اثربخشی مداخلات عصب روانشناختی بر کاهش گرایش به پرخوری افراد چاق
اثربخشی مداخلات عصب روانشناختی بر کاهش گرایش به پرخوری افراد چاق |
![]() |
دسته بندی | پژوهش |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 496 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 118 |
اثربخشی مداخلات عصب روانشناختی بر کاهش گرایش به پرخوری افراد چاق
چکیده
این پژوهش که با هدف بررسی اثربخشی مداخلات عصب- روانشناختی بر کاهش گرایش به پرخوری در زنان چاق شهر مشهد اجرا گردید مسئله مورد بررسی عبارت بود ازاینکه ((آیا مداخلات عصب- روانشناختی برکاهش گرایش به پرخوری در زنان چاق شهر مشهد اثربخشی معناداری دارد؟)). این پژوهش به روش نیمه تجربی و از طرح های پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل می باشد وجامعه آماری آن کلیه زنان چاق مبتلا به اختلال پرخوری شهر مشهد می باشندکه در شش ماهه دوم سال 1394به کلینیک های تغذیه مراجعه کرده اند.حجم نمونه در این پژوهش براساس فرمول کوکران 24نفر تعیین شد که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب وبه روش تصادفی به دو گروه آزمایش (12نفر) وکنترل(12نفر) تقسیم شدند. این دو گروه ابتدا در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس پرخوری گورمالی وهمکاران(1982) پاسخ دادند، پس از همتاسازی دو گروه دراین مرحله، گروه آزمایش در درمان عصب- روانشناختی که شامل 12جلسه 90دقیقه ای بود شرکت نمودند ودر نهایت در مرحله پس آزمون شرکت کنندگان هر دو گروه به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ داده واطلاعات آماری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد تفاوت معناداری در میزان گرایش به پرخوری در مرحله پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل وجوددارد(p<0/05) بنابراین می توان نتیجه گرفت مداخلات عصب- روانشناختی برکاهش گرایش به پرخوری در زنان چاق شهر مشهد اثربخشی معناداری دارد.
واژگان کلیدی:گرایش به پرخوری،مداخلات عصب- روانشناختی، زنان چاق شهر مشهد
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بیان مساله
یکی از معضلاتی که این روزها جامعه جهانی رادرگیرخودکرده است مسئله چاقی میباشد. چاقی به زیادی چربی بدن یا توده بدنی بیش ازحد با توجه به قد اشاره دارد که خطرابتلا به بیماری های پزشکی را نزد فرد افزایش میدهد (مارکوس1،لوین2،کلارکین3،2003). روشی که به طورگسترده برای تعریف چاقی پذیرفته شده است شاخص توده بدن4(BMI) می باشد که عبارتست از تقسیم وزن برحسب کیلوگرم بر مجذور قد برحسب متر (ویلیامسون5،نیوتون6، ولدن7، 2006). امروزهاختلالات خوردن8 یکی از مورد توجه ترین اختلالات روانی/ روان تنی به شمار می روند. این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی می شوند و کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل می کنند و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. درحال حاضر پرکاربردترین تعریف برای اختلالات خوردن توسط انجمن روانپزشکی آمریکا در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ارایه شده است. براین اساس اختلالات خوردن در سه دسته کلی بی اشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی و اختلال خوردن تصریح نشده طبقه بندی می شوند (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000؛ به نقل از خانپوراردستانی، صادق پور، آذربایجانی و حسن زاده کشتلی، 1390). اختلال [1]پرخوری در پیوستDSM-IV-TR، ذکر شده و ملاک های تشخیصی در نظر گرفته شده برای آن مورد توجه پژوهش های زیادی قرار گرفته اند (آذری، پورشریفی و فتی، 1391). پرخوری نیز یک اختلال رفتاری است و این افراد در مقابل رفتار خود احساس درماندگی می کنند و پس از پرخوری دچار افکار منفی نسبت به خود می گردند. بنابراین می توان گفت این افراد در سازماندهی افکارخود دارای مشکل و درنتیجه نیازمند کمک هستند. کارکردهای اجرایی یک جنبه مهم در ارزیابی عصب روانشناسی می باشد و ساختار مهمی است که با فرآیندهای روانشناختی مسئول کنترل هوشیاری، تفکر وعمل مرتبط می باشند (زلازو1 و مولر2،2002؛ به نقل از جدیدی فیقان الف، عابدی،جمالی، صفری وجدیدی فیقان ب،1393). این اختلال از جمله اختلال های خوردن بوده که با دوره های تکرار شونده پرخوری بدون پاکسازی یا سایر رفتارهای جبرانی کاهش وزن که در جوع عصبی دیده می شوند، مشخص می شود. اختلال خوردن تصریح نشده، تشخیصی باطیف گسترده است وشامل بیمارانی میشود که علایم مشابه با بی اشتهایی یا پراشتهایی عصبی دارند، ولی همه شاخصهای تشخیصی این دو اختلال را ندارند (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000؛ به نقل از خانپور اردستانی وهمکاران، 1390). علاوه بر این، اختلال خوردن تصریح نشده، طیفی از رفتارهای غیرطبیعی مرتبط با خوردن مانند اختلال پرخوری را در بر می گیرد (میلر3 و گلدن4،2010). اختلال پرخوری احتمالاً رایج ترین اختلال خوردن است و تخمین زده شده است که تقریباً دو درصد همه بزرگسالان در ایالت متحده از این اختلال رنج می برند (اسپیتزر5،یانوسکیو وادن6، وینگ7، [2]مارکس1و استانکارد2، 1993؛ به نقل از نریمانی قاسمی نژاد،1393). اگر چه اختلال پرخوری به افراد چاق محدود نمی شود، این اختلال تشخیصی رایج در این گروهاست، خصوصاً در میان مراجعان یک هبه دنبال درمانبرای مشکل چاقی خود هستند (انوسکی3،نیلسون4 ودوبرت5؛به نقل از نریمانی وقاسمی نژاد،1393). همچنین، تحقیقات نشان می دهد که نیمی از افراد مبتلا به پرخوری، چاق هستند(اسپیتزر،1992؛ به نقل از میشل6، 2008). شایان ذکر است که در تشخیص اختلال پرخوری، علاوه بر احساس درماندگی در مقابل پرخوری، وجود حداقل سه مورد از این موارد لازم است:
1) غذا خوردن باسرعتی بسیار بیشتر نسبت به حالت عادی خوردن، 2) غذاخوردن تا زمان احساس سیری آزار دهنده، 3) خوردن مقادیر زیادی از مواد غذایی در زمان احساس عدم گرسنگی ازلحاظ جسمی، 4) به تنهایی غذا خوردن به دلیل احساس خجالت نسبت به میزان زیاد غذایی که فرد می خورد، 5) احساس تنفر نسبت به خود، افسردگی یا احساس گناه شدید پس از پرخوری (ویلسون7،2011).
1.Markoos
2.Leveen
3.Kelarkeen
4.Bady mass index
5.villyamson
6.Niyoton
7.Volden
8.Eating disorders
1.ZELAZO
2.Mooler
3.Miller
4.golden
5.spitzer
6.yanveskiyo vaden
7.Ving
.....
فصل دوم
موضع گیری های نظری در خصوص چاقی
مقدمه
امروزه پیشرفت امکانات ماشینی از یک سو موجب زندگی بهتر و فراغت بیشتر شده و از سوی دیگر از فعالیت جسمانی کاسته است. این مساله موجب شده است که افراد به سمت زندگی غیر فعال سوق داده شوند و فقر حرکتی محسوسی در زندگی آنان به وجود آید (شفیع نیا و یوسفوند،1388). در حقیقت به دنبال صنعتی شدن و گرایش به زندگی ماشینی در قرون اخیر،شیوع چاقی در جهان به حدی رسیده است که معیارهای جهانی شدن را پشت سر نهاده است. چاقی امروزه شابع ترین معضل بهداشتی اکثر کشورها محسوب می شود به طوری که پیش بینی می شود با وجود پیشرفت های فراوان در درمان بسیاری از بیماری ها و افزایش امید به زندگی،چاقی اولین علت کاهش امید به زندگی در 100سال آینده خواهد بود (انتظاری میبدی، افخمی اردکانی و نصیریان، 1394).
اضافه وزن و چاقی با سرعت فزاینده ای در حال تبدیل شدن به تهدیدی بالقوه برای سلامتی در دنیای در حال پیشرفت امروزی است (سانتونجا،مورالز،ویلانووا،کورتز[1]،2012).این پدیده یکی از مشکلات اصلی تهدید کننده سلامتی (کوپر و فیربورن[2]،2001؛آرون[3]،2002) و عمده ترین بیماری سوخت و ساز در بسیاری از ملل است (وایدا[4]،2006؛به نقل از بیدادیان و همکاران،1392). با وجود اینکه در طی قرن گذشته چاقی یک موضوع سلامت در بسیاری از کشورهای صنعتی بوده است،اما شیوع آن به حدی بوده که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است همه گیری چاقی یک تهدید جهانی برای سلامت عمومی است (سازمان بهداشت جهانی، 1998به نقل از بیدادیان و همکاران،1392)وامروزه این موضوع تبدیل به یک مساله مهم تندرستی شده است (کوپرو فیربورن،2001).اکنون قریب به بیش از 300 میلیون فرد چاق و بیش از یک میلیون مبتلا به اضافه وزن در سراسر دنیا وجود دارد (بانینگ[5]،2005به نقل از بیدادیان و همکاران،1392). همچنین سازمان بهداشت جهانی (2009) برآورد کرده است که در سال 2015 نزدیک به 3/2میلیون فرد بزرگسال،مبتلا به اضافه وزن،بیش از 700میلیون نفر چاق و نیز 4/2%جمعیت فوق چاق خواهند بود. پیش بینی شده است که چاقی در سال 2025 مشکل درجه یک سلامتی در کل جهان باشد (وایدا، 2006).همچنین امارها نشان می دهند در ایالات متحده 34 درصد جمعیت دچار اضافه وزن و 30 درصد آن ها مبتلا به چاقی هستند (براونل،وادن و فلان[6]،2005). برآوردهای اضافه وزن،چاقی و چاقی مرضی در ایران به ترتیب میزان های شیوع را 6/28 %،8/10%و 4/3 % نشان داده اند (بقایی،1387) بنابراینیافته ها شواهد هشداردهنده ای را در زمینه شیوع بسیار بالای چاقی عمومی در ایران ارایه می دهند. عادات ناسالم مربوط به سبک زندگی،نقش بزرگی را درپیدایش این مساله بهداشت عمومی در جامعه ما دارند (دلاوری،کلیشادی،عالیخانی و علاءالدینی،1386). از این رو می توان گفت راه حل همه گیر چاقی نیازمند رویکردهایی هدفمند و اثرگذار در این زمینه است تا بتواند اصلاح رفتارهای خوردن و فعالیت جسمانی را در پی داشته باشد.
[1]Santoja،Morales،Vilanova،Korts
[2]Koper & Feirburn
[3]Aron
[4]Vaida
[5]Baning
[6]Brownel،Waden & Felan