبه مسیحی شدن متهم شده بود وبرای استقرار حکومتی مستقل در اندلس تلاش می کرد. به همین دلیل گروهی از سپاه به تحریک سلیمان – خلیفه اموی – درسال 97ق . درحالی که عبدالعزیز درمسجد اشبیلیه درحال نماز بود، او راپس از یک سال ودو ماه حکومت، به قتل رساندند. (مؤلف مجهول، 1989، 20؛ ابن اثیر، 1994، 5/9).

سپاه اندلس پس از ترور عبدالعزیز و بعد از مدتی که اندلس بدون والی بود ایوب – پسر حبیب لخمی – خواهر زاده ی موسی بن نصیر را به حکومت اندلس برگزیدند او مردی صالح و پرهیزگار بود . (عنان ، 1366 ، 1 / 73)

مهمترین اقدامی که از جانب وی انجام گرفت ، انتقال مرکز حکومت از اشبیلیه به قرطبه بود ؛ زیرا که این شهر از مرکزیت بیشتری برخوردار بود و برای پایتخت مناسب تر بود . اما دوران حکومت او کوتاه بود و فقط شش ماه دوام داشت . (سعدون ، 1998 ، 27 )

اما ازآن جایی که حکومت اندلس تحت اختیار کارگزار آفریقا قرار داشت محمدبن یزید – حاکم وقت آفریقا – پس از مرگ عبدالعزیز بن موسی، اقدام سپاهیان درانتخاب ایوب بن حبیب به امارت اندلس را تأیید نکرد و بلافاصله درذیحجه سال 97ق. حربن عبدالرحمن بن ثقفی رابه امارت آنجا فرستاد (ابن خلدون، 1366، 169)، حربه همراه چهارصد نفر از سران افریقیه وارد اندلس شد. این فرمانروای جدید درآغاز به سرکوبی فتنه هاومنازعاتی که میان عرب ها وبربر درگرفته بود پرداخت ولشکر را اصلاح کرد واوضاع را به نظم درآورد وسراسر کشور را امنیت بخشید. سپس لشکری را آماده کرد ورهسپار شمال شد تا شهرها ودژهای شمالی راکه مسلمانان پیش ازاین تصرف کرده بودند وبار دیگر به دست مسیحیان افتاده بود، باز پس گیرد؛ اما به علت اغتشاشاتی که در قرطبه به وجود آمدلشکر راباز پس خواند. وی مرد ستم کار وسخت گیربود وبه مدت دوسال وهشت ماه دراین کشور حکومت کرد.(عنان، 1366، 1/74- 73)

سلیمان بن عبدالملک در دهم صفر سال 99ق. درگذشت وعمربن عبدالعزیز به جای وی به خلافت رسید واو سمح بن مالک خولانی را برای اداره اندلس برگزید. (مؤلف مجهول، 1989 ، 30 ) وی مقرر داشت که اندلس به خاطراهمیتی که دارد ایالتی مستقل از افریقیه، بی واسطه، تابع دستگاه خلافت باشد. (عنان، 1366، 1/74) سمح درجنگاوری ومملکت داری مهارت بسیار داشت وبه اصطلاحات جدید مالی وعمرانی پرداخت. پل رومی قرطبه برروی نهر وادی الکبیر که آن رابه نواحی جنوبی اندلس وصل می کرد ویران شده بود؛ به طوری که مردم فقط با قایق، قادر به عبور ازرودخانه بودند. عرب ها برای رفتن از جنوب به پایتخت خود، نیاز شدیدی به یک پل مستحکم داشتند. سمح طی نامه ای به عمربن عبدالعزیز از وی اجازه تعمیر این پل راخواست. خلیفه نیز به وی این اجازه راداد وسمح موفق گردید پل رومی قرطبه را به نحو زیبا ومستحکمی احداث کند. ( مؤلف مجهول، 1989، 31-30). وی علی رغم تلاش هایی که درجهت اصلاح امور کشور انجام داد به سرکوبی یاغیان پرداخت وفتوحات خودرا ادامه داد وشهرهای شمالی اندلس همچون: قرقشونه، وسپتمانیا ونارین را تصرف کرد ودامنه متصرفات راتاجنوب فرانسه ادامه داد وبه علت علاقه ای که به جهاد داشت، طولی نکشید که در روز عرفه سال 102ق پس از پیشروی دردل سرزمین گالیا وپس از نبرد با مسیحیان آن سوی رشته کوه های پیرنه در نزدیکی دروازه های تولوز به شهادت رسید. (ابن عذاری، 1951، 2/26) دراین جنگ بسیاری از مسلمانان کشته شدند وارتش اسلام درپرتو تلاش یکی از بزرگان سپاه به نام عبدالرحمن بن عبدالله غافقی توانست عقب نشینی کند. عبدالرحمن که سپاهیان، وی رابه ریاست وفرماندهی خود انتخاب کرده بودند – تمام توان خود رادرراه جمع آوری سپاه پراکنده ی مسلمانان وعقب نشاندن آن ها به کارگرفت تا آن که به اندلس بازگشت ونخستین دوره حکومت او از همین جا آغاز شد.(مونس ، بی تا، 252). اما بیش از چند ماه دوام نیاورد تا آن گاه که عنبسه بن سحیم الکلبی آمد. اورا بشربن صفوان الکلبی – والی افریقیه – برای حکومت اندلس انتخاب کرده بود. وی درماه صفر سال 103 ق. به اندلس آمد وبه تنظیم امور واصلاح سپاه وآماده کردن آن برای غزوات تازه پرداخت ودر اواخر سال 105ق. برابر با 724م. به شهرهای شمالی حمله کرد وبار دیگر از کوه های پیرنه گذشت وبسیاری از دژها را تصاحب کرد ودرسال 107ق. برابر با 725م درهنگام نبرد، به سختی مجروح شد ودیده از جهان فروبست. (عنان، 1366، 1/83). پس از او عزره بن عبدالله الفهری به حکومت رسید وتنها دوماه درآن منصب باقی ماند وپس از یحیی بن سلمه الکلبی به حکومت رسید. وی درماه شوال سال 107وارد اندلس شد ودوسال ونیم درآن کشور حکومت کرد ودرایام او اتفاق یا جنگی که قابل ذکر باشد واقع نشد. ( ابن خلدون، 1366، 3/169؛ عنان، 1366،1/83) این سه نفر مجموعا هفت سال براندلس حکومت کردند ودراین مدت به جانب داری از قبایل کلبی – یمنی برخاستند. حمایت این حکام از یمنی ها طبیعتا نارضایتی وخشم قبایل قیسی رابه دنبال داشت. قیسی ها هم به دنبال فرصتی بودند تا انتقام خودرا از قبایل رقیب بگیرند. این انتظارچندان به طول نیانجامید وبا انتخاب عبیده بن عبدالرحمن سلمی به عنوان حکم ران آفریقا اوضاع حکومت به نفع قیسی ها تغییر یافت. (ابن اثیر، 1994، 5/56) از این به بعد اندلس سال ها شاهد فرمانروایی قیسیان بود. دراین مدت یمنی ها با رنج ها ومصائب سختی مواجه شدند. در خلال این سال ها عثمان بن ابی سعید الحثعمی (شعبان 110- محرم111)، حذیفه بن الاخوض القیسی(ربیع الاول 110 – شعبان 110)،هیثم بن عفیر الکنانی (محرم 111- ذیقعد111)ومحمدبن عبدالله اشجعی (ذیقعده 111- محرم 112) براندلس حکومت کردند. (مؤلف مجهول، 1989، 31). از این عده هثیم چنان بریمنی ها سخت گرفت که موجبات خشم آنان را فراهم آورد وسخت گیری او به حدی رسید که هشام به رقم قیسی بودن خود ، کار هثیم رازشت شمرد وپس از عزل او به شدت کیفرش کرد. (مؤنس، 1959، 170)

از دوران هیثم به بعد، خصومت آشکار وخطرناک قیسیان ویمنیان در اندلس آغاز شد که این خصومت در آینده ای نزدیک، بدترین تأثیرات رابرسرنوشت اسلام در اندلس به جای گذاشت. عبیده بن عبدالرحمن سلمی، حکم ران آفریقیه، پس از عزل هیثم در صفرسال 112 ق.عبدالرحمن بن عبدالله غافقی رابه امارت اندلس برگزید. وی از جنگاوران بزرگ اندلس بود وبیش تر زندگی خود راتا آن زمان در جنگ با دشمنان آن سوی جبال پیرنه گذرانده بود. (مؤلف مجهول، 32 ، 1989) وی سرداری بزرگ بود و

وآگاهی او از فنون نبرد دربسیاری از جنگ ها به ثبوت رسیده ودر اداره مملکت و فرمان روایی توانا وخردمند وبدون تردید از بزرگ ترین والیان اندلس بود. (زبیب، 1995، 2/80) اودر آغاز فرمان روایی اش به سرزمین های مختلف اندلس سرکشید وکارها رابه نظم درآورد. همچنین درصدد بود تا انتقام خون سمح بن مالک رابگیرد. به همین منظور دراوایل سال 114ق. با انبوهی از سپاهیان به طرف شمال حرکت کرد وپس از عبوراز جبال پیرنه وارد فرانسه شد. او موفق شد درظرف چند ماه، نیمی از جنوب فرانسه را از مشرق تا مغرب تسخیر نماید. (عنان، 1366، 1/92 -91) شارل مارتل – سردار فرانک ها – که این بارخطر راجدی می دید با تدارک لشکری عظیم از تیره های گوناگون چون فرانک ها وژرمن ها به مقابله با عبدالرحمن شتافت. گرچه درآغاز این جنگ، پیروزی از آن مسلمانان بود؛ اما حادثه ای باعث تغییر سرنوشت جنگ شد. گروهی از لشکریان شارل مارتل موفق شدند خود رابه اردوگاه غنایم برسانند ومسلمانان ترسیدند که مبادا همه آن اموال به دست دشمن بیفتدو درنتیجه گروهی برای دفاع از غنایم به تلاش وتکاپو افتادند وبین سپاهیان مسلمان اختلاف افتاد وتلاش عبدالرحمن برای انسجام سپاه به جایی نرسید وخود لحظاتی بعد درجریان جنگ کشته شد وبامرگ او جنگ به پایان رسید. درپایان آن روز، مسلمانان به عقب بازگشتند واین واقعه در تواریخ اسلامی به واقعه ((بلاط الشهداء)) شهرت پیدا کرده علت این نام گذاری آن بود که شمار بسیاری از بزرگان مسلمین وتابعین درآن به شهادت رسیدند. (عبادی، 1978، 84- 83؛ سعدون ، 1998، 37- 34). شکست مسلمانان در بلاط الشهداء وکشته شدن عبدالرحمن دررمضان سال 114ق. کشور رادربحرانی بزرگ فروبرد. زیرا یمنیان با استفاده از مرگ غافقی- رئیس وبزرگ خود – عبدالملک بن قطن – را دراول شوال 114 ق. به حکومت برگزیدند. وی به منظور سرکوب شورشیان عازم شمال شد وپس از سرکوب آنان با عبور از جبال پیرنه وارد بلاد بشکنس (بسکونیه ) شد. (ابن اثیر، 1994، 5/80). او درچندین نبرد زیان های فراوان دید وبه قرطبه بازگشت وپس ازدو سال حکومت درسال 116ق. عزل شد وعقبه بن حجاج سلولی به جای او به حکومت رسید وبه مدت هفت سال حکومت کرد که طبق گفته صاحب اخبار مجموعه قسمت عمده ای از هفت سال حکومت وی، صرف جنگ وکشورگشایی در آن سوی کوه های پیرنه، درجنوب خاک فرانسه گردید.(34- 33). دراین زمان درافریقیه میان عرب ها وبربرها اختلاف افتاد ودامنه این اختلاف به اندلس کشیده شد. شهرهای مارده، طلبیره واسترقه را آشوب فرا گرفت. دراین هنگام عبدالملک بن قطن هم عقبه بن حجاج رااز حکومت عزل وخود با پشتیبانی یمنی ها برای دومین بار به حکومت اندلس رسید. اوبرای سرکوب شورشیان از بلج بن بشیر قیسری – فرمانده لشکر شام – درسبته یاری خواست وبه کمک او بربرها رادر قرطبه وطلیطله درهم شکست. اما پس از چندی بلج بر عبدالملک شورید واو رابه قتل رساند وحکومت اندلس رابه دست گرفت. (مؤلف مجهول، 1989، 44- 42، ابن اثیر، 1994، 5/92).


معرفی UML

در این پروژه ما قصد داشتیم، روال کاری کلینیک تخصصی خون را به صورت مکانیزه درآوریم البته بخش حسابداری به صورت کامپیوتری بود و ما سیستم پذیرش بیمار و تشکیل پرونده و همچنین اطلاعات مربوط به کارکنان را در نرم افزار طراحی شده لحاظ کردیم
دسته بندی کامپیوتر و IT
فرمت فایل doc
حجم فایل 72 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 103
معرفی UML

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

درباره پروژه :

در این پروژه ما قصد داشتیم، روال کاری کلینیک تخصصی خون را به صورت مکانیزه درآوریم. البته بخش حسابداری به صورت کامپیوتری بود و ما سیستم پذیرش بیمار و تشکیل پرونده و همچنین اطلاعات مربوط به کارکنان را در نرم افزار طراحی شده لحاظ کردیم.

در این کلینیک تخصصی 4 پزشک فوق تخصص خون مشغول به کارند. یک بخش برای شیمی درمانی و یک آزمایشگاه کوچک برای انجام آزمایشگاه اولیه بیماران می باشد.

این کلینیک در سه طبقه می باشد که طبقه اول بخش شیمی درمانی، طبقه دوم اتاق های ویزیت و طبقه سوم هم آزمایشگاه می باشد.

یک نفر مسئول بخش شیمی درمانی در طبقه اول حاضر است که در صورت لزوم و صلاح دید پزشک به کمک 2 نفر دیگر که تکنسین این بخش هستند به شیمی درمانی بیماران می پردازند. بخش شیمی درمانی دارای 8 تخت برای بیماران است و قابلیت انجام شیمی درمانی برای 8 نفر همزمان را دارد.

در طبقه دوم سه اتاق برای ویزیت بیماران وجود دارد که 4 پزشک در آنها مشغول به فعالیت هستند. دو پزشک به صورت یک روز در میان در این کلینیک کار می کنند و دو پزشک دیگر به صورت هر روز و از ساعت 14 الی ساعت 18 در این کلینیک مشغول به کارند. این کلینیک دارای 2 منشی می باشد که کار رسیدگی به بیماران و تشکیل پرونده را به عهده دارند. در این کلینیک طبق بررسی های انجام شده حدود 000/10 پرونده فعال وجود دارد و بایگانی آنها به صورت سنتی می باشد.

کار تشکیل پرونده به عهده منشی و کار تکمیل آن توسط پزشک مربوطه می باشد. بیمار در هنگام مراجعه اگر هیچ گونه آزمایشی تا به حال انجام نداده باشد، به بخش آزمایشگاه راهنمایی می شود و از او یک سری آزمایش های کلی گرفته می شود و جواب آزمایشگاه در همان روز آماده و به پزشک تحویل داده می شود.

اگر احتیاج به بررسی بیشتر باشد به بیمارستان معرفی می شود و کار درمان در بیمارستان ادامه پیدا می کند.

در بخش آزمایشگاه یک سرپرست و 3 تکنسین آزمایشگاه وجود دارند که کلیه امور انجام و جواب دهی به عهده این افراد می باشد. ارتباط بین کلیه بخش های موجود از طریق تلفن داخلی می باشد.

یک حسابدار هم برای رسیدگی به کارهای مالی در طبقه سوم مستقر است که برای انجام کارهای خود از نرم افزارهای موجود استفاده می کند .

ما در این پروژه به مکانیزه کردن پرونده های بیماران پرداختیم. با دریافت کردن اطلاعات از پزشکان و منشی ها به کار درست کردن فرم های ورود اطلاعات پرداختیم. این نرم افزار تحت وب نوشته شده است و امکان اینکه با تغییرات اندکی تبدیل به یک وب سایت هم شود را دارد. به این صورت پزشکان از هر کجا که باشند می توانند به پرونده های بیماران خود دسترسی داشته باشند و این امر برای آنها اهمیت زیادی داشت.

در این نرم افزار از SQL SERVER 2000 و ASP استفاده شده است و برای رابط گرافیکی هم ترجیح دادیم تا از HTML استفاده می کنیم تا خاصیت تبدیل به وب سایت شدن را هم داشته باشد .

این نرم افزار از4 بخش عمده تشکیل شده است :

1- بخش مربوط به تشکیل پرونده توسط منشی

2- بخش تکمیل پرونده توسط پزشک

3- بخش مدیریت اطلاعات بیماران و اطلاعات پایه کارکنان

4- بخش آزمایشگاه

در بخش اول، منشی ها با وارد کردن کلمه عبور مربوط به خود به قسمتی از نرم افزار دسترسی پیدا می کنند و می توانند که پرونده جدید تعریف کنند.

شماره پرونده به صورت خودکار توسط سیستم درست می شود و پس از کامل کردن پرونده توسط منشی به منشی اعلام می شود، سپس منشی شماره پرونده تشکیل شده را به بیمار می دهد و بیمار به هنگام ورود به اتاق ویزیت آن را به پزشک ارائه می کند .

در بخش دوم پزشک شماره پرونده بیمار را به سیستم وارد می کند و اطلاعاتی را که منشی به سیستم وارد کرده مشاهده می کند و در قسمت مربوط به پزشک، نتایج معاینات و مشاهدات خود را وارد می کند. تمامی فیلدهای طراحی شده، با تایید پزشکان مربوطه صورت گرفته است .

در بخش سوم نرم افزار که قلب نرم افزار است، مدیر سیستم می تواند اطلاعات پایه در مورد تمامی کارکنان و پزشکان مشغول در کلینیک را وارد و ویرایش کند. همچنین می تواند اطلاعات پرونده های بیماران را هم ویرایش کند .

با توجه به صحبت های انجام شده، مدیر سیستم همان پزشکان خواهند بود. بنابراین در این بخش امکان گزارش گیری از پرونده های بیماران را هم قرار داده ایم. این گزارش گیری ها شامل گزارش گیری مبتنی بر سن بیماران، جنسیت آنها، نوع بیماری و نوع و مدت درمان می باشد.

امکان جستجو در پرونده بیماران را هم در این بخش قرار داده ایم تا پزشک بدون داشتن شماره پرونده هم بتواند به بیمار مورد نظر، دسترسی داشته باشد .

در بخش چهارم آزمایشگاه نتایج آزمایش را برای پزشک مربوطه اعلام می کند و این نتایج در همان زمان برای پزشک ارسال می شود. هر آزمایش در یک فیلد بانک اطلاعاتی قرار می گیرد .

در نگاه کلی تر به موضوع، امکان لینک شدن این نرم افزار به یک نرم افزار مالی هم دیده شده است که اگر عملی شود، کلیه کارهای بیمار توسط این نرم افزار انجام خواهد شد و حسابداری هم به صورت خودکار برای هر بیمار اجرا می شود .

با نگاه اولیه پزشکان به طرح نرم افزار، با استقبال مناسبی از طرف ایشان مواجه شدیم و بر آن شدیم که سیستم را جامع تر درست کنیم و در اختیار سایر پزشکان علاقمند هم قرار دهیم .

در این نرم افزار برای برنامه نویسی روی SERVER از زبان ASP و برای برنامه نویسی روی Client از زبان JAVA SCRIPT استفاده شده است. ضمن اینکه برای گرفتن گزارشات و جستجو در پرونده ها از دستورات SQL استفاده شده است.

معرفی UML

UML به افراد اجازه می دهد تا چندین نوع مختلف از نمودارهای بصری را به وجود آورند که جنبه های مختلف سیستم را نمایش میدهد. Rational Rose از ایجاد اکثر این مدلها، همانطور که در زیر آمده، پشتیبانی می کند .

  • نمودار Use Case
  • نمودار Sequence ( توالی )
  • نمودار Collaboration ( همکاری )
  • نمودار Class ( کلاس )
  • نمودار State Transition ( حالت )
  • نمودار Component
  • نمودار Deployment

این نمودارهای مدل، جنبه­های مختلف سیستم را نشان میدهند . مثلاً نمودار Collaboration ( همکاری ) محاورات ضروری میان آبجکت ها را نشان میدهد، به این منظور که تعدادی از توابع سیستم را به انجام برساند. هر نمودار یک هدف و یک شنونده در نظر گرفته شده دارد.

نمودارهای Use Case

نمودارهای Use Case محاورات میان Use Case ها را نشان میدهند، که عملیات سیستمی و عامل ها ( Actor ) که نشان دهنده افراد یا سیستم هایی است که اطلاعات را برای سیستم فراهم کرده و یا از آن دریافت می کنند را نمایش می دهند . نمودارهای Use Case محاورات میان Use Case ها را نشان می دهند . Use Case ها درخواستهای سیستم را از دید کاربر نشان می دهند . بنابراین Use Case ها عملیاتی هستند که سیستم فراهم می کند. عامل ها در واقع نگهدارنده پول ( بانکدار ) یک سیستم هستند. این نمودارها نشان می دهند که چه عامل هایی به Use Case ها مقدار اولیه می دهند . همچنین آنها نشان می دهند که چه موقع یک عامل، اطلاعات را از Use Case دریافت می کند .

نمودار Use Case محاورات میان Use Case ها و عاملهای یک سیستم را نشان میدهد . بر این اساس، نمودار Use Case می تواند درخواستهای سیستم را نشان دهد. در این مثال مشتری بانک تعدادی از Use Case ها را مقدار دهی می کند : برداشت پول (Withdraw money )، واریز (Deposit Fands ) ، انتقال از حساب ( Transfer Fands ) ، پرداخت ( Make Payment ) ، مشاهده تراز ( موجودی ) ( View Balance ) ، و تغییر ( Change PIN ) PIN .

تعدادی از ارتباطات این ارزش رادارند که بیشتر به آنها اشاره شود. کارمند بانک همچنین به Use Case تغییر PIN مقدار اولیه می دهد . Use Case پرداخت، فلشی را نشان میدهد که به سیستم اعتباری می رود. سیستم های خارجی ممکن است عاملهایی باشند و در این مورد، سیستم اعتباری بعنوان یک عامل نشان داده شده است ، زیرا خارج از سیستم ATM ، است .فلشی که از یک Use Case به یک عامل می رود نشان می دهد که Use Case اطلاعاتی را تولید می کند که یک عامل از آن استفاده می کند . در این مورد Use Case پرداخت، اطلاعات پرداختی کارت اعتباری را برای سیستم اعتباری آماده می کند . اکثر اطلاعات از دیدن نمودارهای Use Case قابل فهم می باشد زیرا این نمودارها همه عملیات سیستم را نشان میدهد . کاربران، مدیران پروژه، تحلیلگران، برنامه نویسان، مهندسین تضمین کیفیت و هر شخص دیگری که به سیستم وابسته است ، می تواند مانند همه، این نمودارها را ببیند و بفهمد که چه سیستمی قرار است به انجام برسد.

نمودارهای Sequence ( توالی )

نمودارهای Sequence برای نشان دادن جریان عملیات در یک Use Case استفاده شده­اند مثلاً Use Case برداشت پول چند توالی ( Sequences ) دارد مانند برداشت پول، تلاش برای برداشت پول از حساب بدون موجودی، تلاش برای برداشت پول با PIN اشتباه و غیره .

نمودار Sequence جریان پردازش رادر Use Case برداشت پول نشان می دهد. عاملهای وابسته در بالای نمودار نشان داده شده­اند ؛. همچنین آبجکت هایی که سیستم نیاز دارد تا Use Case برداشت پول را به نتیجه برساند در بالاترین نقطه نمودار نشان داده شده است. هر فلش یک پیغام ارسالی بین عامل و آبجکت را نمایش می دهد تا عملیات مورد نیاز را به انجام برساند. نکته دیگر درباره نمودارهای Sequence این است که آنها آبجکت ها را نمایش می دهند و نه کلاسها . کلاسها انواع آبجکت ها را نمایش می دهند نمودار Sequence به جای مشتری ( customer ) ( که یک کلاس است ) ، Joe را نشان می دهد .

Use Case بدین ترتیب شروع می شود که مشتری کارتش را وارد کارت خوان می کند، یک آبجکت در بالای نمودار با مستطیلی نشان داده شده است . سپس کارت خوان شماره کارت را می خواند . آبجکت حساب Joe را باز می کند و صفحه نمایش ATM را مقدار دهی می نماید . صفحه نمایش از Joe می خواهد که PIN را وارد نماید . او 1234 را وارد می کند . صفحه PIN را با آبجکت حساب تأیید می کند و آنها را با هم جفت و جور می کند . صفحه انتخابهایش را برای Joe آماده می کند و او 20 دلار را انتخاب می کند . سپس صفحه وجوه را از حساب بر میدارد . این یک سری از پردازشهایی که آبجکت حساب (account ) به انجام می رساند را مقدار دهی می کند .

ابتدا، حساب Joe تأیید می کند که حساب ، حداقل شامل 20 دلار است . سپس وجوه را از حساب کسر می کند . بعداً به صندوق اطلاع می دهد و 20 دلار را آماده میکند. همچنین حساب Joe به صندوق اطلاع می دهد تا یک رسید را آماده کند. سرانجام به کارت خوان اطلاع می دهد تا کارت را باز پس دهد . بنابراین این نمودار Sequence تمام جریان پردازشی Use Case برداشت پول را با نشان دادن یک مثال مشخصی از اینکه Joe 20 دلار از حسابش بر می دارد را توضیح می دهد . کاربران می توانند به این نمودارها نگاه کنند و مشخصات پردازش تجاریشان را ببینند تحلیلگران جریان پردازش را در نمودار Sequence می بینند . برنامه نویسان آبجکت هایی که به کُدنویسی نیاز دارند را به همراه عملگرهای آن آبجکت می بینند . مهندسین تضمین کیفیت می توانند جزییات پردازش و تولید Test Case مبتنی بر پردازش را ببینند . Sequence برای همه کسانیکه در پروژه مسئول نگهدای پول هستند ، مفید می باشند .

نمودارهای Collaboration

نمودارهای Collaboration دقیقاً همان اطلاعات نمودارهای Sequence را نشان می دهند . اگر چه نمودارهای Collaboration اطلاعات را به روشی متفاوت و با یک هدف متفاوت نشان میدهد .

در نمودار Collaboration مانند قبل، آبجکت ها به شکل مستطیلهایی نمایش داده شده­اند و عاملها به شکل آدمک می باشند . در حالیکه در نمودار Sequence آبجکت ها و ارتباطات عامل ها به ترتیب زمان توضیح داده شده­اند . نمودار Collaboration آبجکت ها و فعل و انفعالات عامل ها را بدون توجه به زمان نشان میدهد . مثلا در این نمودار کارت خوان به حساب Joe اطلاع می دهد تا باز شود و حساب Joe به کارت خوان اطلاع می دهد تا کارت را باز پس دهد . همچنین آبجکت هایی که مستقیماً با دیگری ارتباط برقرار می کنند با خطوطی که بین آنها کشیده شده نشان داده شده­اند .

اگر صفحه نمایش ATM و کارت خوان مستقیماً با یکدیگر رابطه داشته باشند ، باید یک خط بین آنها کشیده شده باشد . نبودن این خط به این معنی است که هیچ ارتباط مستقیمی بین این دو آبجکت وجود ندارد .

بنابراین نمودارهای Collaboration همان اطلاعات نمودارهای Sequence را نشان می دهند اما افراد به دلایل متفاوتی به نمودارهای Collaboration مراجعه می کنند . مهندسین تضمین کیفیت و معماران سیستم به این نمودارها نگاه می کنند تا توزیع شدن پردازشهای بین آبجکت ها را ببینند . فرض کنید که نمودار Collaboration به شکل یک ستاره که در آن چند آبجکت که با یک آبجکت مرکزی ارتباط دارند ، باشد. یک معمار سیستم ممکن است نتیجه بگیرد که سیستم خیلی به آبجکت مرکزی وابسته است و آبجکتها را دوباره طراحی نماید تا نیروی پردازش را به طور یکنواخت توزیع کند. دیدن این نوع محاورات در یک نمودار Sequence بسیار مشکل است .

نمودارهای Class ( کلاس )

نمودارهای Class ( کلاس ) ارتباطات بین کلاسها را در سیستم نشان میدهد . کلاسها می توانند بعنوان طرحی کلی برای آبجکت ها دیده شوند مثلاً حساب Joe یک کلاس است . کلاسها شامل اطلاعات و رفتاری هستند که بر روی اطلاعات عمل می نمایند . کلاس حساب ( account ) شامل PIN مشتری و رفتاری که PIN را کنترل می کند می باشد. در نمودار Class برای هر نوع آبجکتی در نمودار Sequence و Collaboration یک کلاس ایجاد شده است .

نمودار Class ، ارتباطات بین کلاسهایی را نشان میدهد که use case برداشت پول را به انجام می رسانند در یک نمودار Class ، هر کلاس با مستطیلی نشان داده شده که به سه بخش تقسیم شده است . بخش اول نام کلاس را نشان می دهد .

بخش دوم صفات کلاس ( attributes ) را نشان می دهد. یک صفت قطعه­ای از اطلاعاتی است که با یک کلاس مرتبط می باشد . مثلا ً کلاس حساب ( account ) شامل سه صفت است . Account Number ( شماره حساب ) ، PIN , Balance ( تراز ) . آخرین بخش شامل عملگرهای کلاس ( Operations ) می باشد. یک عملگر تعدادی رفتار است که توسط کلاس آماده خواهد شد . کلاس حساب ( account ) شامل چهار عملگر است . Open ( باز کردن) ،Withdraw Funds ( برداشت وجوه ) Deduct Funds ( واریز وجوه ) و Verify Funds ( تأیید موجودی ) برای کلاس حساب ( Account ) ، Private ( خصوصی ) هستند .

برنامه نویسان از نمودارهای Class استفاده می کنند تا که کلاسها را به طور واقعی تولید نمایند. ابزارهایی مانند Rose چارچوب کلاسها را تولید می کنند، سپس برنامه نویس جزییات را در زبان انتخابی خود نشان می دهند . تحلیلگران از نمودارهای کلاس استفاده می کنند تا جزییات سیستم را نشان دهند . همچنین طراحان به نمودارهای Class نگاه می کنند تا طرح سیستم را ببینند .

اگر یک کلاس شامل چند تابع باشد ، یک معمار می تواند این را در نمودار Class دیده و توابع را به چند کلاس بشکند . نباید هیچ وابستگی بین کلاسهایی که با یکدیگر ارتباط دارند وجود داشته باشد . یک طراح یا برنامه نویس نیز می تواند این را ببیند. نمودارهای Class برای این ایجاد شده­اند تاکلاسهایی را نشان دهند که با هم در هر use case کار می کنند و نمودارهای جامع ( Comprehensive ) شامل کل سیستم یا زیر سیستم را می توان به همین ترتیب ایجاد نمود.

نمودارهای حالت ( State Transition Diagrams )

نمودارهای حالت ( ما به آن نمودار حالت می گوییم ) راهی را آماده می کنند تا حالتهای مختلف یک آبجکت را مدل کنند در حالیکه نمودارهای Class یک تصویر ثابت از کلاسها و وابستگی آنها را نشان می دهند. نمودارهای حالت استفاده می شوند تا بیشتر رفتارهای پویای یک سیستم را نمایش دهند. یک نمودار حالت رفتار یک آبجکت را نشان می دهد . مثلاً یک حساب بانکی می تواند به چندین حالت متفاوت وجود داشته باشد . می تواند باز شود، بسته شود یا به طور اضافی ( بیشتر از موجودی ) از حساب برداشته شود. یک حساب ممکن است در هر یک از این حالتها، به طور متفاوتی رفتار کند. از نمودارهای حالت برای نشان دادن این اطلاعات استفاده می شود.

در این نمودار می توانیم حالتهای مختلف یک حساب را ببینیم . همچنین می توانیم ببینیم که چگونه یک حساب از یک حالت به حالت دیگر منتقل می شود. مثلاً وقتی یک حساب باز است و مشتری درخواست بستن رخداد می دهد چیزی است که موجب می شود یک انتقال از حالتی یه حالت دیگر صورت گیرد .

در حالت ویژه start state ( حالت شروع ) و stop state ( حالت پایان ) وجود دارد . حالت شروع با یک دایره توپر سیاه در روی نمودار نمایش داده شده است و نشان می دهد چه حالتی از آبجکت در ابتدا ایجاد شده است . حالت پایانی بوسیله یک خال هدف نمایش داده شده است و نشان می دهد که آبجکت درست قبل از اینکه از بین برود، در چه حالتی می باشد. بر روی یک نمودار حالت ، فقط و فقط یک حالت شروع وجود دارد ، در حالی که شما می توانید حالت پایانی نداشته باشید، یا اینکه هر چند حالت پایانی که نیاز دارید را داشته باشید.

ممکن است زمانی که آبجکت داخل یک حالت ویژه است چیزهای مشخصی اتفاق بیفتد . در مثال ما وقتی که از یک حساب ، زیادی برداشت می شود، یک اخطار به مشتری فرستاده می شود . پردازشهایی که در حالت مشخصی از آبجکت اتفاق می افتند actions نامیده می شوند.

نمودارهای حالت برای هر کلاسی ایجاد نمی شوند. آنها فقط برای کلاس های پیچیده استفاده می شوند. اگر آبجکتی از یک کلاس می تواند در چندحالت وجود داشته باشد و در هر حالت خیلی متفاوت رفتار نماید، ممکن است بخواهد یک نمودار حالت برای آن ایجاد کنید .

بسیاری از پروژه ها اصلاً به این نمودارها نیازی ندارند. اگر آنها ایجاد شده­اند ، برنامه نویسان از آنها در زمان تولید کلاسها استفاده می کنند. نمودارهای حالت فقط برای مستندسازی ایجاد شده­اند. وقتی شما از روی مدل Rose خود کُد را ایجاد می کنید ، کُد از روی اطلاعات روی نمودارهای حالت ایجاد نخواهد شد .

اگر چه add – ins در Rose برای سیستم­ها بلادرنگ ( real time ) وجود دارد، که می تواند کُد قابل اجرا را بر پایه نمودارهای حالت تولید نماید .

نمودارهای اجزاء ( Component Diagrams )

نمودارهای Component یک دید فیزیکی از مدلتان را به شما نشان میدهد . یک نمودار Component اجزای نرم­افزاری سیستم شما و روابط بین آنها را به شما نشان می دهد . دو نوع Component در نمودار وجود دارد، Component های قابل اجرا و کتابخانه کُد .

در Rose ، هر یک از کلاسهای موجود در مدل به یک Component کُد منبع نگاشت شده­اند . اولین باری که Component ها ایجاد می شوند ، آنها به نمودار Component اضافه می گردند . سپس وابستگی های میان Component ها کشیده می شود . وابستگیهای Component ، وابستگیهای زمان اجرا و زمان ترجمه میان Component ها را نشان می دهد .

هر کلاس در نمودار Component های خودش نگاشته شده است . مثلاً کلاس ATM screen به یک Component به نام ATM Screen نگاشته شده است . کلاس ATM Screen همچنین به یک Component دوم ATM Screen نگاشته شده است . این دو Component عنوان و بدنه کلاس ATM Screen را نمایش می دهند. Component سایه دار یک Package Specification ( مشخصات بسته ) نامیده شده است .

این Component بدنه فایل ( .cpp ) کلاس ATM Screen را در c++ نمایش می دهد . Component غیر سایه دار نیز یک Package Specification ( مشخصات بسته ) نامیده شده است . Package Specification ، فایل ابتدایی برنامه (.H) کلاس c++ را نمایش می دهد. Component که ATM . exe نامیده شده یک مشخصات وظیفه است و یک نخ از پردازش را نمایش می دهد. دراین مورد نخ پردازش ، برنامه قابل اجرا می باشد.

Component هایی که با خط چین به هم وصل شده­اند وابستگی روابط بین آنها را نشان میدهد. مثلاً کلاس Card Reader به کلاس ATM Screen وابسته است . به این معنی که کلاس ATM Screen باید موجود باشد تا کلاس Card Reader ترجمه شود . فایل اجرایی ATM Client . exe اولین باری که همه کلاسها ترجمه شده­اند می توان ایجاد شده باشد . مثال ATM دو نخ پردازش دارد. بنابراین به دو صورت قابل اجراست . یک مجموعه اجرایی ATM Client شامل ATM Screen , Card Reader , Cash Dispenser می باشد . دومین مجموعه اجرایی ATM Server شامل Component حساب است .

یک سیستم بسته به تعداد زیر سیستم ها یا قابلیت اجرایی می تواند چندین Component داشته باشد . به طور عمومی ، بسته ها مجموعه­ای از آبجکت ها هستند. در این مورد بسته ها مجموعه­ای از Component ها می باشد. ATM شامل دو بسته است : ATM Client و ATM Server

نمودارهای Component بوسیله هر شخصی که مسئول تنظیم و تدوین سیستم است ، استفاده می شود .

نمودارها این ویژگی را بیان می نمایند که به چه منظوری نیاز به کامپایل Component ها وجود دارد . همچنین نمودار نشان خواهد داد که چه Component هایی در زمان اجرا بعنوان نتیجه کامپایل ایجاد خواهند شد . نمودارهای Component ، نگاشته شدن کلاسها به اجزای اجرا شده را نشان میدهد. این نمودارها در جایی که تولید کُد تمام شده است رسم می شوند .


رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران

عنوان پژوهش بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران است چون ازدواج و زناشویی و همینطور رضایت زناشویی بر بهداشت روانی و سلامت فردی زوجین بسیار تأثیر دارد و این کار که آیا رابطه بین ویژگی شخصیتی زنان با میزان رضایت مندی زناشویی وجود دارد ضرورت طرح این پژوهش را مطرح می کند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 46 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران خلاصه پژوهش:

عنوان پژوهش بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران است.

چون ازدواج و زناشویی و همینطور رضایت زناشویی بر بهداشت روانی و سلامت فردی زوجین بسیار تأثیر دارد و این کار که آیا رابطه بین ویژگی شخصیتی زنان با میزان رضایت مندی زناشویی وجود دارد ضرورت طرح این پژوهش را مطرح می کند.

این پژوهش بر آن است تا ببیند که تیپ های شخصیتی زنان تا چه اندازه بر رضایت زناشویی آن ها کمک می کند و بر این اساس ما در این پژوهش 4 فرضیه داریم که عبارتند از:

1-بین میزان شخصیت برون گرای با ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

2-بین میزان شخصیت برون گرای بی ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

3-بین میزان شخصیت درون گرای باثبات و رضایت مندی رابطه وجود دارد.

4-بین میزان شخصیت درون گرای بی ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع زمینه یابی است.

جامعه مورد مطالعه ما در این پژوهش زنان متأهل 25 الی30 شهر تهران می باشد که 30 نفر از آنان به عنوان نمونه از روش خوشه ایی چند مرحله ایی به صورت محله، خیابان، کوچه، پلاک و شخص است.

ابزار اندازه گیری متغیرهای این پژوهش پرسشنامه شخصیت آیزنگ بود که از روایی و پایایی لازم برخوردار است و به وسیله دکتر محمدنقی براهنی استاندارد شده است.

و از آزمون رضایت مندی زناشویی ENRICH هم استفاده به عمل رفته است ک این آزمون هم به صورت استاندارد شده است و هم از روایی و پایایی لازم برخوردار است که نمرات خام هر آزمودنی با استفاده از جدول فرم به نمرات استاندارد تبدیل گردید و این نمرات توسط مجذور خی (x2 ) مورد بررسی قرار گرفت. که نتایج به دست آمده در این پژوهش به این صورت بود که فرضیه های احتمالی در این تحقیق رد شده و فقط فرضیه شماره 2 (شخصیت برون گرای بی ثبات) تایید شد و در کل بین ویژگی های شخصیتی زنان و رضایتمندی زناشویی رابطه چندانی وجود ندارد و عوامل دیگری در این امر دخیل هستند.


مقدمه:

همه چیزهایی را که تاکنون به دست آورده اید تمام چیزهایی را که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما میتواند تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت های افرادی که با آن ها تعامل دارید قرار بگیرید (شولتز، ترجمه سید محمدی 1379).

برای این که شخصیت راتعریف کنیم می توانیم به منبع آن نگاهی بینداریم. شخصیت از واژه persona «پرسونا» گرفته شده است که به نقابی اشاره دارد که هنرپیشه ها در نمایش به صورت خود می زدند. پی بردن به این که چگونه پرسونا به ظاهر بیرونی اشاره دارد یعنی چهره علنی که به اطرافیان نشان می دهیم آسان است. بنابراین بر اساس ریشه این کلمه ممکن است نتیجه بگیریم که شخصیت به ویژگی های بیرون و قابل مشاهده اشاره دارد. جنبه هایی که دیگران می تواند آن ها را ببینند، پس شخصیت ما در قالب تأثیری که به دیگران می گذاریم، یعنی آنچه به نظر می رسد که باشیم تعریف می کند. «شخصیت جنبه آشکار منش فرد به گونه ایی که بر دیگران اثر می گذارد است».

اما آیا هنگامی که واژه شخصیت را به کار می بریم، تمام منظورمان این است؟ آیا فقط در باره آنچه می توانیم ببینیم یا حالتی که دیگری به نظر ما می رسد حرف می زنیم؟ آیا شخصیت تنها به نقابی که بر چهره می زنیم و نقشی که بازی می کنیم اشاره دارد؟ مطمئناً وقتی از شخصیت حرف می زنیم منظورمان چیزی بیش از آن است. مقصود ما در نظر داشتن بسیاری از ویژگی های فرد است. کلیت یا مجموعه ای از ویژگی های مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی، فراتر می رود. این واژه تعداد زیادی از ویژگی های ذهنی اجتماعی و هیجانی را نیز در برمی گیرد. ویژگی هایی که ممکن است نتوانیم به طور مستقیم ببینیم که شخص امکان دارد آن ها را از ما مخفی نگه دارد یا ممکن است ما سعی کنیم آن ها را از دیگران مخفی کنیم. (شولتز، ترجمه سیدمحمدی، 1379).

در تعریف شخصیت باید چند نکته را در نظر گرفت. نخست هر شخص بیگانه و بی همتا ست زیرا هیچ دو فردی از نظر خلق، علایق، رفتار و دیگر ویژگی های شخصیتی کاملاً یکسان نیست. دوم اینکه افراد و موقعیت ها به شیوه های یکسان رفتار نمی کنند. رفتار شخص ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت باشد. سوم، گرچه هر فرد یگانه و به همتاست و رفتارش در همه موقعیت ها کاملاً یکسان نیست امّا در رفتار آدمی وجه اشتراک قابل ملاحظه ایی وجود دارد. به عبارت دیگر هر چند در جزئیات رفتار آدمی تفاوت هایی دیده می شود امّا بیشتر مردم الگوهای رفتاری نسبتاً ثابت دارند. توصیف ویژگی های شخصیتی ممکن است به ما امکان دهد که افراد را به گونه ایی طبقه بندی کنیم که برخی از الگوهای مهم رفتاری آنان به دقت قابل توصیف باشد (پاشا شریفی، 1376).

اما یکی از طبقه بندی هایی که از ویژگی های شخصیت وجود دارد درون گرایی و برون گرایی بوده که توسط اکثر روانشناسان به گونه های مختلف بیان شده است. افرادی که در ویژگی های شخصیت برون گرایی طبقه بندی می شوند افرادی هستند اجتماعی که شرکت در مجالس را دوست دارند، این افراد دوستان زیادی دارند، آن ها نیاز به این دارند که با مردم صحبت کنند، مطالعه و خواندن را در تنهایی دوست ندارند، طالب هیجان اند، فرصت ها را مغتنم می شمارند لحظه ایی عمل می کنند و کلاً افرادی تکانشی هستند. بذله گویی را دوست دارند و به طور کلی تغییر را دوست دارند. سهل گیر، بی احتیاط و خوش بین هستند. این افراد ترجیح می دهند تحرک داشته باشند و کاری انجام دهند . تمایل به پرخاشگری در افراد برون گرا بیش تر است و به سرعت عصبانی می شوند معمولاً کنترلی بر روی احساسات خود ندارند و همشه افراد قابل اعتمادی نخواهند بود.

اما فرد درون گرا ساکت به نوعی کناره گیر ودرون گراست و به جای صحبت با مردم دوست دار کتاب است، به جز دوستان با دیگران کمتر می جوشد، تمایل به این دارد که از قبل نقشه داشته باشد، قبل از اقدام به آینده می اندیشد، به تکانشهای لحظه ایی اعتماد ندارد، از هیجان خوشش نمی آید ، مطالب زندگی روزمره را جدی می گیرد ، زندگی مرتب و منزه را دوست دارد، احساسات خود را شدیداً کنترل می کند، به ندرت به شیوه پرخاشگرانه رفتار می کند و به آسانی از کوره در نمی رود، قابل اعتماد و تا حدودی بدبین است و به معیارهای اخلاقی ارزش زیادی قائل می شود. (لارنس ای ، ترجمه پروین 1374).

البته هر کس در زندگی روزانه اش گاه برون گرا و گاه درون گراست، یعنی گاه متوجه محیط خارج و تحت تأثیر آن است و گاه در خود فرو می رود و پیرامون خود التفات ندارد. هر کس در عرض روز گاه برون گراست و گاه درون گراست. پاره ایی از اشخاص به یکی از این دو حالت خو گرفته و بیش تر اوقات خود را در آن حالت می گذرانند و این رو برون گرایی و درون گرایی صفت ممیزه آن ها می گردد و این صفت به شخصیت آن ها رنگ مخصوص می زند و در رفتارشان به صراحت انعکاس پیدا می کند. (سیاسی، 1371).


بیان مسئله:

رضایت زناشویی از عمده مسائل مطرح شده در روانشناسی خانواده است و عدم رضایت زناشویی یکی از نگرانی های عمده کسانی است که یا در پی درمان می آیند یا برای پایان دادن به ارتباط زناشویی خود اقدام می کنند. (بوت واد وواردرز، 1985 لاسول و لاسول، 1991).

معمولاً تحقیقات برای بررسی رضایت زناشویی در سنین مختلف کم می باشد و هنوز در این زمینه ابهاماتی وجود دارد، لذا تحقیق در این زمینه ضروری است.

هدف و پژوهش:

1-کشف و شناخت رابطه ویژگی های شخصیتی زنان و میزان رضایتمندی زناشویی آن ها.

2-پیش بینی رضایتمندی زناشویی از روی ویژگی های شخصیتی افراد.

اهمیت و ضرورت پژوهش:

چون ازدواج زناشویی و همین طور رضایت زناشویی بر بهداشت روانی و سلامت فردی زوجین بسیار تأثیر دارد و شناخت بیش تر در مورد این مسئله که که آیا ویژگی های شخصیتی زنان رابطه ایی با رضایت زناشویی دارد یا خیر می تواند بر این مهم بسیار کمک کند و ضرورت طرح این پژوهش را مطرح کند.

فرضیه پژوهشی:

- بین میزان برون گرای با ثبات و رضایتمندی زناشویی رابطه وجود دارد.

- بین میزان برون گرای بی ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

- بین میزان درون گرای با ثبات و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.

- بین میزان درون گرای بی ثبات و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.

تعریف متغیرهای پژوهش:

شخصیت: الگوی منحصر به فرد و نسبتاً پایدار افکار، احساس ها و اعمال به عبارت دیگر شخصیت شما مشخص می کند که به عنوان یک فرد چگونه با سایر افراد تفاوت دارید واین که کدام الگوهای رفتاری معرف شما هستند. (هافمن، ترجمه دکتر نقشبندی، 1379).

ویژگی های شخصیت: اصطلاح ویژگی های شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می شود.

رضایت زناشویی: رضایت زناشویی که به تبع درک صحیح زوجین از همدیگر و تفاهم موجود بین آن دو حاصل می شود عبارت است از خوشنودی نسبی یا کامل طرفین از طرز رفتار، عملکرد، نحوه برخورد با یکدیگر و مشارکت آن ها در تمامی امور مربوط به زندگی مشترک.

تعریف عملیاتی:

منظور از ویژگی های شخصیتی در این پژوهش نمره آزمودنی شخصیت آیزنک 57 سؤالی ایران است که شامل برون گرایی که با مقیاس E آزمون و ثبات هیجانی با مقیاس N نشان داده می شود در گروهی از خانم هایی که حداقل 5 سال از زندگی زناشویی آن ها گذشته است و منظور از رضایت زناشویی در این پژوهش نمره آزمودنی در آزمون زناشویی ENRICH با همان شرایط فوق است.

فصل دوم

تیپ شناسی شخصیت و نظریه صفات:

نظریه صفات از جمله نظریه هایی است که تأثیر بسیاری بر تحقیق و نظریه در شخصیت داشته است و فرض اصلی این دیدگاه این است که پاسخ های متفاوت انسان ها به موقعیت های خاص به دلیل آمادگی های شخصی است که در آن ها موجود است به این آمادگی ها صفات گفته می شود به عبارت دیگر افراد را می توان با توجه به این طرز و رفتار خاص آن ها شناسایی و توصیف کرد. مثلاً این احتمال است که انسان موجودی معاشرتی و صمیمی باشد و یا سلطه جو و با جرأت، افرادی که برای این طرز رفتار آمادگی بیش تری د ارند در این صفات زیاد درجه بندی می شوند. اگر چه این نظریه پردازان در تعیین صفاتی که شخصیت انسان را تشکیل می دهد از یکدیگر متفاوتند ولی همگی بر این باورند که این صفات پایه های اصلی شخصیت انسان را تشکیل می دهد. (لارنس ای، ترجمه پروین، 1374).

نظریه صفات- تیپ تحلیل عاملی هانس، جی آیزنک (1916):

در نظریه صفات شخصیت انسان ساختار طبیعی دارد و با تحلیل عاملی می توان آن ها را انمایان کرد. اگر متغیرها و پاسخ آزمون ها با یکدیگر همانند باشد، یعنی حضور و عدم حضور آن ها همراه باشد، می توان این طور نتیجه گرفت که بین این دو زمینه های مشترکی موجود است و آن ها به یک واحد کارکردی شخصیت متعلق اند. تحلیل عاملی فرض را بر این می گذارد که رفتارهای همانندی با یکدیگر مرطبتند و بنابراین پیوستگی ها یا عناصر طبیعی یک شخصیت را مشخص می کند. این فرآیند سپس بر عواملی منجر می شود که صفات نام دارد. این نامگذاری با توجه به ویژگی های مشترک پرسش ها یا رفتارهایی است که با یکدیگر مرتبط اند. آیزنک با استفاده از شیوه های آماری دیگر به ابعاد اصلی یا زمینه های این عوامل یا صفات نیز دست یافت به ابعاد اصلی تیپ گفته می شود.

بنابراین می توان برای مثال صفاتی چون اجتماعی بودن، تکانشی بودن، فعالیت، سرزندگی و تحرک پذیری در زیر عنوان مفهوم برون گرا در یک گروه جمع کرد. البته اگرچه در این جا از اصطلاح تیپ استفاده می شود باید توجه داشت که در واقع این اصطلاح دارای دو حد نهایی بالا و پایین است و افراد ممکن است در نقاطی بین این دو حد قرار گیرند.

به نظر آیزنک معمولاً فرد برون گرا فردی است، اجتماعی، علاقمند به میهمانی، دارای دوستان فراوان و طالب هیجان که بدون تفکر و اندیشه به صورت تکانشی عمل می کند. به نظر می رسد که دو جنبه از این صفت یعنی اجتماعی بودن و تکانشی بودن را می توان تا حد زیادی از یکدیگر جدا در نظر گرفت ولی درعین حال آنقدر با یکدیگر مرطبتند که هر دو را تحت عنوان برون گرا آورد. فرد درون گرا برخلاف خصوصیات بالا فردی است آرام ، درخود فرورفته، خوددار وتأملی که به احساسات اعتماد نمی کند و زندگی با نظم و قاعده را بر زندگی بر مبنای شانس و خطر ترجیح می دهد. آیا تفاوت های عمده و معنی دار دیگری در رفتار افراد وجود دارد که با نظرات درون گرایی و برون گرایی مرتبط باشد؟

مرور جدیدی که در این مورد شده است یافته های جانبی را در اختیار ما می گذارد. برای مثال درون گرایمان در مقایسه با برون گرایان به درد حساس و زود خسته می شوند. هیجان در عملکرد آن ها تأثیر می گذارد و سرانجام این که دقیق تر ولی کندتر عمل می کنند.سایر تفاوتهای مشاهده شده بین این دو گروه به شرح زیر است:

1) درون گرایان در مدرسه موفق تر عمل می کنند این موفقیت به خصوص در درسهای پیشرفته تر آشکار است. همین طور دانشجویانی که به دلیل درسی ترک تحصیل می کنند بیش تر برون گرا هستند ولی افرادی که به دلیل روانی از تحصیل باز می مانند درون گرا هستند.

2) برون گرایان ترجیح می دهند که تعطیلات را با دیگران بگذرانند در حالی که درون گرایان تعطیلات را به تنهایی به پایان می رسانند. برون گرایان به دنبال تغییر و تحول در شغل روزمره هستند در حالی که درون گرایان نیاز چندانی به تغییر احساس نمی کنند.

3) برون گرایان شوخی های تند و زننده را دوست دارند در حالی که درون گرایان شوخی های روشنفکرانه مانند استفاده از کلمات و لطیفه های ظریف را می پسندند.

4) برون گرایان در مقایسه با درون گرایان از لحاظ جنسی فعالترند.

5) برون گرایان تلقین پذیرتر از درون گرایان هستند. (لارنس ای، ترجمه پروین 1374)

ابعاد شخصیت از دید آیزنک:

آیزنک تیپ های شخصیتی را به دو صورت گروه های مستقل و مجزا از هم که بتوان مردم را بر اساس آن ها طبقه بندی کرد تفسیر نمی کند بلکه معتقد است که تیپ های شخصیتی به شکل ابعاد به هم پیوسته هستند که در راستای آن مردم با هم تفاوت دارند. همان طوری که یک صفت کم و بیش می تواند معرف خصوصیات یک فرد باشد همچنین می تواند به عنوان یک تیپ شخصیتی هم شود. درون گرایی و برون گرایی این امر بی شباهت به بعد میزان؟ که دو حد نهایی غول آسا و کوتوله وجود دارد اما تعداد بسیار کمی از مردم در هر یک از این دو انتخاب قرار می گیرند. (راس آلن، ترجمه جمالفر 1374)

تیپ های روان شناختی یونگ:

یونگ هشت تیپ روان شناختی را بر اساس تعامل دو نگرش و کارکرد معرفی کرد.

1) تیپ برون گرای متفکر: که به طور جدی منطقی، عینی، متعصب و طبق مقررات جامعه زندگی می کند.

2) تیپ برون گرای احساسی: به سرکوب شیوه تفکر و عاطفی بودن زیاد تمایل دارد این افراد عاطفی، حساس، معاشرتی، بیش تر خاص زنان است تا مردان.

3) تیپ برون گرای حسی: اجتماعی، لذت جو، انعطاف پذیر این افراد بر لذت و شادی و بر جستجوی تجربه های جدید تمرکز دارند.

4) تیپ برون گرای شهودی: موفقیت را در کسب و کار و سیاست می بینند. زیرا توانایی زیادی برای بهره برداری از فرصت ها دارد. خلاق، قادر به برانگیختن دیگران و غنیمت شمردن فرصت ها.

5) درون گرای متفکر: بیش تر به اندیشه ها علاقمند است تا مردم، با دیگران به خوبی کنار نمی آید و در انتقال افکار مشکل دارد.

6) تیپ درون گرای احساسی: تفکر عمیق را سرکوب می کند، تودار، خوددار با این حال قادر به داشتن عواطف عمیق.

7) تیپ درون گرای حسی: بی تفاوت، آرام و بریده از دنیای روزمره به نظر می آید در ظاهر بی اعتنا و خشک است و وجود خود را در فعالیت های هنر شناختی ابزار می کنند.

8) تیپ درون گرای شهودی: بیش تر در ارتباط با ناهشیار هستندتا واقعیت روزمره، چنان با دقت بر شهود تمرکز دارد که افراد این تیپ تماس کمی با واقعیت دارند. (شولتز، ترجمه سید مهدی 1379)

نوروفیزیولوژی برون گرایی و درون گرایی:

آیزنک یک فرضیه مسلم نوروفیزیولوژیکی مطرح می سازد که باید با انتقال تکانشهای عصبی انجام شود انتقال این تکانش ها از یک نورون به نورون دیگر را آیزنک برانگیختگی می نامد. بلوکه شدن چنین انتقال ها را آیزنک بازداری می نامد. پراکندگی اصطلاحی است که وی برای کاهش احتمالی اثر یک تکانش انتقال یافته از آن استفاده می کند. بر اساس نظریه آیزنک برون گراها افرادی هستند که در آن ها برانگیختگی به آرامی و به طور ضعیف صورت می گیرد در حالی که بازداری در آن ها به سرعت و به طور قوی اتفاق می افتد و اثر آن به آرامی پراکنده و از بین می رود. برعکس درو نگراها افرادی هستند که برانگیختگی در آن ها به سرعت و به طور قوی ایجاد می شود در حالی که بازداری به آرامی و به طور ضعیف ایجاد شده و اثر آن به سرعت پراکنده و از بین می رود.

فرضیه های مبتنی بر این صورت بندی بارها مورد تأیید قرار گرفته است به عنوان مثال برون گراها و درون گراها به طور متفاوت نسبت به داروهایی که بر عملکرد عوامل انتقال دهنده عصبی تأثیر می گذارد واکنش نشان می دهد. داروهای کند ساز موجب می شوند که درون گراها خیلی شبیه به برون گراها رفتار کنند در حالی که داروهای محرک باعث می شوند که برون گراها خیلی شبیه به درون گراها رفتار کنند. (راس آلن، ترجمه جمالفر 1374)


بررسی و شناخت عوامل مرتبط با خانه گریزی نوجوانان به منظور کاهش آسیب های اجتماعی مرتبط با آن

یاریگری و حمایتی قوی وجود دارد ، ولی در کشور ما دختری که از خانه فرار می کند از ترس دستگیری ، بازداشت ، زندان و یا حتی بازگرداندن به منزل از دست سیستم قضایی نیز فرار می کند و از تماس با موسسات اجتماعی خودداری می کند
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 149 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 142
بررسی و شناخت عوامل مرتبط با خانه گریزی نوجوانان به منظور کاهش آسیب های اجتماعی مرتبط با آن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

یاریگری و حمایتی قوی وجود دارد ، ولی در کشور ما دختری که از خانه فرار می کند از ترس دستگیری ، بازداشت ، زندان و یا حتی بازگرداندن به منزل از دست سیستم قضایی نیز فرار می کند و از تماس با موسسات اجتماعی خودداری می کند.

پس بهتر است قبل از آنکه شاهد پیامدها و بحرانهای اجتماعی ، فرهنگی و روانی این مسئله باشیم و قبل از آنکه پیامدهای آن ، کیان روابط انسانی و خانوادگی و امنیت روانی و اخلاقی جامعه را به خطر اندازد ، متخصصان و برنامه ریزان طرحی نو در افکنند تا با این مسئله برخورد درست صورت گیرد.از طرفی دختران فراری واقعیت امروز جامعه ما هستند.به نظر می رسد که می توان با تقویت و گسترش نهادهای یادیگری و مدد کاری و.... از پیامدهای آن کاست.

بیان مسئله

دختران فراری عموماًً کسانی هستند که به دلایل گوناگونی مانند ، اعتقاد به اینکه در خانواده به آنان بی توجهی شده است ، یا تحت تاثیر ساز و کارهای روانی برای رسیدن به امنیت روانی و رهایی از سلطه ی والدین ، در پی یافتن قدرتی شایسته بر می آیند تا با تسلیم شدن و اطاعت از آنان ، نگرانی و اضطراب درونی خود را کاهش دهند.

شاید بتوان گفت : دختران فراری از گروه افرادی هستند که در خانه احساس امنیت نمی کنند و پنداشت صحیحی از اوضاع و احوال بیرون از خانه ندارند ، اینان زمانی به اشتباه خود پی می برند که در بیرون از خانه مورد سو استفاده قرار می گیرند و موقعیت برای بازگشت آنان مشکل تر می شود.

فرار از خانه تقریباً در همه کشورها صورت می گیرد و از آن به عنوان یک معضل خانوادگی- اجتماعی نام برده می شود.اما چیزی که شایان ذکر است این که فرار دختران بیش از پسران گزارش شده است.بدیهی است فرد فراری اگر دختر باشد احتمال بیشتری دارد که وضعی ناگوارتر از هر پسر فراری داشته باشد.از این رو به فرار دختران بیشتر تاکید می گردد.

در فرار دختران از خانه عوامل بسیار گوناگونی نقش دارد مانند : عوامل اقتصادی ، فرهنگی ، خانوادگی و... البته می توان گفت مشکلات رفتاری هم می تواند در روابط اعضای خانواده تاثیر بسزایی داشته باشد.با توجه به اینکه خانواده ها حقوق مساوی برای فرزندان دختر و پسر خود قائل نیستند.اما بطور معمول حمایت و مراقبت بیشتری درباره دختران معمول می دارند.بعضی از خانواده ها بدون آگاهی دادن به دختران و تبیین علت مراقبت والدین فقط به شدت نسبت به آنان سختگیری می کنند و آنها را مورد محدودیت های مختلف قرار می دهند و گاه کوچکترین رفتار آنان را مورد تنبیه قرار می دهند و در بسیاری از موارد حفظ و مراقبت از آنان را با خشونت در هم می آمیزند و تعصب والدین به منبعی برای ایجاد اختلاف با دخترانشان تبدیل می شود و هنگامی که دختران از وضعیت پیرامون خود مطلع می شوند و در زمانی که بیش از حد تحت فشار باشند می گریزند.

اما همانطور که عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل فرار از خانه باشد توجه بیش از حد والدین و در اختیار بودن امکانات رفاهی فرد و داشتن آزادی مطلق هم می تواند مسائلی را به بار آورد.

اشتغال والدین و عدم حضور آنها باعث می شود که کنترلی بر روی رفتار اعضای خانواده نداشته باشند و همین امر نیز باعث فرار می شود.به نظر بسیاری از صاحب نظران مهمترین علت عمده فرار از خانه عامل اقتصادی و یا همان (فقر) است.

مارکس معتقد است که جنایت ، فحشا ، فساد و فرار از خانه در درجه نخست ناشی از فقر است که زاییده سیستم سرمایه داری است.بدین سان که عده معدودی با در اختیار گرفتن وسایل تولید ، ثروت ها را بطور نامساوی قسمت می کنند و تناقضات را پدید می آورند و تحت تاثیر این عقاید امروزه بسیاری از پدیده های جامعه را به چگونگی وضع اقتصادی نسبت می دهند.

اما اجتماع را نیز نمی توان نادیده گرفت که بی شک یکی از عوامل لغزش جوانان است.

طبق نظریه ساترلند در مورد اجتماع ، انتقال فرهنگی عموماًً در فرد از طریق گروههایی نظیر دوستان یا خانواده آموخته می شود که می تواند زمینه ی انحرافات در فرد شکل گیرد.

اما اسگودنیز معتقد است ، هر چقدر میزان گذران جوان و فرد با گروههای همسن خود بیشتر باشد فرد همانند آنها می شود و برای کسب احترام در گروه به رفتارهای ضد اجتماعی تشویق می شوند و با عضویت در این گروهها ارزشهای نادرست از جمله برخورد با امر و نهی والدین و .... در آنها تقویت می شود.

اما کیدکران معتقد است که انزوا و فقدان نظارت و کنترل و کم ارزشی را به عنوان عامل اصلی فرار از خانه می داند و معتقد است والدینی که فرزندان آنها فرار می کنند حمایت کمتری از فرزندان خود به عمل می آورند.بی شک شهر نشینی افراد نیز به معضل فرار از خانه دامن زده است.به نظر می رسد بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روز افزون زندگی شهری فرصت ارتکاب جرایم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می کند اما شاید این علت به تنهایی کافی نباشد.

تقلید هم می تواند به نوبه خود سهم به سزایی را در کنار دیگر عوامل فراهم سازد ، این تقلید می تواند به طرق مختلف صورت می گیرد.

این تقلید می تواند از رفتار مجرمانه والدین صورت گیرد ، اما به نظر می رسد وسایل ارتباط جمعی نیز بی تاثیر نباشد ، فیلم هایی که به خاطر دستیابی به آرزوها و برقراری روابط عاشقانه میان جوانان مشوق آنها می شود.وسایل ارتباطی که شاید نوجوانان و یا جوانانی که هنوز به استقلال کاملی نرسیده اند آنها را به فرار از خانه تشویق می کنند.

اما مهمترین عاملی که بیشترین تاثیر را دارد خانواده است.خانواده هایی که دختران را به اجبار وادار به ازدواج می کنند ، خانواده هایی که فرزندان بسیاری دارند و کمی درآمدشان علتی می شود تا نیازهای متعدد فرزندشان برآورده نشود ، کسانی که از حضور ناپدری و نا مادری در خانه رنج می برند.... می تواند به معضل فرار از خانه تبدیل شود.

بیکاری و یا اشتغال هم از دیگر عواملی است که بر روی فرار از خانه می تواند تاثیر داشته باشد.البته دورکیم هم عامل انحرافات و بزهکاری را فقر و بیکاری می داند و نیز تغییر ارزشها را به عنوان یک عامل تهدید آمیز برای جامعه بیان می کند.

معضل فرار از خانه در هر طبقه اجتماعی می تواند اتفاق بیافتد و همچنین می تواند اثراتی را بر روی جامعه و خانواده بگذارد.

البته مسئله خانه گریزی بنابر انگیزه افراد با هم متفاوت است.بعضی از افراد فرار می کنند تا به تمایلات و خواسته های خود برسند و بعضی دیگر به این علت که خود را از تمامی قید و بندهای زندگی رها کنند.

طلاق و اثراتی که بر روی خانواده و فرزندان می گذارد ، کشمکش ها و جدال هم از دیگر علت های خانوادگی است که می تواند به عاملی برای فرار از خانه تبدیل شود.

اما واقعاً چگونه می توان این معضل اجتماعی را حل نمود؟

بنابر نظر دورکیم ، کاری را به خاطر جرم بودن محکوم نکنیم بلکه از آن جهت که آن را محکوم می کنیم جرم تلقی می شود.

اهداف پژوهش :

اهداف کلی :

بررسی و شناخت عوامل مرتبط با خانه گریزی نوجوانان به منظور کاهش آسیب های اجتماعی مرتبط با آن

اهداف جزیی :

الف) بررسی و شناخت عوامل اقتصادی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند : فقر ، افزایش بیکاری در جامعه پایین بودن سطح درآمد و....

ب) بررسی و شناخت عوامل اجتماعی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند : رشد سریع شهر نشینی ، وجود دوستان ناباب ، رشد سریع جمعیت و...

ج) بررسی و شناخت عوامل فرهنگی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند الگو برداری از برنامه های رسانه ی تصویری مانند ماهواره ، سست شدن بنیان های اساسی خانواده ، ناهماهنگی میان ارزش های فرهنگی و...

د) بررسی و شناخت عوامل خانوادگی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند : طلاق والدین ، بزهکار بودن والدین ، محدودیت های شدید خانواده و....

اهمیت موضوع پژوهش

نظری :

با توجه به ضعف مطالعات در این زمینه و از آنجایی که تحقیقاتی جامع در مورد فرار از خانه صورت نگرفته است پس ما باید نسبت به معضل فرار از خانه آگاه شویم و پیامدهای ناشی از این اقدام را بشناسیم.

با توجه به اینکه هر روز تعداد دخترانی که از خانه می گریزند افزایش می یابند پس ما باید نسبت به این معضل دید وسیعی را به کار گیریم تا بتوانیم تا حدودی این مسئله را کاهش دهیم.

کاربردی :

بررسی معضل فرار از خانه باعث می شود عوامل موثری که بر روی آن تاثیر می گذارد را بشناسیم تا بتوانیم با این معضل اجتماعی مقابله کنیم.اما نه تنها باید خانواده و فرد را از این معضل آگاه کنیم بلکه باید جامعه را به حدی برسانیم تا مسئله خانه گریزی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و تمام توان خود را در این راه بر این مسئله معطوف کند.

بی شک خانواده مطمئن ترین کانون زندگی برای تمامی افراد است و همچنین تعامل با والدین شیرین ترین تعاملات برای افراد است.

پس تردیدی نیست که آسیب دیدگان امروز ، آسیب دیدگان فردا خواهند بود و وقتی جامعه ی امروز نوجوانان خود را دچار آسیب می کند پیش بینی می شود که همین جامعه فردا در معرض آسیب آنان خواهد بود.پس باید به معضل فرار از خانه بیشتر توجه نمود و آگاهی جوانان و خانواده را افزایش داد و باید طوری به این مسئله بنگریم که گویی کاهش دادن این معضل راهی را برای رشد و آگاهی فراهم کند.

در واقع حل معضل فرار از خانه می تواند مشکلات بسیاری را چه در جامعه و چه در خانواده برطرف نماید که جامعه را به سمت تعالی سوق دهد.

می توان از سخت گیری والدین کاست ، می توان اجتماع را برای افراد طوری مهیا نمود که افراد در آن احساس امنیت و آرامش کنند و...

پس باید سعی کرد تا مسئله خانه گریزی کاهش یابد و کمک نمود تا عوامل موثر بر خانه گریزی را بشناسیم تا بتوانیم با آن مقابله کنیم.


فرضیات پژوهش

1) به نظر می رسد بین خشونت خانگی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

2) به نظر می رسد بین آزادی مطلق نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

3) به نظر می رسد بین فقر نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

4) به نظر می رسد بین طلاق والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

5) به نظر می رسد بین اشتغال والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

6) به نظر می رسد بین بیکاری نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

7) به نظر می رسد بین شهرنشینی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

8) به نظر می رسد بین علت های خانوادگی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

9) به نظر می رسد بین محدودیت های مختلف نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

10) به نظر می رسد بین اجتماع نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

11) به نظر می رسد بین تقلید و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

12) به نظر می رسد بین انگیزه نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

13) به نظر می رسد بین ازدواج اجباری نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

14) به نظر می رسد بین تبعیض خانوادگی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

15) به نظر می رسد بین ارتباط جمعی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

16) به نظر می رسد بین اشتغال نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

17) به نظر می رسد بین مجرم بودن والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

18) به نظر می رسد بین رشد ناقص استقلال نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

19) به نظر می رسد بین ضعف نظارتهای اجتماعی و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

20) به نظر می رسد بین تغییر ارزشها و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

21) به نظر می رسد بین روابط عاشقانه نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

22) به نظر می رسد بین تعصب والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

23) به نظر می رسد بین همسالان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

24) به نظر می رسد بین حضور ناپدری و نامادری در خانواده نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

25) به نظر می رسد تعدد فرزند و کمی در آمد خانواده های نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

تعریف عملیاتی :

1) خشونت خانگی :

رفتاری است که با صفاتی نظیر نوع خشونت ، شدت خشونت ، مدت زمان خشونت قابل بررسی است که منظور من در این تحقیق نوع خشونت می باشد که از سه طبقه زیر خارج نیست.

خشونت با برخورد فیزیکی

خشونت با فحاشی

سایر خشونت

2) طلاق والدین

عملی است که با صفاتی نظیر جدا شدن ، مدت زمان جدا شدن ، نوع جدا شدن قابل بررسی است که منظور من در این تحقیق مدت زمان جدا شدن است که از سه طبقه زیر خارج نیست.

کمتر از 1 سال

از 1 تا 2 سال

از 2 سال و بیشتر


میزان تاثیر شبکه های فارسی زبان ماهواره بر جوانان

امروزه ماهواره وسیله ایست که کم کم جای خود را در اکثر خانواده ها پیدا کرده و در بسیاری از خانواده ها از این وسیله استفاده می شود از جمله فعالترین و پربیننده ترین بخشهای ماهواره را میتوان شبکه های فارسی زبان ماهواره دانست که اغلب در خانواده های ایرانی جایگاه خود را پیدا کردهوجود اختلاف نظر بین فرزندان و پدر مادر در دیدن و استفاده از انان در بین خان
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 89 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 117
میزان تاثیر شبکه های فارسی زبان ماهواره بر جوانان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

1-1)بیان مسئله

1-2)اهمیت موضوع

1-3) اهداف تحقیق

1-4) فرضیات تحقیق

1 – 1) بیان مسئله

امروزه ماهواره وسیله ایست که کم کم جای خود را در اکثر خانواده ها پیدا کرده و در بسیاری از خانواده ها از این وسیله استفاده می شود از جمله فعالترین و پربیننده ترین بخشهای ماهواره را میتوان شبکه های فارسی زبان ماهواره دانست که اغلب در خانواده های ایرانی جایگاه خود را پیدا کرده.وجود اختلاف نظر بین فرزندان و پدر مادر در دیدن و استفاده از انان در بین خانواده ها گاهی اوقات موجب تنش و تضاد می گردد

در این پزوهش سعی کردیم که نکات منفی و مثبت این شبکه ها را مورد بررسی قرار دهیم و با بررسی اجمالی فعالیتهای این نوع شبکه ها به برخی نکات مهم و اساسی در رابطه با فعالیتهای این شبکه هاو برخی از عوامل و عناصر گرایش به آنان به تحقبق بپردازیم.

1 – 2)اهمیت موضوع

امروزه وجود ماهواره اندک اندک به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است به این خاطر که عد م وجودفرهنگ مناسب در استفاده از آن باعث ایجاده تضاد ودوگانگی در خانواده ها شده است با توجه به اینکه این شبکه ها در جایگاه اطلاع رسانی و تهیه وتنظیم اخبار و اطلاعات قرار دارند و دامنه نفوذ آنان بسیار زیاد شده است به سادگی نمیتوان از کنارآنان گذشت و شایسته است که با اطلاع کافی از اهداف و انگیزه آنان به دبدن این شبکه ها مشغول بود.

1 – 3) تحقیق اهداف

هدف از این تحقیق بدست آوردن یک زمینه روشن فکری در برخورد با این نوع شبکه ها واینکه آیا کسانی که از این شبکه استفاده می کنند از آنها راضی هستند ویااین شبکه در بالا بردن سطح اطلاعات آنان کمک کرده یا اینکه به عنوان یک منبع خبری سالم به آن اعتماد دارند. همچنین ار جمله دیگر اهدهف این تحقیق بررسی علل وگرایش به شبکه ها و میزان تاثیرآنها بر مردم می باشد

1-4)فرضیات تحقیق

1- به نظر میرسد سطح تحصیلات افراد در گرایش آنان به ماهواره نقش دارد .

2- به نظر میرسد فارسی زبان بودن این شبکه ها در میزان گرایش افراد به آنها تاثیر دارد

3-به نظر میرسدعقاید مذهبی در میزان گرایش به این شبکه ها تاثیر دارد

4-به نظر میرسد این شبکه ها با وجود مخاطب زیاد تاثیر زیادی در بین مردم ندارند

فصل دوم

2 – 1) مقدمه

2 – 2)تاریخچه

2 – 3)ماهواره یا بشقاب های خانگی

2 – 4)فهرست منابع

2 – 1)مقدمه

و خداوند انسان را آفرید و از روح خود در کالبد او دمید و در تمام اعصار و قرون او را راهنمایی کرد و از دانائیهای خود او را بهره مند ساخت . به او اختراع و اکتشاف را اآموخت تا هماره راهگشای او در فراز و نشیب زندگی اش باشد و بدینگونه انسان پویا برای تکامل هر چه بیشتر خود از عصر حجر تا امروز، روز بروز پلکان ترقی را پیمود و اعصار تاریخ را به نام فتح و راه گشایی های خود نام گذاری کرد. از عصر حجر شروع نمود. سنگ و چوب و طبیعت و حیوانات و سپس آتش را مسخر خویش نمود .زندگی را هر روز با دانایی های خود راحت و راحتتر کرد و تا بدانجا رسید که عصر اتم و عصر فضا را در نوردید و پارا فراتر نهاده عصر کامپیوتر را بنا نهاد . رویاهای دیرین خود را تکامل بخشید و با گامی بلند و فکری برتر از همیشه قدم به عصر ارتباطات نهاد.

و اینک عصر ارتباطات .... تاریخ این روز را به خواب هم ندیده بود. تکنولوژی چون رودخانه ای سهمگین ، تند و پرخروش به پیش می رود. گاهی در مسیری آرام می افتد و گاهی با شدت و خروش هر چه تمامتر سنگهای بزرگ را خرد می کند و برای خود راهی می یابد. در اوج زیبائی و شکوه و روح نوازی ، سهمگین و نابودگر است . زندگی ها را خود دارد. مایه حیات است وآسودگی و در عین حال نابودگر و ویران کننده . انسان در تمام طول تاریخ با اختراعات و اکتشافات خود ، راه را به سوی زیباتر کردن زندگی پیموده است و اینک در عصر ارتباطات ، در اوج قله ی بلند فناوری و دانش ، حیران مانده است که این راه پیموده به کجا می انجامد و چه سرنوشتی در انتظار نسل بشر است .

2 – 2) تاریخچه

حیات اجتماع به انتقال و ارتباط بستگی دارد، بلکه منصفانه است بگوییم اجتماع با انتقال و ارتباط زنده است. " جان دیویی"در حقیقت ، کار با پرتاب اولین ( اسپیوتنیک ) شوروی سابق در اکتبر 1957 شروع شد و به دنبال آن ، فرستادن اولین کپسول حامل انسان به مدار زمین در آوریل 1961 ، و اولین راهپیمایی انسان بر سطح کره ماه در ژوئیه 1969 . در تحقیقات و تجربیات وسیعی که در بیست سال اخیر در زمینه ایجاد شبکه های ارتباطی بین قاره ای به عمل آمده است ، راه را جهت استفاده بیشتر از فضا برای انسان فراهم آورد. (تلویزیون – ماهواره : مجموعه مقالات درباره تکنولوژی آموزشی)

برای اولین بار در سال1960 میلادی بود که ( گاستون برژه ) محقق فرانسوی ، در کنفرانس عمومی یونسکو پیشنهاد کرد ، برای پخش برنامه های آموزشی در مناطق گسترده از امکانات ماهواره های فضایی استفاده شود . از آن زمان ، متخصصان تعلیم و تربیت ، برنامه ریزان ، اقتصاد دانان و مهندسان علوم ارتباطی ، برای طرح برنامه های نوینی که بتواند از ماهواره ها استفاده نماید ، به فعالیت پرداخته اند.

اروپائیان خود ، علیرغم دانش پیشرفته و دسترسی به ابزار جدید تکنولوژیکی، از ماهواره ها درزمینه های مختلف اطلاعاتی و آموزشی استفاده های فراوان برده اند . از جمله این برنامه ها ، تهیه و تنظیم برنامه ماهواره ای جدید "بهنتم" ( دلتا) است که بر اساس تکنولوژی روز به تعلیم و تربیت و اطلاع رسانی استوار است و از حروف اول کلمات انگلیسی برنامه اروپایی آموزش از طریق پیشرفت تکنولوژیکی تشکیل شده است و هدف آن تحقیق و توسعه و بهره برداری از آخرین پدیده های علمی به منظور آموزش و اطلاع رسانی است . غیر از برنامه دلتا ، اروپاییان در ژوئیه سال 1989 میلادی ماهواره( اولمپوس) را که نخستین ماهواره تجربی – آموزشی اروپایی به شمار می رود ، به فضا پرتاب کرده اند . هفت کشور اروپایی در تنظیم و تهیه برنامه های علمی و آموزشی این ماهواره ، همکاری مستمر داشته اند و در فضای اروپا که تکنولوژی ماهواره، اساسا در خدمت تفریح و پرکردن اوقات فراغت به کار گرفته میشود. (اولمپوس) در واقع اولین ماهواره ای است که به بخش برنامه های سطح بالای آموزشی و علمی می پردازد.

در شانزدهمین کنفرانس جهانی آموزش از راه دور نیز که با شرکت چهارصد تن از محققان و استادان دانشگاههای سراسر جهان در آبان ماه 1371 در بانکوک تشکیل شد ، بسیاری از ماهواره ها برای کار آموزی و اطلاع رسانی اختصاص داده بودند .

ماهواره ها یک ابزار تکنولوژیکی – اطلاعاتی مناسب ، برای گسترش تعلیم و تربیت و آموزش از راه دور و انتقال علم و دانش از آسمان به زمین به شمار می روند.

هم اکنون متجاوز از هفت هزار ماهواره، در فضای اطراف زمین در گردش اند. البته تعداد کثیری نیز ، هنوز در تمام ساعات شبانه روز سرویسهای مخابراتی و تلویزیونی بین قاره ای را تامین می کنند. همزمان با این عملیات فضایی ، در سطح کره زمین نیز روز به روز ، بر تعداد آزمایشگاهها و تاسیسات مخابراتی وسیع و مجهز به ماهواره های ثابت ، افزوده می شود. توانایی حاصل از این پیشرفتها ، ظرفیت کاری تجهیزات مخابراتی و ارتباطی را بالا برده و کارآیی شبکه های تلویزیونی و مدارهای تلفنی را افزایش داده است . به طوری که با اطمینان می توان ، قرن آینده را ، «قرن ماهواره ها» نام گذاشت. (تلویزیون – ماهواره: مجموعه مقالات درباره تکنولوژی آموزشی)امروزه در آغاز ورود به هزارة سوم میلادی و همزمان با عصر ارتباطات و اطلاعات ، نیاز بشر به دست یابی به اطلاعات و تکنولوژی های پیشرفتة اطلاع رسانی چندین برابر شده و در این میان نقش وسایل ارتباط جمعی اشکال و جنبه های مختلفی به خود گرفته . ازآنجا که نیازهای بشر گوناگون است و پیچیدگی های جوامع انسانی روزافزون میباشد، وسایل ارتباط جمعی با پیشرفت دانش و تکنولوژی گام های بلندی در جهت برآورده ساختن این نیازها برمی دارند . و در این میان قمرهای مصنوعی ساخت بشر کمک های فراوانی به او در جهت فراهم آوردن این اطلاعات می نمایند.

به هر حال ، امروزه در این حقیقت جای هیچگونه تردیدی نیست که کشورهای جهان سوم ، برای حمایت از فعالیتهای فنی و علمی و بومی خود ، به تکنولوژی اطلاعاتی مناسب نیازمندند . این کشورها ، در حالی که حدود 75% جمعیت جهان را در خود جای داده اند ، فقط 20% در آمد جهانی را فراهم می آورند و از نظر پتانسیل عملی و تکنولوژیک ، سهم آنان حتی به 5% از سهم کل جهان نمی رسد.

مشکلی که در این بین وجوددارد، موضوع تاثیر تکنولوژی جدید ، بخصوص ماهواره ها ، در زمینه های سنتی ، اجتماعی و فرهنگی یک کشور است و شاید اشتباه بیشتر ساکنان کشورهای جهان سوم ، در این باشد که تصور میکنند ، ماهواره ها تنها ، نقش نقل و انتقال دهنده برنامه های تلویزیونی – آن هم از نوع سرگرم کننده و تبلیغاتی آن – را برعهده دارند و با این پندار ، به این پدیده تازه علمی گاه با شک و تردید و گاه با تردید و وحشت، و زمانی با خشم و نفرت می نگرند. در حالیکه ، امروزه ماهواره ها در زیر بنای ساختار ارتباطات و اطلاعات به یک بخش مهم و عمده تبدیل شده اند و هیچ کشور را نمی توان از چنین پدیده هایی بی نیاز دانست.. (تلویزیون – ماهواره: مجموعه مقالات درباره تکنولوژی آموزشی)

2 – 2 – 1)تاریخچه پیدایش ماهواره در جهان

پیشرفت تکنولوژی های جدید ارتباطات دور و محصوصا ماهواره های ارتباطی و کابل های فیبر نوری در طور دو دهه اخیر برای توسعه فعالیت های ارتباطی جهانی امکانات گسترده ای فراهم ساخت. به طور کلی در سه زمینه کنونی امکانات ارتباطی (ارتباطات کامپیوتری، ارتباطات دور و وسایل ارتباط جمعی) که نوعی «مثلث ارتباطات» را به وجود آورده اند دگرگونی های تکنولوژیکی در دو دهه اخیر بسیار پر اهمیت بوده اند. نکته قابل توجه این است که در بسیاری از موارد تاریخ تحقیق در ارتباطات در واقع تاریخ در تأثیرات است که خود نشان دهنده اهمیت تأثیرات در مطالعه ارتباطات است. در طول سال ها مفهوم سازی تأثیرات تا حد زیادی تغییر کرده است. در این تحول سه مرحله کم و بیش مجزا شناسایی شده است: در مرحله آغازی تصور می شود ارتباطات جمعی دارای تأثیرات بسیار نیرومند است که این نظر در سال های میانه دو جنگ جهانی برتری است. اصطلاحاتی نظیر گلوله جادویی با نظریه سوزن تزریق برای توصیف این مرحله آغازین مفهوم سازی از تأثیرات ارتباط جمعی به کار می رود.

مرحله دوم زمانی پدیدار می شود که محققان در باب این تأثیرات به تردید افتادند و شواهدی برای تأیید آنها پیدا نکردند. بسیاری از عبارت هایی مانند نظریه تأثیرات محدود را ذبه کارگرفته اند تا جریان عمده این مرحله را که از پایان جنگ جهانی دوم طول کشید نامگذاری کنند. از آن زمان تاکنون محققان بسیاری از بازگشت به مفهوم رسانه های جمعی نیرومند امروز محققان ارتباطی این دوره از تحقیق را دوره خام دستی و ساده اندیشی به شمار می آورند. (علی دهقان؛ 1376: 126 – 127 )

امروزه بررسی ها و پژوهش ها تحت تأثیر پیشرفت های بیشتر تکنولوژی های ارتباطات و نقش روزافزون آنها در اقتصاد و سیاست و فرهنگ جوامعه ملی و مناسبات جهانی جامعه بین المللی، بسیار پردامنه تر شده اند.

به گونه ای که همراه با افزایش شاخه های تخصصی علوم ارتباطی و از آن جمله ارتباطات سیاسی، ارتباطات سازمانی و ارتباطات توسعه، مطالعات میان رشته ای هم در این باره، گسترش پیدا کرده اند. توجه بیشتر به زمینه هایی چون اقتصاد ارتباطات، مدیریت ارتباطات، برنامه ریزی و سیاست گذاری ارتباطات، حقوق ملی و بین المللی ارتباطات، جامعه شناسی و روانشناسی ارتباطات، تاریخ ارتباطات، جغرافیای ارتباطات و امثال آنها در رشته های مختلف دانشگاهی، نشانه پر اهمیت شدن این نوع مطالعات در جهان کنونی است. بر اثر عمیق تر شدن اندیشه های انتقادی علیه نظام حاکم سرمایه داری جهانی، در داخل کشورهای غربی و همچنین در سرتاسر دنیا، به ویژه جهان سوم، دیدگاه های معمولی قبلی در مورد بررسی ها و پژوهش های ارتباطی، نیز دگرگون شده اند. شیوه های مطالعات و تحقیقات علوم ارتباطات، که در دوره پس از جنگ جهانی دوم، زیر نفوذ شدید برداشت های خوش بینانه محققان و متخصصان امریکایی درباره کاربردها و اثرگذاری های مثبت وسایل ارتباط جمعی در جوامع معاصر قرار گرفته بودند و بیشتر بر روش های تجربی در زمینه تجربی و تحلیل محتوای پیام های ارتباطی، شناخت کمی و کیفی مخاطبان و آثار اجتماعی ارتباطات، استوار شده بودند، از اوایل دهه 1970 بیش از پیش، جنبه انتقادنگری پیدا کرده اند.

به طور کلی درباره تاریحچه ماهواره می توان گفت که نخستین قمر مصنوعی شوروی موسوم به اسپوتنیک که در چهارم اکتبر 1957 میلادی توسط روسیه به مدار زمین فرستاده شد، عصر جدیدی در تکنیک های ارتباطی گشوده و برخی از اولین اقمار مصنوعی ارتباطی که پس از آن به فضا پرتاب گردیدند جنبه آزمایشی داشتند و فقط امواجی را که به سوی آنها فرستاده می شدند، به زمین باز می گرداندند. اینگونه ماهواره ها به ماهواره های منفی معروف شده اند و بهترین نمونه آن ماهواره های بازتاب امریکائی بودند. مدتی بعد ماهواره های ارتباطی واقعی که به منظور تقویت امواج رادیوئی و تلویزیونی ساخته شده بوند و ماهواره مثبت نامیده می شوند، به مدار زمین پرتاب گردیدند. ماهواره های ارتباطی «تله استار» که نخستین آزمایش های آنها در سال 1962 به وسیله دانشمندان امریکایی صورت گرفت، از این قبیل می باشند.

به طور کلی می توان گفت که ماهواره های ارتباطی از لحاظ کاربردهای آن به سه نوع طبقه بندی می شوند:

الف – ماهواره های ارتباطی نقطه به نقطه: زیرا آنها فقط می توانند پیام ها را از یک فرستنده نیرومند به یک ایستگاه گیرنده نیرومند برسانند تا از آن جا برای استفاده عمومی پخش گردند و مهمترین موارد استفاده این قبیل ماهواره بدین قرارند: 1. توسعه ارتباطاتتلفین و تلگرافی 2. انتقال صفحات روزنامه ها 3. تقویت فرستنده های رادیوئی.

ب – ماهواره توزیع کننده: ماهواره های ارتباطی نقطه به نقطه، به سبب ضعف دستگاه های نقویت کننده خود فقط تکرار کننده برنامه های تلویزیونی بین ایستگاه های زمینی بسیار مجهز می باشند و این ایستاگه های برنامه های تکرار شده را از طریق سیم ها با امواج به فرستنده های محلی منتقل می نمایند.

ج – ماهواره ها پخش مستقیم: این نوع ماهواره ها از ماهواره های قبلی بسیار نیرومندتر می باشند و به همین جهت می توانند برنامه های تلویزیونی را در سراسر جهان مستقیما از فرستنده ها به دستگاه های گیرنده شخصی برسانند.

در کل گسترش ارتباطات دو دهه اخیر، گذشته و پشم انداز پیشرفت بیشتر آنها در سال های آینده مسائل گوناگونی پدید آورده اند و نیز تأثیرات قابل توجه می باشد و نیز دولت ها باید در تلاش برای جلوگیری از نفوذ تبلیغاتی دولت های رقیب و همچنین برنامه های خلاف منافی نیز باشند تا به هجوم خاموش این نوع برنامه ها در داخل کشور و مردم دچار دردسر و گرفتاری نکردند. ( علی دهقان؛ 1376: 126 – 127)

2 – 2 – 2)تاریخچه پیدایش ماهواره در ایران

کشور ما ایران که یکی از کشورها وسیع دنیا به شمار می رود (مقام 16 در دنیا) برای تأمین پوشش تلویزیونی و تلفنی دو افتاده و محروم کشور و همچنین توسعه امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کشاورزی چاره ای جز بهره گیری از امکانات ماهواره ای ندارد. زیرا ارتباط تلفنی و رساندن برنامه های تلویزیونی به روستاهای دور افتاده و جزایر پراکنده و نقاط کوهستانی صعب العبور از طریق نصب دکل یا کابل کشی زمینی در موارد بسیار پرهزینه و در نقای به طور کلی غیرممکن است.

درحال حاضر علاوه بر تأمین نیازهای داخلی برا ی ارتباط با جهان خارج نیز راهی غیر از استفاده از تکنولوژی ماهواره ای وجود ندارد. بر پایه چنین واقعیت هایی است که ایران در آبان ماه سال 1368 (نوامبر 1969 م) به عضویت شبکه بین المللی ماهواره ای «اینتل سنت» درآمده و با تأسیس ایستگاه زمینی قندی (اسدآباد) توانست با اروپا و غرب کرده زمین ارتباط مخابراتی ماهواره ای برقرار کند. (محمد رضا ایوبی؛ 1374)

یک دهه پیش از این آنتن ها و دستگاه های دریافت برنامه های ماهواره ای به کشور ما هم وارد شده اما با گذشت زمانی کوتاه، اکثریت نمایندگان مجلس چهارم با تصویب قانونی استفاده از تجهیزات دریافت برنامه های ماهواره ای را ممنوع اعلام کردند. از آن زمان تا کنون شمار استفاده کنندگان از برنامه های ماهواره افزایش یافته و پیشرفت دانش در زمینه دستگاه های دریافت برنامه های ماهواره ای موجب تسهیل دسترسی به این تجهیزات شده است.

آقای »جان کوکسون« کارشناس سیاسی شبکه خودی »اسکای« تلویزیون انگلیس درباره ماهواره و تکلیف کشوری نظیر ایران اظهار داشته است:

«همچنان که هند سعی کرد با توجه به فرهنگ غنی خود، هجوم امواج را آگاهانهدر خود هضم و بخش های مفید را جذب و غیر مفید را دفع کند و به عبارتی دست به مقابله مثبت با امواج زده است، ایران نیز می تواند چنین هدفی را در پیش گیرد. ایران باید به ابزار روز پیام زبانی از جمله ماهواره مجهز باشید و برای مقابله با این روند، شبکه ماهواره ای اسلامی مربوط به خودش را تهیه کند . مردم کشروهای مسلمان را تغذیه کند. »(همشهری؛ 1373: ص21).

آنتن های ماهواره ای که در ابتدا ایرانیان به کار می گرفتند قارد به دریافت امواج چند شبکه ماهواره ای بیشتر نبود در همان زمان طرح ممنوع بودن به کارگیری آنتن های ماهواره ای در مجلس شورای اسلامی تصیب و قرار شد درآمد حاصل از جریمه متخلفان و تجهیازت کشف شده در اختیار سازمان صدا و سیمای ایران قرار گیرد تا ضمن کامل بودن پوشش شبکه رادیو و تلویزیون خود به تولید آثار جذاب ایرانی و مقابله با پیامدهای بیگانگان بپردازند. این اقدام از همان ابتدار در سطوح مختلفی با مخالفت روبرو شد. نگرش غالب مخالفان آزادی ماهواره در ایران نامناسب بودن برنامه شبکه های ماهواره ای و هدفدار بودن رسانه های کشورها غربی برای تضعیف فرهنگ و هویت دینی جوانان ایران است. اما این نگهابانی ها هشدار ها و ممنوعیت های قانونی نتوانسته است مانع از گسترش بهره بردای از تجهیزات ماهواره ای شود.

ورود تکنولوژی های جدید و کوچک شدن آنتن ها و افزایش شبکه های قابل دریافت نیز بر این شکل دامن می زند. نگرانی مسئولان یارانی هنگامی افزایش یافت که ایرانیان مقیم خارج کشور به عنوان اپوزسیون توانستند با بهره گیری از این امکانات چندین شبکه ماهواره فارسی زبان را راه اندازی کنند و به صورتی مستقیم و قابل دسترس با داخل کشور ارتباط برقرار کنند. دلیل این نگرانی آن است که پیشتر بسیاری از مسئولان امید داشتند به دلیل تنوع زبانی و عدم درک مفاهیم پیام های اراده دشه از سوی شبکه های خارجی این برنامه ها جذابیت چندانی در بین عمومی مردم ایران نداشته باشد. (ایران؛1381: ص 11).

اخیرا کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ضوابط استفاده اشخاص حقیقی از تصاویر تلویزیون ماهواره ای غیر از شبکه های مصوب را تعیین کرد. به موجب مصوب این کمیسیون قرار است یک کمیته کار تعیین شبکه های منطبق با ضوابط معیارهای کشور را انجام دهد. این کمیته موظف است معیارهای ضوابط پخش در حوزه های امنیتی، سیاسی و فرهنگی را ظرف مدت سه ماه از تصویب این قانون تهیه و پس از تصویب های دولت برای اجرا، ابلاغ کند.

براساس ماده یک از این طرح که به تصویب کمیسیون فرهنگی رسید، وزارت پست و تلگراف و تلفن نیز موظف است ظرف مدت 6 ماه با استفاده از فن آوری های جدید نسبت به تدوین مشخصات و ضوابط فنی تجهیزات دریافت از ماهواره متناسب با نیاز کشور اقدام کند (اطلاعات؛ 1381: ص 3).

2 – 3)ماهواره یا بشقاب های خانگی

ماهواره اولین بار در چهارم اکتبر 1957میلادی توسط روسیه به فضا پرتاب شد. استفاده متنوع و مقرون به صرفه بودن این تکنولوژی سبب گردیده است در حال حاضر ماهواره ها مأموریت های متنوعی داشته باشند. بیشترین کاربرد آنها در عرصه هواشناسی مخابراتی، پخش برنامه های تلویزیونی ماهواره ای بیشتر مورد توجه شناخت مردم ما است. شاید به همین دلیل است که مخالفان نظام جمهوری اسلامی عمده ترین تلاش خود را به این بخش معطوف کرده اند. در این میان سؤال های زیادی به ذهن می رسد. بعضی با خوشبینی خطری را احساس نمی کنند و فعالیت این شبکه ها را جدی نمی گیرند و گروهی با تحلیل روند برنامه سازی و پخش آن نسبت به حرکت های این شبکه هاست. لازم است تماشاگر شبکه های ماهواره از خود بپرسد، رویکرد سیاسی این تلویزیون مؤید چیست؟ پر واضح است که گروه های سلطنت طلب که بیشترین شبکه ها را در اختیار دارد، هدفی جز براندازی نظام ندارند. چنانچه در بیشتر برنامه ها مشاهده می شود، مانند دعوت به شورش و تظاهرات علیه نظام، تحریک مردم به جنگ مسلحانه، تحریک کارگران به تحصن، تشویق به تخریب اموال دولتی، تشویق به حمله به مراکز مهم چون صدا و سیما، مجلس، وزارت خانه، ایجاد جو کاذب یا شایع سازی و دروغ پراکنی و بدبینی بزرگ نمایی مشکلات مردم، غلو در پخش اخبار، برجسته سازی ناهنجاری ها و ده ها هدف خرد دیگر که نهایتا ایجاد روحیه یأس و ناامیدی از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را به دنبال دارد.

سؤال بعدی این است که اهداف و استراتژی انها برای ایجاد تغییر در نظام جمهوری اسلامی چیست؟ عمده ترین آنها تغییر نگرش و اعتقادات به مردم نسبت به اسلام است. شاید به همین دلیل بیشترین تبلیغ خود را بر راه اندازی یک نظام سکولار قرار دادند. تبلیغ جدایی دین از سیاست به بهانه لطمه خوردن به اصل دین یکی از برنامه های کلان این شبکه هاست.

دومین تلاش آنها پیگیری موضوع حقوق بشر است. با برجسته سازی اجرای احکام شرعی سعی در بیان ضدیت این احکام با موضوع حقوق بشر است. برجسته سازی اجرای احکام شرعی سعی در بیان ضدیت این احکام با موضوع حقوق بشر دارد.

سومین شگرد این شبکه ها تبلیغ حقوق ویژه گروه های مردم خصوصا بانوان است.

ایجاد تفرقه بین اقوام ایرانی چهارمین خط مشی این شبکه ها به منظور سست کردن اعتقادات مردم ایران است. ایجاد حساسیت قومی با تبلیغ تفاوت های آنان زمینه چنین حرکتی است.

پنجمین حرکت این شبکه ها تبلیغ دین مسیح و کتاب انجیل است. به طور مثال شبکه آزادی در یکی از برنامه های خود به شیوه هتاکانه با بیان اینکه نعوذ بالله خدا مرده است و روزی بر می گردد، به تبلیغ دین مسیح و کتاب انجیل پرداخته است. یکی از مجریان این برنامه ضمن ادعای این که با خدا صحبت کرده و او را نجات داده است به کمک شیوه های کفر آمیز گفته است: «مردم ایران در اسارت مذهبی هستند و ایرانی ها امید زنده ندارند. امید زنده در دین مسیح است. ای مسیح من، تو را خداوند خود می خوانم. آزادی ایرانیان در مسیح است و ...».

اینها و ده ها نمونه مجموعه های فعالیت هایی را تشکیل می دهند که شبکه های مخالف نظام برای شکستن عزم و اراده مردم به کار می گیرند، ولی سؤال جدی تر این است، با وجود سال ها فعالیت و صرف هزینه های کلان چه میزان موفق شده اند و علت شکست آنان چیست؟ با نگاهی کلی می توان گفت که آنها در برنامه های کلان خود با شکست مواجه شدند و هرگز قادر نخاهند بود نظام مقدس جمهوری اسلامی را به دلیل برخورداری از پشتیبانی مردم و ماهیت های اسلامی آنان شکست دهند. اما در برنامه های جزیی و مرحله ای خود ممکن است بر ذهن و فکر و روان جوانان و نوجوانان ما تأثیر بگذارند. لذا هوشیاری خانواده ها در این مرحله به اثبات می رسد. لازم است خانواده هایی که نوجوان و جوان آنها به این شبکه ها دسترسی دارند، آنها را نسبت به اهداف خط مشی و نحوه اداره اینها اگاه کنند. بد نیست بدانیم که این شبکه ها در ماهیت اصلی خود نقاط ضعف جدی دارند. به طور مثال این شبکه ها فاقد یک رهبری قوی واحد خود هستند. با وجود سی شبکه ماهواره ای فارسی زبان که یک ساز خود را می نوازند، اختلاف میان انان هر روز بارزتر می شود. بعضی از انها حتی نسبت به هم مشکوک هستند مثلا شبکه ای مثل «آی تی ان» که به شدت از سیاسی شدن پرهیز دارند به رغم کیفیت نه چندان خوبش توانسته است بخشی از مخاطبان داخلی را جذب کند و به پخش نماآهنگ خانواده های لس آنجلسی و فیلم های قدیمی فارسی غیرسیاسی می پردازد. این شبکه از سوی شبکه هایی نظیر پارس و «ان آی تی» متهم است که نفوذی جمهوری اسلامی است. مشکل بعدی این شبکه ها ساده اندیشی است. اکثر این شبکه ها درک و شعور بینندگان خود را کم می گیرند و قول و قرارهای واهی را در برنامه های خود برای مردم مطرح می سازند. مانند برنامه «هخا». گروه گرایی مشکل بعدی اینهاست. هر یک از آنها تنها در صدد تبلیغ گروه و جناح خود است و سعی دارند بزرگ نمایی کنند و از طرفی برای ندادن کپی رایت برای تهیه برنامه های سایر شبکه ها مدام با همدیگر درگیر شوند.

وابستگی مشکل اسای همه آنهاست. مواضع سیاسی تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان به گونه ای است که با مواضع امریکا و لابی های صهیونیستی کاملا مطابقت دارد. حتی در موضوعات مهمی چون تمامیت ارضی کشورها همه حاضرند معامله کنند. بیهود ه نیست که »سام برون« بک پیشنهاد مصوبه ای مبنی بر کمک 50 میلیون دلار برای مؤسسه ای پیشبرد برای فعالیت های دموکراتیک از جمله رادیو و تلویزیون ماهواره فارسی زبان اختصاص داد.

عمده ترین مشکل در عدم موفقیت این شبکه های توهین به مقدسات است. به طور مثال شبکه ای که فولادوند مدیریت آن را به عهده دارد به صراحت دین اسلام و ائمه اطهار و مقدسات شیعه و مسلمانان را مورد اهانت قرار می دهد.

عدم نزاکت و ادب و اخلاق در گفتار سیاسی و ادبیات قدیمی و کهنه سلطنت طلبی هم از جمله مشکلات آنهاست که سطح این شبکه ها را نازل تر از قبل می کند.

همچنین لازم است که نوجوانان و جوانان ما بدانند که منابع مالی تأمین کننده این شبکه ها علاوه بر کمک های مالی کلان از سوی صهیونست ها و امریکا، آگهی های تجاری و تبلیغی دوبی، برگزاری کنسرت موسیقی، ایجاد فروشگاه های مجازی تلویزیونی و کمک های نقدی مخالفان خارج نشین است (فصلنامه مطالعات سیاسی آشنا؛ 1384: ص 66 – 77).

2 – 4)فهرست منابع این بخش

  1. مجموعه مقالات درباره تکنولوژی. تلویزیون – ماهواره.
  2. دکتر دهقان، علی. کاربرد نظریه های ارتباطات. 1376. تهران.

3. ایوبی، محمد رضا. بررسی تأثیر برنامه های ماهواره ای و ویدئویی در شمال و جنوب تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد ارتباطات. 1374. دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکزی.

  1. روزنامه همشهری. ماهواره، مبادله یا مقابله. یک مرداد 1373.
  2. روزنامه ایران. صدا و سیما از ماهواره عقب مانده. اول خرداد ماه 1381.

6. فصلنامه مطالعات سیاسی آشنا. ماهواره یا بشقاب های خانگی. سال چهاردهم. شماره 118. تیرماه 1384.


بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت بین دانش آموزان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت

با توجه به نتیجه بررسی های انجام شده خلاقیت و استعدادهای خلاقه نهفته در کودک و نوجوان قابل رشد وتوسعه است و این کیفیت مستلزم تلاش و کوشش همه جانبه در ابعاد گوناگون کودک و نوجوان به ویژه عزت نفس می باشد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 112 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 125
بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت بین دانش آموزان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


چکیده

با توجه به نتیجه بررسی های انجام شده خلاقیت و استعدادهای خلاقه نهفته در کودک و نوجوان قابل رشد وتوسعه است و این کیفیت مستلزم تلاش و کوشش همه جانبه در ابعاد گوناگون کودک و نوجوان به ویژه عزت نفس می باشد.

موضوع پژوهش حاضر بررسی رابطه خلاقیت و عزت نفس درنوجوانان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت است که با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس صورت پذیرفته است از این رو تعداد 60 نفر از دانش آموزان دختر و پسر که در مقطع راهنمایی مدارس واقع در منطقه 11 آموزش و پرورش تحصیل می کردند انتخاب شدند و آزمونهای عزت نفس کوپراسمیت و خلاقیت عابدی بر روی آزمودنیها اجرا گردید. نتایج نشان می دهد.

که خلاقیت دربین دختر وپسر تفاوتی ندارد وهمچنین عزت نفس در دختر وپسر تفاوتی ندارد ورابطه مثبتی بین خلاقیت وعزت نفس وجود دارد.

مقدمه

بنا به اعتقاد بسیاری از متخصصان عزت نفس را می توان ازجمله علل مشکلات رفتاری شایع در میان کودکان و نوجوانان سراسر جهان دانست.

بهترین راه برای بیشتر کردن انگیزش افراد اینست که عزت نفس آنها را افزایش دهیم.معلمان، کارفرمایان و مربیان همواره می گویند که راه بهترین راه برای با انگیزش کردن دانش آموزان ، کارکنان و ورزشکاران بالا بردن عزت نفس آنهاست.

بالا بردن عزت نفس اقدام پسندیده ای است و احمقانه است اگر کسی با اینکار مخالفت کند . امّا مسئله تقویت کردن عزت نفس نوعی مداخله انگیزشی است که «تقریباً هیچ یافته ای وجود ندارد که نشان دهد عزت نفس اصلاً چیزی را به وجود می آورد بلکه عزت نفس توسط مجموعه ی موفقیتها و شکستها به وجود می آید...آنچه باید بهبود یابد عزت نفس نیست بلکه مهارتهای ما برای برخورد با دنیاست(سلیکمن ، نقل شده در آزار،1994).

در همین رابطه دو پژوهشگر نتیجه گرفتند که عزت نفس «عمدتاً حاصل موفقیتها و شکستهای مربوط به پیشرفت است که تأثیری مهمی بر پیشرفت بعدی ندارد ،(هلمک و ون آکن، 1995) .پس نکته مهم در این دو نقل قول جهت علیتی بین عزت نفس و پیشرفت /خلاقیت است.(ریو/سید محمدی،1382).

افزایش عزت نفس موجب افزایش پیشرفت نمی شود بلکه افزایش پیشرفت موجب می شود که عزت نفس بیشتر می شود و از آنجائیکه بسیاری از افراد خلاق به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی قادر به ابراز تفکرات نو و ابداعات تازه خویش نیستند و برخی از با استعدادترین و سرآمدترین دانش آموزان خود را با دیدی کاملاً منفی ارزیابی کرده بودند و نمی توانند تخیلات خود را به زبان آورند؛ هدف ما در این پژوهش بررسی رابطه عزت نفس[1] و خلاقیت در دانش آموزان دختر و پسر است و بررسی راهکارهایی است تا با افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان با هوش زمینه های خلاقیت رادر آنها به وجود آوریم.

بیان مساله :

محققین معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق برخوردارند ولیکن فقدان محیط مناسب وبی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن می گردد. برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق ضروری است زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر نیاز مبرمی به راههای خلاق برای مسائل حاد وآینده خود دارند( حسینی، 1376) . بررسی هدفهای آموزش و پرورش در سطح جهان و ایران نشانگر آنست که برای مقابله مناسب با مسائل فردی و اجتماعی پیچیده نیاز به پرورش افرادی داریم که با اتکاء به نیروی اراده و تعقل خود منطقی و خلاق بیاندیشد( همان منبع).

با نگاهی به تاریخ گذشته در می یابیم که جهان ما به دست افراد معدودی که در تفکر خود جهشهای خلاقی داشته اند تغییرات بنیادی پیدا کرده است . کالیله، داروین و اینشتین در درک دنیایی که در آن زندگی می کنیم نقش بسیار ارزنده ای ایفا کرده اند اختراعات نیز نشانگر همین نکته اند. ماشین بخار، تلفن ، کامپیوتر و هزاران اختراع دیگر که وجود آنها برای ما عادی شده است بدست کسانی طراحی و ساخته شده اند که ما آنها را خلاق می نامیم. در عالم هنر نیز طی قرنها کتابها، شعرها، تابلوهای نقاشی ، مجسمه ها و ... که جهان ما را غنی کرده اند بوسیله افراد خلاق به وجود آمده اند (شکلتون و فلچر، ترجمه کریمی و جمهری،1371).

در گستره موضوع خلاقیت مسئله کشف وشناسایی افراد خلاق و عوامل موثر بر خلاقیت از ماهیت ویژه ای برخوردار است زیرا شناخت زود هنگام این افراد آموزش و پروش درست وبه موقع استعدادهای آنان می تواند بزرگترین قدم در راه پیشرفت کشور باشد تاکنون به منظور شناسایی افراد خلاق تلاش های بسیاری صورت گرفته است .رویکرد روانسنجی در ابتدا کوشش کرد با استفاده از شیوه های شبیه به شیوه های سنجش هوش به اندازه گیری خلاقیت می پردازد ولی آزمونهای هوش نتوانستند افراد توانا در تفکر واگرا یعنی افراد چیره دست در ارائه اندیشه های نو و ابتکاری را شناسایی کند. لذا مطالعات بعدی در دو جهت متفاوت پی ریزی شد گروهی از محققین به شناسایی عوامل موثر بر خلاقیت پرداختند و گروهی دیگر به تهیه آزمونهای خاصی برای سنجش خلاقیت. در این مطالعات فرض اساسی این بود که در خلاقیت توانایی ذهنی ویژه ای دخالت دارند بنابراین اکثر آزمونهای ساخته شده به سنجش توانائیهای می پرداختند که در تفکر خلاق اهمیت دارند . یافته های این محققین اولین قدم درجهت مطالعه تجربی خلاقیت بود .( افروز،1372).

از آنجائیکه بسیاری از افراد خلاق و مبتکر به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی قادر به ابراز تفکرات نو و ابداعات تازه خویش نیستند و نمی توانند تخیلات خود را بر زبان آورن، برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی ، قدرت تصمیم گیری و ابتکار ، خلاقیت و سلامت فکر و بهداشت روانی ارتباط مستقیمی با میزان عزت نفس و احساس خود ارزشمندی فرد دارد. امروزه دردرمان بسیاری از اختلالات شخصیتی و رفتاری کودکان و نوجوانان مانند کم رویی و گوشه گیری ، ناسازگاری و پرخاشگری ، تنبلی و کندروی به عنوان اولین گام به ارزیابی و پرورش احساس عزت نفس ،تقویت اعتقاد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان می پردازد. برای اینکه کودکان و نوجوانان بتوانند از حداکثر توانمندیهای بالقوه خود برخوردار شوند می بایست از نگرش مثبت نسبت به خود در محیط اطراف و انگیزه های قوی برای تلاش و کوشش بهره مند شوند بی شک نوجوانانی که دارای عزت نفس قابل توجهی هستند نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه پیشرفت تحصیلی و کارایی بیشتری از خود نشان می دهند. همچنین از بارزترین ویژگیهای صاحبان «تفکر واگرا » و افراد خلاق «داشتن اعتماد به نفس» و «عزت نفس» بسیار بالاست لذا پرورش عزت نفس در کودکان و نوجوانان از مهمترین وظایف اولیاء و مربیان می باشد که در این ارتباط بیشترین نقش بر عهده الگوهای رفتاری است (افروز،1377).

تعادل در عزت نفس در صورتیکه سایر شرایط موجود باشد باعث می شود که فرد به فعل درآوردن استعدادهای بالقوه خود از آن جمله خلاقیت باشد. زماینکه درجه اعتماد و پذیرش خود در او کاهش یابد یاس و نومیدی ناشی از آن در جریان به فعالیت رسیدن قوای خلاقه اختلال و آشفتگی ایجاد می کند یکی از معضلات جامعه ما اینست که افراد خلاق و متبکر به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی به ابراز تفکرات نو ابداعات تازه خویش اعتراض کنند در حالیکه افراد خلاق و نوآور در پی جلب توجه این و آن نیستند و اتفاقاً در بسیاری از مواقع در مورد استهزای عمل دیگران هم قرار می گیرند از میان مجموعه ویژگیهای افراد خلاق به دو صفت می توان برخورد کرد که تمام محققان و کارشناسان که سالها در این زمینه کار کرده اند به خصوص کیلفورد و دیگران بر آنها تأکید داشتند یکی برخورداری از قوه تخیل قوی در دوران کودکی و دیگری داشتن اعتماد به نفس قوی در نوجوانی و جوانی .سپس هرگاه بتوانیم این دوصفت را در کودکان و نوجوانان با هوش خود بپردازیم زمینه خلاقیت در آنان به وجود می آید (افروز،1371).

برخی از مطالعات نشان داده اند که چون عزت نفس بالا در برخی از ویژگیهای رفتاری و همچنین با رضامندی شخص و فعالیت کارآمد همراه است برای انسان مهم می باشد و چون که افراد با عزت نفس پائین اغلب در تعاملات اجتماعی خجالتی و نسبت به طردشدن آسیب پذیرند اکثر متخصصین بالینی عزت نفس مثبت را از اعمال اساسی در سازگاری اجتماعی – عاطفی فرد می دانند و معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق ریشه بسیاری از نابهنجاریهای روانی است که در بین افراد انسان دیده می شود (شاملو،1369).

از آنجائیکه از بارزترین ویژگیهای صاحبان «تفکر واگرا» و « افراد خلاق » داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس بسیار بالاست و از آنجائیکه بسیاری از افراد خلاق و متکبر به دلیل بی بهره بودن از اعتماد به نفس کافی قادر به ابراز تفکرات نو و ابداعات تازه خویش نیستند در این پژوهش تلاش در جهت پاسخ به این سوال است که آیا بین عزت نفس و خلاقیت در میان دانش آموزان دخترو پسر تفاوت معناداری وجود دارد؟

اهمیت پژوهش

یکی از ارزشمندترین راههای استفاده از خلاقیت بکار بردن آن برای بهبود روبط است. زیرا انسانها در سطوحی بیشمار و گوناگون در برابر پذیرش امواج طیف یکدیگر ، به ویژه نسبت به انگاره ها و قالبهای فکری که درباره یکدیگر در سر دارند حساس و پذیرا هستند. در واقع همین اندیشه ها و گرایشهای نهفته است که رفتار موفق یا ناموفق ما را می سازد.

در رابطه عزت نفس با خلاقیت نیز مانند هر چیز دیگر، دقیقاً همان چیزی را به دست می آوریم که به آن اعتقاد داریم و باور ماست ، مگر اینکه ازژرف ترین سطح وجودمان رابطه ای درست ودلخواه را بطلبیم.( گواین ،ترجمه خوشدل،1381).

مردمانی که با آنها در رابطه ایم همواره چون آینه بازتاب اعتقادات خود ما هستند و ما نیز چون آینه بازتاب باورهای آنها هستیم پس می توان روابط را از قدرتمندترین ابزار رشد و کمال خود دانست.

اگر صادقانه به روابط خود بنگریم می توانیم دریابیم که چگونه روابطی آفریده ایم .برای استفاده از رابطه ی عزت نفس با خلاقیت به منظور حفظ و بهبود سلامت و تناسب اندام و زیبایی جسمانی راههای بسیاری وجود دارد و تندرستی و جاذبه ما مانند هر چیز دیگر زاییده ی گرایشهای ذهنی ماست پس عوض کردن باروها و تغییر اعتقادات یا شیوه همنوایی که با خویشتن و جهان داریم می تواند اثرات جسمانی ژرف و شگرف پدید آورد(گواین، ترجمه خوشدل،1381).

هدف پژوهش

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت بین دانش آموزان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت می باشد.

فرضیه پژوهش

1- بین خلاقیت و عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر رابطه وجود دارد.

2- خلاقیت در دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است.

3- عزت نفس در دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است.

تعاریف نظری و عملیاتی اصطلاحات

تعریف نظری خلاقیت: خلاقیت را می توان با اشاره به تعدادی توانایی ذهنی که منجر به تولید آثار خلاق می شود توصیف کرد. مهمترین این ویژگیها واگراست تفکر واگرا منجر به حل مساله می شود.گیلفورد[2](1962، 1959، 1950) خلاقیت را نوعی توانایی فکری دانسته و تفکر خلاق را منجر به خلاقیت می شود یکی از انواع واگرا می داند ولی معتقد است که در این نوع تفکر اطلاعات بصورتیکه ارتباطی با مطلب گذشته داشته باشند شناخته شد محصولی جدید ایجاد می کنند.

تعریف عملیاتی خلاقیت:نمره ای که فرد در آزمون خلاقیت عابدی کسب می کند.

تعریف نظری عزت نفس: تعریف نظری عزت نفس عبارتست از ارزیابی مدام شخصی نسبت به ارزشمندی خویشتن خود ، این صفت حالت عمومی دارد و محدود و زودگذر نیست.

تعریف عملیاتی عزت نفس: در این پژوهش منظور از عزت نفس نمره ایست که هر فرد از پرسشنامه کوپراسمیت می گیرد به عنوان عزت نفس کلی فرد محسوب شده و نمره ای بین 0 تا 50 را در برمی گیرد(شاملو،1369).


تعریف عزت نفس:

عزت نفس از جمله مفاهیمی است که در چند دده اخیر مورد توجه پژوهشگران روانشناسی و علوم تربیتی قرار گرفته است در تبیین اهمیت عزت نفس برخی صاحبنظران از آن به عنوان نکته ای کلیدی که می تواند جوانب مختلف زندگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد یاد می کنند.اهمیت این مطلب همواره از سوی افرادی که با کودکان کار می کنند تائید شده است ، به سختی می توان از نزدیک با کودکان در تماس بود و درعین حال به مهمترین احساسات آنها در مورد خودشان به عنوان یک فرد توجه نکرد(پوپ ،مک هیل، کریهد ترجمه تجلی،1374).

انسان هنگام تفکر در مورد احترام به خود کودکان براحتی سردرگم می شود. به دلیل اینکه دو واژه احترام به خود و خودپنداره[3] اغلب به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند و زمان مورد استفاده در این زمینه را مبهم می سازد(همان منبع).

عزت نفس را باید از خود پنداره متمایز ساخت منظور از خودپنداره مجموعه صفات ،توانائیها، نگرشها و ارزشهایی است که فرد باور دارد او را توصیف می کند( برک ترجمه سیدمحمدی،1383).

به عبارت دیگر خودپنداره مجموعه ای از مفاهیمی است که فرد برای توصیف خویش از آن استفاده می کند. کودک می تواند خود را به عنوان بازیگرخوب بیسبال ،دوست جو، علاقمند به داستانهای علمی دانش آموزی متوسط در نظر بگیرد که این مورد از جمله اجزاء خودپنداره وی به شمار می رود( پوپ،مک هیل،کریهدترجمه تجلی: 1374).

در واقع عزت نفس جنبه ای از خودپنداره است که در اوایل کودکی نمایان می شود (برک/ سیدمحمدی،1383).و از احساسات کودک در مورد ابعاد وجودش ناشی می شود(پوپ ،مک هیل ،کریهدترجمه تجلی،1374).

عزت نفس نتیجه نهایی کارکرد سازکارانه و ثمربخش خود است عزت نفس درست مثل خوشحالی است به اینصورت که وقتی سعی می کنید خوشحال باشید افراطی عمل نمی کنید بلکه خوشحالی پیامد جانبی خشنودیها، پیروزیها وروابط مثبت زندگی است به همین نحو عزت نفس پیامد جانبی رسیدن به آرزوها و آمال شخصی و تبعیت ازهنجارهایی است که فرهنگ آنها را تعیین کرده است (ریو،ترجمه سید محمدی،1382 ).

تعریف ماسن و همکاران از عزت نفس (ترجمه یاسایی،1372) چنین است :

همچنانکه کودکان از خود درکی پیدا می کنند وهویت خود را در می یابند تدریجاً برای خصوصیات خود ارزش مثبت یا منفی قائل می شوند.مجموعه این ارزیابیهایی که کودک از خود می کنند عزت نفس او را تشکیل می دهد. بالبی ،1973، عزت نفس را قسمتی از شخصیت می داند و اهمیت کسب امنیت در دوران کودکی را نیز به عنوان اصلی کلی و پایه ای برای درونی کردن اعتماد به خود متذکر می شود(ترجمه بیابانگرد،1374).

براندن که از پیشکسوتان نظریه عزت نفس می باشد معتقد است که سلامت روان انسان منوط به عزت نفس اوست و بیماریهای روانی از کمبود حس احترام به خود ناشی می شود(ساپنیکتون ترجمه شاهی برواتی ،1379).

به اعتقاد براندن عزت نفس دارای دو جنبه وابسته به یکدیگر است یک حس سودمندی ویا اعتماد به نفس و دیگری حس ارزشمندی فرد و در مجموع حس عزت نفس و حس اعتماد به نفس است که دلالت بر لیاقت شخص برای زیستن دارد( میلانی فرد،1374).


خصوصیت بیومکانیکی و فیزیولوژیکی حرکات ایزوکلینیک

این کتاب عمدتا به اندازه گیری و شرایط عملکرد عضله ایزوکلینیکی در کارهای کلینیکی می پردازد اصطلاح Isokinetic به شرط خاصی اطلاق می گردد که در آن یک عضله یا گروه عضلانی در برابر یک مقاومت تطبیق یافته و کنترل شده که سبب حرکت بخشی از عضو تحت یک زاویه پایدار و یا سرعت خطی بر بخشی از دامنه حرکت آن عضوی شود، مقابله می کند در این فصل برخی از موضوعات مستقل
دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 45 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 46
خصوصیت بیومکانیکی و فیزیولوژیکی حرکات ایزوکلینیک

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول : خصوصیت بیومکانیکی و فیزیولوژیکی حرکات ایزوکلینیک

این کتاب عمدتا به اندازه گیری و شرایط عملکرد عضله ایزوکلینیکی در کارهای کلینیکی می پردازد. اصطلاح Isokinetic به شرط خاصی اطلاق می گردد که در آن یک عضله یا گروه عضلانی در برابر یک مقاومت تطبیق یافته و کنترل شده که سبب حرکت بخشی از عضو تحت یک زاویه پایدار و یا سرعت خطی بر بخشی از دامنه حرکت آن عضوی شود، مقابله می کند. در این فصل برخی از موضوعات مستقل بیومکانیکی و فیزیولوژیکی در باب استفاده از سیستم های Isokinetic بحث می شود.

قبل از پرداختن به موضوع اصلی این فصل نیاز به اندازه گیری می بایست روشن و واضح شود. قدرت عضله که فاکتور اصلی در قلمرو عملکردی عضلات عمومی می باشد نزدیک به یک قرن در استفاده از تکنیک MMT (ارزیابی دستی عضله) مورد ارزیابی قرارگرفت. ارتباط مشخص MMT با Isokinetic درجات 3، 4و 5 می باشند که تحت عنوان توانایی یک عضله (گروه عضلانی) برای غلبه بر مقاومت جاذبه (درجه 3) غلبه بر مقاومت جاذبه و مقاومت اندک (درجه 4) و غلبه بر حداکثر مقاومت اعمالی (درجه 5) تعریف می گردند. این درجات بطور عمده به استاتیک Isokinetic مربوط می شوند تا ظرفیت دینامیکی. می بایست مدنظر داشت اگرچه درجه 3 یک اندازه قابل مشاهده می باشد. اما درجات 4و5 با توجه به حدت (تیزی) حسی منعکس شده از طرف بیمار و توسط افراد متخصص تعیین می شوند بهرحال توانایی بشر در تشخیص دقیق میزان مقاومت در هر دو منظر مطلق و نسبی ضعیف می باشد. (Sepega , 1995) بعنوان مثال تفاوتهای موجود به میزان قدرت کمتر از 25% بطور کلی غیرقابل شناسایی می باشند.در نتیجه و با توجه به تعریف اگر عضله طرف درگیر با عضله مرجع (طرف غیر درگیر) با عضله مرجع (طرف غیردرگیر) به توازن برسد و یا بخشی از قدرت آن را گرفته باشد. از تکنیک MMT نمی توان به تصمیم غیری قابل اتکائی دست یافت. علاوه براین پیشرفت عملکرد عضله را نمی توان بطور موثر تخمین زد.

این مشکل با این حقیقت که درجه 4 مسئول %90-60 قدرت عضلانی است، پیچیده تری شود. این عدد از آنالیز (حداکثر) قدرت انتهایی عضلات استنتاج گردیده است که به سنجش Isokinetic در برابر قدرت مورد نیاز برای مقاومت کردن در برابر گرانش اشاره می کند. بعبارت دیگر به ترتیب درجه s دوبرابر درجه 3 (Dvir 1997a). جدول 1-1 محدوده شاخص هایی را ترسیم می نماید که برای درجه 3 بر اساس وضعیت عضوی که حداکقر نیروی جاذبه وارد شود، محاسبه گشته است. نمرات درجه 5 بر x منابع منتشره متنوع متکی می باشد. بوضوح به استثناء فلکسورها و ابداکتورهای hip که در وضعیت sidelying , supine برای متعادل ساختن حرکات قابل توجه و اعمال شده توسط وزن اندام تحتانی مورد نیاز می باشند. در سایر نمونه ها مقاومت جاذبه معادل %20-4 حداکثر حرکت (قدرت) اعمالی توسط عضلات مربوط می باشد.در نتیجه اکثر پتانسیل هی عضلاتی در درجه 4 قرارمی گیرند. اگرچه این موضوع به ناچار منجر به تقسیمات جزئی (بعنوان مثال +3 و -5) می شود که کاربرد این تقسیمات نه تجدیدشدنی می باشند و نه معتبر. بواسطه سلولهای حساس به فشار آنها و خلاقیت های تکنولوژی مرتبط، سنجش پویایی Isokinetic می تواند بطور موثرتر و دقیق تری حداکثر ظرفیت حقیقی عضلات را بخوبی تفاوتهای ظریف موجود در مراحل عملکردی عضله اندازه بگیرد آنها می توانند این عمل را تحت فشارهای استاتیک و نیز دینامیک انجام دهند و اطلاعاتی را بدست آورند که به مراتب افزون تر از اطلاعاتی است که با استفاده از سایر تکنیک های دستی یا دستگاهی حاصل می گردد.

اصول پایه

اربطه کشش طول

عملکرد عضلات ارادی و غیرارادی

دینامومتری Isokinetic منحصرا برای عملکرد عضلات ارادی بکار برده می شود. این بدان معنا می باشد که علاوه بر عوامل مکانیکی و فیزیولوژیکی عوامل روانی نیز دخیل می باشند به راستی اشتیاق و میل به همکاری از افراد ضروری آزمون Isokinetic می باشند. به هر حال ممکن است از سنجش پویایی Isokinetic برای سنجش عملکرد عضلانی که ممکن است در ابتدا غیرارادی باشند، بعنوان مثال در مریض هایی که از فلج های spasdic ناشی از سکته مغزی رنج می برند، استفاده شود.

رابطه اصلی

اساسی ترین رابطه حاکم بر عملکرد عضله رابطه بین طول عضله و حجم کشش ناشی از آن می باشد. دانش ما در این زمینه منحصرا متکی بر آزمایشات صورت گرفته برروی حیوانات می باشد. در نمونه های اندک آزمایش شده برروی انسان یافته ها در داوطلبانی با قطع عضو (Rolston etal 1949) Cineplastic با اصول اثبات شده حاصله از آزمایشات انجام شده برروی حیوانات مطابقت داشته است.

اصول انقباض های Isometric

تحلیل انقباضات Isometric بر پایه تنظیمات تجربی استوار می باشد که در آن طول عضله (متغیر مستقل) توسط آزمایش کننده تعیین می شود و کشش تحت فشار Passine یا تحریک الکتریکی (متغیر وابسته) توسط دستگاه اندازه گیری نیرو ضبط می گردد. (Hill 1953)

بدلیل شروع حرکت در وضعیت Slack بطوری که فاصله بین دو انتهای عضله از طول کلی عضله کوتاهتر است، عضله به استفاده از تحریک الکتریکی وادار می شود. کشش حاصله توسط یک سلول فشاری متصله به مجموعه ای از عضلات اندازه گیری می گردد. فاصله بین دو انتهای عضله اندکی افزایش می یابد و در یک نقطه معین مقاومت Passive حتی قبل از تحریک توسط سلول فشاری ضبط می ردد. این روند تا توقف افزایش آشکارای کشش تکرار می گردد.

کشش ضبط شده توسط پویا سنج دو منبع مستقل را بیان می کند. (شکل 1-1)

1- کشش active ایجاد شده توسط ارکان قابل انقباض عضله

2- کشش passive ایجاد شده توسط ارکان غیرقابل انقباض عضله

از آن جایی که دو مورد ذکر شده بطور فیزیکی بهم متصل اند، اندازه گیری همزمان عملکرد مستقل آنها غیرممکن است. به هر حال کشش active با کاهش مقدار کشش passive حاصل می شود. بعنوان مثال در ثبت کردن قبل از تحریک ناشی از مقدار متشابهی از کشش کلی خط منحنی توصیف کننده جزء active تقریبا شکل U معکوس کاملا قرینه دارد. (شکل 1-1)

طول عضله مطابق با حداکثر کشش active بعنوان length resting شناخته می گردد که نبایستی آنرا با طول عضله در حالت آناتومیک اشتباه گرفت. بنابراین قدرت (به پایین نگاه کنید) افزایش یافته توسط عضله در length resting با حداکثر میزان خود یکسان نمی باشد.

رابطه کشش – طول تمامی عضلات منعکس کننده رفتار مکانیکی فیبر عضلانی است. (Gordon et al 1969) . میزان افزایش کشش به تعداد پل های عرضی موجود بین رشته های active و myosin‌ مرتبط می باشد که در جای خود به میزان هم پوشانی آنها نیز مرتبط می باشد.

قدرت عضله

حداکثر گشتاور

تکنیک های Isometricو Isokinetic و یا سایر تکنیک ها که برای اندازه گیری نیرو – عضله در موجودات زنده بکار می روند، همگی بر پایه روش های گوناگونی استوار می باشند. بجای نیرو که اصولا یک عامل خطی است، اصطلاح قدرت مناسب تر است. قدرت بعنوان اثر چرخشی نیرو، تولیدشده توسط یک عضله یا گروه عضلانی اطراف مفصل مورد بررسی و نیز با نام حرکت عنوان می گردد. گرچه قدرت نسبت به هر نقطه ای درامتداد دامنه حرکت مفصل (Rom) و در محل اعمال اثر عضلات معرفی می گردد. ولی معنای رایج قدرت نقطه ای از Rom می باشد که در آن جا قدرت به حداکثر مقدار خود می رسد و از این رو اصطلاح اوج حرکت یا اوج گشتاور نامیده می شود. قدرت همچنین شامل مفهوم Synergy ( کار توام) مرجع ایجادی محل کاربرد، تلفیق حرکت تعدادی عضله نسبت به یک عضله می باشد. (Herzog etal 1991) .

بدون درنظرگرفتن اثر جاذبه در یک حرکت، قدرت با ثبت نیروی اعمال شد، توسط عضو distal بدن بر مفصل و توط یک حس گر پویاسنج و افزایش حجم محدود شده توسط طول بازوی اهرمی س گر نیرو اندازه گرفته شود. (2-1fig) تا ایجاد حرکت نماید. (M). بعبارت دیگر ظرفیت مکانیکی عضله تنها از روش اندازه گیری مستقیم بدست می آید. علاوه براین ملاحظات مکانیکی ساده نشان می دهد که میزان نیروی اعمالی بر حس گر نیرو رابطه معکوسی با فاصله بین محور مفصل ونقطه اعمال نیرو دارد.

بدلیل کوچکی کلی بخش های بدن، حتی انحراف cm1 از placement اصلی حس گر ممکن است به محص ارزیابی دوباره خطاهای تقریبی %5-5/2 با تاثیر مشابه بر قابلیت تکثیر یافته های ارزیابی ایجاد شود.

نیروی کلی و نیروی قابل اندازه گیری

به هر حال تفاوت اساسی دیگری میان روشهای رایج و مستقیم می باشد بدین معنا که روش آخر تنها بخشی از نیروی کلی عضله می باشد که قابل اندازه گیری است. بعنوان مثال شکل 3-1 که قیاسی از نمای planer مفصل آرنج است. نیروی F ، توسط عضله brachialis ایجاد ودر این جا با نیروی flenor کلی نشان داده شده است. برداری با دو جز» نیروی (Fta) transarticular و نیروی چرخشی (Fr) جزء transarticular بعنوان تثبین کننده مفصل عمل می کند اما در ایجاد حرکت در اطراف آرنج مداخله نمی کند.

در شرایط پویا dynamic : عمل خم کردن و یا جلوگیری از entersior باز و توسط جزء چرخشی (rotatory) نیروی brachialis انجام می شود. میزان حرکت (M) با افزایش جزء چرخشی(Fr) (3-1 fig) توسط طول اهرم d محدود می گردد. طول اهرم d فاصله عمودی میان (Fr) تا مرکز چرخشی در مفصل آرنج می باشد. M=Frd و از دیدگاه مثلثات که جهتی است که F در ان اعمال شود و یا زاویه کاربرد (AOA) (3-1 fig) و بطور کلی

منحنی حرکت وضعیت زاویه ای

بنابراین با افزایش طول d حرکت عضلانی وابسته به دو عامل است: نیروی عضله وسینوس زاویه کاربرد. . این تنوعات تا حدی در روش مخالف کاربرد دارد. وقتی که عضله بر بیشترین حالت اتساع خود می باشد و با توجه به کاهش حجم AOA , M بسیار کوچک می شود و از این رو سینوس زاویه در حداقل مقدار خود می باشد. و هنگامی که عضله کوتاهتر می شود. کشش عضله توانایی کم شدن را کسب می کند بعنوان مثال F کم شده اما AOA متناسب با آن و از این رو sin افزایش می یابند. در خلال بخشهای اولیه ROM کلی میزان افزایش سریعتر از میزان افزایش نیروی عضله متناسب F و حرکت M ایجاد شده توسط عضله عموما براین بش افزایش می یابد. این دلیلی است برای افزایش مشاهده شده در قدرت عضله ناشی از گذر از موقعیت لبه خارجی به دامنه میانی است.

عکس این موضوع ممکن است در بخش بعدی غالب گردد و ناشی ازگذر از موقعیت دامنه میانی به لبه داخلی است که منسجم به کاهش حرکت M می گردد.

شکل منحنی حرکت – وضعیت زاویه ای در شکل 4-1 نشان داده شده است که این منحنی متکی بر ارزیابی Isokinetic و pronatorها و supinatorها آرنج می باشد.

اصلاح نیروی جاذبه:

در انقباض های dynamic حرکت خارجی یعنی حرکتی که بر عضله غلبه می کند توسط سه جزء مجزا ایجاد می شود:

  1. وزن قسمتهای dital مفصل
  2. فشار برخلاف عملی که انجام گیرد. بعنوان مثال بلندکردن یک شیء.
  3. مقاومت ثابت اندام (Ia)

به محض رسیدن به شرایط Isokinetic یعنی بازو اهرمی به یک سرعت زاویه ای پایدار برسد، اجزاء شتاب بی اهمیت می شوند.بنابراین به منظور تعیین نیروی خالص عضله در نظرگرفتن تاثیر وزن ضروری است. شکل 15-1 به اندازه گیری Isometric قدرت flenorها و entersorهای زانو سر وضعیت نشسته اشاره دارد. Entersorها سر جهت مخالف وزن پا و مقاومت dynamometer عمل می کند. حرکت اعمالی توسط Entersorها و Me (پاد ساعتگرد در شکل 5-1) می بایست با مجموع حرکات وزن پا (ساق و foot) Mleg و حرکت اعمالی توسط مقاومت dynamometer و Md (هر دو ساعتگرد در شکل 5-1) برابر باشد. این رابطه در معادله زیر آمده است: Me = Md + Mleg

از طرف دیگر وقتی flenorها بصورت Isometric انقباض می یابند، حرکت ایجادی ناشی از این عمل Mf و حرکت اعمالی توسط وزن پا در یک جهت عمل می کنند. (ساعتگرد در شکل 5-1). و از این رو معادله زیر برقرار است: Mf + Mleg = Md و یا بعبارتی Mf =Md- Mleg

بنابراین در gravitional position قدرت entensor ها ممکن است ناچیز گرفته شوند و قتر flenorها با حرکتی برابر با حرکت جاذبه زیاد برآورد شوند. در ارزیابی Isokinetic موارد ذکرشده در موارد متشابه entensor و انقباضات هم مرکز flenor یافت می شوند. بعنوان مثال در جایی که عضله بر وزن عضو و مقاومت dynamometer غلبه می کند. به منظور دستیابی به میزان صحیح قدرت عضله، اجرای مرحله ای مرسوم به gravity correction ضروری است که این روند در سیستم های تجاری موجود Isometric دخالت دارد. این روند بر پایه سنجش وزن عضو دریک موقعیت ثبت شده و ارائه شده (هرچه نزدیک تر به افق) که توسط سیستم سلول فشاری و یک محاسبه مثلثاتی ساده که در پردازش اطلاعات حرکت یا نیرو توسط کامپیوتر دخالت می کند،انجام می گیرد.

همانگونه که در تعدادی از صفحات آخر Bygottet al 2001: رجوع به فصل 9 برای توضیحات بیشتر) روند اصلاح گرانش دارای خطا می باشد. این خطا عمدتا به دو عامل وابسته است:

  1. یک مفصل دولایی کامل که بعنوان فرض پایه ای روند software عمل می کند نمی تواند نقش مفاصل بیولوژیکی را ایفا نماید.
  2. مقادیر موجود برای مقاومتهای passive , active و نیز جاذبه می باید محاسبه شوند و یا ممکن است نباشد.

عنصر active توسط عضلات اطراف حمایت می شود که ممکن است که این عضلات ممکن است تحریک شوند وحتی اگر زمانی اندازه گیری انجام شوند فرد نیازمند آرامش کامل است.

عنصر passive ناشی از stretch کپسول ، تاندونها و رباط هاست. بنابراین بجای یک جز Sinusoidal (مسطح) مقاومت یک الگوی متفاوت درنظر گرفته شود.

یک نمونه موثر توسط Wessel و همکارانش (1992) شرح داده شد که در آن قدرت flexor تنه مورد ارزیابی قرارگرفت و جزء گرانش تنه اندازه گرفته شد. اگرچه راه حل تناوبی – حرکت passive جز ارزیابی شده در طول ROM و کاهش مقاومت حاصله از قدرت active به منظور دستیابی به قدرت خالص بطور جزئی مشکل اول را حل می کند. (حرکت (Non – anital و اما این مشکل دارای مشکلات یکسانی است که به اجزاء active و passive مربوطند. در نتیجه ارزیابی های Isokinetic می بایست در شرایط فاقد گرانش انجام پذیرند. هرچند این روش در تمامی نمونه ها قابل اجرا نیست اما نیازمند وضعیت ناآگاهانه فرد و وسایل ویژه می باشد. اصلاح گرانش مسلما در مراحل انتهایی ارزیابی فاقد مشکل است چون در صورت کاهش میزان آن، جزء طرف غیر درگیر بعنوان اساس سنجش ایفای نقش می کند. بجز درموارد اشاره شده که نیروی وزن اجزاء متقارن بصورت یکسان درنظر گرفته می شوند. از طرف دیگر در جایی که جز ثانویه موجود نیست، نظیر مواردی در تنه، دقت کم مراحل رایج به کار گرفته شده برای اصلاح این اثر یا امتناع کردن از استفاده از آن، تبعات مهمی در هنگام تفسیر اصلاح کلینیکی دارد.

نسبت قدرت عضلات antagonist agonist :

واضح است که درنظرگرفتن جاذبه در محاسبه حرکت خالص حاصله از عضلات ارزیابی شده در نسبت حرکت (قدرت) antagonist agonist موثر است. این موضوع بطور کلی در آن دسته از عضلاتی که اندام را در صفحات frontal , sagital را در نظر گیریم Ent / flex که در آن flex و Ent حرکات عضلانی نسبی می باشند. و وزن اعمالی توسط عضو را در یک نقطه مشخص از ROM مورد ارزیابی 2ONM در نظر بگیریم و آن که هر عضله در این نقطه حداکثر Nm60 حرکت uncorrected دارد. (برای مباحث جزئی تر از بحث اندازه گیری به فصل 2 رجوع کنید). براساس این مقادیر uncorrected :

و اگر چنانچه میزان گرانش به entensor ها اضافه کنیم و از ها بکاهیم، نتیجه حاصل از این قرار است:

این یک تفاوت مهم می باشد که می تواند در مورد نسبت قدرت flexor به entensor تنه به مقادیر بیشتری برسد.

نسبت بین حرکت سرعت زاویه ای در انقباضات دینامیک

اگر نسبت بین نیرو و طول (نسبت حرکت به زاویه) اساسی ترین پارامتر فیزیولوژیکی عضلات اسکلتی باشد، پارامتر اساسی دیگر ارتباط بین نیرو یا کشش، ایجادی در طول عضله و میزان سرعت انقباض آن عضله است. عملکرد عضله دینامیک (پویا) ممکن است با کمک عوامل زیر اندازه گیری شود:

  1. کنترل اندازه گیری و فشار خارجی و یا محاسبه سرعتها و شتابهای حاصله و یا
  2. کنترل اندازه و سرعت نیرو (حرکت) برون ده (بازده).

مورد دوم که برای پویا سنج های Isokinetic مناسب است از اواخر دهه 1960 . برای تعیین کیفیت عملکرد عضله مورد پذیرش قرارگرفت.

در مبحث سرعت – کشش در رابطه با انقباض عضله یافته ها بر پایه آمادگی عضله مورد مطالعه باشد که خود این کار بر پایه تشخیصات حاصله از آزمایش برروی موجودات زنده می باشد. در نمونه آخر رابطه حرکت – سرعت زاویه ای باید درنظر قرارگیرد.

توصیف ریاضی

فرمول توصیف کننده نسبت نیرو- سرعت توسط Hill(1953) پیشنهاد گردید:

که در آن T کشش، T0 کشش Isometric و V سرعت کاهش و b,a مقادیر ثابتی می باشند و نیز داریم Umax=bT0/a که Vmax سرعت کاهش بدون اعمال فشار است.

صورت دیگر این معادله عبارتست از: که در آن و و .

بازده و توان

بازده قدرت p ناشی از عضله توسط (McMahan 1984) ارائه گشت: سرعت کاهش × کشش = قدرت یا P=Tv

و با جایگزاری فرمول Hill داریم:

هنگامی که سرعت کاهش %33-25 سرعت حداکثر (Vmax) باشد این مقدار به حداکثر مقدار خود می رسد.

نمودار معادلات فوق در شکل 1.6 ارائه شده اند ((McMahan 1984 که در آن K=0.25 می باشد. به این نکته می بایست توجه کرد که معادله بین نیرو و سرعت برای افزایش طول active عضله بکار می رود (که در آن active یک حالت انقباضی است) در این مورد افزایش کشش عضله بعنوانی یک عملکرد از سرعت اتساع active تخمینی دارای شیب بیشتری از موارد کاهش مشابه می باشد.

حرکت عضله و سرعت زاویه ای

در مطالعات انجام شده برروی موجودات زنده هیچ تناسبی میان نیرو و سرعت خطی برقرار نیست. حرکت جایگزین مورد اول می گردد که تحت عنوان نیروی گشتاور شناخته می شود. وسرعت زاویه ای (W) بازوی اهرمی جایگزین مورد دیگری شود که این سرعت تحت عنوان سرعت زاویه ای مفصل (اما از نظر مقدار با آن متفاوت است) بیان می گردد. براین نکته تاکید می شود که این بیان برای ارزیابی حرکت زاویه ای بکار می رود که تحت عنوان نادرست زنجیره حرکتی باز) شناخته می شود و نبایستی در ارزیابی زنجیره حرکتی بسته (close kinetic chion) بکاربرده می شود. بعلاوه اصطلاحات کاهش و کشش active با عبارات انقباضات متحدالمرکز و گریز از مرکز جایگزین می گردند. (رجوع کنید به Box 1.1)

قابلیت کاربرد عضله در آزمایشگاه:

مطالعات انجام شده بر پایه اندازه گیریهای Isokinetic گروههای عضلانی مختلف به این نکته اشاره دارد که اصول حاکم بر رفتار عضله in vitro که نسبت به نیرو – سرعت نامیده می شود فقط بصورت جزئی در نقاط مقابل داخل بدن خود عکس العمل نشان میدهد. عمدتا با توجه به فعالیت متحدالمرکز در سرعت خطی پایین (perrine & Edgerton 1978 & Houston1985) و در انقباضات گریز از مرکز eccentric (به پایین رجوع کنید) استثنائی موجود است.

وقتی سرعت ارزیابی تحمیل افزایش می یابد:

  1. کاهش در حداکثر حرکت ایجادی توسط عضله یا گروه عضلانی در انقباضات متحدالمرکز (شکل های 7-1 تا 9—1) این نسبت معکوس به یک مفصل تنها محدود نمی شود. بلکه برای عضلات دو مفصلی نظیر همسترینگ و بصورت کلی تر برای سیستم های چند مفصلی نظیر entensorهای تند نیز صدق می کند. (Timm 1988)
  2. درانقباضات گریز از مرکز حداکثر حرکت در ابتدا افزایش می یابد اما در سرعتهای بالاتر ثابت می ماند یا حتی کاهش می یابد (شکل های 10-1 و 14-1) بعلاوه

1- در سرعت یکسان ثدرت eccentric بیشتر از قدرت concentric می باشد.

2- براساس اصل ارائه شده توسط Elfman (1966) و ترتیب قدرت، وابسته به طرز انقباض بدین شرح می باشد:

این ترتیب و با توجه به قدرت ربایش در شکل 12-1 ارائه شده است (Dvir 1977b) . (برای اطلاع از مقادیر حداکثر و متوسط نیروی قدرت ربایش حاصله از این مطالعه جدول 9-11 را مطالعه کنید).

گشتاور در طول انقباضات eccentric

رفتار شاخه eccentric منحنی حرکت – سرعت زاویه ای (M-W) از مدل تئوریکی ونیز یافته های آزمایشگاهی حاصل می شود. این رفتار با عدم یکنواختی، منحنی مشخص می شود که حتی در سرعتهای نسبی پایین نیز این عمل رخ می دهد. این یافته ها در تعدادی از مطالعات مربوط به آرنج (Griffin 1987 , Hortobagyi & Kateh 1990) ، شانه (Shkar & Dvir 1995) ، زانو (Rizzardo) و همکاران 1989 Ghena , Colliander & Tesch و همکاران 1991) و تنه (Dvir & Keating 2003) نیز صدق می کند.

توضیح این پدیده که احتمالا بیشترین پذیرش را دارا است یک خمیدگی feedback منفی را فرض می کند که شامل تعدیل فقراتی ومحیطی به منظور اجتناب از واردشدن فشارهای اضافی بر خود عضله می باشد. (Staubar 1989) . با توجه به این توضیح، سیستم عصبی مرکزی تمام کشش ها (tension) را در تمام طول نگرانی کنترل می کند (انتگرال کشش- زمان یا برانگیختگی) و ظرفیت eccentric عضله ای که می تواند در حدود %100 بر قدرت Isometric بالغ گردد ، محدود نماید. (Edman و همکاران 1979).

براستی هنگامی که میزان این خمیدگی برای عملکرد صحیح کاهش یابد مانند حالتی که ممکن است در کشش شدید و ناگهاین یک عضله active رخ دهد، پارگی بخش عضلانی – تاندونی می تواند ایجاد گردد. یک نمونه شاخص این حالت، پارگی تاندون آشیل در هنگام زمین خوردن ناگهانی و به طرف جلو است.

نسبت قدرت eccentric به Concentric((E/C

نسبت ((E/C نقش مهمی را در مطالعات Isokinetic ایفا می کند. بطور رایج این نسبت با درنظرگرفتن سرعت ثابت تعریف می شود. (بطور مثال E/C در 30 یا s/ 120) قدرت مطرح شده در این نسبت ممکن است حداکثر حرکت (pM) باشد و یا میانگین حرکت (AM) بدلیل این که تحت شرایط عادی و عملکرد نهایی قدرت eccentric مطلقا از قدرت Concentric مربوط بیشتر است. نسبت حاصله می بایست بیشتر از یک باشد. این اصل کلی تنها در یک مطالعه Trudelle – Jackson) و همکاران در سال 1988). صدق نکرده که درمطالعه مذکور حد پایین طیف سرعت مدنظر قرارگرفته بود. مطالعه مذکور بیان داشت که در %54-33 موارد عادی نسبت E/C کمتر از 0.85 می باشد. از طرف دیگراین پیشنهاد در بسیاری در مقالات و حتی در آسیب شناسی های کنونی Conway) و همکاران در سال 1992) صدق می کند. علاوه براین با درنظرگرفتن منحنی M-W نسبت E/C باید به تناسب سرعت ارزیابی افزایش یابد. اطلاعات مربوط راجع به دامنه این نسبت اکثرا مربوط به بخشهای نیمه تحتانی طیف سرعت می باشند. جدول 2-1 نتایج نسبت E/C را به افراد عادی نشان می دهد. برخی استثنائات بایست مدنظر قرارگیرد. با یک تمایل کلی بطرف مقادیر بالاتر اما حد فوقانی دربیشتر از 2.0 ثابت می ماند.

اعداد حاکی از نسبت E/C تنها به موارد تک مفصلی محدود نمی شوند. عملکرد عضله در شرایط Concentric و eccentric فرمان با entension لگن و زانو و با تاکید ویژه بر تنوع نسبت مورد مطالعه قرارگرفت. (Dvir , 1966) اندازه گیری در وضعیت Supine و با قرارگرفتن hip و زانو در100 و حمایت foot بوسیله attachment مخصوص انجام گرفت. بازوی اهرمی با قوسی حدود 3- جابجا شد. با حرکت برگشتی بازوی اهرمی به وضعیت اولیه بصورت eccentric این مقادیر برای سرعتهای چنین پائینی، زیادی باشند. اما بایست در وهله اول این موضوع را مدنظر قرارداد که نیرویی که پس از حرکت اندازه گیری می شود از دیدگاه ترکیبات عضلانی – مفصلی افراد دارای تفاوت بیشتری است.

آسیب های پاتولوژی در رابطه با نسبت E/C

انحراف در دامنه ذکر شده در بالا، منجر به عوارض آسیب زا می شود. بعنوان مثال نسبتهای پایین E/C (کمتر از 0.85 بعنوان یک عامل بر مشکلات Patellofemoral توسط Stubar , Bennett (1986) بیان شد. این پیشنهاد که بر پایه یک اشکال در کنترل حرکتی عصبی عضله 4 سر رانی متکی است، در فصل 6 بطور مفصل بیان می شود. توصیف دیگری یک جلوگیری انتخابی از عملکرد eccentric وابسته به برد را بیان می دارد. این تئوری بر فشارهای بالای حاصله درانقباضات eccentric بخوبی حرکت مخالف کشکک (مراجعه کنید به فصل 6) استوار است. از طرف دیگر مقادیر بسیار بالای گزارش شده با توجه به عملکرد افراد مریض دارای کمردرد مزمن می باشد. (Shrado و همکارانش 1995) در این نمونه توضیح موجهی برای محدودکردن ارادی بازده قدرت Concentric وابسته به عوامل فرهنگی و تشویش بیان شده است. (Shrado و همکارانش 1995)

مقادیر بسیار بیشتر نسبت E/C، در موارد فلج اسپاستیک و تالاسمی ماژور B یافت می شود. پاتولوژی قبلی یک واسط نوروفیزیولوژیکی می باشد. عملکرد عضله Quodri caps در افراد دارای فلج اسپاستیک مورد بررسی قرارگرفت. در این افراد انقباض های eccentric مستلزم پاسخ های اسپاستیک عضلات antagonistic نمی باشندز یرا حرکت ایجادی به جای کشش وارن این عضلات آنها را سست می کند. علاوه براین شاهد افزایش میزان بازده از انتهاهای اولی درک عضلات agonist خواهیم بود. (Knutsson 1987).

شکل 14-1 منحنی قدرت Concentric و eccentric عضله چهار سر ران را در یک مریض فلج اسپاستیک نشان میدهد. افزایش سریعی ودر حدود %10 مقدار معمول در قدرت Concentric وجود دارد (برای سن و جنس مناسب) از طرف دیگر قدرت eccentric مطابق با میزان نرمال خودی باشد. بدین ترتیب نسبت E/C بطورقابل ملاحظه ای بالا می باشد. بین 4و5.

پدیده افزایش سریع میزان E/C همچنین در موارد کلینیکی که در انها هیچ اختلال نورولوژیکی موجود نمی باشد، صدق می کند. درافرادی که بیماری تالاسمی ماژور B رنج می برند (بیماری ناشی از کم خونی موروثی که منجر به تضعیف بافت عضلانی می شود) استفاده از اعمال نیرو Concentric و eccentric عضله Quadriceps مورد ارزیابی قرارگرفته است و دراین افراد که دارای کاهش شدید قدرت Concentric باشند و قدرت eccentric خود را گرچه در حد نرم نیست حفظ می کنند، نسبت E/C بیشتر از حالت طبیعی می باشد (شکل 15-1) اتصال بیشتر اجزا بافت به یکدیگر می تواند دلیلی بر این امر باشد.

نسبت کنترل پویا (دینامیک)

اگرچه نسبت E/C بعنوان یک پارامتر عملکردی عضلات داخلی مورد استفاده قرارگرفت (بعنوان مثال در عضله یا گروه عضلانی مشابه) اطلاعات حاصله حاکی از آن است که این نسبت می تواند توضیح روابط بین عضلانی به همان نسبت موثر باشد. بخصوص با درنظرگرفتن حرکت eccentric عضلات نسبت به حرکت Concentric عضلات agonis که ناشی از نسبت کنترل دینامیک Dvir : DCR) و همکارانش 1989) می باشد. Aagaarel و همکارانش (1998) این نسبت را تحت عنوان Functional و در برابر نسبت قرادادی Concentric/ eccentric پیشنهاد کردند. DCR جز مهمی در ان دسته از شرایطی است که عضلات agonis و antagonist بطور همزمان فعالیت می کنند تا مفصل را از خطرهای احتمالی حفظ کنند. نمونه ای از این موارد در مفاصل زانو (Dvir و همکارانش 1989) و شانه (1997 Magnusson , Bak) که فعالیتهای مستلزم نیروی زیاد و یا ناپایدارهای ذاتی، جزء ویژگیهای مفصل می باشد، موجود می باشد. بعنوان مثال شانه را در Internal Rot , Add در نظر بگیرد. این چنین فعالیتی ممکن است حاصل از فعالیت Concentric عضلات agonis پکتورالیس ماژور توام با ساب اسکاپولاریس باشد. (Glousman و همکارانش 1988). اگر برون گرداننده ها بصورت همزمان از حرکت به جلو سر هومروس پیش گیری نمی کردند احتمال نیمه دررفتگی قدامی بسیار زیاد می شد. بدلیل این که سرانجام عضلات agonis بر antagonist غلبه می کند و عضلات antagonist کشش بسیاری را تحمل می کنند. هر دو نوع عضله بصورت eccentric منقبض می شوند. DCR فعال که رابطه حرکتی بین عضلات agonis و antagonist در طول اجرای فعال حرکت نامیده می شود نمی تواند از یک تجاوز کند و یا به بیان دیگر حرکتی رخ نمی دهد. از طرف دیگر DCR ایزوکینتیک وابسته به رابطه قدرت عضلات agonis و antagonist می باشد.

تفاوتهای دوطرفه دینامیک در برابر استاتیک

یافته های حاصله از اندازه گیری عملکرد عضلات (قدرت و یا سایر پارامترهای مکانیکی) ممکن است بصورت مستقل و یا وابسته بیان شوند که مورد دوم ذکر شده بصورت رایج تر و در زمانی که سازش یک طرفه حاکم باشد، بکارمی رود. مخصوصا اگر این تسلط جزئی بر عملکرد عضلات منقبض شده و پارامترهای مکانیکی داشته باشد. همواره قدرت بین دو طرف درگیر وغیردرگیر مقایسه می شود و با استفاده از فرمول زیر میزان تفاوت آنها بصورت درصد بیان می شود:

= = تفاوت %

که در این فرمول SI , SU یعنی قدرت عضله (عضلات) طرف غیردرگیر و طرف درگیر و موثر برطرف مقابل. یکی از سوالات اصلی که حتی متخصصین امروزه نیز با آن مواجه می باشند ؛ طریقه انقباض اتخاذی برای محاسبه تفاوت ذکر شده می باشد. علاوه براین طریق ایزومتریک نه تنها در تکنیک MMT بعنوان معیار درنظر گرفته می شود بلکه بعنوان یک معیار قابل تعریف در اختلالات دست نیز بکار می رود. وجود وسایل دقیق و ساده – پویاسنج دست Jamar- که بطور موثری با عملکرد عمده gross ساختمان عضلانی دست مطابقت دارد. می تواند دلیلی بر قانون دوم ذکر شده باشد: grip استاتیک. به هرحال بجز دست که خصلت های عملکردی و موروفولوژیکی خاص آن که امکان این چنین اندازه گیری را می دهد. سایر گروههای عضلانی عمده نیازمند نوع متفاوتی از اندازه گیری می باشند که این نوع توسط پویاسنجی ایزوکینتیک حاصل می شود. اما علیرغم استفاده شایع از این روش و مطالعات بسیار زیاد ایزوکنیتیکی مشتمل بر پاتولوژی های گوناگون پاسخ روشنی به این سوال که آیا می شود تفاوتهای یک طرفه را تنها و توسط هریک از سه روش انقباضی بیان کرد، نداده اند. بعبارت دیگر آیا با وجود تفاوت عضلانی، احتمال استفاده بیشتر از روشهای ایزومتریک Concentric یا eccentric می باشد و یا خیر؟

این سوال مقایسه های بین چند مدل را نیز شامل می شود: تفاوت بین استاتیک Isometric در برابر دینامیک Isokinetic تفاوت بین Concentric و eccentric .

در مقایسه های اساسی تر این سوال نهفته است: ایا قدرت محلولی مستقل است و یا وابسته به شرایط و روش؟ این نکته لازم به ذکر است که اگر حتی جواب منطقی برای این سوالات موجود باشد، سوالات مربوطه بیشتر در مورد رابطه بین کمبود قدرت خالص (ایزومتریم Concentric یا eccentric و کاهش میزان عملکرد همچنان بدون پاسخ می ماند.

مقایسه بین Intermodal

با درنظرگرفتن اولین موضوع Intermodal شواهد حاکی از کاهش بیشتر قدرت به زمانیکه محاسبات بر پایه مقایسه روش ایزوکینیتیک یا ایزومتریک انجام می شود، می باشند. در مطالعه ای در مورد عملکرد عضله quadriceps برابر 15% و در روش ایزوکینیتیک 40% بود. Madsen) و همکارانش 1995). علاوه براین که ارزیابی ایزوکینیک قدرت زانو قابل پذیرش می باشد. در مقایسه با قدرت ایزومتریک ، میزان قدرت ایزوکنتیک مقیاس مناسب تری برای پیش بینی درد و ناتوانی ناشی از آن می باشد. مبحث ذکر شده عامل مهمی در اتخاذ تصمیم در مورد این که کدام نوع از کاهش قدرت می تواند بعنوان معیار بکار رود، در مطالعه دیگری Carter و همکارانش افرادی را که از اختلال عصبی حسی و حرکتی ارثی نوع II,I مورد ارزیابی قرارداد و عملکرد عضلانی آنها را با درنظرگرفتن سن و جنس نمونه مورد بررسی قرارداد. نتایج حاصله حاکی از این امر بود که کاهش میزان قدرت وابسته به اندازه گیری ایزومتریک با تقریب %30 مشابه نتایج حاصله از اندازه گیریهای ایزوکینیتیک می باشد. یافته های حاصله از مطالعه برروی افرادی که آسیب یک طرفه عضو دارند حاکی از این امر بود که قدرت ایزوکینیتیک عضله quaeiricaps اندکی کمتر از قدرت Concentric و eccentric بود. (Holder-Powell و Rtherford 1999)

مقایسه Intermodal

با درنظرگرفتن این مقایسه در مطالعه مشابهی که توسط Carter و همکارانش (1995) انجام پذیرفت. این نتیجه بیان شد که میزان کاهش در حالت eccentric کمتر از حالت Concentric مشاهده نشد. تا به امروز نتایج منتشرنشده از یک گروه عظیم از افرادی که از نقص یک طرفه قدرت ایزوکینیتیک در زانو، شانه، مچ پا و دست (grip) مشاهده نشده است تا به کمک آن بتوان میزان بیشتری از تفاوتهای انقباض های Concentricدر مقایسه با انقباضات eccentric کشف کرد. (2003Dvir). این اختلاف به کنترل محدودتر ایجاد تنش عضلانی ارتباط داده شده است.در نتیجه امکان تغییر در روش رایج کاربردی مدل Concentric به مانند روش eccentric می باشد. علاوه براین با درنظرگرفتن نقش عملکردی مرکزی انقباضات eccentric میانگین میزان E/C به مراتب منطقی تر و مناسب تر بدست می آید.

کنترل انقباضات eccentric

شاید مهمترین نقش پویاسنجی ایزوکینیتیک در مطالعه عملکرد عضله علاوه بر اندازه گیری صحیح امکان فعالیتهای Concentric معرفی و ایجاد وسایلی برای اندازه گیری انقباضات eccentric باشد. پارامترهای دافعی بدن در اعمال انقباضات eccentric یعنی عواملی که بصورت ارادی نمی توان از انجام آنها جلوگیری کرد. مثل توانایی کنترل خم شدن به جلو، فعالیت eccentric اکتنسورهای تند- تا ورود این پویاسنج های active در میانه دهه 1980، مدنظر قرارنمی گرفتند یکی از جذاب ترین موضوعات مطالعه شده در استفاده از تکنیک های نوروفیزیولوپیکی بر پایه این سوال بود که آیا سیستم عصبی در انقباض eccentric فرمان خاصی وجود دارد یا خیر؟

با مطالعات انجام شده توسط (Enoka) نکات زیر یادآوری شد که منجر به دادن پاسخ مثبت به این سوال بود.

  1. نمونه های طبیعی نمی توانند در مقایسه با 100% حداکثر انقباضات ارادی با eccentric که بواسطه استفاده از محرکهای الکتریکی محدود شده است به میازن حتی %90 آن برسند. (westing و همکارانش 1990)
  2. 2. وقتی که در نمونه ها ایجاد شده یک انقباض Concentric مدنظر باشد ولی بصورت eccentric به آنها نیرو وارد شود تحریکات EMG بدلیل تعدیل سازی روش انقباض بصورت مرکزی افزایش چشمگیری می یابند. (Grabiner و همکارانش 1995)
  3. 3. در انقباضات eccentric ارتباط سن با کاهش قدرت کمتر واضح است. در حالی که این پدیده وابسته به شرایط عصبی است.Hortobagyi) و همکارانش 1995)
  4. 4. کاهش میزان تحریکات EMG مشاهده شده در حداکثر میزان انقباضات eccentric احتمالا به نسبت کاهش هموژن در جمعیت به فعالیت یک subset از تجمع نورونی وابسته تری باشد. (Laidlaw و همکارانش 1994)
  5. 5. بجای حرکت تجدید قوا سر طول انقباضات eccentric در مقایسه با انقباضات Concentric اصلاح می شود (Nardone و همکارانش 1989) و این عمل احتمالا با ارسال پیام های عصبی از مغز صورت می گیرد.(Tan و همکارانش 1990)
  6. 6. درمطالعات در مورد خستگی این نکته حاصل شد که عملکرد eccentric اساسا با عملکرد Concentric متفاوت می باشد و بعنوان مثال کاهش بازده مکانیکی در حالت اول حداقل میزان خود بود. (Tesch و همکارانش 1990) این نکته نیز اشاره شد که منحنی fatigue ناشی از انقباضات eccentric دارای شیب متفاوتی از منحنی حاصله از انقباضات Concentric می باشد.(Lee , Binder – Maclead) 1996)
  7. 7. علاوه بر موارد ذکر شده اگرچه ضعف ظاهری عضله که توسط میزان بازده قدرت Concentric بیان می شود قابل رفع می باشد، توانایی تعدیل بازده ظاهری eccentric محدود می شود. (به فصل 5 رجوع کنید) این پدیده حاکی از درگیری مرکزی در تعدیل سازی قدرت eccentric می باشد.

فی المجموع ما این یافته ها وجود یک استراتژی فعالیت عصبی غیرعادی را نشان می دهند. مفاهیم این چنین مکانیسم هایی از دیدگاه تعریف دقیق قدرت، تغییر یافته های حاصله از ارزیابی قدرت و درنظرگرفتنت یافته های optimal برای جبران آسیب ها و تروماهای حاصله ملموس تر می باشد.

رابطه بین حرکت سرعت زاویه ای در حرکت passive

کشش passive در افراد سالم

هنگامی که بخشی از یک عضو فرد سالم بصورت passive در مسیری که گرانش بر آن اعمال می شود، جابجا می گردد حرکت مقاومتی حاصله بر نیروی گرانش و نیز خصوصیات ویسکوالاستیک عضله و بافت پیوندی مربوط به آن عضله نسبت داده می شود. ولی از آن جایی که جزء دوم تنها به محض رسیدن به طول ایستا شروع به اعمال نیروی محسوس می کند. وضعیت مناسبی برای افزایش ROM مفصل، امکان ایفای یک نقش قطعی درمداخله حرکت نیست.

عامل دیگر انقباض رفلکسی در برخی عضلات که بصورت عادی عضو را در جهت مخالف حرکت می دهند. (فعالیت antagonist) می باشد. این پدیده به ندرت در موارد نرمال رخ می دهد و تنها در حرکات passive اینکه با بالاترین سرعتها انجام می گیرند، رخ می دهد. (Thilmann و همکارانش 1991)

جلوگیری از ایجاد فعالیت antagonist:

براستی یکی از خصوصیات یک سیستم عصبی عضلانی بسیار هماهنگ، توانایی این سیستم در عملکرد یکنواخت حتی در بالاترین سرعتها و بواسطه جلوگیری از ایجاد فعالیت antagonist می باشد. بعنوان مثال یک فرد بسیار ماهر در پرتاب توپ بیس بال، انقباض Concentric فروبندهای گلنوهومرال ممکن است بدلیل cocking طولانی مدت برای پرتاب با حداکثر نیرو Glousman) و همکارانش 1988) باشد که خود این عامل ناشی از سرعتهای زاویه ای بازو در تامین این حرکت بدون تحریکات محسوس فعالیت antagonist باشد. Cocking به معنای کشش پشت بازو قبل از وکت به طرف جلو آن مفهومی بر پایه عمل شلیک اسلحه. یکی از عللی که در ورزشکاران غیرحرفه ای با عملکرد دینامیک معادل عضلات پیشین که امکان ایجاد سرعت زاویه ای بازویی یکسان با مشکل روبرو می باشد فعالیت معکوس عضلات پسین می باشد. این عدم فعالیت آنتاگونیست ها از تمرین های مخصوص و شدید زیر حاصل میش ود.

اسپاستسیته و فلج عضلانی

فعالیت antagonist عضله

بدون شرح دقیق مکانیسم های پیچیده ای موجود در مورد اسپاسیته عملکرد عضلات antagonist در افرادی که دارای اختلاف نورولوژیکی می باشند. ناقص می باشد. این مکانیسم در افرادی که دچار فلج اسپاستیک ناشی از آسیب در سیستم عصبی مرکزی می باشند، آشکارتر می باشند و اسپاستیسیته بعنوان یک اختلال حرکتی مشخص شده بوسیله افزایش پیوسته سرعت در رفلکس های کششی تونیک (تن عضلانی) بهمراه کشش بیش از حد تاندون ناشی از قابلیت تحریک بیش از حد رفلکس کششی، و بعنوان جزئی از سندرم عصب حرکتی بالایی توصیف می شود. (1980 Lance)

جزء فلج عضلانی یا ضعف عضلانی در حرکات ارادی-بخوبی حرکات غیرارادی و نیمه غیرارادی- زندگی روزمره مثل راه رفتن موجود می باشد (1987Knutson)

یکی از علل این ضعف که قبلا نیز ذکر شد، ممانعت اسپاستیک اعمالی توسط فعالیت antagonist می باشد.در چنین موردی عملکرد عضلات antagonist ممکن است سالم باشد اما حرکت مخالف ممکن است کاهش سراسری در قدرت را ایجاد نماید.

ارزیابی با استفاده از دینامومتر های ایزوکینتیکی:

ارزیابی دقیق اسپاستیه و فلج عضلانی در تعیین وضعیت ناتوانی و کلینیکی مریض ضروری می باشد. روشهای رایج بر پایه کلینیکی (دستی) و وسایل مکانیکی و الکتروفیزیولوژیکی استوار می باشند. در مورد دوم نقش پویاسنج های ایزوکینتیک کلیدی است. این وسایل در حرکت passive بخشی از عضو در سرعت از پیش تعیین شده و در اندازه گیری سیستمیک مقاومت عضلانی غیرارادی نیز بکار می روند. براستی این یکی از اولین کاربردهای سیستم Kincon که خود این سیستم نمونه اولیه سیستم های active می باشد، بود.

اگرچه پیوستگی سرعت اسپاسیته مورد تردید قرارگرفته است (Rymer , Katz 1989) اما توانایی این پویاسنج ها در اندازه گیری دقیق، مقاومت اسپاستیک و با درنظرگرفتن موقعیت زاویه ای در تمام ROM موجود آنها را به ابزار مهمی در این زمینه تبدیل کرده است.

اثبات فعالیت غیرطبیعی عضلات antagonist

از سیستم های ایزوکینتیک active در مطالعات اولیه Knutsson و همکارش در موسسه Karolinska سوئد، به منظور اثبات کردن اثر فعالیت غیرطبیعی عضلات antagonist استفاده شد. ((1987 Knutsson , 1980 Martensson , Knutsson) شکل 16-1 . منحنی قدرت فلکسور در طول انقباض ارادی عضله همسترنیک در فردی مبتلا به فلح اسپاستیک را نشان می دهد. کاهش شیب در حرکت با سرعت 1200/S مربوط به افزایش شدید حرکت الکترومایوگرافیک عضله quadriceps می باشد. فعالیت این عضله حجیم در افراد طبیعی و در چنین سرعت پایینی رخ نمی دهد و حرکت برعکس عضله همسترینگ در اکتسنشن active و passive زانو فعال می شود. (شکل 17-1)

تغییرپذیری میزان اسپاستیسیتی عضله:

اگرچه کاربرد دینامومتری ایزوکینتیک در اندازه گیری اسپاستیسیته واضح می باشد در مطالعاتی که از این پویاسنج ها استفاده شده است، همگی در این نظر که این موارد دارای تغییرپذیری زیادی در میان نمونه ها می باشند، متفق القول می باشند. (1993 Panturin , Dvir 1987 Knutsson) پیشنهاد کردند که در مریض هایی با اختلالات پیشرفته،سرعت بحرانی در برانگیزش رفلکس شدید کششی حدود 1800/S می باشد با این حال در برخی از مبتلایان ماضر سرعت 1200/S در برانگیزش رفلکس ذکر شده، کافی نیست.

انواع ارزیابی

حرکت چند مفصلی

طرح اغلب پویاسنج های موجود بر پایه حرکت زاویه ای (AM) بازوی اهرمی می باشد. از آن جایی که حس گر نیرو (در اغلب سیستم ها) به این بازو متصل می باشد، نیمروی اندازه گیری شده در جابجایی بخش در روش ایستاده اعمال شده است. این وضعیت در ارزیابی حرکات لولایی که نمونه ی بارزش زانو می باشد، مناسب است. بنابراین وقتی که ساق پا در هر دو حالت eccentric و Concentric برخلاف بازوی اهرمی حرکت می کند. نیروی مخالف اعمالی توسط حرکت تقریبا در سمت راست تیبیا عمل می کند. این اصل در تمامی ارزیابی های AM صادق می باشد و بدین سان میزان عرف انقباض ایزوکینتیک حاصل می شود. لازم به یادآوری است که تعداد عضلات درگیر در اجرای چنین حرکتی حداقل مقدار خود است.

به هر حال عملکردهای متمایل به حرکت ندرتا در تک مفصلی ها رخ می دهد و بیشتر ترکیبی از حرکت هماهنگ چندین مفصل می باشد. نه تنها امکان ایجاد چنین حرکتی ضرورتی نیست، بلکه این حرکت در مقایسه با حرکات لولایی که در بالا ذکر شد، مستلزم یک الگوی حرکتی بسیار هماهنگ در تعداد زیادی از عضلات می باشد. علاوه براین اگرچه بازده کلی حرکت بصورت ایزوکینتیک محاسبه می شود، نقش اختصاصی گروه عضلانی مسئول در اجرای حرکت را نمی توان در گروههای بیشتر و یا حداقل در راههای امکان انجام وکات تک مفصلی ها و paner بصورت تجربی بیان نمود.

استفاده عملی و آنالیز حرکت چند مفصلی ها بدلیل افزایش آگاهی نسبت به نیاز به حرکات مکمل و تاکید بر همه به جای جزء در توانبخشی مدنظر قرارمی گیرد. پویاسنجی های ایزوکینتیک می توانند به تعیین دقیق محدودیتها و کاربردهای آن نقش مهمی را در این راستا اجرا کند. برای رسیدن به این مقصود، تعریف مفهوم زنجیره حرکتی باز و بسته ضروری است. اگرچه در مفهوم ذکر شد، بخوبی در مقالات توانبخشی فیزیکی توصیف شده اند. اما بنظر می رسد این مفهوم دچار برخی ابهامات گشته است.

زنجیره حرکتی باز (OKC) بعنوان سلسله ای از اجزای مفصلی تعریف شده است: انتهای جزء nام به (1-n) ام و سر آن به جزء (1+n) اممتصل می شوند. اولین جزء معمولا ساکن در نظرگرفته می شود و frame نامیده می شود ولی آخرین جز آزادانه حرکت می کند. نمونه کلاسیک OKC اندام فوقانی است که در آن ribcage بعنوان فرم ودست بعنوان جز انتهایی درنظر گرفته می شود.

زنجیره حرکتی بسته (CKC) ترتیبی از اجزاء مفصلی سلسله وار است که در آن جزء انتهایی و فرم هر دو مفصل می شوند. وقتی که حرکت جز انتهایی در OKC اتفاق نمی افتد. هر جزئی در CKS ممکن است بعنوان انتها یا tail درنظر گرفته می شود. بنابراین معمولا CKC , OKC به ترتیب بعنوان انتها آزاد و انتها مسدود معرفی می شوند. نمونه از CKC عمل ترکیبی کل اعضای بدن در استفاده از دست برای بلندشدن از روی صندلی می باشد. در تمام مدتی که دست در حال انجام عمل grip می باشد و ساعد استراحت می کند زنجیره شامل مفصل بین زمین و پا، مفاصل سایر بدن در ارتباط با دستها، از پشت تا پایین صندلی می باشد.

OKC یا CKC ؟

بدن انسان توالی های پیچیده ای از CKC , OKC را نشان می دهد. بعنوان نمونه اگرچه بودن دست به یک وضعیت خاص ممکن است یک فعالیت OKC باشد. عملکردی مثل گرفتن (pinch) یک شیء انجام شده بوسیله دو انگشت، بعنوان یک فعالیت CKC در نظر گرفته می شود. در فاز swing راه رفتن foot (gait) (پا) در حال حرکت در حالت OKC می باشد اما به محض برخورد آن با زمین CKC رخ می دهد. و نیز در خلال پایین آمدن یا بالارفتن از پله، فاز swing (یعنی جابجایی اندام تحتانی از یک پله به پله بعدی) ، ران ، ساق پا و پا آزادانه در فضا حرکت می کنند. و بنابراین حرکت اتفاق افتاده در روش CKC جای دارد. به هر حال به محض تماس با پله و قبل از بلندشدن انتهای طرف مقابل از پله مثلا در زمان فاز تحمل وزن، بدلیل تماس هر دو پا با پله که جز رایجی از این CKC می باشد. حرکت تمام مفاصل به یکدیگر وابسته می شود. دلیل مشابه علت ذکر شده در حین انجام اعمالی مثل بلندشدن از صندلی، دوچرخه سواری ، بلندکردن اشیاء و غیره بکار می رود.

بنابراین هنگامی که بخش انتهایی شروع به حرکت می کند (و نیز اجزاء دیگر) سیستم مشابه CKC رفتار می کند، در حالی که اگر بخش انتهایی حرکت نکند، این جزء به عنوان خصوصیت OKC درنظر گرفته می شود. و نیز با توجه به حالت موقتی مفاصل / اجزاء بجای مفاصل آناتومیکی آنها نوع وضعیت موجود که CKC است یا OKC مشخص می شود.


بررسی رابطه بین خشنودی شغلی با پرخاشگری وخشونت های خانوادگی

خشونت خانوادگی1پدیده ای جدید نیست اما توجه به آن به عنوان مسئله اجتماعی جدید است در کشورهای غربی از حدود سی سال پیش و در ایران از چند سال پیش نگاه افراد متخصص به این پدیده جلب شده است
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 145 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 190
بررسی رابطه بین خشنودی شغلی با پرخاشگری وخشونت های خانوادگی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

مقدمه

موضوع تحقیق

مساله تحقیق

هدفهای تحقیق

اهمیت و فایده تحقیق

فرضیه های تحقیق

مقدمه

خشونت خانوادگی[1]پدیده ای جدید نیست اما توجه به آن به عنوان مسئله اجتماعی جدید است .

در کشورهای غربی از حدود سی سال پیش و در ایران از چند سال پیش نگاه افراد متخصص به این پدیده جلب شده است .

در حال حاضر در ایران بسیاری از مسائل و آسیبهای اجتماعی در رابطه با خانواده وجود دارد .

می توان از مشکل دختران فراری و افزایش خودکشی و خودسوزی در میان زنان و افزایش طلاق و خشونت خانوادگی نام برد .

به احتمال زیاد شرایط زندگی در خانواده ها مشکلاتی برای اعضای خود به وجود می آورد برای حل مشکلات خانوادگی نمی توان تنها به پند و نصیحت یا نظارت بر رفتار افراد اکتفا کرد بلکه در عین حال باید به رابطه متقابل میان جامعه و خانواده نیز توجه داشت اگر ساختار جامعه بر اساس اقتدار و نابرابری میان اعضا شکل گرفته باشد قوانین[2] آداب[3] و رسوم،
باورها[4] و نگرشهای اجتماعی سلسله مراتب موجود را تایید می کنند و بازتاب آن در خانواده نیز مشاهده می شود و اقتدار و نابرابری و استفاده از خشونت برای پیشبرد امیال فرد مقتدر در خانواده به عنوان رفتاری طبیعی در نظر گرفته می شود. نتیجه خشونت خانوادگی نه فقط باعث ایجاد مشکلات اجتماعی و تشدید روابط اقتداری در جامعه خواهد شد که بار دیگر در خانواده ها انعکاس خواهد یافت .

از آنجا که خشونت علیه زنان به ویژه در محیط خانواده پیامدهای جدی و جبران ناپذیری در خانواده و جامعه بر جای می گذارد لذا توجه به زنان جهت کاهش آسیبهای اجتماعی به روشهای مختلف لازم و ضروری به نظر می رسد خشونت علیه زنان از موانع جدی برای دستیابی به اهداف توسعه و صلح است و بررسی آن ضروری است .

نتایج[5] بررسی ها نمایشگر این امر بوده اند که خشونت های خانگی در جوامع مختلف از گستردگی زیادی برخوردارند و در میان کلیه طبقات اجتماعی و فرهنگ های مختلف دیده می شود و عواملی مانند فشارها و تنشهای اجتماعی یا بحرانهای خانوادگی نیز در ظهور آنها دخالت دارند زیرا خشونت فقط در میان خانواده های مساله دار مشاهده نمی شود .

خشم در انسان وجود دارد اما اگر در مسیر صحیح هدایت نشود امنیت خانواده را مختل می کند و موجب بروز رفتارهایی از قبیل کودک آزاری و زن آزاری خواهد شد زن آزاری اغلب در خانواده بصورت رقابت، حمله کلامی و آسیب بدنی است که باعث در هم کوبیدن شخصیت زن و در نتیجه عکس العمل های نابهنجار بر کودکان می شود .

زن آزاری ( همسر آزاری ) یکی از آفتهایی است که از گذشته تا کنون متوجه جوامع بوده و یکی از مخربترین عواملی است که کانون خانواده را مورد هجوم قرار می دهد .

زنان ایران در میان انواع 9 گانه خشونت خانگی بیشتر تحت خشونتهای روانی و کلامی قراردارند .

7/52 درصد از کل پاسخگویان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقیقاً اعلام کرده اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی این نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکیک ، دشنام و داد و فریاد، بهانه گیری های پی درپی بوده اند (اعزازی، 1380 : 30) .

میانگین وقوع این نوع خشونت برای زنانی که درگیر آن بوده اند 10 بار است .

رتبه بعدی از آن خشونت فیزیکی از نوع دوم است که 8/37 درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود آن را تجربه کرده اند که شامل سیلی زدن زدن با مشت یا چیز دیگر، لگدزدن و...است. متوسط میزان تجربه این نوع خشونتها برای زنان درگیر درخشونت خانگی برابر با 46/2 بار است. رتبه[6] سوم با رقم 7/ 27 درصد متعلق به خشونتهایی است که مانع از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی است که شامل ایجاد محدودیت در ارتباطهای فامیلی – دوستانه و اجتماعی، کاریابی و اشتغال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمنهای اجتماعی است که 3/72 درصد از زنان اظهار کرده اند که از اول زندگی مشترک تا کنون در معرض این نوع از خشونتهای همسران خود نبوده اند .

خشونت جنسی و ناموسی که شامل مجبور کردن به دیدن عکسها و فیلمهای مبتذل یا اجبار به روابط زناشویی نا خواسته یا غیر متعارف می شود با رقم 2/ 10 درصد رتبه پایئنی را به خود اختصاص داده است .

آمارهایی که ابعاد میزان وقوع خشونت خانگی را در سطح ملی نشان می دهد حاکی است که 8 /89 درصد از زنان ایرانی گفته اند در طول زندگی مشترک تا کنون در معرض این نوع خشونت همسران خود نبوده اند (اعزازی، 1380 : 74).

بنابراین نتایج پژوهش بررسی خشونت خانگی [7]در28 مرکز استان نشان می دهد که وقوع خشونتهای جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقایسه با خشونتهای دیگر کمتر گزارش شده است .

میانگین مرتب شده دوره های زندگی در بین پاسخگویان در سطح ملی بر حسب میزان وقوع خشونت خانگی نشان می دهد که دوره های زیر به ترتیب پرخشونت ترین دوره ها برای زنان ایران محسوب می شوند .

1 – یک سال اول ازدواج

2 – دوران تنگناهای مالی

3 – پس از تولد فرزندان

4 – حداقل یکباردر ماه

5 – دوران میانسالی

6 – دوران بارداری

خلاصه یافته های بدست آمده از خشونت خانگی در 28 مرکز استان کشور چنین نشان می دهد :

1 – مجبور کردن به انجام کارهای خلاف عرف و شرع و قانون ( 1/1 درصد )؛

2 – کتک کاری منجر به سقط جنین ( 2 /1 درصد ) ؛

3 – زدن تا حد نقص عضو ( 3 / 1 درصد ) ؛

4 – زدن تا حدی که پرده گوش پاره شده است ( 5 /1 درصد )؛

5 – زدن تا حدی که دست یا پا شکسته است ( 2 درصد ) ؛

6 – از دست دادن دندان ( 6 /1 درصد ) ؛

7 – زدن تا حدی که فک یا بینی شکسته است ( 5 /1 درصد ) ؛

8 – ازدواج مجدد شوهر بدون رضایت همسر اول ( 2 درصد ) ؛

9 – جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن در زمان متارکه ( 2 درصد ) ؛

10 – مجبور کردن به سقط جنین ( 5 /2 درصد ) ؛

11 – زدن تا حدی که دندانها لق شده است ( 5 /2 درصد )؛

12 – عدم مراعات بهداشت زناشویی ( 6 / 2 درصد )(اعزازی، 1380 : 75).


بیان مسئله

خانواده یکی از نهادهای اجتماعی نخستین است که شالوده حیات اجتماعی محسوب می گردد و گذشته از وظیفه فرزند آوری و پرورش کودک و در نتیجه استمرار نسل ها و بقای نوع بشر وظایف دیگری از قبیل فعالیتهای اقتصادی آموزشی و اجتماعی کردن فرد را به عهده دارد ( وثوقی و نیک خلق 1379 : 199 ) .

در بین تمامی نهادها و سازمان ها و تاسیسات اجتماعی خانواده نقش و اهمیتی خاص دارد و هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامتی کند اگر از خانواده سالم برخوردار نباشد از آسیبهای اجتماعی در امام نیست اگر از تاثیر خانواده غافل باشد ( ساروخانی، 1375 : 11 ) .

این نهادها در دوره های مختلف تاریخی به اشکال گوناگونی مثل ( خانواده گسترده، خانواده هسته ای ) وجود داشته باشد و آنچه مهم است تنها شکل خانواده نیست بلکه تداوم مستمر آن در یک جامعه سالم از اهمیت برخوردار است .

مردم عموما خانواده را کانون آرامش و سازش و انطباق رفتار توام با آسایش تصور می کنند در حالی که خانواده محل برخورد عقاید و سلیقه های متضاد، سوء تفاهم های دراز مدت و هزاران تضاد و تناقض های فرهنگی دیگر است که مرد و زن به مدد نیروی صیانت ذات عشق و علاقه به یکدیگر پاره ای از آنها را نادیده گرفته و در موردی با یکدیگر سازش کرده و درباره تضادها که نه راه سازش دارد و نه راه اغماض برای یکدیگر حریم قائل شده و آنها را به عنوان پدیده ای مورد احترام طرفین تحمل می کنند .( زنگنه، 1380 : 2 ).

خشونت با زنان از پدیده های رایج در جامعه ی ماست که به صورت فیزیکی ( کتک زدن ) و کلامی ( ناسزا – تحقیر وتوهین ) و سایر اشکال انجام می گیرد در مقابل خشونت های فیزیکی مرد ، تنها کاری که زن می تواند بکند این که در صورت بروز ضرب و جرح به پزشکی قانونی از طریق مراکز انتظامی مراجعه کند گزارش دهد و طول درمان دریافت کند. در آن صورت مرد تعهد می سپارد که همسر خود را نزند و پرونده بسته می شود و در صورت تکرار جریمه ای هم به او تعلق می گیرد ( قاسم زاده، 1376 :31 ) .

تا حدود سه دهه قبل جامعه شناسان خشونت در خانه را امری استثنایی قلمداد می کردند و آن را خاص خانواده هایی می دانستند که دارای مشکلات مادی، سطح پایین فرهنگ و شرایط بحرانی مانند طلاق بودند اما نتایج بر خلاف تصور رایج نشان داد که خشونت در میان همه خانواده ها وجود دارد و معمولا قربانیان خشونت در خانواده زنان و کودکان هستند ( اعزازی، 1380 : 11 ).

زنان به انواع گوناگون خشونت در بیرون از خانواده دچارند از جمله آزار و اذیت جنسی در محل های کار، سوء استفاده نگهبانان زندان، حمله در مکان های عمومی خیابان ها و اتوبوس ها، سخنان زشت در خیابان که دیدار از برخی مکانها را برای زنان تنها یا بدون مرد، ناخوشایند یا نا ممکن می سازند حمله به زنان مسافر، تجاوز به عنف ، حمله به زنان معلول و سالمند هم در خانه و هم در مکانهای عمومی اما بیشترین حمله به زنان در خانه از جانب مرتکبان آشنا صورت می گیرد.از جمله شوهران ،پدران، ناپدریها، پدرخوانده ها، برادران یا پسران یا خویشاوندان دیگر .

خشونت شوهران علیه زنان در خانواده یکی از معضلات اساسی در جوامع امروزی اعم از توسعه یافته و در حال توسعه است به عبارتی دیگر خشونت علیه زنان یک امر جهانی است زیرا در کشورهای مختلف شاهد این پدیده هستیم برای مثال :

30 تا 35 درصد زنان امریکایی مورد آزار جسمی شوهران خود قرار می گیرند.

15 تا 25 درصد زنان آمریکایی به هنگام بارداری نیز مورد ضرب وشتم قرار می گیرند .

طبق گزارش اف . بی آی در 1992 در آمریکا از هر ده قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا دوست پسر خود کشته شده اند .

21 تا 30 درصد زنان در آمریکا حداقل یک بار در طول زندگی مشترک مورد هجوم وآزار جسمی قرار گرفته اند .

در کلمبیا بیش از 120 درصد زنان مورد آزار لفظی یا روانی شوهران قرار می گیرند .

41درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند.

42درصد از زنان در کنیا به طور مرتب مورد آزار فیزیکی همسران خود قرار می گیرند .

در سانتاگوی شیلی 63 درصد از زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. در گینه نو 67 درصد از زنان روستایی 56 درصد از زنان شهری مورد خشونت قرار می گیرند .

نظر بر اینکه خشونت شوهران علیه زنان در خانواده مسئله جهانی است بازتاب آن در جامعه بین الملل نیز وسیع بوده است در چهارمین کنفرانس حقوق بشر در وین در سال 1997 خشونت علیه زنان یکی از موضوعات دارای اولویت برای بررسی در کنفرانس تشخیص داده شد و این نکته مهم مورد تاکید قرار گرفت که خشونت جسم و روان آزادی زنان را تهدید می کند ( مهرانگیز کار، 1379 : 13 ) .

آنچه مسلم است در ایران نیز خشونت شوهران علیه زنان در خانواده در ابعاد مختلف آن ( اقتصادی، اجتماعی ،روانی، جسمی ،جنسی ) حتی خشونت هایی که منجر به قتل توسط شوهر یا خودکشی زنان می شود. اما اکثر زنان به دلایل مختلفی از جمله ترس از مواجهه با فقر عدم پذیرش مجدد در خانواده، حرفهای[8] مردم، بی آبرویی، ترس از دست دادن کودکان مشکلات خود را گزارش نمی کنند و ترجیح می دهند تحمل مصائب آنها را در معرض دید و قضاوت عمومی قرار ندهند. در بسیاری از فرهنگ ها ( سوختن و ساختن ) یک ارزش مثبت برای زنان تلقی می شود و مورد تحسین عمومی قرار می گیرد ( زنگنه، 1380 : 9 ).

آنچه که ضرورت توجه به این مسئله را جدی تر می کند آن است که اعمال خشونت علیه زنان علاوه بر زندگی فرد دارای پیامدهای بسیار منفی برای جامعه است .

عدم احساس امنیت اجتماعی، اختلال در روابط اجتماعی، بی اعتمادی اجتماعی از بین رفتن انرژیهای مثبت و بهینه اعضای درگیر در خشونت به جای صرف آن در جهت رشد و توسعه جامعه از جمله پیامدهای ذکر شده هستند. افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و استرس های ناشی از خشونت بر روحیه زنان تاثیر ماندگار و طولانی دارد و این مساله تبعاتی نیز برای فرزندان این گونه زنان دارد .

با این توصیف باید گفت که سال هاست که پدیده خشونت مردان علیه زنان بوده و هست و این مسئله تبعاتی نیز برای فرزندان این گونه زنان دارد .

با این توصیف باید گفت که سال هاست که پدیده خشونت مردان علیه زنان بوده و هست و این مسئله همیشه ذهن مرا به خود درگیر کرده بود که چه علتی زمینه ساز یا باعث افزایش خشونت مردان علیه زنان میشود ؟ در این پژوهش به بررسی علل خشونت هایی که در کانون خانواده بر علیه زنان از جانب همسرانشان صورت می گیرد می پردازیم .

سوال اصلی تحقیق این است که چه علل موجب خشونت مردان علیه زنان در خانواده می شود ؟

سوالات تحقیق

1 – آیا زیاد بودن فرزند سبب بروز خشونت مردان علیه زنان می شود ؟

2 – آیا خشونت به وسیله مردانی اعمال می شود که از درآمد پایین تری برخوردارند ؟

3 – آیا وابستگی مرد به مواد مخدر بر روی خشونت علیه زن تاثیر می گذارد ؟

4 –آیا عدم رضایت و علاقمندی زن در انتخاب همسر روی خشونت در خانواده علیه زن تاثیر می گذارد ؟

5 – آیا دخالت اطرافیان سبب بروز خشونت علیه زنان می شود ؟

6 – آیا مشاهده یا تجربه خشونت مرد در خانواده خود می تواند بر خشونت علیه زن تاثیر گذارد ؟

7 – آیا بد بینی مرد نسبت به زن می تواند بر خشونت در خانواده علیه زن تاثیر گذارد ؟

8 – آیا پایبند نبودن به اعتقادات مذهبی مردان در خانواده بر روی خشونت علیه زنان تاثیر می گذارد ؟

9- آیا پایبند نبودن به اعتقادات مذهبی مردان در خانواده برروی خشونت علیه زنان تاثیر می گذارد؟

هدفهای تحقیق

هر تحقیقی دارای هدفهایی است که پژوهشگر باید آنهایی را که بدنبال دستابی است بیان کند .

در واقع تحقیق جهت دهنده و راهنمای پژوهشگر در جریان کار تحقیقی است که او را از ابهام و سر درگمی خارج و مشخص می کند که محقق به دنبال چه چیزی می گردد و چرا ؟

1 – بررسی علل موثر خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده مثل : در آمد مرد، تعداد فرزندان، مشاهده و تجربه خشونت در خانواده مرد، میزان عدم رضایت و علاقه زن در انتخاب همسر .

2 – بررسی عوامل فردی – روانی موثر بر خشونت مردان علیه زنان مانند : اعتیاد به مواد مخدر، الکل و ...

3 – ارائه راهکارهای اجرایی مناسب و مطلوب در خصوص بسترسازی فرهنگی به منظور کاهش رفتارهای خشونت آمیز مردان علیه زنان در خانواده .


ضرورت تحقیق :

در هر تحقیق علمی در باب پدیده ها و واقعیات هستی در ابتدا این سوال مطرح می گردد که اهمیت و سودمندی این تحقیق و شناخت آن چیست ؟ یا از چه اولویتی نسبت به واقعیات دیگری در تحقیق برخوردار است . مثلا ممکن است پرسیده شود چرا بررسی خشونت خانوادگی در این مورد را مطالعه می کنید ؟

کافی است که بگوییم خشونت خانوادگی یک مسئله اجتماعی به شمار می رود و هر مسئله نیازمند مطالعه بررسی شناخت و پیشگیری است و اهمیت آن در مقایسه با دیگر مسائل اجتماعی به این خاطر است که نه تنها مشکلاتی برای فرد قربانی به همراه دارد بلکه به فرزندان آن خانواده و کل جامعه آسیب می رساند. ( بگر ضایی، 1382 : 10 ) .

پدیده خشونت علیه زنان یکی از معضلات مهم جامعه بشری است البته پدیده ای جدیدی به حساب نمی آید بلکه توجه به آن به عنوان مسئله اجتماعی جدید است .

در حدود سه دهه است که خشونت خانوادگی مورد توجه جامعه شناسان و محققان قرار گرفته است و در ایران حدود 10 سال پیش نگاه افراد متخصصین به این موضوع جلب شده است. تحقیقات نشان داده که با وجود تمام تفاوتهایی که در جوامع گوناگون وجود دارد پدیده خشونت خانوادگی در همه جا قابل مشاهده است. در گذشته توجیه رفتارهای خشونت آمیز نیز معمولا با توجه به خصوصیات فردی روانی افراد بود و بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی دخیل در آن صورت می گرفت. اما چند سال پیش این پدیده وارد مباحث علمی تخصصی و دانشگاهی شد و در این زمینه سمینارها، کنگره ها و بررسی هایی انجام گرفته شد زیرا مشخص شد که خشونت خانوادگی هم در ایران ( بخصوص در نقاط شهری ) وجود دارد ( اعزاری، 1379 : 89 ) .

بررسی علیه زنان نه تنها از لحاظ فردی و خانوادگی مهم است بلکه از لحاظ اجتماعی نیز دارای اهمیت می باشد چرا که اثرات خشونت مردان علیه زنان فقط به زنان محدود نمی شود بلکه شوهران و فرزندان و به طور کلی خانواده و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد و زنان که در معرض خشونت قرار می گیرند علاوه بر صدمات شدید جسمانی اثرات روانی جبران ناپذیری نیز از جمله افسردگی مزمن، اختلالات شخصیتی اضطراب[9] و اختلالات روان تنی[10] متحمل می شوند و همچنین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده پیامدهای نامطلوبی بر کودکان از نظر روانی و عاطفی خواهد داشت .

خشونت شوهران نسبت به زنان در خانواده در یک دایره معیوب به خشونت در خانواده و جامعه منجر خواهد شد چرا که خانواده شالوده و زیر بنای جامعه به حساب می آید و سلامت جامعه مستلزم سلامت خانواده می باشد .

اهمیت کاربردی این تحقیق این است که می توان سیاستگذاران و مجریان جامعه را از خشونت و بدرفتاری که علیه زنان در خانواده انجام می شود آگاه ساخت تا سیاست هایی را جهت ارائه خدمات به قربانیان خشونت از قبیل تاسیس خانه های امن برای زنان، مراکز مشاوره تقویت، نهاد مددکاری اجتماعی، ایجاد فرصتهای شغلی برای زنان حمایت قانونی از قربانیان و پیگیری و برخورد با اعمال خشونت علیه زنان، اتخاذ کرد و از این طریق به کاهش بروز خشونت در خانواده و بهبود و حفظ سلامت و استحکام خانواده کمک موثری کرد همچنین نتایج این تحقیق می تواند اطلاعات و پیشنهاداتی در زمینه خشونت شوهران علیه زنان در خانواده و عوامل موثر بر آن و اثرات زیانبار آن بر فرد، اعضای خانواده و در نتیجه بر جامعه و اقدامات لازم جهت پیشگیری و کاهش آن در اختیار خانواده قرار دهد و بدین ترتیب در جلوگیری و کاهش خشونت در خانواده و در نتیجه بهبود روابط و ایجاد خانواده هایی سرشار از عشق، محبت، آرامش و احترام متقابل به حقوق یکدیگر مفید و موثر باشد. ارزش و اهمیت مطالعه خشونت خانوادگی در این است که شناخت علل و عوامل آن ممکن است کلید جهت گشودن درهای مسائل اجتماعی گوناگون باشد از این رو علل و عواملی که لزوم تحقیق و پژوهش در امر خشونت را افزایش می دهد متنوع و متعدد است . خشونت مردان علیه زنان به دنبال مجموعه ای از عوامل مختلف اجتماعی و خانوادگی، فرهنگی و فردی به وجود می آید . ( زنگنه، 1380 : 14 – 12 ) .

اگر به وجود انسان ها ارزش می نهیم و اگر خواهان خوشی و سلامتی انسان ها هستیم و اگر خواهان درمان دردها و رنج ها و فشارهای روانی جسمانی آنها هستیم جا دارد که با شناخت دقیق عوامل موثر برخشونت مردان نسبت به زنان اقدام نمائیم و با شناخت عوامل موجود آن به پیشگیری و درمان آن بپردازیم. از آنجایی که موفقیت در از میان برداشتن یک مشکل دستیابی به علل موجود آن است در مورد این معضل اجتماعی نیز تنها می تواند از طریق شناخت عوامل بوجود آورنده خشونت خانوادگی به موفقیت در امر ریشه کن کردن آن دست یافت این جا است که نقش محقق آشکار شده و لزوم و ضرورت وجود تحقیقات در چنین اموری باز می گردد .

فرضیات تحقیق :

در این تحقیق متغیر وابسته خشونت شوهران علیه زنان در خانواده است که بر اساس مدل تحقیق و پژوهشهای انجام شده در این زمینه موضوع فرضیات آن عبارتند از :

1 – به نظر می رسد بین تعداد فرزندان و میزان خشونت مرد نسبت به زن رابطه وجود دارد .

2 – به نظر می رسد بین میزان درآمد مرد و میزان خشونت وی نسبت به زن رابطه وجود دارد .

3 – به نظر می رسد بین اعتیاد مرد به الکل و مواد مخدر و میزان خشونت نسبت به زن رابطه وجود دارد .

4 – به نظر می رسد بین میزان رضایت و علاقه زن در انتخاب همسر و میزان خشونت مرد نسبت به زن رابطه وجود دارد .

5 – به نظر می رسد بین دخالت خویشاوندان نزدیک مرد در زندگی زوجین و میزان خشونت مرد نسبت به زن رابطه وجود دارد .

6 – به نظر می رسد بین تجربه و مشاهده خشونت توسط مرد در خانواده اش و میزان خشونتی که او نسبت به زن خود اعمال می کند رابطه وجود داردا .

7 – به نظر می رسد بین بدبینی مرد نسبت به زن و میزان خشونتی که از طرف وی نسبت به زن اعمال می شود رابطه وجود دارد.

8 – به نظر می رسد بین اعتقادات مذهبی مرد و میزان خشونتی که از طرف وی نسبت به زن اعمال می شود رابطه وجود دارد .


بررسی سطح اضطراب معلمان کودکان استثنایی (عقب مانده ذهنی) و معلمان کودکان عادی

خشنودی شغلی از عوامل مهمی است که باید در توسعه صنعتی مورد توجه قرار گیرد ، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیل جوامع به جوامع صنعتی تاثیر انکار ناپذیری داشته است
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 2320 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 114
بررسی سطح اضطراب معلمان کودکان استثنایی (عقب مانده ذهنی) و معلمان کودکان عادی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


مقدمه :

خشنودی شغلی از عوامل مهمی است که باید در توسعه صنعتی مورد توجه قرار گیرد ، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیل جوامع به جوامع صنعتی تاثیر انکار ناپذیری داشته است.

هر فردی سعی دارد شغلی را انتخاب کند که علاوه بر تامین نیاز های مادی ازنظر روانی نیز او را ارضا نماید. بدین لحاظ برای نیل به این هدف یعنی گماردن افراد در مشاغل مناسب مطالعه فردی و بررسی خصوصیات آن ها لازم و ضروری است. در غیر این صورت با سپردن مشاغل به افرادی که یا علاقه ای به انجام شغل مورد نظر ندارد و یا فاقد خشنودی شغلی لازم برای انجام آن هستند علاوه بر آن که فردی ناشایست بر سر کار گمارده می شود بلکه موجب تغییر در سطح پرخاشگری نیز می گردد.

در جامعه صنعتی بر خلاف جوامع سنتی هیچگاه مشاغل افراد از قبل تعیین شده نیست بلکه رغبت ها ، توانایی ها ، استعداد ها و نیاز های شغلی جامعه تعیین کننده آینده فرد می باشند هر فردی باید از بازار کار مطلع بوده و با مؤسسات استخدام کننده و نحوه استخدام آن ها آشنا باشد.

ارضای نیاز های جسمانی که از طریق کسب پول در مقابل انجام کار حاصل می شود نمی تواند تنها علت لازم و کافی برای کار کردن محسوب گردد. ارضای نیاز های روانی ، اجتماعی نیز از تعیین کننده های مهم در اشتغال و نوع آن به شمار می روند.

تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین خشنودی شغلی با پرخاشگری پرداخته است. اگر خشنودی شغلی به شکل صحیح مطالعه و بررسی بشود و با توجه به نتایج به دست آمده برای دستیابی به آن ، طرح ریزی شده و بر اجرای طرح ها نظارت شود ، منابع چند گانه عام و خاص به همراه خواهد داشت.

یکی از منافع مطالعه و بررسی رابطه بین خشنودی شغلی و پرخاشگری این است که جهت سطح عمومی خشنودی کارکنان بر پرخاشگری در صنعت را به مدیریت نشان می دهد.

نتایج تحقیق منعکس کننده بخشی از خشنودی یا ناخشنودی گروه های خاصی از کارکنان است و به عبارت دیگر بیانگر احساسات کارکنان در خصوص کارشان است. که این احساسات مربوط به کدام بخش از خشنودی شغلی
می شود. پرخاشگری بیشتر از کدام بخش از خشنودی تاثیر خواهد پذیرفت و به چه عاملی مربوط می شود.

تحقیق و مطالعه خشنودی شغلی راهی است تا از نظرات کارکنان مطلع شویم و از سوی دیگر آنان را نیز از طریق بیان احساسات خود به تغییرات توسعه نزدیک نماییم . بر اساس نتایج تحقیق می توان نیاز های آموزش را تعیین کرد. نگرش ، شناخت و دید کارکنان را نسبت به شاخص های زمینه ساز خشنودی بخش مورد شناسایی قرار داد و همچنین درک کرد که کارکنان چه انتظاراتی از عناصر تاثیر گذار و نحوه سلوک و عملکرد آن دارند.

بیان کلی مسئله :

در دنیایی که هر روز به سوی صنعتی شدن گام بر می دارد و در دنیایی که هر فرد برای داشتن زندگی در آن نیاز به کارکردن دارد، آیا ضروری است که مدیران و برنامه ریزان بخش تولید با خواست ها و ملاک هایی که یک فرد در زمینه عوامل خشنودی شغلی با آن رو به روست آشنا شوند ؟

آیا شناخت خواسته های افراد می تواند منجر به تغییر سطح پرخاشگری و خشنودی شغلی گردد ؟ آیا وقتی شخصی برای شغل خود ارزش و اعتبار قائل شود و یا اهمیت آن را واقعاً در یابد ، این فرایند به تغییر سطح خشنودی شغلی او می انجامد؟ و از همه مهم تر این که آیا همیشه خشنودی شغلی موجب پرخاشگری پایین می شود ؟ یا خیر ؟ ( دعائی ، 1377 )

مهم ترین مسئله تلاش در جهت انجام مطالعه هدفمند و معطوف به خشنودی شغلی در راستای پرخاشگری کار است. یعنی شناخت علمی فرآیند متغییر مستقل ، بر متغییر وابسته در شرایط تعدیل کننده و ... در بحث خشنودی شغلی و پرخاشگری.

آنچه در پی می آید جزئیات کوشش پژوهشگری است برای شناسایی و سنجش میزان خشنودی شغلی و اولویت بندی عوامل مربوط به آن در میان کارکنان دانشگاه علم و صنعت و در نهایت ارائه استراتژی های مناسب برای بهبود وضعیت موجود در تحقیق پرخاشگری کار.

بیان مسئله : آیا بین رضایت شغلی و پرخاشگری کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد؟

هدف پژوهش :

هدف اصلی در تحقیق حاضر آزمون پیش فرضهای دو گانه است که برخی از آن ها معتقدند خشنودی شغلی بر پرخاشگری تاثیر کاهنده دارد و بعضی بر این اعتقاد رابطه ای بین آن ها نیست. با حد اقل خشنودی شغلی همواره موجب پرخاشگری بالا نمی شود.

خشنودی از شغل پدیده ای است احساسی که یک فرد سازمانی از اشتغال به شغل مورد نظر خود می تواند به دست آورد. در گذشته بعضی از مدیران تصور می کردند که روحیه بستگی غیر قابل انکار ناپذیری با خشنودی از شغل دارد. در صورتی که امروزه روحیه را مجموعه ای کیفی تمام خصیصه های فردی ، اجتماعی ، خانوادگی و سازمانی ، اقتصادی و سیاسی ، علمی است. از این رو هدف اساسی از انجام پژوهش حاضر بررسی اثرات خشنودی شغلی بر پرخاشگری کار است. ( آبراهام ، ترجمه شکر کن ، 1370 )

با وجود آن که مقصود اصلی این پژوهش بررسی خشنودی شغلی اعم از شناخت عوامل مانند نفس کار ، سرپرستی شغلی ، حقوق و مزایا ، امکان ترفیع و رشد در شغل و نقش همکاران در این حوزه از یک سو و درک عوامل معطوف به پرخاشگری را در سطح واحد ( میزان نیل به هدف نیست به نیروی انسانی و میزان خشنودی ذینفعان اصلی نسبت به نیروی انسانی ) از سوی دیگر است . اما در این میان ایجاد حساسیت در مدیران شرکت از ناحیه درک بیشتر پیامد های عدم خشنودی شغلی و همچنین بستر سازی جهت اثر گذاری بر ادراک و طرز تلقی کارکنان نسبت به تلاش های شرکت در جهت اهمیت دادن به منابع انسانی و اولویت بندی خشنودی شغلی معطوف به پرخاشگری کار است. ( همان منبع )

اهداف خاص پژوهش به شرح ذیل است:

مطالعه نقش نفس کار در حوزه طراحی شغلی و اثر آن در پرخاشگری کارمندان دانشگاه علم و صنعت ، مطالعه تاثیر شاخص حقوقی و مزایای در پرخاشگری کارمندان دانشگاه ، بررسی نقش همکاران در شغل و پرخاشگری در کارمندان ، مطالعه پرخاشگری یعنی ارتباط بین خشنودی شغلی و میزان نیل به هدف نسبت به نیروی انسانی در کارمندان ، مطالعه ارتباط بین خشنودی شغلی و میزان خشنودی ذینفعال اصلی نسبت به نیروی انسانی در کارمندان دانشگاه است که شاخص های برنامه ریزی شده تولید و نسبت های واقعی آن را شامل می شود.

اهمیت موضوع پژوهش :

خشنودی شغلی مفهومی است که به مشخص کردن برنامه ریزی های مهم جامعه و وضعیت اجتماعی سبک زندگی و ضوابط خانوادگی ، بهداشت و درمان و نیاز های آموزشی تاثیر گذاراست.

از آن جا که رفتار فرد توسط تعامل میان شغل او یا ویژگی های محیطی ـ شغلی تعیین می شوند ، چنین تعاملات فرهنگی میان افراد و محیط آن ها به انتخاب شغلی با ثبات تر ، پیشرفت شغلی بیشتر ، دست یابی به خشنودی بیشتر و سر انجام تولید موثر منجر می شود. اغلب بزرگسالان بیشتر اوقات خود را در محل کار می گذارند پس تعجب آور نیست که مشاغل یا حرفه ها منبع مهم در بهداشت روانی اجتماعی نقش موثر ایفا کنند. بنا بر این بررسی خشنودی شغلی علی رغم اهمیت در صنعت و تولید برای بهداشت روانی افراد در جامعه از اهمیت بالای پژوهش برخوردار است. ( شفیع آبادی ، عبد الله ، 1384 )

از سوی دیگر ، خشنودی شغلی نیروی انسانی به عنوان استراتژیک ترین عامل سازمانی نقش ویژه ای در روان شناسی صنعتی بازی می کند. به طوری که متون جدید مدیریتی ارزش هر سازمان را معادل ارزش کارکنان آن می دانند.

اگر با نگرش واقع بینانه به سازمان های موفق نظری بیفکنیم متوجه خواهیم شد که تنها و تنها سازمان های صنعتی که به منابع انسانی توجهی عمیق داشته اند به توفیق واقعی دست یافته اند.

امروزه منابع انسانی چه به لحاظ مهارت ها و توانایی ها و چه به لحاظ تفکرات ، ارزش ها ، نیاز ها و خواسته ها با گذشته متفاوت است و دیگر نمی توان با همان انگیزه های ساده و غیر پویای گذشته ، انسان پیچیده امروزی را به تحرک و پویایی ترغیب نمود. بنا بر این درک میزان خشنودی کارکنان از سازمان ها و شناسایی عوامل انگیزاننده و نگهدارنده در دنیای امروز برای هر سازمان متناسب با شرایط خاص خود مهم به نظر می رسد که این اهمیت ، ضرورت انجام این تحقیق را ایجاب نموده است. ( آبراهام ، ترجمه شکر کن ، 1370 )

از آن جا که خشنودی شغلی در صنایع مفهومی پیچیده و چند بعدی است و عوامل موثر بر خشنودی شغلی در کار و تولید صنعتی به علت فقدان تعاریف و مفاهیم روشن از یک سو و تکثر و تقاوت فرهنگ ها و محیط های متفاوت صنعتی از سوی دیگر بسیار گسترده و فراوانند. از این رو انجام پژوهش عملیاتی بر اساس مفاهیم نظری و پرداختن به شاخص های آن در فر آیند علمی و تجربی فعالیتی تازه محسوب می شود . ( همان منبع )

مطالعه موردی کارمندان دانشگاه علم و صنعت زاویه ای دیگر از صنایع تولدی به حساب می آید که پژوهش در حیطه آن گاهی مهم تلقی می شود. از جهت دیگر پاسخ به سؤالات کارشناسان تولید ابهامات فرایند نظامدار در زمینه تغییر سطح تولید و افزایش آن را مرتفع خواهدا ساخت. زیرا پرداختن به این بخش تولید زمینه های بسط و توسعه پژوهش در سایر منابع تحقیق نیروی انسانی و پرخاشگری را امکان پذیر می سازد. در بخش مبانی نظری پژوهش ،هدف پژوهشگر ذکر مهم ترین تعاریف ، مفاهیم و نظریه های رایج و عوامل و روش های ارزیابی خشنودی شغلی بوده است. بدیهی است آشنایی بیشتر با معیار های خشنودی شغلی کارکنان در حیطه پرخاشگری بستر مناسب تری جهت بهبود تولید فراهم خواهد آورد.

فرضیه پژوهش :

فرضیه اصلی :

بین خشنودی شغلی و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

فرضیه های فرعی :

1- بین شاخص نفس کار و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

2- بین شاخص سرپرستی و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

3- بین شاخص حقوقی و مزایا و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

4- بین شاخص امکان ترفیع و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

5- بین شاخص همکاران و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

تعاریف نظری و عملیاتی متغیر ها :

تعریف عملیاتی متغیر ها :

خشنودی شغلی : بر نمره حاصل جمع ارزشیابی مجموع معیار های پنجگانه پرسشنامه سنجش خشنودی شغلی ( JDI ) ویسوکی و کروم اطلاق می شود.

نفس کار : که طراحی شغل در خصوص غنی سازی ، توسعه شغلی وبه مجموعه امتیاز های استناد دارد که پیچیدگی ، غیر تکراری و خلاقانه بودن ، شیفته بودن ، خوب ، خشنودی ، محترمانه ، مفید و ارزشمند ، مطبوع و سود مند همراه با احساس موفقیت و رسیدن به هدف را می سنجد.

سرپرستی شغل : که به کار بردن در روابط انسانی و مواردی همچون شایستگی هوش ، دردسترس بودن ، مورد پسند بودن ، میانه روی ، انعطاف پذیری ، عدم دخالت در کار ، بازخورد دهی ، سرپرست را مورد سنجش قرار می دهد.

حقوق و مزایا : به مجموعه ارزیابی عملکرد و ارزشیابی شغل و ملاک های خوب بودن ، امنیت شغلی ، پرداخت بالا ، مکفی و متناسب و توانمند بون حقوق را اندازه گیری می نماید.

امکان ترفیع و رشد شغل : که برنامه ریزی کار را با ملاک ارتقاء مناسب ، منظم و بر اساس توانایی ، مستمر همراه با فرصت پیشرفت را مورد سنجش قرار می دهد.

همکاران در شغل که مجموعه روابط انسانی ، مشاغل گروهی و حلقه های کیفیت را با زیر مجموعه انگیزه دهنده ، وفادار ، سریع ، مسئولیت پذیر ، زیرک ، فعال ، مراعات کننده ، خوشایند ، دوستانه و پرجاذبه بودن را می سنجد.

پرخاشگری : آن است که پرسشنامه پژوهش حاضر می سنجد که تست پرخاشگری SCL 90 است.

تعریف نظری /متغیر ها :

پرخاشگری :

پرخاشگری به هر گونه رفتاری که معرف آن صدمه زدن به خود یا دیگری باشد. آنچه در این تعریف حائز اهمیت است قصد و نیت رفتار کننده است یعنی یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگران یا به خود انجام گرفته باشد . ( کریمی،1379 )

پرخاشگری تلویحاً به قصد آسیب رساندن نیز دلالت می کند که این قصد باید از اتفاقات پیش و پس از عمل پرخاشگری استنباط نمود . در واقع رفتاری که به دیگران آسیب می رساند پرخاشگری تلقی می شود. به خصوص وقتی که شخص بداند که رفتارش به دیگران آسیب می رساند. همچنین اعمال خصمانه ای که از روی قصد باشد نیز پرخاشگری تلقی می شود. ( یاسایی ، 1380 )

پرخاشگری آن است که با علائمی مانند تپش قلب ، لرزش ، احساس تنفر ، علائم فیزیکی مثل فحش دادن ، فریاد زدن ، عبارات نیش دار و استهزاآمیز مشاهده شود.

در ضمن به بی اعتنایی انتخابی نسبت به شخص یا گروهی نیز پرخاشگری گفته می شود ( ستوده ، هدایت الله ، 1374 )

افسردگی :

این اصطلاح بسیار وسیع و تا حدودی مبهم است برای شخصی عادی حالتی مشخص با غمگینی و گرفتگی و بی حوصلگی و برای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخه های متعدد را تداعی می کند. خصوصیات اصلی و مرکزی حالات افسردگی کاهش عمیق میل به فعالیت های لذت بخش روز مره مثل معاشرت ، تفریح ، ورزش ، غرایز و روابط جنسی است. این توانایی برای کسب لذت حالتی نافذ و پایا دارد. ( پور افکاری ، 1376 )

رضایت شغلی : عبارت است از حدی احساسات و نگرش های مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند رضایت شغلی نتیجه ادارک خود است و این احساس مثبت می تواند منجر به سلامت فیزیکی و روانی افراد گردد. عوامل موثر در رضایت شغلی عبادتند از حقوق و دستمزد ، پاداش ، ترفیع مدیران و سرپرستان مناسب و محیط کار امن . ( شفیع آبادی ، 1369 )

مدل عملیاتی ارتباط متغیر ها :

1- متغیر های مستقل (Independent Variable ) خشنودی شغلی با پنج شاخص

1 ) نفس کار ، 2 ) سرپرستی شغل، 3) حقوق و مزایا ، 4 ) امکان ترفیع و رشد در شغل ، 5 ) همکاران در شغل .

2- متغیر وابسته ( Depedent Variable ) پرخاشگری .

3- متغیر تعدیل گر ( Moderators ) متغیر تعدیل گر در این تحقیق عبارت از کارکنان دانشگاه علم و صنعت است.

4- متغیر مداخله گر ( Inter vening Variable ) متغیر مداخله گر در این تحقیق عبارتند از عوامل غیر قابل کنترل در خشنودی شغلی ( عوامل خانوادگی و اجتماعی ) .

[ مدل تحلیلی تحقیق ( Analytical model )]


تاریخچه تعاریف رضایت شغلی

مطالعه رسمی رضایت شغلی یا مطالعات هاموژن در اوایل دهه 1930 شمع شد و از دهه 1930 رضایت شغلی به طور گسترده مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت در اصل رضایت شغلی به این دلیل اهمیت پیدا کرد که طرفداران اولیه رویکرد روابط انسانی صاحب نظران و مدیران را قانع کردند که کارگر خوشحال کارگری سود آور است . ( هوی و میسکل 1370)

تلاش کلاسیک برای تعریف رضایت شغلی در سال 1935 توسط رابرت هاپاک [1] انجام شد وی رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از موارد روان شناختی فیزیولوژی و محیط تعرف کرد که باعث می شوند شخص از شغل خود اظهار رضایت نماید.

شرترز [2] معتقد است رضایت شغلی به معنای دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل شرایطی که کار در آن انجام می گیرد و پاداشی که برای انجام آن دریافت می شود می باشد او اضافه می کند این که فعالیت ها امور وشرایطی که کار را تشکیل می دهند تا چه مواردی به چه میزانی و به چه خوبی نیازهای فرد بر آورده می سازند بستگی به قضاوت فرد دارند فرد باید موارد خوب وبد شغل خود را موازنه کند ؛ چنان چه خوبی ها بر بدی ها غلبه کند احتمال دارد که فرد از شغل خود راضی باشد ( شرترز ، 1371)

هرسی و بلانچارد [3] معتقد هستند رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیاز های سرشت کلی فرد در حالتی که این دو توافق و تعادل داشته باشند رفتار به طور هم زمان بر آورنده انتظارات سازمان و نیاز های فرد است یعنی اثر بخشی و رضایت توأم حاصل می کردند ( هرسی و بلانچارد ، 1386 )

فلامن و آرنولد 1985 [4] رضایت شغلی را به مجموع تمایلات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند تعریف کرده اند آن ها می گویند وقتی می گوییم یک فرد از شغل خود رضایت بالایی دارد حقیقت منظور مان این است که وی به طور کلی به میزان زیاد شغل خود را دوست دارد. و توانسته است از طریق شغل خود نیاز های خویش را ارضا کند و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن دارد.

هیولین 1966 [5] می گوید که رضا مندی شغلی یک پدیده احساسی است که یک کارمند در باره شغل خود می تواند به دست آورد . بنا بر این رضایت شغلی زمانی حاصل می شود که کارکنان از طبیعت کار خود رضایت داشته باشند از حقوق و مزایای خود راضی باشند و فرصت های مناسبی برای ارتقاء ترفیع داشته واز همکاران و سرپرستان خود راضی باشد از رضایت شغلی یک پدیده فردی می باشد.

ابعاد رضایت شغلی :

به طور کلی سه بعد مهم در رضایت شغلی تشخیص داده شده است که عبارت است از :

1- رضایت شغلی یک پاسخ عاطفی نسبت به شرایط یا وضعیت شغل است.

2- رضایت شغلی اغلب در رابطه با بر آورده شدن نیاز ها و انتظارات تعیین می شود.

3- رضایت شغلی منبعث از چند نگرش به هم پیوسته می باشند.

اسمیت ، کندل و هیوسن پنج بعد شغلی پیشنهاد کرده اند که عبارت است از ماهیت شغل ، دستمزد ، فرصت های ارتقاء ، سرپرست یا مدیر و همکاران این ابعاد از مهم ترین ویژگی های شغلی هستند که افراد پاسخ موثر نسبت به آن ها نشان می دهند.

به طور کلی رضایت و عدم رضایت شغلی دور از انتهای یک پیوستار نیستند و نیز آن چنان که بسیار تصور می کنند رضایت و یا عدم رضایت به طور کلی یک جانبه نتیجه حقوق و دستمزد کم یا زیاد نمی باشند گرچه متأثر از آن نیز هستند بلکه رضایت شغلی ماحصل تأثیر و تأثر عوامل زیادی نظیر نیازها ، علائق، انگیزه ها ، نگرش و شخصیت افراد از یک طرف و مختصات شغلی نظیر محیط کار ، جو زمانی ، فرهنگ سازمانی و نیز مدیریت از طرف دیگر می باشد چنان چه این عوامل موید یکدیگر باشند موجب حالتی می شوند که خود را در خود احساس رضایت می کند که به رضایت شغلی منجر می گردد. (عباس زاده ،1369 )

رضایت شغلی وعوامل موثر در انتخاب آن :

ناگفته پیداست که رضایت شغلی مفهومی پیچیده و چند بعدی است . عوامل موثر بر رضایت شغلی به علت تعدد تعاریف و مفاهیم از یک سو و تکثر و تفاوت فرهنگ ها و محیط ها از سوی دیگر، بسیار گسترده و فراوانند . ارائه تعریفی دقیق از آن را اندکی مشکل کرده است ، لیکن دو بخش مبانی نظری پژوهش هدف پژوهشگران ذکر مهم ترین تعاریف ، عوامل روش های ارزیابی رضایت شغلی بوده است گرچه انتخاب این مهم ترین ها نیز خود جای بحث دارد.

تعریف شغل:

« شغل» از نظر لغوی به معنای به کار واداشتن کسی است و آن چه ماید مشغولیت می باشد.از طریق اشتغال ، فرد فعالانه در جریان تولید و خدمات مشارکت می کند و پاداشی نقدی یا جنسی در یافت می دارد.( شفیع آبادی ، 1376 راهنمایی و مشاور) . کار و شغل فعالیتی بدنی یا فکری در جهت تولید و خدمت است . به طور کلی ، فعالیتی است که از کسی خواسته شده و در مقابل آن به وی مزد پرداخت می شود . (بروس آی ، شرتزر ، بررسی و برنامه ریزی زندگی شغلی ، ترجمه زندی پور (1369) ص 207 .)

به طور خلاصه می توان گفت : شغل یعنی کار که فرد مشغول به انجام آن است و از طریق آن هم انجام وظیفه می کند و هم امرار معاش می نماید.

در تعریفی دیگر ، شغل عبارت است از گروهی از موقعیت های مشابه در یک مؤسسه ، اداره یا کارگاه که افراد واجد شرایط خاص می توانند این موقعیت ها را احراز کنند و وظایف محوله را انجام دهند . (شفیع آبادی ، عبدالله . ص 3 )

تعریف رضایت شغلی:

تلاش اولیه برای تعریف رضایت شغلی توسط ، رابرت هاپاک انجام شد . وی عوامل رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از موارد روان شناختی ، فیزیولوژیکی و محیطی معرفی کرد که باعث می شود شخص اظهار نماید که «من از شغل خود رضایت دارم»[6]

« رضایت شغلی» مجموعه ای از احساسات و باور هاست که افراد در مورد مشاغل کنونی خود دارند (عبدالله شفیع آبادی) رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی است عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد. ( بروس آی ، شرترز) رضایت شغلی یعنی دوست داشتن شرایط و لوازم یک شغل ، شرایطی که در آن کار انجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود[7].

با توجه به مطالب مزبور می توان گفت : « رضایت شغلی» یعنی احساس خرسندی وخشنودی که فرد از کار خود می کند و لذتی که

از آن می برد و در پی آن به شغل خود دل گرمی و وابستگی پیدا می کند. (رضایت شغلی) حالتی مطبوع ، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل و یا تجارب شغل است . مفهومی دارای ابعاد ، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آن ها را در نظر گرفت. از جمله این عوامل می توان به صفات کارگر و کارمند ، نوع کار ، محیط در روابط انسانی کار اشاره نمود. ( عبد الله شفیع آبادی .)

فیشر ( V.E.Fisher ) و هانا ( J.V.Hanna) رضایت شغلی را عاملی درونی می دانند و آن را نوعی سازگاری عاطفی و شرایط اشتغال می انگارند یعنی اگر شغل مورد نظر لذت مطبوع را برای فرد تأمین کند ، او از شغلش راضی است. در مقابل چنان چه شغل مورد نظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت او از کار خود خدمت می نماید و در صدد تغییر آن بر می آید ( خدیجه


شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند

اسلام به عنوان دین برتر وتضمین کننده حیات وتکامل بشری به تمام زوایا وخواستهای انسان پرداخته تا نیازهای اورا در هر مقطع زمانی و مکانی پاسخ گو باشد
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 209 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 239
شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


1-1-
بیان مسئله :

اسلام به عنوان دین برتر وتضمین کننده حیات وتکامل بشری به تمام زوایا وخواستهای انسان پرداخته تا نیازهای اورا در هر مقطع زمانی و مکانی پاسخ گو باشد.

چشم انداز اسلام در مقوله قضاء ریشه در اعماق فلسفه اسلام دارد که نظام هستی را برمبنای عدل و داد می داند « قاممت السموات والارض بالعدل ».

دراسلام بحث از حل وفضل منازعات واجرای عدل وداد هرگز مستقل ومجردد از بحث شرائط و اوصاف کیسکه اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرارنگرفته بلکه این دومکمل یکدیگر بوده ومشروعیت قضاء رافراهم می سازند و این دورکن عبارتند از :

1- اهلیت قاضی به لحاظ احراز شرایط ویژه آن

2- مطابقت احکام صادره با قوانین الهی

وبهمین منطور است که در اسلام هر گاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هرجند به عدل و داد حکم نماید گماردن و ی در منصب قضاء حرام وقبول اونیز گناه و بردن دعاوی ازسوی مسلمانان در محکه او نیز حرام می باشد .

1-2-اهمیت وهدف تحقیق

کثرت روبه تزاید جمعیت ، ارتباطات دقیق و ظریف و لحظه ای انسانها، حرف وشغلها وتخصصهای مختلف ، نیاز انسانها به یکدیگر در عرصه های گوناگون وتعاملات انسانها با یکدیگر و... طبیعتاً اصطکاک هایی رابه وجود می آورد که به جهت رعایت اصول عدالت اجتماعی و ایجاد آرامش زندگی آحاد وجامعه ، ضروری است علاوه بررعایت قوانین با متخلفان از آن برابر ضوابط رفتار شود .

پرواضح است که در این راستا علاوه بر احکام وضوابط عاملان ایجاد عدالت ومجریان امر یعنی قضات باید دارای شرایط ویژه باشند تا هرچه بیشتر جامعه از کج روی ها و هرج ومرج وبی قانونی مصون بماند .

علاوه برموارد فوق هدف از انتخاب این موضوع این نکته است که طرح آراء مختلف فقها و مکاتب فقهی نه تنها زمینه وبهانه تشدید اختلافات مذهبی نبوده برعکس ارائه تطبیقی نظریات گوناگون فقهی در جوی سالم کوششی است در جهت یافتن دیدگاههای فقهی مشترک ودستیابی به علل واقعی اختلاف آراء، از سوی دیگر طرح موضوع شرایط قاضی در اسلام به عنوان مسئله روز ومورد ابتلاء جوامعی است که عزم اجرای احکام الهی را نموده اند ولی می تواند راهگشای نیازمندیهای قضائی گردد .

گستردگی عالم اسلام ونیاز جامعه اسلامی به دادرسی ا زدیدگاه فرق مختلف اسلام ونظرات فقها پیرامون موضوعات مختلف اهمیت بحث را جهت دانش بیشتر ورسیدن به ایده های برتر جهت پیشبرد امر قضاء ونیز شرایط قاضی که درحقیقت بعد ازاحکام قوانین رکن رکین امر دادرسی در اسلام است مطرح می سازد .

1-3-سوال مورد تحقیق

1- شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند .

2- مشروعیت وثبوت قضاء دراسلام

3- انتصاب قاضی از دیدگاه امامیه واهل سنت

4- انتخاب وگماردن قاضی ازنظر امامیه واهل سنت

5- اجتهاد ازدیدگاه امامیه واهل سنت

6- قضاء تنصیب وتحکیم

7- قضاء تحکیم ازدیدگاه امامیه واهل سنت

8- شرایط قاضی در حقوق موضوعه

1-4-فرضیه :

دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیاء آنان بوده و شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم وستاندن حقوق ایشان پرداخته اند .

بدیهی است که بموازات اهمیت وارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد . شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی رابه عهده میگیرد نیز اهیمت یافته وبدین سبب دربینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضائی و حل وفصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی وعینی احکام الهی است رابدست نا اهل سپرد وتعریف قضاء در شرع ولایت برصدور حکم است واز ناحیه کسی است که حائز شرائط فتوا باشد .

قاضی باید متصف به اسلام ( ایمان ) علم ، اجتهاد ، عدالت ، رجولیت ، دارای حافظه، بینائی – شنوائی ، توانستن برکتابت ( خواندن ونوشتن ) باشد وتمام این صفات مورد نظر واتفاق اسلام می باشد .

1-5-تعریف واژگان :

قضاء : واژه ای است عربی ، اصل آن قضائی بوده است و جمع آن اقضیه می باشد ودر فارسی به داوری وحکم ترجمه شده است.

استفاضه : در لغت به معنای جریان وانتشار وشیوع آمده است ، " افاض السیل" سیل جاری شد .استفاض الحدیث، یعنی خبر شایع ومنتشر شد ، ودر اصطلاح علم حدیث به خبری که بیش از سه نفر آن را نقل کند که موجب صحت یا اطمینان قریب به یقین گردد اما به حد تواتر نرسد .

بینه : شاهد عادل

اجتهاد : در مفردات راغب به دو نحو آمده است الجهد بافتح ج یعنی مشقت وسختی وباضم آن یعنی کوشش گسترده و وسیع به اندازه طاقت

مجتهد مطلق : طبق نظر وفتوای خود عمل کند و تقلید ا زدیگری بر او حرام است

مجتهد متجزی : برخی از احکام را از ادله استنباط کند وبرخی رانتواند


رجولیت :یعنی مرد بودن مذکر بودن .

قاضی تنصیب : که از ناحیه امام وحکومت باشد قاضی التنصیب

قاضی تحکیم : هرگاه طرقین نزاع برحکمت و داوری فردی رضایت دهند قاضی التحکیم .

1-6-محدودیتها :

علم وتکنولوژِ باهمه توان وپیشرفتهای موجود به کمک بشرآمده تا نیازهای مادی ومعنوی خود را سریعتر از گذشته وبارعایت زمان انجام دهد وبی بعضاً مشاهده میشود باپیشرفت دنیای رایانه و دیجیتال بهره مندی از این فناوری عام شمول وهمگانی نگردیده .

کسب منابع وکتب مورد نیاز برای تهیه این رساله از این قاعده مستثنی نبوده و طبیعتاً ممکن است عدم وجود یک بایگانی رایانه ای فقهی مرجع ودیگر متون موجب کندی کار و کاهش کیفیت پژوهش گردد ولی با تلاشها همه جانبه ای که انجام شد وباعنایات خداوند متعال وراهنمایی اساتید بزرگوار توفیق تهیه این رساله حاصل گردید .

1-7-پیشینه تحقیق

دادرس از عمده ترین مسئولیتها خلفا وائمه وحکام اسلامی بوده .وحتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیزداد رسی از وظایف فقهای شیعه در زمان غیبت بوده وولایت وی در امور قضائی ورسیدگی به مرافعات و مخاصمات واجرای حدود الهی از جمله مسئولیتهای است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد و فقهای اهل سنت دادرسی را از اهم وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند فلذا به واسطه اهمیت بالائی که مقام دادرسی دارد به موازات آن شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی و قضاوت را به عهده دارد اهمیت یافته تا جائی که اگر چنانچه فردی آگاهی به احکام وقوانین قضاء را داشته باشد اما اهلیت آنرا نداشته باشد گماردن او به منصب قضاء جایز نیست و به همین سبب فقها قبل ازآداب قضاء به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند .

تاکید اسلام برضرورت اتصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام باسایر نظامهای حقوق جهان به ویژه در زمان معاصره گردیده است .

1-8-روش تحقق :

پژوهش حاضر به جهت اسنادی بودن رش کتابخانه ای و مطالعاتی را در پیش گرفته و پس ازفیش برداری و رجوع به منابع معتبر فرق مختلف برای بررسی مقایسه ای به تدوین فصول پژوهش پرداخته است .


2-1-بررسی واژه قضاء:

قضاء واژه ای است عربی، اصل آن قضایٌ بوده است که به خاطر قاعده صرفی یای بعد از الف تبدیل به همزه شده و جمع آن اقضیه می باشد، واژه قضیه نیز به معنای حکم آمده که جمع آن قضایا است.

واژه قضاء در فارسی به داوری، دادرسی و حکم ترجمه شد و در کتب فقهی احکام قضا را تحت عنوان کتاب القضاء، کتاب القضایا، کتاب القضیه، آداب القضاء و ادب القاضی می توان یافت.

عده ای از فقهاء معنای عرفی قضاء را معادل معنای لغوی آن یعنی حکم گرفته اند و گروه دیگر از آن به " ولایت بر حکم" یا " الزام به حکم" تعبیر نموده اند.

مهمترین تعاریفی که از قضا در کتب فقهی شیعه و اهل سنّت آمده بدین شرح است:

الف: شهید اول : " ولایه شرعیه علی الحکم فی المصالح العامّه مِن قِبَلِ الامام" .[1]

ب : شهید ثانی : " القضاء ای الحکم بین النّاس" .[2]

ج : مقدس اردبیلی: " القضاء ولایة عامة بالنّیابه عن النّبی اوالامام عموماً اَوخصوصاً" .[3]

د : میرزا محمد حسن آشتیانی : نیز همانند شهید ثانی و صاحب جواهر الکلام تعریف قضا رابه " الحکم بین النّاس" بهتر از سایر تعاریف دانسته است. [4]

هـ : امام خمینی (ره) : " القضاء و هوالحکم بین النّاس ارفع التّنازع بینَهُم" .[5]

و: دکتر جعفر لنگرودی: " حکم قاضی بیان کننده در مورد مسائلی است که احراز کرده است خواه امور کیفری باشد یا نباشد" .[6]

ز: احمدبن محمدبن احمد الدردیر (مالکی): "( القضاء) فی الشّرع هو حکم حاکم او محکّم بامرٍ ثَبتَ عنده : کدینٍ و حبسٍ و قتلِ و جرحٍ و ضربٍ و سَبٍّ و ترک صلوة و نحوها، وقذف و شرب و زنا و سرقة و غضب و عداله و ضدّها و ذکوره و انوثه و موت و حیاه و سفهٍ و رشد و کبر و نکاح و طلاق و نحو ذلِک لیرتّب علی ما ثبَتَ عندهُ مقتضاهُ او حکم بذلک المقتضی".[7]

ح: " القضاء ... شرعاً ، فصل الحضومات و قطع المنازعات" (حنفی).[8]

لغت شناسان برای واژه قضاء معانی گوناگونی ذکر کرده اند، نویسنده کتب فقهی: " جواهرالکلام" به نقل از اهل لغت ده معنای قضاء را بشرح زیر شمرده است و برای هر یک نیز شواهدی از آیات قرآن مجید آورده:

" حکم، علم، اِعلام، قول، حتم، امر، خلق، فعل ، اتمام و فراغ" .[9]

صاحب کتاب نفیس " وجوه القرآن" با استناد و استشهاد آیات کریمه، کاربرد قضاء را در قرآن بر سیزده وجه دانسته، وی علاوه بر معانی فوق الذکر وجوه دیگری همچون : منیه = مرگ، قتل = کشتن، فصل = جدا کردن و اداء برای واژه قضاء برشمرده است.[10]

آیا واژه قضاء مشترک لفظی است بین معانی ذکر شده؟ چنانکه نویسنده کتاب " بُلغه السالّک" بر آنست[11] یا آنکه قضاء در اصل برای یک یا چند معنای محدود همچون حکم، فراغ و اتمام وضع شده و استعمال آن در دیگر معانی از باب اشتراک در معنا می باشد و اینکه آن معنای اصلی کدامیک از معانی مذکور می باشد و همچنین در بیان رابطه معنای لغوی با معنای اصطلاحی قضاء میان فقهاء اختلاف نظر وجود دارد.[12]

بهر حال مشهورترین معنای لغوی قضاء حکم است که با معنای اصطلاحی آن نیز مناسبت تام دارد.

2-2-دادرسی در اسلام :

یافتن تاریخ و مبدأ مشخصی برای توجه بشر به امر دادرسی کار آسانی نیست و می توان گفت دقیقاً از روزگاری که آدمی به زندگی اجتماعی و برقراری روابط ، هر چند به شکل ابتدایی و ساده روی آورد، این واژه نیز در فرهنگ حیات بشری پدیدار گردید، اجتماعی زیستن حتی در ابتدایی ترین نوع خود مستلزم پذیرش محدودیتهایی است که بدون آن برقراری رابطه با دیگران و تشکیل اجتماع امکان ناپذیر است.

محدودیتها خواه صرفاً نتیجه نیاز بشر و حکم عقل و سایر انگیزه های آدمی باشند و خواه حاصل پیام و راهنمایی پیامبران و حاملان وحی الهی، در عمل و اجرا همواره بصورت صحیح و کامل رعایت نشده اند، پایبند نبودن به تعهدات و مسئولیتهایی که لازمه حیات اجتماعی است از سوی برخی از عناصر و ارکان تشکیل دهنده اجتماع یعنی آدمیان و نادیده انگاشتن مرزها و تعرض به حقوق دیگران نیز از بدو پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها آغاز گردیده و تا به امروز ادامه دارد. ( اشاره به داستان هابیل ، قابیل ودرگیری آن دو)[13]

اعتقاد به مبدأ هستی و خدا و تبیین نظام خلقت بر اساس بینش دینی و به دنبال آن پذیرش ایدئولوژی یعنی مجموعه ای از حقوق، تکالیف و مقررات که فرد را در مقابل خود، دیگران و خدای خود متعهد ساخته ، مرزها و محدودیتهای دیگری را فراروی آدمیان قرار داده که تخطی از آن، تعرض به حدود الهی و به همان میزان انحراف و دوری از مسیر تکامل و رشد فرد تلقی می گردد.

ارتکاب گناه، تعرض به حدود الهی و پایمالی حقوق دیگران واقعیتهای انکارناپذیر تاریخ زندگانی انسانند، و به همین دلیل دقیقاً همزمان با پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها و پذیرش بنیانهای اعتقادی و دینی، تمایل و گرایش به داد و دادگری و دادرسی در جامعه انسانی نمودار گردیده است.

بحق می توان گفت انگیزه و حداقل بهانه بسیاری از کشمکشها و جنگ و ستیزهای تاریخ بشری و همچنین فلسفه پیدایش بسیاری از مکاتب فلسفی و مذهبی و نظامهای حکومتی همین گرایش قوی و نیرومند آدمی به داد و دادگری بوده است.

اسلام نیز به عنوان دینی واقع گرا و رئالیست دادرسی را بمثابه مهمترین رکن بقای جامعه و تضمین کننده تکامل حیات بشری در اصول و فروع خویش تعقیب و بدان تکیه نموده است، چشم انداز اسلام از مقولة داد و دادرسی برگرفته از یک اصل بنیادی فلسفی است که نظام هستی را نظام عدل و داد می داند، و بدینسان این مقوله را فراتر از رابطه انسان با انسان می نگرد، و از اینرو در ارزیابی نظام حقوقی اسلام باید به همسوئی آن با نظام خلقت بر اساس اصول جهانبینی اسلامی توجه نمود.

در بیان اهمیت دادرسی در اسلام همین بس که خداوند در کتاب خود فلسفه بعثت و رسالت انبیاء را برپایی عدل و داد معرفی نموده است.( لقد ارسلنا رسلنا با لبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط) [14]

دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیای آنان بوده، و چنانکه در بحثهای آینده، خواهیم نگاشت نه تنها انبیاء شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم و ستاندن حقوق ایشان پرداخته اند بلکه اساساً منصب قضاء در بینش اسلامی از مناصب ویژه ایشان است.

پیامبر اسلام (ص) شخصاً به عنوان قاضی مسلمین به دادرسی همّت گمارده و در مواردی نیز شخصیتهایی همچون علی (ع) و معاذبن جبل را برای انجام این مهم به بلاد اسلامی فرستاده است.

دادرسی از عمده ترین مسئولیتهای خلفا و ائمه و حکام اسلامی بوده، و حتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیز دادرسی از وظایف اولیه فقهاء شیعه در زمان غیبت بوده و ولایت وی در امور قضایی و رسیدگی به مرافعات و مخاصمات و اجرای حدود الهی از جمله مسئولیت هایی است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد، همچنین فقهای اهل سنت دادرسی را از اهمّ وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند.

بدیهی است که بموازات اهمیت و ارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد، شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی را به عهده می گیرد نیز اهمیت یافته و بدین لحاظ در بینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضایی و حل و فصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی و عینی احکام الهی است بدست نا اهل سپرد، بنابراین هرگاه فردی واجد شرایطِ بنیادین قضاء نباشد هر چند از هوش و فراست سرشاری برخوردار بوده و به قوانین و احکام دادرسی آگاهی کامل داشته و بر فنون دادرسی نیز کاملاً مسلّط باشد، گماردن او به منصب قضاء جایز نیست. به همین جهت فقهاء قبل از آنکه آداب و احکام قضاء و چگونگی صدور حکم در منازعات را مطرح نمایند، ابتدا به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند.

تأکید اسلام بر ضرورت اتّصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص، یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام با سایر نظامهای حقوقی جهان بویژه نظامهای معاصر گردیده است،

آنچه که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام گردیده، همان تأکید و توجه به صلاحیت قاضی قبل از دادرسی است در حالیکه در نظامهای دیگر بدون استثناء محور مسائل و احکام حقوقی نفس حکم و قانون است و در حقیقت بحث از شرایط دادرسی جائی در مجموعه نظام حقوقی ندارد. منشاء این تفاوت نیز همسویی و هماهنگی قوانین و احکام اسلامی با مبانی عقیدتی و اصول جهان بینی آن است در اسلام بحث از حل و فصل منازعات و اجرای عدل و داد هرگز مستقل و مجرّد از بحث شرایط و اوصاف کسی که اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرار نگرفته، به سخن دیگر قضاء شرعی و دادرسی اسلامی ماهیتاً دو عنصر تفکیک ناپذیر دارد که نبود هر یک از آن دو مشروعیت قضاء را منتفی می سازد و این دو رکن عبارتند از :

1- اهلیت قاضی از لحاظ احراز شرایط ویژه آن.

2- مطابقت احکام صادره با قوانین الهی، و دقیقاً به همین جهت است که اسلام گفته اند:

" هرگاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هر چند به عدل و داد حکم نماید، گماردن وی به منصب قضاء حرام و قبول او نیز گناه و بردن دعاوی از سوی مسلمانان در محکمه او نیز حرام خواهد بود" .

و عرفوه شرعاً بانه : ولایه الحکم شرعاً لمن له اهلیه الفتوی بجزئیات القوانین الشرعیه علی اشخاص معیّنه من البرّیه باثبات الحقوق و استیفائها للمستحّق.[15]

ترجمه: " و در شرع قضاء را این چنین تعریف نموده اند: ولایت بر صدور حکم است شرعاً از ناحیه کسی که حائز شرایط فتوی است در مورد جزئیات قوانین شرعی و بین اشخاص معین بمنظور اثبات حقوق و بازگرداندن حق به صاحب آن"

2-3-حکم مشروعیت قضا در اسلام:

قضاوت و حکم کردن ، شرعاً واجب کفایی است در حق کسانیکه صلاحیت آن منصب را دارند یعنی اگر مثلاً ده نفر صلاحیت آن را داشته باشند ابتدا بر همه آنها واجب است آن را بدست بگیرند ولی وقتی که یکی از آنها پیشقدم شد و آن را بر عهده گرفت از دیگران ساقط می شود و اگر هیچکس اقدام به آن نکرد همه گناه کرده اند.

البته قضاوت در زمان حضور امام معصوم علیه السلام وظیفه خاص امام است ، پس بر امام واجب است که به نحو واجب کفایی یک نفر را در منطقه و محلّی برای قضاوت نصب فرماید، و گاهی قضاوت کردن بالعرض واجب عینی می شود مثل اینکه جز او کسی از اهل قضا یافت نشود و نیاز به او باشد.[16]


آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است

این تحقیق در نظر دارد در فضای اندیشه و آثار یکی از مطرح ترین 1 و با نفوذترین 2 روشنفکران دوره اخیر حیات اجتماعی ایران جلال آل احمد کنکاش کرده و مقولات جامعه شناختی موجود در آثارش را شناخته و مدون سازد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 208 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 258
آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

« مقدمات و کلیات »

این تحقیق در نظر دارد در فضای اندیشه و آثار یکی از مطرح ترین [1] و با نفوذترین [2] روشنفکران دوره اخیر حیات اجتماعی ایران جلال آل احمد کنکاش کرده و مقولات جامعه شناختی موجود در آثارش را شناخته و مدون سازد .

بیان واقعیتها از طرق تحلیل محتوای آثار نویسندگان علیرغم منزلت و پایگاه والای اجتماعی آنها بسیار مهم و در خور اعتنای جدی است ، در این راستا نقد و بررسی آراء اجتماعی آل احمد که در یکی از برهه های تاریخ معاصر ایران از ارج و اهمیتی برخوردار بوده از این مقوله مستثنی نیست .

با اینکه آل احمد را روشنفکر و از آگاهان اجتماعی [3] درجه اول فرض کرده اند ، این تحقیق بر آن است تا پاسخی برای این پرسش بیابد که آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است ؟

« تاریخچه مطالعاتی »

در ارتباط با مطالعاتی که در این خصوص صورت گرفته ، حداقل تحت عنوان مورد نظر تحقیق ، مطالعه ای صورت نگرفته است و بیشتر مطالعات را در این راستا مطالعات ادبی تشکیل می دهد .

لذا بمنظور کمک به امر تحقیق ، به بررسی دو اثر پرداخته می شود :

1- چراغی ، فرخ « جامعه شناختی آثار جلال آل احـمد : کنکاشـی در جـامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات » ، اراک : ( بی جا ) ، 1374 ، رساله فوق لیسانس جامعه شناسی

2- سروری ، جمشید « قشر بندی و طبقات اجتماعی با کندو کاوی در آثار جلال آل احمد » پایان نامه دانشجویی کارشناسی ارشد .

- اثر اول خلاصه رساله ایست ، تحت عنوان « بررسی جامعه شناختی در آثار جلال آل احمد : کنکاش در جامعه شناسی در ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، از فرخ چراغی که زمستان 1374 در دانشگاه اراک ، با راهنمایی استاد ، دکتر ح . ا . تنهائی و مشاوره دکتر علی رضا کلدی به انجام رسیده است .

این رساله براساس روش شناسی علمی دانشگاهی ، در پنج فصل تنظیم گردیده است ، که در مجموع زیر عنوان فوق الذکر ، کنکاشی است در جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، و سعی در کشف و ارائه بنیانهای جامعه شناسی آثار نویسنده ، یعنی جلال آل احمد دارد .

فصل اول : براساس روش شناسی علمی ، به تدوین تاریخچه مطالعاتی ، بیان مسئله ، طرح پرسشهای تحقیقاتی ، اهداف ، حدود مطالعاتی و تعریف اصطلاحات پرداخته است. در این رساله بجای فرض از پرسش تحقیقاتی استفاده گردیده است و پرسشها با عنوان کلی ، خلاصه شده اند پیرامون جستجوی چهار مبحث ، هستی شناسی ، ایستائی شناسی، روش شناسی و پویائی شناسی در آثار آل احمد . در اهداف مطالعه ، محقق به دنبال طرح اهداف تحقیق پیرامون پیدا نمودن پاسخ پرسشهای تحقیق است .

در مورد اهمیت مطالعاتی ، محقق در خلاصه رساله چنین می آورد :

« تحقیق تاکید دارد بر لزوم شناسائی و معرفی اندیشمندان متفکر انسانگرا ، تا با استفاده از شیوه آنها با بازگشت به خویشتن خویش و تکیه بر نظرات متفکرین ایرانی ، پایه های فرهنگ اصیل خود را باز شناخته و با توشه برداشتن از آن ، سدی محکم در برابر هجوم فرهنگهای گوناگون بسازد و برای مبارزه با خود بیگانگی و بی هویتی در برابر تئوری پردازان با شناخت اندیشه متفکران ایران زمینه رشد این اندیشه ها را در جامعه به وجود آورد . » [4]

در مبحث تعریف اصطلاحات ، با استفاده از کتب معتبر به تعریف اصطلاحات پرداخته است .

فصل دوم : اختصاص داده است . به نقد و بررسی چند کتاب . از جمله :

1- کتاب واقعیت اجتماعی و جهان داستان ، نوشته جمشید مصاحبی پور ایرانیان 2 - کتاب راز چشم برادر ، شمس آل احمد .

3 - کتاب ، قصه نویسی – نوشته رضا براهنی .

4 - نقد آثار جلال آل احمد ، نوشته عبدالعلی دسغیب .

در فصل سوم براساس اصول روش شناسی به معرفی روش تحقیق ، روش شناسی ، طرح تحقیق، فن تحقیق ، طرح تحلیلی و طرح زمان اجرا پرداخته است . ضمنا نامبرده از طرح تحقیق توصیفی – تحلیلی و فن مطالعه کتابخانه ای و تکنیک استنباط استفاده نموده است .

فصل چهارم را با ارائه و تحلیل داده ها شروع نموده ، ابتدا به ترسیم شرایط عینی و ذهنی ، زمان جلال پرداخته ، سپس به طرح جستارهای جامعه شناختی و بررسی پرسشهای تحقیق پرداخته است ، در این راستا به طرح نظرات جامعه شناسان برجسته در این رابطه توجه نموده است ( برای روشن شدن موضوع ) ، در پایان به طرح تحلیل تئوریکی و بررسی نظرات فروم پرداخته و سپس به مقایسه نظرات آل احمد با آنها در فصل پنجم همت گماشته است .

2- اثر دوم : این رساله در دو بخش و مشتمل بر نوزده فصل است . نگارنده در بخش نخست کلیات و نمونه های کلی در تشخیص قشر بندی و طبقات اجتماعی را در شش فصل بیان کرده است .

فصل اول : محتوا ، منابع و روش

فصل دوم : قشر بندی اجتماعی

فصل سوم : طبقات اجتماعی

فصل چهارم : درباره منشا نابرابری اجتماعی

فصل پنجم : مروری بر اندیشه ها و نظـریه های تاریخـی و معاصر مربـوط بـه قشر بندی اجتماعی

فصل ششم : قشر بندی و طبقات اجتماعی و پایگاه طبقاتی از دیدگاه اسلام

در بخش دوم مشخصات ویژه اقشار و طبقات را در ساخت اجتماعی ایران در آثار جلال آل احمد طی سیزده فصل مورد مداقه قرارداده است .

فصل اول : آثار آل احمد و زندگی او

فصل دوم : آل احمد و قشر بندی و طبقات اجتماعی

فصل سوم : طبقات حاکم

فصل چهارم : قشر روشنفکران

فصل پنجم : قشر روحانی

فصل ششم : اقشار شهری

فصل هفتم : طبقات روستائیان

فصل هشتم : طبقه کارگر

فصل نهم : طبقات مرفه

فصل دهم : قشر زنان

فصل یازدهم : قشر معلمان و حال و آینده معلمان در نظام پهلوی و آینده آموزش و پرورش

فصل دوازدهم : قشر اهل قلم ( نویسندگان )

فصل سیزدهم : قشر شعرا و نگرش آل احمد به شعر و شاعران

نویسنده قصد داشته که از زاویه اصول و مبادی جامعه شناختی به اندیشه های آل احمد نگریسته و دریابد که وی به مسائل در قلمرو قشربندی طبقات اجتماعی چگونه می اندیشیده ، و اندیشه اش چه ارمغانی برای تفکر اجتماعی آورده است . محقق درصدد پاسخگویی به سوالاتی در مورد طبقات و دلایل پیدایش ، ضرورت وجود یا عدم لزوم آن بوده و بعنوان مطالعه ای موردی آثار آل احمد را انتخاب نموده لذا به اصول و محتوای اندیشه های آل احمد نپرداخته بلکه در حاشیه کار خود با جامعه شناسی ادبیات تماس حاصل کرده است .

رساله مورد بررسی مشخصات ویژه اقشار و طبقات اجتماعی ، ساخت اجتماعی جامعه ایران را در مجموعه آثار آل احمد بررسی کرده و در هر فصل ( مجموعا سیزده فصل) یکی از اقشار و طبقات را مورد بررسی قرار داده و مشخصات آن را بازگو کرده و سرانجام با ذکر ملاکهای تحرک اجتماعی از دیدگاه آل احمد و نتیجه گیری نوشته خود را به پایان رسانده است . در بخش نتیجه گیری نویسنده نظام اجتماعی با نظریه تضادگرایان به ویژه با آراء مارکسیستها مطابق دانسته و نگرش او را در این باب بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی ، نه بر پایه تحقیقات علمی می داند . نویسنده چنین اظهار می کند :

« بطور کل نظام اجتماعی آل احمد نظامی مقشر است و ماهیت طبقاتی دارد . با تاملی در اندیشه های وی در خصوص قشر بندی و طبقات اجتماعی و تطبیق آن با نظریه های رایج در جامعه شناسی این نتیجه بدست می آید که نظریات و تعاریف وی از طبقات ، اقشار و تیپهای اجتماعی از یکسو به احساسات مشخص ، تربیت سنتی مذهبی استوار است . به همین دلیل با قضاوتهای ارزشی آمیخته شده است . از سوی دیگر تحت تاثیر فلسفه علمی و اجتماعی سوسیالیسم است . همچنین نگرش وی به طبقات و انتساب برخی از ویژگیها و اوصاف به آنها بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی اوست تا تحقیقات علمی .» [5]

از سوی دیگر نویسنده داشتن نگرش کارکرد گرایی را به آل احمد نسبت داده و او را فردی تنها و بیرون از روابط اجتماعی معرفی می کند . نویسنده آل احمد را فردی خواستار ایجاد و دگرگونی در جامعه و تغییر ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد آن ، بر اساس پندارها و باورهای خویش می داند .

« آل احمد در مدیر مدرسه یک روشنفکر است . او نمی تواند با این جامعه یگانه شود ، در حاشیه جامعه می ایستد ، در همان آن می کوشد تا چیز مثبتی از درون همان پیوندها برای این جامعه به ارمغان بیاورد . او فردی است تنها و بیرون از روابط اجتماعی این جامعه و می کوشد آن را بنا بر پندارها و باورهای مشخص خویش دگرگون کند و درصدد است این ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد را معنایی عقلانی بخشد . چنین کوششی نتیجه نگرش کارکرد گرایی نویسنده مدیر مدرسه است .» [6]

نویسنده به این نکته نیز اشاره دارد که آل احمد جامعه ایران را نه جامعه ای کاستی ، نه جامعه ای باز ، بلکه جامعه ای مبتنی بر سلسله مراتب اجتماعی می داند که صعود در سلسله مراتب اجتماعی در آن قدری دشوار است .

نگارنده از بیان مشکلات تحقیق و یا پیشنهادات خودداری کرده است . تنها ذکر این نکته را لازم می دانسته که به دلیل حرمت آل احمد در جامعه ، سخن گفتن درباره او و یا نقادی آثارش پس از وفات مشکل می نماید .

« بیان مساله »

این تحقیق در نظر دارد با بررسی و تدقیق در آثار جلال آل احمد دیدگاههای اجتماعی – سیاسی و فرهنگی این نویسنده معاصر را تشریح کرده و بنیانهای جامعه شناختی آنرا ارائه کند . از آنجا که دوران حیات وی ، دوران کشاکش های سیاسی – اجتماعی و زمینه ساز تغییر و تحولات دهه اخیر ایران است و آل احمد نویسنده ای مبارز و پرشور بوده که از جامعه معاصر خویش به طرق متفاوت تاثیر پذیرفته است ، شناخت این چهره ، شناخت جریانهای فکری و فرهنگی دوره ای از تاریخ اجتماعی معاصر ایران خواهد بود ، چرا که او نشانه بارز ، شاخص و پرچمدار نسلی از جوانان این سرزمین است . همانطور که در تاریخچه مطالعاتی آمده است ، افراد زیادی از جمله سیمین دانشور [7] شمس آل احمد [8] عبدالعلی دستغیب [9] ، رضا براهنی [10] و ... آثار آل احمد را مورد بررسی قرار داده اند ولی هر یک از زاویه دیدی خاص به قسمی از آثار وی پرداخته اند ولی هیچیک کل آثار آل احمد را از نظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار نداده است ، لذا ضرورت این تحقیق احساس می شود . با توجه به آنچه گذشت بدلیل حساسیتهای دوره تاریخی مذکور و نگرش اجتماعی آل احمد ، جستجو جهت یافتن دیدگاه و تخیل جامعه شناختی در آثار وی بس ارزشمند و همچون یک مساله قابل طرح در جامعه شناسی می باشد .

« چار چوب نظری »

در این قسمت برای آنکه سوگیریهای پژوهشی منظم شوند بایستی بر مبنای چشم انداز خاص و یا از دریچه « تخیل علمی [11] » ویژه ای به مسئله نگریسته شود تا رویکردها و دیدگاهها خصایص منظم و عامی را همراه داشته باشد . از این رو است که طرح چارچوب نظری یا قالب تخیل علمی ایکه بتوان مسئله را از آن طریق وارسی نمود ضروری به نظر می رسد [12] . لذا از آنجا که این تحقیق به دنبال کشف مقولات اجتماعی و انسانی « جلال آل احمد » در مورد جامعه های نمادی و نا نمادی و کنشهای اجتماعی در درون یک جامعه ، نظام روانشاختی ، نظام کنشی و از همه مهمتر شناخت انسان تفسیرگر و معرفی آن از دیدگاه جلال آل احمد می باشد بنابراین می توان برای تبیین این موضوع به چار چوب نظری مکتب کنش متقابل نمادی « هربرت بلومر » که وابسته به مکتب تفسیر گرایی است استناد جسته و یک قالب تحلیل کلی جامعه شناختی و انسان شناختی مطرح ساخت .

« نظریه هربرت بلومر »

بلومر با مطرح کردن سه قضیه ، چشم انداز جامعه شناختی خود را بیان میکند . در قضیه اول به « جهان اعیان [13] » اشاره می کند یعنی جهان عبارت است از کلیه چیزهایی که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد . معنایی که انسان می تواند به آنها اشاره کند و بر اساس آن اشارات رابطه برقرار نماید . بنابراین هیچ گاه نمی توان چیزی را دریافت که قابل معنا و اشاره نباشد ، که در واقع ما تعریف و درکی جمعی و مشترک نسبت به آنها داریم . قضیه دوم اشاره می کند به این نکته که ما می دانیم انسان از بدو تولد موجودی ناقص و نادان است ولی بتدریج در دوران حیاتش آموختنیها را می آموزد . پس آیا باید معانی را در ذات اشیاء جستجود نمود ؟ انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنا دار می شود در روابط متقابل اخذ می کند . اگر اشیاء برای او دارای معناست ، این معنا را از روابط متقابل اجتماعی کسب نموده است ، عناصر فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست . بسیارند هنجارها و عاداتی که در میان قومی مقبول و معمول می باشند و در قوم و ملتی دیگر مذموم . هیچ یک از آن دو قوم قادر به درک دلایل یکدیگر نسبت به رد یا قبول آن رسم یا عادت نمی باشند . امور و عناصر فرهنگی در فرهنگهای متفاوت در مقابل مسائلی که تحت عنوان روابط اجتماعی می شناسیم معنا دار می شوند .

بنابراین معانی نه در ذات پدیده ها و نه در ذهن انسان ، بلکه در روابط متقابل اجتماعی معنا می یابند . قضیه سوم وجه تفسیر گرایی بلومر را نشان می دهد . همانگونه که گفتیم مکتب عوامل گرا بر آنند که علل و عوامل و انگیزه های بیرونی و یا درونی، انسان را تحت « تعین » قرار داده است و سبب می شود که او تحت شرایط خاصی پاسخ مشخصی که از قبل قابل پیش بینی است را از خود نشان می دهد در حالیکه رفتار گرایان اجتماعی و در مجموع تفسیر گرایان بر این باورند که انسان چیزی در درونش با آن قوه ذاتی دارد که در برابر کلیه عوامل به تفسیر می نشیند و در اینجا مرحله ای در « خود » انسان رخ می دهد که آن را اشاره معانی به « خود خویشتن[14]» می نامند . یعنی انسان با خودش مباحثه [15] و مشورت [16] می کند که فلان کار را انجام بدهم یا ندهم این همان مفهوم بازتابی بودن « خود » در نظام جورج هربرت مید است.

بنابراین انسان موجودی است که وقتی در برابر موقعیت قرار می گیرد آن موقعیت را تفسیر می کند و سپس بر اساس تحلیل و تفسیر از موقعیت و معانی که خویشتن خویش است اشاره نموده است به کنش و نه واکنش می زند . بلومر با تاکید بر کنشگر بودن انسان در برابر واکنش نشان دادن ، سعی در به تصویر کشاندن انسان نمادی دارد که در حد سلامت نفس رفتار می کند .

انسان نا سالم چگونه انسانی است ؟ این موضوعی است که مید به آن توجه صریح نداشت ولی بلومر به آن دقت می کند . رواج شایعه و یا تسلط روح جمعی و تاثیر روان شناختی آن در ظهور پدیده « از خود رهایی [17] » نمونه ای از این منظر است . شایعه عبارت است از نقل معنایی به دیگری است و از آن شخص به فردی دیگر و همینطور شنیدن و گفتن آنقدر ادامه پیدا می کند تا شایعه شکل می گیرد . بدون اینکه کسی در این میان حتی برای لحظه ای فکر کرده باشد که ممکن است این جز اشتباه باشد . این یکی از خصلت های بیمار گونه ای است که همیشه در جوامع انسانی موجود است و این ناشی از عمل « واکنش پیوسته [18] » یا تسلط « جامعه نا نمادی [19] » بر انسان است که مفهومی است که فرم در « سنخ نابارور [20] » شخصیت با سوگیری کناره گیری فعال معرفی می کند . به نظر بلومر یکی از خصلت های بد که متاسفانه انسان ها پیدا کرده اند این است که از واقعیت بدان گونه که هست گریزانند لذا دچار انواع کجرویها یا « واکنش گرد گشتی [21] » یا واکنش دورانی می شویم یعنی دقیقا تابع جو نا نمادی شده و این تاثیر را به دیگری منتقل می کنیم و دیگری هم چون تحلیل نمی کند باز به فرد بعدی انتقال می دهد و همینطور ادامه پیدا می کند .

قضیه سوم بلومر به همین معنا است که فکر کنیم و بیاندیشیم که چه کرده ایم ؟ چه نتیجه ای گرفته ایم ؟ این همان مصاحبه و مشورت با خود است . از این مشورت با خویشتن خویش به پدیده تفسیر نمودن وقایع که مبنای کنش است و اساس قضیه سوم را شکل می دهد ، می رسیم بدین معنا بلومر انسان را موجودی مفسر و دریابنده معانی ، و نیز در خطر سقوط به مقام موجودی حیوانی و نا نمادی می داند . او معتقد است پژوهشگر بایستی واقعیت جهان که از طریق تشکیل مفاهیم شناختی در فرآیند کنش متقابل اجتماعی رخ می دهد را به طریق عینی و به عنوان واقعیتی خارجی ، ولی مبتنی بر کنش متقابل نمادی که بر مبنای تفسیر تشکیل می شود مطالعه کند . [22]

حال با بیان نظریه جامعه شناس معروف « هربرت بلومر » می توان یک قالب و چارچوب کلی تحلیل جامعه شناختی مورد نظر در این تحقیق را بیان کرد :

از آنجا که مفهوم اساسی و مهم در مکتب تفسیر گرایی موضوع « انسان » است و آن هم انسان با شعور یعنی انسانی که آگاه به خویشتن خویش است و خود آگاه نسبت به موقعیت خویش است . از این دیدگاه انسان از وجود خود به عنوان امری مستقل از بیرون و درون آگاهی دارد و ناگزیر از خودسازی ، تحلیل و تفسیر شرایط است . انسان به موقعیت های زندگی خویش آگاه است و بنابراین از آنجا که موضوع علم جامعه شناسی گروه هایی است از عناصر با شعور ، عناصر خلاق ، مفسر ، معنی کننده تاریخ و دریابنده معانی و یا از خود بیگانه و مفلوج تاریخ ، آدمهای عاصی و شورشگر و یا انسانهای راضی و مطیع و به هر حال انسانی که می بیند ، می فهمد و با این فهمش – چه غلط باشد چه درست – به کنش و واکنش می پردازد . می توان نتیجه گرفت که شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تعیین کننده نیست بلکه تاثیر گذار است . لذا این چارچوب می تواند و بایستی راهنما و راهبری برای پرسشهای تحقیقاتی باشد .

« پرسشهای پژوهش »

با توجه به اینکه اساتید و مدرسین و محققین علم روش تحقیق زمانیکه اطلاعات مقدماتی برای وضع فرضیه کم است به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می نمایند [23] . و این پژوهش برای وضع فرضیه، اطلاعات مقدماتی به اندازه کافی ندارد لذا به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می شود ، از طرفی چون این تحقیق درصدد کشف وجود تخیل جامعه شناختی و انسان شناختی در نوشته های آل احمد و ارائه این مقولات در آن است ، از آنجا که تحقیق در جهت کشف مسئله پژوهشی است دارای پایگاه کشفی می باشد و پرسشهای پژوهش به شرح ذیل دنبال می شوند :

1-1-آیا آل احمد در آثارش به نوعی تخیل جامعه شناختی – انسان شناختی دست یافته است ؟

2-1- نگرش آل احمد به خدا و جهان هستی چیست ؟

3-1- نگرش آل احمد نسبت به انسان چیست ؟

4-1- نگرش آل احمد نسبت به جامعه و تقابل انسان و جامعه چیست ؟

1-2- آیا آل احمد جهان را قابل شناخت می داند ؟ ( روش شناسی )

2-2- محدودیتهای شناخت جهان و انسان از نظر آل احمد چیست ؟

3-2- روشها و راههای شناخت را آل احمد چگونه معرفی می کند ؟

4-2- آیا آل احمد در آثارش از روش طبیعت گرایانه ( تجربی ) استفاده می کند ؟

5-2- آیا آل احمد به نوعی واقع گرایی در روش خود استفاده نموده است ؟

6-2- آیا آل احمد از روش انتقادی سود جسته است ؟

7-2- آیا آل احمد از روش تقابلی و جدلی استفاده نموده است ؟

1-3- آیا آل احمد دیدگاهی ایستایی شناسی دارد ؟

2-3-آل احمد در این دیدگاه چه مباحثی را مورد بحث قرارد می دهد ؟

3-3- آیا انسان را موجودی تفسیرگر معرفی می کند ؟

4-3- آیا آل احمد انسان را تحت تعیین شرایط می داند یا تاثیر گذار بر شرایط معرفی می کند ؟

5-3- جامعه ای که آل احمد معرفی می کند چگونه جامعه ای است ؟

6-3- آیا اشاره به جامعه نمادی و نا نمادی می کند ؟

7-3- انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی از دیدگاه آل احمد چگونه انسانی است ؟

8-3- جامعه آل احمد جامعه ای است که رفتارش مبتنی بر نظام کنشی است ؟

9-3- آیا جامعه آل احمد جامعه مبتنی بر نظام روانشناختی است ؟

1-4- آیا آل احمد دیدگاه پویایی شناسی دارد ؟

2-4- موضوعات مورد بررسی آل احمد در پویایی شناسی کدام است ؟

3-4- آیاآل احمد در کنش متقابل نمادی به تاریخ ومراحل تاریخی اعتقاد دارد ؟

4-4- نحوه سیر تاریخ را آل احمد چگونه معرفی می نماید ؟

5-4- آل احمد مکانیزمهای تغییر و تحول را چگونه معرفی می کند ؟

6-4- عوامل تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟

7-4- شرایط تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟

8-4- آل احمد کارگزاران تغییر را چگونه معرفی می کند ؟

« اهداف مطالعاتی »

این تحقیق بر آن است تا مقولات جامعه شناختی و انسان شناختی را در آثار نویسنده معاصر جلال آل احمد خصوصا در داستانهای کوتاه و رمانهای وی استخراج نماید و ضمن دستیابی به نظرات او در قلمرو جستارهای چهارگانه جامعه شناختی ( جامعه شناسی ادبیات ) دیدگاه آل احمد را در خوشه های هستی شناسی ( خدا ، انسان ، جامعه و تقابل انسان و جامعه ) را بررسی کند و نیز دریابد که آل احمد در گرد آوری و تدوین آثارش چه شیوه ای را به کار برده است ؟ و آیا جهان را قابل شناخت دانسته ، با استفاده از روشهای مورد نظرش ؟ روش تجزیه و تحلیل و رسش او چگونه بوده است ؟ سپس در صدد یافتن و مدون سازی نظرات آل احمد در جستار ایستایی شناسی است که آل احمد انسان را چگونه معرفی می کند ، آیا او را موجودی تفسیرگر و دارای اختیار می داند ؟ آیا انسان آل احمد تحت تعین شرایط است یا تاثیر گذار بر آن است ؟ انسان مورد نظر آل احمد چگونه انسانی است ؟ انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی ؟ انسان سالم کیست و انسان نا نمادی چه خصوصیاتی دارد ؟ جامعه سالم و مطلوب از نظر آل احمد کدام است و چگونه می توان این جامعه را ساخت ؟ و سپس در چهارمین جستار کشف مراحل تاریخی و چگونگی سیر تاریخ کنشهای نمادی ، کارگزاران تغییر و تحول و نحوه سیر تاریخ که آل احمد در نظر دارد که بالطبع بررسی جامعه شناختی و انسان شناختی دوره آل احمد نیز در قلمرو جامعه شناسی ادبیات دنبال خواهد شد.


بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی

بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواج­ها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج ا
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 144 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 139
بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات

1-1- بیان مسئله

بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواج­ها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج انجام داده­اند. در دوره کنونی عواملی که سبب تغییرات در شکل و نوع و سن ازدواج می­شود بررسی می­گردد.

2-1- اهمیت و ضرورت مسئله:

در این مورد ما می­فهمیم که هدف مردم در سه دوره مختلف در زمینه ازدواج چیست و به جنبه­های فرهنگی- اقتصادی- جغرافیایی- سیاسی-اجتماعی در ازدواج دست می­یابیم وهمچنین به ریشه­یابی نوع ازدواج­ها می­پردازیم و عوامل مختلفی نیز که سبب تحولات در ازدواج شده است را بررسی می­کنیم.

3-1- انگیزه تحقیق:

بررسی دقیق و تخصصی­تر و شناخت کامل از ازدواج از دوره قاجاریه به بعد و همچنین تحلیل مردم­شناسی در مورد ازدواج و پیامدهای حاصل تغییرات ازدواج در جامعه.

4-1- اهداف تحقیق:

اهداف تحقیق بررسی

1. ازدواج و همسرگزینی در بین شاهان قاجاریه.

2. ازدواج در بین طبقات مختلف مردم در دوره قاجاریه.

3. انواع ازدواج­ها در دوره قاجاریه.

4. اهداف ازدواج­ها در دوره قاجاریه.

5. تحول ازدواج در دوره پهلوی.

6. تأثیر تحولات جامعه بر ازدواج در دوره پهلوی.

7. تغییرات الگوی ازدواج در جامعه کنونی.

8. بررسی عوامل تغییر سن ازدواج در جامعه فعلی.

5-1- پرسش­های تحقیق:

1. آیا پادشاهان در همسرگزینی معیار خاصی برای ازدواج داشتند؟

2. آیا ازدواج در بین طبقات مختلف، متفاوت است؟

3. آیا ازدواج انواع خاصی دارد؟

4. آیا ازدواجها دارای هدفهای خاصی بوده است؟

5. آیا تغییراتی در دوره­های مختلف در زمینه ازدواج به وجود آمده است؟

6-1- قلمرو جغرافیایی تحقیق:

با توجه به ژرفانگر بودن روش مردم­شناسی محدود کردن قلمرو مورد مطالعه ضروری است قلمرو جغرافیایی این تحقیق کشور ایران است.

7-1- زمان تحقیق:

ازآن جایی که تحقیق مردم شناسی است مدت تحقیق و مطالعه یک سال می باشد .

8-1- روش تحقیق:

استفاده از روش میدانی. مشاهده مشارکتی

مطالعه اسنادی مهمترین روش اتخاذ شده در زمینه موضوع تحقیق است.

استفاده از ابزارها و تکنیک­هایی مثل ضبط صوت، دوربین عکاسی و فیلمبرداری.

9-1- روش جمع­آوری اطلاعات:

ثبت و ضبط دقیق مشاهدات

استفاده از مشاهده مستقیم و میدانی

استفاده از مصاحبه حضوری

استفاده از اسناد و مدارک موجود در کتابخانه­ها

10-1- پیشینه تاریخی:

1. مقاله آقای دکتر آزاد ارمکی و خانمها: مهناز زند- طاهره خزایی که در مورد تأثیر تحولات جمعیتی و اجتماعی در امر همسرگزینی طی سه نسل در خانواده ایرانی، بود به بررسی مطالعه تطبیقی در مورد سن ازدواج، دفعات ازدواج، علت ازدواج­های مجدد، دایره و دامنه همسرگزینی در میان سه نسل متوالی پرداخته بودند.

2. مقاله آقای محمد احمدی موحد به بررسی روند تغییرات شاخص­های ازدواج و طلاق طی سالهای 1380-1375 پرداخته است.

3. پایان­نامه کارشناسی ارشد جمعیت­شناسی خانم زهرا المطهری- از دانشگاه علوم اجتماعی و به راهنمایی دکتر محمد میرزایی و مشاورت دکتر شهلا کاظمی­پور- دانشگاه تهران 1375 که به بررسی تحلیل دموگرافیک وضعیت زناشویی پرداخته.

4. پایان­نامه کارشناسی ارشد جمعیت­شناسی خانم پروانه آستین­فشان از دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر محمد جلال عباسی شوازی و مشاورت دکتر محمد میرزایی تهران 1380 که به بررسی روند تحولات سن ازدواج و عوامل اجتماعی پرداخته است.

5. پایان­نامه کارشناسی علوم اجتماعی- آقای حمید پوریوسفی به راهنمایی دکتر جمشید بهنام از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 1355 که به بررسی سن ازدواج در ایران پرداخته است.

6. مقاله خانم ناهید درودی­آهی که به بررسی وضعیت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشویی پرداخته.

11-1- مشکلات تحقیق:

این تحقیق با وجود تمام جاذبه­هایی که داشت متأسفانه دارای مشکلات بزرگی بود که سبب می­شد که من آنطوری که لازم است نتوانم اطلاعات آماری دقیقی از اشخاص به دست بیاورم. زیرا هر منبع اطلاعات آماری آن با منبع دیگر متفاوت بود و همچنین همکاری نکردن بعضی از ارگانها برای ارائه خدمات و قرار ندادن اطلاعات جامع­تر در منابع. و همچنین سنگین بودن هزینه­های سفر برای تحقیق زیرا برای کامل کردن تحقیق خود لازم بود به شهرهای مختلف سفر کرده که این خود مستلزم پرداخت هزینه­های بسیار گزافی بود.

12-1- ادبیات تحقیق:

همان گونه که در همه تیره­ها و ملتها به گونه­ای که ویژه خودشان است، زن و شوهر با هم ازدواج می­کنند و در روزگار باستان هم چنین بوده و زن و شوهر به گونه­ای با هم پیوند زناشویی می­بستند، اشو زرتشت هم برای پیروان خود آئین زناشویی را با دوشی استوارتر و درست­تر از همه ملت­ها برقرار نمود. زناشویی به آهنگ زندگی خوش و خرم و همبستگی و همراهی و زیادشدن مردم و برپایی خانواده را بر پایه­ای چنان درست و شایسته استوار کرد که خود ضامن ماندن و دوام زندگی مشترک بود و مهر و محبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار می­ساخت. در آئین زرتشت از دیدگاه آراسته شدن کارهای جهان و استوار ساختن یگانگی و جلوگیری از تباهی اخلاقی، درباره زناشویی بسیار سفارش شده است. (رضایی/ 1381/784)

در کیش قدیم ایران زناشویی به آهنگ پدید آوردن زندگی خوش، یگانگی و همراهی تشکیل خانواده و ازدیاد نفوس انجام می­پذیرد. اشو زرتشت در وهشیتواشیت­گات سینا 56 قطعه 5 به پسران و دخترانی که آهنگ بستن پیمان ازدواج دارند چنین اندرز می­دهد: ای دختران شوی­کننده و ای دامان اینک بیاموزم و آگاهتان سازم با غیرت از پی زندگی، پاک­منشی بجویید، هر یک از شما باید در کردار نیک بر دیگری پیشی جوئید و از این راه زندگانی خود را خرمی بخشید.

کیش زرتشتی بر استواری پیوندهای یگانگی و جلوگیری از مفاسد اخلاقی از راه زناشویی تأکید فراوان دارد. در این کیش کمک به امر ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به سبب تنگ­دستی بی­همسر مانده­اند، از کارهای نیک شمرده شده است.

در ایران باستان عقد ازدواج بر چند گونه بود:

1. پادشاه زنی- این اصطلاح برای موردی به کار گرفته می­شود که پسر و دختری برای نخستین بار با خشنودی پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج می­کنند.

2. (ایوک دت یگانه) زنی- ایوک زنی عبارت آنست که مردی با دختری ازدواج کند که تنها فرزند خانواده است و او را ایوک نامند. از آنجا که دختر نمی­تواند اموال خانه پدر خویش را به خانواده دیگری منتقل سازد، پس بایستی نخستین پسر خود را به جای فرزند پدر خویش قرار دهد.

3. چاکرزنی- این ازدواج در مورد زن بیوه­ای به کار می­رفت که پس از مرگ همسر نخستین درصدد گزینش همسری دیگر برآید. اگر زن اول بمیرد یا دیوانه شود یا نازا بوده است تا مرد می­تواند زن دومی بگیرد که آن زن را چاکرزن می­نامند.

4-در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی( زنی پادخشای) خوانده می شود که در واقع انتقال قیومیت دختر ازپدر ازشوهربود (نجفی،1365/805)

5- انواع دیگری هم از ازدواج بود ازجمله: چگر که هنگامی که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت ، زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می داد تا فرزندآورند،چگر رابه صورت چکر می نوشتند. نوع دیگر که باعث جدل های زیادی میان امروزیان شده است، ازدواج با محارم است.

6-خودسرزنی- چنانچه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی خواسته باشند بدون خشنودی پدر و مادر خویش با یکدیگر ازدواج کنند مؤبد حق دارد صیغه عقد را جاری کند و آن دو از ارث محروم خواهند شد. (رضایی/ 1376/ 257 و 256)


فصل دوم

جغرافیای طبیعی ایران:


1-2- جغرافیای طبیعی ایران:

الف) موقعیت جغرافیایی ایران:

ایران در نیمکره شمالی از سطح کره زمین بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا (مدار مبدأ) و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ مبدأ انتخابی واقع شده است. نیمکره شرقی، نیمکره شمالی (جز فلات ایران، ممالک خاورمیانه در مغرب آسیاست. مساحت ایران 000/648/1 کیلومتر مربع است.

ایران از اقیانوسها و دریاهای بزرگ دور است ولی از دو سوی شمال و جنوب به دریا چسبیده است. از سوی شمال ایران با دریای خزر که دریایی است بسته و در حقیقت دریاچه بزرگ است که هیچگونه ارتباطی با اقیانوس و دریاها ندارد در جنوب ایران خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد و این دریاها به اقیانوس راه دارد. (بدیعی/ 1372/ 13 و 12)

از شمال به جمهوری روسیه شوروی و دریای خزر، از مشرق به کشور افغانستان و جمهوری پاکستان، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس، از مغرب به جمهوری عراق و جمهوری ترکیه، از شمال غربی به قفقاز (روسیه شرقی).

کوههای مهم در ایران چهار رشته کوهستان وجود دارد:

1. رشته کوههای شمالی- کوههای البرز

2. رشته کوههای غربی- کوههای زاگرس

3. رشته کوههای مرکزی و شرقی

4. رشته کوههای جنوبی با کوههای ساحلی

برطبق سرشماری نفوس و مسکن 1385 تقسیمات کشوری ایران 30 استان- 336 شهرستان- 889 بخش- 1015 شهر و 2400 دهستان است. (شاملویی/ 1361/ 85)

2-2- آب و هوای ایران:

کشور ایران دارای آب وهوای متنوع و متفاوت بوده و با مقایسه نقاط مختلف کشور این تنوع را می­توان به خوبی مشاهده نمود.

1- مناطق صحرایی:

در سواحل جنوبی از گواتر تا خوزستان که به آن خشک ساحلی می­نامیم که مشخصات این آب و هوا، گرمای زیاد توأم با رطوبت و به مقدار کمی باران می­باشد و حداکثر هوا به 53 درجه می­رسد و باران در این مناطق نامنظم است و در زمستان باران می­بارد.

و خشک داخلی: در داخل صحرا و کویرها همین نوع آب و هوا با اختلاف جزئی وجود دارد که به آن خشک داخلی می­گوئیم.

2- آب و هوای نیمه صحرایی و کوهپایه­ای:

این آب و هوا حد فاصل آب و هوای صحرایی و مرطوب می­باشد. منطقه اقلیمی کوهپایه­ای می­توان دزفول، کازرون، اصفهان، تهران و مشهد را ذکر کرد.( کیانی/ 1379/ 27 و 28)

3- آب و هوای معتدل:

الف) آب و هوای معتدل کوهستانی: این منطقه شامل کوهستانها و نواحی کوهستانی آذربایجان، البرز، زاگرس و قسمتی از برجستگیهای مرکزی ایران می­باشد.

ب) آب و هوای معتدل خزری: رشته کوههای البرز عامل مؤثری است که بین سواحل شمالی و جنوبی آن دو نوع آب و هوای کاملاً متمایز به وجود آورده است این منطقه شامل سواحل تالش گیلان و مازندران و گرگان است و سواحل جنوبی دریای مازندران، دارای دو نوع آب و هوای خزری مرطوب و خزری خشک می­باشد.

4- آب و هوای سرد:

یا جنگلی سرد است که کوههای مرکزی ترکیه در مغرب ارومیه و سایر نقاط کوهستانی دارای این نوع آب و هوا هستند. (کیانی/ 1379/ 32-30)

3-2- پوشش گیاهی و جانوری ایران

در جاهای مختلف ایران پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده می­شود. این نوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران در سه ناحیه معتدل خزری، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده می­شود.

1- پوشش گیاهی و جانوری ناحیه خزری:

این قسمت شامل جنگلهای انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور می­باشد. علت این امر بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.

مساحت جنگلهای شمال حدود 000/840/1 هکتار می­باشد و دامنه شمالی سلسله جبال البرز را پوشانیده است این جنگلها از بجنورد تا آستارا کشیده شده است.

جنگلهای ناحیه خزری پوشیده از درختان پهن­برگ از نوع بلوط، سپیدار، راش، افرا و غیره می­باشد. انبوهی و فشردگی این درختان در بعضی جاها بسیار زیاد و در زیر درختان کوتاه قد و درختچه­های گوناگون روئیده­اند، به طوری که از آنها نمی­توان عبور کرد.

به طور کلی پوشش گیاهی ناحیه خزری را از نظر اهمیت می­توام به چهار دسته تقسیم نمود:

1- جنگلهای انبوه

2- جنگلهای متوسط

3- جنگلهای درجه 3

4- مزارع و اراضی غیرجنگلی(فرجی/ 1366/ 64)

جانوران ناحیه خزری نیز متنوع می­باشند. در جنگلهای این ناحیه گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی و خرگوش و جوجه تیغی زندگی می­کنند.

در بیشه­زارها و مزارع مرغ سواحل جنوبی رودخانه ارس و برخی از نقاط جنگی کشور یافت می­شود. مرغابی، غاز، قو، و حواصیل خصوصاً در فصول پائیز و زمستان به فراوانی یافت می­شود. همچنین دریای خزر و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است. در جنگلهای ایران گوزن قفقازی و بز وحشی را نیز می­توان نام برد. در بعضی نقاط از کناره­های دریای خزر دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره نیز یافت می­شود.

2- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه معتدل کوهستانی

ناحیه کوهستانی ایران از پوشش گیاهی کامل و ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری می­بارد و تبخیر به علت پائین بودن دما به کندی صورت می­گیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آنجا جنگل نیز دیده می­شود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است گیاهان کمتری دیده می­شود.

جنگلهای ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تنک و فاقد گیاهان زیر درختی هستند و در برخی جاها انبوهتر می­باشند و در زیر آنها درختچه­های گوناگون می­رویند. بارزترین این جنگلها، جنگلهای غرب ایران است و از آنجایی که بیشتر درختانشان بلوط می­باشد به جنگلهای بلوط معروفند. این جنگلها از جنوب غربی ارومیه شروع می­شود و از امتداد سلسله جبال زاگرس تا کوههای بختیاری و جنوب شرقی فارس ادامه دارد. بیشتر قسمتهای کردستان، باختران، لرستان، کوههای چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوههای بخش کازرون فارس از جنگلهای بلوط پوشیده شده است. در این جنگلها درختان میوه از قبیل گلابی، انجیر، پسته و بادام وحشی وجود دارد.

به طور کلی بیشتر ناحیه کوهستان ایران از استپ پوشیده شده است که در این نوع استپ­ها درختچه­ها و درختها نیز دیده می­شوند. از آنجایی که در این نوع استپ­ها فواصل گیاهان کمتر است به استپ کوهی معروفند. این نوع استپ قسمتهای پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران را پوشانده است. در قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران و در فواصل پوشش استپ کوهی به خاطر وجود شرایط مساعد چمنزار یا مرتع وجود دارد که این چمنزارها، کوچ­نشینها را به خصوص در ماههای گرم سال برای چرای دامها به طرف خود جلب می­کنند. وسعت این چمنزارها در قسمتهای غربی و شمال غربی از دیگر قسمتهای کوهستانی بیشتر است.

جانوران ناحیه کوهستانی حیواناتی از قبیل خرس، کفتار، خرگوش، بز وحشی، انواع قوچ و میش وحشی، گوزن زرد، گوزن خالدار و پلنگ می­باشند. همچنین پرندگانی از قبیل عقاب، کبک، تیهو و کرکس و غیره در این ناحیه دیده می­شود. (فرجی/ 1366/ 67-66)

3- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی:

در ناحیه بیابانی ایران به علت باران کم و تبخیر زیاد و وزش باد پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی می­توانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و بافاصله می­باشند. در این ناحیه خصوصاً در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوههای شاهسواران و بارز جنگلهای بسته که اغلب آنها را نبه نیز می­نامند همراه با درختان بادام وحشی دیده می­شوند.

همچنین در کرانه­های دریای عمان و خلیج فارس جنگلهای گرمسیری به صورت پراکنده دیده می­شوند که درختان آنها عبارتند از: گز، کهود، کنار (به نام سدر به جای صابون) مصرف می­شود آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.

در قسمت نیمه بیابانی ایران، به خاطر ریزش برف و باران بیشتر نسبت به ناحیه بیابانی و دارا بودن طبقه خاک ضخیم­تر، شرایط رشد گیاهان بهتر و فاصله درختان کمتر از ناحیه بیابانی می­باشد.

جانورانی که در این ناحیه زندگی می­کنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا همچنین در کناره­های دریای جنوب و درمیان آبها سنگ­پشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهیها وجود دارد. (فرجی/ 1366/ 68)

در ضمن پراکندگی حیوانات ایران به شرح ذیل می­باشد: انواع جوندگان مانند موش­ها (موش­های صحرایی و موش کور و ...) تقریباً در تمام نقاط و مخصوصاً در بخشهای کویری و نیمه کویری دیده می­شوند. آهو در اغلب نقاط دیده می­شود. شتر یک کوهان و دو کوهان فقط به حالت اهلی وجود دارد. از حیوانات تک­سم که تقریباً در جنوب غربی آسیا از بین رفته­اند در قسمتی از ایران به ندرت گورخر و خر­ وحشی هم دیده می­شود.

از درندگان در قسمتهای مرتفع ایران، یوزپلنگ در اطراف کویرها به شکار آهو می­پردازد. در کوههای البرز خرس خاکستری و گربه کوهی نیز دیده می­شود.

ظاهراً تا این اواخر در تمام قسمتهای جنوبی ایران شیر یال­کوتاه ایران وجود داشته است پرندگان ایران نیز بسیار متنوع هستند. از تیره ماکیان­ها، بلدرچین و در کوههای نیمه خشک و دامنه­های آنها تیهو و کبک و کبک دری و در جنوب و از کناره­های دریای خزر و دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره و در دره­هایی رودها و نقاط کم درخت، قرقاول و در قسمتهایی از جنوب غربی ایران هوبره خاکستری و در جنوب دریای خزر و سواحل خلیج فارس، اروند رود، درنا، غاز، غاز سرخ دیده می­شود. از پرندگان گوشتخوار در کوهها و دشت­ها باشد، بازسرفید، لاشخور، عقاب، دال، کرکس و غیره یافت می­شود. از مرغان پا بلند، حواصیل و مرغ ماهیخوار، آب چلیک و غیره در ساحل دریای خزر و رودهای کشور یافت می­شوند.

در موقع زمستان از دریاچه­ها و رودهای روسیه میلیون­ها اردک و غاز به سوی ایران آمده، پس از تمام شدن فصل زمستان و گرم شدن هوا مجدداً مراجعت می­کنند.

در ایران کبوترهای وحشی و کبوترهای کوهی که در کوهها لانه می­کنند فراوان است. از تیره کلاغها انواع کلاغ و هدهد، پرستوی شب و دارکوب و جغد و مرغ شباهنگ و بوم تقریباً در اکثر نقاط کشور وجود دارند.

گنجشکها انواع فراوان دارند ولی تمام آنها از اقساط کوچک می­باشند. در میان آنها می­توان توکا، دم­جنبانک، گنجشک، چرخ ریسک، کاکلی را نام برد.

در کشاورزی ایران به سار اهمیت زیادی داده می­شود. این پرندگان در دامنه­های سنگی دره­های کوهستانی لانه نهاده در شهرستانهای شمالی و جنوب در کوههای فارس دیده می­شود.

خزندگان ایران نیز وضع مخصوص به خود دارند. در دشتها و بیابانها غالباً جوندگان بسیارند،ن بیشتر از همه سوسمارها و مارها دیده می­شوند. از سوسمار انواع مارمولک و سوسمار و سرگرد دیده می­شود و در نقاط مرطوب­تر سوسمارهای پهن و خشن و سفید و سبز فراوان است. مارهای ایران از انواع عادی و زیتونی و سفید و زرد و قفقازی و شاخدار می­باشند. در بعضی نقاط اقسام مارها شبیه به مار بوآ و بی­زهر و مارهای خیزان غالباً دیده می­شود. از مارهای زهری و مارهای سمی خطرناک برای انسان و حیوانات اهلی باید افعی و کبرا را ذکر کرد. گرزه در سوراخهای جوندگان و در محلهای بی­آب در کوههای کم ارتفاع خشک زندگی می­کنند و آنها را می­توان در سوراخهای نزدیک چشمه­ها مشاهده کرد.

در جنوب ایران و در آبهای خلیج فارس سنگ­پشت­های بزرگ دریایی و مارهای دریایی و در دلتاهای رودهای شرقی کروکودیل دیده شده است.

دوزیستان ایران به واسطه خشکی هوا کمترند ولی سمندر سبز و قورباغه و غوک و وزغ برگه­ای و قفقازی فراوان است.

ماهیهای آب شیرین از نظر انواع، بسیار زیاد و متفاوت و حتی در بعضی قسمتها، ماهیهای مخصوص بومی می­توان مشاهده کرد. میگو و خاویار ایران شهرت جهانی دارد. جانوران بی­مهره ایران بسیار زیادند مثل ملخ دشتی- پشه­های پادرشت و پاریز و شپشک­ها و رطیل و عقرب فراوان است. عقربها جانورانی شبانه هستند و روزها در زیر سنگها و شکافها و سوراخ موشها بسر می­برند. (کیانی/ 1379/ 64-62)

4-2- گروه قومی:

پیش از ورود و استقرار آریایی­ها در ایران، نژادهای بومی در این کشور می­زیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م. اقوام غیرآریایی در ایران می­زیسته­اند. که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشته­اند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی ایران، کاسیان، در زاگرس- لرستان، لولوبی­ها در زاگرس. کرمانشاهان، کادوسیال در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را می­توان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق.م. شروع شد. آریائیان شاخه­ای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عده ای به سرزمین هند و گروهی به فلات ایران رو می­آورند.


اثبات رابطه‌ی سببیّت

سرگذشت و تاریخ بشریت همواره همراه با نگرانی‌های قابل درکی است که در قبال خطا و تجاوز علیه مقدسات ، آداب و رسوم، عرف و هنجارهای جامعه ابراز شده آثار و مدارک به جا مانده نشان می‌دهد که جوامع انسانی از نخستین ادوار با پدیده مجرمانه درگیر بوده و در جهت دفاع و حفظ منافع فردی و جمعی در برابر متجاوزان و بر هم زنندگان و تهدیدکنندگان نظم اجتماعی ، واکنش‌ه
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 104 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 117
اثبات رابطه‌ی سببیّت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

پیشگفتار :

سرگذشت و تاریخ بشریت همواره همراه با نگرانی‌های قابل درکی است که در قبال خطا و تجاوز علیه مقدسات ، آداب و رسوم، عرف و هنجارهای جامعه ابراز شده . آثار و مدارک به جا مانده نشان می‌دهد که جوامع انسانی از نخستین ادوار با پدیده مجرمانه درگیر بوده و در جهت دفاع و حفظ منافع فردی و جمعی در برابر متجاوزان و بر هم زنندگان و تهدیدکنندگان نظم اجتماعی ، واکنش‌های متنوعی را ابراز داشته‌اند. در جوامع بدوی معیار تمیز رفتار مجرمانه از اعمال مجاز عرف جاری حاکم بر گروه‌ها و جوامع و قبایل بود. این مقررات با گذشت زمان و نهادینه شدن به صورت عادت و فرهنگ و رسوم اجتماعی، تحت نقوذ قدرتهای سیاسی و اجتماعی صورت قانونی به خود گرفت و به دنبال توسعه و پیشرفت جوامع به صورت علمی در‌آمد که در مراکز علمی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفت امروزه این علم به شاخه‌های مختلفی تقسیم بندی شده که یکی از مهم‌ترین و شیرین‌ترین این تقسیم‌بندی‌ها حقوق جزاست.

چکیده

همان‌طور که می‌دانیم یکی از مسائل مهم در امور کیفری اثبات رابطه‌ی سببیّت است. بدیهی است اگر عملی مستقیماً باعث حصول نتیجه مجرمانه شود. احراز رابطه سببیّت با دشواری مواجه نخواهد شد، مثلاً اگر کسی اسلحه‌ای تهیه در کمین رقیب خود بنشیند و زمانی که طرف مورد نظر در حال عبور است به سمت او تیراندازی و او را به قتل برساند در این جا بین عمل مجرمانه و حصول نتیجه‌ی آن رابطه‌ی سببیّت وجود داشته و احراز آن کار مشکلی نیست ولی سببیّت زمانی مشکل می‌شود که چند عامل باعث حصول نتیجه مجرمانه شوند. این عاملان می‌توانند چند مباشر، چند مسبب، یا اجتماعی از سبب و مباشر یا چند مسبب باشند البته قانونگذار از مورد اخیر در میان موارد دیگر نامی به میان نیاورده . به هر حال قانونگذار نیز این شیوه‌ها و صورتهای دخالت در جرم را پذیرفته است و برای حفظ حقوق افراد جامعه مجازاتهایی را در نظر گرفته این جانب در نخستین کار تحقیقی خود همین عنوان ؟(تسبیب در جنایت) را در نظر گرفته به و بحث در خصوص دیدگاه‌های فقها و حقوق‌دانان در باب تسبیب پرداخته‌ام.

فهرست

صورت‌های دخالت در وقوع جرم

مباشرت

شرط

سبب

تاریخچه سبب

فرق شرط و سبب و علت

آیا تسبیب یک اصطلاح راوائی است؟

شرط ضمان در تسبیب

مباشرت و تسبیب در جنایات عمدی

مباشرت و تسبیب در جنایات غیر عمدی

دوقاعده کلی در این زمینه

اقسام سبب

-سبب حسی

- سبب شرعی

-سبب عرفی

نوع دیگری از تسبیب

مستندات خلق قاعده تسبیب

تشخیص رابطه‌ی سببیّت

الف- تشخیص رابطه‌ی استناد در آراء حقوقدانان اروپایی

اول. ضمان سبب ضروری

دوم. نظریه برابری شرایط و اسباب

سوم. نظریه سبب مستقیم و بی‌واسطه

چهارم. تئوری شرط پویای نتیجه

پنجم. تئوری سبب متعارف و اصلی

ب: تشخیص رابطه استناد در آراء حقوقدانان اسلامی

1-ب: اجتماع سبب و مباشر

الف) مواردی که سبب قوی تراست

مواردی که مباشر جرم موجودی جامد است

مواردی که مباش جرم موجودی جاندار چون سگ وچهارپایان ( حیوانات ) باشد

درصورتی که مباشرجرم فاقد مسئولیت اند چون دیوانه وکودک

درصورتی که مباشر جرم جاهل به حکم یا موضوع باشد

ب) مواردی که مباشر قوی تراست

ج) مواردی که مباشر وسبب درعرض هم هستند

2-ب) اجتماع اسباب

1. اجتماع سبب ماذون باسبب عدوانی

2. اجتماع اسباب منغذی وعدوانی

2.1) ستادی صفان

2.2 ) صفان سبب اقوی

مجازات سبب ومباشر

تعارض قاعده ی تبیب با قاعده ی احسان

تعارض اتلاف وتثبیت

نتیجه گیری

منابع وماخذ

بحث اصلی

صورتهای دخالت در وقوع جرم

جانی ممکن است با ایجاد یکی از عوامل ذیل در وقوع جرم و جنایت مداخله کند :

1. مباشرت 2. شرط 3. سبب

در خصوص هر یک از موارد مذکور به تفصیل ، بحث خواهیم کرد اما در خصوص مورد دوم لازم است تذکر داده شود اگر چه گروهی شرط را نیز از صورتهای دخالت در وقوع جرم دانسته‌اند اما قانون‌گذار ذکری از آن به جا نیاورده و گروه مذکور در توجیه این مطلب آورده‌اند : از آن جا که معمولاً عنوان سبب بر شرط نیز اطلاق شده است قانون‌گذار معترض شرط نشده با ذکر سبب خود را بی‌نیاز از بیان شرط دانسته است در صورتی که شرط و سبب در همه موارد از موقعیت و آثار یکسانی برخوردار نبوده .

مباشرت

مباشرت را ایجاد علت گفته‌اند. حکما و فلاسفه از واژه علت مفهوم وسیعی را اراده کرده‌اند و در تعریف علت گفته‌اند: آن شیئی که شیئی دیگر را (وجود و هستی خود) به او احتیاج دارد علت نامیده می‌شود و شیئی دیگر معلول، بعضی از آن علت‌ها ناقص هستندو بعضی مستقل (تام) و هم‌چنین بعضی خارج از معلول‌اند و بعضی داخل آن. باید توجه داشت که این تعریف، تعریف علت به معنی عام است که شامل همه اقسام علت‌ها می‌شود و به این معنی هر جزء نیز علت کل است. بنابر نوعی تقسیم‌بندی علت یا ناقصه است و یا مستقل- یعنی آن چیزی که دیگری در وجود خود به او نیازمند است و ما به او نام علت را داده‌ایم یا به نحوی است که معلول فقط به او محتاج است و به غیر او احتیاج ندارد و یا چنین نیست و به عبارت دیگر یا وجود او برای وجود پیدا کردن معلول کافی است و یا کافی نیست. اولی را می‌گوییم علت مستقله یا تامه و دومی را می‌گوییم علت غیر مستقله یا ناقصه. مثلاً تحقق کتاب احتیاج دارد به امور متعدد از قبیل کاغذ ، قلم، حرکات انگشتان دست نویسنده واراده‌ی او وجود مدادی و نبودن مانع بر روی صفحه و امثال اینها که مجموعاً مقدمات و وسایل کار هستند. علت تامه یا مستقله عبارت است از مجموع این مقدمات و وسایل که از آن جمله عدم برخورد و مانع است البته اگر همه وسایل و مقدمات فراهم شد تحقق معلول ضروری و حتمی و به اصطلاح امروز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود علت ناقصه عبارت است از بعضی از این اقدامات و وسایل که اگر وجود پیدا نکند کتابت موجود نمی‌شد اما اگر موجود شود ولی سایر وسایل و مقدمات موجود نباشد برای تحقق کتابت کافی نیست. در تقسیم بندی دیگری که از ارسطو به جا مانده است علت منقسم شده است به چهارتا 1- علت فاعلی ،2- علت مادی، 3- علت غایی،4- علت صوری[1] بنابراین علت هر امری است که از وجود آن وجود معلول و از عدم آن عدم معلول، لازم آید مانند قتل با شمشیر و کارد یا خفه کردن با دست و نظایر آن[2] و همان گونه که دکتر گلدوزیان در کتاب خود (بایسته‌های حقوق جزای عمومی) می‌نویسد: طبق ماده‌ی 317 قانون مجازات اسلامی مباشرت آن است که جنایت مستقیماً توسط خود جانی واقع شده باشد. بنابراین در مواردی که جانی خود به طور مستقیم و بی‌واسطه مرتکب جنایت بر نفس یا عضو شود می‌توان گفت جرم را به مباشرت مرتکب شده است مثل فردی که دیگری را با دستان خود خفه کرده است. البته گاهی نیز علت و مباشرت در جرم ممکن است با واسطه اشیایی باشد مثل اینکه جانی با کارد یا شمشیر و تفنگ و... موجبات جنایت بر دیگری را فراهم کند که البته از دید عرف و مردم از آن جا که مشخص و آشکار نیست واسطه محسوب نمی‌شود و باز شخصی که از این وسایل برای ارتکاب جرم استفاده نموده است مباشر جرم است.[3] باید متذکر شویم که منظور از عبارت جنایت مستقیماً توسط جانی... در ماده‌ی 317 قانون مجازات اسلامی وقوع بلاواسطه فعل جانی نیست بلکه مقصود وجود رابطه مستقیم علیّت است به طوری که جنایت مستقیماً از نفس فعل ناشی شده و بتوان گفت نوعاً یا بر حسب خصوصیتهای مورد ، تلف از لوازم آن کار است و به عبارت دیگر مباشر کسی است که وقوع تلف عرفاً به نفس کار وی منسوب است و نه بر اثر آن.

شرط

وقوع هر پدیده مجرمانه منوط به وجود شرایطی است که زمینه‌های ارتکاب آن را فراهم می‌سازد شرط چیزی است که اگر نباشد ، مشروط به وجود نمی‌آید اما اگر باشد ، به تنهایی برای ایجاد مشروط کافی نیست مثلاً حفرچاه نسبت به افتادن در آن شرط است.[4] بنابراین شرط آنچنان امری است که از عدم آن عدم معلول لازم می‌آید لکن از وجود آن معلول (جرم) لازم نمی‌آید. از این رو وقوع جنایت محصول شرط نیست اگر چه همراه و در کنار علت جنایت است. به نحوی که تحقق جنایت متوقف بر وجود آن است بنابراین شرط از اجزاء و عناصر اصلی در تکوین جنایت نبوده و فی نفسه مؤثر در آن نیست گرچه ضرورتاً به انتقاء شرط حدوث جنایت نیز منتقی می‌گردد. برای مثال ممسک در جنایت که مجنی علیهرا نگه می‌دارد تا دومی او را به قتل برساند شرط محسوب است زیرا ممسک هیچگونه مدخلیتّی در سلب حیات نداشته است. لازم به ذکر است که به موجب آراء فقیهان اسلامی گرچه تأثیر مؤثر به وجود شرط است متعلق نشده و ایجاد کننده شرایط وقوع قتل را مشمول این مجازات ندانسته‌اند.[5]

سبب

در مواردی مداخله بزهکار در وقوع جرم فراتر از اقدامات ایجاد کننده شرط و ضعیفتر از علت است بگونه‌ای که جانی با ایجاد سبب جنایت بدون آنکه خود مستقیماً در آن مباشرت نماید مرتکب جرم می‌گردد و بر خلاف شرط جنایت محصول سبب است اما به طور غیر مستقیم . گروهی از حقوق‌دانان[6] معتقدند که سبب در حقوق اسلامی معنای ویژه‌ای دارد و با سببی که در منطق و فلسفه مطرح است به یک معنا نیست و از این جهت مناسب می‌نماید آن چه را که بعضی از حقوق‌دانان بزرگ اسلامی در این باره آورده‌اند مورد توجه قرار گیرد . از این رو به تعریف سبب در مختصر نافع و تحریرالوسیله اشاره می‌کنند.

در مختصرنافع آمده : سبب یا تسبیب ، ایجاد چیزی است که اگر نبود تلف شدن یا شکستن عضو واقع نمی‌شد ، ولی به علت تلف نفس ، یا شکستن عضو نیست مثلاً یکی از موارد تسبیب کندن چاه در معابر عمومی است . پس اگر کسی در آن بیفتد و بمیرد علت مرگ او وجود چاه نیست بلکه علت آن سرنگون شدن اوست در چاه . و در تحریرالوسیله آمده : مراد از اسباب در این جا هر فعلی است که تلف شدن ، نزد آن ( ولی نه به علّت آن، بلکه) به علت دیگری تحقق بیابد، به گونه‌ای که اگر آن فعل نبود، تلف، پدید نمی‌آمد، مثل کندن چاه، نصب چاقو ، افکندن سنگ ، ایجاد لغزشگاه و غیره . بنابراین مجرمی که جرم را نه مستقیماً و به خودی خود ، بلکه به واسطه انجام می‌دهد سبب جرم و مجرم سببی است. اما دکتر عباس زراعت سبب را در معنای فلسفی آن ، چیزی می‌داند که از وجودش وجود و از عدمش ، عدم لازم آید اما در معنای فقهی و حقوقی چیزی است که اگر نباشد مسبب به وجود نمی‌آید.[7] اما علت به وجود آمدن مسبب چیز دیگری است مانند گذاشتن سنگ در معبر عمومی که کسی با آن برخورد کند و موجب تلف وی شود. در این جا علت صدمه برخورد با سنگ است اما اگر سنگ نبود ، این تصادم هم به وجود نمی‌آمد. دکتر ابراهیم پاد نیز در تعریف سبب گفته‌اند: سبب هر امری است که موجب تلف آن به حاصل شود ولی به علتی دیگر به نحوی که اگر آن سبب نباشد علت هم به وجود نمی‌آید و یا مؤثر واقع نمی‌شود و برخی دیگر گفته‌اند سبب آن چیزی است که آن فی‌الجمله اثری در تولید هست مانند علت. به هر حال به موجب ماده‌ی 318 قانون مجازات اسلامی ”تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شده یا جنایت دیگری را فراهم کند و خود مستقیماً مرتکب جنایت نشود بطوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی‌شد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب بیند.“ سبب واسطه‌ای است که اگر وجود نداشت جرم واقع نمی‌گردید یعنی میان عمل مجرم و حصول نتیجه مجرمانه واسطه‌ای است و در عین حالیکه سبب موجب جنایت نیست اگر ایجاد نشده بود جنایت واقع می‌شد. قانون مجازات اسلامی مقرراتی تمثیلی در مورد ارتکاب جرم از طریق تسبیب ذکر گردیده [8] که ما در این جا چند مورد را بیان می‌کنیم :

هرگاه کسی دیگری را بترساند یا موجب وحشت وی گردد و در اثر این ترس آن شخص بمیرد ، اگر این عمل کشنده باشد و یا با قصد قتل انجام شود اگر چه عمل نوعاً کشنده و نه با قصد قتل انجام بگیرد قتل شبه عمد محسوب شده و دیه به آن عهده قاتل است همچنین است اگر این ترس موجب فرار او گردد و آن شخص در حال فرار از جایی پرت شود و یا بدرون چاهی بیفتد. ملاحظه می‌گردد در موارد فوق مرتکب از طریق واسطه مرتکب جرم گردیده است و نه به طور مستقیم . لازم به ذکر است که در این موارد اثبات رابطه سببیت لازم است یعنی باید ثابت گردد که ترس موجب مرگ گردیده است.

برخی از حقوق‌دانان[9] اکراه و اجبار و اضطرار را نیز از اسباب ارتکاب جرم دانسته‌اند که در این خصوص در مباحث بعدی سخن به میان می‌آید. نتیجتاً تسبیب در تلف یعنی ایجاد کاری که وقوع تلف عرفاً به اثر آن کار منسوب است بر خلاف مباشرت که وقوع تلف عرفاً به نفس کار مستند است. همانطور که ملاحظه می‌گردد اگر چه مفهوم شرط و سبب، تشابه و قرابت بسیاری با یکدیگر دارند و چنانچه در تعریف هر یک گذشت شرط هیچ تأثیری در وقوع جنایت ندارد هرچند تأثیر مؤثر موقوف بر آن است در حالیکه سبب خود مؤثر در جنایت است لیکن نه به صورت علت. تعریف ماده 318 در ظاهر شامل شرط نیز می‌شود چون شرط هم زمینه وقوع جنایت را فراهم می‌کند اما تأثیر مستقیم در‌آن ندارد. بنابراین بهتر بود قیدانتساب جنایت به سبب هم در تعریف ذکر می‌شد. البته در بسیاری از موارد میان سبب و شرط نمی‌توان تمایز داد و مثال‌هایی را که برخی فقها شرط دانسته‌اند فقهای دیگر سبب محسوب می‌کنند و یا آن‌‌ها را به جای یکدیگر به کار می‌برند.

از ملاحظه‌ی این تعریف‌ها به دست می‌آید که رابطه علت و جنایت ، رابطه مستقیم و بدون واسطه است و اگر چنین رابطه‌ای وجود داشته باشد نوبت به سبب یا شرط نمی‌رسد . هم‌چنین رابطه و جنایت نزدیک تر از رابطه شرط و جنایت است. بنابراین اگر در وقوع جنایتی ، شرط و سبب هر دو فراهم باشند، بدون شک باید سبب را مسئول دانست شباهت سبب و شرط آن است که هردو اگر نباشند نتیجه است و شرط زمینه‌ساز است به گونه‌ای که در عرف، جنایت منتسب به آن نمی‌شود. یعنی معمولاً انتظار تحقق جنایت از فراهم شدن چنین زمینه‌ای نمی‌رود برخلاف سبب که این انتظار در آن وجود دارد. مثلاً شخصی از دوست خود می‌خواهد او را با وسیله نقلیة خود به محلی برساند و در بین راه وسیله‌ی نقلیه با عابر پیاده‌ای تصادف می‌کند و منجر به قتل او می‌شود. در این جا عمل کسی که از دوست خود چنین درخواستی کرده است شرط تحقق تصادف قتل است . چون اگر این درخواست صورت نمی‌گرفت، تصادف و در نتیجه قتل نیز اتفاق نمی‌افتاد، اما عرف هیچ‌گاه درخواست مزبور را سبب قتل نمی‌داند.


شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن

هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشداز آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهر
دسته بندی برنامه نویسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 230 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 160
شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

«مقدمه»

اَلحَمُدللِه الذَّی هَدانا لِهذا وَ ما کُنا لِنَهتَدی لَولا اَن هَدانا اَللهُ[1] (ستایش خدای را که ما را بدین [راه] هدایت نمود ، و اگر خدا ما را راهبری نمی کرد ما خود هدایت نمی یافتیم).

حمد و سپاس خدای را که به عنوان خالق «ماسوی الله» هر موجودی را در راه سعادت خودش تا نهایت کمالش راهنمایی کرده و فرموده : «رَبُنّا الَذی اَعطی کُلَ شَیءٍ خَلقه ثُمَّ هَدی».(پرودگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده ، سپس آن را هدایت فرموده است).و هیچ موجودی را از قائده به کمال رسیدن مستثنی نکرده و انسان را که اشرف مخلوقات دانسته ، کمال و سعادت عظمی عنایت فرموده و به سوی آن هدایت کرده است.و عقل را راهنما به سوی کمال و منشا شکوه و سربلندی انسان قرار داده است.

اما از آنجایی که سعادت و کمال انسان منحصر به سعادت مادی نمی باشد ، بلکه جهان معنا هر دو جهان را شامل می گردد به همین خاطر خداوند متعال اول عقل آفرینش یعنی حضرت محمد (ص) را به عنوان نبوت برگزید و او را به بندگانش حجت قرار داد : «حُجَهُ اَللهِ عَلَی العِبادِ النَبِّیُ و الحُجَه فیما بَینَ العِبادِ وَ بَینَ اَللهِ اَلعَقلُ»[2].(حجت خداوند بر بندگان پیامبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است).و آن حضرت را خلیفه خود بر روی زمین قرار داد تا راهنما و هدایت گر خلق به سوی او باشد و ایشان بشارت دهنده و ترساننده نیکان و بدان قرار داد تا حجت را بر مردم تمام گرداند.

«رُسُلاً مُبَشرینَ وَ مُنذرینَ لِئَلا یَکونَ لِلناسِ عَلَی اللهِ حُجَه بَعدَ الرُسُلِ وَ کانَ اَللهُ عَزیزاً حَکیماً»[3].(پیامبرانی که بشارت گر و هشدار دهنده بودند، تا برای مردم ، پس از (فرستادن) پیامبران ، در مقابل خدا (بهانه) و حجتی نباشد و خداوند توانا و حکیم است.)

بنابراین همچنان که بدون نبوت غافله بشریت به هدفی که از آفرینش او در نظر بوده است نمی رسد، تبیین احکام و مقررات الهی توسط راهبران غیر معصوم نیز راه به جایی نخواهد برد و موجب گمراهی خواهد شد و این نیازمند به دلایل عقلی و نقلی محکم می باشد.

در این رساله تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن» با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث معصومین به بررسی شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته و پس از بررسی و تحلیل نظرات مختلف ، نظریه مختار بیان گردیده است.و به اندازه بضاعت اندک ، قطره ای ناچیز از این دریای بیکران چشیده و به نکات زیر دست یافتم که : «حکمت» نوری افاضه ای از سوی خداوند است به کسانی که از نیروی عقل خود بتوانند درست استفاده نمایند ، عطا خواهد شد و در سایه آن به حقایق معلومات و درجاتی از کمال می رسند.[4]

و موعظه یکی از راه های دعوت و جلب قلوب شمرده می شود که پیامبر اسلام (ص) برای جذب افرادی که دارای احساسات و عواطف جوشان و بیداری عمومی بودند از موعظه بهره می برد و خداوند متعال برای اینکه پیامبرش را اسوه اهل استدلال قرار دهد، به او ابلاغ فرمود که استدلال محض ، همه جا سودمند نیست ،‌بلکه علاوه بر آن ، از موعظه برای دعوت دیگران استفاده نماید.

و «مجادله» که رسول اکرم (ص) به طور مطلق از آن نهی نشده است بلکه از آن مجادله غیر احسن و یا باطل منع شده است ، چنانکه خداوند متعال می فرماید : «وَلا تُجادَلوا اَهلَ الکُتابِ اِلا بِالَّتی هِیَ اَحسَن» ، بنابراین مجادله احسن در اسلام جایز می باشد که قانون عملی برای رسول اکرم (ص) در مقابل مخالفان اسلام بوده است.در مقابل مجادله احسن مجادله باطل قرار می گیرد که مطابق قرآن کریم و روایات معتبر معصومین ، بر مردم حرام گردیده است زیرا در این نوع جدال ،‌سعی و تلاش مخالفان در جهت حق جلوه دادن عقاید باطل و نادرستشان می باشد در حالی که مجادله احسن با استفاده از اصول مشترک طرفین برای محقق ساختن حق و اثبات آن صورت می پذیرد.

این پایان نامه به روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع تفسیری و روایی و با راهنمایی اساتید محترم راهنما و مشاور در پنج فصل تالیف و تنظیم گشته است :

فصل اول- شامل کلیات (اهداف و انگیزه موضوع ، سوالات تحقیق ، پیشینه تحقیق ،‌روش تحقیق و ساختار و محدوده تحقیق) می باشد.

فصل دوم- مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اکرم (ص) شامل (معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه و جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم و شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی به خصوص شیوه رسول اکرم (ص) می باشد).

فصل سوم- جلوه های حکمت الهی که اهم آن شامل : (اهمیت حکمت از نظر اعتقادی ، حکمت و توحید ، حکمت الهی هدف بعثت انبیاء ، اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم ، حکمت واعطای فضل بر رسول اکرم (ص) و خاندانش (علیهم السلام) ، تاویل حکمت در قرآن و روایات) می باشد.

فصل چهارم- جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصوم که اهم آن شامل : (موعظه در قرآن کریم ، موعظه اخلاقی ، نفسانی ، تاثیر گذاری موعظه ،‌اقسام موعظه ،‌تاویل موعظه) می باشد.

فصل پنجم- جلوه های مجادله در قرآن و روایات که عبارتند از : (انواع مجادله در قرآن و روایات ، مجادله احسن پیامبران الهی ، جلوه های مجادله احسن پیامبر اکرم (ص) در قرآن کریم و زمینه های مجادله غیر احسن ، اهداف مجادله) می باشد.

در نهایت به نتیجه گیری کلی پرداخته شده است.

از پروردگار متعال پیوسته درخواست نماییم «الهم انّی اسئلک ان تصلّی علی محمد نبّی رحمتک و کلمه نورک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان و فکری نور النیات و عزمی نور العلم و قوّتی نور العمل و لسانی نور الصدق و دینی نور البصائر من عندک و بصری نور الضیاء و سمعی نور الحکمه و مودتی نور الموالاه لمحمد و اله علیه السلام......[5]

(خدایا از تو می خواهم که اولاً درود فرستی بر محمد پیغمبر رحمتت و کلمه نورت و ثانیاً پر کنی دلم را با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان و فکرم را با نور تصمیمات و تصمیمم را با نور دانش و نیرویم را با نور کار و زبانم را با نور راستی و دینم را با نور بصیرت ها از پیشت و دیده ام را با نور روشنایی و گوشم را با نور حکمت و مودتم را با نور دوستی و پیوستگی با محمد و آلش که سلام بر آنان باد......)

فصل اول : کلیات

1 1 اهداف و انگیزه موضوع

1 2 سؤالات تحقیق

1 3 پیشینۀ تحقیق

1 4 روش تحقیق

1 5 ساختار و محدوده تحقیق

1 1 اهداف و انگیزه موضوع

هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشد.از آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهره هایی از کلام الهی و نور حکمت را بر قلب خود دریابم و با فهم موعظه از موعظه حسنه در شناخت حقایق الهی و عبرت از خلایق الهی آگاه شوم و با درک مجادله احسن به عنوان روش نیکوتر خداوند در مقابل مخالفان خدا و رسول و اولیاء معصوم الهی به اثبات حقانیت عقاید شیعی خود برسم.

1 2 سؤالات تحقیق

پیرامون موضوع رساله ، سؤالات بسیاری مطرح می باشد که از پرسش های ویژه این تحقیق می توان اشاره کرد به :

1 – حکمت و موعظه و جدال از نظر لغوی و اصطلاحی چیست ؟

2 – تاویل حکمت بر اساس آیات قرآن و روایات چیست؟

3 – انواع موعظه کدام است ؟ منظور از موعظه حسنه در آیات قرآن کریم چیست؟آیا موعظه می تواند غیر حسنه باشد؟

4 – شیوه ها و اقسام مجادلات انبیاء در قرآن کریم و تعالیم اسلامی بر چه اساسی
می باشد؟

5 – آیا در قرآن و روایات نمونه هایی از مجادلۀ احسن انبیاء بر اساس قرآن و روایات آمده است؟

1 3 پیشینۀ تحقیق

تا کنون کمابیش پیرامون آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روشهای تبلیغی انبیای الهی و روش تبلیغی و دعوت پیامبر اسلام (ص) کتب و مقالاتی نگاشته شده که گاه مورد استفاده در رساله موجود هم بوده است.مانند 1- راه و رسم تبلیغ نوشته گروهی از فضلای قم.2- مقاله قانون عملی پیامبر اسلام (ص).3- آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روایات با نگاهی به کتاب مقدس از عبدالله ستوده ارشد علوم قرآن ، 1387. 4- شیوه های هدایتی و تبلیغی انبیا از دیدگاه قرآن و روایات از طیبه خداویسی ، 1386.

می توان وجه امتیاز رسالۀ موجود نسبت به تالیفات پیشین را اولاً فراهم نمودن یک بخش تأویلی از آیات قرآن کریم را در کنار بخش تفسیری آن که مرتبط با موضوع می باشد در نظر گرفت که رسالۀ حاضر علاوه بر تفسیر به تأویل ، تا جایی که امکان داشته پرداخته است . و ثانیاً به گردآوری شیوۀ رسول اکرم ( ص) در یک مجموعه که به طور مستقل و تخصصی (قرآنی و روایی) به هر یک از آنها پرداخته شده است . وعلت انتخاب موضوع ، علاقمندی این جانب به دانستن روش های دعوت اسلام و جذابیت موضوع مورد بحث و فهم و درک بیشتر از دین تشیع ، فهم آیات قرآن کریم چه از جهت ظاهری و چه از جنبۀ تأویلی و شناخت رسول اکرم (ص) و اهل بیتش «علیهم السلام » که امید است باری تعالی با الطاف و عنایت خویش این حقیر را در جهت گام نهادن و سوق دادن به این جهت یاری فرماید .

1 4 روش تحقیق

در این رساله ، ابتدا با هماهنگی استاد راهنما ، یک طرح کلی از پایان نامه تنظیم گردید و با راهنمایی وافر و تحسین برانگیز ایشان به مطالعه و مرور کتابهای معتبر روایی و قدیمی پرداخته . وکار تحقیق موضوع را آغاز نمودم و جمع آوری مطالب از طریق فیش برداری از کتاب ها با روش کتابخانه ای و با استفاده از CD های تفاسیر و سایتهای اینترنتی ( با مراجعه به منابع اصلی و معتبر ) تنظیم و تدوین گردیده است . و برای انجام این امر ، بیشترین بهره برداری از کتابخانه مجلس و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وبعد کتابخانه دانشکده الهیات تهران و در موارد بسیار محدودی از کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی به عمل آمده است .

ذکر این نکته لازم است که ، متون عربی مرتبط با موضوع که در منابع قدیمی و یا بعضاً جدید بچشم می خورد اولاً به یاری خداوند متعال و بعد با سعی و تلاش خود ، به فارسی روان ترجمه کردم و در کل ، در تنظیم و تهیۀ رساله از راهنمایی سرکار خانم دکتر هاشمی و مشاورۀ آقای دکتر رضوی ، بهره و استفاده لازم صورت گرفته است که کمال تشکر را از این دو بزرگوار دارم .

1 5 ساختار و محدوده تحقیق

موضوع مورد بحث تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اکرم ( ص ) یا تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن » در محدودۀ قرآن و روایات معصومین « علیهم السلام » از کتب و تفاسیر شیعی بهره گرفته شده است که در طی یک چکیده و مقدمه و پنج فصل و جمع بندی و نتیجه نهایی می باشد که هر فصل نیز شامل مباحثی که امید است به یاری خداوند این گام کوچک مورد عنایت پروردگار قرار گیرد .

فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2 1 معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 1 1 معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

2 1 2 معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

2 1 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل

2 2 کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم

2 2 1 کاربرد تعبیر حکمت

2 2 2 کاربرد تعبیر موعظه

2 2 3 کاربرد تعبیر جدل

2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل

2 1 معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 1 1 معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

واژۀ « حکمت » به معنی استواری و دانش درست که شکی در آن راه ندارد می باشد. شریف عاملی در مفردات خود آورده است : « حکمت در اصل به معنای منع از جهل و زشتی است از این رو بعضی آن را به عدل و علم و بعضی آن را به معرفت برترین اشیاء به برترین علوم تفسیر کرده اند . [6] »

« حاکم » و هر چه که به معنای آن باشد مانند کسی است که حکم می کند ، همانگونه که در تاج العروس آمده است . « حکیم بر وزن فعیل ٌ به معنای فاعل یا کسی است که اشیاء را محکم می کند و به معنای صاحب حکمت و عالم نیز گفته شده است . [7] »

حکم به معنای عدالت در قضاوت آمده است و اکثر لغویین د رکتابهای شان اشاره به این معنی ، داشته اند . چنانکه راغب می گوید : « اصل کلمۀ حکم منع کردن جهت اصلاح است . و از این رو لجام و افسار را مانع چارپا دانسته اند زیرا او را محکم نگه می دارد . [8]

از تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که واژه حکمت از ریشه « حکم » مشتقاتی دارد که همۀ آنها در تعریف لغوی و توضیح به یک اصل واحد اعاده می گردند و آن تعریف واحد همان « علم به حقایق اشیاء است که قضاوت و عمل کردن به مقتضای آن می باشد و یا علم و تفقه در دین قضاوت بر اساس عدالت می باشد .»

واژه حکمت در اصطلاح ، با توجه به این که به حکمت علمی و عملی تقسیم می شود ، در واقع نوعی از قوه عقلی علمی است که همان حکمت الهیه می باشد .

چنانکه خداو.ند متعال می فرماید : «وَلَقد ءاتینا لقمانَ الحکمَهَ .[9]( و براستی ، به لقمان حکمت دادیم ).

پس در این آیه مذکور ، منظور از حکمت ، جهت عقلی می باشد که موافق احکام شریعت است ، و به عبارتی دیگر ، حکمت ، اصابت حق با علم و عمل است و حکمت در مورد پروردگار ، معرفت اشیاء و ایجاد آنها با هدف إحکام آنها می باشد و در مورد انسان معرفت موجود است و انجام امور خیر می باشد [10] . در تفاسیر آمده است که حکمت در این آیه «و یعلمه الکتاب و الحکمه»[11] .علم شریعت و احکام می باشد و در آیات «اتاه الله الملک و الحکمه»[12] و «شددنا ملکه و ءاتیناه الحکمه و فصل الخطاب»[13].به معنی نبوت و رسالت بیان گردیده است.

از آنجایی که حکمت ، اسرار علوم شریعت و طریقت را که همان اسرار حقیقت الهیه است ، در بردارد ، معنی قرآن و تورات و انجیل نیز ذکر گردیده است . چنانکه خداوند می فرماید : « یُوتِی الحِکمهَ مَن یشاءُ و مَن یؤتَ الحکمهَ فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً [14] » .

( به هر کسی که خواهد حکمت عطا کند و به هر کسی که حکمت داده شد به او خیر کثیر عطا شده است . )

که منظور ، تأویل و اصابت سخن حق در آن می باشد [15] .(الحکمه ضاله المومن)

شعرانی در نثر طوبی آورده است که : رسول اکرم ( ص ) در ضمن حدیثی حکمت را گمشدۀ مؤمن معرفی می کند که هر جا آن را یافت فرا گیرد و گاه آن گوهر گمشده را از گمراهی می شنود و آن را می آموزد [16] .

ذکر « حکیم » به عنوان صفتی برای قرآن کریم آمده است : همانگونه که زبیدی در تاج العروس آورده است : « حکیم صفتی برای قرآن کریم است ، یعنی حاکم بر شما و یا آن حکمی است که در آن اختلاف و اضطراب نیست . [17] »

بعضی از لغویین واژه « حکم » را بصورت امر کلی که فراگیر است و هم حکمت و هم غیر آن را شامل می شود در نظر گرفته اند : « حکم » در اصطلاح اعم از حکمت است و می توان یادآور شد که هر حکمتی حکم است ولی هر حکمی حکمت نیست از این جهت است که در حکم چیزی با چیز دیگر قضاوت و داوری می شود . خداوند متعال در سورۀ مبارکه مریم می فرماید : « وَ اتیناه الحُکمَ صبیّاً »[18] یعنی به او در حالیکه کودک بود ، نبوت دادیم که اشاره به این مطلب دارد که از کودکی علم و نظر حکیمانه و فقیهانه به او عطا کردیم .»

« محکم » این واژه صفت قرآن است که همان صفت کلام و آیۀ قرآن بحساب می آید که در مقابل تشابه قرار می گیرد و کلامی است که معنی آن آشکار و واضح است و متشابه کلامی است که آشکار نمی باشد و در آن شبهه قرار دارد .[19]

بنابراین « حکمت » همان تفقه و اندیشیدن در دین می باشد که مسببی جهت مطیع بودن برای پروردگار متعال و پذیرش ولایت را ایجاب می کند و همچنین ، حکمت را می توان از هر کسی فرا گرفت . البته در صورتیکه ابتدا با عقل و درک خود در مورد آن سخن بسنجیم و اگر صحیح بود آن را بپذیریم ، اما در مورد سخنان حکمت آمیز انبیاء و ائمه معصومین « علیهم السلام » این گونه نیست بلکه در صورت انتساب صحیح آنها به معصومین باید تعبداً آن را پذیرفت .[20]

2 1 2 معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

واژۀ وَعَظَ ، یَعِظُ ، وَعظاً ، یعنی نصیحت کردنی که همراه با ترساندن باشد ، طوری که شخص دلش نرم گردد و به طاعت و فرمان خدای تعالی بپردازد و به سوی او هدایت گردد و از عقاب و شکنجه به واسطۀ گناه بترسد [21] .

خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ اِذ قال لقمانُ لابنِهِ و هو یعظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ انّ الشرکَ لَظلمٌ عظیمٌ »[22] . « و یاد کن هنگامی را که لقمان به پسر خویش در حالی که وی او را اندرز می داد گفت : ای پسرک من ، به خدا شرک میاور که براستی شرک ستمی بزرگ است » .

و موعظه در اصطلاح عبارت است از پند و اندرز که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است . از قبیل : « یا أیها الناس قد جائتکم موعظه مِن ربکم و شِفاءٌ لما فی الصُّدور»[23] .

( ای مردم به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی ، و درمانی برای آنچه در سینه هاست آمده است ).

همچنین « الموعظه الحسنه » اشاره به قرآن کریم دارد .و به همین ترتیب اگر در دعا دقت نماییم ، این عبارت ملاحظه می شود : « اَعوذ بک اَن تجعلَنی عِظه لغیری » (پروردگارا به تو پناه می برم از این که مورد موعظه برای دیگران قرار گیرم و آنان بواسطۀ من پند پذیرند) . و به عبارتی دیگر ، یعنی این که ، خداوند را از این که مورد عبرت برای دیگری قرار گیرم من را حفظ گردان . و همچنین موعظه را سفارش به تقوی و طاعات و دور شدن از گناهان و فریب خوردن دنیا و مانند آن دانسته اند . [24]

2 1 3 معنی لغوی و اصطلاحی جدل

بعضی از لغویین در تعریف جدل از جهت لغوی این گونه بیان کرده اند :

« جدل » از نظر لغوی به معنی خصومت فراوان و توانایی بر آن می باشد و جدل منطقی ، آن قیاسی است که از مشهورات و مسلمات بدست می آید و هدفش ، استعمال و ارائه خصم و فهماندن کسی است که از ادراک مقدمات برهان کوتاهی می کند . و لفظ « جدال » مشارکت در منازعه و مغالبه می باشد گویا هر یک از دو طرف متخاصم از جهت رأی با هم درگیر هستند که اصل در جدال ، گلاویز شدن و به سختی طرف مقابل را شکست دادن می باشد . [25]

و علامه شعرانی گوید : « جدل یعنی دشمنی کردن ، کاویدن جدال ، مجادله به همان معنی می باشد که خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذَا القرانِ للناسِ من کُلِّ مثلٍ و کان الانسانُ اکثرَ شیءٍ جدلاً » [26] .( براستی در این قرآن ، برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم ، ولی انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد) .

همچنین لفظ مجادله به معنای مناظره و مخاصمه کردن و جدل مقابله دلیل با دلیل ذکر شده است . [27] و خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : « وَ جادَلوا باالباطِلِ لِیُد حِضوُا بِهِ الحَقَّ»[28] . ( به وسیلۀ باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) . این کار کافران است که با سخن باطل خویش در براندازی گفتار پیغمبران اقدام کردند .

بنابراین در قرآن کریم و روایات جدال کافران معاند که با باطل صورت می گیرد مردود شمرده شده است ولی جدال احسن که مورد تأکید قرآن و روایات می باشد ، برای هدایت عموم مردم است و قابل پذیرش می باشد از این رو می فرماید : « وَ جادِلهم بالتی هی احسن » [29].


بررسی تاثیر سبکهای دلبستگی بر رضایت زناشویی زنان متاهل شهر تهران

پژوهش حاضر به بررسی تاثیر سبکهای دلبستگی بر رضایت زناشویی زنان متاهل شهر تهران استبه این منظور تعداد 50 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدندبرای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه سبکهای دلبستگی با استفاده شد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 70 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 110
بررسی تاثیر سبکهای دلبستگی بر رضایت زناشویی زنان متاهل شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی تاثیر سبکهای دلبستگی بر رضایت زناشویی زنان متاهل شهر تهران است.به این منظور تعداد 50 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه سبکهای دلبستگی با..... استفاده شد.

پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی بود و به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار SPSS استفاده شد.

نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به اینکه فقط رابطه سبک دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی مثبت است.

بنابراین با افزایش سبک دلبستگی ایمن ،‌رضایت زناشویی افزایش می یابد و بالعکس.اما رابطه سبک دلبستگی ترسان ، اجتنابی و اشتغالی با رضایت زناشویی منفی است بنابراین با افزایش این سبک ها ، رضایت زناشویی کاهش می یابد و بالعکس.می توان چنین نتیجه گیری کرد که بین سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی رابطه معنی دار وجود دارد.در نتیجه فرضیه پژوهشی مبنی بر وجود رابطه بین سبک دلبستگی و رضایت زناشویی تایید می شود.


مقدمه

ازدواج معمولا اصلی ترین و مهم ترین زمینه ای است که عملکرد و اثر صمیمیت و روابط اجتماعی رشد یافته در آن متجلی می شود. برای اکثر بزرگسالان شادمانی در زندگی بیشتر به ازدواجی موفق و روابط زناشویی توام با رضایت وابسته است تا سایر جنبه های زندگی، جستجوی این رضایت خارها به نیازهای شخصی، خانوادگی و حتی اجتماعی فرد مرتبط است و به گونه های متفاوت وی را وادار به ازدواج و داشتن انتظارات متفاوت از شریک زندگی خود می کند(جانسون و هارویس[1]، به نقل از میرخشتی، 1375).

افراد متاهلی که از زندگی زناشویی خود رضایت دارند، کمتر دچار بیماری روانی می شوند که شاید به دلیل رضایت از کل زندگی شان و احساس مسئولیت و رضامندی جنسی است. عدم توجه به ازدواج بخصوص در سنین بالا ممکن است به علت ترس از تعهد، مسئولیت و یا یک نقطه ضعف در رشد روانی فرد محسوب گردد. از طرف دیگر اینگونه افراد به علت اینکه از ثمرات یک زندگی رضایت بخش، ایمن و سرگرم کننده برخوردار نیستند، همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی کرده و اکثر با توسل به لذت طلبی ها و کامجویی های بدلی به دنبال تکیه گاه های غیرحقیقی می گردند و در آنجا نیز از فشارهای روانی اسوده نیستند(میلانی فر، 1373).

تحقیقات متعددی نشان می دهد که رضایت از زندگی زناشویی بر سلامت روانی افراد تاثیر مهمی دارد. راه های زیادی برای تعریف رضامندی زناشویی وجود دارد. ارتباطات اعضای خانواده با یکدیگر به عنوان یک عامل تعیین کننده بر رضایت از زندگی زناشویی تاثیر می گذارد و به همین دلیل انتظار می رود که بر سلامت روانی آنها نیز موثر باشد ( به نقل از میرخشتی، 1375).

خانواده این واحد به ظاهر کوچک اجتماعی، از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هر جامعه به شمار می رود. در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی سنت و رسوم و ارزش های والا ومورد احترام و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی مبدا بروز و ظهور عواطف انسانی و کانون صمیمانه ترین روابط میان افراد و مهدپرورش فکر و اندیشه و اخلاق و روح اشان به شمار آورد. تا آنجایی که نشانی از حیات انسانی ملاحظه شده و خانواده وجود داشته باشد (توسلی، 1381)

هر فردی در خانواده ایی که متولد می شود، نیازهای خود را برطرف می کند و در پرتو آن سکون و آرامش می یابد. بسیاری از پژوهشگران خانواده، رابطه زوجی را مهمترین رابطه خانوادگی می دانند. آنها معقتدند که ازدواج موفق و رضایت بخش موجب ثبات عملکرد خانواده، کفایت اعضای خانواده در مشکل گشایی و سلامت روانی کودکان و ایفا نقش مناسب خانوادگی و بین فردی می شود ( نوربالا و مراحی، 1379).

موفقیت در ازدواج و زندگی زناشویی به عوامل زیادی از قبیل: میزان آمادگی برای ازدواج تحصیلات، زمینه قبلی و خانوادگی فرد، بحران های تجربه شده، نوع و کیفیت الگوی قدرت حاکم بر خانواده قبلی، سن، سلامتی، شخصیت، درآمد و غیره و کیفیات و خصوصیاتی از جمله : تعهد، حساسیت، سخاوت، ملاحظه و صمیمت، وفاداری، مسئولیت ، اعتمادو اطمینان بستگی دارد. زن و شوهر در رابطه با یکدیگر نیاز به حس تفاهم، همکاری و انعطاف پذیری دارند و در صورت وجود این خصوصیات و تقویت آنها، ازدواج به بلوغ و شکوفایی می رسد. چه بسیار زنان و شوهرانی که در زندگی زناشویی سعادتمندی را انتظار داشته اند و کارشان به سلامت کشید و اکنون در کسالت زندگی می کنند و چه بسیار زنان و شوهرانی که قبلا در تمام موراد زندگی مشترک به تفاهم رسیده و اکنون به عدم تفاوت مطلق رسیده اند. چگونه است که زن و شوهر از توهم به بیماری، از شیفتگی به بیزاری و از رضایت به نارضایتی مطلق می رسند (بک، ترجمه قراچه داغی، 1378).

زمینه های دیگر نیز مانند نحوه گذران اوقات فراغت با یکدیگر، تقسیم کار، نگهداری از بچه ها، روابط جنسی، مسائل مالی، مسئله اقوام همسر و روابط با آنان و غیره می تواند موجبات نارضایتی از زندگی زناشویی در زن و شوهر شود. زن وشوهر در رابطه شان با یکدیگر نیاز به حسن تفاهم، همکاری و انعطاف پذیری دارند و در صورت وجود این خصوصیات و تقویت انهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی می رسد(همان منبع).

یکی از مسائل مهم در روان شناسی خانواده این است که فرد تحت تاثیر آنچه در خانواده رخ می دهد، قرار می گیرد و تاثیر می پذیرد. ایجاد علاقه و محبت در وجود افراد خانواده از همان دوران کودکی شکل می گیرد که در رابطه با این موضوع می توان به نوع دلبستگی افراد در رابطه با یکدیگر اشاره کرد. دلبستگی از دوره کودکی شروع شده و به تدریج شکل می گیرد و پیامد آن در بزرگسالی غود می کند. این دلبستگی در روابط عاطفی میان زن و شوهر بسیار تاثیرگذار است، چرا که علاوه بر سبک عشق و نوع علاقه طرفین به یکدیگر، دلبستگی نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است.(سیف؛ 1380) .

بیان مساله

روابط میان افراد خانواده به سلامت محیط خانواده کمک می کند. تفاهم میان خانواده منجر به احساس رضایتمندی از زندگی زناشویی می شود، در غیر این صورت خانواده با مشکل مواجه می شود(بنی اسدی، 1378).

مازن و شاور(1987 ، 1990) اظهار داشته اند که نوع دلبستگی کودکی در ایجاد نوع سبک عشق دوران بزرگسالی تاثیرگذار است. اساس رفتار والدین، نوع و سبک دلبستگی را در کودکان، مشخص می کند. سبک های دلبستگی شامل، سبک دلبستگی ایمن، سبک اجتنابی سبک ترسان، سبک اشتغالی.

هریک از این سبک های دلبستگی با نوع عشق می تواند مرتبط باشد. از این رو میزان رضایتمندی زناشویی می تواند ریشه در نوع دلبستگی داشته باشد. برقراری ارتباط آسان با دیگران با دوری از مردم، اضطراب و نگرانی هنگام رویارویی با مردم، در رفتار زناشویی نیز تاثیر می گذارد، گاهی صمیمیت زیاد نیز باعث، اختلاف در زندگی زناشویی می شود، برخی همسران از اینکه، همسر خود را با دیگران صمیمی احساس کنند.

در هراس هستند و این عامل می تواند، نارضایتی در زندگی زناشویی را پدید آورد.

با این مسئله ، پژوهش حاضر درصدد آن است که به بررسی میزان رضایت زناشویی و سبک دلبستگی ، در زوجین بپردازد و به دنبال پاسخ دادن به این سوال است که ایا دلبستگی افراد با رضایت زناشویی آنها رابطه دارد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

چنانچه گفته شد که خانواده اولین تجلیگاه روابط عاطفی برای افراد است. کنش ها و چالش هایی که در محیط خانواده صورت می گیرد. پایه های تربیتی فرزندان را تشکیل می دهد، فرهنگ خانواده، شخصیت فرزند را تعیین می کند. روابط اطرافیان، تاثیر شگرف در برقراری ارتباط فرزندان با فراد جامعه دارد. و تمامی رفتارها و فرهنگ یک خانواده هر دو محور اصلی یعنی زن و شوهر می چرخد، چرا که آنان علاوه بر تعیین نوع رابطه و زندگی خود، وظیفه تربیت و ایجاد انگیزه برای زندگی بهتر فرزندان را نیز برعهده دارند.

تداوم و بقای خانواده، مستلزم سلامت و بهداشت روانی اعضاء آن است و سلامتی روانی نیز در نتیجه میزان رضایت طرفین از زندگی بوجود می آید ، خانواده ایی که دچار اضطراب و کشمکش های نابجا نباشد و همه روابط فیمابین اصولی باشد، دارای سلامت روانی است . و چون افراد خانواده به یکدیگر دلبسته هستند و این دلبستگی تعیین کننده میزان علاقه است ، پس تحقیق و مطالعه در این خصوص اهمیت و ضرورت داشته و خانواده سالم، رضایت بالای زن و شوهر و سطح دلبستگی مثبت و خوب برای یک جامعه بسیاری ضروری است و این تحقیق می تواند در این خصوص راهگشا باشد.

هدف پژوهش

در پژوهش حاضر سعی بر این است تا میزان رضایت زناشویی و سبک دلبستگی افراد بررسی شود و به دنبال این هدف است که :

- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی ایمن

- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی اجتنابی

- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی ترسان

- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی اشتغالی

فرضیه های پژوهش

1-بین میزان رضایت رناشویی با سبک های دلبستگی ایمن رابطه معنی دار وجود دارد.

متغیرهای پژوهش

متغیروابسته : رضایت زناشویی

متغیر مستقل: سبک دلبستگی ایمن- سبک دلبستگی اجتنابی

سبک دلبستگی اشتغالی- سبک دلبستگی ترسان

چهار سبک دارید ایمن، ترسان، اشتغالی و اجتنابی

تعاریف نظری اصطلاحات

رضایت زناشویی[2]، میزان رضایت زن و شوهر از چگونگی و کست رابط خود با یکدیگر می باشد .(هاشمی ،‌1386).

به اعتقادها کینز رضایت از زندگی زناشویی یعنی احساس خوشایند و رضایمند و لذت تجربه ای که به وسیله یک زوج صورت می گیرد هنگامیکه تمامی جنبه زندگی زناشویی خود را مورد توجه قرار دهند.(سلیمانیان، 1372).

سبک دلبستگی[3]

نحوه ای که فرد با یک مظهر مراقبت کننده رابطه برقرار می کند (ریچاردپی- هالجین- سوزان کراس- ترجمه سیدمحمدی، 1384).

به کسب احساس آرامش و ایمنی که در مجاورت عاشق به معشوق به دست می دهد و حساسیت و پاسخگو بودن به نیازهای معشوق اطلاق می کرد.(سپاه منصور، 1368).

تعاریفی عملیاتی اصطلاحات

رضایت زناشویی : منظور نمره ای است که آزمودنی از آزمون رضایت زناشویی ایریح کسب می کند

سبک دلبستگی: منظور نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه سبکهای دلبستگی سبک می کند.



تعاریف ازدواج

انعقاد قرارداد اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب می گردد به بیان دیگر در راه تحقق امر ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باسیم (ساروخانی، 1370).

زناشویی پیوندی اخلاقی و بخودی خود غایتی مطلق است (هگل [4]، ترجمه امینی).

به طور کلی ازدواج به منظور تعهدات اخلاقی طرفین در جهت ساختن یک خانواده منسجم و تربیت فرزندان می باشد.

عوامل فروپاشی ازدواج

1.اختلاف تحصیلات (آریانپور، 1375)

2.عدم شناخت نسبت به یکدیگر

3.وجود اعتیاد یکی از طرفین

4.اختلال رفتاری و یا بیماری های روانی

5.دخالت رفتاری و یا بیماری های روانی

6.نداشتن فرزند یا نازائی

7.عدم آشنایی کافی به وظایف در طرفین (زن سالاری- مردسالاری)

8.خیانت زناشویی

9.غافل ماندن زنان از وظایف خویش به علت اشتغال

تمامی این موارد، می تواند از عوامل فروپاشی خانواده باشد و باعث ایجاد انحرافات اجتماعی گردد. آسیب به کودکان وارد می گردد و آنها را درجامعه دچار بحران و مشکل می سازد (قائمی، 1379).

انگیزه های ازدواج:

انگیزه های ازدواج متعدد و متنوع هستند که عبارتند از : تعهد، ارتباط خصوصی، همراهی و مشارکت عشق، شادی، سکس مشروع و بچه دار شدن.

تعهد : مردم احساس می کنند که یک نفر خودش را به آنان اهدا می کند بدون آنکه قصد تلافی داشته باشد ازدواج نمونه کامل این وقف شدن است. جشن غروسی نمونه کامل برای بیان تعهد است.

ارتباط خصوصی: افراد انتظار و آرزوی ارتباط صمیمانه و پرداوم را از ارتباط خصوصی خویش دارند و مایل هستند با فردی ازدواج کنند که آنان را از نظر هیجانی، احترام، اعتماد و صمیمیت تامین کند. یکی از وظایف مهم افراد در دوران جوانی است که یاد بگیرند چگونه یک فرد می تواند صمیمی باشد.

همراهی و مشارکت: ازدواج فرصت مناسبی را برای رهائی از تنهایی فراهم می کند و در این زمان همراهی و مشارکت بین دو فرد ایجاد می شود. زمانی که ارضاء نیازها متقابل شد فرد در فعالیت های خویش با دیگری سهیم می شود، ارتباط یکپارچه شده و زوج ها رضایت بیشتری را از ازدواج تجربه می کنند.

عشق : زمانی که دو فرد به یکدیگر نزدیک می شوند بین آنان رابطه صمیمانه ایجاد می شود و در این مرحله زندگی با رضایت همراه می شود، فردی عشق می ورزد و دیگری به عشق پاسخ می دهد ازدواج فرصت مناسب را برای نیاز به عشق فراهم می کند.

خوشحالی: بسیاری از مردم اقدام به ازدواج را خوشحالی می دانند، در حالیکه منبع خوشحال کننده آن دو نفر هستند که با ازدواج امکان ارتباطات محبت آمیز را فراهم می کنند.

سکس مشروع و بچه دار شدن: ازدواج روش پسندیده و قابل قبول برای رفتارهای جنسی است با آنکه رفتارهای جنسی خارج از زناشویی نیز وجود دارد، انگیزه بچه دار شدن دلیل دیگری برای ازدواج است.

گاهی انگیزه هایی که برای ازدواج انتخاب می شوند، نادرست است، یکی آنکه شریکی برای ارتباط جنسی خویش داشته باشند، امنیت عاطفی و اقتصادی داشته باشند. گاهی برای فرار از تنهایی تصمیم به ازدواج می گیرند یا انکه می خواهند از موقعیت آزاددهنده خانه فرار کنند. اگرچه این دلایل مهم هستند ولی انگیزه منطقی برای ازدواج به حساب نمی آیند (کی نیا، 1377).

انواع ازدواج

1- ازدواج سنتی

نوعی از ازدواج است که اکثراً این نوع را انتخاب می کنند و از گذشته تاکنون ادامه دارد. در این نوع شیوه ازدواج به طور کلی تصمیم گیرنده خود فرو نمی باشد. به بیان دیگر طرفین مورد نظر هیچ دخالتی در تعیین همدیگر ندارند و بزرگان و یا عوامل خارجی، عامل پیوند طرفین می باشند.

در این نوع ازدواج پسر یا دختر برحسب اتفاق با یکدیگر ازدواج می نمایند بدون آنکه شناخت زیادی نسبت به یکدیگر داشته باشند.

آنجه که در این شیوه از ازدواج ملاک برای طرفین است ، عوامل ظاهری مانند زیبایی، قیافه، طبقه اجتماعی ، موقعیت اقتصادی و مالی می باشد. معمولا هم در این شیوه تصمیم گیرنده فقط یکی از طرفین است و مشورت کمتر در آن صورت می گیرد.

در این نوع ازدواج، زنان جایگاه واقعی خودشان را به درستی پیدا نمی کنند و از اهمیت خاصی در زندگی برخوردار نیستند.

در شیوه های سنتی به طور کلی هر عاملی که باعث عدم دخالت مستقیم دختر و پسر در انتخاب یکدیگر باشند، جای می گیرد و دختر و پسر در انتخاب آینده خود، مختار نمی باشند.

2- ازدواج های غیرسنتی

ازدواج های غیرسنتی را می توان محصول پیشرفت جامعه و تکنولوژی و صنایع و هم چنین فرهنگ مردم دانست که نوع ازدواج نیز برای وفق دادن خود با شرایط حاضر تغییر نموده است و به شکل ازدواج های غیرسنتی درآمده است.

در این نوع ازدواج، طرفین( دختر و پسر) در انتخاب همسر خود مختار می باشند و در مرحله قبل از ازدواج رابطه هایی را برای شناخت هرچه بیشتر خود داشته باشند و به تناسب سطح تعقل و آینده نگری خود، طرف مقابل خود را ارزیابی نمایند. در این نوع ازدواج ها نه اینکه عوامل خارجی تعیین کننده نمی باشند، بلکه به عنوان عوامل تسریع کننده جای می گیرند. مثلا در ازدواج های غیرسنتی پدر و مادر در امر ازدواج دخالت می ورزند، ولی فقط به ارائه نظرات خودشان اکتفا می نمایند و تصمیم گیرنده اصلی خود دختر یا پسر می باشد.

در این گونه ازدواج ها، نقش الگو از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و جوانان از طریق تقلید بیشتر تحت سلطه الگو قرار می گیرند و سعی می کنند تا ملاک های انتخابی خود را برحسب الگو قرار داده و خود را به نحوی جای الگو قرار دهند( احمدی، 1380)

اما آنچه که مهم است میزان رضایت مندی طرفین از ازدواج خود می باشد و دیده می شود که حتی در ازدواج های غیرسنتی که براساس انتخاب دختر یا پسر انجام شده، عدم رضایت و تفاهم بسیار است. از این رو عوامل تعیین کننده ای برای سازگاری وجود دارد که آن را بیان می نماییم.

عوامل تعیین کننده سازگاری در ازدواج

در مورد زن و شوهران جوان زندگی با یکدیگر با هیجان و شور و شوق زیاد، همراه است. یعنی آنچه می تواند آنان را به هم پیوند دهد، شور و هیجان وافر است.

برخی از ایشان درمی یابند که تصوراتشان چیزی برخیال و تفکر غلط نبوده و اکثرا رویاهای ایده آلیسم جایگزین واقعیت گردیده است.

زوجین در روابط خود می توانند توانائی ها ونقطه نظراتشان را با هم تقسیم نمایند.

  1. توانایی تغییرپذیری و سازگاری: تغییرپذیری در دوران ازدواج امر غیرقابل اجتنابی است. هنگام ترک فرزندان از خانه شکست ها و پیروزی ها، و هنگام پا به سن گذاردن زوجین، برخوردهای زندگی تغییرناپذیر می گردند.

در مرحله سازگاری های مثبت برخی از روی تمایل می خواهند که تغییر پیدا کنند تا زندگی و روابطشان حفظ شود.

  1. لذت بردن از یکدیگر: ازواج های پذیرشی ، زن و شوهر به صورت خالصانه از هم لذت می برند، از صحبت کردن، تقسیم کردن ارزشهایشان و حفظ روابط عاطفی و جنسی، هر دو نسبت به هم احساس مسئولیت دارند.
  2. اطمینان به یکدیگر: در زندگی ممکن است عشق افزایش یا کاهش پیدا کند، اما اطمینان همیشه وجود دارد. در ورابط زن و شوهر، والدین عنوان کردند که اطمینان اساس و پایه انتخاب کردن برای ازدواجشان می باشد.
  3. توانایی زندگی کردن بدون تعییرپذیری در روابط زناشویی، زوجین باید از یکدیگر انتظار به کمال رسیدن و تغییرپذیری صفات، نداشته باشند و همدیگر را همانطور که هستند، بپذیرند. و هنگام وقوع مشکل، روی نقاط قوت زندگیشان تاکید کنند تا نقاط ضعف.
  4. تصور تدام و دائمی بودن: تصور تداوم و دائمی بودن ازدواج، یک امید نیست، بلکه دید فلسفی است. این تفکر آنان را وادار می کند که در برابر تعارضات و نواقص برخورد و مقاومت کنند.
  5. تعادل و وابستگی ها: در ازدواجهای موفق زمانی که طرفین درباره نیازهایشان صحبت می کنند، کاملا به هم وابسته اند، آنها از قدرت هایشان می گویند نه ضعیف هایشان.
  6. گرامی داشتن تاریخچه زندگی: زوجین به سالهای گذشته اهمیت می دهند، تاریخی را که با هم درست کردند و تجارب کسب کرده را محترم شمرده و خاطرات گذشته را یاد می کنند.

اسلام و اهمیت ازدواج

دین اسلام برای ازدواج و تشکیل خانواده ارزش بسیار قائل گردیده است. آیات بی شمار در خصوص ازدواج و خانواده نشانگر این اهمیت است (سوره بقره، نساء، انفال، نور، فرقان، احزاب، طلاق و ...)

براساس دین اسلام آفرینش زن و مرد از یک خمیرمایه است و آیات و نشان می دهد که در بین آنها همبستگی و پیوندی خونی و تاریخی وجود دارد و در سایه ازدواج این همبستگی به صورت میثاقی محکم در می آید. خانواده اسلامی که در سایه نکاح شرعی پدید می آید از چنان استواری و ارزشی برخوردار است که رسول خدا فرمود:

هیچ بنایی در نزد خدا محبوب تر از بنایی نیست که در سایه ازدواج پدید آمده است و چنین اهمیتی در هیچ مکتبی و مذهبی دیده نشده است و آنها که تن به ازدواج اسلامی می دهند عملا از چنین عملکردی آگاه می شوند(قائمی، 1378).

عوامل تاثیرگذار بررضایت از زندگی

ارتباطات اعضای خانواده

روابط میان اعضای خانواده به عنوان یک عامل تعیین کننده بر رضایت از زندگی خانوادگی و زناشویی تاثیر می گذارد و به همین دلیل انتظار می رود که بر سلامت روانی آنها نیز موثر باشد.

ارتباطات و پیام های اعضای خانواده نقش مهمی در کارایی و سلامت روانی آنها دارد. ارتباطات در خانواده شامل پیام های کلامی و غیرکلامی، آشکار و پنهان، صریح و استعاری می شود که گاهی توسط اعضای خانواده و همسر به خوبی دریافت نمی شود، در این صورت این پیام ها به صورت انتظارات ساختگی نمایان می شود.

پیام های ابراز نشده معمولا به صورت غیرکلامی ارائه می شود و در هاله ای از ابهام قرار می گیرد، مثلا یکی از همسران قهر یا سکوت کرده و به رفتار طرف مقابل پاسخی نمی دهند، در این صورت برای همسر او روشن نیست که مقصود او چیست و چه می خواهد .

به طور کلی عدم ارتباط صحیح و عدم ابراز احساسات و نوع روابط طرفین نقش مهمی در سلامت روانی خانواده و در نتیجه پایداری زندگی دارد، چرا که خانواده پایه واحدی است که سلامت روانی افراد در آن شکل می گیرد و از مهمترین دلایل رضایت مندی زوجین از زندگی داشتن ارتباط سازگارانه می باشد.

تاثیر شباهت بر انواع گوناگون ارتباطات

شباهت نگرش ها و ارزش ها اهمیت ویژه ای در رشد روابط دوستانه دارد و به هر میزان که تشابه نگرشها برای فردی مهمتر باشد، اثر بیشتری در انتخاب دوست و همسر برجای می گذارد. راجع به ازدواج، یافته های کاملا با ثباتی وجود ندارد.

باس و همکاران[5] (1985) دریافتند که متاهلین و زوجهای نامزد تمایل دارند تا در ویژگی هایی مانند طبقه اجتماعی، هوش، نگرش ها و عاداتی مانند میزان مصرف الکل و سیگار با یکدیگر مشابه باشند.

شواهدی وجود دارد که نشان می دهد روابط عاشقانه موجب نادیده انگاشتن نگرشهای مغایر می شود. البته در جهان غرب یک شعار افسانه ای وجود دارد که می گوید : «متضادها یکدیگر را جذب می کنند و تضاد موجب علاقه مندی افراد به یکدیگر و زندگی توام با تفاهم و خشنودی می شود». در حالیکه شواهد پیشنهاد می کند که پایدارترین ازدواجها میان زوجهای همانند و مشابه شکل گرفته است(کتل[6]،1967).


تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در عرصه حیات بشر شده است

پیشرفت روزافزون تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در عرصه حیات بشر شده است و این پیشرفت شتابنده تمامی جوانب زندگی انسانی را تحت الشعاع خود قرارداده است آموزش هم یک امر جدائی ناپذیر از زندگی انسان است پس این امر هم با دیگر عوامل تحت تاثیر این پیشرفتها و تحول ها قرارگرفته است روزگار ما عصر تغییر و دگرگونی است! از خصوصیات این تغییرات شتابندگی، ف
دسته بندی علوم سیاسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 83 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 71
تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در عرصه حیات بشر شده است

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

پیشرفت روزافزون تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در عرصه حیات بشر شده است و این پیشرفت شتابنده تمامی جوانب زندگی انسانی را تحت الشعاع خود قرارداده است. آموزش هم یک امر جدائی ناپذیر از زندگی انسان است. پس این امر هم با دیگر عوامل تحت تاثیر این پیشرفتها و تحول ها قرارگرفته است. روزگار ما عصر تغییر و دگرگونی است! از خصوصیات این تغییرات شتابندگی، فراگیری و تاثیرگذاری است. بعبارت دیگر تکنولوژی جدید بر تمام عرصه های زندگی بشر نافذ و تاثیرگذار است (درانی، 1384 ).

ما می دانیم عصری که در آن قرارداریم، عصری ثابت و بی تحرک نیست. هرچند که انسان در طول حیات خود همیشه در حال تغییر و تحول بوده است اما تحولات آن دوران را هیچگاه نمی توان با تحولات سریع و شتابان این دوران مقایسه کرد ( همان منبع ).

می توان گفت حال که ارتباطات بر تمامی جوانب زندگی انسان تاثیر گذاشته است پس آموزش هم بی تاثیر نخواهدبود. می توان به جرات گفت در این عصر یکی از مهمترین نهاد اجتماعی که دستخوش تغییرات وسیع شده است. همین نهاد آموزش و یادگیری در سطح عمومی و عالی بوده است ( فقیهی ، 1383 ).

فصل دوم

تفاوت هایی بین دانش آموزان قرن 21 با قرن 20-19

گزارش کمیسیون (یادگیری : گنج درون) در برهه ای از تاریخ انتشار یافت که به نظر می آید جهان بین اهداف کوتاه مدت بلند مدت توسعه بشری و بین مادیات و معنویات در افسارگسیختگی بسر می برد. پیام این گزارش بطور کلی این است که فرد با نشانه گرفتن اهداف بلندمدت می تواند بهترین تلاش را در جهت نیل به نظرات کوتاه مدت انجام دهد. مفهوم یادگیری مادام العمر ما را توانا می سازد تا آموزش را در تمام ابعادش هم بعنوان ابزاری برای پیشرفت فردی و اجتماعی و هم بعنوان پایانی در خود مشاهده نماییم.

شناخت جهان و شناخت دیگران

یکی از اهداف اساسی تعلیم و تربیت کمک به تبدیل وابستگی متقابل به اتحادی است که آزادانه بتوان در آن وارد شد. برای رسیدن به این هدف باید مردم را قادر ساخت یکدیگر و دیگران را از طریق شناخت کلی جهان بشناسند.

اولین گام در جهت فهمیدن پیچیدگی های رو به رشد رویدادهای جهان و مبارزه علیه وضعیت نامعلوم آن، کسب معلومات، عینیت بخشیدن به حقایق و تعدیل نگرشی منتقدانه به جریان اطلاعات است. اینجاست که تعلیم و تربیت به عنوان عاملی جایگزین ناپذیر در پیشرفت قوه تشخیص بشر مطرح می شود و قدرت فهم واقعی رویدادها را ورای تصویر تحریف شده و کوتاهی که رسانه ها ارائه می دهند، تقویت می کند. تعلیم و تربیت آرمانی باید همه را یاری دهد تا شهروند دنیای متلاطم و در حال تغییری شوند که در مقابل چشمانشان تولد می یابد.

به طور یقین برای شناخت دنیا راهی جز شناخت روابط میان انسان ها و شرایط محیطی آنها دیده نمی شود. پرداختن به این مهم نیازی به افزودن درس جدیدی به برنامه تحصیلی که به اندازه کافی هم شلوغ شده است، ندارد. اما با بهره گیری از علوم طبیعی و اجتماعی در دروس موجود باید دیدگاه جامعی از روابطی که مردان و زنان را به محیط زندگیشان پیوند می دهد، پیش رو قراردهیم. این نوع آموزش را بعنوان بخشی از آموزش های مادام العمر نیز می توان به همه مردم آموخت.

همبستگی جمعی یا تأکید بر هویت

اتحاد و همبستگی جهانی به معنای نادیده گرفتن تمایل درون نگرانه شخص برای تاکید بر هویت خویش به منظور شناخت دیگران براساس احترام به تنوع فرهنگی است. در اینجاست که مسئولیت تعلیم و تربیت هم مهم و اساسی است و هم مشکل آفرین چرا که هویت را به دو طریق می توان تفسیر کرد: اثبات تفاوت شخص با دیگران و کشف دوباره ریشه های فرهنگی وی و تقویت همبستگی جمعی که ممکن است برای هرکس تجربه ای مثبت باشد. اما اگر سوء تفاهم پیش آید، ارتباط و گفتگو با فرهنگهای دیگر مشکل و یا تقریبا غیرممکن خواهدبود.

بنابراین تعلیم و تربیت باید در پی آگاه کردن افراد از ریشه ها و اصالت خویش باشد بطوری که به آنها نقطه مرجعی را نشان دهد که در مقام مقایسه با آن اشخاص قادر به شناخت موقعیت خود در جهان باشند و در عین حال باید به آنان بیاموزد که به فرهنگهای مختلف نیز احترام بگذارند. در این مورد باید به برخی از درسها اهمیت فراوانی داد. مثلا درس تاریخ اغلب حس هویت ملی را با نمایان تر کردن تفاوتها و ستودن برتری ها، تقویت می کند زیرا تدریس تاریخ کم و بیش بر مبنای نظریه ای غیرعلمی بنیان نهاده شده است. و این حقیقت ساده ما را بر آن می دارد که به ورای تجربه های بلاواسطه خودمان نظر افکنیم و تفاوتهای مردم را بشناسیم و بپذیریم که مردمان دیگر نیز تاریخی غنی و آموزنده دارند. پس شناخت فرهنگهای دیگر نه تنها ما را از یگانگی فرهنگ خویش بلکه از میراث مشترک همه انسانها نیز آگاه می سازد.

بنابراین شناخت دیگران، شناخت بهتر خویشتن را ممکن می سازد به عبارت دیگر شناخت و هویت موضوعی پیچیده است زیرا افراد در مقایسه با مردم دیگر (هم به صورت جمعی و هم فردی) و با مقایسه با گروههای مختلفی که به آنها تعلق دارند، براساس الگویی که مدام تغییر می کند، سنجیده می شوند. درک این مهم که انسان علاوه بر گروههای نسبتا محدودی چون خانواده، جامعه محلی و جامعه ملی به جوامع بالاتری نیز تعلق دارد، خبر از جستجو برای یافتن ارزشهای مشترکی می دهد که بنیان «اتحاد فکری و معنوی نوع بشر» را که در بیانیه یونسکو اعلام شده است، تشکیل دهد.

بنابراین تعلیم و تربیت مسئولیت ویژه ای در بنیان نهادن دنیایی که در آن حمایت متقابل کشورها بیشتر باشد، به عهده دارد و کمیسیون براین عقیده است که سیاستهای آموزشی باید قویا نشان دهنده این مسئولیت باشند. تعلیم و تربیت باید به ایجاد نوع دوستی تازه ای که اجزای اخلاقی لازم را در خود داشته باشد ، کمک کند و با آگاهی از فرهنگها و ارزشهای معنوی تمدنهای مختلف و احترام به آنها به عنوان وزنه تعادل در مقابل پدیده جهانی شدن، به آن اهمیت بدهد. در غیراینصورت جهانی شدن فقط به زمینه های اقتصادی یا تکنولوژی محدود خواهدشد. مفهوم ارزشها و سرنوشت مشترک مبنایی است که همه برنامه هایی که در زمینه همکاریهای بین المللی طراحی می شود، باید بر آن مبنا بنا شوند ( رئوف و دیگران ، 1376 ).

تفکر منطقی:

اندیشیدن یا تفکر منطقی با دیگر انواع تفکر، از این جهت که به وسیله هدفی (حل مسأله ) کنترل و هدایت می شود، تفاوت دارد. (هولفیش و اسمیت، ترجمه شریعتمداری، 1371)

تفکر منطقی، تفکری است که بتواند بر اساس فرضیات یا داده های عینی نتایج، تجزیه و تحلیل ها و جمع بندی های صحیح و منطقی بنماید. ابزار وعوامل تشکیل دهنده این نوع تفکر بر اساس تحقیقات انجام شده عبارتند از:

توانایی های یادآوری، مقایسه، گروه بندی، استقرا، استنتاج، ترکیب، تجزیه و تحلیل، تفسیر و تعبیر، پیش بینی و ارزشیابی.

برای دستیابی به تفکر منطقی لازم است که توانایی های شکل دهنده آن رشد یابند. این توانایی ها تنها در روند عملی و ملموس توسط خود فرد در به کارگیری مکرر آنان بر پایه تجربیات عینی شکل می گیرند و تکامل می یابند و سرانجام تفکر را برخوردار از بعدی منطقی در رویارویی با پدیده های مختلف می نمایند.

فرد دارای تفکر منطقی، خصوصیاتی را از خود نشان می دهد که در سه بعد به هم مرتبط گروه بندی می شوند عبارتند از: جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری. چنین فردی دارای ذهنیت فلسفی است. کسانی که دارای تفکر منطقی هستند، 12 شاخص زیر را کسب کرده اند:

جامعیت:

1- نگریستن به مواد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع

2- ارتباط دادن مسائل آنی با اهداف دراز مدت

3- بکار ب ردن قوه تعمیم

4- شکیبایی در تفکرات عمیق نظری

تعمق:

5- زیر سؤال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود.

6- کشف و تدوین بنیادها

7- کاربرد حساسیت برای اموری که دارای معانی ضمنی و رابطه ای می باشد.

8- مبتنی کردن انتظارات بر جریان فرضیه استنتاجی- قیاسی

انعطاف پذیری:

9- رها شدن از جمود روان شناختی

10- ارزشیابی افکار و نظریات جدا از منبع آنها

11- دیدن مسایل با جهات متعدد

12- شکیبایی در قضاوت موقت و مشروط (بهرنگی، 1369)

عقل، تفکر و خلاقیت

یکی از استعدادهای بالقوه بشر، استعداد عقلی یا قوّة تعقل است که موجب امتیاز انسان از سایر حیوانات می گردد. عقل دریای بیکرانی است که دارای انتها و ساحلی نمی باشد و این اقیانوس بی پایان در هر فردی از افراد بشر وجود دارد ولی خود به خود به کوشش و فعالیت وا نمی گردد.

کشف مجهولات، ابداعات، اختراعات، خلاقیت و پیدایش قوانین علمی و اجتماعی همه از وجود همین نیروی الهی سرچشمه می گیرد که در انسانها به ودیعه گذاشته شده است. عقل وسیله ای است برای سنجش امور و قضایا و یا عمل مقایسه بین دو امری که هر دو مفید و مناسب باشند، عقل می تواند سرمنشاء کمال انسانی قرار گیرد. عقل روشنگر راه و جهت سنجش هدف انسان می باشد. عقل فطری بدون علم که همان عقل اکتسابی است فعال نمی گردد و قدرت تجزیه و تحلیل و درک و استباط و استنتاج را نمی یابد. علم و آگاهی هم بدون عقل هیچگونه ارزشی ندارد. اما عقل چگونه باید این حقایق را دریابد؟ عقل در بکارگیری حواس چنانچه راه صحیح را در پیش گیرد، در نتیجة آن حواس قادر به درک جهان خارج خواهد شد و معلومات لازم را در ذهن به وجود خواهد آورد و علوم مکتسبه می تواد روشنایی سنجش راه عقل و بالطبع عقل مستعد برای دریافت حقایق گردد. اگر حس کنجکاوی فرد در مسیر صحیح تربیتی قرار گیرد، متربی، فردی متفکر، پژوهشگر و خلاق پرورش یافته و در مرحله بعدی زندگی، فردی قائم به خود، منطقی، آزاداندیش و بالاخره نقاد کلام تربیت خواهد شد. (شالچیان، 1376)

3- خلاقیت : مشخصه موج سوم

حسینی ( 1383 ) در مقاله جهانی شدن و نظامهای نوین آموزش می نویسد:

تافلر[1] (1980) در کتاب موج سوم از سه موج که تمدن تا به حال شاهد بوده است یاد می کند. موج اول مربوط به دوران کشاورزی است و در این دوران به سبب وابسته بودن انسان ها به زمین بشریت از تفکری محدود برخوردار بوده است. موج دوم با شکل گیری انقلاب صنعتی به وجود آمده است و شرایط باعث ارتباط مناطق دور با یکدیگر شده است که نوعی ذهنیت موج دومی یا تخصص گرا را به همراه داشته است اما در موج سوم بشریت خود را با جهش غیرقابل تصور و با عمیق ترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین نوسازی مواجه دیده است؛ از مهم ترین مشخصه های موج سوم خلاقیت است. خلاقیت به عنوان یک نتیجه طبیعی تمدن موج سوم و عامل اصلی حرکت به سمت این تمدن است. از ویژگی های دیگر موج سوم تولید نامتمرکز، انرژی احیاپذیر، بریدن از شهر، کار در خانه و ... است. تافلر معتقد است؛ تقلید از تمدن صنعتی که در حال سکرات است کار عبثی است. بنابراین کشورهای موج اول می توانند بدون طی توسعه صنعتی یا موج دوم به موج سوم برسند، به شرط آن که با اتکا به خلاقیت مردمشان موفق به ترکیب فناوری های پیشرفته با مختصات تمدن موج اولی خود شوند تا به پیشرفت و توسعه اقتصادی و فرهنگی نائل گردند و زاغه نشین های دهکده جهانی نباشند. بنابراین از نظر تافلر خلاقیت شرط بقا و حیات این جوامع است. (تافلر، 1980، ترجمه خوارزمی، 1378)

جورج لند و بت جارمن[2] (1379) نیز سیر تمدن را شامل سه دوران می دانند. دوران اول تمدن زمانی است که بشر غارنشین و صحرانشین مقهور طبیعت بوده است و خود را جزئی از طبیعت قلمداد می کرد و جهان بینی حاکم تحت تاثیر ارواح نامحدود قرارداشته است. دوران دوم تمدن، اقتصاد، از شکار حیوانات به اقتصاد با ثبات کشاورزی تغییر یافت ولی جهان بینی روح گرایی دوران اول مدتها ادامه یافت تا آن که با تاخیری چندهزار سلسله جهان بینی منطقی جایگزین شد. اکنون زندگی بشر از اوایل قرن بیستم بر پایه کشفیات دوران سومی و فناوری حاصل از آن قراردارد. اما جهان بینی و شیوه نگرش به جهان با دیدگاه دوران دوم (منطقی) ارزیابی و تجزیه و تحلیل می شود. و این باعث شده است سازمان های صنعتی، بازرگانی و آموزشی به جای کاربرد اصول دوران سوم با قوانین دوران دوم برخورد کنند و هرچه بیشتر تلاش می کنند نتایج معکوس به دست می آورند و مشکلات تازه ای به وجود می آید. که تنها چاره کار بهره گیری از جهان بینی خلاق دوران سومی است. لذا جامعه ای که بتواند از خلاقیت درصد بیشتری از اعضای خود بهره جوید، فاصله اش با کشورهای دیگر قابل قیاس با فاصله فعلی که هم اکنون بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است، نخواهدبود.

با توجه به آنچه گفته شد، کلید هر سعادت و پیشرفت و حتی امکان حیات و ادامه بقا جوامع در حال توسعه در فرایند جهانی شدن تنها در خلاقیت، رشد و توسعه این توانایی است که سهم زیادی از آن بر دوش آموزش و پرورش است.

وی در ادامه می گوید: بازنگری در نظام آموزش و پرورش و تحولی همه جانبه در اجزا، عناصر و عوامل موثر در آن امر اجتناب ناپذیر و ضروری برای مصون ماندن یا به حداقل رساندن تخریب های جهانی شدن آموزش و پرورش و حرکت به سمت آموزش و پرورش جهانی است. جورج لند و بت جارمن (1379) معتقدند: جهان دائما به نحوی خلاق در حال تغییر است. بهره مند شدن از این تغییرات مستلزم نوع جدیدی از یادگیری است... چالش عظیمی که امروز جوامع با آن روبرو هستند روش های تازه ای برای یادگیری را طلب می کند... رهاکردن راههای کهنه، مدل های یادگیری حفظی، اتاق درسی کلاسیک، جداسازی معلم و یادگیرنده و فرایند رقابت و به جای آن ساختن محیطی که در آن افراد در فرایندهای تفکر خلاق درگیر شده و مدام و هوشمندانه مبادرت به دوباره آغازکردن می نمایند، راه حلی برای یادگیری موثر است.

جورج لند معتقد است: بحران آموزش دهه های اخیر، ساختن مدارس بیشتر، تدوین مجموعه مواد درسی جدید و بهبود آزمون ها را برانگیخته است. تاکید بر انجام کارهای بیشتر از همان نوع قبلی بوده است. معلمان بیشتر، کلاس های کوچکتر، سخت گیری بیشتر. این استراتژی ها به دانش آموزان کمک خواهدکرد که دانش موجود و مهارتهای تفکر منطقی خطی را کسب کنند. چنین استراتژی های یادگیری فقط در فرهنگهایی که در آنها مسائل آینده را می توان پیش بینی کرد، راه حل ها را از فرمول های از پیش تدوین شده به دست آورد. قابل قبول و بدیهی است در محیط امروز که تمام دانشی که از بدو تاریخ تاکنون انباشته شده، هرچهارسال یکبار دو برابر می شود و روزانه انواع جدیدی از کار پدیدار می شود، مناسبتی ندارد. دانستن پاسخ های صحیح باید با یادگیری چگونگی یادگرفتن و چگونگی خلق راه حلهای جدید جایگزین شود (لندوجارمن، ترجمه قاسم زاده، 149:1378)

تافلر معتقد است آموختن را باید از نو تعریف کنیم و هدف آموزش و پرورش باید تقویت دانایی عملی افراد برای پیش بینی وقایع و سازگاری با تحولات از طریق تخیل و به دست آوردن اطلاعات و یا قدرت روانی باشد.

برای این که دانش آموز در محیطی که به سرعت در حال تغییر و تحول است عملکرد خوبی داشته باشد باید فرصت یابد تا کاری بیش از جمع آوری و انبارکردن اطلاعات انجام دهد. باید به او فرصتی برای تغییر و تحول داده شود. در غیراین صورت تلاش هایش بی شک با شکست مواجه خواهدشد و این منوط به اصلاحات اساسی در ارتباط با تئوری آموزش و عمل است (تافلر، ترجمه پاکزاد و بهنامی، 24:1377).

نظام های آموزشی اگر بخواهند با تحولات بنیادی جامعه امروز خود را هماهنگ سازند نیازمند الگوهای نوین و خلاق آموزشی هستند تا دانش آموزان را برای مقابله با بحران های زندگی و بهره گیری از فرصتها و توانایی ها و خلاقیت های خویش آماده سازند. لذا بازنگری در ساختار، محتوا، شیوه های آموزشی و تغییر آن به سمت آموزش و پرورشی مبتنی بر روان شناسی آینده از اولویت های اصلی جامعه ماست.

چنان که تافلر می گوید: در زمانه پرآشوب و سرشار از تغییر و تحول تنها با مسلح شدن به روان شناسی آینده است که آموزش و پرورش می تواند با بازبینی مقوله یادگیری، خونی تازه در رگ هایش جاری کند. (تافلر، ترجمه پاکزاد و بهنامی 31:1377).

چه باید کرد که آموزش و پرورش، خلاقیت کودکان و نوجوانان را محدود نسازد بلکه بر عکس موجب رشد و گسترش آن را فراهم سازد؟ این سوال از این جهت مهم است که هدف آموزش و پرورش ایجاد تغییرات مطلوب دررفتار می­باشد و گاهی تغییرات که به نظر مربیان و اجتماع مطلوب می­باشد مغایر با خلاقیت یادگیرنده است، تا جائی که کوشش در راه ایجاد آن «تغییرات مطلوب » جلوی تظاهرات خلاقه یادگیرنده را سد می­کند (خان زاده، 1358) .

خلاقیت انسان در رسیدن او به موفقیت کنونی نقش مهمی داشته است. محققین معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق بر خوردارند فقدان محیط مناسب و بی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن می­گردد. برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق ضروری است. زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر نیاز مبرمی به را ه حلهای خلاق برای مسایل حال و آینده خود دارند (حسینی ، 1385 ) .

تفکر خلاق

تفکر خلاق مانند تفکر انتقادی به شکل­های مختلفی تعریف شده است. هلپرن (1984) معتقد است که «خلاقیت می­تواند به عنوان توانایی­هایی برای تشکیل ترکیب جدیدی از اندیشه، جهت برآوردن نیاز تصور شود» (ص 324). بارون (1969) در مورد شمول تصور تفکر انتقادی و تفکر منطقی، معتقد است که «فرآیند خلاق متضمن یک مناظره پی­در پی بین هماهنگی و فوران احساسات بین همگرایی و واگرایی و بین تز و آنتی­تز است.

«پرکینز» (1984) یک ویژگی مهم از تفکر خلاق را مشخص کرده است:

تفکر خلاق، تفکری است که طوری طرح شده که تمایل به منجر شدن به نتایج خلاق دارد. این تعریف به ما یادآوری می­کند ملاک خلاقیت، بازده است. در واقع وقتی فردی را خلاق می­نامیم که همواره نتایج خلاق به دست آورد؛ یعنی از طریق ملاک­های قلمرو سؤال به نتایج بدیع و به عبارتی درست، دست یابد.

پرکینز به طور ضمنی اشاره می­کند که برای یاددهی خلاقیت ملاک نهایی باید بازده شاگردان باشد. ولی تفکر متفاوت شاگردان مختلف ممکن است باعث شود که آنها ثمره کمی به بار آورند؛ مگر اینکه به نوعی بینش با عمل برگردانده شود. این عمل ممکن است درونی باشد (مانند تصمیم­گیری یا تنظیم یک فرضیه) یا بیرونی باشد (مانند نقاشی یک تصویر، بازی با کلمات یا یک تمثیل و پیشنهاد یک راه حل جدید برای اجرای آزمایش). اما تفکر خلاق باید حاصلی هم داشته باشد.

جنبه­های تفکر خلاق

1 – خلاقیت در تلفیق با میل و آمادگی زیاد رخ می دهد: یک استدلال غلط عمومی درباره خلاقیت این است که، لازمه آن کار سخت و دوراندیشی نیست. هرمان و رین گلد(1984) معتقدند که شرط قبلی معمول برای خلاقیت، کلنجار رفتن دقیق، شدید و طلانی با یک مسأله است. آنها نقل قول می کنند که «استراوس» یکی از موسیقیدانان چنین می گوید:

»من می توانم با تجربه خود به شما بگویم کهمیل پرشور و هدف ثابت همراه با عزم راسخ، ما را به نتایج می رساند. اندیشه مصمم و متمرکز شده نیرویی شگرف است. من متقاعد شده­ام که این یک قانون است که در مورد هر تلاشی صدق می کند.:

بدین ترتیب، رادسپ (1983) در مورد فرد خلاق می نویسد:

«این تصور رایج که فرد خلاق عمدتاً بر فکر بکر تکینه می کند، تصوری کاملاً نادرست است. لازمه به دست آوردن خلاقیت یک کار عمیق، خود انضباطی و فداکاری مداوم، سخت و طاقت فرسا است.: (ص 178)

«پرکینز: (1985) به آسانی مطرح می کند که : «افراد خلاق بدون استثنا سخت کوش هستند، آنها باید فعالیتی را به کار گیرند. که از نظر افراد دیگر ممکن است نامعقول تصور شود».

2 – خلاقیت مستلزم فعالیت در کنار قابلیت شخص است به جای مرکز آن: این نظریه برای فرآیند خلاقیت بسیار مهم است (پرکینز، 1981، 1984) . گذشته از زمان و تلاش، افراد خلاق همواره شقوق دیگر را پس می زنند. زیرا می کوشند فشاری که دانش و توانایی های آنها را محدود می کند، از میان بردارند.

متفکران خلاق فقط به این که «چه چیز به دست خواهد آمد» قانع نیستند؛ بلکه آنها برای یافتن چیزهایی که کمی بهتر کار خواهد کرد، مؤثر خواهد بود و وقت کمتری را خواهد گرفت ، یک انگیزش همیشه حاضر دارند.

3 – لازمه خلاقیت بیشتر موضوع ارزش یابی درونی است تا بیرونی: توانایی افراد خلاق برای مخاطره کردن در اعتماد آنها به معیارهایی ارزش­یابی خودشان نهفته است (پرکینز، 1984 – 1985) . افراد خلاق به طور درونی به خود می نگرند و به صورت برونی به همتایان خود تا در مورد درستی و اعتبار کار آنها قضاوت نمایند. رادسپ (1983) تأکید می کند که شخص خلاق، تحمل می کند و اغلب به صورت آگاهانه کار در انزوا را در خود پرورش می دهد. ایجاد منطقه­ای حائل که به وجود می آورد فرد را از بعضی از هنجارها و اعمال استاندارد جدا می کند. تعجب آور نیست که بیشتر اخلاق افراد خلاق در ابتدا مورد پذیرش وقبول افراد معاصر خود نبوده­اند.

مسأله­ای که وابستگی نزدیک با موضوع ارزش یابی دارد، انگیزش است. پرکینز (1985) تأکید می کند که خلاقیت انگیزش درونی را بیش از انگیزش بیرونی در بر می گیرد. انگیزش درونی به طرق گوناگونی آشکار می شود: اذعان به ایثار، ساعات طولانی، توجه به صنایع، درگیری با اندیشه ها و به عبارت درست، مقاومت در برابر آشفتگی خاطر که از پاداش های درونی ناشی می شود. مانند درآمد بیشتر در مقابل خلاقیت کمتر در نوع کار. در واقع مدارک و شواهد قابل توجه نشان می دهد که انگیزش بیرونی قوی، انگیزش درونی را تخریب می کند (امابیل، 1983).

4 – خلاقیت شامل تنظیم دوباره اندیشه­ها است: این جنبه از خلاقیت عموماً بیشتر مورد تأکید است؛ اگر چه نظریه پردازان مختلف آن را به طرق گوناگون شرح می دهند. مفهوم قابلیت انعطاف پذیری همان طور که پرکینز (1984) و رادسپ(1983) توضیح داده­اند، زیر این مقوله قرار می گیرد. تفکر واگرا که گیلفورد (1965) به شرح آن پرداختند و تفکر جانبی که به وسیله بونو (1970) توصیف شده نیز در در این گروه جای دارند.

به منظور فهمیدن این که چگونه یک اندیشه دوباره تنظیم می شود، باید ابتدا در نظر بگیریم که چطور یک اندیشه تنظیم می شود. نظریه پردازان پردازش اطلاعات (مانند رامل هرت و ارترنی / 1977) تأکید می کنند که تفسیر ما از جهان از طریق ساختارهایی است که طرح واره نامیده می شود، یعنی ساختارهای دانشی که اطلاعات مربوط به آن به صورت خوشه جمع گردد. مردم برای فهمیدن و تفسیر جهان از طرح واره ها استفاده می کنند. اسمیت (1982) . به طور کلی از طرح واره ها به عنوان نظریه هایی درباره چگونه بودن جهان صحبت می کند: «تئوری­های دنیا در سرمان» او می نویسد که طرح واره­ها اساس همه ادراک و فهم ما از دنیا، ریشه همه یادگیری ها، منبع همه امیدها و بیم ها و انگیزه ها و انتظارات ماست.

این ساختار عملاً به منظور توصیف هر نوع عملکرد شناختی از درک دیداری (لیندسی و نورمن، 1977) تا فهم زبانی به کار برده می شود. (رامل هرت، 1980) این «تئوری­های دنیای انسان» برای یادگیری و فهم ما از دنیا امری اساسی هستند؛ ولی تناقض عجیبی در این طرح واره ها وجود دارد. همان قدر که آنها اساس درک و فهم بشر هستند، اما برای تفسیرهایی که در خارج از گستره آنها قرار می گیرد، اغفال کننده­اند.

خلاقیت شامل توانایی فراتر رفتن از طرح واره­ها ( طرح کنش و واکنش) عادی است که برای نزدیک شدن به مساله به کار می رود: بنابر خصلت فرد خلاق، توانایی نگریستن یک مسأله از یک چارچوب از مرجع یا طرح واره (طرح کنش و واکنش) و سپس آگاهانه تغییر چارچوبی دیگر از مرجع دادن یک دیدگاه کاملاً جدید را داراست. این فرآیند ادامه می یابد تا شخص مسأله را از دیدگاههای مختلف نگاه کند.

تنظیم دوباره اغلب شامل استفاده از الگوها، استعاره­ها یا تشبیهات است. وقتی روشهای تجزیه و تحلیل مستقیم، به استنتاجی در به وجود آوردن یک راه حل خلاق شکست خورد، فرد خلاق می تواند با ساختارهای متفاوت ایجاد رابطه کند، زیرا این ساختارها، پرورده (ماهرانه) و مبسوط هستند و ممکن است نتیجه آنها راه حلهای محکم و جدید باشد. (رانکین، 1964).


ساختمان شیمیایی و فارماکوکینتیک (پوست بدن)

پوست بدن به عنوان وسیعترین و یکی از اولین اعضاء بدن که در معرض گاز خردل قرار می گیرد معمولاً بیشترین آسیب را نسبت به سایر اعضاء متحمل می‌شود (1) سولفورموستارد به عنوان یک عامل آلکیلان بر سلولهای پرولیفراتیو بدن مانند سلولهای بافت پوست ، لنفوئید و مغز استخوان تاثیر میگذارد (2)و باعث ایجاد عوارض حاد و مزمن میشود از جمله عوارض حاد سولفورموستارد میتو
دسته بندی پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 123 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 71
ساختمان شیمیایی و فارماکوکینتیک (پوست بدن)

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات

بیان مسئله

پوست بدن به عنوان وسیعترین و یکی از اولین اعضاء بدن که در معرض گاز خردل قرار می گیرد معمولاً بیشترین آسیب را نسبت به سایر اعضاء متحمل می‌شود (1). سولفورموستارد به عنوان یک عامل آلکیلان بر سلولهای پرولیفراتیو بدن مانند سلولهای بافت پوست ، لنفوئید و مغز استخوان تاثیر میگذارد (2)و باعث ایجاد عوارض حاد و مزمن میشود. از جمله عوارض حاد سولفورموستارد میتوان به اریتم و خارش اشاره کرد و از عوارض مزمن و گاهاً مقاوم به درمان این عامل میتوان خشکی پوست (xerosis) و خارش مزمن را نام برد(3و4)که بیشتر ناشی از اثر توکسیک مستقیم عامل میباشند. (5)

در خصوص مکانیسم‌های ایجاد کننده خارش ، اگر چه مدیاتورهای دقیق ایجاد کننده آن کاملاً مشخص نیست و پاتوژتر آن روشن نمی باشد ولکن در خصوص مدیاتورهای وازواکتیو مثل هیستامین اتفاق نظر بیشتری وجود دارد که بعنوان عامل اصلی ایجاد کننده خارش و التهاب باشد (6) و در این خصوص تحقیقات نشان داده است که افزایش ریلیز هیستامین از لکوسیت های محیطی و افزایش سطح هیستامین پلاسما و پوست در مرحله تشدید خارش و ضایعات اگزمائی پوست مشاهده گردیده است (7) و به همین دلیل آنتی هیستامین ها نیز بعنوان داروی استاندارد در پروتکل های درمانی توصیه می‌شود.

از طرف دیگر، کورتیکو استروئیدهای موضعی پاسخ خوبی را در بهبود ضایعات خارش دار ایجاد کرده اند و هنوز هم جزو خط اول درمان محسوب می‌شوند ولکن در موارد خشکی شدید پوست و خارش متعاقب آن که گاهاً با التهاب شدید و خونریزی و آسیب های بافتی پوست همراه است، مصرف کورتیکو استروئید های موضعی سئوال برانگیز است.(6) بعلاوه اینکه با توجه مزمن بودن این مشکل در جانبازان شیمیایی و نیاز به درمان طولانی مدت با کورتیکوستروییدها، احتمال بروز عوارض جانبی این دارو بخصوص در نواحی پوستهای نازکتر وجود دارد.(8)

آنچه که امروزه بیشتر در درمان این ضایعات خارش دار استفاده می‌شود آنتی هیستامین ها و بیحس کننده های موضعی بدلیل کاهش حساسیت گیرنده های درد و در نتیجه کاهش خارش می‌باشد و همینطور کورتیکواستروئیدها و نرم کننده‌ها جهت کاهش التهاب و کمتر کردن خشکی پوست می‌باشد که مورد توجه هستند. (9)

از آنجا که ضایعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشکی پوست و خارش های مداوم زخم های موضعی را نیز ایجاد می‌کند در این حالت مصرف کورتیکواستروئید ها و بیحس کننده های موضعی با پایه چرب نه تنها کمکی به درمان نمی‌کند بلکه ممکن است عوارض پوستی را به همراه داشته باشد و ضایعات را بدتر کند.

به نظر می‌آید که ترکیب موضعی Unna`s boot که شامل زینک اکسید ، کالامین ، گلیسیرین و ژلاتین می‌باشد (10) احتمالاً‌ بتواند در درمان خارش ، خشکی پوست و بهبود زخم های ایجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای کورتیکواستروئیدهای موضعی باشد . امروزه گزارشاتی در خصوص اثرات ضد خارش ترکیب زینک اکسید ، کالامین و گلیسرین که مواد موثر این دارو هستند وجود دارد (11) و برخی دیگر به طور خاص بر اثربخشی چشمگیر کالامین در درمان علامتی خارش تاکید دارند.(12و13و14و15)در ارتباط با اثر بخشی این دارو و بخصوص اثرات مفید این دارو در بهبود زخم ها و بخصوص زخم های فشاری که در اثر بهبود وضعیت میکروسیرکولاسیون پوستی و زیر پوستی آن می‌باشد نیز گزارشهایی وجود دارد(16و17). از طرفی این ترکیب بدلیل داشتن گلیسیرین و ژلاتین می تواند اثرات مفیدی در خصوص برطرف کردن خشکی ناحیه خارش دار داشته باشند.

مطابق آمار موجود در حال حاضر بیش از386653 جانباز جنگ تحمیلی در کشور ما وجود دارد که از این بین48420 نفر از ضایعات شیمیایی رنج می‌برند. این تعداد جانبازان شیمیایی در حالی روزانه وارد دوره حاد بیماری و از دست دادن قوای خود می‌شوند که تا کنون فقط به تنها 35978 نفر از آنان استفاده از حق پرستاری تعلق گرفته‌است.(18) با احتساب تعداد جانبازان جنگ و اضافه شدن تعداد دیگری از آزادگان به خیل جانبازان و از آنجا که اکثر این بیماران در سنین میانسالی و فعالیت بسر می‌برند، لزوم توجه به مشکلات در این بیماران بیش از پیش مطرح می‌شود.

گاز خردل :

با وجود اینکه بشر از راه حل مشکلات بهداشتی و درمانی و کنترل بیماری‌های عفونی درسایه پیشرفت و تمدن کمک شایانی در بقا مادی خود نموده است اما همزمان به علت داشتن خلق و خوی حیوانی از دیدگاه و جنبه دیگری از این پیشرفت بهره‌برداری کرده و همواره در فکر برنامه‌ای برای طراحی و گسترش شیوه‌هایی بوده که از آنها بر علیه همنوعان خود استفاده کند. یکی از این شیوه‌ها کاربرد سلاح‌های شیمایی است. گازهای شیمیایی که در ابتدا به عنوان خدمت به بشر در آزمایشگاه سنتز گردید، بعداً تبدیل به سلاح‌های مخرب شدند که باعث نابودی نسل بشر می‌گردند. به کارگیری این گازها و مواد شیمیایی در جنگ‌ها به حدود 2 هزار سال قبل از میلاد، قرون وسطی و عهد باستان بر‌می‌گردد به طوری که در آن زمان مدفوع اجسادی که به وسیلة بیماری مسری می‌مردند را در چاه آب آشامیدنی طرف مقابل می‌ریختند و آنها را مسموم می‌کردند.(18) پس از آن استفاده از مواد شیمایی در جنگ جهانی اول صورت گرفت که تلفات بسیاری را ایجاد کرد. در طی هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز بارها و بارها شواهد به کارگیری سلاح‌های شیمیایی از طرف رژیم بعثی عراق بودیم که اولین بار در سال 1359 بود و بیشترین مورد استفاده آن در سال 1366 در منطقه سردشت بود که تلفات جانی و مالی بسیاری را در برداشت و هنوز هم پس از گذشت 19 سال از اتمام جنگ مسائل و مشکلات مصدومین شیمیایی گریبانگیر جامعه ما می‌باشد. (19)از جمله ضایعاتی که باعث مراجعه مصدومین شیمیایی به کلینیک می‌شود مشکلات پوستی می‌باشد که یکی از مهمترین آنها خارش‌ مزمن است که واقعا برای بیماران طاقت‌فرسا می‌باشد. خارش شایعترین احساس نامطلوبی است که ما در پوستمان تجربه می‌کنیم، از درد شایع‌تر است، بیشترین تشویش را ایجاد می‌کند و درمان آن مشکل‌تر است. حس خارش می‌تواند در اثر طیف وسیعی از اختلالات پوستی و عفونت و یا در اثر تحریک خارجی از قبیل تغییر درجة حرارت، ضربه یا قرار گرفتن در معرض مواد زیان‌آور ایجاد شود.(20) همچنین خارش می‌تواند تظاهری از یک بیماری سیستمیک باشد. اکثر واکنشهای آلرژیک جلدی و سیستمیک باعث خارش می‌شوند و اغلب یک مشکل شدید تشخیصی ایجاد می‌کنند.(20) در سطح مولکولی، هیستامین بهترین واسطه شیمیایی شناخته شدة خارش است اگرچه مواد شیمیایی دیگری مثل (پاپائین، تریپسین و ... ) نیز واسطه‌های شیمیایی شناخته شدة خارش هستند(20) در وسیعترین سطح، خارش می‌تواند به عنوان یک پاسخ همسان به طیف وسیعی از تحریکات فیزیکی و شیمیایی منظور شود. پوست خشک، علل متابولیک و عللی از جمله بیماری‌های انسدادی صفراوی، اورمی، بیماری تیروئید، پرکاری پاراتیروئید، دیابت، نقرس و بدخیمی‌ها،پارازیتوزیس، واکنش‌های دارویی و علل متفرقة دیگر می‌توانند علل مهم بیماری‌های داخلی همراه با خارش باشند.(20) هنوز تحقیقاتی در مورد درمان خارش در جانبازان شیمیایی ادامه دارد و ما در این مطالعه بر آن شدیم تا تأثیر داروی unna’s boot را در درمان خارش مشخص نمائیم.

تاریخچة خردل:

در اواخر جنگ جهانی اول در ژوئیه سال 1917 در یکی از شهر‌های کوچک بلژیک بنام ایپر (ypres) در بلوار معروف استاند(ostand) از طرف واحد‌های ارتش آلمان نوعی گز سمی به کار رفت که تلفات نسبتا" سنگینی به قوای متفقین وارد آورد زیرا نه تنها موجب آسیب‌های ریوی، بلکه ضایعات چشمی و جلدی و اختلالات شدید معدی- روده‌ای را نیز سبب شد. سربازان این گاز را به مناسبت محلی که در آن به کار رفته بود ایپریت و به علت بویی که داشت گاز خردل نامیدند در صورتیکه به هیچ وجه با اسانس خردل معمولی ارتباطی نداشت. (20) گاز خردل ماده‌ایست به نام شیمیایی سولفوردی اتیل که سال‌ها قبل شناخته و توصیف شده بود. نکته جالب اینکه در اوایل جنگ یعنی در سال 1915 یکی از فیزیولوژیست‌های معروف انگلیسی به نام جی.بی.اس.هالدانز (J.B.S.HALDANS) استفاده از گاز تاولزا (vesicant) را به عنوان سلاح جنگی پیشنهاد کرده بود ولی فرماندهان متفقین بدان جهت که بقدر کافی کشنده نبود نپذیرفته بودند. بعد از جنگ جهانی اول از سال 1919 عده‌ای از محققین متوجه شدند در مسمومیت با گاز خردل تعداد گلبول‌های سفید خون کم می‌شود و اراتوپسی کسانی که توسط این گاز از بین رفته‌اند، انهدام مغز استخوان و بافت‌های لنفوئیدی مشاهده می‌گردد. ده سال بعد یعنی در سال 1929 دانشمندی به نام اس.برنبلوم (S.Berenblum) که راجع به سرطانهای آزمونی به وسیلة قطران زغال سنگ مطالعه می‌نمود. با توجه به اینکه ایپریت، آسیب‌های جلدی ایجاد می‌کند، به فکر افتاد تأثیر قطران را با اضافه نمودن مقداری گاز خردل تشدید کند ولی با کمال تعجب ملاحظه کرد این ماده شیمیایی بر نمو بافت سرطانی پوست حیوانات آزمایشگاهی اثر معکوس دارد و مجاور نمودن نیم درصد آن در استون این بافت را منهدم می‌کند. بعد از این کشف اتفاقی، چون گاز خردل مسمومیت شدید داشت عده‌ای در صدد برآمدند ترکیبات مشابهی که کمتر سمی باشند به دست آورند. اولین اقدام این بود که به جای اتم دو والانسی گوگرد یک اتم سه والانسی ازت یا نیتروژن قرار دهند و والانسی اضافی را با یک رادیکال الکلیل مرتبط نمایند. بدین ترتیب یکدسته اجسام جدید ساخته شد که آنها را خردل‌های ازت نامیدند. علت این که کلمه خردل هنوز در نامیدن این اجسام به کار رفته، این است که مبدأ اولیه آنها یعنی گاز خردل را یادآور باشند. (20) در جنگ جهانی دوم نیز مقداری از این مواد سمی به منظور استفاده احتمالی در میدان‌های نبرد ساخته شد ولی خوشبختانه بکار نرفت. از لحاظ درمانی نیز بر روی این گاز اعمالی انجام گرفته است با در نظر گرفتن نتایج رضایت بخش حاصل از استعمال خردل‌های ازت در سرطان‌های آزمونی، اولین بیمار سرطانی در سال 1942 یعنی در بحبوحه جنگ جهانی دوم به وسیله مکیلرواتامین (mechilorethamin) تحت درمان قرار گرفت. ابتدا بهبود قابل ملاحظه‌ای بدست آمد، اما دورة فروکش بیماری کوتاه بود، در دوره‌های بعدی معالجه، به علت عدم سازگاری و آسیب به مغز استخوان، نتایج حاصل رضایت بخش نبودند. باید اضافه شود که حتی تا مدتی بعد از پایان جنگ، نیز این مواد جزو سلاح‌های سری طبقه‌بندی شده بودند. به همین علت تحقیقات فارماکوتراپیکی در مورد آنها با کندی انجام می‌گرفت. اما بعد از اینکه ظاهرا" آزاد اعلام شدند عده‌ای از محققین مخصوصا" فارماکولوژیست‌های معروفی به نام‌های گودمن و گیلمن به اتفاق همکاران خود راجع به خواص این اجسام مطالعات زیادی انجام دادند و مقالات مهمی منتشر نمودند (البته این موضوع در مورد نحوة استفاده جنگی از این مواد صدق نمی‌کند چون استکبار جهانی به منظور حفظ منافع خود برای رسیدن به هدف‌های استراتژیک همواره فن آخر را برای استفاده از آن به عنوان تیر خلاص به صورت مخفی در دست خود نگه می‌دارد) (20). پس از آن معلوم شد که خردل‌های ازت در واکنش با سایر اجسام شیمیایی یک گروه الکیل خود را جانشین یک اتم هیدروژن آنها نموده و خواص آنها را تغییر می‌دهند. به همین دلیل خردل‌های ازت را عوامل آلکیه‌‌کننده نامیدند. تمام ترکیباتی که بدوا" به کار می‌رفتند سمی و فقط از راه تزریقی قابل تجویز بوده و مدت توقف و اثر آنها در خون کوتاه بود. اما به تدریج توانستند ترکیبات جدیدتری تهیه نمایند که از راه دهان نیز مؤثر بوده و مقداری از معایب اولیه را از نظر عوارض فرعی نداشته باشد.(20)

خردل‌ها: (Mustards)

ترکیبات خردل از عوامل تاول‌زا هستند که بیشترین ضایعات را در پوست ایجاد می‌کنند و مسمومیت عمومی و علائم سیستمیک آنها بروز خواهد کرد. این ترکیبات اغلب به شکل مایع روغنی سنگین، فرار، محلول در حلال‌های آلی و نا‌محلول یا جزئی محلول در آب هستند که در مصارف نظامی برای ایجاد مسمومیت در افراد مورد تفاهم به صورت ابر یا دود در فضا می‌گردند. ضایعات حاصل بیشتر در نواحی باز بدن به صورت اریتم و تاول همراه با خارش، سوزش و درد دیده می‌شود.(18) گاز خردل گوگرددار یا سولفور موستارد، 2و2 دی کلرواتیل سولفاید، اولین و شناخته شده‌ترین ترکیب از این دسته بود که توسط دسپورتس (Desprotz) در سال 1822 و در سال 1859 به وسیلة گوترینه (Guthrine) سنتز گردید. دیگر مشتقات خردل مانند خردل‌های نیتروژنه تا اواسط قرن 19 کشف و سنتز گردید. گاز سولفور موستارد برای اولین با در نزدیکی دهکده یپریت در بلژیک در سال 1917 توسط قوای آلمانی مورد استفاده قرار گرفت و به همین دلیل فرانسویان نام یپریت را نیز به گاز خردل دادند نام دیگر گاز خردل صلیب زرد بود زیرا برای مشخص نمودن مخازن حاوی خردل از علامت صلیب زرد استفاده می‌نمودند.(18) از نظر نظامی اختصارات H, HD, QH نیز به گاز خردل یا سولفورموستارد اطلاق می‌شود. در سال 1918، SMITH و همکارانش جذب پوستی و در 1919، BERENBLUM مسمومیت سیستمیک و اثر تومورزایی سولفور موستارد را در موش سوری گزارش کردند. در جنگ جهانی دوم از این گاز استفاده نشد، لکن انبارهای طرفین متفاهم هم انباشته از این سلاح گردید، به طوریکه از سال 1945 تا سال 1954 حدود 50000 تن از این گاز در دانمارک و حدود 2000 تن در سوئد ذخیره گردید، اما رسما" در هیچ جنگی از آن استفاده نشد تا اینکه در سال 1984 عراق علیه قوای ایران از آن استفاده نمود. در همان سال 23 ماهیگیر در دریای بالتیک به علت نشت گاز خردل از مخازن خود به دریا مصدوم گردیدند با بروز این حادثه و همچنین استفاده گسترده عراق از این سلاح شیمیایی در جنگ با ایران فصل تازه‌ای از تحقیقات روی این ترکیبات که از سال 1950 تقریبا" متوقف شده بود، آغاز گشت و محققین زیادی را در ایران و سایر کشور‌های جهان به خود مشغول ساخت (18) خواص فیزیکی سولفورموستارد: سولفور موستارد به صورت مایع روغنی شکل فرار، بیرنگ تا کهربایی با واکنش خنثی می‌باشد که از لحاظ فیزیکی و شیمیایی نسبتا" پایدار است به طوری که در آب در مدت 2 ساعت 22 درصد آن و پس از 24 ساعت 60 درصد آن به اسید کلریدریک و تیودی‌گلیکول هیدرولیز می‌شود. حلالیت آن در حلال‌های آلی بسیار خوب است ولی فقط حدود هفت صدم آن در آب حل می‌شود.

در حضور مواد قلیایی: حرارت بالا هیدرولیز گاز خردل تسریع می‌یابد بر عکس در آب و هوای سرد و معتدل پایداری گاز افزایش می‌یابد و در آب و هوای گرم از پایداری آن کاسته می‌شود ولی به علت تبخیر سریع میزان غلظت آن در هوا نسبتا" بالا خواهد بود. و همان طوری که می‌دانیم پرمنگنات نیز با اکسید کردن سولفور موستارد آن را خنثی می‌کند ولی خردل نیتروژن‌دار کمتر تحت تأثیر پرمنگنات اکسیده می‌شود. 1فرمول مولکولی سولفور موستارد C4H8CL2S و وزن مولکولی آن 08/159 مولکول گرم و وزن مخصوص آن 338/1-27/1 بوده که در دمای 217-215 درجه سانتیگراد به جوش آمده و در 14-13 درجه سانتیگراد منجمد می‌شود و کریستال‌های بیرنگ و شمعی ایجاد می‌کند. گاز خردل خالص بی‌بو است اما به مرور زمان به علت تولید اتیل سولفور در آن، بوی سیر می‌دهد. در یک نوع گاز خردل تحت عنوان گاز اچ حدود 30 درصد ناخالصی به صورت گوگرد وجود دارد و به همین لحاظ دارای بوی مشخصی می‌باشد. با شستشو و تصفیه گاز خردل در خلاء، خردل تصفیه شده تولید می‌شودکه بوی‌کمتر و قدرت تاول‌زایی بیشتر از گاز H داشته و ازآن پایدارتر است.(20)

شیمی خردل‌ها

در ساختمان همه خردل‌ها یک عنصر نوکلئوفیل و یک عنصر الکتروفیل وجود دارد. در این ترکیبات عنصر الکتروفیل با حمله الکترون‌های عامل نوکلئوفیل موجود در ساختمان جسم (مانند S, N) جسم را ترک کرده و باعث ایجاد یک کاتیون سه ضلعی حلقوی می‌گردد که این حلقه می‌تواند به راحتی مورد حمله عوامل نوکلئوفیل درون بدن نظیر اسید‌های آمینه، آب، اسید‌های نوکلئیک و ... قرار گیرد و همین امر باعث تراتوژنیسیته و کارسینوژنیسیته این ترکیبات می‌شود. در درمان مسمومیت با موستاردها، آنتی‌دوت‌ها روی عاملی مؤثرتر است که به میزان کمتری وارد سلول می‌شوند و کاتیون حلقوی بیشتری ایجاد می‌نماید به همین دلیل تیوسولفات سدیم که به عنوان آنتی‌دوت‌موستارها به کار می‌رود روی نیتروژن موستارد مؤثرتر از سولفور موستارد است چون تیوسولفات قادر به عبور از غشای سلولی نیست.(18)

مکانیسم عمل موستاردها: شکل حلقوی موستاردها با درجات مختلف با اکثر گروه‌های فعال بیولوژیکی مانند آلفاآمین‌ها، ایمیدازول، سولفوهیدروکسی، سولفید، فنل‌آمین‌ها- ایمین‌های اسیدهای آمینه، پپتیدها، فسفات‌های معدنی، گلسیروفسفات‌ها، هگزوفسفات‌ها و گروه‌های آمین و کربوکسی پروتئین‌ها واکنش می‌دهد. نشان داده شده که اثرات ستیوتوکسیک سایر موستاردها تا حد زیادی بستگی به آلکیلاسیون DNA به طور اعم و به خصوص در ناحیة نیتروژن شمارة هفت گوانین دارد. به طوری که چنانچه موستارد دارا و واجد یک بازوی فعال باشد با یک گوانین و اگر دو محل فعال داشته باشد می‌تواند با دو نیتروژن از دو مولکول گوانین وارد واکنش شود. علاوه بر این موستاردها با اثر بر روی قسمت‌های دیگر DNA مثل جفت شدن با تیمین نیز سبب آلکیلاسیون و تخریب می‌شوند. همچنین موستاردهایی که دارای دو بازوی فعال هستند عملا" سمی‌تر هستند زیرا سبب پارگی DNA شده و در بقای سلولی اختلال ایجاد می‌کنند در حالی که موستاردهایی که دارای یک بازوی فعال هستند خواص موتاژنیک و کار سینوژنیک بیشتری دارند و از این رو سبب ایجاد تغییرات ثابت در درون ساختمان DNA می‌شوند.

مکانیسم ایجاد تاول بوسیله عوامل آلکیله کننده موستاردی از طریق تأثیر بر DNA توجیه می‌شود به طوری که ثابت شده است که در سلول‌های پوششی، پورینهای DNA را آلکیله کرده و نقاط آپورینیک ایجاد می‌کنند در نتیجه آلکیلاسیون DNA ، اندونوکلئازها فعال شده و سبب شکستگی در DNA می‌شوند. تکه‌های ایجاد شده از DNA سبب فعال شدن آنزیم ADP ریبوز پلی‌مراز می‌شود که این آنزیم باعث پلیمریزاسیون ADP شده و AD مثبت و نیکوتین آمید آزاد می‌شود. از بین رفتن این عنصر حیاتی در سلول سبب مهار گلیکولیز و فعال شدن راه هگزوز مونوفسفات و سبب القای مهارکننده پلاسمینوژن و آزاد شدن پروتئازها می‌شود که موجب شروع التهاب و ضایعات پوستی می‌گردد. به علاوه بسیاری از سیستم‌های آنزیمی دیگر نیز به طور برگشت ناپذیر توسط موستاردها مهار می‌شوند از جمله پروتئاز‌ها و فسفوکینازها که حساسیت‌ بارزتری نسبت به موستاردها دارند. نشان داده شده که حساسیت آنزیم‌ به مهار توسط موستاردها، به بافتی که آنزیم در آن قرار دارد بستگی دارد به عنوان مثال کولین اکسیداز توسط موستارد در کلیه موش صحرایی مهار می‌شود ولی کولین اکسیداز مهار نمی‌شود.(18)

متابولیسم و دفع گاز خردل:

متابولیسم خردل مارکه (355) در موش سوری، موش صحرایی و انسان حاکی از آن است که قسمت اعظم گوگرد رادیواکتیو از طریق ادرار 24 ساعته دفع می‌شود. 30-25 درصد سولفور موستارد جذب شده در بدن در حضور آب هیدرولیز شده و با از دست دادن یک عامل کلر به موستارد نیمه و سرانجام به تیودی‌گلیکول تبدیل می‌شود که نسبتا" غیرسمی است. 10% سولفورموستارد در بدن توسط واکنش‌هایی که در شاخه‌های جانبی انجام می‌شود در جهت هیدرولیز یا ایجاد متابولیت سمی حذف می‌شود. 50% سولفورموستارد جذب شده در بدن با اسید آمینه سیستئین کونژوگه شده و ایجاد دی سیستئین اتیل سولفون می‌کند از طریق ادرار دفع می‌شود.(18) علائم بالینی مسمومیت با سولفورموستارد: پوست در مقایسه با سایر ارگان‌های بدن بافت هدف مهمی برای موستاردها است و در مسمومیت با این عوامل، سوختگی‌های شدید پوستی دیده می‌شوند. علت این امر ممکن است کاهش سریع تبخیر شدن موستارد و تسریع حلقوی شدن آن در نواحی مرطوب باشد. علائم پوستی ممکن است پس از 6-4 ساعت با عامل تاولزا بروز کند اما گاه دیده می‌شود که علائم حتی تا 24 ساعت و در بعضی موارد 12 روز بعد ظاهر می‌شود. در ابتدا اریتم ظاهر شده که بتدریج یک حالت پیگمنتاسیون که خاص سوختگی با موستارد است ظاهر می‌شود. ادم جلدی 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد ظاهر می‌شود. ادم زیر جلد 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد بستگی به پوست ناحیه خاص ایجاد شده، سپس تاول‌های پوستی ظاهر می‌شوند. در ابتدا تاول‌های کوچک به تعداد‌ زیادی روی پوست ایجاد شده که در اثر به هم پیوستن، تاول‌های بزرگتری ایجاد می‌نمایند. در بسیاری از موارد متوسط زمان لازم برای بروز اولین تاول‌ها در نواحل مختلف بدن حدود 2/7 روز است. تاول‌های سطحی بعد از چند روز خودبه‌خود بهبود می‌یابند ولی در 1/1% موارد تاول‌های عمقی در 4 روز اول تماس با سولفورموستارد ایجاد می‌شود. این امر موجب از دست دادن لایه شاخی پوست و بروز درد گشته و احتمال بروز عفونت‌های پوستی در این گونه موارد ازدیاد می‌یابد، در چنین مواردی متوسط زمان لازم برای بهبود 19 روز تا چندمین ماه می‌باشد. (18) تماس مجدد و یا سوختگی با گاز خردل می‌تواند منجر به بروز پدیده حساسیت شود. به طوری که مقدار کمی گاز خردل که روی پوست طبیعی سوختگی جزئی ایجاد می‌کند بر روی پوست حساس موجب سوختگی وسیع می‌شود. در سال 1983 علائم بالینی غیرمنتظره‌ای از مجروحین شیمیایی ایرانی که در جزیرة مجنون مجروح شده بودند توسط تعدادی از پزشکان ایرانی و اروپایی گزارش گردید که در آن صدمات ریوی شدید با درصد مرگ و میر بالا و پوست اکسونولیاتیوپیگمانته شده مشاهده می‌شد. از آنجایی که این مشاهدات با علائم بالینی کلاسیک گاز خردل تفاوت زیادی داشت نام سندرم مجنون به آن اطلاق گردید. بعد از بررسی‌های انجام شده بر روی بمب‌هایی که توسط نیروهای عراقی به کار گرفته شده بود نشان داده شد که خردل به کار گرفته شده حاوی مقدار زیادی از ترکیبات نامحلول به نسبت یک به دو از جمله سیلیکاتها، کلسیت و آهن می‌باشد.

اثرات سیستمیک مسمومیت با سولفورموستارد:

برای بروز اثرات عمومی، عامل باید در ابتدا وارد خون شود موستاردها به همان سرعتی که وارد خون می‌شوند به همان سرعت هم خارج شده، وارد بافت‌ها می‌شوند. عناصر خونی واکنش داده و با مقادیر کم وارد ادرار می‌شوند. بافت‌های پرولیزاتیو از جمله مغز استخوان و سیستم تریلکولواندوتلیال حساسیت بیشتری به موستاردها دارند. اثرات سمی این عوامل شامل مرگ سلولی از طریق هارمتیفد، کاهش تنفس بافتی و اختلالات متابولیک می‌باشد. علائم سیستمیک موستاردها عبارتند از: تهوع،‌ استفراغ،‌اسهال،‌ سردرد، تب، بی‌خوابی (به علت درد، اریتم و سوختگی، بی‌اشتهایی، درد شکم، ترمورد که معمولا" یکساعت بعد از تنفس گاز بروز می‌کند)، سرگیجه و اضطراب، ‌افزایش سرعت نبض و تنفس اثرات موتاژنیک و کارسینوژنیک، آنمی آپلاستیک، لکوپنی به خصوص نوتروپنی و سرطان خون از دیگر عوارض مسمومیت سیستمیک با گاز خردل است. علت مرگ بسیاری از مجروحین ناشی از خردل دپرسیون مغز استخوان و نارسایی تنفسی است. مهمترین اثر دیر رس موستاردها، اثرات تومورزایی آنها است. پتانسیل کارسینوژنیسیته و تراتوژنیسیته این عوامل توسط تعداد زیادی از آزمایشات و مطالعات اپیدمیولوژیک گزارش شده است. یک مطالعه 40 ساله روی کارگران انگلیسی که در صنایع گاز خردل در جریان جنگ جهانی دوم کار می‌کردند حاکی از آنست که میزان مرگ و میر ناشی از بدخیمی‌های دستگاه تنفسی در این افراد 5/5 برابر افراد عادی است که هیچ‌گونه تماسی با این گونه مواد نداشته‌اند. انسیدانس بالایی (بیش از 35 برابر) از سرطان ریه در کارگران ژاپنی و آلمانی که در کارخانجات تولید گاز خردل به کار اشتغال داشتند گزارش شده است. (18)

خارش:

یکی از تظاهرات شایع بیماری‌های پوستی مانند: درماتیت آتوپیک، اگزمای گزروتیک و درماتیت تماسی آلرژیک خارش است. درمان مؤثر خارش می‌تواند از خراش‌هایی که منجر به زرد زخم یا لیکن سیمپلکس می‌شود جلوگیری کند. بیماران به ویژه افراد مسنی که خارش شدید داشته و به درمان حمایتی جواب نمی‌دهند باید از لحاظ بیماری‌های سیستمیک زمینه‌ای مورد ارزیابی قرار گیرند. علل سیستمیک خارش شامل اورمی، کلستاز، پلی‌سیتمی‌ورا ، لنفوم هوچکین، هایپرپاراتیروئیدیسیم و ایدز هستند. بیوپسی، تراشیدن و کشت از ضایعه پوستی ممکن است لازم باشد.(21)

تست‌های تشخیصی با ارزیابی بالینی هدفدار شده و شامل شمارش کامل سلولی ، تست‌های تیروئیدی، بیلی روبین سرم، آلکالن فسفاتاز، کراتینین سرم و سطوح BUNهستند. CXR و تست تشخیصی HIV در بعضی بیماران لازم است. درمان عمومی و حمایتی خارش بر جلوگیری از XEROSIS (خشکی پوست) متمرکز است. درمان خارش اختصاصی درمان بیماری سیستمیک مانند اورمی و کلستاز است.(21)

خارش یک مشکل شایع پوستی است که با افزایش سن بیشتر می‌شود در بعضی بیماران شرایط ممکن است آنقدر شدید شود که خواب و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. با این که خارش اکثرا" در بیماری‌های پوستی دیده می‌شود ولی ممکن است که دال بر یک بیماری زمینه‌ای سیستمیک باشد.(21)

پاتوفیزیولوژی: خارش از پایانه‌های پوستی برهنه که اغلب در مچ و پاشنه متمرکز هستند شروع می‌شوند. احساس خارش از طریق الیاف‌ها به شاخ خلفی نخاع و از آنجا به طریق الیاف اسپانیوتالامیک به کورتکس مخ انتقال می‌یابد. (21)

خارش یک رفلکس خود به خودی نخاعی را ایجاد می‌کند، خاراندن یک رفلکس تاندونی عمقی ذاتی است. (22)

بدون توجه به علت خارش که اغلب توسط التهاب پوستی تشدید می‌شود عوامل دیگر مثل خشکی یا شرایط آب و هوایی داغ، وازودیلاتاسیون پوستی و استرس‌های سایکولوژیک نیز در ایجاد آن موثرند.(23)

یک مکانیسم واحد نمی‌تواند تمام علل خارش را توجیه کند، هیستامینی که توسط ماست سل‌ها آزاد می‌شود در افراد با کهیر یا دیگر علل آلرژیک به طور کلاسیک با خارش همراه است. به هر حال به جز شرایط آلرژیک، هیستامین باید به عنوان یکی از چندمین عوامل وریاتوری خارش در نظر گرفته شود.(21)

به نظر می‌رسد سروتونین یک ترکیب کلیدی در خارش در بیماریهایی از قبیل پلی‌سیتمی ورا، اورمی، کلستازیس و لنفوما و خارش همراه با مورفین باشد.(22)

مهارکنندة سی‌سروتونین از قبیل سیپروهپتادین (periactin)، pizotifen، paroxetin (paxil)، (zofran) ondansetron اثر ثابت شده‌ای در درمان شرایط همراه با خارش داشته‌اند.(22)

اپیوئیدها در 95 درصد از بیمارانی که نارکوتیک‌های داخل نخاعی دریافت می‌کنند به عنوان آغازگر خارش مطرح می‌شوند. تزریقات داخل وریدی یا پوستی اپیوئید‌ها سبب ایجاد خارش می‌شوند.

آنتاگونیستهای نارکوتیک به طور موفق برای رفع خارش در بیماران کلستاتیک به کار رفته‌اند.(24)

خارشی که در هرپس زوستر اتفاق می‌افتد یک نمونه خارش با علت نوروپاتیک است. انواع ایدیوپاتیک مشخص خارش لوکالیزه اغلب در نوروپاتی محیطی دیده می‌شود.

خارش براکیو رادیال شرایط ناشایعی است که به صورت خارش خارج بازو تظاهر می‌کند که ممکن است با بیماری نخاعی همراه باشد. به طور مشابه notalgia paresthetica با خارشی که اغلب به پشت محدود است شاید منشأ نوروپاتیک داشته باشد. خارش‌های شدید اغلب در بیماران با تومورهای نخاعی و MS دیده می‌شود.(22و25و26)

در درماتیت‌های آتوپیک به نظر می‌رسد که آزاد‌سازی مدیاتورهای ایمنی از قبیل سیتوکین‌ها و دیگر واسطه‌های پیش‌التهابی مشابه‌ هایپر اکتیویتی راه‌های هوایی در بیماران آسمی، خارش را ایجاد کنند.(27) در معرض قرار گرفتن بیش از حد در این نوع‌ هایپراکتیویتی احساس لمس و خارش ایجاد می‌کند، اگر چه بیمارانی که درماتیت آتوپیک ندارند با تحریک تماسی معلوم می‌شوند، بیماران با درگیری فوق با خارش مشخص می‌شوند.(28)

علل پوستی خارش

Xerosis : خشکی پوست

خارش اغلب یک علامت آزار دهندة دال بر یک بیماری پوستی است.

خارش پوست خشک به عنوان Xerosis در افراد مسن شایع‌تر است.(27)

جدول 1:

دلایل پوستی خارش

علت

تظاهرات

تماس آلرژیک

ضایعه اریتماتو فاقد حاشیة مشخص با وزیکولهایی روی یک زمینه اریتماتو

درماتیت آتوپیک

واکنش در خلال 2-7 روز بعد از تماس، ایجاد راش در بیمارانبا شرایط آتوپیک که بعد از خاراندن ایجاد می‌شود.

بولوس پمفیگوئید

درگیری سطوح فلکسورمچ دست‌ها و پاشنه‌ها همچنین خطرات پوپلیته آی و آنته‌کوبیتال

ضایعات کهیری خارش‌دار اولیه اغلب در نواحی اینترتریگون تشکیل تاولهای سفت بعد از کهیر.

لنفومای پوستی T-cell

(فونگوئیدس مایکوزیس)

پچ‌های بیضی شکل شبیه اگزمای روی پوست بدون تماس با نور (در نواحی باسن) تظاهر احتمالی به صورت درماتیت اگزماتوز در افراد مسن

درماتیت هرپتی فورم

تظاهر احتمالی به صورت اریترودرمی (درماتیت اکسوفولیاتیو)

به ندرت درماتیت وزیکولر که نواحی مهرة سومبوساکران، آرنج یا زانوها را درگیر می‌کند.

فولیکولیت

خارش نامتناسب با تظاهر درماتیت

لیکن پلان

پاپولها و پوسچول‌ها در نواحی حاوی فولیکول در سینه، پشت‌ یا ساق که ضایعات اغلب در نواحی فلکسورمچ‌ها ظاهر می‌شود. خارش، ضایعات چند وجهی، مسطح، پلاک پاپول- قابل عمل

پدکولوزیس

درگیری اکسی پوت در بچه‌های سنین مدرسه، ژنیتالیا در افراد بالغ از طریق جنسی

پسوریازیس

پلاکهایی در نواحی انتهایی اکستانسورها، low back ، کف دست و پاها و اسکالپ

جرب: scabies

نقب‌هایی در پرده‌های بین انگشتان، axilla وژنیتالیا

پلاک‌های هایپرکراتوتیک، پاپولهای خارش‌دار یا پوسته‌ریزی

Sunburn

آفتاب سوختگی

درگیری صورت و اسکالپ در بچه‌ها بیشتر از بزرگتر‌ها دیده می‌شود.

علل احتمالی حساسیت به نور شامل (NSAIDs ، Cosmetics)

Xerotic eczema

خارش شدید در افراد مسن (اغلب در زمستان در نیمکرة شمالی)

درگیری پشت، تنه، شکم، مچ، انتهای اندام‌ها.

.

بیماران مبتلا به Xerosis خارش شدیدی را تجربه می‌کنند که بیشتر نواحی قدامی خارجی قسمت تحتانی پا را درگیر می‌کند. نواحی دیگر شایع شامل پشت، تنه، شکم و مچ دست است.(27)

خشکی پوست و خاراندن منجر به پلاک‌های قرمزی می‌شود که ترک‌خوردگی و ظاهر آن مانند ترک‌های پورسلین است. (Porcelain)

درماتیت آتوپیک: درماتیت آتوپیک می‌تواند موجب خارش شدید شود که اغلب به عنوان خارشی که راش می‌زند (زمانی که خارانده می‌شود) نامیده می‌شود. درماتیت آتوپیک 10 درصد کودکان را درگیر می‌کند که اغلب قبل از 6 ماهگی است.(27)

درماتیت آتوپیک اغلب تا بزرگسالی وجود دارد و ممکن است در طی حاملگی تشدید شود. بیماران مبتلا اغلب سابقة فامیلی آسم یا رینیت آلرژیک دارند. اگزما در نوجوانان مبتلا به درماتیت آتوپیک بیشتر صورت، اسکالپ، تنه، پشت بازو و پاها را درگیر می‌کند. در کودکان بزرگتر و بالغین درگیری خود را به صورت تعریق و داغ شدن چین‌ها و حفره‌های بدن نمایان می‌کند که سطوح فلکسور از قبیل آنته کوبیتال و پوپلتیه، فلکسور مچ دست‌ها و پاشنه است.(28) در بالغین درماتیت آتوپیک ممکن است تا دست‌ها، پلک فوقانی و نواحی آنوژنیتال گسترش یابد.(28)

درماتیت آلرژیک تماسی

یک شرح حال دقیق در بیماران فوق مهم است که یکی دیگر از علل شایع خارش می‌باشد. درماتیت آلرژیک تماسی ممکن است در اثر مواجهه با موادی از قبیل نیکل، لاتکس، Cosmeticها، روغن‌ها rhus (مثل سم Ivy) و داروهای موضعی از قبیل بنزوکائین (آمریکائین) و نئومایسین بوجود آید.(29)

جدول 2:

دلایل تماسی منجر به خارش

درماتیت تماسی آلرژیک:

Cosmeticها، رنگ موی سیاه

لاتکس

(دترجنت‌های رخت‌شویی- نرم‌کننده‌های لباس)

نیکل

روغن‌هایی که خاصیت کشانی بالا دارند

رنگ‌هایی که در تتو به کار می‌روند (پارافنیلن ادیامین)، رنگ تتو(کادیوم زرد- سولفید جیوه (قرمز)- روغن Rhus – داروهای موضعی (بنزوکائین)(آلرکائین) نئومایسین

مواجهه با گرما

کهیر کولینرژیک (در اثر حمام داغ، تب، ورزش)

Miliaria rubra (آماس و سوزش غدد عرق)

تماس‌های شغلی

فایبرگلاس

گلیسریل مونوتیوگلیکولات (در محلول نگهدارنده موج)

متیل متاکریلات (مثل plexiglas)

دیکرومات پتاسیم ( در رنگ‌ها و پارچه‌ها)

رزین یا اپوکسی رزین‌ها در چسب‌ها

لاستیک

درمان‌های سیستمیک

داروهای ضد قارچ: فلوکونازول (Diflucan)، ایتراکونازول (Sporanox)، کتوکونازول (Nizoral)

آسپرین

ویتامین‌های B شامل نیاسینامید

داروهای هایپرسنسیویتی: rifampin یا Rifadin، وانکومایسین(وانکوسین)

نیترات‌ها (نگهدارنده‌های غذایی)

کوئینیدین

نارکوتیک‌های اسپینال (خارش‌هایی که صورت، گردن، بالای قفسه سینه را درگیر می‌کند)

تماس با آب

خارش آبی (همراه با پلی‌سیتمی‌ورا، خارش 15 دقیقه بعد از تماس با آب)

کهیر کولینرژیک (در پاسخ به آب گرم)

پلی‌سیتمی‌ورا

خارش شناگران (بیرون زدن دانه هفت روز بعد از شنا در آب شیرین)

شبیه Xerosis و درماتیت آتوپیک، درماتیت آلرژیک تماسی یک واکنش اگزماتوز است اما واکنش به نواحی مواجه شده با آلرژن محدود است. تشخیص درماتیت تماسی آلرژیک از درماتیت تماسی تحریکی ممکن است دشوار باشد که اغلب یک واکنش به استفاده مکرر از صابون یا حلال‌های کنسانتره است. به هر حال درماتیت آلرژیک تماسی تمایل به گسترش سریع داشته و ضایعات حاشیه مشخصی داشته که آنها را از درماتیت تحریکی تماسی افتراق می‌دهد.(30)

LICE یا SCABIES: خارش ممکن است شکایت اصلی بیماران فوق باشد،‌ برخلاف نقب‌هایی که پاتوگونومیک جرب بوده و در پرده‌های بین انگشتان، آگزیلا وژنیتالیا تشکیل می‌شود پاپولهای خارش‌دار قابل تشخیص، ممکن است تنها نشانه بیماری باشد.(31)

علل سیتسمیک خارش

خارش ممکن است تنها تظاهر پوستی در 50-10 درصد بالغین با بیماری زمینه‌ای سیستمیک باشد. (32) علل سیستمیک خارش ممکن است مخصوصا" در بیماران مسنی که خارش آنها پایدار و مقاوم به درمان باشد مورد توجه قرار گیرد.(29) خارش با انواع متعددی از بیماری‌های سیستمیک همراه است (جدول 3)

در بیش از 30 درصد از بیماران تشخیص هوچکین لنفوما با خارش شدید، مزمن وژنرالیزه مشخص می‌شود.(33)

خارش ممکن است یک تظاهر بیماران با T cell Lymphoma باشد(33). .

بیماران مبتلا به HIV اغلب خارش دارند که اغلب به علت شیوع همزمان مشکلات پوستی از قبیل Xerosis، درماتیت سبورئیک کاندیدیازیس، پسوریازیس، جرب یا فولیکولیت ائوزینوفیلیک است.(34)

اورمی باعث حملات شدید خارش به ویژه در تابستان می‌شود که در 25 درصد از بیماران با CRF و 86 درصد بیماران دیالیزی دیده می‌شود(35).

جدول3:

دلایل سیستمیک خارش

علت

تظاهرات

کلستازیس

خارش شدید (دست‌ها، صورت، محل‌های فشار که در شب‌ها بدتر می‌شود.

هایپرپیگمنتاسیون واکنشی که در وسط پشت بدن پخش می‌شود (درماتیت شبیه بال پروانه)

CRF

حملات شدید خارش ژنرالیزه که در تابستان بدتر می‌شود.

ضایعات انگلی

به صورت موضعی روی بازوها و پاها

لنفوم هوچکین

خارش ژنرالیزه طول کشیده که اغلب تشخیصی است

HIV

یک نشانه شایع که اغلب از علل ثانویه منشأ می‌گیرد (اگزما، واکنش دارویی وزیکولیت ائوزینوفیلیک، شوره)

هایپرتیروئیدی

پوست داغ و مرطوب،‌ پره‌تپیال همراه با اونیکولیزیس، هایپرپیگمینات سیون،‌زرده زخم

فقر آهن

نشانه‌های مربوط به خارش، گلوسیت، شکاف گوشة لب

کارسینوئید بدخیم

فلاشینگ متناوب سر و گردن با اسهال شدید

مولتیپل میلوم

در بیماران مسن درد استخوان،‌ سردرد، کاشکسی، آنمی، نارسایی کلیه

نورودرماتیت یا خارش نوروتیک

برجستگی‌هایی با خارش که بیماران را از خواب بیدار می‌کند

اسکالپ، گردن مچ دست، آرنج، قسمت خارجی پا،‌پاشنه و پرینه درگیر می‌شود.

عفونت‌های انگلی

اغلب بعد از برگشت از سفر یا مهاجرت

فیلاریازیس

پارازیت‌های گرمسیری مسؤول لنف ادم هستند.

شیستوزومیازیس

تماس با آب شیرین در آفریقا، نواحی مدیترانه‌ای یا جنوب آمریکا

اونکوسرسیاسیس

که با پشه سیاه در آفریقا و آمریکای لاتین منتقل می‌شود

تریشن

خوردن گوشت خوک پخته نشده، خرس، گراز وحشی یا گوش شیرماهی

عفونت پارو ویروس B19

در کودکان با، آرتریت در بعضی از بالغین

نوروپاتی محیطی

خارش براکیورادیال: درگیری خارج بازو در بیماران سفید پوستی که سابقه مسافرت به نواحی گرمسیری دارند.

هرپس زوستر:

خارش همراه درد که 2 روز قبل از راش ظاهر می‌شود.

Notalgia paresthetica

خارش در میانه پشت پا پچ‌های هایپرپیگمانته

پلی سیتمیا ورا

خارش همراه با سوزن سوزن شدن که ساعت‌ها بعد از حمام یا باران ایجاد می‌شود

اسکلرودرما:

ادم انتهایی، غیر گوده‌گذار و خارش

فازادم با خارش قبل از فیبروز پوست اتفاق می‌افتد

کهیر

پاسخ به آلرژن سرد، داغ، ورزش، نور آفتاب یا فشار مستقیم

کاهش وزن در اختلالات خوردن

علائم به علاوة خارش، ریزش مو، موی ظریف در پشت و گونه‌ها

تغییر رنگ زرد رنگ پتشی

همانند اورمی، کلستاز نیز مسئول خارش شدید است و اغلب منجر به خارش شبانه می‌شود که دست و پاها را درگیر می‌کند هایپرپیگمنتاسیون ممکن است در نواحی تحت خارش شدید ایجاد شود.

در بیماران با هایپرپیگمنتاسیون کلستازیس ممکن است در اثر مصرف داروهایی مثل ocp، اریترومایسین، آموکسی سیسیلین، کلاوونات پتاسیم (Augmentin) فنویتازین‌ها و استروئیدهای آنابولیک ایجاد شود.(35)

کلستازیس 5/0% از زنان حامله را درگیر می‌کند (مخصوصا" در 3 ماهة دوم) در مجموع خارش در حاملگی شایع است که در 14% از حامله‌ها اتفاق می‌افتد[جدول 4]

جدول4:

دلایل خارش در حاملگی

علت

تظاهرات

پاپولهای خارش‌دار کهیری و پلاک‌های حاملگی

خارش شدیدی که شکم را با انتشار به ساق، باسن، پستان و بازوها درگیر می‌کند

خارش حاملگی (که در نیمه دوم شایع است)

با درماتیت آتوپیک همراه است

پاپولهای خراشیده وندولهایی در پشت شکم و بازو

تظاهرات هرپس یا تظاهرات پمفیگوئید(غیرشایع)

وزیکول وبولاهایی روی شکم و انتها در نیمه دوم حاملگی

پاسخ به پردنیزوسون (40-20 میلی‌گرم در روز)

کلستازیس داخل کبدی حاملگی

خارش تنه و انتهاها بدون راش در انتهای حاملگی

بدون زردن در نوع خفیف

پاسخ به کلسیترامین (Questran) و ویتامین K1

فولیکولیت خارش‌دار که در حاملگی تشدید می‌شود

خارش تنه و انتهاها که در نیمه دوم حاملگی اتفاق می‌افتد احتمالا" یک نوع خارش متفاوت حاملگی است

سایر شرایط خارش‌دار که در حاملگی تشدید می‌شود

درماتیت آتوپیک یا درماتیت تماسی آلرژیک

ارزیابی خارش

شرح حال و معاینه فیزیکی کامل محور اصلی ارزیابی خارش هستند. اغلب شرایط همراه با خارش بر اساس وجود درماتیت همزمان قابل تشخیص است. فاکتورهای اطمینان ‌دهنده‌ای برای اگزوژن یا غیر سیستمیک بودن خارش شامل توزیع خارش یا راش یا یک شرح حال تماس اخیر با علل اگزوژن، شروع حاد در عرض چند روز خارش لوکالیزه، محدودیت خارش به پوست خارجی، وجود خارش در سایر اعضای خانواده یا شرح حال مسافرت اخیر یا تماس‌های شغلی هستند.(22)

توزیع خارش ممکن است لیست عمل بالقوه را به طور مشخص کاهش دهد یا برای شرایط خاصی پاتوگونومیک باشد، مثلا" جرب که با خارش فضای بین انگشتان همراه است.

معاینه پوستی دقیق مهم است به ویژه در افراد مسن. فقدان نشانه‌های پوستی در افراد بالغ مسن‌تر توجه ویژه به بیماری‌های زمینه‌ای را برمی‌انگیزاند. تراشیدن پوست جرب و درماتوفیت‌ها را مشخص می‌کند. بیوپسی پوستی در رد کردن تعداد زیادی از ضایعات پوستی مشکوک از قبیل ماستوسیتوزیس، مایکوزیس فونگوئیدوس یا بولوس پمفیگوئید مفید است.(22)

معاینه فیزیکی اغلب باید شامل لمس عقده‌های لنفی، کبد یا طحال باشد.

اگر خارش به 2 هفته درمان علامتی جواب ندهد یا اگر یک بیماری زمینه‌ای سیستمیک مورد شک باشد یک ارزیابی محدود آزمایشگاهی اندیکاسیون دارد.(22)

درمان خارش:

درمان غیراختصاصی

درمان غیراختصاصی به طور کلی در تسکین درماتیت آتوپیک و Xerosis مفید است اما اغلب ممکن است در تعداد زیادی از انواع خارش مؤثر باشد. (جدول 5)

.

لوبریکانت‌های پوستی باید به طور مکرر در طول روز و بلافاصله بعد از حمام استفاده شود. بیماران باید از حمام بیش از حد استفاده مکرر از صابون، محیط خشک، محرک‌های محیطی از قبیل لباسهای پشمی طبیعی یا مصنوعی‌، بیحس کنندة موضعی و گشاد‌کننده‌های عروقی(مثل کافئین، الکل، تماس با آب داغ) اجتناب کنند.(27) آنتی هیستامین ممکن است در درمان کهیر و سایر علل آلرژیک خارش مؤثر باشند.(36)

آنتی هیستامین ها

هیستامین، سروتونین و آلکالوئیدهای ارگوت

هیستامین و سروتونین (5-هیدوکسی تریپتامین) آمینهایی هستند که از لحاظ بیولوژک فعال بوده و در بسیاری از بافتها یافت می‌شوند. این مواد دارای آثار پیچیدة فیزیولوژیک از طریق زیر گروههای متعدد گیرنده‌ها می‌باشند و اغلب به صورت موضعی آزاد می‌شوند. هیستامین و سروتونین، پلی پپتیدهای آندوژن، پروستاگلاندین‌ها و لکوترین‌ها و سیتوکین‌ها را گاهی اوتاکئید یا هورمونهای موضعی می‌خوانند. اوتاکوئید در زبان یونانی به معنای خودشفابخش می‌باشد. (36)

آنتاگونیست‌های هیستامین

آثار هیستامین آزاد شده را می‌توان به چند طریق کاهش داد. آنتاگونیست‌های فیزیولوژیک، به خصوص اپی‌نفرین دارای اثراتی بر روی عضلات صاف هستند که با آثار هیستامین بر روی آنها مقابله می‌کنند، اما از طریق گیرنده‌های دیگری بجز گیرنده‌های هیستامینی اعمال می‌شوند. این مسئله از نظر بالینی حائز اهمیت است، زیرا در آنافیلاکسی سیستمیک و در سایر شرایطی که هیستامین و دیگر میانجی‌ها به مقدار زیاد آزاد می‌شوند، تزریق اپی نفرین می‌تواند بیمار را از مرگ نجات دهد.

مهارکننده‌های آزادسازی هیستامین، دگرانولاسیون ماست‌سلها را که از واکنش آنتی‌ژن و IgE ناشی می‌شود، کاهش می‌دهند. به نظر می‌رسد کرومولین و ندوکرومیل (Nedocromil) دارای چنین اثری باشند. از این داروها در درمان آسم استفاده می‌شود ولی مکانیسم مولکولی عمل آنها هنوز ناشناخته است. به نظر می رسد آگونیست های گیرنده‌های آدرنرژیک نیز توانایی کاهش آزادسازی هیستامین را داشته باشند. (36)

فارماکولوژی پایة آنتاگونیست‌های گیرندة H1

ساختمان شیمیایی و فارماکوکینتیک

آنتاگونیست‌های H1 را از قدیم به دو دسته داروهای نسل اول و داروهای نسل دوم تقسیم کرده‌اند. بیشتر داروهای نسل اول اثر خواب‌آور قوی دارند. داروهای این دسته همچنین گیرنده‌های دستگاه عصبی خودکار را بیشتر مسدود می‌کنند. این که داروهای نسل دوم خاصیت خواب‌آوری کمتری دارند، تاحدودی به خاطر این است که دسترسی‌شان به دستگاه عصبی مرکزی کمتر می‌باشد. تمام آنتاگونیست‌های H1، آمین‌های پایداری هستند . این مواد به چندین گروه فرعی تقسیم می‌شوند

این داروها بعد از مصرف خوراکی به سرعت جذب می‌شوند؛ حداکثر غلظت خونی آنها در عرض 1 تا 2 ساعت ایجاد می‌شود؛ به‌طور گسترده‌ای در سراسر بدن توزیع می‌شوند. داروهای نسل اول وارد دستگاه عصبی مرکزی می‌شوند. بعضی از آنها به‌طور وسیعی متابولیزه می‌شوند و راه عمدة متابولیسم آنه دستگاه میکروزومی کبد می‌باشد. بسیاری از داروهای نسل دوم توسط سیستم CYP3A4 متابولیزه می‌شوند و به این ترتیب در معرض تداخل اثر با داروهای دیگری (مثل کتوکونازول) هستند که این زیرگروه از آنزیمهای P450 را مهار می‌کنند. اکثر آنها به دنبال یک بار مصرف، مدت اثری در حدود 6-4 ساعت دارند اما مکلیزین و بسیاری از داروهای نسل دوم اثر طولانی‌تری بین دوازده تا بیست و چهار ساعت دارند. داروهای جدیدتر حلالیت کمتری در چربی داشته و ورود آنها به دستگاه عصبی مرکزی غیرممکن یا دشوار است. متابولیتهای فعال هیدروکسی‌زین و ترفنادین و لوراتادین به صورت دارو در دسترس هستند (به ترتیب، ستیریزین و فکسوفنادین و دزلوراتادین).

-فارماکودینامیک

الف) مسدود کردن گیرنده‌های هیستامین

این داروها اثر هیستامین بر روی گیرنده‌های H1‌را به‌طور رقابتی و برگشت‌پذیر مسدود می‌کنند. اثر آنها بر روی گیرنده‌های H2 قابل صرف‌نظر کردن و بر روی گیرنده‌های H3‌ناچیز می‌باشد. به عنوان مثال، انقباضات ناشی از هیستامین در عضلات صاف برونشها یا دستگاه گوارش را می‌توان با این داروها به‌طور کامل مسدود کرد اما تأثیری بر روی ترشح اسید معده و قلب نخواهند داشت.

ب) آثاری که ناشی از مسدود شدن گیرنده‌های هیستامین نمی‌باشند

آنتاگونیست‌های نسل اول، آثار زیادی دارند که نمی‌توان آنها را به مسدود شدن اثرات هیستامین مربوط دانست. تعداد زیادی از این آثار احتمالاً ناشی از تشابه ساختمان عمومی آنتاگونیست‌های H1 با ساختمان داروهایی است که دارای اثراتی بر روی گیرنده‌های موسکارینی، آلفاآدرنرژیک، سروتونین و محل اثر بیحس کننده‌های موضعی می‌باشند. بعضی از اثرات دارای ارزش درمانی بوده و بعضی از آنها نیز نامطلوب می‌باشند.

عوارض سمی

طیف وسیع آثار نامطلوب آنتی‌هیستامین‌های قبلاً توضیح داده شده است. تعدادی از این آثار از جمله آثار خواب‌آور و ضدموسکارینی، به منظور مقاصد درمانی به خصوص در داروهای OTC به کار گرفته شده‌اند. با وجود این، وقتی این داروها به منظور مسدود کردن گیرنده‌های هیستامینی به کار می‌روند، دو اثر فوق شایعترین آثار نامطلوب آنها به شمار می‌روند.

به دنبال مصرف سیستمیک این داروها، آثار سمی که شیوع کمتری دارند عبارتند از: تحریک و تشنج در کودکان، افت فشار وضعیتی و پاسخهای آلرژیک. حساسیت دارویی، به خصوص به دنبال مصرف ترکیبات موضعی این داروها نسبتاً شایع می‌باشد. آثار ناشی از مصرف بیش از حد آتروپین می‌باشد و به همان روش نیز درمان می‌شوند. مصرف بیش از حد آستمیزول ممکن است موجب آریتمی‌های قلبی ‌شود و امروزه در آمریکا در دسترس نمی‌باشد؛ در اثر تداخل دارویی مهارکننده‌های آنزیمی نیز ممکن است همین عارضه اتفاق افتد.

تداخل‌های دارویی

در بیمارانی که ترفنادین یا آستمیزول را همراه با کتوکونازول، ایتراکونازول یا آنتی‌بیوتیک‌های ماکرولیدی مثل اریترومایسین مصرف کرده‌اند، مسمومیتهای قلبی قابل توجهی از جمله آرتیمی‌های بطنی بالقوه کشنده اتفاق افتاده اند. این آنتی‌بیوتیکها متابولیسم بسیاری از داروها را به وسیلة‌ CYP3A4 مهار می‌کنند و موجب افزایش چشمگیر غلظت خونی آنتی‌هیستامین‌ها می‌شوند. مکانیسم این اثر سمی، انسداد کانالهای پتاسیمی در قلب است که مسؤول رپلاریزاسیون پتانسیل عمل می‌باشند (کانالهای -). حاصل آن طویل شدن پتانسیل عمل است که در صورت تشدید به آریتمی منجر ‌می‌گردد. با تشخیص این مشکلات، ترفنادین و آستمیزول از بازار دارویی آمریکا جمع‌آوری شدند. هرچند هنوز این داروها در دسترس قرار دارند، مصرف آنها در بیمارانی که از کتوکونازول، ایتراکونازول یا ماکرولیدها استفاده می‌کنند و در افرادی که مبتلا به بیماریهای کبدی هستند، ممنوع می‌باشد. آب گریپ‌فروت نیز CYP3A4 را مهار می‌کند و نشان داده‌اند که سطح خونی ترفنادین را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.

در مورد آنتاگونیست‌هایی از که اثر خواب‌آور واضحی دارند اضافه کردن داروهای دیگری که باعث تضعیف دستگاه عصبی مرکزی می‌شوند، آثار اضافی ایجاد می‌کند و لذا مصرف آنها در زمان رانندگی یا کار کردن با ماشین‌آلات ممنوع است. همین طور، اثرات تضعیف سیستم اتونوم، موجب تقویت آثار داروهای موسکارینی و مسدد آلفا ‌می‌گردد.

درمان علل سیستمیک

درمان خارش باید بر اساس علت زمینه‌ای باشد در افراد با خارش که علت زمینه‌ای دارند(مثل هایپرتیروئیدیسم، فقر آهن،هوچکین، HIV) خارش بتدریج با بهبود شرایط اولیه کاهش می‌یابد. اگر چه بحث در مورد درمان خارج از حوصله این مقاله است درمان مرحله‌ای مخصوص برای اورمی و خارش کلستاتیک و سایر شرایط همراه خارش در جدول 6 آمده است:

درمان غیراختصاصی خارش

درمان اختصاصی خارش

استفاده از سوبریکانهای پوستی به طور دلخواه، پترولاتوم یا سوبریکانت در موقع خواب، لوسیون‌های فاقد الکل هایپو آلرژیک در حلول روز

کاهش دفعات استحمام و محدود کردن حمام به تماس کوتاه با آب ولرم، نوازش مختصر پوست خشک و استفاده از سوبریکانتهای پوستی بلافاصله

استفاده از صابون ملایم، بدون بو و هایپوآلرژن 3-2 بار در هفته. استفاده محدود از صابون در زیر بغل و ران (به جز پاها، بازوها و تنه)

کلستازیس:

کلسیترامین (Questran) و 6-4 خوراکی 30 دقیقه قبل از غذا اورسودیول اسید (Actigall) 15-13 میلی‌گرم به اضای هر کیلوگرم روزانه به صورت خوراکی

(Zofran) ondansetron

8-4 میلی‌گرم وریدی سپس 4 میلی‌گرم خوراکی هر 8 ساعت

انتخاب لباسهایی که پوست را تحریک نمی‌کنند(ترجیحا") از 2 لایه کتان یا نایلون به صورت متخلخل بافته شده پرهیز از لباسهایی که از پشم، کتان نازک بافته شده یا مواد عایق حرارت (پارچه‌های صناعی)

آنتاگونیست‌های دسپتوراپیات مثل (Revex) Nalmefen 20 میلی‌گرم خوراکی هر 12 ساعت

(Rifadin)Rifampin 300 میلی‌گرم خوراکی 2 بار در روز

Bile duct stenting برای کلستاز خارج کبدی

موقع شستن ظروف یا استحمام اضافه کردن روغن حمام (Alpha Keri) به سیکل آبکشی

درمان با نور روشن

Bright light therapy

پرهیز از استفاده از وازودیلاتورها مثل قهوه، الکل، آب داغ، ادویه

پرهیز از مصرف داروهای محرک موضعی از قبیل کورتیکواستروئیدها برای دوره‌های طولانی (خطر آتروفی پوستی) و بیحس‌کننده‌های موضعی و آنتی‌هیستامین‌ها ممکن است پوست خارجی را حساس کرده و خطر درماتیت تماسی را افزایش دهد.

خارش نوروتیک:

(orap) pimozide به صورت خوراکی برای ضایعات پوستی

جلوگیری از عوارض خاراندن با کوتاه و تمیز نگاه‌داشتن ناخنها و با مالیدن کف دست‌ها بر روی پوست در صورتی که خارش غیرقابل اجتناب باشد

بهار کننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین مثل فلووکسامین (luvox)، فلوکسین (prozac) پاروکستین(paxil)

درمان‌ها:

عوامل ضد خارش استاندارد:

منتور وکامفورد مثل محلول Sarna حمام با oatmeal (آرد جو) مثل Aveeno

Pramoxine مثل Parmagel

نوتالژیا پارستتیکا

کرم کپسایسین 025/0% (zostrix) برای مناطق سوکالیزه 4-6 بار روزانه برای چند هفته

محلول کالامین (caladryle):

مورد استفاده در ضایعات مترشحه به صورت انحصاری)

کرم (Zonalon) 5% Doxepin

عوامل ضد خارش موضعی برای خارش مکرر و مزمن (مثل درماتیت آتوپیک شدید)

محلول Burrow’s (پوشش مرطوب)

unna’sboot ، امولسیون تار

پلی سیتمی‌ورا:

آسپرین mg500 خوراکی هر 8 ساعت تا 24 ساعت

پاروکستین (paxil) 20-10 میلی‌گرم خوراکی روزانه

اینترفرون آلفا 35-3 میلیون واحد در هفته

اپیوئید نخاعی منجر به خارش

عوامل ضد خارش سیستمیک: مورد استفاده در بیماری آلرژیک و کهیری.

(Sinequan)doxepin 25-10 میلی‌گرم در موقع خواب. هیدروکسی‌زین (Atarax) 100-25 میلی‌گرم در موقع خواب

آنتی هیستامین‌های غیر سداتیو مثل (Allegra) fexofenadine

Ondansetron: 8 میلی‌گرم وریدی همراه با opioid

(Nubain) Nalbuphine 5 میلی‌گرم وریدی همراه با opioid

اورمی:

Ultraviolet B phototherapy

2بار در هفته تا یکماه

شارکول فعال 6 گرم خوراکی روزانه

کرم کایسایسین 025/0% برای نواحی لوکالیزه 4-6 بار روزانه برای چند هفته

اونادترون و ناتروکسان (Trexan) در درمان خارش ناشی از اورمی مؤثر نیستند

عوارض خارش: زمانی که خارش با خاراندن شدید همراه باشد تشدید می‌شوند.

لیکن سیمپلکس کرونیکوس ضخامت لوکالیزه پوستی است که اغلب در پشت گردن، انتهاها، اسکروتوم، vulva، آنوس و باتوک‌ها ظاهر می‌شود در prurigo nodularls یک واریانت لیکن سیمپلکس کرونیکوس ندولهای 20-10 میلی‌متر در تمام نواحی گسترش می‌یابد که براحتی در معرض خاراندن هستند از قبیل پشت بازوها و پاها.(31)

در prurigo nodularis به راحتی با کرم حاوی کپسایسین 025/0% (zoltrix) درمان می‌شود که بصورت موضعی 6-4 بار در روز برای 8-2 هفته استفاده می‌شود.

زرد زخم ممکن است نتیجه سوپر اینفکشن excoriationها که در بیماران با درماتیت آتوپیک اتفاق می‌افتد ایجاد شود.

بیخوابی مربوطه که در افراد پیر شایع است با خارش تشدید می‌شود فقدان خواب به طور مشخص کیفیت زندگی را متأثر می‌کند نیز افزایش خطر تصادفات و جراحات که به بدتر شدن شرایط بیانجامد.

از آنجا که ضایعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشکی پوست و خارش های مداوم زخم های موضعی را نیز ایجاد می‌کند در این حالت مصرف کورتیکواستروئید ها و بیحس کننده های موضعی با پایه چرب نه تنها کمکی به درمان نمی‌کند بلکه ممکن است عوارض پوستی را به همراه داشته باشد و ضایعات را بدتر کند.

مروری برمتون

آقای habif درکتاب clinical Dermatology درسال 1997 ترکیب موضعی unna`s boot که شامل زینک اکسید ، کالامین ، گلیسیرین و ژلاتین می‌باشد (10) احتمالاً‌ بتواند در درمان خارش ، خشکی پوست و بهبود زخم های ایجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای کورتیکواستروئیدهای موضعی باشد . امروزه گزارشاتی در خصوص اثرات ضد خارش این دارو و بخصوص اثرات مفید این دارو در بهبود زخم ها (و13و14و15و12)و بخصوص زخم های فشاری وجود دارد که در اثر بهبود وضعیت میکروسیرکولاسیون پوستی و زیر پوستی آن می‌باشد (16,17) . از طرفی این ترکیب بدلیل داشتن گلیسیرین و ژلاتین می تواند اثرات مفیدی در خصوص برطرف کردن خشکی ناحیه خارش دار داشته باشند.

خارش بعنوان یک عارضه مزمن ناشی از اثر سولفورموستارد بر پوست بدن، معضل عمده ای در بسیاری از جانبازان شیمیایی محسوب می شود. تاکنون درمانهای علامتی مختلفی از جمله آنتی هیستامینها، بیحس کننده های موضعی و کورتیکواستروئیدها برای کنترل این ضایعه استفاده شده اند که هر کدام بنا به دلایلی، محدودیت مصرف گسترده و طولانی مدت دارند. امروزه از ترکیبات مختلف کالامین و زینک اکساید مانند Unna`s Boot بعنوان یک ترکیب موثر و کم عارضه برای التیام خارش استفاده می شود که ما در این مطالعه این محصول را با کورتیکواستروئید مقایسه کردیم


بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

در عصر حاضر انسان به واسطه حاکمیت ماشینیزم و توسعه غوم آسای صنعت و تکنولوژی با دستهای خود ، خویشتن را مقهور تکنولوژی کرده است از طرفی رشد بی رویه جمعیت و پیچیده تر شدن روابط انسانی ، منجر به از خود بیگانگی و افزایش اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شده است در نتیجه در جستجو برای شناخت واقعی خویش بیش از هر زمان دیگر برای انسان اجتناب ناپذیر شده است،
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 405 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 168
بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

موضوع این پژوهش بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی دانش­آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1385 – 1384 است .

در این تحقیق، محقق به منظور رسیدن به هدف شناخت و درک هرچه بیشتر تفاوتها در میان مادران دانش آموزان دارای نارسایی بینایی و مادران دانش­آموزان عادی مورد بررسی قرار داده که هر دو گروه شامل 30 نفر آزمودنی بوده است .( به عبارت دیگر 30 نفر از مادران دانش­آموزان دارای نارسایی بینایی و 30 نفر از مادران دانش­آموزان عادی بوده است) .

در این پژوهش با توجه به متغییر مستقل و وابسته آن که به ترتیب، جنسیت و میزان افسردگی بوده است از روش پژوهشی پس رویدادی استفاده شده است.

ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک است .

برای تجزیه و تحلیل داده ها چون هدف پژوهشگر مقایسه میانگین های دو گروه مستقل است از آزمون t استفاده شده است .

و پس از به کارگیری از آزمون t یافته های نتایج نشان داد که :

بین افسردگی مادران دانش­آموزان عادی و دانش­آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد.

مقدمه:

در عصر حاضر انسان به واسطه حاکمیت ماشینیزم و توسعه غوم آسای صنعت و تکنولوژی با دستهای خود ، خویشتن را مقهور تکنولوژی کرده است . از طرفی رشد بی رویه جمعیت و پیچیده تر شدن روابط انسانی ، منجر به از خود بیگانگی و افزایش اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شده است . در نتیجه در جستجو برای شناخت واقعی خویش بیش از هر زمان دیگر برای انسان اجتناب ناپذیر شده است، تا در این رهگذر بتواند به گونه­ای سازنده و مطلوب با دنیای درون و بیرون خود رابطه منطقی برقرار کرده و بر اساس یک شناخت درست و سنجیده و مسایل ، مشکلات و پیچیدگیهای زندگی خویش روبرو شود و از افتادن در دام نگرانیها و تشویشهای فکری و نگرشهای غلط خود را محفوظ نگه دارد ( تامپسون. رودلف ،ترجمه طهوریان، 1384 ) .

امروزه همراه با پیشرفتهای فنی و تحولات صنعتی ، جوامع به مراتب پیچیده تر شده اند . انسانها به رفاه نسبی بیشتری رسیده اند و همراه با آن تلاش و کوشش بیشتری نیز می کنند . با این حال نباید غافل از این نکته بود که همین تحولات ،توأم با اثرات نامطلوبی بر روی جسم و روان افراد بوده است . یکی از اثرات مزبور، با پدید آمدن اختلال روانی عمده ای به نام « افسردگی » است که موضوع مورد بحث این پژوهش می باشد.پدیده افسردگی کما بیش ناشناخته است و بسیاری از افراد به وخامت آن پی برده اند . در نظر آنها، این مسئله معمولاً یک بیماری خفیف و ساده تلقی می شود . یکی ازعلل، کم توجهی به افسردگی اشتباه گرفتن آن با غمگینی معمولی است. در این زمینه نظریه پردازی به نام « ایکی اسکال » معتقد است که : غمگینی و افسردگی دو چیز متفاوت هستند و مردم باید این دو را از هم بدانند . (هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر،1375).

در حالت افسردگی، ساده، شخص سعی می کند خودش را از اضطراب و بی علاقگی به زندگی رهایی بخشد . این حالت ، معمولاً یک واکنش عاطفی در قبال زندگی است . در حالت افسردگی شدید عبارت می شود از کم شدن توموس « کشیدگی طبیعی عضله » روانی که روی خلق، رفتار و احساسی که شخص از وجود خود دارد اثر می گذارد. حالاتی که ممکن است برای شخص افسرده پیش آید: خستگی مختصر ، بدبینی ، نا امیدی ، غمگینی ، کاهش فعالیت روزمره و حتی کاهش استعداد ، عدم اعتماد به نفس ، اضطراب ، خود کم بینی ، احساس گناه و بالاخره احساس بی ارزشی ، بیچارگی و تنهایی است ( سابینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379) .

زمانی که علت بسیاری از مشکلات روانی کودکی هنوز مشخص نبود انگشت اتهام به سوی مادران نشانه می رفت . در خانواده و جامعه مادر را مقصر اصلی مشکل رفتاری دانش آموزان می دانستند ، چنین رسوایی هایی اجتماعی و تهمتهای ناروا به مادران در جوامع کم نبوده و هنوز هم ادامه دارد.

این مسائل باعث شده که مادران نه تنها دشواریهای پرورش و تربیت را بعهده بگیرند، بلکه در کنار آن همواره دچار افسردگی و تشویش باشد که آیا به راستی من مادر خوبی هستم؟ این احساس اضطراب و تشویش در مادرانی که دارای دانش آموزان استثنایی هستند، بیشتر دیده می شود . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).

متأسفانه در این مسیر نه تنها جامعه به آنها کمک نمی کند بلکه باورهای سنتی پیش از پیش مادران دارای دانش آموزان استثنایی را آشفته کرده و از نظر وجدانی آنها را تحت فشار می گذارد . مادر شدن به خودی خود مشکلی را نباید برای کار آنها پدید آورد. هیچ مادری نباید در جامعه مجبور شود میان زندگی مستقل و فرزندش یکی را انتخاب کند. جامعه ای موفق است که زن در آن بتواند به تنها میل و لذت فرزندپروری را تجربه کند، بلکه رکن آن استقلال در زندگی و رشد و تکامل وجودی خویش را نیز حفظ نماید .لازمه تحقق این خواسته ها مشارکت زنان در مدیریت زندگی خانوادگی ، مشارکت در قبول مسؤولیت فرزندپروری زن و مرد در کنار یکدیگر و تعیین نگرش در به کارگیری زنان در اجتماع است . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).

پرورش تواناییهای بالقوه دانش آموزان با نارسایی بینایی مستلزم این است که جامعه برنامه­های از پیش آماده­ای را برای آموزش و پرورش خاص آنها آماده کرده باشد . آسیب های بینایی در میان نقایص حسی آشکارترین نقایص هستند که به میزان زیادی می توانند انطباق فرد نابینا با محیط او را تحت تأثیر قرار دهند. دانش آموزان دارای آسیب بینایی نباید به دلیل این آسیب دیدگی از صحنه تلاشهای اجتماعی حذف گردند، آنها می توانند هم در جهت شکوفایی تواناییهای بالقوه خود و هم در جهت کمک به حرکت جامعه به سمت اهداف مورد نظر مفید و به این ترتیب با ایفای نقش مثبت خود، هم به بهداشت روانی خود و خانواده خویش و هم به بهداشت روانی اجتماعی خود کمک نمایند ( نامنی ، 1381 ).

لازم به ذکر است که افسردگی یک بیماری شایع و ناشناخته می باشد که امکان بروز آن در تمام دوره­ها اعم از کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و پیری وجود دارد.

به نظر می رسد افسردگی معمولاً بعد از حادثه ای فشار آور یا از دست دادن هر آنچه برای شخص با اهمیت است شروع می شود. ممکن است وجود یک فشار روانی سبب ایجاد رفتاری در خود شود که تا مدتها ادامه یابد و به دنبال آن الگوهایی فکری نامطلوبی برای او به وجود آورده و نیز تمایلی را در وی پدید آورده که هر رویدادی را یک مصیبت تعمیم دهد و دنیا را در نظرش تیره و تار سازد.

شخص افسرده غالباً خصوصیات مثبت خود رافراموش و به خصوصیات منفی خود فکر می کند . اگر او به پیشرفت مورد انتظارش نرسد، افکاری این چنین در شخص پرورش می یابد: « من شخص بی فایده ای هستم و به هیچ کاری نمی آیم ، همه مرا ضعیف می پندارند. » خصیصه این نوع تفکر زیاده روی در تعمیم است ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).

همچنین بک معتقد است که : افراد افسرده به این دلیل افسرده اند که در روش تفکرشان خطا می کنند و یا به راه مبالغه می روند ،شخص افسرده نظر منفی در باره خود، دنیا وآینده اش دارد .بیمار افسرده به دلیل عدم اعتماد به نفس مشکلات و مسائل ­پیش آمده را نمی­تواند حل کند. او احساس ناتوانی می­کند این احساس سبب رنجوری او می­شود به طوریکه ممکن است دست به خودکشی زدن را در ذهن خود بپروراند.

البته این افراد معمولاً اقدام به خودکشی 8 برابر خودکشی های منجر به مرگ است. (هالاهان وی فمن، 1988،ترجمه ماهر،1375).

تحقیقات انجام شده نشانگر این واقعیت است که عقده­های روانی حل­نشده دوران طفولیت عامل اصلی بروز افسردگی در هنگام بلوغ می­باشد ( هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر ، 1375 ).

بیان مسئله:

افسردگی به مجموعه علائمی گفته می­شود که رفتارهای کلامی و غیرکلامی انسان اساس شرایط محیطی با برخی تغییرات فیزیولوژیک منعکس می گردد، بنابر این باید گفت که افسردگی ضعیف و زودگذر و با علائم اندک رو به زوال، از حالات عاطفی انسان است و افسردگی زمان دار با علائمی فزاینده اختلال عاطفی شمرده می شود. افسردگی را شاید به حالتی توصیف کرد که باتغییر اساسی و اولیه در خلق شروع و با مداومت احساس غم و اندوه به درجات مختلف مشخص می گردد ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).

تغییر خلق از علائم ثابت و متفاوتی است که برای روزها ، هفته ها ، ماهها و سالها به طول می انجامد همراه با تغییر خلق و دگرگونیهایی در رفتار ، کار آیی و عملکرد فیزیولوژیک نیز پیش می آید . دو مشخصه اصلی افسردگی نا امیدی و غمگینی می باشد و شخص رکود وحشتناکی احساس می کند و نمی تواند تصمیمی بگیرد یا فعالیتی را شروع کند و یا به چیزی علاقمند شود، شخص افسرده در احساس بی کفایتی و بی ارزشی غوطه ور می شود گاه گریه می کند و ممکن است به خودکشی بیفتد ( هالاهان وی فمن ،1998، ترجمه ماهر، 1375 ).

افسردگی از دیدگاه یادگیری و بر اساس محرک و پاسخ نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . صاحبنظران رفتار گرا معتقدند که افسردگی عبارتند از کاهش چشمگیر حساسیت در برابر محرکهای محیطی است ( هالاهان و کافمن،1998،ترجمه ماهر ، 1375 ).

با به دنیا آمدن اولین فرزند مادر بالاترین لذت های زندگی را در وجود خود می یابد . در چشمان کودکش بالاترین صداقت و معصومیت را می بیند و گویی کودک با چشمانش نظاره گر کارهای مادر است . دیگر کودک در کالبد مادر قالب بندی شده و امروز گرمابخش وجود اوست کودکی که در گهواره خوابیده، لبخند دانش آموزانه می زند و بالاخره نوپایی که مشتاقانه به سوی دستها و آغوش مادر می رود و شیرین زبانی می کند .

اما چرا به یکباره احساس افسردگی بی مقدمه تمام آن لحظات لذت و شعف مادرانه را بر هم می ریزد؟ چرا می شنویم که مادران در گوشه و کنار زمزمه می کنند که خود را قربانی بچه­هایشان کرده اند؟ و این احساس افسردگی و تشویش در مادران بیشتر دیده می شود و وجدان آنها را تحت فشار می گذارد.

ما به مادران تلقین کرده ایم که مهمترین وظیفه شما نگهداری از فرزند است و در غیراینصورت گناهکارید، احساس گناه، احساس طبیعی در ذهن ووجود مادران نیست، احساسی است که جامعه به آنها از قدیم تا کنون تزریق کرده است . تعریف جامعه از مادر یعنی کسی که نگهبان رفاه و آسایش کودک است .

افسردگی به عنوان خلق یا عاطفه، احساس یا هیجان همراه همیشگی تجربیات طبیعی انسان و دگرگونیهایی است که در زندگی او پدید می آیند . بنابراین به منظور انجام پژوهش علمی، بررسی باید در یک چهار چوب محدود ومعین صورت بگیرد . به عبارت دیگر باید مشخص کرد که افسردگی در چه گروهی و در چه مقطع سنی مورد آزمایش قرار می گیرد . محقق با توجه به این نکات مسأله پژوهش را این طور بیان می کند که به چه دلیلی گروهی را انتخاب کرده ایم مناسب است؟

در بیماری افسردگی آنچه برای بیمار خوشایند بوده، دیگر برای او جالب نیست نه خوشی هست و نه توقع آن ، هر کاه کوه می شود ، در عین حال احساس گناه سبب حس مسؤولیت می شود و بیمار افسرده به زحمت کارهای روزمره را انجام می دهد و به اشکالاتی در زندگی روزمره برخورد می کند که اکثراً به خاطر فشارهای گوناگون اجتماعی ، محدودیتهای تحصیلی ، فشارهای خانوادگی و امثال آن می باشد .

با توجه به مسائل فوق مهمترین سؤال این پژوهش به شرح ذیل می باشد :

- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت وجود دارد ؟ و در پژوهش حاضر مساله اصلی « مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی است » که محقق به آن پرداخته در این رابطه لازم به ذکر است اگر چه افسردگی از دیرباز به عنوان یکی از نابسامانیهای روانی عمده شناخته شده است در دودهه اخیر اهمیت این بیماری هم از حیث، آزاری که مبتلایان به آن تحمل می کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که به علت این ناراحتی منابع درمانی ملت ها تحمیل می گردد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است .

اهمیت و فایده تحقیق:

همه افراد برای اینکه یک زندگی عادی و بدون دغدغه به همراه آرامش را داشته باشند باید از سلامت روحی و روانی برخوردار باشند در غیراینصورت هیچگاه احساس رضایت و خشنودی را از زندگی خود نخواهد داشت. افسردگی هم از جمله مسائل روحی و روانی است که باید مورد توجه قرار گیرد زیرا بالابودن افسردگی در افراد باعث بروز مشکلات عاطفی و روانی و حتی می توان گفت باعث بروز ناراحتیهای عصبی فراوان در زندگی همه افراد می شود که البته این مشکلات با توجه به نقایص افراد دارای نارسایی بینایی دو چندان شده ، و احتمال ابتلای این افراد ( دارای نارسایی بینایی ) نیز به مشکلات روحی و ورانی به دلیل داشتن نقصانهای موجود بیشتر از افراد عادی می باشد و تأثیرات آنها بر روی زندگی این افراد زیاد و بسیار حائز اهمیت است لذا باید با توجه به تحقیقات راه حلی منطقی برای کمتر کردن این مشکلات و یا لااقل با شناختن روحیات و افکار و نقاط ضعف این افراد طرز برخورد مناسب با آنها را شناسایی کرده و در روابط خود با آنها بدانیم که چه چیزها و مسائلی را باید در رفتار با آنها بیشتر در نظر داشته باشیم تا کمترین ناراحتی را برای آنها به وجود نیاوریم ( سیف نراقی، نادری 1380 ).

نابینایان نیز به دلیل مشکلات خاص خود از نظر افسردگی و سایر عوامل روانی مشکلات بیشتری پیدا می کنند زیرا واکنش اجتماعی و طرز برخورد افراد جامعه نسبت به این دانش آموزان و احساسات مختلفی مانند ترحم و دلسوزی در مورد نابینایان معمولاً شرایط دشواری برای دانش آموزان نابینا ایجاد می کند و در نتیجه اختلالاتی در خلق و خو و رفتار این دانش آموزان پدید می آورد نکته مهم اینکه دانش آموزان نابینا اگر چه از اختلالات حسی رنج می برند ولی وضعیت روانی آنها متفاوت است و هر کدام عوارض روانی مخصوص به خود دارند ( میلانی فر ، 1375 ).

گروهی از متخصصان ( لوئنفلد [1] ، 1979 )معتقدند که نابینایی بر ادراک فرد و نهایتاً شناخت او از جهاتی چون گوناگونی دامنه توجه تحرک و جابجایی واکنش متقابل با محیط تأثیرات سوء می گذارد و آنها را محدودکرده و لذا این محدودیتها ممکن است بر خودپنداره فرد نابینا تأثیر منفی بگذارد ( نادری ، سیف نراقی ، 1380 ).

افسردگی بیماری پیچیده و چندوجهی می باشد و اهمیت موضوع از آن جهت است که در عصر حاضر افسردگی به عنوان یکی از اختلالات عمده در طبقه بندی بیماریهای روانی مطرح شده است . و این بیماری یکی از مسائل جوامع صنعتی امروز است که باید به آن توجه ویژه­ای شود زیرا زمانیکه بر شدت آن افزوده و فشارها غلبه خود را بیشتر کند خطر بروز خودکشی که مسئله ای خانمان سوز مطرح می گردد و به همین دلیل به راحتی نمی توانیم عامل مشخصی را تشخیص داده و به روی آن انگشت گذاشت . چون استرسهای روانی موجب تغییرات بیولوژیکی می شوند بنابراین تمایز قائل شدن بین عوامل فیزیکی و اجتماعی بیهوده است .

اهمیت وکاربرد تحقیق:

1 – با انتخاب موضوعی که محقق در نظر گرفته است با استفاده از ابزارهای علمی به بررسی سیستماتیک و عینی آن می پردازد .

2 – با بررسی اختلالی به نام افسردگی در مورد مادران می توان به درجات شدت و شیوع آن در جامعه پی برد .

3 – آنچه مسلم است در هر کار تحقیقی و پژوهشی در انتهای یک سری مسائل و عللی که باعث بروز مشکل ومسأله گردیده است مشخص و آشکار می شود که این امر کمک مؤثری در شناخت هر چه بیشتر و توجه به مسأله و تلاش در جهت رفع نقص می باشد از نتایج تحقیقات می بایستی که برنامه های کوتاه مدت و درازمدت استفاده کرد.

کودک نابینا و یا نیمه بینا به دلیل مشخصه خاص بینایی قابل شناسایی و تشخیص است.

نگاههای مختلفی از سوی همسالان و والدین ومربیان متوجه کودک نابینا گاهی همراه با تأسف و دلسوزی و گاهی با دنیایی از اندیشه و تفکر بعضی کودک نابینا را اصلاً کودک نمی بیند در واقع خیلی وقتها وقتی برخوردی با این انسان نابینا پیدا می کنیم در تعریف و توضیح برخوردخود به خانواده و فرد دیگری به طور ناخود آگاه همه ابعاد وجودی آن برادر یا خواهر نابینا را فراموش و خیلی ساده می گوییم « یک کور بود » آری خیلی زود خویشتن خویش را فراموش می نماییم و خیال می کنیم وقتی به دنیا آمدیم در مقابل آیینه ای نشستیم و بر صورت خود یک جفت چشم ترسیم می نمودیم بی خبر از آنکه نابینا نیز خود مانند ما اراده ای در داشتن حس بینایی و یا نداشتن حس بینایی نداشته است ( هالاهان ، کافمن ، ترجمه جوادیان،1375 ).

تعداد زیادی از افراد نابینا نمی خواهند مورد ترحم قرار گیرند و حتی از کمکهای غیر ضروری دیگران بهره مند گردند . با وجود اینکه در بعضی از موقعیتها ممکن است به کمک نیاز داشته باشند اما در اصل ترجیح می دهند که مستقل باشند . آنهابه توجه دیگران نسبت به خود ارج می نهند . اما مایلند که افراد به جای اشاره کردن به تفاوتهایشان از تشابهاتشان گفتگو کنند . ( دانش آموزان استثنایی ،هالاهان ، کافمن ، دانیل پی ، ترجمه مجتبی جوادیان 1375 ).

نقص نابینایی بیش از هر معلولیتی نابینایی به بار می آورد به راستی چرا اینقدر ما از نابینایی می ترسیم و توجه بیشتری به آن معطوف می داریم؟ اولین دلیل آنست که نابینایی نمایان تر از سایر معلولیتهاست بین نگرش مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان نابینا نسبت به فرد نابینا تفاوت وجود دارد . دانش آموزان استثنایی از جمله افراد نابینا حق دارند که به راحتی در جامعه زندگی کنند همانند افراد عادی و دیگران از آنها استقبال کرده و بدون ترحم به آنها کمک نمایند . این افراد خود به دلیل بیماری و ضایعه ای که دارند از درون رنج می برند ودچار مشکلات عاطفی و روحی و روانی می گردد اگر این فرد دارای نارسایی بینایی با این مشکلات درونی وارد جامعه ای گردند. که او را پذیرش نمی کند و نگرش منفی نسبت به این افراد دارند مشکلات آنها صدچندان می شود . پس بنابراین باید نگرشهای خود را تغییر داده وهم دست به دست دهیم تا این افراد نه تنها منزوی و پرخاشگر نشوند بلکه از استعدادهای درونی دیگر جهت نشان دادن و برتری داشتن نسبت به افراد دیگر استفاده نماید .

اما خانواده و اعضای آن که ارتباط مستقیم ومداوم و اولیه فرد دارای نقص بینایی می باشند خانواده یک نظام اجتماعی است و مداوم و اولیه فرد دارای نقص می باشند . خانواده یک نظام اجتماعی است و فرد نابینا یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر بلکه بر سایر افراد خانواده نیز دارای تأثیر متقابل و تعامل می باشند . این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است یعنی نابینایی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها وظائف خود را به نحو مطلوب انجام دهند . و در نتیجه در عملکرد خانواده با حضور یک کودک نابینا اشکالات و وقفه هایی بوجود می آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه تحقیق و بررسی می شود و مشکلات اساسی را برطرف نمایند و نیز بهداشت روانی خانواده را از جهت اقتصادی ، اجتماعی و عاطفی دچار مشکل می نماید و خانواده در مقابل معلولیت فرزند خود واکنشهایی مثل احساس گناه احساس غم و اندوه ، از دست دادن امیدبه زندگی ، انکسار ، تنهایی ، دوگانگی احساس را نشان می دهد که بهداشت روانی خانواده را به هم می زند.

ما باید تمامی جامعه و افراد را به نارسایی بینایی پذیرا بکنیم تا مورد پذیرش افراد قرار بگیرد.زیرا به عنوان مثال : اگر نگرش معلم نسبت به فرد نارسایی بینایی منفی باشد کودک کم کم از معلم دور شده و از درس زده می شود و دچار افت تحصیلی و کم کاری و استرس و اضطراب می شود یا اگر پدر و مادر نگرشی منفی نسبت به نارسایی فرزندخود داشته باشد مدام خود را سرزنش می کنند و در ازای اینکه در جمع قرار بگیرند کناره گیری می کنند و یا اگر خود نیز به محافل میهمانی و دیگر مراسم بروند فرزند خود را نیز همراه خود نمی برند تا مایه خجالت و سرافکندگی آنها نباشد ( هالاهان،کافمن، ترجمه جوادیان ، 1375 ) .

فرضیه پژوهش

- بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنا داری وجود دارد.

سؤال پژوهش

- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی دار وجود دارد.

متغیرهای پژوهش

در این پژوهش:

متغیر مستقل : جنسیت

متغیر وابسته: میزان افسردگی

متغیر کنترل: دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

تعاریف واژه­ها و اصطلاحات

تعاریف نظری:

از آنجایی که بسیاری از واژه­ها و اصطلاحات ، معانی گوناگونی دارد ، محقق در کاربرد آنها در تحقیق خود ناگزیر به تحریف آنهاست زیرا ممکن است در بعضی از موارد واژه­ها و اصلاح ویژه­ای مفهومی را به خواننده عرضه کند که اصولاً مورد توجه محقق نباشد. یا احتمالاً واژه و اصلاح خاصی برای خوانندگان بیگانه و نامفهوم باشد. با عنایت به مقدمه مذکور واژه­ها و اصطلاحات به کار رفته در این تحقیق به صورت زیر می باشد.

افسردگی : متداولترین نوع اختلال نورویتک به شمار می رود و عبارت است از ارتقاء به دیگران – حساسیت زیاد – عدم توانایی در نشان دادن خشم مستقیم نسبت به محیط خودآزاری به جای سرزنش محیط و ناکامی و خجالت و برون گرایی بیش از 50 درصد بیماران روانی دچار افسردگی هستند و زن ها بیشتر از مردها دچار افسردگی می شوند ( شاملو، 1372 ).

نابینای قانونی : فردی نابینای قانونی نامیده می شود که تیزی دیداری وی در چشم برتر از آن حداکثر ترمیم 200/20 ( بر مبنای اندازه گیری با تابلوی اسکن ) یا کمتر بوده ، میدان دید وی در بزرگترین قطور از بیست درجه بیشتر نباشد ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).

تعاریف عملیاتی:

دانش­آموز نابینا: در این تحقیق به دانش­آموزانی اطلاق می شود که در مدارس نابینایان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده و از خط بریل برای خواندن استفاده می کنند.

دانش­آموزان عادی : در این پژوهش افسردگی ویژگی است که به وسیله پرسشنامه افسردگی بک اندازه گیری می شود ( منظور از افسردگی نمره ای است که آزمودنی در این پرسشنامه کسب می کند ).

ادبیات پژوهش

نظریه­های مربوط به افسردگی

1 مدل شناختی افسردگی

مفصل ترین و جامع ترین توجیه شناخت افسردگی توسط بک در سال 1976 مطرح شده است ( مهریار ، 1373 ) .مدل شناختی بک ( بک ، 1976 ،) به طورطرح واره­ای در تصویر 1 – 2 نشان داده شده است . در این مدل نظر بر آن است که تجربه در افراد به تشکیل فرضها یا طرح­واره­هایی در باره خویشتن و جهان می انجامد و این فرضها یا طرح­واره­ها ، خود در سازمان بندی ادراک و در کنترل و ارزیابی رفتار مورد استفاده قرار می گیرند( فنل ، 1989 ).

تصویر 1- 2 – مدل شناختی افسردگی ( به نقل از فنل )

توانایی پیش زمینی تجربه­های فردی و معنی بخشیدن به آنها امری سودمند و در واقع ضروری برای کارکرد بهنجار است . اما برخی از فرضها انعطاف پذیری ، افراطی و مقاوم در برابر تغییرند و در نتیجه « ناکارآمد » یا نابارور هستند. این فرضها به مسایل مربوط می شوند درباره اینکه مثلاً مردم برای پیداکردن احساس خوشبختی چه کار باید کنند ( مانند این فرض که « اگر کسی افکار خوبی درباره من نداشته باشد نمی توانم احساس خوشبختی بکنم » ). و این که برای بوجود آوردن احساس ارزشمندی در خویشتن، چه کار باید بکنند و چگونه باید باشند ( مانند این فرض که « هر کاری را که بر عهده می گیرم ، باید خوب انجام دهم » ). فرضهای ناکارآمد به تنهایی نمی توانند پیدایش افسردگی مرضی را توجیه کنند. مسایل موقعی مطرح می شوند که اتفاقات مهمی بیفتند . اتفاقاتی که با نظام اعتقادی خود فرد سازگاری داشته باشد. بدین ترتیب این باور که ارزش هر کسی منحصراً به موفقیت بستگی دارد، در صورت شکست، ممکن است به افسردگی منجر شود. وقتی فرضهای ناکارآمد فعال شدند افکار « خود – آیند منفی » را بر می انگیزند . از این نظر به این افکار « منفی » می گوییم چون خود به خود به ذهن افراد می آیند و برخاسته از هیچ گونه فرآیند استدلال آگاهانه­ای نیستند. این افکار ممکن است تفسیرهایی از تجارب جاری باشند یا پیش بینی هایی درباره رویدادهای آینده و یا یادآوری چیزهایی که درگذشته اتفاق افتاده­اند و این افکار به نوبه خود سایر نشانه­های افسردگی را پدید می آورند : مانند نشانه­های رفتاری ( کاهش در سطوح فعالیت ، کناره گیری ) نشانه انگیزشی ( بی علاقگی ، رخوت ) ، نشانه­های هیجانی ( اضطراب ، احساس گناه ) نشانه­های جسمانی ( بی اشتهایی و بی خوابی ). با پیشرفت افسردگی ، افکار خود آیند منفی هر چه بیشتر زیاد و شدید می گردند و افکار منطقی تر هرچه بیشتر ناپدید می شود و بدین ترتیب دور باطلی شکل می گیرد از سویی فرد هر قدر افسرده تر می شود، بیشتر افکار افسردگی زا بیشتر به ذهن فرد می آیند و در او اعتقاد بیشتری نسبت به آنها به وجود می آورند، آن فرد افسرده تر می شود. شناخت درمانگر این دور باطل را درهم می شکند. بدین منظور او به بیمار یاد می دهد که افکار خود- آیند منفی را مورد سؤال قرار دهد و بعد با فرضهایی که آن افکار بر اساس آنها شکل گرفته­اند به چالش بپردازد ( فنل ، 1989 ).

تحریف­های[2] شناختی

بر طبق نظر یک محتوای ویژه افکار هوشیار[3] منجر به یک پاسخ هیجانی ویژه می شود ( کراندل و چامبلس[4] ، 1981 ). همسو با این نقطه نظر او معتقد است که مراجعین افسرده عقاید تحریف شده و منفی معینی در مورد خودشان، دنیا و آینده می سازند ( فولکمن و لازاروس ، 1984 ). تحریف های شناختی خطاهای منطقی منظمی هستند که باعث بازنمایی­های نادرستی از واقعیت ها می گردند ( مبینی ، 1376 ). این تحریفهای شناختی شامل موارد زیر است:

1 – انتزاع انتخابی[5] : شخص شواهد برجسته­تر و تناقصات را نادیه می گیرد و در مورد یک رخداد بر اساس یک چیز جزیی منفی نتیجه می گیرد.

2 – استنباط های دلبخواه[6]: که در آن ارزیابی منفی در غیاب شواهد صورت می گیرد.

3 – تعمیم بیش از اندازه[7]: یک نتیجه منفی از تنها یک رخداد گرفته می شود و به طریقی غیر قابل قبول در موقعیت های غیر مشابه بکار برده می شود.

4 – بزرگتر جلوه دادن[8] ( بعضی وقتها فاجعه آمیز جلوه دادن[9] نامیده می شود ): که در آن اهمیت یک رخداد منفی بیش از حد برآورد می شود یا بزرگ جلوه داده می شود.

5 – تفکر همه یا هیچ[10] : تمایل به فکر کردن به مطلق­ها ( هر چیزی خوب است یا بد و اغلب بد است ).

2 نظریه درماندگی آموخته شده

مفهوم درماندگی آموخته شده که توسط سلیگمن ( 1975 ) پیشنهاد شده در واقع مکمل نظریه شناختی افسردگی و تأثیر فقدان تقویت در آن است ( مهریار ، 1373 ) . این مفهوم بیشتر در مورد افسردگی هایی بکار می رود که با نوعی واکنش به عدم کنترل بر روی کیفیت ارضاء خواستها و تسکین ناراحتی و رنج شروع می شوند. در این حالت فرد افسرده به کندی عکس العمل نشان می دهد، خود را ناتوان و ناامید احساس می کند و نسبت به آینده نظر مطلوبی ندارد. طبق این نظریه آنچه باعث افسردگی می گردد نفس ضربه یا حادثه­ دردناک[11] نیست بلکه احساس ناتوانی فرد از کنترل آن حادثه است این احساس ناگزیر بودن ضربه دارای سه نوع تأثیر است:

1 – از لحاظ انگیزشی ، فرد مقاومت یا فرار را بی فایده می بیند و عکس العملی از خود نشان نمی دهد.

2 – از لحاظ عاطفی ، فرد به جای مقاومت و مبارزه به افسردگی پناه می برد.

3 – احساس افسردگی ، به نوبه خود ، روی برداشت شخص از خود و کارآیی پاسخهای او اثر می گذارد و یادگیری راه­ها و شیوه­های مواجهه با مشکل افسردگی را در آینده مشکلتر می سازد. افراد افسرده بین رفتار خود و تقویتهایی که دریافت می کنند رابطه­ای نمی بینند و احساس ناتوانی و بیچارگی در روابط شخصی آنان با افراد دیگر تأثیر می گذارد . طبق این برداشت از افسردگی ، کمک به بیمار در جهت احراز کنترل روی نتایج و پیامدهای رفتار او حائز اهمیت است . برای این منظور باید مریض را در شرایطی قرار دهند که احساس موفقیت و پیشرفت کند ( مهریار ، 1373 ).

تدوین جدید نظری درماندگی آموخته شده

آبرامسون[12] ، سلیگمن و تیسدیل[13] ، در سال 1987 با استفاده از مفاهیم اسناد مسئولیت به تدوین دوباره مدل قبلی پرداختند.در نظریه جدید فرض بر این بود که یک سبک اسنادی خاص فرد را در خطر ابتلاء به افسردگی قرار می دهد (ریم[14] و همکاران، 1993 ).

سیلگمن (1981) طی یک مقاله خلاصه­ای از مدل اصلاح شده اسنادی را ارائه نمود. طبق اظهارات وی در این مدل جدید برای وقوع افسردگی اتفاق چهار فرض کافیست( ویلیامز[15]، 1992 ).

1)فرد انتظار دارد که احتمالاً یک حالت آزاردهنده[16] شدید پس از پیشامدها رخ دهد ( یا یک حالت دلخواه پیش آمدها غیرممکن است ).

2 ) فرد در مقابل این حالات آزار دهنده خود را بی دفاع تصور می کند.

3 ) فرد سبک اسنادی غیر انطباقی[17] دارد به طوریکه رویدادهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی ، ناپایدار و اختصاصی نسبت می دهد.

4 ) هر قدر احتمال پیش آمدن حالت آزاردهنده و احساس کنترل ناپذیری آن شدیدتر باشد، همانقدر شدت نارساییهای انگیزشی و شناختی بیشتر خواهد بود. به بیان دیگر هر اندازه اهمیت رویداد کنترل ناپذیر برای فرد بیشتر باشد، به همان میزان شدت نابسامانی عاطفی و کاهش عزت نفس در فرد، بیشتر خواهد بود.

به دلایلی مبهم اغلب پژوهشهای بعدی روی فرض سوم تکیه کردند، به این معنی که اصرار دارند سبک اسنادی غیر انطباقی فرد را برای واکنش افسردگی وار در مقابل وقوع رویدادهای آزاردهنده یاعدم وقوع رویدادهای مثبت آماده می کند ( مبینی ، 1376 ).

افراد افسرده از روی عادت پیامدهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی نسبت می دهند و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی، ناپایدار و اختصاصی. به عبارت دیگر به دنبال شکست بیمار افسرده خود را سرزنش می کند و چنین می انگارد که علت شکست، عمومی و مستمر است و نیز به دنبال موفقیت، اهمیتی برای آن قائل نیست زیرا می پندارد این موفقیت هیچ معنای ضمنی برای سایر رفتارها و هیچ تأثیر مثبتی در آینده­اش ندارد . ماهیت و نوع اسناد برای تجربه آزارنده خاص طبیعت افسردگی را تعیین می کند. اسناد درونی تعیین می کند که عزت نفس فرد تحت تأثیر قرار گرفته، اسناد پایدار مزمن بودن افسردگی و اسناد کلی عمومیت احساسات افسردگی را تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها به وسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها بوسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می شود. در یکی از تجدید نظرهای اخیر از این مدل چنین فرض می شود که سبک اسنادی نه علت لازم و نه علت کافی افسردگی، بلکه یک علت مؤثر یا عامل خطر ابتلاء به افسردگی در کنار بسیاری دیگر از عوامل قرار دارد ( مبینی ، 1376 ) .

3-نظریه ناامیدی[18] افسردگی

آلوی[19] و آبرامسون (1988) نظریه درماندگی آموخته شده از نو تدوین یافته را به شکل جدید تری مطرح کردند که در آن نه درماندگی بلکه ناامیدی بعنوان عامل اصلی در بروز افسردگی تبیین شده است ( مبینی، 1376 ) . پیش از ارائه نظریه ناامیدی افسردگی لازم است بین عوامل لازم[20]، کافی[21] و جانبی[22] برای پیدایش اولیه علائم افسردگی از لحاظ مفهومی تمیز قائل شد. از نقطه نظر سبب شناختی علل لازم به آن دسته از عوامل اطلاق می شود که برای پیدایش مجموعه­ای از علائم افسردگی باید موجود باشند، علل کافی مجموعه­ای از عوامل آسیب شناختی است که در صورت موجودیت خود بروز علائم افسردگی را امکان پذیر می سازند و بالاخره علل جانبی به دسته دیگری از عوامل سبب شناختی اطلاق می شوند که احتمال پیدایش علائم را افزایش می دهند و از این رو برای بروز علائم نه کافی هستند و نه لازم ( آلوی و آبرامسون ، 1988 ).

در نظر ناامیدی افسردگی علل بر طبق روابط ترتیبی آنها در ارتباط با شروع علائم بیماری نیز از همدیگر تفکیک می شوند. علل دور از وقوع[23] که در ردیف سبب شناختی افسردگی جلوتر عمل می کنند و در این نقطه از ترتیب علی هیچ تظاهری از علائم افسردگی دیده نمی شود. از طرف دیگر علل نزدیک به وقوع[24] که نسبتاً دیرتر عمل کرده و کمی قبل یا همراه علائم این بیماری رخ می دهند. نظریه ناامیدی افسردگی صریحاً تأکید می کند که افسردگی یک اختلال نا همگون است و علاوه بر ناامیدی عوامل دیگر نیز از عوامل کافی برای وقوع افسردگی هستند. خلاصه این نظر در تصویر 2 –2 ،آمده است. یکی از برتری های عمده نظریه ناامیدی در مقایسه با نظریه درماندگی آموخته شده سلیگمن این است که این مدل نه تنها برای افسردگی یک علت کافی نزدیک به وقوع ذکر می کند بلکه در یک زنجیره علی ترتیبی از حوادث فرض می شود که در نهایت به علت کافی نزدیک به وقوع می انجامد. چنانچه در تصویر 2 – 2 ،دیده می شود زنجیره علی مفروض با وقوع رویدادهای منفی ( یا عدم وقوع رویدادهای مثبت زندگی ) شروع می شود و با ایجاد علائم افسردگی ( مخصوصاً افسردگی ناامیدی ) پایان می پذیرد . بر طبق نظریه ناامیدی وقتی مردم تصور می کنند که رویدادهای منفی خاصی در زندگی آنان رخ داده است اسنادهای علی متعددی بر اساس این وقایع بنا می کنند و درجه اهمیتی که برای این اتفاقات قائل هستند از عوامل جانبی احساس ناامیدی و بروز علائم افسردگی واقع می گردد . درنظریه نا امیدی دو بعد اسنادی برای فهم این موضوع که چطور ممکن است رویدادهای منفی زندگی در پدیدآمدن احساس ناامیدی سهم داشته باشد عبارتند از: بعد پایدار،ناپایدار و کلی،اختصاصی.

تصویر 2-2،زنجیره علی معین در نظریه ناامیدی سردگی ، علل کافی ، علل جانبی ( مبینی، 1376 ). پایین در اجماع ( مثلاً فرد در امتحان ریاضیات شکست می خورد در صورتیکه دانش آموزان دیگر قبول می شوند) . بالا در پایداری ( معمولاً در امتحان ریاضیات شکست می خورد ) . پایین در اختصاصی بودن ( معمولاً در امتحانات دیگر همانند ریاضیات شکست می خورد ).

به طور کلی هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل پایدار ( یعنی مداوم ) و کلی ( که احتمالاً پیامدهای بسیاری را در بر دارد ) نسبت داده شده و مهم تلقی شوند، احساس ناامیدی و به نوبه خود بروز علائم افسردگی را سرعت می بخشند. علاوه بر این هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل درونی همراه با علل پایدار و کلی نسبت داده می شوند، ناامیدی همراه با اعتماد به نفس پایین خواهد بود.


مونو گرافی روستای گرمه

در مطالعه سیر تمدن بشری به مرحله ای بنام «روستا نشینی» برمی خوریم که از نظر علم مردم شناسی و علوم اجتماعی حد واسط میان بیابانگردی و شبانی و مرحله شهر نشینی است می توان گفت دوره یکجا نشینی و ظهور تمدن ها و مظاهر آن همچون عمارات ،کاخ ها ،صنایع مختلف ،هنرها و علوم با آغاز دوره روستا نشینی پایه گذاشته شده است از اینرو صحبت از این مرحله در حیات آدمی
دسته بندی جغرافیا
فرمت فایل doc
حجم فایل 2678 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 145
مونو گرافی روستای گرمه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1-مقدمه:

در مطالعه سیر تمدن بشری به مرحله ای بنام «روستا نشینی» برمی خوریم که از نظر علم مردم شناسی و علوم اجتماعی حد واسط میان بیابانگردی و شبانی و مرحله شهر نشینی است.

می توان گفت دوره یکجا نشینی و ظهور تمدن ها و مظاهر آن همچون عمارات ،کاخ ها ،صنایع مختلف ،هنرها و علوم با آغاز دوره روستا نشینی پایه گذاشته شده است .از اینرو صحبت از این مرحله در حیات آدمی و بررسی خصوصیات فرهنگی آن ابعاد مادی و غیر مادی در حوزه علم مردم شناسی بوده و کار پژوهش مردم شناسی در خصوص توصیف و تحلیل جامعه روستایی همواره با دقت، ریز بینی ،کنکاش و ژرف نگری توأمان بوده است.

از انجا که علم مردم شناسی به مطالعه محیط های انسانی کوچک همچون روستا می پردازد پس بررسی علمی ویژگیهای یک روستا نیازمند روشهای علم مردم شناسی است.

بدین منظور از مردم نگاری در توصیف و تبیین خصوصیات و ویژگیهای جامعه روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی،جغرافیایی ،فرهنگی استفاده شده و در پایان علم مردم شناس دست به تحلیل یافته های مردم نگاری از مستندات و مشاهدات می زند.روستای گرمه با واقع شدن در استان اصفهان و برکرانه کویر مرکزی ایران دارای ویژگیهای فرهنگی،اجتماعی و جغرافیایی خاص مناطق کویری است.[1]

روستای گرمه بدلیل اقلیم خاص مناطق کویری و دوری از مراکز شهری در گذشته ای نه چندان دور نمونه ای جامع از فرهنگ دیرین ایرانی بوده است که از آن میان می توان به تکلم مردم به زبان هخامنشی یا پهلوی اشاره داشت که با وجود چند هزار سال گذشت زمان واستیلاء زبان وفرهنگ اسلام بر سراسر ایران هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.

دوری از راههای مواصلاتی سبب گردیده است که زبان،فرهنگ در ابعاد مختلف مادی وغیر مادی همانند ابزار کشاورزی ،نحوه کشت،آداب ورسوم وباورها طی سالیان دراز کمتر دستخوش تحول وتغییر قرار گیردواصالت فرهنگی ایرانی در این روستا حفظ شودولی متاسفانه طی دهه های اخیر وشروع صنعتی شدن ایران ورشد شهرنشینی ساختار جامعه روستای گرمه در ابعاد مختلف دچار تغییر گشته است که درفصول پایانی به ان اشاره خواهد شد.

گذشته از هر مساله ومطلبی باید به نقش وجایگاه ویژه فرهنگ روستا اشاره داشت که به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی وقرار گرفتن درحاشیه کویردر طول تاریخ به دورازتهاجمات وفتنه های اقوام بیابانگرد مغول و....مانده است وگنجینه نابی از فرهنگ کهن ایران راحتی قبل از دوره زرتشت درخود حفظ کرده است که جای تامل ومطالعه ژرف در فرهنگ،زبان،سنن وویژگیهای خاص محیطی روستا دارد.

آنچه که روستا را تازمان حال پیش آوردواز خرابی ومتروکه که شدن وجای ماندن در صفحات تاریخ گذشتگان رهانید لطف کویر بود وبرکت نخل خرما وباید اذغان داشت که نخل وخرما در فرهنگ منطقه خور و بیا بانک وبه طبع آن روستای گرمه جایگاهی خاص یافته است.

2-بیان مساله:

روستای گرمه پس ازگذشت چند هزار سال از زمان امپراطوری هخامنشی وساسانی هنوز فرهنگ ایران باستان را درخود جای داده است که بارز ترین آن زبان آن دوران می باشد که هنوزمردم روستای گرمه به آنصحبت می کننداما مساله اینجاست که رشدشهرنشینی وآغازمهاجرت روستاییان به شهر ودرکنارآنگسترش راههای مواصلاتی وگسترش وسایل ارتباط جمعی به خصوص تلویزیون قالب کهن ودیرین روستا گرمه راشکسته است وهرچند مردم روستازبان نیاکان خودرا فراموش نکرده اندولی بسیاری از آداب ورسوم دچار تحول شده است وحتی بسیاری ازآنهابه دست فراموشی سپرده شده اند.

ازدیگر مسائل موجود میتوان به گسترش جمعیت روستا وعدم وجود مشاغل کافی اشاره داشت که بحث مهاجرت را رونق بخشیده است در حالیکه وجودپتانسیل خوب گردشگری درروستا می تواند امر مهاجرت راتحول بخشد.

3-اهداف تحقیق:

بابررسی مونوگرافی روستای گرمه سعی شده است به رابطه متقابل عناصر جغرافیایی حاکم بر محل وساختار فرهنگ مردم روستااشاره شود.

همچنین بابررسی اماکن کهن وتاریخی روستا به دیرینگی وقدمت فرهنگ روستا توجه شده است.

در کل هدف ازاین تحقیق بررسی فرهنگ مادی مانند نوع معماری مساکن ،مساجد وسایر اماکن وبناهای تاریخی وشیوه زراعت وباغداری وفرهنگ غیرمادی در ابعادآداب ورسوم،باورها واعتقادات،رابطه متقابل انسان ومحیط ،رسوم وسنن فراموش شده می باشد.

ازاهداف دیگ تحقیق می توان به سیر تغییرات اجتماعی رخ داده درروستا از قبیل پدیده مهاجرت وشهر شینی وعوامل دخیل درآن وعواقب ونتایج آن اشاره داشت.

4-روش تحقیق:به دلیل محدودیت فضای جمعیتی وجغرافیایی روستا نیازمند روشهای ژرف گر وعمیقی هستیم تابه عمق باورها واعتقادات وزندگی آن مردمان رسوخ کنیم از اینرو روشی که مورد استفاده قرار میگیردروش میدانی واستفاده از تکنیک های مشاهده ومصاحبه هدفمند می باشد که برای توصیف آداب ورسوم مردم روستاوکنکاش در باور ها مورد استفاده قرار گرفته است.

برای توصیف اماکن قدیمی وبناهای تاریخی ازروش مطالعه اسنادی یاروش کتابخانه ای کمک گرفته شده است تاتوضیحات این اماکن بر اساس مستندات گزارش شده است ونوشته شده مورخین وجهانگردان باشد.

فصل اول:ویژگیهای طبیعی وجغرافیایی:

1-1موقعیت جغرافیایی:

روستای گرمه واقع درشمال شرقی استان اصفهان ودر حاشیه شمالی کویر نمک قرار دارد .این روستا جزءبخش خور بیابانک از شهرنائین می باشد و دراطراف روستاهای مهرجان ،عروسان،آب گرم،اردیب میباشد ودرفاصله 755کیلومتری از شهرتهران واقع شده است.

برای رفتن به این روستا باید از مسیر قم ،کاشان،نائین،انارک،خور گذر کرد.موقعیت جغرافیایی روستا در طول وعرض جغرافیایی 05-53میباشد و دارای 1545متر ارتفاع ازسطح دریا میباشد.

2-1روستای گرمه دردامنه کوه جنوبی کوه گرمه واقع گردیده است واز نظرجغرافیایی در منطق حاشیه کویر واقع شده است ودارای آب وهوای خشک وبیابانی است بدین شکل که در روزبدلیل تابش مستقیم خورشید،درجه حرارت هوا بسیاربالاست وحتی تا48 درجه سانتیگراد در تابستان میرسد و در شب هوا بسیار سرد میشود وبادهای کویری بر سردی وخشکی هوا می افزاید وکلا آب وهوای کویری بر این روستا حاکم است.

درزمستان شاهد هوای سرد وخشک هستیم وبسیار کم برف میبارد

3-1میزان بارش :از نظر میزانبارش سالیانه باید گفت این روستا جزءمناطق کم بارش در ایران است به میزان متوسط بارش سالیانه کمتر ز 30 میلیمتر می باشد.

4-1 باد:

در طول سال کمتر شاهد وزش بادهای مدیترانه ای از سمت غرب کشور هستیم که از این مناطق عبور کند،غیر از آن بدلیل واقع شدن روستا در منطقه کویری شب ها وزش بادهای کویری را که بر سردی و خشکی هوا می افزاید داریم که از ویژگیهای خاص مناطق کویری می باشد.[2]

5-1 منابع خاک:

از خصوصیات خاک کویری داشتن نمک فراوان می باشد که کاشتن هر گیاهی در این خاک منجر به خشک شدن گیاه می گردد زیرا از یکسو نمک سبب از بین رفتن ریشه و کم آبی و نور مستقیم و شدید خورشید باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان می شود.[3]

از این رو می توان گفت خاک کویر ،خاکی فقیر در کشت گونه های مختلف گیاهی است و تنها گیاهانی رشد می یابند که دارای ریشه های عمیق در خاک برای جستجوی آب و مقاوم در برابر سرما و گرمای شدید ناشی از اختلاف درجه حرارت در شب و روز کویر باشند.

روستای گرمه نیز به طبع مناطق کویری فاقد زمین مناسب جهت کشاورزی است و تنها زمین قابل کشت در دامنه کوه گرمه است که بدلیل نزدیکی به آب چشمه و سعی و کوشش اهالی در غنی کردن خاک سبب شده است که نخلستان بوجود آید که تنها محدود به این ناحیه دامنه کوه می باشد.

پس می توان نتیجه گرفت که منابع خاک روستا جهت کشاورزی و باغداری بسیار محدود است و اراضی لم یزرع بسیار فراوان می باشد.

6-1 منابع آب روستا:

روستای گرمه بدلیل واقع شدن در حاشیه کویر و موقعیت خاص اقلیمی جزء مناطق کم آب و کم بارش ایران و جهان می باشد و مطابق نواحی داخله ایران از رودخانه خبری نیست.[4]

آنچه سبب پیدایش و شکل گیری روستا گردیده عامل آب و وجود چشمه ای است که از دل کوه جوشیده و به پایین می رود که به «چشمه گرمه» نزد اهالی معروف است.[5]

تا سالهای قبل و عدم وجود راههای ارتباطی مناسب و آسفالته،مردم روستا ملزم به خوردن آب چشمه گرمه بودند، اما امروز به یاری تکنولوژی راه سازی و تقویت ارتباطات جاده ای مردم از آب بهتری نسبت به آب چشمه سود می برند.

مردم روستا معتقد هستند که آب «چشمه گرمه» شور است و آب آن را جهت آبیاری درختان نخل استفاده می کنند و کمتر از ان جهت شرب استفاده می کنند.

چند سالی است که آب چشمه بازیاب که در چند کیلومتری روستای گرمه قرار دارد بوسیله تانکر به روستا منتقل شده و روستائیان که دارای منبع آب 2000 لیتری در حیاط و یا پشت بام هستند آن را پر می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.

به نقل از روستائیان آب «چشمه بازیاب» طبق اظهار سازمان زمین شناسی از رودخانه زاینده رود سرچشمه گرفته و دارای کیفیت مناسبی جهت شرب است.

روستائیان بابت پر شدن هر منبع 2000 لیتری آب موجود در خانه مبلغ 1200 تومان پرداخت می کنند اما از آبی سالم و گوارا استفاده می کنند.

پوشش گیاهی منطقه

7-1 گونه های گیاهی و جانوری:

روستای گرمه بدلیل مجاورت با کویر دارای گونه های گیاهی خاص کویر ایران است که از میان می توان به گونه های تاغ ،بوته قیچ، گیاه تن گز، خار شتر، بوته ریش، ترخ، آویشن،گل گاو زبان ،بادام کوهی ،خارو، هلندر،ترشو، تره صحرائی، علف مار اشاره داشت.

پوشش گیاهی منطقه از نوع «اگزوفیت »،« تامارلیبک» و «هالوفیت» است که بصورت سوزنی برگ و خاردار هستند.در زمانی که هنوز مردم از سوخت های فسیلی استفاده نمی کردند از گیاهانی چون تاق، ریس جهت تولید گرما و تهیه غذا استفاده می کردند.

خار شتر جهت تغذیه شتر و گیاه «تن گز» بدلیل داشتن خار فراوان برای حصار کشی در باغ ها در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت.

البته شایان ذکر است که در گذشته سوخت اصلی مردم، از سوزاندن ساقه و برگ درخت خرما حاصل می شد.

از این میان برخی گیاهان در طب سنتی جایگاه ویژه دارند مانند آویشن (Avishan) گل گاو زبان و ترخ که برای دردهای مفصلی و عضلانی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین گیاه بسیار بدبویی به نام هنگ که از آن آشی تهیه می کنند که برای شستشوی دستگاه گوارش و بیماری های مرتبط به آن بسیار موثر است. از سایر گیاهان دارویی می توان به چز (chaz) ،انگورتور (towrah) ،مدکی (madki) ،پونه ،کانسی ،شیرو ،ترشو اشاره داشت.[6]

تمامی گیاهان فوق بصورت خودرو در بیابان می باشند و جزء پوشش گیاهی منطقه محسوب می شوند و نکته جالب آنکه چند سالی است مردم و جهاد کشاورزی اقدام به کاشت گیاه تاق در بیابان برای جلوگیری از حرکت شن های روان نموده اند که این امر سبب تثبیت خاک نخلستان می گردد.

الف: حیوانات اهلی: بز،گوسفند، شتر ،گاو ،الاغ ،مرغ و خروس.

ب) پرندگان: گنجشک که در گوش محلی به آن دیزی (Dizi) گویند.

از سایر پرندگان کبک ،تیهو، سار، دم جنبانک، مرغ انجیر خوار، کلاه بسر( هدهد) کلاغ سیاه، شاهین ،کبوتر، مرغ حق، چهرو(نوعی بلبل) ،پرستو ،جغد، خفاش و شب پره.

ج)درندگان: شغال،پلنگ،یوز، کفتار، روباه، گرگ، سیاه گوش.

د)خزندگان: انواع مارهای سمی شامل تیرمار ،سگ مار ،سبح مار و مار سیاه.

هـ)سایر حیوانات: بزکوهی، قوچ، آهو، خرگوش ،موش خرما،خار پشت و لاک پشت.

ی) انواع حشرات: سوسک، عقرب زرد و سیاه و دورگه، انواع پروانه، انواع مورچه زرد و سیاه، انواع ملخ ،سفار و (کفشدوزک) ،انواع زنبور، انواع کنه ،انواع عنکبوت، انواع مگس و انواع پشه[7]

8-1 وضع زمین:

بدلیل عدم مرغوبیت جنس خاک، نمی توان گونه های متنوعی از گیاهان و درختان را در منطقه به بار آورد و کشت خرما در چنین منطقه ای که دارای خاک رملی و ماسه ای است کار بسیار دشواری است و یافتن چند متر زمین مناسب کشت کار بسیار دشواری است.

در خاک منطقه املاحی مانند سولفات منیزیم، سولفات پتاسیم وجود دارد که برای گیاهان زیانبخش است.[8]

سفره ها زیر زمینی آب در مناطق عمیق نیست و نیروی تبخیر آب را از سطح خاک ممکن می سازد.پس از تبخیر نمک بر خاک افزوده می شود و برشوری خاک می افزاید پس برای کشاورز احتیاج به سیستم زهکش مناسب است تا از بالا زدن آب شور جلوگیری کند.[9]

9-1 کشاورزی:

در قدیم از محصولات کشاورزی، کشت پنبه در حد محدود بود و پنبه حاصله برای تهیه نخ جهت تولید پوشاک بود که بوسیله زنان و ئچرخ نخ ریسی دستی بوجود می آمد که نخ حاصله و پوشاک حاصله جه خود مصرفی اهالی روستا بوده صدور به سایر مناطق نداشته است.

در مورد کیفیت خرمای کشت شده در روستای گرمه باید گفت که کیفیت خرمای روستا آنقدر مناسب است که از سایر روستاهای همجوار در منطقه به روستای گرمه آمده و خرما خریداری کرده و می برند زیرا خرمایی که در سایر منطقه کشت می شود دارای کیفیت پایین تری نسبت به خرمای کشت شده در روستای گرمه است.

شکل کشاورزی در روستای گرمه بشکل سنتی و دستی است [10]و بدلیل باغداری و عدم کار بر زمین کشاورزی (غیر از موارد خاص) از کشاورزی ماشینی خبری نیست.

کشاورزی در شوره زار بسیار مشکل است و بدین منظور مقداری شاخ و برگ و بوته بیابانی در زمین می ریزند و روی آن را با خاک می پوشانند و خوب آبیاری می کنند تا نمک موجود در خاک پایین برود و خاک شیرین و قابل کشت شود.[11]

از مشکلاتی که در زمینه کشاورزی وجود دارد می توان به این مورد اشاره داشت:

1.شوری خاک وآب،کمی بارش سالیانه وفقر سفره های آب زیرزمینی.

2.فرسایش خاک در اثر عوامل فرساینده واستفاده مداوم اززمین

3.سیستم ابتدایی وسنتی کشاورزی

4.پیشروی ریگ روان درمزارع

5.قطعه قطعه بودن اراضی مزروعی

6.خاک کم قوه وعدم آشنایی کشاورزان به استفده صحیح از کودهای شیمیایی

7.آفات نبایی مانندشته،ریشه قر

8.ابتدایی بودن شیوه آبیاری

9.بینظمی نخلستان که آن رابصورت جنگلی در هم آورده است

10-کمبود نیروی انسانی کار آمد.

ازدرختان وگیاهان قابل کشت می توان به درخت نخل ،انار که در حد خود مصرفی میوه می دهد و کاشت سبزیجات معطر برای خود مصرفی اهالی روستا نام برد.


پاورپوینت قرارداد ها و پیمان های آتی

دانلود پاورپوینت ارائه کلاسی با عنوان قرارداد ها و پیمان های آتی در حجم 24 اسلاید همراه با نمودارها و توضیحات کامل ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری و تصمیم گیری در مسائل مالی رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری
دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pptx
حجم فایل 693 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24
پاورپوینت قرارداد ها و پیمان های آتی

فروشنده فایل

کد کاربری 19

عنوان: پاورپوینت قرارداد ها و پیمان های آتی

دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی)

فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)

تعداد اسلاید: 24 اسلاید

این فایل در زمینه " قرارداد ها و پیمان های آتی " می باشد که در حجم 24 اسلاید همراه با نمودارها و توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری و تصمیم گیری در مسائل مالی رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:

مقدمه

تعریف اوراق مشتقه

مهمترین اوراق مشتقه

مهمترین قرارداد ها و پیمان های آتی

تفاوت های عمده بین قرارداد های خاص و استاندارد

قیمت گذاری قرارداد آتی خاص

رابطه بین قیمت قرارداد آتی و قیمت جاری کالا

رابطه بین قیمت قرارداد آتی و قیمت مورد انتظار کالا

معادلات قیمت قرارداد آتی

ارزش بازار قرارداد های آتی منتشره قبلی

تعیین قیمت پیمان های آتی استاندارد

علامت صرف برای پیمان های آتی استاندارد مالی

اهمیت صرف ها برای سرمایه گذاران و مدیران مالی

پیمان های آتی استاندارد شاخص سهام

پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.


جزوه مفید مدیریت تطبیقی

برای مطالعه مدیریت تطبیقی دلایل بسیاری موجود است‎‎ نخست آنکه مادردنیایی وابسته به هم زندگی می کنیمدراین وابستگی دولتها و به تبع آن مدیریت دولتی کشورها نقش عمده ای ایفا ‏می کنند از سوی دیگر بخش خصوصی نیز تابع قوانین و مقررات دولتی بوده و رفتارهای آن با سیاستهای دولتی تنظیم می ‏شوددر این حال هم مدیران دولتی و هم مدیران بخش خصوصی و غیر دولتی باید تف
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل zip
حجم فایل 1658 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 96
جزوه مفید مدیریت تطبیقی

فروشنده فایل

کد کاربری 7218

فهرست :

مدل متوازن اثرات اجتماعی ، سازمانی و جهانی سازی در مدیریت تطبیقی

مقدمه

دلایل مطالعه مدیریت تطبیقی

هدف مدیریت تطبیقی

آشنایی با روش مطالعه ی تطبیقی به منظور شناخت ، تبیین وتحلیل پدیده ها

تعریف مطالعه تطبیقی و کاربرد آن در سازمانها

پیشروان مطالعات تطبیقی

انواع مطالعات تطبیقی

مطالعات تطبیقی درنظامهای اداری درجوامع مختلف وادوارکوناگون وفوایدآن

تعریف مطالعه تطبیقی اداری (مدیریت تطبیقی)

نگرش نظامند(مبتنی برنظامهای باز)درمطالعات تطبیقی اداری

اهمیت الگو برای بررسی های تطبیقی اداری

تعریف ساخت سازمانی

انواع مطالعات تطبیقی نظامهای اداری

اهداف مطالعات تطبیقی نظامهای اداری

مشکلات مطالعات تطبیقی اداری

ویژگیهای نظام اداری کشورهای در حال توسعه

سازمان ومدیریت دراتحادجماهیرشوروی سابق

سازمان و مدیریت در آمریکا

سازمان و مدیریت در ژاپن

آشنایی با ویژگیهای مدیریت صنعتی در ژاپن و مقایسه آن با آمریکا و اروپا

مقایسه اجزای فرایند مدیریت در ژاپن و آمریکا

تاثیر فرهنگ ژاپنی بر سازمانها

سازمان و مدیریت در جمهوری خلق چین

سازمان مدیریت در منطقه آفریقا

فلسفه و جهت گیری مدیریت در چهار کشور

نگرشی بر اکثر ایسم ها بصورت مختصر و زیبا

بررسی تطبیقی تعداد روزهای تعطیل رسمی در چند کشور

شباهت ها و تفاوت های فرهنگی ملل مختلف

جدول مقایسه گرایش اقوام ایرانی به رویکردها و سبک های مدیریت

مقایسه نظام های آموزشی در پنج قاره جهان

سوالات تشریحی و پاسخهای آنان ( ۱۲۰ سوال)

سوالات چهارگزینه ای ( ۱۰۵ سوال)


مقایسه جامعه شناختی نمایندگان دوره های 1 تا 7 مجلس شورای اسلامی و دوره های 14 تا 20 مجلس شورای ملی

آنچه مسلم است قوه قانونگذاری نمایندگان مردم را در خود جای می دهد تا بر مبنای نیاز مردم جامعه قانون وضع کنند و با آن به نیازهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی حوزه های انتخابیه خود و کل کشور پاسخ دهند نمایندگان مجالس مقننه به نمایندگی از مردم در طول چهار سال نمایندگی خود از طرفی با طرح خواسته های مردم حوزه انتخابیه خود و از طرف دیگر بر مبنای ت
دسته بندی علوم سیاسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 211 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 180
مقایسه جامعه شناختی نمایندگان دوره های 1 تا 7 مجلس شورای اسلامی و دوره های 14 تا 20 مجلس شورای ملی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات


1-1 مقدمه

آنچه مسلم است قوه قانونگذاری نمایندگان مردم را در خود جای می دهد تا بر مبنای نیاز مردم جامعه قانون وضع کنند و با آن به نیازهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی حوزه های انتخابیه خود و کل کشور پاسخ دهند . نمایندگان مجالس مقننه به نمایندگی از مردم در طول چهار سال نمایندگی خود از طرفی با طرح خواسته های مردم حوزه انتخابیه خود و از طرف دیگر بر مبنای تقاضای اکثریت مردم قوانین را به تصویب می رسانند تا آن قوانین از مردم جامعه رفع نیاز کند و مردم در این راستا احساس امنیت و آسایش نمایند . نمایندگان مردم در قوه مقننه به مسئله مهمی مانند بودجۀ کل کشور نظارت می کنند و لایحه بودجه را که توسط دولت تنظیم شده به تصویب خویش می رسانند و در تقسیم بودجه و اختصاص آن به نیازهای مختلف درآمد کشور را به نوعی به مصرف نیازها می رسانند که هم آهنگی بین درآمد و هزینه برقرار شود .

نظارت نمایندگان مردم بر عمل و رفتار دولتها از مهمترین وظایف آنهاست که مطمئن شوند دولت منطبق با قانون اساسی وظایف خویش را انجام می دهد . و در این راستا نمایندگان دارای حق استیضاح می باشند که وزیران دولت و دولتمردان در عرصه ای از حیات سیاسی ، اجتماعی یا فرهنگی اگر دچار خطا ، لغزش و یا کم کاری شوند ، آنها را به مجلس فرا خوانده و از آنان در برابر حق مردم بازخواست نمایند .

پس اگر به مسئلۀ یاد شده دقیق شویم ملاحظه می شود که اگر نمایندگان ، نماینده واقعی مردم حوزه انتخابیه خویش هستند ، این نظارت و کنترل را باید با دقت انجام دهند و مطمئن شوند که دولتها حقوق شهروندان را رعایت کرده و هیچ گونه ستمی به حقوق اجتماعی ، سیاسی و شهروندی آنها روا نمی دارند .

البته این نکته قابل ذکر است که اگر انتخابات نمایندگان مردم از کانال احزاب سیاسی صورت گیرد که در بسیاری از کشورها بدین صورت می باشد نتایج خویش را شفاف تر ارائه می دهند و تبعات و معضلات آن نیز کمتر خواهد بود . و رفتارها و کنشهای سیاسی مردم را به سوی صحت عقلانیت سیاسی پیش خواهد برد و پیوستن مردم به احزاب سیاسی نوعی روحیه نظم و نظارت را به آنها انتقال می دهد و دانش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آنان را بالاتر می برد .

1-2 بیان مسئله

مسئله انتخابات با نیازهای مردم جامعه برخورد دارد که نمایندگان مردم به نمایندگی از آنها به نیازهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی شان پاسخ می دهند . پس مسائل مختلفی برای انتخابات مجلس وجود دارد که باید به نحوی درست و اساسی صورت بگیرد از جمله آنها این است که نمایندگان باید نمایندگان واقعی مردم باشند و قوه مقننه نیازهای جامعه را مرتفع سازد .

بررسی چنین مسئله ای اهمیت فراوانی دارد و می طلبد که تحقیقات و پژوهشهای زیادی در این رابطه صورت پذیرد زیرا در ارتباط انسان با مسائل معیشتی ، فرهنگی و سیاسی این مرز و بوم است .

از سوی دیگر نمایندگان جزء نخبگان جامعه می باشند و باید بدین موضوع پرداخت که جایگاه اجتماعی آنان کجاست و اصولاً مکانیسم کار این گروه چیست و در چه مسائلی از نوع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تأثیر گذار هستند که بیان این مسئله و پاسخ به آن نیاز به بررسی های دقیق دارد .

همان طور که می دانیم نخبگان از مؤثر ترین گروههای جامعه هستند که از عوامل و نیروهای مؤثر اجتماعی و سیاسی جامعه تشکیل می شوند و به نوعی عمل می کنند که تمام منافع و تصمیم گیری ها به منافع و علائق گروه نخبگان متمایل باشد

از سوی دیگر در درون فرهنگ یک جامعه مشارکت سیاسی از عمده ترین عناصر آن می باشد چرا که این مسئله از طرفی با زندگی روزانه مردم جامعه ارتباط دارد و از طرفی نیز تاریخ اجتماعی و سیاسی را می سازد . تأثیر عمل نمایندگان مجلس در قوه قانونگذاری در شکل گیری زندگی و ساختار اجتماعی و سیاسی دارای اهمیت بسیار است و به این اعتبار مقایسه مجالس قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران نشان خواهد داد که در هر یک از این مقاطع نمایندگان مجلس چه تأثیراتی در جامعه و بر نیازهای اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آنان بر جای گذاشته است .

1-3 اهداف پژوهش

از آنجائیکه مشارکت سیاسی یک مسئله اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است ، بررسی و شناخت آن از نظر جامعه شناختی امری ضروری می باشد . از طرفی بررسی رفتارها و کنشهای سیاسی مردم یک جامعه به ما فرصت می دهد که با نحوه و چگونگی آنها با دیگر عوامل و ارتباط و دخالت آنها نسبت به یکدیگر پی ببریم . برای شناخت این روند باید کلیه عناصر سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را مد نظر قرار داد . به همین منظور محقق قصد دارد تا برای شناخت گوشه ای از کنشها و رفتارهای سیاسی و انتخاباتی مردم ایران در یک کار جامعه شناختی به صورت علمی به تحقیق و مطالعه پردازد،حال در این تحقیق تلاش شده است ، تا چگونگی برپائی مجالس قانونگذاری و انتخابات و عملکرد مجالس و نمایندگان آنها را در قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران مورد مطالعه جامعه شناختی تطبیقی قرار گیرد .

آنچه را که تحقیق به عنوان اهداف اصلی خود قرار داده است ، همانا شناخت درست این واقعیات و کنشهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی به نسل امروز و فردا و همچنین روند تحولات ایجاد شده در این کنشها و رفتارها در مجلس و نمایندگان قبل و بعد از انقلاب اسلامی می باشد .

1-4 ضرورت پژوهش:

در این مبحث اهمیت کاربردی و کارکرد راه گشایانه تحقیق در جهت پیشبرد اهداف علمی مورد نظر جامعه به صورت اهمیت معنائی و علمی و اهمیت آنی تحقیق بیان می شود . اهمیت تحقیق را می بایست در راستای توجه به پدیده ها و رفتارها و کنشهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی آن قلمداد کرد . شناخت و آگاهی نسبت به سیاست ، تاریخ ، اجتماع هر جامعه ای که در آن زندگی می کنیم و معرفی دقیق و آگاهانه آن باعث می شود تا افراد یک جامعه از دنباله روی ، تقلید و انفعال سیاسی بیرون بیایندو صرفاً به کنشهای عاطفی و سنتی نپرداخته و به سمت کنشهای عقلانی در سیاست رهنمون شوند .

یکی از راه های رسیدن به امر توسعه سیاسی – اجتماعی همانا شناخت دقیق و همه جانبه کنشها و رفتارها و نهادهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است و عناصر آنها و تکامل بخشیدن به آنها ست . که در این راستا شناخت دقیق فرهنگ سیاسی گروه های مختلف نه تنها در جهت برنامه ریزی کارشناسانه در سطح ملی و منطقه ای ضروری است بلکه همین شناخت و آگاهی ما بینش کلی و معقولانه ای را در افراد جامعه ایجاد می نماید که در رویاروئی با معضلات سیاسی – اجتماعی همیشه مقلد و دنباله رو نباشند و علاوه بر آن عملکرد صحیح و منطقی و عقلانی داشته باشند .

حال محقق در این تحقیق با توجه به مطالب فوق و اهمیت شناخت سازمانها و پدیده های سیاسی به بررسی مجالس مورد نظر می پردازد .

و بر همین اساس محقق اهمیت مطالعاتی این موضوع تحقیقاتی را مورد بررسی قرار می دهد.

1-5 چارچوب نظری

مطالعه عالمانه یک پدیده اجتماعی باید مبتنی بر رویکرد منظم علمی باشد و از آنجا که موضوع مورد پژوهش با ویژگی های خاص ( زمانی ، مکانی ) با نظریات مختلف روبروست . لذا باید با بهره گیری از نظریات متفکران مختلف که در این حوزه فکری به طرح نظریه و کار عملی پرداختند به طرحی نو اندیشید تا بتوان چشم اندازی خاص با تکیه بر تخیل جامعه شناختی ترسیم کرد و با توجه به آن به وارسی موضوع پرداخت . بنابراین نظریاتی که بتوان با آن پدیده نقش نمایندگان مجلس ، انتخابات و چرخش نخبگان را در ایران مطالعه کرد نظریاتی است از قبیل نظریات پاره تو ، موسکا ، مارکس ، سی رایت میلز ، شلر ، ما نهایم و شومپیتر که در این تحقیق از آنها استفاده شده و سود برده ایم . ضمن آن که سعی ما بر این است که بر اساس این نظریات چارچوب نظری پژوهش را تدوین نمائیم.

1-6 پرسشهای تحقیق:

دو نوع پایگاه در تحقیق وجود دارد که هر تحقیق با توجه به فرضیات خویش تنها می تواند یک پایگاه داشته باشد ، یا باید « پایگاه اثباتی » باشد یا « پایگاه کشفی » .

پایگاه کشفی:

وقتی که تحقیق بخواهد پرسشهایی را برای اولین بار مطرح کند که تاکنون هیچ پژوهشگر و مؤلف دانشمندی پیرامون آن کنکاش نکرده است در این صورت دارای پایگاه کشفی خواهد بود .

با مقدمات داده شده پرسشهای ذیل طرح و مورد بررسی و مطالعه جامعه شناختی قرار می گیرد.

1 – مجالس شورای ملی قبل از انقلاب مجالسی مردمی و برگرفته از رأی مردم ایران بود ؟

2 – آیا کارکرد مجالس شورای ملی با منافع ملت ایران همراه بوده است ؟

3 – آیا مجالس شورای ملی تنها در مسیر تحقق منافع شاه و رژیم وی قدم بر می داشت ؟

4 – آیا مردم ایران به مجالس شورای ملی قبل از انقلاب باور داشتند و مصوبات آن را حاوی منافع معیشتی خود می دانستند ؟

5 – آیا خود نمایندگان این مجالس واقعاً خود را نماینده مردم ایران می دانستند ؟

همین سؤالات را دقیقاً می توان دربارۀ مجلس شورای انقلاب اسلامی و نمایندگان پس از انقلاب نیز مطرح نمائیم .

1-7 فرضیه های تحقیق

1 – تعداد نمایندگان مجالس بعد از انقلاب بیشتر از نمایندگان مجالس شورای ملی قبل از انقلاب است .

2 – تعداد نمایندگان معمم در مجالس بعد از انقلاب بیشتر از دوره های مشابه مجالس شورای ملی است .

3 – تحصیلات نمایندگان مجالس قبل از انقلاب ( مجلس شورای ملی ) بیشتر از نمایندگان مجالس شورای اسلامی است .

4 – تحصیلات حوزوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیشتر از نمایندگان مجالس شورای ملی می باشد .

5 – درصد آرا مأخوذه انتخابات های مجالس اسلامی به نسبت جمعیت بیشتر از آراء نمایندگان قبل از انقلاب می باشد .

1-8 روش تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها

روش تحقیق اسنادی و مطالعه ی کتابخانه ای و تاریخی خواهد بود . و روش تجزیه و تحلیل داده ها به شیوه تحلیل جامعه شناختی و تاریخی می باشد . بدلیل اسنادی و تاریخی بودن تحقیق نحوه گردآوری اطلاعات و داده ها و نحوه استفاده از اسناد و مدارک در این تحقیق از روش معمول مطالعات اسنادی تاریخی به شیوه جامعه شناختی استفاده می شود .

توجه ما به اظهارات و دیدگاه های صاحب نظران تاریخی ، مورخان و گزارش نویسان است و به صحت و سقم مطالب التفات نمی شود و همانطوریکه « دوروژه » می گوید : صداقت در تحلیل جامعه شناختی مطرح نیست .

منابع کتابخانه ای در ارتباط با انتخابات از دید تاریخی و مراحل مختلف آن که در فصل مربوطه به آن توجه شده است کلیه تغییرات و تجدید نظرها را در قوانین انتخاباتی و روشها مورد بررسی قرار داده است .

1-9 محدوده مطالعاتی (قلمرو تحقیق):

در حدود مطالعاتی می بایست حد ومرز تحقیق مشخص شود . منظور از حدود مطالعاتی آن دسته از بررسی ها و جستجوهایی است که در ارتباط با موضوع بوده لیکن با توجه به اهداف مطالعاتی ، جنبی هستند ، یعنی تحقیق با آنها تماس پیدا می کند .

بدین ترتیب یکی از ارکان مهم در حدود مطالعاتی ، متغیر شناسی است که امکان کار را مهیا می کند . بر این اساس با توجه به موضوع تحقیق که مقایسه جامعه شناختی نمایندگان مجالس قبل و بعد از انقلاب اسلامی می باشد حدود مطالعاتی آن متغیرهایی نظیر انتخاب نمایندگان و عملکرد نمایندگان و نتایج بدست آمده می باشد .

1-10 جامعه ی پژوهش:

مجموعه اسناد و مدارک موجود در مورد مجلس و قوه قانونگذاری و نمایندگان مجلس ملی و شورای اسلامی که درکتابخانۀ مجلس و مجامع علمی و فرهنگی پژوهشی تاریخی موجود می باشد در حد نیاز مورد مطالعه قرار گرفته است و به جهت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی بودن تحقیق نیازی به اندازه گیری یافته های تحقیق نمی باشد .

1-11 تعریف اصطلاحات

نمایندگان قوه مقننه:

به نامزدهای انتخاب شده برای مجلس قانونگذاری

انتخابات :

برای هر دوره از مجلس انتخابات انجام می شود و مردم با رأی خویش نماینده مورد نظر خود را به مجلس گسیل می دارند .

مجلس :

مرکز قوه مقننه که جلسات آن در هفته اقلاً سه روز تشکیل می شود .

قانون:

تصمیماتی است از طرف اکثریت نمایندگان در ارتباط با نیاز مردم جامعه .

مصوبه:

قوانین به تصویب رسیده توسط نمایندگان را مصوبه می نامند .

قانون اساسی:

مادر قوانین هر جامعه است و بر مبنای آن دیگر قوانین نباید مغایر و مخالف با اصول قانون اساسی باشند .

قانون جزا :

مجازات تعیین شده برای هر جرم را قانون جزا می گویند .

شورای نگهبان:

شورائی است متشکل حقوقدانان و فقها برای نظارت مصوبات مجلس .

جلسات هفتگی:

جلسات مجلس شورای اسلامی است که در هفته سه بار تشکیل می گردد و به صورت علنی یا غیر علنی می باشد .

ادوار مجلس:

به هر دوره از مجلس که به مدت چهار سال طول می کشد .

حوزه انتخابیه:

معمولاً برای هر 000/150 نفر یک نماینده از حوزه های جمعیتی انتخاب می شود .

احزاب سیاسی:

مهمترین نهاد سیاسی و اجتماعی جوامع دنیای امروز .

1-12 محدودیت های پژوهش :

از جمله اصلی ترین و عمده ترین محدودیتی که گریبان هر پژوهشی را که به صورت مطالعۀ اسنادی و کتابخانه ای صورت می گیرد، همانا کمبود منابع، اسناد و مدارک و دست نیافتن بدانهاست. که در این تحقیق نیز این محدودیت ما را نیز به سختی آزرد و پژوهش را به طور عمده ای ناقص کرد. این کمبود و محدودیت چه در منابع و ماخذ و اسناد و مدارک مجلس شورای ملی به چشم آمد و بخصوص در مورد مجلس شورای اسلامی که متاسفانه بدلیل اینکه هنوز یک هماهنگی و همسویی میان موسسات آموزش عالی و پژوهشی- علمی با نهادهای سیاسی وجود ندارد و این شبهه وجود دارد که هدف اصلی هر پژوهش در حوزۀ جامعه شناسی سیاسی چیست، همکاریهای لازم نمی تواند صورت پذیرد و مسئولین با اطمینان خاطر منابع و اسناد و مدارک را در اختیار پژوهشگر قرار نمی دهند تا بتواند به طور کافی و کامل از آنها استفاده نماید. پس از جمله نارسائی ها و محدودیت های این پژوهش اینست که متأسفانه محافظت از امنیت وجاه و جان نمایندگان مجلس شورای اسلامی دامنگیر ما گردید و نتوانستیم آن طور که شایسته و بایسته بود به جمع آوری خصوصیات و ویژگیهای فردی و اجتماعی نمایندگان بخصوص دوره های اخیرنائل شویم و بیشتر منبع و مأخذ همان نشریات مجلس شورای اسلامی است که همان را هم به سختی و ناقص به دست ‌آوردیم.

فصل دوم

مطالعات نظری

2-1 تعریف نخبه[1] سیاسی

ترقی و تعالی یا سقوط و فروپاشی هر مملکتی به نقش نخبگان سیاسی وابسته است و اندیشه و تفکر آنها در اجرای برنامه های سیاسی و اجتماعی و چگونگی تحقق خواستهای مردم به میزان تعیین کننده و سرنوشت سازی مؤثر می باشد . به عبارت دیگر ، تلاش در جهت افزایش ظرفیت نظام سیاسی جوامع در حال توسعه به لحاظ گستردگی ، تنوع و سرعت این دگرگونی ها محتاج دخالت یکی از زیر سیستمهای نظام سیاسی ، یعنی نخبگان سیاسی ، است که به خاطر توانایی تأثیر گذاری بر ساختار و عملکرد کل نظام سیاسی با هیچ یک از پاره نظامهای دیگر قابل مقایسه نیستند . از این رو ، برای فهم درست مفهوم ، خاستگاه و عملکرد نخبه سیاسی ، تبیین و تحلیل دقیق آن ضروری است .

موضوع اصلی بحثهای علمای علوم اجتماعی در چهل سال اخیر را گروه نخبه قدرتمند سیاسی و ساختار عملکردی آن تشکیل می دهد . در این بحثها ، گروه نخبه سیاسی در جوامع صنعتی غرب به عنوان گروهی رسمی که به طور قانونی برگزیده شده اند ، تعریف و تبیین می شود . در حالی که گروه نخبه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هنوز با تعریفهای پاره تو و موسکا که مفهوم گروه نخبه سیاسی را به مثابه یک مفهوم اساسی در دانش اجتماعی جدید وارد کرده اند ، همسویی بیشتری دارد . مفهوم گروه نخبه در جامعه ایران نمی تواند با مفهوم گروه8 نخبه به شکلی که در کشورهای دموکراتیک غربی مطرح است ، منطبق باشد ؛ چرا که پیدایش گروه نخبه در این جوامع معلول عواملی چون انقلابهای سیاسی و صنعتی و دگرگونی های ساختاری در قشر بندی اجتماعی بوده است . در حالی که این عوامل در ایران یا اساساً صورت واقع به خود نگرفته یا با تأخیر انجام پذیرفته است ؛ در نتیجه تأثیر گذاری گروه نخبه سیاسی بر پویش تصمیم گیری امور داخلی و خارجی در کشورهای غربی به دلیل نسخ خاص نظام سیاسی آنها به نحوی است که در چارچوب آن جوامع قابل تبیین می باشد . بنابراین وضعیت نخبگان سیاسی ایران در مقطع زمانی مورد بررسی این نوشتار با دیدگاه موسکا که در درون طبقه سیاسی حاکم گروه کوچکتری ، یعنی نخبگان سیاسی ، را متمایز می سازد منطبق تر است . اگر در کشورهای صنعتی غرب تأثیر گذاری نخبگان سیاسی بر پویش سیاسی و اجتماعی جامعه نتیجه هوش ، دانش ، ذکاوت و تجربه آنهاست و دقیقاً با این برجستگی ها قابلیت اعمال نفوذ در افکار و اندیشه ها و تصمیم گیری های دیگران را دارند ، در ایران این امر به خاطر دارا بودن منشأ خانوادگی زمین دارای ملوک الطوایفی و از نظر سیاسی ، به خاطر مقام و منزلت اجتماعی استثنایی آنها بوده است .

جوامع روستایی – غیر مدنی در پویش نوسازی سیاسی و دگرگونی اجتماعی خود با مشکلاتی بسیار پیچیده تر و فروان تر نسبت به کشورهای توسعه یافته غربی رو به رو هستند بدین خاطر کشورهای در حال توسعه برای دست یابی به توسعه یافتگی در حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مجبورند در مرحله اول نهادها ، ارزشها و هنجارهای سنتی را اصلاح و یا اساساً از میان بردارند و برای جذب نیروهای اجتماعی پویا و فعال کردن آگاهانه مردم در پویش مشارکت ، نهادهای جدیدی را به وجود آورند . اگر بپذیریم که توسعه سیاسی مجموعه پویشهای مشارکت و نهادینگی سیاسی است ، در این صورت نهادینگی سیاسی به خودی خود صورت نخواهد گرفت ، بلکه شدیداً متأثر از تلاش مسئولانه و آگاهانه نخبگان سیاسی در جهت افزایش ظرفیت نهادهای سیاسی از طریق اصلاح نقشها ، هنجارها و نهادهای سیاسی است .

مگر صاحب نظری بر اهمیت نقش نخبگان سیاسی در جوامع توسعه یافته و با تأکید در جوامع در حال دگرگونی تأکید نکرد . هر چند که نقش مؤثر و سرنوشت ساز نخبگان سیاسی در پویش نهادینگی سیاسی یک جامعه به مفهوم پذیرش نقش مطلق آنان در پویش نو سازی سیاسی و دگرگونی اجتماعی نیست و عوامل و انگیزه های مختلفی چون فرهنگ ، منابع مادی ، ساختار طبقاتی، قشربندی اجتماعی نظام سیاسی داخلی و سنخ و ماهیت نظام بین المللی می توانند به نحوی بر رفتار نخبگان سیاسی تأثیر گذارند . در عین حال واقعیتی است انکار ناپذیر که فقط نخبگان به مثابه اقلیتی قدرتمند با بهره گیری از فرصت های مناسب و با استفاده بهینه از امکانات مادی و معنوی راه حلهای متناسب با شرایط درونی جامعه تدوین و به اجرا می گذارند . نخبگان سیاسی همان نخبگان قدرت می باشند .(آدمیت، 1355)

اما هیچ تعریفی کاملاً با یکدیگر منطبق نمی شوند ، در عین حال در اصل موضوع ، که گروهی کوچک – رسمی و سازمان یافته سیاسی بر اکثریت سازمان نیافته حکومت می رانند ؛ اختلافی میان آنها وجود ندارد . آنچه مایه اختلاف است ، حد و حدود و ترکیب نخبگان است ، به طوری که از یک سو می توان مفهوم نخبگان را به حدی وسعت بخشید که تمامی مدیران سازمانها و مؤسسات رسمی و غیر رسمی یک جامعه را در بخش های گوناگون در بر می گیرد و از سوی دیگر ممکن است حوزه معنایی آن را تا آنجا محدود کرد که شمار نخبگان از شمار انگشتان دست تجاوز نکند .

«نخبگان سیاسی به عنوان بخش اصلی قدرت حاکم هستند که رفتار سیاسی آنان حوزه وسیعی از جامعه ایران را تحت سلطه خویش در می آورد . بنابراین قدرت سیاسی نخبگان قدرتی است که در درون نظام سیاسی اعمال می شود . با توجه به وجود اختلاف بین توزیع قدرت بر حسب نهادها و ساختارهای رسمی حکومت با توزیع واقعی آن در نظام سیاسی ایران ، تعیین دقیق این که چه کسی واقعاً نخبه سیاسی است و چه کسی نیست ، بسیار مشکل است . تحقیقات اولیه نشان می دهد که در ایران نمونه بارز آن دسته از جوامعی است که ضریب متغیر بین توزیع واقعی و رسمی قدرت در آنها بسیار زیاد است . نادیده گرفتن اختلاف توزیع رسمی و حقیقی قدرت برای اهداف شناسایی نخبه سیاسی می تواند به یک تحریف فاحش در سیاست ایران منجر شود ». (هالیدی، 1385، ص 55).

چه تعریف نخبه سیاسی با کمک گرفتن از جامعه سیاسی غربی انجام گیرد و چه با معیارهای خاص شرقی یا ایرانی ، آنچه مسلم است اینکه بر طبق تعریف موسکا همیشه گروهی برگزیده با مشخصات خاص خود بر این مملکت فرمان رانده اند . بدین ترتیب ، نخبگان سیاسی در جامعه ایرانی ، قدرت سیاسی را تصاحب کرده ، توان کاربرد آن را در سطح وسیعتری ، به نسبت سایر اعضای جامعه ، در اختیار دارند .

بحث ، عمدتاً بر این فرض که دارندگان مناصب رسمی ، اعم از قانونگذاران و مجریان ، جزو گروه اصلی نخبگان سیاسی رسمی در جامعه ایران محسوب می شوند ، تأکید دارد . منظور از نخبگان سیاسی رسمی هر دو نوع نخبه ابزاری و فکری است ؛ زیرا چگونگی پیدایش و عملکرد خاص نخبگان سیاسی در جامعه غیر مدنی ایران ما را از تفکیک نخبگان فکری و نخبگان ابزاری باز می دارد . اصولاً ، نخبگان فکری ، یعنی صاحبان اندیشه که مسئولیت اصلی بهینه سازی جامعه را بر عهده دارند ، از سوی دیگر ، نخبگان ابزاری ، یعنی صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی ، را بدون فکر و اندیشه انگاشتن ما را به بیراهه سوق خواهد داد . به طور مثال ، قائم مقام فراهانی ، امیر کبیر ، میرزا حسن خان قزوینی و امین الدوله را جزو کدام یک از گروه نخبگان باید ذکر کرد ؟ طبیعی است که همه آنها هر دو ویژگی عملکردی نخبگان را دارا بودند .

نخبگان سیاسی در روند نهادینگی سیاسی جوامع در حال دگرگونی نقش تعیین کننده و مؤثری دارند . البته نقش مؤثر نخبگان سیاسی در پویش نوسازی سیاسی و اجتماعی جامعه به معنای پذیرفتن نقش مطلق آن نیست . عوامل گوناگونی ، از تعارضات فرهنگی ، منابع زیرزمینی ، ساختار اجتماعی و طبقاتی گرفته تا موقعیت جغرافیایی و نظام بین المللی می توانند بر رفتار نخبگان تأثیر گذارند و تسهیلات و یا موانعی را در جریان تصمیم گیری های عمده ایجاد نمایند . اساسی ترین نقش نخبگان سیاسی در پویش نهادینگی سیاسی و بسط حوزه سیاست ، مشروعیت بخشیدن به ارزش ها و نهادهای جدیدی است ، که اصول و مبانی همکاری و همزیستی عمومی را تبیین می کنند و به پویش سیاسی خصلتی ملی – اخلاقی می بخشند .


بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزاری در جامعه شهر تهران

موضوع این پایان نامه بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزادی در شهر تهران است که هدف از آن بررسی و پیداکرن راه حلی برای کاهش این پدیده در شهر تهران و ارائه راه حلی برای آن می باشد جامعه آماری در این پژوهش شهروندان تهرانی می باشند و تعداد مورد بررسی 25 نفر بوده و روش اصلی در این پژوهش پیمایشی – توصیفی بوده و ابزار مورد استفاده در اینجا پرسشنامه
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 89 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 142
بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزاری در جامعه شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

موضوع این پایان نامه بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزادی در شهر تهران است که هدف از آن بررسی و پیداکرن راه حلی برای کاهش این پدیده در شهر تهران و ارائه راه حلی برای آن می باشد.

جامعه آماری در این پژوهش شهروندان تهرانی می باشند و تعداد مورد بررسی 25 نفر بوده و روش اصلی در این پژوهش پیمایشی – توصیفی بوده و ابزار مورد استفاده در اینجا پرسشنامه است.


مقدمه

بقای جامعه با اطفال است و برای این که جامعه به رشد و تعالی برسد باید طفل و کودک تربیت و برای زندگی عادی و اجتماعی آماده شود شخصیت کودک در خانواده تکوین می یابد و به طور کلی هر خانواده زیر بنای ساختمان فکری کودک را تشکیل می دهد .

کودکان آسیب پذیر تر از سایر افراد جامعه اند این آسیب پذیری به علل مختلف از جمله : کوچکی ، معایبِ مادر زادی ، بیماری عدم تطابق، محیط و نیز عدم قدرت اندیشیدن و تشخیص خوب است ، لذا برای چاره این آسیب پذیری والدین ، سرپرستان و نیز مددکاران و کسانی که مسئولیت آنها را بر عهده دارند باید نخست آشنایی کامل و درستی از این نکات ، ضعفها و بیماریها و عوامل خطه او داشته باشند .

وقتی کودک مورد آزار قرار می گیرد از نظر روحی و جسمی با مشکلاتی روبرو می شود که در آینده گریبانگیر خود و جامعه اش خواهد بود و در نتیجه مردان و زنان شایسته ای که باید برای فردای بهتر امور مملکت تربیت شوند به وجود نمی آیند ، فقدان چنین افرادی خانواده و در نتیجه جامعه را به مخاطره می اندازد .

کودک آزاری مسأله جدیدی نیست و از دید محققان و نیز قانونگذاران پنهان نبوده است . برای اولین بار در سال 1946 توسط شخصی به نام کافی در گزارش شکستگی های متعدد استخوان های وراز مطرح شد . و در سال 1962 کپی نتایج صدمات عمدی وارد به کودک و اثرات آن را با اصطلاح شدم کودک کتک خورده معرفی کرد و امروزه اصطلاح آسیب های جسمانی مقبولیت عمومی بیشتری پیدا کرده است .

امروزه یکی از مسائل مهمی که متخصصین اطفال ، مددکاران اجتماعی ، پزشکی قانونی و کسانی که با کودکان کار می کنند درگیر آن هستند آزار فیزیکی روانی و جنسی کودکان و سایر اولیاء آنها می باشد .

لذا می بایست خانواده ها ، مددکاران اجتماعی و مسئولین نسبت به این پدیده شوم اجتماعی آگاهی داشته باشند تا بتوانند از طریق پیشگیری و دادن آگاهی به خانواده ها از این معضل اجتماعی جلوگیری نمایند .

بیان مسأله :

در رابطه با این پدیده شوم و نابهنجار اجتماعی که سراسر دنیای اجتماعی با آن مواجه است مقاله ، سمینارهای گوناگون و نیز تلاشهای فراوان صورت گرفته است . سازمانهای جهانی در ارتباط با آن تشکیل شده اند و کشورها و جوامع مختلف از طریق سازمانها و نیز NGO به مبارزه با این پدیده و کمک به کودکان پرداخته اند .

اما به هر صورت دیده می شود که کودکان تحت شرایط سخت و در بعضی موارد شرایط واقعا تأسف انگیز و در حال زندگی هستند .

در حالی که بسیاری از آنها حتی توانایی بیان مشکل و درد خویش را نیز با توجه به شرایط محیطی سختی که در آن گرفتار هستند را ندارند .

و در حال حاضر 250 میلیون کودک در جهان براساس آمار سازمان بین الملل مورد آزار قرار دارند که حدود 73 میلیون نفر از آنها زیر 10 سال قرار دارند و هر سال حدود یک میلیون مورد بهره کشی جنسی قرار دارند و نیز حدود 100 میلیون از این کودکان نیز در جوامع از تحصیل محروم هستند .

کشورهای مترقی و پیشرفته در برخورد با این مسئله اجتماعی بسیار پیشرفت کرده و در جوامع خود این پدیده شوم را به حداقل رسانده اند اما در جواع توسعه نیافته و فقیر همه روزه و به دلایل مختلف بر تعداد این کودکان افزوده شده است البته زمانی که سازمان ملل و نیز یونیسف به مبارزه با این پدیده برخاسته اند این میزان روبه کاهش گذاشته و از میزان آن کاسته شده است .

البته در جوامع مختلف نیز طرق کودک آزاری متفاوت است . در یک جامعه کوهستانی نگرش والدین به فرزندان بعضاً خشن تر است . چون آگاهی از تربیت اولیه به فرزندان بسیار کم محسوس است . فرزندان در این جوامع بیشتر به کارهای سخت و طاقت فرسا وادار می شوند و با توجه به این مراتب میزان تحصیلات نیز رو به کاهش می رود .

البته این نوع کار و خواستن بیش از توان فرزندان از دیدگاه جامعه یک نوع کودک آزاری است ولی دیدگاه والدین و باوری که آنها در این مورد دارند این کار را نوعی تربیت می دانند که به نسبت در چنین مناطقی فراگیر است .

در شهرهای حاشیه کویر مسائل به گونه ای دیگر جلوه گر است . به طوری که مقداری مطالعه و تحصیل را برای کودک و فرزندان خود روا می دارند یعنی کودک بعد از تحصیلات ابتدایی مقید است که در تابستان در مزارع و کار ساختمانی به صورت کارگر روزمزد کار کنند و هزینه تحصیل را فراهم نمایند .

و در کنار آن تنبیه و خشونت را که بزرگترها به منظور تربیت و ایجاد نظم بر آنها اعمال می کنند را تحمل کرده و به ناچار عوارض روحی و روانی آن را بپذیرند در غیر این صورت ناگریز هستند از ادامه تحصیل برای خود خودداری نمایند .

اهداف پژوهش:

هدف کلی :

بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزاری در جامعه شهر تهران

هدف های جزئی :

1) بررسی ارتباط وضعیت اقتصادی و پدیده کودک آزاری

2) بررسی ارتباط وضعیت فرهنگی و اجتماعی و پدیده کودک آزاری

3) بررسی تعداد فرزندان در خانواده و پدیده کودک آزاری

4) بررسی سطح سواد والدین و پدیده کودک آزاری .


اهمیت موضوع تحقیق :

شاید برای برخی از والدین ، آزار و اذیتی که از سوی آنها یا سایر اعضای خانواده بر کودکان اعمال می شود مسئله زیاد مهمی نباشد .

آنان عادت کرده اند که ارزش و اهمیت زیادی برای شخصیت فرزندان قائل نشوند . برخی بر این باورند که رو دادن به کودکان آنها را گستاخ بار می آورد،کودکان تا زمانی که بزرگ نشده و به سن بلوغ نرسیده اند نباید زیاد مورد عنایت و توجه قرار گیرند .

این گونه افکار و نگرش ها باعث پایمال شدن حقوق کودکان در جامعه می شود؛ علاوه بر این مسئله داشتن این نوع نگرش دارای اثرات نادرست تربیتی در سطوح فردی و اجتماعی است ، از لحاظ فردی ، عدم توجه به کودکان و احیاناً تنبیه و اذیت آنان به شیوه های مختلف در خانواده ، مدرسه و سایر نهادها باعث به وجود آمدن شخصیت های متزلزل تحقیر شده و عقده ای و پرخاشگر در نوجوانان و جوانان آینده می شود .

اگر افراد به وجود آورنده یک جامعه از شخصیت سالم و متعادل بهره مند نباشد امکان توسعه اجتماعی و فرهنگی در آن جامعه میسر نخواهد بود .

از لحاظ اجتماعی اثرات نامطلوب این پدیده در سطحی گسترده ، چشمگیر
می باشد . کودک آزاری باعث می شود تا نهاد خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماعی است در معرض تزلزل قرار گیرد . زیرا با وجود این پدیده روابط عاطفی مستحکم بین والدین و فرزندان به وجود نمی آید . و به این ترتیب روابط خانوادگی دچار آسیب و انحراف می شود اگرچه کودکان در مراحل اولیه زندگی خود مجبور به تحمل چنین وضعی در درون خانواده هستند .

ولی به محض رسیدن به سن بلوغ و پیدا کردن اختیار و توانایی ، راه و شیوه مستقلی در پیش می گیرند و مسلماً راه و شیوه ای را که در پیش می گیرند .

جدای از آنچه که در این سالها در خانواده به او آموخته اند نیست واین فرد در زندگی شخصی و خانوادگی خود وقتی که او نیز یک پدر و مادر می شود همان شیوه تربیتی غلط را در مورد فرزندان خود به کار می برد .

بنابراین اگر خانواده که هسته اصلی سایر نهادهای اجتماعی به شمار می رود . چپنین وضعیتی را پیدا نماید بدیهی است که سایر نهادها موجود در جامعه کژکارکردی خواهند شد .


سوالهای پژوهش :

1- آیامیان طلاق والدین و کودک آزاری آنها رابطه وجود دارند ؟

2- آیا میان فقر خانواده و کودک آزاری رابطه وجود دارد؟

3- آیا نوع شغل والدین را می توان از عوامل کودک آزاری دانست ؟

4- فرهنگ حاکم بر جامعه چه میزان در کودک آزاری افراد تأثیر دارد ؟

5- آیا نداشتن آموزش و اطلاع کافی بر رفتار والدین نسبت با کودک موثر است؟

6- آیا قوانین موجود می تواند در مبارزه با این پدیده کمکی نماید یا باید بهتر شود ؟

7- تحصیلات والدین چه میزان با کودک آزاری ارتباط دارد ؟

8- آیا تعداد افراد خانواده می تواند بر این پدیده موثر باشد ؟

9- درآمد پائین خانواده چه تأثیری بر رفتار با کودک دارد ؟

10- آیا با راه اندازی سازمانهای حمایتی می توان از بروز این پدیده جلوگیری کرد ؟

11- بین میزان کار والدین و رفتار آنها با کودک رابطه ای وجود دارد ؟

12- تأثیر اعتیاد افراد خانواده بر کودک به چه صورت می باشد ؟

13- آیا می توان از کودک به عنوان منبعی برای کسب درآمد استفاده نمود ؟

14- جامعه از چه طریق برکودک تأثیر گذاشته واورا به سوی اعمال بزهکارانه سوق می دهد ؟

6-2 دیاگرام طرح

7 2 تعریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق:

1. جنسیت: مرد یا زن بودن افراد را شامل می شود.

در تعریف عملیاتی می توان گفت که افراد جامعه به دو گروه کلی و بزرگ زن و مرد تقسیم می شوند که همین جنسیت خود عاملی است برای بروز برخی رفتارهای متفاوت از سوی افراد جامعه زنان جامعه به عنوان مثال خانه داری بیشتر برای زنان جامعه تعریف شده است.

2. سن: میزان سالهایی است که از عمر شخص می گذرد.

در تعریف عملیاتی سن باید گفت که دراین مورد به طور عام افراد را به چنددسته تقسیم می نمایند مانند کودک، نوجوان، جوان، میانسال و پیر، البته به صورت رتبه­ای نیز سن قابل تعریف است مانند 1 تا 10 سال، 10 تا 30 سال و 30 سال به بالا.

3. تحصیلات: میزان آموزش درسی و فنی است که افراد فراگرفته­اند.

در تعریف عملیاتی تحصیلات میزان سالهایی را که فرد به تحصیل علم و دانش پرداخته قابل اهمیت است و به صورت رتبه­ای نیز می توان از آن ذکر کرد به صورت، ابتدایی، راهنمایی، سیکل، دیپلم، لیسانس و...

4. شغل: آن حرفه و کاری که فرد در قبال انجام آن مزد دریافت می نماید.

در تعریف عملیاتی شغل باید گفت که افراد را می توان حتی برحسب شغل در اجتماع طبقه بندی کرد تا این حد که شغل در ایجاد پایگاه اجتماعی نقش مهمی دارد. و افراد را می توان بسته به نوع شغل در پایگاههای اجتماعی بالا یا پایین قرار دارد. گاهی اوقات مشاغل را به چند دسته از جمله شغل آزاد، دولتی و یا سایر مشاغل تقسیم می کنند، گاهی اوقات نیز مشاغل را بر حسب میزان آن یعنی سختی و آسانی به مشاغل سخت و مشاغل آسان تقسیم می نمایند مانند کار در معدن یا کار در یک دفتر.

5. ساعات کار: میزان ساعتی است که افراد به کار مشغول هستند.

در تعریف عملیاتی ساعت کار می توان گفت گاهی این میزان کار بر حسب کار روزانه و گاهی نیز بر حسب ساعت هفتگی و ماهیانه مورد بررسی قرار می گیرد به عنوان مثال 1 تا 3 ساعت در روز ، 3 تا 6 ساعت یا 6 تا 10 ساعت در روز

6. جمعیت: به تعداد افرادی گفته می شود که در یک محدوده جغرافیایی معین با هم در ارتباط هستند.

در تعریف عملیاتی جمعیت نکته قابل توجه در اینجا جمعیتی است که در یک خانواده وجود دارد یا افرادی که در یک جامعه برزندگی افراد از طرق مختلف تأثیر دارند به عنوان مثال جمعیت بالا با درآمد پایین تأثیر منفی بر افراد جامعه خواهد داشت، در تعریفی می توان جمعیت را به صورت رتبه­ای بررسی که به عنوان مثال جمعیت خانواده را به صورت 3 تا 5 نفر، 5 تا 7 نفر، 7 نفر و بیشتر از آن طبقه بندی می نماییم.

7. درآمد: میزان پول و ثروتی است که فرد در مدت معینی به دست می آورد.

در تعریف عملیاتی درآمد باید گفت افراد بسته به نوع شغل خود و میزان کاری که انجام می دهند در یک مدت معین به عنوان مثال در یک ماه درآمدی به دست می آورند که میزان آن را می توان به این شکل رتبه بندی نمود کمتر از 200 هزار توان، از 200 تا 300 هزار تومان و 400هزار و بیشتر از آن.

8. جنگ: نزاع و مبارزه میان افراد، قبایل و کشورها

در تعریف عملیاتی جنگ بیشترین توجه به جنگ میان دولتهاست و تأثیری که این جنگها بر افراد جامعه در طی دوران خود می گذارند در طبقه بندی مربوط به افراد و جنگ می توان بسته به میزان حضور افراد در جنگها آن را طبقه بندی نمود مانند اصلاً حضور نداشته. 2 سال و کمتر از آن 30 سال و بیشتر از آن .

9. لذت طلبی: شامل خویشها و خوبیهایی است که فرد برای خود می خواهد.

در تعریف عملیاتی لذت طلبی باید گفت که افراد در طول روز یا هفته و ماه، زمانی را به خوشگذرانی برای خود اختصاص می دهند و در آن مدت به انجام کارهایی که لذت دنیوی برایشان در پی دارد می پردازند مانند شرکت در میهمانی ها یا گردشهای مجردی که البته آن را به صورت ساعتی یا روزانه می توان طبقه بندی و تقسیم نمود.

10. دین: نوع ارتباط افراد با خداوند می باشد.

در تعریف عملیاتی دین نکته قابل بررسی این است که آیا فرد دارای عقیده الهی می باشد و اگر هست چگونه می توان این عقیده را مورد بررسی قرار اداد، به عنوان مثال ما می توانیم میزان تدین مسلمانها را از دفعات نمازخواندن یا به مسجد رفتن آنها مورد بررسی قرار دهیم مثلاً اینکه فرد چند نوبت در هفته به مسجد می رود

1. نمی رود

2. 1 تا 3 بار در هفته

3. 4 بار و بیشتر از آن

11. توبیخ: سرزنش و ندامت از سوی کارفرما یا ارباب رجوع

در تعریف عملیاتی توبیخ باید گفت افراددر هنگام کار بنا به دلایل گوناگون مورد سرزنش و یا جریمه از سوی کارفرمای خود قرار می گیرند که می توان میزان آن را در هفته و یا ماه و سال بررسی کرد = دید که فرد در طول ماه یا هفته چندبار مورد توبیخ کارفرما قرار گرفته است، اصلاً نشده است. 1 تا 2 بار در ماه ، 3 بار یا بیشتر .

12. مسافرت: رفتن موقت از شهری یا مکانی به شهر یا مکانی دیگر جهت بازدید و استراحت

در تعریف عملیاتی باید گفت که فرد برای تفریح یا تجدید روحیه و یا به دلایل مختلف به سفر می رود که این سفر می تواند تأثیرات مثبت و منفی بر روی افراد خانواده من جمله کودکان بگذارد، لذا تعداددفعات مسافرت رفتن افراد را می توان تقسیم بندی نمود.یعنی بررسی کرد که در سال چند بار با خانواده به مسافرت می روند.

13. تنبیه: آزار جسمی و روانی جهت تغییر رفتار در کودک

در تعریف عملیاتی تنبیه باید گفت که افراد برای اینکه رفتار کودک را به صورت رفتار مورد پسند خود در بیاورند گاهی اوقات از تنبیه استفاده می نمایند که گاهی به صورت جسمانی است یا روانی که در هر صورت به صورت مستقیم بر جسم و روان کودک تأثیر دارد و آن را می توان به تعداد دفعاتی که الدین برای تربیت فرزندان خود استفاده می کنند در طول روز و هفته و ماه و ... مورد بررسی قرار داد.

14. آگاهی: آن اطلاعات و دانشی است که افراد در رابطه با موضوعی خاص دارند.

در تعریف عملیاتی آگاهی و ارتباط آن با کودک آزاری می توان به میزان اطلاع و آشنایی والدین از نیازها، نوع تربیت و یا مراکز فرهنگی، تفریحی مرتبط با کودکان اشاره کرد و آن را از این طریق که چقدر والدین نسبت به این اطلاعات آگاهی دارند به صورت اصلاً تا حدودی و کاملاً طبقه بندی نمود .

1-2 مقدمه

جنایاتی که امروزه به ویژه در قرن اخیر شهرت یافته خاصه جنایاتی که مربوط به کودکان است که نه توان دفاعی و روحی برای دفاع از خود دارند نه از نظر فیزیکی می توانند عکس العمل نشان داده و خطرات را از خود رفع کنند نه تنها برای اشخاص و جامعه سالم و هدفمندانه تنها تولید اضطراب و نگرانی می کند بلکه به صورت یک غره در بطن انسانها جا انداخته اند .

اگر مطبوعات و رسانه های گروهی که امر ارتباطات و اعلام خبر را به عهده دارند هر روز اخبار جنایی ؛ اضطراب آور و گاهی وحشت آور نقل نکنند می توانیم از لحاظ نظری ذات جنایت را یک امر فردی و کاملاً استثنایی بدانیم و آن را از مظاهر اعمال بشری بدانیم اما این واقعیت را که جنایت یک امر اجتماعی است نه تنها جرم شناسان ، جامعه شناسان و حقوقدانان پذیرفته اند .

بلکه اذهان عمومی و نهادهای حکومتی هر کشور را قبول کرده اند . هدف بزهکاری اطفال و مجرم بودن صغار و کودکان نیست بلکه غرض بررسی و ارتباط با پدیده کودک آزاری و وقوع جرایم علیه کودکان و اطفال جامعه است و یا به عبارتی عواملی که موجب می شود اطفال، قربانی جرم شوند و مواردی که می توان در پیشگیری از این پدیده اقدام نمود .

از جمله عوامل کودک آزاری می توان به عوامل فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی و نیز مسائل اجتماعی اشاره کرد البته فقر را می توان مهم ترین عامل آن دانست ونه همۀ علت آن در اینجا باید اشاره کرد که الگوی کودک آزاری در تمام جوامع و کشورهای مختلف یکی است ، یعنی تمام افرادی که به این پدیده اقدام می کنند شاید تنها در طریقه کودک آزاری و میزان آن فرق داشته باشند .

کودکان روزی دادگاهی علیه بزرگتران خود تشکیل خواهند داد و در آن داد خواست از والدین خواهند پرسید که آیا شما به تعهدات خود نسبت به ما عمل کرده اید تا انتظار داشته باشید ما فرزندان خلفی برای شما باشیم ؟

روان شناسان معتقد هستند والدینی که کودک آزاری می نماید بیمار هستند چنین انسانهایی خاستگاه آنها را نوعی ناهنجاری ارضاء می کند که البته خودشان هم نمی دانند این یک نوع بیماری است به این ترتیب و در طی مراتب مذکور کودک آزاری در جامعه به دو دسته تقسیم می شود :

دسته اول : هر نوع کاری را که کودکان از انجام آن ناتوانند را به آنها جبراً اعمال می نماید و البته نام تربیت برآن می گذارند .

دسته دوم : همان انسانهایی هستند که به علت نداشتن مسئولیت و نداشتن آموزش صحیح از ازدواج و تشکیل خانواده و عدم حمل بار سنگین زندگی خواسته های خود را به شیوه های مختلف به فرزندان تحمیل کرده و آنها را مورد ایزایی قرار می دهند .

در محیط خانواده که پیامد آن جز ناامنی ، ترس ، وحشت فرزندان از خانواده و عدم امنیت چیز دیگری نمی باشد چگونه فرزند بیرون دغدغه می تواند زندگی نماید .لذا بر تمام محققان و دانایان و اندیشمندان و مددکاران لازم است نسبت به افزایش سطح آگاهی عمومی در رابطه با این پدیده شوم اجتماعی اقدام کنند .


بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران

در پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران مرکز رشته روان شناسی شهر تهران در سال تحصیلی 1387 پرداخته شد ، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی روان شناسی دانشگاه تهران مرکزی در سال تحصیلی 88 – 1387 می باشد که از این گروه تعداد 50 نفر بعنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 107 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 153
بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

در پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران مرکز رشته روان شناسی شهر تهران در سال تحصیلی 1387 پرداخته شد ، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی روان شناسی دانشگاه تهران مرکزی در سال تحصیلی 88 – 1387 می باشد که از این گروه تعداد 50 نفر بعنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند که برای 25 نفر از این گروه موسیقی اجرا شده و برای 25 نفر اجرا نشده است و روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است .

ابزار مورد استفاده آزمون تولوز پیه رون می باشد که با استفاده از روشهای آماری به بررسی داده ها پرداخته ، در نهایت نتایج ذیل استخراج شده است :

بین دو گروه آزمودنی آزمایش و گواه از نظر میزان دقت تفاوت معناداری وجود ندارد بنابراین می توان نتیجه گرفت شنیدن موسیقی آرام بخش بدلیل عدم کنترل عوامل مزاحم و .......... نتوانسته بر افزایش دقت آزمودنی تأثیر داشته باشد .



مقدمه

برای مواجهه شدن با سوالات بی شمار این جهان درهایی از رنج های بی شمارش راهی جز رشد هوشیارانه ای برای پیمودن نیست . این هوشیاری ، آن نوع هوشیاری است که از خلال رویا شدن حس زیبا شناسی و ادراک آن حاصل می شود و تداوم می یابد .

این هوشیاری روح شناخت زیبائی های این جهان را در زبان موسیقی ، زبان رقص ( ریتم حرکت) و زبان شعر که به بیانی مهربان ترین و شاید عاشقانه ترین پیام های خلقت می باشند ، بازشناسی می کند و آنها را بعنوان فرزندان هنر به قالب هویت می کشاند و پیام آنها را به زبان رنگ – شکل – طراحی – نقاشی و نور و .......... تفسیر نموده و با نهادو درون انسان و هستی پیوند می دهد و معنا می کند ( کنگره هنر درمانی ، 1385 )

هنر این چشمه زاینده که آب حیات از آن می جوشد ، دارای ارزش جاودانگی و بخشیدن حیات ابدی است . هر کس بخواهد حیات جاودانه بیابد باید در آن وارد شود و شستشو کند . تمام کائنات و عالم خلقت غرق در دریای هنرند و با صدا و رقص و حرکت ، سجود خود را در برابر سازندة خود بجا آورده و نماز می گذارند .


موسیقی

موسیقی نیازی فیزیولوژیک ، ذهنی ، احساسی ، اجتماعی ، فرهنگی در زندگی انسان است و از این طریق نیازهای ریشه ای گسترده در تار و پود زندگی بشر پیدا کرده است .

موسیقی رابطه زیستی و فیزیولوژیک با مغز آدمی دارد . ریتم ، محرک بیولوژیک و ملودی لذّت خوشی و خیال انگیزی است . به این دلیل کوچکترین کنش ریتمیک و نوای موزون روح و جسم را بر می انگیزد .

از آغاز نوزادی بدون آن که آموزشی در کار باشد توجه به ریتم وملودی وجود و مغز به هماهنگی ، نظم و سازماندهی اصرار و گرایش دارد و موسیقی جلوه و تشابهی از این هماهنگی است .

موسیقی نیازی شناختی است . با توجه به موسیقی دنیایی از زیبائی ها ، رمز و راز صوت ها ، هماهنگی ها و وحدت اجزا و ارضای خیال انگیزی ها گشوده می شود و ذهن از ورود به تصورهای تازه ،الهام و خلق افکار جدید لذّت می برد . اندیشه ها و افکاری که در ذات دانش موسیقی وجود دارد وبا کنجکاوی بشر اندکی از آن کشف شده و دانش گسترده موسیقی امروزی را بوجود آورده است .

از سوی دیگر موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیّل ، حافظه ، تداعی ، الهام و ........ درآمیخته که در نتیجة آن مقوله ای شناختی بوجود آورده است.

امّا موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است . موسیقی سیستم عواطف مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت می بخشد .

هم چنین موسیقی نیازی اجتماعی است و همبستگی در ذات مطبوع آن وجود دارد . هر جا موسیقی جاری است گروهی در کنار هم جمع اند زیرا موسیقی به راحتی می تواند احساس ها و بیان مشترکی را در جمع بوجود آورد و نیروی عمومی را بر انگیزد . موسیقی نیروی همدلی است ، از آن می توان در تفاهم اجتماعی و سلیقة ملّی بهره جست .

هم چنین موسیقی زبان احساسی تاریخ و فرهنگ ، آیین ها و مراسم بشری است به خصوص آن گاه که کلام و نوشتار ناتوان بوده اند . در طول تاریخ موسیقی وسیله ارتباط و بیان نیاز و القای خواست ها بوده است . موسیقی از احساس برخاسته و با آن شکل و تحول یافته است . موسیقی هر ملتی معرف روحسه و سیر عاطفی و حالت روحی آن است . از این رو با شناخت موسیقی اقوام به روش ها و نگرشهای عاطفی و رفتاری آنها پی برد و رفتارهای احساسی آنها را پیش بینی کرد .

ریتم ها ، ملودی ها ، فواصل فیزیکی و گردشهای آهنگین موسیقی هر منطقه ای بر اساس طبیعت ، گنجایش ظرفیت عاطفی و نگرشهای حسی و حرکتی مردم آن شکل گرفته است .« زاده محمدی ، 1380 »

زمانی موسیقی در دست طبیبان نخستین برای تسخیر امراض و اشباح مزاحم و خروج آنها در هیجان ضرباهنگ و حرکات و آواهای موزون شفابخش بود و روزگاری دیگر در اندیشه یونانیان برای تنظیم هارمونی عناصر بدن به کار رفت و امروز در برداشتی علمی و کاربردی برای ایجاد نیروی زندگی ، سلامت و توانایی در مراکز گوناگون پزشکی ، روان پزشکی و زندگی روزمره مردم حضور یافته است .

امروز دیگر همه افراد از کوچک تا بزرگ ، آرام و بی قرار ، بیمار و سالم ، از فرد رنجور و مضطرب تا افسرده و ...... از قوای آرام بخش و دلنشین موسیقی بهره می برند . (اشمیت تپرز ، ترجم زاده محمدی ، 1380 )

تم های آرام بخش ملایم یکنواخت و ریتم آن آرام است . این تم حالت عاطفی خاصی ندارد بعبارت دیگر شور و حالی بوجود نمی آورد و یا کسی را تحریک نمی کند و در خود فرو نمی برد ممکن است یک ملودی حالت دار مانند ملودی خرین ، فرد افسرده ای را آرامش دهد امّا این آرامش ناشی از ساختار ملودی نیست بلکه ناشی از شرایط زمان و احساس شنونده است . در واقع این ملودی آرام بخش مقطعی و مشروط است .

مهم ترین خصیصه ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را القا نمی کند . ریتم وگردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجان ها و خستگی ها بکاهد و با آهسته کردن احساس و هیجان در گردشها و فواصل مطبوع وبزرگ حالتی آرام و خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساسی ایجاد کند ( زاده محمدی ، 1381 )

بیان مسئله

موسیقی یکی از ابزارهای تربیتی اثر گذار زندگی معاصر است و هر کس ناگزیر به شکلی از آن استفاده می کند . پس فهم آن نیز جزء آموزش فکری مردم و از جمله وظایف آموزش و پرورش هر کشوری است . بی شک موسیقی موهبت و پرتویی الهی است و ضرورت وجود و استفاده از آن در تقدیر بشر و برنامه ریزی یزدانی قرار دارد و نیازی زیستی و سرشتی قوی پیشتوانه آن است که این گونه در زوایای گوناگون زندگی بشر از آموزش و تربیت و یادگیری تا نیایش و درمان و سرگرمی او نفوذ پیدا کرده است . موسیقی هم چون امواج دریا سراسر انرژی ، کشش وعلاقه ، دوستی ، محبت و جذابیت است . این انرژی و کشش وقتی از حد خود بگذرد امواج خروشان و طوفانی می شود که پریشان کننده است وانسان بدون قایق اندیشه در این دریای مواج ادوار خود گسسته ، خواهد شد .

موسیقی مانند یک زبان مطالعه و به دلیل همگانی بودن و نیاز عمومی به آن در واقع نوعی زبان مادری و درونی بشر است . زبانی که هر روز به صورت های مختلف ، کلمه ها ، و مفاهیم آن را می شنویم و حس می کنیم . شایسته آن است که قواعد ، اجزاء ، ترکیب و ارکان این زبان رایج را بشناسیم و با فهم و درایت به دنیای زیبا ، تصور و الهام های آن وارد شویم و زیبایی ، تجربه های عرفانی و الهامی وسیر روحی آن ها را احساس کنیم به همین دلیل فراگیری ارکان و اصول موسیقی جزء اهداف و برنامه های عالی آموزش و پرورش در تمامی مقاطع کشورهای پیشرفته جهان است و از نیازهای انسانی به شمار می رود .

موسیقی درمانی به مفهوم عالی و تجربی آن با گذر از تاریخ کهن و افسانه ای ، سرانجام با کوله باری از دانش و تجربه بعنوان رشته ای علمی و دانشگاهی به ثمر نشست و نیروی سیال و سحر انگیز موسیقی همگام با دانش پزشکی و روان شناسی به زندگی بشر نشاط ، سلامت و انرژی بیشتری بخشید .

موسیقی درمانی راه و روش استفاده از موسیقی برای ایجاد آرامش ، خوشی ، سلامت و توانایی فردی و اجتماعی است .

جامعه ایرانی علاقه مند و نیازمند موسیقی است . موسیقی بخشی از فضا ، مکان ، تاریخ و احساس اوست . در طول تاریخ ، روحیه ایرانی به هنر سرزنده و سازگار بوده است . تاریخ ایران بیش از هر صنعت دیگری با جلوه های هنر نمایان است . روحیه عاطفی حالت های شیدائی و ظرافت های احساسی و الهامی خمیر مایه خلاقیت های تاریخی هنر است . هنری که عشق ورزیدن ، وحدت و دلدادگی های متعالی اساس آن است .« زاده محمدی ، 1380 »

به عبارت دیگر جامعه ایران نیازمند ارتقای درک علمی از موسیقی و ترمیم فرهنگ شنوایی موسیقایی است تا از گردونه محدود احساسی خارج و بر فضای گسترده و فکورانه آن نظر پیدا کند و موسیقی را بفهمد و بخوبی در اختیار گیرد .

موسیقی درمانی یکی از جلوه های کاربردی موسیقی در زندگی عموم است . آشنایی با این رشته نیز می تواند استنبا و انتظار عموم از موسیقی را ارتقا بخشد و ذهن را بسوی کاربرد گسترده آن وارد سازد . « زاده محمدی ، 1380 »

پژوهش های متعددی تأثیر موسیقی را بر علایم حیاتی و هورمونهای بیماران جسمی از جمله جراحی ارتوپدی ، بی هوشی و دندان پزشکی نشان می دهد .

در تحقیقی جامع ، اسپینتج و دورو ( 1985 ) اثر موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) بر ضربان نبض ، فشار سرخرگی خون ، سطح ترشح هورمون رشد ( GH ) ،سطح ترشح ACTH و سطح ترشح پرولاکتین در پلاسمای خون بررسی شد . 50 بیمار جراحی دندان ، با عنوان گروه آزمایش در هنگام درمان، موسیقی آرام بخشی شنیدند و در مقابل گروه موسیقی دریافت نکردند .

این اختلال ( ADD ) و هم چنین اختلال فقدان توجه در افراد بیقرار و ناآرام و بیش فعال ( ADHD ) در حدود 10 تا 15 درصد مردان جوان آمریکایی را مبتلا ساخته است و ویژگی های آن بیقراری و عدم توانایی در تمرکز ، تغییر ناگهانی خلقیات و مشکل ایجاد ارتباط است . در مطالعه نوزده کودک هفت تا هفده ساله ، که مبتلا به اختلالات فوق بوده اند ، محققین موسیقی موزارت را سه بار در هفته پخش می کردند .

موسیقی مورد مطالعه ، Disk بود که 100 نفر شاهکار موسیقی نامیده می شد و شامل مولف کنگ ، آمادئوس موزرات ،کنسرت پیانوی شماره 21 ، عروسی نیگارو ، کنسرت فلوت شمارة 3 از دون جیروانی و سایر کنسرتوها و سوناتها بودند . محققان گزارش دادند که افرادی که به این مجموعه گوش می کردند ، از میزان امواج تتای مغزی آنان کاسته شد واین امواج با آهنگ موسیقی کاملاً انطباق یافتند و از کنترل خلقیات و تمرکز بیشتری بهره مند شده . مهارتهای اجتماعی آنان رشد یافت . در میان افراد مورد آزمایش این توانایی را تا شش ماه پس از آزمایش حفظ کنند . بدون آن که تحت آموزش جدیدی قرار گیرند . « کمپ بل ، ترجمه شیخ جوادی ، 1380 »

تحقیقاتی که توسط کولن در سال 1992 در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان سنت جرج لندن صورت گرفته نشان می دهد که موسیقی به میزان قابل توجهی در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانی بیماران که در بخش آی – سی – یو بستری بوده اند تأثیر داشته است زیرا ثابت شده که سیستم اعصاب انسان به محرک های موزیکال پاسخ مثبت می دهد و عملاً موسیقی در تغییر حالت بیماران مؤثر می باشد .« تد ، اندروز ، ترجمه عمرانی ، 1380 »

پژوهش هایی که روی دو گروه بیمار که مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند انجام شده ، تأثیر موسیقی را نشان می دهد ، روی دسته اول بیماران از موسیقی استفاده نشد ولی برای گروه دیگر اقدام به پخش موسیقی گردید . کاهش فشار خون و ضربان قلب برای گروهی که از موسیقی استفاده کرده بودند کاملاً مشهود بود ؛ آزمایش ها نشان داده که موسیقی بیشترین اثر را در ایجاد رابطه مثبت و مؤثر بین بیمار و پزشک و پرستار و اطرافیان بیمار دارد .

در چند دهه اخیر موسیقی درمانی جزو رشته های دانشگاهی شده و عامل اصلی این امر رشد مستمر حجم پژوهش در زمینة موسیقی و کاربردش در پزشکی و روان پزشکی است . صرف کمی وقت در کتابخانه عمومی منتج به یافتن حجم عظیمی از اطلاعات ارزشمند خواهد شد .

از دهه 1950 چندین مؤسسه شروع به گردآوری ، سازماندهی و معرفی انبوهی از پژوهشهای مربوط به موسیقی درمانی کرده اند . دو مؤسسه ملی موسیقی درمانی و انجمن آمریکایی موسیقی درمانی از معروفترین آنها می باشند .

بگی ( 1996 ) در تحقیقی نشان داد که موسیقی سبب نوسازی سیرهای عصبی و تقویت چرخه های نوروتراسیمتری بین نورونی می گردد . حتی گوش دادن به موسیقی نیز می تواند تمرینی برای مغز در زمینة افزایش تمرکز و قدرت تفکر است . « به نقل از حسینی تنکابنی ، 1382 »

سوس ( 2001 ) می گوید که دانش آموزان با ناتوانی یادگیری به سختی می توانند برای مدت طولانی تمرکز داشته باشند . هم چنین احتمال بیشتری وجود دارد که حقایق یادگیری را به عنوان کوشش موقتی برای خوشایند معلم یا جهت گذراندن امتحان یاد می گیرند . تحقیقات اخیر نشان می دهد که ناتوانی یادگیری بعلت واحدی بوجود نمی آید بلکه مشکل در یکپارچگی اطلاعات از مناطق مختلف مغز با یکدیگر است .

از آنجایی که بیشتر حافظة فعال در لب فرونتال جای دارد ، منطقه ای است که تمرکز اتفاق می افتد . لب فرونتال به آرامی تا بزرگسالی رشد می کند وقتی سیناپس ها تغییرات شیمیایی و فیزیکی داشته باشند یادگیری صورت می گیرد. زیرا اثر یک نورون دیگر اتفاق می افتد مثلاً یک مجموعه نورون یادگیری را به سوی هم شلیک می کنند . تکرار شلیک ها موفقیت آن را سهل تر می نماید و بالاخره به صورت اتوماتیک و خودکار تحت شرایط معین در می آید و بنابراین حافظه شکل می گیرد . یادگیری فرآیندی است که در آن دانش جدید و مهارتها کسب می شود در حافظه فرآیندی است که فرد مکانیزم عصبی با انواع مختلف یادگیری در زمنیة ارتباط بین یادگیری اطلاعات جدید ، حافظه و تغییرات مغزی در ساختار مغز خبر می دهد و همانطور که ماهیچه با تمرین قوی تر می شود و مغز نیز با استفاده تقویت می شود .

در تحقیق دیگر اثر موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) بر میزان کورتیزول ، نوروآدرنالین در پلاسمای خون بیماران عمل جراحی ( با نوع بی هوشی نخاعی ) اندازه گیری شد .

در این آزمایش 30 بیمار در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل شدند . گروه آزمایش موسیقی آرام بخش شنیدند و گروه کنترل موسیقی دریافت نکردند و در نتیجه تأثیر موسیقی آرام بخش را در کاهش ترشح کورتیزول و نورآدرنالین گروه آزمایش در یک ساعت بعد از عمل و در طول دوران بهبودی ( بعد از عمل ) نشان می دهد .

در تحقیقی دیگر ، مربوط به تأثیر موسیقی ضد اضطرابی بر سطح ترشح ACTH ، آندورفین پی پلاسمای بیماران زایمان در طول 24 ساعت بود . آزمایش با دو گروه 100 نفری از زنان ( گروه آزمایش و کنترل ) انجام گرفت . گروهی موسیقی شنیدند و گروهی کنترل موسیقی دریافت نکردند . موسیقی درد زایمان بیماران را به طور بارزی کاهش داد .

وی پل و گلین ( 1992 ) در مطالعه ای تأثیر موسیقی آرام بخش و محرک را روی آستانه های درد ، پوست ، ضربان قلب و فشار خون 10 زن داوطلب بررسی کردند . در نتیجه موسیقی آرام بخش بر افزایش آستانه درد و پوست اثر نداشت ولی موسیقی محرک هر دو آستانه درد و پوستی را افزایش داد .
« به نقل از زاده محمدی ، 1385 )

در پژوهشی تأثیر موسیقی آرام بخش و محرک را بر واکنش های الکتریکی پوست ، اتساع مردمک چشم و تنویس ماهیچه های افراد معمولی و بیماران روانی بررسی کرده اند . نتیجة این تحقیق نشان داد که موسیقی محرک اتساع مردمک چشم و واکنش های الکتریکی پوست را افزایش می دهد و در عوض موسیقی آرام بخش مردمک چشم را منقبض و تنوس ماهیچه ها را کم می کند .

استیل من ( 1991 ) تأثیر تن آرامی توأم با ضرب آهنگ را قبل و بعد از عمل جراحی بررسی کرد . نتیجه گرفت که موسیقی درمانی بعنوان روشی حمایتی می تواند اضطراب قبل و ناراحتی بعد از عمل جراحی را کاهش دهد .

بنابراین شنیدن موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) می تواند در رسیدن به تمرکز مناسب باشد در صورتی که تم مناسبی را انتخاب کرده باشیم .

موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است و موسیقی سیستم عواطف ( لیمبیک ) مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساس و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی را منجر می شود و در بسیاری از مواقع که کلام و بیان پاسخگو نیست ، می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت می بخشد . البته موسیقی تنها عاطفه را به توجه وخلسه نمی برد ، بلکه فکر را نیز به تمرکز می رساند .

موسیقی برای رسیدن به تمرکز بسیار مناسب است ، زیرا که دارای انرژی است و جریان دارد ، البته لازمه اش این است که تم های مناسب موسیقی را بدانیم و مناسب ترین آنرا انتخاب کنیم .

مانند موسیقی آرام بخش ، مهم ترین خصیصة ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را القا نمی کند . ریتم و گردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجانها و خستگی ها بکاهد و با آهسته کردن احساس و هیجان در گردش ها و فواصل مطبوع و بزرگ حالتی آرام و خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساس ایجاد کند .

هم چنین موسیقی آرام بخش تغییرات فیزیولوژیک آنچنانی ایجاد نمی کند و خاطره ای را تداعی نمی کند ، ضد اضطراب است و برای تمرکز مناسب است.

تمرکز می تواند به کلمه ، شیء ، صوت و یا سکوت و یا تکرار کلمه باشد . این تکرار سبب تمرکز می شود و مغز به حالت بی حسی می رسد . تمرکز بر شی ممکن است یک شمع ، نقطه ای نورانی یا رنگی ، چشم و بدن ......... باشد . تمرکز به صوت که می تواند یک ریتم ، یک موسیقی یا صوتی بی معنا باشد . سکوت مهم ترین اینهاست . اگر از سکوت به سکوت برسیم ، اگر چه دشوارترین مسیر است امّا واقعی ترین آنهاست .

در تمرکز می خواهیم به یگانگی برسیم ولی چون خاطرات نمی گذارد بهتر است که با ابزار به تمرکز برسیم . در واقع موسیقی برای رسیدن به تمرکز ابزار مناسبی است .

حال سؤال پژوهش در این جا این است « آیا بین موسیقی آرام بخش و میزان تمرکز همبستگی معنادار وجود دارد ؟

هر موسیقی آرام بخش نیست و ذهن را آرام نمی کند . آهنگ های بسیاری وجود دارند که ذهن را پریشان و روح را خموده و یا هیجان زده و بیقرار می کنند . موسیقی آرام بخش دارای خیال انگیز مثبت ، ضرباهنگی ملایم و ارکستراسیون شفاف در فواصل مطبوع است که احساس را در فضایی یکنواخت قرار می دهد .

ملودی های کلاسیک و پاپ انتخاب شده با ایجاد فضایی مطبوع و خیال انگیز ، ذهن شنونده ، را در جریانی ملایم و زیبا متوجه سیر آهنگ خود می کند و بدون آنکه هیجانی بوجود آورد از فشار و تنش های روحی می کاهد .

قطعات کلاسیک انتخاب شده مانند کنسرتو موتسارت و باله چایکوفسکی ذهن را در گردش ملایم و زیبای ملودی ها محصور و دل را یکپارچه و اضطراب و استرس را در سطح گسترده ای رها می کند و از فشار آن می کاهد.

معمولاً انکار پراکنده متعددی به ذهن می آید که طبیعی است . بدون ناراحتی ، فکر خود را بپذیرد و آن را یکبار مرور کنید و مجدداً به ملودی آرام بخش گوش کنید و سیر روحی را دنبال کنید . با شنیدن متمرکز و حفظ ملودی های موسیقی ، ذهن مطبوعی بوجود می آید . وقتی ذهن با احساسات زیبای ملودی ها خو می گرفت افکار منفی کم می شود .

گاستن ( 1968 ) یکی از پایه گذاران اولیه موسیقی درمانی به این واقعیت تأکید می کند که موسیقی یک رفتار انسانی است : « نه فقط برای اینکه انسان آن را خلق می کند بلکه برای این که بستگی و ارتباط خود را با آن می آفریند ........ موسیقی رفتاری ضروری و ذاتی انسان است . تأثیر آن بر حالات و رفتار انسان از هزاران سال پیش مطرح بوده است » . توماس ( 1974 ) محقق و پزشک معاصر که همانند گاستن می اندیشد و می نویسد : « نیاز به ساختن موسیقی و گوش دادن به آن اظهار همگانی افراد بشر است .......... مانند صحبت کردن یا وجه غالبی از بیولوژی انسان » مردم شناسان و موزیک شناسان اقوام اظهار داشتند که موسیقی در همة فرهنگ ها ، هم قبایل ابتدایی و هم اجتماعات متمدن وجود دارد .

موسیقی تأثیر معین جسمی و خصوصیات قابل تعریف علمی دارد که به عنوان روش درمانی فواید مشخصی دارد . دو ویژگی از این خاصیتها که دو رکن اصلی موسیقی به حساب می آیند ریتم و صدا هستند .


بررسی علل اجتماعی درخواست طلاق دربین زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده شماره 1 ( شهید محلاتی(

بررسی پدیده ها و مسائل اجتماعی از دغدغه های اساسی متخصصین علوم اجتماعی است در این راستا پژوهشی انجام شده تا به بررسی یکی ازآسیب های اجتماعی به نام طلاق بپردازد در تحقیقاتی که درگذشته توسط محققین دیگرانجام شده ثابت شده است که وقتی طلاق،به یک آسیب اجتماعی تبدیل شود باعث ایجاد آسیب های اجتماعی دیگردر جامعه چه به صورت مستقیم وچه به صورت غیرمستقیم می ش
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 107 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 101
بررسی علل اجتماعی درخواست طلاق دربین زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده شماره 1 ( شهید محلاتی(

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

بررسی پدیده ها و مسائل اجتماعی از دغدغه های اساسی متخصصین علوم اجتماعی است. در این راستا پژوهشی انجام شده تا به بررسی یکی ازآسیب های اجتماعی به نام طلاق بپردازد. در تحقیقاتی که درگذشته توسط محققین دیگرانجام شده ثابت شده است که وقتی طلاق،به یک آسیب اجتماعی تبدیل شود باعث ایجاد آسیب های اجتماعی دیگردر جامعه چه به صورت مستقیم وچه به صورت غیرمستقیم می شود مثل اعتیاد ،بزهکاری،خودکشی،اختلالات رفتاری وشخصیتی و…… در این پژوهش سعی شده تا از جنبه دیگری به این مسئله بپردازدو جوابی برای این سؤال که چه علل اجتماعی دخیل دردرخوا ست طلاق می با شد پرداخته شود.

چه ساختارهای اجتماعی،فرهنگی دراین امردخالت دارند وسرنوشتی این چنین را برای برخی ازدواج هاوزندگی های زنا شوئی رقم می زنند.این پژوهش براساس نظریه مبادله به بررسی این آسیب پرداخته تا از این منظر،متغیرهایی رادر نظربگیرد واثر آنها را بر طلاق و افزایش آن مطالعه کند وبا درنظرگرفتن وتوجه به این متغیرها گا هی درجهت حذف،کا هش و یا تغیراین متغیرها برداشته شود تا هدف اصلی که مهار طلاق در سطح جامعه می باشد با انجام این گونه پژوهشها محقق شود .


فصل اول

بیان مسئله

طلاق مهمترین عامل ازهم گسیختگی بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است.شیوه نهادی شده پایان یک ازدواج واین پایان یافتن تحت هرشرایطی دارای پیامدهای منفی بسیاری است.طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی به طورمستقیم و غیر مستقیم برافرادآن خانواده درنقش های پدر،مادروفرزندتاثیر می گذارد.طلاق روانی هرچند در جامعه آمارقابل توجهی ا ست واثرات خاصی را برخانواده می گذارد اما چون به صورت رسمی موردبررسی قرارنگرفته آماری ازآن دردست نیست اما نوع دیگرطلاق(طلاق قانونی یا رسمی) به دلیل گستردگی وافزایش آن درجامعه به یک آسیب اجتماعی تبدیل شده و پژوهشگران زیادی را به بررسی این مسئله سوق داده است.

طلاق وقتی به یک آسیب اجتماعی تبدیل می شود،اولین واساسی ترین ضربه را به نهاد خانواده داردآورده وزمینه را برای آسیب های اجتماعی دیگر ازقبیل اعتیاد،خودکشی، بیماری های روحی وروانی و……فراهم می کند . لازم است به این مسئله نیزدقت کنیم که این رابطه به صورت متقابل و تعامل بین انواع آسیب های اجتماعی وجود دارد که افزایش یک آسیب زمینه افزایش آسیب های دیگر را فراهم می کند . در این پژوهش،پژوهشگر به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر در خواست طلاق می پردازد وبه این منظور متغیرهایی همچون تفاوت سنی زوجین،تفاوت عقاید زوجین،تفاوت تحصیلی،اعتیاد،نا باروری،نگاه خانواده فرد نسبت به طلاق،براورده نشدن انتظارات نقش همسری دخالت دیگران درزندگی زوجین،عدم صداقت و میزان شناخت پیش از ازدواج را در رابطه با در خواست طلاق مورد بررسی قرار می دهد تا میزان تاثیر این متغیرها در درخواست طلاق ارزیابی شود. امید به این که با انجام چنین پژوهشهایی زمینه برای برنامه ریزی و آموزشهای مختلف به افرادی که قصدازدواج دارندو افرادی که متاهل هستند فراهم گردد.


فصل دوم

اهمیت و ضرورت پژوهش

دلایل گوناگون را می توان بیان کرد که دال بر اهمیت بررسی مسئله طلاق در جامعه ایران به خصوص در شهرتهران می با شد این دلایل را با توجه به ابعادمتفاوت آثار و پیامدهای طلاق درسطح فرد،خانواده،روابط اجتماعی،وبه طور کلی ساختارهای جامعه می توان عنوان کرد.طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی اثرات مستقیم و غیر مستقیم بر تعادل روانی فرد در نقش های مختلف همسری،بستگان،فرزند و دوستان داردکه اثرات آن غیرقابل چشم پوش است.به علت آثارعاطفی ناشی از طلاق برفرد است که امکان وجودمشکلاتی را در فرد می توان پس از طلاق مشاهده نمود.همسری که بعداز طلاق باید به تنهایی اوقات خویش را بگذراند و یا فرزندی که ناچارست بدون هر دو ویا یکی از والدین خودبه سربرد و بستگان و دوستانی که در ارتباطات خویش با اینگونه افراد دچار اختلالاتی می گردند .همگی ازپیامدهای طلاق میباشد. ازپیامدهای طلاق می توان ازمشکلات اقتصادی که به خصوص برای زنان در جامعه به وجود می آید صحبت کرد،که می تواند در آسیب های اجتماعی نقش مهمی داشته باشد.

به هم خوردن تعادل در یک نهاد اساسی جامعه یعنی خانواده باعث به هم خوردن تعادلات در نهادهای دیگر جامعه می شود وبه اساس واستواری آن جامعه لطمه وارد می کند.

البته دراینجا رشد طلاق حائز اهمیت است که اگر بیش از حد قابل قبول در جامعه باشد حالتی آسیبی را ایجاد می کند واین مسئله در جوامع شهری ایران به خصوص در تهران بسیارصادق است. در مورد ضرورت انتخاب این موضوع باید به نقش طلاق در سایرآسیب های اجتماعی اشاره کرد که خود مبین اهمیت انتخاب موضوع می باشد:

((طلاق ازجمله مباحث اجتماعی است که در سایر پدیده های آسیب شناسی انعکاسی بارز دارد. اکثر بررسی های انجام شده از رابطه بین طلاق و اعتیاد،جرم،بزهکاری،روان پریشی،عدم تعادل شخصیتی،مسائل آموزشی تربیتی،خود کشی ویا جامعه ستیزی ونظایر آن حکایت دارد.و طلاق را علت آن می داند.جالب اینکه رابطه طلاق با آسیب های اجتماعی گاه رابطه ای دوسویه است یعنی برخی از این معلول ها خود می توا ند علت گرایش به طلاق باشند. مثلا اعتیاد می تواند عامل طلاق باشدولی خود طلاق تحت شرایطی متفاوت می تواند عامل گرایش به اعتیاد باشد.

این مسئله در مورد جرم وجنایت،عدم تعادل شخصیتی و نظایر آن هم می تواند صدق کند. لذا در این پژوهش سعی شده است تابا بررسی علل طلاق راه را برای بحث جدی تر در باب اعتیاد،جرم و جنایت،بزهکاری،روان پریشی ناثباتی روانی و شخصیتی،بحران های اجتماعی و خانوادگی فراهم سازد وازطرفی شناخت طلاق مقدم بر هر اقدام عملی برای کا هش آن و حفظ خانواده هاست و بالاخره کاوش و پژوهش درباره طلاق به طور غیرمستقیم شناخت ازدواج و شیوه های همسرگزینی وتشخیص خصایص کلی حاکم برآن به حساب می آید و می توا ند درجهت غنا بخشیدن به فرهنگ زناشویی وزدودن فقر حاکم برآن مفیدافتد.(پیران 1369 )

هم چنین با نگاهی به آمار طلاق در ایران به خصوص در مناطق شهرها به خصوص در تهران شاهد رشد صعودی طلاق هستیم که می توان آن را به عنوان یک پدیده آسیبی مطرح نمود وخود حاکی ازاهمیت موضوع و ضرورت تحقیق می باشد شهری مانند تهران با چنین جمعیتی در سالهای آتی با مشکلاتی چون فرزندان بی سرپرست و مشکل حضانت آنها،همچنین تعداد زنان مطلقه و مشکل اعاشه آنها مواجه خواهد بود.(ساروخانی 1376 ).

هم چنین باید گفت: (هیچگاه مطالعه آسیب شناسی اجتماعی، انحرافات اجتماعی و بزهکاری اجتماعی بدون شناسایی طلاق صورت پذیر نیست به تعبیر دیگر هر جامعه که در جستجوی سلامت است باید این پدیده را مهار کند).(همان منبع صفحه 17 )


فصل سوم

اهداف پژوهش : اهداف کلی

اهداف پژوهش به دو قسمت کلی و جزئی تقسیم می شود.اهداف کلی تحقیق در ابتدا بیان می شود هدف کلی از پژوهش حاضر بررسی عواملی است که در طی زندگی زناشویی برآن تاثیرداشته و منجربه برگزیدن راه حلی به نام طلاق از طرف زوجین ویا یکی از آن دو برای پایان بخشیدن به زندگی زناشویی می گردد.(علل اجتماعی) از سوی دیگر شناخت عوامل اجتماعی موثربر طلاق به عنوان گامی در جهت کنترل آن درجامعه کمک خواهدکرد(مشروط به ادامه تحقیقات دراین زمینه توسط محققین مطرح وبا تجربه ) پیامدهای آن را به حداقل می رساندو به سا لم سازی محیط اجتماعی کمک کرده وزمینه را برای رشد روحی و جسمی فرزندانی سا لم در محیط خانواده ای سا لم فراهم می کند به طورکلی هدف اصلی ازاین تحقیق مهار موضوعی به نام طلاق در جامعه است.

اهداف جزئی شامل:

1.بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق وتفاوت سنی زوجین وجوددارد؟

2. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و تفاوت عقاید زوجین وجوددارد؟

3. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و تفاوت تحصیلات زوجین وجوددارد؟

4.بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و اعتیاد وجوددارد؟

5. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و ناباروری وجوددارد؟

6. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و نظرخانواده فرد نسبت به طلاق وجوددارد؟

7. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و برآورده نشدن انتظارات از نقش همسری وجود دارد؟

8. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و میزان دخالت دیگران در زندگی زناشویی وجود دارد؟

9. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و میزان شناخت پیش از ازدواج وجود دارد؟

10. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و عدم صداقت همسر وجوددارد؟


فصل چهارم

فرضیه های پژوهش:

  1. به نظر می رسد بین طلاق با تفاوت سنی زوجین رابطه وجود دارد.
  2. به نظر می رسد بین طلاق با تفاوت عقاید زوجین رابطه وجود دارد.
  3. به نظر می رسد بین طلاق با تفاوت تحصیلات زوجین رابطه وجوددارد.
  4. به نظر می رسد بین طلاق با اعتیاد یا مصرف مشروبات الکلی رابطه وجود دارد.
  5. به نظر می رسد بین طلاق با ناباروری رابطه وجود دارد.
  6. به نظر می رسد بین طلاق با نظرخانواده فرد نسبت به طلاق رابطه وجود دارد.
  7. به نظر می رسد بین طلاق با برآورده نشدن انتظارات از نقش همسری رابطه وجود دارد.
  8. به نظرمی رسدبین طلاق با دخالت دیگران در زندگی زوجین رابطه وجود دارد.
  9. به نظر می رسد بین طلاق با میزان شناخت پیش ازازدواج رابطه وجود دارد.

10.به نظر می رسد بین طلاق با عدم صداقت همسر رابطه وجود دارد.

فصل پنجم

پیشینه پژوهش

در این قسمت از پژوهش به پژوهشهایی پرداخته می شود که قبلا در این زمینه صورت گرفته است به طور کلی دو گروه ازپژوهشهای مورد نظر می باشد الف)پژوهشهای خاص:که به موضوع طلاق پرداخته است واز جوانب مختلف به این پدیده توجه کرده است.ب)پژوهشهای عام:که پدیده طلاق را به صورت عام دربرمی گیرد.

الف)پژوهشهای خاص:

درتمام منابع به دست آمده در مورد طلاق به چند وجهی بودن این پدیده توجه شده است و اینکه تنها از یک سو نگریستن به مسئله راه به جایی نمی برد در این رابطه دکترساروخانی در اثرش طلاق پژوهشی در شناخت واقعیت وعوامل آن 1376 این چنین مینویسد:

همه پدیده های اجتماعی چندیاچندین عامل دارندطلاق نیز در این مجموعه مستثنی نیست. همه پدیده های اجتماعی دارای علل و عوامل عینی و ملموس وکمی هستند در عین حال ازعوامل ذهنی و کیفی نیز برخوردارند

طلاق نیز چنین ا ست .شناخت انتزاعی هر یک از عوامل یک واقعیت اجتماعی درست نیست عوامل به تنهایی معنایی ندارند آنان در مجموع یا شبکه عوامل معنا می یابند بنابرین به جای شناخت انتزاعی یا جدا سازی عوامل باید هر عامل را در متن و مجموعه شناخت. بدینسان عوامل یک پدیده اجتماعی با یکدیگر درمی آمیزندوترکیب می شوند واز آن آمیزه ای خاص و منحصر به فرد پدید می آید.باید محقق درعین حال هم عوامل روانی،اقتصادی،سیاسی وهم اجتماعی،حقوقی و… را با هم مطرح کرده مورد شناخت قراردهد تا واقعیت درهمه ابعادش شناخته شود به عنوان مثال به درستی می توان گفت طلاق سلسله عوامل اجتماعی دارد (نظیرمادی شدن جامعه،کمرنگ شدن ارزشهای معنوی و……)لیکن همه انسانها در همین جوامع دست به طلاق نمی زنند.بنابرین سلسله عوامل روانی نیز در کار طلاق تاثیر گذارند.از جانب دیگر هرگز نمی توان تصور کرد که شرایط اقتصادی جامعه بی تاثیر بر جریان طلاق باشد.(ساروخانی 1376)در اثر دکتر ساروخانی (طلاق پژوهشی در شناخت واقعیتو عوامل آن )ابتدا به دلایل عنوان شده و بهانه های طلاق از جانب افرادی که دست به طلاق زده اند برخورد می کنیم که بالاترین تعداد و درصد ذکر شده برای درخواست طلاق ازجانب فرد طی سالهای 52تا60 نداشتن توا فق اخلاقی بوده است. که البته روند رو به کا هش را طی این سالها نشان می دهد.از دیگر فراوانی بهانه های طلاق تنفر و کراهتی است که زوجین نسبت به یکدیگرداشته اند وبعد عاطفی طلاق را به خود اختصاص می دهد. ابعاد انحرافی در طلاق نیز نقش سوم را دارد دلایلی چون اعتیاد،انحراف زوجه و عدم تمکین که از سال 58 به بعد حدود 2 درصد بهانه های طلاق را تشکیل می دهد.

در ضمن ایشان این تذکر را نیز داده اند که مسائل موجود در این داده ها که توسط آمار مرکزی جمع آوری شده است تا اندازه ای از دقت و صحت این داده ها می کاهد. در برابر این بهانه ها ایشان به دو گروه از علل و عوامل اشاره دارند که در امر طلاق دخیل بوده و این پدیده را تحت تاثیر قرار می دهند.(همان منبع 51 ـ46)درمورد علل طلاق به مسائل زیر اشاره می کنند:

سستی روابط اجتماعی که در جوامع صنعتی به علت های مختلف از قبیل تحرک جغرافیایی،بسط تکنولوژی،کاهش اهمیت خانواده و روابط انسانی وجود دارد.قشربندی اجتماعی که هر یک از قشرهای اجتماعی با توجه به فرهنگ خاص آن فضائی خاص را تشکیل می دهد و درون آن رفتار انسانها وضع یا شکل خاصی می یابد برای مثال وضع شغلی یا درآمد که عوامل مهم درقشربندی اجتماعی هستند. هر یک با ویژگی های خاص خویش بررفتار خانوادگی انسانها تاثیر خاصی بر جای می گذارد. از نظر وضع شغل شیوع طلاق در بین بازیگران نمایش یا هنر پیشه ها در سراسر جهان امری قطعی است و یا اینکه بحران در وضع درآمد و سیر نزولی آن که همراه با ترک عادات رفاهی افراد خانواده همراه می گردد بر میزان طلاق موثر خواهد بود.قشرهای پایین جامعه در صورت نبودن مقررات سخت و هزینه ها و بار مالی طلاق بیشترین روی آوران به طلاق می باشند.

میزان تحصیلات زن و مرد در طلاق تاثیرات مهمی را نشان می دهد ولیکن در ایران بر خلاف دیگرنقاط جهان که طلاق به روشنی با افزایش تحصیلات رو به کاهش می نهد در تهران به نوعی فقدان هنجار مشخص برمی خوریم و علی رغم این واقعیت روندهایی چند دیده می شود.بی سوادی و مرزهای نزدیک به آن بالاترین نسبت طلاق را فراهم می سازد سطح تحصیلات تا ورود به آموزش عالی از این روند می کاهد . با افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی مجددا آمار طلاق افزایش می یابد.ازعوامل مهم دیگر تعداد فرزندان است که بی فرزندی در خانواده مشکلات را افزایش داده وبی ثباتی ازدواج کمک می کند ولی از سوی دیگر وجود فرزند و مخصوصا افزایش فرزندان همواره عاملی مثبت و در اصطلاح مرکز گرا و تحکیم بخش درخانواده نخواهد بود سن ازدواج و سن زوجین و تفاوت سنی آنها نیزازعوامل دیگر به طلاق عنوان شده است زودرسی سن ازدواج بر میزان آسیب آن تاثیر گذارده است و هم چنین شکاف سنی برطلاق تاثیر دارد ولی به طور کلی این علل همراه با عوامل دیگر به طلاق دامن می زنند ولی هرخانواده ای با چنین ویژگی محتوم به گسست پیوند نیست.(همان منبع ص 82 –52 )

نویسنده عوامل طلاق را دردو حوزه جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی مورد بحث قرار می دهد. به این ترتیب که در حوزه جامعه شناسی عوامل ساختی با آسیب ها رابطه جدی دارند. عوامل ساختی در حوزه جامعه شناسی شامل عواملی ا ست تام،چند ساختی،وسیع وکلی. این عوامل با تمامی حیات اجتماعی سروکار دارند به تعبیر جامعه شناسان آسیب زا یا آسیب برانگیزندو در اعماق جامعه عمل می کنند. از این رو در محدوده جامعه شناسی عمقی جای دارند خوشه یا مجموعه وسیع از پدیده های اجتماعی را بیمار می سازند بنابراین با تمام زمینه های آسیبی در ارتباطند.برخی از این عوامل ساختی چنین اند: پیتریم سوروکین واضع مفهوم جامعه حسی است به زعم او آنگاه که انسانها همه ارزشها را در مسلخ ماده گرایی و ابزار گرایی قربانی می سازند جامعه ای تکوین می پزیرد که باید جامعه حسی خوانده شود. اهم مشخصات چنین جامعه ای به این قرار است: سلطه کششهای طبیعی،التذاذ آنی شئی سروری وقلب رابطه انسان و طبیعت.(همان منبع ص 122 )

درهریک ازاین جوامع روابط انسانی سست و سرد آسیب پذیرمی گردد عواطف انسانی ناپدید می شوند،انسانها به سودهای مادی یا جسمانی توجه دارندو ا شیاء ارزش انسانها راتعیین می کنندانسانها قربانی نظامی میشوندکه در آن جز ماده،شیء،کالا وسود آنی پرستی ارزشی ندارند ومعنای متعالی زیستن در کنار یکدیگر برای همیشه ازمیان می رود و روابط خانوادگی نیز از این امر مستثنی نیست همچنین از عوامل ساختاری درحوزه جامعه شناسی بی هنجاری ودو ساختی شدن جامعه را مطرح می کند که به مفهوم آنومی از نظردورکیم و مرتون نزدیک است.درحال دگرگونی سریع جوامع قواعدو هنجارهای سنتی کم ارزش تر به نظرمی رسند وارزشها ی جدید و منطبق با واقعیت نیز جا نیفتاده اند در چنین حالتی که جامعه در حال گذر است دو ساخت کهن و جدید هر دو وجوددارند و تبعیت افراد را با هنجار دچار مشکل می سازندوتناقض آمیزی این دو ساخت در تمام روابط خانوادگی دیده می شود که برای مثال در ازدواج به هنگام گزینش همسر سنت های قدیمی به کار می آیند(تبعیت از بزرگتران،ریش سفیدان خانواده)که درزمان خودکارایی داشته است یعنی هنگامی که عروس با پیراهن سفید عروسی به خانه بخت می رفت و با پیراهن سفید (کفن)ازآن بیرون می آمد ودر زمان کنونی که همه چیزدر حال دگرگونی است برای مثال نقش زن در جامعه تنها به عنوان همسرمنحصرنمی گردد.و اشتغال ووضع سواد در بین این قشر تغییرکرده و ارزشهای جدیدی مطابق بااین تغییرات به وجود آمده است. دیگراین روش کارایی خود رااز دست میدهد بنابراین دو ساختی شدن جامعه منجربه عدم تعادل درساختارهای جامعه و حالت آسیب زایی پیدا می کند. ازدیگر عوامل دراین حوزه کرختی وجدان جمع و تصری طلاق می باشد. دردوبعدنفی مفرط یا پذیرش افراطی باعث آسیب زائی در رابطه با طلاق می باشد از دیگر عوامل ناهمسان همسری و یگانگی زوجهاست که باعث می شود تا دو انسان با دو مجموعه ارزشها و عادتها وجهان بینی ها ی متفاوت از یکدیگر هر چنددرابتدا با لعابی عاطفی به زندگی مشترک روی می آورند ولیکن شکافها به زودی خود را نشان می دهد و منجر به گسست زندگی مشترک می گردد وهرقدر فاصله اجتماعی،جغرافیایی،فرهنگی و شغلی حتی زبانی و دینی زوجین بیشتر باشد احتمالا بیشتر درمعرض تهدید به طلاق قرار می گیرند(همان منبع ص 130 –120 )

در میان عوامل ساختی در حوزه روان شناسی اجتماعی نیزعواملی چند مطرح می شود از جمله خود میان بینی و دوری از همدلی در بین افراد است به همان اندازه که فرآیند همدلی یا توان خود را به جای دیگری نهادن موجبات بسط و تقویت مشارکت اجتماعی و به تبع آن گسترش و شکوفایی روابط انسانی را فراهم می سازد دوری از همدلی زوجین را از یکدیگر دور ساخته وعدم سازش ایشان را فراهم می کند. از دیگر عوامل در این حوزه بلوغ روا نی- اجتماعی و زدایش رمانتیسیم ازدواج می باشد به این معنا که جوان یا هر انسانی که دست به ازدواج می زند باید بداند که زناشویی نیز هماننددیگرامور و پدیده های اجتماعی دارای جهات مثبت و منفی است وتنها درخواست و جلب نکات مثبت ازازدواج امریست بسیار دورازواقعیت. با توجه دادن به این مسائل بسیاری از مشکلات زوجین حل خواهد گردید و آخرین مبحث دراین حوزه آگاهی از فضای خاص ارتباطی است به این معنی که حرمت ارتباطات در یک خانواده نوپا باید مورد توجه اطرافیان قرا ر بگیرد واز دخالت در ارتباطات زوجین باید جلوگیری شود.(همان منبع ص 136-130 )نویسنده مدل زیر رابه عنوان مدل علی طلاق مطرح می کند:

((شرایط محیط اجتماعی )) (ساروخانی 1376 )

در این رابطه رفتار و عقاید خانواده منشاءارزشهای اساسی فرد دررابطه با ازدواج،اصول اخلاقی توجه نداشتن به سود ولذت گرایی فرد درارتباطات خویش، وضع مادی ازنظر وضع درآمد ورفاه، شبکه روابط اجتماعی و وجود افرادی سا لم یا نا سالم در این شبکه و چگونگی گزینش همسر در موارد ذکر شده در مدل برطرق مؤثر پنداشته شده ا ند.مقاله ای که توسط دکترپرویز پیران تحت عنوان ((در پی تبیین جامعه شناختی طلاق)) نوشته شده است ایشان به نکاتی چنددر مورد این پدیده پرداخته اند درمورد چهار چوب تئوریکی پژوهش خویش ایشان معتقدند که ((چهار چوب تئوریک مناسب پژوهش در باب طلاق منطقا باید چنان چهار چوبی باشد که دائما بین فرد و جامعه از طریق شناخت نهادها و سازمان اجتماعی نوسان کند.))

در ارتباطی هماهنگ این سطوح را نگریسته برهر یک درنگ کند. و ضمن عدم غفلت از هویت و خصایص فردی واراده آگاه انسان جبر اجتماعی را نیز به فراموشی نسپرد. درمورد طلاق باید آگاه بود که ساختارجامعه ایران در طی

تاریخ خود مکانیسم هایی را برزندگی زناشویی مسلط ساخته است این مکانیسم هادر شیوه همسر گزینی منعکس است اما باید اذعان داشت برخی ازاین مکانیسم ها احتمال انحلال خانواده را دربطن خود به همراه دارداز سوی دیگر مکانیسم های سنتی در150 سال گذشته دستخوش آشوب شده اندو حداقل برای اقشاری برندگی خود را از دست داده اند و جایگزین مناسبی نیز یافته ا ند.پس از یک سو امکان وقوع طلاق دربرخی از مکانیسم های اجتماعی کهنسال ریشه دارد و از سوی دیگر به تهاجم گریزناپزیر فرهنگ غرب ونحوه دفور مه شدن ساختار و روابط اجتماعی درشرایط وابستگی مربوط است اما انعکاس شرایط اجتماعی نیز یکدست نیست و خصایص ساختار وبه اشکال گوناگون درزندگی افراد و گروهها منعکس می شود .

برخی از این شیوه های ا نعکاس با طلاق قرابت بیشتری دارند که تحلیل آندرسطح عامیانه صورت می گیرد بالاخره ساختار جامعه و رشد و تربیت افراد خصایص متنوعی را پدیدمی آورد که برخی ازاین خصایص چنانچه در فردی جمع شوند احتمال وقوع طلاق را برای او فزونتر می سازندکه موضوع سطح فرد است((پیران 1369 ))

ایشان با مرور منابع در مورد طلاق چهار مقوله کلی: اشکال روابط اجتماعی،معیشت و گذران زندگی،ارزشهای اجتماعی وفرهنگی،نارسایی های جسمی و روحی را با طلاق مرتبط فرض کرده اندوهر یک ازاین مقولات را به فرضیه های متعدد تقسیم کرده تابتوان به صورت تجربی آنها را مورد آزمون قرار داد این فرضیه ها عبارتند از:

  1. نا آشنایی با همسر ویا کوتاه بودن آشنایی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  2. اجبار به ازدواج احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  3. ازدواج در سنین کم خاصه در مورد زنان احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  4. طولانی ترشدن زندگی زنا شویی از احتمال وقوع طلاق می کاهد.
  5. داشتن رابطه نامشروع احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  6. ازدواج مجدد درصورت عدم پذیرش همسر نخست احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  7. دخالت مدام شخص یا اشخاص ثالث در زندگی زناشویی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  8. کم بودن ساعات گذراندن باخانواده احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
  9. تنگدستی و عدم توانائی درتامین مخارج زندگی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

.10تحرک شدید طبقاتی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

.11تفاوت شدید طبقاتی احتمال وقوع طلاق راافزایش می دهد.

12.حضت شوهرخاصه در صورت اتکاءمالی زن و شوهراحتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

13.نازایی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد ولی تعدادفرزند با احتمال وقوع طلاق رابطه معکوس دارد.

14. بیماری چه روحی وچه جسمی درصورت تداوم احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

15.مسائل و مشکلات جنسی مربوط به زندگی زناشویی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

16. اعتیاد احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

17. تضادارزشهای فرهنگی و باورهاو چشمداشت ها احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

18.مرد سالاری وتمایل به سلطه بر همسرو فرزندان وسلطه ناپذیری همسراحتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

19.سوءظن به همسراحتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد 0

20 .عدم صداقت چه قبل وچه بعد ازازدواج احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.(همان منبع ص 38)

در این فرضیه ها به گفته محقق رابطه علی منظور نشده است زیرا به نظرپژوهشگر این کاریست دشوار هم از نظر ارزش تحقیق وهم از نظربینشی زیرا کار مستلزم توانایی تئوریک،پژوهشهای عینی فکری وتامل طولانی است زیرا طلاق درحیطه تکامل و تضاد شخصیت ها قرار میگیرد ودر کنار عوامل اجتماعی،زیستی یا روا نی و اراده فردی به موقعیت های خاص و گاه لحظه ای وناگهانی نیزمربوط می شود که جمع بندی همه آنها درقالب روابط علی وکنترل پارامترهای دیگر با فرض خنثی بودن آن ها اگر غیر ممکن نباشد بدون تردید ساده نخواهد بود.(بیان مؤلف)

براین اساس جان ایکه لار معتقد است که نتایج تحقیقات جامعه شناختی،روانشناختی،روانکاوی در مورد طلاق حداکثرقادرندبه جای سخن گفتن ازعلل طلاق ومطرح روابط علی ازپدیده های مرتبط،پیوسته یا همراه طلاق یادکنند وازوجودهمزمانی وهمراهی ویا احتمال افزایش وکاهش موارد وقوع خبر دهند.(همان منبعص 38 )

فرضیه های ذکر شده دردو مرحله ویا دو روش: تحلیل محتوا و پرسش و پاسخ بررسی گردیده اند که نتایج به دست آمده به این قرارند:درروش تحلیل محتوا مهمترین نتایج عبارتند از:

وجودرابطه بین زندگی شهری،وسعت وجمعیت شهری ازیک سوواحتمال طلاق ازسوی دیگر نسبت طلاق به ازدواج درنقاط مختلف مورد مدافه قرار گرفته است و مشخص شده که ز ندگی شهری وفضای روانی آن بدون تردید درافزایش ناسازگاریها واز جمله طلاق مؤثر است.

-رابطه معکوس تعداد فرزندان و احتمال طلاق.

-رابطه حرفه وطلاق با توجه به آمارهای موجود.(معرفی بیکارها،مشاغل غیرفعال اموراداری و منشیگری،حرفه های هنری و گذراندن اوقات فراغت،حرفه هایی با دوری طولانی از منزل به عنوان حرفه هایی با بالاترین درصدطلاق وامور تولیدی وصنعتی با پائین ترین درصد.

-ارتباط بین سواد و طلاق

-طرح احتمال وجود رابطه بین دخالت شخص ثالث و انحلال خانواده.

-طرح کم بودن احتمال وجود رابطه بین سواد و نوسان احتمال و دخالت شخص ثالث در خانواده.

-طرح احتمال وجود رابطه بین استقلال مالی زن و نا سازگاری زناشویی.

-طرح احتمال وجود رابطه بین مدت آشنایی و طلاق.

-طرح کم بودن احتمال رابطه بین نحوه آشنایی ودوام زندگی زناشویی.

-طرح کم بودن احتمال رابطه بین سواد و نحوه آشنایی.

-طرح وجود رابطه بین رضایت ازروابط جنسی وکمی اختلاف سن زن و شوهر و پایداری زناشویی.

-وجود رابطه بین سن زن و شوهر و طلاق.

-وجود رابطه بین فقر وطلاق.

-وجود رابطه بین داشتن روابط نامشروع و افزایش احتمال وقوع طلاق.

پس ازجمع آوری روابط مندرج و استخراج متغیرهای مفروض در هر رابطه و ترکیب و ادغام آنها مشخص شد که علل و آثارروابط یاد شده بیشتر درجهت اثبات فرضهای شماره 1 ،3 ،4 ،7،9 ،14،19 . پژوهش مورد بحث سیر می کنند.(همان منبع ص 39)

درقسمت پرسش و پاسخ نیز فرضیه های یاد شده مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج زیر به دست آمده است:

-پیوستگی مثبت کامل بین ناآشنایی با همسرویا کوتاه بودن آشنایی ازیک سو و افزایش احتمال وقوع طلاق ازسوی دیگر.(فرضیه شماره 1)

-پیوستگی مثبت کامل بین اجبار به ازدواج و افزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره 2)

-عدم وجود ارتباط بین ازدواج درسنین کم واحتمال وقوع طلاق در نمونه مورد بررسی.(فرضیه شماره3 )

-ارتباط منفی بین طولانی شدن زندگی زناشویی واحتمال وقوع طلاق .(فرضیه شماره 4 )

-پیوستگی مثبت کامل بین تنگدستی و عدم توانایی در تامین حداقل مخارج زندگی وافزایش احتمال وقوع طلاق(فرضیه شماره 9 )

-ارتباط مثبت بین داشتن رابطه نامشروع و احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره5)

-پیوستگی مثبت کامل بین تحرک شدید طبقاتی (چه مثبت و چه منفی)و افزایش احتمال وقوع طلاق (فرضیه شماره 10)

-پیوستگی مثبت کامل بین تفاوت شدید طبقاتی و افزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره 11)

-پیوستگی مثبت کامل بین مردسالاری و تمایل به سلطه برهمسرو فرزندان و سلطه ناپذیری همسرو افزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره18)

-پیوستگی مثبت کامل بین سوءظن همسر وافزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره 19)

-پیوستگی مثبت کامل بین عدم صداقت چه قبل وچه بعد از ازدواج وافزایش وقوع طلاق.(فرضیه شماره20) (همان منبع ص41)


بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی

پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس قرائن موجود تجربی و علمی، مدیران بازارایابی شرکتهای دولتی و خصوصی در زمینه مواد شوینده مستقر در تهران، تا چه میزان با مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه میزان از تکنیکهای آن طراحی استراتژی بازاریابی محصولات خود استفاده می کنند
دسته بندی بازاریابی و امور مالی
فرمت فایل doc
حجم فایل 639 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 510
بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1 عنوان تحقیق

بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی

IMC(Integrated Marketing Communications)

1-2)بیان مسأله

پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس قرائن موجود تجربی و علمی، مدیران بازارایابی شرکتهای دولتی و خصوصی در زمینه مواد شوینده مستقر در تهران، تا چه میزان با مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه میزان از تکنیکهای آن طراحی استراتژی بازاریابی محصولات خود استفاده می کنند.

ارتباطات بازاریابی به مدیران یادآوری می کند که همه عناصر تبلیغات و ارتباطات باید به صورت یکپارچه با یکدیگر هماهنگ شوند تا همانند صدای سازهای یک ارکستر سمفونیک که هدف مشخصی را دنبال می کند به گوش برند. (آمیکو به نقل از حیدرزاده- 27)

اهمیت تحقیق:

امروزه با توجه به جهانی شدن و توسعه فن آوری های نوین، مفاهیم جدیدی منجمله، بازاریابی ارتباطی ارائه شده است. مفهوم IMC فرصتهای زیادی در پیش روی شرکتهای مختلف قرار داده است.

امروزه شرکتهای بزرگ دنیا از بازاریابی انبوه رویگردان شده و با توجه ویژه به مقوله ارتباطات، توجه خود را به یکپارچه کردن ارتباطات مدیریت بازار معطوف نموده اند.

ارتباطات بازاریابی یکپارچه (IMC) فعالیتی است جهت متحد کردن همه ابزارهای ارتباطی بازاریابی و مشارکت و گسترش دادن پیامها برای ارتباط برقرار کردن دوطرفه با مخاطبان هدف از یک راه تازه.

برنامه IMC از برنامه های سنتی تبلیغاتی خیلی پیچیده تر می باشد زیرا که منابع پیام بیشتر، ابزارهای ارتباطی بیشتر و مخاطبان بیشتری را مد نظر قرار می دهد.

با توجه به موارد ذکر شده و هزینه های سرسام آور تبلیغات برای شرکت های تجارتی، در سال 1993 پیشنهاد شد که با محوریت قرار دادن ارتباطات در فرآیند بازاریابی ضمن برقراری ارتباطات مؤثر با مخاطبان، می توان تا مقدار زیادی هزینه های مرتبط با تبلیغات انبوه را کاهش داد و با استفاده از بخش ارتباطات و روابط عمومی، موفقیت های بیشتری را کسب کرد. (صمدی، عباسی0 435، 436)

تبلیغات مدرن شکل جدیدی از تلاش اولیه ای است که برای تبلیغات می شده است . مبلغین آمریکا، سالانه 244 بیلیون دلار برای تبلیغات هزینه می کنند و در کل دنیا، چیزی نزدیک به 465 بیلیون دلار صرف تبلیغات می شود. هر چند تبلیغات اکثراً توسط شرکتهای تجاری استفاده می شود، ولی در سازمان های بدون سود، حرفه ای ها و آژانس های اجتماعی نیز کاربرد دارد. در واقع بزرگترین شرکتی که در قرن 21 بیشترین هزینه را در تبلیغات داشت، یک سازمان بدون سود بود.

استراتژی تبلیغات شامل دو عنصر اصلی است. ایجاد پیام های تبلیغاتی و انتخاب رسانه برای تبلیغات در گذشته، شرکت ها به رسانه به عنوان تابعی از فرآیند تولید پیام می نگریسته. دپارتمان تولید ابتدا تبلیغات مناسب را خلق می کرد و سپس دپارتمان رسانه، بهترین رسانه را برای رساندن این پیام به مخاطبین انتخاب می کرد ولی امروزه قطعه بندی رسانه ها، تعیین هزینه های رسانه و استراتژی های بازاریابی متمرکز به هدف، اهمیت فرآیند انتخاب رسانه را افزایش داده اند. (Kotler 480, 482)

بازاریابی برای هر نوع حرکت آگاهانه و هدفمند در بازار امروزه ضرورت دارد- بازاری که دیگر نه مرز می شناسد و نه مشتری خاصی را در نظر دارد. «جهانی شدن» بازار، پدیده ای است که به تدریج چهره خود را نمایان می سازد. شعار امروز بازاریابی برای همه کارآفرینان و مدیران و بازاریابان حرفه ای در این جمله کوتاه خلاصه می شود: «جهانی بیندیش، محلی عمل کن». جهانی شدن بازار یعنی اقتصاد و تجارت بدون زر و لازمه آن بینش وسیع، حرکت هدفمند، نگرش سیستمی و افزایش توانمندیها و بهبود مقررات و قوانین است. بازاریاب امروز باید مرزها را بشکند، مغزش را به کار اندازد و رمزهای کامیابی را زودتر از دیگران بیابد و بشناسد تا بتواند در تلاطم بازار واقعی که در آن حرفه ایها در شکار لحظه ها هستند و فرصتها را به سادگی از دست نمی دهند، خود را نجات دهد. (روست، ونوسی، ابراهیمی- 2)

جهانی شدن قلمرو بازاریابی، روندها و روند سازها را هر چه بیشتر گسترده ساخته و تبلیغات را قابل انتقال به آن سوی مرزها می شود. پیشرفت در امکانات، تلفنهای همراه، شبکه های رایانه ای و پهنای باند مخابرات، تشکیل گردهمایی مجازی را تسهیل می کند که در آنها تبلیغات به دور از محدودیتهای جغرافیایی سیر می شود. نشر روز قرون نام و نشان هائیست همراهی گسترده تر مردم شده، قابلیت تأثیرگذاری تبلیغات را افزایش می دهد. از سوی دیگر افزایش درآمد قابل تصرف مردم در سراسر جهان، مشارکت گسترده، آنها را در اینگونه پدیده های همدیگر توسعه می بخشد. (حیدرزاده- 62)

گرایش به رسانه های ،دلایل مشخص خود را دارد و در واقع به ویژگی های منحصر به فرد آنها باز می گردد که هفت مورد آن آشکار است:

1-آزادی از زمان و مکان.

2-امکان دسترسی به ادبیات جهانی واژه ها.

3-امکان استفاده از گرافیک متحرک، موسیقی، صدا و تصویر.

4-امکان ارتباط بی واسطه.

5-امکان کنش و واکنش دو سویه.

6-امکان شخصی شدن

7-رفتارهای افقی و بدون سلسله مراتب (شکرخواه- 28، 29)

با توجه به موارد فوق می توان اهمیت ارتباطات در بازاریابی را اینگونه بیان نمود که از طریق هماهنگ نمودن و انسجام بخشیدن به فعالیتهای تبلیغی از دوباره کاری و هزینه های مرتبط با آن اجتناب خواهد شد، همچنین در مزیت هم افزایش (Synergy) ابزارهای مختلف تبلیغاتی استفاده خواهد شد و سرانجام برنامه های تبلیغاتی به صورت کارا و اثربخش طراحی خواهند شد. (صمدی، عباسی- 449)

با وجود اینکه امروزه نوک پیکان رقابت شرکتهای برتر دنیا در عرصه تجارت را بازاریابی تشکیل می دهد، هنوز این علم یا هنر، جایگاه خود را در کشور ما نیافته است . در بسیاری از موارد گویا حتی تعریف درستی از آن درک نمی شود.

کالا از منظر بازاریابی ترکیب از محصول (Product) ، بسته بندی (Package)، برچسب (Lable)، قیمت (Price)، نام (Brand) و شعار تبلیغاتی (Slogan) می باشد. نه تنها محصول بلکه کلیه عناصر فوق در انتخاب کالای شرکت از سوی بازار مؤثر هستند. تقریباً می توان در مورد کالاهایی که مصرف کننده نهایی آنها عموم مردم می باشند (نظیر شوینده ها) اهمیت عناصر آمیخته فوق را به ترتیب ذیل رتبه بندی کرد:

1-قیمت- محصول (در یک بازار خاصی، معمولاً بین این دو پارامتر، همبستگی شدیدی وجود دارد)

2-نام و شعار تجاری

3-بسته بندی

4-برچسب

گذشت زمان مظروفی بوده است که در آن افزایش تولید، تنوع مارک ها و اشباع بازارها را داشته ایم. ظهور تولید کنندگان متعدد بویژه در صنعت فوق الذکر موجب شده است که انتخاب مشتریان در خرید هر کالا بشدت افزایش یابد، به عبارت دیگر امروزه کسی مجبور به خرید نام و یا مارک خاصی نیست، نکته حائز اهمیت این است، که در طول زمان، امکان حفظ امتیازات تکنولوژی برای یک تولیدکننده میسرنیست عملاً نیر تولیات کالاهای مورد در بخش ویژه ای از یک بازار از نظر کیفیت محصول در دراز مدت به سمت یکدیگر سوق می یابند. این در حالی است که تولیدکننده محتاج به القاء برتری و حداقل القاء تفاوت کالای خود با کالاهای رقبا به مشتریان است تا توجه آنان را به کالایش جلب کرده و شرایط خرید کالا را از سوی مشتریان فراهم سازد.

در پی احساس ضرورت فوق، شرکتهای کشورمان تلاش می کنند که با تبلیغات گسترده از طریق رسانه های مختلف (بیل بوردهای شهری- تلویزیون- رادیو- روزنامه ها و مجلات و....) بتوانند نوعی امتیاز و یا تفاوت را بین کالای خود و رقبا ایجاد نمایند و با شناساندن خود به مشتریان شانس فروش کالای خود را در مقابل نمونه رقیب افزایش دهند. بواسطه محدودیت در ایجاد نوآوری های حتی و سپس حفظ آن، عدم شرکتها به سمت ایجاد تفاوتهای القایی سوق یافته اند که مستلزم ا ستفاده کارآمدتر از دیگر عناصر ترکیب کالا است. ولی بدلیل عدم توانایی در انتخاب ترکیب کالایی مناسب برای مصداق حرفه ای خود کارایی هزینه های تخصصی به امر تبلیغات و بازاریابی را در شرکتهایشان با افت کیفیت مواجه می کنند. در بین عناصر ترکیب کالایی مذکور، به طور بی سابقه ای گسترش یافته است و نیز راههای ارتباط میان شرکتها، مشتریان و محیطهای دیگر به گونه ای مؤثرتر و کارآمدتر طراحی می شود. توجه به مشتری همواره از معیارهای اصلی یک بازاریابی موفق بوده است اما تصورات در این باره که چگونه می توان یک جهت گیری کارآمد در ارتباط با مشتریان داشت به شدت تغییر کرده است و انتخاب بهترین مسیرها برای رسیدن به مشتری بسیار مهم تر شده است. اگر در دهه های هشتاد و نود اغلب سیستم های مدیریت مشتری با هدف جمع آوری حداکثر اطلاعات در باره مشتریان تدوین می شده تا در نهایت ا ز این اطلاعات در جهت عرضه مناسب کالا برای ای مشتریان استفاده شود، در عصر حاضر، اغلب تیم های مدیریت مشتری با هدف پی بردن به نیازهای فردی مشتریان شکل می گیرد و عرضه با توجه به نیازهای تک تک مشتریان انجام گیرد. در حالی که در دهه های هشتاد و نود نوعی عرضه استاندارد وجود داشت که بر اساس اطلاعات کلی در باره مشتریان صورت می گرفت. امروزه، مشتریان دیگر در قالب گروههای مقصد، طبقه بندی نمی شوند بلکه هدف اصلی در بازاریابی نوین آن است که بر اساس الگوی برنده- برنده نیازهای مشتریان به بهترین شکل ممکن تأمین شود.

جان هاگل سوم و آرتور بی آرمستراگ در این ارتباط به بازارهایی اشاره می کنند که در آنها، مشتریان سایر عوامل مؤثر در زمینه قیمت و حتی نوع کالاها را هم تعیین م یکنند. به دیگر سخن در بازاریابی نوین، مشتریان در صدر تمامی برنامه ها و استراتژی ها قرار دارند و نقش محوری ایفا می کنند. در این عرصه هیچ فرق نمی کند که کجا می توان یک مشتری بالقوه را یافت، در سوپرمارکت، در سفر، سرکار، در خانه یا در مقابل کامپیوتر؛ بلکه مهم آن است که همیشه و همه جا در اندیشه جذب تک تک مشتریان بود. همواره وظیفه اصلی بازاریابی آن است که همیشه خود را به صورت انعطاف پذیری با طرحها و الگوهای موجود سازگار کرده و ابزارهای مناسب را به منظور برآورده کردن نیازهای مشتریان در اختیار قرار دهد.

یکی از عمده ترین مشکلاتی که بازاریابی امروزی با آن روبرو است، تجزیه روزافزون آن است، از مدت ها پیش، بازاریابی کلاسیک با استفاده از روشها و ابزارهای نوین بازاریابی، تکمیل شده است. روشها نوین بازاریابی و مدیریت مشتری امکانات تازه ای را برای ابزارهای مدیریتی کلاسیک فراهم کرده است.

پیش قراولان دنیاهای نوین رسانه ای مانند مارشال مک لوهان از دهها سال پیش، شبکه ای شدن را به عنوان ویژگی اصلی روشها، مشکل ارتباطات و اقتصاد آینده می دانستند.

جهان بازاریابی نیز به شدت تحت تأثیر این ویژگی شبکه ای شدن قرار دارد. این مسأله از آنجا قابل درک است که مدیریت ارتباطات در روند بازاریابی همواره دارای اهمیت بیشتری می شود.

یکی از ویژگیهای مهم بازاریابی نوین آن است که در آن ارتباطات به صورت یک طرفه نیست و همه با هم در ارتباط متقابل هستند. این مسأله نه تنها چالشی بزرگ برای شرکتها محسوب می شود بلکه مدلهای بازاریابی یکپارچه است این امکان را فراهم می کند که علاوه بر بازارهای جمعی کلاسیک، بازارهای تازه ای نیز تشکیل شود که در آنجا عرضه کنندگان و خریداران با هم ارتباط مستقیم برقرار کرده و کالاهای مورد نیاز یکدیگر را تأمین کنند.

تغییراتی که بواسطه رسانه ها و تکنولوژی های جدید در روند بازاریابای صورت گرفته است هیچ گاه موجب نشده است که نقش اصلی بازاریابی دچار تحول محسوسی شود. هنوز هم مهمترین دل مشغولی صاحبان کارخانه ها و مدیران شرکتها آن است که محصولات خود را به گونه ای عرضه کنند که با حداقل هزینه و حداکثر سودآوری به فروش برود.

این معیارها مرزهای طبیعی هرگونه بازاریابی انعطاف پذیر و مبتنی بر فردگرایی را نیز به خوبی تعریف می کند. (هرمان- طولانی- 48)

1-4) اهداف تحقیق


1-5) قلمرو تحقیق

تحقیق حاضر به بررسی کلیه شرکتهای دولتی وخصوصی فعال درزمینه مواد شوینده وبهداشتی در تهران پرداخته است .

ازپرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شده وجمع آوری پرسشنامه ها حدود دو ماه ( خرداد ، تیر ) به طول انجامیده است .


فرضیه ها وسؤالات تحقیق

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) ونحوه تعامل با مشتران نهایی همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 15 و 24 طراحی شدند.

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم( ای ام سی) و یکیارچه کردن ابزارهای ارتباطی، همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 14 ، 16 ، 17 و 19 طراحی شدند.

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و انتخاب محتوای ییام در رسانه ها ،همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 18 ، 20 ، 22 و 23 طراحی شدند.

بین رشته تحصیلی مدیران بازاریابی و استفاده از استرتژی های نوین بازاریابی، همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 4 ، 13 ،21 ، 25 ، 26 و 27 طراحی شدند.

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و تولید محصولات، همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 9 ، 10 ، 11 و 12 طراحی شدند.

پرسشنامه سؤال 2 مشتریان بالقوه

دومین گام از فرآیند هشت مرحله ای ارتباطات بازاریابی یکپارچه ، ارزیابی مشتریان احتمالی است. برای اینکه شرکتها می خواهند بهترین مشتریان و مشتریان بالقوه را داشته باشند، در گام دوم مشتریان و مشتریان احتمالی ارزیابی می شوند. بهترین راه برای ارزیابی مشتریان و مشتریان احتمالی این است که توجه بیشتری به جزئیات " درآمدهای جاری" داشته باشیم ، بدین معنی که بعد از آن شرکتها بتوانند تعیین کنند که برای ثابت نگه داشتن میزان رشد و یا هدایت مشتریان به سوی محصولات یا خدمات خاصی در پرفایل شرکت، به چه میزان سرمایه گذاری کنند. بعلاوه، هنگامی که شرکتها جزئیاتی مثل میزان درآمدزایی یک شخص یا گروه در آینده را بدانند، می توانند تصمیم بگیرند که به چه میزان تمایل دارند بر روی مشتریان احتمالی سرمایه گذاری کرده و آنها را به یک مشتری تبدیل کنند. (صمدی، عباسی ـ 437)

IMC تمام منابع ارتباطاتی که مشتری با محصول یا خدمات پیش از فروش دارد را شامل می شود. فرآیند IMC قبل از تولید محصول با مشتری شروع می شود و دوباره در تعیین و تعریف اشکال و متدهایی که از طریق آنها ارتباطات مؤثر شکل می گیرد به کار گرفته می شود.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-6)

پرسشنامه سؤال 3 مشتری

امروزه ، مبحث کیفیت و رضایت مشتری از محصولات تولیدی فراتر رفته و زمینه های خدماتی را نیز تحت پوشش قرار داده است. آموزش فرآیندی است که افراد طی آن، مهارت ها ، دانش و گرایش مناسب را جهت ایفای نقش خاصی می آموزند. (کتسون ، 1994 به نقل از رهنورد، عباسپور ـ 1383)

ارزش آفرینی (سود) سازمانها به رضایت مشتری یا گیرندگان خدمت وابسته است. رضایت مشتری نیز به کیفیت خدمات دریافتی کارکنان سازمان بستگی دارد. لذا قابلیت خدمات رسانی کارکنان در زنجیرة سود ـ خدمت نقش کلیدی دارد و این نتیجه به نوبت خود به کیفیت خدمات دریافتی از سازمان بستگی دارد. دسته ای از عوامل درونی یک سازمان بر رضایت مشتری مؤثر می باشد، این عوامل را عوامل هشت گانه « کیفیت خدمات داخلی» نامیده اند. با سنجش کیفیت این عوامل، مدیران قادرند تعیین نمایند برای رسیدن به رضایت مشتری چه فعالیتهایی در داخل سازمان باید بهبود یابد و به طور خلاصه کمیت و کیفیت خدمات داخلی به وظایف کارکنان یک سازمان بستگی دارد و خدمات داخلی با قابلیت خدمت رسانی کارکنان به مشتریان دارای رابطه ای از نوع همبستگی است و کیفیت خدمات داخلی در مقایسه با حقوق و دستمزد با رضایت کارکنان دارای همبستگی قویتری است. (اعرابی ـ اکرمی ـ 1382 ـ 274)

ارتباطات بازاریابی موفق ، نیازمند ایجاد ارتباط دوطرفه بین مشتریان و برندها است. (اصطلاح برند(Barand) یک برچسب مناسب برای توصیف تمام تلاشهای هماهنگ بازاریابی به شمار می رود که می تواند یک محصول، ارائه خدمات، یک خرده فروشی، یک شرکت رسانه ای یا حتّی یک شخص باشد.) (SHIMP-5)

یک ارتباط، عامل باثباتی بین برند و مشتریان آن است. ایجاد ارتباط دوطرفه با مشتری کلید فروش مدرن است و IMC یکی از کلیدهای ایجاد ارتباط با مشتری است. ارتباط دوطرفه میان مشتریان و برندها منجر به تکرار خرید و اعتماد به برند می شود. (همان ـ 13)

فروش واسطه ای یکی از اجزاء IMC است که برای مطلوب کردن ارتباطات فردی و تقابلات با مصرف کننده ها برای توسعه رابطه درازمدت سودآور با مشتریان تلاش می کند. مصرف کننده های راضی، وفادار می شوند و مصرف کننده های وفادار ، سودآورتر می شوند. فروش واسطه با استفاده از IT، ارتباطات بازاریابی را به توسعه ارتباطات با مشتری قادر می سازد منبع اطلاعاتی فروش واسطه ای ، حاوی ویژگیهای مصرف کننده، اطلاعات ارتباط و آنالیز می باشد که فروشنده را به دستیابی به گروههای هدف ویژه قادر کرده و آنها را از خریداران اولیه به مشتریان همیشگی تبدیل می کند. اثربخشی فروش واسطه ای بستگی به میزان رضایت مشتری و میزان وفاداری او دارد.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-138,139)

پرسشنامه سؤال 4 ارتباط طولانی مدت با مشتری

IMC فرآیند توسعه و انجام اشکال مختلف برنامه های ارتباطی اثرگذار با مشتریان در طول زمان می باشد. هدف IMC تحت تأثیر قرار دادن مستقیم رفتار مخاطب انتخابی است. IMC یک فرآیند تجاری استراتژیک است که برای برنامه ریزی، توسعه، اجرا و ارزیابی برنامه های ارتباطی مؤثر و قابل اندازه گیری و هماهنگ در طول زمان با مشتری ها و مصرف کننده ها و سایر افراد مورد هدف به کار می رود.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-7)

بسیاری نویسندگان معتقدند که استفاده از استراتژی Push ، منجر به رقابت های شدید قیمتی و انتقادهای همیشگی از قیمت ها می شود. اگر این استراتژی به صورت نادرستی استفاده شود می تواند منجر به تخریب آینده ی بازار یک محصول برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت شود. پیشبرد فروش حمایت واسطه ها را بدست می آورد و مصرف کننده آن را می خرد، امّا تبلیغات باعث ایجاد انصاف ،عدالت و تقدّم به صورت طولانی مدت می شود. با اختصاص بودجه ی تبلیغات شبکه ای به وسایل پیشبرد فروش، شرکت ها در سود کوتاه مدت موفق خواهند بود، امّا در ایجاد انصاف، تعهّد مشتری ، سهم فروش و ارتباطات طولانی مدت با مشتری ناموفق خواهند شد.

(KOTLER, ARMESTRONG-445)

پرسشنامه سؤال 5 مخاطبان آگاه

IMC یک اصطلاح انتخابی برای تمام فعالیت های ارتباطی است که در فروش یک محصول به کار می رود. هدف از ارتباطات بازاریابی، اضافه کردن ارزش محصول در نظر خریدار و مشتری است.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-20)

از جمله اجزای مختلف ترویج مختلط ـ اهمیت تحت تأثیر قرار دادن صداقت مصرف کننده از طریق ارتباطات بازاریابی و دیگر ـ اهمیت افزایش چهره عدالت و انصاف یک شرکت می باشد که بر روی افزایش محصول در نظر خریدار و مشتری تأثیر بسزایی دارد. (همان ـ 18)

کاتلر چهار نوع تغییر اجتماعی را مشخص می کند :

1- تغییر شناختی

2- تغییر کنشی

3- تغییر رفتاری

4- تغییر ارزشی

تغییر ارزش به معنای تلاش برای آگاه کردن گروه هدف از محصولات شرکت می باشد. (دهقان ـ 174)

از لحاظ قانونی ، شرکت ها باید از تبلیغات فریبنده یا غلط پرهیز کنند. نباید ادعاهای غلط داشته باشند و باید از تبلیغات بالقوه برای فریب بپرهیزند حتی اگر هیچ کسی فریب نخورد و باید سعی در ارائه اخبار درست و آگاه کنند در مورد محصول داشته باشند و اطمینانی که به مشتری در مورد کیفیت محصول ارائه می شود کاملاً صادقانه و متعهدانه باشد.

(KOTLER, ARMESTRONG, 446)

پرسشنامه سؤال 6 تولید محصول خاص برای گروه خاصی و تبلیغات آن

دو فاکتور اصلی که چهره ارتباطات فروش را تغییر می دهند عبارتند از :

1-شبکه انبوه دچار شکاف شده است و فروشندگان از شبکه انبوه دور شده و بیشتر در حال ایجاد برنامه های متمرکز در فروش هستند، که به ایجاد روابط نزدیک با مشتریان ویژه در فروشگاههای کوچکتر ، منجر می شود.

2-پیشرفت در تکنولوژی اطلاعات که امکان تهیه اطلاعاتی راجع به مشتریان در سطوح فردی و خانه داران را فراهم کرده است.

انتقال از فروش انبوه به فروش بخش بخش، تأثیر شگرفی بر ارتباطات فروش داشته است. انتقال به سمت فروش یک به یک ، نسل جدیدی از تلاشهای ارتباطی هدف دار و تخصصی را ایجاد کرده است.

(KOTLER,ARMESTRONG-428)

پرسشنامه سوال 7 تولید بر مبنای نیاز مشتری

مشتری ، نظر و سلیقه اش ، در واقع علت و هدف نهایی تولید است. این سلیقه بر اثر سالها کار و تجدیدنظر در تولید محصول بروز می کند و درعین حال بسیار شکننده است، زیرا خریدار کسی است که هم قدرت انتخاب و هم اختیار نخریدن دارد. تولید کننده باید کالای خود را به او بشناساند (تبلیغ) سلیقه او را را برانگیزاند (ترغیب) به او بیاوراند که کالای تولید شده مطابق نیاز و سلیقه اوست (اقناع) و سرانجام کاری می کند که جز کالای او، مشتری تولید رقبا را برنگزیند(ارضا). (حیدرزاده ـ 27)

پرسشنامه سؤال 11 و14 تعهّد سازمانی

تعهد سازمانی عبارت است از حالتی که کارگر سازمان به خصوصی هدفهایش را، معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن سازمان بماند و فرد، سازمانی را معرف خود می داند.

(پی . رابینز ـ پارساییان ، اعرابی ـ 283)

تعهد عبارتست از احساس هویت و وابستگی فرد به سازمان. عوامل بی شماری موجب ایجاد تعهد و پایبندی در فرد می شوند. به نظر ریچارد استیرز تعهد و پایبندی را میتوان هم ناشی از عوامل شخصی مانند سن وسابقه خدمت در سازمان دانست و هم ناشی از ویژگیهای سازمانی مانند میزان آزادی کارکنان در تصمیم گیری و احساس امنیت شغلی. مدیران باید با مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی کارکنان را بیشتر کنند. (مورهد، گریفین ـ الوانی ، معمارزاده ـ 94)

یکی از فرآیندهای IMC بر طبق گفتة گونرینگ (Gonring) استخدام کارکنان تیمی است. کارکنان در IMC آموزش می بینند که در کارهای عملیاتی محدود نشوند و در کار گروهی رشد کرده، متعهد و مسئولیت پذیر باشند و تمرکز نهایی آنها بر روی مشتریان باشد. (صمدی، عباسی ـ 1385)

سؤالات 12 و 23 پرسشنامه یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای

(Argyris)آرجریس به موضوعات یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای پرداخته است. در یادگیری تک حلقه ای می آموزیم که چگونه به متغیرهای حاکم پاسخ دهیم تا ثبات حاصل شود. در حالی که در یادگیری دو حلقه ای می آموزیم که چگونه متغیرهای حاکم را تغییر داده، وضعیت را متحول سازیم.

یادگیری تک مرحله ای فرآیند ساده ای است که طی آن از بازخورد اقدامات قبلی برای اصلاح اقدامات آتی استفاده می شود و می تواند در موقعیت های محدود مؤثر واقع گردد ولی مدیریت را در موقعیت رویارویی و تقابل گسترده ای قرارمی دهد. این در حالی است که در یادگیری دو مرحله ای، نه تنها از اقدامات قبلی جهت پاسخگویی به سؤالات در زمینه اقدامات آتی استفاده می شود بلکه فرضیاتی را که اساس آنها در آینده تصمیم گیری به عمل خواهد آمد نیز دربرمی گیرد. (ویتزل ، 1382 ، 349 به نقل از فرهنگی، شاه میرزایی، حسین زاده ـ 88)

آجریس (Argyris-1982) ، رفتارهای تطابقی و انعطاف پذیر که نه تنها منجر به فعالیت های متفاوت، بلکه منجر به روشهای متفاوت برای انتخاب فعالیتها می گردند را «یادگیری دو حلقه ای» می نامد.

اشبای (Ashbay-1959) اشاره می کند که در تیمهای با بازخورد دو حلقه ای ، حلقه اول بازخور با به کارگرفتن روشهای تصمیمات موجود نامنظمی های مربوط به " شدت" را کنترل می کند، در حالیکه دومین حلقه بازخور، نامنظمی های مربوط به " نوع " را با تعیین اینکه آیا لازمست روشهای کنترل در سطح عملیاتی دوباره تعریف شوند یا نه کنترل می نماید. (میرزایی اهرنجانی، سلطانی تیرانی ـ 146)

یادگیری دو حلقه ای زمانی ایجاد می شود که ما بتوانیم ارتباط و جذابیت استانداردها و هنجارها را که به مثابه راهنمای عمل هستند، مورد سؤال قرار دهیم. این استانداردها به منزله محدودیت هایی بر رفتار مورد توجه قرار می گیرند بنابراین یادگیری دو حلقه ای مبتنی بر فرآیندی است که محدودیتی در نظر گرفته شده برای فعالیتها را مورد سؤال قرار می دهد. (مورگان ـ مشبکی ـ 124)


بررسی بالا رفتن سن ازدواج میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر

همانطوری که از عنوان تحقیق برمی آید، پژوهش در این مقوله گرد سن ازدواج می چرخد بر همگان روشن است که برخی ها در جامعه به امر ازدواج اقدام نکرده اند، در حالی نشان هم در حد بالاست و از سن ازدواجشان گذشته است و روز به روز بر تعداد این عده افزوده می شود، و به صورت مشکل و مسئله حد در جوامع پدیدار گشته است و هر انسان صاحب احساس و نوع دوست را به تفکر و چا
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 3975 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 108
بررسی بالا رفتن سن ازدواج میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه :

الهی

هم دعا از تو اجابت هم ز تو ایمن از تو مهابت هم ز تو

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو ای تو سلطان سخن

همانطوری که از عنوان تحقیق برمی آید، پژوهش در این مقوله گرد سن ازدواج می چرخد بر همگان روشن است که برخی ها در جامعه به امر ازدواج اقدام نکرده اند، در حالی نشان هم در حد بالاست و از سن ازدواجشان گذشته است و روز به روز بر تعداد این عده افزوده می شود، و به صورت مشکل و مسئله حد در جوامع پدیدار گشته است و هر انسان صاحب احساس و نوع دوست را به تفکر و چاره اندیشی وا می دارد تا بتواند بر این مشکل فائق آید و این معضل را از جامعه بزداید. اینک ما این مشکل را میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر(عج) مورد بررسی قرار داده ایم، هر چند جامعه مورد بررسی خیلی محدود است و به کل جامعه نمی توان تعمیم داد ولی با توجه به رشته تحصیلی و احساس محقق می توان گفت که :

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.

ازدواج در کنار تولد و مرگ یکی از سه حادثه مهم زندگی آدمی است. تولد بدون اطلاع و اراده موعود اتفاق می افتد، مرگ نیز تا حدود زیادی خارج از کنترل اوست. ولی ازدواج در میان این سه، تنها حادثه ای است که امکان انتخاب در آن وجود دارد. اما این انتخاب و تصمیم گیری در خلاء صورت نمی گیرد بلکه در اجتماع تحقق می یابد. در این تحقیق محقق با توجه به رشته تحصیلی، عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مؤثر بر موضوع ازدواج را مورد بررسی قرار می دهد. چون تحولات اقتصادی و اجتماعی بر مناسبات خانوادگی و زن و شوهری تأثیر می گذارد و برعکس تحولی همچون تغییر سن ازدواج مؤثرند و آثار و پیامدهای مختلف این تعیین کنندگی کدامند؟ به طور خلاصه می توان گفت که اگر ازدواج در شرایط زمان خود صورت نگیرد، موجبات فراهم آمدن انواع جرایم خواهند بود، جرایمی که از لواط، فحشاء تن فروشی و زنا گرفته تا فرزندان نامشروع و خودکشی هایی که در این مورد انجام می گیرد.[1]

لازم به ذکر است که علت این که تحقیق در میان دانشجویان صورت می گیرد این است که چون دانشگاه یکی از نقاط مهم و حساس هر جامعه است و ارزشها از دانشگاهها به سایر نقاط جوامع توزیع می شود، بنابراین محقق علل بالا رفتن سن ازدواج دانشجویان را انتخاب کرده است.

پیشگفتار:

نهاد ازدواج که بنیان خانواده بر آن قرار دارد، در نتیجه پژوهشهای جدید تاریخی، جمعیت شناسی و مردم شناسی بهتر شناخته شده است. نگرشهای اتخاذ شده توسط این شاخه های علمی و مسائل مورد نظر آنها تا حدودی تقارب یافته و در نتیجه، شواهدی تازه را در این زمینه فراهم آورده اند. اینک برای ما امکان آن هست تا ما بهره گیری از اطلاعات مربوط به یک دوره تاریخی که در قرن شانزدهم میلادی تا زمان حال ادامه دارد، به تعدادی از سؤالات پاسخ دهیم که به سهم خود می توانند ابهامات مربوط به خانواده را به عنوان یک نهاد اجتماعی، مرتفع سازند. این سؤالات به مقوله های گزینش همسر، سن زوجین هنگام ازدواج و کارکردهای زناشویی مربوط می شوند.

در جامعه هایی که بر اصول اعتقادات استوار هستند، قوانین مشخصی ناظر بر روابط جنسی هستند، که ازدواج را مشروعیت می بخشند. در یک چارچوب حقوقی و شرعی، نهاد ازدواج رد مفاهیم بسیار متنوع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ریشه دارد. هنگامی که جمعیت شناسان نرخ ازدواج ـ یعنی نسبت تعداد ازدواج به کل جمعیت را محاسبه می کنند این سؤال را مطرح می سازند که آیا در گذشته ها تعداد ازدواجها بیشتر از امروز بوده و مردم در چه مواقعی از سال بیشتر ازدواج می کردند. بدیهی است در مورد دوره هایی که در مورد آنها هیچ یک از مجموعه های آماری مربوط به عصر حاضر در اختیارمان نیست، چنین محاسبه هایی سهل نخواهند بود ولی امروزه با توجه به مستندات و مدارک بدست آمده از کشورهای دیگر و کشور خودمان معلوم می شود که سن ازدواج رو به افزایش است و نرخ آن کاهش دارد.

آقای سگالن در کتاب جامعه شناسی تاریخی خانواده می گوید: از سال 1740 تا زمان حاضر، البته جز در برخی از دوره های جنگ، نرخ مطلق ازدواجها به طور مداوم از افزایش جزئی برخوردار بوده است. در حالیکه نرخ ناخالص ازدواج کمابیش ثابت باقی مانده است. تنها در سالهای اخیر شاهد تنزل در نرخ اخیر ازدواج بوده ایم.

از سال 1775 تا 1900 نرخ متوسط ازدواج در فرانسه 16 در هزار باقی ماند. در طول امپراطوری اول (14-1804) این نرخ با کاهش اندک به 15 هزار و در سالهای اخیر به 14 در هزار رسید. که البته در این میان اختلالات ناشی از جنگهای مربوط به انقلاب فرانسه، دوره امپراطوری و جنگ های سالهای 1-1870، 18-1914، 45-1939 نادیده گرفته می شوند، در این سالها، تعداد زیادی از ازدواج ها به تعویق افتاده اند و بعداً نرخ فوق را در سالیان بلافاصله پس از ترک مخاصمان افزایش دادند.[2]

در کشور خودمان با مرور ارقام ازدواج طی سالهای 1368 تا 1372 ملاحظه می گردد تعداد ازدواجهای ثبت وگزارش شده طی این دوره، علی رغم افزایش جمعیت، با ثبات نسبی در سالهای 68، 69، 70 روبرو بوده و در سال 1371 کاهش حدود 22 هزار رویداد ثبت شده به پایین ترین سطح این دوره افت کرده و سپس با افزایش 40 هزار رویداد در سال 1372 از سطح سال 1368 گذشته است.[3]

در بیان علت این تحولات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نخست اینکه احتمالاً با پایان یافتن جنگ تحمیلی، نیروهای جوان و مجری که دوران خدمت در جبهه ها را سپری می کردند مجال تشکیل خانواده یافته و شرایط اجتماعی نیز به این مساعدت نموده است. در نتیجه ارقام ازدواج در سال 1368 بالاتر از سنوات ماقبل بوده است. با عادی شدن تدریجی شرایط اجتماعی تعداد ازدواجها نیز به حالت عادی رجوع کرده است.

کاهش رویداد ازدواج در سال 1371 ممکن است نتیجه شرایط اقتصادی بوده باشد که با اعلام نتایج به مسئولین امور منجر به اخذ تصمیمات در سطح کلان گردیده و متعاقب آن شاهد افزایش رویداد در سال 1372 بوده ایم. همچنانکه می دانیم تأثیر نوسانات اقتصادی در ازدواج از دیرباز شناخته شده است.[4]

فصل اول ـ کلیاتی در باره تحقیق

1- موضوع تحقیق

2- بیان مسئله

3- تعریف موضوع

4- ضرورت تحقیق و اهمیت موضوع

5- اهداف تحقیق

6- فرضیات

1- موضوع تحقیق:

بررسی عوامل مؤثر بر بررسی (بالا رفتن سن) ازدواج میان دانشجویان پسر دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر (عج).

2- بیان مسأله

در این پژوهش مسئله مورد بررسی بالا رفتن سن ازدواج میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر(عج) می باشد. البته با اندکی تفحص و تحقیق معلوم می شود که این مشکل تنها به جامعه ما (ایران) اختصاص ندارد بلکه دامن گیر کلیه جوامع جهانی بعد از صنعتی شدن بوده و هست و روز به روز در حال اوج گیری می باشد. اینک محقق با توجه به رشته تحصیلی خود و تجارب چند ساله خود با دانشجویان از نزدیک مصاحبه ها و صحبت هایی که به طور شفائی در طول چند سال انجام داده این مسئله را به عنوان پایان نامه کارشناسی مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد.


3- تعریف موضوع:

ازدواج رابطه ای است شرعی، عرفی یا قانونی بین زن و مرد که آنها را برای مدت دائم یا موقت با هم پیوند می دهد و از طرف جامعه به رسمیت شناخته می شود.[5]

در این بررسی موضوع عوامل مؤثر بر تأخیر در ازدواج می باشد یا به عبارتی بالا رفتن سن ازدواج در این بررسی می خواهیم بدانیم که چه عواملی باعث می شود تا رابطه زناشویی که یک رابطه شرعی، عرفی و قانونی است در جامعه صورت نگیرد. ازدواج را می توان از جنبه ها و موارد زیر تعریف کرد: رابطه ، کارکرد و نقش اجتماعی.

1-از نظر کارکرد ازدواج نهادی است که برای انجام وظایف خانواده، مانند تولید نسل و اجتماعی کردن کودکان و فرهنگ پذیر نمودن آنان به وجود آمده است.

2-از نظر رابطه، ازدواج پیوند پایدار زن و مرد و همزیستی آنان و فرزندان و اقوامشان می باشد.

3-از نظر نقش اجتماعی، ازدواج عبارت است از رابطه و مناسبات میان زن و مرد که در داخل الگوی وسیعی از مناسبات اجتماعی قرار می گیرد.[6]

تعریف و بررسی ازدواج عبارت است از اینکه فردی از نظر سنی در حد بالا هستند و می توانند ازدواج کنند ولی ازدواج نکرده اند در این بررسی به دنبال این هستیم که آیا چه عواملی باعث شده است که این افراد نتوانند ازدواج کنند به عبارت دیگر و بررسی ازدواج عبارت از این است که افراد دارای شرایط ازدواج هستند ولی ازدواج نکرده اند.

4- ضرورت تحقیق و اهمیت بررسی

ضرورت و اهمیت تحقیق در قبال این موضوع را از قرآن مجید شروع می کنم به این صورت که در این بررسی خیلی مختصر حدود 97 آیه در قرآن راجع به کلمه «زوج» و «نکح» بدست آمده است. آیا مطلب و موضوعی که خداوند متعال در کتاب خود این همه به اهمیت آن تأکید فرموده اند و پیشوایان دین اسلام و سایر ادیان آسمانی سفارشهای فراوانی درباره آن فرموده اند عدم به جاآوردن و انجامش جای سؤال نخواهد بود؟ آیا عدم ازدواج و تأخیر آن جهت بررسی و تحقیق از درجه بالای اهمیت برخوردار نیست؟

لازم به ذکر است که یکی از این علل انتخاب این موضوع جهت بررسی و تحقیق این است که با توجه به اهمیت ازدواج از دید قرآن مجید و پیشوایان دین و سایر علما و اندیشمندان علمی که به تجربه و تحقیق اطلاعات ارزنده ای ارائه نموده اند. پژوهش در قبال تأخیر ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج شاید از مهمترین و اساسی ترین پژوهشها می باشد.

وقتی که قرآن کریم مرد را در لباس زن و زن را در لباس مرد بیان می فرماید و پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

«ما نبی بناءُ فی الاسلام اجبُ الی الله من التزویج»

(هیچ کاخی در زندگی برافراشته نشده که محبوبتر از کاخ ازدواج نزد خداوند باشد.)[7]

با این حساب آیا از دست دادن این موهبت الهی خسران نیست و آیا پژوهش در قبال عدم ازدواج و عوامل مؤثر بر تأخیر آن مهمتر و ضروری تر نمی نماید؟

1-4- اهداف ازدواج

اهداف ازدواج که اهداف تحقیق و یافتن موانع و عوامل مؤثر بر نرسیدن به این اهداف نیز می باشد، به ترتیب زیر می باشد:

1-رسیدن به سکون و آرامش

2-شکوفایی عواطف و احساسات

3-تأمین نیازهای جنسی

4-حفظ نوع و نسب

5-جلوگیری از انحرافات اخلاقی و بیماریها

6-تعاون و همکاری

7-رسیدن به تمامیت شخصیت و تکمیل و تکامل

8-پاسخ به ندای فطرت

2-4- فلسفه ازدواج

علاوه بر ارضاء جنسی ـ تعهد و تکامل و رشد و شخصیت و آرامش و فوائد ارزنده دیگری است که برای انسان به ارمغان می آورد. در تشکیل خانواده، عزت و رشدی است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود. استاد مطهری می فرماید: یک خصایص اخلاقی است که انسان جزء در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقمند شدن به سرنوشت دیگران، اخلاقیون و ریاضت کشها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع «خاصی» و یک نوع «بچگی» در آنها وجود داشته است. همچنین استاد مطهری درباره نقش تربیتی ازدواج می فرماید:

« یک پختگی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود، با ارادت به نیکان هم پیدا نمی شود، بلکه ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»[8]

3-4- فایده های تسریع و زیانهای تأخیر در ازدواج

1-حفظ و تقویت ایمان و معنویات : یکی از سپرهای قوی در برابر دشمنان«ایمان»، «ازدواج» است.

2-بهره مندی از دوران شیرین و با نشاط جوانی

3-پاک ماندن از فسادها و انحرافات جنسی

4-محفوظ ماندن از بیماریهای عصبی و روانی[9]

با توجه به مطالب فوق، ضرورت و بررسی تحقیق در زمینه ازدواج در حد خیلی بالا می باشد و جا دارد که تحقیقات علمی زیادی در این زمینه صورت بگیرد، چون تأخیر در ازدواج عواقب خطرناکی در پی دارد که در زیر به برخی از این عواقب اشاره خواهد شد، ولی پژوهش حاضر به صورت یک تحقیق بنیادی در حد محدود می باشد. هر چند سن مادر در هنگام ایجاد نسل بالاتر باشد ابتلای نسل به ضعف و ناتوانیها بیشتر است، که یکی از آنها امکان منگول شدنش می باشد. تا آنجا که ممکن است مادر زن در پیری، زن را زائیده و اینک که دخترش در جوانی زایمان انجام داده فرزند منگولیسم داشته باشد. یعنی حتی یک نفر در سن بالا ازدواج کند فامیل را به بی رواجی می افکند.

قبل از انعقاد نطفه، پدر و مادر خوب و از انعقاد نطفه تا تولد مادر و پدر خوب و از تولد تا مرگ معلم و والدین خوب لازم است تا نسل مورد پسند حضرت علی (ع) را آنچنانکه فرموده بتوان داشت و از این قرار:

« بزرگترین خدمتی که می توان به فرزند خود نمود انتخاب همسری شایسته و معلمی صالح می باشد.»

«علم بزبان مردم سخنان انبیاء را بازگو می کند.»[10]

4-4- سن و بیماری

یک تحقیق علمی که اهمیت موضوع تحقیق حاضر و عواقب شوم دیرکرد ازدواج را می رساند بدین صورت است که اخیراً طبق تحقیقات دکتر ژان پاول از انجمن سرطان مرکز پزشکی ملکه الیزابت بیرمنگام نتیجه جالبی بدست آمده است. طبق این تحقیقات زنان میانسال مجرد نسبت به زنان هم سن خود که شوهر دارند در دهة 1960-1970 بیشتر مبتلا به سرطان کولون شده اند. مهمتر آنکه در هر سنی که دختر بتواند تحمل آمیزش را داشته باشد و هورمونهایش به او شلاق کشش بزنند و قدرت جلب مرد را در آنها تحریک نمایند، آمار بیماریها در همان سن در نزد شوهر کرده ها کمتر از مجردهاست. پسر و دختر به سن بلوغ جنسی رسیده اگر تخلیه مربوط را انجام ندهند و یا در تخلیه آنها تأخیر باشد، حالات عصبانیت پیدا خواهند کرد و از این جهت که اعصاب ناراحت دارند زمینه پذیرش بیماریهای مختلط را فراهم می سازد.[11]

5-4- انواع بلوغ برای ازدواج لازم و ضروری است

مطالعات و تحقیقات به عمل آمده توسط دانشمندان نشان می دهد که پدیده للوغ منحصر به بلوغ فیزیکی نیست بلکه تلفیقی است از سایر انواع بلوغ که احراز آنها، خود را آماده ازدواج می سازد بنابراین این بلوغ به 5 مرحله تقسیم شده است. بلوغ فیزیکی، عاطفی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی. که هر کدام از این بلوغها به عنوان پایه و ستون ازدواج موفق می باشد. هر چند اهمیت آنها نسبت به هم فرق می کند و دارای سلسله مراتب اهمیت هستند.[12]

1- بلوغ فیزیکی (جنسی)

فرآیند بلوغ یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی هر فرد است. «استانلی هال» که پدر روانشناسی بلوغ معروف است، این مرحله را دوران طوفان و فشار می نامند. «روسو»دوره بلوغ را تولد مجدد می دانست. وقتی فرد به دوره بلوغ می رسد مثل این است که فرد دیگری با خصوصیات بدنی و روانی متفاوتی در وی به وجود می آید نوجوانی با تغییرات بیولوژیکی آغاز می شود این تغییرات در دختران در سنین 9-12 سالگی و در پسران 11 تا 13 سالگی بروز می کند. قد، وزن و به طور کلی رشد سریع جسمانی در این دوره تحت تأثیر هورمونهای غدد درون ریز، خصوصاً غده هیپوفیز قرار دارد. ترشح هورمونهای غده هیپوفیز و سایر غدد مانند غده فوق کلیوی، غده تیروئید و غده جنسی را فعال می کند. رشد بدنی سه تا چهار سال به طول می کشد که اوج آن در پسران 14 سالگی و در دختران 12 سالگی است. طی این دوره 15 تا 20 سانتیمتر بر قد و 20 تا 25 کیلوگرم بر وزن نوجوان اضافه می شود. عملکرد و غدد جنسی نه تنها باعث تغییراتی در ظاهر جسم بلکه باعث تغییراتی در ساختمان شخصیتی و روانی نوجوان نیز می شود.[13]

2- بلوغ عاطفی

بلوغ عاطفی مفهومی هنجاری در روانشناسی رشد است که به معنی گذر از بیچارگی و بی دفاعی دوره طفولیت خروج از سادگی کودکان و عبور از طغیان دورة نوجوانی و رسیدن به بزرگسالی است. بحرانهای مختلف زندگی فرصتی است برای محک زدن بلوغ عاطفی افراد. یک فرد بالغ در مواجهه با ناکامیها، بیشترین سعی خود را طرف فایق آمدن بر موانع و مشکلات و پذیرش منطقی امورد اجتناب ناپذیر می کند، در حالیکه برای یک فرد نابالغ، ناکامی فرصتی است برای ابراز غیظ، وی در شرایطی که خود را لبریز از خشم و غضب، آزردگی و یا شکست احساس می کند، حملات کور خود را متوجه نزدیکترین هدف در دسترس کرده و آنها را مقصر می داند و یا برعکس به خلوت گزینی و دل سوزاندن به حال خویشتن، سعی می کند از مسئله پیش آمده فرار کند. شخص بالغ قادر به ایجاد و حفظ روابط و مناسبات شخصی با دیگران است. کودکان فاقد این تواناییند. آنها به هر کسی که نیازهای آنان را برآورده سازد متکی می شوند بدون اینکه قادر به انجام خدمت متقابلی باشند. از طرف دیگر نوجوانان بسیار مشتاقند که در روابط خود با دیگران، استقلالشان را حفظ کنند در حالی که بلوغ عاطفی متضمن داد و ستد عاطفی هستند، چیزی که هم کودکان و هم نوجوانان فاقد آنند. ویژگی دیگر بلوغ عاطفی توانایی درک احساس دیگران یا همدلی است. افراد نابالغ آنچنان غرق در نیازهای خود هستند که نمی توانند بفهمند دیگران چه احساسی دارند. بچه ها موجوداتی خود محورند و سالها طول می کشد تا یاد بگیرند که احساس دیگران را نیز به رسمیت بشناسند. فراتر از به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، پذیرش مسئولیت برآوردن آن نیازهاست. شخص نابالغ شاید بتواند برای لحظاتی کوتاه و گذرا دگردوست باشد اما وی همیشه از قبول تعهدات بلند مدتی که مخل و مزاحم علایق متلون و متغیرش باشد گریزان است. ازدواج و تشکیل خانواده به معنی پذیرش این مسئولیت مادام العمر و قبول تأمین نیازهای شریک زندگی است.

بلوغ عاطفی برای موفقیت در همه مناسبات و روابط انسانی، امری لازم و ضروری است اما ازدواج در این میان بیشترین نیازها را به این بلوغ دارد. خانواده امروزی بیش از گذشته بر قابلیتها و استعدادهای عاطفی ـ روانی زوجین متکی است. موفقیت زناشویی در خانواده های گذشته کمتر بر شخصیت طرفین ازدواج بوده ولی امروزه ازدواج دیگر یک ضرورت اقتصادی نیست، موفقیت در ازدواج منوط به توانایی هر یک از زوجین در وقف کردن وجود خود برای دیگری است.

3- بلوغ ذهنی:

روانشناسان معتقدند که ذهن انسان تا قبل از 15 سالگی به بلوغ نمی رسد. به زعم روان شناسان بلوغ ذهنی از چند مؤلفه تشکیل شده است:

1-مشاهده اشیاء و پی بردن به رواب بین آنها

2-قدرت حافظه

3-قدرت تخیل (توانایی فرض و استنتاج)

4-قدرت استنباط و قیاس

5-قدرت تمرکز و توجه

شکی نیست که کودکان حدی از قابلیتهای فوق الذکر را واجدند اما فرد بالغ همه این قابلیتها را به طور کاملتر و موزونتری دارد. البته در مواردی ممکن است رشد ذهنی با سن تقویمی و سن فیزیکی انطباق نداشته باشد بدین معنی که فردی ممکن است به لحاظ تقویمی بزرگسال محسوب شود و به لحاظ سن فیزیکی دارای تمامی مشخصات فیزیکی بلوغ باشد اما مجازات عقلی و بهره هوشی وی بسیار پایین و در حد یک کودک باشد. روانشناسان به چنین وضعیتی «عقب ماندگی ذهنی» می گویند. ورود به عرصه ازدواج، ذهنیتی پخته و بالغ را می طلبد. مشکلات و موانعی را که در جامعه مدرن و یپچیده امروزی بر سر راه حیات خانوادگی قرار می گیرد و جز با ذهنی پخته و بالغ نمی توان از میان برداشت.

4- بلوغ اجتماعی

بلوغ اجتماعی بدین معنی است که فرد بتواند با اتکاء به خود و بدون استمداد از دیگران از عهده آنجا مکارهای خود در موقعیتها و وضعیتهای اجتماعی برآید. به طوری که احتیاجی نداشته باشد به اینکه مثلاً کسی او را اول صبح برای رفتن به سرکار به زور از خواب بیدار کند یا حمام کردن را به وی یادآور شود، به جای آوردن عبادات شخصی و بسیاری از مسئولیتهای دیگر را به وی تذکر دهد. در تجمعات اجتماعی به عنوان مهمان یا میزان بتواند نقش خود را ایفا کند. با اعتماد به نفس به تنهایی مسافرت کند. آداب اجتماعی را در برخورد با دیگران در کلیه اشکال ارتباطات انسانی رعایت کند. در این مرحله فرد با اشتغال به کار و فعالیتهای اجتماعی دیگر در صدد اثبات استقلال و هویت خود برمی آید.

5- بلوغ اقتصادی

بلوغ های فیزیکی، عاطفی و اجتماعی جزو آمادگی های شخصی برای ازدواج می باشند و اما بلوغ اقتصادی تحت تأثیر مقتضیات محیطی و خارجی است و در شرایط اقتصادی فعلی جامعه ما توجه بیشتری را به سوی خود جلب کرده است. در موقع ازدواج سؤالات زیدی در خصوص جنبه های اقتصادی زندگی مشترک مطرح می شود. از جمله: آیا میزان درآمد برای تأمین مخارج زندگی زن و فرزند کفایت می کند؟ اگر نه از چه راههایی این کمبود جبران می شود؟ آیا زن و شوهر مایلند از والدین و بستگان خود کمک های مالی دریافت کنند؟ آیا شغل شوهر با دوام و باثبات است؟ توانایی وی در مالکیت منزل مسکونی یا اجاره تا چه حد است؟ آیا پول کافی برای شروع زندگی مشترک و خارج اولیه ازدواج را در اختیار دارد یا خیر؟

بلوغ اقتصادی آنگاه حاصل می شود که فرد توانایی آن را داشته باشد که بدون کمک دیگران از عهده تأمین معاش خود و زن و فرزندانش برآید.[14]

سن ازدواج

تا بدین جا از آمادگیهای لازم جهت ازدواج و تشکیل خانواده سخن گفتیم. حالا این سؤال مطرح می شود که بهترین و مناسبترین سن ازدواج زنان و مردان در چه سنی است؟ از مرور بحثهای فوق در خصوص انواع بلوغ این نکته کاملاً روشن می شود که هیچ سن تقویمی تثبیت شده ای را نمی توان به عنوان مناسبترین سن برای ازدواج معرفی نمود. اما اگر تمامی جنبه های بلوغ را مد نظر داشته باشیم شاید بتوان گفت شمار کسانی که در سنین کمتر از 20 سالگی از بلوغ کافی و همه جانبه ای جهت ازدواج برخوردار می شوند بسیار کم است.

قانون مدنی ایران (مصوب قبل از انقلاب) سن ازدواج را برای زنان تا 15 سال تمام و برای مردان 18 سال کامل را تعیین کرده اند و جز در موارد استثنایی (رجوع شود به ماده 1041 قانون مدنی سابق) ازدواج در سنین پایین تر ممنوع بود. البته بین قانون و واقعیت (عرف) فاصله هایی هم وجود داشت. متن قانون در تمامی نقاط کشور رعایت نمی شود به طوری که ازدواج زودرس به دلیل فقدان منع شرعی و عرفی در جوامع ایلی و روستایی و گاه شهرهای کوچک ایران مکرر به پشم می خورد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سن بلوغ (سن قانونی ازدواج) برای زن و مرد به ترتیب 9 و 15 سال قمری تعیین گردید.[15]

الف ـ اهمیت پزشکی تأخیر در سن ازدواج دختران

دخترانی که در سن 30 سالگی به بعد (به تعبیری 27 سالگی به بعد) ازدواج می کنند در معرض انواع خطرات و تهدیدات قرار دارند. برخی از این خطرات عبارتند از : وضع حمل پردرد و طولانی تر، افزایش احتمال مرگ و میر مادر و نوزاد قبل از زایمان، افزایش احتمال زاییدن کودکان منگولی و مبتلا به اختلالات کروموزومی ، دوقلو زائیدن ، البته هر چه زایمان اول به سمت زایمانهای بعدی حرکت کنیم احتمال خطرات فوق چند برابر می شود. همچنین احتمال ابتلا به سرطان کولون نیز با بالا رفتن سن دختران مجرد افزایش می یابد.

ب ـ آثار اجتماعی تأخیر در سن ازدواج دختران و پسران

1-از پیامدهای قابل توجه ازدواج معوق، کوتاهتر شدن دوره باروری زنان است.

2-به علاوه تأخیر در سن ازدواج مردان موجب افزایش فاصله سنی بین زوجین در مواقع ازدواج می شود. مردانی که با تأخیر ازدواج می کنند معمولاً دختران بسیار جوانتر از خودشان را به همسری برمی گزینند. در حالی که مردانی که زودتر ازدواج می کنند همسرانی نزدیکتر به سن خود را انتخاب می کنند.

3-از آثار ازدواج معوق، افزایش فاصله زمانی بین بلوغ فیزیکی(جنسی) و بلوغ اقتصادی است که این خود می تواند دو نتیجه را به دنبال داشته باشد:

خویشتنداری و رهبانیت موقت و احتمالاً تحمل محرومیتها، ناکامیها و عقده های جنسی و دیگر افزایش بیماریها، انحرافات و بزهکاریهای جنسی است که به دلیل تضعیف تابوهای اجتماعی در خصوص روابط جنسی خارج از محدوده زناشویی. در جوامع غربی تأخیر در سن ازدواج با عامل دیگری در ارتباط است و آن سهولت و رواج روابط خارج از دایره زناشویی است به طوری که افراد برای پذیرش مسئولیتهای ناشی از ازدواج معوق، خود باعث به وجود آوردن مسئله دیگری شده است و آن تهدید خانواده و تضعیف ارزشهای اخلاقی است.[16]

ازدواج یکی از مراحل زندگی طبیعی انسان است که برای هر زن و مرد سن و سال خاصی دارد و تأخیر در آن مجاز نیست. گریز از ازدواج نشانه اختلالی در وجود فرد است. سن ازدواج از دیدگاه علمی آن دوره ای است که فرد آماده است که وظایف و تکلیف خود را در چهارچوب یک زندگی مشترک به انجام نیک برساند و حقوق خود را در آن چهارچوب استیفا نماید.

ازدواج نیاز اساسی برای انسان

انسان موجودی است که به کلام قرآن «فالهمها فجورها و تقوها» ( پس به او زشتی ها و پرهیزکاری ها را الهام کردیم) موجودی است که اگر در خود به خوبی دقت کند نیک و بد را بدون هیچ راهنمایی نیز می داند. موجودی است که بر اساس تعریف دارای پنج طبقه نیازمندی است:

الف ـ نیازهای زیست شناختی (مانند غذا ـ آب ـ هوا ـ خواب ـ ارضای جنسی)

ب ـ امنیت و قابل پیش بینی بودن محیط زندگی

ج ـ تعلق خاطر و عشق

د ـ احترام (شناخته شدن ، مورد قبول واقع شدن ، مورد اعتماد بودن)

هـ ـ تحقق نفس (معرفت کامل، پذیرش چگونگی عمل شخصی خود برای نیل به کمال و شرافت و ابراز استعدادهای بالقوه انسانی).

با توجه به مطالب فوق الذکر که ارضای جنسی انسان را جزء نیازهای زیست شناختی و فیزیولوژیکی انسان می داند، و ارضای نیاز جنسی انسان تنها از طریق ازدواج می تواند صورت گیرد، پس ازدواج یک نوع نیاز اساسی برای انسان است.[17]

5- اهداف تحقیق

در هر تحقیق قبل از هر چیز باید انگیزه و هدف تحقیق مشخص شود. بررسی ها و پژوهشهای اجتماعی دارای یکی از دو هدف زیر می توانند باشند:

1- یا برای بررسی تجربی تئوریها و سنجش میزان تطبیق آنها با واقعیت است تا بدین وسیله دامنه علم در زمینه شناخت گسترش یابد.

2- و یا برای مسائل حاد روزمره اجتماعی و یافتن راه حل های آنها می باشد. اینگونه مسایل نیز می بایست در رابطه با تئوریهای موجود بررسی شوند.[18]

جنبه علمی و کاربردی این تحقیق در سطح وسیع و گسترده نمی باشد چون مسئله یک مسئله کلی در سطح کل جامعه ایران است، در حالی که این پژوهش تنها شامل محیط محدود دانشگاه مجتمع ولیعصر(عج) می باشد، که اگر هم جنبه کاربردی داشته باشد، تنها در این مکان بکار خواهد رفت. بلکه این بررسی بیشتر جنبه بنیانی دارد و در واقع برای بررسی تجربی و تئوریها و سنجش میزان تطبیق آنها با واقعیت ها می باشد. هدف عمده از این تحقیق، ارائه پایان نامه کارشناسی در رشته علوم اجتماعی می باشد و علت اینکه از بین هزاران مسئله اجتماعی، این مسئله را به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب کرده ام، این است که در طول مدت تحصیل از نزدیک لمس کرده ام که حادترین مسئله و عمده ترین موانع رشد دانشجویان عدم ازدواج و افکار منفی ناشی از آن می باشد به این خار که خواستم پژوهشی در این مورد نموده و از عمق مسئله اطلاعاتی بدست آورده و عوامل و موانع ازدواح را پیدا کرده باشم.

با توجه به اهداف ذکر شده بالا، می توان گفت که تحقیق از هر نوعی که باشد دارای دو نوع هدف است:

1-اهداف کلی تحقیق (هدف تحقیق و بررسی)

2-اهداف جزء (هدف از طرح هر سؤال)

بنابراین اهداف موجود تحقیق به شرح زیر می باشد:

الف ـ هدف کلی (عام)

هدف کلی بررسی عوامل مؤثر بر بالا رفتن سن ازدواج در رابطه با تئوریهای موجود در این زمینه می باشد یا به عبارت دیگر: هدف کلی تحقیق آزمون روابط موجود میان عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و شخصیتی مؤثر بر بالا رفتن سن دانشجویان می باشد.


چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای سیاسی و اجتماعی بوجود می آورد

گفتمان نقد و انتقاد زبان و بیان نظارت اجتماعی بر رفتارهای سیاسی اجتماعی یک جامعه است و به عبارت دیگر نقد و انتقاد موتور حرکتی هر جامعه از ساختارهای سنتی به صنعتی است
دسته بندی علوم سیاسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 150 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 144
چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای سیاسی و اجتماعی بوجود می آورد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات

مقدمه :

گفتمان نقد و انتقاد زبان و بیان نظارت اجتماعی بر رفتارهای سیاسی اجتماعی یک جامعه است و به عبارت دیگر نقد و انتقاد موتور حرکتی هر جامعه از ساختارهای سنتی به صنعتی است.

اما مسئله که ذهن انسان را مشغول می کند چرای بد ، عملکردن نقد و انتقاد در جامعه ایران است و مشکلاتی که از این عملکردهای نابجا ، گریبان گیر جامعه ایران شده است.

برای پی بردن به این مسئله مهم اولین فرضیه که به ذهن آدمی می رسد این است که نقد و انتقاد در حوزه گفتمان سیاسی اجتماعی ایران نابجا استفاده می شود برای اینکه فرضیه قبول یا رد شود بعد از طرح مسئله ، تحدید موضوع شد و پس از تعریف مفاهیم و اصطلاحات ، سراغ مبانی نظری می رویم.

در فصل مبانی نظری ابتدا نقد و انتقاد را از قالبهای کلیشه خارج کردیم و بر مبنای ضمایر فاعلی ادبیات فارسی تعریف کردیم و سپس روابط سیاسی اجتماعی بر مبنای ضمایر فاعلی ادبیات فارسی بر اساس اصل راهها و اهداف مرتنی تبیین ارزشی شد.و علاوه بر این نقد و انتقاد در قالب مفاهیم اجتماعی و تضاد اجتماعی نیز تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

در فصل چهارم تلاش شده انتقاد بعنوان یک عمل سازنده درون گروهی از نظر وایزنگر مورد بررسی قرار گیرد و در فصل پنجم تلاش شده است نقد به عنوان اصل رقابت معرفی شود که اگر این در بین گروه های سیاسی اجتماعی تحقق پیدا کند.یعنی از نقد بعنوان اصل رقابت استفاده شود تحول عظیمی در جوامع رخ خواهد داد و در فصل ششم تلاش شده است فرضیه تحقیق بر اساس تفکر ، گفتمان و سلطه انتخاباتی چند روزنامه در فضا ، زمان و مکان خاص مورد ارزیابی قرار گیرد.گفتن این نکات ضروریست پیشنهادات ، منابع و ماخذ ، فهرست منابع و چکیده انگلیسی در فصل هفتم آمده است.

در پایان باید متذکر شد با توجه به حساسیت و سیاسی بودن موضوع پایان نامه روی مصداقها مانوری صورت نگرفته اما همانطوری که در متن مشاهده خواهیم کرد تلاش شده مفاهیم بکار رفته گویای وضعیت امروزی جامعه ایران باشد.

بیان مسئله

هرچند نقدوانتقاد در جامعه ایران تاریخ دیرینه دارد . ودر حوزه های مختلف علوم بویژه درادبیات، هنر، اقتصاد، سیاست، سینماو تلویزیون ، مذهب، فلسفه و... مورد استفاده قرار گرفته اما نقدو انتقاددرحوزه گفتمان سیاسی واجتماعی ایران در گذشته و حال ازویژگی خاص برخوردار بوده به طوری که این پدیده نقدوانتقادبه حدی عمومیت پیداکرده افراد جامعه در فضاهای مختلف جامعه از جمله درحاکمیت،دانشگاه،مکانهای مذهبی، نشریات ،تلویزیون ...حتی درمحافل عمومی عملا علیه همدیگر استفاده می کنند مسئله اینجاست اگر افراد جامعه با هر مسئولیتی ومقامی تبحروتخصص درنقد و انتقاد نداشته باشند چنین روش نقدوانتقاد هیچ دردی را ازجامعه حل نخواهدکرد بلکه مشکلات جامعه رانیز اضافه خواهند کرد. باید بپذیریم نمی توان با دیدگاه آرمانگرایی نقدو انتقاد عقلانی کرد. مگر می شود در آسمانها سیرودر زمین امر ونهی کرد . در جهان متمدن امروزی کشورهایی می توانند بین نهادهای اجتماعی خود ارتباط برقرارکنند که برنامه ریزی و سازماندهی عقلانی برای استفاده از نقد و انتقاد داشته باشند . گذشت آن زمانهایی که تصور شود انسانهایی هستند خارج از تخصص و توانایی خود صرفا قدرت یکی ازنهادهای اجتماعی رادردست دارندمی تواند بدون اینکه مورد نقدوانتقاد قرار گیرند دیگران را مورد مواخذه قرار دهند . چنین فرهنگ عام و گسترده ای که بر پایه سنتهای جامعه استوار بوده کاربردخودرادرجهان امروزی از دست داده است.

چنین فرهنگ عام وگسترده کاربردش عامل بازدارنده است وکورکننده استعداد دیگران همچنین فراری دهنده نخبگان جامعه و... امروزه آنچه مهم است به نقد و انتقاد با دید بادیدتخصصی توجه کردن است.

نقدوانتقاد بایددرچارچوب اخلاق عقلانیت باشدنه تلفیقی ازقدرت وهوس بازی انسانهایی که خود را عقل کل می دانند غافل از اینکه از عقلانیت تجربی هیچ بهره ای نبرده اند. امروزه درحوزه گفتمان سیاسی اجتماعی یک جامعه نقدوانتقادی مورد پذیرش است که دارای ارزش اخلاقی باشدکه بتواند مشکلی را درجامعه حل کند و یا به عبارتی باری را ازدوش جامعه بر دارد. و مهم آن است منتقدین چه خدمتی درجامعه انجام داده اند و چه حد قادرند کاری را انجام دهند.

امامسئله ای که درنظام اجتماعی ایران حائذ اهمیت است در حوزه گفتمان سیاسی و اجتماعی اجتماعی نقدو انتقاد به عنوان یک عیب گویی ومچ گیری از همدیگر تبدیل شده است .چنانچه مسئولین ازهمدیگر،مسئولین از مردم،مردم از مسئولین،مردم از مردم و ... همدیگررا انتقاد می کنند غافل از اینکه مشکلات جامعه چیست ؟وچه باید کرد ؟ و به نظرمی رسد این عمل یک مرض فرا فکنی اجتماعی است به طوری که درحوزه گفتمان سیاسی واجتماعی نظام اجتماعی ایران چالشهای شدید به وجود آورده است که این فرافکنی به عنوان یک مسئله اجتماعی قابل بررسی و پیگیری می باشد.

و زمانی نقدوانتقاد ازحالت مرض فرافکنی خودخارج خواهد شد که درجامعه نوع نگرش نسبت به نقد و انتقاد عوض شود . یعنی از حالت سنتی (مکانیکی)به دیدگاه صنعتی

(ارگانیکی) تبدیل شود . و در چارچوب مشخص علمی قرارگیرد. وبا روش های علمی مورد ارزیابی قرار گیرد.اگر چنین نگرشی تحقق پیدا کند نقد و انتقاد ازحالت مرضی به حالت تحول گرایی سوق پیدا می کند در نتیجه یکی ازساختارهای سنتی جامعه از بین خواهدرفت ومی شود باروش های علمی پاسخی برای تفاوت نقدوانتقادنیازهای اجتماعی که نقد و انتقاد پاسخ می دهند ، علل و شرایطی که نقد و انتقاد از آن ناشی می شود،

کارکردهای بیمارگونه نقد و انتقاد ، تاثیرات که نقد وانتقادبررشدسیاسی ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران می گذارد و علل عیب گویی و مچ گیری در جامعه ایران از طریق نقد و انتقاد پیدا کرد.

تحدید موضوع

همانطورکه دربیان مسئله مطرح شدگفتمان نقدوانتقادمفاهیمی هستنددرتمامی حوزه های علوم به ویژه علوم انسانی مورد استفاده قرار می گیرد.واین مفاهیم درکلیت دامنه وسیعی دارند . جهت جلوگیری از پراکنش سخن در این تحقیق تلاش خواهد شد.

الف : جایگاه وشیوه گفتمان نقدوانتقادبین گروههای سیاسی،اجتماعی،حاکم وغیرحاکم (نخبگان حاکم و نخبگان غیر حاکم) نظام اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گیرد.

ب : از نظر زمانی فقط گروه های سیاسی ،اجتماعی بعدازپیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ج : با توجه به این که اوج گفتمان نقد و انتقاد بین گروه های سیاسی ، اجتماعی نظام اجتماعی ایران دردوران انتخابات است.به این خاطر ازنظر فضای فقط گفتمان نقدو انتقاد دوران انتخابات مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ضرورت و اهمیت تحقیق

همانطورکه می دانیم گفتمان نقدوانتقاد زبان وبیان عملی نظارت اجتماعی بررفتارهای سیاسی واجتماعی یک جامعه است .گفتمان نقد وانتقاد می تواند مانند فیلتر نا خالصیهای رفتارهای اجتماعی را در نهاد سیاسی یک نظام اجتماعی تسویه کند و به عبارت دیگر گفتمان نقدو انتقاد موتور حرکت یک جامعه از ساختارهای سنتی (مکانیکی) به جامعه صنعتی (ارگانیکی)است.

اما گفتمان نقد و انتقاد به صورت صحیح استفاده نشود موجب مشکلات و حتی تخریب ساختارها وکارکردهای روابط سیاسی و اجتماعی نظام اجتماعی می شود.

ازآنجا که در بیان مسئله مطرح شده امروزه در جامعه ایران نقد و انتقاد به صورت مرض فرافکنی مورد استفاده قرار می گیرد.

وگاهی این نقدوانتقادچنان بی ربط ونا بجا مورداستفاده قرار می گیردکه خودانتقادکننده نا خود آگاه عملکرد و امتیازاتی که به دست آورده را زیر سوال می برد.

به عنوان مثال وقتی وزیرکشاورزی سابق ایران بعد از 16سال ازوزارت برکنار می شود به عملکرد وزارت کشاورزی انتقاد می کند جالب این که تمامی مسائلی که مطرح می کرد خودش مسبب اصلی آن مشکلات بود.

مثال دیگراینکه رئیس جمهورمحترم ایران در سفر استانی خود به مشهد مقدس در دیدار بانخبگان آن استان طی سخنرانی خود بحث توسعه اقتصادی سیاسی فرهنگی و اجتماعی را توطئه قدرت های جهانی می دانست .غافل از اینکه خودش به مقام ریاست جمهوری رسیده حاصل توسعه سیاسی واجتماعی دولت قبلی(شکل گیری شوراهای شهروروستایی)

بوده علاوه بر این مسائل در بین توده مردم نیز وقتی از حل مشکل خود عاجز می مانند فورا" نقا دانه مشکلات خود را بر گردن دولت و یا دیگران می اندازند .

ضرورت ایجاب می کندبرای حل مسئله اجتماعی به این مهمی یعنی نابجا استفاده کردن ازنقدوانتقادکه موجب مرض فرافکنی سیاسی واجتماعی درنظام اجتماعی شده به صورت علمی بانگرش های تازه وروشنگرانه جهت گشایش افقهای جدیدروابط سیاسی اجتماعی درحال گذرایران مورد بررسی قرار گیرد.

سوال تحقیق

چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای سیاسی و اجتماعی بوجود می آورد؟

هدف تحقیق

ازسالهاپیش دقدقه خاطرداشتیم درزمینه نقدوانتقاد که درحوزه گفتمان سیاسی ، اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی (1357)مطالعه ای داشته باشم. چون تا بحال تحقیق وبررسی علمی درخصوص نقدوانتقاد درحوزه گفتمان سیاسی و اجتماعی ایران صورت نگرفته است . لذا ترغیب شدم این موضوع را با اهداف زیر به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب و مورد مطالغه قرار دهم.

1_ ارائه تقسیم بندی جدید ازگفتمان نقد و انتقاد سیاسی و اجتماعی براساس اصل اول جامعه شناسی(اصل راههاواهداف)که جدول زیرگویای این مطلب است و اما توضیحات بیشتر در بحث مبانی نظری خواهد آمد.

جدول شماره یک(1)تبیین مرتنی از گفتمان نقدو انتقاد براساس اصل اول جامعه شناسی

(اصل راهها و اهداف)

نتیجه

نوع

گفتمان

نوع

روابط

اهداف

راهها

نیازها

اشکال سازگاری

گروههای اجتماعی

سازندگی

انتقادی

درونی

+

+

+

گروه ((ما)) (همنواگریان)

رقابت

نقد

موازی

+

-

+

گروههای ((شما)) (نوگرایان)

تخریبی

انتقادی

غیر

مستقیم

-

-

+

گروههای((آنها)) (واگرایان)

2_تلاش برای برون رفت از ساختارهای سنتی نقد و انتقاد در حوزه گفتمان سیاسی اجتماعی ایران براساس تحلیل مفاهیم اجتماعی.

3_بررسی شیوه گفتمان نقدوانتقاددرمان گروههای سیاسی،اجتماعی نظام اجتماعی ایران

اهداف جزیی تحقیق

1_بررس آثار منفی نقد و انتقاد بر رشد سیاسی ،اجتماعی ایران.

2_بررسی شیوه گفتمان نقد وانتقاد درون گروههای سیاسی ،اجتماعی.

فرضیه های تحقیق

در این پژوهش سه فرضیه مطرح است.

1_به نظرمی رسد نقدوانتقاددرخوزه گفتمان سیاسی،اجتماعی ایران نا بجا استفاده میشود.

2_ به نظر می رسد نا بجا استفاده کردن از نقد و انتقاد،یکی از شاخصهای اصلی سنتی بودن هر جامعه می باشد.

3_احتمالا می شودازنقدوانتقاد درحوزه گفتمان سیاسی،اجتماعی یک جامعه تقسیم بندی جدید ارائه داد.

پیشینه تحقیق

به کتابخانه های دانشگاه تهران ،دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دانشکده علوم اجتماعی و روانشناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز مراجعه کردم و بعد از بررسی فهرست منابع ،کتابهای زیر را مورد مطالعه قرار دادم.

ردیف نام کتاب نویسنده مترجم کدکتابخانه ای اثر

1_نقد تکوینی گدمن لوسین محمد تقی غیاثی 3N6G81DN

2_نقد تئوری های انقلاب کارلوت پیتر 8 الف2ک/491jC

3_نقد چیست منتقد کیست مسعود فراستی 37F 1995 PN

4_ نقد دینداری و مدرنیسم محمد جواد لاریجانی 3 L4R 5/0 190BP

5_ نقد روشهای تجربی و کمی در جامعه شناسی معاصر 55 W 610 H

6_ نقد تحقیق در تاریخ معاصر ایران حسین ملکی 35M 299 DS

7_ انتقاد شخصی واینگر هندری مهدی الوانی 4W 74 C 637 BF

8_ انتقاد شخصی استوارت سیم 7465 C 637 BF

9_ النقد ضیف شوقی 3N3Z507PJ

10_ نقد کالر جاناتان 6 ن 62/81 PN

11_ نقد فرهنگ اصطلاحات ادبی گری مارتین 7G 5/44RPN

12_ نقددید گاهها¸زندگی و طنزها رهی معیری N5Z285A6565PK

13_ نقد و حقیقت (نقد فرانسه) شیرین دخت 313 FAB 99PN

14_ نقد ادبی بلزی کارترین عباس مخبر 4B810PN

15_ نقد ادبی عبدالحسین زرین کوب جستجو در اصول و روشها و مباحث نقادی با بررسی درتاریخ نقد و انتقادات 3 Z 1 PNA

16_ نقد و انتقادات پوپر بر افلاطون و ارسطو علیرضا صدیقی 4ص94پ/1649B7

17_ نقد ایدئولوژی خسروی کمال 7 ن5 خ/3/823B

18_ نقد برنامه گوته مارکس. گارل 7K35M2760RSHX

19_ نقد فلسفه هوی دیوید گوزنز مراد فرهادپور 24H241BD

20_ نقد و نظریه مارلوزه هربرت رویا منسجم 6M2984M945B 21- 21-نقد و نظریه هولاب رابر بشریه 3H3G22HM

22_ نقد ادبی درشناخت ادبیات وجامعه مقاله نقد و بررسی بهروز تبریزی 3T81DN

23_ نقدو الرجال مصطفی بن حسین تفرشی 32T193028 RBP

24_نقدتاریخ وسیاست درروزگارایدئولوژی ریمون آرون نادرانتخابی

5 E73A1018CT

25_ نقد تفسیری 20مقاله_بارت ، رولان B580PN

علاوه بر کتابهای ذکر شده ،پایان نامه ها را نیز موردبررسی قراردادم بجزکتاب قدرت انتقاد سازنده وایزنگرکه مختصری در مورد انتقاد درون گروهی که در قالب روانشناسی اجتماعی مطرح شده بود . مطالبی در مورد بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان سیاسی اجتماعی ایران وجودداشته باشدنیافتم. این مطلب بیانگربکر بودن موضوع تحقیق می باشد.

روش تحقیق :

تحلیل محتوی

تلاش شده نوع تفکر ، گفتمان و سلطه سیاسی اجتماعی جریانات فکری ایران بر اساس محتوی تیتر و مقالات روز نامه های جمهوری اسلامی بعنوان یکی از نمایندگان نظام سیاسی اجتماعی ایران وکیهان بعنوان یکی از نمایندگان اصولگرایان و روز نامه سلام یا یاس نو بعنوان یکی از نمایندگان اصلاح طلبان تحلیل توصیفی و علیتی شود.

ابتدابرای اینکاردرجدول شماره 5 شاخصهای که به گو یه های مختلف تقسیم می شوند راساختیم واین شاخصها از جوامع ساده به پیچیده کدگذاری شدندو سپس درجدول دیگر

گویه های موردنظررا به شاخصهای مشخص که شامل جوامعه سنتی ،سنتی_ نظم گراینه

،نظم گرایانه،تضاد،تضاد_ عقلانی و عقلانی تقسیم بندی کردیم تا فراوانی نسبی تیترها و مقالات روزنامه های مورد نظر در آنها قرار گیرند.

در مرحله بعد شاخصهای مورد نظر به دو قطب مثبت و منفی تقسیم شده اند

الف_ قطب مثبت شامل شاخصهای که بیانگر تفکر،گفتمان و سلطه عقلانی ، عقلانی _ تضاد وتضاد تیتر ومقالات روز نامه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را می پذیرند و به گفتمان انتقادی از رقیب را اعتقاد ندارند.

ب_ قطب منفی شامل شاخصهای که بیانگر تفکر، گفتمان و سلطه سنتی ، سنتی _ نظم گرایانه ونظم گرایانه،تیتر ومقالات روزنامه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را نمی پذیرند و گفتمان انتقادی از رقیب را دردستورکار خودقرارداده اند برای اینکه مقایسه جدولی انجام دهیم هرکدام ازتیترها ومقالات روزنامه های موردنظرراجداگانه باروش زوجهای مثبت ومنفی مقایسه می کنیم تا

الف_فرضه تحقیق را مورد سنجش قرار دهیم.

ب_ به تحلیل محتوی توصیفی داده های روز نامه مورد نظر دست پیدا کنیم .

ج_ در مورد تیتر مقالات روز نامه های مورد نظر تحلیل علی انجام دهیم.

فرمول Z = dfi ±

z± عبارت است از شدت رقابتی یا انتقادی بودن تفکر،گفتمان و سلطه حاکم بر تیترها و مقالات روز نامه مورد نظر می باشد .

Dfi عبارت است از قدر مطلق مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت که بین منفی و مثبت صد درجه متغیر می باشد.

n- تعداد سطر یا ستون مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت

درجه آزادی _100á±Zá100

نکته آخر اینکه ابتدا داده های جدولی بصورت مقیاس ترتیبی مرتب شده و سپس به مقیاس نسبی تبدیل شده است و تمام شاخصها از شدت یکسانی بر خوردار هستند.

فصل دوم

مفاهیم و اصطلاحات تحقیق

مروری بر تعریف نقد و انتقاد در لغت نامه ها و دایره المعارف

در ادبیات عامه و شفاهی فارسی نقد و انتقاد به صورت مترادف هم مورد استفاده قرار می گیرد . اما از نظر ادبیات کتبی این مفهوم با همدیگر تفاوت اساسی دارند . در این مقوله ابتدا مفهوم انتقاد و سپس مفهوم نقد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

الف_مفهوم انتقاد

انتقاد یک واژه عربی است که در انگلیسی (( critical)) 1 یعنی انتقادی ، انتقاد آمیز، نکوهشگرانه وخرده گیرانه آمده است . درلغت نامه های فارسی انتقاد مفاهیمی مختلف به خود می گیرد از جمله درفرهنگ معین (( انتقاد معادل سره کردن ، نقد گرفتن پول ،

جداکردن خوب ازبدی هاخرده گرفتن،به گزینی مطرح شده) 2 ودرفرهنگ لغت دهخدا انتقاد معادل (( نیست گردانیدن، نابودساختن ، تمامی چیزی را گرفتن ، به تمام چیزی را گرفتن ، استیفاء حق وشیر دوشیدن))3 معنی شده واضافه می شود در لغت نامه دهخدا

(( نهی از منکربه معنی باز داشتن¸منع کردن،انکارکننده،خلاف امر،مترادف کلمه(انتقاد) در ادبیات فارسی است. )) 4

همانطور که ملاحظه می شود انتقاد در تمامی معانی خود به صورت یک فعل امر منفی به کار رفته یعنی تلاش شده به عنوان یک فعل بازدارنده و بر اساس بایدونباید ها حدود و اندازه ها مشخص شود.

بر خوردهای کلامی انتقادی درحوزه روابط سیاسی،اجتماعی هر جامعه معانی خاص خود را دارد به طوری که شیوه انتقاد یکی از عوامل مرز بندی افکار و اندیشه های افراد و گروههای اجتماعی در یک جامعه می شود. که در جای خود در این موارد بحث خواهد شد .

ب_تعریف نقد

نقد نیز همانند انتقاد یک واژه عربی است که در زبان انگلیسی criti.cism)) )) 5 به معنی نقد ، هنر سنجی ،علم و اصول هنر سنجی ،مقاله ها ،خطابه ای انتقادی ،نکوهش ،عیب جویی ،خرده گیری و تنقید آمده است.

امادرلغت نامه های فارسی مفهوم نقدبرخلاف انتقاددرحوزه های وسیع تری بکار رفته از جمله نقدبه معناهای((جدا کردن دینارودرهم،سره ازناسره،بهای مال وغیره به هنگام خرید آن داده شود ،سکه فلزی وپول رایج،زر و سیم سره رایج،نقدکردن مالی را تبدیل به پول نقد و رایج کردن))6

یادرآنچه درحال داده شودخلاف نسیه ،مال حاضروپول حاضروآماده،خلاف نسیه وعده و حواله))7یا در کتب ادبی فارسی بارها از مفهوم نقد در زمینه های مختلف استفاده شده است به طور خلاصه به چند مورد از آنها اشاره می شود .

از او رسید به تو نقد صد هزار درهم

زبنده بودن او چون کشید شاد مال(عنصری)

گوید به نسیه نقد ندهد هر که نیک است اخترش

با زرق نفروشد تنش در دام خوش آرد سرش ( ناصر خسرو)

نسیه نده نقد اگر چند نیز

به خرما بود وعده و نقد خار( ناصرخسرو)

چمن حکایت اردیبهشت می گوید

نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت(حافظ)

چون رفت آن نقد سیمین باز در سنگ

زنقد سیم شود دست جهان تنگ(نظامی)

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

نه هوصومعه داران پی کاری گیرند (حافظ)

هم از آن کس دهش نقد که اودادت

نقد او باید بردنت به بازارش (ناصر خسرو)

امروز با غم فزونترم از دی

وامسال به نقد کمتر از پارم(مسعود سعد)

نقدی که قدر بخشد چه قلب و چه رایج

لفظی که قضا راند چه سلب و چه ایجاب (خاقانی)

شبانگه چو نقدش نیامد به دست

زدلتنگی آمد به کنجی نشست(سعدی)

نقد خود را به کسی مسپار

که پشیمان شوی در آخر کار(اوحدی)

اما می ترسیدم که ازشهوت بر خاستن لذت

نقد را پشت پای زدن کاری دشوار است(کلیله ودمنه)

زآنکه صوفی در دم نقد است مست

لاجرم از کفر و ایمان برترست(مولوی)

چو نقدی را دو کس باشد خریدار

بهای نقد بیش آید پدیدار(نظامی)

هنگام مدح اودل مدحت کنان او

از بیم نقد اوبه هراسد ز شاعری(فرخی)

ما و شما را به نقد بی خودی در خور است

زآنکه نگنجد در او هستی ما و شما (نظامی)

دامن او به دست من روز قیامت افتد

عمر بنقد میرود در سر گفتگوی او (سعدی)

طبع که با عقل به دلالگی است

منتظر نقد چهل سالگی است (نظامی)

نقد حال خویش را گر پی بریم

هم زدنیا هم ز عقبی بر خوریم(مولوی)

دین سره نقدی است به شیطان مده

باده فغفور به سگبان مده (نظامی)

یک ذره غم تو خوشتر آید

از نقد حضور غمگساران(عطار)

دگر نقد شاهانه آنجا نیافت

ستوران رها کرد و آنجا شتافت(نظامی)

بزرگان که نقد صفا داشتند

چنین خرقه زیر قبا داشتند(سعدی)

نقد صوفی همه صافی بی غش باشد

ای بسا خرقه که موجب آتش

اضافه می شود در لغت نامه دهخدا ( معادل نقد را مفهوم امر به معروف را به کاربرد که اشاره به امر کردن به نیکویی است یادرتعابیرمردم فرمان دادن وتوجیه کردن مردم به نیکی است که سعدی می گوید.

مرا امر معرف دامن گرفت فضول آتشی گشت در من گرفت ) 8

ج_تفاوت نقد و انتقاد در لغت نامه های فارسی

نکاتی که ازاین تعاریف به دست می آید:

1_ نقددریک حوزه وسیع ازاقتصاد،سیاست،کلام،عرفان، نقدحال و... به کار رفته ولی از مفهوم انتقاد به صورت آشکار مستقیم کمتر استفاده شده

2_ نکته اینکه انتقاد بیشتربایک فعل بکار رفته درحالی که نقد ازیک گفتمان نرمتری و وسیع تربرخوردار بوده بیشتر به صورت تفسیری و یا امر به نیکویی بوده است.

3_ بر خلاف ادبیات شفاهی و محاوره ای ،امروزی تفاوت در ادبیات کتبی مفهام نقد و انتقادازنظرمکانی ،زمانی،فضا،دستوری و... به وضوح مشاهده می شود .

4_ با اینکه بین مفهام نقدوانتقاد تفاوت اساسی مشاهده می شود ولی این تفاوتها از نظر کارکردی ، ساختاری و حتی تضادها به صورت مکانیکی یا همان سنتی پرداخته شده.

5_نکته آخر اینکه در این رساله تلاش خواهد شد نقد و انتقاد با تعریف و تقسیم بندی مشخص علمی که بتواند از نظرکارکرد ، ساختار ، تضاد ،نظم اجتماعی موردمطالعه قرار گیرد.


بهزیستی وخدمات توانبخشی

منابع علمی عدیده ای گزارش داده اند که بیماریها و مشکلات روانی در بین همه انواع بیماریها و امراض بار عاطفی، اقتصادی، خستگی، روانی و جسمانی و فرسودگی زیادی را بر مراقبان چه خانواده و چه کارکنان مراکز ارائه دهنده خدمات درمانی و توانبخشی تحمیل می کنند، پذیرش این بار شاید تا حدی برای خانواده که جگر گوشه اش به یکی از بیماریهای روانی مبتلا شده است، توجیه
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 109 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 79
بهزیستی وخدمات توانبخشی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

پیشگفتار

منابع علمی عدیده ای گزارش داده اند که بیماریها و مشکلات روانی در بین همه انواع بیماریها و امراض بار عاطفی، اقتصادی، خستگی، روانی و جسمانی و فرسودگی زیادی را بر مراقبان چه خانواده و چه کارکنان مراکز ارائه دهنده خدمات درمانی و توانبخشی تحمیل می کنند، پذیرش این بار شاید تا حدی برای خانواده که جگر گوشه اش به یکی از بیماریهای روانی مبتلا شده است، توجیه پذیر باشد، ولی درباره کارکنان مرکز خدمات سلامت روان چنین موضوعی را به مصداق آن شمع تمثیل گونه که خود آب می شود تا روشنی بخش حیات دیگران باشد جز با واژه هایی چون فداکاری و ازخودگذشتگی نمی توان وصف کرد.

سالها پیش وقتی از خانه هایمان قدم به کوچه و خیابان می گذاشتیم بیمارانی را می دیدیم ژولیده، آشفته و نامرتب و با انواع و اقسام زخمها که زیر لب با خود سخنی می گفتند یا در خودمانده بودند و یا گاه با خشم بردیگری می خروشیدند. با دیدن این تصویر که کم هم رویت نمی شد. عذاب وجدان گریبان مان را می گرفت و با خود یا با دیگران لب به نجوا و اعتراض می گشودیم که چرا کسی نیست تا به اینان کمک کند، دستگیر آنان باشد، مرهمی بر زخمهایشان بگذارد.

اینک چندسالی است که شاهد تحولی در این زمینه هستیم. سازمان بهزیستی بعنوان متولی درجه اول امور توانبخشی کشور موظف شد تا بیماران روانی مزمن را سازمان بخشی کند و مقرر شد تا با همکاری بخش غیردولتی صورت گیرد.

بهزیستی:

عبارت است از مجموعه متشکلی از تدابیر، خدمات و فعالیتها و حمایت های غیربیمه ای که به منظور بسط رحمت اسلامی جامعه و حفظ ارزش ها و کرامات والای انسانی تکیه بر مشارکت های مردم و همکاری های نزدیک سازمان های ذیربط در جهت گسترش خدمات توانبخشی، حمایتی، بازپروری، و پیشگیری از معلولیت ها و آسیب های اجتماعی و کمک به تأمین حداقل نیازهای اساسی گروههای کم بهره اقدام نمایند.

خدمات توانبخشی:

توان بخشی عبارتست از مجموعه ای از اقدامات پزشکی، آموزشی، حرفه ای و اجتماعی که موجبات استقلال نسبی افراد ناتوان و معلولین را در جامعه فراهم نموده و سبب بازگشت و الحاق مجرد آنان به جامعه و استفاده یکسان از فرصت های مختلف اجتماعی، آموزشی و اقتصادی در مقایسه با افراد سالم می گردد.

معلولین روانی:

شامل کلیه مبتلایان به بیماریهای مزمن روانی بوده، به نحوی که حالت ایجاد شده در زندگی فردی و اجتماعی شخص تأثیر گذاشته و وی را ناتوان می سازد. مهمترین بیماریهای این مقوله شامل اسکیزوفرنی، اختلالات خلقی (مثل افسردگی و ترس مرضی)، هیستری، وسواس و اختلالات پسیکوپاتیک می باشد.

درحال حاضر بیش از 130 مرکز غیردولتی درمان و توانبخشی بیماران روانی مزمن در استانهای مختلف کشور مشغول به فعالیت می باشند.

مدتی است که ما به اصطلاح آدم های سالم دیگر کمتر دچار عذاب وجدان در این باره می شویم چرا که هستند مراکزی و کسانی تا به تیمار این عزیزان بیمار بپردازیم و کسانی که با شکیبایی و بردباری زاید الوصف، انرژی زیادی مصروف مراقبت و ارائه خدمات به بیماران روانی مزمن می کنند.

باران مهر نیز نمونه ای از مراکز نگهداری غیردولتی است.

که با ارائه خدمات روانپزشکی، پزشکی، روان پرستاری، روان شناسی، کاردرمانی، تمام وقت در اختیار شما عزیزان می باشد.

مقدمه

بهره وری مقولة جدیدی نیست، قدمت نوشته های راجع به آن به سال های 400 قبل از میلاد مسیح برمی گردد با یک نگرش دقیق تر متوجه می شویم، قدمت نوشته های راجع به بهره وری شاید به زمان شروع زندگی انسان در زمین برمی گردد. کوششها و فعالیت های مختلف انسان همواره بر آن بوده است که حداکثر نتیجه را از حداقل منابع و تلاش ها بدست آورد. شاید بتوانیم این تمایل را که حتی در زندگی انسان های بدوی به نوعی دیده می شود بهره وری بنامیم. در بینش مدیریت علمی با بنیانگذاری فردریک تیلور فردگرایی سازمانی یا رفتار عقلانی سازمان مترادف با بهره وری و استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود به منظور نیل به اهداف تعیین شده معنی شده است. از این نوشته و تعریف پیداست که طرفداران مدیریت علمی به عنوان بنیان گذاران مکتب علمی نیاز به علم خاصی برای افزایش بهره وری و کارایی را احساس نموده و مدیریت علمی را پی ریزی نمودند.

بهره وری مفهومی است جامع و کامل که افزایش آن به عنوان یک ضرورت جهت ارتقاء سطح زندگی و رفاه بیشتر تا آرامش و آسایش انسان ها که هدف اساسی برای همة انسان ها می شود.همواره مدنظر دست اندرکاران اقتصاد و سیاست و دولتمردان بوده است. (گلابیان، 80-89).

واژة بهره وری توسط دانشمندان علم اقتصاد و طرفداران مکتب مرکانیلیسم (سوداگری) وارد علم اقتصاد شده است. شاید به طور رسمی و جدی نخستین بار لغت بهره وری در مقاله ای توسط فردی به نام «گوئینزی» در سال 1766 میلادی ظاهر شد. بعد از بیش از یک قرن یعنی در سال 1883 آن طور که فرهنگ لغت شناسی لاروس بیان می کند، فردی به اسم «لیتر» بهره وری را بدین گونه تعریف کرد:

«قدرت و توانایی تولید کردن» که در این جا اشتیاق به تولید را بیان می کند.

از قدم های علم مدیریت از «آدام اسمیت» (تحلیل گر روابط بین انسان و تقسیم کار) و «کارل مارکس» (ارائه دهنده نظریة ارزش نیروی کار) را می توان نام برد که هر دو در ارائه جامع مفهوم بهره وری در جهان نقش بسزایی دارند.(گلابیان، 80-79).

مارکس معتقد بود در راه قرار گرفتن در مسیر پیشرفت فنی گرایش بسیار شدید به افزایش سریع تعداد ماشین آلات و دیگر ابزار نسبت به تعداد کارگر وجود دارد و به همین مناسبت سرمایه داران در مددجویی از شگردهای نو که بهره وری فردی کار را ارتقا می بخشد، نیازمند ذخایر هنگفتی از سرمایه می باشند و باز عنوان می نماید که ارتقاء بهره وری نیروی کار اساسی ترین طریقی است که سرمایه داران می کوشند به مدد آن ارزش اضافی یا مازاد هر چه بیشتر افزایش دهند. (دلیریان، 80) .

از اوایل قرن بیستم اقتصاددانان واژه مفهوم کاملاً مشخص ذیل را ارائه دادند، «رابطة قابل سنجش بین تولید و عوامل کار».(گلابیان، 80-79).

در اوایل قرن بیستم این واژه مفهوم دقیق تری به عنوان رابطه بازده (ستانده) و عوامل و مسائل به کار رفته برای تولید آن بازده بدست آورد. فردی بنام ارلی در سال 1900 بهره وری را رابطة بین بازده و وسایل به کاررفته برای تولید آن بازده عنوان کرد.

تیلور با بررسی و تجاربی که کسب کرده بود در صدد بهبود بخشیدن به فعالیت های کارگاههای صنعتی براساس پیروی از روش مدیریت علمی بود. مدیریت علمی او شامل دو عنصر اساسی است، یکی کشف بهترین طریقه انجام دادن هر عمل در زمان مشخص و لازم و با استفاده از بهترین ابزار لازم و دوم تقسیم کار بین مدیران و کارکنان. به عقیدة تیلور کشف بهترین راه انجام عملیات، تهیه ابزارو روش های انجام کار و تعیین زمان و مکان مناسب و صدور دستور به عهدة مدیران است و فایده این کار و پیروی از آن را در افزایش سطح تولید (بهره وری) و جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه می دانست.

- استیرفیلد: بهره وری را نسبت بازده سیستم تولیدی به مقداری که از یک یا چند عامل تولید به کار گرفته شده است تعریف می کند.

(NIPO) سازمان بهره وری ملی ایران: براساس تعریف این سازمان بهره وری یک فرهنگ است، یک نگرش عقلانی به کار و زندگی است که هدف آن هوشمند کردن فعالیت ها برای زندگی بهتر است. (گلابیان ، 80-79).

(EAP) آژانس بهره وری اروپا: این سازمان می گوید بهره وری درجة استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید است. بهره وری در درجة اول یک دیدگاه فکری است که همواره سعی دارد آن چه را که در حال حاضر موجود است بهبود بخشد. بهره وری مبتنی بر این قاعده است که انسان می تواند وظایف و کارهای خود را در هر روز بهتر از روز قبل انجام بدهد. ارتقاء سطح بهره وری مستلزم آن است که بطور پیوسته تلاش هایی در راه انطباق فعالیت های اقتصادی با شرایط دائماً در حال تغییر و همچنین تلاش هایی برای به کارگیری نظریه ها به روش جدید انجام گیرد. بهره وری ایمان راسخ انسان ها به پیشرفت است.

تاریخچه مرکز توانبخشی باران مهر

در سال 1384 مرکز توانبخشی باران مهر شروع به کاردرمانی کرده است. در ابتدای کار این مرکز درمانی با 13 نفر پرسنل در حوزه درمان، مراقبت از بیماران و کلیه فعالیتهای درمانی خویش را آغاز کرده است. مرکز توانبخشی باران مهر فعالیتهای درمانی خود را به منظور درمان بیماران روانی مزمن و بهبودی بیماران با خدمات روانپزشکی، پزشکی، روان پرستاری، روان شناسی، کاردرمانی، تمام وقت کار خود را شروع کرده است. این مرکز بر اساس مجوز صادره از سازمان بهزیستی استان تهران در حیطة کاملاً خصوصی تأسیس شده است.

ظرفیت پذیرش بیماران در مرکز توانبخشی باران مهر

ظرفیت مرکز 50 نفر ظرفیت آزاد موجود 8 نفر

ظرفیت رایانه ای 40 نفر ظرفیت رایانه موجود 40نفر

ظرفیت آزاد 10 نفر کارتن خواب 2 نفر

بیماران مرکز توانبخشی باران مهر دارای بیمارهای روانی از قبیل اسکیزوفرنی، افسردگی، روان پریشی، اختلال وسواس و سایر بیماریهای اعصاب و روان که موجب بروز اختلال در آن ها شده، شامل می شود. کارکنان این مرکز هر کدام لباس کار مخصوص به خود را می پوشند. مراقبین لباس آبی رنگ (روپوش مانند)، خدمه لباس طوسی رنگ، مدیرعامل لباس رسمی و پزشکان هم لباس مخصوص به خود را می پوشند. این مرکز توانبخشی در سال 1384 به صورت استیجاری توسط صاحب امتیاز جناب آقای دکتر مجید بهروزنیا فعالیتهای درمانی خود را شروع کرده و در سال 1385 توسط همین صاحب امتیاز خریداری شد و تعداد پرسنل به 20 نفر رسید.

فعالیتهای اجرایی مورد نظر در مرکز توانبخشی باران مهر:

فعالیت های لازم براساس آیین نامه سازمان بهزیستی استان تهران در حوزة نگهداری و درمان بیماران روانی مزمن آقایان می باشد و با ارائه خدمات روانپزشکی، پزشکی، روان پرستاری، روان شناسی، کار درمانی کمک به بهبودی بیماران می نماید. همچنین آموزش به مددجویان جهت مهارت های زندگی، حرفه آموزی، تقویت اعتماد به نفس و رفع اضطراب از فعالیتهای مهم در این مرکز محسوب می شود به دلیل آنکه مددجو با روحیه ای قوی و اعتماد به نفس بالا و عاری از هرگونه ترس و تنش و اضطرابی شروع به فعالیت نماید و همین امر موجب جلب اعتماد از سوی دیگران بخصوص بیماران می شود و در ضمن یک رابطه دوستانه و صمیمی بین مددجو و بیمار ایجاد می شود و بیمار خیلی راحتر می تواند مشکل خود را بیان کند و از مددجو کمک بخواهد.

1- استفاده از تست Gaf برای نمره گذاری میزان توهم و هذیان موجود در بیماران روانی مزمن از سوی روانشناس بالینی صورت می گیرد و نتیجه آن به پزشک معالج داده می شود برای تجویز دار. البته قابل ذکر است که این تست قبل از پذیرش هر بیمار، توسط روانشناس بالینی گرفته می شود و بعد بیمار پذیرش می شود و 2 هفته بعد از استفاده از داروهای تجویز شده از سوی پزشک معالج دوباره این تست توسط روانشناس بالینی از بیمار گرفته می شود برای آگاهی از این مطلب که آیا بعد از دارو درمانی از میزان توهمات بیمار کاسته شده یا نه و اگر این میزان کم نشده بود داروی دیگری تجویز می شود.

2- استفاده از فرم مشاهده رفتاری و ثبت کلیه رفتارهای مشاهده شده در طول دوره درمان بیماران از سوی روانشناس بالینی صورت می گیرد و نتیجه آن به پزشک معالج داده می شود.

3- رفتاردرمانی هم از سوی روانشناس بالینی در مورد بیمارانی که به هیچ وجه نظافت شخصی خود را رعایت نمی کنند و خیلی بی اعتنا هستند نسبت به انجام کارهای شخصی خود و توضیحاتی از سوی روانشناس بالینی به بیماران داده می شود که چگونه لباس بپوشند، چگونه صحبت بکنند و با دیگران برخورد کنند، چگونه نظافت شخصی خود را رعایت کنند، و این که انجام این کارها به نحو احسنت چه محاسنی برای بیماران دارد و در روحیة آن ها تأثیر بسزایی می گذارد.

4- مهارتهای زندگی بر روی بیمارانی که از هوش و استعداد بالایی برخوردارند و تحصیلاتی داشته اند و از درک و فهم بالایی برخوردار هستند.

5- گروه درمانی هم از جمله فعالیتهای مورد نظر می باشد که از سوی روانشناس بالینی بر روی بیماران اجرا می شود. در گروه درمانی بیماران بر طبق معیار عقلی، هوشی، استعداد و درک و فهم به چند گروه تقسیم می شوند و روی موضوعی صحبت می کنند و از فواید و مضرات مثلاً استفاده از سیگار یا مواد مخدر صحبت می کنند.

6- کار درمانی: بیماران در اتاق کاردرمانی از هوش، استعداد و خلاقیت هنری خود استفاده می کنند دست به ساخت کارهای دستی می زنند مثلاً ساخت تابلو با گل های خشک یا جعبه های کادویی و یا نقاشی و تزئین بر روی کوزه های گلی، ....

البته قابل ذکر است که کارهای دستی بیماران مرکز توانبخشی باران مهر در سال 1386 در یکی ازغرفه های نمایشگاه شیرخوارگاه آمنه در جشن رمضان به نمایش گذاشته شد و نتیجة خوبی هم داد و مردم بسیار استقبال کردند.

7- تفریح درمانی: ایجاد شادی و نشاط در روحیه بیماران بسیار الزامی است، لذا با تأیید سازمان بهزیستی و اجازه از سوی مدیر و مسئول بخش بیماران را به پارکها و فضاهای سبز در اطراف شهر می برند و چند ساعتی را در آن جا به تفریح، ورزش، ... می گذرانند.

8- ورزش های صبحگاهی: هر روز بیماران ساعات بین 30/6-6 نرمش می کنند و ورزش های صبحگاهی را همراه با مسئول بخش یا هر شخصی که این مسئولیت به آن واگذار شده انجام می دهند و خیلی خوب همکاری می کنند و بعدازظهرها ساعت 15-4 وارد سالن ورزشی می شوند و به صورت اختیاری بازی های مختلف چون فوتبال دستی، پینگ پونگ، گل کوچک، فوتبال و سایر ورزش های ساده را انجام می دهند و سرگرم می شوند.

مقررات مرکز توانبخشی باران مهر

مدت زمان کاری پرسنل مرکز توانبخشی و همچنین کارکنان خدماتی این مرکز بطور متوسط 12 ساعت در روز می باشد ولی ساعت کاری مراقبین در مرکز توانبخشی باران مهر به صورت شیفتی (24 ساعت شیفت کاری و 48 ساعت استراحت) می باشد و در هر شیفت 2 مراقب برای نگهداری از بیماران گذاشته می شود. ساعت ورود کارکنان مرکز توانبخشی باران مهر در طول هفته 8 صبح و ساعت خروج آن ها 8 عصر می باشد. و کارکنان باید تا پایان ساعت کاری خود حتی اگر کارشان هم تمام شده در مرکز بمانند و حق خروج از مرکز را تا زمان اتمام ساعت کاری خود ندارند. ساعت استراحت کارکنان 1 - 12 می باشد که در عرض این یک ساعت باید کارهای شخصی خود را به اتمام برسانند. برای گرفتن مرخصی باید از قبل فرم مرخصی گرفته و پرکرده و به مسئول قسمت مربوطه تحویل بدهند و همچنین مرخصی های ساعتی و نیمروزی خود را باید از یک روز قبل اطلاع دهند.

مدت مرخصی در طول مدت سال نمی تواند بیش از 30 روز باشد.


میزان تحصیلات کارکنان مرکز توانبخشی باران مهر

مرکز توانبخشی باران مهر دارای 20 نفر پرسنل است. بطوریکه:

مراقبین دیپلم

کارگران خدمه زیردیپلم

مدیرعامل کارشناسی مدیریت دولتی

کاردرمان کارشناسی کاردرمانی

مشاور کارشناسی روانشناسی بالینی

حسابدار کارشناس حسابداری

پرستار کارشناسی پرستاری

نگهبان زیر دیپلم

روانپزشک متخصص اعصاب و روان

پزشک عمومی متخصص داخلی

آشنایی کلی با مکان

مرکز توانبخشی باران مهر واقع در شهریار، به سمت ملارد، شهرک جعفریه، کوچه یازدهم غربی، پلاک 5 می باشد و مساحت این مرکز تقریباً 1000 متر است با 550 متر زیربنا و حدود 3 سال از شروع کار آن می گذرد. این مرکز توانبخشی دارای چندین اتاق است که عبارتند از:

اتاق کاردرمانی، استیشن پرستاری، استراحت، معاینه پزشکی(ویزیت)، انبار دارویی، مدیریت و چند اتاق برای بیماران در نظر گرفته شده است.

ارگونومی محیط کار

انسان در محیط کارخود همیشه تحت تأثیر عوامل زیان آور مختلفی است که همه آن ها باعث خستگی، فرسودگی و تحلیل زودرس و در نگاهی اقتصادی تر باعث از بین رفتن وقت و افزایش هزینه های معمولی او می گردد. وظیفه کارفرما و متخصصین امر تعادل بین انسان و محیط کار او در نهایت بهینه سازی فضای کار است علاوه بر عوامل محیط کار ممکن است سایر اشکال وجود داشته باشد که در کارکنان عدم رضایت و ناکامی ایجاد کند. در جهان امروز بسیاری از کارکنان ناچارند خود را با شرایطی نامناسب که محیط و ابزار نامناسب؛ مورد استفاده بر آن ها تحمیل می کند منطبق و مناسب سازند و با محدودیت های ایجاد شده به گونه ای کنار آید. پیامد چنین مصالحه ای می تواند بسیار بوده و بر زندگی فرد تندرستی و ایمنی بهره آوری وی اثر نامطلوب داشته باشد در چنین وضعی انسان از نظر جسمانی یا روانی بلوغ کار یا تجهیزاتی که بکار می برد و یا از محیطی که در آن زندگی یا کار می کند تناسبی ندارد.

از سوی دیگر زمانی که کار با مسئولیت محوله نیازمند توانایی روانی قدرت تفکر و ضریب هوشی چندانی نیست بکارگیری فردی با توانمندی ذهنی و روانی بالا می تواند مشکل آفرین باشد چنین فردی در هنگام انجام وظیفه هیچگاه فرصت استفاده از قدرت آفرینش و استعداد خدادادی خود را نمی یابد و همواره از یکنواختی کار شکایت می کند.

بر خلاف توان بسیار بالای خود هرگز مایل نیست بر انجام مطلوبتر کار، کوشش بیشتر به خرج دهد این وضعیت فشار روانی و سرانجام کاهش بهره وری را خواهد شد.

مرکز توانبخشی باران مهر برای جلوگیری از آسیب روانی به کارکنان در طول روز یک ساعتی استراحت برای آن ها در نظر گرفته است و در تمامی بخش ها و اتاق های ذکر شده کپسول آتش نشانی موجود است و همچنین دستگاه تهویه هوا در هر اتاق و در هر بخش نصب شده است و همچنین سیستم گرمایی در فصل زمستان و سیستم سرمایی در فصل تابستان را دارا می باشد و بخش های درمانی از نظر نور وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد.

...... این مرکز کاملاً به صورت استاندارد بنا نهاده شده است و با همت مدیریت این مرکز و همچنین حمایت های مالی از سوی صاحب امتیاز در یک سال اخیر معایب مورد نظر از لحاظ ارگونومی کاملاً برطرف شده است.

برای کارگران و پرسنل مرکز سرویس های بهداشتی در داخل سالن ورودی گذاشته شده است سرویس بهداشتی بیماران جدای از کارگران و دیگر پرسنل مرکز می باشد.

این مرکز تقریباً از نظر ارگونومی وضعیتی مطلوب را داراست.

از نظر رطوبت هیچ گزارشی نشده است.

و تمامی مراقبین این مرکز و کارگران خدمه آقا هستند به غیر از دو آشپز که خانم هستند و دارای پروانه بهداشت از سازمان بهزیستی می باشند و روانشناس مربوط به کاردرمانی و مشاوره با بیماران خانمی دارنده لیسانس بالینی می باشد. بطوری که در این مرکز توانبخشی فقط 2 نفر خانم هستند به عنوان آشپز که مدرک زیر دیپلم دارند و تمامی کارکنان، مراقبین و کارگران خدمه قراردادی و هر شش ماه یکبار قرارداد آن ها تمدید می شود و مراقبین دارای مدرک دیپلم و خدمه دارای مدرک زیر دیپلم می باشند.

به دلیل فضای محدود و نظارت بیش از اندازه بر روی مرکز درمانی مورد نظر، هر نوع ایرادی که دیده شود با کمک مدیرعامل و حمایتهای مالی از سوی صاحب امتیاز خیلی زود برطرف می شود و بسیار رسیدگی می شود تا اشکالی در سایر بخش ها ایجاد نشود و با نارضایتی کارکنان روبرو نشوند.

روشنایی

منطق عمومی حاکی از این است که کیفیت کار در فقدان نور کافی لطمه خواهد خورد وقتی فرد در معرض متوالی نور کم، هنگام مطالعه و غیره .... بینایی فرد لطمه خورده و دچار آسیب خواهد گردید و یا تحقیقات نشان می دهند که انجام کارهای مستلزم ظرافت در نور ناکافی منبع پریشانی است.

تابش شدید نور، لامپ های کم نور، فقدان روشنایی طبیعی در عملکرد شغلی آثار منفی دارند (ناو، 1984، ساتن و رافلی ، 1987). [1]

شدت و میزان نور(روشنایی) مهم ترین عامل عمومی است که با روشنایی پیوسته است. میزان شدت نور با ماهیت کار و سن کارگران متغیر است. کارمندان مسن تر نسبت به کارمندان جوان تر به نور بیشتری نیاز دارند. و برخی مشاغل به دریافت نور بیشتری نیاز دارند مانند مونتاژ قطعات الکترونیکی از جمله این مشاغل هستند. عامل مهم دیگر در روشنایی، توزیع نور در محیط کار است. مطلوب است که روشنایی بطور یکنواخت در میدان دید منتشر گردد. روشنایی بیش از حد محیط کار به دلیل گرایش حرکت چشم به سوی نور منجر به خستگی آن خواهد گردید.

روشنایی زیاد منجر به کاهش کارایی بینایی شده و به خشکی چشم کمک کند.

روشنایی زیاد در زمانی کمتر از 20 دقیقه منجر به افزایش خطا در کارهای دقیق می گردد. همچنین ممکن است منجر به تیره و تار شدن بینایی گردد که شما ممکن است هنگام رانندگی در شب و مواجه شدن با خودرویی با نور بالا دچار آسیب گردید.

روشنایی یکنواخت محیط کار را می توان از طریق روشنایی غیرمستقیم فراهم نمود. و به این ترتیب هیچ روشنایی بطور مستقیم با چشم ها برخورد نمی کند. در برابر، روشنایی مستقیم بوسیله تعبیه لامپ هایی در سقف برای روشن کردن مکان های خاص عاملی برای روشنایی مکان هاست.

روانشناسان صنعتی و سازمانی به ترکیبی روان شناختی از نور طبیعی و مصنوعی تأکید دارند. افرادی که در محیط های کار بی پنجره کار می کنند، میل شدید به داشتن پنجره دارند و به رغم آن که نور مصنوعی موجود در محیط کار کافی است. بیشتر کارکنان متمایل به تماشای منظر بیرون اند و معتقدند که نور طبیعی نسبت به نور مصنوعی برای چشم ها بهتر است. مردم همچنین نیاز فیزیولوژیک به مقداری نور طبیعی دارند.

چشم همان قدر که عضو خارق العاده و شگفت انگیزی است، به همان اندازه نیز ظریف و بی پناه و آسیب پذیر می باشد، بنابراین در هنگام کار یا هر جای دیگر باید از آن محافظت نمود. ناراحتی های چشمی اکثراً در ساعات اتفاق افتاده و ناشی از علل گوناگون می باشد. این صدمات ممکن است ناشی از ازدیاد نور، کمبود نور، پرتاب ذرات سمی، اشعه ایکس و سایر تشعشعات یونیزان و حرارت باشد.

خوشبختانه کلیه اتاق های موجود در طبقه دوم که شامل اتاق مدیریت، استیشن پرستاری، انبار دارویی اتاق های مربوط به بیماران و سالن استراحت طوری طراحی شده است که نور از همه طرف به آن وارد می شود و کلیه اتاق ها آفتابگیر و کاملاً روشن است. اما اتاق های کاردرمانی و معاینه پزشکی و سالن غذاخوری که در طبقه اول این مرکز واقع شده است به دلیل عدم وجود نور کافی چندان مناسب نیست اما در حال حاضر اقدام به ساخت این اتاق ها با شرایطی کاملاً مطلوب و استاندارد در قسمتی از ساختمان می باشند.

صــدا

سروصدا یک علت شکایات زندگی مدرن است. در خانه، خیابان، مغازه ها و اداره ها و کارخانه های صنعتی و ... همه از آلودگی صوتی رنج می بریم. سروصدا برای ما تحریک پذیری، عصبی بودن، خواب زدگی و آثار فیزیولوژیکی مانند کاهش شنوایی به همراه دارد.

واحد اصلی اندازه گیری صوتی «دسیبل» (db) است که مقیاس های فنی فشارهای روانی صوتی را اندازه گیری می کند. از بعد روان شناسی دیسبل عبارت از اندازه گیری شدت ذهنی یا درک شده صداست، سطوح بلند صدا شنوایی را تهدید می کند.

روانشناسان می گویند که سروصدا می تواند سلامت روانی فرد را دچار آسیب کند و ایجاد فشار روانی (استرس) بنماید. طی بررسی های انجام گرفته آنان دریافتند که کارکنانی که در محیط های پرسروصدا مشغول به کارند بیشتر مبتلا به پرخاشگری، بی اعتمادی و تحریک پذیری می شوند تا کارگرانی که در مکان های ارام کار می کنند.(دونرستاین و ویلسون 1976).

تحقیقات نشان داده است که افرادی که در معرض صدا با دامنه 95 تا 110 دسیبل قرار می گیرند دچار فرسودگی عروق خون، تغییرات ضربان قلب و گشاد شدن مردمک چشم می شوند. (برسن 1979)

سروصدا آسیب های روانی بسیاری بر روی کارکنان و همچنین بیماران که وضعیت روحی نامساعدی دارند می گذارد. همچنین وجود سروصدای زیاد در داخل بخش موجب بی توجهی مراقبین به بیماران می شود و ممکن است خطراتی را برای بیماران مثل ضربه زدن و کتک زدن به هم به دنبال داشته باشد.

بسیاری از مشاغل کارکنان را دچار آسیب شنوایی می کند که سالیانه میلیاردها دلار هزینه دربردارد.

همه صداها آزاردهنده نیستند. اکثر ما قادر به سازگاری با صدای مداوم و همیشگی هستیم. در صورتی که سروصدای محیط کار در حدی باشد که باعث مختل شدن مکالمه عادی بین دو نفر گردد و بالاتر از حد مجاز بوده و کارگران باید از گوشی جهت محافظت سیستم شنوایی استفاده کنند. صدای متناوب و غیرمنظم بیشتر ایجاد آشفتگی می کند. وقتی صدای چرخش پنکه یا تهویه هوا در محیط منتشر می شود از همان ابتدا به آشفتگی منجر می شود به این دلیل است که در مقابل یک آرامش نسبی پیشین قرار گرفته است.

سر و صدا در اتاق های مدیریت، ویزیت (معاینه پزشکی)، مشاوره، کاردرمانی بسیار کم است چرا که سکوت و ایجاد آرامش از جمله فاکتورهای بسیار مهم محسوب می شود به خصوص در این مرکز درمانی و در کل سروصدا در بخش های درمانی بسیار کمتر از سایر بخش هاست به این دلیل که بخش های درمانی مجزا از سایر بخش هاست.

رنـــگ

ادعاهای اغراق آمیزی دربارة مزایای استفاده از رنگ برای خانه ها، ادارات و کارخانجات و مراکز درمانی ابراز شده گفته اند که رنگ های خاص باعث افزایش عملکرد، کاهش تصادفات و افزایش روحیه کارکنان می گردد. مقالات موجود در محلات حاکی از این است که رنگ ها بر شخصیت ما تأثیر می گذارد و می توانند روند زندگی ما را تغییر دهند. قاعده مناسبی برای استفاده از رنگ در محیط کار وجود دارد. رنگ می تواند در فراهم نمودن محیط کار با نشاط نقش داشته باشد و به همین جهت به سلامت فرد کمک می نماید. در کارخانجات، مؤسسات، مراکز درمانی رنگ های مختلف به منظورهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد.

روانشناسان صنعتی و سازمانی می گویند که استفاده از رنگ به دلیل خواص انعکاسی متفاوت از چشم جلوگیری می کند. یک دیوار با رنگ سفید روشنایی بیشتری را نسبت به رنگ تیره باز می تاباند. در رنگ آمیزی محیطی مرکز توانبخشی باران مهر از رنگ طوسی خیلی روشن و آبی (بیشتر برای رنگ پنجره ها و حفاظ پنجره ها) استفاده شده است برای درب ورودی از رنگهای آبی و کرم و دیوارهای حیاط مرکز توانبخشی باران مهر رنگ کرم استفاده شده است و کلیه حفاظهای اطراف حیاط و به خصوص پنجره ها و درب ورودی سالن آبی رنگ می باشد. و در اتاق مدیر از چند تابلو و مناظر طبیعی نصب گردیده است و همچنین 3 قفسه برای گذاشتن مدارک موجود در نظر گرفته شده است و روی برد در اتاق مدیریت کلیه فعالیت های درمانی بیماران که توسط پزشکان صورت گرفته شامل کاردرمانی، گروه درمانی، تفریح، ورزشی به نمایش گذاشته شده و با توضیحی مختصر شرح داده شده است. لیست اموال موجود در دفتر مدیر بر روی برد زده شده که شامل گاو صندوق، رخت آویز، میز مدیریت، صندلی (به تعداد)، دراور فایل 4 کشویه، فایل کوچک تلفن فلکس، ماشین حساب، منگنه، بخاری گازسوز، پرده رول دراپه، تابلوی اعلانات ـ ساعت دیواری، میز مهمان، دستگاه کامپیوتر و ... می باشد. و در بخش دیگری از این اتاق کلیه جوازهای صادر شده از سوی سازمان بهزیستی و لیست پذیرش و ظرفیت بیماران بر روی دیوار نصب شده است.

درجه حرارت و رطوبت

همة ما از تأثیر دما و رطوبت در روحیه، کارایی و سلامت جسمانی افراد آگاهیم. بعضی از ما در آب و هوای سرد خوشحال و بانشاط ایم، درحالی که عده ای دیگر هوای گرم را ترجیح می دهند. بعضی در روزهای بارانی افسرده می شوند در حالی که بعضی این روزها را ترجیح می دهند.

اکثر ما در مکان هایی که دمای هوا و رطوبت تنظیم شده است به سهولت به فعالیت می پردازیم اما کارکنانی هستند که در کابین کشتی و صنایع با حداکثر دما کار می کنند. دمای کاملاً یکسان می تواند قابل تحمل و یا غیرقابل تحمل باشد که بستگی به میزان رطوبت دارد.

تحقیقات نشان می دهد که دمای حداکثر 60 درجه سانتی گراد با کمترین سطح رطوبت 10 درصد قابل تحمل است ولی اگر درجه رطوبت به 80 درصد رسید دیگر غیرقابل تحمل می شود. شرایط اب و هوایی ناراحت کننده ای روی کیفیت و کمیت فعالیت جسمی اثر می گذارد.

انگیزه همچنین یک عامل نشان می دهد که کارکنان با انگیزه بسیار در دمای بسیار بالا در مقایسه با کارکنانی که انگیزه پایین دارند قادر به تولید اند. تجهیزات اداری خودکار در درجه حرارت و رطوبت محل تأثیر دارد.

اولین واکنش انسان به گرما احساس ناراحتی است افراد شاغل در مواجهه با گرما واکنش نشان می دهند که شامل کاهش کارایی، گرمازدگی[2]، بی حالی به علت حرارت انقباض های عضلانی، خستگی مزمن، اختلالات روانی ـ عصبی و ... است. باید حتی المقدور سعی کرد تا جریان هوا در محیط کار برقرار گردد، چرا که جریان هوا و تعریق دو عاملی هستند که باعث می شوند کارگر احساس خنکی نماید. برای برقراری جریان هوا می توان با کمک وسایلی مانند پنکه ها و هواکش ها رطوبت زیاد را از بین برد و از تشکیل هوای راکد و کثیف جلوگیری کرد و مؤثرترین روش برای کنترل رطوبت استفاده از دستگاه تنظیم رطوبت است و این دستگاه در برخی از کشورها مورد استفاده واقع می شود و این دستگاه شبانه روز و اصولاً تا زمانی که رطوبت بالاتر یا پایین تر از حد لازم است باید کار کند.

خوشبختانه کلیه اتاق های موجود در این مرکز چه در طبقه اول و چه در طبقه دوم دارای 2 الی 3 دستگاه تهویه هواست و رطوبتی در هیچ اتاق و سالنی دیده نمی شود و درجه حرارت در همه اتاق ها متعادل است چون مدام هوای داخل اتاق ها و سالن کنترل می شود تا مشکلی برای بیماران و کارگران فراهم نیاید و فشار روانی بر آن ها وارد نشود.


فیزیو تراپی قلبی- عروقی و ریوی جلد 3

اصول تمرین درمانی فیزیکی در مدیریت افراد با شرایط قلبی و عروقی اصلی می‌تواند بطور نرمال در برنامه‌های ساختار بندی شده یا در جلسات پی در پی به کار گرفته شوند برنامه‌های قلبی ساختاری و احیای قلبی تنفسی برنامه‌های درمانی چند بعدی هستند که ضروریات بهترین تمرین درمانی فیزیکی را ارائه می‌دهند تمایزات میان برنامه‌های ساختار بندی شده در جمعیت بیماران اصل
دسته بندی پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 451 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 97
فیزیو تراپی قلبی- عروقی و ریوی جلد 3

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

تست و تمرین : عملکرد گردش خون اصلی دستگاه قلبی و تنفسی

اصول تمرین درمانی فیزیکی در مدیریت افراد با شرایط قلبی و عروقی اصلی می‌تواند بطور نرمال در برنامه‌های ساختار بندی شده یا در جلسات پی در پی به کار گرفته شوند. برنامه‌های قلبی ساختاری و احیای قلبی تنفسی برنامه‌های درمانی چند بعدی هستند که ضروریات بهترین تمرین درمانی فیزیکی را ارائه می‌دهند. تمایزات میان برنامه‌های ساختار بندی شده در جمعیت بیماران اصلی نهفته است که مد نظر قرار می‌گیرند نه در اصول مدیریت درمانی فیزیکی.

اصول کلی درمان قابل درک شامل کار تیمی، آموزش به بیماران، تست تمرین و آموزش است و نیز تغییر طولانی مدت نحوه زندگی و غیر است و این موارد در مورد گروههای بیمار رایج و معول است. نقش درمانگر فیزیکی به عنوان مأمور سلامت در مدیریت این گروه از بیماران مورد تأ‌کید قرار گرفته شده است. این اصول همچنین هنگامی به کار گرفته می‌شوند که سوء عملکرد قلبی و تنفسی در یک معاینه ثانویه تشخیص داده شود. برای مثال، در یک بیمار که تشخیص در مورد او گرفتگی ماهیچه‌های شانه است، اما سابقه بیماری قلبی نیز در او دیده می‌شود و یا دارای فاکتورهای خطرزا می‌باشد. این شرایط زیر برای کاربردهای اصلی تغییر یک برنامه ورزشی برای گرفتگی شانه گرفته شده است.

منفعت اصلی از این برنامه‌ها بالابردن کیفیت زندگی و سطوح تحمل فعالیتهای روزانه است. یک هدف اساسی پایه‌گذاری تمرینات سلامت در طول زندگی است که شامل پیشگیری ثانویه است. کاربرد این اصل در مرکزیت مدیریت شرایط قلبی و عروقی قرار دارد. البته بسته به اینکه اولیه هستند یا ثانویه امروزه در تمرین کلی، بیماران (شامل کودکان) که به فیزیوتراپ‌ها تحویل داده می‌شوند و مشکلات عصبی عضلانی با عضلانی اسکلتی دارند بالاترین احتمال مشکل اساسی قلبی یا بیماری ریوی یا مربوط به فاکتورهای خطرناک است.

خطوط هدایت بنا شده برای برنامه‌های احیا و فعالیت قلبی، عروقی شامل ارائه سرویس با مرکزیت بیمار است. هر دو برنامه روی تقویت سلامت قلب و عروق در طول برنامه‌های فردی تأکید دارند که برای بهبود وضعیت قلب و عروق طراحی شده‌اند بعلاوه آنها پیشگیری ثانویه را در طول تشخیص فاکتور خطر و تغییر در تلاش برای پیشگیری از پیشرفت بیماری و اتفاقات تلخ قلبی ارائه می‌کنند. این در دوره‌ای روی مقالات و کتب چاپ شده حجم اکسیژن VO2 max غالباً در مطالعات مورد گزارش قرار گرفت و برای تعبیر VO2 Peak حجم اکسیژن مورد استفاده قرار گرفت. علی رغم این واژه مورد استفاده توسط تخمین گرهای اصلی در هر مطالعه در خلاصه این مطالعات مورد استفاده قرار گرفت.

احیای قلبی و عروقی : پایه شواهد، تأثیر و قابلیت‌ها برای عملی‌ بودن:

اگرچه یک دیدگاه تیم با مدیریت و خط‌مشی چند وجهی، در مورد هر دو نوع برنامه مورد توجه است، افرادی که به طور منظم در برنامه شرکت می‌کنند قابلیت عملکردی آنها افزایش می‌یابد. استراتژی‌های مدیریت خود همان بدست گرفتن کنترل علائم و بدست آوردن اعتماد به نفس لازم می‌باشد. این نوع از کنترل شاید بهمترین دلیل ساده برای حمایت از دخالت برای مدیریت شرایط قلبی باشد. این جزء ممکن است به طور ساده در تعیین نتایج طولانی مدت مهم باشد. از قبیل درخواست‌های کاهش یافته برای مراقبت از سلامت و هزینه‌های مراقبت سلامت کمتر موثر بودن احیای قلبی عروقی بسیار مورد تأکید قرار گرفته است و با شواهد زیادی اثبات گردیده است. این برنامه‌ها بطور بین‌المللی استانداردهایی را تشخیص می‌دهند که به خوبی توضیح داده می‌شوند و برای تمام بیماران با شرایط قلبی و عروقی پیشنهاد می‌شوند. آنها در آموزش بیماران به طور خاص آمده‌اند شامل منع سیگار، تغذیه و کنترل وزن و ارتقاء مدیریت خود و آموزش. واژه نیازهای درجه نهایی مورد بازبینی قرار می‌گیرد، البته با دادن تأثیر احیا در افرادی که به شدت مورد نظر هستند با دادن این منابع و کاربردهای اقتصادی بزرگ در مورد نگهداری سلامت افراد و دفاتر خارجی پزشکان و بیماران، احیا می‌تواند به عنوان یک دخالت اصلی بجای یک اولویت دوم بعد از تأثیرات بعدی جراحی و پارا درمانی مورد حمایت قرار گیرد. احیای قلبی و عروقی غیر تهاجمی تأثیرگذاری قیمتی بیشتری نسبت به درمانهای جراحی و دارویی دارد. (به صرفه تر است) و منافع سلامتی طولانی مدت و خطر کمتری را در بر دارد. یک تمایز یا عدم تطابق مهم میان پیش‌نگری و فعالیت احیای قلبی وجود دارد. این دخالت‌های بی‌پایه شواهد و غیر تهاجمی و به صرفه از نظر قیمت، به ندرت مورد استفاده هستند و سرعت استفاده از آنها پایین است. بازگشت به احیای قلبی اینطور گزارش شده است که روی گروههای انتخابی، نامها، گروههای سنی جوانتر و آنهایی که قبلاً شرکت کرده‌اند تأثیر گذار بوده است.

همچنین گزارش شده است که در خصوص در دسترس بودن و استفاده از این برنامه‌ها، موانع بزرگی وجود دارد. مباحثی نیز در مورد پرداخت وجود دارد. تنها یک بخش کوچک از افراد مورد نظر هستند و از آنها تنها یک بخش کوچک هستند که می‌توانند به این برنامه‌ها دسترسی داشته باشند. فاز 1 احیای قلبی، یک مسیر حرکت صعودی تعریف شده‌اند. فیزیک‌دانان و جراحان ممکن است که آگاهی و علم تأثیر دیدگاههای غیر تهاجمی را در مورد مشکلات سلامتی نداشته باشند. مشکلاتی که اساساً با جراحی و دارو مدیریت می‌شوند.

بنابراین کاندیداهای مناسب همیشه مد نظر نیستند. بعلاوه دلائل اجتماعی، روانی برای تحت استفاده قرار دادن این منابع وجود دارد. زن‌ها کمتر درگیر این مشکلات هستند و سرعت‌‌های افت منحنی‌های آنها بالاتر است. بنابراین یک انتخاب در میان افراد نمونه‌برداری شده برای مطالعات در زمینه احیای قلب و عروق وجود دارد. شرکت زن‌ها مرتبط است با تضمین، سطح آموزش، جراحی و در دسترس بودن امکانات نقل و انتقال. هزینه در حال افزایش و در دسترس نبودن دو مانع برای شرکت در احیای قلبی به شمار می‌آیند. سرعت‌های پایین شرکت کردن در این فعالیت به ویژه سرعت های مربوط به زنها، اعضاء گروه اقلیت و افراد پیر و نیز قابلیت دستیابی رو به افزایش یک مرکزیت اصلی در مسئله است. از حقایق پیچیده مربوط به یک برنامه احیای قلبی، اجزاء مختلف ممکن است تأثیرات مختلفی روی سلامت قلب افراد داشته باشد. به علاوه تفاوتهای فیزیولوژیک میان مردها و زن‌ها منجر به تفاوتهای در شرایط قلبی و عروقی می‌شود و این قبیل تغییرات ممکن است تفاوتها را در پاسخ‌های دو جنس به احیای قلبی توضیح دهد.

زنها تمایل دارند که فشار خون سیستولیک و فشار پالسی پایین‌تری داشته باشند نسبت به مردان و نیزچربی خوب کمتر و سطوح هوموسیستین کمتری نسبت به مردان دارند. زنها همچنین بیماری قلبی خاموش (بی صدای) بیشتری نسبت به مردان دارند که غالباً مربوط است به مشکلات مربوط به خواب در زنها. نتایج یک مطالعه توضیحی نشان می‌دهد که زنها کمتر به نظر می‌رسد که به رژیم جواب دهند و نیز به خطوط راهنمای تغییر تمرینی در مقایسه با رژیم‌های ترک سیگار، مصرف دارو و مدیریت استرس لازم است توجه خاصی به انگیزه بخشی از افراد شرکت کننده داده شود. برای کمک به آنها در تشخیص مهارت‌های جدید خود فعالیت‌های منزل و جامعه و برای ادامه رفتارهای روزمره زندگی جدید خود در چارچوب برنامه با در نظر داشتن این نکته که آموزش و تمرین اجزاء هسته‌ای احیای قلبی و عروقی هستند. درمان فیزیکی به طور نادر قرار داده می‌شود با مراقبت برای افراد با مشکل قلبی انجام شود. مواد و ابزار آموزش باید مطابق با نیازهای یادگیرنده و ظرفیت‌های او تخصصی شده باشند؛ در غیر اینصورت منابع از بین خواهند رفت. یک گوناگونی نشاندار و قابل توجه میان توانایی متوسط خواندن آمریکایی و سطوح قابلیت یادگیری ابزار آلات احیاء قلبی وجود دارد. تعداد بیشمار کلمات پلی سیلابیک (چند بخشی) یک فاکتور اصلی است.

برنامه‌های احیای قلبی در مراکز طبیعی در مجامع بزرگ مورد اجرا قرار دارند. اکثریت وسیعی از بیماران به احیاء قلب و عروق دسترسی ندارند. دوم اینکه، شرکت طولانی مدت و پیروی از اصول برنامه مورد بی توجهی قرار می گیرد به ویژه برای زنان

اصول این برنامه‌ها روی عملکرد درمان فیزیکی تأثیر می گذارد که می‌تواند روی یک پایه یک به یک در یک تمرین خصوصی مورد اجرا قرار گیرد و یا در یک بیمارستان فرمال در مورد احیای قلب و عروقی ندارد. در چنینی شرایطی نتایج قابل مقایسه با برنامه‌های فرمال است. یک فلسفه مراقبت در منزل در رشته مراقبت سلامت شکل گرفت شامل احیاء قلب و عروق و این بمنظور دستیابی به افراد گروههای مورد نظر است. بیمارانی که بعد از جراحی بایپس حالت ثابت دارند با یک برنامه خانگی دقیق فردی به خوبی افرادی که در برنامه احیای بر پایه مرکزیت شرکت دارند، عمل می‌کنند. همینکه بیماران فعالتر می‌شوند وضعیت دارویی آنها نیز تغییر می‌کند. درمانهای دارویی باید روی یک اساس پیش رنوده بازنگری شوند و تجویزها طبق آن تغییر کنند. این تغیییرات روی تأثیرات متابولیک طولانی مدت تمرین اثر می‌گذارد به علاوه سلامت افزایش داده شده و کاهش وزن بالقوه کار تمی پی در پی برای مانیتور کردن وضعیت دارویی بیمار لازم است تا اطمینان پیدا کنیم که تجویزات دارویی به نحوی تغییر داده می‌شوند که مناسب هستند، شامل آموزش و تمرین، حذف یا کاهش نیاز برای مصرف دارو و حمایت پارا ماکولوژیکال یک نتیجه درمانی فیزیکی مهم با فلسفه اخذ نتیجه بهتر است. تست و تمرین عملی فرمال مهارت‌های درمانی فیزیکی اصلی در تشخیص، ارزیابی و توضیح تمرین بیمار وجود دارند.

اختراعات و اکتشافات اخیر در مورد تمرین برای بهتر کردن شرایط قلب و رویه با تمرکز روی بالابردن اکسیژن باقی مانده ذخیره شده هستند. یک مقیاس کیفیت زندگی با حالت آنالوگ خطی ساده درخصوص ارزیابی ویژگی بیماری و مباحث کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به منظور کمک به افراد با بیماری قلبی نشان داده شده است. با ارزیابی‌هایی بر اساس نتایج و پایه های اطلاعاتی، درمانگرهای فیزیکی قادر خواهند بود تا برنامه‌ها را برای هر فرد خاص تخصصی کرده و آن را مطابق با ویژگی هر فرد طراحی کنند تا به نتایج با ماندگاری سرعت و تأثیر پیشبرد دست پیدا کنند. به علاوه برنامه ها طوری ارزیابی می شوند که کیفیت استراتژی های ابداع شده توسط مراقبین سلامت تقویت می‌شود. چنین کیفیت تقویت شده‌ای که شامل حال آموزشی تعاملی تیم‌های بیمارستانی و آموزشی کامپیوتری می شود، خطوط هدایت پیشگیری از بیماری قلبی را تقویت می کند. از یک خط پایه تا 1 سال پیشرفتهای نمایان و علامت‌گذاری شده‌ای در ترک دخانیات، کنترل چربی، کنترل فشار خون و دسترسی به احیای قلبی اتفاق افتادند. آغازگرهای پیشرفت کیفیت برای فعالیت‌های مرتبط با احیای قلبی و عروقی منافع و دستاوردهای پاخص و نمایانی را به همراه داشته‌اند.

به علاوه تمرینات ساختاری، احیای قلبی متمرکز است روی مشاوره و آموزش درباره کاهش ریسک به نحوی که سلامت در طول زندگی ارتقاء پیدا کند. مطالعات طولانی لازم است تا مبحث فاکتورهای خطرزا و رفتارهای مربوط به نوع زندگی در طول زمان مورد بررسی قرار گیرد. یک برنامه چند وجهی بر پایه نتایج بدست آمده برای احیای قلبی خیلی ساده و روان نشان داده شده است. این امکان وجود داشت که اطلاعات ، مطابق با برنامه نشانه‌گذاری و درج شوند این نتایج شامل تحقیقات و مطلعه سلامت 36 – SF است و یک تست علمی از بیمار و یک تست فاصله‌ای 6 دقیقه پیاده‌روی همه نتایج هم در برنامه احیای ریوی و هم در قلبی پیشرفت کردند.

چنین نتایجی برای قضاوت در مورد تأثیرات برنامه‌های احیای ریوی و قلبی مفید هستند. اگر چه احیای قلبی مرگ کار دیاک را کاهش می دهد، چه تمرین به تنهایی روی دهد چه از یک رنج قابل فهم از دخالت ‌ها استفاده شود نتیجه غیر واضح خواهد ماند. پاسخ به این سوال در بازسازی اصول و تمرینات برنامه‌های احیای کاردیاک مهم است.

  • بیماران مبتلا به اختلالات قلبی مزمن (واکنش‌های تمرین)

دسیفانکشن قلبی شامل یک رنج از انواع پاتولوژی، علت‌ها (ژنتیکی یا اکتسابی) و شدت است که ممکن است با دارو کنترل شود یا با جراحی و یا با هردوی آنها

رایج‌ترین علت بیمای قلبی ایسکمیک و انفارکتوس عضله قلبی است. عضله‌ای که دچار انفارکتوس شده هیچ‌گاه بهبود نمی یابد بنابراین ترمیم قلب اتفاق می افتد و این مسئله سبب تغییر کارکردهای الکتریکی و الکرتوکاردیوگرافی و مکانیکی قلب می‌شود. شکل‌گیری دوباره در طول زمان اتفاق می افتد و البته با تمرین. کسر تخلیه در استراحت یک نشانگر ضعیف برای عملکرد قلبی و ظرفیت تمرین است. در حقیقت نارسایی قلبی می‌تواند با وجود یک کسر تخلیه طبیعی اتفاق بیافتد، یک فرم از نارسایی قلبی در زنانی اتفاق می‌افتد که سابقه‌ هایپر تنشن و افزایش بافت بطن چپ را داشته‌اند. بیماران می توانند بدون هیچ علائمی بوده و فاکتورهای خطر را داشته باشند. ممکن است نیاز به سطوح بالای اکسیژن و حمایت دارویی و نیز پیوند قلب باشند.

بیماری شدید ممکن است نیازمند تهویه‌ی مکانیکی باشند. تمرین هم‌اکنون یک جزء مهم و اساسی در درمان افراد مبتلا به نارسایی قلبی پایدار و هم‌چنین در افرادی که تحت عمل جراحی پیوند قلب قرار گرفته‌اند.

گزینه‌های جراحی شامل جراحی حفره کلیدی، جراحی قلب باز (بازسازی یا ترمیم دریچه و عمل بایسپس و ترمیم آنورسیم) و پیوند قلب است. یک تعامل میان ریتم‌های یک دوره 24 ساعته و عامل بیماری و ناپایداری فشار خون و سرعت قلب وجود دارد. این ریتم‌ها، تحت تأثیر آدرنال / هیپوتالاموس / سیستم اتونوم و فعالیت غده هیپوفیز است. بنابراین محرومیت از خواب، حرکات فیزیکی اضافه، استرس روحی، غذاهایی با چربی بالا فاکتورهای اصلی سکته، مرگ ناگهانی قلبی، آنژین، انفارکتوس، اسیکمیک هستند. تفاوتهای فشار خون و سرعت قلب در علم پاتوژن و پیشرفت آرترو اسکروریس، نارسایی قلب و ترومبوز و فاکتورهای خطر غیر وابسته کاربرد دارند. در طول این مدت، ویتامین C و E پایین‌تر هستند نسبت به باقی روز : گفته می‌شود که استفاده و تنظیم این ویتامین‌ها و تمرین می تواند ناپایداری و تغییرات سرعت قلب و فشار خون را کاهش دهد. اینکه آیا چنین تنظیمات می تواند بعداً اتفاقات بد و تلخ قلبی و عروقی را از بین ببرد یا نه نیازمند تحقیق و کار بیشتر است. اگر چه ناراحتی تفنسی یک محدود کننده معمولی برای تمرین بخاطر نارسایی قلبی است، فاکتورهای دیگری که به محدودیت تمرین مربوط هستند، چندین فاکتور هستند علاوه بر مشکلات همودینامیک مرکزی، ظرفیت تمرین تحت تأثیر آسیب تهویه‌ای و نیز عملکرد ریه‌ها، گردش خون محیطی و عملکرد عضلات اسکلتی می‌باشد. دیس پنه در تنظیم PH شریانی در طی تمرین نقش دارد.

هایپر تنشن ریوی و هیپو تنشن سیستمیک نیز می توانند عملکرد یا اجرای تمرینات را محدود کنند. توضیحات برای این محدود کننده‌ها شامل دسیفانکشن گیرنده‌های فشار، گیرنده بتا عملکرد ضعیف، وفق یا تطابق عروقی طبیعی و خروجی قلبی ضعیف در ارتباط با پس بار کاری افزایش یافته بطن راست است. پاسخ‌های حجم اکسیژن تعویق افتاده شده مرتبط هستند با تولید لاکتات و فرایندهای غیر هوازی زودرس

با تغییرات راه رفتن غیر تطابقی به عنوان یک فاکتور تأثیرگذار روی تهویه در بیماران با نارسایی قلبی فرمن تلقی می‌شود.

ظرفیت فیزیولوژیک بیماران با دسیفانکشن کاردیاک برای وفق با تمرینات بستگی دارد به نوع و شدت آسیب قلبی و در قدمهای بعدی به جریان اکسیژن انتقالی کاهش ظرفیت انتشار غشایی مویرگ‌های آریوئول‌ها و عدم تطابق میزان تهویه – انتشار ممکن است منعکس کننده افزایش فشار مزمن مویرگی باشد.

مشکل نارسایی قلبی می تواند توضیح دهنده پاسخ‌ تهویه‌ای افزایش یافته که تمرین باشد اما این تئوری هنوز تحت سوال است بیماران با دسیفانکشن شدید بطن چپ اساساً ظرفیت آیروبیک خود را با افزایش خروجی اکسیژن در سطح بافت افزایش می دهند بجای اینکه از وفق یا تطابق مرکزی استفاده کنند. بطور مشابه با تمرینات آیروبیک این بیماران جریان خون را به رگهای محیطی افزایش می دهند و تولید اکسید نیتریک را در رگهای خونی تقویت می کنند که باعث گشاد شدن (ریلکسیشن) وابسته به اندو تلیوم می‌شود. این تأثیر در ارتباط دو سویه با ظرفیت عملکردی است. بنابراین ارزیابی واکنش مرکزی وازوموتور به عنوان یک ابزار برای توضیح تأثیرات مداخلات درمانی از قبیل تمرین و دارو پیشنهاد می شود.

بطن چپ را ممکن می سازد و نیز سبب بهبود جریان عروق خون عروق کرونر می‌شود. سرعت موج نبض یک شانگر برای سخت‌ بودن آئورت است و یک نشانگر مستقل برای حداکثر حجم اکسیژن است.

عدم تحمل تمرین در بیماران مبتلا به گشاد شدن عضله قلبی را می توان با افزایش سفتی شریانی توضیح داد.

  • بیماران دارای نارسایی و اختلال قلبی مزمن

دسیفانکشن کاردیاک مداوا شده توسط فیزیوتراپ‌ها می تواند از ضعیف به خیلی شدید رنج پیدا کند. با افزایش شدت بیماری واکنش و تطابق فرد به تمرین به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر می کند که عوارض بسیار زیادی برای آموزش و تست تمرین دارد.

نارسایی قلبی کرونیک :

معمولاً توسط دسیفانکشن بطن چپ نشان داده می‌شود. در حالت طبیعی به همراه افزایش سرعت قلبی سبب افزایش خروجی قلبی منجر می‌شود به خروجی کاردیاک بیشتر و درخواست یا نیاز متابولیک بالاتر (در طول تمرین) همین که بطن چپ در معرض خطر قرار می‌گیرد فرد دارای نارسایی قلبی و افزایش خروجی قلبی و افزایش اکسیژن محیطی کسر تخلیه بطن چپ در طول تمرین در ارتباط با کسر تخلیه حالت استراحت نمی باشد حتی در افرادی که علائم عینی ایسکمیک عضله قلب و افزایش سرعت قلب در طی تمرین دارند. بنابراین کسر تخلیه بطن چپ در باقی مانده باید بطور هوشمندانه‌ای در دایره تمرین و پاسخ‌های تمرینی پیش‌بینی شده مورد تفسیر و تعبیر قرار گیرد.

تعیین اینکه کدام بیماران از یک برنامه احیای قلبی سود می‌برند، یک سوژه مورد بحث است. Goebbels و هم دانشگاهی های او گزارش دادند که بیماران با عملکرد بطن چپ از این سود می برند و بیمارانی که عملکرد بطن چپ آنها حفظ preserved شده است از قبیل اینکه ممکن است بعد از infraction میوکاردیال و جراحی by pass آئورت کرونر اتفاق بیافتد، به طور همزمان در طول 3 ماه بهبود پیدا می کنند. مخالفان انتخاب بیماران برای احیای کاردیاک در درنظر گرفتن سابقه بیماران کوتاهی کرده‌اند و نیز دستیابی و امکان آن به احیاء قلبی، بازگشت به کار و استراتژی‌های پیشگیری ثانویه برای بالابردن نتایج طولانی مدت و مراقبت مدیریت بیماران با مشکل قلبی که درمان فیزیکی نیاز دارند به عنوان تمرکز اصلی در نشریات پزشکی مطرح است این تا حدودی بخاطر قیمت جراحی و جراحی‌های خصوصی است.

منافع شامل کاهش تغییر شکل، که این خود شامل ذخیره بالانس اتوماتیک نرمال می‌شود است و بطور بالقوه برخی تأثیرات اصلی روی پاتولوژی مبهم در زیرلایه‌ای

بیماران با نارسایی قلبی کرونیک به خوبی به تمرین آیروبیک پاسخ می‌دهند و پیشرفتهایی را در کلاس عملکردی همانطور که با مجمع قلب نیویورک تعریف می‌شود نشان دادند. هر دو آستانه anaerobic و VO2 max پیشرفت کردند. به علاوه پاسخ بزرگ‌نمایی شد. بطن در سرعت‌های کاری ماکزیموم و شبه ماکزیموم که در این بیماران مشاهده شد کاهش پیدا کرده به همین علت علائم کاهش می‌یابد.

منافع تمرین تا بعد از اینکه بیماران از یک وضعیت تحت نظارت به یک برنامه خانگی انتقال پیدا کنند، پایدار می مانند. این کشف کاربردهای اقتصادی و عملی مهمی دارد. در طول سالیان اخیر توجه دانشمندان به تمرین بیماران مبتلا به نارسایی کاردیاک و نقش تغییرات بطن معطوف شده است. تنفس مدت‌دار (قاعده‌دار) بیماران با بیماری قلبی عروقی از نظر کلینیکی مشهور است. مکانیزم نهفته چرخه‌ هایپوپنیا و هایپرنیا روشن و واضح نیست. معلق بودن‌ها در جریان خون پلونری به عنوان یک مکانیزم برای این تنفس قاعده‌مند مدت‌دار پیشنهاد شده است. درخصوص ارتباطات دو سویه دیگر بطن مربوط به نارسایی قلبی، تأثیر بطن و نسبت‌های VE و حجم دی‌اکسید کربن VCO2 اطلاعات تشخیصی مهمی را به ما می‌دهند.

VE /VCO2 (≥ 50 L/L)هنگامی که در ترکیب با حجم اکسیژن VO2 مورد استفاده است می تواند در تعریف یک گروه ریسک بالا که باید برای پیوند قلب در اولویت باشند مفید باشد. در آخر افراد با نارسایی قلبی شدیدتر پاتولوژی ریه محدود کننده بیشتری دارند و نیز تغییر گاز در آنها با آسیب بیشتری همراه است. در طول تمرین، این بیماران فضای مرده را افزایش داده‌اند و نیز تغییر گاز آسیب دیده و پاسخهای بطن شبه ماکزیموم بیشتر نسبت به بیمارانی که بیماری انها با شدت کمتری همراه است. محدودیت تمرین در بیماران با نارسایی قلبی کرونیک در ارتباط دو سویه با FVC و FEV کاهش یافته است که مقاومت جریان هوا را در کار افزایش یافته تنفس در تمرین بکار می گیرد. به علاوه یک مشکل تمرینی تشخیص داده شده است.

Alveolar – capillary membrane conductance به عنوان بهترین نشانگر عملکرد ریه مربوط به قله حداکثر حجم اکسیژن در بیماران با نارسایی قلبی کرونیک تعیین شده است. آسیب در حجم یا کافی بودن کار بطن مرتبط است با مقاومت تمرین کاهش یافته و فشارهای آئورت ریوی. پارامترهای تمرینی بطن، شامل قله VO2 ، VE/VCO2 و VE/VCO2 نشانگرهای قوی برای مرگ هستند.

قله حجم اکسیژن VO2 ممکن است تحت بررسی قرار گیرد. تغییرات گاز بنابراین باید ادامه پیدا کند تا در طول بازیافت (احیا) مانیتور شوند. indexهای گاز تنفس شبه ماکزیموم به عنوان چیزهایی که حساستر از VO2 قله برای تشخیص آسیب عملکردی هستند، مد نظر هستند و نیز برای پیش‌بینی امکان نجات در بیماران اورژانسی با بیماری قلب کرونیک حجم بطن به نظر نمی‌رسد عملکرد تمرین را محدود کند (در بیماران با نارسایی قطبی کرونیک ثابت)

عمل بطن و پسخ‌های سرعت قلب نشانگرهای قوی و محکمی از مرگ در این بیماران است و آنها برای استفاده از قله VO2 در اولویت هستند. ظرفیت تنفس با فشار لبه pulmonary capillary در افراد با نارسایی قلبی کرونیک متفاوت است و این یک نشانگر و ابسته قوی برای ظرفیت عملکرد است. بیماران با نارسایی قلبی کرونیک شدید اغلب در طول تمرین نیازهای بطنی بالایی دارند. (یعنی درخواست بطن آنها بالاست) آنها آلکانوریس تنفسی دارد که همراه است با تکاپوی بطن حدر رفته قابل توجه

تنها یک تأثیر نسبتاً کوچک منسوب است به عدم وفق تلمبه بطن. حرکت بطنی افزایش یافته همانطور که با دی‌اکسید کربن (VE/VCO2) قابل اثبات است، گفته می شود که یطور غیر مکرر و بدون تناوب اتفاق می‌افتد. علم و درک اینکه کدام بیمار این پاسخ را نشان می دهد و کدام نمی‌دهد از نظر کلینیکی مهم خواهد بود.

بیماران با نارسایی قلبی کرونیک شدید یک نسبت کاهش یافته در افزایش حجم اکسیژن VO2 برای افزایش در سرعت کار در طول تمرین دارند.

DO2 کاهش یافته بخاطر خروجی کاردیاک که به شدت Compromise شده کاملاً توسط یک افزایش در خروجی اکسیژن آرام و بهبود داده نمی‌شود. این بیماران تمایل دارند پاسخ‌های تمرین پیشرفت داده شده‌ای را از طریق استخراج اکسیژن محیطی از خود نشان دهند. تغییرات در عملکرد کاردیاک ممکن است روی نتیجه Frank- Starliny تأثیر بگذارد بجای تغییرات تعامل. خروجی پایین کاردیاک به ویژه در تمرین با شدت کمتر لزوما منجر به ظرفیت تمرین پایین تر نمی شود. این قضیه برمی گردد به یک مکانیزم نادر که تفاوت حجم اکسیژن را تنظیم می کند تا DO2 را به بافتهای بیماران با نارسایی شدید قلبی افزایش دهد. در تمرین قله extraction اکسیژن در ماهیچه بالا است. (در بیماران با نارسایی قلبی کرونیک نسبت به افراد سالم) این مشاهده اهمیت وفق محیطی با تمرین آیروبیک در بیاران با نارسایی قلبی را تأیید می کند. نارسایی قلبی می تواند به عنوان هم سیستولیک و هم دیاستولیک دسته‌بندی شود : دومی ممکن است فرم dominant در افراد مسن‌تر باشد. مرگ و میر بخاطر نارسایی دیاستولیک در حدود نصف مرگ و میر بخاطر نارسایی سیستولیک است. هنگامی که بیماران بستری می‌شوند، سرعت‌ها قابل مقایسه هستند. بخاطر شیوع قوی میان افراد پیرتر نارسایی دیاستولیک بر نارسایی سیستولیک پیشی می‌گیرد که باعث مرگ می‌شود. در نارسایی دیاستولیک مکانیزم FS مورد آسیب قرار می گیرد که باعث کاهش خروجی کاردیال ماکزیمال می شود و نیز سرعت قلب درجه ضربه و فشار پرکننده بطن چپ سفتی عروقی نیز افزایش می‌یابد. بزرگ‌نمایی‌های تند و تیزی در ادم ریووی ایجاد می‌شود و مرتبط هستند با هایپر تنشن دریافت سدیم و فقدان برنامه درمان دارویی یک هدف اصلی کاهش فشار خون است که علائم را کاهش می‌دهد و یز بزرگ‌نمایی‌ها را

تست تمرین یک ابزار مهم بنا کردن تشخیص در مورد نارسایی قلبی کرونیک است. درخصوص پاسخ به معالجه، morbidity شیوع مرض و مرگ و میر قلب، نبض VO2 و حجم بدنه وفق داده شده برای نبض O2 برای تشخیص مفید هستند.

پاسخ فشار خون قبل از تمرین یک نشانگر خوب برای وقایع قلبی در افراد مبتلا به مشکلات کاردیو است. پاسخ فشار خون قبل از تمرین به عنوان نسبت فشار خون سیستولیک در 3 دقیقه قبل از تمرین مطرح است. با یک معیار 79% یا بالاتر برای پیش‌بینی شکایت‌ها و مشکلات تست راه رفتن 6 دقیقه ای گزارش شده که حداکثر حجم اکسیژن را به عنوان یک نشانگر در افراد با نارسایی قلبی پیشرفته قرار نمی دهد.

پیش بینی تشخیص افراد با نارسایی قلبی کرونیک می‌تواند با یک پروتوکل تمرینی تستی دو مرحله‌ای بهبود پیدا کند (پیشرفت کند). این تست تمرین شدت پایین وحداکثر را باهم تلفیق می کند تا درستی و قابلیت زایایی را بیشتر کند. به علاوه یک فاصله کمتر از 300 متر پیاده‌روی شده در 6 دقیقه تست پیاده روی یک نشانگر تشخیصی مفید معرفی شده است. تست تمرینی همچنین ارزش تشخیصی خوبی در تعیین نتایج قبل از عمل جراحی به شمار می‌آید. اگر چه تست‌های حداکثر اکسیژن می‌توانند برای شروع برای بیمار مفید باشند، این تست‌ها می توانند بی ارزش هم باشند بخاطر عدم آگاهی و پختگی فرد تست‌کننده یا نبود انگیزه در فرد بیمار

تست‌های آستانه آنا آیروبیک ممکن است کمترین تأثیر را از این فاکتور‌ها بگیرند. ترکیب یک حجم اکسیژن در یک آستانه آناآیروبیک (آستانه تغییر گاز) کمتر از 11 ml/kg/min و یک EE در برابر حجم دی اکسید کربن بیش از 34 یک نشانگر بهتر مرگ و میر در 6 ماه است نسبت به حداکثر حجم اکسیژن و این ممکن است یک هدایت را فراهم کند هنگامی که افراد بیمار را برای پیوند قلب اولویت‌بندی می‌کنیم.

تست‌های شبه ماکزیمال و تعیین آستانه آناآیروبیک روی تست‌های ماکزیمال برای ارزیابی کلینیکی بیماران با نارسایی قلبی advocate شده‌اند. زیرا آنها نسبتاً عملی‌تر و آسانتر هستند و ریسک کمتری دارند. افراد با نارسایی قلبی احتمال تحمل کم گلوکز را نسبت به افراد سالم دارند. (تحمل 20% پایین‌تر است) بعد از یک برنامه تمرین آیروبیک، مصرف بالای گلوکز می تواند به 25% افزایش پیدا کند. مکانیزم کاهش در تحمل گلوکز در افراد با نارسایی قلبی و تأثیرات تعدیل کننده تمرین آیروبیک تاکنون به اثبات رسیده است.

وضعیت بدن ممکن است یک فاکتور مهم برای بررسی این نکته باشد که چه هنگام بیماران مبتلا به نارسایی قلبی کرونیک باید تمرین کنند. هنگامی که پاسخهای تمرین در وضعیت‌های قائم و تاق‌باز در یک مطالعه مورد مقایسه قرار گرفتند، هیچ تغییری در تنگی نفس گزارش نشد و هیچ تغییر در VE/VCO2 اتفاق نیافتاد. قله VE در وضعیت عمودی بزرگتر بود.

بیماران با نارسایی قلبی کرونیک می توانند از تمرینات آیروبیک سود ببرند. تمرینات بیماران با عملکرد بطن چپ آسیب دیده باعث بهبود آن می‌شود. به علاوه خروجی کاردیاک پیشرفت داده شده، تمرین با شدت بالا و طولانی مدت منجر به فضای مرده کاهش پیدا کرده بطنی می‌شود و نیز مؤثر واقع شدن بیشتر بطن. حتی تمرین با شدت بالا (2 ساعت پیاده‌روی در روز با شدت، دوچرخه‌زدن در 70% تا 80% ظرفیت قله برای 4 دقیقه، 4 بار در هفته به مدت 8 هفته) می تواند منجر به افزایش‌ها قابل مشاهده در حداکثر حجم اکسیژن شود. هیچ پیشرفت یا بهبودی در تعامل میوکاردیال در آن دسته از بیماران بعد از چندین برنامه تمرینی مشاهده نشد.

تمرین با شدت بالا وضعیت همودینامیک را آسیب نمی‌زند یا منجر به آسیب بیشتر میوکاردیال نمی‌شود. تمرین با شدت پایین در افراد با نارسایی قلبی کرونیک تن اوتونومیک را افزایش می دهد و نیز قابلیت عکس‌العمل به محرک سمپاتیک و عصب واگ

تأثیرات تمرینات روی عملکرد پلمونری در افراد مبتلا به نارسایی قلبی هم‌اکنون بهتر درک می شود. بعد از تمرینات، افراد با بیماری آئورت کرونر هیچ تغییری را در عملکرد پلمونری نشان نمی دهند. بجز نسبت تغییر تنفس در قله تمرین. همچنین ظرفیت انتشار alveolar capillary ممکن است برگردد به پیشرفت در پایانه تحمل تمرین بعد از انجام آن عملکرد قلبی عروقی قبل از تمرین در ارتباط دو سویه با پیشرفت در اجرای تمرینات نسبت با تمرینات آیروبیک تحمل و کشسانی عضله تنفسی بیشتر می‌شود و این مربوط است به ظرفیت کلی تمرینات که پیشرفت کرده است. احساس خفگی و بی‌هوایی نیز کاهش می‌یابد. برعکس آن هم اتفاق می افتد تمرین عضله تنفس به حداکثر حجم اکسیژن افزایش می‌یابد و نیز کشسانی و پایانه تحمل عضله تنفس در افراد با نارسایی قلبی کرونیک ترکیب تمرینات مقاومتی عضله اولویت دارد بر تمرینات مقاومت به تنهایی (در این بیمار با توجه به عملکرد بطن چپ) حداکثر حجم اکسیژن و قدرت بهتر شده است. یک درک کلی از عملکرد ماهیچه اسکلتی در افراد با نارسایی قلبی کرونیک بسیار مهم است زیرا پیشرفت در ظرفیت آیروبیک ممکن است تا حدود زیادی بستگی داشته باشد به استخراج اکسیژن محیطی و ماکزیموم کردن آن. تمرینات قدرتی با ترکیب با تمرینات آیروبیک فاصله راهپیمایی را در تست پیاده‌روی 6 دقیقه‌ای افزایش می‌دهد که یک نشانگر تشخصیص وابسته در افراد با نارسایی قلبی کرونیک است.

تمرینات مقاوتی منظم، آنزیمهای اکسید کننده را در عضله‌های کاری افزایش می‌دهد و این مربوط است به یک تغییر جهت از فیبرهای نوع II به I . این وفق‌های ماهیچه‌ای اسکلتی مستقل از تطابقات چرخه محیطی هستند. تطابق با تمرینات عضله‌ای مقاومتی روی تغییرات در زنجیره سنگین میوسین عضله اسکلتی محیطی اثر می‌گذارد و نیز یک تغییر جهت از آیروبیک آرام به گلیکولیتیک سریع و ویژگی های اکسید اتیو سریع این یافته‌ها مربوط هستند به حداکثر حجم اکسیژن، نبض O2 و درجه tidal

قدرت کاهش یافته فلکسورهای گردن و کش‌دهنده‌ها در بیماران با نارسایی قلبی بر کرونیک مربوط است به پاسخ‌ بطن آسیب‌ دیده به تمرین : بنابراین از دسیفانکشن عضله‌ای به عنوان یک فاکتور مربوط به علائم یاد می‌شود. نتایج عملکردی پیشرفت داده شده، افزایش فاصله پیاده‌‌روی ناحیه ماهیچه‌ای کاهش یافته با فضای بینابینی افزایش یافته بعد از انجام تمرینات از این تئوری حمایت می کند که این تأثیرات توسط ضخامت capillary توسعه داده شده و جریان دادن به سمت ماهیچه در حال تمرین mediate می‌شود.

میوپاتی محیطی در افراد با نارسایی قلبی کرونیک ممکن است مربوط باشد به عدم تحمل تمرین و ظرفیت تمرین. موارد شامل بخش یا سهم کاهش یافته فیبرهای نوع I و تغیر جهت به سمت فیبرهای نوع II، تغییر جهت بیوشیمیایی با قابلیت چاقی عضله افزایش یافته، ضخامت میتوکندری کاهش یافته و ضخامت capillary کاهش یافته است.

برخی از این تغییرات از قبیل تغییر ضخامت مویرگها ژنتیکی هستند، که می تواند کاربردهایی برای تمرین داشته باشد ماهیچه اسکلتی به نظر می‌رسد که با آسیب مرکزی انتقال اکسیژن در نارسایی قلبی مطابق باشد.

شواهد هیستو شیمیایی و تغییرات گازی وجود دارد که نشان می‌دهد که بازیافت یا کشف فیزیولوژیک در افراد با نارسایی قلبی به تعویق می افتد. نشانگرهای اکسیژنه شدن عضله اسکلتی شامل میوگلوبین و ر طول تمرینات رو به افزایش و ماکزیموم شده آیروبیک کاهش می‌یابد و نیز در طول بازیافت تورم سیتوکین‌ها در میوپاتی نشان داده شده‌اند (درخصوص نارسایی قلبی) این امکان که این نتیجه یا پیامد روی تغییر شکل اثر می‌گذارد، نمی تواند عملی باشد زیرا بیماران شدت‌های تمرین را بدست نمی‌آورند در مقایسه با گروهی که تحت کنترل علمی هستند. پروسه بهبودی (recovery) در این بیماران کاربردهای مهمی برای بهتر کردن پارامترهای تمرینات دارند. مطالعه دیگری روی تفاوتهایی در ویژگی های بازیافت تمرین میان بیماران با نارسایی قلبی و افراد سالم انجام شده است. شواهد از این عقیده که تحمل تمرین در بیماران توسط تطابق آرامتر با تمرین تیز و تند و بازیافت و نیز با ظرفیت تمرینی ماکزیموم در مقایسه با افراد سالم مشخص می‌شوند، دفاع می‌کند. بعد از آنژیوگرافی قرارگیری و حرکت (نقل و انتقال) نقشهای مهمی بعد از ساعت‌ها خوابیدن در بستر ایفا می کنند. محدود کردن قابلیت حرکت محدود شده بعد از کاتتریزاسیون به 2 ساعت از 6 ساعت مفید و بی‌ضرر گزارش شده است و این ممکن است پیچیدگی ها را کم کند.

انواع مختلف استرس تمرین تأثیرات مختلفی روی قلب و چرخه خون دارد. در بحث سلامت، برای مثال، تمرین استاتیک (پایدار) یک بار فشار روی قلب وارد می کند که می تواند از پاسخ‌ همودینامیک نرمال به تمرین دینامیک تشخیص داده شود که شامل یک درجه بار روی قلب است. تمرین مداوم و پایدار منجر به هایپرتروفی کاردیاک همگرا (بطن چپ) می‌شود و تمرین دینامیک مرتبط است با هایپر تروفی واگرا. تمرین مداوم (بدون خستگی گرفتن و طول کشنده) می تواند نتایجی را ایجاد کند که مرتبط هستند با تمرینات آیروبیک. تمرین با داشتن یک تن با استفاده از وزنه‌های دستی مرتبط با افزایشاتی در فشار خون سیستولیک و دایستولیک گزارش شده‌اند و نیز با سرعت‌دادن به تولید فشار نوراپی فرین سرهم و exertion دریافتی. فشار لبه capillary قلبی عروقی، اتفاقات مربوط به عدم وجود ریتم خاص و منظم و تغییرات بخش ST با ثبت‌های سرعت‌گذاری شده در آخر فرقی ندارند. به طور کلی، تمرین اینروتونیک، توسط افراد با نارسایی قلبی به خوبی تحمل می‌شود و هیچ دیس‌پنه یا آنشرینی اتفاق نمی‌افتد. تمرین قدرتی آرام رو به تقریباً شدید مشکلات قلبی و عروقی کمتری را ایجاد می کند تا تمرین آیروبیک (در افرادی که از مشکلات میوکاردیال رنج می‌برند) فشار خون باقی مانده می تواند کاهش پیدا کند، البته با پیشنهاد فعالیت گیرنده baro و سمپاتیک کاهش یافته.

به علاوه جاگیری چربی و تنظیمات آن بهبود پیدا می کند. این نتایج می توانند در بیماران با پاتولوژی چرخه خون و قلب بدون نتایج بعدی جایگزین (عوارض) مشاهده شود.

حتی بیماران پیرتر می‌توانند تمرینات وزنی را در 40 تا 60 درصد تحمل کند. پاسخ‌های همودینامیک مشابه کیفی در پاسخ به تمرین مقاومت اتفاق می‌افتند. همینطور در تمرین آیروبیک در افراد با نارسایی قلبی

به طور کلی، تمرینات مقاومتی با تکرارهای پشت سر هم با وزنه متوسط به تأثیرات را به همراه دارند. برای حصول اطمینان از اینکه یک بیمار قادر است فعالیت‌ها را در طول روز به طور خوب انجام دهد، که نیازمند یک درجه معین از قدرت عضله است، تمرین قدرتی یک جزء از یک برنامه احیای قلبی به حساب می‌آید. تأثیر دسیفانکشن قلبی روی چرخه محیطی مورد بحث و نظر است. به ویژه درخصوص میزان گردش خون مغز.

یک مطالعه نشان داده است که بیماران با دسیفانکشن بطن چپ می توانند cp آسیب‌دیده‌ای در طول تمرین داشته باشند، درستی cp بستگی دارد به درستی عملکرد قلب و عروق این در بیمارانی که خروجی قلب آنها آنقدر زیاد و کافی نیست که به تمرین پاسخ دهد کامپیوتری می‌شود. برخی افراد با نارسایی قلبی کرونیک، سندروم euthyriod بیمار دارند که در آن تری ید و تیرونین بدون سرم کاهش می‌یابد با وجود تیرو تروپین و L تیروکسین غیر نرمال.

سندرم euthyriod بیمار یک علامت تشخیصی ضعیف است. تمرین، می‌تواند سطوح trioo do thyronine را نرمال کند و ظرفیت تمرین را بهبود بخشد. افراد با ریتم قلب خطرناک مداوم نیازمند فضا سازهای مصنوعی هستند. البته ممکن است پیشرفتها در این ناحیه از علم شامل جاسازی دو بطنی برای افراد با نارسایی بطن چپ سیستولیک با مدت زمان طولانی شده QRS است.

گزارشات اولیه می گویند که این فضا‌سازها سالم و مطمئن هستند. جاسازی دو بطنی دیگر می توانند علائم و کیفیت زندگی را با پیشرفت در زمانهای مربوط به راه رفتن و غیره بهبود دهد. این تأثیرات تا 6 ماه یا بیشتر پابرجا می‌مانند و سرعت نجات 2 ساله بسیار عالی است. خطوط هدایت‌ویژه اندکی برای این افراد در خصوص تست تمرین و تجویز وجود دارد به طور مشابه خطوط هدایت اندکی برای افراد با کاشت قلب وجود دارد . گزارشات حاکی از این هستند که تمرین و نوع زندگی برای افراد با جاسازها و کاردیو ورتر دفیلاتورهای کاشته شده لازم است.

نبود ریتم منظم و خوب بطنی منجر به بسیاری از مرگ و میرها می‌شود. علی‌رغم پیشرفت در روند نجات مردم، این فاکتور از افراد با خطر بالا برای احیای قلب مناسب نیست. برخی بیماران با عدم ریتم بطنی خوب ممکن است خیلی خوب در احیای قلبی شرکت کنند. البته اگر ارزیابی‌ها و محاسبات دقیقی در مورد فرد بیمار انجام شود.

  • افراد بعد از کاشت قلب :

کاشت قلب یک درمان پذیرفته شده برای نارسایی قلبی است در مرحله آخر است و این در طول 20 سال گذشته مرسوم شده. هدف اصلی آن بازگشت فعالیت و یک کیفیت خوب برای زندگی است.

قبل از عمل، سرعت مانده قلب برای دریافت کننده قلب مصنوعی بالاتر از نرمال است. در مدت زمان ابتدایی قبل از جراحی حداکثر حجم اکسیژن و سرعغت کار افرادی که کاشت قلب دارند 50% افراد سالم است.

در آستانه بطنی، سرعت کار و حجم اکسیژن نیز 50% نرمال بود، حداکثر سرعت قلب که برای بیش از 3 دقیقه بعد از تمرین افزایش می‌یابد نیز به طور قابل توجهی پایین‌تر است. این شواهد عقیده نیاز برای احیای mandatory را مورد حمایت قرار می‌دهد. به نحوی که منافع این جراحی با ریسک بالا شامل بهتر کردن ظرفیت فعالیت بازگشت به کار و رضایت‌مندی از زندگی است. بدون تمرین، سطح تحمل تمرین به شدت روی اولین شش ماهه بعد از جراحی باقی می‌ماند. این توسط ظرفیت کاهش یافته در پاسخ به مکانیزم FS توضیح داده می‌شود. احیای قلبی از زمان قبل از عمل آغاز شده و برای یک سال بعد از خالی شدن شارژ ادامه می‌ یابد. اصول احیای قلبی به کار گرفته می شوند : پاسخ قلب عصب کشی‌شده به تمرین نیازمند یک گرمادهی طولانی و سرد کردن است و محدوده‌های سرعت قلب و VO2 که می‌توانند بدست آورده شوند. عصب دهی (فعال کردن) دوباره اعصاب سمپاتیک که به سمت قلب می‌آیند مربوط است به پاسخ سرعت قلبی پیشرفت داده شده به تمرین و فعالیت متقابل

پاسخ‌های همودینامیک به تمرین در ابتدا مربوط هستند به exogenous atecholamines نه به گریز یا رهش سمپاتیک با پاسخ سریع از سره‌های عصب‌ها فشار خون سیستولیک بسیار مناسب تر از سرعت قلب برای پاسخ تمرین تشخیصی و بازیافتی است.

فعالیت‌های غیر هوازی اخیراً به دست آمده است. درجه‌ای که به آن نوروپلاستیک بودن می تواند تحت تأثیر تمرین قرار بگیرد تا احیای عصب به طور اتوماتیک بعد از عمل انجام شود. تاکنون پایه‌گذاری شده است.